سر تیتر خبرها
درس هایی از تاریخ

درس هایی از تاریخ

ما ملتی فهیم، بزرگ، باهوش، با اراده، قوی، غیرتمند و خیلی چیزهای دهن پُرکن خفن هستیم!!! اما یک اشکال کوچک داریم، آن هم اینکه از تمامی علوم رایج فقط تاریخ را بلد نیستیم، که آن هم اصلا مهم نیست و تک ماده می زنیم! و تازه به حول قوه الهی و مدد مقامات عظمی داریم می رویم که کم کم اصلا درس تاریخ و درس-های تاریخ را از بیخ گِل بگیریم و کلا بی خیال شویم این صاب مرده را…

جنگ دوم جهانی اتفاق افتاد. ايران تبديل به پل پيروزی شد. وقتی روسيه پيروز شد، اولين کاری که کرد، اين بود که چون کشور کوچکي بود، تصميم گرفت آذربايجان را هم برای خودش بردارد. آذربايجان و کردستان از ايران جدا شدند
جهت کمی مزاح، درسهایی از تاریخ زرافشانِ مان را مرور کنیم:

 

درس اول: ما يک کشور بزرگ بوديم، روسيه ارتش قوی داشت، دولت ايران بَبُو بود. در جنگ های ايران و روس بخش وسيعی از ايران سابق تبديل شد به روسيه فعلی. به همين دليل ما سه شعار مهم را سی سال می دهيم: مرگ بر آمريکا، مرگ بر انگليس، مرگ بر اسرائيل.

درس دوم: انقلاب مشروطه اتفاق افتاد، مشروطه خواهان که به آنها افتخار مي کنيم، به سفارت انگليس پناهنده شدند، کلنل روس مجلس ملت و کشور را به توپ بست. روس ها پادشاه ديکتاتور را پناه دادند. در تمام مدت انقلاب مشروطه روس ها مخالف مشروطه و انگليس ها طرفدار مشروطه بودند، به همين دليل ما هم مشروطه را دوست داريم، هم شعار می دهيم: مرگ بر آمريکا، مرگ بر انگليس، مرگ بر اسرائيل.

درس سوم: کمونيست ها در روسيه سرکار آمدند، آنها تمام قراردادهای ظالمانه با ايران را می خواستند لغو کنند، اما نکردند. در عوض تصميم گرفتند جمهوری گيلان را ايجاد کنند تا به جای اين که کمونيست های گيلان که فرق کمونيسم با اُزون بُرون را نمی دانستند و پيش نمازشان رهبر حزب کمونيست شان هم بود، بروند به روسيه، روسيه بيايد به گيلان. در نتيجه ميرزا کوچک خان مستقيما بوسيله روس ها کشته شد، سرش را هم فرستادند برای رضا شاه. به همين دليل ما سال هاست شعار می دهيم: مرگ بر انگليس، مرگ بر آمريکا، مرگ بر اسرائيل.

درس چهارم: رضا شاه ديکتاتور بزرگی بود و همه را کُشت، مثلا 53 نفر از اعضای حزب کمونيست را دستگير کرد و يکی از آنها، تقی ارانی، در زندان کشته شد، بعد بقيه اعضای کميته مرکزی، يعنی همان 52 نفر ديگر به روسيه پناهنده شدند و به دليل همين که به روسيه پناهنده شده بودند، در آنجا کشته شدند يا تبعيد شدند يا بيچاره شدند. به همين دليل کمونيست های ايران و ساير ايرانيان که حداقل نيم ساعتی توده ای بوده اند، هميشه شعار می دهند: مرگ بر آمريکا، مرگ بر انگليس، مرگ بر اسرایيل.

درس پنجم: جنگ دوم جهانی اتفاق افتاد. ايران تبديل به پل پيروزی شد. آمريکا و انگليس از روی اين پل رد شدند تا به روسيه کمک کنند، در عوض وقتی روسيه پيروز شد، اولين کاری که کرد، اين بود که چون کشور کوچکي بود، تصميم گرفت آذربايجان را هم برای خودش بردارد. آذربايجان و کردستان يک سال از ايران جدا شدند و به همين دليل روشنفکران و سياستمداران ما هميشه شعار می دهند: مرگ بر آمريکا، مرگ بر انگليس، مرگ بر اسرایيل.

