سر تیتر خبرها
درباره ی حجاب و رقص و موسیقی و مرجعیت

درباره ی حجاب و رقص و موسیقی و مرجعیت

امام خمینی فتوای جسورانه و البته عاقلانه ای دارد با این مضمون که: بیرون ماندن موهای سرِ زنان عشایر به این دلیل که “جزیی از فرهنگ” آنان است، ایرادی ندارد.
اما هیچ مرجع تقلیدی پیدا نشد تا به این مهم تأکید ورزد که: آنسوتر از زنان عشایر، زنان دیگر سرزمین ها و اساساً بخش فراوانی از زنان و مردان سرزمین خود ما نیز فرهنگی مخصوص بخود داشته اند. و ما مجاز به تغییر فرهنگ آنان نبوده ایم.
در غرب، بی حجابی برای خود یک فرهنگ است. رقصیدن و دست دادن و حقوق مساوی زن و مرد، بی آنکه نسبتی با فساد و تباهی داشته باشند، جزیی از فرهنگ جاری مردمان است.

من آن سوتر از مراجعی که فهیم و فرزند زمان خویش اند و در کنار مردم از درد و داغ آنان سراغ می گیرند، از مراجعی متنفرم که بزدلانه نشستند و اجازه دادند شعبون بی مخ های حکومت، جلوی چشمشان، خانه ی مراجعی چون آیة الله منتظری و آیة الله صانعی را بر سرشان خراب کنند. مراجعی که از ترس و لرز همان شعبون بی مخ ها دم نزدند و کسی نیز صدای اعتراضشان را – حتی در خفا – نشنید. و از مراجعی متنفرم که ظالمانه و مفلوکانه به تخریب خانه ی دراویش قم فرمان و فتوا فرمودند. معتقدم این مراجعِ منفور اساساً صلاحیت این را ندارند که درباره ی بد و خوب زندگی مردم اظهارنظر کنند و فتاوای چند بچند برآورند.

یا از مراجعی متنفرم که نشستند و در ابتدای همین هفته اعدام فی الفور دو جوان زورگیر را تماشا کردند و همزمان بر دزدی گردنکشانی چون احمدی نژاد و محمد رضا رحیمی و آقا مجتبی خامنه ای و صدها سردار و پاسدار و روحانیِ دزد و مالِ مردمخور دم فروبستند. و نیز بر طنز دستگاه قضا در محاکمه ی دزدان سه هزار میلیاردی. این مراجع، با اینهمه ترس و بزدلیِ مفرطی که دارند، در اندازه ای نیستند که برای حجاب و موسیقی و رقص و حلال و حرام مردمی که در چنبره ی حاکمیت گرفتارند و راه نفس شان بند آمده، عرض اندام علمی و فقهی و اسلامی بکنند. این مراجع زبون را همان بس که زینت المجالس حاکمیتی باشند که از آنان سکوت و تأیید و همراهی و فتاوای بی ضرر می خواهد.

من آن سوتر از مراجعی که مردانه آسیب حاکمیت را بر خود و خویشان خود هموار کردند و سخن از آزادی و حقوق تباه شده ی مردم راندند و به همین خاطر نیز به مخاطرات فراوانی درافتاده اند، از مراجعی متنقرم که لرزان و ترسان نشستند و اجازه دادند حاکمیتِ تمامیت خواه، جلوی چشمشان، جوانان مردم را بزنند و بکشند و اموال مردم را ببرند و بسوزند و تخریب کنند و به احدالناسی نیز پاسخگو نباشند. همان مراجعی که جوانان کشته ی مردم را بچشم خود دیدند و دم نزدند اما برای چند تار موی بانوانی که به حجاب اعتقادی ندارند گریبان دریدند. معتقدم این مراجع، مطلقاً مجاز به تحکمات فقهی و اسلامی درباره ی منافع و مضار مردم نیستند.

من آن سوتر از مراجعی که در این سالها خون دلها خورده اند و فریاد برآورده اند: این اسلامی که چماقش کرده اید و بر سر مردم می زنید جز به زیان دینِ خدا نمی انجامد، از مراجعی متنفرم که منگ و مرتعش، نشستند و جلوی چشمشان هزاران زن و مرد و پیر و جوان را از یک سوی، و آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد را از دیگرسوی به تنگنای زندان درانداختند و هیچ صدایی حتی از اندرونی بیت لرزانشان برنیامد که: اگر اینان گناهکارند، در دادگاههای علنی محاکمه شان کنید و به اسم انسان برای آنان حقوق انسانی قائل شوید! بله معتقدم این مراجع، اجازه ندارند چهره ی خود را برای بایدها و نبایدهای مردم تُرش کنند و فریبکارانه یافته های صد من یک غاز خود را به خدا و خواست خدا نسبت دهند.

من آن سوتر از مراجع خوشفکر و مترقی ای که باور دارند: در این کشور بلازده، بجز جماعتی خاص از بانوان مسلمان، هستند سایرینی که به هر دلیل، نامسلمان و بی دین و بی حجاب اند و همین بانوانِ متغایر بر حقوق مسلم انسانی و شهروندیِ خود متمایل و مصرند و حق دارند که همانگونه که معتقد و متمایلند زندگی کنند، از مراجعی متنفرم که باورها و یافته های عهد عتیق خود را به اسم مسلّم خدا بر دیگران تحکم می کنند. و همزمان از مراجعی متنفرم که برخلاف مسلمات خدا و قرآن و امامان شیعه و عقل و انسانیت، هرآنچه را که بر خود می پسندند، برای مردم نمی پسندند!

فرض کنیم در انقلاب سال پنجاه و هفت، مسیحیان یا بهاییان یا زرتشتیان یا یهودیان یا چریک ها و توده ای ها پیروز می شدند و به حکومت می رسیدند. در آنصورت، فکر می کنید ما مسلمانان و شیعیان اولین تقاضایی را که بر میز مطالبه می نهادیم چه بود؟ حتماً این که: صرفنظر از اختلافاتی که با هم داریم، تقاضای ما شیعیان این است که حقوق انسانی و شهروندی ما را رعایت کنید. به ما اجازه بدهید از آزادی های فردی و جمعی برخوردارباشیم. با اعتقادات ما شیعیان کاری نداشته باشید. مساجد و تکایا و حوزه های علمیه ی ما را مثل شوروی کمونیست، تخریب یا به موزه تبدیل نکنید.

و همینطور از پیروزشدگان می خواستیم: در محاکم قضایی، شانه به شانه ی خودتان، حقوق مدنیِ ما را رعایت کنید. به اسم این که شما در انقلاب پیروز شده اید و اکنون همه ی اختیارات و ثروت های کشوردر دست شماست، ما را به چشم شهروند درجه ی دو و سه نگاه نکنید. ما شیعیان دوست داریم به یاد شهیدان کربلا سینه زنی و زنجیرزنی و نوحه سرایی کنیم و محفل های روضه و عزا بپا داریم. دوست داریم در شب نیمه ی شعبان تمام خیابانها را به خرج خود چراغانی کنیم. دوست داریم کتابهای درسی فرزندانمان از آموزه های دینی خودمان رنگ و بو داشته باشد. و از اینجورحرفها و خواسته ها که تمامی درست و بجاست. درست همینجوری که امروزه درغرب کافر جاری است. که دولتها با اعتقادات و گرایشات فردی و جمعی مردم کاری ندارند. هر کسی در هرکجا که مایل است زندگی می کند و مسجد و حسینیه می سازد و حسین حسین می کند و اگر بخواهد می تواند حتی در خیابانهای اصلی نیویورک علم و کتل بلند کند و دسته های سینه زنی راه بیاندازد.

اما از بد روزگار، ما شیعیان بی تجربه و سراسیمه و تمامخواه در این سرزمین بلازده به پیروزی رسیدیم. و مثل مغولان، بجان مال و جان مردم بی پناه افتادیم. و به حقوقشان خندیدیم. و آنان را به قبول باورهای خود تحکم فرمودیم. دایره ی حلال ها را تنگ، و دایره ی حرامها را وسیع کردیم. و به اسم خدا، حتی به اندرونی مردم سرفروبردیم. جوری که نشاط ملی را پیش پای حزن و عزای ملی فروکشتیم. و آنقدر بر حرام است و حرام است و حرام است اصرار ورزیدیم که شدیم: یکی از عبوس ترین و بی نشاط ترین مردم روی زمین.

امام خمینی فتوای جسورانه و البته عاقلانه ای دارد با این مضمون که: بیرون ماندن موهای سرِ زنان عشایر به این دلیل که “جزیی از فرهنگ” آنان است، ایرادی ندارد. تداوم فتاوایی چون این می توانست چشمان بسته ی ما را به دیگر عادات و فرهنگ های رایج مردمان ایران و جهان بگشاید و ما را از این فلاکت عظمای حرام است و حرام است و حرام است خلاصی دهد. اما هیچ مرجع تقلیدی پیدا نشد تا به این مهم تأکید ورزد که: آنسوتر از زنان عشایر، زنان دیگر سرزمین ها و اساساً بخش فراوانی از زنان و مردان سرزمین خود ما نیز فرهنگی مخصوص بخود داشته اند. و ما مجاز به تغییر فرهنگ آنان نبوده ایم. در غرب، بی حجابی برای خود یک فرهنگ است. رقصیدن و دست دادن و حقوق مساوی زن و مرد، بی آنکه نسبتی با فساد و تباهی داشته باشند، جزیی ازفرهنگ جاری مردمان است. خراشیدن فرهنگ جاریِ مردمان، آنهم به اسم خدا و اسلام و قرآن و پیغمبر و امامان شیعه، زمانی پسندیده و غرورآفرین است که ما بجای عادات سست و بی منطق، افق های مبارکی را درطَبَقِ تقدیم – و نه تحکم – بگذاریم و مردمان را به قبول آنها ترغیب کنیم. بنحوی که نه جسم مردم، که دل آنان با آن افق های مبارک همراه شود. نه این که مردمان را از رفتار پیشین شان باز بداریم و جسم و جنازه ی آنان را در فرهنگ خاص خود فروبتپانیم.

هر مردمی اگر از شادمانی های ملی و منطقی بی بهره باشند، حتماً در افسردگی و فرسودگی مضمحل خواهند شد. ما شیعیانِ حاکم شده، در گسترانیدن عزای ملی بسی افراط کرده ایم. این افراط را از آن روی می گویم که با رواجِ هر پدیده ی تازه در عزاداری، یک پدیده ی ملی و بومی و شاد را ذبح کرده ایم. ما با انقلاب اسلامی، تعادل روانی جامعه را بهم زدیم. و مردم خود را در افسردگی فروفشردیم. که البته سهم محوری مراجع ما در این افسردگی بزرگ سهمی غیرقابل انکاراست.

این نیز بگویم و از این بحث فرساینده بگذرم که: ما مجاز نبوده و نیستیم خواسته های شیعی خود را نه بر سایر مردمان، که بر مردمان خودمان تحکم کنیم. مثلاً مردمان ارمنی ما فرهنگ خاص خود را داشته اند. یا مردمان یهودی و زرتشتی و حتی مسلمانان سنی و شیعه در هرکجای ایران. تحکم یک نگرش ملی به اسم فرهنگ فرمایشی و حکومتی، ورود به حوزه ی خصوصی مردمان است. و این، به پیر و به پیغمبر قسم ورود به حوزه ی خصوصی و حقوقی مردم است و گناهی نابخشودنی. مثل این که دستگاههای قانونی و امنیتی آمریکا و سایرکشورهای غربی، زنان مسلمان و معتقدی را که درآمریکا زندگی می کنند به بی حجابی – که فرهنگ رایج آنجاست – مجبور کنند. یا آنان را به خوردن مشروبات الکلی دستور دهند. و به آنان اجازه ی برگزاری مراسم مذهبی ندهند. و یا آنان را از محکمات دینی شان بازبدارند. و یا به آنان بچشم شهروندان درجه ی چند بنگرند و از استخدام آنان در ادارات و دستگاههای دولتی جلوگیری کنند. یا جوانان مسلمان را به دانشگاهها راه ندهند. یعنی درست همین کارهایی را با اقلیت های مذهبی خود بکنند که ما سی و سه سال است با اقلیت های مذهبی خود که نه، با بخش وسیعی از مردم خود می کنیم. راستی مردمان غرب چه خوشبختند که به عقل و به قانون بها می دهند. عقل و قانونی که مرجع تقلیدشان است.

