سر تیتر خبرها
فعالیت های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از قانون تا عمل (بقلم: بهروز کربلایی)

فعالیت های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از قانون تا عمل (بقلم: بهروز کربلایی)

مسئولین سپاه پاسخ دهند آیا این قدرت عظیم ، میل به سوء استفاده ایجاد نمی کند؟ آیا کودتای سپاه به بهانه های انقلابی قابل تصورنیست؟ آیا شعار اسلامی بودن سپاه و ولایت مدار دانستن آن توجیهی برای حکومت نظامی نخواهد بود؟ آیا مدل سپاه پاسداران فعلی خودمان را برای سازمان های نظامی سایر کشورها نیز می پسندید؟ . . .

باسمه تعالی

فعالیت های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از قانون تا عمل

دراصل 150 قانون اساسی آمده است . . .   سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی تشکیل شد برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پابرجا می ماند . . .

در ماده 1 اساسنامه سپاه نیزمی خوانیم « سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نهادی است تحت فرماندهی عالی مقام رهبری که هدف آن نگهبانی از انقلاب اسلامی ایران و دستاوردهای‌آن و کوشش مستمر در راه تحقق آرمانهای الهی و گسترش حاکمیت قانون خدا طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران و تقویت کامل بنیه دفاعی جمهوری‌اسلامی از طریق همکاری با سایر نیروهای مسلح و آموزش نظامی و سازماندهی نیروهای مردمی می‌باشد»

قبل از پرداختن به فعالیت های سپاه لازم به یاد آوری است که اصل 150 قانون اساسی در فصل مربوط به قوه مجریه تبیین گردیده و این بدان معناست که سپاه پاسداران همچون ارتش و نیروی انتظامی ، زیر مجموعه اجرایی کشور بوده و نمی تواند برای خود شانی فراتر از آنها قائل باشد. بارها دیده شده است که اقدامات و فعالیت های سپاه با هدف نگهبانی از انقلاب ، توجیه گردیده و فرماندهان سپاه با نیروی خاص دانستن خود ، راه نقد عملکرد سپاه را مسدود نگه می دارند.

فعالیت های سیاسی سپاه

درماده 47 اساسنامه سپاه آمده است: « سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران از نظر سیاسی و عقیدتی تابع ولایت فقیه بوده و از کلیه احزاب و گروههای سیاسی مستقل می‌باشد‌ و خود نیز هرگز نباید در جامعه شخصیت حزبی پیدا کرده به صورت یک حزب یا سازمان سیاسی عمل نماید»

اگرچه مکرراً اعلام می شود که سپاه در فعالیت های سیاسی نقشی ندارد و از هیچ حزبی حمایت نمی کند لیکن بارها دیده شده است این نهاد که ازنظارت های قانونی نیز معاف است نه تنها در انتخابات های گذشته جریان ساز بوده ، بلکه نیروهای خود را در حمایت ازحزب یا کاندیداهای خاص بسیج نموده است. این امر حتی در اظهارات بعضی از سپاهیان نیزکاملاً مشهود می باشد اخیراً شنیدیم که نماینده آقای خامنه ای در سپاه ( جناب حجت الاسلام سعیدی که متاسفانه تحصیکرده رشته حقوق نیزمی باشند ) مدیریت معقول و منطقی انتخابات را از وظایف سپاه دانسته است. البته در سنوات اخیر بسیاری دیگر از سپاهیان نیز به دخالت سپاه در انتخابات صریحاً  اعتراف کرده و حتی آن را از افتخارات خود بر می شمارند. این در حالی است که:

اولاً : ورود نیروهای نظامی در عرصه فعالیت های سیاسی ، آزادی های سیاسی هر جامعه ای را سلب می کند. دخالت نظامیان درامور سیاسی ، جامعه را تحت الشعاع خشونت های نظامی قرار می دهد و به همین سبب قانون ، دخالت سپاه پاسداران را همچون ارتش در فعالیت های سیاسی ، حزبی و جناحی  مجاز ندانسته است.

ثانیاٌ : همانگونه که در مقدمه بحث آمد سپاه یک دستگاه مجری بوده و نه یک دستگاه تصمیم گیر. بنابراین تشخیص مصادیق پاسداری از انقلاب با فرماندهان سپاه نخواهد بود بلکه سپاه همچون سایر دستگاه های نظامی و انتظامی می باید در خدمت حاکمیت باشد. و حال آنکه متاسفانه سپاه با تشکیل یک سازمان عریض و طویل ، در مواقعی خود مستقیماً و در اغلب اوقات نیزبا نام بسیج ، حزب الله یا نیروهای مردمی  در ریزترین مسائل سیاسی کشور دخالت نموده و فراخور وضعیت، تصمیم گیری کرده و در مواردی نیز واکنش عملی نشان می دهد. البته همه این اقدامات سپاه به بهانه پاسداری از انقلاب و ارزش های انقلابی انجام می پذیرد.

