سر تیتر خبرها
رئیس جمهور آینده ی ما: نسرین ستوده

رئیس جمهور آینده ی ما: نسرین ستوده

کاش حاکمان دینیِ ما این سخن خوب امام حسین را می شنودند و لااقل “آزاده” می بودند. مردم که از دین اینان خیری ندیده اند، مگر از آزادگی شان چیزکی برآید. که اگر آزاده می بودند، می گفتند: خانم نسرین ستوده، ما حاکمان جمهوری اسلامی ایران، نه سر به تن خودت می خواهیم و نه سر به تن فکر و اندیشه و مرام تو. اما چون تو “مادر” هستی، و ما نیز نسبت به مقام مادری غیرت مندیم، تو را تحمل می کنیم و بر آتشِ جگرخراش خورده ی خود آب می افشانیم. بیا و برو و کودکانت را در آغوش بگیر و به حرفه ی مادری ات مشغول باش تا بعد!

دریغ که در کربلا نیز فریاد حسین بی مخاطب ماند و از میان آنهمه سپاه، آزاده ای برنیامد تا سخن او را اجابت کند. من اما به نسرین ستوده می گویم: بانوی خوب، تو یک روز رییس جمهور ما خواهی بود. باورنمی کنی؟ این خط و این نشان! پس خودت را برای آن روزهای خوب مهیا کن و مراقب سلامتی ات باش.

محمد نوری زاد

سیزدهم آذرماه سال نود و یک

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

39 نظر

  1. آرش خان
    چطوره خودت این پست ریاست چمهوری رو قبول کنی و زحمت ما ها رو هم کم کنی؟ ماشاالله هم سیاست مداری هم حقوق دانی هم روان پزشکی هم به عقلی تکیه داری. دیگه از کدوم کمالاتت بگم؟ از همه مهمتر اینکه خیلی هم خوب تمثیل و استعاره متن نوریزاد رو فهمیدی. دیگه کی از تو گل پسر بهتر؟

  2. jenab aghai nourizad,man 30 sal hast dar kharej ba tahsilat bala we kar kheilie khob zendegi mikonam, we hichmogheh ehsas khoshbakhtie we aramesh nedashteh we nadaram, faghat jek arezo daram, azadie iran, ba wojode inkeh ma bishomarim, chetor ghader nistim be hamwetananemon ke 10% jameh nistand piroz beshim? we jek jashne melie bedon inkeh kesie koshteh besheh, jashn begirim? Arezoie man faghat azadie, demokrasie we estghlal iran hast!

  3. من افتخار میکنم تو کشوری زندگی کنم که ریس جمهورش این شیر زن ایرانی باشه

  4. این ناشناس= با شعبان بی مخ دیگر بدتر از جعفری و شریعتمداری

  5. اقای نوری زاد فرمول رو درست حدس زدید طبق فرمول جدید جهانی تا ده سال اینده یک چنین شخصیتی حالا اسمها فرق نمیکنه ریس جمهور کشور های مثل ایران البته اسم کشور ها هم مهم نیست خواهند شد

  6. سلام مردم ما نه اینکه درطول این سالهاانسانهایی رادیده که متفاوت ومتناقض بودند دچارشک میشند شماکه درراس بودیدپس از این همه سال تازه متوجه رفتارهای غیرانسانی وتوتالیترو……..این نظام شدید من میگم این جای بسی خوشحالی است که درکنار مردم هستید اما خانم نسرین ستوده که همه چیزش راومهمتر خانواده اش رادرراه احقاق حق درخطرگذاشت نظامی که برای بجا اوردن سنت ایرانی مان مثلا چهارشنبه سوری انهم به روش درست مثل گذشته بچه های مارا پرونده دارمیکنه ومهر امنیتی وصدها وصله دیگر م چسبونه به خانم ستوده که وظیفه انسانی وحرفه ایش راانجام داده چه که نمی چسبونه خانم ستوده وستوده ها درقلب این مردم جای دارن

