سر تیتر خبرها
کاش آقا مجتبی هم شلاق می خورد!

کاش آقا مجتبی هم شلاق می خورد!

پیمان عارف، مهدی خزعلی، و بسیاری از زندانیان بی دلیل این روزهای بخت برگشتگیِ ما، سالها پیش همین روزها را می دیدند. آنان با به مخاطره انداختن خود و خانواده هایشان به حاکمیت می گفتند: این ره که تو می روی به گورستان است.

رفته بودیم منزل دکتر مهدی خزعلی. به ملاقات خانواده ای که مردشان در زندان است و هیچ خبر موثقی از او و سرانجام او ندارند. در میان ما، پیمان عارف نیز بود. جوانی فهیم و پاک نهاد و با ادب، که به جرم توهین به احمدی نژاد شلاق خورده است. من پیش از این درباره ی شلاق خوردن این جوان چیزهایی شنیده و چیزهایی خوانده بودم. اما همانجا با حضور همسر و فرزند دکتر خزعلی از چگونگی شلاق خوردنش پرسیدم. مختصراً توضیح داد.

این جوان، آنقدر با ادب است که من همانجا باور کردم او نه بخاطر توهینش به احمدی نژاد، و نه بخاطر مواضع منتقدانه اش به حاکمیت، بل بخاطر ادب فراوانش بوده که هفتاد و چهار ضربه شلاق خورده است. بله، بخاطر ادبش. که در تعریف حاکمیت، مؤدبان و فهیمان مجرمند. او اگر بی ادب بود اما در خدمت حاکمیت، هرگز کسی را جرأت اعتراض نبود، چه برسد به این که درست ساعتی پیش از آزادی از زندان، بخوابانند و شلاقش بزنند.

با اطمینان می گویم این جوان اگر چهار لفظ آقا و سرباز آقا و ولایتی بودن و حزب الله بر زبان می نشاند اما همزمان یقه می درانید و زیر و بالای مخالفان را بهم می دوخت و می زد و می کشت و تخریب می کرد، اکنون مثل بسیاری از شعبون بی مخ ها عزیز و خودی و نورچشمی بود.

من آنروز، هم برای خزعلی و بی کسی خانواده اش گریستم، هم برای ادبِ شلاق خورده ی پیمان عارف، و هم برای جابجایی فهم و جهل در این ملک. و همانجا آرزو کردم ایکاش دستگاه قضایی ما آنقدر از استقلال که نه، از ادب که نه، از فهم که نه، بل از مختصر بصیرتِ مورد اشاره ی رهبر بهره می داشت تا منافع خود را بهانه کند و یک چند شلاق صوری بر پشت آقا مجتبای خامنه ای بنشاند. بر پشت کسی که احمدی نژاد بی ادب و نامتعادل را برکشید تا او دو پایش را بر این سوی و آنسوی این سرزمین بلازده واکند، و آن بر سرمردم ببارد که نمونه اش مگر در تاریخِ بی خردان یافته آید. شما بگو این روزها کیست که به احمدی نژاد توهین نمی کند؟ مگر آنانی که احمدی نژاد بر سفره هایشان نواله می بارد.

پیمان عارف، مهدی خزعلی، و بسیاری از زندانیان بی دلیل این روزهای بخت برگشتگیِ ما، سالها پیش همین روزها را می دیدند. آنان با به مخاطره انداختن خود و خانواده هایشان به حاکمیت می گفتند: این ره که تو می روی به گورستان است. اکنون باید نصیب آن مردان و زنان فهیم و با ادب، شلاق باشد و زندان و دربدری، و نصیب بی خردان و ضررزنندگان، اقتدار باشد و تحکم و افراختگی. که: نخیر، ما در برکشیدن احمدی نژاد اشتباه نکردیم، بل این احمدی نژاد بود که از جاده ی اعتدال خروج کرد. عجب بهانه و مطایبه ی کودنانه ای! احمدی نژاد و اعتدال؟

آن روز در خانه ی دکتر خزعلی و جلوی چشم همگان، هم از پیمان عارف بخاطر نفهمیِ شلاق نویسان و شلاق زنندگان پوزش خواستم، و هم از خانواده ی پریشان دکتر خزعلی بخاطر ظلمی که می چشند و کسی نیز سراغی از آنان نمی گیرد.

محمد نوری زاد

پنجم دیماه سال نود و یک

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

57 نظر

  1. اقای مرتضوی نزاد شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لف لف خورد گه دانه دانه . کدام جوان ها را می گوئی شاید همان بسیج ها یا مزدورانی مانند خودت را می گوئی

     
  2. “روحانی یک متخصص دینی است که متأسفانه درطول تاریخ خاطره ی خوبی ازخود بجای نگذارده مگر درمواردی استثنایی. این متخصص، صرفا بخاطر سابقه ی نامطلوبش نباید از روی زمین محوشود.”

    “متخصص دین” واژه ای جعلی و فریبکارانه است که بسیار شنیده میشود و مورد علاقه آخوندهاست ! فکر میکنید چند صد سال دیگر باید به چنین متخصصی زمان داد تا بالاخره بتواند اثر خوب و خاطرۀ خوبی از خود به جای بگذارد؟! اگر متخصصی صدها سال نتوانسته است تخصص خود را به بهره وری ادعائی اش برساند آیا نباید به چنین تخصصی شک کرد؟؟!! اگر خروجی مفید تخصصی به قول خودتان استثنائی بود آیا زمان آن فرا نرسیده است که به این به اصطلاح تخصص شک کرد؟ شاید این چیزی که آن را تخصص می نامیم و می دانیم فریبی تاریخی برای سلطه گری باشد.

    “مگربعد از رنسانسی که ازپس قرون وسطا سربرآورد وتسلط مذهب وکلیسا را به صفررساند، آیا روحانیان مسیحی وتشکیلاتشان با خاک یکسان شد؟ مگر روحانیان مسیحی به انسانیت ومدنیت کم جفا کردند؟ اما اکنون هستند. ودرحوزه ای که مخاطبانی دارند به کارمشغولند. یا روحانیان یهودی وزرتشتی وبودایی وبهایی.”

    رنسانس نتوانست در جامعه آن زمان مأموریت خود را کامل کند . اکنون رنسانسی دیگر لازم است با شهامتی بسیار بیشتر که نقش کاذب و اثر خسارت بار این متخصصین در تمام ادیان که خود را واسط بین خدا و انسان میدانند را نشان دهد. در ضمن ما به سایر نقاط دنیا چه کار داریم؟ آیا کدام امور مملکتمان مانند سایر دنیاست تا از آن الگو برداری کنیم؟!

    مهم این است که فرصتی تاریخی در ایران بوجود آمده که بتوان با توجه به فجایعی که آخوندها یا بوجود آورده اند یا در برابر آنها حتی در قالب به اصطلاح مرجع تقلید سکوت کرده اند، رنسانس ایران را رقم زد و برای همیشه به حیات این فرقه مجعول که جز گمراه کردن توده عوام و نگه داشتن عمدی آنها در استضعاف فکری و البته صدها اثر خسارت بار دیگر که معلوم نیست جبران آنها باید چند دهه طول بکشد پایان داد! در ضمن آیا صرف وجود “مخاطب” میتواند مشروعیت بوجود بیاورد؟ هیتلر نیز مخاطبان زیادی داشت اعتیاد نیز مخاطبان فراوانی دارد!

    ” این همه خشونتی که ازنوشته ی شما می جوشد، اگرحاکمیت پیدا کند، ازشما نیز دیکتاتوری خواهد ساخت که یک عده ای دیگرباید برخیزند وشما را سرنگون کنند.”

    من نام آنچه را که شما حس کرده اید خشونت نمیگذارم بلکه این غیرت یک ایرانی آریائی با تمدن هفت هزار ساله است که خواهان مجازات فرقه ای مجعول به نام آخوند است که جز ظلم و فساد و خرابی و نابود کردن تمام زیرساختهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی این مملکت ثروتمند چیزی از خود برجا نگذاشته است! خشونت یعنی سنگسار و قطع دست و اعدام روی جرثقیل در ملأ عام که بسیار مورد توجه متخصصینی است که میخواهید به هر قیمتی که شده نعش متعفن آنها را زنده نگه دارید و البته در آیات قرآن نیز کشتن و سوزاندن و جزغاله کردن فراوان است!

    ” ما باید به شایستگی بها بدهیم. هرکس شایسته ومتخصص وکارآمد است بیاید جلو. ومسئولیت بپذیرد. ”

    کدام شایستگی؟! ده مورد از شایستگی های آخوندها را فهرست کنید ! کدام مسئولیت را می خواهید به آخوندها بدهید؟ پاسخ به سؤالات شرعی؟! اتفاقاً این همان روزنه ای بود که آخوندها از آن خود را به متن جامعه تزریق کردند و بعد از چندین دهه تلاش بالاخره توانستند به آرزوی خود رسیده و از جایگاه پاسخ به سؤالات شرعی خود را به ولایت مطلقه و به نوعی جانشینی خدا برسانند! اگر نگویم حماقت این بی توجهی و بی فکری محض است که بخواهیم برای آخوندها این راه تنفس را همچنان باز نگه داریم!

    این نیاز کاذب و سراپا دروغین سؤالات شرعی و به دنبال آن متخصصی که به این سؤالات پاسخ دهد ساخته و پرداخته ذهنهای بیمار آخوندهاست که برای تداوم وجود بی خاصیت و حضور خسارت بار خود این مقوله را سرهم بندی کرده اند. بجای مشغول کردن فکر توده عوام به سؤالات شرعی باید که به آنها حقوق انسانی شان یاد داده شود همان اصولی که تحت عنوان “حقوق بشر” تعریف شده است. حقوقی که اگر به خوبی شناخته شود اینهمه پخمگی و خمودگی و رخوتی که “تکلیف دینی” بوجود آورده از بین میرود . دقیقاً برای سرپوش گذاشتن بر همین حقوق و انحراف اذهان توده عوام از آن است که آخوندها مقوله شرعیات را بوجود آورده اند و بسیار هم به آن دامن میزنند!

    در ایران فردا اگر آخوندها شرم و حیائی داشته باشند که اصلاً نباید بتوانند سرشان را در جامعه بلند کنند و به چشم مردم نگاه کنند چرا که هیچ گروهی به اندازه آنها ادعای شناخت اسلام و توانائی پیاده سازی اصول مترقی اسلامی را نداشته است و همه میدانیم که تا چه اندازه خراب کرده اند.

    برای ایران فردا باید از امروز به فکر روشهائی مؤثر و اساسی برای بالندگی توده عوام مذهب زده باشیم یعنی همان جماعتی که از آن لباس شخصی ها، انصار حزب الله و به قول شما شعبان بی مخها بیرون می آیند. این جماعت مستضعف نگه داشته شده طعمه های خوبی برای آخوند ها و مداحان بوده و هستند و خواهند بود و به راحتی از راه همان شرعیات مورد نظر شما برای زدن و کشتن و سلاخی کردن انسانها تربیت میشوند!

    آقای نوری زاد! چه کسی باید و میتواند برای بالندگی جماعت عوام برنامه ریزی کوتاه مدت و بلند مدت کند و در این راه خطیر قدم بردارد ؟ جماعتی که در یک نظام جمهوری حق رأی برابر با نخبه های فرهنگی و سیاسی دارند تا چه زمانی باید تحت سلطه و گروگان آخوندها باشند؟!

     
  3. اللهم العن و اهلک محمود احمدی نجاد و آله اجمعین

     
  4. اقايان خانمهانگاه كنيدانصافاخودتون نگاه كنيداقاي نوري زادچقدرضررداره وچطورجوانهايي كه بعدفتنه 88ادم شده بودن وعاقل دوباره هوائي كرده دوست قديمي وسابقاعزيزم جناب سيدطبيب تقي زاده كاش بانوري زادهاكه عامل فتنه وبدبختي جوانان هستندهم قدم نمي شدي كاش حرمت سيادت خودت رانگه مي داشتي كاش بابي نمازوروزه هائي مث نوري زاداخت نمي شدي كاش

     
  5. زر زدی بابا

     
  6. دنيادارمكافاته اقاي تقي زاده شك نكن تووامثال توباحرمت خبروخبرنگاران بازي كردين اززماني كه برعليه سردارهاشمي مطلب نوشتي يه جورهايي ازت متنفرشدم كاش عبرت بگيري وقدرخوبي رابفهمي

     
  7. حرفهاي شماحق بود اقاي تقي زاده عزيزاماگوش كن برادرمن ماحقيقتابه همين هم قانع هستيم وشاكريم چون هروقت اعتراض كرديم جزتوهين وبي حرمتي چيزديگري نصيب ما نشدپس بهتره خودت رابه آب وآتيش نزني

     
  8. دردجنوب اززبان يك اقازاده جنوبي شنيدن داره جناب سيدطبيب تقي زاده به خدائي خداسوگندطايفه شما30ساله بعدانقلاب برماسلطه پيداكرده ودمارازروزگارمادرآوردين ولي خداراشاكريم كه شماحداقل انساني پاك سيرت هستين ودردمارامتوجه شدين

     
  9. سلام اقاي تقي زاده خيلي خوشحالم كه دوباره واردعرصه شدين راستش بعدازتعطيلي اعتمادملي فكركردم ديگه شمادس به قلم نشين اماخوشحالم كه دوباره شمارافعال ونترس ميبينم اقاي نوري زادهواي سيدماراداشته باش تكه به مولا

     
  10. سلام آقای نوری زاد
    خواهش می کنم نظرتان را راجع به این خبرها بفرمایید. این خبرها واقعی است ودرگوشه گوشه سرزمینمان ایران جاری است. یکی پیدا می شود به اسم انسانیت کاری بکند؟

    ——————————-

    خبرگزاری هرانا –
    رسام تبیانیان نوزاد ۱۲ماهه بهایی که به همراه مادر خود زهره نیک آئین در زندان سمنان بسر
    می‌برد، در پی عفونت شدید گوش و بالا رفتن تب به بیمارستان امیرالمومنین
    منتقل و بستری شد.

    بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در
    ایران، روز دوشنبه ۱۱ دی ماه رسام تبیانیان توزاد ۱۲ ماهه بهایی در پی
    عفونت گوش و تب شدید به بیمارستان امیرالمومنین سمنان منتقل و در آنجا
    بستری گردید.

    مادر این کودک شیرخوار زهره نیک آئین (تبیانیان) پیش‌تر بار‌ها تقاضای
    مرخصی خود را جهت مداوای رسام به مسئولین زندان ارائه داده و با مخالفت
    ایشان جهت این مهم رو برو گشته بود.

    مسئولین تا این لحظه از اعزام زهره نیک آئین به مرخصی جهت حضور در
    بیمارستان سرباززده و تنها دوبار وی را بصورت موقت و تحت الحفظ به
    بیمارستان انتقال نموده‌اند.

    خانم زهره نیک آئین (تبیانیان) به اتهام “تبلیغ علیه نظام، عضویت در
    ضیافت نوزده روزه، گروه علوم و فنون، طرح روحی و راه اندازی کلاس درس
    اخلاق برای کودکان بهایی” به ۲۳ ماه زندان محکوم شده است که در حال حاضر
    به همراه پسرش رسام تبیانیان که حدود ۱۲ ماه دارد مشغول گذراندن دوران
    محکومیت خود می‌باشد.

    _____

    طبق خبری که خبرگزاری هرانا پیش‌تر منتشر کرد
    ، روز چهارشنبه ۶ دی ماه نیز یک نوزاد ۶ ماهه بهایی در زندان سمنان، بنام بارمان احسانی، بر اثر
    ابتلا به عفونت شدید ریه، به بیمارستان فاطمیه سنگسر منتقل و بستری شده
    بود.

    بارمان احسانی به همراه مادر خود ترانه ترابی (احسانی) شهروند بهایی ساکن
    سمنان که به اتهام تبلیغ علیه نظام و عضویت در تشکیلات بهایی به ۳۰ ماه
    حبس تعزیری محکوم گردیده در زندان بسر می‌برد.

    گفتنی است، در بند نسوان زندان سمنان حدود ۷۰ زندانی زن در شرایط بسیار
    نامطلوب و غیر بهداشتی در محیطی به مساحت ۵۰ متر مربع زندگی می‌کنند و
    حتی تخت خواب به تعداد کافی وجود ندارد. همچنین با شروع فصل زمستان هوای
    بند بسیار سرد است و این شرایط برای کودکان شیرخوار بسیار خطرناک
    می‌باشد؛ با این وجود هم اکنون ۷ بچهء زیر ۲ سال به همراه مادرانشان در
    این مکان زندگی می‌کنند.

    —————————-

    آقای نوری زاد خواهش می کنم جواب بدهید که دراسلام شما زندانی کردن مادران شیرده امری جایزاست؟ حالا به هراسم. مگرنبود که زن زانیه را حضرت علی برمی گرداند که برو بچه ات را به دنیا بیاور وبعد دوسال شیرش بده ومرتب او را پرهیز می داد وبرمی گرداند؟
    اینها هم که مرتب دم ازعلی واولاد علی می زنند.

     
  11. “روحانیان درآینده ی کشورما خواهند بود منتها درمحدوده ی پاسخگویی به پرسش های شرعی مردم.”
    کدام سؤال شرعی؟؟ اینکه با پای راست وارد توالت بشویم یا با پای چپ؟؟!! اینکه غسل حیض رو چطوری باید گرفت؟؟ اینکه اگر با یک حیوان جماع کردید حکمش چه میشود؟؟!! اینکه پسر عموی نوه دختر خاله مادربزرگ پدری محرم است یا نه؟؟ یا چگونه یک پیرمرد 80 ساله از یک کودک 1 ساله شهوت رانی کند؟؟!!!

    بس کن نوری زاد! آخوند یعنی فاجعه یعنی حماقت ، دروغ ، فریب ، جنایت ، رذالت ، دزدی ، شهوتهای گلوله شده مدیریت نشده ، قطع ارتباط انسان با خدا ، مرگ معنویت ، دین بی خاصیت ، کلاه شرعی دوختن برای همه جور پلیدی و پلشتی!

    این موجود پلید باید رسوا شود این سرطان باید ریشه اش خشک شود از بین برود. اگر سؤالهای شرعی بی پاسخ بماند چه میشود؟؟! اینهمه آخوندی که در برابر ظلم سکوت پیشه کرده و سر در آخور ولایت فرو برده اند چه جائی در آینده این مملکت که عنقریب آزاد خواهد شد میتوانند داشته باشد؟؟ هیچکدام حتی به اصطلاح مبارزینشان هم از گناه آخوند بودنشان کم نمیشود. از احمد قابل یاد بگیرند که فهمید این لباس ریا و تزویر را باید از تن بیرون آورد. هر آخوندی که بوئی از انسانیت برده باشد باید همین کار را بکند. باید که برای جبران اینهمه ظلم و ستمی که بر این ملت رفته است لباس و عمامه اش را از تن بیرون آورده و به آتش بکشد!

    به خدا قسم تا زمانی که زنده هستم و نفس میکشم بر علیه این فرقه مجعول خواهم بود و مطمئن باش که روزی آتش عزم من و امثال من حوزه علمیه ها را خاکستر میکند و تا زمانی که نسل این عمامه به سرها را از ایران ریشه کن نکنیم از پای نخواهیم نشست!

    —————————————

    سلام دوست گرامی
    من وشما دارای دونگاه هستیم. دوفکر. دو باور. دو نظر. من می گویم: روحانی یک متخصص دینی است که متأسفانه درطول تاریخ خاطره ی خوبی ازخود بجای نگذارده مگر درمواردی استثنایی. این متخصص، صرفا بخاطر سابقه ی نامطلوبش نباید از روی زمین محوشود. مگربعد ازرنسانسی که ازپس قرون وسطا سربرآورد وتسلط مذهب وکلیسا را به صفررساند، آیا روحانیان مسیحی وتشکیلاتشان با خاک یکسان شد؟ مگر روحانیان مسیحی به انسانیت ومدنیت کم جفا کردند؟ اما اکنون هستند. ودرحوزه ای که مخاطبانی دارند به کارمشغولند. یا روحانیان یهودی وزرتشتی وبودایی وبهایی. سوزاندن تروخشک با هم کارعاقلانه ای نیست. این همه خشونتی که ازنوشته ی شما می جوشد، اگرحاکمیت پیدا کند، ازشما نیز دیکتاتوری خواهد ساخت که یک عده ای دیگرباید برخیزند وشما را سرنگون کنند. ما باید به شایستگی بها بدهیم. هرکس شایسته ومتخصص وکارآمد است بیاید جلو. ومسئولیت بپذیرد. حال چه روحانی باشد چه روستایی چه استاد دانشگاه.

    با احترام.

     
  12. سلام حاج اقاي محسني اژه اي (دادستان محترم كل كشور) چندروزپيش ازطريق
    صداوسيماخبرديدار شمابابرخي ازبه اصطلاح بدهكاران بزرگ بانكي
    كشورراشنيديم وديديم همان كساني كه سالهاي سال است حق ماراازطريق رانت
    ورابطه نصيب خودكرده اندوترسي ازاينكه موردبازخواست قراربگيرندندارندهمان
    كساني كه گاهامارابه ساده زيستي دعوت مي كنندهمان كساني كه اتومبيلهاي
    چندصدميليوني سوارميشوندهمان كساني كه خرج يك مجلس شام يانهارشان به
    اندازه هزينه يك ماه خانواده ما وامثال ماست،قصدزياده گوئي ندارم
    اماامروزپدرم رابراي دياليزبه بيمارستان برديم شايدبراي شماهم جالب
    باشدوبهتراست بدانيدبيمارستان شهيدزاده شهرستان بهبهان ازكاه وگل وگچ
    ساخته شده وتركهاي سقف وديوارش مويداين نكته است كه اي
    بيماران اگرعزرائيل جان شمارانگيردقطعابالرزشي ناگهاني شمارابه جهان اخرت
    رهنمون خواهيم كرد،ازوضع ظاهري بيمارستان بگذريم فاصله بخش
    دياليزبابيمارستان تقريبا300متري هست باچاله وگودالهاي عميق وسطح
    ناهمواري كه داردهربيماري قطعادچاراسيب بيشتري درطي كردن
    مسيرخواهدشدجزاينكه قالي سليمان بيماران راحمل كندكه ازروی زمين
    عبورنكنند.واردبخش كه مي شويم مسئول بخش دياليزمي گويداكثردستگاهاقديمي
    وخرابندوبايدچندساعتي منتظربمانيدازمسئول بخش پرسيدم هزينه تعميراين
    دستگاهاچقدربودجه مي خواهدكه بيمارستان پرداخت نمي كندباخنده مي
    گويد3دستگاه 7ميليون ناقابل تنهامي خواهد،به سربحث برگردم راستي جناب
    دادستان ديدارتان بادوستان چطوربودمن كه حدس ميزنم ازاماربالاي شغلهايي
    كه ايجادكرده اندبرايتان گفته اندازدست گيري ضعفاومستمندان گفته
    اندياحتمابرايتان تعريف كرده اندوقتي باچشمان خودديده اندكه بانكهابراي
    يك وام چندميليوني جوانان رادوسه سال چشم انتظارگذاشته اندازقلب رئوف
    خودصحبت به ميان آورده اندوبه تعدادي ازاين جوانان وامهاي كم بهره داده
    اند،حتمابه شماگفته اندوقتي زنان ودختران جوان باآبرودرواگن هاي مترودست
    فروشي مي كننداشك ازچشمانشان جاري شده، ياشايدبرايتان ازروستاهاوبخشهايي
    گفته اندكه انقدرازمراكزدرماني فاصله دارندوقتي كسي دراين روستاها اسيب
    مي بيندهمزمان باانجام طبابت محلي خانه ابدي (قبر)اسيب ديده راهم آماده
    مي كنند،ياحتمابرايتان گفته اندازهزاران جواني كه روزهاوشبهابامدارك
    كارشناسي وبالاتردرشهرهاي بزرگ آوراه اندياشايدبرايتان گفته
    اندازشهرهاوروستاهايي كه لوله گازونفت ازوسطشان عبورمي كندولي براي گرم
    كردن خوددرختان وبوته هاي خشك راقطع واززمين جدامي كنندياگوش شيطون
    كرحقيقت راگفته اندكه فعلابودجه ندارندوپروژه هايشان درامارات وقطربه
    دليل ركودخوابيده.حاج اقاي اژه اي نگاهي جامع به اطراف خودبكنيدوجوانان
    چون دسته گل راببينيدكه عاشق مرزوبوم فرهنگ ودين وكشورشان هستندولي
    بادخزان درحال پرپركردنشان بابي رحمي هرچه تمام تراست.جناب دادستان
    آياوقت ان فرانر سيده كه علي واراقدام كنيدواعتمادراكه رمزموفقيت
    وسربلندي هرجامعه است رابه مردم نويددهيدكه زمينه سازان ظهورامام
    عصراماده اندكه باظلم وفساد مبارزه كنندوهمانندامام خويش درراه احقاق
    حقوق ضعفاومستمندان تلاش كنند وحتي باكي ندارندجان خويش رافداكنند،جناب
    دادستان صندوق مهررضامردم شهرهاي مارابه خاطر200هزارتومان زنداني كردماهم
    خواهان پس گرفتن بيت المال توسط شما
    هستيم وهم معرفي ومجازات اين بزرگ زادگان كه باابروي نظام بازي كرده ومي
    كنند:والسلام عليكم ورحمة الله:سيدطبيب تقي زاده

