سر تیتر خبرها
وقتی رهبر اسلامی راست نمی گوید!

وقتی رهبر اسلامی راست نمی گوید!

امسال ما دو ناراستیِ آشکار از زبان ایشان شنیده ایم که اگر این ها در شأن آقای احمدی نژاد باشد – که هست – مطلقاً در اندازه ی رهبر یک کشور مسلمان نبوده و نیست.

نوشتن این مطلب برای من بسیار دشوار است. چرا؟ هم بخاطر حواشیِ تلخی که احتمالاً برخواهد انگیخت، و هم بخاطر پذیرفتنِ فروکشیدنِ مشعلِ اقتدارِ انقلابی که یک روز برای خود اشتعالی متصور بود و اکنون رو به خاموشی است. ما ناراستی را اگر از هر کسی محتمل بدانیم، شنیدن سخن نادرست از رهبر را، آنهم از رهبر یک کشورِ مدعیِ مسلمانی را بسیار آزار دهنده و مأیوس کننده می دانیم. امسال ما دو ناراستیِ آشکار از زبان ایشان شنیده ایم که اگر این ها در شأن آقای احمدی نژاد باشد – که هست – مطلقاً در اندازه ی رهبر یک کشور مسلمان نبوده و نیست. اولین سخنِ ناراستِ ایشان مربوط است به سفر خراسان شمالی. که در آن سفر پرهزینه، ایشان فراوان سخن گفت. از هر در.

اما آنکه مورد اعتنای من است، غمزه ی ناصادقانه ی ایشان در اعتراض به فراوانی عکس ها و پوسترها و تراکت ها و بنرها و پارچه نوشته هایی بود که در آنها افراط گونه به ایشان خوشامد گفته بودند و از مقام شامخ ایشان تجلیل بعمل آورده بودند. مضمون سخنان ایشان بر این اشاره داشت که: ” ….من بارها خواسته بودم به این رویه اعتراض کنم اما فرصتش پیش نمی آمد. اما حالا می گویم. اینهمه عکس و پوستر و پارچه نوشته برای خوشامدگویی به این بنده ی حقیر، هم اسراف است و هم نتیجه ی عکس دارد. من این موضوع را قبلا به مسئولان گفته بودم توجهی نکردند اما حالا هم می گویم. این کارها را نکنید….”

من چه کنم که از این سخن جز دروغ استشمام نمی کنم. چرا که اگر ذره ای صداقت در این سخن بود، نیازی به مطرح کردن آن در یک نشست رسمی و رسانه ای نبود. به یک عتاب و به یک بخشنامه ی بیت مکرم همه ی دستگاهها ملزم به رعایت آن می شدند. اینجور سخن گفتن، با دست پس راندن است و با پا پیش کشیدن. و حال آنکه من خود بچشم خود دیده ام نمایندگان بیت را که خیابان به خیابان یک شهرستان را گشت می زدند و کاستی های تبلیغی آنجا را به استاندار یا به مسئول مستقیم مراسم استقبال گوشزد می کردند. که مثلاً چرا در فلان خیابان عکس و چراغانی و ریسه و پارچه نوشته کم است؟ یا فلان چهارراه اصلی شهر جای مناسبی است برای نصب یک عکس بزرگ از آقا. و مرد می خواستم که بتواند یک “نه” که نه، بل یک: “چشم، بررسی می کنیم” بگوید. مگر نه این که همه ی دستگاهها در آن سفر چند روزه، برای تجلیل از حضور رهبر در استان خود، بودجه ای خاص برای همین کارها کنار گذارده ومی گذارند؟

حالا ما کاری به سفرهای استانی و شهرستانی ایشان نداریم که چه قیامتی از ریخت و پاش ها بپا می شود و چه پول های هنگفتی در هیبت پذیرایی و تشریفات و هدایا و پوسترها و عکس ها و شعارنوشته ها و حق مأموریت ها و سربریدنِ گاوها و گوسفند ها و شترها و اینجور چیزها هدر می شوند و به زیرپا می ریزند، بل سخن من به این است که افراط در یک چنین رویه ای اساساً خواست و تأکید بیت رهبری است. که نبود آن، یا کمرنگ بودن آن، احتمالاً شکافی است در هیمنیه ی شکوهی که باید باشد و نیست.

همین حالا شما یک چرخی در تهران یا هر شهرستان دور و پرت بزنید و ببینید چه تعداد طرح ها و عکس ها و شعارهای بسیار بزرگ و چشمگیرِ مربوط به ایشان در و دیوار شهر را پرکرده است. کارکرد این عکس ها در عین حال که تثبیتِ حاکمیتیِ صاحبِ این عکس ها را گوشزد می کند، این نیز به مردمان می فهماند که: همان یک لقمه نانی که می خورید از صدقه ی سرِ حضرت آقاست. این را فراموش نکنید!

من می گویم: آدمهای بزرگ، نیازی به بزرگسازی خود ندارند. صفتِ بزرگی، شأنی است که از آنان ساطع می شود و ماهیتی است که از پندار و گفتار و رفتار آنان می تراود، و نه این که این بزرگی به آنان الصاق شود. سید علی خامنه ای که هیچ، خود رسول الله اگر امروز اراده ی اداره ی این سرزمین فقیه زده را داشت، مطلقاً اجازه نمی داد کوچکترین عکسی از او بر در و دیوار شهرها و متروها و مدرسه ها و دانشگاهها و وسایل نقلیه ی عمومی و اداره جات دولتی و غیر دولتی و جاده های بین شهری بنشیند. چرا؟ خودتان به این چرا پاسخ بگویید.

من می گویم: وقتی بیت مکرم به یک تلفن، آری به یک تلفن، رییس دستگاه قضا را – که مثلاً باید مستقل باشد – ملزم می کند به این که: قاضی مرتضوی “بشود” دادستان کل تهران، و این “بشود” فی الفور نیز می شود، و یا همین تلفنِ بیت مکرم با دررررررنگ زنگش نمایندگان مبهوت و منگِ مجلس شورای اسلامی را – که آنان نیز باید مثلاً مستقل باشند – از یک حرکت قانونی باز می دارد، چرا با همان یک زنگ تلفن نشود همه ی این نقاشی ها و شعارها و عکس های آزاردهنده را از سطح شهرها و جاده ها روبید و پاکسازی کرد؟ و نشود به مسئولان یک استان گفت: عکس و پوستر و سربریدن گاو و گوسفند و شتر و تشریفات افراطی ممنوع؟ که اگر این بشود، من آدم بی کله ای می خواهم بتواند یک برچسب کوچک از عکس رهبر را به جایی بچسباند یا عکس و پوستری را بهنگام سخنرانی رهبر بالای سر ببرد.

پس به من اجازه بدهید که آن تعارفات غمزه گون ایشان را در اعتراض به فراوانیِ عکس ها و پوسترها و شعارها صادقانه تلقی نکنم. که در سخنِ آدمهای صاحب نام و مسئولان درجه ی اول یک کشور، هر تلمیح و کنایه و اشاره و ایهام شان از هزار تأکیدِ مؤکد کاری تر است. با این تعریض، می شود سخن غمزه گون آن روزِ ایشان را اینگونه تعبیر کرد: “….من از این که شما مردم و شما مسئولان خراسان شمالی زحمت کشیده اید و با تعطیل کردنِ چند روزه ی استان و با یک چنین تنوعی و با یک چنین شکوهی از من استقبال کرده اید سپاسگزاری کنم….بیت ما معمولاً در پایان هر سفر طی بیانیه ای از مردمان استان تشکر می کند اما من خواستم همینجا حضوراً و شخصاً از شما تشکر کنم.”

دومین سخن ناصادقانه ی ایشان به همین دو سه روز پیش یعنی بیست و هشتم بهمن ماه باز می گردد. در ملاقات با مردم آذربایجان. همان محفلی که ایشان در آن به ماجرای دعوای آقایان احمدی نژاد و لاریجانی در مجلس استیضاح اشاره می کنند و هر دو طرف دعوا را می نوازند. مهم اما سخن دیگر ایشان درباره ی شعبون بی مخ های مذهبی است. من عین این بخش از سخنان ایشان را می آورم تا شک و شبهه ای در کار نباشد: “…. البته گله امروز من از برخی سران و مسئولان موجب نشود عده ای راه بیفتند و علیه این و آن شعار دهند که ما با این کار هم مخالف هستیم. این که عده ای برخی را ضد ولایت و ضد بصیرت بنامند و شعار بدهند نظیر آنچه اخیراً در قم روی داد، اقدامی غلط است و بنده کاملاً مخالف این کارها هستم که قبلاً هم نظیر آن در مرقد مطهر حضرت امام(ره) اتفاق افتاد و به مسئولان تذکر دادم جلوی این کارها را بگیرند…. کسانی ک%8

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

140 نظر

  1. برادرروح اله بزرگوار.چراخلط مبحث میکنی!مگردرادامه همون حدیث نیومده که : السلمان لخ لخینه شخ شخینه بعدش به پانصدهزارکتاب دانشگاه جندی شاپور آتش زدینه…فرهنگ ومنش وغیرت وانسانیت ایرانی رو ت….ر زدینه …حدیث روکامل بخون //// مستفیض بشیم /////..

    آقای دکتر.من قاری قرآن بودم معلم پرورشی مدرسه ام که اهل جبهه هم بودبمن تجاوزکرد.قصه دلم روتعریف کنم مثنوی هفت من کاغذمیشه.بشجاعتت آفرین میگم.حقاکه جوونمردی.مواظب خودت باش.ایمان بخدایک چیزقلبی هستش.ایناباعث شدن امثال من خداپرست بشیم وشرم کنیم ازاقراربه مسلمانی!بخدامغزم سوت میکشه وقتی اراجیف امثال این روح اله رومیخونم.خداخودش به دادمابرسه.ازصمیم قلب دعامیکنم بخاطرمانفهم هامشکلی براتون پیش نیاد.فیروزوسلامت باشی.

     
  2. سلام بر مرد آزاده
    اوایل دهه هشتاد خامنه ای اومد اصفهان
    چنین متنی روی پارچه نوشته ای بود و بر سر دادگاه مرکزی زده بودند و ایشان از زیر آن عبور کردند

    از علی تا به علی فاصله یک آینه است آن علی از نجف و این یکی از خامنه است
    //// بر این حکومت

     
  3. جناب نوری زاد سلام به شرف وشجاعتت،بد نیست حدیثی را از کتاب “عاشورا مظلومیتی مضاعف ” اثر عالم بزرگوار علامه محمد رضا حکیمی ایشان مینویسد حدیثی از پیامبر نقل شده است که مستند ومسلم است وهیچ کس در آن شک ندارد مضمون آن اینست که اگر در جامعه ای دیدید که مشکل اخلاقی،اجتماعی،فرهنگی،اقتصادی ،اعتقادی و… وجود دارد ، آن مشکلات را در دو گروه آن جامعه ریشه یابی کنید چون اگر آن ها نداشتند جامعه نداشتند وآنهم عالمان وحاکمان هستند!!!!….تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

     
  4. زبان حال کارمند جماعت:برای اولین بار اول این برج احساس امریکا بودن به من دست داد چون حقوقم را که گرفتم احساس کردم هیچ غلطی نمی توانم بکنم !!!

     
  5. با سلام به دوست عزیز .
    جالب است که در 34 سال پیش هم عده ای بودند که هر کس در مورد شاهنشاه ایران انتقاد و گفتمانی و بحث و جدلی براه می انداخت . این عده به او اعتراض می کردند . که شاه فلان است و فلان . بروید به درگاه شاهنشاهی استغفار کنید و از خداوند طلب بخشایش . چون شاه هم خود را غلام حلقه به گوش امام رضا اعلام کرده بود . و جالب این است که همیشه عده ای هستند که نخواستند و نمی خواهند که حقیقت را ببیند و چه بدتر که فکر می کنند شخص رهبر نماینده خدا و رهبر جهان اسلام است . امیدوارم که روزی برسد که چشمانمان را بر روی حقیقت باز کنیم . امروز اگر شهدا سر از خاک بردارند به نظر شما ایا به همین رهبری انتقادات جدی نمی کنند . آیا شهدا جان خود را فدا کردند که به این روزها برسیم ؟؟؟؟؟

     
  6. امید کوکبی دانشجوی دکترای فیزیک اتمی که در زندان شماست خیلی کم از پروفسور حسابی ندارد آن هم فقط به این دلیل که حاضر نشد علمش را در خدمت ///// برای ساخت بمب اتمی بگذارد.

     
  7. قابل توجه کسی که گفت در بین معترضان پروفسور حسابی نبود. همه می دانند اکثر معترضان از دانشگاهیان بودند وگرنه لزومی نداشت شعبان بی مخ ها برای چندمین بار به کوی دانشگاه حمله ببرند. اساتید بسیاری هم بودند که در اعتراض ها حضور داشتند شخصا استاد رزمنده ای را می شناسم که بیش از 50 مقاله علمی معتبر دارد و در بهترین دانشگاه های ایران و اروپا تدریس می کند و در تظاهرات خرداد 88 به صورتش باتوم زدند و مجبور شد چشمش را عمل جراحی کند تا کور نشود!

     
  8. خب وقتی کسی پوستری رو نبینه دیگه چه نیاز به اعتراض که رهبری حتما بیاد و علنی نامه بنویسه درست گفته نوری زاد دیگه حالا چرا اینهمه برافروخته شدید ؟

     
  9. نه جناب نوريزاد. توجه نفرموديد و مطلب را ناقص خوانده و برداشت فرموده‌ايد. توجه كنيد :
    ” ……. اين كارها به نفع نيست. با احساساتشان راه بيفتند اينجا، آنجا، عليه اين شعار بدهند، عليه آن شعار بدهند؛ اين شعاردادن‌ها كارى از پيش نميبرد. اين خشمها را، اين احساسات را براى جاى لازم نگه داريد”.
    متوجه شديد؟ “جاهاي لازم” يعني كجاها؟ خوب معلوم است. دانشگاهها، خوابگاهها، سفارتخانه‌ها و …..

     
  10. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺳﻼﻡ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻳﺰاﺩ. ﻣﺜﻞ اﻳﻨﻜﻪ ﺷﻤﺎ ﻓﻘﻪ اﺳﻼﻣﻲ ﺭا ﻫﻨﻮﺯ ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻪ اﻳﺪ ﭘﺲ ﺑﻪ ﺳﻮاﻻﺕ ﺯﻳﺮ ﺩﻗﺖ ﻛﻨﻴﺪ
    ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﻣﻌﺠﺰاﺗﻲ ﺭا ﻛﻪ ﺑﻪ ﻭﻗﻮﻉ ﻧﻪ ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ ﺑﻪ اﻣﺎﻣﺎﻥ و ﻳﺎ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ اﺳﻼﻡ و ﻳﺎ ﻭاﻟﻲ ﻳﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺩاﺩ و ﺑﺪﻳﻦ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺑﺮ اﻳﻤﺎﻥ ﻣﺴﻠﻤﻴﻦ اﻓﺰﻭﺩ ﻳﺎ ﻧﻪ

    ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﺟﻮاﻧﺎﻥ ﻛﺸﻮﺭﻱ ﺭا ﻛﻪ ﺑﻲ اﻳﻤﺎﻥ و ﻳﺎ ﺳﺴﺖ اﻳﻤﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ و اﻋﻤﺎﻝ ﻣﺬﻫﺒﻲ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺑﺠﺎ ﻧﻤﻲ ﺁﻭﺭﻧﺪ و اﺯ ﺁﻧﻬﺎ اﺣﺘﻤﺎﻝ ﺁﺳﻴﺐ ﺑﻪ ﺣﻜﻮﻣﺖ اﺳﻼﻣﻲ ﻣﻴﺮﻭﺩ ﺑﻪ ﺩاﻡ اﻋﺘﻴﺎﺩ ﻛﺸﺎﻧﺪ و ﺑﺎ ﺩﺭاﻣﺪ ﺁﻥ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ ﻭاﻗﻌﻲ ﺭا ﻣﺪﺩ ﺭﺳﺎﻧﺪ ﻳﺎ ﻧﻪ

    ﺁﻳﺎ ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﺩﺳﺖ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ ﺭا ﺩﺭ ﺩﺯﺩﻱ اﺯ اﻣﻮاﻝ ﻣﻠﺘﻲ ﻛﻪ ﻭﻻﻳﺖ ﻓﻘﻴﻪ ﺭا ﻗﺒﻮﻝ ﻧﺪاﺭﻧﺪ و ﻃﺒﻖ اﻃﻼﻋﺎﺕ ﺩﻗﻴﻖ اﺯ ﻭﺯاﺭﺕ اﻃﻼﻋﺎﺕ ﺩﺭ ﺯﻛﺎﺕ ﻧﻤﺎﺯ ﺣﺠﺎﺏ و ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ اﺯ ﻣﻨﺎﺳﻚ ﻣﺬﻫﺒﻲ ﺳﺴﺖ ﻣﻴﺒﺎﺷﻨﺪ. ﺑﺎﺯ ﮔﺬاﺷﺖ ﻳﺎ ﻧﻪ

    ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﺳﻮاﻟﻲ ﺟﺎﻣﻊ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﻮاﻻﺕ ﻣﺎﺑﻘﻲ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺁﻥ ﻧﻬﻔﺘﻪ اﺳﺖ ﺭا اﺯ ﻓﻘﻴﻬﺎﻥ ﻋﺎﻟﻴﻘﺪﺭ. ﺩاﺭﻡ. ﺁﻳﺎ اﺻﻮﻻ ﻛﺎﺭﻱ ﻫﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ. اﺯ ﺩﺯﺩﻱ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻗﺘﻞ ﺩﺭﻭﻍ ﺗﻬﻤﺖ ﻟﺠﻦ ﭘﺮاﻛﻨﻲ و ﺣﺘﻲ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺑﻴﺶ اﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ اﻳﻨﺠﺎ ﺁﻣﺪه. اﺯ اﻧﺠﺎﻡ ﺁﻥ ﻣﻨﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻳﺎ ﻧﻪ اﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎ ﻋﻠﻢ ﺑﺮ اﻳﻨﻜﻪ ﻣﻮاﺭﺩ ﺫﻛﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﺮاﻱ ﮔﺴﺘﺮﺵ اﺳﻼﻡ و ﺧﺪﻣﺖ ﺑﻪ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ ﻭاﻗﻌﻲ ﺑﺎﺷﺪ. .

    ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻱ ﺯاﺩ ﻫﻤﺎﻧﻂﻮﺭ ﻛﻪ ﻣﻼﺣﻀﻪ ﻣﻲ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ ﺩﺭﻭﻏﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ ( اﻟﺒﺘﻪ ﻣﻨﻆﻮﺭﻡ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ ﻭاﻗﻌﻴﺴﺖ) ﺑﺎﺷﺪ. اﺯ ﻫﺰاﺭ ﺭاﺳﺖ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ. .ﺷﻤﺎ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻱ ﺯاﺩ ﺧﻮﺩ ﺭا اﺯ ﺗﻤﺎﻡ اﻳﻦ ﻣﻮاﻫﺐ و ﻏﻨﺎﻳﻤﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﺎ ﻣﺴﻠﻤﻴﻦ اﻓﺘﺎﺩﻩ ﻣﺤﺮﻭﻡ. ﻛﺮﺩﻳﺪ ﺷﻤﺎ ﻭﺟﺪاﻥ ﺧﻮﺩ ﺭا ﻣﺴﺘﻘﻞ اﺯ ﻭﺟﺪاﻥ ﻭﻟﻲ ﻓﻘﻴﻪ ﻛﻪ ﻣﺴﻴﻮﻝ ﺗﻤﺎﻡ اﻋﻤﺎﻝ ﻣﺴﻠﻤﻴﻦ اﺳﺖ. ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﺮﺩﻳﺪ و ﮔﻨﺎﻫﻲ ﺑﺰﺭﮒ ﻣﺮﺗﻜﺐ ﺷﺪﻳﺪ. ﺧﺪا ﺷﻤﺎ ﺭا ﺑﺒﺨﺸﺪ. .

     
  11. سلام. اگر رهبری به خاطر همین پوستر و عکس نامه می دادند، باز شما می فرمودید چرا اعلام نمی شود تا همه بفهمند! حالا که اعلام شده، می گویید فلان. به نظر حقیر اگر امثال شما به دیروز خود نگاه کنند، و با امروز مقایسه، بدون خود فریبی متوجه همه چیز خواهند شد. برگردید… توبو الی الله. هم سنگران دیروز شما، شهیدان این مرز و بوم، می خواهند شما را در سنگر حق ببیند، بر علیه باطل. نگاه کنید امروز مطالب شما بساط چه کثافت کاری هایی را فراهم کرده. یاحق

     
  12. درود بر شما و تمام حق گویان

     
  13. سلام جناب نورى زاد بسى بسيار عزيزم
    به ايرانى بودنم افتخار مى كنم چون امثال نورى زاد را پرورده است!.سخن كوتاه و
    آن اينكه چون در خارج از ايران هستم عملاً خيلى توفيق همراهى با جنبش سرافراز
    سبز را ندارم.اما در حد بضاعت وجهى را جهت خانواده هاى زندانيان سياسى
    مى توانم هديه كنم .چناچه اجازه بفرماييد ماهيانه از طريق شما هزينه شود
    منتظر جواب تان هستم
    بدرود

    ———————–

    سلام دوست گرامی
    سپاس ازبزرگواری شما
    دوست گرامی
    من شدیدا زیرذره بینم
    این وجه مختصرمی تواند کلی برای من حرف وحدیث درست کند
    این وجه را جمع آوری کنید وبعد ها به دوستی که به ایران می آید بدهید . حتما خود وی به خانواده های نیازمند زندانی برخواهد خورد
    تشکرمی کنم ازغیرت مندی شما
    با احترام

     
  14. بهزاد ایرانی

    لبیک یا خامنه ای

     
  15. بدبختی از اونجاست که ما این همه ظلم رو //// میبینیم اما هنوز عده ای تمام قد از ایشون حمایت میکنن…
    همین کامنتهایی که برای این مطلب درج شده رو مطالعه کنین بعضیاشون واقعا آدمو کلافه میکنه!!یکی به شما گفته سقوط کردین!!!واقعا برای من جای تعجبه دیگه چه اتفاقی برای این خاک نفرین شده باید بیفته تا ما باورمون بشه این آقایون دشمن ایرانن؟!!!3سال قبل با یه کودتای آشکار و اشتباهات بعد از اون برای همیشه میلیونها ایرانی با سواد و با قدرت تشخیص سیاسی رو برای همیشه از دست دادن الآنم به هیچ عنوان نمیتونن آب رفته رو به جوی برگردونن…شاید یه عده از سر منافع شخصی و یا قدیس پنداشتن رهبری هنوز سر از لاک جهالت بیرون نیاورده باشن اما دیگه نمیتونن قاطبه این ملتو فریب بدن…

     
  16. آقای نوری‌زاد عزیز!
    با سلام
    شما موفق شده‌اید! از صمیم قلب تبریک می‌گویم. شما توانسته‌اید صدایی باشید و صداها را بشنوید. کاش دیگران نیز خود را از درایت شما بی‌نیاز نمی‌دانستند؛ روی سخن با سید محمد خاتمی و پیروان ایشان است. حقیقت را بخواهید من از فردای ایشان بسیار ترسانم؛ ایشان نیز خواست‌های طبیعی مردم را در برابر “اصل نظام” بی‌اهمیت می‌دانند.
    به هر رو از این که در این فضای مجازی فعالید و برای تداوم آن وقت می‌گذارید از شما بی‌نهایت سپاسگزارم.

     
  17. او رهبر عوامیست که با شعاری فریفته میشوند

     
  18. سرزمین من ایران

    این استعمار…
    این جامه ی سیاه معلق را چگونه پیوندیست با سرزمین من….

    محمد نوریزاد
    رهی که برگزیدی راه آزادگان تاریخ است
    خالق کردگار جانت را بسان روح پاکت حفظ خواهد کرد…
    گزندی به شما نخواهد رسید
    باری متعال نگهدارت

     
  19. گمان من این است که تشبیه افراد امروزی مورد نظر جناب نوریزاد به شعبان جعفری ، جفا به آن مرحوم است . من منکر اعمال او نیستم ولی واقعیت این است که مردم عادی از شعبان جعفری وحشت نداشتند . چون حد اقل احساس تکلیف شرعی ! نمیکرد .
    تعدادی دانشجو بودیم و رفته بودیم شمال ، لب دریا نشسته بودیم که یک ماشین بنز رسید و شعبون با چند نفر که ظاهرا از نوچه هایش بودند از آن پیاده شدند ، یکی از بچه ها آنها را به بقیه که متوجه نشده بودند با انگشت نشان داد ، شعبون که توجه ما را دیده بود ، با پاکت میوه ای که از پشت ماشین برداشته بود به ما نزدیک شد و بعد از خوش و بش ، پاکت میوه را به ما داد و رفت . امثال شعبان جعفری حد اقل ادعای لوطی گری داشتند ، هر چند که پایبند به آن نبودند .

