سر تیتر خبرها
نامه ی محمد نوری زاد به نلسون ماندلا

نامه ی محمد نوری زاد به نلسون ماندلا

نلسون ماندلا

سلام عالیجناب،

شاید با من هم عقیده باشید که خوشبختی، گمشده ی هماره ی بشردر طول تاریخ بوده است. چه آدمیانی که برای رسیدن به قله های خوشبختی پای بر سر دیگران نهادند و خون ریختند و غارت کردند. و چه آدمیانی که در حسرت خوشبختیِ افزون تر، خود را و خویشان خود را به ورطه ی بلا فرو بردند. بگمان من اگر خوشبختی را از هزار منظر معنا کنیم، شما در شمار خوشبخت ترین های تاریخید. نه از آن روی که از مال دنیا و هرچه که در اوست بی نیازید. بل بدین دلیل که شما از سطح مناسبات انسانی عبورکرده اید و به عمق “دل”های مردمان جهان راه یافته اید. همه ی ما افرادی را می شناسیم که ثروتشان از اندازه بیرون است، شهرتشان بسیار بیش از شماست، و دوربین ها برای نشان دادن آنها سراسیمه اند. این افراد با همه ی ظرفیت هایی که برآورده اند، عمدتاً در سطح رویین احساس مردم متوقف اند. شما اما پای از این وادی بدر برده اید و به کانون دلهای مردمان جهان دخول کرده اید.

با اطمینان می گویم: اگرهمه ی انسانها دست بدست هم بدهند و جهان را زیرپا بگذارند و همه ی همّ خود را برای یافتن فردی بکار گیرند که: دشمنی ندارد، و دلی را نیازرده، و دروغی نبافته، و خسارتی بجان جامعه ی خویش و جامعه ی جهانی درنینداخته، اما در عوض نیکبختی برآورده، و دلها را بهم نزدیک کرده، و فهم را برکشیده، و معنای تازه ای از انسانیت را به تماشا گذارده، حتما به شخص شما خواهند رسید. و ما چه خوشبختیم که زنده ایم و با شما هم نفسیم. زنده ایم و محصول تقلای تاریخ را برای برآوردن و نمایش یک انسان بزرگ و کم نظیر تماشا می کنیم.

 نلسون ماندلا

 

عالیجناب،

شاید عالی ترین تجلی انسانیتِ شما آنجا باشد که در اوج قدرت و محبوبیت، ناگهان از قدرت دست شستید و ریسمان قدرت را به اراده و فهم مردم، و به آیندگان سرزمین تان وانهادید. و این همان راه دشواری است که شما با پای نهادن به تمایلات فردیِ خود طی کرده اید، و دیگرانِ تاریخ درآن “جا” مانده اند. با عبور شما از این گذرگاه سخت، نه در دلهای مردمان کشورتان، که در دلهای مردمان جهان به روی شما گشوده شد و شما در صمیمی ترین تختگاه بشری جای گرفتید. اکنون شما بر سریر دلها نشسته اید. و بشر امروز، بچشم خود ناب ترین جلوه ی انسانی را در جمال شما به تماشا نشسته است.

همه ی ما به اوج که می رسیم، باقی عمر خود را در همان اوج بلوکه می خواهیم. و حتی برای این که از آن اوج فرونغلتیم، دروغ می بافیم و زور می گوییم و ظلم می کنیم و آدم می کشیم و غارت می کنیم. شما اما عطای آن همه اوج شورانگیز را به لقای فهم مردم بخشودید و حظّ تماشای نیکبختی آنان را بر همه ی لذتها برتری دادید.

شما با آن همه محبوبیت متراکم، می توانستید همچنان رهبر و پیشوای مردم خود باقی بمانید. می توانستید قدرت راحتی برای فرزندان خود به ارث بگذارید. می توانستید با گماردن فیلترهای متعدد، مجلس و دولت و دستگاه قضایی و همه ی موقعیت های کشورتان را برای بقای خود تا هر زمان که زنده اید مجبور و مرعوب کنید. می توانستید با برآوردن دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی و با بسیج نشریات و آدم های مفتون و شیدا هر معترضی را به دوردستهای نفرت و بیچارگی دراندازید. درست کاری که در هر کجای دنیای جهل می کنند. شما اما انسان تر و فهیم تر و هوشمندتر از آنانی بودید که برآمدن خود را مادام العمر می خواهند. بله، شما پیش از آنکه صدامها و قذافی ها و مبارک ها و زین العابدین بن علی ها فرو بیفتند، عاقبت اینان را بچشم دل دیدید. و دانستید نمی شود برای محبوبیت های ناگهانی بقایی مدام آراست. و دانستید که با تحکم و تشر و تبلیغ نمی توان به پرنیان دلها راه یافت. 

 نلسون ماندلا

عالیجناب،

درود ما ایرانیان را پذیرا باشید. ایرانیانی که در طول تاریخ، از پادشاهان و رهبران مادام العمرآسیب فراوان دیده اند. ایرانیانی که رهبرانشان بیشترین آموزه های انسانی را در میان کتابهای مذهبی و اخلاقی و هنری شان دفن کرده اند و کمترین رغبتی به روح شریف آن آموزه ها ندارند.

