سر تیتر خبرها
درباره ی این روزهای دکتر مهدی خزعلی

درباره ی این روزهای دکتر مهدی خزعلی

دیروز با پسرش “محمد صالح” صحبت کردم. کلافه بود. کلافه از این که چرا تکلیف پدرش را روشن نمی کنند. و این که برای چه او را گرفته اند و اگر گرفته اند چرا دادگاهی اش نمی کنند؟

دیروز با پسرش “محمد صالح” صحبت کردم. کلافه بود. کلافه از این که چرا تکلیف پدرش را روشن نمی کنند. و این که برای چه او را گرفته اند و اگر گرفته اند چرا دادگاهی اش نمی کنند؟ دانستم چهار هفته است که همان ملاقات کابینیِ معمول و متداول را نیز از خانواده ی دکتر دریغ کرده اند. پسرش می گفت: مشکل ما علاوه بر دادگاههایی که دادگاه نیستند، خانوادگی نیز هست. می گفت: علت بازداشت و زندانی شدن پدرم، حاج آقاست. و این حاج آقا، یعنی همان آیت الله خزعلیِ معروفِ بنیاد نهج البلاغه ی علی علیه السلام که آتش گداخته به صورت برادر نابینایش عقیل – که مختصری از او بیش می خواست – نزدیک می کند. که: این پولی که نزد من امانت است، ارث پدری ام که نیست تا تو را با آن به نوا برسانم. بله، همان آیت الله خزعلیِ بنیاد نهج البلاغه ی علی ای که از اسمش خیلی ها در این سالهای انقلاب اسلامی به نام و نان رسیدند و رسمش را به خاک مذلت افکندند.

بله، همان آیت الله خزعلی ای که لابد از مواضع و سخنان و نوشته های پسرش دکتر مهدی شرمنده ی خاص و عام و علما و آیات عظام شده است. همو که احتمالاً خود دست بدامان برجستگان بیت و دستگاه قضا و دستگاه اطلاعاتی کشور برده که: بیایید و این پسر مرا آنقدر در زندان نگه دارید تا بپوسد. من که پدر اویم راضی ام. خونش پای خود من. و لابد به همان برجستگان می گوید: من از این که پسر آقای جنتی منافق بود و کشته شد، و از این که پسران آقای محمدی گیلانی منافق بودند و کشته شدند، و از این که پسران مرحوم گلزاده غفوری منافق بودند و کشته شدند، و از این که پسران و دختران خیلی ها منافق بودند و کشته شدند رنج می برم. که چرا پسر من که منافق است و اینجوری از آب درآمده زنده است و ناجوانمردانه از اسم من ارتزاق می کند. و لابد از سرِ افسوس دست بر پشت دست می زند که چرا این پسر ناخلفم کشته نشده و نمی شود تا من از دست او خلاص شوم و از شرمِ این همه سر به زیری پیش کس و ناکس بدر آیم؟

احتمالاً آیت الله ما از این که روح پسر نوحِ نبی از خانواده ی او سر بر آورده و زحمات علمی و مجاهدت های اسلامی آیت الله را مخدوشِ همگان و خود خدا کرده شرمنده ی تاریخ انبیا و تاریخ بشریت است. یادم نمی رود نوروزی را که دکتر مهدی در زندان بود و همسر و فرزندانش به دیدن همین پدربزرگ رفته بودند. و این پدربزرگ، ناجوانمردانه همسر او را و بچه های او را بخانه راه نداده بود و از خود رانده بود. که: بروید. نمی خواهم صورت شما را ببینم. نه شما را و نه آن فرزند ناخلف خود را.

به این آیت الله صاحب نام می گویم: جناب آیت الله، حالا دیگر می توانید از این که پسرتان در زندان و انفرادی است و دستش از قلم و اینترنت کوتاه، آرامش از دست رفته ی خود را بازیابید. می توانید با غرور در میان علما و آیات عظام سربرآورید و صدای خود را به نشانه ی سرمستی بلند کنید که: این منم. آیت الله شیخ ابوالقاسم خزعلی. کسی که در راه اسلام ناب محمدی و در راه خدا و برای حفظ نظام، خود به دست خود پسرش را به زندان افکنده و از این بابت شرمنده که نیست، در پوست خود نیز نمی گنجد. پس تا می توانید خوش باشید و بدزدید و پلیدی و پخمگی برآورید که من – آیت الله شیخ ابوالقاسم خزعلی – در نهج البلاغه ی علی، اعتراض وی را به دزدی ها و حق روبی ها و پخمگی های امثال شما ندیده ام و یا اگر دیده ام صدایش را درنیاورده و در نمی آورم.

