سر تیتر خبرها
محمد نوری زاد در گفتگو با سایت جرس: “اجازه دهید آقا مجتبی شکایت کند تا من سند را به قاضی بدهم.”

محمد نوری زاد در گفتگو با سایت جرس: “اجازه دهید آقا مجتبی شکایت کند تا من سند را به قاضی بدهم.”

درآن هیاهو هیچ پلیسی سرنرسید تا بگوید، این لگدهایی که می زنید جرم است. چه می گویم؟ مگر به پلیس آموخته ایم که از شعبون بی مخ ها بپرسد که چرا؟ و مگرمی تواند؟ پلیس بود و جلوی چشمش جماعت شعبون بی مخ از دیوار سفارت انگلیس بالا رفتند و آبروی ما بردند.

محمد نوری زاد: اجازه دهید آقا مجتبی شکایت کند تا من سند را به قاضی بدهم.

مژگان مدرس علوم

جرس: یک ساعت مانده به ظهر روز پنجشنبه 11 آبان ماه 1391 نویسنده و فیلمسازی منتقد، برای بازدید از نماشگاه مطبوعات وارد محل برگزاری این نمایشگاه شد اما گروهی که دیدگاه های او را قبول نداشتند ابتدا با توهین های کلامی و سپس بصورت فیزیکی مخالفت خودشان را با حضور او در نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند.

محمد نوری زاد، نویسنده و فیلمساز منتقدی بود که در نمایشگاه مطبوعات در مصلای تهران مورد ضرب و شتم گروهی قرار گرفت که در سال های گذشته با عنوان لباس شخصی ها شناخته می شوند. محمد نوری زاد از نویسندگان سابق روزنامه کیهان و تا پیش از سال ۱۳۸۸ از حامیان رهبری بود اما در جریان اعتراضات پس از انتخابات ریاست ‌جمهوری سال ۱۳۸۸ به صف منتقدان حکومت پیوست و به دلیل نگارش نامه‌های سرگشادهٔ انتقادی خطاب به رهبر جمهوری اسلامی بارها بازداشت و زندانی شد.

جرس برای روشن شدن زوایای این اتفاق با محمد نوری زاد گفت و گو کرده است که در پی می آید:


پیش از حضور در نمایشگاه مطبوعات آیا تصور می کردید در چنین مکانی مورد ضرب و شتم قرار بگیرید؟
مطلقاً نصور نمی کردم که حضور من درنمایشگاه برای جماعتی آزار دهنده باشد. درهمان بدو ورود جوانانی به من اظهار محبت کردند. جوانی بسیجی با من همراه شد و پرسش هایی مطرح کرد که من هم با حوصله پاسخش را دادم. مثلا سوال های او این بود که چه شد از آن سوی به این سوی کوچیدم و شدم منتقد نظام و رهبری. سوال های او پاسخ های مرا به همراه داشت که کاملا قانعش کرد. بنابراین دست همدیگر را فشردیم و ازهم جدا شدیم.

یعنی اتفاق خاصی نیفتاده بود تا عده ای با حضور شما مخالفت کنند؟
پس از آنکه وارد سالن نمایشگاه شدم، عده ای ازجوانان خبرگزاری ایلنا دوره ام کردند که به غرفه ما بیایید. درهمان حال به تقاضای یکی دو جوان برای عکس گرفتن پاسخ مثبت دادم و در کنار آنها ایستادم وعکسی گرفتند. در این زمان جوانی بلند بالا ازخبرگزاری فارس آمد و مرا به داخل غرفه خودشان دعوت کرد. گفتم: چشم، اول به غرفه ایلنا می روم وسپس به غرفه شما می آیم.
در آن زمان آقای بروجردی، نماینده مجلس در داخل غرفه خبرگزاری فارس با میکروفن برای پنج از مخاطبان خود صحبت می کرد.
به غرفه ایلنا رفتم. داشتیم با هم آشنا می شدیم که یک جوان، جلوی غرفه ایلنا آمد و شروع به تکه پرانی کرد. مثلا می گفت که ما با آنهایی که با بی بی سی و جرس و رادیو فردا مصاحبه می کنند، حرف نمی زنیم.
با امضای دفتر ایلنا از غرفه این خبرگزاری خارج شدم. اما دربیرون از غرفه ایلنا بیست نفری احاطه ام کردند.