ما ایرانیان در داستانهای اساطیریِ خویش، پادشاهی داریم “کیخسرو” نام. که خوب و شایسته و مردمی و خردمند است. او نیز چون شما در اوج محبوبیت و اقبال مردمی، ناگهان دست از قدرت شست و به پادشاهان بعد خود آموخت که مقام و شهرت را نمی توان به ارث نهاد. باید رفت و جا را به تازه نفس ها سپرد. اکنون هزاران سال از آن زمان می گذرد. و ما ایرانیان در حسرت برآمدن کیخسرویی دیگر نسل به نسل در گور شده ایم و چشممان از فروغ افتاده. با ظهور شما بود که دلمان روشنایی گرفت. و ما کمال کیخسروی خود را در جمال فهم شما باورکردیم. شما اکنون کیخسروی ما ایرانیانید. با این تفاوت که کمی آنسوتر از سرزمین ما سربرآورده اید. با مخاطبینی جهانی. دلهای ما ایرانیان، و دلهای همه ی جهانیان، منزلگاه شایستگی های شریف شما. بزرگی و ماندگاری: گوارای تان.

با احترام و ارادت: محمد نوری زاد

بیستم مهرماه سال نود و یک شمسی

مطابق با یازدهم اکتبرسال 2012 میلادی

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

28 نظر

  1. دیدار یار

    سلام
    دیشب در کمال تعجب در مراسم عروسی یکی از اقوام دیدمش . علاقه من به او بر می گردد به سال ها قبل . به دوران جنگ و روایت های جنگ. در آن دوران یکی از افسوس هایی که همواره همراه من بود، نزدیکی او به جناح موسوم به راست بود. آرزویم این بود او که برخوردار از صداقت کلامی و هوش قلمی فوق العاده ای است حال که با اعتقادات سیاسی من همراه نیست لااقل با جریان راست نیز همراهی نکند. متاسفانه دردوران اصلاحات نه تنها این آرزویم محقق نگشت بلکه او چند اثرهنری و قلمی علیه جبهه اصلاحات آفرید. اما من هرگز نتوانستم او را دوست نداشته باشم تا اینکه در انتخابات 88 و بعد از آن به آرزویم دست یافتم. اما وقتی می بینم که ماموران انسان نما در این چند ساله چه ظلم هایی به او و خانواده اش روا داشته اند درخلوت ، تاسف مضاعف مهمان دلم می شود. دیشب که او را از نزدیک دیدم همان احساس به سراغم آمد اما حضور پسرانم در کنارم مانع جاری شدن اشکم گردید. او را می بوسیدم زیرا او را قهرمان یک جهاد بزرگ می دانم و او مرا می بوسید با آنکه مرا نمی شناخت. او قامتی چون سرو داشت و برازنده چنین قامتی ، استقامتی است همچون کوه . چهره شاداب و دلنشین و دوست داشتنی او به همراه غصه های پنهانش ، تمام دیشبم را تسخیر نمود.
    خدایا سلامت و سعادت محمد نوری زاد را خاضعانه از تو طلب می کنم

    بهروز

     
  2. خدمت برادر بزرگ وار خودم آقای نوری زاد من هم مثل شما آقای خامنه ای را خیلی دوست داشتم من برای سلامتی ایشان روزه میگرفتم تا نامشان میشنیدم گریه ام میگرفت اما حالا شده برام غصه چون من جور دیگر به مسائل نگاه میکنم ایشان طور دیگر همه ی این جدایها زمانی شروع شد که من محور زندگیم را تغییر دادم به من یاد داده بودند همیشه با یستی حق را بشناسی و دور آن بگردی محور من هم آقای خامنه ای بود و همه چیز را با او می سنجیدم تا اینکه خدا به من توفیق داد تا کتا بهای بیشتری مطالعه کنم وزمانی که حضرت علی را بیشتر شناختم محور حق را علی قرار دادم و مشکلاتم از آن موقع شروع شد یعنی 15 سال پیش حتی برای این قضیه یک شکست عاطفی سنگین خوردم حالا برام سوال است
    شما از کی ولی آرزو میکنم همه افراد بتوانند محور حق را حق قرار دهند آن وقت نه ایران بلکه جهان اسلام آباد خواهد شد به امید آن روز موفق باشید منتظر مطالب جدید شما هستم

     
  3. با سلام جناب نوری زاد عزیز
    لطفا با قلم شیوا و بی غرض و منصفانه خود یه نامه سرگشاده به شیخ نصرا… بنویس و به او هشدار بده که اطاعت و دنبال روی از سرداران دزد و برادران قاچاقچی نتیجه ای جز شکست برای او و سرافکندگی برای اقلیت شیعه لبنان نخواهد داشت.و او را از عاقبت دنیوی و اخروی وخیم اعمالش بترسان.
    با تشکر

     
  4. کامنت های سایت کلمه - Shapour farsangi

    لطفا متن انگلیسی این نامه را منتشر کنید. سپاس

     
  5. کامنت های سایت کلمه - علی

    روز وقتی رهبری در روشن تظاهرات بازاریان را انکار میکند و ان تظاهرات را کار عده ای معلوم حال میداند
    و انگاه می گوید چون در غرب تظاهرات صورت میگیرد و در ایران چون ما تطاهرات راسرکوب میکنیم و اگر هم با وجود این همه خفقان وسرکوب اگر تظاهراتی صورت بگیرد کار عده ای معلوم است.
    ای مجلس خبرگان اگر شما فرمایشی نیستید این عدم صداقت نباید شما را به خلع رهبری وادارد
    (ویرایش شده توسط سایت)

