سر تیتر خبرها
آقای نوری زاد! «مُرشد» نشد سراغ «بچه مرشد»ها بروید – بقلم: سید مجتبی واحدی

آقای نوری زاد! «مُرشد» نشد سراغ «بچه مرشد»ها بروید – بقلم: سید مجتبی واحدی

اگر اینچنین شود ـ که احتمال وقوع آن دهها برابر بیشتر از تن دادن رهبر به پاسخگویی است ـ شما قادر خواهید بود با هوشمندی خویش، سران سه قوه را وادار کنید یک بار دیگر هیچ کاره بودن خود و اتکای همه امور به علائق یا کینه های رهبر را از طریق تریبون شما اعلام نمایند.

پیشنهاد شجاعانه محمد نوری زاد به رهبر جمهوری اسلامی ودعوت او به مناظره، آنچنان زیبا و حساب شده به رشته تحریر درآمده که حتی بدون پاسخگویی رهبر تأثیر گذار خواهد بود. نوری زاد بهتر از من می داند و رهبر بهتر از هردو ، که او فقط وقتی همچون «‌ فاتحان » از عرصه جدال کلامی خارج می شود که متکلم وحده باشد ونه تنهادر زمان اظهار فضل ، کسی او را به چالش نکشد بلکه پس از سخنرانی های او ـ که عموماً طولانی و خسته کننده هستند ـ نیز کسی نتواند جز تأیید آن سخنی بر زبان بیاورد. متأسفانه این خواسته او در بیست و سه سال گذشته به برکت ماشین سرکوب و خفقان جمهوری اسلامی، محقق شده است. اما مایلم با توجه به شرایط جدیدی که در داخل نظام به وجودآمده ، پیشنهادی به محمد نوری زاد بدهم.