این افراد چه کسانی بودند و چه می گفتند؟
آنان عمدتا جوانانی با چهره های متداول بسیجیان بودند. یکی از آنان از من پرسید: شما پوپولیست هستی یا روشنفکری ازجنس لیبرال؟” من در جواب گفتم: “تلاش می کنم فارغ ازاین اصطلاحات، انسان باشم.” دیگری با هیجان و کمی عصبانیت پرسید: “تعریفت ازانسان چیست؟” گفتم: “این که ازدروغ و دروغگو پرهیز کنم و درستی و پاکی را ارج بنهم، ازدیوار اعتماد و خانه کسی بالا نروم و خیلی از خصوصیات یک انسان مسلمان را داشته باشم.” دیگری با عصبانیت پرسید: “وقتی همه مراجع بهاییان را نجس وفرقه ضاله می نامند تو چرا از آنها دفاع می کنی؟” من گفتم: “خود شما اگر در یک خانواده بهایی به دنیا می آمدی همین حالا بهایی بودی و دوست داشتی با تو با انسانیت رفتار کنند، مثل اقلیت شیعه درعربستان سعودی که ما حمایتشان می کنیم و از حاکمان سعودی می خواهیم که مراعاتشان کنند و آنان را بعنوان شهروندان عربستان به رسمیت بشناسند.” دیگری که خیلی عصبانی بود، نعره کشید که تو خون به دل خانواده های شهدا کرده ای.” من در جواب گفتم: “اما من خانواده های شهدای بسیاری می شناسم که مرا و قلم مرا تایید می کنند.” دیگری غرید که چرا نامه هایت را محرمانه برای رهبرنمی فرستی؟ گفتم: “مگرحوادث خونین سال ۱۳۸۸ و دزدی های سپاه و خواص و آقازاده ها در خفا صورت گرفته و می گیرد که من محرمانه نامه بنویسم؟” همچنین گفتم که من پیش تر نامه محرمانه برای رهبرنوشته ام. در این زمان یکی پرخاش کرد که چرا با بی بی سی و رادیو فردا مصاحبه می کنی؟ به او گفتم که شما به ضرغامی بگو تا با من مصاحبه کند و من کتبا امضا می دهم که دیگر با رسانه های خارجی مصاحبه نکنم. یکی با آرامش پرسید: “خط مشی شما چیست؟” گفتم: “پسرم، من این سخن بزرگان دینی مان را سرلوحه کارخود قرارداده ام، هرچه برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند.” در این میان یکی که قد بلندتری داشت با هیجان از من پرسید: “شما برای این ادعا که مجتبی خامنه ای هفتصد میلیون تومان از شهرام جزایری پول گرفته است، سند داری؟” گفتم: “هشتصد میلیون تومان پول گرفته ونه هفتصد میلیون تومان.” گفت: “قبول، سند داری؟ اگرسندت را نشان ما بدهی همه ما در رکاب شما منتشرش می کنیم.” گفتم: “سندش هم هست اما اجازه بدهید آقا مجتبی از من شکایت کند تا من سند را به قاضی بدهم.” دراین فواصل همان کسی که جلوی غرفه ایلنا تکه پرانی می کرد، مشغول کارخود بود و در لابلای صحبت با جوانان معترض، فحش هایی نثارمن می کرد. در اینجا فشار بر من فزونی گرفت و نمایشگاه به این سو متمایل شده بود.

آیا کسی در حمایت از شما سخنی نگفت؟
یکی دو جوان به جانبداری ازمن با این بیان که چند نفربه یک نفر؟ بگذارید نفس بکشد، به میان آمدند. اما آن جوان تکه پران کار خودش را کرد و نعره زد: مرگ برمنافق. یکی دونفر همراهی اش کردند. شعار بعدی این بود: نوری زاد، بی بی سی، پیوندتان مبارک. به آنها گفتم: “شما دارید سند می شوید برای فیلم هایی که من با عنوان «شعبان بی مخ ها» ساخته ام. چرا هوار می کشید، برویم یک گوشه یا برویم داخل غرفه خود شما تا با هم صحبت کنیم. در این بین همان جوان تکه پران یک مشت به سینه من کوفت و گفت: ما با منافق ها نمی نشینیم و بعد از این گفته، شعارداد: منافق بروگمشو. دیگران هم با او همراهی کردند. دوستان جوانی که به کمک من آمده بودند، مرا به سمت در خروجی نمایشگاه بردند. در راه، شعار دهندگان فزونی یافتند و به بیست نفری رسیدند. البته شاید سیصد نفری هم تماشا می کردند. در این بین همان جوان تکه پران، سه بار ازپشت سر به من لگد زد و در راه خروج از سالن به صورت من آب دهان انداخت.