درس ششم: دولت مصدق سرکار آمد، مصدق چون مخالف روسيه بود، به عنوان طرفدار انگليس شناخته شد، اما چون عليه انگليس مبارزه کرد، معلوم شد آمريکايی است. مخالف اصلی مصدق در طول سه سال حزب توده بود، و يک صبح تا شب هم آمريکا کودتا کرد. بعد از کودتا هم اولين دولتی که کودتا را برسميت شناخت، شوروی بود. توده ای ها هم به شوروی پناهنده شدند، تعدادی از آنها در شوروی بيچاره شدند، تبعيد شدند، اعدام شدند و تعدادی از آنها هم زمانی که در شوروي پناهنده بودند، طرفدار اقدامات دولت شاه در اصلاحات ارضی بودند. در نتيجه ما ايرانيان هرگز فراموش نمی کنيم که بايد شعار بدهيم: مرگ بر آمريکا، مرگ بر انگليس، مرگ بر اسرایيل.

درس هفتم: آمريکايی ها انقلاب سفيد کردند، انگليسی ها هم رفتند پی کارشان، حکومت در دهه چهل کاملا دست آمريکا افتاد، روس ها و توده ای ها اصلاحات ارضی را تایيد کردند، توده ای ها مشغول آموختن دروس پزشکی در شوروی شدند، تعدادی از آنها هم در شوروی تبعيد، کشته و يا بدبخت شدند و برخی از پناهندگان به شوروی فرار کردند و اين بار از دست شوروی به ايران پناهنده شدند، در نتيجه روشنفکران ايرانی همواره چپ باقی ماندند و هرگز فراموش نکردند که شعار بدهند: مرگ بر آمريکا، مرگ بر انگليس، مرگ بر اسرایيل.

درس هشتم: در ايران انقلاب مسلحانه آغاز شد. نيروهای مسلح و فداکار، آمريکايی ها را کُشتند، تعدادی از آنها برای جنگ با اسرایيل رفتند. آنها برای کمک به سوی شوروی رفتند، شوروی به آنها گفت که انقلاب مسلحانه کار غلطی است، بهتر است اطلاعات جمع کنند و به شوروی بدهند تا شوروی با آمريکا بجنگد. درست در همان زمانی که اين افراد کشته می شدند، دولت چين و شوروی با ايران روابط درخشان داشت و ايرانيان همواره ياد گرفتند شعار بدهند: مرگ بر آمريکا، مرگ بر انگليس، مرگ بر اسرایيل.

 

مافيای روسی دوست ماست.

درس نهم: انقلاب ايران در سال 1357 اتفاق افتاد، سفارت آمريکا اشغال شد، سفارت اسرایيل محو شد، رايطه ايران و انگليس همواره در تمام اين مدت تيره و تار بود، سفارت روسيه روز بروز بزرگتر شد، سفارت روسيه هم با توده ای ها رابطه داشت، هم با فدایی ها، هم با مجاهدين، هم با حزب اللهي ها، به همه هم می گفت: خط امام بهترين خط از نظر خط شناسی است. توده ای ها و فدایيان در جبهه ای که روسيه در آن به عراق کمک می کرد کُشته می شدند، اما با سپاه و کميته همکاری می کردند، دولت ايران کمونيست ها را دستگير کرد. کمونيست ها از دست جمهوری[حکومت]اسلامی به آمريکا، انگليس و روسيه پناهنده شدند، بعدا از دست روسيه به آمريکا و انگليس پناهنده شدند و در آنجا شعار دادند: مرگ بر آمريکا، مرگ بر انگليس، مرگ بر اسرایيل.

درس دهم: جنگ آغاز شد. صدام حسين کمونيست بود، موشک صدام حسين سوخو و اسلحه اش کلاشينکف و کاتيوشا بود، ما با موشک آمريکايی و توپ آمريکايی و مسلسل آمريکايی عليه کسانی که اسم حزب شان حزب بعث بود، می جنگيديم. در تمام مدت جنگ شوروی به صدام کمک می کرد و به ايران کمک نمی کرد، ما در طول جنگ ياد گرفتيم که صدام آمريکايی است، انگليسی است و اسرایيلی است. در حالی که آمريکا صدام را نابود کرد، اسرایيل هم عراق را بمباران کرد و عاقبت هم دشمن ما را آمريکا و انگليس از بين بُردند و در تمام اين مدت روسيه و ونزوئلا و کوبا آخرين طرفداران صدام بودند. و ما همواره شعار می داديم: مرگ بر آمريکا، مرگ بر انگليس، مرگ بر اسرایيل.