     
  6. کامنت های سایت کلمه - محمد

    اناخلقناکم من ذکراوانثی وجعلناشعوباوقبائلالتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم .(صدق الله).وعده خداوند قطعی است.چون نیک بنگریم ماندلا از تقوی درزندگی به این مقام رسیده است ومتاسفانه دیگران که بارها درنماز جمعه دیگران را به تقوی دعوت کرده اند…..؟

     
  7. کامنت های سایت کلمه - یک بسیجی

    درود ابدی ما انسانها بر آزاد مردان و زنانی که با اندیشه ای سالم و نشات گرفته از روح بلندشان برقلب ها راه یافته و بر آنها حکومت میکنند. چه در آفریقا باشند یا در هند و برمه .

     
  8. کامنت های سایت کلمه - Irane_man_javid

    اقاي ناشناس خدا شما را براي مقام عظماي ولايت و مقام عظماي ولايت را براي شما حفظ كند ولي دست از سر اين ملت بدبخت فلك زده برداريد

     
  9. کامنت های سایت کلمه - یک بسیجی

    آقای نوری زاد من یکی ازهمان چماقداران ولایت هستم که شما درفیلم هایتان جای سالم دربدن ما نگذاشته اید. حرفی مانده که ازگلوی مسعود رجوی دریاید وشما بارما نکرده باشی؟ استاد محترم هرنظامی هرحکومتی هوادارانی دارد. بدون آن هواداران دو روزه دولقمه اش می کنند. حالا دراین اوضاع واحوال که همه ما باید دراطراف رهبرمان اجتماع بکنیم و چشم ودل به فرامین الهی او بدهیم شما فیلت یاد هندوستان کرده و دارید ازنلسون ماندلا تقدیرمی کنید؟ به درمی گویید تا دیوار بشنود؟ نلسون ماندلا را به رخ می کشید تا رهبرمان را بکوبید؟ این است جوانمردی درحالی که دشمن ازهرطرف ما را احاطه کرده؟ ذره ای انصاف اگرداشتید نه ما بسیجیان را با اسمها وصفت ها وجمله های تند می نواختید نه رهبرمان را به زیرپای نلسون ماندلا می انداختید. ما هم ازنلسون ماندلا بخاطر بزرگی اش ستایش می کنیم اما درجای خود یک موی رهبرمان را به صدتای او نمی دهیم.

     
  10. کامنت های سایت کلمه - bahman

    Doroud bar Noorizad va azad andishan
    Rahbari ke yek rooze 5 name baraye defa az Moslehi benivisado begooyad
    va 1000ran nameye mellat, baraye SOUTUDEHA ra nabinado nashnavad, rahbar nist
    (ویرایش شده توسط سایت)

     
  11. درود بر محمد نوری زاد
    چه نیکوست که برای کسی مینویسم که میفهمد.قدیمی ها به ادمهای فهمیده و جهاندیده و اندیشمند میگفتند حکیم.وسخنان انها را “حکمت ” مینامیدند. سخن حکیمانه یعنی سخنی که در درازای زمانی و یا مکانی کهنه نمیشود و از بین نمیرود .باد و باران را و تابش افتاب را و سانسور را و شکنجه را و مرگ را بر نمیتابد و باقی میماند.بگفته حکیم ابوالقاسم فردوسی : بنا کردم از نظم کاخی بلند که از باد و باران نیابد گزند…. این سخنان فردوسی حکیم در گذار هزار سال و اندی هنوز تازگی دارد و تا زمانی که ادمیزادی باقی باشد این سخن ارزش و تاثیر دارد.
    باری ای حکیم دیار ما .ای کسیکه خداشناسی و خدا ترسی تو تو را انچنان شجاعت و جراتی بخشیده که با سخنان رسا و بیباکانه ات عفریت ناپاکی و دیو زشتکاری را به پاک شدن و زیبا شدن میخوانی .درود بر تو.
    دیروز دوستی به طعنه میگفت که ایا این بود حکومت عدل علی؟ که بر پاست ؟ در ایران؟
    گفتم نه چنین نیست. او مظهر عدالت بود. و سالیان سال پدران من و تو او را بزرگ میداشتند و در خانه هامان “تمثال بی مثال ” او را روی طاقچه های میهمانخانه مان میگذاشتند و کتاب “تهج البلاغه ” او را میخواندند و کتاب “داوریهای حضرت علی” را برایمان تقل میکردند.مگر یادت نیست؟
    اهی کشید و گفت : خوب مگر نه اینست که الان بمدت سی و سه سال کشور ایران در دستان همانهایی که مدعی ولایت او هستند و از پرچمداران و داعیه داران کیش شیعه بوده اند و برای حسین روضه میخوانده اند و در نجف و کربلا ساکن بودند
    و نماز شب میخوانده اند اراره میشود ؟ پس ادامه دین و حکومت شیعه علی مگر میتواند چیز دیگری باشد؟ ایا من و تو فکل کراواتی میخواستیم تشیع را رهبری کنیم؟ ایت الله ها و بزرگان دین ما و تشیع و شیعه هستند که به کنه و بنیاد دیدگاههای علی اگاه اند و با امام زمان ارتباط دارند و با او گفتگو میکنند و از او حکم میگیرند.من و تو کاره ای نیستیم.
    الان سی وسه سالست که ما ان خدایی را که “مهربان ” و “بخشنده” بود دیگر نمیبینیم.بجای ان خدای “قاهر” و “جبار ” و
    “قاصم ” نشسنه است.خدای چپاولگران و ستمگران و زورگویان و شکنجه گران و کشتار کننده ها نشسته است……………..
    با حالتی قهر گونه از من چدا شد بی خداحافظیی.وچه میتوانستم به او بگویم؟ بگویم که نه اینچنین نیست . ما الان از هر نظر در دنیا حرف اول را میزنیم.روابطمان با تمام کشورها خوب است و همه جهانیان برای ما بخاطر نوع حکومتمان بما احترام میگذارند. صاحب تکنولوژی هسته ای شده ایم و رهبرمان عنقریب به بمب اتمی مجهز میشود؟ ارزش پولمان با تمام پولهای دیگر برابری میکند؟ تمام رجال سیاسی ما از نظر فهم و درک سیاسی سر امد هستند؟ دانشگاه هایمان بر روی زن و مرد باز است؟ از چپاول و کشتار و شکنجه و زندان خبری نیست؟. در شهر نو را بستیم و الان میزان فحشا و تن فروشی کشور در حد صفر است؟ شاگردان ممتازمان را با امکاناتی که داریم جذب کرده ایم و یکتفر از انها به خارج نرفته اند؟
    چه میتوانستم گفت ؟

