سر تیتر خبرها
بصیرت زدگان

بصیرت زدگان

ای با بصیرتان مجلس و دولت و سپاه و دستگاه قضا و بیت رهبری، ما همچنان چشم براه قسمت های بعدی این نمایش پُربصیرتیم.

دیروز در بصیرتکده ی مجلس، هواداران و نمایندگان و منتخبان و منتسبان و منتصبان رهبرِ بصیرت شناسِ ما، هرچه کاسه بشقابِ بصیرت بود بالا بردند و بر سر حریف بی بصیرت شکستند. در استیضاح وزیرِ قبلاً بصیر، نمایندگان حتماً بصیر، تا توانستند بر سر او و بر سر مالیخولیای ملی ما بصیرت باریدند تا تکلیف بی بصیرتی هردو را یکسره روشن کنند.

دیروز صحن علنی مجلس، صحنه ی ترکیدنِ بغضِ فروخورده ی بصیرتِ دربند بود. این یکی نوار بصیرت پخش می کرد و پرده ی بی بصیرتان را می درید و آن یکی فیلم از بصیرت پردازیِ خود پخش می کرد تا گلوی طرفِ بی بصیرخود را در حلقه ی بصیرت خود به تنگ آورد. خلاصه دیروز مجلس بصیر ما برای نخستین بار بوی حتماً خوش بصیرت را منتشر کرد تا به گمان خود مردمان هاج و واج بی بصیر از التذات آن محظوظ شوند. و این البته کم بصیرت نبوده و نیست.

بهمین خاطر ما محکومین بالفطره به بی بصیرتی، که احتمالاً قبلاً جزیی از امت شهید پرور بوده ایم و در محدوده ی بصیرت زیست می کرده ایم و بعداً توسط رهبر بصیر و بصیرت شناسمان شناسایی شدیم و انگِ بی بصیرتی بر پیشانی خودمان و نسل اندر نسلمان نشسته است، اعلام می داریم: ای با بصیرتان مجلس و دولت و سپاه و دستگاه قضا و بیت رهبری، ما همچنان چشم براه قسمت های بعدی این نمایش پُربصیرتیم. چرا که در راه بصیرت افزایی ِ مردم بصیرت محتاج، این بارش بصیرت شما می تواند به ترمیم بی بصیرتی مردم از یکطرف، و تکمیل بصیرت آنانی که بصیرتشان کامل نیست منجرشود.

ازشوخی گذشته شما بصیرتکده ای را مجسم کنیم که در آن رهبر پشت تریبون ایستاده و فیلم پخش می کند، و در مخالفت با او: سپاه پشت تریبون ایستاده و فیلم پخش می کند. پشت بندش، از یک طرف شیخ صادق لاریجانی و شیخ حسین طائب و شیخ محسن اژه ای و شیخ علی فلاحیان و شیخ روح الله حسینیان و شیخ مصطفی پورمحمدی و شیخ صادق خلخالی  پشت تریبون ایستاده اند و فیلم پخش می کنند، و از طرف دیگر زندانیان و شکنجه شدگان و غارت شدگان و کشته شدگان پشت تریبون ایستاده اند و فیلم پخش می کنند. بصیرت واقعی آنجاست. در پیشگاه عدل خدای بصیر. وگرنه هرکه با هر تکان لب، می تواند خود را اهل بصیرت جابزند و کل فحوای بصیرت را برای خود بلوکه کند، و دیگران را – هرکه هستند – از گردونه ی بصیرت بدور اندازد.  ای وای از: یوم تبلی السرائر!

محمد نوری زاد
شانزدهم بهمن ماه سال نود و یک

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

62 نظر

  1. وحید چاووش به جای این حرفها بهتر است بری بگردی و /////

     
  2. آقای نوریزاد خداوکیلی بخدا شرم دارم بگم اگر ما تحت الحمایه یک کشور مثل آمریکا یا انگلیس بودیم بد بود مثلا مثل استرالیا یا مالی که هر دو مستعمره که دیگر ور افتاد تحت الحمایه انگلیس یا فرانسه هستند.به فاطمه زهرا اولین مظلوم عالم به امام زمان به 124 هزار پیغمبر از این رزیم خسته شدیم.مگر ما چند سال یا چند بار زنده ایم؟

     
  3. ما که چشم داریم چه نیازی به بصیرت داریم؟

    سربازانی با شکم گرسنه از بیابان های حجاز آمدند و اسب مازندران را به اسب عرب و پارسی گویان بیچاره و بخت برگشته را که مانند زمان اِنقِل آب بیخرد و بیمایه گشته بودند به مجوسیان عجم تبدیل نمودند، ما را که خود زبانی پارسی داشتیم چون زبان فردوسی و عربی را چنان مینوشتیم چون ابن مقفع. ما را که خود خط آرامی را به خطی جهانی تبدیل کردیم که جانشین خط میخی شد و بن بست خط عتیقه عرب مانند کوفی و پیش از آن را هم شکست، ما را که یاقوت مستعصمی را داشتیم و عباسی را.

    لکن ما ابومسلمی هم داشتیم که بدون آن عباسیان به خانه ما در تیسفون نمی آمدند و اراک را به عراق عرب تبدیل نمی کردند. ما بابکی داشتیم لکن افشینی هم داشتیم که بابک را به دست عباسیان و به شکنجه و مرگ سپرد. ما فردوسی داشتیم لکن ابوریحان بیرونی هم داشتیم که اگر چه دانشمند بزرگی بود لکن میگفت که بهتر است بزبان عرب فحش بشنود تا بزبان پارسی شعر. ما حلاج و ملا صدرا، مولوی و نظامی، بابا طاهر و عبید زاکانی، عطار و حافظ و حافظ و حافظ و حافظ و سعدی و سعدی و سعدی دشتیم لکن مجلسی و کافی هم داشتیم.

    مصریان نتوانستند زبان خود را نگاهدارند و امروز پرچمدار زبان عرب شده اند. ما که پرچمدار اولین متن های والای عرب را داشتیم مانند کلیله و دمنه و زبان خود را تا اندازه ای نگاهداشته ایم چرا باید به //// این شیوخ گوش دهیم؟ مردمی که نخستین یکتا پرستان تاریخ بوده اند و واژه دین را نه تنها به عرب بلکه به خود قرآن در اولین سوره اش وام داده اند که بعدها از آن ادیان و تدین و متدین و و و و بسازند اکنون باید از شیادان دزد و آدم ربا، آدمکش و متجاوز، کلاهبردار و خائن و بد تر ازهمه دروغگو و دروغگو و دروغگو بشنوند که زبان چیست.

    ما بیچارگان ایران که زیر یوغ سربازان اسلام رفتیم ، زنان خود را باسارت عربها دادیم، پدران و برادران خود را به بردگی آنها و دختران خود را به حرمسراهای این بادیه نشینان فربه روانه کردیم، زبان خود را هم باختیم؟ اکنون بجائی رسیده ایم که از شیادانی واژه های تازی میشنویم و درس زبان عربی میگیریم که خود اگر در بغداد یا دمشق باشند توانائی گفتگو با یک فروشنده یا یک راننده تاکسی را ندارند و نمی توانند یک روزنامه عربی زبان را بخوانند و بفهمند. لکن عربی عتیقه شان را باید هرروز از رسانه هایشان بشنویم.

    مردمی که چشم دارند و میبینند که هر روز در این سرزمین چه میگذرد، کسانی که دزدی ها را در هر خیابان، دروغ را در هر گزارش، آدم ربائی را در خانه خویش، آدمکشی را در میدان میبینند. کسانی که چشم دارند و میبینند چه نیازی به بصیرت دارند.

    واژه هائی که به حسب نیاز قدرتمندان هر روز دگر گونه تعبیر میشوند به چه درد ما میخورند؟ منافق یعنی کسی که بین دیگران نفاق بیاندازد، لیبرال یعنی کسی که دنبال آزادی است، فرعون نام پادشاهان خداگونه مصر است تا زمان کلئوپاترا، اسلام واقعی یعنی اسلامی که واقع شده است و پیش آمده است، همین اسلامی که بوده و همین اسلامی که هست.

    مگر همینها نیستند که بین مجلس و دولت و مردم نفاق میاندازند و از قبل آن خود حکومت میکنند؟ پس چرا دیگران را منافق میخوانند؟
    مگر ما اصلا میتوانیم اسلام واقعی را بجوئیم؟ چیزی را که به معنای راستین کلمه در گذشته “واقع” شده؟

    اگر این شیخ سخنور ما است پس ما هم همه عجم هستیم.

    از کرامات شیخ ما این است، شیره را خورد و گفت ترش است، نخورید، برای شما بد است.

    ما که چشم داریم و میبینیم چه نیازی به بصیرت داریم؟

     
  4. آیت الله خامنه ای پیشتر در اظهاراتی گفته بود هرکس تا زمان انتخابات اختلافات را به درون مردم بکشاند خائن است.
    یعنی با توجه به اتفاقات هفته پیش در مجلس , الان احمدی نزاد و علی لاریجانی خائن هستند ؟!!

     
  5. با سلام
    چند نامه از شما خواندم . در اکثر موارد چنین به ذهنم متبادر شد که شما با نفس بت سازی و بت پرستی مشکلی ندارید بلکه عمده مشکل شما اثبات رجحان لات بر منات ویا اثبات برتری هبل بزرگ بر عزی هست . چنان از آقای خمینی صحبت می کنید که انگار نه از کشور دیگر؛ بل از کره دیگری وارد ایران شدید . و چنان ماهرانه سخن می رانید که انگار از اعماق وجود به وجود خرد ماورائی و سواد و درایت سیاسی و فرزانگی بی بدیل و شعور بی همتا در آقای خمینی باور دارید . انگار که سخنرانی های ایشان را هرگز استماع نکرده اید و از احکام صادره از جانب ایشان که گاها بویی از آگاهی و سواد از آنها استشمام نمیشد بی اطلاعید . انگار تکرار مکرر دروغ بزرگ در ذهن شما تبدیل به واقعیت مسلم شده . انگار از قولهای دروغ و به واقعیت نپیوسته آقای خمینی ؛ تکبر مثال زدنی ایشان و تصمیمات نابجا و اشتباهات متعددی که پاره ای از آنهاخاص شرایط کهنسالی و سستی////در ایشان مشهود بود ، بی اطلاعید . سخنرانیهایی از ایشان موجود است که از بیسواد ترین انسانها نیز بعید مینماید . و در خوشبینانه ترین حالت و با تقدیم تخفیف ویژه خدمت شما ، گمانم بر این است که به علت نرسیدن زورتان ///// گوشه پالان را رها نمی کنید ( و البته در مثل مناقشه نیست ).
    و سختگیرانه تر اینکه ؛ شاید چون ایشان (آقای خمینی) را ولی نعمت دوران نیک روزی خویش ، و بت فرزانه ، بصیر عظمی ، رهبر جدید الوجود یک شبه ( با دو تکماده آیت اللهی و اجتهاد) را بانی کوتاهی دستانتان از روزهای خوش گذشته و تبدیل آن ایام بهروزی به خاطره امروزی می پندارید ، موجبات تعلق خاطرتان به اولی و تکدر خاطرتان از مذکور ثانی فراهم گردیده است . به هر روی بر این باور نیستم که از تیره اندیشی و جمود مغذی راحل رهیده از مسئولیت و پاسخ به پیشگاه خلق ، بی اطلاع بوده باشید . چه شما از بسیاری ، به ایشان و افکار منور و منویات والای ایشان !!!! نزدیکتر بوده اید و حظ وافر را کسب نموده اید .
    امید است که توبه تان از گذشته و تلاشتان برای آینده ،بی غش بوده و مورد قبول متضرران از اعمال قدیمتان قرار گیرد و شخصا سعی جنابعالی را به فال نیک گرفته و قدوم مولود جدید را گرامی می دارم .
    همچنین امیدوارم که بانی این دستگاه بصیرت را از بنای کنونی جدا ندانید چه گفته اند ؛ خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج .
    پیروز باشید

     
  6. khatab be dooste aaziz be name yaran”yaran

    jenabe javadi amoli age chenin sokhanani ra nemigogt alan ghader nabood sahebe 283 000 metre morabaa zamin bashe (taze in fagaht yek faghareh ash hast
    ke bekhad oonoo vaghf koneh
    in matlab dar site digarban dar 16 bahman 1391 montasher shode
    http://www.digarban.com/node/10998

    جوادی آملی ۳۸۳هزار متر زمین خود را وقف کرد

    عبد‌الله جوادی آملی یکی از مراجع تقلید ۳۸۳ هزار متر مربع از عرصه و اعیان اراضی خود در شهرستان آمل را وقف حوزه علمیه این شهر کرد.