محمد نوری زاد
چهارم بهمن ماه نود و یک

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

63 نظر

  1. لعنت برمنافق

     
  2. اقی نوری زاد وقتش نیست که طولانی بنویسم ولی در هر موردی که دلت میخاد وراجی کن الا دین خدا . که هر که با خدا در افتاد ور افتاد. افتاد آقای نوری زاد؟!

     
  3. لاریجانی برود برادران رشوه خور و دزد و فاسد خودش را بگیرد و اعدام کند اگر راست می گوید تو مزدور هم نیا از جهل و ظلم دفاع کن

    ————————

    اعدام نکند بل محاکمه کند. دریک دادگاه بی طرف. که اگر یک چنین دادگاهی دیدید سلام ما را به او برسانید.
    .

     
  4. اقای نوریزاد اه و ناله مادران و خواهران این دو جوان بی چاره و بی پارتی و نادان که به دستور لاریجانی اعدام شدند دامان لاریجانی ها را گرفت خداوند توسط مزدور خودشان احمدی نزاد همان که نظراتش به رهبری نزدیک تر است چنان سیلی به این لاریجانی ها ی مداح قدرت و رانت خور و رشوه خور و فر صت طلب زد که تا اخر عمرشان از جای بر نخواهند خواست . در واقع لاریجانی ها در ملأ عام اعدام شده اند و تا اخر عمرشان بر دار دست و پا خواهند زد

    ———————–

    من یک چند وقت است که رفته ام تونخ این اردشیرخان شان که زمین های ورامین ش ظاهراً از روز الست به اسمشان سند خورده. حالا برادری که رییس قوه ی قضاییه است شما فکر می کنید می تواند ازبرادرش بپرسد این زمین ها را ازکجا آورده ای؟ یاد علی (ع) وآن آهن داغش بخیر.
    .

     
  5. آخوندها همیشه با مصلحت اندیشی و به قول خودشان تقیه زندگی کرده اند و معمولا به چز جند آخوندی که در طول تاریخ صدایشان در آمد و نامشان باقی ماند از بقیه آنها نامی نمانده به جز در مسائل فقهی. اگر انقلاب نشده بود چهره //// اسلام را نمی شناختیم و نمی دانستیم چقدر ////است. شاید هم این چهره اسلام نیست و به قول دکتر شریعتی این آن روی پوستین اسلام است (حضرت علی فرمود زمانی می رسد که اسلام را مانند پوستین وارونه می پوشید) به هرحال میان ما و ائمه قرن ها فاصله است و سخنان آنها در طول تاریخ تعمدا تحریف شده و شناخت درست از نادرست سخت است.
    در ضمن بیشترین مخالفت با بی حجابی و موسیقی در طول تاریخ اسلام توسط علمای اهل سنت صورت گرفته و تقریبا تشیع تا پیش از صفویه در این موارد سکوت کرده بود. در نقاشی های چهل ستون زنان کنیز بی حجاب در حال نواختن موسیقی و رقص دیده می شوند که نشان می دهد موسیقی و رقص در آن زمان رواج داشته و علمای تشیع مخالفتی نمی کرده اند.
    به هر حال حرام دانستن بی حجابی و موسیقی و تراشیدن ریش به نظر می رسد نوعی تقیه علمای تشیع در مقابل اهل سنت بوده باشد که به مرور زمان صورت جدی به خود گرفته باشد

     
  6. درود وصدسلام براین شجاعت وحق گوئی ، نوری زاد عزیز هزار آفرین ،حرف دل بیشاز هشتاد درصد مردم را زده اید .وآن بیست درصدی که حرف دلشان این نیست منافعشان درمافیا وتاریکخانه است .خدا تورا از گزند این مافیاها وموئیدینشان یعنی کعب الاحبارها حفظ فرماید

     
  7. درود بر گوینده حق و راستی ، هر که باشد
    خداوند را سپاسگذارم بر اینکه خواندن این کلمه را امروز(13 بهمن 1391) نصیب من کرد

     
  8. drod bar shoma jenabe norizad

     
  9. هم جنس بازي جزء فرهنگ هيچ كشوري نيست .پس مغلطه نكن.امروز دين در هر كجا حاكم ميشود ملتش به غلط كردن مي افتن .ودر اولين فرصت در برابرش مي ايستن

     
  10. درود بر شرف و ازادگی شما

     
  11. ba salam khedmate ostad noori zaddd mtalabe shoma ro badeghat khoondam be ghoale yek shere maroof anche az del bar ayad lajaram bar del neshinadd.nemidoonam ke aya in maraje e ozma ke khodeshoono namayandeye khoda bar rooye zamin midoonan in harf haye shoma va amsale man be goosheshoon mirese ya na vali az un ja i ke sharte mojtehed shodan fagihe ashna be masaele zaman boodane bayad be goosheshoon berese pas mikham beheshoon be onvane yek hamvatan va mosalmoon masaeli ro begam:maraje e azam nemidanam midanid ya na dar keshvari ke mano shoma zendegi mikonim dozdan hokoomat mikonand o sharab kharan had mizanand o ghatelan ghesas mikonando asheghan migeryando aleman migorazando shirmardani chon noorizad ha be khatere hamayat o etemad be shoma roozi hezar bar talabe amorzesh mikonand ari hekayate iran o irano ba shoma ayat olah haye rangin in goone ast bersati shoma ke har rooz baraye namaze sobh barmikhizid chegoone khod ra dar ayne nezarat mikonid aya dar shariate shoma nist ke agar dar eslam ehkam hast aghlagh niz hast aya faghat ba didane chehreye hazrate abolfazl dar cheshmane shoma ashk halghe mizanada ya khoone javanane bi gonahe in marz o boom kam tar az chehreye ghamare bani hashemi ast ke dar televizyon pakhsh mishavad be rasti dar heyratam ke che barsare shoma amade ke harkodam ba 80_90 sal sen az shekastane shisheye daftaretan mitarsid.faramoosh nakonid ke roohanian be behesht miravand ama amame be sar haye nan be nerkhe rooz khor azane doozakhand.

     
  12. نوری‌زاد عزیز، نوشته ات حرفهای دل‌ ما بود، خشمت را درک می‌کنم که عقده‌ ای شده در دلهای رنجور ما، اما از نفرت نگو، کشورم پاره پاره شده از نفرت، نفرت این از آن و آن از این. خدا این مرز و بوم و ایرانیان را از رها شدن بیش از این افسار نفرت در جامعه حفظ کند.

     
  13. درود به شرفت آقای نوری زاد. رحمت به پدرو مادرت که حرف دل خیلی از ما را میزنی.
    درود

     
  14. جناب آقای نوری زاد عزیز جوابتان بسیار متین و زیبا بود. واقعا بر اعماق دلم نشست. کاش ما ایرانیها کمی عمیقتر به مسایل نگاه کنیم. متاسفانه عده زیادی خیلی دیر به کنه سخنان شما می رسند. از بس ما را به قشری بودن عادت داده اند خیلی زمان می برد که به نگرش و فهم و تفکر عمیق برسیم. گفتن کلمه های “این بنده حقیر” و غیره به جز “من” چیزی جز ریاکاری و فریبکاری و خود را بزرگ پنداشتن هیچ معنای دیگری ندارد.

    1) در مورد همین آقایی که نام بردید بنده فیلمی از روی سایت عظما دیدم که زمان آن دقیقا مربوط به 6 روز بعد از عاشورای 88 بود که عظما به دیدار ایشان در خانه اش رفته بود. قلبم شکست و دلم برای خودم سوخت که به هر کس اعتماد کرده بودم نارو خوردم. از اعتماد و اعتقادم سو استفاده شد. من سالها در تنهایی غربت در مناستهای مختلف سخنرانی های آن آقا خلوتم را پر می کرد و هیچ وقت فکر نمی کردم که با چه کسانی در ارتباط است. حتی بعد از وقایع سال 88 هم از ایشان دلگیر بودم که چرا از حق دفاع نکرده است واقعا همه آنها را به خدا واگذار کرده ام. من تا 2 هفته مبهوت و حیران بودم وقتی صف اول و دوم نماز او را دیدم.

    2) مورد جالبی برایتان در مورد نظر عظما راجع به رقص بگویم در نوع خود شنیدنی است. یکی از دوستانی که جدیدا به جمع ما پیوسته بود برای یک مهمانی دعوت شد و این سرکار خانم با پیش شرط نبودن موسیقی قبول کرده بود. البته یکی از افتخاراتش ارتباط خانوادگی شان با بیت بود که بعدا به ننگی برایشان تبدیل شد. زمانیکه این خانم فیلم عروسی برادرش را نشان داد همه از تعجب و ناراحتی این ریا کاری خیلی شاکی شدند وقتی از او پرسیدم که چطور است که مجلس عروسی تان رقص و موزیک دارد گفت ما خودمان از عظما پرسیده ایم گفته است که رقص اشکالی ندارد. پرسیدم پس چرا این را علنا نمی گوید گفت نظر عظما این است که اگر علنی شود دیگران سو استفاده می کنند. بناگاه در ذهنم این جمله آمد که اینها حتی در فتواهای شان هم خودی و غیر خودی می کنند حتی اگر به واقع صاحب فتوا باشند یا نباشند.

     
  15. با سلام.
    اقای ”ر.ن” از شما سوالی دارم چرا امام خمینی وقتی ظلم و ستم زمان شاه را دید سکوت اختیار نکرد و وارد سیاست شد و انقلاب کرد؟