محمد نوری زاد
بیست و هفتم بهمن ماه سال نود و یک

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

26 نظر

  1. سلام ابوذر زمان
    مشتاقم با شما در جلسه ای دیدار کنم
    شماره من 0917112////

    ————————-

    سلام نازنین
    بعد از ماه رمضان ،همدیگر را ملاقات خواهیم کرد.
    پوزش و سپاس

     
  2. اینقدر پدر پیرت را اذیت نکن . اگر چاقو توی قلبش می کردی بهتر از این تهمتهای ناروا بود.

     
  3. آقای نوری زاد عزیز

    این کلمه که استفاده کردم درست برازنده این گونه افراد هست.کجای این افراد که در دزدی و چپاولگری ، دروغ و حق کشی و ظلم و ستم شرکت دارن نشانه ایی از خدا دارن ؟؟؟ چرا باید خودمون رو با القاب گول بزنیم ؟ اینها فقط آفت الله هستند و بس

     
  4. اقای نوری زاد محبت کنید نوشته هایتان رو صوتی بذارید اینطور قابل تکثر است و من و خیلی ها گوش کردن رو به خواند ترجیه میدن

    زنده باشید

     
  5. محمد مرسی (امام خمینی 2013)

    من واقعاً از روحیات این آخوندها سر در نمی آورم. اینها چه موجوداتی هستند که فرزندان خود را برای اهداف شان قربانی می کنند؟ شاید بگویید خوب هدفشان الهی است و این از اعلاء درجه ایمانشان است. اما من می گویم به خدا قسم اهدافشان الهی نیست نه اینکه سهواً نباشد بلکه آگاهانه هدفشان را غیر الهی انتخاب می کنند. من فکر می کنم رفتارشناسی آخوندها می تواند سوژه مطالعاتی نابی برای روانشناسان برجسته دنیا باشد.

     
  6. شعبون با مخی که قبلا بی مخ بوده است

    درود و صد درود بر آقای نوری زاد…………………………..

     
  7. نامه مهدی خزعلی به فرزندش : ” استوار باش و هرگز به ولایت طاغوت تن نده
    ================================
    محمد صالح خزعلی با انتشار نامه پدرش که به عنوان هدیه تولد برای او نوشته شده بود در صفحه شخصی خود نوشت:
    بهترین هدیه تولدی که میتونه یک پدر به پسرش بده

    نامه ای برای فرزندم محمد صالح:

    محمد جان؛ آنان که خود را خادم و خدمتگزار می نامیدند، چه کردند؟ تا امیر و امام و شاه و سلطان و رئیس و شیخ و ملا چه کنند!
    محمد جان؛ هر جا دیدی امرا را با القاب بیشتری می خوانند، بدان که در دل مردم کمتر جا دارند!
    محمد جان؛ اندازه عکس امرا عکس آزادی است، هرچه تمثال حاکمان را بزرگتر بر دیوار نقش کنند، نقش آزادی کوچکتر است!
    محمد جان؛ تمایز و تشخص لباس امرا از مردم ملاک جدایی آنان از مردم است، این تمایز هر چه بیشتر، جدایی بیشتر!
    محمد جان؛ دین رایحه دل انگیزی است مثل باد بهار، اگر دیدی دینِ امرا چون طوفانی سهمگین ،تو را می آزارد، بدان که این دین خدا نیست، این چماق قدرت است که به نام دین بر فرق تو فرود می آید، هوشیار باش و جاهلانه به جنگ دین مرو، بلکه با سلاح دین به جنگ سلطان جائری بشتاب که از دین تو استفاده ابزاری می کند!

     
  8. آیت الله =آفت الله
    هفته وحدت = هفته وحشت
    دهه فجر = دهه زجر
    و الخ….

     
  9. درود به اقای نوری زاد به امید ازادی همه زندانیها در بند دیکتاتوری رو ببینیم اقای نوری زاد باورم نمیشود که با فیلتر شکن به سایت امده ام باور کنید به امید ازادی رفیق ودوست ایرانی اقای خز علی سالم بمان که یک ایران منتظرته

     
  10. Nurizade aaziz

    mamnoon ke yadi ham az Dr. khazali aaziz kardid
    dar moghabele shojaat paydari va azadegiye shoma va Dr. khazali aziz sare taazim forod miavaram va salamati shoma va khanevadeh haye mohtarametoon ro arezoomad am

     
  11. با سلام جناب آقای نوری زاد

    لطفا از لفظ آیت الله برای همچین کسانی استفاده نکنید چون که چنین افرادی بی شک نشانه های شیطان میباشند

    ——————–

    دوست من سلام
    شیطان نیزآیت خداوند است. ما گاه با رفتاروگفتارمان دست هفت پشت شیطان را می بندیم. اسم شیطان بد دررفته ای عزیز.
    .