    به گزارش روز دوشنبه (۱۶ بهمن) روابط عمومی اداره کل اوقاف مازندران٬ جلال رضوی مهر نماینده رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه در امور حوزه‌های علمیه با اعلام این خبر گفته اراضی مذکور «ملک طلق» آقای آملی بوده است.

    این اقدام بر اساس وقف‌نامه‌ای در ۱۳ آذرماه سال ۱۳۹۱ با شماره ۱۹۲۵۶ به ثبت رسیده است.

    مراجع تقلید شیعه از ثروتمندان جامعه ایران محسوب می‌شوند که املاک و اراضی فراوانی در اختیار دارند و از گردش مالی بیوت آن‌ها هیچ گزارشی منتشر نمی‌شود.

    ba ehteram

     
  7. یک دستگاه ماشین مسکوویچ مدل آخر ۵۷ سالم کارنکرده و تمیز به فروش می‌رسد یا معاوضه با گوشه‌ای دنج در دنیای سرمایه داری امپریالیسم.

     
  8. این فاضل نه آ ن فاضل است ….
    فاضل خدادا اولین قربانی افشای اختلاس 135میلیاردی بود که سر به دار شد تا کفاره گناه برادر رفیق دزدباشد آما این فاضل که احمدی نژاد معرفی کرد اخویانی با عرضه وکفایتی دراینجا ، آنجا ، همه جادارد لذا نه تنها سربه دار نشد بلکه خواست مرتضوی راسر به دار کند که نشد .
    مرتضوی نه دستگیر شد و نه آزاد …
    مرتضوی این قاتل ///همچو مهره فیل شطرنج میماند ، یعنی ضربدری حرکت میکند ،یک روزی برای سرکوب معترضین و روزدیگربرمسند دیگر . اصلا چرا برودبه زندان ؟اوکه همه را زندانی و دربندکرده ، آنان که بیرونند یا خفته اند و اسیرند یا در امیر.
    سوء تفاهمی پیش آمده بود که بااظهار پخمه ای به نام صادق لاریجانی به در بار حل وفصل شد تااین //// خوش چهر همچنان به خوشخدمتی ادامه دهد.
    مشخصه مرتضوی اززبان مدیر عامل ایرنا «ضدیت بافتنه مبارزه بافساد »چه جالب….
    اقای مدیرعامل که خود نیز کاسه لیس این ماجراست ،درافاضاتی ابلهانه فرموده اند این قاتل بالفطره به خاطر خوش خدمتی هایش مستحق تشویق وتکریم است !! مگر شک دارد ؟ تنها نقطه اشتراک احمدی نژاد وخامنه ای حفظ این تازی دندان تیز است تا فردا روزی چادرسیاه اختناق و شکنجه را بر سراعتراض مردم بگستراند.
    آما مبارزه با فساد ازمرتضوی قابل درک و فهم نیست ،اگرمنظوراین غلام حلقه بگوش ایرنا این است فروش سولات کنکور ، تاراج سرمایه های تامین اجتماعی با زدو بند آقای ز وسهم خواهی فاضل لاریجانی و آتو گرفتن احمدی نژاد و هم فکری و هم کاری با رحیمی مبارزه با فساد است پس درست گفتید .
    حال آزادبودن مرتضوی بهتراز زندان بودنشه چرا که زندانیان آزادند وما زندانی ( مگرممکن است نبوی ،تاج زاده ،مهدی خزئلی ، موسوی ،کروبی ، رهنورد ، نسرین ستوده ، ضیاتوانا ،……….) رازندانی به حساب آورد و این جانی را باآن دلاورمردان هم ردیف و هم صحبت کرد ؟!!
    شمانیزدست ساخته دشمنان وطنید
    متوهمین وحشت وخشونت …..
    حسین جلالی رییس دفتر مصباح یزدی با این ادعا که “دشمنان بر استفاده از ظرفیت قم برای پیچیده ساختن فتنه” برنامه ریزی کرده اند گفته است:”سازمان‌های جاسوسی و فتنه‌گران به دنبال پرورش روحانیونی به عنوان عوامل و مجری خود در قم هستند تا دستوراتشان را اجرایی کنند و به همین دلیل سرمایه‌گذاری وسیعی روی آن‌ها کرده و حتی تا سطح مرجعیت آن‌ها را بالا می‌برند و تشکل‌های جدیدی به راه می‌اندازند.”
    شمانیزدست ساخته دشمنان وطنید بااین تفاوت که برخی آگاهانه و برخی نا آگاهانه مجری اوامر دشمند وهرکس که حرف دل مردم تحت ستم رابزندبه زعم حضرات درصف دشمنند…..
    این خودفروخته جهل و نادانی تحمل شنیدن اعتراض تعداد انگشت شماری از مراجع در پستو های خانه خود را نداردو احساس خطر می کند .

    یک لنگه کفش هدیه به احمدی نژاد….
    آما ازمحمود خان که دلی از عزا در آورد ، ایشان که طی دو دوره مسند نشینی تمامی سفرهای خارجی را اجابت و باایل و تبار کوی وبرزن آمریکا رادرنوردید امروز به فرعون آباد رفت . او که هیچ آداب دیپلماتیک سرش نمی شود همچو افراددعوت نشده به عزا وعروسی مهمان و میزبان خود است پس از سی و چهار سال به عنوان اولین رئیس جمهور ایران انقلابی وارد سرزمین مصر شد تا هم جواب مرسی را بدهد که چهار ساعت بلاجبار به ایران آمد و رفت و هم به میدان تحریربرود و ادای انقلابی درآورد.
    اما تاسف از مردم انقلاب کرده آن دیار که لنگ کفشی به پاس حمایت ازموسوی و کروبی نثارش نکردند ، مگرنه اینکه این بزرگواران برای فرا خوان حمایت ازجنبش مصردربندشدند . هرچند هرلنگ کفش به بالترین مقام ایرانی سیاسی با هر دیدگاه و منشی اهانت به ایرانی است ، چه دوستداشته باشیم وچه نداشته باشیم این جرسومه بدنامی مارادرایتالیا ، دانشگاه هاروارد ، عربستان ،امارات ، سازمان ملل ، لبنان ، …. سکه یک پول کرد واین بارنیز در مصر افتضاحی دگر به بارآورد .

     
  9. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﻓﻌﻼ ﺑﺎ ﻳﻘﻴﻨﺖ ﺣﺎﻝ ﻛﻦ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﻱ اﺯ اﻭﻥ ﺑﻬﺸﺖ ﺭاﻧﺪﻩ ﺧﻮاﻫﻲ ﺷﺪ . ﺩﻝ ﺑﻪ ﻧﻴﻴﺘﺖ ﺧﻮﺵ ﻛﺮﺩﻩاﻱ و ﻏﺎﻓﻞ اﺯ اﻳﻦ ﻛﻪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﻃﻌﻤﻪ ﻧﻔﺲ ﻗﺪﺭﺕ ﻃﻠﺒﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺷﻚ ﻧﻴﺎﻭﺭﺩﮔﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻳﻘﻴﻦ و ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺷﺎﻣﻠﻮ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﺷﻮاﺭ اﺳﺖ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﺮﺩﻥ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺑﻪ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺑﺮاﻱ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻥ ﺣﻘﻮﻕ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ و ﻳﺎ ﺩﺭ ﻗﺒﺎﻟﺶ ﺧﻮﺩ ﺭا اﺯ ﻧﺠﺎﺕ ﻳﺎﻓﺘﮕﺎﻥ و ﻳﺎ اﻟﻘﺎﺏ ﻏﻠﻄ اﻧﺪاﺯﻱ ﭼﻮﻥ ﺳﺮﺑﺎﺯاﻥ اﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ و ﻳﺎ اﻫﻞ ﺩﻻﻥ ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯ . ﻳﺎﺩﻡ ﻣﻲﻳﺎﺩ ﻳﻪ ﺭﻭﺯ ﺗﻮ ﻳﻪ ﻣﺴﺠﺪﻱ ﺻﺤﺒﺖ اﺯ ﺷﺮ ﺑﻮﺩ و اﻳﻨﻜﻪ ﭼﺮا ﺧﺪا ﺷﺮ ﺭا ﺁﻓﺮﻳﺪ و ﺧﻼﺻﻪ اﻳﻨﻜﻪ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﺧﺪا ﺟﻬﺎﻥ ﺭا ﻓﻘﻄ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ اﻭﻝ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤﺪ ﺩﻭﻡ ﻋﻠﻲ و ﺁﺧﺮ ﺷﻴﻌﻪ ﻋﻠﻲ و ﺑﻘﻴﻪ ﻣﺜﻞ ﻧﺨﻮﺩﻱ ﻣﻴﻤﻮﻧﻦ ﻛﻪ ﺧﺪا ﻓﻘﻄ اﻭﻧﻬﺎ ﺭا ﺁﻓﺮﻳﺪﻩ ﻛﻪ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﺩﺭﺳﻬﺎﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﻭ ﻳﺎﺩ ﺑﮕﻴﺮﻥ ﺑﻪ ﺧﺪا ﻗﺴﻢ ﺑﺖ ﭘﺮﺳﻲ ﻛﻪ ﺁﺯاﺭﺵ ﺑﻪ ﻛﺴﻲ ﻧﺮﺳﻪ ﺷﺮﻑ ﺩاﺭﻩ ﺑﻪ ﺗﻮ