     
  20. راستی با اینکه نوشته ام مربوط به //// نیست . اما مینویسم و انهم اینست که یکی از استوانه های دروغ نظام جناب خدایگان معاون اول خداوند در زمین جنتی در نماز جمعه افاضات فرموده گفتند همچنانکه طوفان زلزله و سیل کار خدا میباشد گرانی موجود در بازار هم از امور الهی و آسمانی است . بنده کم عقل خیلی به مخیله خویش فشار وارد نمودم عنقریب بود که بترکانم . لذا از جناب نوریزاد بسیار فراوان عزیز و دیگر دوستان تقاضای کمک عاجل دارم . من الله توفیق

     
  21. فقط جوابت . آب زرشک است و بس . جناب روح الله

     
  22. کامنت نویسی به نام علی که خود را فرزند انقلاب میداند و ظاهرا به نسل های بعد از بهمن 57 تعلق دارد و در یک دم دستگاه دولتی که در آن دخول “ناپاکان” به جهت روزنی از روزنه های نظام مقدس اسلامی ناممکن میباشد و به هر حال برایش خرده ریزی میرسد و آب و نانی مهیا, با نوریزاد نسل اول انقلاب و حیران و ماتم گرفته زمان حال, دل میدهد و قلوه میگیرد که بیا و بنگر!
    علی به موجب آنکه “اداره، همکارش را بخاطر شیک پوشی مورد عتاب قرار میدهد که چرا اینگونه و با عطر و ادکلن به اداره میایی!!” احساساتش جریحه دار شده است! علی جان قربون اون دل نازکت برم که چنین زخم و زیلی شده! پرووکاتورهای تبلیغاتچی گمنام امام زمان سابقا یه جورای دیگه بودند و به مراتب هوشمندتر و نهان تر عمل میکردند!
    علی آقا از سوء تغذیه کودکان جنوب شهری که حتی بنا به گزارش متولیان آموزشی سر کلاس غش و ضعف میآورند و رسیدن سن فحشا به 12 و 13 سال و بیداد اعتیاد و عدم پرداخت چند ماه حقوق به کارگران و گسترش کودکان کار و بیداد گری ها و غارت ها و و و و و و و ظاهرا نه چیزی دیده و نه چیزی شنیده است و اگر هم چیزکی شنیده, به هیچوجه مسئله او نیست و دل نازکش را رنجور نمیکند, لذا ناراحتیش معطوف و منحصر به آن شده که چرا ادکلن همکارش مورد انتقاد رئیس قرار گرفته است! حتی اروپایی های تی تیش مامانی هم از دل نازک علی و احساسات رقیق و “شورانگیزش” به قهقهه افتاده اند, الا آمیز ممد نوریزاد, جنگجوی سابق که با مقاومت در مقابل انفجار قهقهه و تحمل درد شکم, هوشمندانه کشف از گونه نوبلی فرماسیون “شکل اسلامی یک نظام کمونیستی؟!” علی آقا را با جان و دل درک نمود و سر تعظیم فرود آورد!
    علی نسلی است که بند نافش با نسل قبلی تاریخ معاصر سرزمینش, یعنی نسلی که بعد از کودتای 28 مرداد شکل گرفته و طی زجر و شکنجه ها و نبردهای خونین, بهمن پنجاه و هفت را رغم زده بود و توحش حکومت اسلامی با برنامه ریزی های کنفرانس گوادالوپ طومارش را در هم پیچید و به محاق برد, قطع شد و “دست بر قضا” به تور نوریزاد از سربازان گمنام سابق کنفرانس گوادالوپ و حیران و هاج و واج مانده امروز, خورده است!
    در این دنیای وانفسا حتی الله, پارتی ملی مذهبی ها شده است! خوب به هر حال اینها همش از کرامات عمری نماز و عبادات و پینه بستن پیشانی است!!! نسل جدید و پرشور و به غایت متنفر و به جان آمده از بربریت و بدویت نظام ارتجاعی مومنان حاکم یا به تور سیدین شیفته “روزهای طلایی امام” و در تداومش نیز به تور ملی مذهبی های ظاهرا فراری لس انجلس نشینی که VOA و BBC و دیگر مدیا با حاتم بخشی تمام به بلندگوهایشان بدل شده اند, میخورد و یا آنکه به تور نوریزاد حیران و سرگردان میافتند! به هر جا بنگرم, روی تو بینم!
    میبینید که چگونه نوریزاد از “نوشته شورانگیز” علی به وجد میآید! و هوشمندانه از آنکه “نبوغ علی” به کار افتاده و فرماسیون “شکل اسلامی نظام کمونیستی؟!” را کشف میکند, بل میگیرد تا بگوید که یا ایاالناس, به هوش باشید که ما با یک “نظام کمونیستی؟!”, نه با نظام سرمایه داری به غایت استثمارگر و به نهایه غارتگر در کنف حمایت اسلام ناب محمدی سر کار داریم و به همین سبب است که در این نظام فسق و فجور و فقر و جهل و جنایت و غارت و فحشا و به تاراج بردن منابع ملی و کهریزک و تجاوز به دختران باکره مجاهد و چپ و سیاسی دیگر برای سوق دادنشان به بهشت و نیز تجاوز به پسران جوان و و و و اینگونه بیداد میکند و حتی جواب اعتراض بسیار بسیار عادی مردم را نیز به جهت “رویه کمونیستی نظام؟!”, با فحش و هتاکی پاسخ میدهند! مرگ بر کمونیست های غاصب!
    علی جان چرا وایستادی و هر و بر به نوریزاد عزیز دلسوخته زل زده ایی؟ تو و دوستانت بشتابید و بقایای کافران حاکم کمونیست را هر جا دیدید, فوری و فوتی کله پا کنید و حکومت اسلامی را همچون روزهای طلایی امام دوباره برپا دارید و به مانند “روزهای طلایی امام” با چشمی خمار و لحنی ملکوتی به خواهر و مادر و هست و نیست چپ ها و مبارزین درود فرستید که چنین برادر و خواهر و فرزندی دارند!
    شاهین نجفی چقدر زیبا و موجز و بسیار تاثیر گذار خطاب به ملایان میخواند که ” آخر ختمید …….”! به راستی که نبوغ ملی مذهبی ها در تلفیق با تکنیک امپریالیست ها چه ها نمیکند! کشف نبوغ آسای هنر هشتم به گونه ایی که جماعت هالیوود انگشت به ما…. مانده است, از دستآوردهای بزرگ کمپلکس اسلام سیاسی است که زیر دماغ گوادالوپ چی ها انجام پذیرفته است!
    سرمایه جهانی و امپریالیسم از رهنمون های استثمار طبقاتی و ذهنی و فرهنگی به غایت تحمیقگر و غارتگر و وحشیانه کمپلکس اسلام سیاسی قواعدی بنیادین آموخته است! بیهوده نیست که آخرین اختلاس بزرگ تاریخ آمریکا به مبلغ سه میلیون دلار که در سال 2009 انجام پذیرفت, در ایران ام القرای نظام مقدس اسلامی, این افشره نظامات تمامی اعصار!!! که به سه میلیارد دلار در سال 2010 رسیده بود, حتی برای جوجه مسلمان های آقا زاده ها نیز بندتمبون نمیشود. در حالی که در ده سال قبل از آن اختلاس 126 میلیون دلاری توسط برادران مومن و جبهه رفته جمکران برو سینما نرو رفیق دوست انجام پذیرفته بود و بعد اختلاس ده میلیارد دلاری در سایپا درز پیدا کرد و چون کشش ندادند,کش هم نیآمد و معلوم نشد که چه شد و همینطور! تازه اینها اقلام کوچک هستند! با پول بزرگترین اختلاس تاریخ آمریکا میتوان برای یکی از جوجه مسلمون های آقا زاده فقط یک پورشه ناقابل قاقا لی لی خرید!
    بیهوده نیست که بعد از ذبح اسلامی انقلاب بهمن, طالبان با نوشیدن شیر از پستان دایه گی اسلام سیاسی در حوزه های علمیه مستقر در شمال پاکستان و حاتم بخشی امپریالیسم, بالنده شد و سپس خود, القاعده را زایاند و نیز در لبنان که در گیر یک نبرد طبقاتی و دورانساز به رهبری چپ ها و کمونیست ها بود, چگونه امثال جنبش ارتجاعی امل به زعامت امام موسی صدر //// زایانده شدند که وظیفه عاجلش نابودی کفار و کشیدن مداوم تیغ به انقلابیون بود و در نهایت نیز از دل همان ارتجاع امل, حزب الله لبنان مونتاژ گردید که هم و غمش رهایی قدس شریف است! همان سلاح چندکاره ایی که مردم ایران را نیز در خیابان های تهران در خیزش سال 1388سرکوب مینمود و هم اکنون نیز در سوریه انقلاب مردم را همچون اسلام سیاسی از گونه القاعده ایی در سمت دیگر به خاک و خون میکشد!
    رژیم سلطنتی پهلوی و ولایت سلطانی(به زعم مصباح یزدی!) دقیقا از ژن همسانی برخوردار بوده و لاجرم عملکردی یکسان ولی با روایتی متفاوت نیز دارند! هر دو آنها از تاریخ معاصر ایران از بدو شروع جنبش مشروطه و در تداوم آن جنبش توده مردم در سال های 1320 الی 1332 و جنبش های روشنگری و انقلابی در بعد از کودتای 28 مرداد تا بهمن 1357 و یکی دوسال ابتدای انقلاب, به غایت نفرت و کینه عمیقی به دل دارند و تمام هم و غمشان آنست که رشته ارتباط امثال علی را از نسل انقلابی این دوران با شکوه قطع کامل نموده و ذهنشان را با هپروت صدتا یک غاز پر نمایند تا او و امثالش دانسته و یا نادانسته با یک مویز گرمی اشان شود!
    از دیگر روی, رژیم های سلطنتی پهلوی و ولایت سلطانی که یکی با کودتای 28 مرداد و روی دوش شعبون بی مخ و دیگری با کودتای کنفرانس گوادالوپ و در بغل ممد با مخ جهت سرکوب خونین و خونین تر توده های به پا خواسته و انقلابی مونتاژ شده بودند, نیاز عمیقی به تبار سازی داشته و دارند, لذا به سبب بی مایگی و بنیان تحمیقگرشان, تبار خود را به تاریخ عهد عتیق وارونه ایی که ساخته و پرداخته اند و با هفتاد من سریشم آنرا به نظامی انسانی و “آخر کلام نظام ها؟!” چسبانده اند, وصل میکنند! یکی به کوروش و دیگری به محمد که در واقع بنا به مستندات تاریخی هر دو نیز پایه گذار حکومت هایی متمرکز و سرتاسری مبتنی بر کار بردگی بومی و یا بهره وری مالکانه فئودالی بر زمین و منابع طبیعی در محدوه جغرافیایی خود استوار بوده اند, ضمن آنکه شاخصه اصلی هر دو نظام بر کشور گشایی و بهره برداری از استثمار کار برده های مناطق تحت تسخیرشان نمادین میگردید, وصل میشوند!
    اما طنز موضوع آنست, علی رغم آنکه سلطنت طلبان و ولایت سلطانی “حقوق بشر کورش” سه هزار سال قبل و “حکومت داری قرآن و نهج البلاغه” هزار و اندی سال قبل را به مصداق “قوانینی برای تمام فصول”, جار میزنند و علی الظاهر به آن مباهات میکنند, با اینحال “قوانین مکتوب” خود را که فقط در کتابخانه هایشان خاک میخورد, از قوانین فرانسه و بریتانیا و آمریکا کپی برابر با اصل میکنند تا هویتشان را مستند بر مفاهیم حقوقی معقول, آنگونه که دیگران به سلامت روانشان مشکوک نشوند, حقنه نمایند, ولی در عمل و به طور “واقعی” و “روزمره” و “جاری”, قوانین چندهزار ساله را بر فرق سر مردم میکوبند! آخر ملت کورش کبیری و امت اسلامی, باید هم چنین اداره شود, آقا جان “خون نیاکانشان” این حکم را میدهد, “فرهنگشان” چنین است, چرا حلوای نذری خاله قزی را نمیفهمید؟ اگر غیر از این شود, ملت میچاید!!!!!!
    در کشوری که در ابتدای انقلاب و حول و حوش قبل از آن, مردم و به ویژه نسل جوان, کتاب ها و به خصوص کتاب های ممنوعه را که تازه چاپ شده بود, همچون می ناب سر میکشیدند و تیراژ کتابها به صدها هزار و بیشتر میرسید و اصولا کتاب ها فورا نایاب میگردید و مردم ایران به خوره کتاب در سطح جهان بدل شده بودند, به موجب کرامات اسلام سیاسی و کرامات برنامه ریزی کنفرانس گوادالوپ و خلص کلام, کرامات الهی, به فضاحت تیراژ کنونی رسیده است!
    با اینحال به علی و امثالهم به رغم قطع ارتباطشان با نسل آگاه و کاوشگر و چالشگر پنجاه و هفت, توصیه میکنم که بعد از فراغت از طاعات و عبادات و دعای کمیل و سینه زنی و زنجیر زنی و دویدن دنبال ضریح ارسالی به کربلا و سیر آفاق و انفس چند هزار امامزاده در اکناف بلاد نظام مقدس و نماز جمعه و مشرف به جمکران و بیتوته کردن و و و و, هرگاه وقتی بود و عمری کفاف داد, برای درک بهتر نظام های محمد و کورش که سلطنت طلب ها و اسلام سیاسی به زعم ذهن وامانده اشان میخواهند پوکی و خالی بودنشان را با ظروف “مالامال؟!” آنها پر نمایند, کتاب “بازیگران عصر تمدن” نوشته سیامک ستوده, یکی از ده ها کتاب تحلیلی و مستند در اینگونه مفاهیم را جهت مطالعه و روشنگری پیشنهاد میکنم!
    علی آقا اگر به تنهایی و یا دست در دست عالیجناب نوریزاد و از سر نادانی و یا به سبب زرنگی و فوران “دانستگی” ناشی از عالم غیب بخواهی برای کسانی که در سمت غلط تاریخ ایستاده اند, وجه تراشی کنی و زمان بخری, طرفی نخواهی بست و به جای اتلاف بیهوده نیرو و زمان, جهت آنکه هر چه زودتر زمین در زیر پای تبهکاران سست گردد, همت کن و بیل و کلنگ به دست گیر و به مدد موش کور نقب زن تاریخ بشتاب! چرا که در نهایت این انکشاف موجز مارکس است که حکم میراند: “موش کور تاریخ مدام نقب میزند”

     
  23. جناب نوری زاد عزیز سلام
    به نظر من شما تغییر نکرده اید زیرا تغییر معنی خاص خود را دارد بلکه سقوط کرده اید وخودتان نیز متوجه نیستید مانند همان کسانی که در سریال پروانه ها می نویسند محاکمه کرده اید ودر دادگاه شما همان حرفهایی را می زدند که امروز شما می زنید و سخن از تغییر بود واهمال کاری حاکمان دعا میکنم که همه ی ما عاقبت بخیر شویم و همانند مخملباف در چاه ویلی که به اسم تغییر افتاده گرفتار نشویم
    —————————–
    سلام حسن آقای گرامی
    ازدعای خوبی که برای من کردید تشکرمی کنم
    راستی سقوط، ازجایی به جایی است. می شود بفرمایید من ازکجا به کجا سقوط کرده ام
    سپاس ازادب شما

     
  24. با سلام و درود به آقای نوری زاد
    آقای نوری زاد سوالی برای بنده پیش آمده که مشتاقم صریح پاسخ بنده را بدهید.انشاءالله
    آقای نوری زاد شما در حمایت از آقای خزعلی ودیگر عزیزان متن های بلند پایه زیادی نوشتید و همدردی کرده اید!
    واین جای تشکر و قدر دانی دارد و از خداوند متعال بهترین راه برای شما میخواهم.
    هور زمان سوال من این است نمیدانم از وضعیت بازداشت و یورش بردن چند روز پیش به دختران میرحسین موسوی این رهبر و همگام مردم با خبر هستید یا نه!؟
    نمیدانم در سایت کلمه که منتسب به مهندس موسوی است خبرهایی این یورش را خوانده اید یانه؟
    (این سایت هم توسط خود مهندس موسوی و هم توسط دختران ایشان مورد تایید است وبار ها این را اعلام کردند و اینکه همیشه پیگیر حقوق از دست رفت مردم بوده اند)
    اما سوال من اینجاست که آیا شما خبر دستگیری و رفتاری که با این عزیزان شده را خوانده اید؟!
    خوانده اید که حکومت دست به چه وقاحت هایی زده است!؟
    کاری که آقایان کرده اند ، هیچ حکومت مستبد وزورگویی تا کنون نکرده است!
    حتی شاه هم حرمت بیوت مراجع واشخاص بزرگ رو نگه میداشت.حتی شاه هم به ناموس مردم اینگونه با این اعمال وقیحانه دست درازی نمی کرد!؟
    اما آقای نوری زاد من نمیدانم شاید شما تاکنون از این موضوع باخبر نشده اید ، اما اگر خبر دار شده اید؟
    آیا خانواده این رهبر جنبش سبز و همراه مردم ارزش چند خطی حمایت ندارد؟!
    آیا ارزش این را ندارد که شما با آنها تماس بگیرید و دلجویی کنید؟!
    آیت الله بیات زنجانی از مراجع تقلید ضمن زنگ زدن و ابراز همدرهی گفتند که احتمال به تهران بروند برای دیدار این خانواده و همچنین مراجعی چون آیت الله علی محمد دستغیب تماس گرفتن و ابراز همدردی کردند و تاثر فراوان داشتن از این موضوع پیش آمده.
    حال من هم از شما این انتظار را دارم که لااقل اگر حاضر به تماس گرفتن ویا رفتن به خانه این عزیزان نیستید چند خطی در حمایت از این خانواده مظلوم بنویسید ، و در سایت خود منتشر کنید.
    آقای نوری زاد انشاءالله همیشه در مسیر حق ثابت قدم و استوار باشید.
    واینکه بنده فقط از باب امر به معروف و نهی از منکر وانجام تکلیف که شما در این زمینه معلم ما هستید خواستم تذکری به شما داده باشم.
    دوستدار شما
    علی محمد

    ——————–

    سلام علی محمد گرامی
    زیاد هم با این خاندان شریف بی ارتباط نیستم.
    با احترام

     
  25. یک نکته دیگه

    اگر در اینجا ورقی سیه کردم، فقط و فقط به احترام محمد نوری زاد عزیز بود

    دست تو می‌بوسم و از راه دور بهت سلام می‌کنم.

    فقط بدون که تنها نیستی‌.

    یا علی‌

     
  26. آقای خامنه‌ای از نظر شخصیتی انسان بسیار شریفی است.

    به نظر, خیلی‌ پاک و صادق هم هستند.

    در مقایسه با بسیاری از حکمرنها که در جهان حکمرانی کردند و میکنند، ساده زیست هم هستند. به هیچ وجه نمی‌شه ایشون را با شاه مخلوع مقایسه کرد.

    اما همه این شرایط برای اینکه یک نفر به تنهایی نماینده یک ملت باشد برای تمام عمر کافی‌ نیست.

    وای به روزی که مقام رهبری ایران به دست افرادی امثال احمدی نژاد بیفته!! خدا به ما راهم کنه!

    تنها خود آقای خامنه‌ای است که میتون آینده ایران رو نجات بده.آن هم با دموکراسیِ کردن سیاست ایران.

    سیستمی‌ که آقای خاتمی تبلیغ میکرد چه عیبی داشت که رفتید دنبال امثال احمدی‌نژاد.

    بیایید یک بر برای همیشه نشون بدید که اسلام و دموکراسی با هم سازگار هستند.

    اینطور بهترین تبلیغ را برای اسلام در دنیا خواهید کرد.

    دوران امپریالیسم به برکت جریان اطلاعات آزاد در دنیا داره تمام می‌شه. بسیاری از جوانان آگاه اوروپی رو میبینم که به اعتراض به سیاستهای کشورشان با کشور‌های فقیر به خیابان میایند و تظاهرات میکنند.

    دموکراسی متعلق به هیچ دین، مذهب، کشور، نژادی نیست.

    دیکتاتوری، دیکتاتوری است. چه اسلامی، چه غیر اسلامیش.

    با دموکراسی کردن کشور، اسلام از بین نخواهد رفت.

    چراغ اسلام در طول بیش از ۱۴۰۰ سال در این سرزمین روشن بوده.

    اسلام جز فرهنگ و در قالب همه ایرانی‌ هست. و هر ایرانی‌ با فرهنگ همان اندازه برای شاعران و عارفان مسلمان ایرانی‌ احترام قائل است که برای کورش و زرتشت. اینها در عرض هم نیستند بلکه در طول هم هستند. برای بیش ۳۰۰۰ سال چراغ خدا پرستی‌ در این کشور روشن بوده.

    بیایید یک بار برای همیشه این کشور را از نکبت استبداد نجات بدید.

    تاحالا فکر کردید بعد از اینکه شما از دنیا برید چه بر سر این کشور خواهد آمد.

    اگر یک انسانی‌ که خدای نکرده کینه‌ای در دل داشته باشد و در جای شما با کوتاه بینی‌ همین مقدار آزادی این مردم را هم سلب کند چه جوابگو خواهد بود !!؟؟؟؟؟

    جهان را به مسلمان و غیر مسلمان تقسیم نکنید.

    نمی‌دانید وقتی‌ در سخنرانیها تان فقط از اسلام و مسلمانها صحبت می‌کنید، چه تفرقهٔ در جهان ایجاد می‌کنید.
    انسانهای مؤمن و آگاه و آزاد در جهان کم نیستند.
    با تمام پلیدیهی که در عالم هست، فراوانی‌ جلادان انسان نما که به نام دین، قدرت، سیاست، یا هر درد بی‌ درمونی که دارند و انسانها را سلاخی میکنند، جای تعجب است که هنوز بخش عزم از انسانها در دنیا خدا پرست هستند.

    اصلا بیایید برای ۵ سال حکومت را رها کنید و در دنیا سفر کنید. مثل یک آدم ساده. من خودم حاضرم همراهتان بیایم. دیگر به محافظ نیاز نخواهید داشت.

    آن وقت خواهید دید تمام انسانها مثل هم هستند. همه نگرانیها شکل هم هست.

    رهبر تمام انسانهایِ دنیا باشید.

    یا علی‌

     
  27. ملت چه کسانی هستند؟شما یا کسانی که 22 بهمن به خیابان آمدند؟

     
  28. سرباز گمنام امام زمان و نایب برحق فعلی و بعدی و بعدی و ماقبل آخر ایشان !!!!

    گلچین روزگار عجب بی سلیقه است (یعنی شده !!! قبلاً اینجوری نبود)
    می چیند گلی که به عالم بیهوده است
    با نهایت خوشحالی وشادباش به ملت شهیدپرور و همیشه درصحنه (غیر از دوشب جمعه هر هفته به دلیل نهضت سربازگیری امام زمان) پیشاپیش مرگ ناگهانی نویسنده و فیلمساز خالی قدر محمد نوری زاد بر اثر خوردن داروی بهداشتی (گزینه های دیگر: تصادف مرگبار، باز بودن شیر گاز منزل ، سقوط از پشت بام به هنگام تنظیم دیش ماهواره ، برخورد سر وی با گلوله !!! و سایر احتمالات ) و پیوستن ایشان به خیل خرابکاران دست از دنیا کوتاه از جمله ستار بهشتی تبریک و تهنیت می گوییم. به همین مناسبت مجالس بزمی در بیت رهبری و پایگاه های بسیج سراسر کشور برگزار خواهد شد. حضور شما سروران ارجمند (برادران قاچاقچی سپاه و ذوب شدگان در ولایت فقیه) و ارسال تف و لعنت باعث پایین رفتن درجات این ملعون در دوزخ خواهد بود. (احتمالاً کف موتورخونه!!!)
    سخنران : حضرت حجه الاسلام لامپ دویست ولت روشنگری حاج آقا کربلایی پناهیان

     
  29. آقا من یه سوال دارم. این آقای نوری زاد هزینه های زندگیش رو از کجا تامین میکنه؟

     
  30. آقایون حوزه علمیه مگه نمیگین از آقای نوری زاد شکایت دارید؟؟ خوب بسم الله اگه احساس میکنید به حق هستید همین فردا دادگاشم بزارید نوری زادم متهم حرفاتونم بزنید ببینیم کدومتون راست میگید اگه مردم رو صاحب بینش و تشخیص خوب و بد میدونید.اگه حق با شما باشه همون لحظه من به شخصه طرفدار شما میشم.همون شاه لعنتی که میگید اجازه داد گلسرخی اومد در کمال آرامش و آزادی هرچی از دهنش در اومد جلوی ملت نثار حکومت اون زمان و شیوه مملکتداریش کرد. دیگه ما که نعوذ بالله نعوذ بالله استغفروالله روم به دیوار از اون شاه دیکتاتور آدم کش….. به قول شما کمتر نیستیم.خوب اگه ریگی به کفشتون نیست دادگاه بذارید همه بفهمن این نوری زاد عجب آدم فلان فلان شده ی دروغ گوییه!! و شما چه قدر مظلوم واقع شدید.من که فکر نمیکنم آقای نوری زاد مخالفتی داشته باشه با این موضوع.

     
  31. سلام خدمت مرد ازاده نوریزاد عزیز

     
  32. نوریزاد عزیز دیگر تمام شد. کشور زمانی نابود شد که امثال خود شما از ولایت //// سرا پا دفاع میکردید. زمانی که قرار بود روحانیت به قم بازگردد و نگشت. زمانی که آب و برق مجانی شد. زمان شعار های پوپولیستی برادران انقلابیتان. سال 67 را که بیاد دارید؟ چرا سکوت کردین؟
    حالا بازهم درود به شرفت که به این اشتباه پی بردی
    امیدوارم سانسورش نکنی

     
  33. الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم.عاقبت زمستان میگذرد وروسیاهی به ذغال میماند.نماندستمکارمردم شکار—-بماندبراولعنت پایدار

     
  34. حسین باقرزاده

    سید علی خامنه‌ای یک آدم معمولی نیست. لقب رسمی او رهبر معظم انقلاب است، ولی مقامات و عناوین دیگری را هم یدک می‌کشد: مجتهد جامع الشرایط که رساله می‌نویسد و فتوا صادر می‌کند؛ مرجع تقلید شیعیان جهان و رهبر مسلمانان جهان؛ نایب امام زمان و مرتبط با او؛ فصل‌الخطاب همه مسایل کشور است و حکم حکومتی او در حکم قانون و بلکه فوق قانون است. مقامی را که گرفته و 23۲۳ سال است که آن را ادامه می‌دهد بر اساس اصل ۱۰۹ قانون اساسی احراز کرده که او را مجسمه تقوا و عدالت می‌شناسد؛ دارای بینش صحیح سیاسی و اجتماعی و تدبیر و شجاعت و مدیریت و قدرت رهبری می‌داند؛ و او را از همه کسانی که واجد چنین شرایطی باشند دارای بینش فقهی و سیاسی قوی‌تر می‌شناسد. قوای سه‌گانه حکومتی همه فرمانبردار اویند، مجلسیان در برابر توبیخ او به غلط کردیم می‌افتند؛ قاضیان به اشاره او حکم زندان و شکنجه و اعدام صادر می‌کنند؛ و سربازان گمنام امام زمان به فرمان او دستگاه قضا را دور می‌زنند و می‌گیرند و می‌ربایند و می‌کشند و حصر می‌کنند. توده حزب الله منتظر اذن جهاد او هستند تا دمار از دودمان دشمن بر آرند؛ و در حال عادی نیز برای هر سیبی که او از باغ رعیت بخورد درخت بر می‌کنند، و به ازای پنج بیضه‌ای که او هوس کند هزار مرغ به سیخ می‌کشند.