     
  13. به: رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران
    از: یک آقازاده
    موضوع: لبیک به ندای همرزم و همکار شهیداهل قلم سید مرتضی آوینی و آنکه فتنه گر امروز می خوانندش
    با سلام و احترام
    رهبر گرامی، محمد نوری زاد را می شناسید و می شناسم؛ همو که پا در رکاب سید مرتضی داشت و دارد. این نوشته ام بماند در خاطر شما، خودم و خدای خودمان! می نویسم با وجود نصیحت آوینی قلم بدست! همو که شما تکریمش می کنید به جامعیت و دانش اجتماعی اش؛ همو که گفت: قلم حرمت دارد و آثارش به انحراف و یا راستی نسل های آتی می انجامد و از قدیم بزرگان و اندیشمندان به سختی قلم را بر کاغذ می راندند تا که نشوند محور انحراف عقیده ای!
    رهبر گرانقدر؛ شرفیابتان شده ام در محرم سال های نه چندان دور؛ مرا دیده اید و مجتبای شما نام مرا شنیده و خوب می شناسد! حضرت آقا، اطرافیان شما را به خوبی می شناسم و شخصیت شان را به خوبی تحلیل کرده ام. اگر از بنده حقیر قبول فرمایید مرید سالهای دور شما عطای شرفیابی حضرتعالی را به لقایتان بخشید؛ میدانید برای چه؟ برای شناخت حاصل شده از اطرافیان شما که محمد همراه و همدم شما امروز از آن به درگاه علماء و خدای خود پناه برده است!
    حضرت آقا، امینی ها و خجسته ها و … در بیت شما به مجیزگویی شما مشغولند و در پشت درب اتاق ملاقات شما، مراجعین را نه میهمانان شما که محتاجان درگاه خود فرض می کنند. آنان شما را می خواهند نه برای وجود شما و نظام مقدس، که برای دوام آقایی و سروری خود! و چه زیبا نوشت محمد در هفته های گذشته که سید عزیز مباد روزی که سر بر زمین گذاری و شاهد سهم خواهی های مجیزگویان امروزی خود باشی! آن روزی که شمای مقدس وارد وادی حسرت برزخ می شوی و ملت عظیم ایران وارد وادی هول و هراس و بی امنیتی!
    ایکاش آن شب عاشورا که تحمل تماشای رفتار عوامل دفترتان با میهمانان خصوصی شما! را از دست دادم بر تصمیم خودمی ماندم، آنکه راه را بر شما بگیرم و چشمانتان را بر پشت سر شما بازگردانم که ببینید تحقیر میمهانان خود را!
    آری، زمانیکه عوامل بیت مکرم شما با میهمانان خصوصی اتان چند قدم آنسوتر آن می کنند وای بحال دورافتادگان از «بیت» که نه دستی به فراسوی دیوارهای پاستور دارند و نه بوقی برای رساندن صدای خویش به محضر شما. اما اعتقادم به خون های ریخته شده در پای سرافرازی این مرزوبوم، امیدوارم می سازد به ناکامی آنانیکه جرایدورسانه ها و نامه ها و مراسلات را بر شما فیلتر می کنند تا ببینید و بشنوید آنچه خود می خواهند! پس عجیب نیست که صدای خرد شدن استخوان های پیر و جوان را در کوچه و برزن و زندان و محل کار نمی شنوید! پس عجیب نیست که صدای مردم را فتنه انگاشتید و نقد منتقدان را دسیسه غرب! چرا که آنانیکه شما را احاطه کرده اند و شما را برای بقای سروری خود می خواهند، عمال پروری کرده اند در سراسر جهان امروزی! در این عرصه و زمان هزینه خرید یک خودفروخته واشنگتن نشین در برنامه ریزی و اجرای پروسه تخریب بزرگمردان و زنان ایران زمین یک وبگردی است و قول و قرار فلان و فلان!
    سید بزرگ، فراموشم نمی شود که شما را در بی خبری واقعه ۱۸ تیر گذاشتند و بناچار با بالا گرفتن خواستهای دانشجویان، پس از ۲ روز جراید را در محضرتان آوردند و شما …
    ایکاش همان زمان دست های آن تیم خبره رسانه ای! خود را قطع می کردید که امروز خبر بالاگرفتن خواست های مردمی را برای شما تفسیر به فتنه غربی ها نمی کردند.
    ایکاش هنوز محمد نوری زاد را همان همراه خود که نه، حداقل در سطح یک انسان مسلمان گمراه قابل اصلاح می دانستید و دستی بر سرش کشیده و هم کلامش میشدید تا یک انسان را از گمراهی برهانید!
    ایکاش هنوز مهدی کروبی را همان مدافع مجلس ششم ولایت فقیه که نه، یک آزرده از مبارزات دنیوی دانسته و به حرمت سی سال تلاش در این نظام یک بار مخاطبش قرار می دادید، شایدکه از ساده لوحِی! درآید و آگاه شود از آنچه شما می دانید و ما جمعیت غافل بی خبریم!
    ایکاش میرحسین موسوی را هنوز همان میرامین وادی فرهنگ می دانستیدو یکبار در مجلسی محرمانه هم نشینش می شدید و آداب سیاست نادانسته اش را تکمیل می نمودید!
    ایکاش هاشمی، این یار دیرینه خود را که گرفتار ارتباطات خانوادگی خویشتن شده است! را یکبار بر سفره دل خود میهمان می کردید، میدانم که قلب لطیفی دارد، میدانم و دیده ام که دراین سالها و در خفای عوام بارها گریسته است بر جفاهای رایج بر شما و نظام و اکنون بر مردم!
    ایکاش هنوز مشاورین پس از واگذاری مسئولیت خود را امین که نه لایق یک ملاقات میدانستید تا شاید آنها را براشتباهاتشان آگاه سازید و به دامان پرعطوفت انقلاب برگردانید.
    ایکاش محتشمی را که یار دوران سختی های امام راحل بود و امروزه عامل توهم تقلبش می دانید را یکبار احضار می کردید و از او سراغ حمایت جان نثارانه تا بسال ۶۸ را جویا می شدید، شاید که آن ضمیر سیاسی ای که خمینی کبیر در وجود محتشمی، نعمتی برای آیندگان ایران پنداشته بود، باز بیدار شود.
    ایکاش تاج زاده را که جوان پر شر و شرور این انقلاب بوده و هر از گاهی توپِ بازی اش به شیشه های این دولت و آن دولت و ارگان می خورد را هنوز جوان ناآگاه ولی بی آلایشی می دیدید که قابل نصیحتی هر چند کوتاه، اما حضوری بود!

    راهبر جامعه اسلامی ایران
    ایکاش یکبار از تخت ولایت به پایین می آمدید و همراهان قدیم خود را همکلام می شدید! شاید که می شنویدید آنچه را که نمی خواهند و نمی گذارند بشنوید!!! ایکاش بمانند مدیریت علی(ع) مشارکت و همکلامی با مخالفان خود را زیان پایه های ولایت نمی دانستید؛ حضرت آقا؛ ایکاش یکبار هم که شده مجدد شرفیاب شوم و بگویم مانده های در دل این سال های سیاه را!
    بگویم مظالم رفته بر بیت مراجع ایران زمین را
    بگویم جنایت های رفته بر مخالفین سیاسی دولت انحرافی! و دروغ گو را
    بگویم روایت کشتن نداهای طلب حق و حقوق سه سال و چهار سال جامعه کارگری را به جرم فتنه انگیزی
    بگویم روایت جنوبی های محروم از اولین خواسته های انسانی و حیاتی
    بگویم از فتنه ای که در آن محصورید و آن را بسان سرابی در آنسوی دیوارهای پاستور می انگارید

    بگویم که تمام ایکاش های سطور بالا را برای تلنگری گفتم که شاید چشمانتان بر تنهایی خود باز شود که هیهات یاران خود را در حصار برنامه ریزی شده دشمنانتان و دشمنان مردم ایران زمین وانهاده اید و سینه سپر کرده اید بر جاسوسان و عمال شان

    خدای ما آگاه است و میرسد روزی که بر قلم من و اندیشه شما قضاوت کند
    والسلام از:
    زاده دوران مبارزات انقلابی ۵۰
    رشد یافته دوران دفاع مقدس
    تجربه اندوخته دوران سازندگی و اصلاحات و ؟!؟

    ]

     
  14. درپاسخ به آقای حداد عادل

    جناب اقای نوری زاد سلام : درسایت امروز، سخنان آقای حداد عادل راخواندم و باتوجه به اینکه کامنتهای زیادی گذاشته شده بود و چوابیه ام درآن سایت سانسورمی شود خواهشا در سایت //// قرار دهید تا شاید در دل سیاه و جمودگرفته کارگر افتد . باتشکر

    آقای حداد لطف کنید تعریفی از زندانی سیاسی ارائه کنید، به قول خودتان شاه ده هزار تا را داشت شماچند تا ؟!! چرا خوف از کلمه زندانی سیاسی دارید و آن را امنیتی می خوانید ؟!! پیرمردانی همچون ملکی، موسوی ،کروبی ، نبوی ، قدیانی …. چه جرمی داشتند جز مخالف عمل کرد های شما !! – اقای حداد لطف کرده درداخل کشورهم شبکه های خصوصی و غیردولتی ومیلی را آزادکنیداگر مردم به سوی برون مرزیها رفتند ؟ !! چرا رهبری ازسوال موکلین من ممانعت کردند و می کنند ؟!! ، البته اینان موکل واقعی نیستندواگرنه کاربه اینجاها نمی کشید. اقای حداد عادل انصافاعادل باشید اخبار انقلاب و اعلامیه ها و مصاحبه های امام را کدام رادیو پخش می کرد ؟ !! یادتان رفته گروه خبرنگاران بی بی سی را در راهپیماییهای انقلاب حلوا حلوا می کردیم ؟ !! البته نمی دانم شما بودید وحضورذهن دارید یانه لطفا به ارشیو ها نظری بیندازید .

    در صدد حمایت از رسانه های برون مرزی نیستم ولی انصافا با اخبار خودتان یکی می دانید ؟ !! در سوریه چه خبراست ؟!! آیااقتصاد غرب آنگونه است که می گوییدوالقا می کنید ؟!! آقای عادل عدالت حکم می کند که با مردم رو راست باشید . اقای حداد مردم طبق قانون اساسی که شما قبولش دارید حق دارند به خیابان بیایندو اعتراض کنند خداوکیلی در 25 خرداد مردم چه می خواستندکه آمدیدوکشتیدو گرفتید و سرکوب کردید و اقاتون فرمود اردو کشی ممنوع حالا مگرهمین مردم بحرین اردو کشی نمی کنند چرا در بوق می کنید و جارو جنجال به راه می اندازید ؟!! البته موافق مردم بحرینم انجاهم رژیم ال خلیفه مانند شما عمل می کند آنها از عربستان آوردندو شما از لبنان .

    اقای حداد آن وقت حساس حضورپای صندوقهای رای می شود بی حجاب و باحجاب خودی می شوند ووقتی خرتان از پل گذشت خط کشی هایتان پررنگ و شمشیر هایتان برّان ، جناب اقای دو آتشه شما که مدعی هستیدبیش از 48میلیون نفردر پای صندوقهای رای حاضر شدند یعنی اینکه که تمام ایرانیان شرکت کردندحالا چند نفری هم رای نداده ومدعیند چرا همه را فدای انگشت شمار می کنید ؟ !!

    اقای حداد درباره وابسته ات فرمودید که دروغ پردازی رادیو های بیگانه است ،درست این اشکال از روند محصورشده دربار خلافت است چرااینگونه شایعات درمورد امام ، احمداقا ،سیدحسن خمینی نیست ؟ جوابتان درمورد ½ میلیاردپوند بلوکه شده درانگلستان آن هم قبل ازانتخابات 88 چیست ؟!! اینکه رسماازسوی دولت خبیثه انگلیس اعلان شد و باید روزی پس داده شود ؟!!

    جناب آقای حداد عادل رهبرت فرمودنداتنتخابات سی وسه ساله آزادو آزاد بلکه آزادتر ازتمام دنیا بوده و است …. سوال: جناب عالی در آن سالی که رای نیاورده بودید چگونه با باطل شدن آرا جای آقای رجایی وارد مجلس شدید ؟!! یادم نمی رود بلافاصله پس ازهمان انتخابات فرمودید بنده با وابستگانم حدود 320 رای رادر یک صندوق ریختیم ولی کمتراز 150 را خوانده شد است ؟ !!…

    آقای حداد پیشینه شما حاکی ازاین است که به زمان شاه واقف ترید ،مگرهمین کارتر ناکس نبود شاه راوادارکرد که آزادی های سیاسی بیشتر داده شود وهمین امرباعث شروع انقلاب گردید . شما رابه خدا کاری کرده اید که همان مقدار آزادی داده شود دودمانتان بر باد خواهد رفت بیایید تادیر نشده عاقلانه عمل کنید .آقای رفسنجانی بلافاصله پس ازکشتارتان دلسوزانه و متفکرانه و شجاعانه برایتان نسخه ای شفا بخش پیچید ولی شما بیماران نا اهلی بودید و هستید که پزشکتان را محصور کردیدید و دنبال جاد و جنبل می گردید.

    آقای دانشمند ، سیاست مدار ، فرهنگ شناس ،ادیب ، شاعر …. بازی با الفاظ راتمام کنید ودشمن ، دژم کردن را به بایگانی بسپارید که حنایتان رنگی ندارد .اگر راست وحسینی هستید اجازه دهید تا هاشمی ، موسوی ، خاتمی ، سیدحسن ، عبدالله نوری ، … که صاحبان این انقلابند دریک رقابت سالم انتخاباتی پر شور را رقم زده تا این نکبت و فلاکت ازسر مردم وانقلاب و ازهمه ولا تر و بالاتر از سر حکومت دینی منتصب به شیعه برداشته شود .

    آقای حداد بازار تان گرم می شود چند روز دیگر عده ای کثیر برای شوراها کاندیدا می شوند وعواملتان به بهانه های واهی تعدادی کثیر را رد صلاحیت می کنند و آن عده ی راهی مراجع بالاتر وبالاترمی شوند حتی تا درب دفتر آقای جنتی ودر نهایت با پرداخت مبالغ ناچیزکه حداقلش سیصد میلیون تومان می شود در آخرین دقایق برای کسب حیثیت برباد رفته اشان تایید صلاحیت می شوند . درهمین راستا درانتخابات سال گذشته اقازاده ای از رجل سیاسی بانفوذ که سیگارش را با سیگار تازه آتش می کردند باوقاهت تمام درخواستی درحدود 700 میلیون برای گرفتن صلاحیت یک بخت برگشته را داشتندوقتی بابهت و حیرت آن فرد ردصلاحیت شده مواجه شدند باپوزخند گفتند آقا را باش فکرمی کند دهه شصت است ، نه آقا جان کاروکاسبی ماهم هر چهارسال همین است دیگر ؟!!