درس يازدهم: شوروی سقوط کرد. امام خمينی سقوط کمونيسم را پيش بينی کرد، روسيه شد بيست کشور و پنج کشور آن در دريای خزر ماندند، زمانی که يک کشور بود و شاه خائن بود، سهم ما از خزر 50 درصد بود، بعد تبديل شد به 20 درصد، بعد رسيد به 15 درصد، بعد رسيد به 12.5 درصد، بعد کمتر شد و کمتر شد، ما مي توانستيم اعلام کنيم که ايران هم تبديل به پنج کشور شده است، و در نتيجه 50 درصد بگيريم، اما ما چون گاز لازم نداريم و نفت داريم و تا زمان ظهور حضرت هم مشکل انرژي نداريم و بعد از آن هم با نور تغذيه مي کنيم، همچنان معتقديم آمريکا و انگليس و اسرایيل بايد از آذربايجان و ترکمنستان و روسيه و تاجيکستان و غيره بيرون بروند تا پای برهنه ما باشد و پوتين که وقتی به تهران آمد، شعار می دهيم: مرگ بر آمريکا، مرگ بر انگليس، مرگ بر اسرایيل.

درس دوازدهم: ما از آمريکا و انگليس و اسرایيل بيزاريم، روسيه از اينکه ما از آمريکا و انگليس و اسرایيل بيزاريم خوشحال است. ما می خواهيم بجنگيم، روس ها به ما اسلحه می دهند و از ما پول می گيرند و ما می گویيم مرگ بر آمريکا، ما می خواهيم در سازمان ملل از انرژی هسته ای دفاع کنيم و چين و شوروی عليه ما رای می دهند و ما می گویيم: مرگ بر انگليس، ما می خواهيم بوشهر را راه بيندازيم و روس ها که طرف قرارداد هستند، راه نمی اندازند و ما می گویيم مرگ بر اسرایيل. ما با مافيا مخالفيم، در نتيجه با اروپا می جنگيم و مافيای روسی دوست ماست. ما با آمريکا مخالفيم، در نتيجه روسيه از دشمنی ما با آمريکا پول در می آورد، ما با اسرایيل مخالفيم، در نتيجه روسيه هم به ما اهانت می کند، هم پول ما را می گيرد. فردا پوتين به تهران می آيد تا مثل تمام اين 150 سال پاهای برهنه ملت را له کند، و ما بايد يادمان نرود که حتما شعار بدهيم: مرگ بر آمريکا، مرگ بر انگليس، مرگ بر اسرایيل

ما ملتی فهیم، بزرگ، باهوش، با اراده، قوی، غیرتمند و خیلی چیزهای دهن پُرکن خفن هستیم!!! اما یک اشکال کوچک داریم، آن هم اینکه از تمامی علوم رایج فقط تاریخ را بلد نیستیم، که آن هم اصلا مهم نیست و تک ماده می زنیم! و تازه به حول قوه الهی و مدد مقامات عظمی داریم می رویم که کم کم اصلا درس تاریخ و درس های تاریخ را از بیخ گِل بگیریم و کلا بی خیال شویم این صاب مرده را….

لینک منبع این مقاله

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

14 نظر

  1. علی آقا با سلام مادر بزرگ منهم که اهل کویر سمنان است همین مطلب شما را میگفت ولی او میگفت ذغال و پوسته تخم مرغ در چاله ها میریختند

     
  2. brhtarin va monsefane tarin matlabi ke ta behal khandeam,sepas az norizad aziz va gerami

     
  3. تاریخ را چه کسی و با چه شرایطی و با چه اسناد ومدارک مستند و واقعی نوشته است .شما را به خدا کتاب تاریخ معاصر سوم دبیرستان رامرورکنید !!.. آقای ولایتی طبیب ، سیاست مدار ، تاریخ نویس ، … تو را به خدا جمعش کنید که هرروز در کلاس شاهد استفراغ جوان می باشم ،این چه خزعبلاتی است که به خورد جوانان می دهید . صدهااسم روحانی ودریغ از یک غیر روحانی مگر تاریخ را و نهضت مشروطیت را و ملی شدن نفت را و قیام سی تیر را ….همه وهمه را روحانیت باعث شد ه …

     
  4. سلام ما تنها ملتی در تاریخیم که قمه بر سرمان میکوبیم و افتخار میکنیم بر صحابه پیامبر لعنت میفرستیم افتخار میکنیم یک ////را هم شان یک پیامبر بالا میبریم و افتخار میکنیم و بالخره از یک//// تقلید میکنیم و باز افتخار میکنیم کی این افتخارها تمام خواهند شد .