     
  10. حسین باستانی
    بی بی سی
    به روز شده: 14:46 گرينويچ – چهارشنبه 06 فوريه 2013 – 18 بهمن 1391
    سیاست ایران، گزارش و تحلیل
    شبیه سازی وضعیت سعید مرتضوی با سعید امامی – از طراحان قتل های زنجیره ای روشنفکران در دهه ۱۳۷۰ – ظاهرا از آنجا مطرح می شد که هر دو نفر، هزینه های تبلیغاتی بالایی برای حکومت ایران ایجاد کرده و هر دو مسئول کارهایی بودند که حکومت مایل نبوده مسئولیت‌شان را بپذیرد. با اعلام خودکشی سعید امامی، بسیاری از تحلیلگران مرگ او را نوعی قتل با هدف “سربه نیست کردن” نیرویی دانستند که تاریخ مصرفش تمام شده و دارای اطلاعات خطرناکی است.
    سعید مرتضوی هم به نوبه خود، در پرونده های هزینه آفرین زیادی درگیر بوده و بخشی از تخلفات وی، حتی در دوره های پیاپی مجلس ایران پی گیری و علنا منتشر شده است.
    در این میان، غیر از نقش او در مرگ زهرا کاظمی که توسط مجلس اصلاح طلب ششم مطرح شد، سایر موارد پی گیری اقداماتش توسط مجالس محافظه کار ایران صورت گرفته است: نقش آفرینی در فروش سوالات کنکور توسط مجلس هفتم، نقش داشتن در مرگ بازداشت شدگان کهریزک توسط مجلس هشتم و تصدی غیر قانونی در سازمان تامین اجتماعی توسط مجلس نهم. به تازگی هم، اقدام خبرساز آقای مرتضوی برای پرونده سازی علیه روسای دو قوه مقننه و قضاییه، با واکنش خشم آلود مجلس نهم و رئیس آن مواجه شده است.
    برخورداری سعید مرتضوی از چنین سوابقی، گروهی از ناظران را به این نتیجه رسانده بود که شاید با دستگیری او، فرصت مناسبی برای قربانی کردنش – اگر چه نه در مفهوم فیزیکی آن- برای حفظ وجهه حکومت وجودداشته باشد. به ویژه آنکه او به خاطر همکاری عملیاتی با پرونده سازی های تیم رئیس جمهور علیه سایر مقام های حکومتی، دیگر یک چهره مورد اطمینان برای جمهوری اسلامی ایران به حساب نمی آمد. به نظر می رسد که پیش از گمانه زنی در مورد دچار شدن سعید مرتضوی به چنین سرنوشتی، باید به این سوال پاسخ داد که آیا سرنوشت سعید امامی را می توان نوعی “الگوی” رفتار حکومت با نیروهای هزینه ساز خود دانست؟
    تنها تجربه
    مرور تجربیات دو دهه گذشته نشان می دهد که سرنوشت سعید امامی، “تنها” موردی در تاریخ رهبری آیت الله خامنه ای بوده که یک نیروی “تعیین کننده” در سرکوب مخالفان، در داخل حکومت با عقوبتی سهمگین مواجه شده است.
    قربانی شدن سعید امامی، مقرون شرایط کاملا ویژه یکی-دو سال اول ریاست جمهوری محمد خاتمی بود که آیت الله خامنه ای برای مدتی قدرت خود در داخل حکومت را دست کم گرفته و در حقیقت، مرعوب انتخابات دوم خرداد شده بود.
    حتی در آن شرایط هم، در پی مرگ سعید امامی برخی محافظه کاران به‌شدت هم جناحان خود را به خاطر خالی کردن پشت نیروهای کلیدی امنیتی ملامت کرده و نسبت به تبعات این رفتار در روحیه سایر نیروهای امنیتی هشدار می داند.
    در عمل نیز، در نخستین بحران امنیتی مهم بعد از قتل های زنجیره ای – ماجرای ۱۸ تیر- با وجود فشار شدید دولت اصلاح طلب، آیت الله خامنه ای و محافظه کاران نشان دادند که دیگر حاضر به قربانی کردن مدیران امنیتی خود نیستند. در نتیجه، در پی حمله به کوی دانشگاه، دادگاهی که برای رسیدگی به این واقعه تشکیل شد، هیچ‌یک از فرماندهان پلیس را محکوم نکرد. چنین الگویی از آن پس در ارتباط با سایر اقدامات خبرساز مدیران امنیتی – قضایی جمهوری اسلامی نیز کمابیش معتبر بوده است؛ تا جایی که اغراق آمیز نیست اگر گفته شود که بعد از مرگ سعید امامی، حتی یکی از مدیران ارشد دستگاه های متولی برخورد با مخالفان در ایران نیز، به هیچ علتی، مورد مجازات شدید قرار نگرفته است.
    در چنین فضایی بود که سعید مرتضوی، با حمایت آیت الله خامنه ای و با وجود تمام پرونده های سنگین خود، در حاشیه امن قرار گرفت و نه تنها در تمام دوره اصلاحات، که در دوره بحرانی بعد از خرداد ۱۳۸۸ نیز، به مهره کلیدی حکومت در مواجهه با منتقدان تبدیل شد. هر چند خبر ساز شدن ماجرای کهریزک و تعلل دادستان وقت تهران در اجرای دستور رهبر ایران به بستن این زندان، منجر به کنار رفتن او از دستگاه قضاییه شد، اما او سپس به دستگاه اجرایی رفت و حتی تمام تلاش نمایندگان مجلس برای جلوگیری از ارتقای جایگاهش در دولت به هیچ نتیجه ای نرسید.
    احتمالا اگر یکشنبه گذشته، محمود احمدی نژاد فیلمی را در مجلس پخش نمی‌کرد که نشان‌دهنده برنامه ریزی آقای مرتضوی در ضبط مخفیانه صوت و تصویر برادر روسای مجلس و قوه قضاییه بود، وی هرگز بازداشت نمی شد. این شیوه پرونده سازی، که صریحا مخالف قوانین موضوعه و حتی قانون اساسی ایران است، البته شاید علیه شهروندان و حتی مسئولان جزء یا میانی مورد استفاده قرار گیرد و به برخوردی نینجامد. اما اگر با هدف پرونده سازی برای مقامی در حد رئیس قوه قضاییه منصوب رهبری استفاده شود، حکومت ناچار به برخورد با آن خواهد بود. با وجود این، از ابتدا می شد انتظار داشت عقوبتی که سعید مرتضوی تحمل کند، در بدترین حالت، در حد مدتی کوتاه زندان باشد و در حدی نباشد که تصور قربانی شدن او را به دیگر نیروهای دارای سابقه امنیتی مشابه بدهد. می توان فهمید که چرا در چنین شرایطی او به زندان می افتد، اما در عین حال به سرعت از مزیت خروج از زندان به قید وثیقه برخوردار می شود. حکومت ایران، به هر دلیل خود را در جریان انتخابات آینده، در معرض بحران هایی امنیتی مشابه وقایع سال ۱۳۸۸ می بیند. قربانی کردن چهره های کلیدی مهار اعتراضات سابق، در بر گیرنده پیامی خطرناک برای سایر نیروهایی خواهد بود که حکومت برای کنترل بحران های بعدی، نیازمند رفتار “قاطع” و “مطمئن” آنهاست.رهبری جمهوری اسلامی، قاعدتا مایل نخواهد بود به گونه ای با آقای مرتضوی رفتار شود که در صورت بروز بحران در آینده، مدیرانی که باید “تمام قد” برای مهار آن وارد صحنه شوند، از حاشیه امنیت خود خاطر جمع نباشند.

     
  11. جناب نوری زاد عزیز..امروز من چیزی خواندم که دود از کله ام بلند شد…بعد از انتخاب رهبری در مجلس خبرگان بعد از فوت آقای خمینی هنگام بیرون رفتن ار سالن همه منتظر میشوند که اوّل آقای خامنه ای بروند بعد دیگران..نقل است جناب جوادی آملی که بقول ظریفی از اوّل انتقلاب تا حالا دارد در سیما تفسیر قرآن برای خلق الله میکند در نهایت عبودیت افاضه می فرمایند:” “آقا شما بفرمایید که ما جرات کنیم پشت سر شما بیرون بیاییم. امروز شما بر ما ولی هستید و از الان بر ما فرض و واجب است که همه پایمان را جای پای شما بگذاریم، طوری که اگر کسی نگاه کند نفهمد چند نفر بعد از شما آمدند بیرون و فقط جای پای شما باشد”.

    تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!!

     
  12. سلام آقای نوریزاد ، خوشحالم از اینکه به واقعیت ها پی بردید اما شما هنوز خیلی بدهکارید ، فراموش نکنید که شما 20 سال حامی این حاکمیت بودید ، فراموش نکنید که نسل شما بود که نسل ما را سوزاند ، کسانی که تاوان های سنگینی برای رسیدن به آزادی در این نظام سلطه دادند شاید به این راحتی ها شما را نبخشند .

