سر تیتر خبرها
یادآوری اختیارات قانونی و فرا قانونی رهبر- بقلم: بهروز کربلایی

یادآوری اختیارات قانونی و فرا قانونی رهبر- بقلم: بهروز کربلایی

سید احمد خاتمی را با عناوینی چون مقام معظم رهبری ، مقام عظمای ولایت ، حضرت آقا ، آیت الله العظمی سید احمد خاتمی ، و لی امر مسلمین جهان و … خطاب خواهند نمود . در نشریات اگر نام سید احمد خاتمی بدون پیشوند و پسوند های معمول و مرسوم فعلی ، بکار برده شود مسئولین آن نشریه ، مورد نگاه غضب آلود مامورین حاکمیت قرار می گیرند. مسئولین در اظهار ارادت به سید احمد خاتمی با یکدیگر رقابت کرده و حتی دوئل می کنند. نمایندگان مردم بیش از اینکه خواسته مردم را دنبال کنند ، افکار و رفتار و گفتار خود را با حضرت احمد خاتمی تراز می کنند. نمایندگان سید احمد خاتمی در سپاه ، ارتش ، دانشگاه و غیره ، منویات ایشان را در محیط ماموریتشان اجرا خواهند کرد. کسی حق ندارد به ایشان نامه بنویسد یا به ایشان انتقاد نماید. مخالفین ایشان از حق انتخاب شدن در مراجع انتخابی محروم می شوند.

باسمه تعالی

یادآوری اختیارات قانونی و فرا قانونی رهبر

مطلبم را با دو فرض زیر آغاز می نمایم.

فرض اول : یک روز صبح رادیو را روشن کرده و این خبر باور نکردنی را می شنوم « آقای خامنه ای به علت کهولت سن و خستگی مفرط ، از مقام رهبری استعفا داده اند »

فرض دوم : گوینده رادیو به دنبال خبر اول می گوید « خبرگان رهبری با پذیرش این استعفا ، از بین آقایان شیخ صادق لاریجانی ، سید احمد خاتمی و شیخ کاظم صدیقی ، به اتفاق آراء  آقای سید احمد خاتمی را به عنوان رهبر انتخاب نمود»

اگرچه تحقق این فروض بیشتر به یک رویا می ماند ولی علما می گویند که فرض محال ، محال نیست. لذا لازم است آقای خامنه ای با فرض محقق شدن فروض بالا ، اختیارات ذیل الذکر را در قامت فردی چون سید احمد خاتمی نظاره کنند و سپس به سئوالات بنده پاسخ دهند.

اختیارات سید احمد خاتمی برابر قانون اساسی:

تعیین سیاستهای کلی نظام – فرمان همه پرسی – فرماندهی کل نیرو های مسلح – اعلان جنگ و صلح و بسیج نیرو ها – نصب و عزل فقهاء شورا نگهبان ،عالی ترین مقام  قوه قضائیه ، رئیس سازمان صدا و سیما ،رئیس ستاد مشترک ، فرمانده سپاه پاسداران ، فرمانده عالی نیرو های نظامی و انتظامی – حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه- حل معضلات نظام از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام – تنفیذ حکم ریاست جمهوری- عزل رئیس جمهور – عفو یا تخفیف مجازات محکومین – تعیین اعضای ثابت و متغیر مجمع تشخیص مصلحت نظام – تایید یا رد مصوبات شورایعالی امنیت ملی و همچنین تعیین دو نماینده برای عضویت در این شورا- تسلط کامل بربازنگری قانون اساسی.

