سر تیتر خبرها
نامه ی بیست و ششم محمد نوری زاد به رهبری

نامه ی بیست و ششم محمد نوری زاد به رهبری

به نام خدایی که فکر آفرید

پشت پرده ی قدرت در ایران

سلام به رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران

حضرت آیة الله سید علی خامنه ای

این نامه برخلاف طعم تلخی که اختیار کرده، به گمان خودم، منصفانه ترین و خیرخواهانه ترین نامه ای است که تاکنون برای شما نگاشته ام. صبوری کنید و به سخن مشفقانه ی من دل بسپرید. احتمالاً جماعتی از هواداران هماره ی جناب شما با مطالعه ی این نامه هیاهو سرمی دهند و عرصه را بیش از پیش بر من تنگ می گیرند. باکی نیست. مهم این است که من سخن خود را در این تنگنای بیچارگی به شما رسانده باشم. سخنی که با همه ی استعداد انسانی و ایمانی خود فریاد برمی آورد: آهای سید علی عزیز، این صدای طبلی که می شنوی، صدای آخرین تپش های برقراری ماست. بیا و دست به دست مردم بده و خود را از حصار آنانی که ما و شما را به این فلاکت عظما فروفشرده اند بیرون بکش!

و اما اصل سخن من:

شاید باور جناب شما بر این باشد که قدرت نخست کشور شمایید. که در این بیست و سه سال گذشته هر تصمیم کلانی را که اراده فرموده اید همان شده است. و شاید آن سردارانی که برای بعد شما کمین کرده اند و از همین اکنون کلیات کشور را به زیر بغل زده اند، خود را قدرت نخست کشور بدانند. با اطمینان می گویم: نه آن درست است و نه این. نه شما قدرت نخست کشورید، و نه سرداران فربه ای که به هر موقف این کشور بلازده چنگ برده اند.

اراده ی سخن من در این مقال بر: واگشایی دری است که قدرت نخست در پشت آن لمیده است. و از همانجا زیرکانه خواسته های خود را توسط آنانی که خواهم گفت چه کسانی هستند، به سمت ذهن و زبان مبارک شما گسیل می کند، و از همانجا میزان چربی سفره ی سرداران شما را می سنجد تا فربگی این نوکیسه های سیری ناپذیر فراگیر شود.

حتی من به طرح کودتای نظامی ای که این سرداران فربه برای بعد شما روی میز خود نهاده اند، از همین زاویه می نگرم. آنان به انجام کاری که مأموریتش را یافته اند دست خواهند برد. بی آنکه بدانند همه ی اطوارشان توسط همان قدرت نخست طراحی شده و ولع شان در بلعیدن ایران نیز ناشی از تربیتی است که همان قدرت نخست در کامشان افشانده:

1 – سینماگران واژه ای دارند به اسم ” قاب”. این قاب، انجماد هر آن چیزی است که در یک صحنه جا می گیرد. عکسی از صحنه ای است که یا باید فیلمبرداری شود یا آنکه فیلمبرداری شده. بهتر بگویم: چارچوبی از ذهن کارگردان است که دوربین فیلمبردار به آن عینیت می دهد.

با همین قاب سینماگران، به نیمه ی بهمن ماه سال پنجاه و هفت می رویم. هنوز یک هفته ای نیز از ورود باشکوه امام خمینی به ایران سپری نشده است. آری یک هفته ای نیز سپری نشده. امام خمینی را موقتاً در مدرسه ی دخترانه ی “رفاه” اسکان داده اند. حالا قابی را ترسیم می کنیم از مدرسه ی رفاه که در تاریکی شب فرو رفته است. ساعت سه و نیم صبح است. زمین را برف پوشانده. هوا سرد است.

دو لکه ی نور، یکی در طبقه ی اول، و یکی در بام مدرسه، تاریکی را پس رانده است. در زیر لکه ی نور طبقه ی اول، امام خمینی وضو ساخته و به نماز شب ایستاده است. نمازی که با او مستی است. مستی از پیروزی ای که عنقریب خدای متعال با تجلی اش نصیب مردم می فرماید. امام اما در تلاش است که نمازش خالص برای خدا باشد. و هیاهوی مردمی را که عطش او را دارند و فدایی و سینه چاک اویند از دوردست های ذهن خود نیز بتاراند. و یک نماز ناب اقامه کند. بهره مند از “اسرارالصلوة” ی که خود مرقوم فرموده اند. این از طبقه ی اول در قسمت پایینی قاب.

اما در قسمت فوقانی قاب و در زیر نوری که به بام مدرسه تابیده، جناب آیت الله خلخالی، فعال و پرانرژی و تام الاختیار، پای بر برف های بام می نهد و دستور می دهد چهار امیر ارتش شاه را به بام مدرسه بیاورند. می آورند. و با چشمان بسته سینه ی دیوار ردیف می کنند. ساعت چهار صبح است. خلخالی “بسم الله القاصم الجبارین”ی می گوید و فرمان آتش سرمی دهد. به همین راحتی. جسم بی جان این چهار نفر بر روی برفی که برکف بام نشسته فرو می افتد.

این قاب تمثیلی ای که من از مدرسه ی رفاه نشان شما می دهم – که در طبقه ی نخستش رهبری چون امام خمینی عاشقانه و اشک در چشم به نماز شب ایستاده، و بر بامش خلخالی سراسیمه مشغول اعدام است – تفسیری از فرایند نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران است. مردمان دنیا کاری به غلظت خلوص نمازی که در طبقه ی اول اقامه می شود ندارند. آنان می گویند: آنچه که در بام مدرسه ی رفاه رخ می دهد، صورت بیرونی همان نماز خالصانه است.

2 – شاید بر این قاب نمادین من خط بکشید. که نخیر، این قاب، یک سیاهنمایی محض است. و بفرمایید: نماز امام، که خالص و ناب و با حضور قلب است، هیچ ربطی به اعدام های خلخالی ندارد. و باز بفرمایید: نماز به جای خود، اعدام به جای خود. و یا قاطعانه تر بفرمایید: سیاست ما عین دیانت ماست. نماز امام خمینی دیانت ماست و اعدام های خلخالی سیاست ما. هردوی اینها لازم و ملزوم همند و انفکاک ناپذیر.

من می گویم: دنیا به اینجور خلوص نیت ها حضور قلب های فردی و درونی ما کاری ندارد. مهم نمایشی است که ما با برآوردن انقلاب اسلامی نشان مردم دنیا داده ایم. خلاصه ی برداشت همگان از نمایش ما همان قاب مدرسه ی رفاه است: نمازی با خلوص در اندرون، و کم خردی ها و تندی ها و عصبیت ها و مصادره ها و غارت ها و اعدام ها در بیرون. و نیز قبول می فرمایید که هر چه زمان گذشت، از میزان همان خلوص اولیه نیز کاسته شد، و به فربگی خصلت های سراسیمگی ما در روبیدن حقوق مردم افزوده گشت.

3 – قابی که من از مدرسه ی رفاه تقدیم شما کردم، همان معنای ظاهر و باطن جمهوری اسلامی ایران است. که در دو وجه اساسی رخ می نماید: یکی: صورتی از مسلمانی، و دیگری: شقاوت. با این اشاره که نه مسلمانی اش به خدا و پیغمبر و اسلام و قرآن ربط دارد و نه شقاوتش. چرا که در هیچ کجای آداب انسانی مقوله ای به اسم شقاوت جای ندارد. چه برسد به ادیان آسمانی که روحشان جلابخشودن به همان آداب انسانی است.

4 – اخیراً پیشنهاد فرموده اید: “سازمان های جهانی تحریم های وضع شده علیه ایران را لغو کنند تا ما غنی سازی اورانیوم را متوقف کنیم.” این سخنی است که همین چند روز پیش از دهان آقای علی اصغرسلطانیه – نماینده ی ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی – بیرون خزید. همه می دانیم که او و صد پشت هسته ای اش بدون کسب اجازه از محضر مبارک شما آب نمی خورند.

این پیشنهاد دیرهنگام و البته خنده دار آقای سلطانیه، یعنی این که: همه ی شعارها و سرمایه ها و گریبان دریدن های این چند ساله ی ما باد هوا. و یعنی: ای ابرقدرت ها و سازمان های جهانی، شما را به همه ی مقدسات قسم، بیایید و ما را از دل این سرگشتگی و مخمصه ی پیچ در پیچی که خود ما با بدفهمی هایمان برسر خود و نسل های برنیامده ی خود آوار فرموده ایم، بیرونمان بکشید! و یعنی: آی هوار، “غلط” کردیم. و این غلط کردیم، دگرگونی همان شعاری است که ما سال های سال سردادیم و مردم بی نوا را به جهالت تکرار آن ترغیب فرمودیم. که: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.

5 – اگر ایرانیان بهت زده از شما بپرسند: راز سرگشتگی امروز ما و این “کاسه ی چه کنم”ی که پیش روی شما نهاده شده در چیست، چه پاسخ می دهید؟ می فرمایید: دشمنان در کار ما درپیچیدند و ما را در برآوردن آرمان های انقلاب ناکام گذاردند؟ یا همانگونه که بارها فرموده اید: این راز را در توطئه ی دشمنان از یک سوی و کوتاهی خود ما از دیگر سوی باید جست؟ و یا: در دشمنان خارجی و عمله های داخلی شان؟ یا: در دشمن دانا و دوست نادان؟

تأکید مکرر شما بر این “دشمن” نه چیزی است که بشود پنهانش کرد. در همه ی گزینه های شما پای ثابت “دشمن” – در برآوردن فلاکت هایی که ما بدان دچار شده ایم – حتمی است. من برخلاف همه ی آنانی که به شما ایراد گرفته و می گیرند، می خواهم بگویم: اتفاقاً حضرتعالی درست تشخیص داده اید که یکی از رازهای ورشکستگی ما را در دسیسه های دشمن باید جست.

من با این ترجیع بند دشمن دشمن شما موافقم. بسیار بسیار. که شما از همان ابتدا با هوشمندی ما را از دشمنِ در کمین پرهیز می دادید. با این تفاوت که خصوصیت روحی شما آنگونه است که دوست می دارید با اَبَردشمنانی در اندازه ی آمریکا و اسراییل پنجه در پنجه بیاندازید، و به دشمنان خرده پا و چهره پوشانده و دم دست التفاتی ندارید. من اگر ناگهان بگویم: همین آقای حسین شریعتمداریِ کیهان، با همه ی ارادتی که به جناب شما دارد، مستقیماً از صهیونیست ها خط می گیرد و کارهای بایسته ی آنان را به بیت مکرم شما تزریق می کند، بر من می آشوبید آیا؟ صبور باشید. من به چونیِ این مهم خواهم پرداخت.

6 – من حتی نمی خواهم بگویم: یکی از رازهای ورشکستگی امروز ما در این است که ما بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روضه خوانان را بر دانشمندان خود برتری دادیم و رشته های امور کشور را به دست این بی عرضگان سپردیم. روحانی روضه خوانی که تا دیروز مختصری پول می گرفت و روضه ای سوزناک برمی کشید، ناگهان به ضرب انقلاب برکشیده شد و بر گرده ی قافله ای نشست که با انقلاب سال پنجاه و هفت روی به آزادی و اندیشمندی و برآمدن و نیکبختی داشت.

مگر ما چند روحانیِ دنیادیده مثل شهید بهشتی و شهید مطهری و سید محمد خاتمی داشته ایم که درحوزه ی تخصصی و علمی و کاریِ خود موفق بوده باشند؟ مابقی روحانیان همان روضه خوانان بودند. که هنوز نیز هستند و رشته ها و اراده ها را در دست دارند. یک نگاهی به قد و بالای امام جمعگان و دوست داران خود آقایان سید احمد خاتمی و علم الهدی و صدیقی و امامی کاشانی و جنتی و مجتهد شبستری و نعیم آبادی و دری نجف آبادی و سعیدی و حسنی و شیخ محمد یزدی بیاندازید. با اطمینان می گویم: اینان اگر انقلاب نمی شد، در همان روضه خوانی خود نیز توفیق چندانی نداشتند.

خدای گواه است که مرا از این مثل، قصد مناقشه و تخفیفِ بایستگیِ روحانیان نیست. زبانم لال اگر که شأن علمی و تخصصی یک روحانی را بخاطر لباسی که به تن دارد نادیده بگیرم. من همه ی دار و ندار خود را زیر پای آن روحانی ای که می فهمد و ادب دارد و عالم و متخصص است و در جایگاه بایسته اش قرار گرفته است و درستی برمی آورد، فرش می کنم.

7 – قدرت نخست ایران اگر با شما نباشد، و با پاسداران شما نیز نباشد، پس با کیست؟ عده ای می گویند: با آقا زاده ی شما جناب مجتبی خامنه ای است. که یک روز از شهرام جزایری هشتصد میلیون تومان پول می گیرد و روزی دیگر، برآشفتنِ انتخابات سال هشتاد و هشت و تبعات بعدیِ آن را مهندسی می کند، و امروز نیز به یُمنِ آقازادگی اش، و به برکت دستی که به گردن حضرت حجة الاسلام والمسلمین آشیخ حسین طائب – رییس سازمان اطلاعات سپاه و مسئول سابق هماهنگی های بیت مکرم – انداخته، در پس پرده ی اقتدار شما، به رتق و فتق امور می پردازد و برای خود در فردای پس از شما خواب هایی می بیند.

همین آقا مجتبای شما حتی آنقدر نفوذ دارد که در دفتر همه ی وزرا و خود رییس جمهور که هیچ، در دفتر رییس مجمع تشخیص مصلحت که هیچ، در دفتر رییس قوه قضاییه و رییس مجلس که هیچ، حتی در دفتر آقای مصلحی وزیر اطلاعات نیز شنود کار می گذارد! خلاصه آقازاده ی شما با هر زنگی که به هر وزیر و وکیل و صاحب نفوذی می زند، رعشه بر تن آنان می اندازد و کارها و نقشه های خود را پیش می برد.

چرا نگویم: برخلاف آقا مسعود و آقا میثمِ شما که خوب و شایسته و دوست داشتنی اند و تلاش کرده اند دست های خود را به غبار قدرت نیالایند، یکی از بزرگترین ایرادهای آقا مجتبای شما این بود و هست که لباس آقازادگی اش را به کارهای نابهنجار اطلاعاتی و امنیتی و خاصه گرایی آلود. بله، شاید عده ای بگویند این آقازاده ی مبسوط الید، قدرتِ پس پرده ی ایران است. همو که دستش به دلارهای نفتی و همه جوره ی سرداران فربه واگشوده است. همو که تغییرات جوّی را نیز با دستگاه های مخوف مهره ی امنیتی اش آقای طائب رصد می کند، مدیر اجرایی اش سردار پاسدار قالیباف است و عامل سیاسی اش زاکانی.

رها بودن آقا مجتبای شما باعث شده روضه خوانان و ابن الوقت های دیگر نیز به آقازادگان و عشیرگان خود جولان بدهند. مثل آقازاده ی نفرت انگیز واعظ طبسیِ آستان قدس که میزان دارایی اش از اندازه بدررفته، مثل آقازاده ی نفرت انگیز خزعلی که هم سر در سفره ی سرداران سپاه دارد و هم بضرب نام پدر چند شبکه ی تلویزیونی به راه انداخته، مثل آقازاده ی دری نجف آبادی، مثل آقازاده ی مقتدایی، مثل داماد و بستگان مهدوی کنی در بساطی که به اسم امام صادق علم کرده اند، مثل برادران عسگراولادی که در بستری از مناسبات نفرت انگیز، سالانه میلیارد میلیارد به حساب بانکی خود پول پمپاژ می کنند. و دیگرانی از این دست، که با نگاه به اطوار آقا مجتبای شما صاحب نفوذ و تریلیاردر شده اند. با این ادله که: وقتی “او” می کند چرا ما نکنیم؟

صمیمانه می گویم که ظهور اینچنینی آقا مجتبای شما در کانون قدرت، تراشه ی مختصری است از خروج خود شما از آن جایگاهی که باید می بودید. معروفست که خدم و حشم و اعضای بیت امام خمینی از “دوازده” نفر بیشتر نبودند. و خدم و حشم و اعضای بیت جناب شما: “یک هزار و دویست نفر”. یعنی درست یکصد برابر. هزینه ی سالانه ی بیت امام خمینی به یک میلیون تومان هم نمی رسید. اما سالانه حداقل یکصد میلیارد تومان صرف امور جاری و تشریفاتی بیت مکرم شما می شود. امام خمینی یک بار سفره نینداخت اما بیت شما در ایام محرم و رمضان و فاطمیه هر شب برای بیست هزار نفر سفره می اندازد.

البته من با این نظر که آقا مجتبی را قدرت نخست کشور می داند موافق نیستم. علتش را می گویم. آقا مجتبای شما زیاد زیاد که بُرد و نفوذ داشته باشد، در راستای همان هیبتی است که آقای حسین شریعتمداری برای خود پرداخته است. شاید خود آقا مجتبی به این سخن من اعتراض کند که نخیر، من صاحب نفوذم و میلیاردها پول به اشاره ی من جابجا می شود. و بگوید: به اشاره ی من یکی برکشیده می شود و دیگری فرومی افتد. به اشاره ی من پروژه های میلیاردی بی توجه به آه و فغانِ “چیزکی” به اسم قانون، به کام سردارانِ خودی فروتپانده می شود. این منم که مشخص می کنم چه کسی زندانی شود و چه کسی آزاد. این منم که غیرمستقیم رشته های امور کشور را در دست دارم. به این می بخشم و از دهان دیگری بیرون می کشم. من کجا و حسین شریعتمداری کجا؟ که تنها قلمی دارد و همان قلم  نیز شیدای خود ماست!

من در این نوشته بنا ندارم به هیاهوهای اینچنینیِ آدم هایی چون شریعتمداری و طائب و سرداران سپاه و آقا مجتبای شما اعتنا بکنم. اما معتقدم وظیفه ی آقا مجتبای شما و امثال او همان است که گفتم: انتقال خبرهای گزینش شده به شما و نگرانی هایی که توسط جناب شما “باید” مرتفع شوند. مهم این است که این خبرها و این نگرانی ها را چه کسی در کام اینان می افشاند؟ مهم این است. قدرت پشت پرده ی ایران را از همین مسیر باید دنبال کرد.

شاید حاج آقا طائب از این کنایه ی من بربیفروزد و بگوید: اگر من دم گوش آقا مجتبی چیزهایی می گویم، این من، خودم هستم و خودم. نه از کسی خط می گیرم و نه اجازه می دهم کسی به بیت مکرم چپ نگاه کند. و فلان سردار فربه نیز بگوید: این منم که به دیگران دستور می دهم. این من، مگر می شود از جای دیگر خط بگیرد؟

اجازه بدهید اینها هرچه می خواهند بگویند. من با اطمینان به جناب شما تقدیم می دارم که هم طائب و صد سردار فربه ی پشت در پشت او، و هم جناب شریعتمداری، و هم آقازاده ی محترم شما “خیال” می کنند که مستقل و منفرد و صاحب رأی اند. خصلت مشترک این جماعت، اطلاعاتی و امنیتی بودن آنان است. و حرص و ولعی که برای تمامیت خواهی دارند. قدرت پشت پرده ای که من بدان اشاره خواهم کرد، از همین منفذ است که پیچ اقتدار اینها را شل و سفت می کند.