     
  12. شاید این آیت -باصطلاح- الله؛خود را در مقام نوح نبی میپندارد.واقعا لیاقت اینان همان کلمه آیت….الله است.آخه هر چه مینگرم یه آدم حسابی توشون پیدا نمیشه:آیت…الله جنتی،یزدی،مکارم شکر فروش،نوری همدانی،….وبتازگی هم گل سرسبدشون که بتازگی انگار آیت…اللللللللللله کردنش ؛سید احمد خاتمی ادام الله ظله /// میباشد.خدایی کدومشون آدم حسابی هستن؟اینا که همگی سوداگران دین با دنیا هستن.بقول سعدی:ترک دنیا به مردم آموزند خویشتن سیم و غله اندوزند.

     
  13. الف اسدی: “چه چیزی موجب شده که ایشان درتمیز و تشخیص حق و باطلی تا بدین حد واضح و اشکار، خطا بیند و بخطا رود? چه دریافت مسلمی ایشان را اینگونه محو و مسخ خود کرده که حکومتی تا بدین حد جائر و فرزندی اینگونه رشید و پاک را نبیند و باز نشناسد، در این سن و سال به کدامین هوا و چشمداشتی میتوان فریفته شد تا جائیکه غریزه مهر پدری را نیز در خود محو کرد و کشت?”

    آقا یا خانم اسدی گرامی:

    آن “چیز” اسمش “نفس اماره” است، بویژه وقتی که شهوت زر، زور، و تزویر همزمان با هم گریبان فرد را بگیرد– که مولانا فرمود: “وز این نفس ببرید / که این نفس چو بند است و شما همچو اسیرید.”

    و این هم متن کامل شعر تقدیم به عاشقان آزاده حقیقت، بویژه دکتر خزعلی عزیز و خانواده مظلومش:

    بمیرید
    بمیرید
    در این عشق بمیرید
    در این عشق چو مردید
    همه روح پذیرید
    بمیرید
    بمیرید
    وز این مرگ نترسید
    کز این خاک بر آیید
    سماوات بگیرید

    بمیرید
    بمیرید
    وز این نفس ببرید
    که این نفس چو بند است و
    شما همچو اسیرید
    یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
    چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید

    بمیرید
    بمیرید
    وز این ابر برآیید
    چو زین ابر برآیید
    همه بدر منیرید

    خموشید
    خموشید
    خموشی دم مرگ است
    هم از زندگی
    از معجزه خاموش
    نفیرید

     
  14. پیشنهادی منطقی و کاملا بجاست که امیدوارم مورد توجه آقای نوری زاد قرار گیرد.

     
  15. اگرمهدی خزعلی گوشه نموروتاریک سلول ورنج وضعف گرسنگی رابه برخورداریهای فراوانی که میتوانست اگرمیخواست، ترجیح میدهدواگرشحنه گان و کلید داران زندان برای شکستن اوازهیچ دنائتی دریغ ندارند.انگیزه ها و توقعاتشان قابل فهم وتوجیه است.انچه برای من قابل فهم نیست رفتاروگفتارآیت الله خزعلی درمقام یک روحانی ارشد وهمچنین یک پدراست. قضاوت ومواضع ایشان برکدامین بناست؟چه چیزی موجب شده که ایشان درتمیزوتشخیص حق وباطلی تابدین حد واضح واشکار، خطابیند وبخطارود. چه دریافت مسلمی ایشان را اینگونه محو و مسخ خودکرده که حکومتی تا بدین حدجائروفرزندی اینگونه رشیدوپاک رانبیندوباز نشناسد،دراین سن وسال به کدامین هوا وچشمداشتی میتوان فریفته شدتاجائیکه غریزه مهرپدری رانیزدرخود محوکردوکشت.ارادت من به مهدی عزیزوحق مجاهدت کم نظیرش،ادأ وبیان حق مطلب راناممکن میکند،اماآیت الله بداندکه وجودعزیز مهدی نام”خزعلی”رادر تاریخ این ملت از قعرنکبت وننگ عملگی ظلم به قله مجاهدت،شرف وحق پرستی ارتقأ داد. محمدصالح گرامی،غمگین مباش.زهی افتخار و مباهات که پدرتو ودکترمهدی ما گل کاشت.