    کسی با این اوصاف را نباید دست کم گرفت و اظهارات و احکام و تقریرات او را ناچیز پنداشت. بیهوده نیست که قاضی القضات او مسئولیتش را نه اداره امر قضا و بلکه اجرای منویات و دستورات او می‌داند؛ و رییسان مجلس او (اعم از اصلاح‌طلب یا اصول‌گرا) خط نبشته او را وحی منزل می‌پندارند و رأی خود را تابع آن می‌کنند. و بی دلیل نیست که رییسان جمهور او نیز تنها با التزام به اصل «مترقی» ولایت فقیه می‌توانسته‌اند به این مقام برسند و در این مقام نیز همواره خود را مطیع و منقاد رهبر معظم دانسته‌اند و در حد یک تدارکات‌چی مجری منویات او بوده‌اند. و از همه مهمتر، این که آن‌جا که هر یک از این مسئولان به خطا رفته است ابتدا از رهبر وعظ خصوصی گرفته‌اند و اگر این وعظ کارگر نیفتاده است و یا احیانا رهبر مجبور شده است در علن از آنان به تصریح یا تلویح انتقادی بکند با عریضه‌نویسی به پوزش پرداخته‌اند و از درگاه کبریایی رهبر معظم طلب آمرزش کرده‌اند.

    آنچه که در بالا آمد، در ۲۳ سال گذشته ساری و جاری بوده و به تدریج شدیدتر و مستحکم‌تر شده است. ولی اکنون کسی این بساط را به هم زده و به سرکشی پرداخته است. محمود احمدی‌نژاد نیز مانند همه رییسان جمهور اسلامی پیشین تنها با التزام به اصل «مترقی» ولایت فقیه توانسته به این مقام دست یابد و در این مقام نیز همواره خود را مطیع و منقاد رهبر معظم می‌دانسته است. اکنون، ولی، او این بازی را به هم زده و دست ولی‌نعمتی را که این مقام را به او ارزانی داشته گاز گرفته است. او با تهوّری بی‌سابقه در این نظام، در این یکی دو سال آخر، در عین این که به تعارفات لفظی خود در اطاعت و انقیاد از رهبر ادامه داده است، در عمل ساز دیگری می‌زند. خود را به اعتبار رأی میلیونی مردم بالاتر از رهبر نشانده است، و در عمل بسیاری از رهنمودها و دستورات او را نادیده گرفته و یا بر خلاف آن عمل می‌کند. در دفاع از همکارانش که خامنه‌ای‌چیان آنان را حلقه انحرافی نامیده‌اند از هیچ تلاشی فروگذار نیست، و از ایجاد تلاطم در کشتی توفان‌زده‌ای که علی خامنه‌ای هدایت آن را در دست دارد ابایی ندارد.

    و اکنون مقام ولایت فقیه و مجتهد اعلم و رهبر معظم انقلاب چند حکم صادر کرده که هر یک از آن‌ها برای سلب صلاحیت احمدی‌نژاد از مقام ریاست جمهوری اسلامی کافی است. او در نطق اخیر خود با اشاره به افشاگری احمدی‌نژاد در مجلس اسلامی در مورد فساد مالی یک برادر رییسان قوه قضاییه و مقننه، آن را عملی خلاف شرع، خلاف قانون و خلاف اخلاق خواند. این‌ها اتهامات ساده‌ای نیستند. رییس جمهور اسلامی، بر اساس اصل ۱۱۵ قانون اساسی این نظام، باید امین و با تقوا باشد و به مبانی جمهوری اسلامی و مذهب شیعه مؤمن و معتقد. چگونه کسی را که مرتکب عملی خلاف شرع، خلاف قانون و خلاف اخلاق شود می‌توان واجد آن شرایط دانست؟ البته اگر کسی ندانسته و ناخواسته مرتکب چنین اعمالی شود و بعد، از آن‌ها اظهار پشیمانی یا توبه کند شاید بتوان او را از گناه و اشتباه تبرئه کرد – و این کاری بود که رقیبان احمدی‌نژاد در دو قوه دیگر و به خصوص رییس مجلس اسلامی که به گفته خامنه‌ای فقط کمی زیاده‌روی کرده بود، به فوریت انجام دادند. ولی احمدی‌نژاد که مورد این اتهامات شدید قرار گرفته بود از چنین کاری سر باز زد. او در یادداشت کوتاهی که برای خامنه‌ای فرستاد به همان تعارفات معمول بسنده کرد و در مورد این اتهامات راه سکوت را پیش گرفت.

    البته آن چه که خامنه‌ای در مورد احمدی‌نژاد گفته به مراتب از حد اتهام فراتر می‌رود. در بالا آمد که او یک آدم معمولی نیست که اگر نسبتی به کسی بدهد امر به داوری نیاز پیدا کند. گفته و تقریر او در حکم وحی منزل است و جای چون و چرا ندارد. او خود شاکی و قاضی است، و درستی ادعایش به تأیید یک قاضی دیگر موکول نمی‌شود. همه در برابر او پاسخ‌گویند، و او در برابر هیچ‌کس پاسخگو نیست. او اگر می‌گوید احمدی‌نژاد کاری خلاف قانون کرده است، به او اتهام نمی‌زند و بلکه حکم صادر می‌کند. او به عنوان ولی فقیه و مجتهد جامع‌الشرایط (و لابد معلم اخلاق!) حکم کرده که احمدی‌نژاد مرتکب عملی خلاف شرع، خلاف قانون و خلاف اخلاق شده، و احمدی‌نژاد با نادیده گرفتن احکام صادره او عملا از توبه و پوزش سر باز زده است. به موجب حکم حکومتی و شرعی خامنه‌ای، احمدی‌نژاد عالما و عامدا مرتکب کاری خلاف شرع و قانون شده و صلاحیت خود را به عنوان رییس جمهور اسلامی از دست داده است.

    ولی تخلف احمدی‌نژاد از شرع و قانون به این‌جا ختم نمی‌شود. او در گذشته نیز در مواردی از امر ولی فقیه تمرّد کرده است. و مهم‌تر از همه این‌ها این که او مرتکب «جرم»ی شده که سزای آن در جمهوری اسلامی خامنه‌ای بسیار سنگین است. خامنه‌ای در نطق دیگری که در ۱۰ آبان ایراد کرد گفت که اگر کسی از مسئولان نظام تا زمان برگزاری انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری به اختلاف ها دامن بزند در واقع خیانت کرده است. این سخنان نیز عمدتا با اشاره به رفتار احمدی‌نژاد صادر شده بود، ولی او نه فقط در آنجا بر خلاف سران دو قوه دیگر به پوزش و استغفار بر نخاست و بلکه پس از آن به موارد دیگری از این قبیل (که افشاگری او در مجلس یکی از مشخص‌ترین نمونه‌های آن بود) اقدام کرد. به حکم علی خامنه‌ای، احمدی‌نژاد نه تنها مرتکب عملی خلاف شرع و قانون و اخلاق شده که صلاحیت ریاست جمهوری او را نفی می‌کند و بلکه مرتکب جرمی بزرگ نیز شده که مجازات سنگینی را می‌طلبد.

    و به این ترتیب، چگونه است که احمدی‌نژاد متهوّرانه در برابر خامنه‌ای ایستاده است و احکام حکومتی و شرعی او را نادیده می‌گیرد؟ //// به وضوح موازنه قوا در سطح بالای نظام جمهوری اسلامی به هم خورده است. رییس جمهوری که باید در نقش یک تدارکات‌چی کار می‌کرد اکنون علنا قدرت و موقعیت ولی فقیه را به چالش کشیده است. احمدی‌نژاد وارد قمار بزرگی شده است. در نظامی که آدم کشتن مانند آب خوردن است و قربانیان آن تنها ضعیفانی نیستند که دسته دسته در زندان‌ها اعدام می‌شوند و بلکه گاه دانه درشتهایی مانند متهمان پرونده اختلاس بزرگ (به جرم «نابغه» بودن، به گفته صادق زیبا کلام) نیز قربانی آن می‌شوند، در افتادن با ولی مطلقه فقیه مسئله ساده‌ای نیست..

    احمدی‌نژاد می‌داند که عزل او از ریاست جمهوری هزینه سنگینی برای خامنه‌ای دارد و تقریبا مطمئن است که خامنه‌ای جرأت چنین کاری را نخواهد داشت (و گرنه کافی است اشاره‌ای بکند تا نمایندگان بله‌قربان‌گوی او در مجلس کار را به انجام برسانند). علاوه بر این، او می‌داند که ایستادگی در برابر نظام پوسیده ولایت فقیه رأی و محبوبیت می‌آورد. و در متن بزرگ‌ترین بحران‌های سیاسی و اقتصادی کشور که خشم و نارضایتی مردم ممکن است بر سر همه مسئولان خراب شود چه تاکتیکی از این بهتر برای متوجه کردن این خشم و نارضایتی به درگاه ولی فقیه و خلاص کردن خود با سنگ دفاع از حقوق مردم را به سینه زدن؟ احمدی‌نژاد ظاهرا مصمم است که فارغ از دغدغه‌های خامنه‌ای در چند ماهی که از دوره حکومتش مانده به روش خود ادامه دهد.

    //// خامنه‌ای اکنون تنها از سوی رییس جمهور منتخب خود نیست که مورد تحقیر قرار گرفته است. دیگرانی هم هستند که بدون این که در قدرت باشند شجاعانه در برابر او می‌ایستند و کلمه‌ای حق می‌گویند. محمد نوری‌زاد او را دروغ‌گو می‌خواند و نمونه‌های آن را بر می‌شمرد، ابوالفضل قدیانی از درون زندان او را طاغوت می‌نامد، و تاج‌زاده و دیگران به صورت‌های مختلف او را به چالش می‌کشند. برخی از بلاگ‌نویسان طرفدار احمدی‌نژاد نیز این روزها به اعتراض به خامنه‌ای برخاسته‌اند. او در برابر این حملات و چالش‌ها ضربه‌پذیر و تنها شده است، و قاعدتا به دنبال همراهان و متحدان دیگری می‌گردد. از جمله، او ممکن است راه آشتی با (بخشی از) اصلاح‌طلبان را که سه سال پیش قلع و قمع کرد در پیش بگیرد. دیدار اخیر او با سه تن از چهره‌های اصلاح‌طلب در این رابطه قابل درک است. ولی او دیگر در اوج نیست، و هر کس که به یاری او بشتابد باید بداند که عملا خود را در سرنوشت او شریک کرده است.

     
  35. واقعا جای بسی تعجب و تاسف است این حجت اسلام(بخوانید خفت اسلام)نمی داند کسی که توهین میکند خود علما و مراجع به خودشان است که ناحق را میبینند و ساکتتند چون از قدرت حاکم میترسند ولی به افرادی تنها و دلسوزی مانند نوری زاد بی شرمانه و ناجوانمردانه می تازندو خواستار محاکمه میشوند آیا این حجت اسلام ها////و آیت الله ها//// مگر از خدا نمی ترسند.من فکر میکنم اینها خدا را نمی شناسند و به خدا (نعوذبالله)اهمیتی نمیدهند . مثلا در همین نامه ای که در زیر یکی از مخاطبان از قول دانشجویان بسیجی دانشگاه تهران نوشته اند توجه کنید. برای این افراد جلب رضایت امام زمان و ولایت فقیه از رضایت خدا هم با اهمیت تر است که ذکری از او نکردند. ای کسانی که می گویید اسلام چنین و چنان است بخدا در این کشور، اسلامی وجود ندارد. چرا که در اسلام فقط و فقط رضایت االله مد نظر است نه امام زمان و ولی فقیه!اینها نامه شان را با نام االله شروع میکنند ولی با رضایت امام زمان به پایان می رسانند. اینها نام خود را حزب االله می نامند ولی حفظ منابع ولایت فقیه برایشان اهمیت دارد! پس بندگی االله کجاست اینکه باز بندگی /// شد…

     
  36. شکایت جامعه مدرسین از محمد نوری زاد
    جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با ارسال نامه‌ای به دادستان کل کشور خواستار ‏برخورد قانونی با کسانی شد که به ‏ساحت مرجعیت توهین می‌کنند.‏

    حجت‌الاسلام محمود رضا جمشیدی، مسئول دفتر جامعه مدرسین حوزه علمیه در قم ‏ضمن ابراز ‏تأسف و محکوم کردن مطالب نوری‌زاد علیه روحانیت و مرجعیت اظهار داشت: ‏مراجع قم، علما و اعضای جامعه مدرسین به شدت از این ‏اقدام ناراحت و ناراضی هستند و ‏بر این اساس دفتر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با ارسال نامه‌ای به دادستان کل کشور به ‏عنوان مدعی ‏العموم، اعتراض شدید خود را به مطالب واهی و هتاکانه محمد نوری‌زاد ابراز ‏داشت و خواستار تعقیب و برخورد قانونی با افرادی شده است ‏که به بهانه‌های واهی ‏ساحت مقدس مرجعیت را مورد اسائه ادب قرار می‌دهند.‏

    وی تصریح کرد در نامه دفتر جامعه مدرسین آمده است: امر به معروف و نهی از منکر حق شهروندی هر یک ‏از شهروندان است چه برسد به مرجعیت شیعه و ‏علمایی که پرچمدار بیداری ملت ما ‏هستند.‏

    حجت‌الاسلام جمشیدی تاکید کرد: مطالب منتشره توسط آقای نوری‌زاد ‏هتاکی به نهاد مرجعیت و روحانیت بود و نباید ‏کسی از کنار آن به سادگی عبور کند.‏

     
  37. سلام آقای نوری زاد
    خودتان را آماده کنید که برادران امام زمانی قدم به قدم برای ” ترتیب دادنِ” شما دارند طرح خود را پیاده می کنند. اول نامه ازطرف دانشجویان وبعد بازداشت ودربازداشت هم که خودتان می دانید با یک آمپول هوا : خدا حافظ برو که رفتی! آقای نوری زاد کسی که با دم شیربازی می کند باید بفکر عواقب این بازی خطرناک هم باشد. آمپول هوا درانتظارشماست. من که این را برای شما می نویسم ازدوست داران شما هستم اما واقعیت را نمی شود پنهان کرد. آقای خاتمی ودوستان عمامه های خود را بالاتر بگذارند که اندکی ازبار اعتراضهای درست ومنطقی شما را به دوش نگرفتند. تماشاگرانی که خوب نطق می کنند. ازآن نطق هایی که درهرجا ودرهر زمان می شود کرد. این همه خبراصل نامه ای که ازسایت شلمچه برداشتم:

    —————————

    در خواست دانشجویان بسیجی برای برخورد قاطع بازدارنده و محاکمه مجدد محمد نوری زاد

    تحرکان محمد نوری زاد تا جایی پیش رفته که جمعی از دانشجویان بسیجی دانشگاه های تهران در حرکتی همسو و برای مقابله با تخریبهای انجام گرفته علیه نظام جمهوری اسلامی ایران به دادستان کل کشور نامه نوشتند و از دادستان کل کشور تقاضای برخورد با وی را کرده اند.

    محمد نوری زاد از جمله افرادی است که مدتها است ضمن مصاحبه با رسانه های بیگانه نظیر صدای آمریکا و صدای فرانسه، به خوراک دهنده تبلیغاتی دشمنان علیه نظام مقدس جمهوری مبدل شده و با بازپخش آن در فضای مجازی بیش از پیش بر طبل رسوائی خود می‌کوبد تا شاید از این راه شهرتی برای خود كسب کند. این موضوع تا جایی پیش رفته که جمعی از دانشجویان بسیجی دانشگاه های تهران در حرکتی همسو و برای مقابله با تخریبهای انجام گرفته علیه نظام جمهوری اسلامی ایران به دادستان کل کشور نامه نوشتند و از دادستان کل کشور تقاضای برخورد با وی را کرده اند.

    به گزارش بولتن نیوز، متن کامل نامه دانشجویان بسیجی دانشگاه های تهران به دادستان کل کشور به شرح زیر است:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    دادستان محتـــــرم کل کشور

    حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای محسنی اژه ای «زیدعزه الشریف»

    سلام علیکم

    با احترام؛ ما عده‌ای از دانشجویان بسیجی دانشگاه های تهران در سایه جمعی از خانواده های شهدا و جانبازان، این سرمایه های گرانبهای انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی، با هدف پاسداشت خون شهدا، تلاش برای حفظ اقتدار نظام و صیانت از حریم ولایت فقیه، این سکاندار کشتی انقلاب، بر خود وظیفه دانستیم که درخواستی را درخصوص یکی از عناصر فریب خورده و متوهم این مرز و بوم به استحضار حضرتعالی برسانیم و با توجه به گستره اقدامات شرم آور این فرد هتاك، با كسب اجازه از جنابعالی، تا حصول نتیجه و محاکمه نامبرده که با اقدامات خود لکه ننگی را در فضای ادب خیز و فرهنگی ایران اسلامی پدیدار نموده است، دست از پیگیری نخواهیم کشید .

    هر از چندگاهی نیست که این فرد پیمان شكن که خیانتهای او در حق مردم و اموال بیت المال نقل محافل فرهنگی بوده و به اشكال گوناگون در فضای خبری مطرح شده است، با دروغ و دغلكاری و درآمیختن مطالب ناهمگون و تولید مطالب سخیف و زننده به هتاکی علیه یکی از مسئولان نظام و ارکان انقلاب نپردازد. او در قبال سکوت و رأفت اسلامی قوه قضائیه جمهوری اسلامی، کار را به آنجا رسانده که ابائی از اهانت به رهبر معظم انقلاب اسلامی نداشته و هر از گاهی با تولید مطالب و محتوای مغرضانه، گستاخانه و هتاكانه، بی پروا نسبت به جریجه دار نمودن قلب امت حزب الله می‌پردازد و ضمن انتشار مطالبی خلاف واقع و با هدف تقدس زدائی از معظم له و قبح شكنی بی حد و مرز نسبت به ساحت ایشان،‌ كمپین نامه راه انداخته و دیگران و حتی ضدانقلاب نشان دار و محارب را به نوشتن نامه های سراسر بغض و فحش به پیر و مراد این ملت تشویق نموده و خود با ادعاهای واهی و استنادات مخدوش، مطالبی خلاف واقع را به ایشان منتسب داشته و در عین سوء استفاده از آزادی بیان داده شده، نظام را به انواع محدودیتها و شكنجه ها متهم نموده و علاوه بر ملاقات و مكاتبه و مصاحبه با مخالفان سرسخت و تابلودار نظام و رسانه‌های معاند، به ارائه رهنموداتی ابتر علیه نظام اقدام نموده و بجای دیگران و از زبان سایر عناصر ضدانقلاب به انتشار مطلب پرداخته و ابائی ندارد كه حتی محبوب سفر كرده این امت، ‌حضرت روح الله را نیز به دشمن بفروشد و علیه ایشان دروغ پراكنی نماید. در این هنگامه که مردم انقلابی، همراه با نظام مقدس اسلامی، در رویاروئی قدرتمندانه با جبهه استكبار و ایادی نقاب افکنده آن قرار دارند و با توجه به تأکید مقام معظم رهبری بر آرامش روانی مردم در وضعیت فعلی و دوری جستن از تشویش اذهان عمومی، شاهدیم که این عنصر خودفروخته و ناامید از هرجا، ضمن مصاحبه با رسانه های بیگانه نظیر صدای آمریکا و صدای فرانسه، به خوراک دهنده تبلیغاتی دشمنان علیه نظام مقدس جمهوری مبدل شده و با بازپخش آن در فضای مجازی بیش از پیش بر طبل رسوائی خود می‌کوبد تا شاید از این راه شهرتی برای خود كسب کند .

    لذا از حضرتعالی به عنوان دادستان کل کشور و پیش‌كسوت دفاع از حیثیت نظام و حریم ولایت، مصرانه تقاضامندیم، براساس:

    1- وظایف ذاتی و مصرح آن دادستانی در برخورد با جرایم ضد امنیتی و محاکمه متهمین

    2- اتهامات غیرقابل انكار و فعالیت‌های ضدامنیتی آقای محمد نوری زاد، بر اساس قوانین پیوست، اعم از:

    – فعالیت تبلیغی و تخریب چهره سی ساله نظام جمهوری اسلامی از طریق مصاحبه با رادیوهای بیگانه نظیر رادیو فرانسه و صدای آمریکا و…

    – توهین و نشر اکاذیب و افترا به مقام معظم رهبری

    – توهین و نشر اکاذیب و زیر سؤال بردن رئیس محترم جمهوری اسلامی

    – توهین و افترا به ریاست محترم مجلس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی

    – توهین و نشر اکاذیب علیه ریاست محترم قوه قضائیه و زیر سؤال بردن عملکرد این قوه در برخورد با متخلفین

    – نشر اکاذیب و دروغ علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران

    – توهین و افترا به اشخاص و نیروهای حزب اللهی و امت شهید پرور

    دستور فرمایید نسبت به برخورد قاطع بازدارنده و محاکمه مجدد نامبرده با بکارگیری قضات متخصص، طبق قوانین مجازات اسلامی، اقدام نموده و بار دیگر این قلم به دست خائن را به سزای اعمال و رفتار ناشایست خود در فعالیت علیه حیثیت و اعتبار این نظام مقدس، که حاصل آبیاری خون پاک 400 هزار شهید می‌باشد، برسانند تا شاید دیگران نیز بدانند که توهین به ولایت فقیه، به مثابه توهین به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلف مقدس رهبر معظم انقلاب و نیز و اهانت به دین و دنیای ملت شریف ایران قلمداد می شود و این خط قرمز امت حزب الله و همیشه در صحنه، بالاخص دانشجویان ولایتمدار دانشگاههای تهران می باشد.

    امید است که اقدام به هنگام و اقتدار دستگاه محترم قضائی در برخورد با دزدان حیثیتی و بیت المالی این مرز وبوم، مورد رضایت امام عصر ارواحناه فدا قرار گیرد و التیامی بردل زخم خورده امت حزب الله و مشتی سخت بر دهان بر دشمنان قسم خورده و حامیان خارجی و داخلی این عنصر فریب خورده باشد.

    آمین

    جمعی از دانشجویان بسیجی دانشگاههای استان تهران

    28/11/1391

    پیوست (موادی از قانون مجازات اسلامی):

    ماده ۵۰۰

    هر کس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع ‌گروه‌ها و سازمان‌های مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغی نماید به حبس از سه ماه تا یک سال محکوم خواهد شد.
    ماده ۵۰۸

    هر کس یا گروهی با دول خارجی متخاصم به هر نحو علیه جمهوری اسلامی ایران همکاری نماید، در صورتی که محارب ‌شناخته نشود به یک تا ده سال حبس محکوم می‌گردد.
    ماده ۵۱۴

    هر کس به حضرت امام خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی رضوان ا… علیه و مقام معظم رهبری به نحوی از انحا اهانت‌ نماید به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.
    ماده ۶۰۸

    توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک ‌چنان چه موجب حد قذف نباشد به مجازات شلاق تا (۷۴) ضربه و یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی خواهد بود.
    ماده ۶۰۹

    هر کس با توجه به سمت، یکی از رؤسای سه قوه یا معاونان رئیس جمهور یا وزرا یا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مجلس خبرگان یا اعضای شورای نگهبان یا قضات یا اعضای دیوان محاسبات یا کارکنان وزارتخانه‌ها و مؤسسات و شرکت‌های دولتی و شهرداری‌ها در حال انجام وظیفه یا به سبب آن توهین نماید به سه تا شش ماه حبس و یا تا (۷۴) ضربه شلاق و یا پنجاه ‌هزار تا یک ‌میلیون‌ ریال جزای نقدی محکوم می‌شود.
    ماده697

    هرکس به وسیله‌ی اوراق چاپی یا خطی یا به وسیله‌ی درج ‌در روزنامه و جراید یا نطق در مجامع یا به هر وسیله دیگر، به کسی ‌امری را صریحاً نسبت دهد یا آن‌ها را منتشر نماید که مطابق قانون آن ‌امر جرم محسوب می‌شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نماید جز در مواردی که موجب حد است به یک ماه تا یک سال حبس و تا (۷۴) ضربه شلاق یا یکی از آن‌ها حسب مورد محکوم خواهد شد.

    تبصره: در مواردی که نشر آن امر اشاعه فحشا محسوب گردد هرچند بتواند صحت اسناد را ثابت نماید مرتکب به مجازات مذکور محکوم خواهد شد.
    ماده ۶۹۸

    هر کس به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی ‌یا مقامات رسمی به وسیله‌ی نامه یا شکواییه یا مراسلات یا عرایض ‌یا گزارش یا توزیع هرگونه اوراق چاپی یا خطی با امضا یا بدون امضا اکاذیبی را اظهار نماید یا با همان مقاصد اعمالی را برخلاف حقیقت راساً یا به عنوان نقل قول به شخص حقیقی یا حقوقی یا مقامات ‌رسمی تصریحاً یا تلویحاً نسبت دهد اعم از این که از طریق مزبور به‌ نحوی از انحا ضرر مادی یا معنوی به غیر وارد شود یا نه علاوه بر اعاده حیثیت در صورت امکان، باید به حبس از دو ماه تا دو سال و یا شلاق تا (۷۴) ضربه محکوم شود

     
  38. یا با شیخ بزرگ شده : راست نمی گوید یعنی دروغ می گوید ؟ دروغ می گوید یعنی دشمن خدا و پیامبر است ؟ ایشان مبرا است . مقداری دروغ ، چند//// ، کمی بذل و بخشش ، اندکی خفت برای ایران و ….. تهیه و توزیع مواد مخدر و اینکه هیچ جوانی خمار نماند را نمی بینید ؟ همزیستی مسالمت امیز دزد و پاسبان ، گرگ و بره از برکات رهبری داهیانه است . مقداری با انصاف باشید .