    آقا ی حدا د عادل بزرگوار ولایت مدار !! بلایی که اطرافیان ومجیزگویان سر شاه بد بخت آورد دوچندانش بر سرتان هوار شده است .یا غافلید که به خود آیید یااینکه فکرمی کنیدمی توانید همچنان بتازید ولی آگاه باشید که خیلی ها دردره های ژرف درغلطیدند ومی غلطند ، همین دوسال قبل مبارک ، قذافی ، بن علی ، صالح ، آن دور ، دور ها شاه واواسط صدام و در حال حاضر بشار اسد …..این تذهبو ؟!!

    آقای حداد وحدادهای حکومت ،مادرجهانی زندگی می کنیم که همه به فکرمنافع مردمشان می باشند .هیچ کشوری دلش به حال مردم کشوردیگر نمی سوزد چه امریکا چه سوریه و چه چین و روسیه . دراین دنیای پر تلاطم راهی جزمدارا و سازش نداریم . باداشتن سر زمینی که ذخایر عظیم دارد آنان محتاج ترند دراین مابین مدیران لایق و کاردان و جسور و فرصت طلب نیازاست که متاسفان از این یک قلم محروم شده ایم .راهکارش رویکردی عاقلانه ومنصفانه است که به راحتی ازدست می رود و جبرانش نا ممکن ،انتخاباتی آزادومنتخبینی لایق .

    آقای حداد یک نظر به کامنتهای متن سایت امروز بینداز ید وکلاهتان را قاضی کنیدو در خلوتگاه وجدانتان بیندیشید که قضاوت فرهیختگان و دانش آموختگان و روشنفکران جامعه نسبت به گفته هایتان چیست!! از45دیدگاه بیش از 25هزار نظر مخالف شما و تنها 130 موافق ، می دانید یعنی چه ؟!! یعنی نفرت و انزجاراز گفته های نفر اول دایر ….

     
  15. جناب محمد أقا نوريزاد ديشب در سايتون ديدم كه يك اقايي نوشته بودند چه أشكال دارد إسلام منهاي روحانيت را معرفي كنيم(نقل به مضمون)جنابعالي در جواب نوشته بوديد جامعه بدون روحانيت مثل جامعه بدون پزشك است

    فرمايشتون براي من قابل هضم نبود جون به اعتقاد من قياستون يك قياس مع الافارغ است يك پزشك جامعه را درمان مي كند وبه فكر سلامت جامعه است ولي در مورد روحانيون اين اصلا صادق نمي تواند باشد و درست بر عكس است

    به أخوندهاي امًروزي كاري ندارم ولي از زمان صفويه كه سازمان روحانيت به كمك برادران محترم شرلي در دربار پادشاهان صفوي شكل گرفت روحانيت به غير از استحمار جامعه به نفع قدرت چه كار ديگري كرده است؟؟؟؟در دويست سال گذشته كدام تحول اجتماعي رخ داده است كه روحانيت چوب لأي چرخ أن نكرده باشد نهضت مشروطه أيا توسط روحانيت اسيب نديد فعاليتهاي سازنده رضا شاه أيا توسط روحانيت مختل نشد؟؟ نهضت ملي شدن صنعت نفت توسط مرحوم مصدق توسط ايت الله كاشاني و ايت الله بروجردي اسيب نديد نهضت به اصطلاح انقلاب اسلامي اقاي خميني توسط روحانيت به انحراف كشيده نشد و قبل از همه اينها سازندگيهاي امير كبير و قائم مقام فراهاني توسط روحانيت مورد حسد واقع نشد؟ اينها چه پزشكاني هستند كه دائماً مشغول توطئنه جهت تخليه چشم كليه تحولات اجتماعيند؟

    و امروز كه خود شاهد عمليات پزشكي يكايك أنها هستيم اين چه نوع پزشكي و درماني است ؟

    Mohammad Nourizad

    6:08 PM (2 hours ago)

    to Javad

    سلام آقا جواد عزیز

    اگردقت کرده باشید من نوشته ام که روحانیان درآینده ی کشورما خواهند بود منتها درمحدوده ی پاسخگویی به پرسش های شرعی مردم. ومطلقا دراداره ی کشورنقشی نخواهند داشت. با این ضربه ای که روحانیان به روح وروان ما ودین زده اند تصورنمی کنم حالا حالا ها بتوانند سربلند کنند. این نفس هایی که می کشند آخرین نفس های حاکمیتی آنان است.

    با احترام

    Javad Hajimir

    6:44 PM (2 hours ago)

    to me

    جناب محمد اقا نوريزاد با سلام و ضمن تشكر از اينكه پاسخم را داديد بايد خدمتتان عرض كنم باور كنيد اين جماعت مگر اساسا به شرع اعتقادي هم دارند كه صلاحيت پاسخگويي به پرشسهاي شرعي مردم را داشته باشند ؟؟؟؟

    سرور عزيزم جناب محمد اقا نوريزاد باور كنيد اگر اين جماعت از اون گنده ترينهاشون تا اون جغلهاشون اگر كوچكترين باوري به شرع داشتند حال و روز مردم ايران از زمان صفويه تا بحال به مراتب بهتر از اين بود
    اقا اصلا اين شرعي كه ما امروز يا زمان قاجار داريم مگر نه اينكه بنا به منافع اين گروه ساخته شده حالا اينها مي خواهند پاسخگوي كدام پرسش شرعي باشند مگر همين چند روز پيش نبود كه جواني را بنام ستار بهشتي در زندان كشتند اگر كوچكترين باور شرعي در اين جماعت وجود داشت حداقل يكيشون يه اعتراضي ميكرد
    بزرگوار ترا سر جدت قسمت ميدهم براي اينده اينها دكان درست نكن نخواستيم اينها در اينده به پرسشهاي شرعي مردم پاسخ بدهند اگر باور به شرع وجود داشت در شهريور ٦٧ اون قتل عام راه نمي افتاد كجاي شرع اجازه اون قتل عامها را داده حالا اين بي دينها را مي خواهي پرسشهاي شرعي مردم را پاسخ بدهند

    اقا پاشو برو دبي ببين دختران پانزده شانزده ساله ايراني در نايت كلابهاي دبي خود فروشي ميكنند بخاطر اينكه گوشه اي از مشكلات اقتصادي خانواده شان را حل كنند

    اونوقت اين بي دينها به اسم شرع روزگار مردم را سياه كرده اند حالا مي خواهي بگذاريشون پاسخگوي پرسشهاي شرعي باشند مگر از اين جماعت ضد دينتر ضد شرعتر ضد خدا تر ضد روز قيامتر ضد بشريتتر هم سراغ داري

    محمد اقا نوريزاد لطفا از حالا يادشون نده كه چه مغازه اي باز كنند ازت ممنون ميشم

    Javad Hajimir

    7:04 PM (1 hour ago)

    to me

    محمد اقا نوريزاد زمان مصدق زمان مشروطه زمان امير كبير زمان قائم مقام مگر اينها در اداره مملكت نقشي داشتند ولي ديديم كه چگونه مفسده كردند اقا هنر اينها فقط و فقط مفسده است چون اساسا دولت فخيمه انگليس در ماموريتي كه به برادران محترم شرلي داده بوده گفته بود برويد يك جماعتي درست كنيد تا بتوانند بر عليه دولت عثماني مفسده كنند و اين جماعت روحاني تخم مفسده هستند

    محمد اقا نوريزاد سر جدت برو وصيت نامه فاضل لنگراني را بخوان ببين در مورد شهر لندن چه گفته باور كنيد يك انگليسي اصيل هم در مورد شهر لندن چنين توصيفي را نداره

    اقا مسئله اسلام منهاي روحانيت يك

    موضوع مهمي هست كه من نزديك چهل سال پيش در يكي از كتابهاي دكتر شريعتي هم ديده بودم بهش اشاره شده بود

    اقاي نوريزاد اينها چه در اداره أمور كشور نقش داشته باشند چه به قول شما نقش نداشته باشند و پاسخگوي پرسشهاي شرعي مردم باشند براي اين مملكت جز بد بختي بيچارگي فقر فحشا فساداعتياد بي اعتقادي لا اباليگري و هزاران مورد منفي ديگر چيز ديگري به ارمغان نخواهند اورد

    Javad Hajimir

    7:45 PM (1 hour ago)

    to me

    اقاي نوريزاد عزيز

    در سالهاي خيلي دور در يكي از شركتهاي بزرگ توليدي مدير بودم يه جواني با لباس سر بازي بعنوان ارباب رجوع گاها مي أمد شركت بعدها اون جوان شد يكي از مقلدين پرو پا قرص فاضل لنگراني و با كمك اون شد يكي از بزرگترين كارخانه دارهاي مملكت و چهارتا كارخانه داره بعدش هم كه فاضل مرد پسرش پاشد أمد همه پولهاي باباش را كه همان وجوهات شرعي بود أوردو داد به همين اقاي كارخانه دار والان در جنوب ايران دارند يكي از بزگترين كارخانجات كشور را راه اندازي ميكنند

    يه ترخيص كاري بود در تبريز به نام محمد رضا زنوزي توي گمرك سهلان دنبال مشتريها مي دوديد كه كار ترخيص كالا بگيره با كمك امام جمعه تبريز و اقاي مرتضي حيدري خودتون تبديل شده به بزرگترين كارخانه دار اذربايجان شركت هواپيمايي اتا را هم داره تيم فوتبال هم داره يكي از بزرگترين بدهكاران بانكي هم هست دوازده هزار ميليارد از بانكها پول گرفته

    اقاي مدلل در كرمانشاه نسبتي داره با مكارم چندين كارخانه توليد روغن نباتي داره شكر هم وارد ميكنه واردات سويا و پودر ماهي هم در انحصارش هست و اگر مكارم نباشه ول معطله

    اقاي رسول دانيال زاده پنج كارخانه در سمنان داره يك كارخانه خيلي بزرگ فولاد سازي در رشت داره و يكي از بزرگترين كارخانه هاي فولاد سازي در جنوب رآهم در همين خصوصي سازيها تقريبا مجاني بهش داده اند و يار غار اقاي ناطق نوري هم هست و خونه اقاي ناطق را هم در كامرانيه جنب خونه سابق خودش براي ناطق ساخته

    از يه أخوند بپرس مسئله شرعي اينها چه جوريه؟؟؟؟؟؟

     
  16. نوری زاد عزیز اگر انقلاب را قطاری فر ض کنیم که رو به جلو می رود و در ایستگاه اول پر از مسافر هست و همه صندلی ها و وسط راه رو ها پر از ادم هستند . و همه تصمیم دارند که تا ایستگاه اخر و تا اخر خط با این قطار و این راننده و خدمه قطار بروند . اما مردم کم کم گروه گروه متوجه می شوند این قطار ان قطاری نیست که این ها فکر می کردند و ان قطاری نیست که به ایستگاه مورد انتظار ان ها ختم شود هر گروه با توجه به شرایطشان و اطلا عاتشان تصمیم می گیرند که در ایستگاه بعدی پیاده شوند و یا خودشان را از پنجره این قطار که دارد به ایستگاه شیطان و اهریمن می رود به بیرون پر تاب کننند . داستان انقلاب ما مردم ایران است که همه با هم انقلاب کردیم و همه به اقای خمینی اعتماد کردیم و سوار قطار او شدیم و او قول ها داد و با سخنان زیبا (ازادی عدالت و.. )همه را سوار این قطار کرد اما روشن نیست که چرا خط با نان او خط این قطار را عوض کردند . که در بین راه هر گروه و هر انقلابی در یک ایستگاه پیاده شد یا از پنجره خودش و خودشان را به بیرون افکندند و نابود شد ند . لذا ما نباید خودمان را سر زنش کنیم چون همه ان گروه ها ی چپ راست تند رو کند رو
    سوار این قطار شدیم و برای لکو متیو ران ان هورا کشیدیم بدون ان که شناختی از این راننده و خدمه ان داشته باشیم .یادم هست در روز تشیع جنازه قابل در مشهد که من و شما با هم و با ما شین دوستم سه نفری به بهشت رضا می رفتیم گفتم اقای نوری زاد بزرگترین اشتباه شاه این بود که نگذاشت ما جوا نان ان زمان اقای خمینی و همه گروه های سیاسی را بشناسیم و انان را برای ما بت کرد و گفتم من اگر جای شاه بودم (خیال باطل) اقای خمینی و این رو حانیون حکو متی را و مخالف را به سخن رانی هر هفته در تلوزیون و رادیو محکو م می کردم چون ان ذات و افکار با طنی ان ها برای مانند من روشن می گردید . البته شاه از این بی خردی هم خودش و نظا مش سر نگون شد و هم مردم ایران دچار خسار ت های جانی و مالی غیر قابل جبران گردیدند به هر صورت چون همه گرو ه های سیاسی و همه مخا لفان شاه برای اقای خمینی هورا کشیدن و سوار قطار او شدند و همه مادر این هورا کشیدن مقصر هستیم و حتی نظام پادشاهی سر منشع و پایه اشتباه ها بود. پس کسی حق ندارد هر کس و یا هر گروه که از این قطار پیاده شده ان گروه وان فرد را سر زنش کند (همه ما کناه کار هستیم و شامل ان زن روسپی و سنگسار و داستان حضرت عیسی هستیم که حضرت فر مود هر کس گناه نکرده است به این زن سنگ پر تاب کند و ان مردم هم سر شکسته و سر به پائین انجا را ترک کردند ) با سپاس محمد علی مشهد دوست نوریزاد