نوری زاد به دنبال کشاندن رهبر به عرصه پاسخگویی است و رهبر ، آن را برای خود دامی خطرناک می پندارد. اگر رهبر، وجود قوای سه گانه در کشور را علیرغم بی کاره بودن آنها پذیرفته ، تنها به این خاطر است که مشتی بی اراده و بی اختیار، در معرض انتقاد و اعتراض مردم باشند و او بدون توجه به دخالت های روز افزون خود در جزئی ترین امور کشور، همواره در جایگاه مدعی بنشیند و گرفتاری هایی را که خود خالق آنهاست به گردن دیگران بیندازد. البته گماشتگان رهبر که نام « رئیس قوه »‌را یدک می کشند مدتهاست دست او را خوانده اند و نقش رهبر در همه عقب ماندگی ها ،زورگویی ها و کژی ها افشا می نمایند. رئيس قوه قضائیه که باید مراقب پیاده شدن عدالت در کشور باشد با صراحت می گوید« وظیفه من ، جلب رضایت رهبراست » . رئیس قوه مقننه با تظاهر به شیفتگی نسبت به رهبر ، اظهار می دارد « اگر موضوعی مورد مخالفت رهبر باشد مجلس آن را کنار می گذارد » و رئیس دولت با افشاگری های نیم بند و فریب کارانه، در سخنرانی عمومی اعلام می کند که « برای خاطر رهبر عزیز، فعلاً سکوت می نمایم». در چنین شرایطی ،نوری زاد می تواند رؤسای سه قوه را به مناظره یا مصاحبه دعوت کند. در شرایط متعارف ، هم احمدی نژاد که به گفتگو با خبرنگاران بی خاصیت صدا وسیما عادت کرده و هم برادران لاریجانی ، فقط تن به گفتگو با کسی خواهند داد که پیشاپیش از همراهی او با خودشان مطمئن شده باشند. اما در شرایط فعلی احتمال می دهم دعوت شما ،احمدی نژاد را برسر یک دوراهی قرار خواهد داد . او اگر بخواهد روند رفتاری جدید در« متفاوت نماییِ» خویش را ادامه دهد از پیشنهاد شما استقبال می کند تا به خیال خود از تریبون پرمخاطب نوری زاد برای ضربه زدن به همراهان گذشته خود اعم از برادران قاچاقچی سپاه ، برادران لاریجانی ، باند رفسنجانی وسایر رقبای احتمالی در نمایش انتخاباتی سال ۱۳۹۲ بهره بگیرد.راه دوم برای احمدی نژاد بی پاسخ گذاشتن دعوت شماست . بر این باورم که در شرایط فعلی ، احمدی نژاد راه نخست را انتخاب خواهد کرد زیرا اولاً عدم اجابت در خواستی که شما به صورت هم زمان برای رؤسای سه قوه می فرستیدرئیس دولت را در کنار دو لاریجانی قرار خواهد داد که در شرایط فعلی برای او مطلوب نیست. ثانیاً احمدی نژاد مشاوران دنیا دیده ای دارد که به او خواهند گفت برای مؤثر سازی افشاگری هایش ، هیچ تریبونی بهتر از تریبون های غیر حکومتی به ویژه رسانه های وابسته به اپوزیسیون ـ داخلی یا خارجی ـ نیست. می دانم احمدی نژاد به گفتگو با من و امثال من راضی نخواهد شد زیرا به او یاد داده اند که از میان خارج نشینان ، تنها با خبر نگارانی گفتگو کند که زبان ایشان غیر فارسی باشد و در مورد ایران ، اطلاعات زیادی نداشته باشند. اما شرایط شما در حال حاضر متفاوت است . احمدی نژاد می داند شما تنها نویسنده داخل کشور هستید که به جای پرداختن به شاخه ها ، به سراغ ریشه ـ رهبر ـ رفته اید و گمان می کنم او ، چنین فرصتی را غنیمت خواهد شمرد تا سخن خود را به خانه تعداد بیشتری از ایرانیان ببرد . از سوی دیگر، برادران لاریجانی هم که در شرایط فعلی رفتار خود را با احمدی نژاد و حملات او تنظیم می کنند ممکن است برای ضربه زدن به احمدی نژاد ، تریبون شما را مفید بدانند و علیرغم کینه عمیق از محمد نوری زاد ، به گفتگوی پیشنهادی با شما تن دهند .

اگر اینچنین شود ـ که احتمال وقوع آن دهها برابر بیشتر از تن دادن رهبر به پاسخگویی است ـ شما قادر خواهید بود با هوشمندی خویش، سران سه قوه را وادار کنید یک بار دیگر هیچ کاره بودن خود و اتکای همه امور به علائق یا کینه های رهبر را از طریق تریبون شما اعلام نمایند. نابسامانی درهمه عرصه ها و گسترش روز افزون آن ، چیزی نیست که با سخنرانی های یک طرفه رهبر، قابل مخفی سازی باشد. بسیاری از هموطنان ، « مقصرِ غیر پاسخگو » در خلق شرایط فعلی را نیز می شناسند . اما سخن گفتن شما با « بچه مرشد » ها همه نگاهها را به طرف « مرشد» ی خواهد برد که تا کنون هیچگاه مسئولیت هزینه سازی های خویش برای کشور را نپذیرفته و همواره تلاش کرده گناه تصمیمات خویش را به گردن رؤسای بی اراده سه قوه بیندازد.

