سر تیتر خبرها
پرسش و پاسخ درباره ی شعبون بی مخ ها

پرسش و پاسخ درباره ی شعبون بی مخ ها

مگر حضرت امام نفرمودند همه ملت ایران بسیجی هستند؟ این حرف امام آیا به تعبیر شما که بسیجی ها را بی مخ مینامید توهین به امام امت و امت امام نیست؟

دوستی به اسم مصطفی غفاری برای من نوشت:

سلام

مرد و مردانه من حاضرم به عنوان یک بسیجی که شما شعبون بی مخش مینامید با شما مناظره کنم. اگر دروغگو نیستی و جرأت داری بسم الله

تشکر

یا علی سید علی
مصطفی غفاری

—————————-

و من درپاسخ به وی نوشتم:

سلام مصطفای گرامی

صفای مردونگی امثال تو که شرف دارند و اسم “مرد و مردانگی” را بر زبان می آورند.

عزیزم، چشم، شما برای من بنویس و همین مطالبی را که من به اسم رویه های شعبون بی مخی از آن یاد کرده ام نقد کن. و بگو که این کارها را قبول داری و چرا قبول داری. و اگرنه قبول نداری باز برای چه؟

دستت را به گرمی می فشارم

نوشته ات را به همین نشانی برای من ارسال کنید تا من علاوه بر درج آن در سایت خود پاسخ شما را هم بدهم.

پس بحث ما سر چیست؟

شبعون بی مخ های مذهبی

از هر قماش

با احترام

————————

چندی بعد، مصطفی این پرسش ها را برای من فرستاد:

سلام

لطفا به قسمت اول سوالات من صریح پاسخ دهید:

1 – مگر حضرت امام نفرمودند همه ملت ایران بسیجی هستند؟ این حرف امام آیا به تعبیر شما که بسیجی ها را بی مخ مینامید توهین به امام امت و امت امام نیست؟

2 – آیا بسیجی خوب بسیجی شهید شده است و بقیه بی مخ ؟

3 – آیا بسیجی را فقط برای گوشت جلوی توپ شما و هم فکرانت میخواهید در بقیه زمان ها بسیجی بی مخ است؟

4 – آیا خیل عظیم بسیجیان از صدر اسلام تاکنون را به فردی کثیف و زناکار و شراب خوار مانند شعبون جعفری یا همان شعبون بی مخ نسبت و نامیدن جفا به خون مطعر شهدا نیست؟

5 – چرا قبل از انتخابات 88 و فتنه عظیم 88 شما بسیجی ها را دوست داشتی و بعد شدند بی مخ؟ آیا این صداقت شما را نشان میدهد؟

6 – چرا بچه بسیجی هایی که اینقدر در مسائل مختلف علمی مانند هسته ای، صنایع موشکی، نانو و… دارند برای مملکت افتخار آفرینی میکنند را شعبون بی مخ مینامی؟

———————————

و من در پاسخش نوشتم:

سلام مصطفای گرامی

از این که پرسش های خود را صریح و بی پرده با من در میان گذارده اید از شما سپاس مندم. و اما پاسخ هایی که به باور من مربوط است:

1 – بسیج دوست من، یک لفظ که نیست. بل یک تشکیلات متصل به سپاه است. مثل واژه ی عدالت. که هم در محدوده ی فردی معنا پیدا می کند و هم جمعی. اما آن وجه جمعی اش به دستگاه عریض و طویل قضایی کشور مربوط است. چرا که توان من و شما در گسترانیدن عدل کجا و توش و توان دستگاه قضایی کجا؟ با این حال، واژه ی بسیج اگر از محدوده ی فردی خروج کند به تشکیلاتی مربوط می شود که در اتصالش به سپاه معنا پیدا می کند. دوست من، من هرگز منکر زحمت های امنیتی و شب نخوابیدنهای دوستان بسیجی نیستم. خدا مرا نبخشاید که آن وجه از زحمت های جوانان خوبمان را که در بسیج مشغولند نادیده بگیرم. بل هرگاه من لفظ شعبون بی مخ بکاربرده ام، از آن دسته آدمهایی یاد کرده ام که بدون مجوز و بدون اعتنا به قانون و دستگاههای انتظامی به یک مجلس یا یک محل یا یک محفل یا حتی به بیت یک مرجع تقلید می ریزند و آنجا را تخریب می کنند و با الفاظی زشت، منتقدان را می نوازند. من اطمینان دارم که خود شما نیز این رویه را نمی پسندید. حالا من از شما خواهش می کنم به حادثه هایی بیندیشید که عده ای به اسم بسیجی یا اصلا بسیجی در آنها نقش ایفا کرده اند. مثل بالا رفتن از سفارت انگلیس و داخل شدن به کوی دانشگاه و ضرب و شتم دانشجویان و خانه ی مراجع و خیلی جاهای دیگر. اگر بگویی اینها (دانشجویان یا مراجع) خطاکار بوده اند و وظیفه ی بسیج است که با نابکاران و خطاکاران برخورد کند. که من می گویم: با کدام مجوز قانونی؟ یک نمونه اش را شما بگو!

