سر تیتر خبرها
آقای خاتمی، از دراویش مان بیاموزیم!

آقای خاتمی، از دراویش مان بیاموزیم!

آقای خاتمی و هم پیمانان وی و سایرمعترضان اگر از زندان رفتن مهراسند و اتفاقاً از آن استقبال کنند، بزرگترین سنگها را از پیش پای این سرزمین بلازده برخواهند داشت. و البته همان سنگها را پیش پای کسانی خواهند انداخت که باید جایشان را با برگزیدگان مردم عوض کنند.

چندی پیش عده ای از دراویشِ فهیم ما، ساک به دست، به دمِ درِ زندان اوین می روند و می گویند: یا تکلیف همکیشانِ بی گناه ما را روشن کنید یا ما را نیزبه زندان بیاندازید. که “برادران” بی معطلی درخواستشان را اجابت می کنند و همه ی آنان را به زندان می اندازند. من وقتی یک چنین خبری را شنیدم، به احترام دراویشمان از جا برخاستم و روبه سوی زندان اوین ایستادم و سلام و آفرینشان گفتم.

این همان راهکاری است که من بارها برای برون رفت از نکبتی که بدان گرفتار آمده ایم، پیشنهاد داده ام. منتها در این راه، ابتدا باید بزرگان و معترضان و فعالان نامدار سیاسی پیشقدم شوند. اینان باید: در هر کجا و به هر مناسبت بی واهمه سخن بگویند و اعتراض کنند و فریاد بزنند و از هیچ مترسند. مطلقاً نیز نگران عاقبت نظام نباشند. امروز شاید تنها راه مسالمت آمیز و تنها شیوه ی مدنیِ کم هزینه ای که می تواند در دیوارها و بن بست های حائل شکاف اندازد و راههای بسته را بگشاید، همین است. چه؟ استقبال از: به زندان رفتنِ جمعی.

من به سلامت و نتایج حتمی و درخشان این راهکار ایمان دارم. اگر آقای خاتمی و هم پیمانان وی و سایرینی که از روند کنونی دل ناخوشند و از مسند نشینیِ ناجوانمردان دل خون، باید همگی و یک به یک داد سخن در دهند و در سایت ها بنویسند و در هر فرصت ممکن اعتراض کنند و در هر محفل فریاد بکشند. با این اطمینان که همان فردا “برادران” به خانه هایشان یورش می برند و یک به یکشان را می گیرند و می برند و به زندان می افکنند. آقای خاتمی و هم پیمانان وی و سایرمعترضان اگر از زندان رفتن مهراسند و اتفاقاً از آن استقبال کنند، بزرگترین سنگها را از پیش پای این سرزمین بلازده برخواهند داشت. و البته همان سنگها را پیش پای کسانی خواهند انداخت که باید جایشان را با برگزیدگان مردم عوض کنند.

با اطمینان می گویم: امروز کُرک و پرِ حاکمیتِ پرخاشگر ریخته است. نمی تواند این همه سیاستمدار و نام آشنای معترض را یکجا در زندان نگه دارد. نتیجه این که فضا برای اعتراض های مدنیِ مردم گشوده تر می شود. بهتربگویم: اعتراض های مردم توسط حاکمیت “دیده” خواهد شد. و حاکمیت، ناگزیر به خواسته های مردم تن درخواهد داد. اگر که دیر نشده باشد. و سخن آخر این که: زنده باد دراویش فهیم و غیرت مند ما.

محمد نوری زاد
ششم اسفند ماه سال نود و یک

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

85 نظر

  1. مدتی از مطلب شما و کامنت من گذشته و در این زمان تحولات بسیاری رخ داده که مهم ترین آن انتخابات گذشته بود. به نظر می رسد آقای خاتمی توانست با رساندن یک پیاده به نام حسن روحانی به خط نهایی، یک وزیر را وارد شطرنج سیاسی ایران کند. خود ایشان نیز اکنون که از آچمز حریف گریخته و نگران اتهام و توهین و فحاشی و پرونده سازی نیست، بدون نگرانی و با صراحت بیشتری از جنبش سبز و آقایان موسوی و کروبی دفاع می کند. حال اگر مطابق توصیه شما «آقای خاتمی و هم پیمانان وی» فریاد می زدند و اعتراض می کردند و می نوشتند و گلایه می گذاردند، تا «برادران به خانه هایشان یورش برند و یک به یکشان را بگیرند و به زندان افکنند» چه حاصل می آمد؟ جز این بود که گوریل عصبانی مان مثل چند سال پیش بزند زیر صفحه سیاه و سفید و سواره های ما را به اوین بیافکند؟

     
  2. جواب به ناشناس

    لعنت خدا بر تو و همفکرانت آقای ناشناس…….

    ————————-

    دوست من، بجای لعنت ودشنام، ایکاش نوشته ی ایشان را نقد می فرمودید.

    با احترام

    .

     
  3. جناب نوریزاد عزیز سلام وسال نومبارکتان باشد .ماباید شبانه روز به این فکر باشیم از چه راه ویا راههایی میتوانیم به حاکمیت در ضعف وخود باخاخته کمک نماییم ،باورکنید حاکمان ما دروحشت واضطرابند وبجای تکیه کردن بر سرنیزنه برسرنیزه سوارند وفکرنمیکنند از سرنیزه نمیشود سواری گرفت صحبتهای رهبررا در مشهد شنیدید ؟ایشان دنیارا تهدیدمیکنند؟نمیدانند پشت سر اسرییل کیست ؟نمیدانند پشت سراسراییل تنها ارتش دنیاست .آیا ما درمقابل این ارتش اول جهان مثل پشه درمقابل فیل نیستیم ؟ما چرا گرفتار خود بزرگ بینی شده ایم وخود را بیشتراز آنچه هستیم میبینیم ؟این از ضعف نیست ؟واین از بدبختی نیست؟ فرماندهانیکه به اندازه یک سرباز زمان شاه آموزش نظامی نیده اند مرتب برطبل هل من مبارز میکوبند ونمدانند آنها بهترازما توان مقابله ویا دفاع مارا میدانند واگرنمیخواهند وارد جنگ شوند دلایل دیگری دارد نه ترس از نیروهای مسلح ما .اینها بمحض شروع صدای تفنگی با ثروتی که از مال مردم اندوخته اند بلافاصله فرار را قرار ترجیح داده وبارجنگ را برگردن ما ها می اندازند .اینست که باید مکررا بگوییم برطبل جنگ نکوبید که خردمند ازجنگ چون خرچنگ پس خزیده است .شورویها هم تا شروع جنگ بامایند ولی بعداز آن خودشان را از معرکه خارج میکنند وعلیمیماندوحوضش.

     
  4. براستی در زندان و بیرون زندان زیاد با هم فرقی ندارد. چون هر دو زندان است

     
  5. یار مراغار مرا عشق جگرخوار مرا؟؟؟؟

     
  6. ادب مرد به ز دولت اوست. یواش داداش پیاده شو با هم بریم. چه خبرته هرچی که لایق ///// به دیگران نسبت میدی؟

     
  7. فرناز بکتاش

    دوست عزیز
    همه ما به آقای خاتمی اعتراضاتی داریم و مسامحه های ایشان را بر نمی تابیم و پاره ای از ضعف های ایشان را هم قابل چشم پوشی نمی دانیم… اما این چیزی که شما گفته اید وحشتناک است؛ همکاری با برداران بر علیه یک منتقد بی قدرت؟!! ارائه سند به آنها؟!!
    شما چه سندی برای این اتهام ناجوانمردانه دارید؟

    ———————

    سلام بانوی خوب
    من هم با شما موافقم که این اخلاق خراب کردن دیگران به هردلیل بی دلیل را باید کناربگذاریم. اگر درهر مذهب ومرام وکشوری بشود بفرض محال اینگونه علیه کسی سخن گفت واو را ضایع کرد، برای ما مطلقا شایسته نیست. ازبس بدون مدرک انسانها وخانواده ها وجریانهایی را به خاک زده ایم، اینگونه سخن گفتن جزیی ازشاکله ی شخصیت ما شده است. سپاس ازتذکر خوبتان
    با احترام
    .

     
  8. آقای نوری زاد من شما را ستایش میکنم ، هر چند اندکی دیر از خواب غفلت و نادانی بیدار شدید ولی حقا که حق مطلب را ادا کردید و اگر بمیرید دیگر بدهکار مردم نخواهی بود
    یک لرستانی

     
  9. آقای نوری زاد . مصاحبه مجید انصاری را با مجله آسمان بخوانید . ایشان خبر از این میدهد که اصلاح طلبان در جلسات خود در باره تند رویهای دوران اصلاحات صحبت میکنند و درس گرفتن از آن و دوری از تند روی . من نمیدانم که اگر حرفهای انصاری صحت دارد ، آقایان در کجا سیر میکنند و چقدر از واقعیات جامعه بی خبرند .
    ایشان از این خبر میدهد که از نظر رهبری مانعی برای به میدان آمدن این اصلاح طلبان هم نیست . درست هم میگوید .

     
  10. سرباز آریوبرزن

    خودتی

     
  11. رامین

    با سلام خدمت اقای نوری زاد
    پیرامون مطلب اقای خاتمی از دراویش بیاموزیم
    جناب نوری زاد حال که بزرگان در مقابل این دیکتاتوری وخفقان وزندانی دلسوزان سکوت کرده اند چرا از مردم نخواهیم این راه را بروند ؟
    بنده پیشنهاد می کنم که کمپینی راه اندازی شود وروزی یک نفر به جلوی زندان اوین و یا در مقابل خانه رهبران حصر شده رفت و خواستار دیدار با انان شد بنده حاضرم نفر اول باشم.
    با تشکر

    ——————————

    سلام رامین گرامی

    سپاس ازغیرت مندی شما

    اما حضور یک نام آشنا کجا و یک گمنام کجا؟

    نه عزیزم، این کارنه کارشمایان است

    بزرگان صاحب نام باید به این مهم دست یازند

    بیهوده نباید مردم را به زحمت انداخت

    سپاس

     
  12. با عرض سلام خدمت اقای نوریزاد عزیز.اینجاتب یک پیشنهاد خدمت شما دارم که شاید خود یکی از راههای رسیدن به دموکراسی باشد.وان نزدیکتر کردن اقوام مختلف ایرانی به یکدیگر است.بعنوان نمونه میدانیم که لطیفه های زیادی بر علیه هموطنان عزیز ترک زبان ساخته میشودو اینجانب چون با دوستان اذری در تماس هستم میدانم که انها از این بابت بسیار ناراحت هستند و این قطعامشکل کوچکی نیست.میتوان با ایجاد انجمنهای دوستی بین اقوام مختلف و یا در ابعاد کوچکتر انجمن دوستی ترک و فارس اقوام را با حقوق یکدیگر و شناساندن خدمات انها به ایران و همچنین فرهنگها و حساسیتهای انهااشناتر نمود.جنابعالی با توجه به جایگاه فرهنگی خویش قطعا دوستان زیادی در بین اقوام مختلف دارید و میتوانید اغازگر این حرکت بزرگ در راه ایران عزیز باشید.برای شما ارزوی موفقیت دارم.

    —————————

    سلام آقا مهدی گل

    تشکرازپیشنهاد خوبتون

    انصافا اگراین عملی بشود بسیاری ازمشکلات داخل حل می شود.

    منتها این کاربزرگ یک برنامه ریزی مفصل نیازدارد وبودجه ای وجا ومکانی. ویا مگراین که صرفا با یک تیم بزرگ ازسرشناسان صورت بگیرد. که من شوربختانه تنهای تنها هستم. دوستان می گویند ومی خندند اما پای کارکه می رویم یکی یکی غیبشان می زند

    با احترام

     
  13. لعنت و نفرین بر سرکرده منافقین،کافر حربی و جاسوس سیا.جلبک سبز محمد نوری زاد!زاده از ////.ولد////.
    ای //// زاده!ای حرامزاده کافر!ای کافر حربی با توام.با تو.با توی بی اصل و نسب.
    کثافت حرامزاده
    بی پدر مادر

     
  14. زنده باد سید همیشه خندان

    رهبر آینده ایران

     
  15. آقای نوری زاد سلام
    مقاله زیر را که خواندم بر آن شدم که پیشنهاد فوق یعنی مخاطب قرار دادن فرزندان این آب و خاک و هشدار به ایشان از آینده نه چندان روشنی که حکومت برایشان به تصویر کشیده است را با شما مطرح کنم.

    ———————————–
    آیا مردم ایران یجورایی همچون زامبی شده‌اند؟؟؟!!!
    >فرورتیش رضوانیه (روزنامه نگار و طنز نویس)
    > ———————————————-
    >یک چراغ جادو را مقابل مردم دنیا بگیرید و به آنها بگویید که غول داخل آن یک آرزویشان را برآورده می‌کند. هر فردی از هر کشوری آرزوی متفاوت خواهد داشت. یکی بوگاتی می‌خواهد و دیگری کشتی تفریحی دوست دارد، یکی می‌گوید هواپیمای شخصی و یکی کاخی بزرگ را طلب می‌کند و یکی هم می‌خواهد صاحب یک سایت مانند فیس‌بوک باشد و شاید کسی هم می‌خواهد نخستین فضانوردی باشد که قدم روی مریخ گذاشته است.
    >حالا همان چراغ جادو را مقابل مردم ایران بگیر. نفر نخست پول زیاد می‌خواهد، آن یکی پول فراوان می‌خواهد، یکی دیگر پول هنگفت می‌خواهد، آن یکی 3000 میلیارد طلب می‌کند و یکی دیگر می‌گوید می‌خواهد بین فامیل پولدارترین باشد و هرگز ثروت کسی از او بالاتر نرود.
    >
    >بیشتر مردم ایران، آرزویی ندارند. آنها می‌خواهند هر مشکلی را با پول حل کنند و هر چیزی را با سرمایه‌گذاری مستقیم مالی به دست بیاورند. آنها حتی اگر سلامتی یکی از اعضای خانواده‌شان را می‌خواهند، با خدا و بزرگان معامله مالی می‌کنند:«اگر شفا پیدا کند، 500 تومن می‌گذارم کنار…». تعریف خیلی از آنها از «نذر کردن»،ارائه پیشنهاد مالی به آسمان است.کسی نذر نمی‌کند که اگر مشکلش حل شد، بعد از آن تا جایی که می‌تواند دروغ‌گویی یا غیبت کردن را کنار بگذارد.آنها برای ادای نذر خود گوسفند می‌کشند و گوشت آن را میان چند خانواده پولدارتر از خودشان
    تقسیم می‌کنند و کله‌پاچه‌اش را هم صبح نخستین روز تعطیل با خوشحالی و
    سنگک تازه میل می‌کنند.
    >اگر می‌خواهند بقیه دوست‌شان داشته باشند، خودشان را پولدار جلوه می‌دهند و اتومبیل‌های مدل بالا سوار می‌شوند تا دیگران عاشق‌شان شوند. آنها می‌دانند اگر دوست و فامیل احساس کنند که وضع‌شان مناسب نیست، طردشان می‌کنند؛ پس وانمود می‌کنند که دغدغه مالی ندارند. وقتی توی میهمانی می‌نشینند، درباره قیمت جدید خودروها می‌پرسند و می‌گویند که قصد دارند یکی بخرند، اما این در حالی است که هرگز پولی برای این کار ندارند. آنها چنان در پی چشم‌وهم‌چشمی هستند که یک کارگر ساده کارخانه خانه پدری خود را می‌فروشد و به اجاره‌نشینی روی می‌آورد تا
    همسرش بتواند به فامیل خود بگوید که سانتافه سوار می‌شوند.
    >بیشتر مردم ایران تاجران خانگی هستند. آنها طلای اندوخته دارند، دلار و یورو خریده‌اند یا در پی افزایش سود حساب بانکی خود هستند، پس هر روز در سه نوبت صبح، ظهر و عصر، قیمت ارز و سکه را پیگیری می‌کنند و با شنیدن آن سوت می‌کشند و نچ‌نچ می‌کنند، چون نگران سرمایه خود هستند.
    >مردم ایران آرامش ندارند.آنها به این اعتقاد ندارند که هر کسی باید هماهنگ با درآمد خود زندگی کند.آنها ابتدا یخچال سایدبای ساید را نمادی از ثروت می‌دانستند و سپس به تلویزیون‌های تخت روی آوردند.
    >بسیاری از مردم ایران ماهانه قسط خانه و اتومبیل و وسایل الکترونیکی را می‌پردازند که به آن نیازی ندارند. آنها پارکینگ ندارند، اما اتومبیل گران‌قیمت می‌خرند و نیمه‌شب با شنیدن صدای آژیر دزدگیر از خواب می‌پرند و با عجله خودشان را به پشت پنجره می‌رسانند و پایین را نگاه می‌کنند.
    >مردم ایران، ثروتمندترین ملت جهان هستند، اما همیشه ناله می‌کنند که پول ندارند. آن‌ها خودروهای مدرن را به دو برابر قیمت آن در جهان می‌خرند و جدیدترین گوشی‌های موبایل و تبلت‌ها را به دست می‌گیرند.در عسلویه، گوشی‌های کارگران از موبایل مهندسان جدیدتر و گران‌تر است.
    >مردم ایران مانند زامبی‌ها زندگی می‌کنند. زامبی، انسانی است که هدف و آرزو ندارد و فقط صبح را به شب می‌رساند و شب خود را به صبح روز بعد پیوند می‌زند. زامبی، معنای عشق و دوست داشتن را نمی‌فهمد. همان زامبی‌ها پشت میز می‌نشینند تا برای دیگران تصمیم بگیرند.
    >چیزی که مردم ایران آن را «زندگی» معنی کرده‌اند، زندگی نیست. آنها یکدیگر را دوست ندارد. بیشتر آنها زامبی هستند. زامبی‌ها، پول‌پرست‌هایی هستند که روی هر چیزی قیمت می‌گذارند و زندگی را فقط از زیر گلو تا سر زانوهایشان می‌بینند.
    >فقط زامبی‌ها هستند که در استادیوم و پارک به تماشای اعدام می‌نشینند. زامبی‌ها هستند که وقتی پشت فرمان اتومبیل می‌نشینند وحشی می‌شوند و با خوی حیوانی خود رانندگی می‌کنند. تنها زامبی‌ها هستند که کارخانه تاسیس می‌کنند و آب کاه را داخل شیشه می‌ریزند و به جای آبلیمو روانه بازار می‌کنند. زامبی‌ها هستند که پراید را تولید می‌کنند و می‌خرند و سوار می‌شوند و خودشان و دیگران را می‌کشند. زامبی‌ها، کودکان را نمی‌بینند و نمی‌خواهند به این اهمیت بدهند که فکر و شعور و استعداد فرزندان‌شان چطور رشد خواهد کرد.
    >بعد از 14 سال خبرنگاری، از کشتن بزرگسالان زامبی خسته شده‌ام. می‌خواهم تلاش کنم تا کودکان امروز، زامبی‌های آینده نباشند. به همین دلیل از 23 بهمن‌ماه شغلم را تغییر می‌دهم تا بتوانم با تمام توان و انرژی که دارم، برای بچه‌ها وقت بگذارم. تمام تجربیاتی که در این سال‌ها کسب کردم را در این راه به کار می‌گیرم تا کودکان زامبی نشوند.
    >می‌دانم که زامبی‌ها مقابل من ایستادگی خواهند کرد، اما شات‌گان برای همین مواقع ساخته شده است.
    >