8 – شما در این سه سال، دو واژه ی جدید به واژگان انقلاب افزودید. یکی “فتنه” است و دیگری “بصیرت”. من شخصاً درهدایت این دو واژه به جان جامعه، به شما آفرین می گویم. جامعه ی شعارخوار ما که ناگهان با اطلاق یک “ضدانقلاب” طومار منتقد خیرخواهی را برمی چید و او را در همان خیابانی که راه می رفت به گردونه ی نفرت های تلنبار می راند، گویا گرسنه ی این دو واژه بود. و این دو واژه به برکت هوشمندی شما به کام جامعه درانداخته شد تا سفره ی شعارخواری ما کاستی ای نداشته باشد.

شوربختانه اما شما درست در شرایطی سخن از فتنه راندید که خود در میان فتنه ی آن جماعتی که از پس پرده برای شما خبر می آوردند گرفتار بودید. و درست زمانی دیگران را به بصیرت و درست دیدن فرا خواندید که دیگران شما را از فرد نامتعادلی چون احمدی نژاد پرهیز می دادند و شما اعتنایی به درست دیدن آنان نداشتید. حتی نگاهی ساده و سطحی به قد و بالای احمدی نژاد مفهوم بصیرت را در گزینش و برآوردن این مالیخولیا معنا می کرد. پس چگونه است که خالق واژه ی بصیرت سیاسی، از شناسایی او عاجز ماند؟ و همچنان بر واژه ی بی نوای بصیرت پای فشرد؟

9 – یک پرسش! احمدی نژاد چقدر به کشور ما و به نسل های بعدی ما خسارت وارد آورده باشد خوب است؟ با تحقیرها و تحریم ها و توهین ها و عقب ماندگی هایی که نصیب کشور ما کرده و می کند؟ پاسخ بدهید! صد میلیارد دلار؟ هزار میلیارد دلار؟ چقدر؟ مگر شلتاق های این نامتعادل نبود که ذبح سرمایه های انسانی و پولی ما را سرعت بخشود؟ من با همان اطمینانی که از آقازاده ی شما و شریعتمداری گفتم، این نیز می گویم که احمدی نژاد در تمام سال های مسئولیتش، مستقیماً از صهیونیست ها و آمریکایی ها خط می گرفته است. و هنوز نیز در رکاب آنان است. چگونه؟ خواهم گفت.

10 – این داستان را ما و شما از زبان امام خمینی شنیدیم که گفت: چند نفر به باغ یک کشاورز رفته بودند و بی اجازه از میوه های او می خوردند. مثلاً یکی چوپان بود و یکی دوره گرد و یکی روحانی. کشاورز که دید زورش به همه نمی رسد، روحانی و دوره گرد را به کناری کشید و گفت: شما اگر می خورید نوش جانتان. این جوانک چوپان در میان شما چه می کند؟ او کجا و شما کجا؟ هر سه متحد شدند و آن جوانک چوپان را زدند و از باغ بیرون انداختند.

کمی که گذشت، مرد کشاورز روحانی را به کناری کشید و گفت: حاج آقا ما هرچه داریم مال شماست. من مانده ام که شما را چه قرابتی است با این دوره گرد پارچه فروش؟ نیز متحد شدند و مرد دوره گرد را زدند و از باغ بیرون انداختند. حالا دیگر زور کشاورز به روحانی خاطی می چربید. یقه ی او را گرفت و بر سرش فریاد کشید: بی حیا در باغ من چه می کنی؟ زد و او را از باغ خود بیرون انداخت.

این داستان، داستان خود ماست. داستان کسانی که با انقلاب اسلامی شان به باغ همان “دشمن” داخل شدند و از میوه های او خوردند. دشمن زیرک دانست که یک تنه از پس این جماعت مفت خور برنمی آید. به دم گوش یک یک آنان خزید و اظهار رفاقت کرد و به یُمنِ صبوریِ سی و سه ساله اش، همه را از اطراف آن روحانی – که روح انقلاب باشد – پراند. هر یک را به شیوه ای و طریقی. اکنون همان انقلاب با شکوه، با لباسی مندرس، و با ضعفی که او را به سمت التماسی مکرر و بی پاسخ می راند، تک و تنها در میانه وامانده.

یک نگاهی به عکس های قدیم خود که در میان دوستان انقلاب ایستاده اید بیندازید. کجا رفتند یاران دیروز انقلاب؟ همه را یا با اعدام ها و مرگ های مشکوک کشتیم، یا با زندان های بی دلیل سوزاندیم و به حاشیه راندیم، یا با ایجاد تنگنا مجبور به مهاجرتشان کردیم، یا با انگ ها و برچسب های درآستین، مفتضح و خانه نشینشان کردیم. جمعی نیز به مرگ طبیعی مردند و خیال ما را راحت کردند.

11 – چندی پیش به آقای هاشمی رفسنجانی سخنانی گفتم که اگر با شما نیز مواجه شوم خواهم گفت. به ایشان گفتم: شما سه سال است که به جمع معترضان پیوسته اید. درست مثل خود من. اما جایگاه شما کجا و موقعیت فردیِ من کجا؟ کدام حادثه و محکمه و سنگ بر سنگ نهادن و اخم و لبخند و زدن و کشتن و برکشیدن و فروکوفتن و کدام معامله با داخل و خارج بوده که شما یکی از مطلعین و باعثان و بانیان آن نبوده باشید؟

و گفتم: راز در هم پیچیدگیِ اوضاع امروز ما آیا می دانید در چیست؟ در این که ما حقوق مردمان خود را بصورت عام، و جمع فراوانی از آنان را بصورت خاص تباه کرده ایم. این حقوق تباه شده – حتی اگر شامل مرور زمان شده باشند – حیّ و حاضرند و چشم به راه اعاده و مطالبه ی حق خویشند. ما و شما را چاره ای جز توبه نیست. توبه هم به قول حضرت امیر(ع) این نیست که گوشه ی انزوا اختیار کنیم و دانه ی تسبیح بچرخانیم و استغفروالله بگوییم. حداقلِ توبه ی مطلوب این است که حقوق تباه شده ی مردم را اعاده کنیم.

و گفتم: من به غربی ها و ژاپنی ها آفرین می گویم که به پوزشخواهی از مردم وجهه ی قانونی داده اند. در این کشورها به محض برآمدن یک ضایعه، مسئولان و حتی دولتِ خاطی فرو می افتند. برای ژاپنی ها این فروافتادن از مسئولیت، به فروافتادن از چشم مردم نیز راه یافته. به گونه ای که شخص خاطی به خاطر شرم از نگاه شماتت گرِ مردم، دست به خودکشی نیز می زند.

به آقای هاشمی گفتم: من یک هدیه برای شما دارم. این هدیه ظاهرش تلخ اما باطنش شیرین است. نمی خواهم بگویم خروج کنید و همه ی فتنه ها و دسیسه ها را افشا کنید. بل بیایید و در یکصد نوشته یا پنجاه نوشته یا سی نوشته، یک به یک حادثه ها و معامله ها و زدن ها و کشتن ها و ضایعه هایی را که خود در برآمدن آن ها سهیم بوده اید یا ناظرِ بی طرف آن فاجعه ها و تعدّی ها و ظلم ها بوده اید، بربشمرید و از آسیب دیدگان یا از کلیت مردم پوزشخواهی کنید و هفته به هفته نیز این نوشته ها را نشر دهید. همان کاری که همه ی ما باید از سی و سه سال پیش بدان دست می بردیم اما از رواج آن بخاطر ضعیف نشدن نظام پرهیز کردیم.

و گفتم: اگر به این مهم، که یک حداقل در جهت احقاق حقوق معوقه ی مردم است مبادرت ورزید، هم خدا به شما عزت خواهد بخشود و هم با انتشار این پوزشخواهی ها سایر مسئولان را در معرض این حق فراموش شده ی مردم قرار خواهید داد. و گفتم: گرچه زمان از دست ما بدر رفته و ما در آستانه ی دگرگونی دردناکی قرار گرفته ایم اما این حرکت، می تواند آغازی خوب برای برون رفت از این فلاکتی که دچارش شده ایم به شمار آید.

آقای هاشمی کمی به فکر فرو رفت و گفت: من امروز حالم خوب نیست. راست می گفت. آن روز یکی از دخترانش را بازداشت کرده بودند و پسرش مهدی نیز در راه بود. از هدیه ی من تشکر کرد و ادامه داد: برداشت من از وضع کلی کشور این است که نباید کاری کرد که وزنِ آقای خامنه ای پایین بیاید. اگر وزن آقای خامنه ای پایین بیاید معلوم نیست بعدش چه می شود. من هیچ گزینه ای بهتر از آقای خامنه ای برای وضعیت فعلی کشور سراغ ندارم. با همه ی تجربه و سن و سالی که دارم نمی توانم فردای بعد از آقای خامنه ای را پیش بینی کنم. کشور افتاده دست طائب ها و نقدی ها. هیچ بعید نیست اینها فردا حتی به کودتای نظامی دست ببرند.

قصد من از بیان سخنانی که بین من و آقای هاشمی رد و بدل شد این است که بگویم: ما آنچنان به فرسودگی مدیریتی مبتلا شده ایم که حتی فردی مثل ایشان برای بعد شما هیچ گزینه ی مناسبی سراغ ندارد. و مهم تر: نگران برآمدن نظامیان و میراث خواران سال های دفاع مقدس است. این به معنی این است که آن قدرت پس پرده کارش را خیلی درست و بجا پیش برده است. از نگاه آن قدرت پس پرده، قرار نیست بعد شما کسی بر سریر قدرت جلوس کند. مگر سرداران نفتی و قاچاقچی ما مرده اند؟

باز باورم بر این است که عصر کودتاهای خونین و ناگهانی سپری شده و به جای آن، کودتاهای خزنده به جان کشورهای نگون بخت دست برده است. مثل آنچه که در ایران جاری است. که سرداران و پاسداران گرسنه و سیری ناپذیر همه ی منصب های حساس کشور را قبضه کرده اند. پس ما همین اکنون در عرصه ای از کودتای نظامی سرداران سیری ناپذیر سپاه غلت می خوریم. به ما بفرمایید: کدام منصب حساس کشوری است که در چنگ اینان نبوده نباشد؟ یا اگر نیست، مطیع و رام و ذلیلش نکرده باشند؟  

12 – آقایان هاشمی و خاتمی و موسوی و کروبی و جمعی دیگر از این دست، تازه ترین همراهانی هستند که آن “دشمن” با آستینی که شخص شما بالا زدید، از باغ انقلاب بیرون انداخت. زمزمه ی باغبان شاید این بوده باشد: جناب آیة الله سید علی خامنه ای، حضرت ولی امر مسلمین جهان، ما هرچه داریم متعلق به شماست. ما حساب شما را از حساب رقیبانی که در جلد دوست فرو شده اند جدا می دانیم. بیایید دست به دست هم بدهیم و این مزاحم های دلخراش را بیرون بیاندازیم تا باغ و هرچه که در اوست دربست در اختیار شما باشد. ما کی هستیم در این میان؟ شما باشید و باغ و هرچه که با اوست.

و شما در حالی که دست به گزنیش و ترویج واژگان فتنه و بصیرت برده بودید، و دایره ی خودی ها را تنگ و غیرخودی ها را وسیع کرده بودید، دست به همو دادید و کاری کردید که او برای شما تدارک دیده بود. در حالی که خود خیال می کردید هرچه می کنید مستقلاً برآمده از فکر و هوشمندی و تیزبینی شخص خودتان است. و حال آنکه نقش احمدی نژادها و شریعتمداری ها و آقازاده ها و طائب ها و سرداران مکرم در همین انتقال پیام آن باغبان زیرک به شما بوده است. همان کسانی که “خیال” کرده و می کنند مستقل اند و یافته های اطلاعاتی و امنیتی شان برآمده از ذکاوت شخصی و تشکیلاتی خودشان است.

اکنون تنها مانده اید آقا. با التماس به جامعه ی جهانی که: ما اشتباه کردیم. و آنان وقعی به التماس های ما و شما نمی کنند. دوستی می گفت: به یکی از اطرافیان رهبر گفتم آیا خبر دارید آقای جلیلی در نشست هسته ای استانبول پانزده بار جمله ی “تحریم ها را بردارید” را تکرار کرده است؟ که او گفت: شانزده بار!

13 – روزی که ما سرنوشت مردم ایران را به سرنوشت مردم فلسطین گره زدیم و از عواقب این قلندری آشکار نهراسیدیم، روزی که ما درخشیدن و برآمدن ایرانیان را در شعار و رَجَز محدود کردیم، روزی که فروغ آزادی را دراین مُلک فروکشیدیم و به مشعل ترس و لکنت کبریت زدیم، روزی که فرد بی کفایتی چون شیخ محمد یزدی را بر سر دستگاه قضا گماردیم و او در یک قلم و باشاره ی شخص شما قاتلی چون جلال الدین فارسی را از قصاص و مرگ وارهاند، روزی که ما از تماشای فیلم بازجویی از همسر سعید امامی قالب تهی نکردیم و همچنان به حیات خود ادامه دادیم و حتی بارها به سفرهای تفریحی رفتیم و در آن سفرهای تفریحی غش غش خندیدیم، روزی که آیت الله های نفرت انگیزی چون شیخ علی فلاحیان، کشتن منتقدان را به چاشنیِ ترانزیت مواد مخدر آمیختند و همچنان آیت الله باقی ماندند، روزی که ما جسم علیل خود را دیدیم و مرتب آن را به رخ کشیدیم اما کشته های بی دلیل فرزندان مردم را و حقارت ایرانیان و درماندگی نسل های برنیامده ی آنان را ندیدیم،

روزی که میلیاردها پول بی زبان مردم را بدون اجازه ی مردم به کیسه ی این و آن ریختیم، روزی که نهضتی از ریاکاری و چاپلوسی را در اطراف خود رواج دادیم تا امام جمعه ها حتی از راز یاعلی گفتن ما به هنگام تولد پرده بردارند و همچنان به امام جمعگیِ خویش ادامه دهند، روزی که امام جمعه ها از پشت تریبون نماز جمعه دروغ گفتند و همچنان عادل باقی ماندند، روزی که از خدا پیش افتادیم و مردم را به خودی و غیرخودی تقسیم بستیم، آری از زمانی که ما دانستیم می شود با اسلام به اسم اسلام مزاح فرمود، آن جماعت پشت پرده باد در آستین ما و شما کردند که: خوش باشید. اگر از همه ی دنیا طالب همین اید، دنیا از آنِ شما. ما خود مقدماتش را فراهم می کنیم. و درست اینجا بود که زیرکانه بشقاب مطلایی را پیش شما آوردند و با رعایت غلیظ ترین آداب ادب ورزی به شما گفتند: حضرت آقا آیا یک حبه اورانیوم غنی شده میل دارند؟

و وقتی از خاصیت های آن برای شما گفتند، هیجان زده شدید و به ریسمانی دست بردید که آن باغبان زیرک به سمت شما دراز کرده بود. بصورت ظاهر شما پروژه ی ورود به قمار هسته ای را از زبان سرداران و معتمدین خود شنیدید و باور کردید و داخل آن شدید اما من می گویم: آنان کاره ای نبودند. بل پیام آوری بودند از جانب آن باغبان زیرک. جوری که شما در همان یک نشست نخست، با تبسمی بر لب، صحنه ی ذلت اسراییل را به چشم خود تجسم کردید و بلافاصله دستور اقدامِ ورودِ همه جانبه به قمار هسته ای را صادر فرمودید.

خلاصه سرداران و معتمدان و کارشناسانِ آن باغبان زیرک، سرِ شما را با اموری مختصر گرم کردند. و شما را از کلان کارهای مفید و شایسته برحذر داشتند. دم گوش شما نجوا کردند که می شود نرم نرم – مثل پاکستان – به سلاح هسته ای دست یافت و ناگهان با همان سلاح هسته ای در جهان اعلام موجودیت کرد. و قدرت های برتر را مجبور به تمکین فرمود. و شما که جز پنجه در پنجه شدن با اسراییل به چیز دیگری نمی اندیشیدید، با شنیدن این طرحِ طراحی شده، تبسم فرمودید. راستی چرا از میان هزار هزار پیشنهاد علمی و تولیدی و فرهنگی، دست بردن به خرید دانش هسته ای با اقبال همه جانبه ی شما مواجه شد؟ به این دلیل که درون هر یک از ما به مقوله ای متمایل است و با آن “حال” می کند.

اینگونه بود که آن قدرت پس پرده، ریسمان اراده ی ما را به روسها سپرد. تا یک چند وقتی با ما “حال” کنند. روسها تا توانستند از ما مکیدند و بردند و سرآخر هم چیزی در کاسه ی ما نیانداختند. حلقه ی تحریم های بین المللی تنگ تر و تنگ تر شد. و اسم حواریون شما در فهرست آدمهای خطرناک جهان جا گرفت. قدرت پس پرده می خواست از تماشای تحقیر جهانی ما لذت ببرد. و ما مثل ابلهانِ بی چاک و دهان نعره می زدیم: ما را از این ورق پاره ها باکی نیست.

14 – تجسم کنید عده ای از دخترکان موبور و چشم آبی در بلاد کفر اسلام آورده اند. و سفارت ایران در فلان کشور غربی بر ایشان کلاس اسلام شناسی دایر کرده است. حضرت حجة الاسلام والمسلمین به سفر خارج تشریف می برند. حتماً برای گسترش بنیه و صلابت اسلام. جناب سفیر دستهایش را بهم می مالد و سر به زیر می گوید: حاج آقا یک تعدادی از دختر خانم های اینجا به دین مبین اسلام و تشیع مشرف شده اند و حاضرند به ایران بروند و با هرکسی که صلاح باشد وصلت کنند. شما چه می فرمایید؟

 حاج آقا گل از گلش می شکفد و می پرسد کجا هستند این اسلام آورندگان؟ همینجا، دراتاق مجاور. حاج آقا که اتفاقاً خیلی هم پت و پهن است و اشتهای سیری ناپذیرشان شهره ی خاص و عام، به اتاق مجاور تشریف می برند. جل الخالق، حضرت پروردگار مگر زیباتر از اینها هم می تواند خلق کند؟ عجالتاً همانجا یکی از بهترین ها را برای خود نشان می کند و همانجا صیغه ی محرمیت را با رعایت حروف حلقی اش جاری می کند. وکیلم؟ چرا که نه؟ شما سرور من هستید.

من مؤدب تر از آن هستم که به اندرونی کسی متعرض شوم. اما شما هم باید مثل آن باغبان زیرک باشید و این احتمال را بدهید که دخترکان موبور و چشم آبیِ بلاد کفر، که امنای شما را نشانه رفته اند، ای بسا گماردگانِ همان باغبان باشند. چرا؟ چون خبربرندگان و خبرآورندگانِ آن باغبان زیرک، باید متنوع باشند. جوری که اگر یکی از آنها لو رفت، دیگری باشد. و اگر دیگری ورپرید، آن که در اندرونی است و از هر گمانِ بد مبرّا، بکار بایسته ی خویش ادامه دهد.

از باب مثال، هیچ آیا به آقای شریعتمداری کیهان گمانِ بد برده اید؟ نه، چرا؟ چون او نقش خود را به شایستگی ایفا کرده است و آنقدر در جانبداری از شما سنگ تمام گذارده که از خود شما در گسترانیدنِ دین بهیِ مطلقه پیش افتاده. برای آزمودنِ خدمت و خیانت امثال آقای شریعتمداری شما باید میزان سود و زیان آنان را حداقل در نسبت با خود رصد کنید. ببینید اینان چه جمعیتی را به رکاب شما فراخوانده اند و چه جمعیتی را از اطراف شما تارانده اند. مأموریت اینان، تنها گذاردن شما در معرکه ی هجوم بلاهای در کمین بوده است. و انصافاً نیز در انجام این مأموریت موفق بوده اند.