     
  39. وقتی آقای خامنه ای به شعبون بی مخ ها می گوید : انرژی خودتان را برای فرصت مناسب ذخیره کنید این یعنی این که حضرت آقا به خلق وخوی ومأموریت اینها آگاه است.این که می گوید : انرژی ها را ذخیره کنید تا فرصت مناسب، این فرصت مناسب را چه کسی مشخص می کند؟

     
  40. سلام من نمی دونستم شما چهل سرباز درست کردید آقای نوری زاد یادم فیلمتون یک صحنه داشت تا آخر عمر یادم می مونه یک صحنه ای بود
    شما سرباز جنگ دفاع مقدس و رستم و …..تمام گذاشته ایران جلو سرباز دشمن گذاشتید هنوز که هنوز به برادرم میگم اون صحنه یادت هست
    بهم میگه تنهاسریال که تا آخر عمرم یادم نمیره .آقا من وبرادرم هیچوقت تلوزیون ایران نمی دیدیم اون موقع ولی این فیلم دنبال می کردیم
    میدونید اون موقع چی فیلم برام جالب که شما کل تاریخمون را گره زدید به جنگ این مردم پاک .آقا من امشب موقع نماز براتون دعا می کنم تا هر خواسته ای داشته باشید بهش برسین

     
  41. مي شوى بگوييد ايشان در كدام روزنامه كشور حق نوشتن داشته اند كه شما دم از ازادي بيان مي زنيد؟

     
  42. امروز آقای خامنه یی اگر خودش رهبر نبود بزرگترین مخالف رهبری به شکل فعلی بود واحتمالا یا حصر خانگی بود یا زندان ویا خارج ازکشور ……. اینهم سندش !!!!!!!!! ؟

    سخنرانی حجت الاسلام سید علی خامنه ای در حوزه علمیه قم: 1358

    شاه گناهش همین بود که میگفت آنچه من می گویم، نه آنچه ملت می خواهد. امروز هر کس این منش را تکرار کند، کاری مطرود و محکوم را انجام داده است

    هـر وقت بيســوادی، فقــر، گـرسنـگـی، ستـم و نـابـرابـری ريشــه کن شــد؛ انقـلاب بـه ثـمــر رسيــده است!

    سلام نوریزاد عزیز

    کاش یک مقاله مینوشتی وبا استناد به کلام آقای خامنه یی وآقای خمینی ……………. گرچه نرود میخ …………….

    اما برای روشنگری روی موافقان و مخالفان محترم مقاله…….. بسیار تاثیر گذار است . برای این کار به غیر از منابعی که

    داری میتوانی فراخوان هم بدهی که منابع بسیار زیادی جمع آوری خواهد شد . وازآنها میتوان برای ادامه مقاله های

    وقتی رهبر اسلامی راست نمی گوید! سئوالهای مناظره و خواهش های پنجگانه ی محمد نوری زاد هم استفاده کرد .

     
  43. اقاي روح الله سلام ايا شما در اين مملكت زندگي ميكنيد يا در حريم پر فيض رهبري اگر با مردم زندگي مي كنيد كه ديدن حقيقت انقدرها مشكل نيست در غير اينصورت براي شما ارزوي هدايت روز افزون دارم حيف است شما كه اهل حديث هستيد از حقايق دور بمانيد.

     
  44. روح الله ،

    نمی‌دانم به این مثل‌های ///// صدر اسلام چه چیزی را می‌خواهید بیان کنید و اصلا این حرفها پس از ۱۴۰۰ سال چه معنای دارد؟ فکر کنم انسانهای مثل شما استقلال فکری ندارند و فقط مثلِ طوطی حرفهای تکراریِ بی‌ معنا را تکرار میکنند.

     
  45. جناب روح الله، اول برادریتو ثابت کن، بعد ادعای میراث ! آیا امام علی هر جا میرفت هزارتا پاسدار دور و برش بودند؟ آیا آنها که بدیدار امام علی میرفتند از هفت خوآن رستم رد میشدند؟ آیا دارالخلافه امام علی مثل دارالخلافه نایب بر حق امام زمان بود؟ لابد میفرمایید که دشمن در کمین است و ممکن است خدای نکرده جان نایب بر حق امام زمان در خطر بیفتد و پس تمام این دم و دستگاه لازم است. ولی مگر نه اینکه امام علی ابن ملجم را از خواب بیدار کرد که کارش را انجام بدهد؟ خب مگر جان نایب بر حق امام زمان از جان امام علی مهمتر است؟ شما بهتره کمی تاریخ بخوانی، آبروی امام زمان را به این مفتی نبری، و صغری کبری جملاتت را بفهمی. حرف مفت زدن ساده است . تقوی داشتن خیلی مشکل است. تقوی داشته باش.

     
  46. آقای صمد2
    سلام
    آیا آن مستند ساز فربه و عظیم الجثه امریکایی،مایکل مور، را که چند مستند آتشینش در اعتراض به شرایط اجتماعی و سیاسی امریکا بارها از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد و بسیار محبوب سیاستهای رسانه ای آقایان بود و از جمله آقای نادر طالب زاده بارها به این پدیده حجیم(!)پرداخت و تبلیغش فرمود،به خاطر دارید؟آیا ندیدید خبر توهین او به جرج بوش را که چندین بار از سیمای ایران با هیجانی وصف ناشدنی پخش شد که او در یک مراسم سینمایی رسمی(شاید اسکار بود) روی صحنه رفت و در مقابل خیل بی شمار دور بینها با فریاد رییس جمهور کشورش را یک احمق هالو خطاب کرد و او را امر به استعفا فرمود؟آیا ندیدید در برنامه راز آقای طالب زاده گزارشی پخش کرد از فردی که گرداننده یک رادیوی محلی بود و بی محابا حادثه 11سپتامبر را کار خود سیاسیون امریکا و لابی صهیونیستی میخواند و جنبشی به راه انداخته بود که در سالگرد این حادثه در کنار همه داغ دیدگان آن فاجعه در مقابل برجهای دو قلو خودش و همفکرانش با بلندگوهای دستی بی هیچ نگرانی دولت وقت و لابی صهیونیستی را مسوول می خواندند و جالب این که در تمام مدت خبرنگار ایرانی در کنارشان بود و از ایشان فیلم می گرفت تا در سیمای حکومتی ایران نمایش داده شود و شاهدی باشد بر اختناق و سانسور و نقض حقوق بشر در امریکا!!!!!
    لطفا بی اطلاع صحبت نکنیم و به جای پاسخگویی به اشکالاتی که خیرخواهانه و به هدف جدال احسن و استماع قول و اتباع احسن مطرح میشود به حاشیه نرویم…

     
  47. آقا یا خانم “اسلام واقعی همین اسلام موجود است” :

    چون خواستار پاسخی “منطقی” هستید میخواستم این نکته 100% “منطقی” را به آگاهی (احتمالا ناخودآگاه تان) برسانم:
    بسیار جالب است که آقایان خامنه ای و مصباح یزدی، و … با شما 100% هم عقیده هستند، در اینکه: “اسلام واقعی همین اسلام موجود است.”

    پیوندتان مبارک!

    مجتبی آقامحمدی

     
  48. هر کجا می رویم و ظلمی را می بینیم ، می گویند خدا جای حق نشسته !!

    خدا جان می شود که از جای حق بلند شی که حق سر جای خودش بشینه؟

     
  49. جناب روح الله عزیز!به جای نقل داستانی نا متناسب-هرچند در آن عبرتهاست-و بیان سخنانی عاطفی که ممکن است هر کسی را در هر زمانی مشمول حکم نابخردانه آن دانست،لطف کنید برای تنویر ذهن دنیازده ما پاسخ تنها همین دو اشکال مطرح شده توسط نوری زاد را بیان کنید بلکه روحی گرفتار کژی و لاجرم عذاب را به مسیر حق و حقیقت باز گردانید.البته اگر خود را در جایگاه قضاوت الهی نمیدانید و مارا در زمره “فی قلوبهم مرض” به شمار نمی آورید…
    باسپاس و احترام

     
  50. سلام
    با فرمایشات جناب نوریزاد موافق هستم که اسلام تفسیر به رای و مطابق منافع شخصی و گروهی برداشت شده است ، و الا خداوند رحمان و رحیم یکی بوده و از قضا خاتم پیامبران هم یک نفر بوده با رسالتی به نام اسلام ، از اون به بعد ببینید هزاران هزار برداشت و راه متفاوت از منبع اصلی منشعب شده که به قاطعانه باید گفت همگی در مسیر ناصحیح هستند ، سند بنده اعتقاد ما مبنی بر ظهور منجی ، منجی قرار هست چه چیزی را نجات بده ، اگه حتی یک گروه بر سبیل درست بودند اصلا نیازی به منجی بود ؟ یا باید باور داشته باشیم بر منجی یا باورمان بر این باشد که احتمالا اسلام در خطر است ، اگر به نتیجه دومی رسیدید که اسلام در خطر است پس نمیتوان باور داشت در جهان اسلام راستی و درستی حکم فرماست ! حالا هر جور تفسیرش کنیم و روایت بیاریم که گاهی ناراستی یعنی تقیه ! نه عزیز من اگر اسلام اسلا باشد فقط بر مدار درستی و یقین میچرخد ! فقط باید باورمان این باشد که صدیق و راست کردار باشیم ! فقط

     
  51. چه فرقي ميكنه

    آقا روح الله عزيز
    با سلام
    منا اهل البيت سلمان با كسي قابل قياس نيست. پيغمبر (صلي الله عليه وآله)و امام القابي كه ميدادند با علم بر ختم كار طرف با همان لقب بود.وگرنه پيغمبر(صلي الله عليه وآله) به زبير فرموده بودند تو در مقابل علي (عليه السلام ) مي ايستي وزبير با تعجب وناراحتي اين مطلب راشنيد. ودر جنگ جمل اميرالمومنين (عليه اسلام) به او ياداوري كرد. اصولا كساني كه با پيغمبر (صلي الله عليه وآله)بودند وبعد راهشان را جدا كردند از ابتدا به طمع مال و مقام به ايشان نزديك شدند

     
  52. چه فرقي ميكنه

    سلام
    خوشحالم كه ملاك شما هم حال فعلي افراد است نه گذشته آنها(بند 3جواب شما به آقا مصطفي)
    شما كه اهل علم هستيد بهتر بود جواب بنده خدايي كه حديث جعل كرده و گفته در مورد زبير منا اهلبيت داريم جوابي ميفرموديد.
    برادر لازم ميدانم عرض كنم كساني كه در شلوغيهاي 88در خيبان مخالف نظام بودند پرفسور حسابي نديدم آنها هم در قمه كشي وفحاشي حمله به زن باحجاب (به جرم چادر)و… كم نذاشتند.حال چه شده اينطرف ميشود مردم عدالت جو وآن طرف ميشود شعبون بي مخ اين همان انصاف است كه ميگويم بسيار بسيار كمياب است.
    البته تعبير خوبي است براي كساني كه اينگونه اند.امابا تعريف شما از اين اصطلاح چگونه ميشود آقاي پناهيان يا سعيد قاسمي يا… شعبو بي مخ ناميد متعجبم مگر اين حقيقت گفته شود كه هر كس مخالف من وما است شعبون بي مخ است وهر كس با من وباما است ولو قمه كش يا دزد يا شرور يا يا يا پرفسور حسابي

    ————————–

    سلام دوست من
    یک نگاهی به بخش پایانی نوشته ی خود بیندازید:…………..امابا تعريف شما از اين اصطلاح چگونه ميشود آقاي پناهيان يا سعيد قاسمي يا… شعبو بي مخ ناميد متعجبم مگر اين حقيقت گفته شود كه هر كس مخالف من وما است شعبون بي مخ است………..>دوست من، شعبون بی مخ درنوشته های من کسی است که: فحاش وقانون گریز وبی ادب وبزن بهادر و نورچشمی یک دستگاه حاکم است. وهمو با عنایت به امنیتی که ازناحیه ی حاکمان دارد با ناسزا وشعار وقمه وکلت بجان مخالفان ومعترضان می افتد. آنهم جلوی چشم قوای انتظامی وبی واهمه ازآنها. این شعبون بی مخ چه دراین سمت باشد چه درآن سمت همان شعبون بی مخ است. ربطی به سمت وسوی حضور او ندارد.

    با احترام

    .

     
  53. ایرانی بلا زده

    با عرض سلام و ارادت حقیقتا که ترا باید ادامه دهنده و خلف صالح کسانی همچون منصور حلاج و دیگر سربداران نامید!!واما بعد :من میخواهم از منظری دیگر به این بیانات رهبری بپردازم . ما فرض را بر صحت وصداقت رهبری میگذاریم خوب این رهبری که نه خواص ونه عوام به خواسته هایش و منویاتش وقعی ننهاده وعمل نمیکنند ایا نمیتوان نتیجه گرفت که ایشان صلاحیت مذکور در قانون اساسی برای احراز پست رهبری را ندارند!!(مدیر ومدبر نیستند)

     
  54. برای من همیشه سوال است که چرا کسی که میخواهد نظر خود را ابراز کند و دیگران را با خود همراه سازد، از دایرهء فهم و ادب خارج میشود و به فحاشی و بی ادبی روی میاورد….؟ خب اینگونه هرگر سخنش برای هیچ قلب و روح و وجدان پاک و منصفی قابل قبول نخواهد بود حتی اگر پایه های سخنش بر اساس حق و حقیقت باشد….
    اما بنده به شخصه امثال این پرخاشگری ها و زشت گوییها زیاد دیده و شنیده ام ، آخر من نیز فرزند این انقلاب هستم و در محیطی رشد کردم و با فرهنگی دست و پنجه نرم کردم که این حاکمیت پرخاشجو اداره و مدیریتش کرده….
    حاکمیتی از خود متشکر و پیروانی تندخو و متعصب و کور! که در گفتگو با آنها حتی نمیشد و نمیشود از کلمه ای چون “امّا” ، “ولی” و.. استفاده کرد ، چون فقط و فقط خودش را درست و حق می انگارد و از نظرش مردم یک مشت رعیت و عوام هستند که صلاح خویش را نمیدانند و حتی باید دقیقه به دقیقهء زندگی و رفتارشان را رساله کرد و داد دستشان تا نکند منحرف شوند….

    آری جناب نوریزاد من در جامعه ای زندگی میکنم که رئیس اداره، همکارم را بخاطر شیک پوشی مورد عتاب قرار میدهد که چرا اینگونه و با عطر و ادکلن به اداره میایی!! و در جواب علت پرسی ِما میگوید: اینجا ادار هست مجلس پلوخوری که نیست، بعد با دست شوره های روی یقه کتش را نشان میدهد که یک کارمند باید اینگونه باشد….!!! وای برما جناب نوریزاد….. نمیتوانم و نمیخواهم بگویم که این ارگان دولتی چه نام دارد که اگر بگویم مثل من آشفته و حیران میشوید….
    جناب نوریزاد عزیز، یادمان نزود ما شکل اسلامی یک نظام کومونیستی هستیم و ارتباطمان با کشورها کومونیستی روسیه، چین؛ ونزوئلا، کوبا و کره شمالی و همچنین بازتاب ایدئولوژی و خط سیر حاکمیت دقیقا همین را نشان میدهد…. پس نباید توقع زیاد داشته باشیم که در یکی کشور کومونیستی در جواب حرفهامان چیزی جز فحاشی و پرخاشگری بشنویم که این ذات این رویه است…..

    البته من میزان کمی البته کمی تندروی و قضاوتهای عجولانه ناشی از سختی های که کشیده اید در نوشته هاتان میبینم(در هرنوشته مقدار اندکی) .
    بر اصل و درونمایهء آنها اعتقاد قلبی دارم اما خواهش میکنم نگذارید بغض و ناراحتی نسبت به آنها که بحق هم هست بر ظاهر نوشته هاتان تاثیر بگذارد و درون مایه اش را زشت و اتهام گونه جلوه دهد….. میدانم که بر شما سخت میگذرد ، به خدا بر ما نیز بسختی میگذرد البته مسلما به اندازهء شما نیست…. پس همچنان مثل همیشه با ظرافت و منتقدانه بنویسید….
    خداوند یارتان باشد

    —————————–

    سلام علی عزیزم
    تشکرازنوشته ی شورانگیزت که سخت به دل من نشست. هم آنجا که نوشته ای:
    …………یادمان نزود ما شکل اسلامی یک نظام کومونیستی هستیم و ارتباطمان با کشورها کومونیستی روسیه، چین؛ ونزوئلا، کوبا و کره شمالی و همچنین بازتاب ایدئولوژی و خط سیر حاکمیت دقیقا همین را نشان میدهد…. پس نباید توقع زیاد داشته باشیم که در یکی کشور کومونیستی در جواب حرفهامان چیزی جز فحاشی و پرخاشگری بشنویم که این ذات این رویه است…..
    وآنجا که مرا به درستی نصیحت کرده ای. چشم. تلاش می کنم خودم را اصلاح کنم.
    سپاس

     
  55. البته آزادی بیان شایدباشدولی آزادی بعدازبیان چه:خداوکیلی آیاوجوددارد؟

     
  56. آقای نوری زاد وقتی دین با سیاست مخلوط شود چیزی بهتر از این دز نمی اید. دوران طلایی امام هم همین بود.

    در اسلام مخصوصا شیعه تقیه وجود دارد. و این همیشه راه فرار را باز نگه می دارد.

    آیت الله خمینی در پاریس می گفت در ایران آزاد کمونیست ها هم آراد خواهند بود بعد که از ایشان سوال شده بود که چه شد. گفته بودند شما مگر نمی دانید که در اسلام تقیه وجود دارد.
    در ضمن حدیث از پیامبر داریم که دروغ در برخی موارد چایز است از جمله آنها موردی است که آن دروغ به نفع مسلمین تمام شود. و یا با گفتن دروغ بتوان جان کسی را کسی را نجات داد. خودتان عالم هستید. دین نمی تواند حکومت کند. چون حکومت و اداره جامعه باید مبتنی بر عقل و علم باشد. و دین موضوعب عقلی و یا علمی نیست. دین صرفا اعتقادی است. و باور داشتن به چیزی که مبنای عقلی و علمی ندارد. و ایندو در تضاد با هم هستند.

     
  57. آقای نوری زاد خواهش می کنم حتما بخوانید اگر دوستان ایشان این مطلب را می خوانند لطفا به ایشان برسانید
    در روزگار صدر اسلام مردان بزرگي بودند كه به مدال پراعتبار «منّا اهل البيت» نائل شدند. اولي سلمان فارسي و دومي زبير است. هر دو صحابه رسول خدا(ص) بودند كه پس از خدمات فراوان و رحلت آن حضرت، در ماجراي تلخ سقيفه پاي امير مؤمنان ايستادند و در بيعت آن حضرت بودند. اما عاقبت اين دو صحابه بزرگ و بي نظير يكي نشد. جناب سلمان، پيمان را وفادارانه به سر برد و جناب زبير نقض پيمان نمود و تمام رشته هاي ساليان سخت مبارزه و مجاهدت را پنبه كرد؛ گويا اين آيت الهي را نشنيده بود كه «ولا تكونوا كالتي نقضت غزلها من بعد قوه انكاثا. مانند كسي نباشيد كه رشته هاي تابيده و محكم كرده را واتابيد و از هم گسيخت». امير مومنان درباره زبير فرمود «زبير پيوسته مردي از ما اهل بيت بود تا اين كه پسر شوم او عبدالله پا به سن جواني گذاشت» (حكمت 453نهج البلاغه). «با اهل بيت ماندن»، جناب سلمان را تا عرش برد اما «از اهل بيت بودن» كفايت جناب زبير را كه روگردان شده بود، نكرد.
    جناب نوری زاد حال بنگر و تأمل کن که شما کدام یک هستی؟ آیا سلمان روزگار یا زبیر. به راستی با این اعمال و رفتاری که در پیش گرفتی حقیقتا زبیر شده ای. آقای نوری زاد آیا این چند صباح زندگی به این همه خیانت شما می ارزد؟ شما خوب می دانید که حق با کیست؟ پس چرا و با چه کسی لجاجت می کنید؟ با خدای خود؟
    یک سوال: آیا شما برای این دین و انقلاب و نظام از خدا دلسوزتری؟ همه می دانیم با این همه هجمه دشمنان (تمام دنیا) با این همه خیانتهای داخلی اگر درایت و مدیریت این رهبری فرزانه نباشد این کشور یک روز هم پابرجا نخواهد بود و همه این ها به لطف و عنایت حق تعالی و حضرت ولی عصر است که به نائب برحقش امام خامنه ای عطا کرده است.
    اعلم فافهم

     
  58. آقای نوری زاد وقتی دین با سیاست مخلوط شود چیزی بهتر از این دز نمی اید. دوران طلایی امام هم همین بود.

    در اسلام مخصوصا شیعه تقیه وجود دارد. و این همیشه راه فرار را باز نگه می دارد.

    آیت الله خمینی در پاریس می گفت در ایران آزاد کمونیست ها هم آراد خواهند بود بعد که از ایشان سوال شده بود که چه شد. گفته بودند شما مگر نمی دانید که در اسلام تقیه وجود دارد.
    در ضمن حدیث از پیامبر داریم که دروغ در برخی موارد چایز است از جمله آنها موردی است که آن دروغ به نفع مسلمین تمام شود. و یا با گفتن دروغ بتوان جان کسی را کسی را نجات داد. خودتان عالم هستید. دین نمی تواند حکومت کند. چون حکومت و اداره جامعه باید مبتنی بر عقل و علم باشد. و دین موضوعب عقلی و یا علمی نیست. دین صرفا اعتقادی است. و باور داشتن به چیزی که مبنای عقلی و علمی ندارد. و ایندو در تضاد با هم هستند.

     
  59. سلام آقای نوری زاد یعنی میشه یک روز رهبری جوابتون بده ؟ناامید نشدین ؟خدا وکیلی من نامهاتون می خونم گریم میگره دیگه واقعا این مثال
    شامل حال رهبری است آدمی که خودش زد به خواب نمی تونین بیدارش کنید

     
  60. سلام اقای دکتر امروز یک خبر در مورد شما در سایت گویا نیوز خواندم که جمعی از دانشجویان بسیجی دانشگاه های تهران از دادستان قاتل و سفاک کشور اقای اژه ای معروف درخواست رسمی کرده اند که چرا نوری زاد چنین بی شرمانه هر روز در حق هر کس از امام خمینی تا مقام معظم رهبری تا روسای قوا و بردادران مخلص اما قاچاقچی سپاه و اطلاعات را به لجن می کشد و کسی به او چیزی نمی گوید و وی را محاکمه نمی کنند.لازم دیدم چند مطلب را در این باره بگویم.ا.اولا من هم یک دانشجوی بسیجی هستم اما نه از ان مدلی که دوستان هستند ان مدلی که نوچه و مرید اقای خامنه ای و نهاد های مافیایی ثروت و قدرت هستند من بسیجی هستم که افتخار می کند حتی کارت بسیج ندارد با انکه از شش سالگی در پایگاه مسجد محلمان رفتم و تا به امروز که دانشجوی ارشد یکی از دانشگاه های تهران هستم رسما اعلام می کنم من و بسیاری از بسیجیان واقعی را جزواین دست لات ها و مقام پرست ها و ادم فروش ها و نان دیگران را اجر کنان به حساب نیاورید. ثانیا اقای دکتر نیک می دانم که حساب خوب و بد را از هم جدا می کنید اما این را هم نیک می دانم که این درخواست جز به درخواست شیادین سپاه و بسیج و اطلاعات که در پشت صحنه نهاد هایی بنام بسیج دانشجویی خود را قایم کرده اند بر می اید حال که نیک می دانم اینان را میدانید.در اخر با افتخار اعلام می کنم به عنوان یک دانشجوی بسیجی که عضو یکی از همین دانشگاه های تهران می باشد و همچنین جزو خانواده جانبازان این کشور و رزمندگان جنگ تحمیلی می باشد اعلام کنم که مزخرفات این اقایان را به هیچ وجه قبول نداشته و اگر قرار است کسی یا کسانی محاکمه شوند ان کسانی نیستند جز همین دوستان چماق بدست و حاکمان حکومت جمهوری اسلامی.دوستدار همیشگی شما صدرا

     
  61. سلام
    لم تستوحشو فی طریق الهدی لقله اهله
    ایدکم الله من فضله

     
  62. سلام استاد بزرگ و مجاهد بزرگ و حلاج زمان
    من به جرات میگویم در این چند سال حتی یک کلمه حرف ناحساب در نوشته هایتان ندیده ام . سرت سلامت

     
  63. احسنت و خیلی زیبا که حرف دل مردم را زدی.خدایا به بزرگواریت حر زمان ما نوری زاد عزیزمان را حفظ کن یا صاحب زمان.درود بر شرفت و ایمانت و صداقتت.