     
  16. سلام و درود به سرور دلاور و گرانمایه
    محمد نوریزاد عزیز که همواره دعاگوی شما هستم و آرزوی سلامتی شما را دارم
    پس از خواندن نامه آخر شما که از تنهایی گفته بودید و توقعاتی هم از امثال خاتمی داشتید، که کاری کارستان کنند که بنده بر خلاف شما هیچ انتظاری از این قشر معمم چه فرهیخته و چه خونخوارش ندارم/////، باز هم فکری به نظرم رسید که با شما در میان گذارم.
    در این مقطع حساس و تاریخی همه هشدارهای شما را اتمام حجت میدانم و همانطور که قبلا نوشتم معتقدم دیگر فصل هشدار گذشته و باید با همه مدعیان از اپزیسیون گرفته تا حاکمان متفرعن و اطرافیان زبونشان اتمام حجت کرد.
    بنظرم اتمام حجت بعدی باید با جوانان و فرزندان این آب و خاک باشد از آنها که هم اکنون همچون فرزند من در مقطع ابتدایی تحصیل میکنند تا آنها که در راهنمایی و دبیرستان و دانشگاه هستند و همچنین جوانان بیکارو وامانده از تحصیل که یا بنوعی مشغول بکار شده اند و یا به الافی دلمشغول.
    نمیدانم چه نظری نسبت به نسل امروز دارید نسلی که نه تنها والدینشان بلکه جدشان هم قیم داشته در تصمیم سازی برای زندگی خود و آیندگانش تقلید از مرجعی مینموده و یاد گرفته که برنعش استقلال از بدو تولد فاتحه بخواند و نسل امروز که حتی جنازه این استقلال را هم ندیده از 34 سالگانش به قبل در فضایی آکنده از مرگ و نفرین به این و آن بزرگ شده است.
    دوستی تعریف میکرد که باتفاق فرزندش در هنگام تماشای تلویزیون گویا اخبار صحنه هایی منتخب را از سایر کشورها نشان میدهد که مردم برای خود دل مشغولند و این کودک خردسال که در کلاس دوم ابتدایی تحصیل میکند روی برگردانده به پدر میگوید” بابا ببین همه دنیار برای خودشان خوشند و فقط ما با اسراییل سر جنگ داریم!”
    سخن کوتاه میکنم . درخواست یا پیشنهادم را بیان:
    از قلم توانای شما درخواست دارم که با نسل نو، نسل سومیها، جوانان به زبان ساده صحبت کنید و با آنها درد دل و اتمام حجت. تمام خطاب ما که نباید بزرگان مهر بر دل خورده باشند. یا گروه خاصی از آنها البته که تا کنون با فرزندان زندانیان سیاسی صحبت شده ولی این صحبت باید بسط پیداکند و با همه جوانان باشد.
    به گمانم اگر برای نسل زیر 10 تا 12 سال مختصری از تاریخمان که حاصلش به
    انقلاب انجامید و انتظاراتی که از این انقلاب میرفت و نشد و چگونه به
    انحراف کشیده شد و برای جوانان 12 تا 18 سال به تصویر کشید آینده ای را که
    تداوم این وضعیت برایشان رقم خواهد زد و برای رده های سنی بالاتر که یا
    دانشجو هستند، یا شاغل و یا بیکار وامانده از آرزوهایی که دست یابی به
    آنها را در طول دوران زیر 18 سال خویش رویا پردازی کرده مقصر عدم دسترسی
    به آن را یا والدین خویش میدانند و یا حاکمیت روشنگری فرمایید که انفعال
    یعنی مرگ و نابودی، شاید حرکتی آغاز شود که پیش بینیش در این وانفسا ساده
    نباشد.
    بیان واقعیات به فرزندان و به تصویر کشیدن سیمای دروغ و نیرنگ حاکمیت برایشان قطعا تاثیر دارد. آنچه به دروغ در کتابهای تاریخ بخوردشان میدهند و مجبور شدنشان به تظاهر یعنی رفتار و پوشش متفاوت در خانواده و مهمانیها با مدرسه و جامعه و اینکه این همه از کجا نشات گرفته بسیار ضروریست. بقول موسوی آگاهی شم اسفندیار این رژیم است و ما از آگاه نمودن فرزندان خویش غافلیم و نا خود آگاه دست در دست حکومت فرزندان خود را طعمه خودکامگیهای حاکمین شرور و ظالم میکنیم.
    به گمانم اگر اختلاسها و دزدیها را ریشه یابی کنند یکی از علل آن تامین آتیه فرزندان آقایان دزد و مختلس است. خود میدانند که چه کرده اند و جه آینده ای در انتظار فرزندانشان است پس به دزدی قانع شده پولی به کف می آورند و باتفاق خانواده از این ویرانسرا فرار کرده در جای دیگری از دنیا اطراق میکنند و شاهد رشد فرزندانشان میشوند همچون جناب خاوری که در اولین واکنشها بیان شد که فرزندانشان در آنجا کارشان رونق دارد و آژانس مسافرتی دارند و یا کار تجاری میکنند!!
    ماهاتیر محمد بعد از رسیدن به قدرت در مالزی اولین کارش سرمایه گذاری در آموزش و پرورش بود تا با تربیت نسلی نو پایه های توسعه در کشورش را مستحکم کند. حال وضعیت فلاکت بار آموزش و پرورش ما راببینید که نیاز به توضیح ندارد و آموزش عالی دیگر از آن بدتر!
    همه میدانیم میزان وابستگی والدین به فرزندان و همه میدانیم که انگشت شمار میشوند سیه دلانی همچون آخوند خزعلی که حاضر است زجر فرزند را بر منافع خویش ترجیح دهد لذا اگر فرزندان حق خویش از والدین خواهند و در کنار والدین حق خویش از حکومت جمع کردن بساط این اعتراض کار راحتی نیست.
    پس باید کاری کرد که جوانانمان و فرزندانمان به هیچ قیمت از احقاق حق خویش نترسند و بر آن پا فشاری کنند.
    اینکه به دروغ دستاوردهای تلخ این انقلاب را بزک کنند و در قالب موفقیت به خورد فرزندانمان دهند و آنها را مسخ کرده در راهپیمایی 22 بهمن از ایشان سو استفاده کنند بساط تفرقه را در جامعه گسترانیده اتحاد بین والدین و فرزندان را از بین میبرند و آنها را در برابر هم قرار میدهند. باید فرزندانمان را آگاه کنیم که چه خیانتی به آنها شده و میشود.
    تا نظر شما چه باشد؟

    دست شما را میبوسم

    رضا

     
  17. سلام بر شما جناب نوری زاد
    و خوانندگان شما

    مدتی است من برای شما می نویسم امیدوارم این ذهنیت بوجود نیامده باشد که من در رقابت نوشتاری با شما هستم .

    من فقط یک ذهن نگران هستم و هر زمان شما فرمودید نخواهم نوشت زیرا به هیچ عنوان دوست ندارم باعث اسیب به هویت و فلسفه ی وب سایت شما شوم ..

    ………………

    قبل از هر چیز لازم می دانم که عرض کنم که شما خوانندگان فرض کنید این نوشته یک پیش بینی است با فرض صدرصد ..
    حال شما چه راه حلی دارید ؟؟

    هدف این نوشته یافتن راه کاری است برای بزنگاه های حساس از زبان شما شهروندان …

    اما پیش بینی :

    مدتهاست که می شنویم که آقای مشایی کاندیدای دولت است و از قضا خیلی ها از افشاگری های دولت علیه رهبری در هراسند که مبادا ایشان باز با این ترفند به مسند قدرت تکیه بزند !!

    علارغم تصورات چنین افرادی آقای احمدی نژاد و مشایی علیه رهبری دست به افشاگری نخواهند زد تنها علیه اطرافیان ایشان چنین حربه ای را استفاده خواهد کرد چرا ؟

    بنا به چند دلیل :

    اول از همه اینکه حضور آقایان احمدی نژاد و مشایی در قدرت نشات گرفته از یک فلسفه است

    و این فلسفه حتی زندگی آنها رو هم در بر گرفته .. پیوند فرزندان آنها .

    قبلتر شنیده ایم که آقای مشایی گفته اند ما آماده ی شهادت هستیم اگر چه تکذیب شد اما به درستی آماده ی شهادت یا هر چیزی دیگر هستند
    حتی خانوداه ی آنها هم همین طور .. ..
    اگر در خصوصیات آقای احمدی نژاد زوم شویم می توان رفتار های چریکی او را فهمید ..

    دوم :

    آقای مشایی توان مقابله با رهبری را در حال حاضر ندارد زیرا نه نیروی کافی دارد و نه عقبه ی محکم

    سوم :

    افشاگری علیه رهبری یعنی بازی باخت – باخت .. زیرا رهبری هم خصوصیاتی هم چون احمدی نژاد دارد اما کنترل شده ..

    احمدی نژاد هرگز بازی باخت – باخت را شروع نخواهد کرد تا زمانی که علیه او بازی باخت- باخت شروع نشود ..

    در چنین حالتی برگ برنده ی اقای مشایی چیست که دولت برآن تکیه زده ؟؟

    این همان چیزی است که من پیش بینی می کنم ..

    اجازه بدهید مختصری از کاراکتر مشایی بگوییم

    در فلسفه ی دولت آقای مشایی ورژن کت و شلوری آقای خاتمی است

    شخصیتی کاریزماتیک – خندان – خوش پوش و خوش تیپ و بسیار مودب و علارغم کم گویی ایشان – وی بسیار متفکر و تئوریسین است …
    شما اگر به عکس رسمی ایشان در وب سایت دولت نگاهی بیندازید در نگاه ظاهر بسیار فرد ایده الی است ..

    از چگونه راه رفتن ایشان تا چگونه دست دادن ایشان با مهمانان خارجی..

    چنین شخصیتی هزگز در مناظراتش حریف را تخریب نخواهد کرد

    با توجه به گفته های بالا پیش بینی اینست که برگ برنده ی ایشان

    زنان و دختران خواهد بود

    اگر چنین اتفاقی بیقتد من به عنوان یک اصلاح طلب صدرصد ایمان دارم که بیش از 80% زنان و دخترانی که دیروز پرچم خاتمی و میرحسین را در دست داشتند فردا پرچم مشایی را در دست خواهند گرفت ..

    اقای احمدی نژاد در زمان ریاستشان ثابت کرده اند که برای رسیدن به خواسته اش محکم و قاطع است در چنین حالتی کافی است که آقای مشایی صراحتن از آزادی حجاب زنان دفاع کند ….

    اگر چنین اتفاقی بیفتد من معتقدم که با توجه به قاطعیتی که خانم ها از آقای احمدی نژاد دارند و شخصیت کاریزماتیکی که آقای مشایی دارد حتی اگر رقیب ایشان آقای خاتمی باشند باز مشایی پیروز است درواقع زنان نقد

    مشایی را به نسیه و ترس خاتمی معاوضه نخواهند کرد …

    اما شاید شما بفرمایید که در زمان ایشان بیشترین هتک حرمت ها علیه زنان شد !!!

    نکته اینجاست که آقای احمدی نژاد همه ی این موارد را برگردن نیروی های خودسر و بطور غیر مستقیم رهبری خواهد انداخت …

    اگر چنین حالتی پیش بیاید که توده ی اصلاحات دیروز فردا به مشایی رای بدهند این یعنی در نهایت عرض خواهی رفتن اصلاح طلبان به زباله دان تاریخ …
    و این آب سردی است بر تمام وجود میرحسین موسوی و ….

    من امیدوارم که اصلاح طلبان برای تک تک موارد فرضی راه حلی بسیار کارامد داشته باشند..

    ..
    ذهن نگران من سه فرضیه رو برای اصلاح طلبان در نظر می گیره :

    1- پیروزی – که عالی است

    2- شکست که بد است

    3- رفتن به زباله دان

    در این بین اگر چه شکست بد است اما بسیار بسیار بهتر از پایان یک هویتی است که یک قرن برای آن زجر کشیده شده است ..

    حسام

     
  18. استاد نوری زاد عزیز، اولا قلم شما را دوباره میبوسم که درس مدنی و گرانبهای “کثرت دیدگاه و راهکار دارایی است و نه تهدید” (یعنی گوهر همان قائده عقلانی و دینی “شاورهم في الامر”) را به این زیبایی یادآور شده اید. دوما منظور من تعمیق این گفتار بود (در جهت بررسی بیشتر هزینه های پیشنهاد دلسوخته شما به این عزیزان در این تحلیل “هزینه-فایده”) با توجه به اینکه جایگاه شما و قلمتان بسیار عزیز و ارزشمند است. و سوم اینکه نه تنها منظور این قلم “برکنارماندن آقایان خاتمی وهاشمی ازتنش های سیاسی و گذر مسالمت آمیزشان [بویژه] در سکوت” نبود، بلکه نوعی تشویق این دو عزیز به تحرک سیاسی-مدنی بود، ولی به گونه ای که مایه حفظ (و بسط) توانایی شاید حیاتی شان (بویژه در این زمان بسیار خطرناک) گردد، زیرا حتی در شرایط عمیقا وخیم فعلی شاید “میانه راه” های بسیاری برای نجات میهن (و دین) بین “سکوت” و ریسک زندان (یا “حصر” کردن) به نظر این دو یار جنبش سبز برسد که بویژه بر من (در کنج غربت) نا آشنا باشد. امیدوارم که این توضیح مفید فایده افتد — و در این رابطه شاید شنیدن این کلیپ (به نام “قربون اعتدال برم”) از “سبزالامور اوسطها” خالی از لطف نباشد:
    http://www.youtube.com/watch?v=ZNOKHukFyBg
    با احترام
    مجتبی آقامحمدی

     
  19. فتنه گر بی بصیرت

    با سلام خدمت استاد عزیزتر از جانم جناب نوریزاد
    میخواستم عرض کنم خدمت شما که بنا به دستور جنابعالی بر بکار نبردن الفاظ رکیک و نقد محتوایی نوشته ها بنده از پاسخ دادن به این ناشناس بیمار چشم پوشی کرده ومن ازطرف ایشان از شما معزرت میخواهم و بهبودی عاجل این بیمار روانی را از خداوند متعال خواستارم انشاالله
    باتشکر

     
  20. سلام نوریزاد عزیز
    اقای نوریزاد برخی دیدگاه هایی ثبت میکنند که واقعا جای شرم دارد… خیلی کار خوبی میکنید که اون ها رو هم تایید میکنید من این کار شما رو تحسین میکنم. اما در مورد محتوایشان هرگز غصه نخورید. بنده هم فقط برای جهل حاکم ناراحتم. حالا این که بیایند و دیدگاهی بدهند محترم است ولی این که توهین میکنند جای تاسف دارد. نه برای محتوا بلکه برای جهلشان.
    البته سربازان جنگ نرررم هم ممکن است برای خراشاندن اعصاب جناب عالی وارد عمل شوند که شما را عصبی کنند تا واکنشی نشان دهید و فردا در بلندگو فریاد بزنند. اما شما ازمون خود را در نمایشگاه مطبوعات دادی و موفق هم شدی عزیزم (انجایی را میگویم که برخی شعبون بی مخ ها به تو لگد زدند و… تا واکنشی نشان دهی).
    امیدوارم موفق و سربلند باشی

     
  21. برادر پهلوان من جناب نوریزاد واقعا شما از خاتمی چنین انتظاری دارید؟خاتمی کسی هست که آسان به رای و اعتماد 40میلیون ایرانی پشت پا زد او حتی وقتی که شخص اول مملکت بود نتوانست به مردمی که تا پای جان پشت او ایستاده بودند بگوید نمیگذارند کار کنم او فرماندهی بود که با 40میلیون سرباز پشت سرش درمقابل مجتبی عاجز بود او طلایی ترین دو ران ایران را با عشوه گری و طنازی به باد داد.این آقا در حالی از حقوق زنان ایران دم میزد که ///// خداییش شما خود قضاوت کنید این احمدی نژاد چگونه از وزرایش دفاع میکند رو با خاتمی .منو ببخش اما انسان عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود ما باید واقع بین باشیم (البته هدفم جانبداری از این یارو احمدی نژاده روانی نبود )میخواستم بگم خاتمی امتحانش را پس داده ////

     
  22. استاد نوری زاد عزیز، سلام دوباره و ممنون از پاسخ پر مهرتان به پرسشم در زیر؛ که در آن فرموده اید: “همینجا، من دراین نوشته اتفاقا به جایگاه ایشان تعریض بسته ام، که آقای خاتمی کارهایی می تواند بکند که همه ی مسئولان ما اگر دست به دست هم بدهند نمی توانند بکنند.”