15 – در زندان که بودم، کمی آنسوتر از سلول من، یکی از سرداران و پاسداران سپاه بجرم جاسوسی برای اسراییل زندانی بود. سردار باشی و جاسوس اسراییل باشی؟ پاسدار باشی و جاسوسی کنی؟ چه عیب دارد؟ جاسوسان بجایی نفوذ می کنند که کمترین گمانِ بد با آن باشد. چه جایی بهتر از سپاه و وزارت اطلاعات و کیهان و اطراف بیت مکرم؟

آن باغبان زیرکِ داستان ما می دانست که جمعیتی از اطرافیان شما به فعالیت های غلیظ امنیتی مشتاقند. همانهایی که دعواهای داخل زندان خود را در سالهای قبل از انقلاب، به جان جامعه ی بعدِ انقلاب سرازیر کردند. این خصلت روانی ای که امثال آقای شریعتمداری با اکسیژن آن نفس می کشند مگر کم روزنه ایست برای ورود به کانون رهبری کشور؟ شما یک نگاهی به اطراف خود بیندازید و به این پرسش ساده ی من پاسخ بگویید: کجای کشور را می توان یافت که در سیطره ی سرداران شما نباشد؟ می بینید چگونه محاصره شده اید آقا؟

سرتان را که زمین بگذارید، صدا و سیمای سردار پاسدار عزت الله ضرغامی خبر کودتا را منتشر می کند و سردار پاسدار علی لاریجانی مجلس را با بسیجیان آموزش دیده قبضه می کند و سردار پاسدار محمد باقر قالیباف با هواپیمای ایرباس خود بر فراز کشور چرخ می خورد و سرداران دیگر را بر سر حساسیت ها فرو می بارد. کارِ باغبان به اینجا که برسد، دست به دست می ساید. چرا که با برآمدن سرداران، کار انقلاب تمام است. اینجاست که باغبان زیرک، همه را با همراهی و همکاری خود ما از اطراف انقلاب تارانده و سرنخ های کشور را بدست خود گرفته است. با اطمینان می گویم: در همان فردای برآمدنِ سرداران، روحانیانِ پرطمطراق و روضه خوانانِ پُرادعا را در سوراخ های اختفا باید جست.

16 – احمد آمویی اکنون سه سال است که زندانیِ آقا مجتبای شماست. آمویی، یک نویسنده و روزنامه نگار است. مثل همسرش خانم ژیلابنی یعقوب. که او نیز نویسنده و روزنامه نگار است و اخیراً به زندان فراخوانده شده تا این زوج روزنامه نگار بعدها قصه ی قساوت های ما را بنگارند. احمد آمویی در کتابی که برآمده از چند مصاحبه با مسئولان اصلاح طلب است، به روند انقلاب و اوضاع کشور پرداخته است. در پشت جلد این کتاب، یک جمله از قول یکی از وزرای سابق آورده که همین یک جمله برای کشف آن قدرت پس پرده بسیار راهگشاست. آن وزیر می گوید: کشور بعد از انقلاب بدست کسانی افتاد که معنی “کارتابل” و “پاراف” را نمی دانستند!

پس، انقلاب کردگانی که باید از هزارتوی تخصص ها و شایستگی ها عبور می کردند و قد و قواره ای برتر از قامت رژیم پهلوی ابراز می کردند، کسانی بودند که معنای کارتابل و پاراف را نمی دانستند. اداره ی این کشور نه چیزی بود که از روحانیان و حامیانی چون منِ نوری زاد برآید. ما کجا و سردرآوردن از آزمون های داخلی و بین المللی و اداره ی سرزمین پهناوری چون ایران با اینهمه پراکندگی قومی؟

باید صورت مسئله را بهم می زدیم تا دنیا متوجه ی دستِ تهیِ ما از توانمندیِ اداره ی کشور نشود. چه کردیم؟ در اولین قدم یک موی کوخ نشینان را به کاخ نشینان برتری دادیم تا سطح بلندمرتبگی کشور را نه به سوی رفاه و ثروت و بهره مندی سوق دهیم، که هرچه را که نیز بلندی گرفته بود به زیرکشیم و در حد و اندازه ی کوخ نشینان جا به او بدهیم. خب، این مشکل بشکر خدا با همان یک شعار حل شد. حالا بعدش چه کنیم؟ با مسائل بین المللی و امنیتی چه کنیم؟ با جای خالی تخصص های گریخته و کارها و کارخانه های لنگ و چرخ های بازایستاده چه بکنیم؟

اینجا بود که باغبان زیرک به مدد آمد و مشاوره داد. خبر به خلخالی بردند که دست نگهدار و همه را نکش. دیر گفتید آقا. نه، همان ها را که کشته ای فعلاً کافی است. حداقل شتاب کشتن ها را کم کن تا ببنیم اوضاع کشور به کدام سو خیز برمی دارد. ای بچشم. اینجا بود که فرصتِ مغتنم پدید آمد. و باغبان زیرک، آدم های متخصص پیش از انقلاب و مأموران بعد انقلابش را به هرکجا نفوذ داد. برعکسِ ما که عجول و سطحی و بی دانش بودیم، او صبور و عمیق و اهل خرد بود. می دانست ازکجا شروع کند و بکجا ختم.

باغبان زیرک، ازخوی و خصلت ما نیک خبر داشت. که سراسیمه و تمامیت خواهیم. پس نرم نرم به رواج انگ ها و برچسب ها دست برد. که بشود به ضرب یک “طاغوتی” هیمنه ی یک فرد یا یک جمعیت را به زیرکشید. همین هم شد. جمع کثیری از خیرخواهان و همراهان انقلاب با همین انگ ها از کار برکنار یا خانه نشین یا زندانی یا فراری یا اعدام شدند. قلم و زبان و کُلتِ کمرِ آدم هایی چون شریعتمداری در همین راستا بکار آمد. خبرهایی محرمانه به آنها داده می شد و آنها حریصانه به گروکشی و قلع و قمع مخالفان می پرداختند و هیچگاه نیز به این نمی اندیشیدند که اطلاعات محرمانه ای که با مُهر بکلی سرّیِ سپاه و کمیته و فلان دستگاه بر میز آنها نهاده می شود، از کجا می آید و توسط چه کسانی سامان داده می شود.

17 – باغبان زیرک دانسته بود که با چه کسانی رفاقت کند و جای پای خود را در کجاها محکم سازد. او باید از این فرصت طلایی و سرویس دادن به کسانی که معنای کارتابل و پاراف را نمی دانستند و نیامده وعده ی آب و برق و زمین مجانی داده بودند، سود می برد. او تخصص داشت و انقلاب کرده ها هیچ نداشتند جز ولع! تخصص باغبان چه بود؟ سیراب کردن ولعِ بی تخصصانِ بر سرِ کارآمده. با ارائه ی چند خبر و تحلیل دسته بندی شده، اعتماد نابخردان را جلب می کرد و آدمهایش را بهرکجا نفوذ می داد.

همین یکی دو ماه پیش مگر یک سردار و پاسدار دیگر به جرم جاسوسی برای اسراییل دستگیر و زندانی نشد؟ باغبان زیرک، این جاسوسان پلاسیده را که فصل و کارکردشان تمام شده، رها می کند و دستگاه های اطلاعاتی ما با ذوق زدگی دستگیرشان می کنند و کلی هیاهو سرمی دهند که بیایید و ببینید ما چه کرده ایم!

18 – اکنون شما تنها مانده اید آقا. مجتبای شما “خیال” می کند که رشته های کار در دست اوست. و طائب و سرداران فربه و شریعتمداری نیز خیال می کنند که دستشان به اطلاعات دست اول کشور گشوده است. این باغبان زیرک است که همه ی این ها را بدون آنکه خودشان متوجه باشند، تغذیه می کند. او خوب می داند که وقتی شریعتمداری با خبری تغذیه شد، اصلاً تحمل تجزیه و تحلیل دو روز بعدِ آن خبر را ندارد. فوراً به مصرف آن هجوم می برد. اینگونه است که شما از دست این “دشمن” ی که اطوارش توسط طائب ها و شریعتمداری ها و مجتباها توصیف می شود رهایی ندارید.

شاید پخمه ترین و البته پرفایده ترین کارگزاری که این باغبان زیرک به استخدام خود درآورده همین احمدی نژاد خودمان باشد. که با چند خبر بکرِ طراحی شده، تعادلش بهم می ریزد. او با هیاهوهای نامتعادلانه ی خود، هم آدم های بسیاری را از اطراف شما فراری داده و هم سرمایه های پولی بسیاری را از کشور. باغبان زیرک مگر چه می خواست و چه می خواهد؟ او در طول این سال ها ذره ذره اطلاعاتی می داده و مابقی کارها را به خود این فلک زده های متوهم می سپرده است.

19 – اگر تا دیروز افرادی مثل آقایان هاشمی و خاتمی و موسوی و کروبی و همراهانشان می توانستند تعادل کشتیِ کشور را که در تلاطم توفان های جهانی به چپ و راست می غلتد متعادل کنند، امروز دیگر فرصت سرآمده و عقل جمعی مردم از امیدواری به کارسازیِ این افراد نیز عبور کرده است.

20 – شما را بخدا زنده بمانید. تا هر زمان که می توانید. ما با همه ی انتقادی که به شما داریم، از تجسم فردای بعد از شما می هراسیم. مباد این آرامش نیم بند نیز با رفتن شما بهم بریزد و سرداران فربه ناگهان دست به اسلحه ببرند و خدا را نیز به بندگی خود تحکم کنند. زنده بمانید تا جنازه ی آرزوهای این مردم بلازده را خود به گورستان آرزوها ببرید.

شما را بخدا در همین چند سالی که زنده اید، اعتنایی به خبرها و تحلیل های فریبنده ی خاصّان خود نکنید. همان خبرها و تحلیل هایی که ما و شما را به خاک مذلت نشانده اند. خاصّان شما، دانسته یا ندانسته با دستخطی که از باغبان زیرک می گیرند، نرم نرم ما و شما را به سمت یک جنگ ویرانگر می رانند. چیزی بگویم وبگذرم: باغبان زیرک توسط کارگزاران خود چنان بر زبان شما الفاظ می نشاند که ناگزیر می شوید در اوج عصبیت، اشتباه ترین سخن هوشمندانه ی یک رهبر که نه، حتی یک مسئول دون پایه را در حمایت همه جانبه از حزب الله لبنان و جنگ رخ به رخ با اسراییل به زبان آورید و اصلاً نیز نگران تبعات این سخن نابجا نباشید.

اسراییلی که شما مشتاق حذف همه جانبه ی او هستید، بسیار زیرک تر از آن است که در چهار دیواری مرزهای خود متوقف بماند تا شما به او ضربه بزنید و کارش را بسازید. او آنچنان زیرک است که هفت پشت طائب و شریعتمداری و سرداران فربه و آقا مجتبای شما را درس می دهد. در زیرکیِ او همین بس که در این سی و سه سال، روزی و ساعتی نبوده که ما و شما بدون خبرها و تحلیل ها و اشارات و بایدها و نبایدهای او سرکرده باشیم. باغبان زیرک این سال های ما هموست. و البته استاد و حامی همیشگی اش. همانانی که کارگزارانی در سپاه و اطلاعات و بیت مکرم و مجلس و دولت دارند. شما آشکارا با آنها پنجه در پنجه انداخته اید و آنها پنهانی. شما با هزار زحمت و صرف میلیاردها پول بی زبانِ مردم تا لب مرزهای خاکی آنان لشکر می کشید و عراق و لبنان را درمی نوردید اما آنها در همینجا و حتی در اطراف بیت مکرم، به کارهای بایسته ی خود مشغول اند.

علت پروارشدن جماعتی از خاصگان، و علت درهم پیچیدن بسیاری از امور داخلی کشور، و علت خوار و خفیف شدن قانون، ربطی به دشمنی اسراییل و آمریکا ندارد. همه ی این فلاکت ها ناشی از قرارگرفتن بی خردان در مناصبی است که آن منصب ها به خردِ مدیران محتاج اند. بل تلاش آن باغبان زیرک در این بوده است که ما را به جاده ای یک طرفه دراندازد. جاده ای که دورزدن در آن ناممکن باشد. و جاده ای که حتماً به واژگونی و سقوط مرکب انقلاب منجر می شود.

من اما در همین جاده ی یک طرفه برای شما هدیه ای دارم. که هم از سقوطمان برهاند و هم سلامتی ما را از دسیسه های آن باغبان زیرک تضمین کند. و آن همان است که به آقای هاشمی و چندی پیش تر به آقای خاتمی گفتم. بیایید و به حقوق تباه شده ی مردم بها بدهید و ادب پوزش خواهی را باب کنید. همان حقوقی که ما بنا نداریم نیم نگاهی نیز بدان بیفکنیم. نفسِ متمایل شدنِ ما به اعاده ی این حقوق تضییع شده نیز ارزشمند است.

اجازه ندهید با شتابی که در همان جاده ی یک طرفه برای شما تدارک دیده اند، بر انباشت این حقوق معوقه افزوده شود. از همین اکنون به اعاده ی آنها همت کنید. ذات هدیه ی من این است: شما را بخدا به سمت مردم بازگردید. اگرچه مردم بگویند: تشکر از این بازگشت دیرهنگام، اما ما شما را نمی خواهیم.

می دانم که روزهای بسیار سختی را گذران می کنید. تار و پود قمار هسته ای دست و پای فکر شما را از کار انداخته. پس پیشنهاد هماره ی خود را مجدداً تکرار می کنم: اگر نوشیدنِ جام زهرِ همقدم شدن با خواست های جهانی کام شما را برمی آشوبد، بیایید و بخشی از اختیارات تمام نشدنی خود را به مجلس تفویض فرمایید. بگذارید اگر جام زهری باید نوشیده شود، اجازه بدهید مجلسیان مطیع و بی اراده و مرعوب و حرف گوش کن به نیابت از شما بنوشند. تکلیف رهایی از بن بست هسته ای را به همین مجلس محتضر واگذارید. این بهترین هدیه ای است که من به شما تقدیم می دارم. قدرش را بدانید. اگر دلتان نمی آید که همه ی اختیارات گسترده ی رهبری را به مجلس واگذارید، لااقل برون رفت از بن بست هسته ای را به اختیار مجلس مطیع خود موکول فرمایید.

این قدم خیر شما، تبعات مبارکی خواهد داشت. یک این که رشته ی کار را از دست سرداران سپاه که برای روزهای پرآشوب دورخیز کرده اند بیرون می برد، دو این که سرنوشت این روزهای سوریه ی شخم خورده را از سر کشور ما می تاراند. و سه این که نقشه های آن قدرت پس پرده را برمی آشوبد. لااقل برای مدتی که ما با عقل آشتی کنیم. والسلام

با احترام وادب

محمد نوری زاد

چهاردهم مهرماه سال نود و یک

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

282 نظر

  1. امثال ما وضع رقت‌انگیزی داریم حتی اگه شاه مملکتی باشیم
    مگه جناب معاویه اون همه فحش و دری وری به آقازاده‌های علی نداد؟! گذشت برادر زمان تمسک به واژه‌هایی مثل سپاه و مُلا و رادیکال و غیره برای انگ زدن به یه جریانی که حالا آسیب‌هایی هم داشته (ولی فایده‌هاش خداوکیلی بیشتر بوده)
    به فکر عاقبت خودت باش که از پنجاه تا هفتاد راهی نیس ولی هنوز دستای من و تو خالیه و اون دنیا بغض علی و علیزاده‌ای مثل سید علی سرلوحۀ مصائبمونه.
    آقای نوریزاد! به عنوان کسی که به ته خط رسیده و از جنس خود توئه میخوام چیزی بت بگم: آقا! شقاوت بدترین درد یک انسانه. بغض تمام گلو رو میخوره و کبدی واست نمی‌مونه. نه استدلالی داری نه منطقی نه حقی نه آبرویی نه محصولی نه دلی نه آینده‌ای و نه هیچ چیز دیگه‌ای. و نه حتی شانس و دلی واسه توبه. کاش از اول یه چوپان توی یه دهات دور آفریده میشدم ولی اینجوری جلو خدا خودم رو ضایع نمی‌کردم. دنیا دنیای امتحانات و دارایی‌های معنوی و شخصیتیه. چیکار داری که خامنه‌ای و مجتبی و مصطفی و مرتضی چه آسیب‌هایی دارن! هر موقع کشف و شهود کردی و امام زمان رو دیدی و مطمئن شدی که رابطت با خدا برقراره اونوقت به پر و پای یکی دیگه بپیچ برادر وگرنه تو فتنه‌ها ساکت بمون و بیشتر از این آبروی خودت رو نبر

     
  2. آقای نوری زاد
    فکر کردی خیلی حالیته. همچین آسمون و ریسمون رو به هم بافتی و خودت بریدی و خودتم دوختی که نهایتا لباسی درست کردی که فقط به درد خودت می خوره و استفاده برای هم ردیفات.
    اینقدر توی این نوشته های مزخرفت، من من کردی که حالم به هم خورد.
    از نظر روانشناسی شما آدم خودخواهی هستی. اگر یک بار نوشته مسخره بالا رو خودت بخونی می فهمی که حداقل به اندازه قضاوتی که شما نسبت به وضعیت نظام جمهوری اسلامی داری و خودت را عقل کل می دانی!!! بقیه را هم حداقل به اندازه خودت صاحب حق بدان. ولی متأسفانه فکر می کنی که آسمون سوراخ شده و تو فقط آدم عاقل و پاک و بی ریا، افتادی پایین و بقیه………….. متأسفم برات. یا دلت خوشه. یا خوب پولی گرفتی که اینارو نوشتی. متهم کردن که خرجی نداره. ما هم بلدیم مثل خودت متهم کنیم. حرف با سند اعتبار داره. حتی توی همون جایی که تو جیره خارش هستی. ولی شدی آلت دست. خیلی بده آدم به اندازه آلت ارزش داشته باشه!!!
    فأن حزب الله هم الغالبون

     
  3. آقای نوری زاد خود شیفتگی بد دردی است .ای کاش ….

     
  4. جانم فدای سید علی

    بگذار چیزی به تو بگوییم برای احمق هایی مثل تو که واق واقت چو پارس یک سگ است البته گذاشتن نام سگ بروی تو جفاییست بر این حیوان باوفا توازش این را نداری که توف روی جسدت بی اندازیم چه برسد به اینکه به سخنان سخیف تو فکر کنیم حیوانات آدم نمایی راچون تو خداوند متعال خلق کرده برای آزمودن انسان های سرگیجه گرفته والا انسان سرحال میداند معلول فاسد علت ومفسده ای دارد لذا پاسخ به یک دلقک دائم الرقص یک سیرک پاسخی نمی توان داد جز یک جمله معروف قالوسلاما ومیدانم ومطمئن باش که پاسخ رهبر عزیز تر از تمام جان های فداییش چون ما بجز این نیست

     
  5. آسمان ادب وقانون و محترم شمردن حقوق دیگران می برد ؟؟؟؟ شوخی میکنی شما ملتی که بعد از انقلاب مثل سگ به جون هم افتاده بودن و هرکی رو میخواستن سلاخی میکردن به اسم طاغوتی

    هممون میدونیم شاه شاه بود
    ولی این سید علی و هاشمی /////به اسم خدا اومدن
    هممون هم میدونیم کسایی که تو 8 سال جنگ خمینی //// کشته شدن تربیت شده ی همون نظام طاغوتی بودن ولی حالا چی مردامون کم کم حامله هم میشن

    جدی میگم حتی اگر نمیخواید به زبون هم بیارید تویه زهنتون قبولش دارید.