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

19 نظر

  1. سلام به نوری زاد وقلم سحرانگیزش
    من هم مثل دوستی که نوشته بود دو بار این نوشته را خوانده دوبار خواندم. ازخودم بدم می یاد که عادت کرده ام به خواندن نوشته های سطحی. خبری. داغ. بکش بکش. پرازفحش. دراین نوشته شما من یک چیزهایی کشف کردم که هرگز ازاین زاویه به آفت مهاجرت ایرانیان نگاه نشده بود. این که شما می فرمایید: معدل شعوروسواد ایرانیان مهاجر اگر کمتراز ایرانیان داخل نباشد کمترنیست واین که می گویید این مهاجران ایرانی یک گنج هستن تا حالا چه کسی با این شیوایی به این گنج نگاه کرده بود. من خودم یک مهاجرم که بعد ازانقلاب به اروپا آمده ام. پزشکم ومتخصص. همیشه ازاخبار ایران درخصوص بیماری ها رنج می برم. اما نمی توانم صحنه هایی را که باعث خروج من ازایران شد ازیاد ببرم. بقول شما روحانیان وبقول من آخوندها مرا فراری دادند. آخوندی که مرا فراری داد شکمی داشت به چه پهنا. وقتی عربده می کشید توی بیمارستانی که من بودم سقف می لرزید. فکرمی کند دارد چه مجاهدتی می کند و درآسمان چه غلغله ای می اندازد. می دانید چرا برسرمن نعره می کشید؟ بخاطراین که من بهش گفتم حاج آقا شما دراین بیمارستان چکاره ای؟ تخصص داری؟ درسش را خوندی؟ بذارماکارمان را بکنیم. ازطرف یک دستگاهی که نمی دانم اسمش چی بود اومده بود برای تصفیه پزشکان. اومده بود پزشکای ضد انقلاب را بفرسته بیرون. منم یکی از ضد انقلابا بودم. که چی؟ که دوبار منو برده بودن کاخ سعد آباد یکی از افراد درجه ی دوی پهلوی را معاینه ومعالجه کرده بودم. این توی پرونده کاری من بود. حاج آقا همچین سرمن نعره می کشید که بند دل من می لرزید. بهش گفتم حاج آقا من یه پزشکم . درحرفه من شأن ومنزلت بیمار اصلا مهم نیست. می خواهد قاتل باشد یا عارف. می گفت نه تو نباید می رفتی. گفتم حاجی من نمی رفتم یکی دیگه می رفت. خلاصه من شده بودم جن واون شده بود بسم الا. زدم بیرون اومدم سوییس. نرسیده توهوا قدر منو دونستن. باورکنید آقای نوری زاد از روزی که اینجام جز احترام ندیدم. احترامی که نه به من بلکه به همه است. هرروزم برای کشورم غصه می خورم. ممنون که درنوشته هاتون به ما اشاره می کنین. راستش را بخواهید ازاین که خامنه ای را مهاجر ودربدر کرده اید خوشم اومد. او اگر بخواهد رهبرباشد باید طعم دربدری وبی وطنی را بچشه .
    مرسی نوری زاد گرامی

     
  2. سلام

    محمد عزیز! پیشنهاد گفتگو با شریعتمداری پیشنهاد خوبی است مخصوصا که شما پیشینه ای با ایشان دارید !.ضمنا آقای خامنه ای شما ودیگرانی که منتقدش هستند , عددی به حساب نمی آورد . کسی که معتقدانش اورا در ارتباط با امام زمان میدانند چگونه حاضرمیشود بافریب خوردگانی چون شما!(تعبیرعمومی ایشان از مخالفین ومنتقدین البته فریب خورده اصلی خود ایشان هستند زیرا فریب نفس خودرا خورده اند وگوش شنوائی درمقابل ناصحین خیر خواه ندارند.) مچ ایشان رااز طریق آدم هایش باید گرفت امکان مناظره شریعتمداری با شما بیشترازخود او و عروسک های سه قوه است.شریعنمداری بازوی فرهنگی وازمشاوران پشت پرده اوست و همیشه دوست دارد بقول خودش تو دهن مخالفین آغا بزند و خودی نشان دهد.شما ازطریق او بهتر به خامنه ای میرسید . سران سه قوه فقط جلی پوشیده اند و خاصیت چندانی ندارند.

     
  3. ////
    با بیشتر سخنان شما اقای نوریزاد موافق هستم، ولی با تعارف نمی شود پیگیر حقوق ایران و ایرانی بود کاری که بیشتر سیاسیون ایران می کنند و شهامت انرا ندارند در واقع سیاست برای انها بیشتر یک بازی منفعت اور است
    سیاسیون در ایران ادمهایی شکننده هستند که مردانه حرف نمی زنند و بیشتر مجیز گو و ترسو هستند، براورد کار انها تولید دولت فعلی است که نتایج سحرش هنوز مونده.