     
  16. خیلی خوشحال شادم یادی از آقای خزعلی کردید . خدا خیرتان دهد

     
  17. آقای نوریزاد نباید انتظاری از این /// الله داشته باشید.این همه مثل بقیه به فکر سیر کردت شکم خودش و خانواده است.بخواد حرفی بزنه همون سپاه پاسداران چپاولگری که زورش در مناقصه “معدن خاک سرخ هرمزگان” بهش نرسیده بود میاد معدن رو از دستش میگیره و منبع درآمد 70 نفر از فامیل های دور و نزدیک این/// الله رو آجر میکنه.

     
  18. آقا یا خانم “سعی کنیم منصف باشیم، ” فرموده اید: “می دونید که خیلی از هواداران این نظام از روی جهل بدون هیچ چشمداشت مادی با تصور اینکه حمایت از نظام وظیفه شرعیشونه ازش حمایت میکنند. یک نمونش میتونه همین ابوالقاسم خزعلی باشد.”

    لطفا سعی کنید منصف باشید.

    اگر آقای ابوالقاسم خزعلی (والا از خدای بزرگ شرم دارم که واژه “آیت الله” پهلوی اسمش بیاورم) کوچکترین درکی از “وظیفه شرعی” داشت، لااقل یکبار در مورد اینهمه جنایت، فساد، دروغ، و… به نام خدا و رسول، و… به آقای “رهبر” با بصیرت (و نماینده خدا بر روی زمین) “بدون لکنت زبان” لااقل گله میکرد — برای “حمایت از نظام” هم که شده.

    آیا این آقا (در این سن “بصیرت”) فردی “مخلص و ساده” است “که فریب رسانه های این نظام رو خورده” ؟؟؟؟ به قول خودتان “لطفا سعی کنید منصف باشید.”

    مجتبی آقامحمدی
    آغازگر و هماهنگ کننده پروژه [در حال حاضر معلق] روند حقیقت و آشتی ایران (و کمپین پوزش و بخشش) که عزیزان آزاده استاد محمد نوری زاد و دکتر مهدی خزعلی پیشگامان سبز آن هستند
    http://www.trpiran.org

     
  19. شهروندی ترسو

    سلام
    از کوزه همان برون تراود که در اوست !

     
  20. باسلام پیشنهاد میکنم جشن و سرور آقای شیخ بخاطر شکنجه های دکتر در تلویزیون آقا زاده دیگر بهمراه کارکنان پیرو ایشان برگزار شود تا شاید از این راه نزد علمای دیگر نیز سربلند شوند

     
  21. سعی کنیم منصف باشیم.
    شما که خودتون روزی فدایی این نظام بودید بهتر می دونید که خیلی از هواداران این نظام از روی جهل بدون هیچ چشمداشت مادی با تصور اینکه حمایت از نظام وظیفه شرعیشونه ازش حمایت میکنند. یک نمونش میتونه همین ابوالقاسم خزعلی باشد.

    من همیشه این انتقاد رو داشتم به جنبش سبزیهایی که همه هواداران نظام رو با یک چوب میرونن و با الفاظی مثل ساندیس خور و مزدور به اونها اهانت میکنن. اگه سعی کنیم همدیگر رو درک کنیم میبینیم که خیلی از اینها، آدمهای مخلص و ساده ای هستند که فریب رسانه های این نظام رو خوردند. اگه بگیم همه این مردمی که به راهپیمایی های حکومتی میان خودشون رو به یه ساندیس فروختن که باید بگیم ایرانی پست ترین ملت دنیاس.
    یک لحظه خودمون رو جای یکی از همین مذهبی هایی بذاریم که فقط به خاطر اعتقاداتش از این نظام حمایت میکنه . به چنین فردی باید حق بدیم که حرفای اپوزوسیون رو باور نکنه. وقتی میبینه مخالفا میگن هر کی هوادار نظامه ساندیس خوره یا دستش تو بیت الماله در حالیکه واقعیت اینه که این طرف یه کارمند، کشاورز یا معلمه ساده اس پس بهش باید حق بدیم وقتی میبینه این قسمت از حرفای ما در مورد خودش غلطه، مابقی حرف های مارو هم باور نکنه