     
  17. //// باید بیاید و جلوی اقای خا منه ای لنگ بیندازد

     
  18. نمیدونم چرا امشب همش یاد امیر جوادیفر عزیز میوفتم هر وقت عکس های امیر رو میبینم یاد اون ناله هاش می افتم که همش از درد در کهریزک ناله میکرد
    امیر روزهای سختی در کهریزک سپری کرد گردنش شکسته بود دنده هاش همش خورد شده بود و یکی از چشم هاش رو از دست داده بوده و همش به فکر این بود که چرا چشمش نمیبینه یک بار دم دستشویی در کهریزک وقتی امیر میخواست بره اب بخوره دیدمش گفت نمیدونم چرا چشم سمت چپم نمیبینه روم نشد بهش بگم چشمت کور شده اخه همه درد هاش یک طرف از اینکه یک چشمش نمیدید یک طرف چون چشم هاش رو خیلی دوست داشت و همش مادرش رو صدا میزد که چشم هایم رو به من برگردون بعد ها فهدیم مادر امیر عزیز چند سال پیش فوت کرده بود
    بعد از چند روز چشمش عفونت کرد و همش از چشمش عفونت بیرون می امد روز اخر که داشتیم ار کهریزک به اوین میرفتیم امیر بخاطر گرما شدید و حال خوبی که نداشت در سایه ای نشسته بود و چند باری حالش بد شد انگار داشت روحش از بدنش جدا میشد :((
    در همون لحظه سرهنگ کمجانی شروع کرد با پوتین بر سر و صورت امیر و دنده های شکسته اش که حدود چند ضربه ای بر تن امیر بی جان زدند که امیر از سایه بیرون امد و در افتاب سوزان نشست :((
    امیر در راه کهریزک به اوین در اتوبوس حالش بد شد و خیلی تشنه بود و لب هایش از تشنه گی خشک شده بود دوستانم به مامورین التماس کردند که بهش اب بدهند ولی بک قطره اب هم به امیر عزیز نداند و امیر جان با لب های تشنه خون بالا اورد و از این دنیا رفت و با همه ما خداحافظی کرد منو ببخش که کاری نتونستم برات کاری انجام بدم امیر جان..

     
  19. درود بر جناب نوری زاد

    کاش این دگرگونی در شما همان 32 سال قبل بوجود آمده بود تا ببینید تفاوت چندانی بین آن زمان و اکنون وجود ندارد. شعار “یا روسری یا توسری، اگر 35 میلیون بگویند بله من می گویم نه،اقتصاد مال خر است،وعده آب و برق مجانی” همه از همان زمان بوده وسالها قبل از آقایان خزعلی و عارف شمار زیادی جان خود را بر سر دفاع از این حق مردم از دست داده اند.
    شجاعت شما قابل تحسین است ولی بنظر می رسد که فقط به پروسه 8 یا 10 ساله اخیر خرده می گیرید که دور از انصاف است. هنگامی می شود در کنار شما قرار گرفت که به برابری همه احاد ملت ، زن و مرد ،مسلمان و غیر مسلمان و دیندار و غیر دیندار اذعان کنید و جامعه ای بدون اقلیت و اکثریت را برتابید. قانون اساسی آینده باید صرفا بر اساس حقوق انسانها و منافع ملی و بدون تاثیر پذیری از هر گونه ایدئولوژی نگاشته شود. موفق باشید

    ————————-
    سلام بهلول گرامی
    تأخیرمن دراین که مثل شما زودتربفهمم، عذابی است که من تا قیام قیامت باید با خود حمل کنم. آدمها با هوش وفهم واسعتداد وشهامت وترس وطمع وکینه وحسد وخیلی خصوصیات دیگرآمیخته اند. یکی زودتر می فهمد ویکی دیرتر. اما درباره ی بخش دوم سخن درستتان باید بگویم: من نیزچون شما معتقدم انسانها همه با هم مساوی وداری حقوق برابرند. وهرگزشیعه بودن یکی وبهایی بودن دیگری دلیل برخورداری اولی وطرد دومی نمی شود. آدمها مگربخاطرخطاهای اجتماعی شان مورد مواخذه قرارگیرند. وگرنه باحجاب وبی حجاب وفقیروغنی ومسئول وغیرمسئول ومسلمان وغیرمسلمان هیچگاه دلیل برتری جماعتی برجماعتی دیگرنمی شود. درهمین خصوص فیلم کوتاه مرا با عنوان: ممد نبودی ببینی، ببینید.
    با احترام
    .

     
  20. اندیشمند گرامی، جناب آقای نوریزاد

    با سلام و سپاس از آنجاییکه می دانم در قران پژوهی مطالعات دارید، بعنوان یک برادر، مطالبی را عرض حضور می نمایم. و همچنین لینک چند مقاله ای که در مورد قران شناسی اخیرا خوانده ام را تقدیم حضور می نمایم.

    و اما بعد. یکی از دغدغه های همیشگی من از دوران کودکی تناقض های گفتاری در بسیاری از مطالب متون دینی و اصرار روحانیون بر پذیرش بی چون و چرای آنها بوده است .

    همیشه با سوالات گوناگون از مبدا آفرینش و علت تناقض های آن با مطالب درسی علوم تجربی در مورد دوره های زمین شناسی، زمان حضور موجودات در زمین و فرایند تاریخی رشد و نمو آنها و بقایای حضور انسان اولیه ( حدود چهار میلیون سال) و انسان هوشمند ( حدود 200 هزار سال) و داستانهای خلقت آدم و حوا و تاریخ انبیا که حداکثر زمان هبوط آدم به زمین را به حدود هشت الی ده هزار سال پیش می رسد (مسیحیان این زمان را شش هزار سال پیش اعلام می کنند). بعد از آن تناقضات تاریخی در نسبت دادن مطالب کتابهایی بعنوان وحی الهی (تناقضات وآیات معلوم الحال در تورات و انجیل و قرآن) همواره مرا در بین یک دوراهی تردید قرار داده بود. همین دیدگاه در مورد قرآن که بعنوان کتاب دینی مسلمانان می باشد نیز صادق است. اصرار بزرگان دین بر وحیانیت قران با توجه به تفاسیر مختلف آن و آیات متناقض برای اینجانب قابل قبول نمی نمود. قوانینی که از قران استخراج می شود و بعنوان شریعت بلای جان بسیاری جوامع از جمله ایران گردیده است، کم نیستند.

    این که قران به عنوان یک کتاب بر اساس نقل قول از پیامبر اسلام در زمان خلیفه سوم گردآوری شده است، مورد توافق تقریبا تمامی بزرگان دین اسلام است.

    اما موضوعی که برایم جالب بود نوع جدیدی از نگاه به قرآن بوده که قرآن را نه بعنوان مونولوگ از سمت خدا به بنده. بلکه بصورت دیالوگ تاریخی بین پیامبر ( به نقل از خدا) و مخاطبین در بستر تاریخی و رویدادهای خاص بوده است. مقالات زیر در این مورد می باشد. امیدوارم که مورد استفاده قرار گیرد.

    با سپاس از توجه شما

    ارادتمند-کاوه

    1391/10/10

    http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2012/12/121228_l44_abuzeid_book_review.shtml

    http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2010/07/100705_u03-hamed-abuzayd-obituary.shtml

     
  21. عجب ایکاش خوبی است آقای نوری زاد این ایکاش شما. یعنی می شود آقا مجتبی خامنه ای بخاطر ظلمهایی که به مردم کرده وحقوقی که ازمردم تباه کرده شلاق بخوره؟ ما اونقدردلرحمیم که دلمون نمی خواد یه جلاد هم شلاق بخوره چه برسه به آقا مجتبی.

     
  22. وحدت حوزه و دانشگاه

    به دلایل زیر وحدت حوزه و دانشگاه ممکن بلکه واجب است:

    یک – در تمام دانشگاه‌های ایران، حتي کوچکترین‌شان، روحانیت دفتر نمایندگی داره، ولی همه‌ی جامعه‌ی دانشگاهی ایران یه دفتر در حوزه علمیه‌ی یه شهر کوچک نداره

    دو – روحانیت می‌تونه دو سال تمام دانشگاه‌های ایران رو به اسم انقلاب فرهنگی تعطیل کنه ولی همه‌ی جامعه‌ی دانشگاهی ایران حتا نمی‌تونن تقاضای تعطیلی یک ماهه‌ی حوزه علمیه یه شهر کوچک رو بکنن

    سه – روحانیت سی ساله در مورد اسلامی کردن درس‌های دانشگاهی‌ها، از مهندسی گرفته تا علوم پایه و بخصوص علوم انسانی نظر می‌ده و اعمال می‌کنه، اما همه‌ی جامعه‌ی دانشگاهی ایران حتا نمی‌تونن بیست صفحه‌ی یه کتاب درسی حوزه رو اشتباه اعلام کنن

    چهار – یک روحانی، مثل آقای عمید زنجانی می‌تونه رئیس دانشگاه اونم دانشگاه تهران بشه، ولی یه دانشگاهی، اونم نه حالا از مهندسی یا علوم پایه، بلکه از علوم انسانی، اونم نه مهاجرانی یا سروش، بلکه مثلا آقای رحیمپورازغدی نمی‌تونه رئیس حوزه‌ی نه حالا قم، بلکه یه شهر کوچک بشه

    پنج – بیش از چهل سال پیش به حوزه‌ی قم حمله کردن و طلبه از بام پرت کردن وچه جنایت‌ها کردن. هنوز دارن ازش استفاده می‌کنن. هر چند سال به خوابگاه‌ها حمله می‌شه، دانشجو رو از بلندی پرت می‌کنن، توی دانشگاه آزاد مشهد چاقو به گردن دانشجو فرو می‌برن، چه کارهای دیگه‌ای که همه می‌دونن می‌کنن، همه هم می‌گن جنایت شده، هنوز معلوم نیست کسی مجازات بشه – دفعه پیش که آقای نقدی تبرئه شد و سربازی که ماشین ریش‌تراش دزدیده بود مجازات

    شش – در مراسم تجلیل در داخل دانشگاه هر عضو دانشگاهی، مثلا به خاطر سابقه‌اش یا فوتش، حتما یه روحانی هم صحبت می‌کنه، ولی امکان نداره مثلا برای مجلس ختم یک روحانی در داخل حوزه یه سخنران دانشگاهی دعوت بشه

    هفت – اگه یه نفر قرآن رو حفظ کنه درجه‌ی دانشگاهی می‌گیره – از کارشناسی تا دکترا برای همه‌ی قرآن – حتا اگه اون آدم یه بچه‌ی شش ساله باشه . ولی مثلا بهش نمیگن حجه‌الاسلام که به نظر خیلی هم معقول‌تر و بجاتره

     
  23. سلام

    فقط کارما شده نفرین وناله برظالمان،زیرادیگر اطلاع رسانی هم بی اثرشده چون مردم باگوشت وپوست خود ظلم و ستم را حس می کنند. واقعا رسالت ما چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه کار باید کرد؟؟ وقتی کتاب های تاریخی را می خواندیم از شدت ظلم و ستم و سکوت مردم خونمان بجوش می آمد! و حالا خودمان گرفتار همان وضعیت هستیم و شاید بدتر. چه باید کرد؟ یاد دکتر شریعتی بخیر که جوابی برای آن دوران داشت. حالا باید کسی دیگر علم جواب به این سوال را بردارد و ارائه طریق کند! برادر عزیز شما بگوئید چه باید کرد؟؟؟

    یا حق

     
  24. روزی خواهد رسید که دربرابر مردم با حقارت و خواری به التماس درافتند .

     
  25. با سلام برشما..در مثنوی حکایت جالبی است از مردی که بسیار هتّاک بود و در عین حال وضع خوبی هم داشت. او از یکی از پیغمبران راز این را می پرسد که چرا خدا این همه به من عنایت دارد وعلیرغم پستی ام چرا مجازات نمیشوم؟..آن نبی هم پرسید و جواب را هم شنید.پاسخ این بود که تو مجازاتت همین هست که اینجوری هستی!.بقیه مجازاتها پیش این هیچ است.
    آقا مجتبی مجازاتش این است که جوانی خود را در لباس دین با نامردی شروع کرده است..کسی که میتوانست بسیار منشا خیرات برای خود و ابوی و همه باشد خدای متعال رهایش کرده که به ناکجا آباد برود! او تنها نیست.همین ابو الزوجه اورا ببینید که از فلسفه و علم سر به کجا ها برده است؟ بزرگترین شلاق اینان این است که اینجوری شده اند که در هر تاکسی و شخصی و هر منبر و خانه چنان دعائی مردم به جانشان میکنند که در تاریخ بی نظیر است!! امّا دیگر مشیت الهی این است که گوشها و چشمها و عقلها را هم قفل میکند!!..این هم در حضرات عیان است!!.. انقدر عقل هم نیست که بفهمندخوب شدن وضع مردم برایشان آب حیات است..ببینید حتّی این میزان از عقل هم بهره ای ندارند!!
    اخیرا روایت جالبی دیدم از پیامبر(ص) که هر که شراب را بخاطر سلامتی اش ترک کند و نه بخاطر عقیده، خدای متعال به او پاداش نیکو میدهد..چون از عقل خود استفاده کرده..اینها به اندازه آن شرابخوار هم بصیرت ندارند!!..نه که نیست..نه..قانون الهی این است که باشد و کار نکند…شکمها از مال حرام پر است جناب نوری زاد عزیز!!..مثل آب خوردن امام حسین میکشند!