    در ضمن زمانی بازار خمینی ///// گرم شد که محمدرضا شاه تصمیم به گرون کردن نفت گرفت نفتی که میره تو جیبه باغبون یا ببخشید چوپان گله شما دین غرق شدگان شعار خوار قدر نشناس

     
  6. محمد نوریزاد که پس از سی و چند سال بالأخرە چشمانش بینا شد و تنها به صرف نرسیدن موسوی به ریاست جمهوری، سیاست قهر را بصیرت نامگذاری کرد و از بد روزگار امروز خود را اپوزسیون می‌داند..
    ایشان تمامی اعدام و سرکوب های سال های ٦٠ را ندید، اما بالأخرە کشت و کشتار سال ٨٨ و جنبش سبز را دید و دست بوسی های رهبرش که روزی برایش چاکرمنشانه سر خم می‌کرد، امروز (مثلا) می خواهد فریاد بکشد و به یار غارش نامەنگاری کند.
    شکی نیست، این چشمان نوریزاد زیر عینک های زمخت تعصب به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه آن چنان “ولایتی” شدە است که پاک شدنش با اسید هم غیرممکن است.

    آقای نوریزاد! شما که از رهبرت همچنان به نام “حضرت” نام می برید و آن چنان خود را جزء نظام می دانید که مدام در نامەهایت از ضمیر “ما” استفادە می کنید و اگر فکر کردی با توهم یک سال و نیم زندان، افتخاری برای خود دست و پا کردەاید و از سوی دیگر می توانی مشروعیتی دیگر به این نظام بدهید که سالها برایش جان کندی و مردم هم به تو باور کنند، باید بگم که “خودتی”!

     
  7. باکی بودی تو؟؟؟؟؟؟؟؟؟

     
  8. درود بر شما
    درود برشما
    دوستت داریم

     
  9. از تو هیچوقت خوشم نمی آمد.چه آن .وقتی که جزو دار و دسته شریعتمداری بودی و چه حالا.صداقتت زیر سوال است.

     
  10. ببخشید من فراموش کردم در ابتدای نوشته قبلیم بگم که من این متن را به خاطر تعجبم از مطلبی بود که سایت قطره نوشته بود.ومنظورم از دوست عزیز وهم وطن شفیق همان سایت قطره است؛نه جناب آقای نوری زاد عزیززززززز که من همیشه به بودنشان افتخار میکنم .

     
  11. من واقعا در عجبم از این نوع طرز تفکر وعقایدی مثله این مطالبی که در بالا درج شده. واقعا برای من خیلی غیر قابل هضم است که عده ای انسان بادست خود بتی بسازند وهمان ساخته دست خود را اینگونه مورد ستایش قرار بدهند.وبه آن بت کرنش کنند . دوست عزیز هم وطن شفیق آخه چطور میشه که آدم در روز روشن باشد و مرتب فریاد زند که الان شب است چه می گوئید شما دوست عزیز از کدام عزت واز کدام شکو شما دم میزنید من کار ندارم که کشورهای مثله امریکا وکشور های دیگر که نام بردید چه میکنند وچه نمیکنند ولی این چه حرفی میزنید که آنها به ما التماس میکنند که ما جواب سلامشان را بدهیم آخه این مسائل دیگه نیازی به تحقیق ندارد که کافیست کمی چشمتان را صادقانه باز کنید وان وقت میبینید که امریکای جهان خوار کجای ایستاده وما کجا چرا خود فریبی میکنید ومردم فریبی میکنید بخدا قسم یک حساب دو دوتا چهارتاست خیلی پیچیده نیست بابا گاهی باید برای مصلحت روزگار واداره امور کرنش هم کرد شما ها که استاد فنید خودتان بقول شما تقیه کردن جزوی از اصول ورسم زندگیست مگر نه اینکه پیامبراکرم در سالهای نخست از کفار خواست برای بجااوردن مراسم حج اجازه دهند به مکه رود با یارانش در حالی که بتهاهنوزدرخانه خدابودن انها به مراسم خود برسند تا قوتی که گرفت کارا یکسر کرد چرا با دمه شیر بازی میکنید چرا همچون کودکان بی ادب وبی فکر لجاجت میکنید خوب این پیروی ولجاتتان از دوحالت خارج نیست یا از جهل کودکانست یا از چرب شدن سبیلتان وچون خوشید وراحت نمیدانید که چه برسر این مردم دارد می آید چه برسر این مردم وفرهنگ دارد می آید بابا مملکت آقا امام زمان فاحشه صادر میکند سن فحشا به 12سال رسیده است بخدا قسم که ظلم و جوری که شما برمردم میکنید بیش از اون راس کاری هاست بخدا قسم که شما به مراتب نامردم تر ونامرد تر از ان بالای هاهستید چون پیروی کورکورانه میکنید تا همسال شماهانباشند شاهان نمیتوانند پشت دژه شما سربازان پنهان شوند وظلم کنند وچه بسااگر شماهانبودید آن شاهان هم شاهی مقبول تری میکردنند چون در محضر مردم قرار میگرفتن ودر پایان سخنم رو به شماست جناب آقای نوری زاد من به شما احترام زیادی قائلم وبه احترامتون کلاه از سر برمیدارم چون از درد مردم میگوئید ورسانه ای هستید بی باک وقوی من کارندارم که هستید که بودید من فقط این را میدانم که آوای که از دل برآید بردل نشیند من این را میدانم تمام مسائلی را که عنوان میکنید همه صحت دارد وخودمان کم وبیش داریم لمس میکنیم حال شما آنهارا باز میکنید بگذار بگویند از عوامل دشمنید که ما هنوز نفهمیدیم این دشمن کیست کجاست وباور بفرمائید که دیگه حالته تهوع بهم دست میده از شنیدن این کلمه دشمن ومیدانم که دشمن ما کسی نیست جز خودما به قول حکیم فردوسی که میفرماید (به یزدان قسم اگر ماخرد داشتیم کجاچنین سرانجام بد داشتیم) جناب نورزاد درود به شرفتان که اینگونه در پی شفاف سازی هستید حال به هر منظور که باشد باشد مهم اینه که در این مقطع علاج درد این بیماری مملکت ما شفافیت است تو بس.بدرود

     
  12. درود
    از اینکه آقای نوری زاد یه کم از حقوق پایمال شده ما مردم بی خرد و نا آگاه را بیان کردید سپاسگزاریم اما یا خیلی ساده هستی یا دنبال منافع آخر این آقای خامنه ای خودش عامل انگلیس است و از اونجا دستور می گیره چطور می خوای به فکر مردم باشه در ضمن سنگ هاشمی و موسوی و خاتمی و غیره را بر سینه نزن که اونها هم کمتر از این آقا بر این ملت و مملکت خیانت نکرده اند باز هم از اینکه جنایتها را به هر خاطر افشاء کردید سپاسگزاریم
    ————————-

    سلام دوست وطن پرست من
    اگر می خواهید این وطن وطن بشود، جز سخن راست مگوییم. این که می گویید آقای خامنه ای عامل انگلیس است آیا سندی براین ادعایتان دارید؟ اگرندارید پس چرا آن را مطرح می کنید. ما حتی درباره ی دشمنانمان نباید دروغ بگوییم. شاید رفتاریک نفردرراستای اهداف کسان دیگرباشد اما این که بگوییم فلانی عامل فلانی است آنهم دراندازه ی شخصی چون رهبر حتما باید سندش را رو کنیم. اگر اینگونه رفتارکردیم دیگران نیز می کنند ووطن نرم نرم گلستان می شود. ریشه ی ما را دروغ سوزانده دوست من.

    با احترام

     
  13. درود بر جناب نوری زاد عزیز و هموطنان محترمی که بر متن ایشان نظرات خود را بیان نموده اند
    مولانا میفرماید:
    ای برادر تو همه اندیشه ای
    مابقی خود استخوان و ریشه ای

    گر بود اندیشه ات گل گلشنی
    ور بود خاری تو هیمه ی گلخنی

    چگونگی تحول ایشان به یک مخالف اتفاقی عجیب و نادر نبوده که عده ای اینچنین حیران شده اند. سیر حرکت قهقرایی نظام هیچگاه اینقدر سریع و صریح نشده بود که اشخاصی چون احمدی نژاد و مشایی برترین دولت پس از مشروطه را تشکیل دهند. زمانی که اوضاع خاکستریست اتخاذ موضع سخت میشود ولی دوران احمدی نژاد وسلسله اتفاقاتی که منجر به چنین رویدادی شد حجت را بر بسیاری از یاران انقلاب تمام کرد. چرا از خود نمی پرسید چه شد که فردی عزلت گزیده چون موسوی نتوانست خاموش بماند.
    تحول جناب نوری زاد یک شبه نبود ولی تصمیم ایشان به خروش با اولین نامه به رهبر آشکار شد. جایی که دیگر سکوت ممکن نبود.

     
  14. دوستی که زیاد میداند

    سلام جناب آقای نوری زاد
    مرا ببخشید که هنوز نتوانسته ام به شما اطمینان کنم.
    قبلا در وبلاگ شما برایتان نظراتی فرستاده بودم.
    و هنوز مانده است تا سرنگونی یک شبه این نظام و چه دانی چیست این نظام؟ چون به تفسیر ایه (واللیل اذایسر) بنگری خواهید دید که (دوله تسری الی القائم) است این نظام و چه زیبا خداوند بیان نموده که این نظان چون شب است و به بر افتادن آن قسم یاد فرموده پروردگار.
    و اکنون شما نیز به بعد از رهبر نگرانید که درست فهمیده اید که بعد از رهبر، اگر حتی نه بلا فاصله، بعد از چند سالی کوتاه کشتاری عظیم رجال قدرت و ثروت را به ناگهان با دستان خودشان از میان بر خواهد افکند.
    و بشارت باد مومنان ر،ا نه شما نگران باشید و نه دیگران را نگران کنید که بشارت دهید به رفتن ناگهان اهریمنان.

     
  15. پژوهشی ژرف در گوشه ای از تاریکی های تاریخ

    از آن زمان که نام «روح الله خمینی» در ایران بر سر زبانها افتاد، جسته و گریخته شنیده میشد که پدربزرگ وی از هندوستان به ایران آمده است و او به اصطلاح هندی زاده است. در تاریخ 25 دی 1357 مرتضی پسندیده، برادر بزرگ خمینی، طی مصاحبه ای که در روزنامه اطلاعات به چاپ رسید، صریحا اعلام نمود که: … جد ما آقا سید احمد از اهالی کشمیر بود که در سالهای جوانی خود به ایران مهاجرت کرد… . با این ترتیب هندی زادگی خمینی در نظر همه امری مسلم جلوه گر شد.

    شاید هنوز ندیدی و نخوندی.البته بعید میدونم

    http://mamnoe.wordpress.com/2009/02/01/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C/

    …………………………………….

    سلام آرزوی خوب
    این که فردی درکجا زاده شده اصلا شاید مهم نباشد. مگر ما ایرانیان به نلسون ماندلا وگاندی به دیده ی احترام نمی نگریم. وبه فرزانگان سرزمین های دور. امام خمینی اگرهندی الاصل نیز بود اما ایران وایرانی را به آسمان ادب وقانون و محترم شمردن حقوق دیگران می برد بسیارماندگارتراز این می بود که سخن ازاسلام بگوید وبا نظامی که برساخته پوست ازتن اسلام برآورند. ایکاش هریک ازما ردی ازانسانیت واحترام به دیگران ازخود بجای می نهادیم. که اگر اهل دورترین سرزمین های دور نیز می بودیم محترم ودرخورستایش بودیم وماندگار.

    با احترام

    .

     
  16. حمایت از حکومتی اینچنین ظالم و ستمگر که خودم ظلم آشکار آنرا چشیده ام جز جیره خوری و ……..زادگی بعیداست دلیل دیگر داشته باشد

     
  17. جناب “طه” !
    از کی تا حالا وهابی ها هم شفاعت میشن ؟!؟

     
  18. سلام به نامه نگاری هایتان ادامه دهید. به روشنگری هایتان ادامه دهید. سیاهی رفتنی ست.
    به امید خدا ثابت قدم و استوار باشید. زهرای مرضیه شفیع و یاورتون باشه در دنیا و آخرت

     
  19. جوابیه ای به آخرین نوشته محمد نوری زاد 2
    یعنی: ای ابرقدرت ها و سازمان های جهانی، شما را به همه ی مقدسات قسم، بیایید و ما را از دل این سرگشتگی و مخمصه ی پیچ در پیچی که خود ما با بدفهمی هایمان برسر خود و نسل های برنیامده ی خود آوار فرموده ایم، بیرونمان بکشید! و یعنی: آی هوار، “غلط” کردیم. و این غلط کردیم، دگرگونی همان شعاری است که….
    مرنج حافظ واز دلبران حفاظ مجوی گناه باغ چه باشد چو این گیاه نرست

    =====================================

    به گزارش تعامل به نقل از عماریون :سلام به کسی که می توانست به جای رحل سکونت فکری و عقیدتی در اردوگاه تبلیغاتی دشمنان دین وملت با زبان و قلمش وبه تاسی از رفیق شهیدش سید مرتضی آوینی یاور مستضعفین و امام مستضعفین باشد. آقای محمد نوری زاد را می گویم که حتی در حق خودش نیز از هیچ گونه جفایی فرو گذار نیست .

    پیش از آنکه در ادامه مقاله اول پاسخ گویی به نامه اخیر آقای نوری زاد را ادامه دهم لازم است علت این پاسخگویی را ضرورتا اما به طور مجمل توضیح دهیم : اولا : اینکه برطبق قرآن، اسلام، رفتار پیامبر اعظم (ص)، مشی ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین، مشی حضرت امام روح الله، سبک و مدیریت الهی مقام معظم رهبری هدف غایی هدایت انسانها و بندگی خداوند رحمان است شاید کسانی که راه گمراهی پیش گرفته اند دمی در خلوت و جلوت خویش به فکر فرو روند و به یکباره پوسته عناد و لجاجت بر درند و به سلک خوبان امت وشهیدان همیشه شاهد درتاریخ ملت خویش درآیند(ان الله یحب التوابین).

    ثانیا : هرچند انتشارنامه های آقای نوری زاد در سایت های متعلق به دشمنان دین و دنیای این ملت مانند سایت وزارت خارجه رژیم جعلی اسرائیل خود محکمترین دلیل بر بطلان آنهاست اما چون ممکن است بعضا مسائل یا حوادثی را به درست اما با نتیجه گیری شیطانی و باطل مطرح نماید لازم است که بدانها پاسخ دهیم تا مبادا قبیله شیطانی صهیونیسم در رسانه های اغواگر خود چنین تبلیغ و اغوا نمایند که حتما جمهوری اسلامی جوابی بر ابطال این نامه ها ندارد. ثالثا : بیم این می رود که عده ای از افراد و عناصر پاک طینت این این مرزوبوم خدای ناکرده به علت ضعف در آگاهی و بینش از این نامه ها تاثیر پذیری داشته و یا با وجود اینکه در عمق وجدان خویش بر بطلان سفسطه های آقای نوری زاد شهادت می دهند اما نمی توانند به صورت مطنطن و آهنگین (به سبک خود آقای نوری زاد) شهادت وجدانی خویش را در زبان و گفتار فریاد نمایند. آقای نوری زاد در ادامه نامه اش خطاب به مقام معظم رهبری می آورد که : (اخیراً پیشنهاد فرموده اید: “سازمان های جهانی تحریم های وضع شده علیه ایران را لغو کنند تا ما غنی سازی اورانیوم را متوقف کنیم.” این سخنی است که همین چند روز پیش از دهان آقای علی اصغرسلطانیه – نماینده ی ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی – بیرون خزید. …………….. این پیشنهاد دیرهنگام و البته خنده دار آقای سلطانیه، یعنی این که: همه ی شعارها و سرمایه ها و گریبان دریدن های این چند ساله ی ما باد هوا؛ و یعنی: ای ابرقدرت ها و سازمان های جهانی، شما را به همه ی مقدسات قسم، بیایید و ما را از دل این سرگشتگی و مخمصه ی پیچ در پیچی که خود ما با بدفهمی هایمان برسر خود و نسل های برنیامده ی خود آوار فرموده ایم، بیرونمان بکشید! و یعنی: آی هوار، “غلط” کردیم. و این غلط کردیم، دگرگونی همان شعاری است که ما سال های سال سردادیم و مردم بی نوا را به جهالت تکرار آن ترغیب فرمودیم. که: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. )

    آقای محمد خان نوری زاد بگذارید این فراز را از آخر به اول جواب دهم به قول عوام الناس بنده مرده و شما زنده باور بفرمایید که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند میدانید چرا؟ چون تا به سفیهان و ابلهان خود باخته و هم به بریدگانی چون شما به عنوان لشکر و سپاه بی اجر و مزد دل خوش کرده است می پندارد که بر خر مراد سوار است به عبارت دیگر چون ازشما ی نوعی سواری بی مزد و منت می کشد دون کیشوت وار می اندیشد فاتح میدان است واگرنه کیست که نداند آمریکا و رژیم کودک کش اسرائیل از سر استیصال درشت گویی می کنند و جیغ هایشان برای مذاکره با جمهوری اسلامی به آسمان عالم بلند است و کیست که نداند آنان در این خیبر پر گل و آب خویش ساخته در خاورمیانه جدید الاحداث بدست مولانا خامنه ایی دست و پا می زنند. اگر ما به غلط کردن افتاده ایم بفرمایید این پهباد ایوب بر فراز دیمونا از چه چیزی برای ما ارسال تصویر می کند؟ اگر ما به غلط کردن افتاده ایم پس این ناله زار کدامین قدرت است که همانند زن شوهر مرده التماس می کند گنج آنها یعنی پهباد RQ170را جمهوری اسلامی بدانها باز گرداند؟؟؟ میدانی اگر مدیریت مدبرانه و پیامبرگونه حضرت سید علی (روحی فدا) نبود آمریکا یعنی ارباب منافقین فرار را بر ماندن در عراق ترجیح نمی داد؟؟ در حال تنظیم این مقاله در تارنمای زیر:

    http://www.ynetnews.com/articles/0,7340,L-4300325,00.html

    به تاریخ اول نوامبر 2012 مطلبی را با عنوان ” ایران تکمیل نصب سانتریفوژ ها را تایید می کند ” از قول رئیس سازمان انرژی اتمی ایران گزارش می نماید تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد.