ثالثاً : نه علاقه مندی به سیاست و کارهای سیاسی و نه وابستگی های حزبی و گروهی  و نه حتی میل به کسب قدرت سیاسی ، هیچکدام خلاف قانون و شرع نیست اما ماندن در سپاه و  بهره بردن ازقدرت نظامی برای اهداف جناحی و حزبی با اصول قانون اساسی و منطق حقوقی حکومت های مردمسالار در تضاد کامل است. به همین جهت شاهد بوده ایم که پس از جنگ به وفورسپاهیانی که به فعالیتهای سیاسی علاقه مند بوده اند از سپاه خارج شده و هم اکنون در حوزه های سیاسی  فعا ل شده اند.

رابعاً: علاقه مندی دیرینه و مفرط  رهبر فعلی کشور به جهت گیر ی های سیاسی و حزبی ، باعث گردیده که سپاه پاسداران عملکرد خود در حوزه سیاست را در پناه انجام منویات ایشان توجیه نماید و شاید منطقی است که به پشتوانه ماده 47 اساسنامه سپاه ،  مسئولیت عمده فعالیت سیاسی و جناحی سپاه را برعهده شخص آقای خامنه ای دانست زیرا ماده مذکور سپاه را از نظر عقیدتی و سیاسی تابع ولی فقیه دانسته و از آنجا که ایشان نتوانسته خود را به عنوان یک رهبر غیر جناحی و غیر حزبی معرفی نماید لذا سپاه بر خود فرض می داند که با تکیه به قدرت نظامی خود ، اهداف حزبی ایشان را دنبال نماید.

فعالیت اقتصادی سپاه

نه قانون اساسی کشور، نه اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هیچکدام مجوزی برای فعالیت های اقتصادی سپاه صادر ننموده است. البته سپاه تنها می تواند وفق ماده 10 اساسنامه مذکور، درخدمات عمومی دولتی آن هم به درخواست دولت ، فعال شود . فعالیت اقتصادی سپاه پاسداران ناموجه می باشد زیرا :

اولاً : قدرت نظامی و زور اسلحه حتی اگر مورد استفاده نیز قرار نگیرد ، طرف مقابل را در موضع ضعف خواهد برد بطوریکه  شرایط قرارداد از طریق سازمان نظامی قدرتمند به کارفرما تحمیل گردیده و عملاً رقیب از گردونه رقابت خارج می شود. نگاهی گذرا به  قراردادهای دولتی در چند سال اخیر ، این امر را اثبات می نماید که دستگاه های دولتی تحت تاثیر قدرت نظامی سپاه ، تن به انعقاد قرارداد های بزرگ با ارقام نجومی می دهند.

ثانیاً : سپاه علاوه برصلاحیت نظامی ، وفق مواد 5 و 6 اساسنامه ، ازصلاحیت های انتظامی نیز برخوردار است. چنانچه ورود نیروهای نظامی در فعالیت های اقتصادی منطقاً ممنوع باشد  به طریق اولی دستگاه های انتظامی نیز می بایست این اصل را  رعایت نمایند زیرا دستگاه انتظامی می تواند با توجیه ضرورت امنیت داخلی کشور، در خیلی از حوزه ها ورود نماید و این امر، راه سوء استفاده های اقتصادی را برای نیروهای انتظامی می گشاید.

ثالثاً : عدم وجود هرگونه نظارتی بر فعالیت اقتصادی ، خود دلیل محکمی برای غیر منطقی و غیر مشروع بودن آن است. متاسفانه سپاه علاوه بر اینکه ازبودجه دولتی و محرمانه بهره می برد بطور گسترده ای نیز در حوزه های مختلف اقتصادی فعال می باشد واین در حالی است که هیچگونه نظارت قانونی در خصوص عملکرد اقتصادی سپاه وجود ندارد.

رابعاً : دستگاهی که درست یا نادرست از سازمان اطلاعاتی بزرگی بهره می برد و هیچ حد و حصری برای فعالیت های اطلاعاتی خود قائل نبوده و هیچگونه نظارتی را نیز برنمی تابد با ورود نا مبارکش در حوزه اقتصاد آثار مخرب و جبران ناپذیری را بجا می گذارد که اهم آنها به شرح زیر می باشند: از بین بردن رقابت عادلانه و سالم – قبضه کردن همه فعالیت های بزرگ اقتصادی – وابسته کردن اقتصاد کشور به دستگاه های خاص نظامی واطلاعاتی – تشویق بخش خصوصی برای رو آوردن به قاچاق و سایر فعایت های اقتصادی غیر مجاز- بدبینی مردم نسبت به سپاه که خود را مولود و پاسدارانقلاب اسلامی می داند.