     
  26. اقای نوریزاد سلام
    تا کی فقط حرف زدن ……………….و این //// مشغول کشتن و شکنجه کردن مردان و زنان در زندان های مخوف….
    تا کی تا کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    آیا نباید کاری کرد……فقط گفتن و گفتن شما………..و نشنیدن و نشنیدن //// و همان کار های خود را کردن……. این یعنی چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    آقای نوریزاد باید کاری کرد….کاری کارستان
    من که عجیب به کشتن می اندیشم…..باید وقتی آنها می کشند ما هم باید بکشیم……….نظر شما چیست؟؟؟

    …………………………..

    سلام علوی گرامی
    دستهای خونین را برای کسانی بگذار که استحقاقش را دارند. والبته استحقاق بی عقلی را. دست به کشتاربردن درست همان است که سرداران فربه به ما التماس می کنند. ما صبورانه وهوشمندانه نشان خواهیم داد که بجای خون ریختن، فهم را برخواهیم کشید. اینجا همان جایی است که جهل گریزمی کند.
    با احترام
    .

     
  27. باسلام و تشکر از مطالب مفید و قلم شیوایتان . راستی مگر اولین نفر که از بصیرت گفت خود رهبر نبود ؟ حال چه شده که او جلوی رهبر ایستاده همه به او انتقادمیکنند . چطور رهبر که از بصیرت میگفت حال چیزی برای گفتن ندارد واقعا چه کسی بصیرت داشت ؟ آنان که روز 25 خرداد به خیابانها ریختند و شعار رای من کوسردادند یا رهبر که همه را به بصیرتی متهم کرد ؟ !

     
  28. با سلام،
    روزعاشورا و عاشورایی که در زندان در اعتصاب غذا بودی و یک تنه فریاد ملت معترض ایران بودی هیچ وقت از یادم نخواهد رفت. من دعا کردم که هم شما و هم من معترض به اوضاع کشور، به هدفمان که همان آزادی بیان و کنار رفتن پلیدیها از سر این کشور عزیز ایران است، برسیم وشاهد درخشش دوباره ستاره هایی همچون سید محمد خاتمی و … و اخلاق در آسمان سیاست باشیم.
    ارادتمند شما
    یکی از معترضان به نتایج انتخابات 88

     
  29. با سلام
    براي شما كه در ميان جماعتي بي تفاوت زندگي مي كنيد زار زار گريه مي كنم و از ته قلبم افسوس مي خورم كه چرا چنين جماعتي هستيم…از دستم كاري جز اينكه مطالب شما را منتشر و به دوستان و همكاران جهت مطالعه برسانم كار ديگري بر نيامده است…شرمنده ام كه در ميان اين بيابان تنها و بي ياوريد..اما يقين بدانيد دلهاي بسياري همراه شماست.
    براي من شما همانند حسين (ع)هستيد،يكه و تنها در دشت كربلا و در محاصره دشمنان كه جماعتي را به دروغ و نيرنگ همراه خود براي كشتن حسين آورده اند.روزي كه در نمايشگاه مطبوعات به شما آن جماعت جاهل هجمه آوردند بر خود و ملتم گريستم كه چرا درآن ميان هيچ كس به مخالفت بر نخواست و نگفت چه مي كنيد؟!!دست از سر نوريزاد برداريد.
    هر روز در مسير خانه به اداره نامه سيد علي بشنو شما را گوش مي كنم .شايد 40 با تا كنون و در عجبم كه شما همچنان اميدواريد به بهبودي..
    نميدانم نامه ام را چگونه پايان برم ولي برايتان آرزوي سلامتي و براي خانوادتان صبر و شكيبايي آرزومندم..
    به اميد سرافرازي و پيروزي حق بر باطل
    برادر كوچك شما عماد

     
  30. عرض سلام

    اينجانب كسي هستم كه مرگ را بارها و بارها تجربه كرده ام اما خواست خداوند بوده كه تا كنون زنده بمانم و افرادي را كه روزي ادعا مي كردند و امروز هم مدعي هستند ببينم.
    روزي روزگاري رضا شاهي بود و محمد رضا شاهي ، هر دو خيانت كار ، خيانت كاراني كه وطن پرست بودند ، به مردم ظلم مي كردند ، اسلام را نمي شناختند ، بهايي بودند ، امريكايي و انگليسي.
    اما مردم به آنها نمي گفتند آيت الله،حجت الاسلام، سردار، دكتر ، مهندس ، جانباز، رزمنده بلكه مي گفتند ساو اكي
    می گفتند: خدانشناس.
    اما امروز اسلام يك سو جنگ ، جبهه ، آقا امام زمان سوي ديگر.
    همه مي دانستند شاهي دارند كه زندانهاي سياسي دارد و در زندانهاي سياسي آدمها شكنجه مي شوند ، كشته مي شوند.
    اما امروز استغفرالله، اگر چنين چيزي باشد حتما در رابطه با مخالفين و خائنين نظام و اسلام است.
    حاج آقا شما و ما ، هم زمان گذشته را ديديم هم زمان انقلاب را. من نه نويسنده هستم و نه طراح سوال . فقط مي خواستم بدانم اسلام ناب يعني چه ، نايب امام زمان ، ولي مسلمين جهان و علي زمان يعني چه ؟
    در مورد هر كدام از اينها مسائلي را مي خواهم مطرح كنم تا فكر و درون خود را از اين مسائل آزاد كنم اما ترجيح مي دهم درد دلي را با شما داشته باشم.
    از زمان جنگ سال ٦١ والفجر مقدماتي يا شايد هم بهتر است از سال ٦٤ از كربلاء ٤ بگويم ، كربلاي ٤ وقتي اسم آن عمليات را مي شنوم نمي دانم بدنم بلرزد يا جگرم بسوزد، نمي دانم.
    عملياتي كه از همان ساعت عصر هواپيماهاي عراقي براي بمباران منطقه حاضر شده بودند و عده اي از بچه ها شهيد شدند، شب عمليات تمام گروهانهاي عملياتي آماده بودند اما سنگرهاي عراقي بدون اسلحه سبك با كاليبر داخل سنگرها آماده بودند، هواپيماهاي عراقي منطقه را مثل روز روشن كرده بودند هيچ جنبنده اي مخفي نمي ماند ، هر گردان عملياتي براي شروع عمليات داخل كانالي بود.
    هنوز عمليات شروع نشده بود ورودي كانالها را هدف گرفته بودند . آن موقع هر كه مي گفت حاجي عمليات لو رفته فقط با عنوان اينكه دستور است و بايد عمليات شروع شود دهنها بسته مي شد.
    جزيره ماهي ، جزيره ام رصاص ، كانال ماهي و كويت هم جزيره بوارين را در اختيار عراق گذاشته بود . همه گردان ها با كشته زياد از وسط آب برگشتند ، بلاخره گرداني خط جزيره ام رصاص را شكست.
    محورها بوسيله تخريب چي ها باز نمي شد چون عراقي ها سيم خارداري را گذاشته بودند، خورشيدي و سيم بكسرها يي بود كه با سيم چينهاي عادي چيده نمي شد. اين افراد بودند كه مين ها را منفجر كرده و خود را روي سيم خاردارها مي انداختند تا خط باز شود . جنازه ها هم روي آب كه بطرف خليج مي رفتند.
    نمي دانم حاج آقا مي دانيد اگر گلوله كاليبر به سر بخورد چه اتفاقي مي افتد . بلاخره آب فرش بود از جنازه هاي بچه ها. بعد از أن هم نوبت نيروي آبي خاكي كه با حمله قايقها شروع شد از جزيره ماهي و بوارين با شليك گلوله قايقهاي پر از نفرات منفجر مي شدند. در نهايت جزيره ام رصاص تسخير شد ، بعد از ٢ روز هم تخليه شد. قبل از تخليه فرماندهان به فرمانده گردانها و گروهانها اعلام كردند جان خود را بردارند و فرار كنند جنازه ها ، مجروحين و افرادي كه جلو رفته بودند در جزيره باقي ماندند هيچ اسير ايراني از آن عمليات باقي نماند همه را كشتند. امروز همان فرماندهان با افتخار از آن روزها ياد مي كنند در حالي كه دستي در كارهاي دولتي و شخصي دارند.
    ٢ هفته بعد عمليات كربلاي ٥ آغاز شد و پيروزي حاصل شد، گفتند عمليات كربلاي ٤ براي پشتيباني از عمليات كربلاي ٥ بوده چون دشمن فكر نمي كرد كه ما توان عمليات ديگري داشته باشيم!
    از كربلاي ٤ تعداد كمي جنازه توانسته بودند بياورند اگر مي خواستند همه شهدا را بياورند نمي دانم چه اتفاقي مي افتاد. در بيمارستان هم زخميها به هر طريقي كه بود آزار و اذيت مي شدند . پنس را داخل زخم فرو مي كردند يا شير آب دستشويي را در مقابل مجروح تشنه باز مي گذاشتند و مي گفتند قطعنامه را قبول نكرديد اين هم از نيروي خودي !
    زماني گفته شد راه قدس از كربلا مي گذرد و ما درون فاو هزينه هايي كرده بوديم كه قابل حساب كردن نيست حتي شايد با اين هزينه كه در فآو شد مي توانست خيلي از شهرهاي مرزي را بازسازي كرد . تعدادي طلبه به لشكر آمده بودند و وعده زنان و دختران عراقي را مي دادند اگر وارد شهرهاي عراق مي شديم . آنروزها ياد هويزه و شهرهاي مرزي مي افتادم و اين كه عراقي ها با ما و خانواده هاي بيگناه چه كردند! فكر مي كنم در همان زمان آيت الله سيستاني نيز فتوا صادر كردند كه اگر وارد شهر هاي عراق شده و كشته شويد ، شهيد محسوب نمي شويد .
    روزي كه عراق با تانك هاي تي ٧٢ روسي ، هواپيماي ميگ روسي ، موشكهاي روسي به فآو حمله كرد كم انسان بي گناه در فآو ، شلمچه ، اروند رود ، شط العرب كشته نشد و چه همه شهيد كه جنازه هايشان پيدا نشد. آن روزي كه امام دستور داد اولين ناو آمريكايي در تنگه هرمز زده شود و وقتي كه انجام نشد گفتند اين تنها يك پيشنهاد بود.
    و اما ريیس جمهور وقت ، رهبر مسلمين جهان و نائب امام زمان امروز ، زماني كه جانباز ٤٥ درصد ١٤٠٠ تومان حقوق مي گرفت كساني را كه ميلياردها پول بنياد جانبازان را بردند و اولين اختلاس بانكي را انجام دادند ( همان گونه حضرت علي طلحه و زبير از بهترين ياران پيامبر از خدمت صادقانه به مردم كنار گذاشتند) علي وار و علي گونه ايشان را از جواب دادن به بعضي مسايل بر حذر داشتند ، همان كسي كه براي سپاه پاسداران قطعات جنگي وارد مي كرد، نمي گويم كه ايشان دخلي در وارد كردن بعضي از اقلام در بازار سياه داشتند ، بقول يكي از دوستان كه از نزديكان سيد احمد خميني بود مي گفتند ايكاش آنهايي كه روز اول در آمدن و حفاظت از امام و بعضي مسائل كار كردند مبلغي را مي گرفتند و دست از سر امام و انقلاب بر مي داشتند.
    مطلب ديگري كه مي خواستم بگويم مسائل تجاوز و تجاوزگري است . آيا بعد از ٣ سال هنوز تكليف كهريزك نامعلوم است ؟ آيا فقط زنان جوامع إسلامي را كه مورد تجاوز سربازان آمريكايي قرار مي گيرند مورد خطاب قرار مي دهيم آيا نمي گوييم كه در زمان كميته انقلاب اسلامي مسائل زيادي همانند جريان كهريزك وجود داشت و به خاطر اسلام در پوش گذاشته مي شود؟
    آيا استاد مطهري مي دانست با فشار به يهوديان در ايران با نامه هايي كه روساي صهيونيسم براي يهوديان ايران مي نوشتند تا به فلسطين بروند و آنها نمي رفتند ، علي رغم ميل خود با وجود فشار انقلاب بر يهوديان ، آنها به إسرائيل رفتند و كشوري تشكيل دادند كه با مسلمانان راحتتر درگير شوند و مسئله بعد اينكه اموالي را كه بجا گذاشتند به اسم اسلام مصادره شد و نام غاصب فقط به يهوديان داده شد. مي گفتيم اسم إسرائيل را از نقشه دنيا پاك مي كنيم در حالي كه متاسفانه اسم ايران به واسطه رفتار و گفتار بعضي از مسئولان به ظاهر وطن دوست از نقشه جهان پاك شد.
    آيا بياد داريد روزي را كه ريیس جمهور مورد تأييد مراجع و روحانيت به جاي دفاع از كشورمان بحث هولوكاست را پيش كشيد بدون يادي و دفاعي از جانبازان شيميايي تنها از آلماني ها حمايت كرد همان هايي كه مواد شيميايي را به اسم حشره كش به دولت عراق دادند و ايران نيز جانبازان را به عنوان معالجه ، براي تكميل و بررسي نتايج آزمايشات مواد شيميايي به دست آلماني ها سپرد. ريس جمهور در يك جلسه همه محبت هاي آنان را جبران كرد و متاسفانه شما و همه آقايان از اين همه شهامت كمال رضايت را داشتيد . جانبازاني كه سالهاي سال از درد رنج مي برند و گروهي تازه آثار مواد بر روي ريه ، پوست را مشاهده مي كنند در حاليكه نائب امام زمان بحث را بر كم كردن درصد جانبازي گذاشته اند ، به قول بعضي از مسئولان بنياد آيا يك جانباز مي داند اگر ٥ درصد كه حق اوست داده شود چه هزينه اي براي دولت دارد؟! بله اختلاس ها ، كم كاريها و غيره هيچ هزينه اي براي دولت ندارد فقط جانبازان براي دولت هزينه دارند ، مردم مي گويند جانبازان حقوق هاي ميليوني مي گيرند غافل از اينكه آنها از كمترين امكانات دارويي و حقوقي برخوردار نيستند حتي نمي دانند كه خيلي از اين جانبازان هنوز درصد نزده اند و يا گروهي امروز بعد از ٢٠ سال تازه فهميده اند كه چه مزايايي مي بايست به آنها تعلق بگيرد كه داده نشده و امروز مسئولين مي گويند گذشته ها را بأيد فراموش كرد . روزي كه آنها جانشان را دادند فكر منافع و مزاياي جانبازي نبودند. جبهه و جانبازي و چپي و عكس با چپي در جبهه ها براي كساني بود كه همان زمان هم مقام و مسئوليت داشتند و آينده نگري كرده و امروز پست هاي بالاتر دارند و مدعي اسلام و انقلاب هستند.
    كاش همان شاه بهائي يا بي دين بود و ما به اسم مسلماني به اسلام ضربه نمي زديم . كاش همان زمان بود كه بعضي از آقايان امروز با همان دوچرخه به مجلس روضه مي آمدند و ترياكي مي كشيدند و بالاي منبر مي رفتند و روضه مي خواندند و نه نوحه هايي كه در شأن اسلام نيست و يا سكه ها و پولهاي معروف شدن را به جيب مي زنند.
    فكر كنم بهتر است از حصار خود ساخته بيرون بياييم ، بين مردم باشيم ، از خودمان گذشت كنيم ، خمس مردم را براي بعضي خارجي ها كه فكر مي كنيم مبلغ دين مي شوند كمتر هزينه كنيم چرا كه هنوز ويزاي كشور ديگر را نگرفته اند به ائمه و امام زمان توهين مي كنند و زياد به فكر صادرات اسلام نباشيم بلكه به فكر داشتن يك پايگاه إسلامي واقعي باشيم.
    اگر زماني كه فآو ، شلمچه ، اروند رود در اختيار ما بود عاقلانه تر فكر كرده بوديم و زياده خواهي نكرده بوديم مجبور نبوديم جام زهر را بنوشيم . امروز هم بايد عاقلانه تر فكر كنيم ، امروز همه چيز بر پايه صلح و دوستي بنا مي شود ، دين خواست قلبي است ، امروز بعضي از جوانها مي گويند اسلام دين پدر و مادر ماست و ما هنوز دين خود را مشخص نكرده ايم و گروهي به اديان ديگر وارد مي شوند ، حتي شيطان پرستي . حال آن كه بعض مسئولين أديان رسمي را منكر مي شوند، آيا بوي نفاق ، جنگ و نابودي اسلام را نمي فهميد ، ما امروز قرانها را بر سر نيزه كرده ايم ، همه گروه ها و احزاب را زير سؤال برده ايم و سرمايه هاي كشورمان و از همه بدتر اعتماد ملت را از دست مي دهيم و روزي راه برگشت نداريم.
    بعضي ها امروز مي خواهند ناگفته هاي جنگ را بگو يند ، بايد از آنها ترسيد از اينجاست كه راه انقلاب و اسلام كج خواهد شد .
    زنده باد اسلام ، زنده باد ايران و زنده باد صلح ،زنده باد آزادي بيان كه براي همه آسايش و اطمينان فرآهم مي سازد و ديگر نيازي به جاسوسي و دستگاههاي جاسوسي كه باعث افسردگي و مرگ نا حق مي شود نيست.
    واي بر كساني كه از خون أفراد پلكاني براي بالا رفتن و كسب درآمد مي سازند ، واي بر كساني كه دم از جنگ و جهاد مي زنند و وقت نياز عقب نشيني مي كنند ، واي بر كساني كه سر سفره مردم نشسته اند و دست در جيب آنها و نگاه به ناموس آنها دارند.
    واي بر كساني كه بر صندلي تكيه زده اند و فكر مي كنند هميشه جايگاه آنها ست ، درود بر كسي كه گفت دستانم را از تابوت بيرون بگذاريد تا مردم بدانند هيچ چيز از اين دنيا با خود نمي برم، درود بر كسي كه مي گفت من فرمانرواي كشوري بزرگ هستم اما امروز در كمترين مقدار از زمين آرميده ام ، درود بر خدا وندي كه حق را آفريد روزي كه همه ناحقي ها را جبران كند ، درود بر خدا وندي كه إنسان را وابسته به دنيا وشيطان را آفريد تا او را خام دنيا كند.
    سلام بر مرداني كه تمام هدف شان سازندگي كشورشان بود ، واي بر كساني كه تمام هدف شان از بين بردن و نابود كردن است.
    سلام و درود بر نخست وزيري كه ٨ سال تورم كشور را به صفر رساند اما او را اعدام كردند ، واي بر ریيس جمهوري كه تورم كشور را در ٨ سال به بالآي ٢٠٠ درصد رساند صداي خورد شدن استخوانهاي مردم را نشنيد و گفت پاك ترين دولت است .
    سلام و درود بر زني كه هويت ايراني بودن خود را نگه داشته و هيچگاه براي تفرقه بين مسئولين و اهانت حتي به امام خميني پشت تريبون هاي دنيا نرفت و حرفي به زبان نياورد .
    واي بر كساني كه باعث بر هم زدن رابطه ايران و آمريكا شدند ، در تسخير سفارت آمريكا دست داشتند با رأي مردم و حمايت بعضي ها به مجلس رفتند و امروز با سرمايه مردم به آمريكا پناه برده ، حجاب را از سر برداشته و به أهداف و آرمانهاي شهدا إيراد مي گيرند. آيا آمريكا فقط براي مردم بد بود ؟
    سلام و درود بر كساني كه كاخها را داخل كشور در مقابل چشم مردم ساختند ، سرمايه ها را از مملكت بيرون نبردند و امروز آن كاخها سقف بالآي سر آقايان است و ديگر سرمايه ها بيرون از مملكت.
    سلام و درود بر مرداني كه زمينهاي كشاورزي و خانه هايشان را گذاشتند و خود آواره غربت شدند تا آقاياني زمين دار و سرمايه دار شدند.
    سلام و درود بر كساني كه موقوفه هايي براي آقا امام حسين و ائمه گذاشتند و به زور و ظلم اداره اين موقوفه ها را از دست فرزندان آنها گرفتند و خدا بهتر مي داند كه در چه راهي خرج مي شود .
    سلام بر آقاي خودم امام رضا ،توليت آستان را به كساني دادند كه …. .