    جناب خامنه ای هم بر اساس این ویژگی سیاسیون اینقدر //// شده، اگه چند بار جلوش می ایستادند اینقدر //// نمی شد، ////
    به هاشمی و خاتمی باید دست مریزاد گفت: یکی نایب امام زمان را معرفی کرد و یکی هم با پشت پا زدن به بخت مردم ایران و بی مسولیتی، دیوانه ای به اسم احمدی نژاد تولید کرد. حداقل بیان سینه سپر کنن برای همون مردم و اعتراف کنن به اشتباهشون.

    بر خلاف اونهایی که میگن کسی حرفهای شما رو نمی بینه و نمی خونه، خامنه ای //// خیلی اهمیت می ده و روز به روز تو رفتارش دیده می شه که چگونه واکنش نشون می ده و البته که بشدت تنها شده.
    مسخره است که با جمعی وحشی به اسم سینما گران جلسه میگذاره و اینا همنشین این اقا هستند. ///
    //// که با جنتی محشور شده.

     
  4. آقای نوریزاد عزیز سلام . این پیشنهاد بسیار خوب است . بهتر است که تا قبل از انتخابات آتی این قضیه را عملیاتی کنید . که خود این مناظره ها با سران سه قوه بسیار جالب خواهد بود . و بسیار احتمال دارد که رئیس جمهور نامتعادل این پیشنهاد را قبول کند که خود باعث خواهد شد مشت این فریبکار در این مناظره باز شود . خواهشمندم حتی اگر هم به مناظره نیانجامید شما سوالاتتان را طرح کنید تا خود مردم نظارگر آن باشند .
    با تشکر

    ——————–

    سلام آقا جواد گرامی
    نه اینها که شما گفتید، بل یک وزیر، یک معاون وزیر نیز دراین سیستم مهیای مناظره ی رویا روی نیست. چرا؟ چون سیستم جوری طراحی شده که مسئله ای به اسم ” پاسخگویی” هرگز مطرح نشود.
    با احترام

    .

     
  5. حیف نون چرا چرت و پرت می گی بعد اسمتو میزاری ایرانی؟

     
  6. آقای علی محمدی گرامی، ممنون از ابراز لطف شما.
    من (با شناسه “انستیتو میراث مصدق”) در بخش کامنت های مقاله آقای مجتبی واحدی (در باره مناظره با “بچه مرشد”) در بلاگ روز نویس ایشان در پاسخ به یک (احتمالا) جوان زخم خرده و خشمگین (و به حق خشمگین) این پاسخ را نوشتم:
    Mossadegh Legacy Institute
    آقای “سعید،” از اینکه حرمت نام مصدق را نگه داشتید قلم خشونت پرهیز عزیزتان را هزار بار از راه دور و در گوشه اشک آلودغربت تحمیلی میبوسم.
    اما پاسخ سوال بسیار اساسی تان در باره اثر بازدارندگی (ترس ظالم احتمالی یا حقیقی از) انتقام مظلوم را هزار سال پیش از این پدر شعر فارسی رودکی سمرقندی داده — خیلی خلاصه:

    عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده

    حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت

    گفتا که: که را کشتی تا کشته شدی زار؟

    تا باز که او را بکشد؟ آن که تو را کشت.

    سبز باشید.

    مجتبی آقامحمدی
    آغازگر و هماهنگ کننده، انستیتو میراث مصدق
    http://www.mossadeghlegacyinstitute.org/

     
  7. درود بر همه ابناء بشر حتي شما كه با نظر و عقيده من مخالفيد. به اميد روزي كه متمدنانه عمل كنيم.