  7. آقای بابک، خبر را خوانده اید، اما همه خبر را نخوانده اید. نسرین ستوده بعد از این که خواسته اش مبنی بر لغو ممنوعیت غیر قانونی خروج از کشور دخترش انجام گردید به اعتصاب غذا پایان داد. بنابر این به نظر میرسد این عمل که از نظر شما فرار از مسوولیت بوده، مسوولانه ترین و مفید ترین کار ممکن بوده است. شاید به نظر شما بهتر بود خانم ستوده شکایتی را تنظیم و تحویل محاکم جمهوری اسلامی می داد و از مجرای قانونی این مساله را حل می کرد و موجبات خنده و تفریح مردم را فراهم می آورد. امیدوارم درگیر شدن بیش از حد با حقوق و قوانین و مسائلی از این دست، شما را از فضای واقعیت و روش های معمول زندگی که با تجربه هزاران و میلیون ها انسان در طول تاریخ بدست آمده، دور نکرده باشد.

  8. نوری زاد گرامی تو خودت برای رییس جمهورشدن مناسب تری. به این فکرکرده ای آیا؟

  9. استاد بزرگ، من چیزی جز شرمندگی برای بیان احساس خویش نسبت به اندیشه و منش و شجاعت و ایمان شما مرد بزرگ، ندارم اما خاضعانه و عاجزانه سربلندی و پایداری و عزت شما را از درگاه خداوند جبار و رحمان آرزو می کنم پیدار و مستدام بمانید

  10. اقای نوریزاد عزیز
    شما که حرفاتو بی تعارف و بی پرده میگی و ماشااله در شهامتت هم که حرفی نیست حالا که تا رئیس جمهور رفتی یه نوک پای دیگه هم جلو میرفتی و میگفتی خانم ستوده بیا و رهبر اینده ما باش. البته من از نظر شر عی نمیدونم میشه یا نه اینو دیگه زحمتشو شما خودت بکش و با اقایان روحانی حل کن چون من زیاد اهل مذهب و شرع و این چیزا نیستم من فقط از مذهب دو تا چیز انتخاب کردم از نظر روحی و اخلاقی ازادگی و از نظر مادی هم مخلص پلوی امام حسینم.

  11. بله ،چرا که اون به انسان و انسانیت ارزش قائله و مانند حاکمان فعلی ملاکش دین و مذهب و ریش و ….. نیست ،جنابعالی هم بهتره در مورد افراد ازادی خواه همچون نلسون ماندلا و….. مطالعه کنی و بفهمی که چه کسانی برای رهبری جامعه مفیدند.

  12. درود به نورىزاد و نسرىن ستوده

  13. حق باشماست . ما ملت ترسوئی هستیم

  14. نوریزاد عزیز امروز جبهه اقتدارگرا در نهایت ضعف و استیصال است اگر مردم ساکتند به دلیل آن است که زمان به ضرر استبداد است .

  15. آیا صرف اینکه وکیلی در دادگاه جمهوری اسلامی محکوم شده و در زندان حکومت اسلامی برای رفع ممنوع الخروجی دخترش اعتصاب غذا کرده، او لایق ریاست جمهوری کشور بزرگی چون ایران است؟ اگر ما ایرانیان بجای احساسات و عواطف به عقلمان تکیه می کردیم زمام امورمان را دست افراد نالایق نمی دادیم. اما صد افسوس که رییس جمهورم حالمان احمدی نژاد، رییس جمهور مطلوبمان نسرین خانوم و منتقدمان بیمارانی روانی چون نوریزاد و نوریزاده ها هستند. آه که این وطن وطن نشود!

  16. القاعده چکاری کرده که این آقایان نکرده اند؟ القاعده و طالبان در پای منبر اینها و از کیسه ملت که در دست اینها قرار دارد خوراک فکری و زیستی می گیرند و در واقع عمله و نوچه های اینهایند.