آیا حراست نمایشگاه برای جلوگیری از توهین و ضرب و شتم شما و حمایت از حق شما برای بازدید از نمایشگاه کاری انجام نداد؟
حراست به کمک آمد. درمسیر و در زمانی که در حال خروج بودیم، یکی پا روی پای من گذاشت که من پخش زمین شدم. جوانی که مرا همراهی می کرد، بلندم کرد. از در سالن بیرون زدیم. در را بستند تا شعاردهندگان بیرون نیایند. جمعی ماندند اما جمعی دیگر بیرون آمدند. شعارمی دادند و ناسزا می گفتند. حتی یکی داد می زد که منافق ازایران برو بیرون. یک اتومبیل که داخلش دوجوان بود ازراه رسید. مرا سوار آن کردند. جوان راننده که هاج و واج مانده بود، عقب جلو کرد و مرا از مهلکه بدر برد. اما جماعت شعبون بی مخ با لگد اتومبیل آن جوان را لگدمال کردند. اتومبیل رفت صافکاری. چهارصد تومانی خرج جای پای آن لگدها شد. هرچه کردم پول آن را از من نگرفتند. خود جوان هایی که مرا همراهی کرده بودند، مزد صافکار را دادند. التماس و خواهش من و اینکه ترمیم این خسارت به عهده من است، بجایی نرسید.

ماموران پلیس چطور؟ آیا آنها برای جلوگیری از ضرب و شتم شما وارد عمل نشدند؟
درآن هیاهو هیچ پلیسی سرنرسید تا بگوید، این لگدهایی که می زنید جرم است. چه می گویم؟ مگر به پلیس آموخته ایم که از شعبون بی مخ ها بپرسد که چرا؟ ومگرمی تواند؟ پلیس بود وجلوی چشمش جماعت شعبون بی مخ از دیوار سفارت انگلیس بالا رفتند و آبروی ما بردند.

در آن زمان به موضوعی فکر می کردید؟
کاش بجایی می رسیدیم که فکر را با فکر و سخن با سخن و نوشته را با نوشته پاسخ می گفتیم. و دراین میان به قانون بها می دادیم.

لینک این مصاحبه در سایت جرس

  • فیلم
  • تصاویر

Cincopa WordPress plugin



Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

39 نظر

  1. کاش در نمایشگاه بودم و از شما محافظت میکردم.!!!!!!!!

     
  2. سلام جناب دکتر.

    از شمایی که نام دکتر را یدک میکشید، زیبانیست بکار بردن چنین الفاظ غیر مودبانه ای.

    1- ایشان چگونه میتوانند خائن باشند در صورتیکه جان خود را بر کف دست خود نهاده اند.
    2- وجود داشتن سند یا نداشتن ان دلیلی نمی شود که بگوییم اقازادگان از هر عیبی مبرا هستند.اگر ایشان بقول شما(شارلاتان فرهنگی) باشند تا حالا دستشان برای مردم رو شده بود.
    با احترام.

     
  3. سلام گرم مرا پذیرا باشید.

    واقعا تاسف بر انگیز است رفتارشان. با کارهایشان رعشه بر دل من اوردند. از خدا خواهم باز پس دهد رفتار زننده ی انان را.