    موفق و پیروز باشید

    ——————————-

    سلام مصطفای گرامی

    ازخودت شروع کن. ببین می توانی با همه ی خسارتی که متحمل شده ای ببخشی؟

    بخشایش تنها راه نجات ماست

    انتقام، حتما ازپی خود انتقام خواهد جوشاند

    یکجا باید ببخشاییم

    با احترام

     
  13. فرید یزدان پناه

    نامه سرگشاده به رهبری
    “باغبانا زخزان بی خبرت می بینم. حرزمانه وهنرمند دلیروآزاده محمد نوری زاد باب نقد ناصحانه ونصح ناقدانه رهبری را گشوده است واز اصحاب قلم واجتهاد خواسته است تا دعوت اورا لبیک گویند وبه نوبه خود ادای تکلیف وامربه معروف کنند ودفترانتقاد راکلان ترسازند. مگراین اواهای نازک ناقدانه بدل به فریاد شود وپرده گوشی وصحفه وجدانی رابلرزاند وگره ازکارفروبسته خلقی بگشاید…..” (بخشی ازنامه دکترسروش به رهبری).
    آقای سیدعلی خامنه ای( رهبر جمهوری اسلامی ایران ) صاحب این قلم یک پاسداری است بنام فرید یزدان پناه که درکوههای سربه فلک کشیده ی زاگرس چشم بدنیا گشوده که دوران قبل از انقلاب جمهوری اسلامی ایران رابه علت خردسالی به یاد نمی آورد. فقط همین یادش میاید که میگویند درسال پنجاه وهفت درمملکتی که جای پای کوروش کبیرکه مسیحیان ویهودیان راازشکنجه وآزارواذیت نجات دادواساسنامه حقوق بشرراتصویب نهاد.انقلابی به وقوع پیوست که نودوهشت درصدبه ان اری گفتندکه بنا ندارد وارد جزئیات شود ودرسال هفتادچهاربه عضویت رسمی سپاه پاسداران درآمده وخیال میکردم که پاسداری یک شغل وحرفه نیست ودلخوش به اینکه یک وظیفه است اما بعدازگذشت مدت کوتاه متوجه اوضاع مملکت برپایه سیاست منهای دیانت واخلاق وانسانیت وآزادگی ودرسال هشتاد شش ردصلاحیت متفکرین ونخبگان وکسانی که به جرم داشتن شعورواندیشه اصلاح طلبی وهم پیاله نبودن با آقای جنتی باعث شدکه تلنگری به وی وارد اید که این راهی که تومیروی به ترکستان ختم میشود وتوپاسدار حکومتی هستی که قران رابرسرنیزه کرده واسم آن اسلام است باخودم فکرمیکردم که توچکارداری که بخواهی واردسیاست شوی وپای درگلیم مهتران بنهی یک لقمه نان داشته باش ومثل کبک سربه زیربرف کن ودرجامعه دارای جایگاه ومقام باش که امورات زندگی بگذردوزن وبجه ات ازگرسنگی نمیرندوهرکس درمقابل خدای خود مسئول اعمال خویش است کم کم بازمانه سوختم وساختم ودم نیاوردم تاسال هشتاد وهشت انتخابات ریاست جمهوری که چهار نفر نامزد شدند وسه نفر شناخته شده وزمانی این مرز وبوم رااز بحران نجات دادندوبه تعبیر قران آزموده رادوباره آزمودن خطاست اما شخص دیگری بنام احمدی نژاد که یک فقره پرونده مسکوت مانده اردبیل بهمراه دارد واز قبل تعیین شده اما سربازی فداکاروجانثار وباکمک گرفتن از ابروبادومه وخورشید وفتاوای معتبر فقهی وبه کرسی نشاندن وتوصیف پیاز اکل توسط خطیبان که باعث تعارض ودوگانکی شخصیت روحی وروانی وجسمی وی شده که دنیارا بپذیردیا عقبی ، وظیفه پاسداری وانسانی ایجاب نمود که باکج اندیشی وبداخلاقی وناهنجاری ودخالت مستقیم فرماندهان سپاه در سیاست به اسم پاسداری وحفاظت ازانقلاب وبرخلاف قانون اساسی که مقابله به مثل نمایید وتوسط کمیسیون بدوی وعالی نیروی زمینی سپاه درمورخه دوم اردیبهشت نودویک که مصادف بود با تاریخ تولدم حکم به بازخریدی اجباری بعدازهفده سال خدمت نمودند وهم اکنون دربستر بیماری به سرمیبرم حالاکه دزدان نان ،نان زن وبچه ام به یغما برده جانم را در کف دست نهاده واینک برآن است تا خشم خودرافروخوردوقلم به جانب دیگربگرداند آقای سیدعلی خامنه ای( رهبر جمهوری اسلامی ایران ) حالامن از همین سخن ساده وکم جان شما می خواهم قلم راجان دهم تاباشما سخن جانانه بگویم نه هرکس حق تواندگفت گستاخ سخن ملکی است سعدی رامسلم شما که کرارادرخطابه های خودبرای حضرات وارکان دولت وسفیران ورایزنان ومبلغان می گوییدپیام اسلام رابه همه جابرسانید: مابرای جهانیان حرف های گفتنی بسیارداریم،ایانمی دانیدکه سخن بدون مجال نقدنه گفتنی میشود ونه ماندنی ، شماوهمراهانتان که همیشه یک سویه سخن می گویید وسخن دیگران رانه ازنزدیک ونه از دورنمی شنویید واصلا لایق شنیدن نمی دانید کدام حرف گفتنی برایتان باقی مانده است، چهارصدسال است که جهان تئوری نقدآزاد وعمل آزادانه نقدرامی آزمایید واز برکاتش بهرمند میشود حالا از شماچه میشنود ، که زاین بانگ جرس چهارصدسال است پس مانده اید وهنوز سخنان آب ندیده ونقد، نشده خودراعلاج دردهای جهان می دانید درمملکتی که شما ولی فقیه آن می باشیدمگرمی تواند حرف هم برای گفتن داشته باشد چون ممکن است به بی بصیرتی متهم شده ویااز امتحان الهی بیرون نیایید وحرف زدن درقوانین اسلام شما اصول وچهارچوبی دارد حتی شعرگفتن ومدح سرایی هم طریقت است ، شماازکدام اسلام حرف میزنید که ماتشنه اسلام هستیم همان اسلامی که برسرپیامبرش خاروخاشاک ریخته می شدوحضرت رسول (ص )از پاشنده خاک دلجویی میکرد ویا همان اسلامی که یک پاسدار به جرم رای دادن به میرحسین موسوی حق انتخاب راازاو میگیرند وبهش تلقین می کنند که تویک عروسکی، ببین حبیبت وولی فقیه زمانت تمایل به کدام سو دارداگر نچرخید بایداز زندگی ساقط ، ونان زن وبجه اش را قطع کنند یااز همان اسلامی حرف می زنید که دادگاهش امام علی (ع) رادر مقابل یک یهودی محکوم کرد وموقع کارهای شخصی اش شمع بیت المال را خاموش میکرد، ویا اسلامی که منادیش شبها در کوچه های تاریک وخلوت نان وخرما بین فقرا تقسیم میکرد، ودرتقسیم بیت المال فرقی بین مردم وبرادرش عقیل نگذاشت ویاازاسلامی حرف میزنید که اگر کسی جیک بزند نیروهای غیبی بدون فوت وقت طومار خود وخانواده اش رادر هم می پیچند وحتی اگر لازم باشد به اسم اسلام وضومیگیرند وزیر چکمه های خود له می کنند البته خود برمسند قدرت نشسته اید ومهم نیست که کسی زیرپایش نشسته وچکار می کند، بی پروا سخن بگویم این همه جلسه شب وشاعری تشکیل می دهید وکسانی مدح تو گویند وزیرمیزی از سکه های بیت المال تقدیم می نمایید( درطول عمر خود یک بار هم که شده جلسه ای با منتقدین ومخالفین ترتیب دهید ولازم به سکه هم نمی باشد) جناب آقای خامنه ای( رهبر جمهوری اسلامی ایران ) راستی درسخنرانی تاریخی بیست ونهم خردادهشتادوهشت فرمودید که خواص درامتحان قبول نشدندازشما سوال دارم چه سری ورازورمزی برای خود محاسبه کرده بودیدکه این یک امتحان الهی دانستید نکند مثل آقای خزعلی فاطمه زهرا(س) را در خواب دیده بود وبه خانواده اش می گفت به آقای احمدی نژاد رای دهید پس اگر امتحان الهی بودچرا انتخابات صوری برگزار کردند وامتحان ازعوام وخواص گرفتید واین چه دلیلی داشت که تمام حیثیت خودت ونظام رابه پایش ریختی نکندشما تحت سحروجادوی تیم اس محمودقرار گرفتید من نمی گوییم بعنوان ولی فقیه ویک رهبربلکه بعنوان یک پادشاه وفرمانرواهم که شده برای شما چه فرقی داشت چه کسی رئیس جمهورمی شود جناب آقای خامنه ای( رهبر جمهوری اسلامی ایران) مادراسلام زندان سیاسی واخراج از کار ونان بری وقلع قمع نداشتیم ونداریم حالادر حکومت اسلامی که شما زمام اموران رادردست داریدآماربرداری نماییدوببینید چه خبر است پیامبر اسلام (ص) موقع فتح مکه یک نفرزندانی نکردوهمه را دعوت به آرامش وآسایش نمودوحتی کسانی که به اسلام ا یمان نیاوردنداز بیت المال ارتزاق می نمودند، ما که اسلام وپیامبر وقران وهمه ادیان الهی راقبول داریم وحتی ربع قرن برای این آب وخاک لباس سربازی وپاسداری برتن پوشانده ایم وشیعه دوازده امامی بودیم از شما سئوال می کنم که بچه یک ساله من چه گناهی مرتکب شده که دزدان نان، نان اورا قطع می کنند وشام شب ندارد وتوباخیال راحت سربربالین می گذاری ومی خواهی اسلام رابه تمام جهان صادرنمایی ؟ حضرت آیت الله : “ولایت فقیه البته نه شرعا اعتبارداردونه عقلا وتعداد زیادی از فقها وعقلا با آن مخالفند اما هرچه هست به معنای ولایت سیاسیست نه ولایت معنوی، ومفهومی جز ریاست وزعامت فقیه ندارد ، امتحان کنید ، وهمین را آشکارا بیان کنید تا نااشنایان ولایت فقیه را دیگر عین ولایت باطنی وقداست معنوی نشمارند ودر این دکان مغالطه را خودتان ببندیدریاست وسیاست رارنگ قدسی وآسمانی نزنیدوصادقانه وخالصانه به مردم وصداوسیمابگویید تاازاین پس اززعامت فقیه سخن بگوید نه ازولایت اوتاهیچ مومنی به هوس ذوب شدن سردرتنورولایت نکند وجهت شفایافتن نیم خورده را نخوردوبرزمین پای توبوسه نزند وبرای انتقاد کردن وجدان وایمانش نلرزد،این مغالطه بزرگ راخودازاذهان پاک کنیدتاانچه به جبرتاریخ یاسوئ اختیاریاازبلندی بخت دردامن ایرانیان بهتربشناسید” ، گیرم این طوری باشد شما بعنوان ولایت مطلقه فقیه آیا پاسخگوی مطلق نیز هستید ، طبق نظر حضرت امام( ره)ولایت فقیه بایددرمقابل تمکین کندوگرنه دیکتاتوری محض است چه کسی وچه قانونی راشمابه رسمیت می شناسید وتاکنون درمقابل ان تمکین نموده اید ، احساس ما این بوده وهست که وظیفه مجلس خبرگان رهبری طبق قانون اساسی الف :انتخاب رهبری وب: نظارت برکاررهبری ودریافت گزارش کاررهبری به صورت دوره ای وارائه به مردم است اگر اینطوراست به چه جرمی آقای دستغیب لگدمال شد یامتهم به بی بصیرتی شدمگرایشان طبق قانون اساسی وانتخابات خودتان عضوخبرگان مجلس رهبری نبود،اگر مجلس خبرگان رهبری این طوررام واروم هستند وبله قربان گوی رهبری ودستمال بدست جهت پاچه خاری ویا به خاطر منافع ومصلحت اندیشی سکوت اختیارکردنددرمقابل مردم وخدای ملت ومظلومان وزندانیان سیاسی وآزادگان چه جوابی دارند،ولایت مطلق فقط مخصوص معصومین واهل بیت است “اینقدرجامعه را چون کودکی تروخشک نکنید وپستانک ولایت به دهانش نگذارید: خدایی نکنید بلکه خدارادرمیان اورید،هرجاعدالت وخلاقیت ورحمت وحریت هست خداهم هست” ، آیاباخودت فکرکردی که چرا مردم انقلاب کردندواین همه شهید وجانبازتقدیم کردند؟ مگر نه این است که می خواستند یک جامعه ی ایده ال وعاری از ظلم وستم داشته باشند وکرامت انسانی ومردانگی وجودداشته باشد آیا این زیبنده ی نظام جمهوری اسلامی است که هر کس دهانش باز شد، وجدان آن درمقابل، بداخلاقی، به بدترین وضع توسط شقی ترین افرادپرونده اورابرای همیشه بپیچند حتی نان زن وبچه ی بی گناهش ببرند ودرسیاه چالهای عمیق وتاریک ساخته قدرت با خدای خود نجوا کند؟ شهی که پاس رعیت نگاه می دارد حلال بادخراجش که مزد چوپانی است وگر نه راعی خلق است زهرمارش باد که هرچه می خورداو جزیت مسلمانی است آقای خامنه ای( رهبر جمهوری اسلامی ایران ) اینک نگاهی گذرا به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می اندازیم که گذشتگان مابه آن رای دادند،که اگرمن هم سن قانونی ام اقتضامیکردبه دودلیل به آن هم رای میدادم الف :اگرقانون اساسی اصل به اصل وفصل به فصل رعایت می شد جامعه ما دست به گریبان این همه مشکلات نبود چون وظیفه هرشخصی مشخص بود،حتی رهبری ب:اصل ولایت مطلقه فقیه به نسخه نخست ان اضافه نشده بود،وسوال اصلی اینجاست قانون اساسی برملتی حاکم است که نه سن آنهابرای رای دادن به آن اقتضامیکرد ونه به آن رای دادند فقط پدران ما را عقد کردند واین ازنظر عقلی وشرعی وانسانی فاقداعتبار است چون حقی ایجاد نشده که دینی برذمه داشته باشیم ،بازهم حرفی نیست مابه خواسته های پدرانمان احترام میگذاریم بحث این جاست که قانون اساسی مثل حروف والی است که نوشته می شود ولی خوانده نمی شود بعنوان مثال اصل بیست وهفت قانون اساسی بیان میدارد که مردم هر وقت اعتراض مدنی داشته باشند میتوانند به خیابانهابیایند به شرط این که مخل نظم وامنیت نباشد،الان چهار دهه ازانقلاب میگذرد چندبارتوانستندبه خیابانهابیایند به غیرازبیست ودو بهمن وسیزده ابان وروز قدس وآن هم با اجازه قدرت وبا شعارهای مهندسی شده توسط حاکمیت؟ ویا نیروهای خود سرکه هیچ گونه مسولیتی از لحاظ قانونی ندارند به جماران وخانه های مردم حمله می کنند،ویاوارد حریم دانشگاه ووارد حریم خصوصی افرادمی شوندواموال مردم را می ربایندویادر هم می کوبندبا کدام اصل وفصل قانون اساسی مطابقت دارد آقای خامنه ای( رهبر جمهوری اسلامی )ایران می خواهم در تحلیل کوتاهی آزادی وحقوق بشردر ایران وکشورآمریکا رابا هم مقایسه نمایم اگردرجمهوری اسلامی ایران حقوق بشر وجود داشت اینجانب که یکی از بشرهای این مملکت بودم به جرم رای دادن به میر حسین موسوی توسط نیروهای غیبی ونماینده ولی فقیه شما در سپاه پاسداران دودمانم برچیده نمی شد ودزدان نان، نان زن وبچه ام را بعداز هفده سال خدمت ،ان هم د رروزتولدم(که مصادف بودبادوم اردیبهشت نودویک است )ربودندوهم اکنون دارم باهزاربدبختی با مشکلات زندگی دست وپنجه نرم میکنم ومدت شش ماه که یخچال خانه ام رنگ گوشت ومیوه رابه درستی به خود ندیده، وپربودن زندان اوین وکهریزک وشهرستانها از زندانیان سیاسی وفرارنخبگان وفرار مغزها وحصار خانگی آقایان میر حسین موسوی ومهدی کروبی وهمسران آنها وبعزلت کشاندن مرحوم آیت الله منتظری وخانواده اش وروزنامه نگاران ونویسندگان وکسانی که درپس توهای وزارت اطلاعات جان دادند وبه انزواکشیده شده وکسانی که خود هم کم وبیش اطلاع داری، وآسوده نمی خوابیدی؟که مملکت مامهد تمدن وادیان آسمانی است وقرار است که اسلام ناب محمدی به تمام دنیا صادرشود! اما باید حقوق بشررادرآمریکا جستجوکردکه خبرنگاران رسمی مملکت ما بصورت آزادانه گزارش وضعیت معیشتی واقتصادی وروحی وروانی مردم آمریکارابه تصویر می کشندوکالیکاتورروسای جمهورآمریکاتوسط منتقدین بدون هیچ تهدید وهزینه ای کشیده می شود،مردم عراق را همین شیطان بارنگ کالیکاتورازدست صدام نجات می دهد ونجات افغانستان ازدست طالبان ومردم لیبی از استبدادقزافی توسط آمریکا نجات می یابد ومناظره انتخاباتی ورقابت اصولی ،ویک سیاهپوست برای مدت هشت سال تمام رئس جمهورپیشرفته ترین کشور جهان می شود وعدم پذیرش نماینده ی حقوق بشروراه ندادن اوبه این مرزوبوم چه پیامی دارد ؟ شاید شما این تصوررا کنید که اگرحقوق بشروآزادی بیان وجودنداشت چراشماباکمال پررویی من رامخاطب قرار میدادی نه این آزادی نیست ،بنده جانم راکف دستان قرارداده وبه وظیفه مسلمانی خود عمل کردم ماازآن رهگذرانیم که به دل کینه نداریم ما که ترسان میرویم هرچه پیش آیدخوش اید آقای خامنه ای (رهبر جمهوری اسلامی ایران) اینک نگاهی گذرابه انتخابات سال هشتاد وهشت می اندازیم که در جمهوری اسلامی ایران به سال فتنه یاد می شود می خواستم بپرسم وقتی یک جمعیتی بیش ازسه میلیون نفراز میدان امام حسین (ع) تا میدان آزادی به صحنه می ایندواعتراض خودرابه نتیجه انتخابات اعلام می کنند وسرکوب می شوند!اما اجتماع چندده هزار نفری درمیدان انقلاب،حماسه نهم دی تلقی می شود وشاعران درباری دراین باره شعرمی گویند وکتاب های زیادی تکثیرمی نمایند وعنوان می نمایندکه فتنه حتی درزمان پیامبر(ص) وامام علی (ع) وامام حسن (ع )وامام حسین( ع) وجودداشت چرا شما خودتون را با ائمه اطهاروخاندان نبوت مقایسه می کنید وآقای جنتی رابا مالک اشتر،این توهمی بیش نیست واین دست وپخت شورای نگهبان وایادی برگزارکنندگان انتخابات ازاوایل انقلاب تاکنون بوده وحضرتعالی ومتفکرین بجای حل مشکلات مملکت وعلت یابی وعدم تکراروچاره اندیشی واعتماد وجدا کردن مردم به خودی وغیر خودی ،این اصولی نبوده ونیست وماپیروان عاشورایم واعتقادبه هیهات من الذله داریم وپیرومکتب امام اول شیعیان جهان امام علی( ع ) که می فرمایید حق گرفتنی است نه دادنی ووقتی دوازده عضوشورای نگهبان یازده نفرانها برای یک کاندیدا تبلیغ وسخنرانی می کنند تو خود بخوان حدیث مفصل ازاین معما وبه قول مولانا چون ترازوراطمع بودی به مال راستی کی ترازوگفتی وصف حال آقای خامنه ای (رهبر جمهوری اسلامی ایران) امام راحل رضوان اااتعالی همواره خودرافراترازجریانهای سیاسی قراردادنددرنهادهای اصلی حکومت هردوگرایش مشهوراصولگراواصلاح طلب حضورداشتند وهرگاه ایشان احساس میکردند یک جریان تضعیف می شدبه ترمیم آن می پرداخت ولی جنابعالی تاسال شصت وهشت ظاهرافردازادیخواهی بودیدولی متاسفانه زمانیکه زمام اموررابدست گرفتیدنمی دانم به چه علت گرایش اصلاح طلبی ات به انزوارانده شدوگرایش مقابل بعنوان سوگلی؟ احساس می کنم که گویی جناح اصلاح طلب ازیک مادردیگرویاپس ازپدرزایده که فاقدارث پدری است، درپایان این متن چند صحفه که به زبان ساده وروان بااصول اولیه آرایش ادبی نگارش کردم درد دل خیلی از مردم ومن پاسدار است وباتوجه به علاقه فراوانی که بهت دارم نه بخاطر اینکه رهبری ومی توانی دریک دم جان من وخانواده ام را بگیری بلکه یک روحانی شیعه وسیدواولاد پیغمبری ویاممکن است هزاران نفرمثل آقایان طائب وسعیدی وجعفری که جلوترازرهبری حرکت می کنند تورا وسوسه نمایند ولحظات اخرزندگی ام باشدازقصرفیروزه وتارهای تنیده بیت رهبری بیرون بیاییدونفسی تازه کنیدکه تورهبریک ملت هفتادمیلیونی هستی وبه گزارشات واهی وکذب اعتمادوتکیه نکن ودرد ورنج مردم رااز نزدیک ببین وآبروی خودراوقف هواپرستان ودستمال بدستان وچاکران نکن که اینها شمشیردولب هستندقلم شمارا بریده اندوهمه مردم راگردن می زنند وبه همه مردم روی آورید،همین مردم نگرانی هاراازخاطرتان خواهند زدود میشود دستهای مردم رادر دست هم ودست مردم رادردست خدا نهاد مگرشماوخیلی ازروحانیون به همین بهانه پای درحکومت ننهاده ایدپس کودست مردم وکودست خدا، به دست پاسداران فربه وهیولای وزارت اطلاعات منگرید ان دستها آلوده است وخونین،ومن ساکن یاسوجم یکی از فرزندان قوم لر، وساکن کالفرنیا هم نیستم که بعدازهفده سال خدمت برای این آب وخاک زحمت کشیده ام که بعدازربع قرن خدمت فقط به جرم رای دادن به میرحسین موسوی نانش را قطع کردند که ، اسمش را گذاشتند دخالت درمسائل سیاسی،این زیبنده نظام جمهوری اسلامی نیست وبنده به همان یک رای که دادم افتخار می کنم واگر تمام دنیا را کف دستان من بگذارند رای خودراپس نخواهم گرفت چون فکر وشعور چیزی نیست که کسی بتوانداز کسی دیگربگیرد ویا بتواندبه آن تلقین نمایید ویاباچیزی معاوضه نماییدودرهیچ دادگاه صالحه اثبات نگردید که من بعنوان یک نظامی درمسائل سیاسی دخالت کردم ودرکمسیون اعمال سلایق درمورد بنده جاری گردید ،فقط به جرم داشتن فکر وشعورواندیشه اصلاح طلبی ،دنبال بهانه گشتند واین طوری بامن برخوردنمودنند ،درمملکت ما ناهنجاری جای هنجار وضدارزش جای ارزش راگرفته که باروحیه خیلی ازاین ملت سازگاری ندارد ،وتادور نشده به خودآیید وکاری کنید قبل ازاینکه نیاید هیچ کار وماتوفیقی الابالله علیه توکلت والیه انیب بهمن ماه سال یکهزارسیصدونودویک هجری شمسی بدرود