    اما در مقاله خوبتان به آقای خاتمی (و رفسنجانی — به طور غیر مستقیم) این را توصیه کرده اید: “آقای خاتمی و هم پیمانان وی و سایرمعترضان اگر از زندان رفتن مهراسند و اتفاقاً از آن استقبال کنند، بزرگترین سنگها را از پیش پای این
    سرزمین بلازده برخواهند داشت.”

    که در پاسخ من عرض کردم– متن کامل در زیر: با توجه به اینکه آقایان خاتمی و رفسنجانی از آخرین کسانی هستند که شاید بتوانند “این سرزمین بلازده” را از لبه پرتگاه جنگ (و هم جنگ داخلی)، تجزیه، حمام خون، و… کنار بکشند… اگر خدای نکرده در این پیش بینی خوش بینانه [در مقاله] اشتباه کرده باشید، آیا فکر عواقب باخت خاتمی و رفسنجانی در این قمار نزدیک به نیمه شب وطن را کرده اید؟

    در پاسخ فرموده اید — و این برادر سبزتان با آن صد در صد موافق است: “ما ناگزیریم برای رهایی دست بدامن هرصاحب نفوذ و صاحب اثری شویم…حتی اگر توسل به آقایان خاتمی و هاشمی بتواند ما را یک روز نه یک ساعت در ورود به فاجعه ای چون سرنوشت فعلی سوریه به تأخیراندازد من شخصا به دست وپای ایشان می افتم. مهم این است که هم مردم و هم کشورمان [بیش از این] آسیب نبیند.”

    پرسشی که عرض کردم نه در باره “دست بدامن” شدن آقایان خاتمی (و رفسنجانی) بود برای نجات وطن [و دین مظلوم اسلام واقعی]، بلکه در این باره بود که اگر (بویژه) از این دو عزیز چیزی چون قمار به زندان یا “حصر” انداخته شدن را [یعنی به چالش کشیدن علنی “رهبر” را] بطلبیم، عواقب باخت (نه برد — که آن هم احتمال دارد) در این قمار چه خواهد بود؟ — با توجه به اینکه آقایان خاتمی و رفسنجانی از آخرین کسانی هستند که شاید بتوانند “این سرزمین بلازده” را از لبه پرتگاه هولناک فعلی کنار بکشند.

    دیدگاه این قلم دور از وطن این است که شاید بهتر آن باشد که با توجه به موقعیت بسیار خطرناک فعلی (که در آن طرفداران مست از باده قدرت مطلقه “استبداد داخلی” نیازمند به “استعمار خارجی” و بالعکس بوده — به قول مرحوم مصدق — و در نتیجه دشمن خونی این دو عزیز میانه رو و خشونت پرهیز هستند) بویژه آقایان خاتمی و رفسنجانی باید با پاسداری از هر آنچه از “نفوذ و صاحب اثر” بودنشان (به قول شما) باقی مانده است، گزینه گذر مسالمت آمیز از این ورطه هولناک را حفظ کنند — یعنی ریسک به زندان (یا به “حصر”) افکنده شدن را نکنند، زیرا به وجودشان نیاز مبرم داریم.

    با توجه به این نکات، فکر میکنم که پرسشم از شما آزاده وطن (که تا آنجایی که درک کردم پاسخ مستقیمی به آن مرحمت نکردید) به بعد “هزینه” در تحلیل “هزینه-فایده” مطرح شده در بالا (و در مقاله) نظر دارد — که امیدوارم به آن توجه بیشتری مبذول فرمائید، تا طبق معمول از شما یاد بگیرم.

    سبز باشید.

    مجتبی آقامحمدی

    ——————————

    سلام آقا مجتبای گرامی
    شما وقتی راهکاری را پیش پای من می گذارید، مثل همین ” برکنارماندن آقایان خاتمی وهاشمی ازتنش های سیاسی وگذرمسالمت آمیزشان ” دراصل، درکنارنگاه ونظرمن یک نظریه ی متفاوت می نشانید. دوستان دیگرنیز به همین طریق. اجتماع اینها وتجزیه وتحلیل هریک می تواند هم برای من وشما وهم برای آقایان خاتمی وهاشمی راهگشاباشد. من وقتی یک مطلبی را منتشرمی کنم، وحی منزل که صادرنمی کنم. بل نگاه ونظرشخصی ام را می نویسم ودرمعرض داوری ونقد می گذارم. این یک جورخدمت به مخاطبان اصلی نوشته است. مثلا آقای خاتمی که مخاطب من دراین نوشته است اگر با همراهی صددرصد من مواجه می شد، خودش بود وخودش، اما حالا با این نوشته، دهها نقطه نظربه مشاورت ایشان آغوش می گشایند. من، هم نظرشما را می پسندم وهم انجام آن را ازهرکس دیگری نیز محتمل می دانم. اگرقرارباشد که آقایان سکوت کنند، خب این سکوت ازهرکسی برمی آید. مهم بدربردن جامعه ازافقی است که منجر به فاجعه می شود.
    با احترام

    .

     
  23. سلام آقای نوری زاد
    نمی دانم خبردارید یا نه یک چند وقتی است که مجموعه چهل سرباز شما را روی یوتیوپ گذاشته اند. من قسمت اولش را سه بار پشت سرهم دیدم. خدا وکیلی چه کرده اید درهمین قسمت اول. این چیزی که من دیدم یک شعربودیک غزل بودیک حماسه بودیک ادب بودیک ادبیات بود. درقسمت اول که مربوط به ایران باستان وپادشاهی گشتاسب وفرستادن اسفندیار توسط گشتاسب به زابل برای دستگیری وآوردن رستم است من یک کلمه عربی نشنیدم. این اولین باراست که داستانی ازشاهنامه توسط یک کارگردان ایرانی به تصویرکشیده می شود. من به شما قول می دهم این قسمت اول را برای صددانشجوی خودمان بگذارید بشما قول می دهم شاید سه نفرشان بدانند اسفندیارکه بوده گشتاسب که بوده جاماسب که بوده کتایون که بوده پشوتن که بوده است. این شاهکارشمارا من قبلا ندیده بودم. با ادبیات شما آشنا بودم وازطریق همین سایت شما وسایت های دیگر نوشته های شعرگونه شما را خوانده بودم اما نمی دانستم درنگارش فیلمنامه نیز تا به این حد تبحردارید. رقص دوربین وچرخش های استادانه دوربین وقاب بندی های بدیع ولوکیشن های جذاب باعث شده کارشما درحد استانداردهای بالای فیلمسازی درایران جای بگیرد. من سه بار این قسمت اول را دیدم باز سیرنشدم. مثل یک کتاب تفسیرشده می ماند. نتوانستم بروم سراغ قسمت های دیگر. به شما آفرین می گویم وازاین که با گوشه ای دیگرازشخصیت شما آشنا شدم خدا را شکرمی کنم. شما اولین کسی هستید که شاهنامه حکیم فردوسی را ازغربت بیرون کشیدید ورستم واسفندیاررا برای من ملموس کردید. آنجا که گشتاسب می گوید: رستم سرگران شده وسالهاست که به تختگاه ما نیامده. برو ودست رستم ببند واو را کشان کشان تا بدینجا بیاور. به اینجا که آمدی خودم تاج شاهی برسرت می گذارم. باجشنی بزرگ که آوازه اش تا هرکجا با توباشد. این جمله های شعرگونه که هم به پارسی دلنشین گفته آمده به شکوه کارشما افزوده است. آفرین به این قریحه ناب. آفرین. بی تاب دیدن قسمت های دیگراین سریالم.

     
  24. فتنه گر بی بصیرت

    با سلام
    از دوستان عزیزم خواهش میکنم بی انصافی نکنند ما نباید بیرون گود بنشینیم و بگوییم لنگش کن ما چه میدانیم الان خاتمی زیر چه فشارها وتهمتهایی است یکی از بیشمار خدماتی که خاتمی انجام داد این بود که مردم را از حقوقی که در برابر حاکمیت دارند اگاه کرد چه بسا جنبش سبز در ادامه اگاهی مردم و شجاعت نقدی که دولت خاتمی به مردم داده بود شکل گرفت و خدمات دیگری که در این نوشته مجال ان نیست که به انها اشاره کرد من خودم انسان مذهبی نیستم و با همه نقدهایی که بعضی از نظرات اقای خاتمی نسبت به امام وانقلاب اسلامی دارند با این حال اگر یک حکومت لائیک هم بیاید واقای خاتمی هم نامزد باشد من شخصا با اطمینان و خیال اسوده به ایشان رای خاهم داد تمام نقدهایی که ما از ایشان کرده ایم و میکنیم چیزی از شخصیتشان کم نمیکندو کاش این همه شجاعت خودمان را که در فضای مجازی با خیال اسوده نشسته ایم به رخ کسانی که در وسط معرکه هستند نمیکشیدیم
    با تشکر

     
  25. لعنت بر نوری زاد فتنه گر
    لعنت بر خاندان و دودمان فتنه گران
    لعنت بر///// ات نوری زاد
    لعنت بر نوری زاد کافر
    لعنت بر نوری زاد ////
    لعنت بر نوری زاد حرامزاده

     
  26. لعنت و نفرین فراوان به سرکرده منافقین!جلبک سبز محمد نوری زاد.
    به کجا رسیدید مثل سگ و گربه به جون هم افتادید!
    آقای نوری زاد ولد////!بس کن
    توی حرومزاده چه می دونی سیاست چیه؟چه میدونی اسلام چیه؟تو اصلا می دونی مولا علی کی بود؟
    فکر می کنی ما ماستیم؟آره؟نه خیر!گذشت ایام ریاست شما و اون خاتمی پس افتاده.نوبت ماست و پوست شمارو می کنیم.
    دیگه تمام ملت می دونن که جنبش سبز فرزند نا مشروع اصلاحات هست و حزب اصلاحات هم پس افتاده ای پیش نیست
    ما ایستاده ایم.پشت رهبر عظیم و جلوی شما دشمنان اسلام و ایران.ما برای اسلام و مولایمان و دینمان و رهبرمان خون می دهیم.خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست.ما و حامیان امام خامنه ای در راه اسلام و قرآن و خدا جان می دهند.اما شما پیروان موسوی فتنه گر و مطیعان آمریکا و انگلیس جهان خوار در راه پول و ثروت و لذت های دنیوی جان می دهید و انشالله با امثال ندا که در راه جهالت و پول به هلاکت رسیدند محشور خواهید شد.بترسید از عذاب خدا.
    ای آقای نوری زاد!تو یک حلال زاده نیستی!بی شک یک حرامزاده ای.جان ما فدای اسلام و رهبر و قرآن است.
    ما نخواهیم گذاشت شما کافران حربی و هرزه و فتنه گر و جاسوس سیا و آمریکا با نام اسلام و قرآن افکار حرامزاده خویش را وارد ذهن مردم کنید.
    فکر می کنید ما در مقابل آتش فتنه شما کافران و مشرکین و هم جنس باز و آتش پرست بی کار نشسته ایم؟پوست از سرتان خواهیم کند.نخواهیم گذاشت نفس بکشید.
    آری روزی امام زمان-عج-خواهد آمد و سر از تن کثیف و هرزه شما خواهد کند تا بدانید غضب الهی چیست.
    برو به جهنم نوری زاد.به گور برو نوری زاد.لعنت الله علی کفار و منافقین

     
  27. آقای نوریزاد عزیز :آیا اگر این حکومت نبود کسی دراین مملکت هاشمی رفسنجانی ویا خاتمی ویا امثالهم را میشناخت ؟بله درغیاب مردان مرد اینها مرد میدان شده اند ولی مردمیدان کی وکجا ؟هاشمی که به برکت این حکومت میلیونها ثروت ومکنت کسب کرده ،حالا میتواند دموکراسی وآزادی طالب باشد ؟خوب مگرایشان رییس جمهور همین خراب شده نبود ؟چرا قلمها را شکست چرا آنقدر آدم وازبزرگان این مردم درداخل وخارج ترور شد ؟تصور میکنم اینها کاری ازشان ساخته نیست ونمیخواهند ساخته باشد .آقای خاتمی هنوز گاهی به نعل وگاهی به میخ میکوبد که مبادا ذره ای ازقدرت درحکومت خدشه دارشود وهمه تلاشش اینست که چند صباحی مجددا به حکومت برگردندوحکومت باقی بماند .

     
  28. ای بابا کسی که عبا و عمامه اختیار کرد یعنی به اصولی پایبند است که در همان جمع دانشجویان شرح داد و در یو تیوب هست . اما اصول چیست یکیشو میگویم ایران فدای اسلام … بقیه اش دیگه بماند . اقای نوریزاد گرامی اگه غیر اینه بفرمایید ما عم بیاموزیم .

     
  29. سلام
    فکر میکنید شانس در طول زندگی چند بار در خونه آدم را میزنه ! فکر میکنید اینکه میگن ” یک بار ” درسته ! من میگم نه درست نیست ! شانس حتی نشون داده 34 بار هم میتونه درب خونه آدم را بزنه ! چیه تعجب میکنید ” 34 ” بار ! بله 34 بار ! 34 بار نه که 34 سال ! هر سال که این رقم بالاتر میره یعنی باز هم شانسی دیگر ! یعنی باز هم فرصت به خود آمدن ! یعنی فرصت به خود و دیگران اندیشیدن ! یعنی از اشتباه درس گرفتن ! یعنی خوب را از بد تمیز دادن ! یعنی درست فکر کردن ! یعنی راه درست رفتن ! یعنی لج نکردن ! یعنی بر موضع اشتباه نماندن ! یعنی مردم را ” مردم ” انگاشتن ! یعنی واقعیت را واقعیت دیدن ! یعنی همه را مثل خود دیدن ! یعنی مرزبندی نکردن ! یعنی به فلاکت و سیه روزی نرسیدن ! یعنی مورد سوء استفاده واقع نشدن ! یعنی خاک این مملکت را به توبره نکشیدن ! یعنی حرمت ها را نگه داشتن ! یعنی شعار ندادن و عمل کردن ! یعنی دروغ نگفتن ! یعنی خدا را واقعی دیدن ! یعنی تعصب کورکورانه نداشتن ! یعنی آدم نکشتن ! یعنی آدم فراری ندادن ! یعنی آدم نترساندن ! یعنی مهربان بودن ! یعنی عذر خواستن ! یعنی بد نگفتن ! یعنی آزادی داشتن ! یعنی هدف داشتن ! یعنی باری به هر جهت نبودن ! یعنی ایران را ایران دانستن ! یعنی تو دهن گرگ نرفتن ! یعنی به مصالح ملی اندیشیدن ! یعنی سرکش نبودن ! یعنی دزد نبودن ! یعنی فاسد نبودن ! یعنی شجاعت عذر خواهی کردن ! یعنی کنار رفتن و میدان را به دلسوزان واگذار کردن ! یعنی مطلق نیندیشیدن ! یعنی ایرانی را سربلند کردن ! یعنی ادعا نکردن ! یعنی نیازردن هموطنان ! یعنی خدمت کردن ! یعنی ” که بود که بود من نبودم ” نبودن ! یعنی مسئولیت پذیر بودن ! و …… بودن.

     
  30. محمد نوری زاد: “آقای خاتمی و هم پیمانان وی و سایرمعترضان اگر از زندان رفتن مهراسند و اتفاقاً از آن استقبال کنند، بزرگترین سنگها را از پیش پای این سرزمین بلازده برخواهند داشت.”

    جناب استاد نوری زاد برادر از جان عزیز گذشته سبزم، سلام قلب پر دردم از گوشه غربت اجباری را بپذیرید.

    من از طرفی با شما در قمار پاکبازانه ای که بویژه از آقایان خاتمی و رفسنجانی توقع دارید موافقم، ولی به نظر میرسد که این دعوت شما از ایشان بر این اساس انجام میگیرد که “با اطمینان” بر این باورید که “امروز کُرک و پرِ حاکمیتِ پرخاشگر ریخته است… [و] اعتراض های مردم… ‘دیده’ خواهد شد [بوسیله آقای خامنه ای که] ناگزیر به خواسته های مردم تن درخواهد داد. ”
    پرسش دل سوخته ام این است:
    با توجه به اینکه آقایان خاتمی و رفسنجانی از آخرین کسانی هستند که شاید بتوانند “این سرزمین بلازده” را از لبه پرتگاه جنگ (و هم جنگ داخلی)، تجزیه، حمام خون، و… کنار بکشند [و دقیقا به همین دلیل طرفداران به-هم-نیازمند “استبداد داخلی” و “استعمار خارجی” — به قول مرحوم مصدق — دشمن خونی این دو عزیز میانه رو و خشونت پرهیز هستند] اگر خدای نکرده در این پیش بینی خوش بینانه اشتباه کرده باشید، آیا فکر عواقب باخت خاتمی و رفسنجانی در این قمار نزدیک به نیمه شب وطن را کرده اید؟ اگر آری، لطفا توضیح بیشتر لطف کنید.

    باز هم دست قلم سبزتان را از راه دور میبوسم.

    مجتبی آقامحمدی
    آغازگر و هماهنگ کننده پروژه [در حال حاضر معلق] روند حقیقت و آشتی ایران (و کمپین پوزش و بخشش)

    ————————

    سلام دوست گرامی
    ما ناگزیریم برای رهایی دست بدامن هرصاحب نفوذ وصاحب اثری شویم. من حتی درنوشته ای به اسم ” خواهش های محمد نوری زاد به رهبری” به دست وپای ایشان افتاده ام که مبادا به سمت سوریه ی فعلی برویم؟ حتی اگرتوسل به آقایان خاتمی و هاشمی بتواند مارا یک روز نه یک ساعت در ورود به فاجعه ای چون سرنوشت فعلی سوریه به تأخیراندازد من شخصا به دست وپای ایشان می افتم. مهم این است که هم مردم وهم کشورمان آسیب نبیند. پیروزی طرفین درسوریه ی فعلی هیچ طعمی ازپیروزی نداشته ونخواهد داشت. کشوری شخم خورد ورفت وبه تاریخ پیوست. ای خاک برسرطرفیشان.
    با احترام

    .