     
  12. با سلام و عرض ادب و آرزوي طول عمر با عزت براي شما

    کسی که آزادی را از دیگران می‌گیرد خود زندانی تنفر خویش و پشت میله‌های تعصب و تنگ‌نظری گرفتار شده است. اگر من آزادی کس دیگری را از او بگیرم، واقعا آزاد نیستم، دقیقا همان طور که وقتی آزادی از من گرفته شده باشد.

    ظالم و مظلوم هر دو انسانیت خود را از دست داده‌اند… برای آزاد بودن تنها نباید زنجیرها را گشود، بلکه باید به شکلی زندگی کرد که آزادی دیگران افزایش یافته و به آزادی دیگران احترام گذاشته شود.

    نلسون ماندلا

     
  13. نوری زاد عزیز با آرزوی سلامتی برای شما و خانواده
    این روزها که احمد قابل عزیز در کما است فرصتی دست داد تا دوباره نامه ی ایشان را که در سال 84 خطاب به رهبری نوشته شد بخوانیم. قبل از آن هم نامه های عزیزان دیگر و بعد هم نامه های شما ، به راستی مگر دیو باشیم که گویند کارش برعکس است که بر خلاف آنچه که همه دلسوختگان می گویند عمل کنیم.این همه چراغ این همه علامت این همه نشانه چرا باید رهبری اینگونه عمل کند. کینه است؟ حسادت است؟ خودشیفتگی است؟ این همه نا هوشیاری از کجا می آید؟ آیا این یک بیماری نیست ؟ یک بیماری که ایشان و سپاهیان اطراف او را در خود گرفته است؟ اگر بیمار نخواهد بهبود یابد چاره کار این مملکت چه خواهد بود؟ نیستی و تباهی از جنگی ویرانگر؟ مملکتی بر باد رفته؟
    سال گذشته شجریان عزیز در مصاحبه ای می گفت در تمام طول این همه سال بعد از انقلاب روزی نبوده که به معنای واقعی شاد باشند. وقتی می اندیشم برای خیلی از دوستان و خود من نیز اینگونه بوده.بی انصاف نباشیم لحظاتی هم بوده آنهم لحظاتی که مردمان را شاد دیده ایم. فتوحات جنگ، دوم خرداد، قبل ازانتخابات 88اما اندیشه فردای این مملکت که با این همه منابع عظیم از ثروت و مردم چگونه می توانستیم آقای فرهنگی دنیا باشیم از خوبی و مردم داری اما هنوز در خم یک کوچه ایم آن شادی حقیقی را ممکن نمی سازد.
    ای عجب گر من رسم برکام دل
    چون رسم چون روزگار از دست رفت
    صبر
    آرام
    قرار از دست رفت.
    نامه تان به ماندلا که حالا او را کیخسرو ایرانیان می نامیم بسیار زیبا بود کو چشم سید علی که زیبایی ببیند؟