2 – نخیر. ما خاک بسیجیان شهید را به چشم می کشیم. بسیجی خوب کسی است که فهیم و شریف و آزاده و انسان و بهره مند از شکوه آموزه های دینی باشد. و نه این که چون بسیجی فلان پایگاه است و فرمانده ی پایگاه گفته: بچه ها بریزید و بزنید، او چشم و گوش بسته همان بکند. مصطفای عزیز، یک بسیجی خوب، کورکورانه و حتی عاشقانه و چشم و گوش بسته عمل نمی کند.

3 – مطلقا. بسیجی ای که در سالهای جنگ مرد و مردانه از سرزمین ش دفاع کرده برای همیشه عزیز و دوست داشتنی است. اما به من اجازه بده که بعد ازجنگ، قدم به قدم رفتارهای او را رصد کنم و بد و خوبش را نمره بدهم. آنجا که صادقانه خدمت کرده و می کند به او آفرین بگویم و آنجا که نامردانه به زن و بچه ی یک معترض فحش می دهد و بدون اعتنا به قانون خانه و زندگی یک معترض را نابود می کند، نمره ی زیر صفر بدهم. چرا که رفتار این بسیجی فحاش و بزن بهادر و چشم و گوش بسته به اسم اسلام صورت می پذیرد.

4 – هرگز قصد من آلوده کردن آن مجاهدت ها نیست. من تنها و تنها رفتار کسانی را که به اسم بسیجی می زنند و فحش می دهند و تخریب می کنند و چشم و گوش بسته از دیوار مردم بالا می روند شعبون بی مخ می نامم. فکر می کنم در این اطلاق با من موافق باشید.

5 – دوست من، درست می فرمایید. من سابقا گرچه به برخی رفتارهای بسیجیان معترض بودم اما صادقانه آنان را دوست می داشتم. اما وقتی دیدم کسانی به اسم بسیجی قمه دست گرفته اند و زنجیر دست گرفته اند و با باطوم برقی مردم خودش را به باد ضرب و شتم گرفته و حتی به طرف آنها شلیک می کند و فحش می دهد وناسزا می گوید، به حکم عقل حساب بسیجیان خوب را با آنانی که عمله ی جهل اند و با رفتارهای جاهلانه ی خود آبروی اسلام که هیچ آبروی انسانیت را می برند جدا کردم.

6 – من به این پرسش شما پاسخ دادم. من مطلقا دانشمندان بسیجی را شعبون بی مخ نمی نامم. شعبون بی مخ های بسیجی کسانی هستند که بی ادب و فحاش و پلید و آدم کش و چاقوکش و قمه بدست و ناجوانمردند. درضمن اگر یک دانشمند بسیجی هم قمه دست بگیرد و فحاشی بکند و از دیوار مردم بالا برود، او نیز به کسوت شعبون بی مخی ورود می کند.

با احترام و ادب:
محمد نوری زاد
دوم اسفندماه سال نود و یک

 Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

24 نظر

  1. بسیجی خوب

    هه هه هه هه هه هه بابا مناظره کننده

     
  2. درودبرشرافت مقاومت آزادمردی شما آقای نوریزاد’همانگونه. که هستید ادامه بدید ومطمن باشید دل اکثریت مردم با شماست’به امید آزادی وبرابری.

     
  3. با عرض سلام و تشکر از پاسخ جنابعالی
    اینکه خیلی رفتارها باید نقد بشوند کاملا صحیح
    از رفتار بسیجیان ، … و حتی …
    جسارتا سوال من اینه که به نظر شما رویه انتقادی شما که گاها با خوشحالی خیلی از دشمنان دین و کشور همراه بوده ، رویه ی درستیه؟
    نه اینکه خیلی خودم رو صاحب نظر بدونم ولی آیا راه دیگه ای وجود نداره و این آخرین راهه؟