  17. درود بر نوری زادعزیز

  18. سلام
    ما کجاییم؟ماچه کردیم؟جزشعاردادن کاری کردیم زمانی که این زن ارزشمندودیگران پیش وپس از ان تمام مساعی خویش را درجهت اعتلای حق وعدالت وظلم ستیزی بخرج میدادند ما چه کردیم یادمان نرود همه انانی راکه درطول این سالها جان خویش رادر طبق اخلاص گذاشتند درزمان خودشان ندیدیم ویا اگردیدیم ندیده گرفتیم مثل ما یاران جا مانده حسین است بیاییم بیاموزیم که اگرزمانی خوددررأس حکومتی قرارگیریم انتقام نگیریم چون پیامبرمان نسبت به قریشیان پس ازفتح مکه -به همه انانی که خطا کردهاند اطمینان دهیم انتقامی نیست شاید بخودایند وکاربصلاح انجام دهند

  19. سلام نوری زاد عزیز
    این کسانی که الان دارند حکومت میکنند کارشان با شعبان بی مخها رواجه خدا نکنه اگه یک روزی از حکومت کنار برند یک شبه القاعده می شوند بر ضد این ملت بی نوا .

  20. جناب اقای نوری زاد
    با سلام
    دومین نامه خود را به شما که حاوی پرسش هایی است در زمینه های مختلف با
    یک حس مشترک می فرستم .
    حتما از خود می پرسید این حس مشترک چیست که در ان باهم اشتراک داریم ولی
    شما نمی دانید؟
    بگارید برایتان بگویم :
    نامه بیست و هفتم خود را در تاریخ بیست و نهم آبانماه سال نود و یک با
    عنوان پشت پرده ی قدرت در ایران (۲) در حالی منتشر کردید که هنوز هیچ
    جوابی از مخاطب نامه هایتان نگرفته اید . البته از حق نگذریم گاها جواب
    شما را با زندان و تهدید و ازار و اذیت خانواده و … داده اند . ولی من
    از شما حتی جواب سلامم را هم نگرفته ام .
    حال فهمیدید که این حس مشترک بین من و شما چیست . همین نگرفتن جواب است .
    ولی من از شما درسهایی اموختم که شاید تا پایان عمرم این چنین درسهایی را
    سر کلاس هیچ استاد و معلم و اموزگاری نیاموزم
    از میان انها دو درس را بر می شمارم :
    یکی استواری بر عقیده و دیگری صبر و تلاش برای گرفتن جواب
    اما چرا این دو را نام بردم ؟
    زیرا درس اول را به کار بستم و از عقیده ای که به شما داشتم و دارم و
    خواهم داشت کوتاه نیامدم و دومی را در نامه های بعدی که برای شما می
    فرستم ثابت خواهد شد .
    اما برویم سر سوال هایمان :

    1. خبر خوشحال کننده ای که امروز در رسانه های سبز منتشر شد این بود :
    خانم نسرین ستوده وکیل دادگستری و از مدافعان حقوق بشر بعد از 49 روز به
    اعتصاب غذای خود پایان داد . به نظر شما اعتصاب غذا شانه خالی کردن و
    فرار کردن از مسئولیت نیست ؟ حاکمیت و مردم ایران(البته چند درصدشان نه
    همه ) نشان داده اند که جان افراد برایشان مهم نیست نمونه اش را در مرگ
    هدی صابر بر اثر اعتصاب غذا دیدیم پس اعتصاب غذای دیگران نیز تاثیری
    نخواهد داشت . پس چرا باید این حرکات را برای رسیدن به هدف به کار گیریم
    ؟ البته این سوال بنده حمل بر بی ادبی من بر خانم نسرین ستوده نشود .
    بنده خود دانشجوی رشته حقوق هستم و نسرین الگویی برای من در رشته تحصیلی
    ام است .
    2. ایا فکر نمی کنید جوانانی که در سیستم حکومتی و اخلاقی شاه مخلوع و
    معدوم رشد یافتند بهتر از جوانانی هستند که در حکومت جمهوری اسلامی پرورش
    یافتند ؟ اگر جوابتان اری است دلیلش چیست و اگر هم نه بازهم ممنون می شوم
    دلیلش را بگویید؟
    3. نظرتان در مورد تئوری اسلام منهای روحانیت چیست؟
    4. اقای مصباح یزدی در افاضاتی که نسبت به وطن پرستی و مهین دوستی روا
    داشتند فرمودند که این مسائل مربوط به دوران جاهلیت است . ایا فکر نمی
    کنید که یکی از دلایلی که ما را در وضعیت فعلی مملکت قرار داده جا افتادن
    همین تفکرات است ؟
    در نامه ای هم که به دکتر مهدی خزعلی ( امیدوارم در سلامت کامل به سر
    برند و هرچه زودتر ازاد شوند ) در مورد افراطی گری برخی از جوانان سبز
    نوشتم و حتی نسخه ای از ان را برای شما فرستادم یاد اورم شدم که :