    پا بر جا باشید. همچون که در قبل گفتم خارج از تمام بحث ها رفتارتان واقعا تحسین بر انگیز است.
    سوالی از محضرتان داشتم:
    اگر نا امیدی در دلتان موج زد ، چه میکنید؟

    —————

    سلام دوست من
    ابتدا کمی صبوری وبعد: تماشای امید که همچنان می بارد. مثل باران

     
  4. آقای نوری زاد عزیز، عقل فلسفی بنده دو حالت رو نشون داده 1) سندی از مجتبی دارید: بنابراین اگه داشته باشید و تا حالا نشون ندادید که معلوم میشود شما یک انسان خائن به وطن و مردم هستید 2) سندی از مجتبی ندارید: با این فرض هم شما قصد فریب مردم داشتید که نشون میده شما یک شارلاتان فرهنگی هستید

     
  5. دیگری با عصبانیت پرسید: “وقتی همه مراجع بهاییان را نجس وفرقه ضاله می نامند تو چرا از آنها دفاع می کنی؟” من گفتم: “خود شما اگر در یک خانواده بهایی به دنیا می آمدی همین حالا بهایی بودی و دوست داشتی با تو با انسانیت رفتار کنند، مثل اقلیت شیعه درعربستان سعودی که ما حمایتشان می کنیم و از حاکمان سعودی می خواهیم که مراعاتشان کنند و آنان را بعنوان شهروندان عربستان به رسمیت بشناسند.”
    آقای نوری زاد ما هم مثل شما بهاییان رو میشناسیم و حتی با آنها همسایه هستیم. میدانیم هم کسی به آنها کاری ندارد البته تا زمانیکه مثل همجنسگرایان نخواهند بگویند ما بر حق هستیم و شروع به تبلیغات کنند

     
  6. درود بر تو باد ای مرد که هنگامی که ظلم را دیدی چشمت را بر روی آن نبستی و خاموش نشدی.انشاالله با ظهور مهدی موعود ریشه ی این ظلم و ستم ها بخشکد.در آن دیگر جایی برای این افراد که ظلم را می بینند ولی از آن حمایت می کنند نخواهد بود . انشاالله استوار باشید. در امان خدا

     
  7. سلام
    خب وقتی یه جمع سیصد نفری فقط وایمیسن نگاه میکنن چطور کسی که از درد اونا گفته اذیت میشه و وقتی که مردمی تا این حد بخاطر یه زندگی نباتی حاضر هستن به هر خفت و بدبختی و ظلمی تن بدن تا فقط زنده بمونن همین میشه.اگه گفتم نباتی چون قصد توهین ندارم و معمولا چون حیوونات سیر باشن دیگه صدایی ندارن ولی گشنه باشن سروصداها بلند میشه گفتم به حیوانات هم بی احترامی نباشه .به امیده روزی که این ترس و تحمل ظلم به سر بیاد و ماهم همگی یک صدا ؛ صدایی نکنیم بلکه غرشی کنیم تا حق و حقیقت تنها صدای یک یا چند نباشه . خدا یارتون

     
  8. مرگ برمنافق برگمشو افتخارمیکنم این جورمردمی هست

     
  9. از اینکه هنوز هم در این جامعه انسانهایی اینگونه فرهیخته ، با تقوا ، دلیر و شجاع و با وجدان وجود دارد ، خداوند را شکر می کنم . با درود به تو ای بنده خوب خدا

     
  10. خدایا ما چه گناهی کردیم که باید شعبان بی مخ ها ….هیچی ولش کن فقط دعا میکنم از این بدتر نشه اوضاعمون

     
  11. متحدالشکل لباس این بود که یکی لباس روحانی بپوشد هر غلطی می کند اخر سر خلع لباس می شود دیگه وقتش است اتاتورکی فکر کنید

     
  12. هر لباس شخصی کاندید شودخیانت به ملت میکند بزارید تکلیف روحانیت یکسره بکنیم دلار می خواهید 10000 تومان شود