    با احترام

    سحر

     
  14. درود بر نوری زاد . گرامی مرد . مرد شرف و شعور یگانه روزگار
    ای بزرگوار نامه ات را به نلسون ماندلا خواندم. افرین ها بر تو باد.ایکاش نامه ای هم به مهاتما گاندی – ان یگانه روزگار و ان رهبری برای تمام فصول -بنویسی. او که مردم کشورش را با خردمندی و زیبایی تمام توانست راهنمایی کند که از زیر یوغ انگلیس بدر ایند. او که به مردم خویش درس اخلاق داد . او که با دشمنانش با نرمی و دوستی و احترام روبرو میشد و هیچگاه کسی را ” دشمن ” خطاب نکرد. او که همواره در اندیشه ازادی نوع بشر بود. او که با خوردن شیر نشان داد که به هر انچه در ان قدرت باروری و زایش است احترام میگذارد. گوشت نمیخورد و جانداران را نمیازرد.همواره با چرخه نخ ریسی خویش کار میکرد و به هموطنان خودش نشان میداد که میتوانند پارچه لباس خود را خودشان تهیه کنند. و نیازی به بافته های انگلیس نداشته باشند. به انگلستان که رفت کارگران کارخانجات نساجی بر علیه او تظاهرات کردند اما او با فروتنی تمام کاری کرد که او را به سندیکایشان راه دادند و در انجا بود که برایشان در ارامش نطقی کرد و به انها نشان داد که درامد و روزی چندین میلیون از هموطنان فقیر و بینوای او از راه نخ ریسی بدست میاید و اگر همین را نداشته باشند خانواده هایشان از بین میروند. همان کارگرانی که بر علیه او تظاهرات کرده بودند اینک او را بعنوان دوستی نیک و راهنمایی انساندوست پذیرفتند. ایکاش ما هم میتوانستیم چنین رهبری داشته باشیم.گاندی هندو بود اما خدای یکتا را از همه بهتر میپرستید. دروغ نگفت. بهتان نزد. کشتار نکرد. کسی را از خود نیازرد. شاگردانش همگی معلم اخلاق شدند و همین هندی را که بر ترین نوع دموکراسی جهان در ان حکمفرماست .پایه ریزی کردند.
    برایش نامه بنویس. …برایت ارزوی شادی و تندرستی دارم.چهره ات را که میبینم ارامش و صفا و شادی را می یابم.
    تو براستی مصداق یک خدا پرست هسنی .ان نوری که در چهره داری و ان سخنان و نوشته ها و ساخته هایت همگی از ان ایمان ژرفت به پروردگار بزرگ خبر میدهد. درود بر تو . درود بر روزی که در انروز زادی . درود بر خاکی که بر ان گام مینهی.
    درود بر سر انجامت که جز رستگاری و پاداشهای نیکو نخواهد بود……..ابراهیم یکتا پرست

     
  15. با دورود و خسته نباشید جناب نوریزاد ببخشید من هم در این گیر و دار و شما مزاحمتان می شم جایی دستم نمی رسه

    حضرت امامی (مستعار) نوشته بودند که رهبری هم از طریق وب سایت و هم دفتر خود به مردم جواب می دهد. من نامه ای نوشتم به دفتر رهبری در همدان بردم. چند موضوع بود. که اقای خامنه ای هم لوازم ماشین از بازار تهیه می کندو ازاین گرانی ها ناراحت نیست و چگونه دخل و خرج ماهانه خود را هم اهنگ می کند؟ دستورالعملی بنویسند که ما هم از این روش استفاده کنیم که زندگی زیاد مشکل نباشد و نظرش در مورد گرانی هر روز چیست و یا هر روز یک مقام کشوری چندین دروغ می گویند؟ ایا با خبر هست؟ و چندین سئوال دیگر. که مسئول دفتر وقتی نامه را خواندند با بی تربیتی هر چه تمام به طرف سر من پرت کردند که این اراجیف چیست؟ گفتم سواد من اینقدر است. جواب شما چیست؟ فقط گفت سر شما درد می کند. برو بیرون! می خواستم ببینم خود اقا وب سایت دارد که نامه را به ایشان و یا دفتر دارانش بفرستم ببینم جواب چیست؟ و یا نه اگر ممکن است با اجازه اقای امامی ایمیلش را بده؟ فکر می کنم ایشان دسترسی دارد. از طریق ایشان سئوال هایم را مطرح کنم.

     
  16. من از خواندن مطالبی که تحت عنوان نامه به رهبر جمهوری اسلامی ایران مینویسید بسیا ر سپاسگزارم وشجاعت وشهامت شما را از صمیم قلب می ستایم وتحسین میکنم ولی تاسف میخورم که امثال شما خیلی کم داریم ولی یکتنه از عهده هزارا ن بر آ مده ید وبرای مخالفین شما بیشتر تاسف میخورم که توان درک و فهم کار شما را ندارند ویا درک و فهم دارند ولی غرض ومرضی که برآ نها مستولی است عامل مخالفت آ نها است و( لیس علی المریض حرج ) . شما در بر ابر کسانی قد علم کرده اید که هیچ معیار انسانی در باره آ نها صادق نیست که حتی بر فقیه عالیقدر وامید امت واما م رحم دارند آ نها به باورهای خویش نیز نظر ابزاری دارند ودینشا ن وسیله ای است تا با استفاده ابزاری از آ ن به حکومت چپاول گرانه خود ادامه دهند اگر به باور خود پایبند بودند از روز معاد میترسیدند وچنین رفتار خلاف دین انجام نمیدا دند .