    —————————–

    شاهین گرامی سلام
    یکی ازبزرگترین رازهای بدبختی ما دراین سالهای پس ازانقلاب، آویختن از ریسمانی به اسم ” دشمن ” بوده است. این دشمن، گرچه دربزنگاههایی با ما سرشاخ شده اما درهمه ی ایامی که نبوده نیز اسمش و سایه اش برای ما کارسازی کرده. ما با علم کردن دشمن، همه ی ندانم کاری ها ومفسده های مکرر خودمان را به دوش او نهادیم وخسارتهای ببارآمده ازبی لیافتی ها و دزدی های خودمان را باو منتسب کرده ایم. شاهین گرامی، ما یک روز سرانجام باید این بار را بر زمین بگذاریم. وباور کنیم که لطمه هایی که خودمان به خودمان زده ایم هزاران برابر آن دشمنی است که نابودی ما را آرزو می کند. درمیان کشورهای مطرح جهان انسانهای فرهیخته ودرستکار وبه معنی واقعی انسان فراوانند. همین ها هستند که کشورشان را به جایگاهی سترگ فرا برده اند. حالا اگر این انسانهای مستقل و درستکار وصاحب نام ودانشمند، آمدند ومثلا از میزان سواد دانشمندان ماتعریف کردند ما باید در کار دانشمندان خودمان شک کنیم؟ شاهین گرامی، یکی از بدترین شاخص ها این است که ما بد وخوب خودمان را درنگاه چیزی به اسم دشمن رصد کنیم. عقل را بکلی تعطیل نکنیم دوست من.
    با احترام

    .

     
  4. با سلام مجدد

    جناب آقای نوریزاد

    اگر زنگار محافظه کاری از شما زدوده شود و به اصطلاح جوانان امروزی درصدد پیچاندن بنده نباشید آیا جسارتا اجازه دارم نظر صریح حضرتعالی در باره اسماء و جملات زیر را بدانم؟

    1- حضرت محمد و امام علی

    2- امام خمینی و آیت اله خامنه ای

    3- آیا حاکمان فعلی ایران در حال پیاده کردن اسلام واقعی هستند و یا اینکه مانند پدرانمان باید منتظر ظهور/////

    – تجسمی به نام مهدی موعود باشیم که همه ما را گردن بزند تا اسلام ناب مدنظر امام خمینی و حضرت محمد اجرا شود؟

    4- اسلام تخیلی-تجسمی ناب محمدی چگونه اسلامی است؟

    5- آیا امام زمان وجود خارجی دارد/////

    6- آیا هنوز بر این باورید که دخیل بستن به حرم امام رضا شفا بخش مردمان است و یا اینکه دخیل بستن را معادل شرک و بت پرستی می دانید یا خیر؟

    اگر به لحاظ شخصی یا امنیتی قادر به پاسخگویی نیستید بر شما حرجی نیست

    به شما احترام می گذارم ولی با شما نمی توانم همنظر باشم
    افلاطون

     
  5. با عرض سلام و وقت به خیر خدمت شما
    من بسیجی هستم و به این کسوت افتخار میکنم
    شاید نظرات جنابعالی در مورد بعضی بسیجیان صحیح باشد ، اما سوال بنده این هست که چرا شما که داعیه مسلمانی دارید اینقدر راحت این کسوت را زیر سوال می برید و امثال ما که بیش لز ده سال از بهترین دوران جوانیشان را در راه فرهنگ و دین تقدیم کرده اند را شعبان بی مخ نام گذاشتید؟ این راه درستیه برای انتقاد یا حتی اعتراض؟

    ——————————-

    شاهین
    سلام شاهین گرامی
    خودتان هم می دانید که من همیشه درسخنانم خوبان بسیج وسپاه وحتی اطلاعات را از بدانشان جدا کرده ام. این را نوشته ها وفیلم های من می گوید. ما را چاره ای جز پاکسازی زشتی های بسیج نیست. شما که عزیزم امکان نقد بسیج وبسیجیان را ندارید. یعنی درسازمان بسیج مطلقا چیزی به اسم نقد وآسیب شناسی وجود ندارد. پس حالا که یکی پیدا شده ازجان ومال وهمه چیزش کف دستش گرفته وسلامت جامعه اش را آرزومی کند وتباهی ها را برنمی تابد، شما بعنوان یک انسان مسلمان آزاده باید او را حمایت کنید.
    سپاس پسرم