خامساً : ورود غیر موجه سپاه در بخش اقتصادی از دولت موسوم به سازندگی و با هدف باز سازی آثار جنگ آغازو به بهانه تحریم ها ادامه یافته است. اما باید دید که آیا سپاه در این سال ها ، در امرسازندگی کشورموفقتربوده یا در امرسرمایه سازی برای خود؟ اگر سپاه تنها به فکر سازندگی بوده و می باشد چرا با تشکیل صدها شرکت خصوصی وبعضاً  پنهان ، عرصه فعالیت های اقتصادی ، صنعتی ، بازرگانی را برسایر رقبا ی مجرب و متخصص خود تنگ نموده و در مواردی نیزحداقل مسبب تاخیرو تطویل پروژه ها شده است؟ اگر باور کنیم که سپاه صرفاً رسالت سازندگی دارد پس فعالیت های اقصادی آن سوی مرزهای سپاه چگونه توجیه می شود ؟ درآمدهای حاصل از پروژه ها ی دولتی و خصوصی یا پروژه های بین المللی به کجا واریز شده و در چه زمینه هایی هزینه می شود؟ به هر صورت حال که سپاه اساساً خود را متبحر در کارها و ماموریت های سخت می داند این سئوال مطرح می شود که چرا در امر مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر فعال نمی شود؟  آمارها گویای این مطلب است که ترانزیت یکسال مواد مخدر از ایران ، حدوداً معادل نصف درآمد نفتی یکسال این کشوراست. آیا اهمیت این امر ناچیز است یا به قول بعضی ها مصلحت هایی در کار است!؟ البته حوزه های دیگر انتظامی در کشور وجود دارد که محتاج امکانات وسیع سپاه می باشد سئوال این است چرا سپاه در این حوزه ها ورود نمی کند؟!

فعالیت اطلاعاتی سپاه

درماده 8 اساسنامه سپاه در مقام بر شمردن وظایف این نهاد آمده است« همکاری با ارگان اطلاعاتی کل کشور طبق قانونی که به تصویب مجلس شورای اسلامی خواهد رسید»

سپاه پاسداران حق ندارد به فعالیتهای مستقل اطلاعاتی بپردازد زیرا:

اولاً: هیچ قانونی وجود ندارد که به اتکاء آن سپاه به کارهای اطلاعاتی مستقلانه بپردازد و حال آنکه سپاه بی اعتناء  به رسالت اصلی خود ، مستقلاً به کارهای اطلاعاتی مشغول است. سپاه باید بپذیرد ادامه این روند تنها ترویج بی احترامی به قانون است.

ثانیاً: اقدامات موازی با دستگاه عریض و طویل اطلاعات علاوه بر ایرادات فراوان ، رقابت نا میمونی را بین یک دستگاه اطلاعاتی  پاسخگو ( وزارت اطلاعات برابر قانون باید پاسخگو باشد ) و یک دستگاه اطلاعاتی غیر پاسخگو( اطلاعات سپاه که تکلیف قانونی برای پاسخگویی ندارد) ایجاد می نماید. این امر دیر یا زود به مبارزه ای آشکار مبدل می گردد که قطعاً خسارت آن متوجه مردم عادی خواهد شد.

ثالثاً: فعالیت اطلاعاتی دستگاهی که کار اقتصادی می کند ، یعنی زیر پا گذاشتن قواعد عدالت در رقابت اقتصادی.

رابعاً: فعالیت اطلاعاتی دستگاهی که کار سیاسی می کند یعنی پایند نبودن به اصول فعالیت های سیاسی و سوء استفاده از اطلاعات برای خارج کردن رقیب از میدان رقابت سیاسی.

خامساً: فعالیت اطلاعاتی غیر قانونی و خود سر یک دستگاه نظامی ، این دستگاه را از یک دستگاه نظامی اجرایی به یک دستگاه نظامی تصمیم گیر در کشور تبدیل می کند و این امربا فرمانبرداری دستگاه نظامی منافات کامل دارد.

فعالیت برون مرزی سپاه

یک بار دیگر به وظایف قانونی  سپاه نظری بیندازیم و ببینیم که آیا اساساً سپاه در زمان صلح وظایف قانونی فرامرزی دارد. در هیچ کجای قانون اساسی و حتی اساسنامه سپاه چنین وظیفه ای برای سپاه تعریف نشده ، پس این وظیفه از کجا پیدا شده است؟ یا دمان نرود که فلسفه ایجاد سپاه قدس ( شاخه برون مرزی سپاه پاسداران ) چه بوده است؟ مگر هدف از تشکیل سپاه قدس ، انجام فعالیت درخاک عراق (کشور متخاصم در آن زمان) نبوده است؟  پس چگونه و با چه ضرورتی سپاه قدس باقی مانده و متاسفانه این شایعه را تقویت می کند که در آنسوی مرزها و در کشورهایی چون عراق ، لبنان ، سوریه ، افغانستان ، عربستان ، بحرین ، آسیای میانه ، آسیای شرقی ، آفریقا و حتی اروپا و آمریکا مشغول فعالیت های پیدا و پنهان است و هر روزبرای ایران  هزینه های جدید مادی و غیر مادی در سطوح داخلی و بین المللی ایجاد می نماید.

البته اگرچه متاسفانه با توجه به مفهوم مخالف اصل 145 قانون اساسی ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برخلاف ارتش و نیروی انتظامی ، منعی برای جذب افراد غیر ایرانی برای عضویت در سپاه و بسیج ندارد اما این امر نیز نمی تواند توجیهی برای فعالیت های برون مرزی سپاه باشد.

**********

مسئولین سپاه پاسخ دهند آیا این قدرت عظیم ، میل به سوء استفاده ایجاد نمی کند؟ آیا کودتای سپاه به بهانه های انقلابی قابل تصورنیست؟ آیا شعار اسلامی بودن سپاه و ولایت مدار دانستن آن توجیهی برای حکومت نظامی نخواهد بود؟ آیا مدل سپاه پاسداران فعلی خودمان را برای سازمان های نظامی سایر کشورها نیز می پسندید؟ . . .