     
  17. بیش از 60 سال است در جریانا ت سیاسی کشور هستم وهمه نوع انسا ن فدا کار را ازدور ونزدیک میشنا سم از چریک های جان بکف تا مهندس بازرگان و تقریبا همه بزرگان بنیا ن گزاران ساز مانهای چریکی در این زمانها ی نسبتا دراز شناخته ام وبرای تک تک آ نها احترام قا ئلم اما شما چیز دیگری هستید شخصیت ونوع مبارزه شما با استبداد دینی بنظرم تارگی دارد . برایتا ن بیش از تصور ارزش واعتبا ر قائلم برای همه انسانهای انساندوستآ رزوی موفقیت میکنم شما که برای نجات مردم از حکومتی که برای ادامه حکومتش حتی به فقیه عا لیقدر و امید امت وامام هم رحم نمیکند از جان ومال وشکنجه وزندان خود مایه گذاشته اید کار وراه تان قابل ستایش است

     
  18. آقاي نوريزاد عزير،
    سلام و درود! به باور من و اغلب مردمان اين سرزمين و جهان، آقاي اصل خطاب شما با گفتن به در و طلب شنودن از ديوار ادب نخواهد شد. حرف ها و پندهاي مستقيم اثر نكرد و نخواهد كرد: شايد شما را به آرزوي انهدامتان نزديك كند، اما او را بر سر عقل نخواهد آورد. بپذيريذ كه وضع نفساني از حد تعادل بدر رفته و عقل سليم ضايع و زايل گشته و چشم و گوش و دل را زنجير و غل و غبار گرفته. بگوييد و بگوييد و بگوييد (كه تكليف است) اما بدانيد و بدانيد و بدانيد كه سنن الهي حق تر است و فرعون را راه هدايتي نيست: او نيز مثالي خواهد شد براي كلاس ها و درس ها!

     
  19. ba salam va omidvaram salm va moafagh bashid,
    shoma fekr konid ke har moafegh va mokhalefe J E yek name az tarafe iraniha benvisad va nazare shakhsi khodash ra befrestad anvaght in bichare Mandela gij mishe be khodesh mige belakhare in iraniha che fekr mikonan va bayad koli tahghigh kone bebine sokhangooye iraniha kie

     
  20. jenab noreizad
    dorod khodavand barshoma
    nemidani vaghti namehayat ra mikhanam vagean malakoti bodan an ra hes mikonam
    be khoda gasam jedi migoyam
    namehayat khat be khat an ketab ast agar bedanand
    ey aziz to degar baray khodat nisti
    to be yek mellati talogh dari ke hezaran sal gomrah bodeh va hastand farib khordeh va mikhorand
    be rasti mard khoda to ke resalatat ra tamam kardi va mamoreyat khodaeiat ra anjam dadi anra kamel kon
    va az bonyangozar asli niz entegadat ra bego
    az eshtebahat bonyangozar asli niz sokhan bego

    agar gonah nemishod migoftam to peyambari ke az taraf khoda ferestadeh shodi
    resalatat ra tamam kon
    kash mellat ahmagh ma gadr shoma ra midanestand
    va khak pay shoma ra roy cheshmaneshan mikeshidan

    sarboland bashi mamor khoda

    ———————————

    سلام دوست گرامی
    مرا نه تاب این سخنان است ونه لیاقتش
    دوستی هستم درکنارمردمی آسیب دیده که راه بجایی نمی برند. همین. من درغصه ای که می خورند شریکم. کاردیگری ازدستم برنمی آید.
    به امیددیدار
    با احترام: نوری زاد

     
  21. سلام جناب آقای نوری‌زاد؛ به نظرات و عقاید شما احترام خاصی قائلم. اما یادمان نرود ما هم رهبری همچون امام خمینی داریم که با منش و رفتار و از خودگذشتگی آرزوی سعادت‌ بشر و امت خود راداشت. اگر ما ادامه راه ندادیم و کژ رفتیم و ناصواب کردیم ایراد از ماست. خداوند همه ما را عاقبت به خیر کند

     
  22. من که یه روزایی فکر میکردم توان ایجاد کارخانه ای با هزار پرسنل داشته باشم امروز با داشتن 30 تا پرسنل گرفتارم و از ادمه کار خسته شدم و توان ادامه کار ندارم و دلم برای بچه های که با گریه دم در کارخانه جویای کار هستند. و از خودم بزار میشوم

     
  23. همواره دعاگوي شمابوده وهستم ولي نااميدي گلويم را ميفشاردوتوان ادامه زندگي را گرفته.در جستجوي نوراميدي هستم.ايا شمانشان اميدي مي بينيد ؟

    ………………………………….

    سلام خانم خوب

    سپاس ازبزرگواری شما. ازاین که دردعاهای شما سهم دارم خدای را شاکرم. فرموده اید ناامیدی گلوی مبارکتان را می فشارد. پیش ازآن نوشته اید “همواره” دعاگوی منِ حقیرهستید. این نشان می دهد که آن گلویی که ازفشارناامیدی دررنج است، همواره با دعا مأنوس است. واین خود نشانه ی اقبالی است که خدای خوب باشما آمیخته. وگرنه مثل خیلی ها با دعا نسبتی نمی داشتید. گاه درهای بسته انسان را به سمت دری که خدای خوب تدارک دیده هدایت می کنند. که اگرواگشوده می ماندند ما هرگز به سمت آن درمورد نظرنمی رفتیم.