     
  13. بگیرید دزدها بزرگ ول کنید طناب دار را افتابه دزد را انگشت قطع کردن بس است

     
  14. روز 22 بهمن شعار ملت: سوریه را رها کن فکری به حال ما کن ////

     
  15. عزیز نوری‌زاد سلام.ای کاش من آن روز در کنار شما در ایرانم بودم و از نزدیک میدیدم که این کثافتها با شما چه می‌کنند!
    من ۴ ساله که به ایران نمیا‌م و هر چه مادر و بقیه اصرار می‌کنند نمی‌پذیرم که برای دیدن آنها هم که شده به ایران برووم، نمی‌پذیرم دیگر نمیتوانم کشورم ایران را ببینم،بخدا این که میگویم حقیقت تمام هست.این آخوندها و مجریان زیره دستشان کاری با این مردم کرده‌اند که هیتلره نازی به مردمش نکرد.مشتی آدمکش کشورم را اشغال کرده‌اند. به خداوند قسم که دیگر دوست ندارم به ایران بیایم حتا بخاطره مادرم.
    فقط هرروز که می‌گذرد منتظر روز ه دیگری میمانم////(۳۰ سال) پیش من آمدم به اینجا و هنوز منتظر هستم،روز به روز!!!مرگ //// که اینطور همه را از دین از خاک و از پدرو مادر دور کرده‌اند.مرگ بر انقلاب که از اوّل با رنگ خون بود و امروز هم با همان رنگ مانده،فقط بیشتر پررنگ‌تر شده!من می‌دانم و قسم می‌‌خرم زمانه تاریخ مصرف این ///// تمام شد بد دیگر یک ایرانی‌ در ایرانیان نه زبانی به نامه عربی‌ می‌‌خواهند و نه در خیابان اخوندی شما خواهید دید.به امید آن روز عزیز!!! نوری‌زاد عزیز،دوستتان دارم

     
  16. با سلام
    متاسف شدم محمدآقا
    اجرتان باسیداحرار

     
  17. با عرض سلام خدمت دوستان من همون لحظه کنار آقای نوری زاد بودم و بینی بین الله این ضرب و شتم از حرکت زشت جوونی شروع شد که از همراهان آقای نوری زاد بودند. اگر این آقای جوون داد نمی زد و با دست مردم رو به عقب هل نمی داد جرقه ی این حرکت زشت نمیخورد. اون بنده خدا هم خودش میدونه

     
  18. اينها ارازل و اوباش بيش نيستند همين مفتخورها مملكت و ويران كردن و اون آقاشون چشمو به روي كار اونا ميبنده متاسفانه
    ولي تا كي ميتونن اين وضعيتو ادامه بدن بلاخره عمر اونام سر مياد و بايد سوراخ موش بخرن كه ديگه دير شده ما به اين ادما ميگيم //// چون فرزند حلال اين كارارو نميكنه درود بر محمد نوري زاد مرد حق طلب

    ————————–

    فحش ممنوع دوست من.

     
  19. امیدوارم آن جماعت تماشاگر نمایشگاه بتوانند به جایی برسند که در این جدال فقط تماشا نکنند و از حقیفت حمایت کنند به امید آنروز ……زنده باشی و سلامت محمد نوری زاد عزیز دوستت دارم بسیار زیاد

     
  20. بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ﴿255﴾ لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ الـلّـــــــــــهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّــــــــــــــــــــــــوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُـــــــوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

     
  21. اقای نوریزاد
    چی شد که اینجور بدبخت شدیم؟
    ما که وحشی نبودیم. ما که با فرهنگ بودیم.
    واقعا شرمنده شدم شمایی که زندگیتو گزاشتی کف دستت
    شجاعانه داری از حقانیت دفاع میکنی اینجور مورد بی احترامی قرار گرفتین
    اقای نوریزاد یه فکری بکنید. با این وضعیت نمیشه تو این مملکت موند.
    ترو خدا یکار کنین ما جوونا آواره نشیم