     
  14. با سلام…وصف شئونات اسلام و نظام که ما ماندهایم که چیست و یادی از مرحوم دهخدا در کتاب چرند و پرند برای حل این مشکل که این آبروی نظام چیست که همه جا میروذ و همه کس بهش تجاوز می کنند:
    “ای مردم برای خاطر خدا به فریاد من برسید …..
    من بچه بودم.پیش یک آخوند خانه شاگرد شدم.آخوند دید من دلم میخواد بخوانم،مرا درس داد.و من ملا شدم.در کتاب نوشته بود آدم باید دین داشته باشد.هر کس دین ندارد جهنم میرود.ارآخوند پرسیدم دین چه چیز است ؟گفت اسلام.
    گفتم اسلام یعنی چه؟آخوند پاره ای از حرف ها را تحویل من داد و من یادگرفتم.آخوند گفت این دین اسلام است.وقتی بزرگ شدم گفت دیگر به کار من نمیخوری .من شاگرد خانه میخواهم که خانه ام ببرمش و زنم نیاز نداشته باشد از او روی نگیرد و حالا تو بزرگ شده ای و باید بروی. از پیش آخوند رفتم گدایی میکردم.یک آخوند به من گفت برو خانه ی امام جمعه خرج میدهد.پول هم میدهد.وقف مدرسه ی مروی را میرزا حسن آشتیانی از او گرفته و قصد دارد پس بگیرد..من رفتم خانه ی امام جمعه ،دیدم مردم خیلی اند .می گفتند :دین رفت.معطل ماندم که چطور دین رفت؟حرف هایی که آخونده بچه ها به من گفته است من بلدم.خیال کردم بلکه آخوند نمیدانست دین ملک وقف است.شب شد بیرونم کردند.آخوندها پلو خوردند.هر سری دو قرآن گرفتند.روز دیگر نرفتم.در بازار هم شنیدم میگویند دین از دست رفت.شلوغ بود.خیلی گردیدم. فهمیدم میرزا حسن خان میخواهد برود.گمان کردم دین میرزا حسن است.خیال کردم چطور میرزا حسن را داشته باشم که به جهنم نروم.عقلم به جایی نرسید.چیزی نکشید،میرزا حسن مرد.پسرش مدرسه ی مروی را گرفت.آن روزها یک روز در شابدالعظیم بودم،خیلی طلاب آمدند.میگفتند،دین رفت.بعد فهمیدم احمد قهوه چی را سالارالدوله به عربستان خواسته است.پسر میرزا حسن را فرستاده که از شابدالظیم برگرداند. خیال کردم که دین احمد قهوه چی است.اتفاقا احمد را که دیدم خیلی خوشم آمد .گفتم بلکه طلاب راست میگفتند.من نمیتوانستم داشته باشم.این پسر خرج داشت.من گدا بودم.دیگر آنکه پسری که در سرش میان سارالدوله و پسر میرزا حسن جدال است ،من چطور داشته باشم.دیدم ناچارم که به جهنم بروم که دسترسی به دین ندارم،بعد پیشه یک سمسار نوکر شدم،یک دختر خیلی خوب داشت و یک دختر خیلی خوب هم صیغه کرد،صیغه اش را خدیجه ی مطرب برد برای عین الدوله و به یک سید که برادرش مجتهد بود،دخترش را شوهر داد که بعد از خانه ی شوهر اورا دزدیدند.سمسار گفت دین رفت.نفهمیدم دین کدام یکی بود.خیال کردم هرکدام باشند :دین چیز خوبی است.چون از دین داشتن خودم ناامید بودم و به جهنم راضی شدم و طمع به دین نکردم. این روزها که تیول برگشته و در مورد مواجب و مستمری گفتگوست و تسلط یک پاره از حاکمان کم شده و مداخل کلی مردم از میان رفته است.باز میشنوم که میگویند دین دین رفت. یک روز هم خانه ی یک شیرازی روضه بود. من رفته بودم چایی بخورم یک نفر که نبیره ی صاحب دیوان شیرازی بود، آن وقت آنجا بود.میگفت سه هزار تومان پیشه فلان شیخ امانت گذاشته ام ،حاشا کرده است،دین رفت.خیلی مردم هم قبول داشتند که دین رفت. مگر یک نفر که گفت چرا پولت را پیش جمشید نگذاشته ای که حاشا نکند.دین نرفته مگر عقل تو با عقل مردم دیگر از سر شماها رفته .خیلی حرف ها هم زدند که من نفهمیدم.
    به هر حال سرگردان ماندم که آیا دین کدام یک از این هاست.آن است که آخوند مکتبی میگفت؟یا ملک وقف است؟یا احمد قشنگ قهوه چی؟یا صیغه و دختر سمسار است؟یا 3هزار تومان است؟یا تیول و مستمری و مواجب است؟یا چیز دیگر؟برای خاطر خدا و آفتاب قیومت به من بگویید که من از جهنم میترسم