     
  31. آقای خاتمی تنها سیاستمداری بود که جرئت آن داشت در برابر دانشجویان مخالف، در صحنه زنده تلویزیون، بنشیند و با آنها گفتگو کند. کدام یک از رهبران سیاسی ما، چه در دولت و چه در اپوزیسیون، چنین شجاعتی داشته اند؟ آقای رجوی که مفقود الاثر است، آقای رضا پهلوی که فقط در میتینگهای امن صحبت میکند، آقایان حزب دمکرات و کومله که از دولت اقلیم عراق امان نامه گرفته اند، دیگر سران جمهوری اسلامی که در خیابان هم پیدایشان نمیشود. نخیر آقای نوریزاد. حساب شما اشتباه است. خاتمی مردی شجاع و در عین حال عاقل است. خدمات او به ملت ایران نظیر ندارد. بی احترامی به این شخصیت بیخردی و بزدلی است.

    ——————–

    سلام جناب سامان گرامی
    من هرگز نه به ایشان ونه به هیچکس توهین نمی کنم. خدای مرا نبخشاید که قصدی ازتوهین به ایشان درکارمن بوده باشد. بل من درپای نوشت یکی ازنظرات جانانه از جناب ایشان دفاع کرده ام وبخشی ازخدمات بی نظیرایشان را برشمرده ام. اگر بگردید خیلی زود آن نوشته ی مرا خواهید یافت. همینجا. من دراین نوشته اتفاقا به جایگاه ایشان تعریض بسته ام. که آقای خاتمی کارهایی می تواند بکند که همه ی مسئولان ما اگر دست به دست هم بدهند نمی توانند بکنند. امروز آقای خاتمی ریسمانهایی دردست دارد که می تواند با مهندسی کشش و واکشش آنها این جامعه ی آفت زده را ازآسیب ها بدر ببرد. کاش قدرذاتی این نوشته ی مرا می دانستید. دراین نوشته من دست به دامن ایشان شده ام. کجا به وی توهین کرده ام؟ من برای رهایی سرزمینمان حاضرم لگد کوب هرکسی که شما بفرمایید شوم. بشرطی که کشورمان آسیب نبیند.
    با احترام

    .

     
  32. آفرین به احمد
    اینقدر به خاتمی پرخاش نکنید. او مرد شریفی است و صلیب سنگینی را بر دوش میکشد. کشور هم به شور نیاز دارد و هم به شعور. بگذارید کارش را بکند. حمایتش کنید.

     
  33. دیوانه ی دوست

    جناب آقای نوریزاد
    هموطن گرامی
    از اینکه از درویشان یادی کردید بسیار سپاسگزارم

     
  34. اقای نوریزاد من هم با این نوشته یشما موافقم. اقای خاتمی بهتر انکه جامه ی درویشی بپوشد و و از درویشان درویشی بیاموزد. ولی اقای نوریزاد این ممکن نیست. میان توهم و واقعیت فاصله زیاد است. نه اقای خاتمی درویش می شود و نه درویش خاتمی. اقای خاتمی یک اخوند سیاستمدار است. ان جمله نه برای توهین است بلکه واقعیتی است غیر قابل انکار. اولن او اخوند است و دومن سیاستمدار. انهم از نوع حکومتی. خب بقیه اش را چه انتظار دارید. مشکل ما نه با امدن خاتمی نه بر رفتن او در لباس درویشی حل می شود. چون ان دومی راه حل دوباره نوعی سیاستمداریست و نه بیش. مشکل ما نه بر این هردو حل نمی شود به یک دلیل ساد که نوز بسیاری از منتقدانمان نفهمیده اند وان اینکه بخش بزرگی از جامعه ی ایران ازین عده نام اشنایان حکومتی از نظر ذهنی جلوترند. بسی جلو تر. خاتمی از نظر فرهنگی بسی عقب مانده تر از بخش بزرگ ایران است. این عقب ماندگی او را به دیگر حکومتداران اسلامی همچنان وصل نگه داشته است. علت این عقب ماندگی را خود بیابید. این مشکل بسیاری از اصلاحطلبان جمهوری اسلامی ایران است. انها از نظر فرهنگی کاملن با بخش بزرگی از جامعه فاصبه دارند. حکومداران نباید مردم ا تحمل کنند و یا با انها مدارا بلکه باید با انها هماهنگی فرهنگی داشته باشند. زمانش حگومت پیشین هم مشکل همین بود. فر محمد رضا پهلوی از نظر فرهنگی همخوانی زیادی با مردم زمان جامعه اش نداشت. اکنون ما داریم برعکسش را تجربه می کنیم. حکومت داران ایران مفهوم خاصی از ازادی برای خود تعبیر می کنند که همواره با بردباری همراه است و نه فهم ازادی. خط تفاون میان خاتمی ها و دیگر حکومت داران دیگر بدون شک وجود دارد ولی این خط خود در مصلحت های دیگر محو می شود. جامعه ی ایران گرفتار ادمهای خوب و بدی است که مانده اند چگونه این حکومت را حفظ کنند و در بسیار ی از اعتقادات فرهنگی سیاسی اشتراک نظر دارند. یک عده ی زیادی برایشان مهم نیست و جیب هایشان را پر می کنند و در حکومت دیگر هم برنگ دیگر در می ایند ولی بخشی هم نه و چون خاتمی واقعن دغدغه های ماندن حکومت اسلامی را دارند. اینها همه ی انها را متصل به دستگاه امنیت جمهوری اسلامی می کند. ازینرو با انها رقصیدن یا به انها امید بستن بسیار خطر ناک است یعنی شما نمیتوانید بعنوان یک جوان ایرانی حرکتی ازاد کنید و روی انها حساب کنید چون شما را وسط راه با گرگ ها تنها می گذارند و پس فردا هم به مجلس ترحیم پدر و مادر فوت شده ی یکی از انها گرگ ها می روند و با هم حلوا می خورند. شما میبینید که چگونه اینها درویش نمی شوند. نه . ازینرو زیاد عجیب نبینید بسیایر از جوانان دمشان را روی کولشان کذاشته اند و میگدارند و در می روند. اینهمه پناهنده ی اجتماعی سیاسی برای چه است انهم با اینکه مرز های کشور های دیگر با دیوار های بلند روبروی جوانان سر قد کرده اند. بعد اقایان از تز گفتگوی فرهنگ ها حرف میزنند واقهن مسخره است و نوعی شیره مالیدن به سر خود و همه.
    پایدار باشید…

     
  35. اقای نوری زاد ! امثال اقای خاتمی مدتهاست که امنیت وسلامت خود را اگر نگویم که در همراهی با ظلم اما در ازای سکوت بر ظلم معامله کرده اند .ترس ؛ طمع ویا به قول خو دشون حفظ نظام وابروی نیم بندش که سالهاست چوب حراج خو ر ده. بهرحال هرچه باشد ، انتظار ازجماعتی عافیت طلب انتظاری بیهوده ست. جامعه کسل ، بی حوصله وبی تفاوت ما نیازمند تکان شدیدی ست که از جا بپرد ؛سکوت رعب اورش شکسته شود وازاین بیحالی ورخوت سنگین بدر اید. خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغیر نمیدهد مگر انکه انها انچه را در خودشان است تغییر دهند.

     
  36. سلام،

    پیشنهاد خوبی است.

     
  37. درود بر شرفت ، پاینده باشی‌ بزرگمرد ، خاری هستی‌ در چشم استبداد ،‌ای کاش ،ای کاش ، ای کاش، آقای خاتمی و دیگر خاتمی‌ها که شاهد بی‌ عدالتی، ظلم، فساد در دستگاه حاکم هستند، یک دهم محمد نوریزاد، مهدی خزعلی، درویش‌های ما، آیت‌الّله بروجردی و … شهامت داشتند. تاریخ در مورد همه ما خواهد نوشت. ده، بیست، پنجاه سال زمان در مقابل تاریخ حکومتهایی که بر ایران و جهان حکمرانی کرده اند، چشم به هم زدنی‌ بیش نیست. امروز همه ما میدانیم، کسی‌ که شاهد ظلم، فساد و بی‌ عدالتی باشد و سکوت اختیار کند، تفاوتی با ظالم ندارد.

     
  38. آقای خاتمی عزیز :
    افضل الجهاد کلمه حق عند سلطان جائر

     
  39. سلام بر برادر مظلومان ایران .اشجع الناس .محمد نوریزاد عزیز
    چند شب قبل مانند بسیاری شبهای دیگر وبسیار کسان دیگر از ناراحتی ظلمهای به ملت ایران خوابم نبرد وراهی برای تخلیه روحی خود نیافتم تا اینکه 13 صفحه درد نامه به آقای خاتمی نوشتم .فکر میکنم با شما هم نظر هستم.اگر صلاح میدانید برای شما بفرستم تا هر گونه صلاح میدانید منتشر کنید.لطفان در همینجا جواب دهید.
    خلاصه آنکه آرزو دارم شخصی مانند آقای خاتمی در حضور خبرنگاران خطاب به آقای خامنه ای چند کلمه حرف حساب و رک بزند.مثلان بگویید این جامعه واین اقتصاد واین وضعیت بد فرهنگی و… نتیجه درایت وبصیرت شما است.هنوز شما بر بصیرت خود اصرار میورزید اگرچه هر روز که میگذرد ضررهای جبران ناشدنی به ملت ایران واسلام میرسد.
    آقای خاتمی عزیز وبزرگان سیاسی وعلما واساتید به یاد داشته باشید:
    افضل الجهاد کلمه حق عند سلطان جائر

    ——————

    سلام سیامک گرامی
    نوشته ی خود را برای من ازطریق ایمیل ارسال کنید. حتما باید خواندنی باشد.
    با احترام

    .

     
  40. جناب اقای نوریزاد

    من قبلا به شما نامه دادم و جواب هم گرفتم اما قانع نشدم

    من عرض کردم دین اسلام به خاطر نقایص زیادی که دارد ملعبه دست بشر قرار گرفته و میگیرد و خواهد گرفت

    1-پیامبر خدا 11 زن رسمی – 23 زن صیغه ای و ده ها کنیز داشت ولی کسی معترض ایشان نیست

    2- عثمان خلیفه سوم بواسطه دزدی های نجومی و قوم و خویش سالاری به اتش خشم خلق زمان خود افکنده شد ولی ما حق نداریم طبق فتاوی شیغه و سنی به ایشان اعتراض کنیم و چه بسا که سب صحابه به مثابه سب نبی و مستوجب ارتداد باشد

    3- پیامبر عزیز ما 23 سال حکومت کرد و 73 جنگ را رهبری کرده است و به ما به دروغ فقط می گفتند غزوات پیامبر یعنی جنگهایی که پیامبر مستقیما در جنگ شرکت کرده است و تعداد غزوات را 4 یا 7 عنوان میکرند ولی هیچوقت به ما نمی گفتند این پیامبر رئوف چرا سالی سه یا چهار جنگ براه می انداخت؟

    آیا شعار صدور انقلاب امام خمینی بر گرفته از الهامات تئو کراتیک و متا فیزیکی پیامبر اسلام نبود که در روح امام راحل حلول کرده بود و اگر ایشان تا سال 1391 زنده بودند 4 یا 5 جنگ دیگر را رهبری کرده بودند و به قول ظریفی اگر امام زنده بود یا نقشه ایران نصف میشد و یا جمعیت ایران نصف میشد

    4- امام خمینی رهبر معنوی شما 11 سال حکومت کرد و 2 سال اول که وعده های دروغین میداد و 8 سال هم مملکت را به کام نابودی و جنگ برد و امثال شما از او به عنوان امام جانشین امام زمان یاد می کنید- آقای نوریزاد اخیرا یک فرمانده سپاه اعتراف کرد که موسوی خویینی ها و سایر دیوانگانی که سفارت آمریکا در سال 1358 را اشغال کردند باعث و بانی جنگ 8 ساله ایران و عراق بودند و حالا دیدید که شعار جنگ تحمیلی هم دروغین بود و این ایران بود که جنگ 8 ساله را آغاز گر بود؟

    5- جناب نوریزاد 33 سال است که امثال شما به مردم دروغ گفتید که ما در تحریم هستیم ولی کدام آشپزخانه ایرانی هست که در آن یخچاتل آمریکایی- ماشین لباسشوی ایتا لیایی- ماشین ظرفشویی آلمانی و … نداشته باشد- در زمان شاه که در تحریم نبودیم نامهای ارج- آزمایش و تلویزیون جام جهان نما در هر خانه هر ایرانی می درخشید- علت هم واضح است تمام باند های سپاه و بسیج و ارتش به بهانه تحریم اجناس آمریکای و اروپایی را با روش انحصار و از اسکله های قاچاق وارد ایران می کنند و در پاچه خلق ایران می کنند به قیمت های خدا برابر

    6- حضرت علی تنها خلیفه ای بوده است که بادی گارد داشته است و نام این بادی گارد هم قنبر بوده است بهانه ایشان هم جلوگیری از ترور توسط خوارج بوده است آیا با شنیدن این جمله یاد مقامات جمهوری اسلامی نمی افتید که به بهانه وجود منافقین یا مجاهدین 33 سال است که از بودجه بیت المال صد ها بادی گارد مفت خور برای حفظ جانشان استخدام کرده اند- چرا هرگز ما نشنیدیم که عمر یا ابو بکر محافظ و بادیگارد استخدام کرده باشند؟

    7- جناب نوریزاد حتما به دفعات شنیده اید که گفته اند به هنگام ضربت خوردن حضرت علی مردم کوفه با تعجب از یکدیگر میپرسیدند که مگر علی نماز هم میخواند و صد البته ما هم با لبخند ملیح به یکدیگر می گوییم که چه مردمان ابلهی بوده اند که علی را دست می انداختند – ولی هرگز از خود نپرسیدیم که شاید علی از ترس ترور جرات نمیکرده است که در جماعت حاضر شود و یا اینکه اصلا در زمان حضرت علی نماز جماعت مرسوم نبوده است و این نماز جمعه های فعلی نمایشی و تبلیغی باشد- آیا یاد نماز جمعه های خودمان نمی افتید که در صد ها شهر هزاران نفر و بلکه ده ها هزار نفر استخدام میشوند که امام جمعه به هلاکت نرسد – آیا خود این نشان از تنفر عمومی از خطیب جمعه نیست

    8- جناب نوریزاد آیا هرگز از خود نپرسیدید که گوهر ادب اباد که آیت اله دستغیب را در شیراز ترور کرد که بود و چرایی و چگونگی ترور دستغین به کدامین علت بود؟

    جناب نوریزاد باور بفر مایید که دین یهود و دین اسلام دین رحمت و مودت نیستند و دینهای هستند که بر سبیل نفرت و جنگ شکل گرفته اند

    9- من دین مسیحیت را مطالعه دقیق نکرده ام ولی بر این باورم که مسیحیت نهضتی پروتستان منشانه به اعتراض به دستورات خشن دین یهود بود که متاسفانه خود نیز دچار انحراف شد

    هر چه عیب است از خود اسلام و یهود و نصاری است

    و گرنه ما همان مردمان ساده اندیش دورانیم

    موفق باشید

    ————————

    برخی ازاطلاعات تاریخی شما اشتباه است وبهمین خاطر نتایج اشتباه نیز برآورده است. به یک نمونه اشاره می کنم: این که گفته اید مردم کوفه ازاین که امام علی درحین نماز کشته شده متعجب شده اند، مربوط به مردم شام است. که زیربمباران تبلیغات معاویه ازامام علی متنفربودند وسب علی واولاد علی بخشی ازفرائضشان بشمارمی رفت. درمجموع دوست عزیز ازاینها که بگذریم، این آتش غضب شما نسبت به اسلام مطمئناً چندی بعد درخودتان ودرجمع معدودی خاموشی خواهد گرفت. بپذیریم که دنیا ومردم دنیا قرارنیست همان گونه باشند که ما می خواهیم. اجازه بدهیم مردم همان طوری که دوست دارند باشند. اما در روبیدن جهل وخرافه و بی عقلی های عالمانه، هرچه شما تلاش کنید من نیز درکنارتان خواهم بود
    با احترام