     
  8. محمد مرسی (امام خمینی 2013)

    پیشنهاد خوبی است آقای نوری زاد. در موردش فکر کنید. اما قبل از هرچیز مواظب خطراتی که ممکن است برایتان درست کنند هم باشید.

     
  9. Doro0d Bar aghaye Vahedie Aziz Ke Tahlilaye Fo0gholadasho0n Dar Mo0rede Masaele Iran be nazare Bande dar Donyaye Opozosion Khaso Take… Omdivaram khoda be isho0n hamishe salamati bede va sad albate Be Aghaye No0rizade aziz ke Nejabatesho0n Dar Goftar Va Raftar Ro be Ghalam Miarand Va Ba Adabi khass eterazesho0n ro elam mikonan.. Piro0z Bashidd..

     
  10. با نظریات آقا محمدی در زمینه آشتی ملی صد در صد موافقم!
    ولی بر خلاف نطر واحدی معتقدم احمدی نژاد هیچ نیازی به مناطره با امثال نوری زاد ندارد همه تریبون ها در اختیار ایشان است . اما اگر جای نوری زاد بودم از مقام رهبری می خواستم نماینده خودشان در کیهان – شریعتمداری – که خودش را ذوب در ولایت می پندارد برای مناطره بفرستند ، همانظور که با عسکراولادی مناظره کردند .

    آقای نوری زاد گرامی!
    لطفا” این پیشنهاد بنده را خیلی جدی بگیرید . مناطره شما با شریعتمداری خیلی مفید ملت خواهد بود و در آستانه انتخابات شوری برپا خواهد کرد. با احترام – علی محمدی

     
  11. ناشناس: “دوست خوبم آقای مجتبی آقامحمدی!…هر وقت یاد گرفتین عقاید خودتون رو از قول تموم مردم بیان نکنین بعد ادعای هماهنگ کننده و چه و چه داشته باشین لطفن!!!!”

    ناشناس گرامی، اگر از این برآشفته اید که من اصلاحات خشونت پرهیز را مردمی میدانم و نه “براندازی” را، شاهد مدعایم میلیون ها مردمی است که پس از دزدیده شدن رای در خرداد ٨٨ برای تظاهرات بدون خشونت بیرون آمدند، ولی به لیبی یا سوریه کردن ایران (یعنی “براندازی”) رغبتی نشان نمیدهند.
    من این متن را در پاسخ به یک “برانداز” (که خدا شاهد است خشمش را نه تنها درک بلکه حس میکنم) در فیس بوک نوشتم:
    آقای… سوای اینکه با حمله شخصی به من حرف مرا کاملا تحریف کردید، به نظرم ته حرف “نظری” شما این است که چون حاکمیت اجازه هیچگونه حرکت مدنی نمیدهد باید رفت سوی مبارزه مسلحانه و براندازی — و این دقیقا چیزی است که حاکمیت میخواهد زیرا پول، تبلیغات، و بویژه اسلحه دست خودش است.
    آیا میدانید که شعار: “موسوی بهانست، کل نظام نشانست” و “نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران” در اتاق فکری کودتای خرداد ٨٨ ساخته شد؟ امان از خشم کور! خشم و در نتیجه خشونتی که کودتاچیان رای دزد روی آن حساب میکنند (یعنی به آن عامدانه دامن میزنند– با “خونی” کردن مردم) برای توجیه سرکوب بیشتر جنبش سبز مورد نیاز حاکمیت است.
    خیال میکنید نلسون ماندلای بزرگ پس از ٢٧ سال زندان خشمگین نبود؟ فکر میکنید چرا حاکمیت منادیان پرهیز از خشونت را در حصر کرده–و بزرگی چون دکتر مهدی خزعلی را در زندان؟ آری امان از خشم کور!
    و راستی، براندازی چه گونه؟ آیا خودتان حاضرید هزینه اش را بپردازید؟ و این پرسشی است که جواب ١٠٠% عملی میخواهد، نه نظری.
    به من حمله کردید که چرا گفتم “شعار توخالی براندازی” که ٣٤ سال است بجز تحکیم پایه های استبداد به نام دین هیچ “خدمتی” نکرده.
    آیا خودتان آماده پرداختن هزینه “براندازی” هستید؟ یا دیگران باید به هیجان آمده، هزینه “براندازی” را بپردازند، تا شما با خیال راحت و در ایمنی از مواهب “مدنی” بعد از “براندازی” برخوردار شوید؟ فکر میکنید از لوله تفنگ “آزادی” و “حق رای” بیرون میاید؟
    باز یادم رفت بپرسم: براندازی چه گونه؟ پولش را کی میدهد؟ اسلحه اش از کجا میاید؟ جانش را که میدهد؟
    لطفا به جای حمله شخصی به این پرسشگر دلسوز به این سوالات پر درد پاسخ واقعی — و نه شعاری — بدهید.
    مجتبی آقامحمدی
    آغازگر و هماهنگ کننده پروژه [در حال حاضر معلق] روند حقیقت و آشتی ایران (و کمپین پوزش و بخشش) ////