     
  16. سلام بر آقای نوریزاد عزیز
    بنده توفیق داشتم همراه یکی از دوستان شما ( د. ر) یکبار سر کار و دو بار در منزل به زیارتتان نائل شود. نمیدانم در شراسط فعلی می توانید روی صحبتهای نقدآمیز بیاندیشید یا خیر! ولی اخلاق کریمانه و روحیه بزرگتان به بنده اجازه این جسارت را می دهد. (اجازه می خواهم به سبک نخستین نامه هایتان شما را محمد عزیز خطاب کنم)
    محمد عزیز، اکثریت ملت ما شیعه است و هنوز هم با آن زندگی میکند. اکثریت همین شیعیان ـ دست کم همان 13 ملیونی که به مهندس موسوی رای دادیم ـ هم متوجه مشکلات کنونی هستند. بسیاری از جوانان در وجود شما و قلم شما بارقه های حقانیت و عدالت دیده اند و این روحیه در آنها تقویت شده که وضع فعلی غیر از ادعای دین و غیر از حکومت علوی است اگر نگوئیم ضد آن. همین افراد از نوشته ها و مواضع دلیرانه شما دفاع میکنند. بویژه در مقابل هتاکانی که هنری جز تکفیر و اهانت ندارند حجت دارند؛ چون خوب یا بد ما ایرانیان با داشتن قهرمان زنده ایم و هنوز به بلوغ زندگی بدون قهرمان نرسیده ایم. حال ما ایرانیانی که شیعه هستیم و از وضع موجود ناراضی، متوجه میشویم که نوک قلم قهرمان ما متوجه مقدساتمان گشته است. من مراجع را نه تطهیر میکنم و نه معصوم میدانم، ولی از خون دلی که میخورند خبر دارم. و حال آنها را حال آن مادری میدانم که برای دوشقه نشدن نوزادش گفت: نوزاد مال من نیست!!! هیچ میدانید بی اعتنایی برخی از بزرگان چه ضربه سختی وارد کرده است؟
    محمد عزیز، اگر به مقدساتمان توهین کنی، نه تنها قهرمانی را از ما میگیری که امیدها به او و آرمانهایش بسته ایم بلکه جوانان ما را در مقابل هتاکان بی سلاح می کنی چون همان بی دینان مقدس نما خواهند گفت: دیدید ما از همان اول گفتیم که این فرد خائن، متلون، جوگیر و … است. این مصیبتها را به چه قیمتی می پذیری؟ همانقدر که ـ بدرستی ـ به فکر غیرشیعیان هستی به فکر این ملت شیعه و مظلومی باش که همه حیثیت خودش را بر باد رفته می بیند و باز مجبور است چون طول تاریخ با آرمانها و آرزوهایش زنگی کند. ولی اگر عزیزی که فعلا پرچمدار این آرمانهاست، آرمان زدایی کند تکلیف این ملت چه خواهد بود؟ اگر همچنان که در یکی از کامنتها گفته اید (به وقتش …) در آن صورت فکر می کنید بی اعتمادی مردم به اصل دین تا کجا امتداد خواهد یافت؟
    محمد عزیز، در آخرین جلسه ای که خدمتتان بودیم، متوجه شدم که به صورت غیرعادی از ضمیر «من» استفاده کردید: (من هزینه قتل خودم را برای نظام بالا برده ام ولی موسوی بلد نبود … مطهری و برخی نمایندگان از من راهکار خواستند … شمعخانی در فلان جلسه به من اخم نکرد … به عبدالله نوری گفتم این لباس کار است اگر نمیتوانید کاری کنید دسته جمعی آن را درآورید … ناطق نوری از ادبی که در نامه هایم است تعریف کرد …)
    محمد عزیز، من هنوز به شما باور دارم ولی از خدای علی میخواهم مرا و شما را از مکاید نفس نجات دهد نه به خاطر خود شما بلکه به سبب نیازی که این ملت مظلوم و شیعه به آرمانخواهی دارند.
    امام موسی کاظم(ع) به نقل از حضرت عیسی(ع): خذ الحق ولو من اهل الباطل ولاتاخذ الباطل ولو من اهل الحق؛ حرف حق را بپذیرید حتی اگر طرف اهل باطل باشد و سخن باطل را نپذیرید حتی اگر گوینده اهل حق باشد.
    روی سخن بنده با شما است اگر منتشر نکنید صاحب اختیار هستید. سالم و سربلند باشید. اگر امری داشتید از طریق د.ر در خدمتتان خواهم بود

    ——————————————–

    سلام دوست نازنینم
    هرکه هستید، همین که راه رفاقت را بلدید، من به همان اندازه مدیون شما هستم. که همه ی ما به غفلت درمی افتیم ودرآن گاه گم می شویم. من به همه ی دعاهای شما آمین می گویم. بخاطراحتیاجی که به اجابت آنها دارم. فرموده اید که درملاقات با من، چندین باراین “من” اززبان من جاری شده. می بینید من مجبورم برای بکاربردن حال وهوایی که به من مربوط است مرتب ازضمیر”من” استفاده کنم. اگربجای همین من، می گفتم: حقیر، یا: کمترین، یا: بنده، یا: نوکرشما، یا ازاین تعارفات خوب بود؟ یا نه، منظورشما غروری است که درپس این من ها نهفته است؟
    من وشماوهمان (د.ر) که نمی دانم کیست، احتمالاً یکی دوساعتی با هم نشسته ایم ودراین یکی دوساعت این چند جمله را ازمن شنیده اید. که برخی ازآنهامطمئنا ازگویش جاری من بدوراست.اما بگویم: این “من” بی نوا، لابدضمیرنفرت انگیزی است که سالهای سال ما را ازبکاربردنش پرهیزداده اند. وحال آنکه بگمان من، این من، نزدیکترین رفیق گمشده ی آدمی است. که ما کمترسراغی ازاو می گیریم. وگاه هیچ به او سرنمی زنیم. دوست من، این عادت گفتاری ونوشتاری من است که ازضمیرمن فراوان استفاده می کنم. واین من های فراوان من، شاید کمترین نسبت با آن غرور ونخوت وتکبر وخودخواهی ای که عرفا ازآن نام می برند، دارند. بلکه تنها یک ضمیراول شخص مفردند. همین.

    من درباره ی مراجع، آنان را به دوطایفه ی دردمند، وبی درد ومطیع وجیره خوار تقسیم بستم. وباورم براین است که گمراهی یک مرجع مفلوک ومزد بگیر، می تواند سالهای سال مردمی را که مقلد اویند همچنان درگمراهی فرو بفشرد. آسیب یک مرجع ناشایست بمراتب ازسایراقشار بیشتراست. ما را چاره ای نیست که به غربال بزرگان خود روی بریم. که هرچه این آسیب شناسی به ورطه ی تعویق افتد ما همچنان در خودمان متوقف خواهیم ماند. اگر من همه ی مراجع را به یک نسبت رانده بودم، بله سخن شما راست بود. اما من آنان را به: مردمی وغیرمردمی تقسیم بسته ام. مرجعی که هیچ نسبتی با مردم ندارد الا پولی که ازمردم می گیرد وصدورفتاوایی که هیچ مشکلی ازمردم حل نمی کند، باورکنید بود ونبودش یکی است. ویا نه، بودش خسارتهای فراوانی برشانه ی فهم مردم بارمی کند وتحولات فکری مردم را به تعویق می اندازد وآنان را ازرشد بازمی دارد. احتمالا منظورمن ازمردمی بودن یک مرجع را دنباله روی وی ازمردم تفسیرنخواهید کرد. بل منظورمن نمایندگی کردن وی ازدرد وداغ وبایستگی ها وکاستی های مردم است.

    من مرجعی را می شناسم که نود سال سن دارد. او درنودسالگی حتی بانوان را به محضرنمی پذیرد. دریکی از حاد ترین شرایط که مجبورشده بود خانمی ازآشنایان را بحضورپذیرد دستورداده بود پرده ای بین او وآن بانو حائل کنند. یا مرجعی را می شناسم که حاضرنیست مطلقا به صورت کسی نگاه کند که درخانه اش یک وسیله ی موسیقی است. ومرجعی را می شناسم که حضورمرد وزن را دریک سالن مشترک را حرام می داند. اما همین مراجع را دیده ام که تا کمر دربرابر کسی که خدا را بندگی نمی کند اما صاحب منصب است وبعض ازرشته های مملکت دردست اوست خم می شوند. دوست من، خدا نیاورد روزی را که من، بله این من، به منجلاب خودخواهی درافتد. به خودم که نگاه می کنم می بینم مدتهاست که این رذیله را درخود کشته ام. که اگر نکشته بودم، امروز درهمان منِ ناجورخود پوسیده بودم. دوست من، ازبکاربردن “من” هراس نکنیم. این من، بزرگترین راز وشگفتی بزرگ هستی است.

    مثلا همین آیت الله آقا مجتبی تهرانی را درنظربگیرید که فقیه اخلاقیِ بزرگ عصرما بود واخیرا به رحمت خدا شتاب کرد، حتما یک “من” درسخنانش یافت نمی شده. اما همو را ببینید که براحتی درکنارعمله ی ظلم قرارمی گرفت ودعاگوی آنان بود. درست درحالی که به تعبیرشما از”من”ش تهی شده بود. باید ببینیم این بکارنبردن من، چه بیرقی ازانسان وانسانیت دروجود آدمی برمی افرازد. وگرنه درخلوت سپری کردن عمر، حتما نتایج همان املای نانوشته را درپی خواهد داشت. بله، من نیز مثل بسیاری خطاهایی دارم که اینها که شما برشمردید خطاهای ناپیدای من است. که اگرروزی خطاهای برجسته وبنیان روب من آشکارشود، آنجا هیبت من تماشایی خواهد بود.

    دوست من، من وشما ومردم شیعه ای که ما نیز ازآنانیم، باید، بله باید یک روز ازمراجع خشک وبی تحرک وپوک و منجمد عبور کنیم وحساب آنان را از مراجع فهیم ودلسوز وهمراه مردم جدا کنیم. صرف مرجع بودن کسی را ازهویتی که اختیارکرده مبرا نمی کند. این سخن من نیست. به تاریخ عقل بنگرید وبه تاریخ زندگی امامان. ببینید این گریز ازعقل چه به روز مردمان تاریخی ما آورده. ما همانگونه که آنسوترازشایستگان، یک پزشک ومهندس ومعلم ناشایست را برنمی تابیم ونمی پذیریم، بهمین دلیل نیز باید بطریق اولی ازمراجع جامانده درتاریخ ومرده ویخ زده وعمله ی ظلم تبری بجوییم. این را من نمی گویم. عقل می گوید. تشیع ناب علوی می گوید.

    با احترام وادب.

     
  17. سلام آقای نوریزاد
    اگه ممکنه در مورد تاریخ هم بنویسید، و اینکه در چگونگی نشان دادن تاریخ به مردم دخالت میکنند و تاریخ واقعی را سانسور میکنند.