     
  41. سلام اقای دکتر دو مطلب اخیرتان در مورد کمکی از مدل یک جوان به نوشته حسام و اقای خاتمی از دراویش یاد بگیرید را خواندم.خواستم در مورد این دو مطلب چند نکته بگویم.در مورد مطلب حسام باید بگویم بسیاری از قسمت هایش را قبول دارم اما در چند مورد نقد دارم اول اینکه ایشان مشکلات را به خوبی ارائه کردند و توصیف نمودند اما نگفتند که راه کار چه دارند؟دوما من به عنوان یک ایرانی اصلا عقیده ندارم که حکومت فعلی ایرانی در قبال دیگر کشوهای غربی در صورت سقوط حاکمیت اینجا حکومت تشکیل دهند بدتر خواهند بود چرا که این وضعی که ما در پیش داریم مسببش مگر کسی جز همین مردم و حکومت است که ما را به سمت ویرانی و برده بودن و تو سری خور بودن خارجی ها قرار می دهد.سوما از فحوای کلام این دوست گرامی بر می اید که ما در صورت حضور خارجی ها برای تشکیل حکومت در ایران همچون عراق و افغانستان مستعمره و بله قربان گوی غربی ها و کشورهای قدرتمند جهان خواهیم شد در حالی که باید پرسید مگر امروز ما مستعمره چین و روسیه نیستیم.مگر نمی بینیم دعوای جناح اقای خامنه ای و احمدی نژاد را برای اینکه مستعمره غرب باشیم یا شرق و با باج دادن به هر یک از دو قطب گمان باطل می بریم که وضعمان خوب است؟ در مورد مطلب اقای خاتمی باید بگویم اقای دکتر اقای خاتمی فرد عزیزی است و دلش برای مردم و نظام می سوزد و دنبال راهکاری برای حل این بحران های موجود در ایران است شکی نیست اما خاتمی به قول خودش یزدی است و ترسو البته منظورم خدای ناکرده توهین به مردم عزیز یزد نیست بلکه این جمله خودشان در سال 87 در دانشگاه تهران است که اشاره می کنم.از خاتمی به اندازه خودش باید انتظار داشت ایشان سرش برود و حتی 24 ساعت به انواع تهمت های رکیک و دشنام و حتی حمله دچار شوند باز اخ نمی گوید و اصلا چون موسوی و کروبی جرات اعتراض صریح به حکومت را ندارد چه برسد به اینکه در مقابل حکومت بایستد و زندانی شود.روز شنبه داشتم هفته نامه اسمان را می خواندم که مصاحبه اقای مجید انصاری بنظرم جالب امد ایشان چنان با اب و تاب از رهبری و طرز تفکرشان در مورد حضور اصلاح طلبان در انتخابات 92 سخن می گفتند که گویا 3 سال پیش را فراموش کردند که ایشان تند تر و جلو تر از اقای موسوی در مقابل حاکمیت مانده بودند باید از امثال ایشان و اقای خاتمی و این گروه اصلاح طلبان پرسید شما چه کاری جز ابراز همدردی در حد زبانی و یا رفتن به خانه تازه برخی از دوستانمان که در بند می باشند کردید.اقای انصاری که همچون بسیاری از حضرات اصلاح طلب دغدغه کار ندارن دغدغه اصلی ایشان و همفکرانشان این است که صندلی نمایندگی و مشاور ریاست جمهوری را با حضور در مجمع تشخیص عوض کردند و دستشان از مناصب و امتیازات بسیاری اندکی کم شده است.من که به یاد ندارم امثال اقایان خاتمی و انصاری یکبار در حد عزیزان در بندمان موضع گیری شفاف و استوار در مقابل حاکمیت در این 3 سال و نیم گذشته گرفته باشند همه اینان را گفتم تا بگویم اقای دکتر به این جماعت بزدل و ترسو و ناجوانمرد که در موقع نیاز باید باشند و همراهی کنند نباید دل بست و انتظاری هم نباید داشت اینان ماهیتشان همین است و دلشان به وعده های دروغین حکومت خوش است و سرو کله می شکنند تا تدارکاتچی باز شوند.در پایان از شما تشکر می کنم و اعلام می دارم که من به عنوان یک جوان گمنام که چیز درخوری در چنته برای عرضه ندارد و تیر های زهر الود حکومت در حوادث بعد از انتخابات او و خانواده اش را هم همچون بسیاری بی نصیب نگذاشت به ندای هل من ناصر ینصرنی شما دوست تنهایم در این دروران غربت و بی کسی لبیک می گویم و در حد وسع خودم با شما برای دستیابی به ازادی و حق خود همراهی می کنم و به کسی جز خدا توکل نکرده و از کسی جز او هم نمی ترسم.دوستدار شما صدر

     
  42. پس شما بفرمایید بهترین جاهای گردهمایی کجاست/

     
  43. سلام دوست عزیز
    البته می خواستم بنویسم برادر ولی راستش اینقدر از این کلمه در این سالها در راه غیر برادری استفاده شده که آدم گاهی به برادر خودش هم شک می کند.
    من از یکی از نامه های شما خیلی خوشم آمد همان نامه ای که در آن بخشی از قبل و بعد از انقلاب مقایسه شده بود
    براستی می خواستم از شما که من البته شانس حضور رودررو هم با شما داشته ام بپرسم دستاورد انقلاب یا میراث امام خمینی برای ملت ایران چه بود؟
    اگر به این پرسش بدون تعصب پاسخ داده شود آن وقت می توانی انتظار داشته باشی کسانی مانند خاتمی از این سکوت //// مرگبار دست بردارند و حرف دلشان را بزنند.
    در آینده باز مزاحم شما می شوم البته اگر اجازه بفرمایید.
    سپاس ایرانی

     
  44. Yek Maghale Jaleb…

    کنفرانس اتمی آلماتا و تغییر استراتژی غرب

    پیشنهادات آمریکا در کنفرانس مونیخ که مورد پشتیبانی بی قید وشرط همه کشورهای غربی و ژاپن ، استرلیا و … همراه بود نشان میدهد که سیاستمداران غرب در تنظیم استراتژی جدید با مشکلات فراوانی مواجه شده اند و برای مدیریت جهانی برای تضمین منافع طولانی مدت خود مجبورند امتیازاتی بدهند اگر موفق نشوند اوضاع داخلی ایران را بهم بریزند که بنظر نمیرسد از طریق نظامی امکان پذیر باشد هیچ راهی جز عقب نشینی و توافقات دوطرفه باقی نخواهد ماند .

    سه شنبه همین هفته بدنبال کنفرانسهای بغداد و استانبول که منجر به توافق بین طرفین مذاکره کننده نشد در پایتخت قزاقستان جلسه مشاوره و تبادل نظر دیگری با حضور پنج کشور ایران و کشورهای با قدرت اتمی آمریکا ، فرانسه ، انگلستان ، روسیه ، چین و آلمان بعنوان کشور ناظر بر گزار خواهدشد تا زمینه پیدا کردن نقاط مشترک را مورد بررسی قرار داده و بن بستی که طی سالهای اخیر در رابطه با فعالیتهای اتمی ایران بوجود آمده گره گشایی شود . طبعا کشورهای غربی که عضو بزرگترین پیمان نظامی ناتو در جهان هستند با توجه به منافعی که در نظر دارند بیشترین تلاش را خواهند کرد تا به دیگر کشورها از جمله ایران ، روسیه و چین فشار وارد کنند تا ایران را در مخمصه قرار داده و بالاترین امتیازها را از آن خود کنند .

    هرکدام از نیروهای شرکت کننده در این کنفرانس اقداملات فراوانی را پیش از شرکت در این اجلاس تدارک دیده اند . آمریکا و پیمان نظامی ناتو از دوره دوم آغاز ریاست جمهوری باراک اوباما تبلیغات وسیعی در رابطه با مذاکره مستقیم با ایران را در دستور کار خود قرار داده و از طرف دیگر مدام در شیپو ر خود میدمند که این آخرین فرصت ایران است و اگر ایران تمکین نکند نه تنها آنها مستقیما وارد عمل خواهند شد که مفهومی بجز استفاده از نیروی نظامی ندارد بلکه ادعا میکنند که آنها قادر نخواهند بود اسرائیل را کنترل کرده و احتمال دارد این کشور خودسرانه وارد معرکه شده و مراکز هسته ای ایران را بمباران کند.

    باراک اوباما چه در حین فعالیتهای دوره دوم انتخاباتی و چه پس از آن بارها حل مسئله اتمی ایران را از راه مذاکرت مستقیم و غیر مستقیم بطور مسالت آمیز خواستار شده بود و در کنفرانس امنیتی مونیخ که در اوایل همین ماه بر گزار شد جو بایدن معاون رئیس جمهور این کشور رسما اعلام کرد که اگر ایران همراهی کند آمریکا دست بکار شده و فورا وارد مذاکره با ایران خواهد شد و حتی مدعی شد که میشود بسرعت مسئله تحریمها را سازماندهی کرد .

    همزمان با این نوع فعالیتهای تبلیغاتی آمریکا از طریق مجاری دیگر مستقیما برای آقای خامنه ای رهبر مذهبی جمهوری اسلامی ایران پیام فرستاد و اورا رسما بعنوان تصمیم گیرنده اصلی مورد خطاب قرار داد و عرفهای بین المللی را زیر سئوال برد و چنین وانمود کرد که گویا سران سه قوه دیگر محلی از اعراب در ایران ندارند و تنها ایشان است که باید تصمیم نهایی را بگیرید و سه قوه دیگر اساسا کاره ای نیستند . این پیام در واقع اهانت آشکار و علنی به مجموعه گردانندگان رژیم جمهوری اسلامی بود که سخت در گیر انتخابات ریاست جمهوری در کمتر از چهار ماه دیگر است .

    جوبایدن معاون ریاست جمهوری آمریکا در کنفرانس امنیتی مونیخ پس از سخنرانی که عمدتا تمرکز خود را در مورد مسئله اتمی ایران گذاشته بود جلسه را ترک کرد و حاضر نشد به سخنان صالحی وزیر امور خارجه ایران گوش فرا دهد که بزعم خود کوشش داشت تا شرایط را بیشتر آماده مذاکره مستقیم با آمریکا کند .وزیر خارجه ایران تا آنجا پیش رفت و رسما اعلام کرد که چگونه ایران و آمریکا بر سر تجاوز به عراق و افغانستان و اشغال این دوکشور در کنار هم قرار داشتند و چگونه ایران همه امکانات خودرا در اختیار آمریکا و شرکاء برای اشغال این دو کشور گذاشته است . صالحی که بنظر میآمد از پیشنهاد جو بایدن شوکه شده است با دستپاچگی مسائلی را مطرح کرد که فکر میکرد شورای امنیت ملی ایران با آن توافق دارند.

    پس از پیشنهاد های جذاب و پشت سرهم کشورهای غربی به ایران و همزمان با افزایش فشار نظامی و محاصره اقتصادی آن آمریکا و غرب بشدت در منطقه فعال شده و از طریق قطر اعلام کردند که ایران میتواند در شورای همکاری کشورهای عرب خلیج فارس جهت تامین امنیت این آبراه مهم که بیش از ۶۰% منابع انرژی را از خود عبور میدهد شرکت مستقیم داشته باشد .

    چرا آمریکا در این شرایط خواهان مذاکره با ایران است ؟

    بر کسی پوشیده نیست که آمریکا همواره با دیگر کشورها از موضع قدرت حرکت کرده و سعی دارد با تمام توان منافع ملی خودرا در اولویت قرار داده و طرف مقابل را مجبور به پذیرش آن کند . مانور این کشور همزمان با کنفرانس اتمی ایران در آلماتای نشان میدهد که مسئله آمریکا و غرب تنها موضوع اتمی نیست بلکه در صدد برهم زدن انتخابات آینده ریاست جمهوری ایران و تقویت جناحی از رژیم است تا بتواند مدتها ایران را بی ثبات کرده و آنرا مجبور کند تا همانند مصر و دیگر کشوهای عربی مشغول مسائل داخلی خود باشد تا اوضاع خاورمیانه را سروسامان دهد و قدرت چانه زنی خود را با روسیه افزایش دهد .

    علم کردن مسئله اسرائیل که گویا آمریکا و غرب نمیتوانند حکومت اسرائیل را کنترل کنند ترفندی بیش نیست چرا که اسرائیل عملا عضوی از ناتو است و حمله به اسرائیل بمعنی حمله به همه کشورهای غربی است و هیچ کشوری از جمله ایران هرگز در این جهت حرکت نخواهند کرد مگر آنکه اسرائیل و یا آمریکا مستقیما با ایران در گیر جنگ نظامی شوند .

    جلب ایران و همکاری حتی موقت با آن برای آمریکا و غرب از نظر استراتژیکی در شرایط فعلی از اهمیت حیاتی بر خوردار است چه آمریکا و غرب تمرکز خود را از خاورمیانه که تا سالها همچنان در گیر جدالهای داخلی و منطقه ای خواهد بود و در آینده نزدیک روی آرامش وثبات را بخود نخواهد دید به جنوب شرقی آسیا منتقل کرده تا چین و روسیه را که در صدد ایجاد امنیت منطقه بر اساس منافع ملی خود هستند را مهار کند .

    در خاورمیانه ادامه جنگ سوریه که تقریبا همه کشورهای منطقه از جمله ترکیه و، لبنان ، ایران و … را درگیر خود کرده است علیرغم تلاش فراوان آمریکا و غرب برای سازمان دادن نیروی بزرگ سنی ها در منطقه در مقابله با روسیه و نیروهای شیعه تحت رهبری ایران تا کنون راه بجایی نبرده است در نتیجه غرب که تحت رهبری آمریکا بعنوان بزرگترین قدرت نظامی و اقتصادی جهان برای تضمین منافع آنها عمل میکند در صدد است بهر شکلی که شده با ایران کنار بیاید و از آنجا که ایران خود را بعنوان یک قدرت اقتصادی نظامی در خاورمیانه تثبیت کرده است برای آمریکا چندان آسان نخواهد بود بدون همکاری ایران و روسیه اوضاع را بنفع خود رقم زند از این رو غرب در صدد است تا آنجا که در توان دارد به بی ثبات کردن ایران دامن بزند و تضادهای ایران با همسایگان را تشدید کند و دائما ایران را تحت فشار نظامی و اقتصادی قرار دهد.

    پیشنهادات آمریکا در کنفرانس مونیخ که مورد پشتیبانی بی قید وشرط همه کشورهای غربی و ژاپن ، استرلیا و … همراه بود نشان میدهد که سیاستمداران غرب در تنظیم استراتژی جدید با مشکلات فراوانی مواجه شده اند و برای مدیریت جهانی برای تضمین منافع طولانی مدت خود مجبورند امتیازاتی بدهند اگر موفق نشوند اوضاع داخلی ایران را بهم بریزند که بنظر نمیرسد از طریق نظامی امکان پذیر باشد هیچ راهی جز عقب نشینی و توافقات دوطرفه باقی نخواهد ماند .

    فشار به ایران از طرف غرب در واقع فشار دائمی به نیروهای شیعه در منطقه از لبنان و سوریه گرفته تا پاکستان ، هندوستان و افغانستان هم هست در این کشورها با شیعیان در صد سال گذشته بعنوان گروه های درجه دو بر خورد شده است و شیعیان هنوز در بسیاری از این کشورها از حقوق اولیه بر خوردار نیستند . اوضاع سوریه نشان میدهد که ایران تا حد زیادی موفق شده است جلو درهم شکستن این جبهه را بگیرد . مسئله دیگری که برای آمریکا و غرب از اهمیت فراوانی بر خوردار است فعالیت شیعیان در کشورهای شیخ نشین عرب است که این حکومتها را بچالش کشیده اند و غرب علاقه ای ندارد ایران از این حربه بنفع خود بهره بگیرد .

    یکی دیگر از اهداف آمریکا برای فشار بیش از اندازه به ایران مسئله سوریه است که عملا ایران و روسیه در آن درگیرند آمریکا و غرب در صددند تا فبل از سروسامان دادن به اوضاع جنوب شرقی آسیا و ایجاد جبهه نظامی گسترده بر علیه چین و فشار بیشتر به روسیه در این منطقه تا آنجا که امکان دارد روسیه و ایران را در منطقه خاورمیانه درگیر نگه دارند .

    ایران چه تدارکی برای این کنفرانس دیده است؟

    پیشنهاد غیر منتظره آمریکا و غرب شوکی در ایران ایجاد کرد که بسیاری آن را در داخل موضع ضعف غرب ارزیابی کرده و بسیاری نیز آن را ترفندی دیگر برای زیر فشار قرار دادن ایران توصیف کردندتا ابتکار عمل را آن خود کنند . آنچه از مجموعه دیدگاه ها و نظرات در درون نظام ایران و شورای امنیت ملی بیرون آمد این بود که باید با احتیاط بیشتر اوضاع را ارزیابی کرد و از فرصت تا حد امکان بهره گرفت.

    اگر آمریکا با استفاده از تهدید نظامی و محاصره اقتصادی و دخالت در امور داخلی ایران وارد شده ایران در آستانه مذاکرات اتمی مانور چند روزه گسترده نظامی را تدارک دید و ادوات جنگی مدرن خود را برخ آمریکا و غرب کشید و اعلام کرد که قصد دارد همزمان ۱۶ کارخانه برق اتمی راه اندازی کند . ایران بدلیل وسعت زیاد و پراکندگی نا مناسب جمعیت در سراسر کشور برای انتقال تولید برق با هزینه بسیار زیادی مواجه است از جمله شبکه تاسیسات و دکل های برق و ترانسفورماتورهای بین راهی و ایجاد صدها سد که هزینه متوسط هر کدام از آنها بدون شبکه آبرسانی از طریق کانال های آب و شبکه برق بالای ۵۰۰ ملیون دلار هزینه دارد که اگر هزینه جاده سازیها و نگهداری آنها را محاسبه کنیم بیک هزینه سرسام آور میلیاردها دلاری مواجه خواهیم شد که راهی برای ایران باقی نخواهد گذشت بجز ساختن تاسیسات برق هسته ای در سراسر کشور که هزینه ساخت و نگهداری آن بمراتب کمتر از تاسیسات گازی و آبی موجود است .

    همزمان ایران رسما اعلام کرد که در نطنز ۱۸۰سانریفوژهای مدرن که سرعت و بازدهی آنها بسیار بیشتر از تاسیسات گذشته است را راه اندازی کرده است و در صدد است تا ۳۰۰۰ از این نوع سانتریفوژ را در آینده وارد سیکل تولیدی کند این دست آوردها موضع ایران را در عرصه تکنیک بشدت تقویت کرده تا جایی که دو رزو پیش دوباره سازمان انرژی اتمی در وین تحت رهبری آمانو ی ژاپنی اعلام کرد که بشتابید که ایران بزودی اتمی شده و خواهد توانست بمب اتمی درست کند تا زمینه خوراک تبلیغات گسترده در رسانه ها را برای فشار بین المللی در کنفرانس را مهیا کند . آمانو ادعا کرده که ایران میتواند براحتی اورانیوم ۲۰% تولید کند . این دومین باریست که سازمان انرژی اتمی و رهبری آن این گزارش را پیش از آنکه علنی شود در اختیار رسانه ها قرار میدهد که نشان میدهد هم آهنگی لازم در این زمینه با کشورهای غربی صورت گرفته است .

    اروانیم ۲۰% مصرف پزشکی داشته و در سراسر جهان از آن استفاده میشود. مانور ایران در این چند روزه نشان میدهد که ایران قادر است هرلحظه که اراده کند میتواند غلظت تولید اورانیوم را بالاببرد در نتیجه زمینه چانه زنی با غرب را که مدعی است فعالیتهای اتمی ایران جنبه نظامی دارند افزایش دهد بر کسی پوشیده نیست که حتی اورانیوم بسیار ضعیف شده هم که غربیها در سراسر جهان در جنگ از آن استفاده میکنند مصارف نظامی دارند و عمدتا در تاسیسات نظامی تولید میشود.