     
  12. واقعا من موندم این آقای واحدی چه فکری کرد و این پیشنهاد را داد! ولی در این حد که ما با بینش و هوش سیاسی بعضی از این آقایان به قول خد اپوزیسیون خارج نشین آشنا بشیم و تکلیف خودمون رو بدونیم بد نبود.
    اولا که به قول کامنت گذار بالا این آقایان هیچکدوم از بقول خودشون آحاد ملت را آدم حساب نمی کنن که تازه بخوان بشینن بهشون پاسخگو باشند. بعد هم همچین با اطمینان می گه من مطمئنم راه نخست را انتخاب خواهد کرد انگار قبلش اوکی را ازشون گرفته! واقعا دلم می خواد آقای نوریزاد همچین پیشنهادی را بده تا میزان شناخت سیاسی و آینده نگری این آمجتبی معلوم بشه.
    ثانیا اومدیم و این حرفهای شما درست بود، خب مرد مؤمن الان که اینها رو اینجا نوشتی فقط من که نمیام بخونم، خب اونها و اعوان و انصارشون هم می خونن و دست شما رو می خونن که براشون یه تیغ دوطرفه تدارک دیدید. واقعا بعد از این انتظار دارید بیان با شما مصاحبه کنند؟
    جدی ملت که تکون به خودشون نمی دن و تن به هر حقارتی می دن، همینها رو می بینن ها! واقعا آخوندها سرنگون شما با این بصیرتتون! می خواهید بیایید سر کار؟!! عجب…

     
  13. خاک بر سر واحدی و نوریزاد خائن وطن فروش

     
  14. دوست خوبم آقای مجتبی آقامحمدی!

    در جواب کامنتتون باید بگم هروقت یاد گرفتین عقاید خودتون رو از قول تموم مردم بیان نکنین بعد ادعای هماهنگ کننده و چه و چه داشته باشین لطفن!!!!

    زنده باد قلم
    زنده باد آزادگی
    ممنون آقایان واحدی و نوری زاد

     
  15. فاطمه ناصری

    شعری تقدیم به همه زنان و دختران در بند

    —————————————————-
    جای دستبند به دستان گلی می سوزد

    جرم ، ریحانه شدن

    عادل عدلیه مان

    دیو دیوانگی و زنگی مست

    دیو دیوانه به من می خندد

    گل هرجایی پست

    او به من می گوید

    و نگاهش همه شلاق ندامت بر دل

    می کنم باز دهان

    دست پنهان اما، می کند خاموشم

    – تو چه خواهی گفتن؟

    طاقتت طاق شده ست، از شنیدن به درشت؟

    یا هراسیدن بر باد رقصیدن آن نیمه لچک

    که کمی پوشانده سرخی صورت زرد؟

    به که خواهی گفتن؟

    این همه تاریکی ، به کجا راه برد پرتوی تو؟

    ضربه چکش خشم ، می کند بیدارم

    بازهم محکومم

    به هزاران سال تبعید به غاری به سکوت!