بهروز کربلایی
وکیل دادگستری

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

18 نظر

  1. اسلام رابه پای اشخاص نذارید جانم فدای رهبر

     
  2. بسی زجر دادم در این هشت سال
    عجم شد ز کردار من شرمسار
    ز بیرون مرزهای این سرزمین
    نگاه‌ها به ما با شد از روی کین
    چرا این قدر شر بر پا کنیم
    که با دست نتوان گره وا کنیم
    جوانان ز دین روی گردان شدند
    بزرگان و پیران حیران شدند
    همه حسرت روزگار قدیم
    برند و بگویند با هم چنین
    چه آسایس و راحتی داشتیم
    نه جنگ با خودی یا کسی داشتیم
    طلاق و جدایی معنا نداشت
    صغیر احترام کبیر می‌گذاشت
    تورم گرانی و دلواپسی
    کجا بود در خانه‌های کسی
    به رغم فراوانی آن مواد
    جوانان همه دور بودند ز اعتیاد
    نه مهریه‌ای زن به اجرا گذاشت
    نه حاجی دو سه صیغه پنهان داشت
    همه با تفاهم وبا یکدلی
    بزیستند در زیر سقف گلی
    کسی فکر ژیلا و ویلا نبود
    به فکر خیانت و دعوا نبود
    بدون سند یا چک و سفته‌ای
    به هم اعتماد می‌نمودند همی
    ولی در زمان کنونی ببین
    که زندان بود پر از مجرمین
    یکی بهر پرداخت مهر زنش
    دگر قتل دوستش یا مادر زنش
    یکی زورگیری کند بهر جود
    دگر احتکارها کند بهر سود
    یکی رشوه گیرد و با ساخت و پاخت
    مهیا کند مملکت بهر باخت
    و یا با زد و بند و قانون مدار

    کنند اختلاس‌های چندین هزار
    حمایت زمسکین بود یک شعار
    دروغ‌های فراوان و وعده هزار
    دو میلیون و پانصد جوان اشتغال
    همه زن بگیرند، نترسند ز کار
    دهم خانه‌ی مهرت ای نوجوان
    چو دوران من گردد جاودان
    کنون گر تو رأی بر مشایی دهی
    و یا دست مهر با بقایی دهی
    کنم زود یارانه دویست هزار
    نشینی به خانه نگیری تو کار
    به روستائیان سیب‌زمینی دهم
    به شهر نشین موز و کیوی دهم
    برای فروپاشی صهیونیست
    اروپا و امریکا و انگلیس
    اگر این روزهامن به سیما، نیم
    به فکر انرژی هسته‌ایم
    به چاوز و سایر دوستان
    دهم من وام‌های کلان

    به فکر ریاست بر عالمم
    حکومت به ایران باشد کمم
    خدا گر کند لطف بر این حقیر
    شود پارچه کاپشن من حریر
    خردند آن پژو کهنه میلیاردها
    به نیات سوء منصور آریا
    به لطف مریدان و اطرافیان
    به دور سرم هاله‌ی نور عیان
    نگر در سفر‌های استانیم
    ز موج جمعیت پیدا نیم
    یکی پول خواهد بهر طعام
    دگر وام واین وعده‌ی استخدام
    یکی در تکاپوی پست جدید
    به دنبال ماشین من می‌دوید
    گروهی پی پخش تصویرشان
    ز آقای دوربینی گیرندشان
    گروهی شاکی ز شهردارها
    که گیرند سنگین عوارض ز ما
    گروهی از آن قاضییان شاکی‌یند
    که در فکرت رشوه از دعویند
    مریضان کنون گر که ناراضیند
    که درمانده از پول زیر میزیند
    گرانی و کمبود داروی خاص
    مزیدش به علت بود فرد خاص
    بسی شکوه از دست بانک‌ها برند
    پی وام جزئی چه رنج‌ها دهند
    پدر از گرانی نالان بود
    زن از داغ فرزند گریان بود
    یکی بهر بیکاری فرزند
    دگر چون جوانش فتاده به بند
    و یا آنکه از کارش اخراج شد
    حقوقش ندادند و محتاج شد
    در کارخانه‌ها بسته شد
    ز اجناس چینی انباشته شد
    از این رو همه مات و حیران شدند
    چو دیوانه سر در گریبان شدند
    اگر بینوا در پیت هست دوان
    یقین در پی پول نفت است و نان
    تو گفتی بیارم سر سفره‌ها
    ولی زود فراموش شد آن گفته‌ها
    ***
    توهم نکن تو مقدس شدی
    عزیز و بزرگ‌تر زهر کس شدی
    اگر رستم زابلستان شدی
    وگر تو رجائی دوران شدی
    دگر خواندت کوروش این زمان
    شمایل به گردن چون پهلوان
    امیرکبیر مشایی شدی
    انوشیروان بقایی شدی
    ز الهام، الهام‌ها چون رسید
    دگر چون تو فردی ناید پدید
    یگانه به دوران تویی همچو دُر
    به نزد رحیمی و هر مُفت خور
    رسائی رساند تو را تا فلک
    ملک خواندت آن دگر از کلک