    انشأ الله بنده را از راهنمايي هاي دلسوزانه خود محروم نمي سازيد.

     
  31. آقای نظامی آقای کارمندآقای بازاری اگه می خواید جلو ظلم و بدبختی رو بگیرید تا اونجا که می شه تو اموری که به نفع قدرت این ظالما ست کار شکنی بکنید هرکی هر جا هست شروع کنه حتی با دیر دادن قبض اب و برق یا کشیدن یک خط سبز

     
  32. استاد نوری زاد، سلام. همانطور که میدانید شما و دکتر خزعلی نخستین پیشگامان کارزار پوزش و بخشش هستید، که مجبور شدم بعد از زندانی شدن دکتر آن را (به عنوان نوعی اعتراض خاموش) معلق کنم. و فکر کنم میدانید که پس از دستگیری ایشان و تعلیق آن پویش، حرکت جدیدی را شروع کرده ام به نام “انستیتو میراث مصدق،” که نخستین پروژه اش طومار درخواست جایزه صلح نوبل برای آن آزاده مرد است–و این هم لینک های مربوط :
    http://www.gopetition.com/petitions/posthumous-nobel-peace-prize-for-mossadegh-petition-to.html
    http://mossadeghlegacyinstitute.org/
    ایکاش میتوانستید (بدون خطر) به این حرکت بپیوندید.
    به غیر از این، نمیدانم از این کنج غربت (و بدون زر، زور، و تزویر) چه کار دیگری از دستم بر میاید؟
    سبز باشید
    مجتبی آقامحمدی

     
  33. سلام آقای نوری زاد…
    من همه نوشته های شما را دنبال میکنم.من نمی تونم تصور کنم راه چاره ای داشته باشیم.شاید آخر کار ما حکومت صدام بر عراق باشد.هر بار که به این فکر میکنم بدنم میلرزد نه برای خودم بلکه برای فرزندم که میخواهد اینجا زندگی کند.اگر مردانی مثل شما بودند که به صراحت به رهبر نامه می نوشتند آقا مجتبی نمی توانست براحتی نقشه های حکومت بر ایران به این سرعت پیش ببرد.به خدا درمانده ایم.راهی برای آزادی میبینید؟من یک نظامی هستم آقای نوری زاد یک نظامی که فساد این حکومت را حتی در تمامی مراتب ارتش مکتبی ایران به صورت کامل می بیند و نمی تواند اعتراض کند چون بعنوان یک معترض و عامل فتنه در ارتش شناخته می شود.

     
  34. جناب نوریزاد عزیز شاید در خواستی که از شما میکنم زیاد خوشایندتان نباشد ولی شما که درد را فریاد میزنید به من عامی بگوئید چه باید کرد . همه ملت اینها را می فهمند حتی اگر منافعشان اجازه ندهدکه اعتراف کنند . و حتی ریشه درد را هم بیشتر نخبگان و حتی قشر متوسط میدانند ولی چرا هیچکسی در تمامی این وبسایتها و روزنامه ها و…… به این سئوال اصلی هیچ جوابی که در سطح فکر مردم باشد و لای هزار گونه لفافه پیچیده نباشد را به مردم نمی گوید چه کنیم تا ازاین رنج خلاص شویم البته خارج نشینانی که نسخه انقلاب و نبرد میپیچند را استثنا کنید که متاسفانه از مرحله پرت شده اند ولی مردمی که میفهمند ولی نمیدانند چگونه و به چه شکل باید از این ورطه رها شد از شنیدند نق نق زدنها و آه وواویلا کردنها خسته شده اند باید صریح با امثال من صحبت کنید . شاید مسئولیت شما تنها گفتن دردها است اما نسخه عملی درمان درد هیچ جائی نیست ؟؟؟؟؟

    ————————————

    سلام فرهاد گرامی

    کاری که ما اسیران این روزگار می توانیم انجام بدهیم، روشنگری، فرابردن فهم، آگاهی، بی تفاوت نبودن، هوشمندی، تعقیب مسائل کلی وجزیی کشور، درحد مقدور اعتراض، ودرحد مقدور نشان دادن نارضایتی ازوضعیت موجود است. ما هرگز دست به خشونت نمی بریم. هرگز به ناسزا وپلشتی متوسل نمی شویم. ما اشتباه گذشته را تکرار نمی کنیم. طرف ما نسبت چندانی با عقل ندارد. ما بجای او عاقلی می کنیم. وبه راهی که او مشتاق آنست، ورود نمی کنیم.
    مفهوم؟

    با احترام

    .

     
  35. به نام آنکه عشق راآفرید :
    استاد بزرگوار جناب اقای نوری زاد درذیل پیشنهادی به سایت وزین کلمه ارایه شد ، امیداست مقبول افتد ازشما برادر بسیجی هم بخاطر تحمل شداید روزگار نهایت تشکرراداشته واین پیشنها د را دارم تا صف بسیجیان دلسوز این آب وخاک را از شعبان بی مخان بی منطق این هیولایان آدم نما که باعث ننگ بسیجیان جبهه و جنگند جداگردد .
    با تشکرفراوان، حامد بسیجی دوره دفاع مقدس
    «بسیج مدسه عشق است »
    باسلام و خسته نباشید به دست اندرکاران سایت بیدارگری و روشنگری کلمه .
    به عنوان یک بسیجی دوران دفاع مقدس که چند سالی در خطوط مقدم دفاع ازکشورعزیز شاهد حماسه آفرینی های بسیجیان واقعی بودم یک پیشنهاد داشته وامید است باکارشناسی دقیق اجرایی شود.
    مهندس میرحسین موسوی راباید یکی ازبسیجیان واقعی دوران دفاع مقدس بشمار آورد ، سید در بند ما ، همو که بسیج رامدرسه عشق نامید ند الگوو اسوه ما بسیجیان دیروزبوده و هستند باتوجه به اینکه تعداد کثیری ازایثارگران و رزمندگان آن دوران علاقه وافربه ایشا ن دارند ، لازم است دریک تشکیلات منسجم گردآمده تابدین وسیله حسابشان از آن عده قلیل که به نام بسیجی خون مردم را درکف خیابانها ریختند جدا گردند .
    = پیشنهاد یک کمپینگ از بسیجیان وایثارگران دفاع مقدس به اعتراض به حصر آن دلیرمرد بسیجی بسیارضروری به نظر میرسد .
    = یک بخش خاص ازسایت را به بسیجیان و رزمندگان حامی سید در بند قرار داده شود تا دیدگاه ها ونظراتشان منعکس شود.