     
  18. ((نامه امام محمد باقر (عليه السلام ) به سعد الخير:
    “…..و هر ملتى كه كتاب خدا را پشت سر انداختند خدا نيز علم كتاب را از آنها برگيرد، و دشمن را بر سرشان مسلط گرداند هنگاميكه با آن دشمن طريقه دوستى پيش گيرند، و پشت سر انداختن كتاب يكى به اين است كه حروف آن را برپا دارند (و بخوانند) ولى حدود آن (و مقرراتش ) را تحريف كنند (و تغيير دهند) اينها كتاب را روايت كنند ولى مراعاتش نكنند، نادانان (ظاهر بين ) به همين حفظ ظاهرى روايت كتاب كه اينان دارند دلخوشند ولى دانشمندان (حقيقت بين ) از اينكه اينها مراعات (حدود) آن را نكنند غمناك و محزونند، و ديگر از راههاى دور انداختنشان كتاب خدا را به اين بود كه آنها را بدست كسانى كه دانش آن را نداشتند سپردند (و آنها را بر احكام آن مسلط گرداندند) و آنها نيز طبق دلخواه خود در آن حكم كردند (يا به هوا پرستيشان كشاندند) و به نابودى باز گرداندند، و رشته هاى دين (و احكام آن ) را تغيير دادند، و سپس آن را به ابلهان و كودكان واگذاردند….. چنان شد كه ملت اسلامى بجاى دستور خداى تبارك و تعالى از اين مردم دستور گرفتند و بر دستور آنها نيز بازگشتند (صدورشان از آنها و ورودشان نيز بر آنها شد) پس چه بد است براى ستمكاران سرپرستى كردن مردم از آنها بجاى سرپرستى كردن خدا، و پاداش مردم بجاى پاداش خدا، و رضايت و خوشنودى مردم در عوض خوشنودى خدا، پس امت به چنين روزى افتاد كه در ميان آنها كوشايان در عبادت نيز هستند اما بر اساس همين گمراهى ، و اينان به خود خوش بين و شيفته كردار خودند، و عبادتشان موجب گمراهى خود آنها و هم پيروانشان مى باشد، در صورتيكه در ميان پيمبران و رسولان داستانهائى بوده كه براى عبادت كنندگان تذكار و يادآورى (خوبى ) است ….و بدين ترتيب تو همشكلان و شبيهان احبار (دانشمندان يهود) و رهبانان (دير نشينان نصارى ) را، (از بين مسلمانان ) بشناس ، اينان كه روششان كتمان كردن كتاب خدا و تحريف آن است و اينان نه از تجارت خود سودى برند و نه راه يافته اند…..سپس شبيهان آنها را در اين امت بشناس ، آنانكه حروف و الفاظ كتاب را برپا دارند ولى حدود و مقرراتش را تحريف كنند، اينان با رهبران و بزرگان (دنيا و زمامداران ) همكارى كنند و چون اختلافى در ميان رهبران هوا پرست افتد با آن دسته همكارى كنند كه دنياى بيشترى دارند، و اين است اندازه و ارزش علم و دانش ايشان ، پيوسته گرفتار طبع شيطانى و (آلوده ) طمع خويشند، و پيوسته آواز شيطان از زبانشان شنيده شود كه فراوان باطل گويند. علما و دانشمندان (حقيقى ) نيز در برابر آزار و زور گوئى آنان صبر پيشه سازند، و آنان بر اين علماى بزرگوار به خاطر اينكه آنانرا به حق وادار كنند و از باطل جلوگيرى كنند عيب گيرند، با اينكه علما در پيش خود خيانت كار محسوب گردند اگر نصيحت نكنند بدينكه سرگردان گمراهى را ببينند و راهنمائيش نكنند يا مرده اى را ببينند و زنده اش نكنند، و راستى كه (در اين صورت ) چه بدكارى انجام دهند، زيرا خداى تبارك و تعالى از ايشان در كتاب خود پيمان محكم گرفته كه به هر كار خوب و بدانچه مامورند دستور دهند، و آنچه را از آن نهى شده اند از آن نهى كنند، و به نيكى و پرهيزكارى همكارى و كمك دهند و به گناه كارى و زور گوئى كمك ندهند، پس اين علماء هميشه با نادانان در كوشش و مبارزه اند، اگر علماى مزبور نادانانرا پند دهند گويند: سركشى كنند، و اگر آن حقى را كه واگذارده اند بيادشان آرند و دانايشان كنند، گويند: مخالفت (با مردم ) كنند، و اگر از آنها كناره گيرند، از جماعت مسلمانان خود را جدا كرده اند؟ و اگر بدانها گويند دليل خود را بر اين سخن (و اين تهمتى كه بر علماء مى زنيد) بياوريد، گويند: منافق گشتى ، و اگر پيروى آنها را كنند، گويند: شما نافرمانى خداى عزوجل كرديد؟ (اين است وضع علماء با جهال ).
    پس اين جهال هلاك گشتند در مورد آنچه نمى دانند، نادانند آنچه را خوانند، در هنگام تعريف از قرآن آن را تصديق دارند و در وقت تحريف آن را تكذيب كنند (و تحريف آن را بپذيرند) و انكار نكنند، اينها همانند احبار (يهود) و رهبانان (نصارى ) هستند كه رهبران هوا پرستى و آقايان هلاكت و نابودى اند، و دسته ديگرى از اينهايند كه در ميان هدايت و گمراهى نشسته و هيچكدام از اين دو دسته را از هم تشخيص ندهند و گويند: مردم نمى توانند حقيقت اينكار (يعنى جريان امامت ) را بفهمند و ندانند كه چيست ، با اينكه تصديق دارند كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) آنانرا به راه روشنى واگذاشت كه شبش از روزش آشكار است ، و در آنزمان بدعتى در ايشان ظاهر نشد و سنتى در آنها تبديل نيافت ، و خلاف و اختلافى در آنها پديد نيامد، ولى هنگامى كه تاريكى خطاهاى مردم آنها را فرا گرفت دو (دسته و) امام پيدا شد، يكى آنانكه به سوى خداى تبارك و تعالى دعوت مى كردند، ديگر آنانكه به سوى دوزخ مى خواندند، در اين هنگام بود كه شيطان بزبان آمد، و آواز خود را بزبان دوستان و ياران خود بلند كرد و طرفداران سواره و پياده اش بسيار شدند، و شركت جست در مال و فرزند آنان كه با او شركت جستند پس بدعتگزارى شروع شد و كتاب و سنت كنار رفت . و اولياء خدا (كه چنين ديدند) بحجت و برهان گويا شدند، و كتاب و حكمت را گرفتند و از آنروز اهل حق و باطل از هم جدا گشتند، و اهل حق دست از يارى حق برداشتند و سازش كردند، ولى گمراهان به هم كمك دادند، تا اكثريت با فلانى و امثال او شد، پس اين صنف را بشناس ، و نصف ديگر را نيز براى العين ببين كه برگزيدگان خدا هستند و ملازم آنان باش تا با اهل خود (مجلسى (رحمة الله عليه ) گفته يعنى به پيمبران و ائمه و مؤ منين در آخرت ) برسى زيرا كه زيانكاران كسانى هستند كه خويشتن و خاندانشانرا در روز قيامت زيانكار نمودند، و به راستى كه اين است زيان آشكار.
    “الروضه من الكافى يا گلستان آل محمد”

     
  19. باسلام و تشکر از جناب آقای نوریزاد بخاطر شجاعت و قلم شیوایشان . راستی اگر چند تا از این نویسنده ها داشتیم که جرآت ایشان را داشتند و بحث های این چنینی را مطرح میکردند چقدر خوب بود و موثر . انشاء الله موفق و سلامت باشید بزرگوار .
    علی

     
  20. سلام آقاي نوريزاد عزيز
    من هم معتقدم كه بجز تعدادي اندك از مراجع و روحانيون نه تنها لياقت يدك كشيدن چنين القابي را بعنوان عالمان ديني ندارند
    كه حتي به كمترين شناختي از خدا و دين خدا نرسيده اند .گروهي از آنان خدا و دينش را وسيله اي كرده اند براي دستيابي و حفظ قدرت و جان و و مال و ناموس مردم و چنان در دنياي خود غرق شده اند كه گويي نبايد روزي حساب پس بدهند ، به راستي اگر پيامبر و حضرت علي بيايند با اينان چه ميكنند؟ يقين دارم كه حساب اينان كه بنام خدا جان و مال مردم را به بازي گرفته اند از ساير گناهكاران جدا خواهد بود . چه بسا كه خداي بزرگ روز قيامت از گناه ديگران بواسطه حقير بودن آن گناهان در قياس با اين كافران مومن نما بگذرد . همينگونه آن مراجعي كه براي موي زنان ، آستين كوتاه مردان ، خنده و شادي جوانان،چگونگي وارد شدن به توالت و …. رساله ها مي نويسند و فتاوا سر ميدهند ، اما در برابر ظلم ، جنايت ، دزدي ، تهمت ، افترا،دروغ ، شكنجه ، تجاوز و صدها گناه بزرگ ديگر كه هر روز شاهد آنند سكوت اختيار ميكنند ، ياخدا را نشناخته اند كه در اين صورت چگونه مي خواهند خدا و احكامش را به ديگران بياموزند و يا قدرت و
    جسارت ايستادن در برابر ظلم را ندارند كه در اين حال نيز بقدر يك عالم ديني كفايت ندارند . وگرنه هم براي دفاع از مردم
    مظلوم و هم براي نجات دين خدا مهر سكوت بر ميداشتند . مگر نه اينكه خدا در روز حساب از حق خود ميگذرد اما در برابر
    حق بندگان خود كوچكترين گذشتي نخواهد كرد كه اولي نشانه ي بخشش و دومي بيانگر عدالت اوست .

     
  21. سلام
    من در طرح بحث رقص و پایکوبی از شما خواسته بودم که جمیع جهات را رعایت کنید ، دیروز با دوستان مبحث مذکور را مطرح کردم و اظهار نظر خود را نیز بیان داشتم اما یاد آور شدم که گویا آقای نوریزاد هدف خاصی را از طرح رقصیدن و اظهار شادمانی دنبال میکند، و آن اینست که عکس العمل ها را بسنجد و پس از اظهار نظرات گوناگون بپرسد که چه شد با طرح این موضوع به یکباره وا اسلاما سر میدهید ؟ مگر فریاد و درخواستهای مکرر مرا نشنیدید ؟ مگر به کرات مشکلات گفته نشد ؟ کجا بودید که دم بر نیاوردید و از ترس ، سکوت را برگزیدید ؟!!!! حال شما را چه شده است که موضوع دزدی ها را شنیدید ، بی عدالتی ها را دیدید و ستم ها را ملاحظه فرمودید و…..با طرح رقص و شادی فوراً برآشفتید و مرا متهم کردید ؟ اینجا خیالتان راحت بود که کسی را با شما کاری نیست، چون طرف شما نوریزاد است نه حکومت و مسئولین و دیگر ….
    با طرح ادامه موضوع رقص من که منتظر حذف و یا تجدید نظر در برخی از مجموعه فیلم بودم جوابی را که منتظر آن از طرف شما بودم دریافت کردم و حال اطمینان دارم که اصل مطلب پرداختن به این چرا ها و فریاد های تقریبا بی پاسخ شما از سوی مسئولین مدعی مسلمانی و مراجع بوده ، که اکنون فریاد اعتراضشان منعکس میشود . لطفا برداشت مرا و نگرانی دیگر دوستاران خود را نیز پاسخگو باشید.
    موفق باشید.

    ……………………….

    سلام بهمن گرامی
    منظورمن هم همین است که شما بدان اشاره کردید وهم اصل اصالت حقی است که مردم ما وهمه ی مردمان در ” شاد زیستن” دارند. واین مهم ازمردم ما دریغ شده. به چهره ی مردم نگاه کنید. جز افسردگی دراین چهره ها چه می بینید؟

    .

     
  22. مومنین؟؟چه کسانیند این مومنین؟به یاری اونا بشتابیم که چی پیش بره اونوقت؟

     
  23. مسند !
    راستی خودت فهمیدی چی نوشتی؟ این اراجیفی که بلغور کردی فقط و فقط از یک آدم عروسکی و کوک شده ساندیس خور بر می آید و لا غیر.