    Iran confirms completing centrifuges installation in Fordo

    Head of Iran’s Atomic Energy Agency addresses report by which Iran completed installing centrifuges at underground nuclear plant

    دروغ و حرام را تا کجا ادامه می دهید و کدامین کودک را می فریبید. از روز نخست، غنی سازی حتی در حد بالای 5 در صد در برنامه جمهوری اسلامی نبود و اربابان دروغگو و سردمداران چپاولگر بین المللی مانند اوباما، سارکوزی، مرکل و کامرون با وساطت برزیل و ترکیه موافقت کردند برای تامین رادیوایزوتوپ های مورد نیاز بیماران بخشی از اورانیم 5 در صد را بگیرند و در عوض اورانیم 20 در صد به منظور فوق تحویل دهند که شارلاتان بازی آنها را همگان دیدند که چگونه سست پیمانی نمودند و ایران برای اینکه اثبات نماید که در رفتار خود صادق واما تواناست تصمیم به غنی سازی 20 درصد گرفت در حالیکه نماینده ارباب منافقین یعنی آمریکا در نشست استانبول با امید به ناتوانی ما پوزخند می زد دیری نپایید که قهرمانان گمنام از قبیله شهیدان و پاکان این دیار نظیر شهید احمدی روشن موفق به ساخت صفحات سوخت 20 در صد برای مصارف پزشکی شدند و امپریالیسم منافق قافیه را بد جوری باخت تا جاییکه دست به خون جوانان این مرز و بوم آلود. بنابراین جمهوری اسلامی هم چنان بر میثاق صادقانه خود مبنی بر مذاکره در خصوص غنی سازی بیش از 5 در صد پای بند است و این به هیچ عنوان تخلف از اصل عدم تسلیم پذیری در برابر دشمن نمی باشد. هر چند به تعبیر بزرگان قوم قضیه هسته ایی بهانه ایی بیش نیست زیرا هنگامی که انقلاب در حال انجام بود موضوع هسته ایی مطرح نبود که هایزر به ایران آمد و یا کودتای نوژه براه انداختند و مگر جنگ تحمیلی بر این ملت مظلوم و دلاور برای انرژی هسته ایی بود؟؟؟ بنا براین قبول بفرمایید که با ژاژ خایی همان حسرت دیرینه امپریالیسم آمریکا یعنی سقوط نظام جمهوری اسلامی ایران را در رویای بدون تعبیر خویش به نثری مسجع در آورده اید.

    سرگشتگی و بیچارگی شما در این است که بافته ها و تنیده های ذهنی خود را دانسته و نادانسته منتسب به دیگران ومردم می انگارید در حالیکه چنین نیست. مطمئنا استقبال با شکوه خراسانیان را از یار خراسانی دیدید و شاید هم مثل خیلی ها دیدید و خود را به ندیدن زدید خبر از هیچ “کاسه چکنم ” ی نبود دل بود و دلدادگی، عشق بود واز خود گذشتگی، ایثار بود و جان فدا کردن برای یار.

    شما خطاب به حضرت آقا آورده اید : (من با این ترجیع بند دشمن دشمن شما موافقم. بسیار بسیار. که شما از همان ابتدا با هوشمندی ما را از دشمنِ در کمین پرهیز می دادید. با این تفاوت که خصوصیت روحی شما آنگونه است که دوست می دارید با اَبَردشمنانی در اندازه ی آمریکا و اسراییل پنجه در پنجه بیاندازید، و به دشمنان خرده پا و چهره پوشانده و دم دست التفاتی ندارید. من اگر ناگهان بگویم: همین آقای حسین شریعتمداریِ کیهان، با همه ی ارادتی که به جناب شما دارد، مستقیماً از صهیونیست ها خط می گیرد و کارهای بایسته ی آنان را به بیت مکرم شما تزریق می کند، بر من می آشوبید آیا؟).

    بسیاری از بریدگان و پیاده شدگان از قطار و قافله انقلاب و حتی بعضا منورالفکرهای عافیت طلب نه تنها برای خود ومردم قائل به مسئولیت تاریخی و الهی (به مصداق کلکم راع و کلکم مسئول عن رعییته) نیستند بلکه نظیر حضرتعالی وراثت انبیایی علما را بر نمی تابند و تجاهل را تا بدانجا می کشانند که بدلیل اینکه در دوره غیبت کبری هیچ عالمی در کرسی ولایت مطلقه فقیه حاکمیت نداشته است پس باید هم چنان اسیر وبرده ظالمان باقی ماند و تکلیفی بر مسلمین به منظور بر پایی حاکمیت الهی نیست که باید پرسید مگر خداوند کهنه می شود و مگر حقیقت قدیم و جدید دارد؟ یا اگر دوره ایی از تاریخ تاریکی و تباهی مستولی بوده است دلیلی بر حقانیت آن است؟ بفرمایید تکلیف ما و رهبر فرزانه و علوی ما به عنوان شیعه با این دستور حسین بن علی (ع) در مسیر حرکتش به کربلا چیست؟

    «أيّها النّاس إنّ رسول اللّه صلي اللّه عليه و آله قال: «من رأي سلطانا جائراً مستحلّاً لحرام اللّه، ناكثاً عهده مخالفاً لسنّة رسول اللّه، يعمل في عباداللّه بالإثم و العدوان فلم يغيّر عليه بفعل و قول كان حقّاً علي اللّه أن يدخله مدخله………» (انساب الاشراف، ج 3، ص 171)

    «مردم! پيامبر خدا صلي اللّه عليه و آله فرمود: هر مسلماني با سلطان زورگويي مواجه گردد كه حرام خدا را حلال نموده و پيمان الهي را درهم مي‏شكند و با سنت و قانون پيامبر از در مخالفت درآمده و در ميان بندگان خدا راه گناه و معصيت و دشمني در پيش مي‏گيرد و او در مقابل چنين سلطاني با عمل و يا با گفتارش اظهار مخالفت ننمايد بر خداوند است كه اين فرد(ساكت) را به محل همان طغيانگر، در آتش جهنم داخل كند. آیا در کارنامه سیاه آمریکا و نوچه هایش چیزی جز حلال کردن حرام خداوند و حرام کردن حلال او مشاهده می کنید؟ آیا اشغال 60 ساله سرزمین مسلمین و به بند کشاندن آزادی خواهان و عدالت جویان جهان شکستن سنت الهی نیست؟ آیا از سال 1901 تا به امروز ضرباتی که بر جان و مال ملت ایران از سوی غربیان نابکار علی الخصوص شیطان اکبریعنی آمریکا وارد شده است کافی نیست تا تکلیف الهی، انسانی و میهنی هر انسان آزاده ایی را در مسیر مبارزه مشخص کند؟ گذشته از این آیا در منطق مبارزه با کژی و پلشتی باید به ریشه و علت پرداخت یا به معلول و عارضه جانبی آن؟ و بی تردید عقلای عالم همه براین روش متفقند که برای حذف ظلم و تباهی و فقر و ظلمت و گناه باید به ریشه هجوم برد و نه به شاخه و تنه و چه بسا این همه تاکید رهبر عزیز و جوانمرد ما بر کلان نگری چیزی جز این نباشد و طبیعی است که در مقام انجام رسالت الهی خویش تبر را بر جان بت اعظم و شیطان اکبر فرود می آورند.

    در خصوص آقای حسین شریعتمداری باید گفت که هنوز توفیق دیدار اورا نداشته ام اما آرزو می کردم به خاطر اینکه ساواک شاه و آمریکا دندانهایش را شکسته است نوشته های اورا من بر سر کفار فریاد می کردم و دلیل بی گناهی و پاکی این سردار قلم همین بس که تمامی جریانهای وابسته به صهیونیسم و وادادگان شکم پرست وغربزده در این سی واندی سال به خاطر افشاگری های اباذر گونه اش دمی از فحاشی و کوبیدنش فرو نگذاشته اند و به تعبیر مرحوم دکتر شریعتی از همین جا می توان فهمید که خطش درست است چون با هیچ جریان فاسدی اعم از راست و چپ کنار نمی آید و مسخره تر از این نمی توان متهمش کرد که اسرائیلی باشد زیرا آثار شکنجه های اسرائیلی را هم بر کف پا و هم در دندان های شکسته با خود حمل می کند. در باره انتصاب ایشان به مدیر مسئولی کیهان بهتر است یکبار هم که شده از آرشیو های مطبوعات ماجرای ملاقات او را با حضرت آقا برای تنبیه و تنبه و احتراز از رطب و یابس بافی بخوانید بی ضرر نیست.

    آورده اید : (یکی از رازهای ورشکستگی امروز ما در این است که ما بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روضه خوانان را بر دانشمندان خود برتری دادیم و رشته های امور کشور را به دست این بی عرضگان سپردیم. روحانی روضه خوانی که تا دیروز مختصری پول می گرفت و روضه ای سوزناک برمی کشید، ناگهان به ضرب انقلاب برکشیده شد و بر گرده ی قافله ای نشست که با انقلاب سال پنجاه و هفت روی به آزادی و اندیشمندی و برآمدن و نیکبختی داشت.) با پیش فرض ورشکستگی که می تواند معلول روان پریشی گوینده باشد چنان نتیجه گیری دهشتناکی نیز بعید نمی نماید اما در حقیقت این ورشکستگی نه مبتلا به ملت همیشه پیروز و مقاوم ایران بلکه چسبیده بر دامن روشنفکران خائنی چون ملکم خان، تقی زاده، کسروی، دولت آبادی، حاج سید جوادی و… است که شمارا تا رها نکرده و نمی کند .

    گفته می شود درسال 1986 یعنی دراوج پیروزی های رزمندگان اسلام درجبهه مقاومت علیه استکبار جهانی ، فرانسیس فوکویاما درکنفرانسی در اورشلیم تحت عنوان بازشناسی هویت شیعه که توسط صهیونیستها برگزارشد، گفت: ( شیعه پرنده ایست که افق پروازش خیلی بالاتراز تیرهای ماست.پرنده ای که دوبال دارد: یک بال سبزویک بال سرخ. بال سبز این پرنده همان مهدویت و عدالتخواهی و بال سرخ او شهادت طلبی است که ریشه در کربلا دارد .) چون شیعه در انتظار عدالت به سرمی برد،امیدوار است وانسان امیدوارهم شکست ناپذیر است. او همچنین گفت: نمی توانید انسانی راتسخیر کنید که مدعی است کسی خواهد آمد که در اوج ظلم و جور، دنیا را پراز عدل و داد خواهد کرد. شیعه با این دو بال، افق پروازش خیلی بالاست وتیرهای زهرآگین سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی و…به آن نمی رسد. از نظر فوکویاما شیعه بعد سوم هم دارد که بسیار مهم است: (این پرنده زرهی به نام ولایت پذیری برتن دارد. دربین کلیه مذاهب اسلامی، شیعه تنها مذهبی است که نگاهش به ولایت فقهی است. یعنی فقیه می تواند ولایت داشته باشد. این نگاه، برتر از نظریه نخبگان افلاطون است)

    با این اعتراف صادر شده از سوی رهبری نخبگان و تحلیلگران سلطه جهانی خواننده در می یابد که آقای محمد خان نوری زاد به قول خودش با این شلتاق وارونه با چه کسی هم پیاله شده و با خوردن نان از سفره دوست، چوب نامردی و نامردمی را به نفع دشمن بر سر مردم خویش بلند کرده و مانند ستون پنجم فعال در جبهه خودی اراده خلع سلاح دوست در برابر دشمن را دارد. چه زیبا و جان سوز در فرازی از زیارت عاشورا می خوانیم که: وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَ یعنی و خدا لعنت کند گروهى را که اسبها را براى جنگ با حضرتت زین و لگام کردند و بر تو بناگاه هجوم آوردند و براى جنگ با تو مهیا گشتند. شاید این زین و لگام کردن اسبها دلالت برفضا سازی تبلیغاتی و رسانه ایی نیز باشد و این سنت دائمی اهل باطل است که برای بی ارزش کردن حرکت جهادی راهبران الهی جبهه رسانه ایی و تبلیغاتی آنها را ارتجاعی و ورشکسته معرفی نمایند مگر نمی بینید که دنیای طرفدار آزادی بیان 19 رسانه جمهوری اسلامی را از روی ماهواره یوتلست حذف نموده است؟!!! برای خلع سلاح این انقلاب چه چیزی بهتر از این که در عمق خانه ها با ماهواره های فاسد جوانان را به زیر شکم و نه مغزشان مشغول سازیم و در میدان اجتماعی بدست نوری زاد ها این فساد و شکم وشهوت پرستی را با حمله به روضه خوانها تئوریزه کنیم . به روشنی مبرهن است وقتی دشمن در اورشلیم دستش را در مقابل کربلا به علامت تسلیم بلند می کند این جا روشنفکران منحرف برای نجات او به روضه خوان ابی عبدالله حمله می کنند و براستی معمار کبیر انقلاب اسلامی چه زیبا می فرماید:

    * تمام این وحدت کلمه ای که مبدأ پیروزی ما شد، برای خاطر این مجالس عزا و این مجالس سوگواری و این مجالس تبلیغ و ترویج اسلام شد.

    * مجالس بزرگداشت سید مظلومان و سرور آزادگان، که مجالس غلبه سپاه عقل بر جهل، و عدل بر ظلم، وامانت بر خیانت، و حکومت اسلامی بر حکومت طاغوت است، هر چه با شکوه تر و فشرده تر بر پا شود، و بیرق های خونین عاشورا به علامت حلول روز انتقام مظلوم و ظالم، هر چه بیشتر افراشته شود.

    اگر بپذیریم که اکثر تمدنها بر زیر ساخت ایدئولوژیک خود بنا می شوند بی شک اشک و روضه بر امام حسین (ع ) زیر ساخت ایدئولوژیک ما برای ساخت تمدن و حاکمیت الهی و آسمانی است زیرا که مکرر و در حدیث است از رسول خدا(ص) شنیده ایم: ان الحسین مصباح الهدى و سفینه ‏النجاه؛ به درستى که حسین(علیه السلام) مصباح هدایت و کشتى نجات است.

    از این قرار اگربه تعبیر آقای نوری زاد روضه خوانان ما بی عرضگان ما بودند پس ما چون در سایه این روضه ها و روضه خوان ها رژیم ظالم شاه را سرنگون، استقلال کشور را تضمین، پوزه امپریالیسم را به خاک کشیده، خرمشهر را آزاد، انرژی صلح آمیز هسته ایی را بر پا، صد ها هزار کیلومتر جاده و اتوبان را بنا کرده، کشور را از ورود فولاد، بنزین، بیشتر داروها، صنایع نانو، تجهیزات عظیم هوایی و دریایی و … بی نیاز کرده ایم از همه بی عرضه تریم.

    من مانده ام که چه سنخیتی است بین شهید بهشتی ومطهری با سید محمد خاتمی زیرا که آن دو در عین عالم به علوم فلسفی و منطقی و کلامی وفقهی از روضه خوانان قهار و صد آتشه هستند و این یکی یعنی محمد خاتمی اسیر دست نسبیت گرایی دینی سروش و سوروس که هنوز از درک حقانیت و برتری اقلیت شهدا در کربلا بر دموکراسی غربی وامانده و چند سالی است که علیرغم اسناد فراوان منجمله سند زیر مصر است که با سوروس صهیونیست ملاقات نداشته است:

    http://www.wikipg.com/news/238784/index.aspx?dir_id=160
    The report claimed that the two met twice, the first time at an undisclosed location and the second allegedly during the 38th session of the World Economic Forum (WEF) in Davos, Switzerland.
    “I met him (Khatami) again in 2007. That was where I found out that he had become more radicalized to an extent… Due to political problems… he was forced to cut short his trip and return to Tehran,” Soros had allegedly said in an address at the Trump International Hotel, according to Iran’s pro-government media.

    به تعبیر مولای متقیان حق و باطل را در هم مریزید تا حق گم شود و لذاست که شهید بهشتی، شهید مطهری، مصباح، جوادی آملی، یزدی، شهید مفتح ،مرحوم مشکینی، صدیقی، خاتمی، علم الهدی، حسن زاده آملی، نوری همدانی و حتی موسوی اردبیلیها ودهها تن نظایر آنها کثر الله امثالهم ستارگان پرفروغی هستند که اجازه بردار شدن شیخ فضل الله ها را نخواهند داد پس عاقلانه است که به روش انگلیسیها جنگ حیدری و نعمتی راه نیندازید و خدا گواه است که اگر درخوش بینانه ترین قضاوت دارای جهل به موضوع باشید تنها آب به آسیاب دشمنان دین و ایران می ریزید. می گویید نه یکبار به دقت افراد دور بر یپرم خان ارمنی را از نظر بگذرانید ببینید در کجای تاریخ خیانت بار این کشور لحاف غاوونیت پهن کرده اید؟ در خصوص فرزندان حضرت آقا اسرائیلیاتی بافته اید که الزاما از وجه قانونی این بهتان و تهمت ها به شدت قابل رسیدگی وپی گیری است و اطمینان واثق دارم که رهبر مقتدر، مظلوم و خورشید پر فروغ انقلاب حتی به دفاعیات ناچیز و اندک این مقاله نیز راضی نباشند اما چون تکلیف است سکوت نیز جایزنیست. بی شک چنانچه در یک رژیم استبدادی از جنس رژیم منحوس و جنایتکار پهلوی چنین لاطائلاتی را سر هم می کردید معلوم نبود با شما چه معامله ایی می نمودند؟ چه کنیم جز اینکه با درد و افسوس اعلام کنیم به صدقه خون شهداء راه آزادی، اسلام، رژیم آسمانی و مقدس ولایت فقیه سنگها وانهاده و سگها رها در زیر نور ماه عوعو می کنند.

    اگر سید مجتبی خامنه ایی بنا بر گفته شما از شهرام جزایری پول دریافت نموده واز سوی دیگر اگر سید مجتبی خامنه ایی آنگونه که شما می گویید دارای قدرت و نفوذ بی حد وحصراست چرا باید شهرام در زندان باشد؟ و چرا باید پس از فراربه خارج از کشور و مع الاسف توسط دوستان شما!!! مجددا با سر و صورت و پوزه خونین به زندان بر گردد؟؟ آیا آنکس که چنین تهمتهای آخرت سوزی را بر زبانت جاری ساخت متوجه چنین پارادکسی نشد؟؟؟ نقل است که شیطان برای القاء انحراف وکج رهنمونی خویش از ویژگی های مثبت فرد تعریف می نماید تا بتواند مهمترین ویژگی بارز او را تخریب کند وبر این سیاق است که از دو فرزند دیگر حضرت آقا به تمجید نشسته اید تا مجاهد مظلوم دیگر یعنی سید مجتبی را منکوب نمایید و خوب است، همگان می دانند اول کسی که شهرام جزایری آلوده را افشا و به دست قوه قضاییه سپرد جان جانان ما یعنی حضرت امام خامنه ایی بودند که با ا رجاع موضوع به آیت الله شاهرودی طشت رسوایی لاشخوران سفره آلوده آن نانجیب را از پشت بام نوکیسه گان و هم پالکی های شما یعنی محمد خاتمی ،کروبی ، …… و به پایین پرتاب نمودند و چگونه شد که لمپن های جیره خوار و دله دزد های رسوا شده در این چند سال خفه بودند و سخنی از نام آقا مجتبی در بین نبود و اکنون به میدان داری شما و در بحبوحه شدت تحریمها و ذلت آمریکا در سوریه و در منطقه خاورمیانه بر بیت فرزند زهرای اطهر سنگ بهتان و تهمت می افکنید ؟؟؟ یا للعجب، روزگاری که جهال عرب از تطمیع رسول اعظم باز ماندند روی به تهمت دیوانگی و ابتربودن و تخریب حضرتش آورده و حتی به تعبیر قرآن کریم در مسیر شتراو پنهان می شدند تا آن را رم داده وحتی تا قتل او نیز مصمم پیش آمدند، غافل که (الله یتم نوره).