    به عقیده این قلم تداوم ظلم و ماندن ستمکاران بر مسند قدرت در ایران به
    دو دلیل است :
    1. نامیدن یکسری افراد نالایق به عنوان اپوزوسیون
    2. از بین رفتن حس ناسیونالیسم مثبت در ملت ایران

    5. ایا حق براندازی ظالمان را داریم ؟
    6. به نظر شما ایا نباید رای تحصیل کردگان در انتخابات و … دو برابر
    تحصیل نکرده ها باشد ؟
    7. بزرگترین ضربه ای که به اسلام زده شده به نظر شما از طرف جمهوری
    اسلامی ایران بوده یا کشورهایی مانند اسرائیل و امریکا ؟ چرا؟

    بابک

    ————————————————————————-

    سلام بابک گرامی

    مرا ببخشایید که پرسش های شما را به آینده ای که مرتب ازمن فاصله می گرفت موکول کردم.

    1 – واما درباره ی اعتصاب غذا، من چند مصاحبه ی رادیویی دارم به آنها گوش کنید. زندانی وقتی چاره ای نداشته باشد به اعتصاب روی می برد. من خودم ازاین امکان بسیارسود بردم

    2 – جونان در رژیم شاه بهترتربیت شدند. چرا که مذهبیون برای آنها تکلیف عقیدتی تحکم نکردند.

    3 – اسلام منهای روحانیت مثل جامعه بدون پزشک است. روحانیان باشند اما مثل سایرصنوف. ودخالتی درسیاست نداشته باشند مگربواسطه ی لیاقتشان

    آقای مصباح یزدی وهمین حرفهای بدون ریشه شان یکی ازبدبختی های ماهستند

    4 – براندازی ظالمان یک حق هماره برای بشردرطول تاریخ بوده است

    درباره حق درس خواندگان باید بیشتردقت کرد. مثلا آیا دیپلم را ملاک قراردهیم ودیپلم ردی را کناربگذاریم؟ واویلا می شود . اما درکل موافقم که یک تحصیلکرده باید فرقی با یک درس نخوانده داشته باشد

    5 – بارها نوشته ام که ما بیشترازآمریکا واسراییل به اسلام ضربه زده ایم

    موفق باشید

    .

  21. واقعا اگر رییس جمهور ما یک فعال حقوق بشر باشد، چه روزگاری خواهیم داشت …
    تنها دیکتاتورها هستند که مرتب از مردم همیشه در صحنه حرف می زنند. فعالان حقوق بشر به وظیفه یشان بدون حرف عمل می کنند و از مردم توقع همراهی ندارند. آنها خودشان را خادم مردم می دانند نه حاکم بر مردم از طرف خدا

  22. من هم مثل سینا خجالت می کشم. دیدم فعالان زن رفتند تجمع کردند و پیگیری کردند تا مشکل مهراوه حل شود و نسرین ستوده اعتصابش را بشکند، اما من نه خبر داشتم نه اگر خبر داشتم به خاطر 10 تا بهانه حاضر بودم بروم. ما سکوت کرده ایم و روزی خداوند ما را به محاکمه خواهد کشید که چرا سکوت کردید؟ ما همان هایی هستیم که اگر امام حسین چراغ را خاموش هم نکند از او معذرت خواهی می کنیم و بلند می شویم می رویم. ما همان هایی هستیم که در تمام دوران امام حسین ها را در کربلاها تنها گذاشتند.