    غرب و تاکید برمسئله پروتکل الحاقی

    آنچه غرب از ایران در این کنفرانس انتظار دارد تایید پروتکل الحاقی سازمان انرژی اتمی از طرف ایران است تا این سازمان امکان یابد تا هر موقع که اراده کرد سرزده از کلیه تاسیسات نظامی ، غیر نظامی و مراکز مهم صنعتی بازدید کند که هدف اصلی آن ارزیابی قدرت دفاعی ایران و در مجموع تمامی کشورهای جهان است . سازمان انرژی اتمی تا کنون حتی یک بار هم در خواست بازدید از تاسیسات اتمی آمریکا و روسیه و دیگر کشورهای اتمی را نکرده است. علت آن است که هیچیک از این کشورها اجازه چنین کاری را نداده اند ضمن آنکه همه کشورهای دارای قدرت اتمی توان دفاع از امنیت ملی خود را دارند و اجازه چنین کاری به هیچ نیروئی را تاکنون نداده اند

    ایران در شرایطی میتواند با این موضع موافقت کند که اعضاء دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد که حق وتو دارند رسما و علنا به ایران تضمین اجرایی عدم دخالت در امور داخلی ایران ، عدم استفاده از نیروی نظامی بر علیه ایران ، برسمیت شناختن تمامیت ارضی ایران ، همکاری همه جانبه علمی فنی ، اقتصادی و تجاری را برسمیت بشناسند.

    تجربه چین ، اتحاد شوروی و کره شمالی نشان داده است که غرب خواهان برخورد از موضع برابر با کشورهای ضعیف تر از خود نیست کره شمالی هرگز پروتکل الحاقی را امضاء نکرد و اینک دارای چها رکارخانه برق اتمی است و دو هفته پیش هم بمب اتمی با عملکرد چند جانبه را با دقت بسیار بالا با ریشتر کمتر از ۵ آزمایش کرد که نشان میداد از چه تکنیک پشرفته ای استفاده کرده است سوای آنکه ساتلیتهای خود را نیز به فضا فرستاده است چون آمریکا وژاپن و دیگر کشورهای غربی تمامی توافقات فی مابین را با کره شمالی زیر پا گذاشتند و هر گز آنرا اجرایی نکردند .

    ایران از سال ۱۹۵۷ تا کنون وارد هیچ پیمان نظامی نشده ضمن آنکه توان حمله نظامی به هیچ کشور غربی و عضو ناتو را هم ندارد ایران در منطقه خاورمیانه بعنوان یک قدرت اقتصادی ،نظامی با جمعیت بیش از ۷۵ ملیونی با ۱۳ همسایه ، در آمد ناخالص بیش از ۱۰۰۰ میلیارددلاری با منابع زیر زمینی فراوان و بازار بزرگ در خاورمیانه دارای منافع مشترکی با همسایگان خود از جمله حسن همجواری و همکاری اقتصادی و تجاریست که خواهان برسمیت شناختن آن است .

    غرب باید این را آویزه گوش خود کند تا زمانی که روسیه را در کنار خود نداشته باشدو این کشور فعالانه از جمله نظامی بر علیه ایران وارد عمل نشود هر گز جرات حمله نظامی به ایران رانخواهد داشت. ایران امروز جزو منطقه امنیتی روسیه است همانطور که روسیه برای ایران همین شرایط را دارد. غرب باید این مسئله بفهمد که ایران بیش از چهار صد سال است با نیروهای شیعه اداره شده و از تمامیت ارضی ایران دفاع کرده است و امروز حوزه نفوذ آن بسیار گسترده است و از لبنان تا هندوستان را در بر میگیرد. با این کشور نمیشود شوخی کرد. نمیشود پیشرفتهای علمی و فنی ایران را محدود کرد و یا آنرا متلاشی کرد. در این روند تاریخی تنها از اوایل قرن بیستم بعلت تدارک برای جنگ جهانی دوم از طرف کشورهای اروپایی ایران از قافله تمدن برای مدت کوتاهی عقب ماند ولی اینک با تمام توان در تلاش است تا خود را به قله ترقی و تمدن همساز و هم آهنگ کند .

    یک اصل کاملا روشن است ایران پس از صد سال استقلال ملی خود را بدست آورده است مهم نیست چه حکومتی در این کشور بر سر کار آید و هدایت این کشور را بعهده بگیرد. مهم آن است که هرنیرویی اگر بخواهد این اصل را زیر پا بگزارد شانس بقاء ندارد و مردم آنرا سرنگون خواهند کرد همانطور که رژیم سابق ووابسته را از صحنه بیرون کردند .

    ایران دومشکل بزرگ دیگر دارد که باید پای حل آنها برود مشکل عدالت اجتماعی و آزادی که هردو مسئله داخلی ایران است و مردم خوب کشور ما توان و دانش مستقل اداره کشور را دارند و با تکیه به نیروهای داخل کشور میتوانند هر مانعی را بدون دخالت بیگانگان در امور داخلی ایران از پیش رو بر دارند .

    در درون نظام جمهوری اسلامی جدال برسر چگونگی اداره کشور و تنظیم قانون اساسی جدید که با ساختار اقتصادی و رو بنای سیاسی آن سازگاری ندارد در جریان است تضادهای داخل کشور نباید باعث تخریب جامعه ایران شود و جلو پیشرفتهای اقتصادی و فنی کشور را بگیرد. ایران با وضعیت موجود میتواند انتخابات آزاد را تجربه کند ایران باید شرایطی فراهم کند تا همه نیروهای ملی ، دمکرات ، ملی مذهبی ، چپها ، ملیتهای مختلف حتی جریانات لائیک و جریانات آقایان کروبی و موسوی فعالانه در انتخابات آزاد شرکت کنند تا زمینه همکاری همه نیروها و شرکت آنها در اداره امور کشور فراهم شود .اگر این مسئله بخوبی پیش رود اتحاد ملی که همه در انتظار آن هستند شکل عملی بخود خواهد گرفت و ارتباط وسیعی با توده های مردم بر قرار خواهد شد که نتیجه آن اعتماد بیشتر مردم و گسترده شدن جبهه اتحاد ملی است.

    مسئولان رژیم باید به این درک رسیده باشند که یک قشر بزرگ تکنو کرات و بوروکرت به همراه یک قشر متوسط بسیار بزرگ در جامعه ایران شکل گرفته است که فعالانه خواهان شرکت در پروسه تغییر و تحولات جامعه ایران است که اتفاقا تکنوکراتها در هشت ساله گذشته قدرت اجرایی را در دست داشته و تجارب فراوان بعلت استفاده از دانش بین المللی بدست آورده است و درمجموع ایران از وزنه تعیین کننده ای در خاورمیانه و جهان بر خوردار شده است. این دیدگاه بمعنای جامعه عمل پوشاندن به وحدت ملی است . ایران نباید ابایی داشته باشد از اینکه اعلام بکند قانون اساسی را تغییر خواهد داد. نماینگان انتخابی مردم دوباره برای تدوین قانون اساسی کشور جمع شوند و موانع اساسی آنرا بر طرف کنند .جامعه ایران نمی پذیرد که زنان حق نداشته باشند به صرف اینکه زن هستند در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند و یا رئیس جمهور حتما باید مذهب شیعه داشته باشد فقط این دو موضع بی اعتبار بودن قانون اساسی را اثبات میکند.

    باید بمردم اعتماد کرد اگر فکر میکنیم که داریم برای مردم کار میکنیم هدایت کشور را بعده آنها بسپاریم تا شاهد باشیم چگونه متجاوزان به حقوق بین المللی که کاری جز جنایت و خرابی زیر ساختهای دیگر کشورها ندارند غلاف میکنند . مسئله آزادی و عدالت اجتماعی را بدون رضایت اکثریت مردم در هیچ کشوری نمیشود اجرایی کرد. دفاع از امنیت اجتماعی بدون عدالت اجتماعی و آزادی امکان پذیر نیست اگر امنیت اجتماعی وجود نداشته باشد دفاع از امنیت ملی هم ممکن نیست.

    جامعه ما بعلت شرایط ویژه و امکاناتی که در منطقه و جهان دارد نه تنها میتواند اوضاع ایران را بخوبی سازمان بدهد و مدیریت کند بلکه قادر است بخش اعظم خاورمیانه را علیرغم همه کار شکنی های کشورهای خارج منطقه متشکل و منافع جمعی را با همکاری همدیگر تضمین و عملی کند. بنابراین موضع ایران در این کنفرانس موضع ضعف نیست آمریکا و کشورهای غربی طبعا در این کنفرانس بر روی منافع طولانی مدت خود پافشاری خواهند کرد ولی قدرتهای دیگر از جمله روسیه و چین هم بهمین دلیل در این کنفرانسها شرکت میکنند. هنر دیپلماسی این است که چگونه مسئولان دست اندر کار سیاست با استفاده از همه امکانات داخلی ، منطقه ای و جهانی جلو رشد تضادها را گرفته و جلو جنگ را بگیرند. قدرت مانور ایران در این کنفرانس بسیار زیاد است در مقابل قدرت مانور آمریکا و غرب بعلت در گیری در بحرانهای داخلی ، منطقه ای و جهانی و بحران اقتصادی بسیار محدود است . این نوع کنفرانسها نشان میدهند که کشورها تا چه اندازه و تا کجا میتوانند برای دفاع از منافع ملی خود بهره برداری کنند که تضمین کننده امنیت ملی و امنیت اجتماعی هم هست و نشان میدهد یک کشور تا چه اندازه به استقلال ملی خود بهاء داده و مانور طرف مقابل را محدود کنند

    م. ر ا د (۲۲٫۰۲٫۲۰۱۳)

    m.rad@gmx.net

    سایت ملی – مذهبی

     
  45. همه آخوندها ، نمایندگان انتصابی مجلس فرمایشی و هر کس در تزئین و آرایش این نظام ////نقش داشته و یا سکوت کرده ،سهیم در مظالم //// است و شریکش در ” جنایت علیه بشریت “

     
  46. من فقط شش نظر بالایی رو خوندم و به اون شش نفر از جمله نوری زاد عزیز میگویم که دوستشان دارم اما کمی آینده نگری …فرضا که آقای خاتمی هم اعتراض کردند و به زندان رفتند خوب در ادامه چی …. نباید فردی در بیرون باشد و برای موفقیت و باقی ماندن و رشد تفکر اصلاح طلبی کوشش نماید مگر امام حسین و امام حسن یه شیوه داشتند …
    به قول آقای خاتمی ما دیگر در انتخابات پیروز نمیشویم و میمیریم این مهم نیست چیزی که مهم است باقی ماندن و اشاعه این روشن فکری و اصلاح طلبی است .
    با تشکر از همه روشن فکران و آزاد اندیشان با هر اعتقادی و اندیشه ای …

     
  47. خود اسيرانند در بند جفاي ظالمان،

    بر اسيران عرب اين نوحه ها چون مي كنند؟

    تا خرند اين قوم، رندان خرسواري مي كنند
    وين خران در زير ايشان آه و زاری مي كنند

    ملك الشعراي بهار

     
  48. خيلي جالبه تو كامنتا همه بيرون گود نشستن ميگن لنگش كن … عجب ملتي هستيم ما !

     
  49. سلام میخواهم نظر شما در مورد اقایان احمد کسروی و علی دشتی و آثار مکتوب آنها را بدانو خواهشا شفاف .

     
  50. دو تا روش وجود داره دیگه. خاتمی داره سعی می کنه با بخشی از نظام کنار بیاد اما نمی دونم این راه چقدر درسته. به نظر من فعلا این بازی بهتره. بگذاریم هر کسی ماموریت خودش رو انجام بده و اصلاح طلبان هم خیلی هول نزنند باید دید احمدی نژاد چه خوابی دیده است.

     
  51. مامور سرشماری

    مروری بر کامنتهای درج شده در همین صفحه نظری خلاف آنچه شما و آن نظر پرسی ارائه کرده را ثابت میکند!

     
  52. بزرگواران نوریزاد و جوان عزیز
    پرچم شیر و خورشید نماد شخص،تفکرو یارژیم خاصی نیست و نماد قدیمی ایران است ،بر عکس آنچه که بر پرچم کنونی نقش بسته و نماد مذهب سیک ها می باشد.
    عقیده هر کس برای خودش ارزش دارد و گرنه به آن باور نمی داشت . مثال غنچه و سطل زباله اصلا قشنگ نبود جرا که همفکران خود را غنچه دانسته و بقیه را سطل زباله!(جناب نوری زاد تا زآتش می گریزی ترش و خامی چون خمیر)
    عارفی به نام خرقانی بر سر در آرامگاهش این سخن نقش بسته: “هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید چه آنکس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد” کاش آنرا بر سر در وب سایتتان بیاویزید و بر سر در دلمان بیاویزیم.

    ———————

    سلام دوست گرامی
    منظورمن مطلقا این نبوده که شما ازآن مثال برداشت کرده اید. شکفتن گل دریک سطل زباله یعنی شکفتن وشکوفاندن استعدادها درهرشرایط. حتی زندان وتبعید وتلخی وبی اعتنایی وطرد دیگران
    با احترام
    .

     
  53. سلام دوستی‌ از شما پرسید که چگونه میشود از لحاظ مالی‌ کمک کرد و شما گفتین به دورو بر خودتون نگا کنید و خانواده زندانی هارو می‌بینید،عزیز برادر اگر ما خارج از کشور هستیم اینجور امکانی برای ما نیست که خانواده مستحق پیدا کنیم،پس راه حل چیست؟؟

    ———————

    سلام داوود گرامی
    من همانجا نوشته بودم: بدهید به دوستی که به ایران می آید. دراینجا – یعنی درایران – یافتن خانواده ی زندانیان مستحق سیاسی کارچندان دشواری نیست.
    با احترام

    .

     
  54. به قول چه گوارا: به احترام آزادی یک دقیقه سکوت کردیم خوابمان برد!!!!!!!
    (قابل توجه آقای خاتمی)

     
  55. آقای نوریزاد دلاور، کار بزرگ را از مردان بزرگ بخواه نه‌ از کوچک مردان /////

     
  56. NOORIZAD AZIZ ..tasveir tak darakht Tanha dar Tanhaeiytan ra deidam ..shaneidah bodam ke ba zi az tasaveir az hezaran kalameh gooyatarand amma ..///shaneidan kei bovad manande didan /// man chonein payamei az aon TAK darakht ;kei dar tofane havades kamarash darad kham meishavad ..rahei ra ke dar peish gearaftei noor afshani meikonad KHODA negahdarat bad eimrooz film MOHATMA GANDI ra deidam va chaghad ham gareistam agar forsat kardi babein ..agar AZADI BA AGAHI Hamrah bashad AZADIba manayee vaghaeist…. va shoma che RESALAT sangeini dareid ..KHODA YARAT……

     
  57. چرا این درخواست را از مجتهدین و علمای اسلام نمیکنید؟ آنها که این همه ظلم را میبینند و به قول خودشان باید با ظلم از طرف هر کسی که باشد مبارزه کرد و حکومت عدل علی را اجرا کرد؟ آیا میترسید که آنها به شما جواب بدهند اسلام واقعی همین است که می بینید و کل این ظلمها دقیقا مثل همان ظملهایی است که ///// چطور است که این مجتهدینی که به مردم میگفتند شاه ضد دین عمل میکند و آنها را به مبارزه مسلحانه تشویق میکردند حالا حتی خودشان هم حاضر نیستند کلمه ای در سرزنش این ظلمها بگویند؟ آیا از جان مردم مایه گذاشتن راحت است و نه عمل به شعارهای اسلامی و مایه گذاشتن از جان خودشان؟ اینهایی که مردم را تشویق میکردند که حتی کودکان 12 ساله شان را برای جنگ با عراقیها و کشتار آنها به جبهه بفرستند چرا خودشان حتی طاقت زندان ندارند؟ شاید آنها میدانند که حکومتیها کارشان طبق اسلام است و دقیقا همانطور که ارتش اسلام با ایرانیان رفتار کرد با مردم رفتار میکنند و جرات ندارند که اسلام را زیر سوال ببرند؟

     
  58. جناب نوریزاد، ما که لائیک هستیم و خدا نشناس، ولی‌ شخصی‌ مثل آقای خاتمی که شصت و اندی سال هر محرم به سر و سینهٔ خود میکوبد و بر مظلومیت حسین میگرید، این گوی و این میدان، این یزید و این صحرای کربلا. یا نه، ایشان همچون باورهای مذهبی شیعیان دروغی بیش نیستند؟

     
  59. جناب آقای نوریزاد عزیز

    مایلم با نظر جنابعالی که در چند مقاله ی اخیرتان منتشر شده مخالفت کنم. به زعم من باید اثربخش بودن جنبش را از رستگاری افراد جدا کرد. به این معنا که گرچه پیشنهاد شما به آقای خاتمی تصمیم درست برای رستگاری ایشان است، اما دستاوردی برای جنبش ندارد. طبعا من با شما مخالفتی ندارم که امثال دوستانی که در بند هستند، در نزد خدا، وجدان، و تاریخ سربلندند اما تبدیل همه اجزای متکثر جنبش به یک صدای مشابه، که احتمالا در بند خواهد رفت، تصمیم راهبردی درستی نیست. فرض بفرمایید آقای خاتمی یا آقای رفسنجانی یا فلان مرجع یا حتا منتقدین محافظه کار نظیر آقای مطهری و افروغ همه یه یک روش و یک محتوا نقد خودشان را مطرح می کردند. نتیجه اش می شد مانند مثال دراویش گنابادی که شما فرمودید، تکثرشان نادیده گرفته می شد و جملگی گرفتار بند می شدند. در شطرنج هم اگر قرار بود همه مهره ها رخ باشند، کارایی نهایی از کف می رفت. پوزیشن های متکثر منتقدین نقطه قوتشان است. اگر فردی مانند علی مطهری یا حتی عسکراولادی نقدی به حاکمیت وارد می کند، موثرتر است از این که آقای تاجزاده همان را از زندان بگوید. آقای نوریزاد عزیز، جنابعالی و خانواده تان تحت فشار بسیاری به سر برده اید و طبعا متوقعید که حمایت بیشتری از شما صورت می گرفت. موضعی که شما به آقای خاتمی یا برخی دیگر پیشنهاد می کنید هم به صلاح آنان است ولی من باور دارم که به ضرر جنبش است. از تکثر این مهره ها و تنوع شان و موقعیت هاشان و اختیاراتشان باید به همین شکل استفاده کرد.