     
  15. فکر کنم اسم یه نفر و جا انداختین. آقا مجتبی خامنه ای رو یادتون رفته اونم باید پشت تریبون فیلم نشون بده

     
  16. خواهشا بصیرتتو بزار برا //// اینجا جایه این افاضات نیست برادر با بصیرت!!!!!!!!!!

     
  17. ba salam va eheterame faravan be Nurizad e aziz
    in matlab ro khoondid
    http://www.digarban.com/node/10998
    vala ma poole 4 metre morabaa ja ghabr ro nadarim in shakhs az koja in hame zamin ro malek shode ke hala dare 383,000 metre morabaa az oon ro vaghf mikoneh

    mamlekat ro be taraj bordan

    khoda negahdare khodetoon va khanevadehatoon bashe ey azadehmard

     
  18. آقای نوری زاد
    سلام
    چند روز پیش با خانواده فیلم مستندی رو می دیدم. شاید شما هم دیده باشید.
    گله ای شیر مشغول خوردن شکاری بودند. سه مرد آفریقایی با شجاعت به سمت اونها حرکت کردند تا اونها از لاشه شکار فاصله گرفتند و تکه ای از شکار رو برای خودشون جدا کردن و رفتن در حالی که گله شیر چند متر اونورتر نگاشون می کردن.
    به عمرم چنین شجاعتی ندیده بودم.
    ناخوداگاه یاد شما افتادم و به پدر هم گفتم که این صحنه ها مرو یاد نوری زاد انداخته.
    درود بر شما و امثال شما.
    همچنین می خوام به اونایی که این وضع رو برای جامعه ما و ما جوونادرست کردن سفارشی کنم.
    حضرت محمد (ص) می فرمایند: حکومت ممکن است با کفر ادامه داشته باشد ولی با ظلم هرگز.
    در پناه حق باشید

     
  19. بیچاره ایران

    دلم برای شهدا میسوزه که برای نجات ایران عزیزمان شهید شدند تا این دزدان بی خدا مال وجان مردم زحمتکش را به تاراج ببرند.جوانی که برای خریده دارو 70 هزار تومان دزدی میکند به دار اویخته میشود و تو ای سپاهی وای بسیجی هیچ کاری انجام نمیدهی چرا چون ایرانی نیستی .در جنگ ایران و عراق پدران شما بودن که شهید شدن وگرنه چطور میتونی نگاه کنی این دزدان به اسم اسلام میلیاردها پول دزدی کنند با سند و فیلم و هیچ یک حتی به زندان هم نروند .اینطور به قران و ایران وخدا قسم خردی ای وای بر شما که این دزدان باوره پاک شما را نیز دزدیده اند و شما هنوز ایستاده اید که بیشتر بدزدند.پس کی از خواب غفلت بیدار میشوید؟منتظز این هستید که سراغ زن وفرزند شما هم بیایند .هر روزه برادران وخواهران شما به دار اویخته میشوند تا کی ؟هی وای بر شما که نگهبان میهنتون هستید.

     
  20. جناب دکتر، ایمیل مجددا فرستاده شد. منتظر جواب هستم. ممنونم

     
  21. بي خيال اخوي

     
  22. کاوه عزیز باکه از عقل سخن میگویی.هر سخن جایی و هرنکته مقامی دارد.ای نادان (چاووشی) بیچاره از اسمش پیداست چاووش به معنای این است در قدیم حکومت شخصی را استخدام میکرد به نام چاووش او وظیفه داشت حرفهای حکومت را در کوچه ها فریاد بزند

     
  23. سلام آقاي نوريزاد.من مدتي بود با شنيدن وخوندن کلمه بصيرت حالت تهوع بهم دست ميداد ولي بعد از خوندن اين مقاله داره يواش يواش خوشم مياد از بصيرت.دست مريزاد.

     
  24. اخر خود این //// جهل همه را بلعیده و خورده است و از درد شکم دارد خودش و کشور را از پا در می اورد

     
  25. مکرو مکرالله و الله الخیرالماکرین . ان ها که علیه سران جنبش سبز و اصلا حات و مردم با هم متحد شدند همان صا حبان زرو زور تزویر مانند لاریجانی ها و احمدی نزاد ها و مصباح ها ی متحجر و سرداران حرام خور و سرکوبگر و شکنجه گران و کیهان نشینان و رسالت نشینان مزدور و امام جمعه های دست نشانده و بی اختیار حقوق بگیر و بی سواد که با هم مکر کردند ودگر اندیشان و معترضان را کشتند و تهمت و افترا بر ان ها زدند و به بند کشیدند و به دروغ مردم را عامل امریکا و غرب خواندند و خون ندا ها و سهراب ها و ستار ها را ریختند و…
    همه امروز گرفتار مکر بزرگتری شده اند و ان مکر خداوند است . که ان ها را به جان هم انداخته و این گونه پرده دری علیه هم می کنند و ابروی نداشته خود را هر چه بیشتر می برند . حالا با این افشا گری احمدی نزاد . تکلیف صادق لاریجانی و برادرانش علی لاریجانی و همان فاضل لاریجانی چیست صادق لاریجانی حکم ان جوان نان نادان و بدبخت زورگیر را اعدام اعلام کرد و قاضی مزدوری مانند صلواتی همان را اجرا کرد حالا کی باید حکم اعدام رئیس قضای فاسد و رئیس مجلس مزدور را و فاضل لاریجانی را بدهد که ملیاردی رشوه خورده اند و ملیاردی رشوه از مرتضوی در خواست کرده اند
    چیره دستان می ربایند هر چه هست .. میبرند از کاه دزد دست
    امروز توپ در زمین خا منه ای است . او باید حکم اعدام لاریجانی ها را صادر کند و به قاضی بی اختیار صلواتی بگوید برای ان ها داد گاه بگذار و حکم اعدام در ملع عام صادر کن . البته که چنین نخواهد شد ولی چوب خدا هنوز بر سر روی بصیرتیان خواهد کوفته شد

     
  26. ba ehteram faravan be jenabe aghaye norizad,faghat migam kheili eradatmandam…………ya hagh

     
  27. جهل و ترس و طمع تازه در زندگیت آغاز شده و تا جهنم ادامه دارد!!!!!

     
  28. اینکه اساسا چرا تو در سالهای پیش [تا سال 2009] مخالف سرسخت اصلاح طلبان بوده و به ناگاه در صف موافق با اصلاح طلبان ایستاد مشخص نیست، اما نوع نگرشت حکایت عدم استقلال فکری و سیاسی و …. دارد؛

     
  29. خدا را سپاس که امثال شما در چشم ملت خوار و خفیف اند و مسئولیت اجرایی در این آب و خاک بر عهده ندارند؛ اگر همچنان در برخی موارد شاهد عدم پیشرفت هستیم به ناگاه باید این موضوع در ذهن خطور کند که شاید امثال شما بر صندلی ریاست تکیه زده اند و تفکرشان استقلال طلبی و پیشرفت با تکیه بر نیرو و توان داخلی نیست.

     
  30. جناب آقای نوری زاد عزیز سلام

    بنده از پاسداران انقلاب اسلامی و به نمایندگی از دوستان و همکاران پاک و دلسوز خود به شما و غیرت و شجاعتتان دورد می فرستم.
    متن زیر برداشت جمعی گروهی از همکاران من در سپاه از جلسه استیضاح وزیر کار و رخدادهای واقع شده در آن است که جهت اطلاع و انتشار در سایتتان برایتان ارسال می شود. بدیهی است که به دلیل مسائل امنیتی از نام مستعار استفاده شده و ایمیل نیز تا حد ممکن باید مخفی بماند. با تشکر و آرزوی توفیق و یلامتی برا جنابعالی.