     
  6. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﻋﺪﻩ اﻱ ﻗﻠﻴﻞ ﺑﻪ اﺳﻢ ﺑﺴﻴﺠﻲ ﻣﻴﺮﻥ اﻭﻥ ﻛﺎﺭﻫﺎي ﺯﺷﺖ ﺭﻭ اﻧﺠﺎﻡ ﻣﻴﺪﻥ ﻣﻴﺰﻧﻦ ﺑﻪ اﺳﻢ ﺑﺴﻴﺠﻲ. ﻣﻦ ﻧﻤﻲ ﻓﻬﻤﻢ ﭘﺲ ﭼﺮا اﻭﻥ ﻋﺪﻩ ي ﻛﺜﻴﺮ ﻓﻘﻄ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻣﻴﻜﻨﻦ

    ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺷﺪﻩ ﺑﺴﻴﺠﻲ ﻫﺎﻱ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻴﺎﻥ ﻳﻪ ﺣﺮﻛﺘﻲ ﺑﻜﻨﻦ. ﻣﺜﻼ ﺑﮕﻦ ﻣﺎ ﻣﺨﺎﻟﻒ اﻳﻦ ﺩاﺳﺘﺎﻧﻬﺎﻳﻢ. اﻣﺮﻭﺯ ﺑﺴﻴﺠﻲ ﭼﻤﺎﻕ اﻳﻦ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺷﺪﻩ

     
  7. ahsant be to aziz
    basijieh vagheee

     
  8. در هر زمان مي توان پشيمان شد و به آغوش ملت بازگشت .
    احسن به تفكراتت.

     
  9. آقای نوری زاد سلام اگه واقعا شما میگویید که”من بسیجیهای علم هسته ای رو شعبون بی مخ نمینامم” یک کلیپ در مورد اونا بسازید که اینو نشون بده
    ضمنا شما همیشه تو کلیپاتون بسیجیا رو جمع بسیتید و گفتید اینا شعبون بی مخن
    خود شما میدونید در حال حاضر خیلی از بسیجیا کار فرهنگی میکنن و اینایی که اشتباه کردند و مثلا رفتند دم در خونه فلان آدم جمعیتشون کم بوده
    اگه واقعا راست میگید به اون افراد قلیل بگیبد بسیجی نما که عدشون کمه
    شما اشتباه عده ایو بزرگ کردید و به نام جمعیت حداکثری میذارید
    مطمئن باشید ندونسته یا دونسته دارید شهدای بسیجی رو هم زیر سوال میبرید
    منتظر کلیپتون درباره شهید روشن رضایی نژاد علی محمدی شهریاری هستیم
    البته اگه راست میگید
    ضمنا ماجرای

     
  10. سلام
    جناب نوري زاد شما كه ميفرماييد شعبون بي مخ چه اين وري چه آنوري شعبون بي مخ است چرا تا به حال
    حتي يك (حتي يك)
    مطلب هم در رد يا حتي نكوهش شعبون بي مخهاي مخالف نظام مرقوم نفرموده ايد.
    شايد هم توقع بيجايي باشد!!!!!!!
    همين كه قبول كرده ايد آنها هم شعبون بي مخ هستند جاي تشكر وسپاس از شما را دارد.
    جانه عاشق نه دوست بلكه دشمن منصف هستند.(يا علي)

     
  11. بر اساس آموزه های دین اسلام، انسان در زمان کودکی خود تمایلات جنسی ندارد اما برای اینکه در سن بلوغ بتواند غریزه های جنسی اش را کنترل کند، باید از زمان کودکی به درستی تربیت شود. در عین حال، یکی از شیوه های مهم تربیت دینی در قرآن کریم، پیشگیری است. به عنوان مثال خدا در آیه 58 سوره مبارکه نور در چند مورد به این موضوع اشاره کرده؛ آنجا که به تربیت کودکان اشاره می کند و درباره اجازه ورود به اتاق زن و شوهر می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! باید بردگان و کودکانتان که هنوز به سن بلوغ نرسیده اند، در سه وقت از شما اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح، در نیمروز هنگامی که لباس های خود را در می آورید و بعد از نماز عشا». در واقع یکی از موارد تربیت جنسی این است که کودک را از زمانی که هنوز به سن بلوغ نرسیده با رعایت نکاتی در این زمینه آشنا کرد. باید به کودک نابالغ آموزش داد که برای وارد شدن به اتاق پدر و مادر به ویژه در زمان های خاصی که در قرآن اشاره شده است اجازه بگیرد. این شیوه تربیتی، نوعی پیشگیری و آموزش است تا کودک قبل از اینکه به سن بلوغ برسد و نیازهای جنسی را در وجود خود درک کند، بداند که لازم است مواردی را رعایت کند. از سوی دیگر، چون بسیاری از رفتارهای کودکان بر اساس الگوبرداری و تقلید از رفتار بزرگ ترهاست، آنها باید مراقب رفتار خود باشند و طوری رفتار نکنند که در تربیت کودکان تأثیر منفی بگذارد.