    صبورباشید خانم خوب. دوتن ازفرزندان من نیز چون شما دررنج اند. من تا حدودی حال وروز مردم وبویژه جوانان خود را می فهمم. این بگویم وبگذرم: منتظرنمانید موفقیت به سمت شما بیاید. خودشما زمینه ی ظهوروبرآمدن موفقیت را فراهم آورید.

    به امید روزهای خوب برای شما

    با احترام: نوری زاد

     
  24. مخارج ازدواج قید این کار را زده وبه دامن انواع فساد پناه برده اند اقای دکتر ایا واقعا اگر یک جوان پول و کار نداشت نباید ازدواج کند؟خاطره کوتاهی میگویم برایتان روزی به دفتر یکی از مراجع تقلید زنگ زدم وگفتم اگر من جوان شرایط حداقلی برای ازدواج را نداشته باشم برای اینکه به گناه نیفتم چه کار باید بکنم جواب ان اقایی که در دفتر ان مرجع بزرگواربود تامل برانگیز بود من به ایشان گفتم فرض کنید من تشنه ام و درمان تشنگی اب است حال که دسترسی به اب تمیز ندارم چه کنم ایشان گفت که توصیه من به شما این است که روزه بگیرید یا در یک جای نموربخوابید تا کمتر احساس تشنگی کنید!!!اقای دکتر این حاج اقا درد مرا اگر داشت این حرف را نمی زد چرا که ادم گرسنه و تشنه همچون یک حیوان درنده می شود که دیگر نه دین دارد نه ایمان .امروز را روزه بگیرم فردا را هم همینطور ایا می توانم تمام سال روزه باشم؟والله پیامبرش هم نمی تواند چه برسد به من حقیر.اقای دکتر از امروز با خود عهد کردم که دیگر سمت خدا هم نروم چرا که هر چه در این مملکت و شرایط درهای خانه اش را می کوبم نا امیدترمی شوم یک جمله ای دکتر سروش در کتابی گفته بود که برایم زیبا بود گفته بود دینی که نتواند گره از مشکلات مردم و طرفدارانش بگشاید ارزش تبعیت و پیروی ندارد تا دیروز فکر می کردم که مشکل کار از دینداری دینداران و مبلغین فاسد دین است امروز به این رسیده ام که انگار خود دین هم چیزی برای گفتن ندارد اگر داشت چرا درجا زده ایم.هر دولتی امد در این کشور سر کار در این سی و چهار سال از چپ و راستش طرفداران خود را سر کار اورد گناه ان بچه روستایی و شهری بیگناه که نه کسی را در قدرت دارد و نه پارتی را دارد در این مملکت چیست که نباید از این امکانات استفاده کند.هر روز که ازاین عمر تلخ می گذر امیدم را هم به خدا نیز از دست می دهم نیک می دانید که اگر بخواهید بگویید که به اینده امید داشته باشم بیشتر یک امید واهی است. کیست که نداند هر روز که می گذرد اوضاع بدتر می شود و بهتر نمی شود. سری به دادگاه خانواده در همین تهران بزنید تا با چشم خود ببینید جوانانی که درست یکسال پیش عاشق و دلشیفته هم بودند امروز چه تعدادشان برای گرفتن مهریه و طلاق پشت در اتاق قاضی ایستاده اند.این است نتیجه خوشبختی که در سال 57 امام خمینی و حکومت ولایت فقیه به مردم وعده داد ما اب و برق و اتوبوس مجانی و …نخواستیم ما نخواستیم که پول نفت را بر سر سفرمان بیاورند ما می خواهیم حداقل سفره خالیمان را نبرند چراکه به همان سفره بی اب و غذا هم دل خوش بودیم!!!اقای دکتر میلیون ها جوان بیکار در این مملکت هر روز که می گذرد و به هر لجن و کثافتی مبتلا می شوند گناهش اگر نگویم همه به یقین نصفش به گردن نسل شما است که همه چیزمان را بر باد دادند با افکار خوشبخت گونه شان.می خواستید ملتی را به زور به بهشت ببرید و امروز که چشم باز می کنیم تا خرخره در لجن و کثافت دوزخ گرفتاریم.می بخشید که سرتان را درد اوردم.دوستدار شما صدرا