     
  36. با سلام

    نکته اول- یکی از ملزومات اصلی توسعه
    یکی ازمهمترین ارکان توسعه و مشارکت مردم در فعالیت های صنعتی و اقصادی کشور، امنیت قضایی و حقوقی جامعه است. توقع اولیه بخش خصوصی برای مشارکت در توسعه ، ایجاد امنیت است. اگر این امنیت در بازار کار و تولید و سرمایه گذاری وجود نداشته باشد ، بخش خصوصی ترجیح می دهد به جای مشارکت صمیمانه در امرتوسعه ، سرمایه خود را غالباً در مسیرسرمایه گذاری های غیر مولد و بعضاً سوداگرانه قرار دهد تا بدین طریق بیشترین سود را با کمترین خطر و در حداقل زمان به دست آورد. اینجاست که مسیر رانت خواری و قانون گریزی گشوده شده و جامعه را به سرنوشتی دچار می کند که مشابه آن را می بینیم. لذا ایجاد امنیت اقتصادی در پناه قانون و اجرای عادلانه آن توسط قوه قضائیه می تواند از جمله شیوه های موثرانگیزشی و ترغیب آمیز برای سرمایه گذاران در جهت جلب همکاری بخش خصوصی باشد. اما زمانی این مشوق ها موثر خواهد بود که دستگاه قضایی کاردان ، شجاع و مستقل بتواند اجرای قوانین موضوعه را ضمانت نماید. تنها دراین صورت است که علاوه بر سرمایه های داخلی ، سرمایه های خارجی نیزمی تواند توسعه آگاهانه کشور را به دنبال داشته باشد.

    نکته دوم- وضعیت دستگاه قضایی ما
    برابراصل 157 قانون اساسی ، رهبر یک نفر مجتهد عادل ، آگاه به امور قضایی و اداری ، مدیر و مدبر را بعنوان رئیس قوه قضائیه انتخاب می نماید. جمع شرایط بالا در یک فرد بعنوان رئیس قوه قضائیه ، بایستی منجر به تشکیل دستگاه قضایی عادل ، شجاع ، و مستقل گردد اما رفت و آمد چندین ساله بنده در محاکم ، چه در دادگاه انقلاب و چه در دادگاه های عمومی و حتی شورا های حل اختلاف ، این باور را در اینجانب ایجاد نموده است که هر روز قوه قضائیه ما از رسالت خود دورتر شده و به دستگاهی فرمانبر ، وابسته ، ترسو ، ناکارآمد و در مواقعی ظالم مبدل گردیده است. به جزبعضی از قضات و کارمندان شریف دستگاه قضا ، نادانی و بد اخلاقی به همراه آلودگی های سازمان یافته در افراد شاغل در این دستگاه ( چه در مقام حاکم و چه درمقام مجری ) این دستگاه عریض و طویل را که بناست تضمین کننده عدالت و امنیت در جامعه باشد ، به دستگاهی بی لیاقت تبدیل نموده است. به همین دلیل ، بنده دومین علت وضع نا بسامان امروز جامعه ایران را ، وجود دستگاه قضایی ازهم گسیخته و نا کارآمد می دانم.

    نکته سوم- تغییر وضع کنونی ، مسئولیت همه ما
    بدیهی است که برنامه ریزی توسعه برعهده حکومت بوده و اجرای این برنامه ها بدون مشارکت و همکاری صمیمانه مردم ، مقرون به توفیق نخواهد بود. این همکاری وقتی صمیمانه است که بین حکومت و ملت ، ارتباط کامل سیاسی برقرارباشد. به ترتیبی که حاکمان، منتخب واقعی ملت بوده و توسط ملت بر مسند تصمیم گیری و قدرت قرار گرفته باشند. این ارتباط نیز صرفاً درفضای باز و امن ، قابل برقراری است زیرا فقط در محیط آزاد و دور از اختناق و انحصار طلبی است که توسعه واقعی محقق می گردد. بر اساس این رابطه مطلوب است که نیروهای مستعد ، در پناه قانون و با آزادی فکر و عمل ، استعدادهایشان شکوفا شده و قادر خواهند بود نسبت به اجرای برنامه های توسعه ، گام های موثر بردارند. درمقابل اگرمقامات حکومتی به درستی توسط مردم انتخاب نشده باشند ، امیدی به پیشرفت و توسعه صنعتی و اقتصادی جامعه نخواهد بود. در این حالت است که رانت خواران و مافیاهای وابسته به قدرت ها ی نا پاک ، میدان دار خواهند بود و این نارسائیها و ناتوانایی های داخلی به مرور موجب وابستگی های خارجی نیزخواهد شد.

    نتیجه گیری : توسعه در سایه امنیت قضایی و حاکمیت قوانین عادلانه بدست می آید و این مهم از نمایندگان واقعی مردم بر می آید. تنها در اینصورت است که مردم تن به برنامه ریز ی های توسعه داده و از خود مشارکت صمیمانه نشان خواهند داد. پس آنانی که به توسعه همه جانبه اندیشیده و خود را دلسوز این کشور می دانند منتظردعوتنامه دیگران نباشند. کلید توسعه امروز جامعه ایران ، حاکمیت مردم وحکومت قانون خواهد بود. لذا نباید انتظار داشت که دیگران زمینه های توسعه را فراهم نموده و سپس فعالین صنعتی واقتصادی پا به میدان عمل گذارند. این توقع نشات گرفته از خود خواهی ها ی ملال آورجامعه سرمایه داری بوده و شایسته آنانی که خود را متعهد و وفادار به کشور می دانند ، نیست.

    بهروز کربلایی- وکیل دادگستری
    8/10/91

     
  37. سلام بر استاد عزیز و بزرگمرد ایران زمین.ای کاش ذره ای از شهامت شما را خداوند در وجود ما می ریخت.فقط ذره ای کافی بود تا این بساط جهل و دوروغ و تزویر را در هم می شکستیم.افسوس که با آن راهپیمایی مضحک سکوتمان همه فرصتها را از دست دادیم و دو باره بر گرده ما سوار شدند.االهم فک کل اسیر.خداوند یاور شما و یارانتان باد.پاینده باشید.

     
  38. یک بسیجی دیروز

    آقاپیمان ، به عنوان یک بسیجی دوران جنگ ازصمیم قلب متاسفم با چشمانی اشک آلود می نویسم آزادی هزینه داردو شما هزینه های آزادی آیندگانید ، امیدوارم آنان حافظه این روزها راداشته باشند. عارف هستید ، زخم هایت نشان ازعرفان دارد ، صبورو شکیباباش صبح امیددر حال طلوع است ،دیر و زود دارد ولی سوخت و سوزندارد .

     
  39. یک مادر بازی خورده دیروزوروشن شده امروز

    درودخدا بر شما آزادمردان این دوران دکتر نوریزاد ومهدی خزعلی و…………پیروزی باافراد جویای حق میباشد

     
  40. سلام آقای محمد نوری زاد عزیز، من یک سوال داشتم خدمتتون چرا ما مردم ایران اینقدر بیخیالیم یعنی من که اینقدر ازاین ظلم و تبعیض و بی عدالتی دارم رنج میکشم هیچ کاری نمیکنم من که الان به خودم فکر میکنم احساس میکنم هیچ انسانیتی در من نیست یعنی درقلبم در مورد دیگر هموطنانم که در رنج و شکنجه هستند احساس همدردی نمیکنم بخدا من اعتقاد دارم که در روز قیامت من وآدمهایی امثال من هم وزن خامنه ای و احمدی نزاد و همکارانش مجازات خوایم شد.

    بنی آدم اعضای یکدیگرند……….که در آفرینش زیک گوهرند
    چو عضوی بدرد آورد روزگار……….دگر عضوها را نماند قرار
    توکز مهنت دیگران بی غمی…….نشاید نهند نام تو آدمی

     
  41. خوشحالم در کشوری نفس میکشم که عطرآگین به نفس های آزاد مردانی چون شماست…عزتت مستدام

     
  42. با سلام آقای نوریزاد
    ظاهرا قضیه آقای احمدی نژاد خیلی فجیعتر از اینهاست. لطفا این مطلب دکتر خزعلی که در مورد قتل دکتر سامی وزیر بهداشت مهندس بازرگان است را مورد کنکاش قرار داده و در صورت صحت آن، اطلاعات مفصلتری را به اطلاع هموطنان عزیز قرار دهید. محتملا دادستان وقت نیز می تواند در این زمینه به شما کمک نماید.

    لینک های مرتبط:

    نقش … در قتل دکتر سامی(نویسنده دکتر مهدی خزعلی)

    http://vaseteweblog.blogfa.com/post-13.aspx

    شهادت دکتر سامی به روایت آقای اکبر اعلمی

    http://www.drkhazali.com/index.php/1388-11-13-14-14-13/231-1388-11-13-13-52-05/689-1389-09-04-20-29-15.html

     
  43. درود بر آقای نوری زاد
    آقای خزعلی واقعا مظلومانه مورد بی تفاوتی ما قرار گرفتن
    گویی منتظریم تا این بزرگمرد رو هم از دست بدیم و بعد شروع به ناله و فغان کنیم!
    آقای نوری زاد این به اصطلاح آقازاده همونطور که شما بهتر از من میدونید آنچنان شلاقی
    خواهد خورد که توانایی بلند شدن نداشته باشه!

     
  44. آقای نوریزاد عزیزنگران شلاق نخوردن آقا مجتبی نباشید ،درآینده ای نه چندان دور اوچیزهایی خواهد خورد که هزاران مرتبه از شلاق بدترند ،او با گرزنکیرالمنکر روبروست که حکم خداوند منان را به بهترین وجهش اجرامیکند .بخاطر پسررهبرکسی اورا نمیشناسد ،معرفش اعمالش است وبس .اگرقبول ندارید از حضرت مولوی استعلام بفرمایید وببینید چگونه دهان آقا مجتبی را بوکرده ومال حرام را از حلال جدا کرده وبمیزان حرام خوریها عقوبت مینویسند .اگراینها دینی ندارند ما داریم وسخت معتقد ./////.نه پولهای آقای خامنه ای دردی از درد هایش کم میکند ونه شلاق خوردن پیمان عارف .

     
  45. سلام
    من و مطمئنا” بسیاری از هموطنان عزیز که مشتاق آگاهی از وضعیت دکتر خزعلی و دلجویی از خانوانده محترمشان هستند ولی به هر لیلی این امر میسر نمی شود از شما برای دیدارتان از خانواده دکتر سپاسگذاریم .

     
  46. سلام آقای نوری زاد
    ازاین که ازشلاق های پشت پیمان عارف نوشتید وازبی کسی خزعلی ازشما تشکرمی کنم. خزعلی دراین میان ازدوسو دررنج است. یکی خانواده پدری اش که بکلی قیدش را زده اند ویکی از آدمهایی مثل من که سراغی ازاو نمی گیریم. همین که به او سرزده اید وبه خانواده اش دلداری داده اید ازشما ممنونیم.

     
  47. من هم به مظلومیت آقای دکتر خزعلی و خانواده محترمشان گریستم همه شما عزیزان در قلب ما جای دارید. قطعا خداوند خود بهترین یار این عزیزان است و فقط شرمندگی برای همه ما می ماند از این همه سکوت و منفعت طلبی!!!!

     
  48. خواسنم چیزی بنویسم اما … دیدار به قیامت…

     
  49. الا لعنه الله علی القوم الظالمین
    /////

    سلام بر سرافرازان تاریخ
    ما منتظر متن های جدیدتر هستیم

     
  50. بسیجی زمان جنگ

    وقتی به بازجوی اطلاعات از احمدینژاد و انتخاب اشتباهشان انتقاد کردم برآشفت و گفت ای به گور پدر احمدینژاد … مگر ما پیرو اوییم،ما سرباز اقاییم و وقتی گفتم مگر او نزدیکترین به اقا نبود بد جوری کم اورد و خفه خون گرفت.

     
  51. DOIROOD BE AZADI,..DOROOD BE NASRIN,E SOTOUDEH,..DOROOD BE SATTAR,E BEHESHTI,…AZ AVALLIN ROOZ,E ESLAM TA EMROOZ KOSHTAN DOZDI,..SHEKANJEH CHIZI DIGAR BE ENSAN RAVA NA DASHTEH,…CHE,RA TARIKHEH HAMLEH LASHKAR,E,..//// ESLAM BE IRAN RA NE MIKHANID,….////HAMAN KARDEAND VA MIKONAND,…KARI KE SHOMA MIKONID BI HOODEH AST ,….TA ESLAM DAR IRAN HAST HAMIN AST,…

     
  52. پایدار باشی مرد ، خدا نگهدارت
    دکتر انسان شریفی است این را دشمنان او نیز میدانند.

     
  53. Salam aghaye Noorizade aziz, oon rooz fara khahad resid, rooze dar be dari //// zalem va shallagh khordane in pesare /////. enshallah

     
  54. سلام

    احساس مي كنم اين نوشته چند تا غلط تايپي دارد

     
  55. پیج آقازاده خزعلی در فیسبوک :
    https://www.facebook.com/samirzandmusic

     
  56. خداوند عزتت دهد غیرتمند روزگار قحط غیرت
    سپاسی بی پایان به خاطر تفقدی که از رنجوران ودردمندان میکنی
    ای کاش ای کاش ذره ای از این جوانمردی در من بود
    سر ارادت من به آستانت

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

90 queries in 5993 seconds.