     
  12. انسان عزیز برادر گرامی دوست دار ایرانی اسم بسیج یعنی ساختگی کارها و کارسازیها و ساخته شدن و آماده گردیدن باشد خصوصاً ساختگی سفر و همون معنی 34 سال پیش اضافه میکنیم بسیج مستضعفان یعنی درست کردن کار مردم نه درست کردن باتون تو سر مردم یعنی حمایت از مردمی که حق دارند خیلی چیزاها داشته باشند از فقیر ترین ادم تا تاجرین حتی روزنامه نگاران و خیلی های دیگه و حاکمیت به اسم شما اینها رو سرکوب میکنند فقیر جای خود دارد

     
  13. سلام خدمت دوست بزرگوار جناب نوری زاد،
    همه ی ما مفهوم و فلسفه ی اصلی وجود بسیج رو در اسلام فراموش کردیم. بسیج همگانی مردم فقط برای اینه که بار مالی از دوش حکومت برداشته بشه. یعنی زمانی که یه جنگ در صدر اسلام اتفاق می افتاده ازطریق بسیج نیرو های مردمی به مقابله با دشمن بر می خاستند.چرا ؟ برای اینکه ایجاد ارتش و سپاه کلی هزینه روی دست حکومت میگذاشته که باید از بیت المال تامین میشده. ولی بسیج کمترین هزینه در زمان جنگ رو داشته در حالیکه هیچ هزینه ی در زمان صلح برای حکومت نداشته. اما الان چی؟ مردم ما به در یوزگی افتادن تا هزینه های سرسام آور نگهداری تشکیلات انچنانی برای آقایان تامین بشه. آیا این با مفهوم اصلی بسیج همخوانی داره؟

     
  14. بسیج را زمانی مدرسه عشق نام بود اما امروز ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    اکثر بچه هایی که بنام بسیجی فعال در پایگاههای مختلف از مدرسه و دانشگاه و اداره مشغولند نه برای پاسداری از ارزشهای اخلاقی و انسانی جامعه ، بلکه برای دریافت نواله ای از دست صاحبان قدرت و جنایتکاران فربه از چپاول ثروتهای عظیم ملی دم می جنبانند و اگر در خلوتشان وارد شوی از زنده ماندن خود بعد از جنگ و دفاع هشت ساله و در کنار آن بسیجیان شهید ، بیزار می شوی. ان آقا مصطفی که خواستار مناظره با محمد نوریزاد است بیاید با من مناظره کند تا به او بفهانم که عمق فجایعی که امروز بدست بسیجی نمایان بر پیکر جامعه وارد شده و می شود تا کجاست. بسیجیان در زمان دفاع از مرزهای ملی و اعتقادی کشور بنام مردان بی ادعا و گمنام و خستگی ناپذیر و شهادت طلب و خدمت خالصانه در راه اهداف الهی و دفاع از مرزهای اخلاق و کرامت انسانها شناخته می شدند …………………..
    ………..اما امروز …………… افسوس و هزاران افسوس که هیچیک از ان صفات پسندیده را در مدعیان بسیجی نمی توان دید……………