     
  22. سلام استاد نوری زاد
    بعنوان یک زن، بعنوان یک استاد دانشگاه، بعنوان کسی که مختصری می فهمد، ازتلاش شما برای آگاهانیدن مردم بویژه آنانی که خواهان تغییروآزادی اند سپاس می گویم وخدای را شاکرم. شما که با قلم شیوایتان درمن که استاد ادبیاتم اینگونه تأثیرمی گذارید ای امان ازتأثیری که بردیگران می گذارید. ما سخت نیازمند این تأثیریم. ای اثیری شوق انگیز، همچنان دریاب ما را

     
  23. چندی پیش خدمت بزرگی بودم و راجع به وضعیت و حال امروزمان صحبت بود.آن بزرگوار نظر جالبی داشت و میگفت شاید یک حکمت حال این روز علما و دنداران ما که به این خباثت دچار شده اند این است که خداوند عالم تمایلی ندارد که عدّه ای طلبکار از او از این جهان سفر کنند و برای آن روز حساب باید پرونده ها صاف باشد..گر چه این حرف قدری با طنز همراه است ولی واقعیتی را هم نمی توان نفی کرد و آن این است که این عمر ظولانی که به این حضرات داده شده و این چنین مست شده اند نتیجه اش بی آبروئی همه انها شده است..عمری دروغ و فریب و نان خوردن از لباس که می گویند از پیغمبر است و آن منبرهایئی که به منبر نبی مشابه کردند..امروز همه و همه دود شده و هوا رفته و دیگر خیال این مردم حداقل از این بابت راحت است که دیگر با نادانی نروند قوم بی دینی را بر آگاهان مسلط کنند..امروز علاوه بر بی دینی بی وطنی هم بر آن اضافه شده.ترجیح بی شرمانه سوریه به خوزستان دلاور که خون صدها هزار ایرانی برای آن ریخته شد و سکوت حیرت آور رهبر غیور این ملک و تمام روسای پیشین و فعلی در مقابل این خود فروختگی چه معنائی دارد؟ این چنین بی غیرتی در تاریخ که دیده؟ امروز پرونده حاکمان قبلب و فعلی ایران بسته شد..سکوت آقای هاشمی و خاتمی و روحانیون معظم و کسانی که برای آن شهیدان غریب خوزستان سینه چاک می کردند و آیا ت عظام کجاست؟ ..

     
  24. منتظرم خدا تقاص از ظالمان بگیرد ظلم می کنند به نام حفظ نظام اسلامی این تناقضی که از ابتدای انقلاب به وجود امد و فکرمی کنم اول بار اقای منتظری ره جلویش ایستاد

     
  25. یک شهروند بلا زده

    با سلام وعرض ارادت .جناب نوری زاد با توجه به توانایی قلم شما معتقدم که موضوع استعفای پاپ وترک داوطلبانه قدرت از جانب او ,ومقایسه او با حاکمان دینی وسیاسی ما , این پتانسیل را دارد که دستمایه مقاله مفصلی گردد.ایا میتوان چنین ایمان و اخلاصی را در رهبران مسلمان نیز شاهد بود که بخاطر مصلحت دین وملت از این ارث پدری چشم پوشی کنند!!??

     
  26. دکترعزیزباسلام خدایی بارها به سایت شماسرمیزنم ولی وقتی نامه یاپیام جدیدی نمی بینم بسیارغمگین وپژمرده میشوم کاش درمورد این ایت الله خزعلی بیشترمینوشتید.راستی اگر جنبش سبزاتفاق نمیافتاد تاکی مثل من نادان میماندند وفکر میکردند دنیا واخرت مادست اینگونه ایت الله هاست اینها اسلام راوامام وخدا وپیغمبر را تاجایی قبول دارند که جلوی قدرت وثروتشان رانگیرد حالا اگر فرزند ناخلفی که چند سال قبل پیش بینی میکرد این احمدی نژاد محلل به این سادگی قدرت را رها نمیکند واخر جلوی رهبری میایستد ایا باید به ایشان جایزه دادیا زندان البته جرم ایشان ومیرحسین عزیز وشیخ اصلاحات کروبی عزیز وتاج زاده محترم وبقیه عزیزان دربند همین پیش بینی ها رامیکردند وجرم شان این بود که انها خیلی زودتر از ما ی نادان به حقایق پی بردندوحالا چون درک وفهم انها بالاتر است باید در زندان جهل اقایان گرفتاربشوند.واقعا عجب مملکتی داریم ما تمام جهانیان بیایند ازماسرمشق بگیرند.عجبا به حلم الله.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

92 queries in 2164 seconds.