    آقای محمد نوری زاد شنیده ام که سالیانی نزدیک یکی از آقا زاده های هم طیف شما برای تطمیع وزرا و معاونینشان هرزه خانه ایی از فواحش داخلی و خارجی بر پاکرده بود و حجه الاسلام حسین طائب براین هرزگی یورش آورده و درمقام اعتراض بر این هرزه گی و پاک سازی آن از دامن پاک جمهوری اسلامی ایران برآمده که توسط هم پالکی های شما توبیخ نیز شده است و بی حساب و کتاب نیست که اکنون شما نیز بر او بشورید و بخواهید به انتقام آن اقدام شجاعانه به تخریب او روی آورید!!!

    از جایی که خود شما بر سخنان مشکوک به ارتداد که بر زبان می رانی بیش از همه بر معانی آن اشراف وآگاهی داری در نامه های پیشین برای کامپیوترهایت ناله می کردی و با علم به مجرمانه بودن مطالبت فریاد می زدی که عنقریب سپاه پاسداران ترا می کشد و در یکی از پاسخها آورده بودم که سپاه دست خودرا بر چنین عمل حقیرانه پسندی نخواهد آلود، شما همانند رجوی برای مظلوم نمایی دروغ می گویی و امروز نیز بر سیاق همان دروغ بافی های وهم آلود قدم و قلم می زنی. اینگونه که شما حق و باطل را در هم می تنید به تبع آن امکان جدا سازی سره از ناسره را از بین می برید به بیان دیگر در غوغایی که در بازاره مکاره تبلیغات برپا می کنید امکان فرار دله دزد ها آسان می شود، حدیث فعالیت مشکوک بعضی از آقا زادگان مستمسکی برای آلوده نشان دادن پاکان روزگاری چون سرداران دار بردوش سپاه و سید مجتبی خامنه ایی نیست و آرزو می کنم خداوند فهم این نکته ساده را به شما عطا کند. واگر کاشف حقیقت هستی یکبار خطبه های سال 76 مقام عظمی ولایت را در عبرت های عاشورا مرور کن تا بدانی چه می گویم؟ فعالیت اقتصادی در بازار اگر مشتبه به رانت نباشد جرم نیست علی الخصوص اگر ریشه فعالیت در بازار از سالیان دور در تجارت سالم باشد بلکه جرم این است که برای انتشار آثار امام پول بیت المال را بگیریم و اهداف امام را از صراط مستقیم لوث و منحرف نماییم!!! ودر یک کلام گناه، گناه است چه نهضت آزادی،چه منافقین، چه کرباسچی، چه شهرام جزایری، چه خاوری و چه دیگران مرتکب شوند. اینان را چه کار به بیت امید ما و سید مجتبی خامنه ایی؟ به گونه ایی به سید مظلوم ما تهاجم می کنید که حتی سید مجتبی با این حساب مجاز نیست برای خانه خود و پدر حتی سبزی و نان بخرد زیرا از این پول تو جیبی اوهم برای نان خانه اش از دید شما محل اشکال است. اگر شما راست می گویید پس شهادت دوست و دشمن از جمله آن یار غار شش زنه یعنی مهاجرانی لندن نشین مبنی بر بر پاکی خاندان خامنه ایی را چگونه توجیه می فرمایید؟ شما بر سفره این سید و در این کشور آب و نان نوش جان می فرمایید و در مقابل حجت شرعی خداوند درشت سخن می بافی و او که از ترس تعقیب قانونی فراری است برپاکی خامنه ایی شهادت میدهد من مانده ام براستی چه تفاوتی با هم دارید ؟

    صمیمانه می گویم که ظهور این چنینی آقا مجتبی در بیت رهبری تراشه مفصلی است از بقای قدرت حضرت امام خامنه ایی در جایگاهی که باید باشد. هزینه زندگی و سادگی بیت رهبری موضوعی نیست که به توان با تراوشات بر خواسته از ذهن های بیمار و آلوده آن را وارونه نشان داد. که در این باره گفتنی ها فراوان است و اطمینان دارم شما از آن آگاهی دارید اما براثر وهمیات خود و به قول معروف برای کم نیاوردن در توجیه تهمتهایتان شهامت اعتراف بدان پاکی ها را از دست داده اید والا شب وروز اقلا در رسانه ها کیست که کور نباشد و سادگی و بی پیرایگی فضای حسینیه امام خمینی را از کاخهای شراب و تشریفات و گناه تشخیص ندهد. وهلم جرا ماجراهای سفر پیر ما با هواپیمای مسافری معمولی و همراه مردم که یک جستجوی ساده منصفانه را طلب می کند.

    من با اطمینان به شما می گویم که هم آقای طائب و صدها سردار سر به دار و هم جناب شریعتمداری هیچیک در مرتبه اول خود را مستقل از باطن و جوهر این نظام الهی نمیدانند که هیچ بلکه در مرتبه دانی تر همانند امت در صحنه ایران گوش به فرمان آن جان جانان یعنی حضرت امام خامنه ای هستند که از او به یک اشاره و از اینان به سر دویدن به قول ظریفی :

    ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم در ره عشق جگردار تر از صد مردیم
    هر زمان بوی خمینی به سر افتد ما را دور سید علی خامنه ای می گردیم

    در بند 8 نامه اتان آورده اید : ( شما در این سه سال، دو واژه ی جدید به واژگان انقلاب افزودید. یکی”فتنه” است و دیگری “بصیرت”. من شخصاً درهدایت این دو واژه به جان جامعه، به شما آفرین می گویم. جامعه ی شعارخوار ما که ناگهان با اطلاق یک “ضدانقلاب” طومار منتقد خیرخواهی را برمی چید و او را در همان خیابانی که راه می رفت به گردونه ی نفرت های تلنبار می راند، گویا گرسنه ی این دو واژه بود. و این دو واژه به برکت هوشمندی شما به کام جامعه درانداخته شد تا سفره ی شعارخواری ما کاستی ای نداشته باشد. ) . اول اینکه : اشتباهی که شما مرتکب شده اید این است که اگر فرض کنیم با نیت زشت این سخن را بر زبان نرانده باشید به علت جهل به موضوع دچار این فهم معوج شده اید و آن اینکه این دو واژه دقیقا دو واژه قرآنی و فقهی هستند و نه تنها در قرآن و نهج البلاغه حتی در کتب آسمانی دیگر نظیر انجیل و تورات هم آمده است . دوم اینکه: شعار های اجتماعی مردم بر خواسته از شعور آنان است بنا بر این حداقل جامعه ما تا آنجا که نویسنده می داند در بطن و ظهر خود از ساسانیان به اینطرف در بروز رفتارهای اجتماعی نه شعار خواری که همواره متناسب با وضع خود با شعور مبتنی بر آگاهی جمعی خویش شعار ساز بوده است و بر اساس یک اصل عام جامعه شناسی به نام (آژیتاسیون) متاثر از شعار حق طلبانه راهبران و همراهان صادق خویش بوده است و اطلاق ضد انقلاب یا منافق در روح جمعی و فردی او تبلور یافته و بروز بیرونی می یابد. سری به مسجد محل خود بزنید و همین عوام الناس مظلوم وشهید داده را در صفوف نماز های جماعتشان بنگرید تا به قول مرحوم آل احمد اگر از جنس مردم و “آی آمو” هستید دریابید چه می گویم؟ بنا براین شعار بصیرت و فتنه لازم و ملزوم همند و نتیجه روحی جمعی و بر خواسته از یک آگاهی متاثر از مظلومیت تاریخی است که شیعه عصرقرن چهاردهم به نیابت مظلومیت تاریخی (دربعد وطنی وعقیدتی) آن را فریاد می زند. یعنی آنجا که قرآن بر نیزه رفت و بصیرتی نبود تا کاغذ را قرآن مجسم تشخیص دهد؛ فتنه، کمرها را آنچنا ن شکست که هنوز هم که هنوز است ترمیم نشده است.

    و منصفانه بگوییم هوشمندی در زمان و مکان شناسی برای طرح و استخراج این دو مفهوم تاریخی تنها کار پیامبرانه طلب می کند و بگذرم که سخن در این باره بسیار باید گفت چون انصافا و تحقیقا بر این باوریم که حدیث فتنه سال 88 که تاکنون گفته شده یک هزارم از آن چیزی است که روی داده است.

     
  20. سلام
    فکر نمیکنم در وهله اول چرایی بیداری ناگهانی آقای نوری زاد اهمیت داشته باشه.
    مهمتر از اون بیدار شدن ایشون حالا به هر دلیلیه. (ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازست)
    و حتی مهمتر از همه ی اینا/ اینکه ما از این فرصت بهره مند بشیمو آگاهی پیدا کنیم (تک تکمون) ولو قبول نداشتن برگشت یکباره ی نوری زاد یا…

     
  21. جناب نوری زاد واقعا دستمریزاد، به حق سخن میگویی و حق یار و یاورتان باشد…
    واقعا ملت ما هنوز در جهل سیاسی و تعصب غوطه ورند! بعضی از نظرات را که میبینم با خود میگویم هرچه سرمان میاید حقمان است و باید چوب نابخردمیان را بخوریم تا اصلاح شویم…. تا کسانی هستند که سواری میدهند کسانی هم خواهند بود که سواری میگیرند …. از ماست که بر ماست….

    پاینده باشید که همین نامه ها و سخنانتان مرهمی است بر دردهای بی درمان این ملت رنج کشیده و دروغ شنیده…..

     
  22. من موندم آقای نوریزاد، چطور میتونه اینقدر راحت این حرفا رو بزنه. یکی مثل ستار بهشتی خیلی کمتر از این حرفا رو می زنه شکنجه اش میدن و می کشنش اما نوریزاد هنوز آزاده و کاریش ندارن. اگه یه آدم معمولی این حرفا رو بزنه سر به نیستش می کنن.

     
  23. نه دوست عزيز اولين كسي كه قول اب وبرق مجاني داد خميني بود )ما اب وبرق را مجاني ميكنيم ما اتوبوس را مجاني ميكنيم ما به شما عزت ميدهيم مانه تنها زندكي دنيوي شما را ميسازيم اخرت شمارا هم اباد ميكنيم( ١٢ بهمن ٥٧ سخنراني بهشت زهرا

     
  24. salam
    noe nazarate shoma barkhaste az yek noe tanesh va shekayat dar natije moshahede sakhtiha dar badanehakemiate
    ba vagheeyat ha rabtee nadare

     
  25. من در تعجتم چرا پا به نمایشگاه گذاشتید.جایی پر از دروغ نیرنگ.خواهشن جواب بدهید.

     
  26. با درود بر آقای نوریزاد!

    آقای نوریزاد فیلمهای شعبون بی مخ شما را نگاه کردم!

    این شعبون بی مخها که سردسته شان ////است، ادامه دهندگان راه شعبون بی مخهای ///// و یارانش می باشند!

    کامیاب باشید

    فرشاد

     
  27. تو به اندازه ی پس مانده ی اونم نمیفهمی که همچین آدمی برات حر زمانه است . بیچاره تو کجا فهم و شعور کجا . آخوند رو از روی آدمایی مثل تو تولید میکنن دیگه .

     
  28. آقای بهزاد شماچیزی بنام بیداری یاعذاب وجدان تا حالا شنیده اید؟ اگرنشنیده اید پس بدانید اگرانسان ذات پاک داسته باشد درمقطعی ازتاریخ حیات خویش حتی درمواجهه با یک اتفاق متوجه اشتباهات شده وبه ذات پاک خویش برمیگردد پس اینرا به فال نیک بگیرید و سعی نکنید رندانه واقعبتهای تلخ گذشته وحال را تحت الشعاع افکاردگم وخصمانه خود نادیده بگیرید، انسان موجودی تحول پذیراست

     
  29. دوست خوب من اقای نوری زاد_ممنون که موجبات خنده و شادی ما رو در این روزگار تلخ فراهم کردین_من نمی دونم این روشنفکری شما زمانی که هنوز تو کیهان بودید کجا بود،که حالا یه دفه گل کرد و ایران رو عطر اگین کرد

     
  30. خداوند به راه راست هدایتت کند و اگر هم آنقدر بدبخت شده ای که قابل هدایت نیستی ان شاءالله از روی زمین محو شوی

     
  31. تو ///که به اندازه ////هم نمی فهمی و به حر زمانه وشجاع ترین مرد ایران (آقای نوری زاد) توهین میکنی

     
  32. غیر از این هم نیست ، گرگی در لباس میش برای شناختن من و تو . مفلس های بیچاره گمان میکنن با این اوباش های دیروز و متفکران امروز میتونن مملکت داری کنن . یه جو عقل هم خداوند جبار به اینها نداد که مضحکه خاص نباشند

     
  33. واقعا همینطوره . وای به روزی که اینها به حکومت برسند

     
  34. مینو خانم. خانم محترم. چرا اینقدر با عصبانیت صحبت میکنید؟ پیرو چه دین و مسلک و آیینی هستید؟ شما در مورد پیامبری اینگونه صحبت میکنید که خیلی از دانشمندان غربی و غیر مسلمان از بزرگی و مهربانی و اعتقاد و تلاش او برای انسانیت بسیار صحبت کرده اند و قضاوتهای شما احتمالا نشانه ای از مشکلات بوجود امده از طرف مسلمانان برای شما بوده است و به هر حال امیدوارم که همگی تلاش کنیم که عقده هایمان بر عقیده هایمان موثر نباشد.

     
  35. سلام بر شما آقای نوری زاد
    گمان میکنم امروز قدری دیر است که در باب نامه شما اظهار نظر کنم ، پس نقدی بر نامه شما که زیبا هم نگاشتید ندارم ولی باور بفرمایید آواری از تناقضات شخصیتی شما درونم را متلاطم کرد … چگونه میشود ؟
    قابی ترسیم شد از درون و بیرون ، ماحصل تفکرات قاب درون سازنده ی قاب بیرون است یا هر آنچه شما تفسیر می کنید ،
    به نظر شما انسان شدن مشکل تر است یا دکتر شدن ؟ اینگونه بگویم ره کدامیک طولانی تر است ؟ قاعده بر این مبناست اول انسان باشیم بعد دکتر و شما چندی پیش انسان شدید سپس دکتر . دیروز که انسان بودید قاب دوم در ذهن پویا و جستجو گر دکتر فردایمان ترسیم شد ؟
    چگونه میشود پس از سی و سه سال به یاد ترسیم قاب افتادید ، گمان نمیکنم یک شبه دکتر شده باشید به گونه ای دیگر تصورش مشکل است ره آدمیت را یک شبه پیموده باشید ، نمیدانم .
    به دختر شایسته ی شما بی حرمتی ، به همسر مکرم شما بی ادبی شد و شما هم شکنجه شدید یکهو ندا از آسمان آمد محمد برآشوب و ببین این ناکسان با خلق چه کردند ، تو درد خلق را فریاد کن . در کدامین غار چشمانتان که همه ی این ستمها را ندیده بود این وحی بر شما نازل شد و یکشبه ره سی و سه ساله پیمودی ؟ چه کسی بر شما نازل گشت و سکانسهای اتفاقات سال 57 را برای شما به نمایش گذاشت ؟ قطعاً جبرییل نبود ، بود ؟
    جنا آقای دکتر شما که در علوم مقدس سینما سالهاست خاک صحنه میخورید ، آیا قسم نامه دارید ؟
    اگر دارید به همان قسمتان میدهم ، اگر ندارید به قداست خون آوینی ها قسمتان میدهم که سالها با نامش سفره تان رنگین شد ، اگر برایتان مقدس نیست به همان ناموستان که برایش برآشفتید سوگندتان میدهم ، با مردم ایران بازی نکنید.
    دایی من در روستا خری داشت گاهی فراموش میکرد به خر زبان بسته آب دهد ، روزی دیدم خر به کنار شیر آب آغل رفت با دندان آن را باز کرد و آب خورد و رفت درون طویله ، شیر همانگونه باز مانده بود به دایی گفتم باورش سخت است ولی اینگونه شد خندید گفت میدانم پس از چندی مسیر آب را کامل بست ، خر درمانده راهی یافت که از آغل برود بیرون ، با دندانش زنجیر در را میکشید و به بیرون میرفت کنار جوی آب میخورد . نتیجه اخلاقی اینکه خر هم راه برون رفتی برای خود از این مشکل یافت که شکمش سیراب شود وگرنه مشکل خر این نبود که اگر از تشنگی بمیرد دایی من درمانده میشود .
    این واقعه باور بفرمایید واقعی بود .
    شما را از سر سفره کنار زده اند ، میدانم . راهی دیگر بیابید برای رنگین کردن سفره تان ، با مردم ساده دل بازی نکنید .
    وگرنه سی و اندی از آن اتفاقات قاب گونه ی شما گذشته اکنون یادتان افتاده ؟ نمیخواهید که بگویید آنزمان دکتر نبودید قدرت تحلیل مسایل را نداشتید شاید هم نبودید یعنی خدایی ناکرده انسان هم نبودید ؟
    خدا شما را بیش از این آگاهی بخشد .

     
  36. سلام نوری زاد عزیز
    متاسفانه هر چه گفتی راست بود. اگرچه تازگی نداشت ولی باز هم از خواندنشان برخودم لرزیدم. من هنوز احساس می کنم هوز آخرین کسی که خامنه ای را دوست دارد و برایش دل می سوزاند محمد نوری زاد است.کاش گوش شنوایی داشت. کاش دست خدا لحظه ای افکار خامنه ای را از کنترل این باغبان زیرک خارج می کرد و کاش خدا بالاخره این مملکت را از این همه بدبختی بالفعل و بالقوه نجات دهد

     
  37. آقای نوریزاد درکت می کنم!
    بالاخره زندان و برخورد قهری با تو نمی دانم درست یا نادرست ظرفیت بالایی می خواهد تا هنوز طرفدار اصول بمانی!
    عقده ای شده ای برادر!
    خدا انشاالله از سر تقصیراتت بگذرد!
    خیلی از حرفهایت درست است اما نتیجه گیری هایت مغرضانه و غلط است!
    حرفی نمی شود زد.خدا کند آخرتت را تا آخر به باد ندهی…

    ………………………

    آمین مجتبای گرامی

     
  38. مطالب بسیار جالب و خواندنی بود و در عین حال تکان دهنده چراکه به قلم کسی آمده که از درون نظام بیرون آمده!! اما در مورد توصیه ای که هاشمی و خاتمی کرده اید این پرسش را دارم که آیا از خود شروع کرده اید و گفته اید که در سه دهه گذشته چه کارنامه ای داشته اید که اکنون به این نتیجه رسیده اید!؟
    2. برخی از بازدیدکنندگان اشاره داشتن که فرد یا نهاد و یا روزنامه ای کوچکتربن حرفی در انتقاد نظام می گوید و یا می نویسد سروکارش زندان اوین و یا توقیف است؛ شما با چه جسارت و شجاعتی لب به گفتن چنین مطالبی می گشایید!!؟

     
  39. آقای نوریزاد با درود. اشاره‌ شما به‌ آقازاده‌ خزعلی، آیا همان دکتر خزعلی که‌ مدتی پیش باهم به‌ کوهنوردی رفته‌ بودید، میباشد یا شخص دیگریست؟

    ……………………..