    جلسه استیضاح وزیر کار و چند نکته

    هنوز از آنچه در مجلس رخ داد بهت زده ام، مانده ام متاسف باشم یا متبسم ؟
    به برکت صدا و سیمای میلی مان باز هم به اجبار صدا و تصویر مشروح آنچه در جلسه استیضاح اخیر گفته و شنیده شد را از طریق YouTube مکرم و معزز دریافت نمودم.
    نکات جالبی از آنچه در این جلسه رخ داد به نظرم آمد که بیان آنها را از جهت به اشتراک گذاری دریافتهای شخصی و برداشت های فردی از وقایع اجتماعی، سیاسی، و در نتیجه افزایش امکان فهم حقیقت و نیل به واقعیت موجود در عرصه عمومی، خالی از لطف ندانستم :
    1. به قول درست و حرف حساب رئیس مجلس، آنچه در مجلس رخ داد، تصویری شفاف و واقعی از آنچه بود که در جامعه امروز ما وجود دارد، مگر نه اینکه به لطف و برکت این انقلاب و این نظام پای ثابت هر بحث و گفتگوئی میان اهالی جامعه امروز ما قصه هایی از فساد و ظلم و تباهی ارزش ها و اعتبارهاست، قصه هایی که گاه از جهت باورنکردنی بودنشان تن به افسانه ها می سایند.
    2. برداشت من از آنچه آقای احمدی نژاد در مقام رئیس جمهور ایران اسلامی به عنوان برگ برنده یا شاید تیر خلاص و بسیار شبیه به انداختن تیری در تاریکی مطرح کرد و مکالمه ای که در صحن علنی پخش شد و تلاشی که توسط ایشان در جهت نشان دادن فساد مالی و رواج رانت خواری و فامیل بازی در سطوح بالای حکومتی شد بسیار شبیه به نوعی سند سازی بود، کاری که یکی از زمینه ها و حوزه های مورد علاقه آقای احمدی نژاد و تیم عملیاتی ایشان است، که البته آنچه در جلسه استیضاح ارائه شد نشان داد که ایشان و همکاران پاک و خدومشان ! همچون سایر حوزه ای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و … در حد اعلای ناشی گری، کج سلیقگی و بی سوادی قرار دارند.
    3. از نوع مکالمات رد و بدل شده ای که احمدی نژاد به علت کیفیت پایین صدای ضبط شده ( به حدی که به قول ایشان باید آنرا در اطاقی کوچک و خلوت با دستگاه های رومیزی گوش داد تا شاید چیزی دستگیر شنونده شود !) زحمت روخوانی آنها را در قالب یک نمایشنامه، آن هم به بدترین شکل ممکن و به همان نامفهومی نوار تهیه شده، متقبل شدند و نیز با توجه به شخصیت، سابقه و البته تخصص یکی از طرفین گفتگو، حضرت مستطاب جناب آقای سعید خان مرتضوی در بازجوئی، زیر پاکشی، بی اخلاقی، اتهام زنی و پرونده سازی، این احتمال که جلسه مذکور با قصد و نیت قبلی برگزار شده و شاید مهندسی شده به سمت و سوی مورد نظر مستند سازان سوق داده شده قوت می گیرد و اظهارات فاضل خان لاریجانی که به صورت نقل قول از ایشان در جلسه مطرح شد مبنی بر اینکه اصرار زیادی از طرف مقابل جهت برگزاری چنین جلسه ای وجود داشته، این احتمال تقویت یافته را قوی تر نیز می کند.
    4. برجسته ترین نکته موجود در جلسه استیضاح این بود که اینبار صدای دلنشین میر حسین موسوی عزیز آنگاه که مدتها قبل با بصیرت بالای خود این روزهای آشفته بی اخلاقی، بی بند و باری اقتصادی ، قانون گریزی و فساد لجام گسیخته دستگاه های حکومتی و دولتی را پیش بینی می کرد و متذکر می شد، از گلوی رئیس مجلس بیرون آمد آن هنگام که دولت و رئیس آنرا به رواج بی اخلاقی در عرصه سیاسی متهم نمود.
    5. به راستی حال که خودی ها و رفیقان قافله حکومت و شریکان دزدان دولت نیز با همه تلاش و اصرار رهبری بر داشتن صبر و سعه صدر، گاه به گاه و اینبار روشنتر و بی پرده تر از همیشه در جلسه استیضاح اخیر به بی اخلاقی، فساد، رانت خواری و … یکدیگر شهادت می دهند و سند ارائه می کنند، گمان رخ دادن تقلبی بزرگ در انتخابات اخیر ریاست جمهوری بیشتر قورت نمی گیرد؟ آیا از دولتی با چنین رئیسی و چنان مسئولینی بعید است که برای ماندن در قدرت و دستیابی به منابع عظیم ثروت دست به کودتائی بزرگ و تقلبی وسیع بزنند؟ فساد که شاخ و دم ندارد، ندارد؟
    6. تاکید رئیس مجلس بر تلاش دولت برای معامله بر سر استیضاح وزیر کار و گروکشی و افشای نیت اصلی دولت از سند سازیها که نه اجرای عدالت و ریشه کن کردن ظلم و فساد که بهره گیری از آنها در مواقع اضطرار از جهت فرار از مهلکه است، ضربه محکمی در پیکره نحیف دولت وقت نبود ؟
    7. مقاله نویس کیهان، مرد همیشه در صحنه اینبار نیز با قلم فرسائی خود پرده هایی را کنار زده و در راه یافتن دلائل واقعی رخداد مجلس، رمزگشایی کرده و به این مهم نائل شده که پای اصحاب فتنه و حلقه انحرافی در میان لست و من هم در شوک این کشف بزرگ ، در تعجبم از اینکه این اصحاب فتنه با این گستره نفوذ و قدرت تاثیرگذاری در معادلات سیاسی، چرا توان مدیریت انتخابات ریاست جمهوری پیشین و ممانعت از بازداشت های فله ای و دادگاههای انقلابی و زندان های انفرادی را نداشته و ندارند ؟ و باز این پرسش پیش می آید کیهانی که فتنه را مرده و سرانش را فراموش شده می داند چگونه به نقش آنها در افتضاح پیش آمده در مجلس را مورد تاکید و تائید قرار می دهد ؟

     
  31. Mehranمحمد عزيز …نازنين …چه بگويم كه واژه ها ياراي حمل احساس را ندارند …بگويم شجاع ..شجاعت از تو درس بي باكي مي آموزد …بگويم جانباز ..تو كه جان را سالهاست كه باخته اي …بگويم مومن ايمانت بوي عطر ياس كربلا را مي دهد..آنهم كربلاي ديروز با حسين ش ونه امروز با يزيديانش …فقط مي توانم بگويم اي ياور اي دلدار …اي دوست …بمان وچگونه ماندن را بياموز ….. بگو وچسان نوازش روح وروان را بنمايان ….دوستت دارم ..به تواحترام مي گذارم…مرا نيز در خيل ميليونها نفري كه مي خواهندت بپذير

    اگر وقتي برايم گذاشتيد ….وجوابي داديد سخن بسيار دارم …البته تو وملك وجاه سكندري …من ورسم راه قلندري .. . …. ولي اي كاش سحر آن نگار خوش ضميرم قدمي بر بستر اين قلندر مسكين مي گذاشت وآنگاه …..حديث عشق بود و ترانه ي سلوك ….نمنم باران معرفت و رائحه ي سدره ي منتهي

     
  32. مجید ازنروژ

    استاد بزرگوار سلام
    نام من مجید است و در شمال کشور نروژ مشغول کار و زندگی هستم
    بسیار خوشحال و خرسندم که روزگار از طریق وسائل ارتباط جمعی مرا با تفکرات شما آشنا کرد … من از قوم کرد ایرانی هستم ..در دهکده بسیار کوچک و فقیر در نقطه صفر مرزی شهر بانه در استان کردستان در خانواده ی بسیار فقیر بدنیا آمدم .. از پدری کشاورز و مادری خانه دار … ما 4 خواهر و برادر بودیم ….در دهکده ما فقر بود .. مکتب نبود .. مریضی و درد بود .. اما دکتر نبود .. زمستان سرما بیدا می کرد ما مجبور بودیم هر روز 8 کیلومتر دسته جمعی پیاده راه برویم تا به مکتب برسیم .. آخ …استاد وقتی به حافظه تاریخی ام رجوع می کنم باور آن همه رنج و فقیری برایم ناممکن می شود .. من از 11 سالگی در بین کردستان ایران و کردستان عراق کار قاچاق مواد غذایی و پارچه می کردم … دو تا حیوان ( قاطر ) داشتم و خدایی که همیشه با من بود … بهتر بگویم خدا در من بود
    هروقت در طول راه خسته میشدم و اجبارآ سوار یکی از قاطرها می شدم .. خدا همیشه پیاده دستم را میگرفت و به راه ادامه میداد .با این همه رنج و مشقت ادامه تحصیل دادیم .. همیشه آرزو داشتم برادرم زودتر قدش بلند شود .. تا من لباسهای ( شلوارش) بپوشم .. و کفشهای لاستیکی سیاه رنگ ام با چندین سوراخ در دوربرش ..من در شهر بانه به همراه دگر خواهر و برادرهایم مشغول کار و تحصیل شدیم … در آن سالها ( رژیم پهلوی) بعد اخذ دیپلم طبیعی با معدل بسیار عالی در استان کردستان من در دانشگاه پهلوی شیراز در رشته پزشکی قبول شدم ..زمانی که از شهر مان بقصد شیراز حرکت کردم پول اتوبوس کم داشتم .. لذا مجبور شدم دو هفته در شهر سقز مشغول کارگری ساختمان شوم و مقداری پس انداز کنم ..قبل از من هم یک خواهر و دختر خاله ام در دانشگاه پزشکی شیراز رشته پزشکی مشغول تحصیل بودند ….
    استاد مرا ببخش من باید سریعآ بسمت محل کارم بروم
    شما جز معدود انسانهایی هستید که من با انها خاطرات زندگیم را تقسیم می کنم …
    مواظب خودتان باشید …سلام به خانواده محترمتان برسانید
    مجید

     
  33. دیو چو بیرون کشید / فرشته فرو کرد

    جناب نوریزاد شما اولین فردی هستید که اعتراف به اشتباه کرده اید و این قابل تقدیر است ، کاش همه آنها که دستی در آتش داشته اند شجاعت این کار را داشته باشند و اگر واقعا دغدغه ملت و مملکت را دارند اعتراف به اشتباه را مقدم بر اقدامات سیاسی دیگرشان بدانند ، اینگونه است که مورد عفو مردم و وجدان خویش قرار می گیرند.
    گر چه نظرات من ممکن است کاملا با شما متفاوت باشد ولی اکنون شما را دوست خود می دانم و امیدوارم صداقت در گفتار و کردار و پندار ما به امری متداول تبدیل شود و همیشه آنچه را بر خود روا نمی داریم بر دیگران نیز روا نداریم. موفق باشید

     
  34. آقای چاووش از امثال شما مزدوران، ادب و متانت بعید و غریب است، و البته شما به درستی این رو ثابت کردید.

     
  35. حروم زاده تو ساندیس خور بی همه چیز هستی که با این همه فلاکتی که به بار آورده اید و این همه گندی که زده اید با کمال بی شرفی به حر زمان ما توهین می کنی
    حروم زاده تو و //// هستید

     
  36. ba salam va ehterame faravan,

    be in video ham tavajoh konid
    https://www.youtube.com/watch?v=CpVboxYkmDc

    Iran ro be taraj bordand …..

    hey hat

     
  37. آقای نوریزاد میخواستم نظر شما را در رابطه با دکتر شاپور بختیار بدانم و آیا اینکه سابقه مبارزاتی و دموکراسی خواهی و سواد سیاسی کدام یک از انقلابیون بیشتر از او بود. و اینکه مسئولان اطلاعات چه ترسی از او داشتند که دو بار به او سوءقصد کردند و د رآخر به طور وحشیانه او را ترور کردند و آیا در اسلام توصیه به ترور شده است و اینکه بختیار از ترسش بود به خمینی اجازه ورود به کشور را داد یا میخواست دموکراسی ادعائیش را به مردم گوشزد کند و اینکه چرا تلویزیون ما سخنرانی های بختیار را پخش نمی کند و مردم فقط میدانند او مرغ طوفان بود سوال دیگر اینکه بختیار را متهم به همکاری با صدام و امریکا کردندآیا این اتهام حقیقت دارد یا همانند دیگر تحریف های اعمالی در تارخ انقلاب است و سوال دیگر اینکه پدرم میگفت بختیار سرمایه کشور و دست پرورده مصدق بود آیا شما این سخن را قبول دارید .با تشکر

    —————————-

    سلام دوست گرامی
    ما آدمها هرکدام ضعف وقوتی داریم. می توانیم مستقل باشیم ومی توانیم ترسو وبزدل وعامل بیگانه باشیم. یانه، نوع رفتارمان جوری باشد که ویرانی کشوررا درپی داشته باشد. من درمورد ایشان اطلاعات صددرصد مستندی ندارم. ایشان هم یکی ازمابوده است. اما هرگز ترور ایشان را که توسط وزارت اطلاعات خودمان انجام شده مطلقا کاری نادرست وپلید می دانم. این کارازاصول انسانی به دوراست چه برسد به حدود وحقوق بین المللی و: اسلامی.
    با احترام

    .