  23. سلام جناب نوریزاد عزیز….
    من هم مانند سایر دوستان که تعدادشان هم کم نیست، خوانندهء همیشگی وب سایت شما هستم…
    میخواستم خیلی ساده و از ته دل بگویم که دست مریزاد و خدا حافظت باشد…. باور کنبد هروقت سایت تان را باز میکنم یک روزنهء امید در وجودم سو سو میزند و احساس دلگرمی میکنم، احساس میکنم که تنها نیستم….
    باور کنید از بس ترسیدیدم! از بس حرف دلمان را یا نزدیم و یا در گوش یکدیگر نجوا کردیم، از بس احساس کریدم که دستمان به جایی بند نیست و از بس با پتک انقلاب و شعارهای انقلابی و دهن پرکن بر سرمان کوبیدند ، از بس حقمان را خوردند و سکوت کردیم خسته شدیم، به خدا قسم که جانمان به لب آمده…. حالا چون شمایی میآیید و فریاد دادخواهی سر میدهید….. خدا یاورتان باشد….

  24. زنده باد نسرین ستوده نخست وزیر اول ازادی به امید اهورا مزدا که سلامت باشی

  25. از خدا میخواهم که آنقدر عمر کنم که روزی یک انسان آزاده را بر مسند ریاست این مملکت ببینم و البته در کنار آن امنیت و آرامش در کنار اصول اساسی حقوق بشر حاکم شود. امیدوارم روزی را ببینم که آزاده ای چون نسرین ستوده اکبر گنجی عیسی سحرخیز احمد زیدآبادی بر این مسند نشسته باشد. به امید آن روز …

  26. اینجا هم ولکن نیستید، نکنه اینجا حرفی خدمات میگیرید. بابا یکم غرت

  27. جالبه شما از امام حسین میگی اونم برای کسانی که از امام حسن فقط کسب درامدشو بلدند اینها از امام حسین گرداندن یک صندوق که به برکت وجود مبارک و مرقد مبارک ارزش پیدا میکنه و فقط در حد یک کار هنری ارزشمند مطرح است نه بیشترفقط برای کسب درامد و تحریک احساسی و زائل کردن عقل وشعور انسانها میباشند و میتوان به عمق شناخت این جماعت از امامی که جانش را داد تا تا در مقابل ظلم سر خم نکند پی برد جماعتی که فقط و فقط پول و قدرت را اتهم با توسل به هرچه از دینی و غیر میدانند و صد البته با چهره پردازی خود بجای اما حسین در واقع چهره کریه یزیدی و عمر سعدی خود را میپوشانند

  28. اين زن باشكوه است ،با شرافت است
    قطعاٌ اگر زنده بماند وروزي كانديد رياست جمهوري شود ما همه پشت سر او هستيم

  29. درود استاد عزیز
    اینم اولین رای من به ایشان تا چراغ اول رو روشن کنم و مطمئنم ایشان از سید خندان مردتره در باب بقیه عرضی ندارم .

  30. چرا که نه! در دنیای واقعی این اتفاق افتاده که یک زن در زندان استبداد زیر شکنجه و در حال جان دادن بوده ؛ و دست تقدیر دیو استبداد را به زیر کشیده و همان زندانی به ریاست جمهوری کشورش برگزیده شده است. می گویید کجا؟ در همین کشور برزیل که در سال گذشته اتفاق افتاد.قبل از ان هم رژیم اپارتاید افریقای جنوبی نلسون ماندلا را طی سالیانی چند به بند کشیده بود و امروز از ان رژیم بجز خاطره خیانتها و جنایتهایی که بر ملت روا داشت چیزی در ذهن مردم باقی نمانده است و این ماندلا است که محبوب مردان و زنان و کودکان افریقایی است. در کشور برمه خانم ان سانگ سوشی 20سال در حبس و حصر خانگی بود و امروز نماینده ملتش در مجلس ملی برمه . من اطمینان دارم که در آینده ای نزدیک سایه سنگین و شوم هیولای استبداد و دروغ و ریا و تزویر حاکمان امروز ایران از آسمان این کشور محو و نابود خواهد شد و خورشید آزادی و دمکراسی گرمابخش جانهای بستوه امده ملت ما می شود. هیزم آتشی که توسط عنصری بی مغز و دیوانه ای مثل احمدی نژاد در خرمن نظام ولایت مطلقه افتاده است و آسایش و راحتی را از انان سلب کرده و حتی توانایی برخورد با او را نیز ندارند ؛ ناله و نفرین و آه مظلومانی است که در طول این سه دهه روی هم انباشته و تبدیل به اتشفشانی سوزان و ویرانگر شده است. اینده از ان ما خواهد بود و مدیران کشور فرهیختگانی خواهند بود که امروز در حبس و حصر و زنجیر استبداد دینی گرفتار. ” الیس الصبح بقریب”