     
  15. سلام به آقاي نوري زاد و آقا مصطفي
    جانباز قطع عضو دوران جنگ تحميلي با 55 درصد ضايعات جسمي هستم . وقتي انقلاب شروع شد نوزده ساله و در دبيرستان درس ميخواندم . مثل هر دانش آموز ديگري شور و شوق انقلابي داشتم هر روز در تظاهرات و درگيريهاي خياباني شركت جسته و در چندين مورد گلوله هاي شليك شده توسط نيروهاي امنيتي نزديك بود كارمان را بسازد كما اينكه دوستاني را كه در كنارم بودند سرانجامشان شهادت در راه آزادي وطن بود. بعد از انقلاب يكي از نخستين دانش آموزاني بودم كه در آموزشهاي نظامي و ايدئولوژيك براي تشكيل هسته هاي اوليه سپاه حضور يافتم . اما بعد از قريب دوماه وقتي ديدم مربياني كه ما را آموزش ميدهند مطالبي را مطرح ميكنند كه با خواسته ها و انتظارات من فاصله دارد و نوعي ديكتاتوري را ترويج ميدهند كه برايم قابل تحمل نبود ، لذا از ادامه كار خود داري كردم . با توجه به جو آزاد ابتداي انقلاب ، در تمامي بحثهايي كه گروههاي مختلف با افكار و ديدگاههاي مختلف راه مي انداختند شركت و هيچكدام نتوانست نظر مرا بخود جلب كند و نه تنها جلب نكردند بلكه نسبت به خيلي هاشان نفرت پيدا كردم . جنگ شروع شد و من هم ديپلم را گرفتم و به خدمت سربازي رفتم و بعد از طي دوران دوماهه آموزشي در گردان محل آموزش نخستين كسي بودم كه داوطلب حضور در جبهه گرديدم . سرانجام پس از 8 ماه بقول معروف افقي به عقب جبهه برگشتيم . دو سال بستري در بيمارستان ، با افراد متفاوتي اعم از سياسي و مذهبي و … آشنا شدم . ناملايمات و مشكلات دوران جنگ بر تمامي شئون زندگي مردم سايه افكنده بود . علي رغم همه اين مشكلات ، اما مردم همچنان دسته دسته بدون كوچكترين چشمداشتي در قالب بسيج عازم ميدانهايي كه امكان زنده ماندن در آن وجود نداشت ، ميشدند . بسيج جاده صاف كن ديگر نيروها بود . بسيجي خود را روي مين مي انداخت تا نيروي پشت سرش بسلامت از ميدان مين بگذرد . بسيجي قمقمه آب خودش را در اوج عطش به دوست كناريش ميداد تا او سيرآب شود . بسيجي همه ي ميهن برايش ناموس بود. آن بسيجيان نه دنبال پست و مقام بودن ، نه دنبال استخدام و اضافه كاري و هيچ غرض و نيتي بابت رفتن به جبهه وجود نداشت .
    آن دوران تمام شد . من هم ازدواج كردم . صاحب فرزند شدم . پسرم بزرگ شد و در همان سن و سال دوران انقلاب خودم بود كه اتفاقات سال 88 اتفاق افتاد . روزي از روزهايي كه مردم جهت اعتراض به نتيجه انتخابات به خيابان آمده بودند ، او هم به خيابان رفت . بعد از اينكه به خانه آمد ، از او خواستم تا برايم وقايعي را كه اتفاق افتاده تعريف كند در حقيقت گزارش نمايد . گفت تعداد زيادي از مردم در ميدان تجمع كرده و حركت و يا شعار خاصي هم نميدادند و در اطراف ميدان هم نيروهاي امنيتي نظاره گر بودند . اما در گوشه از ميدان جمعي حدود پنجاه نفري بسيجي را ديدم و مشاهده كردم كه يكي از دوستانم در جمع بسيجيهاست . رفتم جلو و احوالپرسي كردم در همين حين فرمانده آن دسته پس از مقدمه اي ،خطاب به بسيجيان گفت برادران بسيجي در اينجا چشم چراني و حال كردن با اين جماعت و هر نوع رفتاري آزاد آزاد است . خيالتان آسوده باشد از اين لحظه در صورت هر گونه حركتي توسط تجمع كنندگان ، شما مختاريد هر چه دلتان خواست انجام دهيد .
    خوب اين بسيجي است كه امروز مورد سرزنش آقاي نوريزاد است و به اين نوع بسيجي ميگويند شعبان بي مخ . جون شعبان بي مخ هم از لاتهاي هرزه كاري بود كه گروهي چماق بدست و بي عقل را دور خودش جمع و با دريافت مبلغي از حكومت ، هر كه را كه حكومت ميخواست آزار و اذيت ميكردند . آيا اين افرادي كه با لباس بسيج آماده دست درازي به ناموس و جان و مال مردم هستند، بسيجي محسوب ميشوند يا شعبان بي مخ؟ آيا كساني كه اين گروهها را راه اندازي كردند به بسيج و بسيجيان اصلي توهين ميكنند يا آقاي نوريزاد ؟ خدا سرانجام همه ماها را ختم بخير نمايد

     
  16. همه این حرف ها به کنار شما به چه حقی این همه تهمت به کسی که فوت کرده میزنی “فردی کثیف و زناکار و شراب خوار مانند شعبون جعفری”!! اینکه مسلک کسی رو دوست نداریم دلیل خوبی هست که تهمت بزنی برادر بسیجی؟!! برای اطلاع بهتره زندگی نامه شعبون بی مخ! رو بخونی تا بفهمی تو ظواهر مذهبی حتی از “شبعون بی مخ های مذهبی” خودمون هم مذهبی تر بوده!!