     
  64. با سلام .اگر در این کشور آزادی بیان و جود نداشت شما می توانستید با این جسارت و بی احترامی به رهبر خود نامه بنویسید.آیا در کشورهای باصطلاح دموکراتیک می توان به رهبرانش چنین بی احترامی و جسارت کرد؟ آیا اصلا این نظر را چاپ می کنید؟

     
  65. سلام نوریزادعزیز بالاخره این نامه نگاریها کاردست شماداد یک جمعی بانام بسیجیان دانشگاههای دانشگاه تهران ازشما به (اونم کی؟ اژه ای) دستگاه “غذا” شکایت کردند امیدوارم به خیربگذره اینطورکه معلومه دستورازبالا اومده وهماهنگیها بصورت کاملا برنامه ریزی شده داره انجام میشه. خداپشت وپناهت باشه به امیدحق …همیشه گفتم :خدایا حق روپایداروناحق رو ریشه کن کن …امین…

     
  66. با سلام.لازم است در نوشته های خود مرز روشنتری بین بسیجیان پاک و صادق و افرادی که با سوء استفاده می کنند قائل گردید تا کسانی که شما را کمتر می شناسند برداشت اشتباهی نکنند.حتی پاسداران صدیق و پاک و ایثارگری که برای حفظ انقلاب و این سرزمین جوانی خود را قربانی کردند ولی امروز برخی لاشخورها به جان این کشور و انقلاب افتاده و با اسم اسلام به دین لطمه می زنند.با تشکر از روشنگریهای شما

    ——————–

    سلام دوست من
    من همیشه این مرز را رعایت کرده ام. وشخصا به دوستانی که سپاهی وبسیجی اند اما بمعنی واقعی انسان اند غرور می ورزم. منظورمن ازشعبون بی مخ های بسیجی، آن جماعتی هستند که بی دلیل وبدون مجوز با رکیک ترین کلمات وسخیف ترین رفتار به حریم قانونی مردم تجاوز می کنند وآن می کنند که همه ی ما خبرداریم.
    با احترام

    .

     
  67. وقتی نوری زاد غفلت می کند
    مطلب شما را با عنوان وقتی رهبر راست نمی گوید با ولع و شعف تمام خواندم ودر سراسر دقایق این مطالعه بسیار امید داشتم که نکته مهمی که در این نوشته به آن اشاره می کنم را با قلم شیوای شما بخوانم. اما صد افسوس که هر چه به انتهای مطلب نزدیکتر میشدم ناامیدتر از این که نوری زاد چرا از این مطلب مهم غفلت کرده سخت نگرانم کرد. البته در یکی از جملات نوشته اید:” من کاری به بخش نخست سخن ایشان که کج رفتاریِ دو طرف دعوا را به رخ آنان کشیدند و بقول خودشان نصیحتشان کردند ندارم.” وصد البته که از این جمله نیز متاسف شدم که چرا این نکته بدیهی که اشاره خواهم کرد از سوی شما کمرنگ انگاشته شده است .
    سخن من در این است که بحث اصلی و ناراستی رهبری اتفاقا در این مساله اتهام زنی دو طرف منازعه در مجلس بود که چطور شخص ایشان مساله را ماست مالی کرد و صورت مساله پاک شد . این ماست مالی علاوه بر اینکه مقام ایشان را در اینکه وی نفر اول اشاعه دهنده فساد در کشور بوده و هست و خواهد بود تثبیت خواهد کرد بلکه ماجرای سیاهی که هیچگاه فراموش نخواهد شد را زنده کرد، هنگامی که اولین و بزرگترین اختلاس فراگیر کشور به دست، یکی از گماشتگان وقت وی در بنیاد مستضعفان بود که یک هفته قبل از محاکمه مجددا از سوی ایشان به ابقای ریاست گماشته شد و دست دستگاه قضا که آن هم گماشته است در محاکمه این جرثومگان فساد بسته شد و این ماجرا مبنای اختلاس ها و ارتشاءها و فسادهای مالی شد که تا این دوره ادامه دارد .
    سخنی که جناب نوری زاد از آن غفلت کرده اند در این ماست مالی است که چرا رهبری دستور می دهد که قوای سه گانه با هم دوست باشند و نباید به هم اتهام بزنند و از این حرفها. که ظاهرا باید حرفی منطقی باشد. اما این سخن حقی است که از آن باطل نشات می گیرد . رهبری به جای آنکه در این منازعه و اتهام زنی بخواهند قضیه را پاک کنند و ظاهرا ریش سفیدبازی دربیاوند ، بنا بر حکومت عدل علی باید بیایند بگویند خوب! آقای رییس جمهور به دو قوه اتهام فساد اقتصادی زدند . آقای رییس مجلس هم به رییس جمهور اتهام زدند که اطرافیان شما فاسد و معلوم الحالند و برادر شما اینها را به من گفته است . حکومت عدل علی در این جاست که باید هر دو طرف اتهاماتی که زده اند را ثابت کنند. بنابر این هر برای هر دو طرف پرونده ای تشکیل دهید و دادگاهی صالحه تشکیل شود و رییس جمهور فساد مالی دو قوه دیگر را ثابت کند و دو قوه دیگر نیز از خود دفاع کنند و رییس مجلس هم اتهام های خود به احمدی نژاد را ثابت کندو رییس جمهور هم دفاع کند . و هریک حرف بیخودی زده و دیگری را بی جهت متهم کرده مجازات شود و اگر هم فساد اقتصادی ثابت شد باید مفسد فی الارض تشخیص داده شوند و اعدام شوند. این می شود عدل علی!
    اگر رهبری اینگونه حرف میزد می شد عین حکومت عدل علی که در آن قانون مساوات بین همه رعایت می شد. چرا که واضح و مبرهن است که اگر یک فرد عادی به رییس جمهور و یا رییس مجلس یا رییس قوه قضاییه تهمت علنی بزند او را به ناکجا آباد می برند و با او آن کاری می کنند که جد و آبادش به یادش بیاید. ولی چون این عرصه اتهام زنی مختص رییس جمهور و رییس مجلس است رهبری با یک بیان ناراست و در عین حال به ظاهر صحیح مساله را ماست مالی می کند و می گوید قوا با هم دوست باشند.
    سوال اساسی اینجاست که یقینا نه رییس جمهور و نه رییس مجلس دیگری را بدون اطلاع متهم نمی کنند. بلکه این دو از همه آن سوی پشت پرده باخبرند. بنابراین حتما قضیه فسادها باید اثبات شود تا مملکت عاری از این موضوعات شود و فساد در بالاترین لایه های حکومتی هم باقی نماند. اما رهبری به خوبی می داند که اگر بخواهد مثل علی حکومت کند ، حکومت به ظاهر دینی اش ، به فنا خواهد رفت که در تمامی جامعه از همه نوع فساد می توان یافت و اینک که کار به مقامات ارشد رسیده است باید کارد دسته خودش را ببرد که این هم نشدنی است و اولین فساد طرفداری از فساد است که ////.

     
  68. دیوار آشنا
    دیوار کوچه ی ما خشتی وخراب
    پشتش پر از زخم ودردای این زمونه
    شعارای زیادی رو تن اون دیواره
    نقاشی رو دیوار سالهاست که موندگار
    نقاشی رو دیوار در ابتدا یه داس بود
    یه چکش سفیدی انگاری که سیاه بود
    نقاشی رو دیوار داشت دیگه کمرنگ می شد
    بوی نفت ومصدق انگاری بیشتر می شد
    دوباره روی دیوار نوشته شد شعاری
    مرگ بر مصدق شعار امریکایی
    دیگه نبود شعاری!دیگه نبود پیامی
    دیوار کوچه ی ما منتظر شعاری
    مردی نوشت شعاری
    شعار پر معنایی
    نه شرقی نه غربی
    دیوار کوچه ی ما دیگه پر از شعار شد
    دیوار کوچه ی ما بوم اون انقلاب شد
    صدا اومد صدایی!صدای انفجاری
    دیوار کوچه ی ما سنگربچه هاشد
    شعارای رو دیوار خون اون بچه ها شد
    دیوار کوچه ما دیگه نداشت شعاری
    شعار انقلابی
    اینبار داره سوالی
    سوال با معنایی
    رای مارو کی برده؟
    بچه ها رو کی کشت؟
    بچه های کوچه رو کی انزوا کشونده؟
    روی دیوار کوچه مونده فقط پیامی
    پیام ارتحال یه یار دبستانی

     
  69. جناب اقای نوری زاد قطعه شعری سروده مرحوم حسین محصل فطانتی که از وکلای محترم دادگستری و فرزند یک روحانی (که از قضا با بنیانگذار جمهوری اسلامی!؟ همدوره بوده است)بوده و در دوران انقلاب مجاهدتها داشته و پس از آگاهی از خیانتهای پنهان وآشکار به صف مخالفان پیوسته ارسال میگردد. همچنین کتاب شعری از ایشان پس از فوت در سال 87 به نام دیوان فطانت به چاپ رسیده است.بنده خواهر زاده ان مرحوم میباشم.
    “می خواهد او”
    پيوسته همه گسسته مي خواهد او كور و كر و لال و خسته مي خواهد او
    زنــجير به پـاي و دست هـر آزاده مـانـنـد اسير، بسته مـي خــواهـد او
    بــا اهـل قلم سر ستيز است همي دست و قـلـم شكسته مـي خواهد او
    در بند كشيده اهــل عـلم و دانش او باش رهـا و رَستِه مـي خـواهـد او
    از فــرط غرور و خود پسندي دائم زندانـي دسته دسته مـي خـواهـد او
    خــامـوشي خلق خواهد و ملت را معتاد و خـم و شكسته مي خواهد او
    باچوب و چماق چند ، معلوم الحال سرهاي هـمه شكسته مـي خواهد او
    از بـيـخـردي هميشه ايـن ملت را شرمنـده و سرشكسته مـي خواهد او
    بــر مـلـت و بر قلندر از طينت بد روز و شبِ نـاخجسته مـي خـواهد او
    به امید آزادی و ….

     
  70. اسلام واقعی همین اسلام موجود است

    اسلام واقعی همین اسلام موجود است

    آقای نوریزاد چرا علنا به مردم اعلام نمیکنید که دین واقعی اسلام همین است که هست

    خود آقای خمینی بعنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی خود را موجودی آسمانی و روحانی خواند و در لفافه مدعی ارتباط با غیب و امام زمان بود

    خود اقای خامنه ای هم دست کمی از سلف خود ندارد و مدعی است که ماموریتی الهی دارد

    از 15 مرجع تقلید نامی و صاحب کتاب در قم یازده نفر مدعی هستند که این حکومت حکومت الله در جهان است

    اگر مرجع تقلید را به عنوان رفرنس قلمداد کنیم من مانده ام حرف حساب امثال شما چیست که پیوسته دم از یک اسلام تجسمی و تخیلی میزنید و به مردم اینگونه القا می کنید که اسلام ناب محمدی یک اسلام دیگر است

    اگر نهج البلا غه را دقیق بخوانید متوجه خواهید شد که یک سوم خطبه های حضرت علی خطاب به عقیل و مالک اشتر و سایرینی بوده است که دست در بیت المال داشته اند و مشغول غارت بیت المال بودهاند

    الغرض اینکه فساد- رشوه- دزدی- اختلاس جزء لا ینفک دین مبین اسلام بوده است و اگر غیر از این بود که 1/3 نهج االبلاغه به این امور نمی پرداخت

    اگر غیر از این بود که مردم خلیفه سوم یعنی عثمان را در آتش نمیسوزاندند

    اگر غیر از این بود که خود پیامبر 11 زن رسمی و 23 زن صیغه ای و ده ها کنیز نداشت

    جناب نوریزاد دین به تنهایی مقدس است ولی همین که پوست انداخت و به اصطلاح اویزه و توجیه برای مصادره حاکمیت بشود تبدیل به اهریمنی مهار ناپذیر میشود همانند کلیسای قرون وسطی و کاهنان معبد فرعون اول و اسلام ناب محمدی

    جناب نوریزاد قبول بفرماید که اگر تراول چک صد هزار تومانی با کاهش ضرایب امنیتی توسط بانک مرکزی به زباله دان فرستاده شد این دین مبین اسلام هم به دلایل متعدی که موجود است ضریب امنیتی بالای ندارد و بهتر است همانند دین یهودیت به بوته فراموشی سپرده شود و تعداد پیروان آن از یک میلیارد به 100 یا 10 میلیون تقلیل پیدا کند

    به امید شنیدن جواب منطقی – خدا حافظ

    ——————————————
    سلام دوست گرامی
    من ازاسلام این را فهمیده ام که جانم را فدای انسانیت انسان بکنم. ممکن است به من بگویید: شما بیا و نشانه ای ویا الگویی به من نشان بدهید که اسلام یا مسلمانان درآن موفق بوده اند.وحال آنکه امروز هرکجا قتل وغارت وعقب ماندگی است متعلق به مسلمین است. همیشه ادیان وباورها توسط مردمان اعصارمصادره ی به نفع می شوند. اسلام نیز یکی ازآنها. دردوردست های فهم بشر، بنی اسراییل با دیدن آنهمه اعجاز به چشم خود چند روز وچند شب موسی را که ندیدند درغیاب او باز به دوران جاهلیت خود بازگشتند. ویا رسما با دیدن مردمانی بت پرست، ازخود موسی خواستند برای آنان بت هایی تعیین کند که بجای خدا بپرستند. بشربرای رسیدن به رشد حالا حالاها باید زمین بخورد وبرخیزد. درباره ی نهج البلاغه هم اشتباه می فرمایید. مثل این که کتابی باشد که به مخاطبان خود بگوید دزدی نکنید وزنا نکنید وما بگوییم این که همه اش ازدزدی می گویدپس نویسنده ومخاطبانش همه دزد بوده اند. کجا مالک اشتراهل دزدی واختلاس ورشوه بوده؟ اساسا امروز حرف امثال من دیگر به گذشته های اسلام معطوف نیست. اسلام توانسته درمن ودرجمعی دیگر افق هایی را به تجلی درآورد که بتوانم غصه ی هموطنان غیرمسلمانم را بخورم وحتی بخاطرشان فدا شوم. ویا درمن ادبی را به تجلی درآورده که مطلقا حاضرنیستم غباری ازاندوه به چهره ی یک کمونیست هموطنم ببینم. یا اساسا اندوه سایر انسانها را درهرکجای این کره ی خاکی. اگر مردمان یک مذهب یا یک گرایش فکری نتوانند جامعه ای آرمانی وعاری اززشتی پدید بیاورند این هرگز به معنی نبود ظرفیت های خوب درآن عقیده وایمان نیست. بل این خود مردمانند که بخاطرمنافع یا جهلشان به مسیری درمی غلتند که از رد پایشان خسارت به جای می ماند. دوست من آرزوهای شما مبارک شما. اما اجازه بدهیم مردمان هرگونه که مایلند بیندیشند. منتها با شما موافقم که زشتی های یک رفتار ویک عقیده را باید نقد کرد وبا معتقدان آن محاجه نمود. ما همگی برای رهانیدن هم نوعان خود ازآشوب جهل باید همقدم وهمراه شویم.

    با احترام

    .
    با احترام

     
  71. سلام بر زبان حق گوی نسل من
    آقای نوری زاد من از خدا میخوام به شما عمر با عزت عطا کند . اما مسئله ای که فکر من را مشغول کرده اینه که اگر این رژیم خونخوار بلایی سر شما بیاره آیا شما کسی که همانند شما ، راه و رسالتتان را ادامه بده انتخاب کرده اید ؟؟؟ شما زبان من و هموطنان من هستید . آیا پس از شما ماباز هم لال خواهیم ماند ؟؟؟

    ——————–

    سلام دوست من
    هیج راهی بدون رونده نمی ماند. حتی راه جهالت. بهمین خاطرمطمئن باشید با رفتن یک نفر- چه کوچک چه بزرگ – آن راه وآن جاده بی مخاطب نخواهد ماند. بل ای بسا روندگان فراوانتری نیز بدان پای نهند.
    با احترام

    .

     
  72. با سلام بر استاد بزرگوار و شجاع
    به پیوست، فایل خبرنامه ای که مدتهاست منتشر می کنم و بارها آن را در دوره ای
    جدید و در اشکالی نو آغاز نموده ام تقدیم می گردد.
    تمایل داشتید مجددا و در این شکل منتشرش سازید.
    من این خبرنامه را در جمع دوستان منتشر می سازم به شکل پرینت شده.

     
  73. مصطفی

    سلام

    لطفا به قسمت اول سوالات من صریح پاسخ دهید:

    1-مگر حضرت امام نفرمودند همه ملت ایران بسیجی هستند این حرف امام آیا به تعبیر شما که بسیجی هارا بی مخ مینامید توهین به امام امت وامت امام نیست؟

    2-آیا بسیجی خوب بسیجی شهید شده است وبقیه بی مخ ؟

    3-آیا بسیجی را فقط برای گوشت جلوی توپ شما وهم فکرانت میخواهید در بقیه زمان ها بسیجی بی مخ است؟

    4-آیا خیل عظیم بسیجیان از صدر اسلام تاکنون را به فردی کثیف وزنا کار وشراب خوار مانند شعبون جعفری یا همان شعبون بی مخ نسبت ونامیدن جفا به خون مطعر شهدا نیست؟

    5-چرا قبل از انتخابات 88وفتنه عظیم88شما بسیجی هارا دوست داشتی وبعد شدند بی مخ؟آیا این صداقت شما را نشان میدهد؟

    6-چرا بچه بسیجی هایی که اینقدر در مسائل مختلف علمی ماندد هسته ای ،صنایع موشکی،نانو و… دارند برای مملکت افتخار آفرینی میکنند را شعبون بی مخ مینامی؟

    ———————————

    سلام مصطفای گرامی
    ازاین که پرسش های خود را صریح وبی پرده با من درمیان گذارده اید ازشما سپاس مندم. واما پاسخ هایی که به باور من مربوط است:
    1 – بسیج که دوست من، یک لفظ که نیست. بل یک تشکیلات متصل به سپاه است. مثل واژه ی عدالت. که هم درمحدوده ی فردی معنا پیدا می کند وهم جمعی. اما آن وجه جمعی اش به دستگاه عریض وطویل قضایی کشورمربوط است. چرا که توان من وشما درگسترانیدن عدل کجا وتوش وتوان دستگاه قضایی کجا؟ با این حال، واژه ی بسیج اگر ازمحدوده ی فردی خروج کند به تشکیلاتی مربوط می شود که دراتصالش به سپاه معنا پیدا می کند. دوست من، من هرگز منکرزحمت های امنیتی وشب نخوابیدنهای دوستان بسیجی نیستم. خدا مرا نبخشاید که آن وجه اززحمت های جوانان خوبمان را که دربسیج مشغولند نادیده بگیرم. بل هرگاه من لفظ شعبون بی مخ بکاربرده ام، ازآن دسته آدمهایی یاد کرده ام که بدون مجوز وبدون اعتنا به قانون ودستگاههای انتظامی به یک مجلس یا یک محل یا یک محفل یا حتی به بیت یک مرجع تقلید می ریزند وآنجا را تخریب می کنند وبا الفاظی زشت ، منتقدان را می نوازند. من اطمینان دارم که خود شما نیز این رویه را نمی پسندید. حالا من ازشما خواهش می کنم به حادثه هایی بیندیشید که عده ای به اسم بسیجی یا اصلا بسیجی درآنها نقش ایفا کرده اند. مثل بالا رفتن ازسفارت انگلیس وداخل شدن به کوی دانشگاه وضرب وشتم دانشجویان وخانه ی مراجع وخیلی جاهای دیگر. اگر بگویی اینها خطا کار بوده اند ووظیفه ی بسیج است که با نابکاران وخطاکاران برخورد کند. که من می گویم: با کدام مجوز قانونی؟ یک نمونه اش را شما بگو!

    2 – نخیر. ما خاک بسیجیان شهید را به چشم می کشیم. بل بسیجی خوب کسی است که فهیم وشریف وآزاده و انسان و بهره مند ازشکوه آموزه های دینی باشد. ونه این که چون بسیجی فلان پایگاه است وفرمانده ی پایگاه گفت: بچه ها بریزید وبزنید، او چشم وگوش بسته همان بکند. مصطفای عزیز، یک بسیجی خوب، کورکورانه وحتی عاشقانه وچشم وگوش بسته عمل نمی کند.

    3 – مطلقا. بسیجی ای که درسالهای جنگ مرد ومردانه ازسرزمین ش دفاع کرده برای همیشه عزیز ودوست داشتنی است. اما به من اجازه بده که بعد ازجنگ قدم به قدم او را رصد کنم وبد وخوب رفتار او را نمره بدهم. آنجا که صادقانه خدمت می کند به او آفرین بگویم وآنجا که نامردانه به زن وبچه ی یک معترض فحش می دهد وبدون اعتنا به قانون خانه وزندگی یک معترض را نابود می کند نمره ی زیرصفر بدهم. چرا که رفتار این بسیجی فحاش وبزن بهادر وچشم وگوش بسته به اسم اسلام صورت می پذیرد ونه پلیس .

    4 – هرگز قصد من آلوده کردن آن مجاهدت ها نیست. من تنها وتنها رفتار کسانی را که به اسم بسیجی می زنند وفحش می دهند وتخریب می کنند وچشم وگوش بسته ازدیوار مردم بالا می روند شعبون بی مخ می نامم. فکر می کنم دراین اطلاق با من موافق باشید.

    5 – دوست من، درست می فرمایید. من سابقا گرچه به برخی رفتارهای بسیجیان معترض بودم اما صادقانه آنان را دوست می داشتم. اما وقتی دیدم کسانی به اسم بسیجی قمه دست گرفته اند وزنجیر دست گرفته اند وبا باطوم برقی مردم خودش را به باد ضرب وشتم گرفته وحتی به طرف آنها شلیک می کند وفحش می دهد وناسزا می گوید ، به حکم عقل حساب بسیجیان خوب را با آنانی که عمله ی جهل اند وبا رفتارهای جاهلانه ی خود آبروی اسلام که هیچ آبروی انسانیت را می برند جدا کردم.

    6 – من به این پرسش شما پاسخ دادم. من مطلقا دانشمندان بسیجی را شعبون بی مخ نمی نامم. شعبون بی مخ های بسیجی کسانی هستند که بی ادب وفحاش وپلید وآدم کش وچاقو کش وقمه بدست وناجوانمردند.
    با احترام وادب: محمد نوری زاد

    .

     
  74. صدرا

    سلام اقای دکتر از مطلب اخیرتان در ابتدا خواستم تشکر کنم و دو نکته هم در قالب پیشنهاد به شما دوست گرامی ام عرضه دارم اول اینکه به تازگی کتابی بنام جامعه شناسی نخبه کشی اثر اقای علی رضا قلی را خواندم که به بیان عدم تحمل افراد با عرضه و لایق توسط حکومت های ایران و مردمانش از زمان قائم مقام و امیر کبیر و مصدق و حتی با کنایه جمهوری اسلامی پرداخته که به شما دوست عزیز پیشنهاد می کنم اگر ان را نخوانده اید حتما بخوانید.دومین پیشنهادم این است که در مورد افراد شاخص حکومت چون احمدی نژاد و لاریجانی ها و همچنین ژنرال های معروف و دیکتاتور و ادم کش و البته برادران قاچاقچی سپاه و اطلاعات و مراجع//// تقلید پرونده های افشاگرانه بیشتری رو کنید تا هر روز اینان در چشم مردم خوارتر شوند و همچنین در مورد روابط استعماری روسیه و چین با حکومت مستبد جمهوری اسلامی بیشتر مطلب بنویسید با تشکر از شما استاد عزیز.دوستدار شما ص

     
  75. آقا متین چی میگی؟!! مگه میشه امام مطلع نبوده باشه!!! دقیقا مثل قضیه ی اجباری شدن حجاب میمونه که اونایی که کورکورانه از /// دفاع میکنن میگن آمام نقشی تو این تصمیم نداشته!!! خیلی عجیبه .فکر کنم عمه ی من باعث شد حجاب اجباری بشه.اشکالی که خیلی از ما داریم اینه که به جای اینکه افراد رو با حقیقت بسنجیم حقیقت رو با افراد میسنجیم!!

     
  76. با درود
    بیاد بیاورید که در زمان پهلوی برخی از مردم قصد قربانی کردن فرزندخود را در پای اعلیحضرت داشتند, همان ها چه بلائی بر سر او آوردند!!!
    تاریخ نشان داده که ایرانی صبر می کند ولی روز حادثه هر چه درون دارد بیرون می ریزد, وای از آن روز!!!
    وقتی ایشان به دوست گرمابه و گلستان خویش و فرزندانش آن می کند که هیچ جوانمردی روا نمی دارد, چه انتظار از ایشان دارید ؟
    عشق به قدرت چنان آتشی در جان انسان ایجاد می کند که مگر ابراهیم وار در آن وارد شوی تا سالم بیرون آیی

     
  77. تو نتیجه نان به نرخ روز خوردن جز خرافات خریت در پی ندارد فعلا لازم است فکری به حال و روز خود بکنی تا اینکه به فکر ارجاع ذیگران باشی

     
  78. در پیدایش شرایط موجود کشور همه ما مقصر هستیم.

    شرایطی که در عرض ۳۵ سال ایجاد شده، یک شبه قابل تغییر نیست.

    ما همه انسان هستیم. و از قدیم می‌گفتند انسان جایز الخطاست

    از کجا معلوم، اگر بنده رو هم تا آخر عمر میکردند رهبر، چه خطاها که نمی‌‌کردم

    به نظر من مشکل جامعه امروز ما نه شخص رهبر است، نه ادغام دین با سیاست است.

    بلکه شرایطی است که احتمال خطا را بالا برده است.

    ۸۰% قدرت در دست یک نفر و آن هم تا آخر عمر اشتباست.

    همه مردم دنیا دیگه اینو میدونند.

    راه حل برون رفت از این شرایط، منحل کردن جایگاه رهبری است.

    با بجایش، به طور مثل یک شورای (شبیه همین خبرگان رهبری) که بطور مستقیم و بدون فیلتر، توسط مردم انتخاب شدند و متشکّل از چندین طرز فکر (شیعه و سنی باهم و از هر اقلیت دینی یک نماینده باید حضور داشته باشد) با طور جمعی‌، برای یک دره محدود، مثلا ۱۰ ساله، کشور را کنترل کنند.

     
  79. درود بر شما… درود بر نکته بینیتان و درود بر ادبتان ….