     
  25. Turn off for: Persian

    سلام اقای دکترخسته نباشید مثل همیشه نامه ها وحرف هایتان را پیگیری میکنم و نامه شما را به نلسون ماندلا خواندم.اقای دکتر نمی دانم چرا می خواهم حرف هایم را به شما بزنم شاید به این دلیل که شاید حس می کنم حتی اگر نتوانید همچون بسیاری کاری برای من و امثال من بکنید حداقل شهامت شنیدن و فهمیدن دردهایم را دارید.اقای دکتر 2 سال است که همچون بسیاری از جوانان این کشور فلک زده خیر سرم لیسانس گرفته و به دنبال کار می گردم از هر کاری که به ذهنتان برسد دنبالش رفتم از کار در ساندویچی تا نشریه ورزشی و تدریس خصوصی.به خاطر موقعیت سیاسی پدرم که قبلا درموردش سخن گفتم هر جا می روم از معاون وزیر تا نماینده مجلس از فرمانده سپاه تا مدیر کل از کارمند ساده تا تاجر که همگی دوستان پدرم هستند و برای کار به انها از طرف پدرم معرفی شدم رفته ام اما فارغ از یک لبیک یا کار ساده.دوستان یا بدلیل جایگاه پدرم و طرز فکر خودم و یا بدلیل قحطی کار هزاران وعده سر خرمن به من داده اند دریغا که یکی کارگر نشد.از طرفی خواستم با دختری ازدواج کنم و به دلیل اینکه کار ندارم و پدرم در دهه شصت از نیروهای تند روی نظام بود به من گفتند که نه و این نه را خانواده ای به من به این دلایل گفت که خود اصلاح طلب است و از وضع جامعه به خوبی اگاه است و فرزندان خود این خانواده بیکار هستند.تا اینجای کار به نوعی با اکثر جوانان این کشور تاریک در شرایط برابرم اما درد انجا است که بسیاری اوقات نزدیکان زخم و سرکوفت این را به من می زنند که وظیفه ما نیست که برایت کار پیدا کنیم و با این زخم زبان ها باعث ایجاد انواع دعواها و ازردگی ها برای من می شوند.اقای دکتر وقتی پدرم چنین با من سخن می گوید با همه عشق و علاقه ای که به او دارم من به ایشان می گویم روزی که خواستید من بدبخت را به دنیا بیاورید مگر از من اجازه گرفتید که امروز سرکوفتش را به من می زنید.ایا یک لحظه به این فکر نکردید که این بدبختی که می خواهد بیاید نیاز به کار زندگی و ازدواج و هزار کوفت و زهر مار دیگر دارد که امروز من و نسل من متهمیم و اقایان شاکی!!!اقای دکتر نسل شما چه ها که با نسل من نکرد هرگاه سخن به اعتراض گشودیم جوابش تودهنی و خفه شدن بود هرگاه خواستیم بگوییم که شیوه تان غلط است گفتند این گه خوری به شما نیامده می بخشید که ایچنین حرف می زنم ولی خدا شاهد است که جواب این حرفهای من این پاسخ های پدران ما بوده ایه ای در قران است که می گوید اگر فرزندان و کنیزان مومنتان خواستند ازدواج کنند و نتوانستند و استغنای مالی نداشتند نگران نباشند ما از فضل خویش به انان عطا خواهیم کرد این را داشته باشید والله بعد از ان قضیه که ان خانواده محترم چنان با من برخورد کردند با چند نفردیگر برای ازدواج حرف زدم اما همگی بخاطر نداشتن شرایط مالی و کاری گفتند نه.ان ایه قران راقبول کنم یا این واقعیت تلخ جامعه خودم را.اقای دکتر من بیش از ده جوان دور و بر خودم میشناسم که همگی حداقل دیپلم یا لیسانس دارند و به خاطر نداشتن وضعیت حداقل اقتصادی و تهیه خرج عروسی و زندگی و نداشتن .

     
  26. وقتی رهبری در روزروشن تظاهرات بازاریان را انکار میکند و ان تظاهرات را کار عده ای معلوم حال میداند
    و انگاه می گوید چون در غرب تظاهرات صورت میگیرد و در ایران چون ما تطاهرات راسرکوب میکنیم و اگر هم با وجود این همه خفقان وسرکوب اگر تظاهراتی صورت بگیرد کار عده ای معلوم است.
    پس وای به حال کشوری که تو رهبر ان باشی
    ای مجلس خبرگان اگر شما فرمایشی نیستید این عدم صداقت نباید شما را به خلع رهبری وادارد

     
  27. یک شهرام دیگه

    سلام. کاشکی این نامه را مستقیما به ایشان نمی نوشتید چون به این شکل حالت تملق دارد و یادمان باشد اینگونه تعریف های مستقیم رهبران ما را از راه راست خارج کرد. شاید اگر این نامه را مثلا در جهت آشنایی ایشان به مردم ایران می نوشتید جذابتر و تاثیر گذارتر بود. با تشکر.

     
  28. Salam aghay Nourizaad
    Omidvaram ke khob va salamat bashid.
    Man Shahram hastam va saakene Johannesburg , Afrighay Jonobi.
    Nameyh besyar ziba ,vazin ,( aslan harche begam kam goftam) shoma ro be aghay Mandela khondam. Vagheaan karetoon harf nadareh, lotfan ageh emkan darad in naemeh ro be zabane English baray man befresteed.
    Besyar mamnoon mesham, choon hadeaghal injoree metonam ba neshoon dadane in nameh be dostane afrighaeem befahmoonam ke hanooz ham ensanhay fahmedeh va bozorgee dar Iran zendegee mekonand.
    Besyar mamnoon.
    Beesabraneh montazereh javab shoma hastam.

    Shahram
    Johannesburg
    South Africa
    Sent from my BlackBerry®
    …………………………………
    سلام شهرام گرامی
    دراولین فرصت که ترجمه اش کردیم روی سایت قرارمی دهیم.
    موفق باشید
    با احترام: نوری زاد
    .

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

89 queries in 2164 seconds.