     
  38. حتما فردا اقای بصیرت شناس میاد اینقدر بصیرت خودتون رو نکنید وگرنه بصیرت من میزنه بیرون انوقت بیاد بینید چه بصیرتی هست از اقای با بصیرت

     
  39. آقای عزیز دل چقدر ساده ای! که هنوز هم فکر می کنی به “یوم تبلی السرایر” ایمان دارند.

     
  40. با بصیرتان بدانند که من فرزند ایرانم یادگار جم . رستم و طوس و فریدون وسیاوش پیشینیان من هستند از زرتشت و گاندی و ماندلا آموخته ام که خشونت نورزم تا آنجایی که یاد دارم کسی را تهدید نکرده ام ولی امروز به کسانی که متولی امنیت کشورند میگویم به هوش باشید اگر اتفاقی به محمد نوریزاد بیافتد طوفان به پا خواهم کرد مرگ نوریزاد مساویست با مرگ من و نمیدانم چند نفره دیگر (( قطره ای از سیل خروشان جوانان ایران))

     
  41. سلام.آقاي نوري زاد عزيز.تمام نوشته هاي شما نهايت درد دل ملت ايرانه.ولي اين نوشتتون آخرشه.واقعا دست مريزاد.دستتو قلمتو ميبوسم.

     
  42. ماهان گرامی: با عرض پوزش این چرندیات فقط در این کشور فلک زده کاربرد دارد، انقدر این شخص، (رهبر معظم) را بزرگ و مقدسش کرده اید که خودتان هم باورتان شده که هیچ چیز و هیچ کس برتر از او نیست، گویی که خداوند روی زمین است، انگار که خدا هم نماینده ولی فقیه در آسمان است، و انگار که هیچ انسان عاقلی جز جناب خامنه ای در ایران وجود ندارد!!! پس نظم و قانون و احترام به حقوق و قراردادهای انسانی چه؟؟ این همه کشورها و ملتهای موفق دنیا ولی فقیه دارند؟؟ یا چیزهای دیگری که ما فقط باید نظاره گر باشیم و افسوس بخوریم…

     
  43. جنگ گرگها ؟!البته با کسب اجازه از گرگهای بیابان که بسیار شرف دارند به این جنایتکاران ؟!

     
  44. اندكي صبر سحر نزديك است جايي بايد ريختن خون بيگناه دامن سنمگران را بگيرد.

     
  45. شهروندی ترسو

    سلام
    خدایا چنان کن سرانجام ما
    تو خوشنود باشی و ما رستگار

     
  46. حرام لقمه توئی وحید چاوش که بجای جواب منطقی توهین میکنی . اصولا شعبان بی مخ هایی مثل تو بعلت دارا بودن بصیرت در توهین و دروغ و فحاشی از دادن جواب معذورند . و صد حیف و هزار افسوس که نمیتوانم //// مرده و زنده ات را یکجا جلوی چشمت بیاورم که تا ابد به کسی توهین نکنی . فحش نده فحش بلدم //// . با پوزش فراوان از حر زمانه نوری زاد گرامی و نور چشم بنده . بالاخره در سایت وزین شما مثل بنده را هم بناچار تحمل کنید

     
  47. جناب آقای وحید چاووش!
    هر بار که امثال شما به تبعیت از بزرگانتان لب می گشایید و باطن ودرونتان را تبدیل به کلمات کرده، به این و آن فحش می دهید تا مثلاً مخالفی را به موافق تبدیل کرده و یا طرفدار کسی را به مخالفش مبدل سازید،دلم بحال اسلام و انقلابی که شما داعیه حمایت از آن را دارید، می سوزد.
    من بعنوان یک انسان و در مرحله بعد یک جانباز با 5 بار مجروحیت و 30ماه حضور داوطلبانه در خط مقدم جنگ، از این ادبیات خارج از نزاکت شما بیزاری می جویم و البته برای شخص شما (چون نمی شناسم و لذا شما را به لحاظ شخصی بهتر از خود می دانم )احترام قائلم.
    جانباز بودنم را برای شما نگفتم که می دانم پاسخ می گویی شمر هم جانباز بود و …! بل برای جوانانی گفتم که ممکن است فکر کنند معتقدان به اسلام و انقلاب همگی چون شما و بزرگتان هستند،خواستم بگویم دل ما جبهه رفته ها از همه بیشتر خون است.
    بشما دوست خوبم می گویم من، تو و ما، باید اول انسان باشیم تا بتوانیم متصف به صفات پسندیده اسلامی هم گردیم و الا گرگ(صفتان) و مار (خویان) بدلیل اینکه انسان نیستند متصف به اسلام و مسلمانی نمی شوند.

     
  48. اگه حروم لقمه بود که ساکت می نشست سرجاش زندگی شو می کرد.مگه بیکار بوده نامه بده به سران مملکتی؟یکم عقل داشته باش و کمی ادب

     
  49. ماهان عزیز اشتباه نکن اگر ولی فقیه وجود نداشت و با مهندسی انتخابات دزدین آراء و حاکم کردن کوتوله های سیاسی صورت نمی گرفت الان منتخبان واقعی مردم سر کار بودندو کشور در مجاری قانونی خود اداره میشد و به این مصائب و بد بختیها گرفتار نشده بود.

     
  50. پرده چون بالا رود نادیدنی ها دیدنیست

     
  51. دهن دریدگی سلاح بی منطقان است چرا که چیزی غیر از این درون پلیدتان را آرام نمی کند

     
  52. baradareh aziz aghayeh Nooreizad bavar daram ba shogheh

    Baradareh aziz aghayeh Nooreizad bavar daram bah shogheh Kabah ghalam va ghadam nemeizanei az kharhayeh mogheilan ghamei bah deil rah madeh .. Khodavand yaro nagahdarat bad …

    ///EINNA RABAKA LEBEL MERSAD ///

    k

     
  53. نوریزاد عزیز من همچنان منتظر جواب ایمیل هستم.
    ——————

    سلام دوست گرامی
    لطفا مجددا برای من ارسال کنید
    تشکر

     
  54. چهار نفر مثل جنابعالي بد دهن ميان فهش ميدن و فردا هم تو حكومت جا پيدا ميكنن، نكنه به اين انتظار داري فهش ميدي، هميشه با ادب عقيده ات را بگو

     
  55. حکایت /// و احمدی نژاد حکایت “سلطان جهان و ساس “است ،نوشته عزیز نسین.حتما خوانده اید..نوبت //// هم می رسد به زودی.ان شاء الله

     
  56. درست است…!!
    حر هم از نظر یزیدیان حرام لقمه بود…

     
  57. ای کاش آقایان آنقدر بصیرت داشتند تا بفهمند این جهان کوه است وفعل ما ندا سوی ما آید ندا ها را صدا -جنون برتری طلبی چنان بر//// سلطه کرده که نه چشمش یارای دیدن دارد و نه عقلش کار میکند. او نمیبیند ونمی اندیشد که چه بر سره قزافی و صدام و بن علی و مبارک وبشار اسد بدبخت آمد. او ////است ویه جورایی دلم به حالش میسوزد .او که نمیفهمد ای کاش اطرافیانش بفهمند. برادرانه لاریجانی و دیگر یاران ونورچشمانه آقا واقعا ندیدند که چه بر سره یاران رهبر آمد. رفسنجانی و احمدی نژادوغیره*.لاریجانی ها یادشان رفته آقای کروبی و محتشمی چگونه برای هواداری از آقا برسر منتظری مرحوم شوریدند.آقای کروبی که جلو نمایندگان سینه سپر کرده بود برای هواداری از آقا الان وضعیتش اینه …گفتا که کرا کشتی تا کشته شدی زار

     
  58. پدرم میگفت: نوری زاد، حُر زمان ما هستش…

     
  59. چه قدرخوب است که تو را (خر زمانه) نامیده اند!
    اما دست کم من خوب میدونم (حروم لقمه) برایت برازندگی بیشتری دارد

     
  60. کسیکه دایره ش خیلی تنگه آخر و عاقبتش همینه ،چند آدم لاشخور بیشتر دورش نخواهند بود وبه یقین خداوند هم اینچنین ادله های پوچ را نخواهد پذیرفت

     
  61. دکتر نوری زاد،با صحبتهای دیروز دلم میخواد از مردم راجع به میرحسین بپرسی ،باور کن مردها و زنهایی که با اشک داشتند از ایشون و نظرات سه سال قبلش حرف میزدند. در ضمن سیمای ضرغامی چطور بود دیروز؟

     
  62. نوریزاد عزیز با اینهمه دوست با بصیرت! ما نیاز به دشمن داریم ؟

    اداره دنیا برای رهبر معظم انقلاب یک طرف، اداره این چند تا مسئول داخل نظام یک طرف”.

    “رهبر معظم انقلاب دردمندانه در جلسه فرموده بودند که اگر در قیامت خداوند از من بپرسد چه کردی؟ من می‌گویم که کسی جز اینها را نداشتم”.

    اگر ولی فقیه نباشد مسؤولان خودشان یکدیگر را می‌خورند”

    جواد کریمی قدوسی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز سپس فاش کرد که “رهبر معظم انقلاب در جلسه‌ای که شب قبل از حضور رئیس‌جمهور در مجلس برگزار شد، بر چند نکته تاکید کردند: اینکه روسای دو قوه باید گذشته را فراموش کنند و گله‌ای از هم نداشته باشند”. وی با اشاره به اینکه‌ رهبر جمهوری اسلامی گفته است “اگر به اختلافات ادامه بدهید خیانت کرده‌اید”، اضافه کرده بود: “رهبر معظم انقلاب دردمندانه در جلسه فرموده بودند که اگر در قیامت خداوند از من بپرسد چه کردی؟ من می‌گویم که کسی جز اینها را نداشتم”.

    جواد کریمی قدوسی همچنین درباره اختلاف‌های میان سران قوا گفته بود: “اداره دنیا برای رهبر معظم انقلاب یک طرف، اداره این چند تا مسئول داخل نظام یک طرف”.

    این نکته‌ای است که مورد توجه کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران، نیز قرار گرفته است: “اگر ولی فقیه در جامعه نباشد نیازی به حمله دشمنان نیست بلکه مسؤولان خودشان به جان یکدیگر می‌افتند و هم‌دیگر را از پا در می‌آورند. نهیب زدن ولایت فقیه است که نمی‌گذارد جامعه اسلامی ما از هم بپاشد و مسؤولان به جان یک‌دیگر بیفتند… اگر ولی فقیه نباشد مسؤولان خودشان یکدیگر را می‌خورند”

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

90 queries in 2317 seconds.