     
  22. salam
    ishala ke movafagho piroz bashin
    chan shab pish yeja azaton tarif kardam
    bem goftan ke shoma sopap etminane in dolato hokomati
    dobare omadam ke baghiyeye namehatono bekhonam
    nemidonam shaya ras migano hastin
    shayadam dorogh migano az sare nadani migan
    beharhal man to on jalase azaton defa kardam va goftam ke ya momenido motaghi
    ya monafeghino amele khodeshon
    ama beharhal oncheke shoma mikonin karie ke tasire khareji va mosbatesh bish az manfishe
    age rade mano bezannao begiran man miram zendon
    be ghole ahghaf mige:
    (إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ)
    خوب ، بد، زشت، من شمارو به عنوان فردی متقیی قبول دارم
    هرکی هرچی می خواد بگه
    مگه امام حسین نمی دونست که کوفیا بد قولن
    مگه بشون توصیه نشده بود که نرن؟
    شما چه مومن و چه منافق تاثیر مثبتی که رو جامعه گزاشتین بیش از تاثیر منفی بوده
    شما بودین که نامه نگری رو باب کردین تا اونجا که من می دونم
    خلاصه من به ایناش کاری ندارم
    من دنباله خدام
    دنباله اینکه عین شما مصداق اون ایه بالا بشم
    اگه این متنم به مطلب بالا که شما گزاشتین ربطی نداشت عذر می خام و عذر می خام از دوستانه مخالف و موافق شما که این مطلب رو اینجا میزارم
    بچمو بی جنبه
    رو دلم جمع شده بود والا
    التماس دعا
    و دیگه اینکه اگه عزیزانی که شمارو منافق خوندن سوره حجرات رو بخونن می بینن که اونجا خدا گفته که به کسی انگ نزنید
    مصداقشم همین کاره اوناست
    چه می شه کرد که از دین پوسته ای بیش نمونده
    یه دور قران نخوندیم
    اگرم خوندیم ور ور ور و بی توجه به معنا و مفاهیمش
    التماس دعا

     
  23. خدا حفظت كنه مرد , خوشحالم , معلومه كه حرفات شنيده شده و همىن كافىه

     
  24. جناب نوری زاد نمایشگاهی که.حسینی وزیر ارشاد دایر کند چه دیدنی دارد که بروی/به صورت حسینی که نگاه کنی مستلزم کفاره دادن هستیم بیا اهواز تا حداقل 10000اهل اندیشه برای سخنرانیت جمع شوند

     
  25. درود بر شرفت اقای نوری زاد

     
  26. نگران نباش پدرانشااله بزودی نوبت ماهم میرسه من یکی زنده زنده میخورمشون

     
  27. سلام دکتر عزیز
    شک ندارم دستور این حمله را شخص… داده اما شما نه تنها منافق نیستید بلکه مجاهدی نستوهید . منافق کسیست که ظاهرش با باطن فرق دارد مثلا دوست حزب اللهی من که فرزند شهید است و شراب میخورد و دم از ولایت میزند منافق است اما من تا کنون از شما دورویی ندیده ام . نگران نباش عزیزم بر صورت علی ع هم آب دهان انداخت آن ملعون

     
  28. جناب آقای نوری زاد با درود
    شما خودتان بهتر از همه میدانید که آقای مجتبی از شما شکایت نخواهد کرد پس لطفا اگر ادعای سندی مبنی بر دریافت پولی در دست دارید وظیفه شما میباشد که آن سند را رو کرده و به وظیفه خودتان در قبال ملت ایران عمل نمایید و دست فاسدان را رو نمایید .

     
  29. gonahe ma javonha chi hast ke injori bayad aziat bekeshim…………………..alalkhoso ma ha ke pedaar va madareman tavanai maliye ziadi nadarand

     
  30. با سلام بر بزرگمرد ایران زمین جناب آقای نوریزاد.کاش این جاهلان در بند جهل و خرافت و بلاهت را ذره ای شعور و فهم خداوند در وجود بی مقدارشان به ودیعت می نهاد ،تا میفهمیدند که جواب سخن وسوال،جفتک انداختن نیست(البته بلا- نسبت خر.چرا که به قول سعدی:مسکین خر اگرچه بی تمیز است چون بار برد همی عزیز است).واقعا نمیدانم که اینان از کدام آخور میخورند؟و آیا واقعا از آخوری تغذیه(به معنای //// شتر)میکنند ؟یا اینکه به کارشان ایمان دارند؟که در صورت دوم باید گفت که نفس بی شعوری گناه نیست ولی مولد خسارتها و هزینه های مادی(حد اقل برای تعلیم و تربیت) و معنوی بسیاری بر جامعه میباشد.خداوند به به شما اجر عظیم و صبر جزیل عنایت فرماید.یا لیتنی کنت معک………………..