     
  24. سلام آقای نوریزاد – بنده برخلاف بقیه مخالفینتان حکم تکفیر به شما نمی دهم و هیزم آتش شما نمی شوم و قائل به این هم نبوده و نیستم ولی فکر میکنم شما گاهی اوقات مانند دهه پیشینتان(ببخشید که من هی مجبورم گذشته شما را برختان بکشم ) دچار ضعف در استدلال و منطق میشوید . الا ایحال شما را به چند مورد متذکر می گردم : 1- فرمودید که چرا مراجع در قبال کارهایی که ذکر کردید سکوت کردند و دم نزدند البته من موافق این قضیه نیستم ولی فکر میکنم که آنها دقیقا موافق افکار سکولاریزه شماها یی که قائل به جدایی دین از سیاست هستید عمل کردند مسائلی که نام بردید کاملا سیاسی و مملکتی است و هیچ ارتباطی به آنها که اصولا کار شناس دینی میباشد نداشته که دخالت نمایند. 2- از فتواهای مراجع انتقاد فرمودید که چرا حکم به رواج رقص و بی بندو باری نمیدهند؟وچرا فتواهای آنها از نوآوری و پویایی برخوردار نیست و به تعبیر دیگرتان در 1400 سال پیش گیر کرده است جهت اطلاع به عرضتان برسانم این بروز بودن فتوا در تمام احکام اسلام صدق نمیکند و اینطور نیست که بگوییم چون حالا مصالح ایجاب نمیکند و یا این که فلان چیزحرام را امروز مردم قبول ندارند پس باید فتوا بروز شود و مطابق میل مردم عمل شود حرام خدا از آفرینش آدم تا قیام قیامت حرام بوده و حلال خدانیز همینطور و بعد این که فتواهای مراجع بر اساس منابعی مانند قرآن و احادیث معتبر میباشد و مرجع تقلید نمیتواند از خودش حکمی بدهدالبته مراجعی هم بوده اند که این قاعده را نقض نمودند و برخلاف نص صحیح قرآن فتواهایی داده اند مانند افراد معلوم الحالی چون صانعی که البته شماهم در مظلومیت ایشان در متن ها و فیلمهایتان چه مرثیه ها که نخواندید البته اگر حافظه شما یاری نمیدهد و یا این که مصلحت اجازه نمیدهد یاری دهد ملت ما یادشان نمیرود آن مواضع و خط دهی که ایشان در دهه 60 و زمان تصدی دادستانی کل انقلاب داشتندو دست کمیته را باز گذاشتند تا آن فجایع آن زمان را ببار بیاورند.خوب البته که شماباید از صانعی دفاع کنید چون هم او نیز چون شما ببخشید سرشان در آخور نظام بوده وحالا شده است مجاهد نستوح و دایه مهربانتر از مادر. چرا ؟چون حاکمیت فعلی او را بازی نداده و منافعش به خطر افتاده 3- در دو متن اخیرتان ناجوانمردانه به حجاب تاختید . باید بگویم تاکید بر رعایت حجاب توسط مراجع و نظام نه این که یک امر شخصی باشد که این خود بر اساس تاکیدی است که آیات قرآن و احادیث بر آن کرده و این که اصلا حجاب باعث تحکیم اصالت و وقار زن میشود و همچنین اینکه لزوم بر رعایت حجاب توسط ما ایرانیان قبل از اسلام هم بوده . اگر شما نگاهی به نقوش دیوارها و بناهای بجا مانده از دوران هخامنشی و قبل آن کرده باشید خواهید دید که حتی یک تصویر بدون حجاب و نامناسب از آن دوران وجود ندارد که این خود گویای فرهنگ غنی ماست و حجاب نه این که باعث اسارت زن شود بلکه همچون صدفی است که گوهر زن را در خود نگه میدارد . و عموم بانوان کشور ما هم بر همین تاکید دارند هر چند که امثال شماها سعی دارید بگویید مرغ همسایه بوغلمون است و سعی در غربی کردن و به فساد و بی بندو باری فرهنگ اصیل ما دارید الا رغم این که شادی و شادمانی و آزادی بی بندو باری نیست. 4- در نوشتارتان خیلی از غرب و فرهنگ غربی تعریف کردید خاطر نشان می نمایم آرمانشهری که شما و امثال شما اینقدر به آن غبطه می خورید از دیدگاه جامعه شناسان سر شناس خودشان به آخر خط رسیده آرمانشهری که مقام شامخ زن به یک ابزار تبلیغاتی تنزل یافته – هر چند وقت یکبار اخبار فساد اخلاقی کشیشانشان و مقامهای بالای کشورهایشان مثل بمب در دنیا سرو صدا میکند (دوستی به اسم جالبه در همین مطلب کامنت گذاشته بود که مبلغان مکاتب دینی دیگر روابط جنسی رابرای خود حرام میدانند!!!!! . بله ودر غیاب به کودکان ،آن هم از نوع همجنس تجاوز می کنند – آرمانشهری که، بسکه قانونمند و کارش روی حساب است ، هر چند وقت یکبار یک دانش آموز 13 یا 14 ساله در مدرسه هفت تیر میکشد و به راحتی جان عده زیادی از همسالانش را می گیرد.و یا در نیروی هواییش آمار فجیع تجاوزهای گروهی افسرانش به کارکنان خانم منتشر میشود. و…. و گفتید که در این آرمانشهر هر کس با هر عقایدی میتواند آزادانه زندگی کند پس لابد اخباری که خود آنها منتشر می کنند که مثلا در فرانسه خانمهای محجبه حق تحصیل و رفتن به کلاس ندارند و شرط تحصیل برداشتن حجاب است و یا نسل کشیهایی که هر چند وقت یکبار به وقوع می پیوندد دروغ است5- در آخر یاد آور می گردم : آقای نورزاد عزیز ریشه بسیاری از بی اخلاقیها و مسائل ناهنجاری که در کشور ما وجود دارد و ریشه غمگین بودن مردم ما نه در صلب آزادی (البه آزادی از نوع دیدگاه شما)و نه در شاد نبودن و نرقصیدن و نه در ثبات در دین. که فقط و فقط مسایل اقتصادی است گو این که اگر فسادهای اقتصادی نبود اگر مردم ما مرفه بودند و اگر این همه فاصله طبقاتی وجود نداشت و اگر مسئولین ما از زمانهای خیلی دور تا همین حالا بیرحمانه به چپاول بیت المال کوشش نمی ورزیدندبا این فرهنگ غنی کشور ما ودین ما بخش اعظمی از این ناهنجاریها نبود و امروز ما در دنیا حرف اول را در همه چیز میزدیم افسوس که از آن صفویه گرفته تا قاجارو پهلوی و جمهوری اسلامی بر این ملت و مردم جفا شد . واین را هم بگویم و شما را به خدای متعال بسپارم: آقای نوریزاد این ره که تو میروی به ترکستان است بهتر است از آغوش غرب و دشمنان قسم خورده این مرزو بوم به آغوش ملت بزرگمان برگردید . voa و bbc دلشان به حال من و تو نسوخته و مصاحبه با این شبکه ها و بیان افکار آنها تنها زبونی و حقارت کشور و مردم مارا به دنبال دارد باید صورتمان را با سیلی سرخ نگه داریم و برای بهبود حالمان و سربلندی کشورعزیزمان وخلاصی از وضعیت حال حاضر خود دست بکار شویم وکلید حل مشکلات فعلی رفتن به دامان بیگانه و حمله به اعتقاداتمان نیست گویی که تا الان نبوده قطعا اگر مهندس موسوی هم آزاد بودند این را به شما می گفتند . به امید روزهای بهتر برای ایران سر افراز

     
  25. شهروندی ترسو

    سلام

    مطلب شما را خواندم مثل هزاران مطلب دیگر شما
    تیزی مطالب شما به حدی بوده تا به حال که حداقل به شکرانه آنها تصادفکی کنید و الفاتحه ! در عجبم که وبلاگ نویس نا آشنای گمنامی که نفوذ کلامش از هفت هشت نفر بیشتر نبوده چرا در اولین پذیرایی برادران باید رفته باشد و شما هزاران هزار پذیرایی از انواع و اقسام نه ! در همین مورد هم انگار سنت بی عدالتی باید باقی مانده باشد ! به هر سوی نه اینکه خدای ناکرده آرزوی مرگ کسی را داشته باشم ! که به همون خدای احد و واحد نه ! منتها بگذارید فکر کنم آزادی شما هم هرچند هنجار شکن به مانند آزادی همان کسانی است که در این مقال نام بردید و معتقد هستید که در دزدی از بیت المال بی پروایند بی آنکه جراثقالی آنها را تهدید نماید! بگذارید شک کنم نکند شما قرار است سند دموکراسی آنها باشی آنگاه که در بزنگاهی از زمان به محکمه کشانده شوند و در پی ایراد اتهام بستن فضای نقد شما و نوشته هایتان و وبلاگتان را بر سر هیئت منصفه بکوبند که اگر چنین بوده باشد پس نوریزاد چگونه شد که بود و نوشت و نقد کرد و ماند !بگذارید فکر کنم که جنس انتقادات شما نکند از همان جنس انتقادهایی باشد که امیر فرشاد ابراهیمی در زمانه ای از تاریخ دعوت میشد تا علیه فائزه هاشمی بگوید ! بگذارید فکر کنم نکند داستان شما داستانی از جنس داستانهایی باشد که سناریوی آن جایی دیگر نوشته میشود و شما کارگردانی میکنید و نقش اول انرا با رانتی از خودتان به خود واداشته اید تا هم دستمزد کارگردانی را به جیب زنید و هم دستمزد بازیگر اصلی ! هاشا اگر چنین فکر کنم ! آخر شما را دست و بازو شکسته اند و به اندرونی هتل پنج ستاره اشان انداخته اند و شما هم با اعتصاب غذا بر غنای پذیرایی آنها افزوده ای ! عزیزم دیگر به همین نوشته خودم هم شک دارم نکند من هم بازیچه کس دیگری باشم ! هاشا هاشا من خودم هستم ! پس شما هم خودتان هستید ! این دیگرانند که آنی که بایستی باشند نیستند !

     
  26. الحق که برج عاج نشینی هم عالمی دارد .
    “ابنای دین و سوره توحید و کوثریم
    بر دل ز کفر و شرک و شرارت غبار نیست”
    بما لدیهم فرحون .

     
  27. سلام

    برایت آرزوی سلامتی میکنم
    نمی دانی چقدر نسل جوان امروز، نیازمند دیدگاه هایی اینچنین، فارغ از تعصبات و تنگ نظری هاست.
    من ایمان دارم که تلاش تو، نه فقط قدمی در روشنتر کردن دیدگاه ایرانیان، که قدمی برای بهبود کل جهان است، چه اینکه امروز ملت ها تشنه دیدگاه های مبتنی بر احترام و آزادی اند.
    امیدوارم، روزی بتوانی در آزادی کامل و بدون خفقان، درون پر دردت را فریاد کنی. به آمدن آنروز ایمان دارم:
    “حکومت با کفر می ماند، با ظلم نه” (پیامبر اسلام)
    به امید آن روز …

     
  28. درود بر شما جوانمرد ايران

     
  29. کسانی باید تنبیه بشوند که مردم را به بدبختی و فلاکت کشانده اند و این جوانان را به کشتن میدهند آیا اشتباه کردیم شهید و جانباز دادیم انقلاب کردیم این چه بلائی بود سر ایرانی امد و مردم را بی اعتقاد کرد و به بیچارگی کشید کدوم کشور به قول ما بی دین این قدر دزدی و فحشا دارد لعنت خدا بر عامل بدبختی این مردم .

     
  30. درود بر شرف شما

     
  31. به دنبال خدا نگرد …..
    خدا در بیابان های خالی از انسان نیست ……
    خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست …..
    خدا در مسیری که به تنهایی آن را سپری می کنی نیست ….
    خدا آنجا نیست ….
    به دنبالش نگرد.
    خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست.
    در قلبیست که برای تو می تپد ….
    خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد …
    خدا آنجاست …….
    خدا در خانه ای است که تنهایی در آنجا نیست،
    در جمع عزیزترین هایت است …
    خدا در دستی است که به یاری می گیری …
    در قلبی است که شاد می کنی،
    در لبخندی است که به لب می نشانی ………
    خدا در دیر و بتکده و مسجد نیست ….
    لابلای کتاب های کهنه نیست ….
    این قدر نگرد ….
    گشتنت زمانیست که هدر می دهی …
    زمانی که می تواند بهترین ثانیه ها باشد ….