    سلام ناصرگرامی
    نخیر، آنکه من با ایشان به کوه رفتم آقای دکترمهدی خزعلی هستند. مردی منصف وپایدار و فراخ نگروباادب و عاقل. درباره ی آنکه نوشتم : آقازاده ی نفرت انگیزخزعلی… اتفاقا دیدم جناب آقای دکترمهدی خزعلی مطلبی درباره وی نوشته اند که خواندنی است.

    با احترام: نوری زاد.

     
  40. سلام و درود بر شما هموطن شجاع و آگاه،

    نوری‌زاد عزیز،

    راهی‌ که رهبری و پیروانش پیش گرفته‌اند هیچوقت به مقصد نخواهد رسید، مگر اینکه از خر شیطان پایین بیایند و گوش به حرف راهبران و آگاهان بسپارند. شاید که ///انشاالله به راه راست هدایت شوند.

    از شما به خاطر شجاعت، از خود گذشتگی وبزرگواریتان سپاسگزارم.

    زاهد به ره کعبه رود کین ره دین است،

    خوش میرود اما ره مقصود نه‌ این است

     
  41. با عرض سلام وادب خدمت شما برادر بزرگوار و تشکر از سخنان شجاعانه و
    روشنگرانه شما . نکته ای ازمنظر یک شاگرد به استاد داشتم که عرض میکنم
    شما در سخنانتان از کلمه “فربه” و”فربگان ” به کرات و بجا استفاده کرده
    اید ولی قابل ذکر است که در فارسی فقط کلماتی که “ه” غیر ملفوظ دارند در
    جمع و یا تغییر دیگری به “گ” تبدیل می شوند مثل “ستاره ” و”ساده “که
    میشود “ستارگان “و “سادگی”و در “فربه” ملفوظ است و همان “فربهان” و
    “فریهی” درست است .”
    باز هم عذر می خواهم و امید وارم یاد آن کسی که در جواب
    سلونی فبل ان تفقدونی “مولا پرسید تعداد موهای سرم چند تاست نیفتاده
    باشید و جسارت مرا ببخشید چون این نامه های زرین شما در تاریخ ثبت می شود

    ————————————————

    سلام خانم خوب.
    سپاس ازبذل توجهتان به نوشته ام. سواد ادبی من آکادمیک نیست. بهمین دلیل گاه اشتباهات وغلط های اینچنینی درنوشته های من بروز می کند که به سواد نداشته ام برمی گردد. چشم. ازاین به بعد اصلاح خواهم کرد.
    بازهم تشکر
    با احترام: نوری زاد

     
  42. جناب نوری زاد عزیز، سلام. گاهی در مطالبتان دقت لازم را رعایت نمی کنید و این خود باعث می شود که تأثیر کلامتان کم شود. در همین مطلب چند نمونه وجود دارد که من فقط به دو تای آنها اشاره می کنم.
    ۱. در بند ۱ این نوشته آورده‌اید: «حالا قابی را ترسیم می کنیم از مدرسه ی رفاه که در تاریکی شب فرو رفته است. ساعت سه و نیم صبح است. زمین را برف پوشانده. هوا سرد است.» و حالا به بخشی از خاطره‌ی یکی از زندانیان سیاسی را که در مراسم اعدام آن چهار نفر (ناجی، رحیمی، خسروداد و نصیری) شرکت داشته است، توجه کنید: «…صدای رگبار‌ها، ناله‌هایی خفیف و تا شدن آدم‌هایی که حتی در آخرین لحظه حیات خود نخواستند توبه کنند. رضایی بزرگ سر به آسمان برداشته. پروردگارا سپاس تراست که بزرگی و انتقام جگرگوشه‌های مرا گرفتی.

    افسر تیر، تیر خلاص را در سر چهار عامل مزدور رژیم شاه خالی می‌کند. چهره رحیمی درهم فشرده است. ناجی حالت گریه دارد. نصیری وحشت‌زده، خسروداد آرام. شتاب او برای رسیدن به دوزخ چشمگیر است.

    پایین می‌آییم. من احساس سرما می‌کنم. آسمان صاف است و سرد.» (لینک اصل مطلب: http://tarikhirani.ir/fa/events/3/EventsList//وقایع.و.رویدادها.html?Page=&Lang=fa&EventsId=79&Action=EventsDetail ) همان طور که ملاحظه می کنید در آن روز اصلا برفی نباریده بود که شما آن طور دراماتیک ترسیم کرده اید. من به خاطر دارم که یکی از شعارهای آن سال این بود: به کوری چشم شاه، زمستونم بهاره. چون واقعا آن سال از برف و باران شدید خبری نبود.
    ۲. در بند ۱۷ مرقوم فرموده‌اید: «او باید از این فرصت طلایی و سرویس دادن به کسانی که معنای کارتابل و پاراف را نمی دانستند و نیامده وعده ی آب و برق و زمین مجانی داده بودند، سود می برد.» حداقل در بیان این مورد کاملا اشتباه کرده‌اید. اولین کسی که قول آب و برق مجانی را به مردم داد مرحوم جناب آقای بازرگان نخست وزیر وقت بود که جناب امیرانتظام از سوی ایشان در مصاحبه مطبوعاتی (منبع: کیهان ۸ اسفند ۱۳۵۷) آن را اعلام داشت. حتما نمی خواهید بگوید که این دو تن که سالها کار اداری و مدیریتی کرده بودند و حتی جناب بازرگان سابقه کار در دولت مرحوم مصدق را داشت، چیزی از کارتابل و پاراف نمی دانست. البته مرحوم امام خمینی در ۱۲ اسفند همان سال به طعنه با این موضوع برخورد کردند و از مردم خواستند که فقط به دنبال زندگی مادی نباشند و به زندگی معنوی نیز توجه کنند.»

    جناب نوری زاد خواهش می کنم در مطالب خوب دقت بیشتری مبذول فرمایید. در پناه خدا.

     
  43. جناب نوریزاد گرامی ؛ هم میهن ایران دوستم ؛ میخواهم سپاس فراوان خودم را از شما برای نوشته های اخیرتان بیان کنم . به راستی که قلم زیبا با وقارو ژرف اندیشتان ستایش برانگیز است در این دوره ای که انسان دور اندیشی چون مهندس موسوی و جناب کروبی صرفن به دلیل دفاع از مردم و حقوق پایمال شده ی آنها بیش از ۶۰۰ روز است که در زندان خانگی به سر میبرند و شوربختانه جنبش سبز آنگونه که باید تلاشی نمیکند تا این بی قانونی را به یک گفتمان همگانی تبدیل کند ؛ کوشش بی دریغ شما ستودنیست. بویژه آنکه برادران خاتمی در این میانه دنبال سهم خود از قدرت هستند با هر لابه و کرنشی که شده . دریغا که برخی انسانهای قدرت طلب حاضرند برای رسیدن به قدرت پای روی هر حقیقتی بگذارند همانگونه که تازگی برادران خاتمی، اصلاح طلبی را در تمکین ////زیر یوغ استبداد و ستم //// معنی کردند تا مبادا به آنها برانداز بگویند.!!!
    هماره تندرست و سربلندو پایدار باشد.

     
  44. از آقای ایرج مصداقی بسیار عزیز صمیمانه پوزش می طلبم که نامشان را به خطا صادقی ذکر کرده ام. امیدوارم هر جا که هستند تندرست و همچنان هوشیار باشند.

     
  45. تنها باید بگویم درود به شرفت با این شجاعت وصداقتی که داری الحق که تو با این نامه تماماشتباهات گذشته را جبران کردی و به نظر بنده دیگر دین خودت را به این مردم ادا کردی وعاجزانه میگویم خدا نگهدارت چون نگرانتم…

     
  46. ای کاش گوش می کردند واین مردم زجر دیده را ازفلاکت نجات می دادند چرا اینقدر منمیت؟ واقعا” چرا؟خدا رحم کند به این کشور واین مردم

     
  47. بهتر است کتاب در سراشیبی سقوط را مطالعه کنید تا بدانید حق با آقای ….. بیکار میباشد و در اخر اینکه اسلام دین توحش و آدمکشی است و آخوندها هم چون عربهای مهاجم عمل کرده و میکنند . اگر اسلام غیر از این بود وضع کشور هم اینگونه نبود خمینی یا خامنه ای فرقی با یزید و عمروعاص ندارند

     
  48. سلام دوست ناشناس و عزیز

    شما فکر نمی کنید که هر پاسخی آقای نوریزاد به این پرسش شما (و بسیاری دیگر ازهموطنان) بدهد، باز هم می تواند شک دیگری بیافریند و باز هم اما و اگر های دیگری را به دنبال بیاورد؟ شما فکر نمی کنید مهم تر از شک کردن در صداقت آقای نوریزاد، توجه به محتوای سخنان کنونی ایشان و تاثیر آنها در میان مردم است؟ آیا شما واقعن فکر می کنید که حکومتی که اینچنین در پیشگاه ملت بی آبرو شده دیگر می تواند با چنین “ترفندهایی” در دل مردم جایی باز کند و خود را آزاد اندیش نشان دهد؟
    خود شما هرگز می توانید به آزاد اندیش بودن چنین نظامی آن هم با چنین “ترفندی” باور کنید؟
    نظام در این کارزار کارش زار است و از هر دو سو باخته ، چه دهان نوریزاد را باز بگذارد چه بر آن بند نهد. چرا نمی آییم و به جای انگشت گذاشتن بر جایی که جایی نیست فریاد بر حق مردم را که از دهان این مرد بیرون می آید پُر طنین تر کنیم؟ گیرم که این، همۀ آن فریادی که شما و من نوعی می خواهیم و به آن شیوه ای که مقبولمان است نباشد.
    شما را نمی دانم اما من شخصن دوست دارم که به صداقت ایشان باور داشته باشم چرا که دوست دارم انسان اینگونه باشد. من در سالهایی که آقای نوریزاد در آن سوی این کارزار بودند در زندانِ نظام شلاق و مشت و لگد می خوردم. جوانی و بزرگسالیم در این دیار و در دیار غربت به هدر رفت، اما دوست دارم که با لیوانی آب از تشنه گی آنکه این همه راه را از آن سوی کارزار تا این سو و تا کنار من دویده پذیرایی کنم. شما را نمی دانم اما من از شک کردن به هم نوع و هموطنم در همۀ شرایط و همۀ لحظات زندگیم، دیگر خسته و بی زار شده ام. آقای نوریزاد دوست دارد که آقای سید علی خامنه ای یک شب ،چه می دانم مثلن خوابی ببیند و متحول شود و همۀ این قدرتی را که در دستانش قبضه کرده به مردم باز گرداند. شما چطور؟ چنین چیزی را دوست ندارید؟ مسلمن به من خواهید گفت که خواب و آرزوهای اینچنینی جایی در عرصۀ سیاست آن هم از جنس جمهوری اسلامیش ندارد. حق با شماست نازنین، این را خوب می دانم. اما مگر آرزو دقیقن همان چیزی نیست که بخت به وقوع پیوستنش نزدیک به صفر است؟

     
  49. سلام
    دوست عزیز خود آقای صادقی در نامه شان نوشته اند که صلاح نمی دانند آقای نوریزاد نوشتۀ ایشان را در سایتشان قرار دهد، شما چرا کاسۀ از آش داغترید؟
    در ضمن چرا آقای صادقی که این همه در نامه شان به اصرار از اقای نوریزاد می خواهند قدمی دیگر بر دارند و کلّ رژیم اسلامی را نفی کنند، خودشان قدمی دیگر بر نمی دارند و اسلام و دین وخدا و مذهب را نفی نمی کنند؟ منظورم فقط این است که چرا بعضی از فرهیختگان ما ظرفیت آدم ها را در نظر نمی گیرند؟ مثلن همین دوستان کامنت گذار که از آقای نوریزاد ایراد می گیرند که چرا به تغییر آقای سید علی خامنه ای دل بسته اند و این ریسمان را رها نمی کنند متوجه نیستند ظرافت این نکته نیستند که همۀ حرفهایی را که توقع دارند نوریزاد در نامه هایش بزند خودشان در کامنتهایشان دارند می نویسند و نوریزاد هم در سایتش پخش می کند! این دوستان گویا در این مملکت زندگی نمی کنند و خطری که متوجه کسی چون نوریزاد هست را نمی فهمند!

     
  50. Hey lady, How can you be so ///// rude? I think you and the rulers of Iran belong on the same island, and when you get there you’ll find the rulers of Israel, Sadam, Gadhafi, and few others like you and them there as well. Enjoy.

     
  51. جناب نوری زاد! نامه پرمحتوای شما بسیار عالی است و واقعا دلسوزانه برای کشور است . ضمن قدردانی از شهامت و جسارت و بزرگمردی شما باید خدمتتان بگویم که از نظر حضور ذهن حضرتعالی و ارتباط دقیق مسائل با هم نیز بی نظیر است. به کلی تمام پته ها را روی آب ریختید. ننظرم رسید که با اجاره خدمتتان می گویم. به نظرم در تمام جاهایی که از اسرائیل نام بردید بهتر بود انگلیس را به عنوان باغبان جایگزین می فرمودید.

    …………………………..
    سلام شهاب گرامی
    قصد من ازباغبان حتما وتنها اسراییل نیست. بل هم پیمانان اونیز هستند. اگردقت کنید دریک جا به این مهم اشاره کرده ام. هم اسراییل هم انگلیس هم آمریکا، اینها ازیک طرف وازطرف دیگر: جهل ما وبی سوادی های ما و کارنابلدی های ما وتفسیرغلط ما ازمسلمانی و حرص ما برای روفتن ثروت ها وفرصت ها.

    با احترام: نوری زاد.

     
  52. خیلی بی ادبی

     
  53. جناب نوریزاد لطفا از بی اهترامی به یهودیها خودداری کنید. این جنایتها و چپاولگریهایی که شما و امثال شما در این 33 مرتکب شده اید و همین طور چپاولگریهای خمینی و خامنه ای و احمدی نژاد و موسوی و رفسنجانی و بقیه رهبران و امت اسلام همه و همه از دین اسلام و تعلیمات این دین و سنت حضرت محمد سرچشمه میگیرد. لطفا فساد دین اسلام را به یهودیها و اسراییل نسبت ندهید. مگر این حضرت محمد نبود که به شماها یاد داد که راهزنی و غارت و چپاول دیگر انسانها با گفتن اینکه آنها کافر هستند امری واجب است؟ آخر مگر اسراییل با ایران رابطه ای دارد که میخواهید کثافتهای رفتاری محمد را به یهودیها نسبت دهید. آیا مگر مسلمانان ایران به پیروی از محمد نیست که بچه بازی و زیر پا گذاشتن حقوق کودکان راامری مقدس میشمارند و این نوع کثافت کاری حتی مورد حمایت قانون اسلامی ایران است؟ آیا مگر شما به عنوان یک مسلمان تچاوز به دختر بچه های 9 ساله حق قانونی و شرعی خود نمیدانید؟ پس چرا انتظار دارید که دیگرانی مثل شما حق چپاول ملت را که حضرت محمد به طور عملی به آنها یاد داده برای خود محفوظ ندانند؟ مگر نه اینکه دزدی و غارت و دروغ و تقیه در اسلام قابل قبول است و از همان کودکی به کودکانتان این اعمال شنیع را یاد میدهید؟ چرا تقیه کرده و میگویید که زنان اروپایی به ایران آمده اند که صیفه آخوندها شوند؟ شاید آنها هم فقط فاحشه های اروپای شرقی هستند که از کشورهای کمونیستی دوستتان سفارش داده اید؟ من نمیگویم که شما به عنوان یک مسلمان شعور و درک سخننان مرا دارید زیرا مسملمانان شعور این را ندارند که توهین به دیگران بد است و نه تنها توهین به دیگر انسانها و بلکه اشغال سرزمنیهای آنها را حق خود میدانند. می دانید که فلسطینیها هم کثافتهایی مثل شما هستند که خشم آنها از اسراییل فقط در این است که به آنها آزادی این را نمیدهند که به دختر بچه های کوچگ به اسم ازدواج تجاوز کنند و به آنها اجازه داده نمیشود که هروقت بخواهند جهود کشی کنند. اینها حقهای هستند که مسلمانان فلسطنیی حق مسلم خود میدانند. خدای را شکر که کثافتهای جنایتکار و فاسدی که میخواهند اسلام را در دنیا پیاده کنند و همه دنیا را با اعمال شنیعی که اسلام میگوید پر کنند فعلا مشغول جنگ با همدیگر و جنگ گرکها هستند و مجبورید که به جای حمله به اسراییل و تجاوزگر ی و جهود کشی به شیشه نوشابه کردن به ماتحت جوانان خودتان دل خوش کنید و با این اعمال کثیف و شنیع خدای تان الله را به وجد و شوق بیاورید. تف به شماها که نشان دادید در بین مسلمانان اگر به اصطلاح روشنفکری هم هست کثافتهایی هستند مثل شما که هدفشان در زندگی فقط زنا و فساد و دزدی و غرق شدن در لجن است. تف به شما که ایران را به فساد و کثافت اسلام آلودید و نشان دادید که اگر این حکومت سراپا کثافت کنار هم برود جانشینان آن که به دروغ خود را روشنفکر جا میزنند همان فاسدانی هستند که هنوز هم به غارت و دزدی و تقیه و ترویج جنگ و خونرزیزی ادامه خواهند داد. راستی آیا خود آقای خامنه ایتان هم شخصا در ////با جوانان زندانی شرکت میکنند؟ محمد که خودش شخصا همانطور که در کتابهای اسلامی آمده به زنان اسیر یهودی تجاوز میکرد. ای کاش همه شماها در آتش کثافت دینتان سوخته و مثل خمینی که آرزوی نابودی اسراییل را به گور برد در آتش درد شکست در گسترش فساد و کثافت اسلام به دنیا بسوزید.

    ………………………………….

    سلام خانم محترم
    یک نگاه مجدد به نوشته ی خود بیندازید وببینید این همه ناسزا را می توانید بلند بلند نزد فرزندیا خواهریا خانواده ی خود برزبان بیاورید؟ بفرض اگرجماعتی به ما بد کرده اند، ناسزا باریدن برآنها بیش ازآنکه طرف مقابل را بیازارد یا ضعفهای او را مستند کند، خود ما را کوچک می کند. تنها فایده ی اینگونه نوشتن، تخلیه ی نویسنده است. بی آنکه دوامی داشته باشد. نیزاین بگویم: درادب، گوهری است که اگرفهمش کنیم دست ازدامان او برنمی داریم.

    با احترام: نوری زاد

    .

     
  54. من هم مقاله ایرج مصداقی را کامل خواندم ///مقاله آقای مصداقی بخوبی روند به فساد افتادن حاکمیت جور و ستم آخوند ها/// را تشریح کرده است. ولی سابقه ایشان را ندارم که کیست و جزو کدامیک از گروه های سیاسی است. امیدوارم به گروهک رجوی که در بدترین شرایط سخت جنگ 8ساله در دامن صدام عفلقی ملعون به عنوان مزدور صدام علیه کشور مان وارد جنگ شدند ،نباشدو یا اگر بوده هم اکنون راهش را از آن مزدوران اجنبی دوست و بت پرست جدا کرده باشد. من وقتی از تلویزیون وابسته به رجوی می بینم که ان رهبر جنایتکارشان از طریق ویدئو کنفرانس سخنرانی می کند و آن هواداران کاملا مسخ شده ایشان چند ساعت بصورت خبردار و مثل چوب خشک در جای خود میخکوب ایستاده اند تا به سخنرانی گوش کنند ؛ واقعا تاسف می خورم که در قرن بیست و یکم بت سازی و بت پرستی مدرن چه بر سر یک جامعه می تواند بیاورد. اگر روزی خدای ناکرده بواسطه بی لیاقتی این حکومت باصطلاح اسلامی و با سرنگونی آنان از جو بلبشوی کشور این سازمان جهنمی در قدرت سیاسی کشور جای پایی باز کند ؛ انوقت ملت بیچاره ایران جهنم واقعی را در همین دنیا به چشم خود خواهند دید. به نظر من بدترین نظامی که تاکنون در ایران سر کار آمده است همین حاکمیت متکی به تزویر و ریا کار اخوندهاست ؛ ولی تصور حاکمیت تفکری مانند سازمان منسوب به مسعود رجوی جهنم واقعی است.