     
  31. با سلام خدمت دوست و پدر بزرگوار جناب آقای نوری زاد/دیدن این تصاویر بر رنجی که می بریم افزود.احساسی تاسف بار و وهم آلود پیدا کرده ام که خدایا اینجا دیگر کجاست؟! آیا این مملکت امام زمان است که می گویند؟! رفتار و منش مسلمانی این است که می بینیم؟! انسانیت کو؟!… جناب نوریزاد عزیز: تاسف وناراحتی من بخاطر شما نیست چرا که شما راه حق و حقیقت را یافته با خدای خود عهدی بسته و بر آن استوارید. توان حرکت واستقامت را هم او به شما هدیه کرده پس جایی برای تاسف نیست. درد من و ما بلاهت جهالت کوته بینی تنگ نظری و فرهنگ هوچی گری وخشونت عده ای از هموطنان است . آنجا که منطقشان یاری نمی کند بجای روشن بینی و پذیرفتن حقیقت به عربده کشی و جفتک پرانی متوسل می شوند یعنی طبیعی ترین کار برای یک حیوان!!!! درست در جایی که به تنگنا می افتد! ای هم وطن بسیجی عربده کش کمی فقط کمی بیاندیش که اگر آنچه به خوردت داده اند درست و عین حقیقت است برای اثباتش چرا باید به زور و ارعاب متوسل شوی؟! چرا نمی توانی با منطق و کلام به اثباتش برسانی؟! پس به باور هایت شک کن به راهی که کورکورانه راهی ات کرده اند شک کن. امروز حقیقت از آفتاب روشن تر است به شرطی که چشمانمان را نبندیم و بخواهیم که ببینیم ! در آخر جناب نوری زاد عزیز دعای خیر ما ملت مظلوم بدرقه راهت. ای کاش من هم ذره ای از ایمان شهامت وجسارت شما را داشتم . پاینده باشی

     
  32. آقای نوری زاد عزیز
    با خواندن خبر و مشاهده فیلم جسارت عده ای به شما، سخت آزرده خاطر شدم. با خود اندیشیدم که اگر امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در نمایشگاه حاضر بودند چه عکس العملی نشان میدادند. آیا با این افراد هتاک همراه میشدند یا جلوی هتاکی آنان میایستادند و حرمت مسلمانی را پاس میداشتند.شما به کدام گناه باید مورد هجمه قرار بگیرید؟ به خاطر ابراز عقیده؟ به خاطر انتقاد دلسوزانه؟ به خاطر مسلمانی؟ به خاطر رسوا کردن صاحبان زر و زور؟ به خاطر امر به معروف و نهی از منکر رهبر؟ من دست شما را که در این خشکسالی حرکت، آزاد منشانه قلم به دست میگیرد و خاطر تظاهر و فریب را میازارد میبوسم. کاش در نمایشگاه بودم و از شما محافظت میکردم.کاش

     
  33. با سلام بر جناب نوری زاد عزیز.. استالین جمله به یاد ماندنی دارد که شنیدنی است. او میگفت: اندیشه از سلاح قویتر است وقتی ما به مخالفانمان اجازه حمل سلاح نمی دهیم چرا باید اجازه داشتن عقیده را بدهیم؟. او همچنین معتقد بود : مرگ یک راه حل خوب است. انسان مرده یعنی دیگر مشکلات تمام شده. ما هر چه گشتیم در سیره امامان شیعه نتوانسشتم چیزی پیدا کنیم که به عملکرد رهبری معنای اسلامیت بدهد ولی قرابت های حیرت انگیزی با استالین و هیتلر پیدا میکنیم و این عجیب نیست. خود کامان عالم همه به یک سمت وسو نظر دارند. نهادینه کردن دیکتاتوری گناهی نابخشودنی بر حاکمان است و آنهم در حق ملّتی که این چنین بزرگوارانه این دیکتاتورها را به حکومت رساند. هماره گفته میشود که بدترین تجاوز ها از جائی است که انسان انتظارش را ندارد. چه کسی فکر میکرد که نزد این علمای ربانی این میزان ظلم و ستم مثل قند و عسل باشد؟..دوستی میگفت اینکه عمر طولانی از جانب خدای متعال به بسیاری از این بزرگان اعطا شده این است که در محضر الهی طلبکار نباشند که ما عمری به دین و آئئیت خدمت کردیم پس بسم الله! .آنها در نتیجه عمر طولانی خود اسناد جهنم را با خود به ارمغان میبرند..دنیای آخرت دنیای اعمال است…این اسناد هم در اینجا معتبر است هم در آنجا..چاشنی آن هم روزی چند میلیون نفرین است که بدرقه راه آنها است..خداوند سلامتت بدارد این عزیز