     
  32. از: انقلابی 56

    موضوع: اعدام ناجوانمردانه سارقین جوان تهرانی

    بسم الله النور جناب آقای نوری زادضمن عرض سلام و آرزوی سلامتی برای شما میخواستم مطلبی را در مورد اعدام ظالمانه و غیر قانونی دو سارق جوان فقیر به عرض برسانم . ایکاش قبل از اعدام این دو جوان بخت برگشته اقدامی یا اعتراضی از طرف وجدانهای بیداری مثل شما و فعالین سیاسی مدنی ،وکلا و حقوقدانان و یاهمان چند نفر نماینده اصلاح طلب و یا مستقل مجلس و یا مراجع تقلید صورت میگرفت تا شاید از این اقدام ناجوانمردانه و سفاکانه جلوگیری میشد.آیا نباید از مسببین این جنایت پرسید بر مبنای کدام موازین حقوقی و شرعی برای سرقت مبلغ هفتاد هزار تومان ولو اینکه با تهدید چاقو و ایراد ضرب و جرح همراه بوده باشد آن هم وقتی که مجرمین هیچگونه سابقه ای نداشته اند و تنها دو بار مرتکب زورگیری شده اند؛باید این دو فرد بیچاره اعدام میشدند؟آیا دین و قانون اجازه میدهد برای ترساندن خلافکاران و پیشگیری از اینگونه جرائم افراد بیگناهی اعدام شوند؟آیا رئیس نمایشی قوه قضائیه که هیچگونه سابقه و تحصیلات قضایی ندارد صلاحیت و یا حتی اختیار اعلام حکم اعدام حتی قبل از تشکیل دادگاه برای این دو جوان درمانده را داشته است؟آیا وقتی متجاوز ۶۳ ساله معروف به روباه پیر که در مشهد به شصت نفر دختر بچه خردسال تجاوز کرده از اتهام محاربه تبرئه میشود میتوان برای جرمی که از نظر تمام وکلا حتی وکلای تسخیری متهمین نهایتا سرقت مقرون به آزار میباشد حکم محاربه در نظر گرفت؟آیا اگر تصاویر این زورگیری در اینترنت منتشر نشده بود هرگز چنین مجازاتی برای این جرم در نظر گرفته میشد؟با توجه به اینکه شاکی خصوصی رضایت داده و اعلام کرده بود که عمل سارقین نبایستی محاربه در نظر گرفته شود قاضی دستنشانده و رئیسشان فرموده بودند چون عمل با اخافه همراه بوده و اخافه از مصادیق محاربه میباشد رضایت شاکی خصوصی ملاک نیست و متهمین باید اعدام شوند؛آیا نبایست از این مدعیان پرسید پس چرا برای شخص حقیری که با گلوله از فاصله ده سانتی جمجمه سعید حجاریان را سوراخ کرد مجازات اعدام در نظر گرفته نشد؟آیا نشان دادن چاقو در حین سرقت بیشتر موجب خوف و رعب و وحشت میشود یا شلیک گلوله در سر یک شخصیت سیاسی که اصلا ترور محسوب میشود؟وقتی برای عامل ترور حجاریان فقط دو سال حبس در نظر گرفته میشود و جلال الدین افغانی و پسر فلاحیان پس از ارتکاب قتل عمد حتی یک شب هم زندان نمیروند میتوان باور کرد که هدف از اعدام عجولانه این دو جوان اجرای عدالت بدون مماشات بوده است؟آیا نشان دادن چاقو حین سرقت بیشتر موجب اخافه میشود یا تیراندازی با هفت تیر توسط حیدری بازپرس مجرم و معزول بازداشتگاه کهریزک در پمپ بنزین اصفهان؟آیا افزایش شکاف طبقاتی ایجاد شده در دوره دولت تحمیلی خود آقایان و فقیرتر شدن روز افزون طبقات پایین جامعه عامل عمده اینگونه بزهکاریها نیست؟آیا در زمان آقای خاتمی از جولان دادن ماشینهای ملیاردی در خیابانها و آپارتمانهای پنجاه ملیاردی در شمال تهران خبری بود؟آیا کسانی که از پول همین طبقات محروم با ارز مرجع چند هزار اتوموبیل فوق لوکس لامبورگینی و پورشه وارد میکنند و با ارز آزاد به فروش میرسانند مستحق اعدام هستند یا این دو جوان یتیم سرپرست مادر و خواهر بیمار و درمانده؟ با اینکه بنده از نسل انقلابم و در تظاهرات زمان انقلاب از نوزده دیماه۵۶ تا روز آخر انقلاب شرکت فعال داشته ام وشاهد شهادت بسیاری از دوستان و بستگان در زمان انقلاب و جنگ بوده ام ولی تلخی اعدام ظالمانه این دو جوان محروم بیش از همه آن وقایع دردناک باعث آزار روح و روانم شده و چند روز است که آرامشم سلب شده.از شما و دیگر افراد حامی حقوق انسانها تقاضا دارم با کالبدشکافی این واقعه تأسف بار تا حد امکان جهت پیشگیری از اینگونه اقدامات ظالمانه به روشنگری بپردازید.با تشکر از صبر و حوصله شما و خوانندگان محترم.

    ———————————–

    سلام دوست گرامی

    مطلب بسیاردرست وبجایی است. وپاسخ آن این است که ازهمان روزی که این دوجوان اعدام شدند، قاتلی به اسم شیخ صادق لاریجانی به فهرست قاتلان افزوده شد. ما ازاو نخواهیم گذشت. اوبدون این که دادگاهی تشکیل شده باشد یا قبل ازدستگیری اینها حکم به اعدام داده بود.

     
  33. میگم نوری زاد گذشته ی خودت یادت رفته توهم از قماش اکبر گنجی بودی حالا که دستت رسید وچند تا زن ودختر رو گول زدی اومدی پای حساب وکتاب شدی موعظه گر دزدی هایی که از سپاه کردی رو جواب بده

     
  34. این گفته ها در این زمان بسیار با ارزش اند اما کو گوش شنوا ما به گدائی بد بختی و نکبت عادت کردیم آقای دکتر ولی از شما بسیار متشکرم برای تعهدتان

     
  35. ما نمی دونیم کدامیک از عقاید این جماعت را باور کنیم حقا باطل چند فریب است. شما به خاطر نقض حکم شریعت اسلام و اعدام چند زور گیر جانی مزاحم نوامیس این گونه ساحت مرجعیت شیعه که حیات و پویایی شیعه بسته به ان ها هست رو مورد تازش قرار میدید. دور نیست زمانی که قران ها هم برای این طایفه دشمنی با خرده فرهنگ باشند و این جسارت به ساحت قران کریم هم وارد شود. که چرا زور گیر اعدام می شود و چرا فرقه ی ضاله جمع می شود. نوری زاد تو در ان دنیا جواب کسی را می دهی که به اباطیل این دراویش ایمانش را از دست داد. گیریم مراجع در سکوت باشند امیر المونین در برابر گردنکشان و ائمه ی اطهار در برابر جابران تقیه و سکوت کردند بی شک (بی شک بی شک بی شک) این طایفه دستش می رسد فردا سکوت ائمه را نیز باطل می داند. به خدا ما دیگر مظلومیت بر شیعه را تحمل نمی کنیم. اخر زمین خدا که فراخ هست . بحمدلله از هر اجنبی و زانی وهابی صلیبی و یهودی و هر فرقه و ضاله ای در خارج برای شما دلار ها حمایت ها تریبون ها و … فراهم می شود. خب مرحمت کنید تمام غیر شیعه جمع کنید بروید خارج بگذارید در این 200 کشور دنیا در یک کشور شیعه نفس بکشد. دریک کشور شیعه سر بریده نشود و بمب 10 تنی بر سرش نریزد و رای هایش را در خیابان با چوب و چماق و تحریم در سرش نکوبند.
    راستی شما تفکر بنیاد گرایی داشته باشید در امریکا اجازه می دهند در دانشگاه درس بخوانید ؟
    راستی شما تفکر بنیاد گرایی داشته باشید امریکا اجازه می دهند در کشور خودتان در دانشگاه درس بخوانید ؟
    راستی شما تفکر بنیاد گرایی داشته باشید سر تا سر عالم را در تعیقیبتان زن و بچه تارومار نمی کنند ؟
    چطور جمهوری اسلامی به دشمن خود و به دشمن ملت کرسی دانشگاه بدهد ؟ کرسی هایی که داده شد دیدیم چه شد جز از مزدوری و جاسوسی؟
    در اخر شنیده بودیم صدای امریکا مصاحبه می کردی. اسم شیعه را می اوری حداقل غیرت داشتی وقتی اجنبی ضد نه ایران ضد شیعه حرف زد انجا دو تا ایه می خواندی رسوایش می کردی به خاطر دشمنی با ملت حاضرید به ننگ هر تریبونی در ایید ؟

     
  36. سلام اقای دکتر مطلب جدید موسیقی و رقص و مرجعیت را خواندم برایم جالب بود و بسیاری از حرف های دل من و خیل عظیمی از مردم است.چند سوال به ذهن رسید می خواستم از شما دوست گرامی بپرسم.1.اقای دکتر در یکی از نامه هایی که به شما رسید فرزند اقای موسوی لاری گفته که شما و مهدی خزعلی از جمله کسانی هستید که به نقد منصفانه اقای خمینی هم پرداختید خواستم بپرسم ایا شما کارهای اقای خامنه ای را ادامه مشی و رفتار اقای خمینی نمی دانید؟مگر فراموش کردیم اقای خمینی در روز ورودش به بهشت زهرا وعده مجانی شدن پول اب و برق و اتوبوس و ساختن خانه برای مردم ایران دادند و بعد از سی سال همین احمدی نژاد دیکتاتور وعده پول نفت سر سفره مردم و دادن سهام عدالت و مسکن مهر و ایجاد 2/5 میلیون شغل و . . .را داد.مگر اقای خمینی نبود که با تمام خوبی هایش در فرمان هشت ماده ای خود اعلام می کند که ما در دوران جنگ کارهایی دادیم که از این به بعد نباید انجام بدهیم مگر ایشان نگفتند که حفظ نظام اوجب واجبات است و با توجه به همین حرف اقای خامنه ای که اقای مصباح را مطهری زمان نامیدند بنا به گفته مصباح برای حفظ نظام حتی اگر نیاز باشد باید به مخالفین و دشمنان تجاوز کرد و انان را کشت.مگر همین اقای خمینی نبود که در دوران رهبریتش 4 مرجع تقلید که معروفترینشان اقای شریعتمداری را که اقای خمینی جان خود را مدیون ایشان بود توسط ماموران چماق خود به توبه گناهان نکرده هم وا داشتند و ایشان حرفی نزدند.مگر همین اقای خمینی نبودند که در مورد اقای منتظری و طالقانی و بازرگان و حزب نهضت ازادی برای کوبیدنشان سنگ تمام گذاشتند و دست ری شهری و احمد خمینی و تیم مافیایی این افراد لحظه ای از حمایتشان دریغ نکردند.مگر اقای خمینی نبودند که در تابستان سال 67 دستور اعدام هزاران زندانی را که حکم دادگاهی انان زندان بود به دار اویخت و امروز یک دیوانه ای چون جنتی و حسینیان رسما در تریبون های کشور از اعدام منتقدان همچون دهه 60 سخن می گویند پیرو کسی چون ایشان هستند.اقای دکتر مگر ایشان نبودند که ولایت فقیه را در قانون چپاندند و امروز توسط همین پایه گذاری غلط خدا هم نمی تواند از امام یا بهتر بگویم خدا خامنه ای انتقاد کند.اقای دکترمن فقط می خواهم بگویم که شما و نسلتان که پدران ما جوانان هستید برایتان کمی سخت است که کمی تیغ تیز نقد مردم و مخصوصا جوانان این نسل شخصیت کسی چون اقای خمینی را بگیرد چون ایشان مراد شما و پدران ما جوانان در دهه 60 بود و برایتان نقد ایشان کمی سخت است.اما چون نیک می دانم که شما از ساختن هاله تقدس دروغین حول افراد همچون بسیاری از جوانان متفر هستید خواهش می کنم حساب اقای خمینی را در بسیاری از زمینه ها از حاکمان فعلی جدا نکنید چرا که ایشان با همه تفکرات بدیع خود پایه گذار این فلاکت امروزی ما هستند و مراد حضرات حاکم.لذا از شما می خواهم در مورد ایشان به سخنانم همچون همیشه با انصاف و بدون جانب داری از روی حب و بغض پاسخ دهید.با احترام صدرا

    ————————–

    سلام صدرای گرامی. چشم. بوقتش
    با احترام

     
  37. اميدوارم هميشه پايدار باشی و با قلم زيبايت دلمهايمان را گرم کنی. با تشکر

     
  38. آقای نوری زاد، این عکسها را نگاه کنید و به وعده های احمدی نژاد که نه، امام خمینی در اوایل انقلاب(بهشت زهرا) بیاندیشید:
    http://mediacenter.dw.de/persian/search/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AC+%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C/searchType/F/image/3/

     
  39. دقت کردین چه کشور بی ثباتیه این آمریکا؟

    صبح پولش یک قیمته، ظهر یک قیمت ، و شب یک قیمت دیگر …

    فکر کنم ما تنها ملتی هستیم که از ضایع شدن رئیس جمهورمون تو صحنه بین الملل حال میکنیم … !!

    در مکاتب دیگه، مُبلغهای دینی روابط جنسی رو برای خودشون حرام میدونن ولی برای بقیه مردم حلال، اما در مکتب ایرانی روابط جنسی برای مُبلغ دینی حلاله ولی برای بقیه مردم حرام!