اختیارات سید احمد خاتمی برابر سایر قوانین ، مقررات، بخشنامه ها و تفاسیر:

غیر از موارد بالا آقای احمد سید احمد خاتمی برسازمان ها ، مراکز و نهادهای بزرگی چون ستاد اجرایی فرمان امام – بنیاد مستضعفان-  آستان قدس رضوی – بنیاد شهید و امور ایثار گران – سازمان اوقاف و امور خیریه – سازمان حج و زیارت – سازمان تبلیغات اسلامی- سازمان نهضت سواد آموزی – دادگاه ویژه روحانیت – کمیته امداد امام خمینی- شورای عالی قرآن- مرکز ملی فضای مجازی ایران و . . .  حاکم خواهند بود. همچنین تعیین نماینده ولی فقیه و امام جمعه استان ها و سیطره کامل بر روی ائمه جمعه و جماعات کل کشور- تایید اجتهاد کاندیدا های خبرگان در مواردی خاص وبدون نیاز به تشخیص شورای نگهبان و . . . در شمار اختیارات دیگر ایشان می باشد. البته با توجه به رسمی شدن این تفکرکه« نظرات و آراء رهبر فراتر از قانون است» لذا می توان اختیارات ایشان را بسیار وسیعتراز آنچه که در بالا ذکر شد ، تفسیر نمود مثل عدم موافقت با  بازرسی و نظارت بر دستگاه های اقتصادی زیر نظر رهبر.

از این پس:

سید احمد خاتمی را با عناوینی چون مقام معظم رهبری ، مقام عظمای ولایت ، حضرت آقا ، آیت الله العظمی سید احمد خاتمی ، و لی امر مسلمین جهان و … خطاب خواهند نمود . در نشریات اگر نام سید احمد خاتمی بدون پیشوند و پسوند های معمول و مرسوم فعلی ، بکار برده شود مسئولین آن نشریه ، مورد نگاه غضب آلود مامورین حاکمیت قرار می گیرند. مسئولین  در اظهار ارادت به سید احمد خاتمی با یکدیگر رقابت کرده و حتی دوئل می کنند. نمایندگان مردم بیش از اینکه خواسته مردم را دنبال کنند ، افکار و رفتار و گفتار خود را با حضرت احمد خاتمی تراز می کنند. نمایندگان سید احمد خاتمی در سپاه ، ارتش ، دانشگاه  و غیره ، منویات ایشان را در محیط ماموریتشان اجرا خواهند کرد. کسی حق ندارد به ایشان نامه بنویسد یا به ایشان انتقاد نماید. مخالفین ایشان از حق انتخاب شدن در مراجع انتخابی محروم می شوند. گروه های کارشناسی  مختلف جهت کالبد شکافی سخنرانی های دوره ای سید احمد خاتمی سازمان می یابند و ساعت ها برنامه رادیویی و تلویزیونی ضبط نموده و بارها بر روی آنتن می فرستند تا خدای ناکرده ، مردم  حرفهای فاضلانه ایشان را سطحی نپنداشته و آن را فراموش نکنند. سربازان گمنام ، با نام سید احمد خاتمی به گمنامی خود والبته به خدمتگزاری ادامه می دهند. با صرف میلیاردها تومان از بیت المال، میلیون ها پوستر رنگی از تمثال مبارک حضرت احمد خاتمی در همه خیابان ها ، کوچه ها ، مساجد ، ادارات و. . . نصب می گردد تا مردم فراموش نکنند که رهبر کیست. البته نه تنها انتشارفرمایشات و تصاویرمتعدد ایشان در مدل های مختلف متوقف نشده بلکه مطابق با رویه حاکم ، حداقل 25 سال ادامه می یابد تا لابد نسل های بعدی نیز بی نصیب نمانند. در کتب درسی  ، عکس حضرت سید احمد خاتمی  چاپ می شود. انتظار این است که  لبنانی ها و فلسطینی ها عکس سید احمد خاتمی را در دست داشته و برای سلامتی ایشان دعا کنند. مستمعین حرفه ای در سخنرانی های حضرت خاتمی ، با نگاه به جمال ایشان اشک می ریزند. گروه های فشار ، سنگ ایشان را به سینه زده و در راستای اطاعت از رهبری ، مردم را تحت فشار قرار می دهند. مردم در شهرستانها برای عرض ارادت ، دنبال ماشین ایشان خواهند دوید. دستان ایشان مواجه با آماج بوسه های فراوان خواهد بود. از این پس سایه سنگین سید احمد خاتمی بر روی انتخاب وزیران ، بخصوص وزیراطلاعات بردوش رئیس جمهور منتخب مردم ، سنگینی می کند. بسیجیان وقتی می گویند جانم فدای رهبر ، منظورشان سید احمد خاتمی خواهد بود. مراجع می باید مطابق میل و فرمان ایشان بگویند و بنویسند. ایشان نیزقطعاً شاگردانی را دور خود جمع کرده و به ایشان درس خارج خواهند گفت وبا کمک همین شاگردان ، کشورداری خواهند نمود. از این پس علاوه برمصلحت های کلی نظام ، مصلحت های جزئی نظام  نیز توسط ایشان تشخیص داده می شود از مصلحت فعالیت های هسته ای یا مصلحت مذاکره با آمریکا گرفته تا مصلحت سئوال نمایندگان مردم از رئیس جمهور و وزرا  و حتی مصلحت بچه دار شدن مردم. بله تشخیص  همه این مصلحت ها ، بر عهده سید احمد خاتمی خواهد بود.