    مشو غره بر حسن گفتار خویش
    به تحسین نادان و پندار خویش

    چو خواهی که نامت شود جاودان
    نکن نام نیک بزرگان نهان
    بزرگ مردمانی چون خاتمی
    و یا پخته مردی چون هاشمی
    نباید تحقیر شود سید حسن
    خدایش نگه دار و دور از گزند
    علی مطهر چون کرد انتقاد
    عزیزش بدار و نگیر انتقام

    به ناطق چرا تهمت ناروا
    زنی چون نداری سند ناقلا
    ز قانون مجلس سر بر نتاب
    که قانون گریزی نگردد باب
    برای نگه داشتن یک سعید
    سعید‌ها شوند از شما نا امید
    چقدر وقت مجلس سر یک نفر
    هدر رفته و تو بی‌خبر
    ز وضع اسفبار ارز و دلار
    به بی ارزشی بودن این ریال
    به بالا نشین بودن سفله‌ها
    به گوشه نشین بودن نخبه‌ها
    به پول‌های میلیاردی فوتبال
    که عکس می‌گرفتی تو هم یادگار
    ز عزل و ز نصب‌ها که شد بی‌شمار
    رکوردی زدی که شود ماندگار

    تو دادی به مجلس لیستی نشان
    که هستند اینان ز گردن کشان
    شد آن لیست در جیب کاپشن نهان
    گرانش خریدند نگردد عیان
    عیان هم نگردید در این هشت سال
    هر آن چه شنیدیم بودن خیال
    که با تهمت و دادوجیغ و شعار
    هدر رفت فرصت از ما بسیار
    خدایا چنان کن سرانجام کار
    تو خوشنود باشی و ما رستگار

    <>

     
  3. همه این روزها با هم گویند چنین//سعید جان یک روز بیشتر نماند در اوین!!
    جوانی که جرمش از او کمتر است //گرفتاریش در اوین بیشتر است
    مگر آن ترازو میزان نیست // که بیست را کشد ده وده را بیست
    یکی گفت عیب در ترازو نیست// که دست ترازو کش میزان نیست
    اگر زور وزر آید ش در نظر//کشد جرم را کم تا نبیند ضرر
    کشد جور زر داده را آن جوان//که گیرند عبرت از او دیگران
    غذا گر نداری نکن تو غزا / / تو بد بخت دل خوش به آرم قضا
    بمیر ونزن دم ببند چشم وگوش//اگر صد ظلم دیدی بمان تو خموش
    معلم تو را این مثل یاد نداد //زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد
    چو جیبت خالی وزورت کم است//یقین صد سال حبس در اوینت کم است

     
  4. جواب منطقی پسر به پدر
    پدر را بگفتا روزی جوانی //چطور زن بگیرم با این گرانی
    مگر که نگفتند خمینی و یاران //که آنها کنند آب وبرق را رایگا ن
    پدر گفت آری لیک نه در این جهان//که اووعده کرد آن به گورستان
    چو خواهد کسی برق وآب رایگان //کفن پوش بگور ی شود او نهان !!
    خداوند دهد حوریه آن جهان //یکی باغ ویلا با مبلمان
    نگیرید خورده به پیر خمین (ره)//بود همنشین آقامون حسین (ع)
    همه مشکلات تقصیر امریکاست //که با ما نبو ده ست یکرنگ وراست
    پسر چون دو مصراع آخر شنید //دل آ زرده شد و به کنجی خزید
    بگفت با پدر این چرند ها چرا //مگرآن زمان هم نبود امریکا
    گه گفتید تقصیر شاه ست همه //که مردم دارند از او واهمه
    که آنان مزدور بیگا نه یند//چپاولگر وفکر ملت نییند
    مگر این مثل را نشنیدید شما// به یک بام نبا شد دو تا هوا

     
  5. بصیرت نیست غیر از راست گفتن ادب داشتن دروغها را نگفتن
    ز تز ویر وریا پرهیز کردن بصیرت نیست جز تدبیر کردن
    بصیر آنستکه از افراد عاقل نظر خواهد برای حل مشکل
    بصیر آنست علا ج هر پدیده کند تدبیر زیانش تا ندیده
    زچاپلوس تملق گو بود دور که اینان میکنند بینا ییت کور
    تو حا کن کلا ه خود قاضی از آ حرفا که گفتی هستی راضی
    بصیر محمود یا آن میرحسین بود بصیر مصباح ا آن سید حسن بود
    بصیر کروبی است یا آن رسایی بصیراین خاتمی است یا آن مشایی
    بصیر این جنتی یست یا آ ن بهشتی بصیر این طائب است یا آن که کشتی