     
  34. عجبااااا ازین جماعت ..حضرت علی ع میفرمایند که مرتبه ای بالا تر از جهل است که راه بازگشت و درمانی ندارد و ان ” جمود ” فکریست..
    عجباااا که کسانیکه حرفی برای گفتن ندارند فحاشی میکنند…سر زعفرانی شعور و معرفت … این روزها زعفران گران شده….اصلا زعفران چه رنگی است؟
    چه زبانی حرف میزنند ؟ چه میگویند؟ نسل طوطی ها چه زیاد است این جا!!!!!!!! طوطی . تکرار کن ان چه به تو می اموزم و تو حتی مفهوم ان را نمیدانی.

    طوطی میمانی و طوطی میروی.. من که زبان تو را نمیفهمم…
    افضل العبادات کلمه حق عند سلطان جائر
    امام موسی صدر:
    روشن است که نتیجه ی عبادت به جای عدالت بی نهایت خطرناک بوده است . چرا که نبود عدالت در جوامع از مرحله ی خطرناک سیاسی و اجتماعی گذشته و به مرحله ی انحرافات ایدئولوژیک رسیده و …………………………………

     
  35. قسمت نهم سریال شعبون بی مخها.با تشکر از تمام شعبون بی مخها که همیشه بدون هیچگونه تمرین قبلی نقش خود را بخوبی اجرا می کنند و تمامی انها لیاقت دریافت اسکار بی مخ ترین شعبونهای دنیا رو دارند.نوریزاد عزیز همیشه سلامت باشی.

     
  36. جناب نوریزاد عزیز . شعبون بی مخ ها حتی به جنازه امام حسن هم رحم نکردند و آنرا تیرباران کردند مخالف را باید زد . حالا به هراسمی که میخواهد باشد مرجع تقلید ورئیس جمهور و استاد دانشگاه و دانشجو و کارگر و … .در مجلس روضه خوانی یا در مجلس مثلا شورای اسلامی!!!! هنگامیکه حمله ها شدیدتر میشود بدانید که به نقاط حساس سردمدارانشان ضربه زده اید و نورافشانیهایتان هدف اصلی را نشانه رفته است و بحث آقازاده ها و ؟؟؟؟؟ رهبرآینده باید تمرین کند در گوشمالی دادن به مخالفان و لجنمال کردن معترضان وخاموش کردن صدای های مخالفان و این تمرین راه پدرو همگنانش وبه همزدن جمع دگراندیشان در سالهای اول انقلاب ( و دسته هائی که راه می انداخت و فاطمه اره ها و …(یادتان هست) )

     
  37. سلام پدر گرامی جناب اقای نوری زاد عزیز.وقتی این فیلم رو دیدم معنی فیلم های کوتاه شما رو فهمیدم که این شعبون بی مخ ها چه ادمهای وحشی وکثیفی هستند.واقعا گریه ام گرفته بود.یکی نیست به این بسیجی ها بگه اگه یکی با پدر خودتون این جوری برخورد بکنه چکارش میکنید.آقای نوریزاد من از شما عذرخواهی میکنم.سعی کنید ازاین جانوران درنده خو دوری کنید تا خدایی نکرده اتفاقی برای شما نیوفته ما حالا حالاها به افرادی مثل شما احتیاج داریم.به امید ازادی

     
  38. Nurizade aaziz,

    ba didane in film az daroon be hale Irane aazizemoon vahale in jamaate ghafel geristam. ensan ro yade taleban va sharaete hakem dar afghanestan miandazeh.

    neshoon mideh ke ma kojayim o donya koja …..

    neshoon mideh ke che ghadr az tamadon 2500 saleye ma be ja mandeh

    neshoon mideh ke afradi mesle shoma che mizan kar pishe ro darand baraye eslahe in jameeye bi farhang shode

    hey hat

    salamate va tole omre ba ezzat ro baraye shoma khastaram

    dorood be shoma, adabetoon va ghalametoon

    rastgar o payandeh bashid

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

87 queries in 2945 seconds.