    اون قدیما، چند نفر اومدند و بتها رو شکستند و گفتند خدا را بپرستید، ولی بعد ازمرگشون، در مکتب ایرانی، ما قبر خود اونها رو بت کردیم و پرستیدیم!

    همه جای دنیا تبعید میکنن،تو ایران ممنوع الخروج

    خودشونم میدونن اینجا کجاست!!!

    — ای شهر شحنه‌خیز چه مشکوکی، چه کافه‌های خلوت متروکی

    گردوی سرنوشت چرا پوکی؟ از روز و روزگار پشیمانم

     
  40. Khedmat shoma eradat daram

    Akhiran ba shoma va websitetoon ashena shodam va shadidan be shoma va neveshtehatoon, sohbatatoon alaghehmand shodam. bazi az gofteha va file hayeh soti shoma man ra saatha be geryeh vadasht. Doostat daram va barayeh movafaghiat va salamati shoma arezoo mikonam. shoma sanbol yek mosalman agah va jasoor hastid. Man haghir ham ghablan heyat elmi boodam keh aknoon dar kharej az iran zendegi mikonam. az shoma sepasgozaram.
    majid
    —————————

    سلام دوست گرامی

    هرکجا هستید سلامت وشاید وسرشارازامید باشید وبرای بازآمدن به ایران عزیز خود را مهیا کنید

    به امید دیدار

     
  41. سلام و درود بر آزاد مرد بزرگ ایران.

    برادر عزیزم، جناب آقای نوری زاد

    مطلب ” در باره حجاب و رقص و موسیقی و مرجعیت ” شما را چند بار خواندم. جز ندای انسانیت و شرف و وجدان و مروت و آزادگی ندیدم و اگر همان مراجع نامبرده کمی آینده نگر بودند و نشانی از دین و آیین مورد نظر خود در آینده این سرزمین می خواستند، همان می کردند که شما از ایشان خواسته بودید و آن هم احترام به آداب و سنن و پوشش منطقه ای و ملی و همچنین ادیان و آیین های موجود در همین سرزمین است. اما چه فایده مغز ایشان از قال فلان و قال بهمان آنقدر پر است که فضایی برای دریافت این راهکارهای انسانی نمانده است. بقول فرنگی ها ” اول باید فنجان مغزت را از مفروضات و باورهای کهنه قدیمی خالی شود تا فضا برای دریافت مطالب جدید فراهم آید. بقول فرنگی ها:

    Empty your cup

    فنجانت را خالی کن!

    شعری است به نام “پایان” به نقل از برتولت برشت شاعر آلمانی و آن اینکه:

    اول به سراغ یهودی‌ها رفتند

    من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم .

    پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند

    من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم .

    آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند

    من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم

    سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید

    کمونیست نبودم، بنابراین اعتراضی نکردم .

    سرانجام به سراغ من آمدند

    هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند

    وضعیت امروز جامعه ما تفسیری از همین شعر این شاعر آلمانی است. برای همین همیشه ترجیح دادم انسان با وجدان باشم تا یک دیندار سر فرو برده در احکام و رساله و البته راههای در رو و کلاه شرعی برای طلب دنیای خودم به ضرر دیگران.

    تحسین می کنم این مجاهدت شما را، چه اینکه می دانم سخت مورد هجمه خشک مغزان و متعصبین مذهبی هستی، فقط بخاطر اینکه مانند آنها فکر نمی کنی و نه برای اینکه خدا و پیامبر و دین و مذهب آنان را قبول نداری!

    رگبار کلمات در این نوشته کاملا هویدا بود. مصداق ” آنچه که ما لازم داریم صراحت است” و همچنین کامنتهای بازدید کنندگان از سایت تاییدی است بر اینکه صدها و هزاران نوری زاد در حال خلق شدن است. نوری زاد هایی با دین و مذهب و نژاد و زبان متفاوت ولی مشترک در وجهی بنام انسانیت و شرف و آزادگی.

    و این روزها ،

    هزاران نوری زاد در این مملکت در حال خلق شدن است

    بدرود

    با سپاس

    کاوه-4 بهمن 1391

     
  42. تمام حرفهات درسته دست خدا به همراهت

    تمام حرفهات درسته دست خدا به همراهت

     
  43. سلام بر شجاترین بزرگمرد تاریخ ایران زمین،استاد نوریزاد.این مثلا مراجع دولتی که همگی جیره خور و رانت خوار این حکومت مثلا اسلامیند،از شیعه بودن فقط صلح امام حسن وتقیه کردنو برای حفظ عمر مثل کلاغشون(که 300ساله)برگزیدن و قیام امام حسین رو وا نهادن.از امثال /////…..چه انتظاری میتوان داشت؟بخدا که اینا نه تنها روحانی نیستن،که جسمانی هم نیستن.فقط اینو میدونم که موجوداتی از نوع دیگرن.حیف اسم مرجع که آدم رو اینا بذاره.جهت اطلاع هموطنان عزیزم بگم که تلویزیون ترکیه فیلم عشقبازیه کامران دانشجو(که اینقد دم از حجاب و اسلامی کردن دانشگاه میزنه و مدرکش هم جعلیه و مورد سوء استفاده و باج خواهی حکومت قرار میگیره)با آزاده اردکانی در آسانسور را اول صبح بنام دولت اسلامی پخش کرده و در سایت پارس دیلی نیوز هم هست.حالا ببینین که این مثلا مراجع مرتجع که واسه حجاب خودشونو خفه کردن چه واکنشی نشون میدن؟……………….

    http://www.ask.com/web?l=dis&q=%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3+%D8%AF%DB%8C%D9%84%DB%8C+%D9%86%DB%8C%D9%88%D8%B2+%DA%A9%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86+%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88&o=APN10645A&apn_dtid=^BND406^YY^SA&shad=s_0046&gct=hp&apn_ptnrs=AG6&atb=sysid%3D406%3Auid%3Dda6eddf36db51f4e%3Auc%3D1359001440%3Ab%3DSearchnu%3Asrc%3Dhmp%3Ao%3DAPN10645A

    ………………………
    سلام اقا مجید گرامی
    به این فیلم ها اعتمادی نیست. شاید ایشان نباشند. شاید یکی است که شبیه این آقاست. البته کشف این که این آقا دانشجوست برای برادران اطلاعات به دوثانیه بند است. منتها مهندسی انتخابات یک طرف، این صحنه ها هم یک طرف. خلاصه کامران دانشجو اطلاعاتی دارد که اگر منتشربشود بد می شود

    با احترام

    .

     
  44. magar nah inasst keh bar tebghe ravale shiei dar barabare zolmo setam va az dasst raftane din bayad fatva dad va hatta jahad kard.pass koja hasstand ayatollah haye kalleh gondeh keh inhameh jenayat ra mibinand amma tarjih midahand keh taghieh konand va migozarand gorgha mardome ma ra bedaran. agaye Nouri zad barha az chand taa az in ayatollah ha khastehand paa pish begozarand amma darigha az yek nafareshan.bedoone tardid inha hamegi tar va khoshkeshan hizomhaye khizesh baediyeh mardom khahand bood.va vaghean beh in namayandegane din mashkookam.pirouz bashid agaye Nouri Zad

     
  45. خب! اینها که گفتید اگر درست باشه چه ربطی به بحث موسیقی و حجاب داره؟! شما برو از ایت الله صانعی بپرس ببین اجازه رقص و آواز رو می ده؟ فتاوای آقای منتظری هم که دم دست هست.

    ………………………….

    سلام رهگذرگرامی
    بحث من دراین مقال، نگاه کلی به رویه هایی است که به اسم دین به ما حقنه شده است. والبته هیچ ربطی نیز به دین ندارند. ما کی باید به حقوق مردم بها بدهیم؟ مردمی که ما را قبول ندارند. وطریق دیگری برگزیده اند؟ خود شما درخارج ازایران دوست دارید با شما چگونه رفتارکنند؟ جزاین که حقوق شیعی شما را به رسمیت بشناسند؟ وشما را بعنوان یک انسان دارای حقوق انسانی ومدنی بدانند؟ مهم این است که ما درایران اسلامی، پای برحقوق فردی وجمعی مردم نهاده ایم. مهم این است دوست گرامی

    با احترام.

     
  46. مگر دینی و شیعه و ایرانی مانده که مرثیه سرایی کرد.آیا گوش شنوایی هست .آیا زبان و صدایی در حلقوم مانده که بشود صدایی زد. ؟؟

     
  47. احسنت بر شما حقیقتا به این دشمنان دین باید گفت (لا اعبد ما تعبدون)

     
  48. هموطنان من به نظر شما کی میخواد جواب هزینه هایی که مردم ما تو سال 57 دادن رو بده.کی میخواد جواب جوونایی

    که در جبهه واسه ازادی و ابادیه مملکت خون دادن رو بده.این لطماتی که به دین زدن خیلی فراتر از اینهاست که در

    ظاهر ملومه.عقلانیت زمانی که تو این مملکت مرد همه چی از بین میره.اما یه چیز واسه ما نسل جوان نباید بمیره

    اونم امید به ازادیه. اگه حاکمان نالایق امروزی این مرز و بوم به حقوق مردم احترام نمیزاره ما مردم نباید مثل حاکمیت باشیم

    وباید به حقوق همدیگه احترام بزاریم.بذر یه جامعه سکولار با تمام گرایشات سیاسی و عقیدتی رو در خودمون رشد بدیم

    اول باید از خودمون شروع کنیم.نباید حق همدیگر ولو کوچکترین آن رو ضایع کنیم.بی تفاوتی مارو به ایجا کشونده.همین

    ما باید مانند نوریزاد هانسبت به حقوق مدنی خودمون و هم وطنانمون حساس باشیم و به موقع وارد عمل بشیم و افشا

    گری کنیم.یادمون نره که هزاران نفر به خاطر ازادی ایران و ایرانی در زندان دارن هزینه های گزاف روحی (حالا جسمیش

    به کنار) میدن.باور کنید به خدا بغضم میگیره وقتی میبینم کشور های همسایه دارن در همه عرصه ها پیشرفت میکنن

    ولی کشور عزیز من داره در جا میزنه.پس همه باید به خاطر همه باهم باشیم نه به خاطر منافع شخصیمون.به امید

    یه حرکت مدنی عظیم و بی سابقه

     
  49. هموطنان من به نظر شما کی میخواد جواب هزینه هایی که مردم ما تو سال 57 دادن رو بده.کی میخواد جواب جوونایی

    که در جبهه واسه ازادی و ابادیه مملکت خون دادن رو بده.اینا لطماتی که به دین زدن خیلی فراتر از اینهاست که در

    ظاهر ملومه.عقلانیت زمانی که تو این مملکت مرد همه چی از بین میره.اما یه چیز واسه ما نسل جوان نباید بمیره

    اونم امید به ازادیه. اگه حاکمان نالایق امروزی این مرز و بوم به حقوق مردم احترام نمیزارن ما مردم نباید مثل حاکمیت باشیم

    وباید به حقوق همدیگه احترام بزاریم.بذر یه جامعه سکولار با تمام گرایشات سیاسی و عقیدتی رو در خودمون رشد بدیم

    اول باید از خودمون شروع کنیم.نباید حق همدیگر ولو کوچکترین آن رو ضایع کنیم.بی تفاوتی مارو به ایجا کشونده.

    ما باید مانند نوریزاد هانسبت به حقوق مدنی خودمون و هم وطنانمون حساس باشیم و به موقع وارد عمل بشیم و افشا

    گری کنیم.یادمون نره که هزاران نفر به خاطر ازادی ایران و ایرانی در زندان دارن هزینه های گزاف روحی (حالا جسمیش

    به کنار) میدن.باور کنید به خدا بغضم میگیره وقتی میبینم کشور های همسایه دارن در همه عرصه ها پیشرفت میکنن

    ولی کشور عزیز من داره در جا میزنه.پس همه باید به خاطر خودمون باهم باشیم نه به خاطر منافع شخصیمون.به امید

    یه حرکت مدنی عظیم و بی سابقه

     
  50. اگه چند نفر ادم شجاع و بی باک مثل شما داشتیم کشور اوضاع بهتری داشت.