    بصیر ت گر می بود در شما ها نبود در مملکت اینجور بلوا
    اگر بودید بصیر واهل تقوا نمی کردید سر قدرت دعوا
    تمام فتنه ها زیر سر توست نه آنکس که حقایق را ز ز پیش گفت
    ز دلسوزی به توگوشزد کردند ز نا مردی حرفش رد کردند
    به حرف جنتی حصرند یه خانه بدور از هر خبر در این زمانه
    نباید با کسی حرفی بگو یند چرا که این دو تا هم فتنه جویند
    ولی خورشید پشت ابر نماند حقایق را خدا بر خلق رساند
    شدند رسوا کنون در روز روشن همه تاریکدلان درماه بهمن
    خدیا گر نیند اهل هدایت شوند خار وفتند اندر فلاکت
    18/11/91 (حقگو)

     
  6. درخزان سرد امسال گشت تکرار این شعار با صدای گرم محمود زنده بادا این بهار
    چیست رمز این شعار بی مسمی قبل عید کس نداند از خلایق جزء مشایی یا سعید
    زین بهار بی شک گل و لاله نمی اید ببار باغبان خوابیده ودشت ودمن پر شد ز خار
    گلها پژمرده وبلبل عزادار میشود کاروبار مردمان بیشتر از این زار میشود
    جای حل مشکلات وحل وفصل معضلات برسر قدرت بود دعوا ونیست راه نجات
    مردمان ساده براین قولها دلخوش کرده اند با شعار و وعده ی بی اعتبار دل زند ه اند
    اعتیاد وزور گیری و طلاق افزون شود در نگاه این جوانان دین چون افیون شودصیرت نیست غیر از راست گفتن ادب داشتن دروغها را نگفتن
    ز تز ویر وریا پرهیز کردن بصیرت نیست جز تدبیر کردن
    بصیر آنستکه از افراد عاقل نظر خواهد برای حل مشکل
    بصیر آنست علا ج هر پدیده کند تدبیر زیانش تا ندیده
    زچاپلوس تملق گو بود دور که اینان میکنند بینا ییت کور
    تو حا کن کلا ه خود قاضی از آ حرفا که گفتی هستی راضی
    بصیر محمود یا آن میرحسین بود بصیر مصباح ا آن سید حسن بود
    بصیر کروبی است یا آن رسایی بصیراین خاتمی است یا آن مشایی
    بصیر این جنتی یست یا آ ن بهشتی بصیر این طائب است یا آن که کشتی

    بصیر ت گر می بود در شما ها نبود در مملکت اینجور بلوا
    اگر بودید بصیر واهل تقوا نمی کردید سر قدرت دعوا
    تمام فتنه ها زیر سر توست نه آنکس که حقایق را ز ز پیش گفت
    ز دلسوزی به توگوشزد کردند ز نا مردی حرفش رد کردند
    به حرف جنتی حصرند یه خانه بدور از هر خبر در این زمانه
    نباید با کسی حرفی بگو یند چرا که این دو تا هم فتنه جویند
    ولی خورشید پشت ابر نماند حقایق را خدا بر خلق رساند
    شدند رسوا کنون در روز روشن همه تاریکدلان درماه بهمن
    خدیا گر نیند اهل هدایت شوند خار وفتند اندر فلاکت
    18/11/91 (حقگو)

    عا لمان وزاهدان وشیخ واستاد کبیر مهر بر لب وخموشند تا نگردند دستگیر
    آن سپاهی که زمان جنگ برادر نام داشت بهر حفظ دین ومردم جان بر کف میگذاشت
    او کنون سردار وسرتیپ ویکی سر لشکر است حفظ پست وجان از برایش از سرافرازی ایران بهتر است
    ورزش وشهرداریو استانداری وقضا تحت امر این عزیزان است نگو گردد ریا
    درسیاست .اقتصاد واطلاعات بیشتر دست دارند.برخلاف گفته ی آن رهبر (ره)
    هر برادر کز سر شفقت کرده ست انتقاد انگ جاسوسی زدند بر او سرش دادند به باد
    حیف سرها نیست حیف دین وایمان من است حیف تن ها نیست حیف ایران حیف ایران من است

     
  7. یک پاسداربه اسم هدایتی

    سرنوشت غم انگیزی هست. چی می شه که اینجوری می شه. سربازان مخلص و بی ریا و استخوانی که برای کشورشون رزمیدند, تبدیل به رانت خوران میلیاردری می شوند که توپ هم تکونشون نمی ده
    حسين هدايتی معروف به آقای عابر بانک.
    آورده اند که
    بهتر است کمی او را بيشتر و بهتر بشناسيد
    -مالک صنايع استيل آذين
    -مالک کارخانه های فولاد سازی و ورق
    -دارنده ی بزرگترين شرکت پرورش ميگوی ايران
    -برج ساز در دبی و دارای ملک و املاک در اکثر کشورهای حاشيه ی خليج فارس
    -مالک زمين های کشاورزی بسيار
    -سهامدار بازار مبل ايران
    -رييس شرکتهای تجاری در ايران و خاور ميانه
    -و چندين و چند فعاليت تجاری ديگر عناوينی است که به حسين هدايتی نسبت می دهند.
    -او يکی از مهمترين سهامداران بانک خصوصی تات است .
    -سرمايه گذار هتل 23 طبقه ی سيروس
    -هتل 520 مليون دلاری جزيره زيبای کيش حالا تيمی دارد که همه به آن حسادت می کنند.
    -او ده ها کارخانه ی بزرگ در آسيا و خاور ميانه دارد و در يکی از حسابهايش در ايران بيش از 110 ميليارد تومان پول دارد و بيش از 500 ميليارد هم در بانکهای دبی پس انداز کرده است.
    -حسين هدايتی مالک شرکت خاور آذين نيز هست و شرکت فجر گالوانيزه سپاهان کاشان را به مبلغ 92 ميليارد تومان خريداری کرده است.