     
  5. “حکومت در دهه چهل کاملا دست آمریکا افتاد،”
    جناب نوری زاد . از شوخی گذشته ، ممکن است در باره این شعار که به عنوان مجوزی برای به قدرت رسیدن امام راحل عمل کرد و هنوز هم تکرار میشود ، قدری توضیح دهید . پنج دهه از دهه چهل فاصله گرفته ایم و شور انقلابی هم معلوم است که چه به سرش آمده است . آنچه که شرق از ایران و غرب از همسایگان عرب ما به برکت ظهور و حاکمیت امام و جانشین بر حق ایشان برد ، را مقایسه کنید با آنچه را که آمریکا از سال 32 تا 57 از این کشور برد .
    درآمد نفت ایران در دوران رئیس جمهور برکشیده رهبر هفت برابر درآمد نفت ایران از حفر اولین چاه نفت تا سال 57 بوده است ، که تمامش بیواسطه و با واسطه به کیسه بیگانگان ریخته شده است .
    گیریم که ایران در زمان شاه تحت سلطه آمریکا بود و با اسرائیل هم روابظ حسنه داشت ، درست . حداقل کشور که اسما متعلق به ملت ایران بود ، نه ملک امام غایب و تیول نایب برحقش ، مردم ایران که موالی نبودند . امارات عربی که جرئت شاخ و شانه کشیدن برای ما را نداشت . قصد دفاع ازدیکتاتور سابق را ندارم ، منظورم این است که واقعیت ها گفته شود ، تاوان شعار ها را داده ایم و معلوم نیست تا کی هم باید بدهیم .

     
  6. احسنت به شما

     
  7. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﻦ ﻣﺸﻜﻞ اﺻﻠﻲ ﻣﺎ اﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﻛﻮﺩﻛﻲ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﻴﺸﻪ. ﻭﻗﺘﻲ ﺁﺩﻡ ﺗﻮ ﺑﭽﻪﮔﻲ ﺳﺮﻛﻮﺏ ﺑﺸﻪ ﻛﻮﭼﻴﻚ ﺑﺸﻪ ﭼﻨﺎﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﻣﻴﺸﻪ ﻛﻪ ﺣﺎﺿﺮﻩ ﺑﺮاﺵ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﻱ ﺑﻜﻨﻪ
    ﺧﻮﺩﺵ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﻨﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﻮﺩاﺳﺖ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﻲ ﻛﻪ ﻋﺎﺷﻘﻪ ﻗﺪﺭﺗﻪ اﻳﻨﺠﻮﺭﻱ ﻣﻴﺘﻮﻧﻪ ﻛﺴﻲ ﺑﺎﺷﻪ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻮ اﮔﺮ ﻋﺮﺿﻪ ﺩاﺭﻱ ﻳﻚ ﻛﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺭاﻩ ﺑﻨﺪاﺯ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺟﻮاﻥ ﺭﻭ ﺑﺒﺮ ﺳﺮ ﻛﺎﺭ ﺷﺎﻳﺪ ﺭاﻩ ﺯﻧﺪﮔﻲﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﭘﻴﺪا ﻛﻨﻦ ﻣﻴﮕﻪ ﻧﻪ ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩاﺭﻡ ﻫﻤﻮﻃﻨﺎﻣﻮ ﻛﺘﻚ ﺑﺰﻧﻢ اﺭﺷﺎﺩ ﻛﻨﻢ و اﻳﻨﺠﻮﺭﻱ ﺭﺿﺎﻳﺖ ﺧﺪا ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﻴﺎﺭﻡ ﺑﺎ ﻛﻤﻚ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻣﻠﻴﺎﺭﻫﺎ ﺩﻻﺭ ﺧﺪا ﺑﻬﻢ ﺧﻮاﻫﺪ ﺩاﺩ ﺑﻌﺪ ﻳﻪ ﻣﻘﺪاﺭﺷﻮ ﻣﻴﺪﻡ ﺑﻪ ﻓﻘﻴﺮ ﺑﻴﭽﺎﺭﻩﻫﺎ ﻫﻴﻴﺖ اﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﻫﻢ ﺭاﻩ ﻣﻴﻨﺪاﺯﻡ ﺑﺮا اﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﻢ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﻛﻪ ﻳﻪ ﻗﻂﺮﺵ ﻫﻤﻪ ﻛﻨﺎﻫﺎﻧم ﺭا ﭘﺎﻙ ﻣﻴﻜﻨﻪ ﺁﺧﺮﺵ ﻫﻢ اﮔﺮ ﺗﺮ ﻣﺎﻟﻲ ﺑﺸﻪ ﺟﻮاﺏ ﺧﺪا ﺭا ﺩاﺭﻡ ﻣﻦ ﻧﻴﻴﺘﻢ ﺧﻴﺮ ﺑﻮﺩ ﺣﺎﻻ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﭼﻪ ﺷﺪ ﺑﻪ ﻣﻨﭽﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺗﻜﻠﻴﻔﻢ ﻋﻤﻞ ﻛﺮﺩﻡ. ﺭاﺳﺘﻲ اﻣﻴﺪﻭاﺭﻡ اﺑﻦ ﻣﻠﺠﻢ ﺭﻭ ﺗﻮ اﻭﻥ ﺩﻧﻴﺎ ﺗﻮ ﺑﻬﺸﺖ ﻧﺒﻴﻨﻢ