     
  51. افرین دلاور

     
  52. قربان ریختت، همیشه این قدر تاخیر داری برای درک همه موضوع ها؟

     
  53. عالی بود .عالی…

     
  54. از مراجعی که از فرهنگ تقیه بابرداشت ناقص و متحجر خودشان ،تمکین به زور و //// را برداشت کرده اند ، که در این 24 سال می بینید و هرفلاکت و تسلیم وزبونی را در حدیثهای مجعولی که در این کتابهای نسل مغلوب در هجوم عرب و مغول و افغان و ……..بسیار یافته میشود و از پشتوانه سنتی مقدس وهزاران ساله نیرومیگیرد چه توقعی میشود داشت . دستگاههای صفوی وقاجاری و انبوه مجتهدان آنچنانی برای بزک کردن حکومت وقدرت بیکار نبوده اند و اینک توجیه هر نامردمی بسیار آسان و مجیزگوئی و کاسه لیسی جزئی از فرهنگ این نوع از تشیع شده است

     
  55. در خاطرم زنده شد یاد شهیدان بزرگوار همت وباکری ها
    قلمت استوار و راهت پررهرو باد
    واقعا مانند میرحسین عزیز وکروبی بزرگوار ثابت قدم هستی.

     
  56. نوریزاد عزیز و بسیار گرامی و دوست داشتنی . فقط باید بگویم اگر مردانگی و شجاعت صفت مردان است تو مردترین مردها هستی . با تمام وجود و تمام احساسم برای شما دعا میکنم و هر نوبت نماز اولین خواسته ام سلامتی برای شماست . و با تمام فهم و توانم سعی در انعکاس نوشته هایتان دارم . دستت را از دور برادرانه میفشارم . گریه امان نداد . بدرود

     
  57. حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی از مراجع معظم تقلید در 15فروردین سال – 1390- شعری
    سروده اند. متن این سروده که توسط حجت الاسلام والمسلمین رسول جعفریان منتشرشده به شرح زیر است:

    ما را ز کورش و کی و جم اعتبار نیست
    فخری به داریوش و به اسفندیار نیست

    مرده است دور رستم و سیروس و کیقباد
    ما را به جاهلیت آن دوره کار نیست

    در سایه محمد و آل محمدیم
    برتر از این برای بشر افتخار نیست

    ابنای دین و سوره توحید و کوثریم
    بر دل ز کفر و شرک و شرارت غبار نیست

    اسلام، اعتقاد و نظام و هویت است
    هر کس نداشت در دو جهان رستگار نیست

    اندر دژ ولایت و حصن امامتیم
    مانند این حصار به گیتی حصار نیست

    ما امت عدالت و صلح و اخوتیم
    در ما نفاق و شیطنتِ دیو سار نیست

    از جاهلیت مجوس نگیریم رسم و راه
    ما را به جز ولایت مهدی (ع) شعار نیست

    اعلام «ان اکرمکم» باشد این پیام
    در کیش ما به رنگ و نژاد اعتبار نیست

    گر مدعی تلاش به توهین ما کند
    با او بگو که از تو جز این انتظار نیست

    تو باش و هفت خوان و خرافات و ترّهات
    راهی که می‌ روی ره پروردگار نیست

    زنده است دین احمد (ص) و قرآن و اهل بیت (ع)
    اکمل از آن طریق سوی کردگار نیست

    یارب رسان امام زمان منجی جهان
    فرّخ، زمان او که در آن، کار عار نیست

    پر می‌ کند ز عدل به امر خدا زمین
    بهتر ز عصر دولت او روزگار نیست

    آئین دین مداری و تقوی شود رواج
    رسم فساد و شرب مدام و قمار نیست

    مؤمن عزیز گردد و کافر شود ذلیل
    مرد خدا به دوره او خوار و زار نیست

    آبها را کوفته ام،
    هاون را آویخته
    ،تو هنوز نیامدی

    پاسخ یک هموطن

    گفتي تورا به كوروش وجم اعتبار نيست
    الحق كه راست گفته وشكّي بكار نيست
    ///

     
  58. مطلب شما را خواندم…نتیجه گیری که کردید به نظر ناصواب است. چون بر طبق این استدلال اگر حضرت رسول (صلی الله علیه و علی آله و سلم) الان اداره حکومت را در دست داشتند علی القاعده به افراد همجنس باز اجازه میدادند که به رسم خود باشند، به شرابخواران و قماربازان و …. اجازه میدادند بر سنت خود باقی بمانند … به اکثر مردم دنیا اجازه میدادند نیمه عریان در انظار عموم ظاهر شوند…و و و
    من فکر میکنم وظیفه مومنین طبق این آیه “الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ” حج آیه 41 اجرای احکام الهی و برقراری فضای ایمان و عدالت است تا انسانها در آن فضا بتوانند رشد کنند. البته قبول هم دارم که در برخی موارد تند عمل شده است ولی قبول کنید که املای نانوشته غلط ندارد… بهتر نیست که در این مسیر به کمک مومنین شتافته و سعی در اصلاح امور داشته باشیم تا از دست دادن ایمان و خالی شدن از دین؟!!!

     
  59. همه حرفاتون رو قبول دارم انگار از دل من حرف زديد

     
  60. فقط میتونم بگم مطمئن شدم که تو ایران میشه کسی از لحاظ اعتقادی باهات فرسنگ ها فاصله داشته باشه و از حقت دفاع کنه.دست مریزاد آقای نوریزاد.

     
  61. احسان از تهران

    با سلام و درود به جناب نوریزاد، مجاهد نستوه در راه سربلندی ملت و میهن

    راست گفتی دلاور، اینان که ذکر سرور مظلوممان حسین(ع) لق لقه ی زبانشان شده، بخدا قسم بخدا قسم که اعتقادشان به او از نوک زبانهاشان فراتر نرفته…. مگر نه آنست که سرورم حسین با قلبی شکسته تا آخرین لحظات قبل از درگیری با کسانی که جز به ریختن خون شریفشان نمی اندیشیدند از سر دلسوزی سخن میگفت و ایشان را از اشتباه هولناکی که قصد ارتکابش را داشتند بر حذر میداشت… مگر نه آنست که ایشان در آخرین لحظات که سپاهیان دشمن در شرف حمله به ایشان بودند رو به یارانشان فرمودند: ” من شروع کننده جنگ نخواهم بود” مگر نه آنست که ایشان در آخرین لحظات که امیدی به ترک مخاصمه توسط سپاه عمر سعد نمی دید با دلی اندوهگین رو به ایشان کرد و فرمود: ” صدای من را نمیشنوید، حرفهای من در شما تاثیری ندارد اینها همه به سبب لقمه های حرامیست که وجودتان را با آن آلوده اید” آری برادران! ما همه تعلیمات سرورمان حسین را فراموش کرده ایم، ما فراموش کرده ایم که ایشان فرمود: ” اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید” ما فراموش کرده ایم که حسین نه کشته ی یزید و نه کشته ی عمر سعد و نه کشته ی شمر، بلکه کشته ی لقمه های حرام بود. لقمه ی حرام آنقدر قدرت دارد که انسان را در مقابل فرزند رسول خدا قرار دهد چه برسد به دیگران….. حال امروز ریزه خواران این رژیم به سبب لقمه های حرامی که در تن دارند نمی توانند صدای حق را بشنوند و دست از این لقمه های حرام بکشند کسانی که با ندای آزادی و حریت مخالفند از این واهمه دارند که ثروتهایی که با خیانت در امانت بدست آورده اند از دست بدهند بهمین سبب هم هست که صدای مظلومین را به بدترین شکل ممکن خفه میکنند… به همین سبب هم هست که خون مظلومین را بر خود مباح میدانند… اما چرا؟ من به شما میگویم، چون بدون لیاقت و شایستگی به این ثروتها رسیده اند و خود بهتر از هر کس دیگر میدانند که اگر این رژیم ستمگر نابود شود دیگر هنری یا حرفه ای ندارند که بتوانند حتی یکروز شکم خود را سیر کنند… اینها همه عمر را به خیانت در امانت و دست اندازی به ثروتهای این مردم مظلوم گذرانده اند و به لقمه های حرام خو گرفته اند چطور از ایشان توقع دارید که صدای حق را بشنوند آنگاه که فرمود: اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید…..

     
  62. طیب الله. نفست حقه برادر

     
  63. پیرو نوشته ی انسانی شما، از ابتدای دوران نوجوانی در کنار همه ی مشکلات و مسایلی که وجود داشت، یک موضوعی ذهنم را خیلی مشغول خود می کرد. و آن مساله ای که از نظر من بسیار مهم هست این بود چرا فرهنگی که من می بینم و در آن زندگی می کنم، هیچ نشانی از آن در فرهنگ رسمی کشور وجود ندارد.
    نکته ی جالب این قضیه این است که من ساکن یک روستایی بودم که نمی شد مفاهیمی همجون آزادی، حقوق بشر، دموکراسی و … را در آن دید و مردمش در حد متوسط کشور، مذهبی بودند.
    پیرو فرمایش های شما در خصوص فرهنگ های مختلف در گوشه گوشه ی کشو، می دیدم که در حتا مذهبی ترین خانواده ی محل نیز در روز عروسی رقص و آواز و بزن و بکوب مرسومه اما این مساله در فرهنگ رسمی مذموم است. میدیدم مثلا داماد کراوات می زند اما در عروسی هایی که تبلیغات رسمی حکومت نشان می دهد، داماد کراوات ندارد. عروس هم که بماند.
    می دیدم که خیلی از این روستاییان، ریششان را سه تیغه می کنند، اما مسئولین همه ریش دارند. می دیدم که مردان به همراه کت و شلوار یک پیراهن ساده می پوشند اما مسئولین پیراهنشان یقه آخوندی است.
    در شرایطی که از پس دوران سخت دهه ی 60 عبور کرده بودیم، فشار پوشش چادر از روی زنان برداشته شده و دختران جوان مانتو بر تن کرده اند اما زنان تبلیغی حکومت همه چادر بر سر دارند آن هم چادری که باید با دو دست زیر چانه ی خود نگه داری!
    و مهم تر از همه ی اینها میدیدی آنچه که میبینی با آنچه که نشان می دهند تفاوتش از زمین تا آسمان است. از این موارد بسیار می توان اشاره کرد و گفت.
    شاید در ظاهر ساده باشد اما این نمودارترین نشانه ی شکاف بین ملت و دولت یا حکومت است و تا این شکاف هست اوضاع بهتری برای این کشور متصور نیست.
    خوشحالم که پس از سال ها حضور در متن حاکمان، با این دغدغه های انسانی آشنا شدید و برایتان دغدغه شده است. دغدغه هایی که چیز باارزش تری از آن در زندگی وجود ندارد.
    این در حالی است که بسیاری از مردم در رفتارهای متناقض خود غرق اند و به گفته ی دکتر شریعتی، به جای آنکه عاشق مسمی ها باشند عاشق اسم ها هستند. به جای آنکه عاشق راه علی باشند، عاشق معجزه و قیافه و جسم و شمشیر و .. علی اند.
    به جای اینکه بگویند این رفتار و اخلاق خاص هست که به فردی اعتبار و ارزش می بخشد، رفتار و اخلاق را به کناری نهاده و شیفته ی خود فرد می شوند و این بسیار خطرناک است. همه ی اینها به این خاطر است که برای بزرگان دین خود ارزشی فرا انسانی قائلند.
    تنها یک نشانه این است کسانی که در تاسوعا و عاشورا بر سر و صورت خود می زنند، در زندگی روزمره ی خود، رفتار حسین گونه آن هم در سطح خیلی پایین تر از داستان کربلا را بسیار احمقانه نیز می دانند.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

90 queries in 2307 seconds.