**********

بنده از این همه اختیارات بدون نظارت واقعی مردم ، درحیرتم اما نمی دانم ایشان با بازخوانی اختیارات 23 ساله خود ، چه احساسی داشته و آیا حاضرخواهند بود که این خلعت را با همان ملحقات و منضمات ( جایگاه و اختیارات فعلی رهبر) به سید احمد خاتمی بسپارند؟

اگرنظرشان مثبت باشد (که البته بنده چنین گمانی ندارم) ازدوحالت خارج نیست.

حالت اول : از بازخوانی اختیارات موسع شان راضی و خشنود بوده و آن را به زعم خود ، ضامن حفظ انقلاب می پندارند.( دغدغه حفظ انقلاب)

حالت دوم :  خیالشان جمع خواهد بود که اختیارات موسع و تضمینی دوران حکومتشان ، به دست پرورده شان سپرده شده و این موضوع می تواند تضمین کننده این باشد که قدرت کماکان در انحصارهمفکران ایشان خواهد بود ( دغدغه حفظ قدرت در دستان جناح سیاسی مورد تایید شان)

در هر دو حالت بالا ، هیچ سئوالی برای پاسخ دادن ایشان باقی نمی ماند  زیرا در اینصورت طرح هیچ سئوالی ، ایشان را به حقیقت مطلب نخواهد رساند.

اما اگر نظرشان منفی باشد ( که بنده بر این باورم ) در اینجا نیز از دو حالت خارج نخواهد بود.

حالت اول : از سپرده شدن این همه اختیارات غیر حصری به دیگری نا خشنود می شوند. در اینصورت شاید بتوان به این نتیجه مثبت فکر کرد که ایشان هنوز همچون قبل از انقلاب مخالف استبداد ، دیکتاتوری و خودکامگی بوده و هنوز بر حاکمیت مردم نسبت به سرنوشتشان اعتقاد دارند. ( دغدغه استبداد ستیزی و پاسداری از حقوق مردم ) البته این اشکال باقی می ماند که چرا ایشان در دوره حکومت طولانی خود ، این اختیارات مطلقه را برای خود پسندیده و اکنون برای دیگری نمی پسندند؟ مگر اینکه معتقد باشند که از حیث تقوی ، مکارم اخلاق، علم ، سیاست ، مدیریت ، استکبار ستیزی ، سابقه درخشان و . . . با آقای احمد خاتمی بسیار متفاوت هستند که در اینصورت اگر همه اختیارات فعلی ایشان عادلانه و قانونی باشد ، این حس برتر بینی شان با اصل 107 قانون اساسی که رهبر را در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی دانسته ، مغایر بوده ضمن اینکه برابر اصل111 قانون اساسی  تصمیم گیری در خصوص صلاحیت رهبری آینده بر عهده خبرگان رهبری است.