     
  8. تاریخ روی نقشه اول اشتباه است. صحیح آن BCE 500 است که می شود 500 قبل از میلاد.

     
  9. i loved it was done beautifully

     
  10. چقدر گرفتي ناقلا

     
  11. ما در زمان دکتر مصدق فروش نفتمان کاهش پیدا کرد مقداری طلا نزد روسیه مخالف امریکا داشتیم که اگر میدادند پشتوانه اسکناس بود که ندادند بعد از گودتا به دولت دست نشانده امریکا با نخست وزیری زاهدی خائن دادند ما میگوئیم مرگ برامریکا مرگ بر انگلیس مر بر اسرائیل

     
  12. باسلام و تشکر از جناب نوزیزاد . از اینکه دوسه روز است هرروز مطلبی می نویسید و جای نوشته های آقای خزعلی که هنور در زندان و انفرادی هستند را جبران میکنید سپاسگزاریم . انشاءا.. هرچه زودتر زندانیان دربند رهایی یابند و مملکت از این وضعیت نجات یابد . باتشکر مجدد از شما . سلامت و تندرست باشید .

     
  13. یادم می آید پدر و مادر بزرگهای ما در منطقه خراسان می گفتند سربازان روسی هر چندکیلومتر چاله می کندند داخل آن ذغال میگذاشتند پرسیدم چرا .گفتند اگر روزی روزگاری جنگی شد آنان به ما ثابت کنند این قسمتها جزء کشور روسها هست خوشا به غیرتمان .دستی دستی و با احترام کشور و با ثروتش تحویل آقایان می دهیم .

     
  14. آقای نوری زاد ما از تارخ فقط حادثه عاشورا را بلدیم اونهم خیلی از قسمتهایش بدست این آخوند ها و مداح های کودن ما اختراع شده و اصلا واقعیتی ندارهد.
    انشاالله این امام زمان ما میاد همه چی درست میشه آقای نوری زاد غم نخور،ماتاولی امر مسلمن رو داریم مشکلی پیش نمیاد(این جزای ملتی هست که وقتی در آذربایجان مردم از سرما میمیرند میایند ضریح طلایی برای قبر حسین درست میکنن هنوز روی قبر نگذاشته دورش میگردن ،این جزای مردم بی فکری هست که خدا رو ول کردن و دارن برای امام حسین عزیزمان که 1400 سال پیش بخاطر اهداف خودش شهید شده خودشون رو میزنن آقای نوری زاد این کشور کشور مرده هاست تو این کشور مرده ها از زنده ها بیشتر ارزش دارن تو این کشور چیزی به نام خدا نیست خدای ما شده حسین، رضا ،،علی ،خمینی و امام زمانی که معلوم نیست کی بیاد،واقعا من که تحصیل کرده های خودمون رو میبینم که اینقدر بی فکر و کودن هستن و حتی یک ذره فکر نمیکنن از غصه به قول شما در خود مچاله میشوم ، تا زمانی که ما این فرهنگ مرده پرستی رو به خدا پرستی و تعقل تبدیل نکنیم سرنوشت ما این خواهد بود )

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

97 queries in 1473 seconds.