    متاسفانه قلم شیوای جنابعالی را ندارم و گمان می کنم مقصودم را نتوانسته ام به نحو روشن منتقل نمایم. از طرفی تیزبینی شما من را امیدوار می کند که به عصاره بحث من پی برده باشید.

    برای شما و خانواده تان آرزوی موفقیت دارم. برای آقایان فعال در عرصه سیاسی هم آرزوی رستگاری دارم گرچه اولویتم اثر بخش بودن جنبش مردم است.

    —————————-

    سلام آقا وحید گرامی
    نوشته ی متین وسرشاراز درستی وخیرخواهی شما نشاندهنده ی فکربلند وهمه جانبه نگرشماست. من این گفته ی شما را که همگان قرارنیست یک سخن بگویند وبه یک راه داخل شوند، قبول دارم. منتها جنازه ای که امروز روی دست ما مانده وبه احتضاری سخت دچارشده، نیازمند اکسیژن است. اکسیژنی که امثال من تدارک می بینند کجا وبرجستگانی چون آقای خاتمی کجا. این جنازه ی درحال اغما، به یک شوک درست و ازسرمطالعه نیازمند است. اگر این نیم نفس نیز فروکشیده شود، ازهزار کیاست امثال آقای خاتمی نیز کاری برنمی آید.
    با احترام

     
  60. آقا بس که ایرانیان ظاهربینند! من خودم را می گویم این جناب سردار صفوی با آن لبخند های همیشگی اش وقتی جای محسن رضایی را گرفت من با خودم گفتم فرجی خواهد شد و البته آن فرج از دماغ همه مان بیرون زد!
    سیدخندان ایران هم بخاطر خوشگلی و حرف های ملوسانه اش و البته رنگ عمامه اش دل ایرانی جماعت را برده است حالا عملکردش چه بوده و چه سکوت ها که نکرده و چه فرصت ها که خاکستر نساخته و چه و چه برای این مردمان ظاهربین محلی از اعراب ندارد، شوربختانه.

     
  61. سلام
    من با پیشنهاد شما صد در صد مخالفم آقای نوری زاد عزیز!
    اگر آقای خاتمی بعد از زندان با خوردن دو تا چک و لگد وادار به اعتراف تلویزیونی شد چی؟
    من صد در صد مطمئنم که خاتمی هم درست همان رفتار ابطحی را میکند شایدم هم بدتر از اون ////!
    مرعی که انجیر میخوره نوکش کجه !
    این یه مقدار آبروی سید رو هم با این پیشنهاد تون نریزید
    یا حق

     
  62. جناب دگر اندیش عزیز
    شیپور را از دهانه گشادش نمی زنند.احمدی نژاد اصول اولیه دیالوگ را نمیداند و اتفاقا به لحاظ شخصیتی فردی است که جمله “هدف وسیله را توجیه می کند ” را در حد اعلا یش بکار بسته و برای رسیدن به قدرت و ریاست بهر کار و عمل ضد اخلاقی و خلاف قانون و ارزشهای انسانی دست زده است.حیا و شرم یکی از ارزشهای متعالی انسانی است و این خصیصه در ذات این فرد نیست و رفتارهایش برای بیرون کردن رقیب از صحنه بیشتر شبیه /////بی آبرو ی خیابانی است. اگر امروز تلاش می کند چهره اپوزیسیون بخود بگیرد تنها برای باج خواهی و فرار از سرنوشت محتومی است که برایش رغم خورده است و خود می داند که در آینده ای بسیار نزدیک سرنوشتی خفت بار خواهد داشت. این فرد در هیچ زمینه ای از تعادل بهره ای نبرده است و اگر هم جایی از نوکری بی چون و چرا سرپیچی کرده است بخاطر هوش و ذکاوت و قدرت فهم و درک نیست بلکه به جهت عقده حقارت و خود کم بینی است و می خواهد با این چنین رفتارهایی به طرف مقابلش بفهماند که او هم برای خود کسی است و شخصیتی دارد. ………….

     
  63. سلام عزیز دلم
    عزیزم حرف دل منو زدی. من آقای خاتمی رو فردی محافظه کار و منتقد میدونم ولی هرگز نسبت به اقای رفسنجانی چنین حسی رو ندارم. اقای هاشمی گاهی انتقاد کرده درست بچه هاش انفرادی هستند درست در رسانه ها بهش حمله میشه درست ولی دلیل نمیشه ایشون رو فردی مردمی بدونیم! شاید اینها همه سیاست بازی های حکومت باشد!
    مثل اقای هاشمی مثل مثلیست که شما زدید در مطلب (وقتی رهبر اسلامی راست نمیگوید). اقای هاشمی اگر واقعا راست میگفت که مخالف است و انتخابات باید ابطال شود یکبار و فقط یکبار از مسند ریاستش به نشانه اعتراض به اقای خامنه ای استعفا میداد… الان حرف های اقای هاشمی مثل کسی است که با دست پس میزند و با پا پیش. بنده به ایشان امیدی ندارم. و اما اقای خاتمی. من به ایشان اعتماد دارم فقط الان زیادی محافظه کار شده اند البته زود هم قضاوت نمیکنم شاید برای انتخابات بعد برنامه ای دارد و میخواهد در وقت خاصی اعتراض کند ولی امیدوارم محافظه کار بودنشان بی برنامه و از سر ترس و زندان نباشد که اگر باشد جفاییست در حق مردم و زندانیان ما بخصوص اقایان موسوی و کروبی…

     
  64. این از اقای خاتمی . ملت داره تجربه میکنه! همه اش امریکا امریکا…. انگار توی دنیا یک کشور افتاده اونم امریکاست… عجب پیشبینی هم میکنه …
    http://www.youtube.com/watch?v=fIVzMZx7uOk

     
  65. برادر عزیزم استاد نوریزاد .بنده برادر کوچک شماجسارتا نقدی بر افکار پربار حضرت عالی داشتم اگر اشتباه میکنم راهنمایی فرمایید . حضرتعالی بخواهید یا نه با جسارتی که به خرج دادید به عنوان یک لیدر در جامعه ایران مطرح هستید و میبینم که همه تلاش خود را برای آگاهی گذاشته اید (مانند آدم پولداری که احساس فقر میکند)آیا شما هیچ تلاش برای انسجام این همه جوان آگاه انجام داده اید گیریم که شما همه را آگاه کردید آیا بدون تشکیلات و پیکار سیاسی میتوان کاری کرد؟شما بزرگ مایید ولی در جنگ جهانی ایده یک سربازانگلیسی سبب پیروزی ارتش انگلستان شده بود به نظر من مساجد جای بسیار خوبی برای مبارزه هست اگرشماها بتوانید جوانان آگاه را به مساجد بکشید شکست اینها زیاد کار سختی نیست .سپاس

    —————————————-

    سلام احمد گرامی
    ایده ی شما خوب وشایسته است اما این نگرانی را نیز دارد که با دومشکل اساسی مواجه شود. یک این که: مساجد هیأت امنایی وروحانیتی وبسیجی دارند که این خود نه مانع کمی است. دو این که وقتی شما به سمت مسجد اشاره می کنید جمع کثیری از جوانانی که مسجدی نیستند یا حتی بهردلیل ازمسجد متنفرند پراکنده می شوند. وحال آن که ما دراین مسیرحتی یک نفر را نیز نباید ازخود برانیم.
    سپاس خوب من
    با احترام

     
  66. در یک جلسه ای که خدمت آقای خاتمی بودیم خطاب به ایشان گفنم که شما از دید نسل امروز جامعه فرصت سوزترین فرد سیاسی و مسئول در ج.ا .ا. هستید و با اینکه از پشتوانه مردمی بسیار قوی برخوردار بودید نتوانستید به شعار ها و افکار اصلاحی خود جامه عمل بپو شانید. همچنین جمله شما را خطاب به ایشان یاد اور شدم که چرا شما را دستگیر نمی کنند و اصلا برای چه شما باید ازاد باشید ؟ حاکمیت چه منافعی از ازاد بودن شما می برد که کاری به کارتان ندارد؟ چرا برای ازادی مهندس موسوی و آقای کروبی کاری نمی کنید؟ رای دادن شما در دماوند چه خاصیتی داشت؟و مطالب دیگر که ………..
    ایشان در جواب بعد از توجیهات معمول گفت در ضمن من یزدی هستم و باعث خنده حاضرین شد………….

    سکوت و انفعال امثال آقای خاتمی در این شرایط سختی که کشور دارد کمتر از ////علیه بشریت نیست.
    بواقع اگر ایشان حرکت کند و در مقابل بیت رهبری تحصن کند و یا یک بار به حمایت از بی گناهانی که در حصر و زندانند فقط چند ساعت مقابل اوین تحصن کند باندازه انفجار یک بمب اتم در کشور اثر می گذارد و ارامش خیلی ها را بهم خواهد زد.ولی افسوس و صد افسوس که …………

     
  67. سلام آقای نوریزاد من میخواستم یک پیشنهاد به شما بکنم آقای نوریزاد اگر محمد خاتمی میخواست نسبت به زندانی شدن موسوی و کروبی موضع فعالانه بگیرد همان سال 89 این کار را کرده بود بعید میدانم که خاتمی این دل و جرات را داشته باشد که نسبت به این امر موضع گیری شدیدی داشته باشداو حتی زمانی که رییس دولت بود درمقابل فشارها سر خم میکردو نمی توانست حرفش را روراست بزند.پیشنهاد من به شما این است که به جای دعوت از افراد ترسو و بی بخار از کسانی دعوت کنید که شجاعتشان به اثبات رسیده باشد حال شما از من میپرسید من به غیر از این ها چه کسی مانده که رو انداخته نباشم.چون من شما را به عنوان انسان منصف و حق مدار میشناسم و میدانم ملاک افراد را حال افراد میدانید میگویم نامه ای با همین مضمون به احمدی نزاد بنویسید!!!!!دستی به سرتان بکشید امیدوارم که شاخ در نیاورده باشید!!ولی واقعا کدام یک از سیاسیون ما شجاعت و صراحت این مرد را دارد؟؟ به نظر من احمدی نژاد ذاتا انسان خیر خواهی است درست است که او تاکنون بازیگر محض بود و کارگردان خامنه ای و با سیاست فریبکارانه منصب ریاست جمهوری را صاحب شده ولی او اینک یک تنه مقابل زور گویی ها///// ایستاده و نقش جاده صاف کن برای ریس جمهور اینده را ایفا میکند. آقای نوریزاد لطفا نگویید هدف وسیله را توجیه نمی کند و نگویید احمدی نزاد برای کسب قدرت است که اینچنین تقلا میکند .به باور من این مرد اگر میخواست قدرت را نشانه برود با ریاکاری و تظاهر انچنان خود را به رهبر میچسباند که دست و زبان رهبر شود واینده سیاسی خود را بیمه میکرد.ولی او آبرو و اعتبار خود را دارد فدای دموکراسی!! در کشور میکند و کاری ندارد که پس از اتمام دورانش با او چه خواهند کرد.شعار زنده باد بهار او انچنان به من امید داده که تنها منجی ایران را او میدانم او به طور غیر مستقیم به جنبش سبز گفته که رنگ سبز شما با امدن بهار است که سبز تر میشود.با ابزارهایی که احمدی نزاد در اختیار دارد به راحتی می تواند بساط دیکتاتوری را با کمترین هزینه بر چیند .به نظر بنده احمدی نزاد منتظر حمایت مردم است تا منویات خود را به اجرا بگذارد و او تاکنون ده ها کد به مردم داده تا بگوید من هم با ساختار موجود حکومت مخالفم و حکومت مردم بر مردم را با گفتن اینکه رهبری را مردم انتخاب نمی کنند و فقط ریس جمهور است که با رای مردم انتخاب میشود اظهار کرده.آقای نوریزاد از تهدید فرصت ساختن هنر است احمدی نزاد به خودی خود تهدیدی برای دموکراسی نیست احمدی نزاد با کارهایش فرصتی بی نظیر برای ایرانیان فراهم کرده امیدوارم ما قدر این فرصت را بدانیم چون شانس فقط یک بار در خانه را میزند.امیدوارم به این پیشنهاد من نخندید و مرا خیال باف فرض نکنید

     
  68. عباس عبدی دلش از این همه دورویی او خون بود. در سالهای آخر خاتمی بود که کاسه صبرش لبریز شد و مقاله ای بعنوان “آقای خاتمی استخوان لای زخم تا کی؟” نوشت .و او را بخاطر این همه مسامحه مورد سوال قرار داد. چندی بعد برایش بعنوان جاسوسی پرونده ای تشکیل شد و انداختنش زندان.خود او در نامه ای که به خاتمی می نویسد و از اینکه موقع دیدن او با بی ادبی رادیو را روشن می کرده!گلایه می کند و می گوید من یک نامه کاملا خصوصی در دو نسخه برای شما نوشتم و آن را شخصا به شما دادم و یک نسخه را هم پیش خودم نگاه داشتم ولی در زندان موقع بازجویی دیدم که یک کپی از آن نامه دست بازجوی من است! و از آن بر علیه من استفاده کردند!! /////طفلک عباس پس از آن بقول قناری بازها!”تولک رفت” گوشه نشینی را اختیار کرد و حتی در جنبش سبز هم پیدایش نبود

     
  69. نوری زاد خوب نوشت که چرا آقای خاتمی شما زندان نرفتید؟!!ای کاش آقای خاتمی نیز گذارش به زندان می افتاد تا چهره واقعی نظام را در می یافت!آقای نوری زاد براستی به نکته مهمی اشاره کردندو آن اینکه چرا آقای خاتمی شما زندان نرفتید؟!خاتمی اگر زندان می رفت و دو تا چک آب دار که از یک آدم نخراشیده می خورد //// آنگاه مفهوم راستین ولایت فقیه نظام را با تمام وجود حس می کرد!

     
  70. موج خود تویی محمد عزیز برادر بزرگم . خاتمی را خیلی دوست دارم ولی در حال حاضر تو را بیشتر و آرزوی سلامتیت دعای من است . راستی آن نظر سنجی را کاملا باور دارم و با منطق سازگار است و در جمع هایی که من بوده ام چنین بوده . من به واسطه کارم با دانشگاهیان ، معلمان ، کارگران و حاشیه نشینان و پزشکان در ارتباطم(بی خیال زیاد فک نکن، تو فرض کن آب حوضیم !) و این نظر سنجی مورد تاییدمه . یک روز وقتی از دوستم که پسر شهیده و فک می کردم خیلی ولاییست شنیدم که گفت : خامنه ای ! هه ! کی به حرفش گوش میده جز بسیجی های حقوق بگیر و برخی پاسدارا واقعا برام جالب بود
    من یکی باهاتم تا آخرش البته اگه آخرش تا دم در زندون باشه !
    بی خیال رفیق قصدم لبخندی بر لب شما عزیز بود
    یا حق
    ما پیروزیم به زودی

     
  71. آری آقای نوریزاد…راه پیشنهادی شما بسیار عالیست…اما…اما شما به که امید بسته اید؟…سیاست مداران //// چون خاتمی و هاشمی و….اینان شهامت ابراز نظرات اسلامی را هم که مخالف رهبری//// باشد ندارند چه برسد به اعتراضات مدنی!!!…….اینان در حدی حرف می زنند که خطری برایشان نداشته باشد…..شما باید روی مردم خصوصا جوانان سرمایه گذاری کنید……..

     
  72. تدارکاتچی رهبری بیاد شال و کلاه کنه بره جلوی زندان بگه چرا این افرادو به امر رهبری به زندان انداختین ؟؟؟

     
  73. اقای نوریزاد سلام ودرود لطفن به من بگوئید انهائی که از عاقبت نظام میترسند چه فکر میکنند ایا نظام وضع به سامانی دارد که نگران بد شدنش باشیم

     
  74. آقای نوری زاد عزیز. دیدم نوشته‌ای در باب متوقف نشدن تبلیغ آقای خامنه‌ای و پخش عکس و تراکت ایشان در میان مردم موقعی که قرار است ایشان از جایی بازدید کنند نوشته بودید. انتقاد کرده بودید که چرا بیت رهبری جلوی این کار را نمی‌گیرد اما همزمان آقای خامنه‌ای می‌گوید از این کار ناراضی است.
    من می‌خواهم بگویم که اصلا این کار با خواست خود آقای خامنه‌ای صورت می‌گیرد. در عکس‌های که اخیرا از خود بیت رهبری منتشر شده، انبوهی از عکس‌های آقای خامنه‌ای در دست مردم است که عکس آقای خامنه‌ای را به خودش نشان بدهند (که مایه طنز یکی از برنامه‌های تلویزیونی وی او ای شد). من به عنوان کسی که بارها بیت رفته‌ام به خوبی می‌دانم که افراد قبل از ورود با دقت بازرسی شده و اجازه حمل هیچ چیزی به آن‌ها به داخل بیت داده نمی‌شود. شک ندارم که این عکس‌ها بعد از بازرسی توسط معتمدان در خود بیت بین افراد توزیع شده است! وقتی ایشان داخل بیت خودش را از چنین حرکتی منع نمی‌کند، می‌خواهید به استان‌ها بگوید چنین نکنند؟
    خیر،‌ آن حرف‌ها که من موافق این کارها نیستم نیت دیگری را دنبال می‌کند … همانطور که شما گفته‌اید.
    مدح ساده زیستی علی و مذمت اشرافی گری خلفای اسلامی هم مربوط به تاریخ است و برای زمان ما گفته نشده است. عمری از خوبی‌های حکومت علی و بزرگمنشی او شنیدیم اما به اجرا که رسید رفتار افراد مقابل علی در پیش گرفته شد!
    ////

     
  75. آی خبر

    به نظر می رسد عملکرد آقای نوری تناسب چندانی با انتظارات ‘ضد انحرافی’ حجت الاسلام والمسلمین سعیدی نداشته است. به خصوص که آقای نوری ماه گذشته طی مصاحبه ای با شبکه ایران، سخنان بی سابقه ای را بیان کرده بود که تا کنون از زبان هیچ یک از مقامات سپاه پاسداران شنیده نشده است.