    آیا می دانید اولین شغلش چه بوده؟

    مسئول پرسنلی سپاه ناحیه 10 تهران، عضو ناحیه مقاومت مالک اشتر و در جبهه نیز در لشگر 27 محمد رسول الله خدمت کرده است

     
  8. سلام دکتر عزیز میشه بگی چطوری تونستی یعد از این همه سال که به هر حال اون طرف میدان بودی چجوری شد که چشمات رو باز کردی و حقیقت رو حداقل با عقاید خودت دیدی و شدی منتقد؟ چون سالهای گذشته قبل تر اینگونه نبودی. ممنون. ممنون از سابت خوبت و حرفهایی که به حقیقت نزدیکند.

     
  9. انتخـابـات دگـر، بـار دگـر در راه است
    ———————————

    خلق را وعده پوچ سر خرمن بدهید
    پســران عزبــی را کــه مجـرد هستنـــد
    همه را یک شبه با سازودُهُل زن بدهید
    بــه مدیــران ادارات کلیـــدی ، اسفنــــد
    غیر پاداش کلان یک دوسه تا وَن بدهید
    وَ بـه افـرادِ مـوثـر سنـدِ بـاغ و زمیـن
    در محل ِ خفنـی از طرف مـن بدهیــد
    به زنان تا که بیایند و به ما رای دهند
    قـول آزادی ِ کوتاهــی ِ دامــن بدهیــــد
    گرگ را وعده ی میش وبه خران وعده ی کاه
    جـوجـه ها را الکــــی وعــده ی ارزن بدهیـــد
    گر چه موجودی ِ صندوق تمام است ولی
    به رعیت کوپن ِ شکر و روغـن بدهیــــد
    خانه در مملکت ارزان شد و باید پس از این
    به جهــان وعـده ی ارزانی ِ مسکـن بـدهیـــد
    الکی تــوی ِ سخنرانـی تــان در سیمــــا
    وعـده ی کنتـرل قیمــتِ آهــن بــدهیــــد
    یا به اموات علی رغم گرانی ِ قبــور
    قول ِ کمتر شدن ِ قیمتِ مدفـن بدهیـــد
    تا که تاثیـر کنــد صحبتتــان بیـن ِ عــوام
    وعده ها را همه با واژه ی شرعا” بدهید
    الغرض کار ندارم که چطـوری ، لیکن
    تا زمان ِ همه پرسی ،همه کلا” بدهیـد
    خشتکش پاره شد و احمد ِ طناز نوشت
    به طرف حداقل یک نخ و سـوزن بدهید

     
  10. با سلام و احترام
    اگر ممکنه این فیلم رو نگاه کنید، باتشکر.

    http://www.youtube.com/watch?v=8DifTuJNhhA

     
  11. روش زندگی….

    دو قطره آب كه به هم نزديك شوند، تشكيل يك قطره بزرگتر ميدهند…

    اما دوتكه سنگ هيچگاه با هم يكی نمی شوند !

    پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشيم،

    فهم ديگران برايمان مشكل تر، و در نتيجه

    امکان بزرگتر شدنمان نيز كاهش می یابد…

    آب در عين نرمی و لطافت در مقايسه با سنگ،

    به مراتب سر سخت تر، و در رسيدن به هدف خود

    لجوجتر و مصمم تر است.

    سنگ، پشت اولين مانع جدی می ايستد.

    اما آب… راه خود را به سمت دريا می يابد.

    در زندگی، معنای واقعی

    سرسختی، استواری و مصمم بودن را،

    در دل نرمی و گذشت بايد جستجو كرد.

    گاهی لازم است كوتاه بيايی…

    گاهی نمیتوان بخشید و گذشت…اما می توان چشمان را بست

    و عبور کرد

    گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری…

    گاهی نگاهت را به سمت ديگر بدوز که نبینی….

    ولی با آگاهی و شناخت

    وآنگاه بخشیدن را خواهی آموخت

    از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چند اصل بنا كردی؟

    فرمود چهار اصل:

    دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم

    دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم

    دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمیدهد پس تلاش كردم

    دانستم كه پایان كارم مرگ است پس مهیا شدم

     
  12. خطیبی(یک داستان کوتاه)

    لاک پشت که بارَش سنگین بود …

    پشتش‌ سنگين‌ بود و جاده‌هاي‌ دنيا طولاني …
    اندوهگین بود كه‌ هیچگاه جز اندكي‌ از بسيار را نخواهد رفت.
    آهسته آهسته‌ مي‌خزيد، دشوار و كُند؛ و دورها هميـــــــــــــــــشه‌ دور بود.
    و تقديرش‌ را به تلخی بر دوش‌ مي‌كشيد.