     
  80. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺷﻤﺎ ﺣﻖ ﺩاﺭﻱ اﺯ ﺷﻤﺎ ﺟﻤﺎﻋﺖ و ﺭﻫﺒﺮ ﺑﻲﻋﻴﺐ و ﻧﻘﻀﺘﺎﻥ ﺑﺎﺑﺼﻴﺮﺕﺗﺮ ﻋﺎﻟﻢﺗﺮ ﺑﺎ ﺷﻬﺎﻣﺖﺗﺮ ﺩاﻧﺸﻤﻨﺪﺗﺮ ﺑﺎﻣﻌﺮﻓﺖﺗﺮ ﺧﻮﺵ ﺑﻴﺎﻥﺗﺮ ﻛﺎﺭﺩﺭﺳﺖﺗﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥﺗﺮ ﻣﻔﺴﺮﺗﺮ ﺧﻼﺻﻪ ﺧﻮﺵﺗﻴﭗﺗﺮ و ﺑﺎﻛﻼﺱﺗﺮ و ﺧﻮﺵاﺳﺘﻴﻞﺗﺮﻭ ﺑﺎﺗﻘﻮاﺗﺮ ﻣﺎ ﻧﺪاﺭﻳﻢ ﻛﻪ ﻧﺪاﺭﻳﻢ ﺑﺮا ﻫﻤﻴﻨﻪ ﻣﻴﺰﻧﻴﺪ ﺗﻮ ﺩﻫﻦ ﻫﺮ ﭼﻲ ﻣﺨﺎﻟﻔﻪ ﺑﺮا ﻫﻤﻴﻨﻪ ﺭﻫﺒﺮ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﺳﺖ و ﺟﻮاﺏ ﻣﻨﻂﻖ ﺭﻭ ﺑﺎ ﻣﻨﻂﻖ ﻣﻴﺪﻩ ﺩﻳﺪﻳﻢ ﭼﻪ ﺟﻮﺭﻱ ﻣﻮﺳﻮﻱ ﻛﺮﻭﺑﻲ ﺭﻭ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺗﻮ ﺗﻠﻮﺯﻳﻮﻥ ﺳﻴﻤﺎ و ﺭﻫﺒﺮ ﺟﻮاﺑﻬﺎﻱ ﻗﺎﻧﻊ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺩاﺩ ﻭﻟﻲ اﻭﻧﻬﺎ ﺩﻟﺸﻮﻥ ﻣﺮﻳﺾ ﺑﻮﺩ ﻳﻌﻨﻲ ﻣﺜﻞ ﻣﺎ ﺩﻝ ﺳﺎﻟﻢ ﻧﺪاﺭﻥ.
    ﻣﺮﺩ ﺣﺴﺎﺑﻲ ﺷﻤﺎ ﺗﻮ این ﻣﻤﻠﻜﺖ ﻧﻤﻲﺗﻮﻧﻴﺪ ﺩﻭﺭﻭ ﺑﺮ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﻗﺎﻧﻊ ﻛﻨﻴﺪ اﻭﻧﻮﻗﺖ ﻣﻲﺧﻮاﻫﻴﺪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﻭ ﻗﺎﻧﻊ ﻛﻨﻴﺪ .
    ﺟﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﻓﻘﻄ ﺑﮕﻮ اﻭﻥ ﭼﻪ ﻛﺎﺭﻱ ﻛﻪ اﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﺘﻮﻧﻴﺪ ﺑﻜﻨﻴﺪ ﻣﺎ اﺟﺎﺯﻩ ﺩاﺭﻳﻢ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﮕﻴﻢ ﺑﻲ عرﺿﻪ ﺑﻲﻟﻴﺎﻗﺖ ﺑﻲﻛﻔﺎﻳﺖ . ﺩﺭ ﺿﻤﻦ ﺷﻤﺎ ﮔﺮﺩﻧﺖ ﻭاﺳه ﻣﻠﺖ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻛﻠﻔﺘﻪ اﻭﻥ ﻋﺮاﻕ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﻳﺎﺯﺩﻩ ﻣﻠﻴﻮﻥ ﺟﻤﻴﻌﺖ ﻛﻪ ﺁﺧﺮﺷﻢ ﺟﺎﻡ ﺯﻫﺮ ﺧﻮﺭﺩﻳﻢ اﻻﻥ ﻫﻢ اﺳﻤﺶ ﺭﻭ ﮔﺬاﺷﺘﻴﺪ ﭘﻴﺮﻭﺯﻱ اﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﻫﻢ اﺻﻼ ﻓﺮﻗﻲ ﻧﻤﻴﻜﻨﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪ اﻳﻦ ﺩاﺳﺘﺎﻥ اﺗﻤﻲ ﭼﻪ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ ﭼﻮﻥ اﮔﺮ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻫﻴﭽﻜﺪاﻡ اﺯ ﺧﻮاﺳﺘﻪﻫﺎﻣﻮﻥ ﻫﻢ ﻧﺮﺳﻴﻢ ﺁﺧﺮﺵ ﻣﻴﮕﻴﺪ ﻣﺎ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻧﻴﺴﺘﻴﻢ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺗﻜﻠﻴﻔﻤﻮﻥ ﻋﻤﻞ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﺑﺮا ﺭﺿﺎﻱ ﺧﺪا ……. ﺧﺪا ﺁﺧﺮﻭ ﻋﺎﻗﺒﺘﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺨﻴﺮ ﻛﻨﻪ ﻭاﻱ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺟﻤﺎﻋﺘﻲ ﻛﻪ ﺣﺘﻲ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻛﺎﺭ ﻫﻢ ﻧﺘﻮﻧﻪ اﻭ ﺭﻭ اﺯ ﺩﺭﺳﺖ و ﻏﻠﻄ ﺑﻮﺩﻥ ﻋﻤﻞ ﺁﮔﺎﻩ ﻛﻨﻪ

     
  81. چه فرقي ميكنه

    سلام
    جناب نوريزاد منظورم رفتار شما با رهبري است فكر ميكنم سرسري خوانديد.

     
  82. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻱ ﺯاﺩ ﻋﺰﻳﺰ . آﻳﺎ ﺩﺭ اﻳﻦ ﺳﻲ و ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﻳﻚ ﺑﺎﺭ اﺯ اﻳﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺗﺤﻘﻴﺮ ﺷﺪﻩ ﻏﺎﺭﺕ ﺷﺪﻩ ﻟﮕﺪ ﻣﺎﻝ ﺷﺪﻩ ﺩﻳﻦ و اﻳﻤﺎﻧﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﻱ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻣﻌﺬﺭﺕ ﺧﻮاﺳﺘﻪاﻧﺪ
    ﺁﻳﺎ اﻳﻦ ﺑﻮﺩ ﺟﻮاﺏ ﻣﺮﺩﻣﻲ ﻛﻪ ﭘﻴﺮ و ﺟﻮاﻧﺶ ﺑﻲﺣﺠﺎﺏ و ﺑﺎﺣﺠﺎﺑﺶ ﺑﻲ اﻳﻤﺎﻥ و ﺑﺎ اﻳﻤﺎﻧﺶ ﻓﻘﻴﺮ و ﭘﻮﻟﺪاﺭﺵ ﺷﻤﺎ ﺭا ﺑﺮ ﻣﺴﻨﺪ ﻗﺪﺭﺕ ﻧﺸﺎﻧﺪ . اﺯ ﺗﻤﺎﻡ //// و ﺧﻮﺩ ﺑﺰﺭﮔﺒﻴﻨﻲ ﻫﺎﻳﺘﺎﻥ ﺑﮕﺬﺭﻳﻢ اﺯ ﻳﻚ ﭼﻴﺰ ﻧﻤﻴﺘﻮاﻥ ﮔﺬﺷﺖ ﻣﮕﺮ ﺷﻤﺎ ﺭﻭﺣﺎﻧﻲﻳﺎﻥ ﻧﻤﻴﮕﻔﺘﻴﺪ اﻱ ﺑﺮاﺩﺭ اﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﺮا ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﻜﺘﺒﻢ ﻣﮕﺬاﺭ . ﺣﺎﻝ اﻣﺮﻭﺯ ﺭﻓﺘﻦ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺭﻓﺘﻦ اﺳﻼﻡ ﻣﻴﺪاﻧﻴﺪ و ﺧﻮﺩ ﺭا ﻣﺴﺎﻭﻱ ﺑﺎ اﺳﻻﻡ ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻳﺪ. ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻧﻲ ﻣﻴﮕﻮﻳیﺪ اﮔﺮ ﻣﺎ ﻧﺒﺎﺷﻴﻢ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ اﺳﻼﻣﻲ ﻧﺒﺎﺷﺪ. اﻳﻦ ﺷﻴﻮﻩ ﻛﺜﻴﻒ ﺭا ﻣﺘﺪاﻭﻝ ﻛﺮﺩﻳﺪ و ﺑﻪ ﭘﻴﺮﻭاﻥ ﺟﻴﺮﻩﺧﻮاﺭﺗﺎﻥ ﻫﻢ ﻳﺎﺩ ﺩاﺩﻳﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻛﻮﭼﻚ ﻛﺮﺩﻥ ﻣﺮﺩﻡ و ﻣﺨﺎﻟﻔﺎﻥ اﺣﺴﺎﺱ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﻛﻨﻨﺪ . ﻣﻠﻴﻮﻧﻬﺎ اﻳﺮاﻧﻲ ﺭا ﺁﻭاﺭﻩ ﺷﺮﻕ و ﻏﺮﺏ ﻛﺮﺩﻳﺪ و ﻣﻠﻴﻮﻧﻬﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺭا ﭼﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻙ ﺳﻴﺎﻩ ﻧﺸﺎﻧﺪﻩاﻳﺪ ﻛﻪ ﺁﺭﺯﻭﻱ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﻏﺮﺏ ﻣﺜﻞ ﺁﺭﺯﻭﻱ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻳﻜﻲ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ . ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﻋﺸﻖ ﻧﻔﺮﺕ ﺭا ﻧﺸﺎﻧﺪﻩاﻳﺪ و ﺁﻥ ﺭا ﻋﺎﻣﻞ ﺣﺮﻛﺖ ﺟﻴﺮﻩﺧﻮاﺭاﻧﺘﺎﻥ ﻗﺮاﺭ ﺩاﺩﻩاﻳﺪ . ﺷﻤﺎ ﺁﻗﺎﻳﺎﻥ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺭﻭﺣﺎﻧﻲ ﻣﻴﻨﺎﻣﻴﺪ و ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭﺱ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻣﻴﺪاﺩﻳﺪ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻨﻴﺪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺷﺪﻩاﻳﺪ ﻛﻪ ﻧﻪ ﺭاﻩ ﭘﺲ ﺩاﺭﻳﺪ و ﻧﻪ ﺭاﻩ ﭘﻴﺶ . اﮔﺮ ﻗﺒﻮﻝ ﻛﻨﻴﺪ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﻋﺎﻣﻞ اﻳﻦ ﺷﺮاﻳﻄ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻫﺴﺘﻴﺪ و ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻱ ﺷﻤﺎ ﻧﺎﻛﺎﺭﺁﻣﺪ اﺳﺖ ﭘﺲ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﻛﻨﻴﺪ و ﺑﺮاﻱ ﺟﺒﺮاﻥ اﻳﻦ ﺧﺴﺎﺭاﺕ ﻫﻤﺼﺪا ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻌﺘﺮﺽ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺷﻮﻳﺪ . ﻛﻪ ﺩﺭ اﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﺎﻥ و ﻣﺎﻝ اﺣﺘﺮاﻣﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺧﻂﺮ اﺳﺖ و اﮔﺮ ﺳﻜﻮﺕ ﻛﻨﻴﺪ ﻣﺘﻬﻢ ﺑﻪ ﺳﺎﺯﺵ ﺑﺎ ﻇﻠﻢ ﻣﻴﺸﻮﻳﺪ . ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻗﻮﻝ ﻣﻴﺪﻫﻢ ﻛﻪ ﺧﺪا ﺑﻪ ﺯﻭﺩﻱ ﺭاﻩ ﺗﻮﺟﻴﻬﺎﺕ ﻓﻘﻴﻬﺎﻧﻪ ﺭا ﻫﻢ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻃﻮﺭﻱ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﺴﺖ ﻛﻪ ﺭا ﻫﻲ ﺟﺰ اﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﻴﻦ ﺷﻴﻂﺎﻥ و ﺧﺪا ﺭاﻫﻲ ﻧﺨﻮاﻫﻴﺪ ﺩاﺷﺖ

     
  83. هر سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند ،درود و بینهایت درود بر نوری زاد عزیز سخنان شما از آنجا متین ومورد قبول است چرا که واقعیتهای عینی جامعه ما ست و تفاوتها در این است که جنابعالی از معدود کسانی هستید که عفریت ترس و مرگ را دفن نموده اید وباصدای بلند که گوش نه تنها ایرانیان بلکه جهانیان را از ظلمی که بر این ملت مظلوم میرود پر میکنید باز هم درود و هزاران درود بر بی باکی و دلاور مردی شما ایرانی دلیر و شجاع.

     
  84. هزینه ی دروغ اهل بصیرت

    هزینه ی دروغ اهل بصیرت !

    متن پیام:
    دوست گرامی، جناب آقای نوری زاد،
    سلام. هر آنچه که باید در باره فاجعه ای که از زمستان بی بهار پنجاه و هفت به بعد بر ایران و ایرانی رفته و میرود گفته شود، به تمامی در شعری تکان دهنده از شیرزنی به نام “صدیقه وسمقی” با نام “هزینه ی دروغ اهل بصیرت” آمده. پیشنهاد میکنم این شعر را که در بیست و شش بهمن در جرس منتشر شده ،در سایت خود بیاورید. با امید به آنکه در پیشگاه نسلهای آینده ایران زمین، سربلند باشید.

     
  85. در زمان امام راحل نیز ، تعدادی از جوانان وظیفه داشتند که در ملاقات اصناف مختلف با ایشان در حسینیه جماران حضور داشته و پس از پایان سخنرانی امام از جا بلند شوند و فریاد ، روح منی خمینی ، سردهند تا ملاقات کنندگان هم خواه و ناخواه با آنان همصدا شوند . من این جوانان را بعینه دیده بودم و از افراد دیگری هم که به ملاقات رفته بودند ، شنیدم . گمان ندارم که امام از این موضوع مطلع بوده است . نطفه این گروه از همان زمان بسته شد .

     
  86. سلام جناب نوری زاد…به حق که حر بودن برازنده شما است
    تو این مدت که با نوشته های شما آشنا شدم حس عجیبی بهتون پیدا کردم… هر جوری می خوام بنویسمش نمی تونم
    فقط اینقدر می تونم بگم که انگار سالهاست کسی اینطوری نیست… توی کلام شما صداقت و انسانیت موج میزنه…. صداتون آرامش و اطمینان رو به همراه داره و……
    توی حرف هاتون…. حس یه پدر که نگران فردای فرزندانش هست موج می زنه… کاش بعضی ها!!!!!!! مثل شما بودند….

    بودنتون به من و امثال من که هر روز نا امید تر و سرخورده تر از دیروز هست امید میده
    ممنونم به خاطر این چیزی که هستید
    پاینده باشید

    می خواستم بپرسم چه روزایی توی هفته یا توی یک ماه به زادگاهتون یوسف آباد سر میزنید… خیلی دوست دارم بیام اونجا از نزدیک زیارتتون کنم؟؟؟.

     
  87. سلام و درود بر ابوذر انقلاب
    خدا شما را دوست دارد زیرا شما پاسدار حرمت خون شهیدان هستید
    این سخنان نهیبی است بر معاوبه صفتان زمان
    یا علی مدد

     
  88. با آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون در جهت خدمت به کشور عزیزمان برای جناب نوریزاد عزیز….
    من هم با نظر آقای نوریزاد موافقم…. اگر اکثریت مردم به شناخت و آگاهی نسبی نرسند، آنوقت هرگونه درگیری داخلی منجر به جنگ عظیمی میشود که صدها بار بدتر از جنگهای داخلی کشورهای عربی و حتی سوریه است…
    در بین مردم ما دودستگی و حتی چند دستگی عمیقی وجود دارد…. بسیارند خانواده هایی که پدر و بخشی ار خانواده حامی سرسخت ولایتند و بخشی دیگر حکومت اسلامی را کاملا رد میکنند و قبول ندارند… حال در نظر بگیرید در یک جنگ داخلی شاهد چه اتفاقاتی خواهیم بود، باور کنید حتی پدر به پسر و پسر به خانواده در جهت آرمانهایش رحم نخواهد کرد و این یعنی مصیبت عظما برای ایران و ایرانی….
    شما در نظر بگیرید بسیج و سپاه با انهمه مکنت مالی و تعصب کورکورانه در مقابل مردمی قرار میگیرند که از خانواده خودشان هستند ولی اینبار مانند انقلاب 57 نخواهد بود که ارتش آنطور که باید و میتوانست کشتار نکند، چون تعصب به شاه کجا و تعصب و عشق به رهبر و فقیه و اسلام کجا…..
    بگذریم از اینکه خیلی ها میخواهند ولایت فقیه را به سبکهای دیگر در ایران مفروض آینده پیاده کنند… در این میان عده ای به فکر برگرداندن حکومت پهلوی هستند و تکرار دور باطل پادشاهی! یکبار پهلوی باردیگر فقیه وباز بازگشت به اول!!!
    عده ای هم کمپینها و ائتلافهی پنهان کمونیستی راه انداخته اند و عده ای در غالب اپوزوسیون در خارج از کشور فعالیت دارند و برای خودشات کیسهء ثروت و قدرت دوخته اند…… با این اوضاع خدا به دادمان برسد…….
    درحال حاظر بدترین چیز مبارزه داخلی بدون ارتقاء فهم و آگاهی عمومی است….

     
  89. سلام بر نوری زاد حر زمان
    در وصف تو تو فقط می گویم که شرافت داری شرافت
    تو شرافت داشتی که کشتن هموطنانت را تاب نیاوردی و راه غلطت را اصلاح کردی
    نوری زاد عزیز من هم سرنوشتی مشابه تو داشتم چون نمی فهمیدم نه مثل اینان که برای نفهمیدنشان پول میگیرند
    نوری زاد عزیز مدت هاست که آرزوی دیدارت هر چند کوتاه را در دل می پرورانم
    دوست دارم همین طور که از قلم مسیحائیت جان میگیرم باری و فقط لحظه ای هم از مصاحبتت بهره مند شوم
    من دانشجوی شریفم , چند ماه دیگر کارشناسی ارشدم را میگیرم و باید راهی منزل و ماوای خود در خوزستان شوم
    امید دارم قبل از رفتن و یا قبل از اینکه خدای نکرده اتفاقی برایت افتد دیدارت کنم
    خواهش می کنم دعوتم را اجابت کن
    با احترام و آرزوی کامیابی

     
  90. براستی زبان و قلم علی گونه داری مرد. شیر مادر حلالت باد و دعا وهمراهی خلق بزرگ ایران نثارت.ایکاش میتوانستم شمارا بر شانه هایم نهم تا همه ببینند که خورشیدشان کجاست. دست خدا بهمراهت.

     
  91. یک ضرب المثلی هست میگوید به سگ تازی میگویند بگیر و به خرگوش میگویند فرار کن دقیقا ////

     
  92. با سلام بر جناب نوری زاد عزیز… مشکل دروغ گوئی بنظر می رسد که باید در نزد کسانی که قرابت بیشتری با افکار الهی دارند باید کمتر باشد ولی در عمل اینطور نیست. در آموزه های دینی ما هم این جنبه از زندگی مومنان مورد توجه قرار گرفته و در پاره ای موارد به شدیدترین وجهی با آن برخورد شده است. نفرین بر نماز گذاران فریب کار و تشبیه عالمان بی عمل به خرانی که فقط بار کتاب میبرند از جمله این موارد است. در روایاتی معتبر از امام صادق (ع) وقتی کسی میپرسد که بالاخره هر کسی دروغی میگوید و لذا وضعیت ایمانی وی چگونه است ایشان تصریح می کند که مشکل در دروغ گوئی نیست چه آنکه هر کسی مرتکب آن میشود.مشکل وقتی است که دروغگوئی عادت شخص شود. در مورد شخصیت دروغگویان در نزد عقلای عالم بحث زیاد شده است. این حرف را زیاد شنیده ایم که دروغگو کم حافظه است.چرا چنین است؟ برای اینکه باید مرتب به یاد بیاورد که چه گفته و این اظطراب همیشه با او است. “مارک تواین” جمله جالبی در این مورد دارد که” کسی که راست میگوید دیگر لازم نیست چیزی را بیاد بیاورد” یعنی ذهنش آزاد است و در مقابل ذهن دروغگو آشفته است. خانم “نانسی فارمر” معتقد است که دروغگویان چاره ای جز زندگی در تاریکی ندارند..همانند موشها.. انسانها به این دلیل در فضای آزاد زندگی می کنند که روشنائی اصل زندگی آنها است..دروغگویان ناچارند این شیوه زندگی را ترک کنند و وقتی دروغ میگویند به دل تاریکی بروند…خدا همه ما را حفظ کند

     
  93. سلام نوریزاد عزیز
    ببینید عزیزمن، اقا استاد سخنوری است. خوب بلد است چگونه دوستان خودش را راضی نگه دارد وگاهی اندکی تذکر بدهد. بنده همیشه سخنرانی ایشان رادر حد امکان میبینم. یادم هست درخصوص حمله ارازل یاهمان شعبان بی مخهای بسیجی وروحانی به بیت ایت الله صانعی که فاجعه ان دریوتیوپ وخبرگزاریها نشان داده شد بعد از چندی یک سخنرانی داشتند. نکته ظریف ایشان دراین خصوص این بود که عزیزان من طلبه های شما همیشه باید در صحنه باشید. ولی انصاف انصاف حتی با دشمن هم انصاف داشته باشید .حتی در قتل هاله صحابی طی یک سخنرانی گفتند عزیزان نباید دربرابر مخالفین از انصاف خارج بشوید.ویا الان نکته ظریف ایشان به حمله کنندگان لاریجانی در قم اخرش گفت خشم انقلابیتان را در جایی که لازم است بکار ببرید. یعنی جایی که ما میگویم حمله کنید. البته شاید در مواقعی عین بیانات معظم له نباشد ولی برداشت من اینچنین بوده. و درمورد اشتباه سه قوه واستیضاح وزیر اخرش روشن نکرده چه کسی جلوی مرتضوی رامیگیرد ویا محاکمه میکندیا تخلفات برادران لاریجانی چه میشود یاداستان بیمه وسه هزارمیلیارد اطرافیان دولت چه میشود.خلاصه عجیب است که همیشه توصیه به سکوت و علنی نشدن اختلافات و تخلفات ان هم بخاطر اینکه ما دشمن داریم خوب یک سوال هست پس کشورهای اروپایی و یا امریکا وکلا دنیای متمدن جنایتکار چگونه با کوچکترین تخلف یک وزیر ویا ریس جمهور و یا یک فرد عالیرتبه نظامی مثلا استفاده شخصی از بیت المال یا روابط نامشروع یا عدم پرداخت یک مالیات کوچک سریعا مطبوعات ودادگاه حساب افراد خاطی را میرسند ونمی گویند مثلا ما دشمن داریم علنی نکنید.حالا به من بگویید امام علی ع کی جلوی محاکمه دوستان و طرفداران خودش را میگرفت ؟ و حال انکه امروز ثابت شده زندانیان وافراد در حبس خانگی هیچگونه جرم اقتصادی ندارند. فقط جرمشان زبان است که واقعیات را دیدند وانتقاد کردند وسالها باید زندان باشند. یا در کجای دنیا دیدید تعدادی روزنامه نگار را که خبر رسانی میکنند بگیرند بگویند اینهاجاسوس دشمن هستند. در خاتمه اقای نوری زاد عزیز دوست دارم اشتباهات مرا اعلام کنید .

    ——————–

    سلام علیرضای گرامی
    با همه ی نکته هایی که یک به یک بدانها اشاره فرمودید موافقم. خلاصه آورده اید وهمه جانبه.

    .

     
  94. سلام اقای نوریزاد پیش بینی های شما درباره سرکش بودن احمدی نزاد و اینکه او مدارک و سند رو خواهد کرد به حقیقت پیوست و پیش بینی دیگراتان دربازه اسد در حال تحقق است پیش بینی های اینده شما چیست ایا مردم همچنان سکوت خواهند کرد یا شاهد قیام های مردمی خواهیم بود؟تحلیل شما در باره ابعاد نگرانی حکومت و اینکه افسار کار روز به روز از دستش خارج میشود چیست آیا حکومت می تواند باز هم عقاید مردم را ابزار تحریف حقایق سازد؟آیا ما می توانیم با کمترین هزینه این حکومت را //// کنیم یعنی آیا حکومت به راحتی و بدون کشتار قدرت را واگذار میکند؟شما چقدر احتمال دفاع ارتش و نیروی انتظامی را از مردم محتمل میدانید؟آیا ارتش و بالاخص نیروی هوایی قدرت کودتا به نفع حکومت مردمی را دارد؟آیا ارتش هم همانند سپاهیان الوده قدرت شده اند ؟بر فرض کودتای نوژه در اوایل انقلاب با موفقیت عملیاتی میشد ایا یکدستی و هماهنگی ارتش حفظ میشد ؟آیا با سقوط اسد حزب اله لبنان قادر به ادامه حیات است؟آقای نوریزاد هزاران سوال در پس کله من میگذرد خواهشا تعدادی از موارد ذکر شده را با توجه به تجربه خود و لمس کردن حال و هوای انقلاب پاسخگو باشید. با تشکر

    ———————-

    سلام دوست من
    من تنها این را می دانم که با افزایش آگاهی، روز به روز عرصه برحاکمان تمامخواه تنگ تروتنگ ترخواهد شد و راه برای برون رفت ازاین همه آسیب وننگ مهیا خواهد شد. امروز دیدم که مرکز پژوهش های مجلس آمار داده که ایران درکل خاورمیانه مقام نخست تورم را ودرجهان مقام ششم را داراست. این یعنی ورشکستگی. هرچند رهبر ودیگران مرتب بفرمایند اوضاع ما بهترشده وما پای پس نمی کشیم.