  31. چرت و پرت و هزیان = محمد نوری زاد

  32. درد نسرین بخوره تو سر صدتا مرجع مثل نوری همدانی

  33. شیراهن کوه مردا که تو بودی خانم ستوده

  34. انشالله البته بدون حکم حکومتی و وجود رهبر ؟!

  35. خجالت کشیدم بعد از خواندن این مقاله تنها نظاره گر باشم . نسرین ستوده شرمنده که تا به امروز تماشگر رنج و محنتت بودم و به سبب آنکه تصور میکردم کاری از من و امثال من بر نمی آید ساکت بودم . شاید در مقام دفاع از خزعلی رفسنجانی کروبی و یا حتی مهندس موسوی شبهاتی مطرح باشد ولی در سلامت و پاکی سیاسی شما خدشه ایی وارد نیست. خداوند مرا ببخشد که از درج یک هم دردی ساده دریغ کردم. دوستان عزیز 5 دقیقه وقت بگذارید کلامی در همدردی با این مادر بنویسید شاید جنایت کاران رهایش کنند لازم نیست سیاسی باشید مشتی حیوان مادری را دارند شکنجه میدهند همه با هم فریاد بزنید

  36. با سلام بر ازاد مرد بزرگ نوری زاد عزیز

    در شهرستان شاهرود استان سمنان دسترسی به سایت کلمه غیر ممکن شده است اگر اطلاع دارید لطف بفرمایید این مشکل موقتی است یا کلا از دسرس خارج شده است

    موفق باشید و استوار

  37. خدا کنه اونروز برسه و این رییس جمهور محبوب رو در مسند قدرت ببینیم

  38. سلام. نمیدونم چی بگم از کجا بگم نمی خوام مثل بقیه یه جمله تکراری بگم که خیلی شجاعی. نمیدونم اخرش چی میشیم چی میشه داریم چکار میکنیم؟ چند شب پیش تو یه مجلس خانوادگی بودیم یه سوالی کردم از همه پرسیدم اگه برگردیم عقب زمان امام حسین میرفتید تو سپاه امام یا یزید؟ همه گفتند امام حسین شک نکن! گفتم حالا چی؟ تاریخ فقط تو گذشته اتفاق که نیافتاده ماهم تکرار میشیم. گفتند الان فرق داره الان نمیشه بچه هامون شغل میخوان باید برن سر کار منافعمون به خطر میافته دیگه نمیشه زندگی کرد. از رو اعصبانیت خندیدم گفتم اونموقع کسی سر کار نمیرفت؟ منافعی نبود؟ ما نشستیم سکوت میکنیم ولی دوستان واقعیمون که به خاطر ما زندان افتاده اند دارن برای ما برای اینده ما شکنجه میشن. ما اقای نوریزاد از شما فاصله داریم شما کجا ما کجا بخدا اون دنیا شما سربلندید

  39. سلام نوری زاد عزیز
    چه ایده جالبی. رییس جمهورآینده ما : نسرین ستوده. بله، من هم مثل شما فکرمی کنم یک تغییردراندازه این چیزی که شما پیش بینی کرده اید می تواند ما را به آینده ایران امیدوارکند. تجسم این که خانم نسرین ستوده رییس جمهورباشد نیز وجد آور است.

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

102 queries in 1.789 seconds.