    پرنده‌اي‌ در آسمان‌ بال گشــــــــــــــــــود … سبكبـــــــــــــــــار؛

    با خود زمزمه کرد: اين‌ عدل‌ نيست، عدالت نيست.
    من‌ هيچ‌گاه‌ نمي‌رسم. هيچ‌گاه. و در لاك‌ سنگي‌ خود خزيد …

    دستهای خدا از زمين‌ بلند كرد حجم سنگینش را.
    زمين‌ را نشانش‌ داد … زمین که دیوانه وار گِرد بود.
    و گفت: نگاه‌ كن، ابتدا و انتهایی ندارد. هيچ كس‌ نمي‌رسد.
    چون‌ رسيدني‌ در كار نيست. فقط‌ رفتن‌ است. حتي‌ اگر اندكي.

    و هر بار كه‌ مي‌روي، رسيده‌اي.
    و باور كن‌ آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاكي‌ سنگي‌ نيست،
    تو پاره‌اي‌ از هستي‌ را بر دوش‌ مي‌كشي؛ پاره‌اي‌ از مرا.

    خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمين‌ گذاشت.
    اما ديگر نه‌ بارش‌ چنان‌ سنگين‌ بود و نه‌ راهها چنان‌ دور.
    به راه‌ افتاد و زمزمه کرد: رفتن، حتي‌ اگر اندكي؛
    و پاره‌اي‌ از «او» را بر دوش‌ كشيد؛ اما اینبار با عشــــــــــــــــــــق …

     
  13. سلام آقای نوریزاد عزیز. لطفن این ویدیو را ببینید و بشنوید ، ببخشید که ناگزیرم شنیدن این فایل صوتی که در آن الفاظ بی ادبانه و رکیک از طرف مدعیان دین و مذهب شنیده می شود را به جنابعالی پیشنهاد کنم. آیا اینان مصداق همان اراذل و اوباش دینی و مذهبی نیستند؟ اصلن اینها به چیزهایی که پیش چشم مردم از خدا و پیغمبر و خوبی و بدی می گویند باوری هم دارند؟! یا اینکه صرفن عزم به استحمار ملت بدبخت ساده لوح و دزدی و چپاول دسترنجشان دارند؟
    آقای نوریزاد خواهش میکنم نظرتان را دراین باره بیان کنید. منتظر پاسخ شما هستم. دوستدار شما.

    /////////////////////////////////////
    ‫فایل صوتی از جلسه مداحان اهل بیت

    ————————————————-

    سلام دوست من
    من شرمم آمد که نشانی این فایل صوتی وتصویری را دراینجا بیاورم. گرچه برای یافتن آن نیازی به زحمت فراوان نیست. اما دوست من، جامعه ی مداحان، عمدتا جامعه ای برای جهل گستری اند. کاری به این ویدئو ندارم. فرض که بجای این زشت گویی های سخیف، اشک بود که ازگونه ها جاری می شد. اشک روی اشک. وناله هاوضجه های چند بچند. بساطی که مداحان حکومتی آراسته اند بساط گسترانیدن جهل است. بساطی برای بازداشتن مردمان عوام برای خروج ازدایره ی فهم وورود به عرصه ی نفهمی. مداحان حکومتی، سفره ای پهن کرده اند ازخوردنی هایی که مطلقا درآن چیزی به اسم فهم نیست. بل هرچه هست دروغ وفریب وسرکیسه کردن مردم وفروفشردن آنان درپستوهای تاریخ تحریف شده ای است که درهمه ی جوانبش یک ” چرا” بچشم نمی خورد. مداحان مردم را به چرا وچریدن لاطائلات می برند تا همان مردم نپرسند: چرا؟

    با احترام.

     
  14. هرچه به سراین مملکت آمده مسببش این سپاه می باشد

     
  15. دوست عزیز سپاه دارای دو گروه کاملا متضاد است. بدنه اصلی سپاه فرزندان همین مردم و کشور هستند و در واقع همین فرماندهان فاسد سپاه جان آنها را هم به لب آورده اند. آنچه که در سوریه رخ داد هرگز در ایران به وقوع نخواهد آمد و این تبلیغات همان دسته از فرماندهان فاسد سپاه است که با تبلیغات این چنینی سعی در ئحشت پراکنی و فاصله انداختن بین بدنه اصلی سپاه و مردم دارند.

     
  16. با سلام بر استاد عزیز:شایان ذکر استکه:همین 2سال پیش بود که برادران قاچاقچی 29 تن تریاک را وارد ممکت نمدند و پس از کشف مدعی شدند که برای وزارت بهداشت بوده،که البته وزارت مذکور ضمن تکذیب اعلام نمود که این وزارت هیچگاه به این مقدار تریاک احتیاجی نداشته است و ندارد.من که نمیدانم این برادرانی که اینهمه ثروت اندوزی میکنند آیا جاضر میشوند از آن بگذرند و از مملکتشان در روز جنگ دفاع کنند؟(هرگز.)

     
  17. روزی سپاه آنقدر مردم بیگناه را خواهد کشت که روی پهلوی ها و دیگر جباران تاریخ این کشور را سفید کند …

     
  18. شهروندی ترسو

    سلام
    خود کرده را تدبیر نیست !

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

84 queries in 2604 seconds.