    زیر این چکمه ی سنگین سیاه

    نرم نرم خواهم مرد

    نیک می دانم اما

    نرگسان ، در خزان و سرما

    سر فرا می آرند

    می شوم شبنم سرخی به گلوی فردا

    حرف را خواهم زد!

    درد را خواهم گفت!

     
  16. پیشنهاد اقای واحدی مصداق این بیت است و مفید فایده ای نیست ، دستت چو نمیرسد به بی بی دریاب کنیز مطبخی را
    این بی مقداران خود به نوکری ولی فقیه مفتخرند و مباهی ، گیرم که احمدی نژاد نوکر وفا داری نبود. هرچند که به وفاداری نوکران امیدی نیست . بویژه که ارباب هم …
    در زمانهای دور مردی تاجر از دهی میگذشت . دید که اربابی غلام خود را به خیش (گاوآهن) بسته است زیر افتاب سوزان . دلش به حال غلام سوخت و نزد ارباب رفت و خریدار غلام شد تا او را از این رنج برهاند .غلام که متوجه منظور تاجر شد ، جلو آمد و خطاب به تاجر گفت که من فروشی نیستم ، راه خود گیر برو . وقتی که تاجر به راه افتاد ، غلام ندا در داد که تاجر ، این طور نمی ماند . چند سال بعد دو باره گذار تاجر به آن ده افتاد ، سراغ غلام را گرفت . او را به در خانه ارباب راهنمایی کردند ، دید که مردم در خانه ارباب گرد آمده اند و غلام هم با لباسی فاخر در بین جمع است . غلام او را به خانه برد و تعریف کرد که ، ارباب مرد و بیوه او را به همسری گرفته ام و هر چه که داشت و امروز هم مردم جمع شده اند که کدخدایی ده را قبول کنم . موقع رفتن غلام رو به تاجر کرد و گفت ، تاجر ، این طور هم نمی ماند .
    بار آخر که گذار تاجر به آن ده افتاد ، گفتند که غلام مرده است . سر قبر او رفت و فاتحه ای خواند . وقتی بلند شد که برود ، صدایی از داخل قبر شنید که گفت ، تاجر ، این طور هم نمی ماند .
    رسم روزگار است این .

     
  17. با تمام احترامی که برای آقای نوریزاد قائلم،
    باید بگویم که آقایان امثال نوریزادها را به حساب نمیاورند چه برسد بخواهند به آنها پاسخگو باشند ویا به مناظره و مصاحبه بنشینند… البته سالهاست که اینان مردم و خیرخواهان مردم را هرگز به حساب نمیاوردند و اینها اصلا برایشان اهمیتی ندارد….

     
  18. شهروندی ترسو

    سلام
    خدایا خودت شاهد باش !

     
  19. آقای مجتبی واحدی،
    آیا این پیشنهاد خشونت پرهیز و معقول شما به آزاده مرد فداکار محمد نوری زاد (یعنی دعوت “بچه مرشد ها” به مناظره) نوعی بازگشت شما به “اصلاح طلبی” و دست برداشتن از شعار توخالی و پوپولیستی (و برای روز مبادای)”براندازی” است؟ آیا این نشانی از آن دارد که پشیمان شده و درک کرده اید که با “عبور” از شیخ شجاع اصلاحات چه خطا (و گناه) بزرگی مرتکب شدید؟ آگر آری، به میان مردم خوش آمدید، و اگر نه… بماند.
    مجتبی آقامحمدی
    آغازگر و هماهنگ کننده پروژه [در حال حاضر معلق] روند حقیقت و آشتی ایران (و کمپین پوزش و بخشش) که عزیزان آزاده استاد محمد نوری زاد و دکتر مهدی خزعلی پیشگامان سبز آن هستند
    http://www.trpiran.org

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

96 queries in 1913 seconds.