    شبکه ایران / بر اساس خبر منتشر شده توسط سایت روابط عمومی سپاه پاسداران، سرهنگ رسول سنایی راد، امروز به سمت معاونت سیاسی سپاه منصوب شده است. به گفته سپاه نیوز، آیین تودیع و معارفه معاون سیاسی سپاه، امروزبا حضور حجت الاسلام والمسلمین علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه، معاونین نمایندگی ولی فقیه، مسئولین ادارات معاونت سیاسی و مدیران سیاسی نیروهای چند گانه سپاه برگزار شده است.

    چرا علی اشرف نوری برکنار شد؟
    تغییر و تحول غیر منتظره در معاونت سیاسی سپاه در حالی صورت گرفته که فقط یک سال از انتصاب آقای نوری – معاون سیاسی سابق سپاه – می گذرد و معاونت سیاسی سپاه معمولا پست با ثباتی بوده است. اول آذر ماه سال گذشته حجت الاسلام سعیدی، آقای نوری را جایگزین سرتیپ یدالله جوانی کرده بود.

    شاید برکناری زود هنگام آقای نوری بی ارتباط با انتظارات آقای سعیدی از کارکرد معاونت سیاسی سپاه، بویژه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری نباشد. نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران سال گذشته درجلسه تودیع و معارفه معاون سیاسی سپاه، با تمجید از سرتیپ جوانی گفته بود:«معاونت سیاسی از سی سال قبل در مقابله با انحرافات و جریانات سیاسی منحرف کشور پیشتاز بوده و هم اکنون نیز پیشتازی در این معاونت جریان دارد.»

    به نظر می رسد عملکرد آقای نوری تناسب چندانی با انتظارات “ضد انحرافی” حجت الاسلام والمسلمین سعیدی نداشته است. به خصوص که آقای نوری ماه گذشته طی مصاحبه ای با شبکه ایران، سخنان بی سابقه ای را بیان کرده بود که تا کنون از زبان هیچ یک از مقامات سپاه پاسداران شنیده نشده است. آقای نوری با پذیرش تلویحی رفتار نامناسب رسانه های وابسته به سپاه پاسداران از جمله فارس، جوان، نسیم و … گفته بود: «اجازه نخواهیم داد رسانه های سپاه در انتخابات ریاست جمهوری آینده از کسی حمایت کنند.»

    او همچنین در خصوص عملکرد خبرگزاری فارس گفته بود:« نه اینکه به عملکرد فارس انتقادی وارد نباشد، خیلی وقت ها هم ممکن است بی انصافی صورت گرفته باشد و من این را نفی نمی کنم. واقعا برخی رسانه ها بی انصافند و هیچ توجهی به تلاش های دولت ندارند… من خودم هم بعضا نسبت به برخی مطالبی که دوستان ما می زنند، انتقاد دارم. .. شما نباید بگویید چون این خبرگزاری وابسته به سپاه است، خطش را هم از سپاه می گیرد. خیلی از مواقع خود ما هم انتقاد داریم. بارها دیده ام که نماینده محترم ولی فقیه در سپاه نامه نوشتند و به جهت گیری و مطالب خبرگزاری فارس انتقاد کردند. ضمن اینکه فارس هم یک رسانه است و برای خودش مسئول دارد… ممکن است بعضی جاها سپاه هم راضی نباشد… مواضع فارس، لزوما مواضع سپاه نیست. فارس هم یک رسانه است و جهت گیری های خودش را دارد.»

    معاون سیاسی سابق سپاه همچنین در پاسخ به انتقاد خبرنگار شبکه ایران از مصاحبه ضد دولتی نماینده ولی فقیه در سپاه با روزنامه اعتماد و همچنین اظهارات موهن سردار سراج در خصوص برنامه ریزی رئیس جمهور برای نوشاندن جام زهر به مقامات عالی رتبه(!) با پذیرش تلویحی اشتباه بودن این اقدامات تاکید کرد:« شما فرمایشات قبل و بعد آقای سعیدی را ببینید، روشن است که نیت ایشان چیست و به دنبال اصلاح است یا تخریب. جز نیت اصلاح اشتباهات چیز دیگری نمی بینیم. متاسفانه این مصاحبه به صورت صادقانه و منصفانه منتشر نشده است. صحبت های نماینده محترم ولی فقیه 2 ساعت و نیم طول کشید. این که یک رسانه ای سخنان آقای سعیدی را تقطیع کند و برخی از اظهارات ایشان را بی خود برجسته کند، خلاف تقوای رسانه ایست. شما کل مصاحبه را بخوانید، ببینید جهت و نگاه آقای سعیدی چیست؟ این روزنامه اصرار داشته که از لابلای صحبت های ایشان چیزی در بیاورد… یقین بدانید سپاه اولین نهادی است که به فرمایش آقا [در خصوص رعایت وحدت و پرهیز از دامن زدن به اختلافات] لبیک می گوید. حالا مصادیقی که گفتید یا واقعا بزرگنمایی شده بود یا اینکه در جلسات خاص و دوستانه مطرح شده بود. »

    رسول سنایی راد چه کسی است؟
    با نگاهی به موضع آقای سنایی راد، معاون جدید سیاسی سپاه روشن می شود که وی از جمله تندترین مخالفان رئیس جمهور است. شبکه ایران به زودی به معرفی تفکرات سیاسی معاون سیاسی جدید سپاه پاسداران خواهد پرداخت.

     
  76. سلام . امان از ترس . خودشما ازترس درنوشته بنام تنهائی اخیرا توضیح دادید . از خاتمی هرگز چنین تقاضائی نکنید . چون شخصیت و منش ایشان متاسفانه ترسو میباشد . شما به شهدای اول انقلاب نظری بیندازید و یک مقایسه بین یزد و شهری با جمعیت یزد در نظر بگیرید یا انکه مقیاس گیری کنید تا بهتر اقای خاتمی را بشناسید در آن 8 سال که در قدرت بود ترسید حرفی بزند . در جریان قتل های زنجیره ای و کوی دانشگاه ووووو یا کنارکشید یا اصلا حرفی نزد . بعد از تمام اینها او یک آخوند است . چقدر مردم باید بدبختی بکشند تا بفهمند آخوند بدرد نمیخورد جناب نوریزاد .ایا 34 سال حکومت اخوندها با هزاران نکبت و بدبختی وشکنجه و دزدی بی کفایتی و بی لیاقتی این جماعت که بر این مملکت و مردم بار کنند بس نیست ؟ ایا از یک سوراخ چند صدبار باید گزیده شویم تا بفهمیم . گل سر سبد این جماعت خمینی اقتصاد را مال خروگاو میدانست و جنگ ویرانگر خانمسوز را نعمت الهی میدانست . عزیز دل تاکی . گویا حقیقت ان است که مردم ایران حافظه تاریخی ندارند . این خط و این نشان از این جماعت قشری جز برای خودشان آبی گرم نمیشود . هادی غفاری که از اولین روزهای انقلاب به ادمکشی مشغول بود حالا اصلاح طلب شده . تمام این معترضین فعلی پایه گذاران این سیستم فاسد و دیکتاتوری هستند . در تمام کشتارهای بی حساب کتاب اول انقلاب و سالهای بعد مستقیم وغیر مستقیم دست داشته اند . رفسنجانی یکی از ///// الان منتقد و نصیحت گو شده . اگر بخواهم شرح احوال حضرات اصلاح طلب امروز از آخوند و غیر معمم بنویسم داستان هفتادمن مثنوی میشود که میدانم که بهتر از من میدانی . پس آزموده را آزمودن خطاست

    ————————-

    سلام دوست من
    آقای خاتمی با هرآنچه که شما می فرمایید ندارد، اما بگمان من این ظرفیت را دارد که می تواند موج ایجاد کند. مگرقراراست همه ی ما شمشیردست بگیریم تا شجاعتمان آشکارشود؟ آرام بودن افراد جزیی از طینتشان است. ونه این که با آن آرامش کاروکسبی برای خود آراسته باشند. ما آشکارشدن مقصران قتل های زنجیره ای را مدیون آقای خاتمی هستیم. گرایش به قانون را به ایشان مدیونیم. تا پیش ازوی هم قتل ها وهم قانون، شوخی و مایه ی انبساط خاطر حضرات بود. این مرد شریف با همه ی نداری هایش محکم برافشای مقصران آن حادثه ی شوم پافشاری کرد. من مطمئنم اگر آقای رفسنجانی یا هرکس دیگربجای ایشان بود درهمان پس پرده با “برادران” وبزرگترهای برادران معامله می کرد. اما آقای خاتمی این معامله را نپذیرفت. درزندان که بودم از شخص آقای تاجزاده شنیدم که برادران، وقاصدان روحانی وغیرروحانی بزرگترها آمدند ورفتند و اصرار ورزیدند که ماجرای قتل های زنجیره ای درخفا رتق وفتق شود وآشکارنشود تا بازای این همکاری آنها مساعدت های همه جانبه ای با آقای خاتمی داشته باشند. اما ایشان نپذیرفت. واصرار برآشکارسازی آن فاجعه کرد. این حادثه برای نخستین بار درتاریخ انقلاب وپیش ازآن، ما را به سمت مدنیت جهش داد. بله ایشان محتاط اند واین احتیاط فراوان، فرصت های خوبی را ازدست ایشان ومردم ما بدربرده اما به این بیندیشیم که مردمان بسیاری هم اکنون طرفدارایشانند. من با اطمینان می گویم که آقای خاتمی ازمجموع آقای خامنه ای واحمدی نژاد وبرادران لاریجانی و همه ی روحانیان کلهم اجمعین چه درایران وچه درجهان طرفداران بیشتری دارد. این اقبال عمومی نه چیزی است که با عصبیت شما و لبخند دیگری به حاشیه رود ویا سربه ابرها بساید. ما باید واقع بین باشیم دوست من. شنیده ام که یک دستگاه متصل به حاکمیت، یک همه پرسی محدود کرده بود واز جمعی ازاقشار مختلف مردم تهران وبرخی شهرستانها میزان محبوبیت آقای خامنه ای وآقای احمدی نژاد وآقای خاتمی را پرسش کرده بود. نتیجه این شده بود: اول خاتمی. دوم احمدی نژاد. سوم خامنه ای.

    با احترام

    .

     
  77. سلام آقای نوری زاد
    خسته نباشید.
    عکسی برایتان پیوست میکنم ببینید. ( دراین عکس، عده ای) پرچم شیر و خورشیدشان را ازشما میخواهند. جوابشان را بدهید. روزگاری شما را نمیشناختم.اما بعداز۸۸ نامه ها نوشتید. امید در دل من و امثال من روشن کردید. گفتم این همان حُرِّ حکومتست. شما نوشتید و من با نوشته هایتان انس گرفتم.اولین بخش صوتی نوشته هایتان را هنوز هم هروقت میشنوم اشک از چشمانم میبارد. وقتی به آن جوان میگویید با من تکرار کن (الحمدلله الذی اذهب عن الحزن ) حتی پدر هم که منتقد شما بود اشک میریخت. شما رو همیشه با لفظ نوری زادِ عزیز میخواندم. اما اکنون میترسم. ترس از شما.ت رس ازینکه از همه آرمان هایتان توبه کنید. فکرمیکنم انقلاب۵۷ را اشتباه دانستید و ازین جمله بازگشت ها. و حال که پرچم شیروخورشیدشان را ازشما میخواهند.اقای نوری زاد شهدا رفتند برای اسلام. برای ایران و برای همین پرچم سه رنگِ مزیَّن به نام (الله). دوست دارم باری دیگر به شما صمیمانه بگویم آقای نوری زاد عزیز . پاسخ بدهید خواسته ان ها را و پاسخ بدهید من را. نگذارید در روی بدخواهانِ مشترکمون خجالت بکشم. از دفاعی که گذشته از شما کردم. با تشکر س.م
    ———————————
    سلام نازنینم
    قرارنیست ما با یک لفظ ویا یک نشانه فرو بریزیم. شما یک شاخه گل که هنوز غنچه ها با اوست به سطل زباله بیندازید. آن شاخه گل، ازاین که شما جای او را ازگلستان تا سطل زباله تغییرداده اید، اصلا احساس توهین نمی کند. وغنچه اش را درهمان سطل می شکوفاند. برای او جا ومکان مهم نیست. مهم نازنینم شکفتن است. ما دراین سالها ازشکفتن بازمانده بودیم. چه ایرادی دارد عده ای ازمردم ما به شیروخورشید علاقه مند باشند وبه قرآن ما واعتقادات ما گرایشی نداشته باشند. گوارای وجودشان. مهم عزیزم ، انسان بودن است. هرکه انسان تر، درپیشگاه خدای انسانیت مقبول تر. خواه مسلمان باشد خواه مسیحی خواه کمونیست یا بت پرست. این همه اختلاف اتفاقا دراساس خلقت انسان توسط خدای خوب ما “دیده ” شده است. قرارنیست همه مثل ما فکرکنند. اگر اینگونه بود، زندگی طعمی نداشت. درقرآن هم خدای خوب ما به پیامبرخود می فرماید : من اگر می خواستم دریک آن همه را به هدایت مجبورمی کردم. منتها این هدایت اجباری لطفی ندارد. اتفاقا بازدارنده وتهی ازرشد است. عزیزم، جایگاه شهدا محفوظ است. کسی قرارنیست ارزش کارآنان را بی ارزش کند. اتفاقا این خواست خود شهداست که ما از دروغ پرهیز کنیم. اززشتی ها. ازریاکاری. ازتیغ کشیدن به عاطفه ی مردم. ازغارت مردم. ازفریب مردم. ازپاسخگونبودن به مردم. اینها مگرکم چیزاست؟ شهدا نازنینم همینها را می خواهند. بسیارپیش ازآنکه ازبانوان بخواهند حجابشان را حفظ کنند. ما پیش ازحجاب هزار حق فراموش شده داریم دراین ملک. نازنینم، من یک بی دین مؤدب واهل نظافت را ترجیح می دهم بریک شیعه ی نمازشب خوان مسجد بروی پیشانی پینه ی بسته ی کثیف وژولیده وفحاش وبی ادب. اطمینان دارم خدای خوب هم درگزینش این دو، حتما به همان فرد بی دین مودب وتمیز تأکید می کند. من وشما باید – آری باید – ازحصار فریب وجهل ونا پختگی ای که برگرد ما تنیده اند، به عرصه ی عقل وفهم وادب وهوشمندی وخیرخواهی کوچ کنیم.
    با احترام

     
  78. باسلام
    خدا جزای خیربدهد به نوری زاد.
    به خدا قسم که بااین پیشنهادبه خداواسلام وانقلاب وامام وحتی آقای خامنه ای خدمت کرده ایم.

     
  79. بسیاری از نام اشنا ها نگرانی نظام و اسلام دارند تا مردم. انها پایبند به این نظام اسلامی هستند و در اندیشه ی حفظ ان.

     
  80. چه عجب! يک حرف حساب زديد. چندي پيش به اين صحبت جنابعالي که گفتيد اينان نگران کشته شدن مردم بيگناه هستند تا خودشان، چه بسيار خنديديم!

     
  81. نوریزاد عزیز
    گرچه نظر شما شاید اتمام حجت با این بزرگواران! باشد که بهانه ای در مقابل آیندگان نداشته باشند ولی خود جناب خاتمی و همفکرانش فقط در صدد منافع حزبی و فردی خویش هستند و در مدت ریاست جمهوری شان هم خیلی از این دوستان ایشان و شرکت های تابعه شان به ثروت های رویایی دست یافتند.
    دوست عزیز دل بستن و امید به این افراد باعث دلسردی و یاس بیشتر شما خواهد شد،به مردم تکیه کنید و باور داشته باشید کسانی که سالها قبل از شما،به دیدگاه کنونی شما رسیده بودند، همه آلت دست بیگانه نبوده اند و شاید آنان نیز وطنشان را به اندازه شما دوست داشته اند،پس خودتان را از آنها دور نگاه ندارید و به این احتمال که شاید در مورد آنان نیز اشتباه قضاوت کرده اید را در ذهن خود مرور کنید.
    جهت انبساط خاطرتان عارضم خدمتتان که در جایی خواندم که ملانصرالدین سوزنی بدست گرفته بود و به //// خود میزد و بعد به هوا می جهید و می گفت خدایا این چه دردی است که ما را به آن مبتلا کرده ای؟!
    حالا حکایت شماست که دل به این //// بسته اید و بعد از بی مهریشان به خدا شکایت می کنید.

    مورچگان را چو بود اتفاق/شیر ژیان را بدرانند پوست

     
  82. سلام بر شجاعت تو ای مرد.کسی که ادعا میکند از دل همین حکومت بیرون آمده بر نمیاید همجنین جسارتی داشته باشد.

     
  83. ما دوست نداریم شما رو در بند ببینیم اما تو رو خدا به عنوان سرمایه ی اصلاحطلبان در این برهه ی حساس از خودتون واکنش در خور نشون بدین . این روا نیست که با توجه به مصالحی کور سکوت اختیار کنید و امثال تاج زاده و قدیانی و خزعلی اونقدر تحت فشار باشن هرچند شاید شما هم تحت فشار باشید اما خواهشا فعالانه عمل کنید . وقتی ظلم با همه ی تیرگی و قساوتش با ما سخن میگه روانیست ما سکوت کنیم . پرچمدار خاموش ما ما به چیزی بیشتر از دعا و سلام برای پیروزی نیازمندیم .

     
  84. farzandeh eeleh bozorgeh ghasghaee

    peshnahadeh khobeeh.wali fekr konam en dostan faghat donbal ghodrat hasan na kam kardaneh dard mardom.
    ba gholeh khodeton rozeh mahshareh sakhte khahand dash.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

90 queries in 2502 seconds.