    با احترام.

     
  95. چه گويا وباصلابت !؟ گويي قلم بازيچه اي ست در اين دستان توانا ….ولي شوق پرواز دراين شاهين تيز پروازپير كجاست !!؟ شما وفرسايش .!؟ شما ومردن و زنده شدن !؟ درنگارش ..كسي كه شهد نوشته هايش كام ملتي وعالمي را شيرين نموده از نوشته هاي خود لذت نمي برد !؟ چطور ممكن است ….؟؟ در درون شما چه مي گذرد ؟ شايد اين از خصوصيات فرسودگي اقتدار باشد …..در سير وسلوك و عرفان سرخپوستان امريكا مرحله اي وجود دارد كه آنرا فرسودگي از قدرت يا بهتر بگوييم دراثر قدرت مي نامند ودرآن سالك از كثرت اقتدار تمايل خود به سلوك را از دست مي دهد وخود را منزوي مبيند و يا شايد منزوي مي خواهد ….در انجيل عيسي مسيح بيان مباركيست كه مي فرمايد “بكوبيد درب را چون باز خواهد شد ….” و مترادف زيباي آن د ر كلام الله است ….”ادعوني استجب لكم …”در مزامير داوود مي خوانيم …” تومرا از سياه چال بيرون آوردي و در دهانم سرود جديدي قرار دادي …” اين معاني تماما براي توست در زماني كه با او تنهايي از فرسودگي مگوي چون حق آنرا نداري …بعضي كور زاده مي شوند وبعضي خود باعث كوري خويشند ….وبعضي ديگر بينا يند و چشمان خويش را نمي گشايند آيا اين سه يك جايگاه را دارند ؟ البته فرسودگي حق شما نيست …..با خود بهتر از اين باشيد و در مورد خود با انصاف قضاوت كنيد ….وقتي براي شما مي نويسم نمي دانم چرا در خود قدرتي احساس مي كنم كه روان و با انرژي مي شوم ومي نويسم از شما ممنونم ….اين اصطلاح .” جايي براي خود دست وپا مي كنم …” در نوشته ي اخيرتان طنز تلخ با نمكي بود همسرم از آن بسيار لذت برد …كلمات شما روح خاصي دارد كه براي همه كس حرفي براي گفتن دارد …..در پايان خيلي دوست داشتم جسارت كنم وسن شما و تعداد فرزندانتان بپرسم …البته بيشتر دوست داشتم از نظرتان در مورد جنبش هاي مدني مصالحه جويانه آگاه شوم ولي شايد آن باشد براي زماني ديگر ….دوستدار كلمه هاي بينظير شما….مهران

     
  96. خدا بندگانش را دوست دارد

    ———————————-

    نوح از نوحه ها شد نا امید

    سر بصحرا ها زد از مردم برید

    پیش حق زانو زد و با التماس

    ناله ها کردی زخلق ناسپاس

    کاین خلایق بی ثمر در ارض تو

    میخورند روزانه از ارزاق تو

    بی سبب در گیر مال و قدرتند

    برده امیال و غرق شهوتند

    در غرور و کبر و تزویر و ریا

    آبرو را خورده قی کرده حیا

    با دروغ و غیبت و مکر و فساد

    راه کسب فضل ایمان را کساد

    بار الها بر چنین موجود رذل

    کی روا باشد چنین احسان و فضل

    منکه نهصد سال از این عمرم تلف

    شد بپای مردمی حیف از علف

    تیغ قهرت را در آور از غلاف

    تا ببندی راه تزویر و خلاف

    چونکه کشتی جمله را برنا و پیر

    از خمیر بهتری یک چانه گیر

    چون شنید آن داور والا تبار

    قصه نوح نبی با حال زار

    گفت پیامبر را بشرطی ان کنم

    برکنم ازبیخ و بن بنیان کنم

    باید اول تو بسازی کوزه ها

    قد و نیم قد از همه اندازه ها

    چونکه فائق آمدی بر کار خویش

    راز خلقت را بگویم بر تو بیش

    نوح از این شرط خدایی بی امان

    کوزه ها از گل بنا کردی چنان

    کوزه را با آتش کوره جلا

    وارهاندی جمله را از هر بلا

    چونکه فارغ گشتی از کوزه گری

    بیگمان دیدی زآنها دلبری

    خیره بر مخلوق و خالق را سپاس

    منتظر در حکم خلق ناسپاس

    نغمه ای شیرین نوایی دلنواز

    گفته بشکن کوزه ها از نو بساز

    نوح از این فرمان به شک افتاده گفت

    از چه باید کوزه بشکستن به مفت

    خون دل خوردم که تا گل شد سبو

    راحت آنرا من ندادم رنگ وبو

    چون توانم از خودم افکنده دور؟

    دل بانها بسته ام با عشق و شور

    بار دیگر آن نوای دلنواز

    پر نموده گوش نوح از رمز و راز

    آفریدی کوزه ها را تو به رنج

    من به حبم آدمی مانند گنج

    تو از آن گل کوزه ها کردی علم

    من باین دل داده ام روح و قلم

    تو چرا از گل شکستن ناتوان؟

    طالبی دل بشکنم من آنچنان؟

    ناسپاسی های حق از کردگار

    توبه دارد بیگمان در روزگار

    قلع و قمع جمله جنبندگان

    ناروا بر خالق این کهکشان

     
  97. جناب نوری زاد عزیز . از مدتی قبل به جهت تکراری شدن وبی نتیجه بودن و یکنواختی اعتراضات و روشنگری ها و ناله های شما که باعث پژمردگی و دلسردی من شده بود به حقانیت راهی که درپیش گرفته اید و گرفته ایم شک کرده بودم . قبلا شما را متهم کرده ام که تبدیل به دریچه تخلیه خشم وبغض مردم شده اید و جهت و کیفیت حمله هایتان را مردم فریبی میپنداشتم که اینک از شما پوزش می خواهم . با کمال تاسف من و ما در این جامعه سردرآخور داریم و جز به خود و شکم و//// اهمیتی نمی دهیم چرا که ما برآمده و شکل گرفته وساخته شده در این فرهنگ استبداد زده ایم و رهبرانمان نیز …. همه در این خیال که دستی ازغیب برون آید و کاری بکند و با ترس از گربه های شاخدار و فراموش کرده ایم قدرت جمع را واینکه
    آفتابی لب درگاه شماست که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد
    عذرخواهیم را بپذیرید

     
  98. خیلی خیلی قبولتان دارم شما خیلی با صراحت ساده صادق ارام شمرده شمرده به چالش میکشید کسی را که دیگران حتی در خواب شبانه خود انرا نخواهند دید امیدوارم همیشه سالم باشید خیلی خیلی خیلی دوستان دارم امیدوارم موفق موفق باشید مواظب خودتان باشید چقدر صدای شما خوب وموثر است

     
  99. با سلام خدمت استاد عزیزم جناب آقای نریزاد.معظم له فرمودند:من گفتم با فساد اقتصادی مبارزه کنید…….اینهم دروغی دیگر:1.اگر راست میگفت ؛چرا گفتند کش ندهید؟2.چرا آقای جهرمی محاکمه نشد؟غیر از اینست که نامبره امین بیت ایشان بود؟ایشان آنقدر نقطه ضعف دارد که جرات نمیکنند برخوردی جانانه با احمدی نژاد کنند.دلیل آن ناراحتی ملت نیست؛بلکه کارنامه سیاهی است که //// بخصوص آقا مجتبای – ایشان دارند.اتفاقا ملت از افشاگری احمدی نژاد خیلی هم خوشحال شدند.تازه مگر ملت و ناراحتی ملت در قاموس معظم له جایگاهی دارند…………….؟

    ———————–

    سلام مجید گرامی
    درست می فرمایید. این آقای جهرمی که ناگهان شب خوابیدوصبح که بیدارشد خود را “سید” نامید ودراین اختلاس بزرگ یکی ازسرشاخه های اصلی است چرا نباید اسمش دررأس مفسدان باشد؟ این است که قانون را ازریخت می اندازد. مثل رهاندن قاتلی مثل جلال الدین فارسی که باید بخاطر کشتن مرحوم رضاخانی باید اعدام می شد اما شیخ محمد یزدی خون آن مرحوم را پایمال کرد واین قاتل را نجات داد. قانونی که دستمال دست حاکمان باشد، همان بهترکه اسمش دستمال باشد ونه قانونی که ازکانون عدل الهی برآمده است.

    .

     
  100. احسان از تهران

    با سلام و درود به جناب نوریزاد، مجاهد نستوه در راه سربلندی میهن و ملت

    استاد، نمیدانم دیگر چطور باید حسن نیت خود را به این تشنگان قدرت ثابت میکردید که نکردید؟ از خود میپرسم آیا کور سوی امیدی هست که آقای خامنه ای در گشت و گذار اینترنتی خود، علی وار، لختی پای درد دل شیعیان علی ابن ابیطالب بنشیند و برای یکبارهم شده صدای درد دل ما را از حنجر شما بشنود؟ اما باز از خود میپرسم، آخر چطور؟ سالهاست که دلسوزان برادر وار از درد دل برای ایشان نوشته اند، اما دریغ از یک کلمه که در پاسخ دوستان داده باشند… نمیدانم شاید ما را دشمن میپندارند…. اما اگر ما دشمنیم دوست کیست؟ بفرمایند تا ما به هیات ایشان در آییم بلکه تفقدی کرده و غمنامه ما را هم ورقی بزنند… جناب استاد، خود من به شخصه امیدی به خوانده شدن حتی واژه ای ازغمنامه هایی که شما از طرف ما مینویسید، ندارم… استاد من بعنوان یک شاگرد حقیر از شما خواهشی دارم. ازآنجاکه میدانم شما از شیعیان راستین علی ابن ابیطالب هستید، همانان که تن به لقمه های حرام نیآلوده اند و روح خویش را با لذات زودگذر دنیا تباه نکرده اند، از شما میخواهم باهمان سبک نوشتاری زیبا و دلنشین خود، نامه ای خطاب به سرورمان علی علیه السلام بنویسید تا شکایت پسر را پیش پدر ببریم. براستی که باور دارم ایشان از هر زنده ای زنده تر و از هر شنوایی شنواتر هستند… اگر برایشان نامه ای نوشتید نخست سلام و ارادت ما را به جنابش برسانید و بگویید: علی جان دلمان برایت این روزها بیشتر از همیشه تنگ است اگر صدای ما به گوش پسرت نمیرسد پس تو بشنو این صدای اندوه ما را… برایشان بنویسید: پس از تو دیگر دستی در سیاهی شب از آستین بیرون نمی آید تا لقمه نانی و لبخندی بر لب یتیمان شهر بنشاند…. برایشان بنویسید: علی جان، امروز دستی، اگرهم از آستین برون آید، برای گرفتن کودکی از آغوش پدر و مادرش یا برای انداختن طناب داری برگردن جوانیست یا برای گرفتن روزیه کارگر دلشکسته ای است که ماههاست عرقش خشک شده اما از دسترنجش بی نصیب مانده…و در آخربنویسید: یا علی مرتضی ما دلشکستگان آستانت از شما تمنا داریم دست پسرت را از ستم بر ما کوتاه کنی و آلام امتت را التیام بخشی… و در پایان برایشان بنویسید: دستت را میبوسیم ای همیشه مرد، و منتظر پاسختان خواهیم بود چونانکه یقین داریم تو، تو ندای ما را لبیک خواهی گفت…..

    ———————-

    سلام احسان گرامی
    آنچه نوشتنی وگفتنی بود خود شما قلمی کردید وچیزی برای من باقی نگذاردید.

    .

     
  101. با سلام خدمت نوری زاد عزیز.
    من مدتهاست نوشته های شما را میخوانم.خسته نباشید اما نوشته بالا با نوشته های قبلی شما از نظر حال و هوا کمی فرق دارد.عزیز من نوشته هایی که از قلب و دل شما منتج میشود را احساس میکنم.

     
  102. باسلام و تشکر . در تایید سخنان جنابعالی در همان جلسه 28/11/91 به تعداد حضار عکس داده بودند به افراد که آن را جلوی صورتشان بگیرند یعنی رهبر همه جا باید زیاد دیده شود حتی در حضور خودشان و حسینیه مورد سخنرانی . آیا واقعا آنروز آنهمه عکس زشت نبود ؟ بعضی ها که چند عکس یکجور در دست داشتند !
    علی

     
  103. نشاني از بي نشانها

    واي اين شب چقدر تاريك است
    اندكي صبر سحر نزديك است.

     
  104. جناب نوریزاد عزیز بنظر می رسدحسگر های راست آزمایی شما نیاز به کالیبراسیون دارد چون تعداد ناراستی های شنیده شده از ناخدای خدا محور بی بدیل(برداشت مجلسیان از ولی ////) چنانچه حق را میزان قرار دهیم رتبه حد اقل 3 رقمی خواهد داشت آنهم فقط در همین سال تولید ملی(این ملی را باید مثل صغری خواند).
    البته این خصیصه یادگار کسی است که اقتصاد را مال خر می دانست و وعده آب و برق و اتوبوس مجانی می داد و دموکراسی از نوع فرانسوی را تبلیغ می کرد .شهادت را سعادت از برای امت می دانست ولی نه برای فرزندان و نزدیکان خود ومخالفت با اعطا حق رای به زنان موتور محرکه عصیانش بود.
    ولی در یک مورد دیگر هم نظری مخالف نظر شما دارم و آن آنجاست که فرموده اید اگر رسول الله اراده ی اداره این سرزمین فقیه زده را داشت مطلقا اجازه نصب عکس خود را نمی داد! جناب نوریزاد پس این صلوات که روز و شب می گوییم چیست؟
    آقای نوریزاد این کامنت را صرفا برای شما نوشتم چون احساس می کنم صادق هستید ، چنانچه صلاح دانستید آنرا حذف کنید چون اگر به رویت شما رسیده باشد کفایت می کند. موفق باشید

     
  105. آقای نوریزاد تا کی نصیحت و گفتن؟….آیا وقت آن نرسیده که یک بسیج همگانی از مردم راه بیفتد و استبداد را سرنگون کند؟…آیا باید همه ذره ذره بمیرند…اینان مثل شاه نیستند، اینان چون معاویه هستند و یزید و عبیدا.. زیاد…اینان رحم ندارند و همه مردم را بنام اسلام!!!!!!!خواهند کشت…باید کاری کرد…مرگ بر استبداد سیاه

    ——————————

    دوست من بسیج همگانی مستلزم افراختن آگاهی است. درغیراین صورت به یک جنگ داخلی فرساینده منجرخواهد شد. دست به اسلحه بردن اصلا برازنده ی ما نیست. ما بشیوه ای دیگر – ازطریق فرابردن آگاهی های جمعی – زیرپایشان را خالی می کنیم.

    .

     
  106. سلام یک سئوال اساسی چند سال است ذهن مرا مشغول نموده و آن این است که از آنجایی که طبق فانون اساسی وظیفه مجلس خبرگان رهبری نظارت بر اعمال و رفتار و نوع مدیریت رهبری در جامعه می باشد چرا ؟چرا؟ به جای آنکه خبرگان رهبری در جلسات کسل آور خویش رهبری انقلاب را به این مجلس جهت پاسخگویی به ایرادات و عملکرد و مدیریت ایشان دعوت نمایند اعضای مجلس فوق به حضور ایشان شرفیاب شده و تازه !! از ایشان رهنمود دریافت می نمایند. اگر امکان دارد عزیزی این سئوال را پاسخ منطقی دهد.

     
  107. اتفاقا به نظر من از این تشر رهبر به شعبان بی مخ ها باید خوشحال بود. برای اولین بار بود و شاید نتیجه انتقادات مداوم آقای نوریزاد.

     
  108. jenabe aghaye nourizad
    lotfan dar yeki az namehayetan be rahbar gooshzad konid ke be aghab bargardad ,zamani ke dar majles oo ra be rahbari bargozidand delash larzid va tanash tekan khord va dar aghaz az paziroftae in masooliyat sar baz zad ta emrooz ke be mesdaghe ayeye “enna araznal amanata alal……………..va hamalahal ensan ennahoo kana zalooman jahoola” dele narmash az sange kharaye koohha va khake sefte zamin sakht tar gashte choonan ke andarzhaye noorani va akande ba hamde mohammad e nourizad ham dar vey asari nemikonad va hatta in mansab ra be gofteye khodash hasele doahaye pedarash dar haghe khod midanad

     
  109. بسی روشن و آشکار است عملکرد این انصار شیطان…حیدرگویان آدم می کشند.
    در پناه خدا باشید.پرده های حرمت این بی خدایان فروریخته

     
  110. آی مرد مردان . نوریزاد دلاور دستت را میفشارم آی مرد تو بجای میلیون مردی که فقط از مردانگی نامش را دارند و شهامت شان کمتر از بزی سالخورده است . حریف میطلبی و میدان را آذین بسته ای . تو یکی همچون گل محمد کلمیشی در کتاب کلیدری . نمیدانم تو به زمانه خود نیستی یا به گذشته تعلق داری و یا به آینده . خلاصه هرکه و هرچه هستی برای این زمان نیستی . چون زمانه متعلق است به مردانی که عصا از کور می دزدند . نه اسم مردهم بر این جماعت بزدل و خاموش زیادی است . دریغ از فریادی حتی به نیم شب . آی مرد تو حلاج امروزی که اسرار هویدا میکنی . بعد از تو خواهند نوشت مردی که به خون خویش وضو ساخت .

     
  111. درود بر شرف حر ما که این چنین با صداقت و خلوص نیت حرف دل یارانش را بر قلم جاری می کند احسنت بر تو ای دلاور و دست حق همراهت یا علی

     
  112. مهرداد محمودی

    سلام استاد شجاعت و شهامت
    استاد به این خاطر که دیگرانی که باید سخن حق بگویند ولی جرآت بیانش را ندارند بیایند نزد شما و شاگردی کنند.کاری از دست من و ما آدم های جبون و ترسو جز دعای خیر برای شما برنمی آید. اگر خدای قاسم الجباری هست حق ما زجر کشیدگان ایران زمین را از ضحاکان زمان بگیرد. موفق و پیروز باشید. موفق و پیروز باشید ، موفق و پیروز باشید.

     
  113. متشکر از تحلیلهای ریبا وبجای جنا بعا لی

     
  114. ان شا ء الله

     
  115. با تشکر از جناب نوری زاد به خا طر تحلیلهای زیبا وبه جای جنا بعا لی

     
  116. حکومتهایی که اساسی‌ مردمی دارند و بر اساس دموکراسی واقعی‌ شکل گرفتند هیچ وقت با هم نمی‌جنگند

    به امید روزی که قدرت به دست صالحین بیفتد.

     
  117. محمد حسین شکوهی

    درود بر جسارت شما برای آگاه کردن کسانی که چشمشان را بسته اند… گوششان را گرفته اند… و زبانشان را در کام فرو کشیده اند… ولی یک پیشنهاد دارم… این دوران را با شخصیتهای دینی و اسلامی قیاس نکنید.. تمام تعصبات.. قتلها.. تجاوزات.. و خیلی رذایل دیگر به نام همین دین بوده است خاصه نه اسلام… مسیحیت…و غیره… ما که آن دوران و آن شخصها را ندیدیم… بگذاریم با احترام در همان تاریخ بمانند… همین تاریخ در رابطه با حکومت به اصطلاح اسلامی ایران و ولایت فقیه قضاوت خواهد کرد….

    ————————-

    سلام محمد حسین عزیز
    من نیز به همین نکته ای که شما بدان اشاره کردید معتقدم که نباید شخصیت های تاریخی را درامروز ودرمقایسه با اشخاص امروزین رصد کرد. آنها متعلق به تاریخ اند وتنها حس وحال وتجربه هایی که ازخود به یادگارنهاده اند می تواند راهگشای ماباشد. اما من ازاین روی گاه به این شخصیت های دینی رجوع می کنم که حاکمیت درفریبی دهها ساله همه ی پیامبران وامامان را برای خود بلوکه کرده است. من دراصل با پیش کشیدن پای بزرگان دینی به اینان می فهمانم که ما فریب نمی خوریم. بفرض هم که شما به پیامبر تأسی می کنید، به این دلایل اگر او امروز بود مطلقا مثل شما عمل نمی کرد. این تأکید های من بنحوی خالی کردن زمین زیرپای اینان است.

    با احترام

    .

     
  118. سلمان سیما ازتونتوی کانادا

    سلام آقای نوری زاد.
    این دو تا خوابی بود که در دوشب پشت سر هم دیدم و یک سری حرفای ته دلم. روی فیس بوکم شیر کرده بودم. دوست داشتم برای شما هم ارسال کنم.
    با احترام.

    برای دومین شب متوالی هست که دارم خواب زندان می بینم. الان هم که دارم این رو می نویسم دم دمای طلوع صبح هست توی تورنتو. دیشب خواب دیدم تو یه جایی من و ساسان هستیم و من دارم از ساسان می پرسم کی میای بیرون؟ جواب می ده یه سری کاراشون تموم شده ولی من یه کم کار دارم. بعد بهش می گم قوی باش ما این بیرون هر کاری بتونیم براتون می کنیم و اخبارت ترکیده. یک لبخند رضایتی رو لباش می شینه. بگذریم از قسمتی از خواب که احمدی نژاد برای گرامیداشت سیزده آبان در دانشگاه آزاد تهران جنوب (دانشگاه محل تحصیلم) حضور داشت و پلاکاردی که در دفاع از زندانیان سیاسی کانادا در سالن برگزاری مراسم آویزون بود که حراست سر اون پلاکارد حساس شده بود. بعد از خواب دیشب که بیدار شدم بلافاصله تو اخبار آزادی خانم فاطمه ساغرچی رو متوجه می شم. الان هم خواب دیدم من رو بردن زندان؛ خیلی سخت بود. حتی چند دقیقه بعد از بیداری برام طول کشید تا بفهمم زندان نیستم. تو خواب دیدم یه جایی هستم که توی یک زندانی که یه سمتش طوری طوری هست و می تونم بقیه رو ببینم، حبسم. یعنی در عین اینکه تو یه بندعمومی بود و اونجا 350 نبود، در داخل بندعمومی یک جور ارتباط محدود داشتم با بقیه. از یکی می پرسم پس مجید کو؟ می گه بردنش انفرادی!!! با ناراحتی می گم این ها می خوان صدای مجید شنیده نشه ولی مجید جایزه صلح دانشجویی رو برد و صداش رو همه جهان شنیدند. بعد تو همون محیطی که مثل یک سلول هست و یک سمتش طور طوری هست می خوابم. یکی از هم بندی ها میاد عکس یه الاغ رو روی کاغذ می کشه و می گه بیدار شو ملاقاتی داری. بعد می رم ملاقات. صدای مادرم و یکی که همراهش هست میاد. نمی دونم کی بود ولی فکر می کنم خواهرم بود. توی ملاقات من چندین بار به مامان تاکید می کنم که به هیچ وجه کوتاه نیاید. حتی اگر گفتن من رو آزاد می کنند به هیچ وجه کوتاه نیاید. بعد مادرم خیلی مهربون می گه: سلمانم، قاضی ات گفته تو نود صفحه بازجویی پس دادی ولی تو این نود صفحه نتونستن یک کلمه علیه ات در بیارن و محکوم ات کنن. ناخود آگاه من می گم: ای ول ساسان!!! بعد من با یه کم عصبانیت می گم که ما اینجا مقاومت نمیکنیم که شما اون بیرون سکوت کنید. مادرم میگه ما سکوت نکردیم و مثل دفعه پیش پیگیر هستیم. من می گم بیشتر! حتی بیشتر از دفعه پیش! از خواب بیدار می شم. خواب در عین اینکه بد بود؛ خوب هم بود. نود صقحه بازجویی دادن بدون سوتی. تصمیم گرفتم بیام تو فیس بوک داد بزنم. هر چه بادا باد. من اهل ناله های فیس بوکی نبوده و نیستم. بارها و بارها هم گفتم و می گم جلوی امثال مجید و ساسان و مهدی و ضیاء و … واقعا شرمنده ام. الان هم برام مهم نیست بگن که فلانی از بیرون گود می گه لنگش کن. یعنی واقعا احساس تکلیف کردم که دارم این ها را می نویسم. هر عزیزی هم هر چیزی میخواد بگه بگه! اینکه من در خارج از کشور و یا داخل کشور باشم تردیدی در این واقعیت که اطلاع رسانی و مصاحبه خانواده با رسانه ها از موضع عزت تاثیر مثبتی دارد ایجاد نمی کند. این امری است که بارها و بارها ثابت شده است. خانواده و نزدیکان عزیزان بازداشت شده مراعات و حساب چه چیزی رو می کنند، بنده حقیر نمی فهمم. اگر مصاحبه و اطلاع رسانی بکنند فرزند/ همسرشون رو می اندازن زندان؟ می اندازن انفرادی؟ ممکن هست بندازنشون 209 یا 240؟ تلفن هاشون رو قطع کنن؟ یا اینکه ممنوع الملاقات کنند؟؟؟
    خانواده محترم روزنامه نگار بازداشت شده عزیز شما در اطلاع رسانی در مورد عزیزتون کوتاهی کردید. اون از هفته اول که به حرف یک قاضی فکر کردید فرزند/ همسرتون آزاد می شه. این هم از وعده های سر خرمن که امروز آزاد می شه، فردا آزاد می شه. همین جوری الکی الکی بیست و چند روز گذشت. بیست و چند روز انفرادی؟؟؟؟ می دونید انفرادی یعنی چه؟ آره سلمان به تومربوط نیست. کاسه داغتر از آش نشو. حق نداری در مورد خانواده ها این جوری صحبت کنی.
    البته از نظر بنده دوستان عزیز هم کوتاهی کردند که خانواده ها رو تا بدین لحظه نتونستن مجاب کنند برای امر اطلاع رسانی. آقا و خانم اگر خانواده ها از در راهت ندادن، از پنجره برو، تلفن بزن، هزار جور می تونی باهاشون صحبت کنی که مصاحبه و اطلاع رسانی از موضع عزت مثبت هست. متاسفانه یک ژستی مد شده که هرکسی خانواده ها رو دعوت به سکوت بکنه انگار بیشتر متوجه هست و خوب لابد اینجوری روشنفکرانه تر هست. اسم این رو هم دوستان گذاشتن درک شرایط خانواده ها! آگاهانه و یا ناآگاهانه و با کمال بی خردی و عدم عقلانیت و شجاعت تنزه طلبی پیشه می کنیم و صدها تجربه موفق اطلاع رسانی رو نمی بینیم و حتی خانواده ها رو به سکوت تشویق می کنیم، اسمش رو هم می ذاریم درک شرایط!!! نیت دوستان که اغلب خیر هست ولی دعوت به سکوت و یا عدم مجاب کردن خانواده ها به اطلاع رسانی نتیجه اش همون چیزی هست که نیروهای امنیتی می خواهند. آره خوب واقعا سخت هست بشینی یک ساعت تلاش کنی تا یک خانواده ای رو قانع کنی و براش استدلال کنی که اطلاع رسانی و مصاحبه به نفع اون بنده خدایی هست که کنج سلول داره می پوسه. شاید خانواده طرف از دست آدم ناراحت بشه، بهتره ما شخصیت خوب داستان باشیم. رفیقمون هم که آزاد شد می گیم اخبارت رو شیر کردیم و به خانواده ات هم سر زدیم و تلفن کردیم. کسی هم ایرادی نمی گیره. ولی با خانواده اش وارد بحث نمی شیم تا مبادا آدم بده داستان بشیم. عافیت طلبی آفت بدی است.
    خانواده و دوستان محترم عزیزان بازداشت شده این دیالوگ ها و عبارت ها براتون آشنا نیست؟ خانم/ آقا فکر کردید ما دوست داریم فرزند/ همسر شما بازداشت بشه؟؟؟ نه! یک سری کارها کردن که خوب باید توضیح بدن. قرار هم بود آزاد بشن ولی اون بیرون این رسانه ها خیلی شلوغش کردند. از اول هم قرار نبود این ها رو نگهداریم. خوب این شلوغ کاری ها باعث شد پرونده پسرتون/دخترتون/ همسرتون پیچیده بشه. حالا هم به نفع خودشون هست که همکاری کنند. شما هم با مصاحبه و اطلاع رسانی وضعشون رو پیچیده تر نکنید. ما که نمی خوایم وضع فرزند/همسر شما بدتر بشه. بهتر هست شما هم به دوستاشون بگید این همه الکی شلوغش نکنند. هر بیانیه ای که میاد بیرون پرونده اینا رو سنگین تر می کنه.
    خانواده روزنامه نگار و فعال سیاسی بازداشت شده عزیز و گرامی اگر منتظر هستید که جناب آقای بازپرس، جناب آقای دادستان، جناب آقای قاضی و اون بازجوی بی شرف یا همون کارشناس محترم پرونده بیاد بگه آره حتمن برید مصاحبه کنید و مصاحبه برای فرزند/ همسر بازداشتی اتون خوبه و ویتامین داره، هرگز چنین چیزی اتفاق نیفتاده و نخواهد افتاد. هیچ مقام امنیتی این را نخواهد گفت. اگر هم فردا روزی مصاحبه و اطلاع رسانی کنید دقیقا خواهند گفت: خودتون کار فرزند/ همسرتون رو خراب تر کردید. اگر مصاحبه نمی کردید قرار بود آزاد بشه ولی الان پرونده اش پیچیده شده. مقام های امنیتی بعد از مصاحبه شما خواهند گفت: برید از همون هایی که باهاشون مصاحبه کردید بخواید که فرزند/ همسرتون رو آزاد کنند. ولی واقعیت اینه که مصاحبه و اطلاع رسانی وضعیت افراد بازداشتی رو بهتر می کنه. والله که بچه ها دارند اون تو مقاومت می کنند و عدم اطلاع رسانی و مصاحبه از سوی خانواده ها دقیقا کاری است که نیرو های امنیتی می خوان. من نمی دونم از کی نیرو های امنیتی خیرخواه بچه ها شدن. حتی یک مورد سراغ نداشته ایم که مصاحبه کردن، دادن نامه سر گشاده، رنگ آمیزی کردن جناب آقای دادستان و خلاصه فشار و ایستادگی خانواده شرایط رو بدتر کرده باشه. ولی تا دلتون بخواد سکوت کردن وضعیت رو بدتر کرده و می کنه.