     
  17. سلام آقای نوری زاد عزیز. درود به شرفت که زندگیتا گذاشتی برای آگاهی دادن و روشن کردن مردم و جوانان
    ممنون برادر

     
  18. سلام بر استاد عزیز نوریزاد و آقای غفاری:اینکه آقا مصطفی میگوید بسیجی دانشمند،مخترع…..باید بگویم که طبق مقرراتی که حکومت وضع کرده است و به اداره ثبت علایم واختراعات ابلاغ نموده است:«هر کس اختراعی بنماید و بخواهد انرا ثبت کند ؛ باید در یکی از پایگاههای بسیج بعنوان بسیجی ثبت نام نماید(و کارت بسیجی دریافت نماید) تا اختراعش در ان اداره به ثبت برسد».خواستم عرض بنمایم که این برادرمان تصور نکنند که همه اینهایی که در کار اختراع و فعالیت علمی و….(از هر نوع) هستند؛همگی بسیجی هستند و پرچمدار ولایت؛بلکه این امر اجباری است از طرف حکومت بر جوانان این مملکت برای سوء استفاده تبلیغاتی تا بگوید که امت شهید پرور(و البته همیشه در صحنه)همه بسیجیان چماق بدست و شعبون بی مخ نیستند و ما بسیجی دانشمند و مخترع هم داریم.ضمن اینکه این اراذل و اوباشی که به اسم بسیجی دست به هر کار ناروایی می زنند ؛اینان بسیجیان پس از جنگند. و الا بسیجیان واقعی همگی به کار وزندگی خود مشغولند و هیچ ادعایی هم ندارند(مردان بی ادعا).

     
  19. ابتدای امر سلام خدمت جناب نوری زاد و هموطنان آریایی

    این شعر هم از حضرت خیام تقدیم می کنم به دوست بسیجی که فرمودند ما مست و زناکار هستیم
    شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
    هر لحظه به دام دگری پا بستی
    گفتا شیخا هر آن چه گویی هستم
    آیا تو چنان که می نمایی هستی

    جناب بسیجی شما هنوز ادبیات مباحثه نداری و با بی احترامی سخن میگی، پس لطف کن چوب رو بذار زمین و جواب واضح بده و فرافکنی نکن.
    در جواب حرفی که برای تحصیل و علم زدی بگم که اگه عدالت در کشور وجود داشت و شما بسیجیان حق امثال من مست رو نمی خوردین، من الان در مملکتم بودم و کشورمو می ساختم نه اینکه من برای خارجی ها جون بکنم.اینم اضافه کنم اگه عدالت بود دوستان بسیجی جایی در عرصه ی علمی نداشتن.
    در جواب جنگ و دفاع از کشور هم بگم که این همه شهید و جانباز بسیجی نبودن، همشون عاشق این خاک بودن پس خواهشآ انسان های آزادرو با امثال خودتون مقایسه نکنید.
    حضرت امامتون فردی معصوم نبود که هرچی بگه صحیح باشه، ایشون هم مثه مردم عادی بودن و سواد خاصی نداشتن، مهم تحصیلات آکادمیک در جوامع امروزی.(راستی اگه دوست داشتی تاریخ هم بخون و بدون که و با دست نشانده های روسیه آشنا شو)
    متاسفانه افسوس که شما مغزتون شست و شو داده شده و تنها به فکر نابودی ایران هستید و به هر نحوی دارید این امرو انجام می دین و دودش به چشم ایرانی ها می ره.

    درود بر خاک پاک آریایی و فرزندان کوروش کبیر.

     
  20. سلام جناب نوریزاد
    امیدوارم این جوان عزیزی هم که از شما سوال فرمودند هم این دیدگاه را ببیند.
    انسان باید هوشیار باشد و در کاری که میکند تحقیق کند نه این که مثلا چون به زعم دیگران اقای خامنه ای یک فرد کاملا معصوم و امام و ولی امر است چشم و گوش بسته از او حمایت کند. انسان عاقل قبل از عمل اندیشه میکند.
    بسیج یک نهاد است که به نظر بنده کمتر از 10 درصد ان را انسان های متفکر و خوب و مفید تشکیل میدهند نزدیک 60 درصد ان را انسان هایی بی تفاوت تشکیل میدهند که با بسیج کاری ندارند و فقط برای نامش که دو روز دیگر سربازی رفتند خدمتشان کم شود و نمیدونم جایی استخدام دولت شدند بگویند ما 4 ساله مثلا در فلان قرارگاه خدمت میکنیم و اینجوری… 30 درصد کسانی هستند که فعالیت فرهنگی فعال میکنند و از ایت الله خامنه ای حمایت ویژه میکنند و گاها در خیابان با بی سیم های خود مزاحم دختر و پسر ها میشوند تا کمی خوش بگذرانند و درکل در کنار اینکه دیدگاه خود را دارند اما مزاحم مردم هم میشوند که امری مضر است.
    از 30 درصد بالا 10 درصدشان بزن بهادر و بعضا متصل به حکومت و منصب هستند این عده انقدر متعصب و بی فکر اند (و البته تشنه منصب و قدرتشان) که کافیست یک منتقد ببینند این 10 درصد سریعا ان 30 درصد را اجیر میکنند و در گوششان میخوانند که ای بسیجیا به امامتان توهین شده! بعد همه میریزند میزنند و میبرند و فحش میدهند…
    من که هرگز به چنین گروهی وارد نمیشوم که مضراتش بیشتر از مفادش است!