حالت دوم : نه تنها انتخاب احمد خاتمی توسط خبرگان را صحیح نمی دانند ، بلکه اعتقاد راسخ دارند که آقا مجتبای ایشان شایسته تر از سه نفر مذکور در فرض دوم می باشد ( دغدغه تصاحب قدرت توسط آقا مجتبی)

فرقی نمی کند چه مخالفت ایشان تنها برای سر بلندی ایران بوده و چه این مخالفت با انگیزه قدرت طلبی و ادامه آن توسط فرزندشان باشد ، درهر صورت نتیجه ای جز گردش قدرت در دست افراد مختلف ندارد. بنابراین صرف نظر از اینکه با چه انگیزه ای میل به برکناری سید احمد خاتمی دارند ، چگونگی وصول به این مهم را شرح دهند؟ به دیگر سخن ، حال که بناست با توجه به فروض بالا ، قدرت از فرد مبسوط الیدی چون سید احمد خاتمی گرفته شود ، کدام راهکار را به مردم پیشنهاد می دهند؟ مردمی که باید مطابق کلام پروردگار و قانون اساسی بر آمده از انقلاب ، بر سرنوشت خود حاکم باشند. انصافاً راهکاری را به مردم نشان دهند تا خیال مردم جمع شود که چرخ و فلکی را که ایشان به میل خودشان از آن پیاده شده اند ، بر خلاف تصور نگارنده ، قابل کنترل بوده و دیگرانی نیز می توانند سوار آن شوند؟ اگر توانستند بدون بکار گیری فن مغالطه ، پاسخ قانع کننده ای به مردم دهند که سئوالی باقی نمی ماند ، ولی اگر قادر نبودند که پاسخ قانع کننده ای به مردم دهند ، تا دیر نشده از خدا و مردم طلب بخشش کنند و در صدد جبران برآیند زیرا فعلاً ایشان و تنها ایشان می توانند کنترل این چرخ و فلک را که گردشش بسیار سرعت گرفته ، به دست گیرند و ساختاری برای آینده دستگاه رهبری تعریف کنند که با توجه به آمال ارزشمند انقلاب ، دستگاه زیر نظر ایشان ، هم از وضعیت سکون قدرت و هم از وضعیت تجمع قدرت فعلی ، خارج شده و تهدیدی علیه آینده ایران محسوب نگردد.

مجدداً  یاد آور می شوم ، فرصت بسیار کوتاه است. شاید فرض اول مذکور در صدر این نوشته، تحقق نا یافتنی باشد ، ولی تحقق فروض دیگری چون مرگ ، بیماری صعب العلاج ، کودتای سپاهیان ، پشت سر گذاشتن ایشان توسط حوزویان محفلی ، هجوم بیگانگان و یا اقدام جدی مردم ، دور از ذهن نیست.

بهروز کربلایی
وکیل دادگستری

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

4 نظر

  1. سلام .ما هر چه داریم(البته بد بختی و فلاکت)از تصدق سر /// بصیرت فوق العاده و مدیر و مدبر و…………..بودن /// است.چطور به خود جرات میدهید که بی اذن ایشان فرض کنید؟واقعا که……………..!!!!!!!!!!!!

     
  2. سلام
    با توجه به موروثی بودن فساد و ریشه ای بودن مناسبات و پست های اداری در این نظام پیشنهاد می کنم سایت اینترنتی وجود داشته باشد که برای هریک از وابستگان نظام (بخصوص افرادی که سعی در مخفی شدن دارند) به موارد زیر بپردازد

    نام و روابط خانوادگی
    تاریخچه فعالیتهای سیاسی
    صحبت هایی که در موقعیت های ویژه کرده اند
    تاریخچه فعالیت های مالی
    و…..
    این سایت می تواند مانند ویکی پدیا توسط افراد مختلف ویرایش شود.
    مطمئنا چنین سایتی سابقه ای از کارنامه هر فرد و معیاری از عملکرد او خواهد شد که انشالله زمانی در محکمه ای عادلانه مورد استفاده قرار گیرد
    با تشکر از شجاعت شما

     
  3. بسم الله الرحمن الرحیم
    ولا تحسبن الله غافلا عمایعمل الظالمون انمایوخرهم لیوم تشخص فیه الاابصار
    صدق الله العلی العظیم

     
  4. دکتر جون حضرت عجل در پاسخ به پیشنهاد حضورشون در انتخابات ریاست جمهوری فرموده بودند من کارفرهنگی میکنم ،نه از اینکارا!

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

96 queries in 1882 seconds.