    خانواده محترمی که عزیزتون بازداشت شده می دونم شرایط اتون سخته. جسارت این بنده حقیر رو ببخشید. ولی می خوام بگم:
    صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را
    نیکی چه بدی داشت که یکبار نکردی

    مصاحبه و اطلاع رسانی چه بدی داشت که یکبار نکردی؟ مشخصا منظورم رسانه های دیداری و شنیداری هست که مخاطب میلیونی دارد.

    پینوشت یک: همانطور که ذکر شد یک بخش این کوتاهی به دوستان افراد بازداشت شده هم برمی گردد. از نظر این بنده حقیر بر دوستان عزیزان بازداشت شده واجب کفایی و در عین حال واجب فوری است که خانواده های این عزیزان را مجاب کنند و حتی تحت فشار و رودربایستی بگذارند که برای عزیزانشان اطلاع رسانی و کار خبری گسترده کنند.

    پینوشت دو: این همه خواب و همه تعبیر خوابم نبود. یک سری حاشیه ها و تعابیر دیگه هم داشت که به دلایل امنیتی ترجیح دادم که گفته نشود.

    پینوشت سه: در خواب من و هجوم افکار بعد از خواب؛ ساسان آقایی، سلیمان محمدی، میلاد فدایی اصل و تعدادی از هم دوره ای های دانشگاه حضور محسوس دارند.

    پینوشت چهار: دلم نیامد از پدر و خانواده ام تشکر نکنم. همین جا خاک پای پدر را سرمه چشمان می کنم.

     
  119. امروز تو ای علی نام گشتی به سرای من تو مهمان

    امروز در این سرا که هستی در محضر خدا نشستی

    امروز تو را به هر سوالی باید که شود یک جوابی

    امروز منم قاضی این شهر تو متهم ردیف اول

    شاکیان در دادگاه حاظر شدند

    شاهدان بر صندلی ثابت شدند

    بخوان !بخوان ای دوست وصف شاکیان را

    من مادرم

    من شاکی این ابلهم

    پشت این دیوارها پوسیده ام

    در نهایت مرگ فرزند دیده ام

    چشماهیم اشک

    گونگانم خیس

    امروز من شاکیم !ای علی! ای رهبر پر ادعا

    شاهدانم مادران پشت این دیوارها

    شاهدانم اشکها بر گونه ها

    ناظرانم مردم بی ادعا

    قاضی مجلس فریادی بیاورد ای علی

    داری از خود تو دفاعی بهر این
    گفت:چشم وزبانم دوختی
    آتشی در قلب من افروختی

    من شهیدم

    .خون خود را داده ام از بهر دینم

    شاکیم از رهبری

    ای علی!در سرای فانی دنیا تو کردی رهبری

    امروز من هم شاکیم!شاکی خون جوانان وطن

    همسر من را تو کردی منزوی

    آن یتیمانم چشمهاشان خیس

    از اشک آورو ظلم و ستیز

    شاهدانم خون

    شاهدانم اشکهای گونه ها

    شاهدانم پوکه ها .خمپاره ها

    قاضی مجلس فریادی بیاورد ای علی

    داری آیا پاسخی تو بهر این

    گفت :چشم وزبانم دوختی

    آتشی در قلب من افروختی

    من علی

    آن شیر ژیان

    آن حیدر کرار !آن مرد مردان

    من علی

    شاکیم ازاین معاویه

    این معاویه گم تو لباس علی

    شاهدانم شیعیانم

    شاهدانم مادرانم

    شاهدانم شهیدانم

    شاهدانم مردمانم

    شاهدانم دخترانم

    قاضی مجلس فریادی بیاورد ای علی

    ای علی پشت این نقاب دین

    داری از خود تو پیامی بهر این

    گفت:(من ندامت زده از کار خویش
    مانده ام در ورته افعال خویش
    باسلام به شمامن این شعر را تحت تاثیر یکی از نامه های شما نوشتم ورهبری را در یک دادگاه الهی فرض کردم
    ولی با تمام ظلمی که بر من شده وحتما برشماهم بیشتر از من .من رهبری را می بخشم امیدوارم قاضی الهی هم ببخشد.امیدوارم؟

     
  120. انا لله و انا الیه راجعون
    در تیتر خبری جدید اعلام میشود آقای نوریزاد به دلیل سکته قلبی دار فانی را وداع گفت

     
  121. تا همین ارائه نظرها هم، نوری زاد ما سر رابر کفدست نهاده بیش از این توقع داریم؟

     
  122. پیرزن و سلطان سنجر

    سلام جناب اقای نوری زاد
    انچه گفتی فریادی بود که دیر زمانیست در گلوی خسته این مردمان که به اهریمنی کشنده تبدیل شده است باور کن من زخمی از دست کسانی هستم که به جرم عضویت در فیس بوک حریم خانه ام که هیچ حرمت همسر باردارم را نیز دریدند و تلخکامتر انکه با نام اسلام اینگونه مینوردند حریم انسانی افراد را حرفهایت مرحمیست بر این زخمه کهنه جوابم را بده ایا قیامتی دوزخی پل سراطی نکیر و منکری دفتر اعمالی هست یا ما افیون شدگان این حدیث ناپایانیم .دوستت دارم و بدان انکه از دل و با ترس از دژخیم مردمان دوستش بدارند عزیزترین است .

    ————————-

    سلام دوست گرامی ام
    معتقدم احاله ی کارهای دنیاوی انسانها به آخرت ونامه ی اعمال وپل صراط – با هرحقیقتی که درپس خود داشته باشند- دکانی شده است برای کسانی که با فریفتن ما نان می خورند. مثل این که درمحرم وعاشورا ما را به گریستن مظلومیت زنان وکودکان کربلاییان ترغیب می کنند وازپرداختن به زنان ومردانی که حرمتشان توسط همین حاکمان دریده می شود بازمان می دارند. ما باید درهمین دنیا تکلیف بسیاری ازکارهایمان را خودمان روشن کنیم. این دنیای ماست که اگرآراستگی انسانی پیدا کند حتما به آخرت ما نیز نورمی افشاند.
    با احترام

    .

     
  123. باسلام
    جناب نوری زاد، با انتقاد از شما جهت مقاله قبلی که درآن “ضد انقلاب” را با”انقلاب” اشتباه گرفته بودید و امیدوارم به آن پی برده باشید (واگر شما خودتان را انقلابی می دانسته اید هم در اشتباه بوده اید زیرا الان می توان به شما انقلابی بودن را نسبت داد، نه آن زمان ها که در جبهه ضد انقلاب تشریف داشتید) برایتان تداوم سلامتی و آزادی و آزادگی از خدای منان طلب می کنم. اگر در سخنان آقای خامنه ای توجه بیشتری می کردید، متوجه می شدید که ایشان دروغ نگفته است. پس از انتقاد از ارازل و اوباش فقاهتی، اضافه می کند که نیروهای خودشان را برای روز مبادا جمع آوری کنند. واین امر نشان می دهد که ایشان به قول شما نه تنها مخالف نیست، بلکه به آنان احتیاج هم دارد. بنابراین، به نظر من آن جریان به دستور ایشان نبوده است. هدف ازاین سخن هم برای جمع آوری تمامی ارازل و اوباش اطراف روحانیان می باشد تا همگی را تحت امر خودش و یک فرماندهی واحدقرار دهد. آقای خمینی هم در برهه ای اززمان دست به این کار زد. با این حال من احمدی نژاد را بر میرحسین برای آینده کشور ترجیح می دهم. این روزهای سخت می گذرند و باید برای آینده بهتر تلاش نمود. قلمتان مستدام و قامتتان استوار باشد.

     
  124. چه فرقي ميكنه

    سلام
    آقاي نوري زاد شما در كلام رهبري صداقت نميبيني ومن هم در كلام شما بغض وكينه ميبينم. شما با عينك كينه اي كه بر چشم زده ايد نبايد چيزي غير از اين ببينين. برادر اينهمه بغض و كينه فقط نشانه حب نفس شديد حضرتعالي دارد وبس . اينكه هميشه تمام كارهاي رهبري را غلط ميشماريد نشان از بي صداقتي شما ندارد؟ آيا شما با وجدان بيدار حرف ميزنيد يا بانفس آلوده به حب مقام ورياست ؟ برادر كساني كه چون مگس هستند در پيش عقلا حقير و ابله,حال شما بفرماييد كسي كه ازاين هم فراتر رفته وكار خوب را هم كثيف ميبيند چه جايگاهي دارد؟ تعريف جنابعالي از شعبون بي مخ چيست؟(كساني كه بدون تفكر وبا چشم بسته واز روي تعصب غلط اقداماتي انجام ميدهند) حالا شما خود را در ين فرمول قرار دهيد چه ميبيند؟ با اين همه كينه نمشود منصف بود .
    برادر اميد چنداني به خواندن مطلبم نمي بينم چون خلاف حالات جنابعالي است .
    اما باز بشما مگوييم انصاف در فكر وبيان داشته باشيد.
    برادر شعبون بي مخ بودن هنر نيست واگر كسي براي شما كف سوت زد كمك به جهالت كرده. چون يا او هم همين صفت رادارد يا مكاره است.
    برادر نگاهي به كساني كه براي شما مطلب ميگذارند يا مقاله ميدهند نگاه اجمالي بفرماييد. چند نفر را ميبينيد كه موجه وشهره به راستگويي و صداقت بين توده مردم باشند(نه زمام داران ايران و طرفداران متعصبشان) بغيرازفحاشي و سياه نمايي كامل چيزي هست؟
    من منتقد شما بودم نه دشمن شما (يا علي)

    ———————–

    سلام دوست خوب من
    ازاین که درنقد من ازدایره ی ادب فراتر نرفته اید مرا مدیون خود ساخته اید. دوست من، خدا نبخشاید مرا که بخواهم کینه ای را آذین ببندم وآن را بصورت یک نوشته به شما حقنه کنم. کینه ها اگرتهی ازاستدلال باشند، حتما ذات خود را عریان می کنند. این درست که گاه چرخش قلم من به سمتی است که ازآن لبخند وشادمانی وهمراهی وهمدلی برنمی آید اما دریک مطلب صریح وعریان ظرافتی نهفته است که درمطالب جانبدارانه هرگز نیست. چشم. بیشتردقت می کنم که منصف باشم. اما ایکاش برای من می نوشتید که کجاها ازجاده ی انصاف خروج کرده ام. اگر اعتراض شما به واژه ی شعبون بی مخ هاست که من باید ازمرحوم شعبان جعفری پوزشخواهی کنم. چرا که رفتاری که لات های مذهبی ازخود بروز می دهند آنقدر شنیع است که درمقایسه با رفتار آن مرحوم مثل تفاوت یک عربده است با یک نغمه. تنها یک نگاه به آسیب هایی که اینان درتخریب زندگی وآبروی مخالفان ومعترضان بکاربسته اند می تواند ما را به ذات این هیولاها دخول دهد. بازهم سپاس از شما وادب تان. چشم. بیشتردقت می کنم.
    با احترام

    .

     
  125. احسنت حسین آقا! مساله ادعای پیگیر بودن رهبر در مورد مساله فساد در کشور ، دروغ دیگری است که میتواند دست مایه یک نوشته مفصل برای آقای نوری زاد باشد،اگر این ادعا راست بود پس چرا استثنا کردن این و آن شخص از پیگیری پرونده فساد (باادعای مصلحت و این قبیل مزخرفات) تبدیل به قاعده شده است؟!
    چرا قانونی به تفسیر و امضاء شورای نگهبان منصوب ایشان میرسد که مفاد آن
    استثناء کردن نهادهای زیر مجموعه بیت ایشان است از شمول نظارت مجلس شورا و مجلس خبرگان؟! اینها تبعیض نیست؟ ما معتقدیم شخص ایشان هم باید در هزینه کردن بیت المال در کمک به حکومتهایی مثل بشار قاتل از طرف
    مجلس خبرگان مورد سوال و بازخواست قرار گیرد، تا چه رسد به نهادهای زیر مجموعه بیت که احتمال فساد در آنها فراوان است.

     
  126. با سلام
    واقعا برات متأسفم نوری زاد
    کاش مسلمان بودی ، اگه مسلمان بودی تو را به تاریخ و به روایات و احادیث اهلبیت خصوصا رسول اکرم و امام علی علیهما سلام ارجاع می دادم. البته باز هم نه تو را به آن جا هم ارجاع نمی دادم چون اگر به آنها مراجعه کنی قطعا آنان را تکفیر می کنی!!!!
    حالا فکر کنم ببین چه خواستم به توی بی عقل و بی شعور بگویم
    چقدر می خوای بالا بری .
    فعلا افتادی قعر جهنم. اهل هر دین و مذهبی که هستی مطمئن باش جهنمی هم هست و فردا روزی از تو حساب رسی می کنند.
    تو بهتر از همه می دانی که اگر این رهبری عزیز و فرزانه نبود کشور یک روزه فاتحه اش با امثالی چون شماها خوانده شده بود.
    ادامه دارد …

     
  127. خداوند نگهدارت از حواشی تلخ روز گار، ولی دیگر هیچ شکی نیست که شما یک تنه بار مسنولیت وجدانی ملیونها نفر که مات و مبهوت از تقیه مراجع تقلید، حیرت زده از بی تقوائی روحانیون ذوب شده در ولایت، متاثر از چنین بلای ویرانگری که گریبانگیر ایران و ایرانی شده، و مهمتر از همه تصوراینده این مملکت فلک زده که حیات و ممآتش در ید قدرت فقط یکنفر است، را به دوش گرفته ای. مگر نه اینکه امام حسین هم به تنهایی همین کار را انجام داد؟ چه میشود کرد جز اینکه دعا بجانت کرد ؟ خداوند نگهدارت.

     
  128. سلام آقای نوریزاد عزیز،

    درآغازمن، به عنوان یکی از خوانندگان ثا بت نامه ها و مقالات شما، لازم می دانم که از آزادگی، آزادی خواهی، روشنگری و حق طلبی شما تشکر کنم.
    در موارد مختلفی از شما خواندم که بسیاری به خاطر ترس از حکومت حاضر به اعتراض اساسی، که منجر به اصلاح و مسولیت پذیری حکومت شود، نیستند. من هم با شما موافقم و سوال این است که پس چه باید کرد. هر چند که تاکید بسیاری بر انجام اعتراضهای خیابا نی و گردهمایی در سالهای گذشته شد و فوایدی هم داشت، ولی به نتیجه نهایی منتهی نشد و تا زمانی که حکومت به سرکوبگری ادامه دهد این حرکتها یا انجام نمی شود یا اینکه به جایی نمیرسد. به نظر من باید هماهنگیها در جهت اعتصابهای قشرهای مختلف به جای اعتراضهای خیابانی انجام بگیرد. اعتصابها تلفات جانی ندارد یا اینکه بسیار کم خواهد بود. ما باید توانایی این را داشته باشیم که بتوانیم این اعتصابها را عملی کنیم و من از شما تقاضا دارم که در عین اینکه به روشنگریهایتان ادامه میدهید گروهها و قشرهای مختلف را دعوت کنید که برای دستیابی به حقوقشان برای دست به اعتصاب زدن خود را آماده کنند. دانشجوها اولین گروهی هستند که میتوانند آغازگر این حرکت باشند و زیان خاصی هم در تعطیل کردن کلاسها نمیبیند. و هیچ تلفاتی هم ندارد به شرط اینکه همه یا بیشتر آنها در خانه ها بمانند یا مشغول کاری دیگر شوند تا رسیدن به اهدافشان. اگر هر قشری بتواند برای هدف خاص صنفی خود دست به اعتصاب بزند و به خواسته خود برسد بسیاری از مشکلات کم کم حل میشود. ما مجبور نیستیم که همه با هم با کل سیستم درگیر شویم. هر گروهی برای دستیابی به حقوق خود به قسمت مربوطه فشار آورد در حالی که از طرف بقیه مردم حمایت می شود. مثلا می شنویم که کارگران فلان کارخانه چند ماه است که حقوق نگرفته اند، چرا اینها نمی توانند که اعتصاب کنند و یک ماه سر کار نروند، خوب اگر حقوق نیست خوب کار هم نکنند. اینطور نیست که آنها بتوانند یک شبه تمام کارکنان را جایگزین کنند. می دانم که هماهنگی اعتصابات سخت است، برا ی همین می گویم که باید از دانشگاهها شروع شود چون شاید هماهنگی آسانتر باشد. اگر بقیه قشرها ببینند که یک گروه موفق بود آنها هم راحت تر تن به اعتصاب می دهند. در هر حال خواهش من از شما این است که در این مورد گروههای مختلف را آگاه کنید چرا که کلام شما به افراد بسیاری می رسد.

    با تشکر و به امید ایرانی آزاد

    کوشا
    ————————————

    سلام کوشای گرامی
    درست می فرمایید. اما پیش ازآن که مردم – با معنی مصطلحی که ازمردم داریم – دست بکارشوند، باید افراد صاحبنامی که اکنون ازترس وبه هزارتوجیه درخانه مانده اند وکاری نمی کنند به میدان بیایند. نیازی به حضوردرخیابان وایجاد آشوب نیست. این صاحب نامان اگر خود را مهیای رفتن به زندان بدانند وبصورت دستجمعی به یک اعتراض مدنی دست بزنند ما خیلی ازقدمها را برخواهیم داشت. اکنون اینها هستند که نشسته اند وجلوی پیش روی مردم را گرفته اند.
    با احترام

     
  129. سلام عزیز

    من احمدی نژاد را بر رهبر فرسنگها ترجیح می دهم رهبر تا وقتی به کسی احتیاج دارد نگه اش می دارد یه جو جوانمردی ندارد ولی احمدی نژاد پشت آدماش می ایسته و پا پس نمی کشه ولی سید علی چی؟ تا هوا پس می شه پاشو پس می کشه. بقیه می شن مقصر. دامن کبریایی ایشان از هر خطا پاک است به سلامتی دزدان و غارتگران و چاپلوسان

    در تنگنای حيرتم از نخوت رقيب /يا رب مباد آنکه گدا معتبر شود

     
  130. تراخدا حفظ کندوبس.شیرمردایران زمین.

     
  131. حقا که از جان گذشته اید و دل به دریای طوفانی و جنگل آتش زده اید. دست حق به همراهتان

     
  132. به لیست دروغهای آنروز ایشان ادعای نوشتن نامه ای به سران قوا برای مبارزه با فساد و ترتیب اثر ندادن آنها را هم اضافه کنید زیرا که بارها مقامات قوه قضاییه از ممانعت رهبری در برخورد با امثال رحیمی حکایت کرده اند.

     
  133. یه نطر اینجانب این بار – قضیه قم – از بیت رهبری هدایت نمی شد لطفا آدرس غلط به مردم ندهید . افسار این شعبان بی مخ ها دست عواملی است که به دروغ خود را ذوب شدگان در ولایت می نامند و اگر این چند نفری را که گرفته اند با درایت بررسی کنند – کی بررسی خواهد کرد؟ – سرنخ های خوبی بدست خواهد آمد .

     
  134. باسلام
    حهت اطلاع و اصلاح عرض می کنم. آنچه که جناب نوری زاد از سفر رهبر عنوان داشتند احتمالا منظورشان سفر به خراسان شمالی است که چندماه پیش انجام شد و اشتباها خراسان جنوبی ذکر شده است
    باتشکر

    —————–

    سلام مصطفای گرامی
    درست می فرمایید. اصلاح شد
    سپاس

     
  135. احسنت که حرف دل مارا میزنی

     
  136. سلام بر شما آزاد مرد ایران زمین. درود بر شرف شما .دستانت را می بوسم .حیف که تنهائی و در این کار زار کسی جرئت همراه شدن علنی با شما را ندارد مخصوصا علما و مراجع تقلید.

     
  137. باسلام
    امیدوارم آقای خامنه ای سال آینده رادرعمل دروغ ممنوع اعلام کنندنه درحرف وازخودشان هم شروع کنند.

     
  138. صد در صد درسته فقط اگر رهبر مسلمین جهان دقت میکردند مشاهده میفرمودند که چنین بساطی یعنی نسب پوستر و عکس چهل متری از حضرات در سوریه فعلی که همون اسد ادمخوار باشند و صدام حسین معدوم جاری بود . چرا اوباما که رییس جمهور کشور ابر قدرت امریکاست یک عکس تو دهات امریکا هم نصب نکردند .

     
  139. خداوند بزرگ (خدای واقعی نه خدای آقایان خامنه، مصباح، و…) محمد نوری زاد پاک نهاد را برای ایران و راستی از گزند دین به دنیا فروشان پلید در امان نگه دارد!
    و اما یک نکته و آن این که دروغ های آشکار آقای “رهبر مسلمانان جهان” که چهره ایران مثلا “اسلامی” را اینگونه پلید نشان میدهد، مصداق بسیار بارز “دشمن شاد کردن” در مورد رژیم پلید صهونیستی است که ایران و “اسلام” را اینگونه در زنجیر تزویر، زور، و البته زر میخواهد — که به گفته مصدق بزرگ، “استبداد داخلی و استعمار خارجی” دو روی یک سکه و نیازمند به یکدیگرند.
    مجتبی آقامحمدی
    آغازگر و هماهنگ کننده
    انستیتو میراث مصدق
    http://www.mossadeghlegacyinstitute.org/

     
  140. تمامن عین واقعیت بود آقای نوریزاد. در حقیقت خامنه ای رهبر اراذل و اوباش است. چون که فقط این شعبون بی مخها گوش به فرمان این رهبر /// جهان هستند. مشتی گاو و گوسفند هم ریخته توی مجلس که هر وقت این آقا بشون تشری بزنه،بلافاصله نامه بدن که ما گوش به فرمان هستیم. که پست و مقامشان را از دست ندهند.

     
82 queries in 2410 seconds.