     
  21. ahsan salamat o movaffagh bashi aghaye norizade aziz

     
  22. مصطفی: “آیا خیل عظیم بسیجیان از صدر اسلام تاکنون را به فردی کثیف و زناکار و شراب خوار مانند شعبون جعفری یا همان شعبون بی مخ نسبت و نامیدن جفا به خون مطعر شهدا نیست؟”

    آقای مصطفی، شما از قرار دلسوز “بسیج” و “اسلام” هستید. لطفآ این عکس (فوتو شاپ نشده) از همکاری آیت … کاشانی و “شعبون بی مخ” (در کودتای ٢٨ مرداد) را به عنوان مثالی از ستمی که مسلمان نمایان به دین مقدس اسلام (اسلام واقعی، نه اسلام “آقایان”) میکنند ببینید:
    https://encrypted-tbn1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTrLcxwFEFb3VklbrNy2Hk79i4ZD8xxLoS0yCzjbTKJeBRuVM-h5Q

    مجتبی آقامحمدی
    آغازگر و هماهنگ کننده، انستیتو میراث مصدق
    http://www.mossadeghlegacyinstitute.org/

     
  23. درود بر آقای نوری زاد ؛ امیدوارم ابهامات این دوست بسیجی برطرف شده باشه و امیدوارم این دوستمون هیچگاه به دسته ی شعبون بی مخ های بسیج وارد نشه و بقیه ی دوستانش را هم از ورود به چنین اجتماعاتی جلوگیری کنه.

     
  24. آقای غفاری نمی دانم رنگ جنگ را دیده ای و از آن دم می زنی یا جنگ ندیده مدعی هستی؟جناب غفاری نمی دانم آیا تجربه شهادت دوستت را در کنارت داشته ای یانه؟نمی دانم سن و سالت قد میدهد که در عملیات کربلای ده شرکت کنی و دوستت با ترکشی در گلو از تو کمک بخواهد و تو بدلیل اینکه عراقی ها از قله روبرو تک کرده اند و تو باید آرپی جی بزنی وقت نداشته باشی پانسمانش کنی و یک عمر حسرت این موضوع در دلت باقی بماند؟نمی دانم تجربه حضور در کمین شلمچه را داری که بدانی هر لحظه حضور در کمین یعنی تجربه یک دنیا سختی که شهادت رهایی از سختی بودو یا مثل خیلی از مدعیان جنگ ندیده امروز در پشت جبهه مشغول گرم کردن امور بودی تا امروز میراث خوار من و امثال من باشی؟
    اصلاًنمی دانم واقعاً یک عراقی متجاوز را اسیر کرده ای یانه؟
    من اما همه ی اینها را تجربه کردم لذا بعنوان یک بسیجی و جانباز به شما و نسل جوان امروز عرض می کنم وقتی اسیر عراقی را دیدم (که احتمالاً در چند ساعت قبل با تفنگش ، دوستانی از من را شهید کرده بود)نتوانستم به خود اجازه دهم آزار و اذیتش کنم، بلکه آب به او دادم و … .
    امروز وقتی می بینم به نام بسیج همان که میر مدرسه ی عشقش می خواند با باتوم بجان مردم می افتد از این بسیجیان تغییر ماهیت داده و بعبارت صحیح تر دزدان اعتبار ما بسیجیان واقعی متنفر می شوم .گیریم ما ملت اسیر شما بسیجیان جنگ ندیده ،لااقل رعایت اسیر بودن ما را بکنید!!!
    آقای غفاری لطفاً شما به این سوال بسیجی سابق پاسخ گو:
    آیا شما هم بسیجی باتوم بدست بر علیه مردمت هستی یا بسیجی ای که جانش را برای مردم فدا می کرد؟؟؟

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

96 queries in 1750 seconds.