     
  55. At 2012.10.06 15:08, hamid said:

    چقدر زیباست. یکی از زیباترین مقالاتی بود که تا کنون خوانده بودم.

    ایران در وسط رقابت شرق و غرب گیر کرده و فعلا شرایط در حال تعادل است. این یکی میدوشد و ان یکی جای پای خود را در منطقه توجیه میکند. چه بهتر از این میخواهند .

    رهبران ایران، عراق، لیبی، کوبا، مصر، سوریه ، گرجستان و کشورهایی که در گسل زلزله رقابت شرق و غرب قرار گرفته اند به فراخور شرایط بزیر کشیده میشوند یا سر بر میاورند. چرا این رقابت در شمال اروپا نیست؟ چرا در جنوب آفریقا این بازیها نیست.

    تا وقتی که بازیچه دست مذهب هستیم به سادگی بازی میخوریم و در دام می افتیم. بازیگران اصلی امریکا و شوروی هستند نه اسرائیل

    همانطور که ادیسون نسل جن را منقرض کرد اینترنت و آگاهی مردم نسل مذهب را منقرض میکندتا این AIDS بشریت کمکم گورش را گم کند
    ————————–
    At 2012.10.06 17:26, سلام said:

    این آقای قباد که در بالا گفته خونریزی لازم است چرا که تاوان این گناهان باید داده شود، شرط میبندم که در خارج زندگی میکند.

    آقای نوریزاد گرامی. این نامه شما بعنوان سندی از ادبیات شجاعت برای تاریخ بجا خواهند ماند. اما اجازه بدهید این فرض را که اینان همه توسط اسراییل اداره میشوند را به آزمایش بگذاریم.

    از کجا میدانیم اینها توسط خود شیطان اداره نمیشوند؟! بیایید حالا از یک قاپ دیگر این داستان نگاه کنیم. گروهی پیرمرد ملا در طبقه بالای خانه ایی نشسته اند و دارند چایی میخورند. موضوع صحبت اینست که تصمیم بگیرند تا از بین خودشان یکی را بکنند “نماینده خدا بر زمین”! سید علی انتخاب میشود. ایشان یک مجلس نمایشی از نوع روضه ایی راه می اندازد و کتر مهندس حزب اله را هم میکند ریس جمهور. داستان ما بخوبی به سر میرسد؟ نه. داستان ما تازه شروع شده. آخر این بنده خدا، دکتر مهندس روضه خوان است، مملکت اداره کردن که روضه نیست. خلاصه همینطور هر مقامی در این نظام به سهم خود چنان کثافت کاری بعمل می آورد که اهل قوم رو به سید علی میبرند. حالا این بنده خدا یک بدبختی است مثل همه، شاید حتی یک کمی بدبخت تر. ایشان هم روضه خوان بوده، اداره مملک کجا؟ در صحنه آخر مردم عصبانی وارد اتاق سید علی میشوند. ایشان آن وسط قالی نشسته و میگوید، مردم مواطب دشمن باشید.داستان سید علی آنجا تمام میشود ولی میخواهم بگویم، هر کسی از بد روزگار در جای غلطش قرار گرفته، چون اصل نظام -نماینده خدا بر مین- درست نیست. یک فرض غلط است. بعبارت دینی فکری باطل است. شاید عقلای دین این موقعیت را برای پیشبرد دینشان در میافتند و در بین خود بحث میکردند، که آیا ایشان اصلا خدا را میشناسند؟ توبه میکردند. به کنجی مییخزیدند. و خدا را به بازی سیاست نمیگرفتند.
    ————————–
    At 2012.10.06 17:46, ناشناس said:

    یک تشکرو یک سئوال ازآقای نوری زاده:

    مقدمه:
    زمانی که انقلاب شد، ١٨سال بیش نداشتم، ولی باهمان ذهن جوانی می دانستم که حکومت روحانیون نتیجه نمی دهد. به هیچ عنوان باهیچ کدام ازافرادی که بعدها به مصدر کارنشستند، اعتقادی نداشتم. ازحکومت مذهبی هم هیچ انتظاری نداشتم که برای من ایرانی کاری انجام دهد. علیرغم، هزاران ممنوعیت برسرراه تحصیل وشغل، تا جان دربدن داشتم، برای هدف خود تلاش کردم و با استمراروپشت کار به آنچه دوست داشتم رسیدم، وچون سخت بود ازآن لذت هم بردم. لذت خدمت کردن به مردم، لذت فعالیت کردن ولذت آموختن. اعتقادی هم به این دسته وآن گروه، این طلب وآن طلب هم نداشتم.

    شمارا بافیلمهای مستندانتان می شناختم. وصدالبته با شما هم مخالف بودم، که شما نیز چون دیگران، برطبل جنگ کوبیدید و سرمایه های زنده مملکت را به بادفنا دادید.

    تمام نامه هایتان راخواندم. هنوزبرمن، جرقه “اصلی” در چرخش شخص شما معلوم نیست، ولی فعلا” آن راندیدگرفته ام.

    اما این نامه، مهرتائیدی بود برتمام “ذهنیات سی وچندساله” فردی که دوران جوانی وبزرگسالی خودرا درجامعه ایران دوران حکومت اسلامی سپری کرد.
    ازشما فقط برای این یک نامه متشکرم. اثر آن را درجامعه ووقایع بعدی نمی دانم،ولی فقط این را به من گفت، که شخصا”دچار بیماری پارانویا نبودم و آنچه که با پوست ووجود خودلمس کردم، حقیقت داشته است.

    واما سئوال:
    تصویری که شما دراینجا طی نامه تان تصویر کرده اید، چه این رهبرفرمایشی باشد وچه نباشد، متاسفانه، چندان زیبا ودلچسب نیست.

    شما،باتمام اشکالاتی که درمتن این نامه ونامه های قبلی تان آورده اید، هنوزاین “رهبرفرمایشی” را به رسمیت می شناسید، چرا که تمام نامه هایتان خطاب به اوست.

    انگارکه ازاو انتظارمعجزه دارید.نگارش این نامه این موردرا به ذهن می رساند،که شما هنوز اصل نظام را باوردارید. هنوز فکر می کنید که می تواند برای این کشور تخریب شده وملتی که درروند تاریخ سی وچندساله حکومتی روان پریش، جاهل وبی خرد، مریض ومستاصل شده اند، کاری انجام دهد. روی درخواست کمک شما، هنوزبه سمت افرادی است که خود دربه ثمر نرسیدن اهداف انقلابتان شریک بوده اند.

    اگر هم به درمی گویید که دیواربشنود،یعنی مردم بشنوند، زمانه هم آن زمانی نیست که بخواهید حرف دوپهلو بزنید، که مردم بدانند. عذرخواهی شما به این طریق، درشرایط فعلی، مشکلی را حل نمی کند.این ساده لوحی است که فرض کنیم، این آقا یادیگران یک شبه اصلاح خواهند شد، وطعم شیرین قدرت وپول را به یکباره فراموش خواهندکرد.

    درحال حاضر کشورهای خارجی ازبیرون، وحضرات حکومت ازدرون درصدد چند پاره کردن این کشورند.

    شماهایی که یک بار،یک انقلاب راقبلا” روی هوا زده اید ودراین امر تجربه دارید، به جای نوشتن ویا کنج عزلت گزیدن وسکوت،بهترنیست که یک بار دیگر،تجمع کنید
    برنامه ریزی کنید و یک باردیگر، با کمک مردم، کشوررا ازمخمصه ای که به آن دچار شده رهایی دهید؟!

    آیاوقت آن نیست که رویتان به مردم باشد؟!آیا وقت آن نیست که باصدای بلند بگویید، کشور یک قطبی نیست ونخواهد شد؟! این که وجود یک فردر”راس” تجربه خوبی نبوده است؟! وقت آن نیست که فکر کنید، باید قدرت به دست مردم وبرای مردم باشد؟! وقت آن نیست، که بگویید، که “امروز”،همین امروز، زمان حضورروحانیون درمراکز قدرت به پایان رسیده است.امروز بگویید، دونیروی انتظامی برای کشور مفهوم ندارد.دیگر کشور احتیاج به مراکز بسیج ندارد چون انقلاب سی وچندسال پیش اتفاق افتاد. انقلاب تمام شد وزمان بازسازی است…ونهایتا” این که رویتان ومخاطبتان مردم باشد ولاغیر؟

    شماودیگران “استادید”، مردم واقعی پشت سرتان هستند، کشورراازچنگ نااهلان داخل وخارج نجات دهید. آه یک بار، شیون یک بار.ایران به هیچ قیمتی نباید”ایرانستان” شود.نگذارید دیگران بیایند بگویند که چگونه کشوررااداره کنید. تادیر نشده تاریخ راتکرارکنید وحکومت را روی زمین وهوا “بدزدید”، تا دیرنشده است.ولی متن نامه هایتان، که تجربه بدست آمده ازیک حکومت مذهبی مختوم به فناست ،را خودتان “هرگز”فراموش نکنید.
    ————————–
    At 2012.10.06 17:51, koosha said:

    مسعود و میثم خامنه ای بدانند که آتش که بیاید خشک و تر را با هم می سوزاند، و از برادر خود مجتبی بخواهند که نقش سیف الله قذافی را بازی نکند. بلند پروازیها و غرور یک نفر کل خانواده را درمانده و آواره میکند در آینده ای نه چندان دور. خوشی زیاد زیر دلتان را نزند.

    کوشا
    ————————–
    At 2012.10.06 18:17, من said:

    پس حضرت آقا پرونده گلپسرش گیره که نظرات بعضی آقایون به ایشان نزدیکتره!!
    حضرت آقا حالا که یکی از فراقانونیهای گلپسرتان لو رفته و براساس اون قانون که آبرو همون آبی ست که اگه بره دیگه میره خواهشا بیا و مملکت رو با وجود افشا شدن مدارک علیه پسرتان ،نجات بده.همه میدانیم این حقایق واقعیت داره
    ای کاش حضرت آفا این نامه را میدید اما به هرحال اگر هم میدید با شناختی که در این ۳ سال لااقل از ایشان یافتم محال میدانم کاری به صلاح مردم و کشور بکند.
    آقای خامنه ای!
    اگرچه این تصورات از شما، برای ما مثل همان آرزوهای شیرین دوران کودکیمان است که واقعیت نمیابد!اما ای کاش..
    امیدی هرگز به رهبری نداشتم که مشکلات را حل کند هرگز خودمان باید چاره ی کار کنیم
    ————————–
    At 2012.10.06 19:33, محسنم said:

    شهرام جزایری دانشجوی دندانپزشکی بود یکروز با خودش میگوید اگر من فرضا هزار دندان را پر کنم و هر دندان هم شصت هزارتومان(قیمت آنروز) و همه اش هم استفاده باشد میشود جمعا شصت میلیون تومان!! این چه کاریست!؟ با همین استدلال تحصیل را رها میکند و میشود تاجر!! اولین محموله هم تجارت خرما بود که به گفته خودش ضرر میکند پس از آن تصمیم میگیرد از طریق زد و بند با مقامات تجارتش را ( مثل اعضای حزب موتلفه ) ادامه دهد با همین تصمیم در مدت دوسال تجارت ۴۸ میلیارد تومان کاسبی میکند وقتی در پشت پرده ساست بازان قرعه سرنگونی بنام او رقم میخورد و با سناریوسازی و جوسازی فراوان از طریق مطبوعات حکومتی و صداوسیمای میلی دستگیر میشود در اولین بازجویی نام ۵۵ نفر از مقامات را میآورد که به آنها پول داده بود ۵۴ نفر را درز گرفتند تنها نام یکنفر را برسرزبان مردم جاهل انداختند و آن یکنفر هم کروبی بود که جزایری گفته سیصد میلیون تومان به او داده ام یکی از کسانی که جزایری نام برده بود خود بت اعظم!! بود با مبلغ دریافتی ۵۵۰ میلیون تومان !! یادتان هست پس از رسوائی بت اعظم ، دفتر رهبری بیانیه داد و اعلام کرد که این مبلغ را جزایری به بیت رهبری داده است ولی بصورت چک !!!!!!! میباشد و هنوز تاریخ آن نرسیده ووصول نکرده ایم !!!!! انگار این مبلغ پول را شهرام جزایری باید در چندین گونی کول میکرد و نقدا به رهبری میداد تا بتوان رهبری را هم متهم دانست !!!! و امروز نوریزاد افشا میکند که ۸۰۰ میلیون هم آقازاده رهبری از جزایری گرفته است !!! حتما برای تسهیل راه تجارت او این مبلغ را گرفته اند!! واین مسیری است که همه اعضای زالو صفت حزب موتلفه در این سالها رفته اند و کسی هم به آنها تا به حال نگفته است بالای چشمتان ابروست!! راستی امروز تاجرهای حزب موتلفه دلارهای حاصل از تجارت خود را کجا میفروشند!! در اتاق مبادلات ارزی با نرخ ۲۶۰۰ تومان که حاضر نیستند بفروشند!! اینها همان کسانی هستند که خودشان را صاحب نظام!! میدانند ودر سال ۷۶ قبل از کاندیدا شدن خاتمی ، وقتی زمزمه کاندیدا شدن میرحسین مطرح بود چهار نفر از اعضای این حزب به اتفاق شیخ محمد یزدی خودشان را سراسیمه به قم رساندند و در جلسه جامعه مدرسین قم برای تاییدیه گرفتن کاندیداتوری ناطق نوری اولین و تنها مسئله ای را که مطرح کردند این بود که ما احساس خطر !!!!! میکنیم اگر میرحسین موسوی رئیس جمهور شود تمام امور اقتصادی ما !!!!! زیر سوال میرود این عین جمله ای است که دوتن از اعضای جامعه مدرسین ( مسعودی و کریمی ) همان زمان در مصاحبه مطبوعاتی افشا کردند که چگونه تاییدیه ناطق نوری را این پنج نفر گرفتند!! تازه گلایه مدرسین این بود که اینها چرا بدون وقت قبلی!! به جلسه ما آمده اند غافل از اینکه هیچ اربابی !! به حضور نوکرش !! با وقت قبلی نمی رود!! برگردیم به شهرام جزایری ، مهدی کروبی بارها در مصاحبه مطبوعاتی این موضوع را مطرح کرده بود که من نماینده امام در وجوهات هستم و این پول را هم به حجت الاسلام فلانی داده ام تا در قم بین روحانیون نیازمند توزیع کنند ضمن اینکه من هیچگونه امتیازی یا توصیه ای به هیچکس در مورد جزایری نداشته ام میتوانید از خود او که در حبس و در چنگال شما اسیر است بپرسید باز هم کروبی را رها نمی کردندیادتان هست در مناظره احمدی نژاد با کروبی چند مرتبه این موضوع را مطرح کرد در حالی که خودش طبق گزارش شورای شهر اصولگرا مبلغ ۳۰۰ میلیارد تومان پول شهرداری را بالا کشیده بود هی به کروبی میگفت ۳۰۰ میلیون جزیری چی شد !! وشنیدم کروبی بعد از مناظره هنگام خروج وقتی احمدی نژاد مجددا میگوید بالاخره نگفتی ۳۰۰ میلیون جزایری را چه کردی کروبی جواب جانانه ای به او داده است و گفته است داده ام مهر ننه ات !!!
    ————————–
    At 2012.10.06 19:46, کیا said:

    حرفهای نوری زاد درد دل همه دوستداران واقعی نظام است. کسان دیگر جرأت بیانش را ندارند . هاشمی خاتمی موسوی و… همه اینها را می دانند اما می ترسند همه چیز از هم بپاشد اما نوری زاد نمی ترسد چندان فروپاشیدنی سخت تر را با تمام وجود حس می کنند. اگر مسئولان نظام اشتباهات را بپذیرند مردم هم گذشت خواهند کرد. مهم این است کشور دچار جنگ و آشوب نشود و همه چیز بر اساس عقلانیت اصلاح شود این نفع همه است. با انتقام گیری هیچ چیزی حل نمی شود..
    ————————–
    At 2012.10.06 20:52, یک وکیل said:

    بنام خدای مهربان
    نامه های قبلی شما رو نخوندم ولی این نامه بسیار مغرضانه و سطحی و شایدم باغبانپرورانه است!!!
    بعنوان یک مسلمان و همنوع خواهش میکنمهم شما و هم نظر دهندگان بدون تعصب و صرفا علمی بازنگری فرمایند.اگرچه قطعا بین این نویسندگان مزدوران سیا و موساد و خائنینی از پهلوی ملعون نیز هستند!
    بخشی از فرمایشات شما درست ولی این خصائص ذاتی هر انقلاب مردمیست و باید امور را پیش برد .درست مانند رهبری که هم پوزهء امریکا را در خاک دارد و هم سعی در کنترل طغیان آخوندیسم و نظامیها و…دارد.واقعا راست میگویم کمی دقیق بنگرید.
    میخواهم قالبی برای شما بدهم!:حکومت دست بنده و هر مسلمانی و حتی رهبری امانت است و هیچکس حق ندارد بجز دسنور اسلام عمل کند.اسلام هم رفتار امام حسنی دارد و هم رفتار حسینی(ع).نتیجهء امر هم دست خداست.مهم این است که ما بر مبنای داشته های خود از تشخیص درست تکلیف و انجام آن کوتاهی نکنیم .بهدش ما صاحب داریم و ب صاحبمان میبالیم.و یقین داریم که علیرغم کاستیها و گناهها و کوتاهیهایمن بشدت بفکر ماست و دعایمان میکند.اقای نوری زاد واقعا ارتباط شما با امام زمان(عج)چگونه است؟ ایا فکر نمیکنید که اگر این نوشته های شما مورد رضای ایشان شود حتما نسیمی روح افزا در دل و جان شما میوزد؟آیا واقعا به این نسیمها وعالم خارج از ماده و توجه غیر طبیعی ائمه و…اعتقاد دارید؟بندهئ ذلیل و حقیر درگاه اهل بیت(ع) بارها و بارها این عنایات را دیده ام و اگر تمام دنیا سرزنشم کنند که نمیفهمی یقین دارم که دنیا نمیفهمد!
    به شما و تمام همنوعان عزیزم که نظر داده اند توصیه میکنم با علم و با در نظر گرفتن تمام شرایط حاکم بر یک موضوع و رفتار نظر دهند.
    امروز باعتبار انقلاب اسلامی اکثر صاحبان عقل و تدبیر میدانند که جمهوری اسلامی ایران استکبار را آنچنان سرگردان کرده که در تاریخ سابقه نداشته است…پیشنهاد میکنم شما هم وارد این جهاد شوید .بیائید به استکبار که دشمن تمام خوبیها و اخلاق و خدا و هویت انسان است حمله کنیم!.تابحال چند مقاله در مورد رفتارهای شنیع این مرداران مانند جنین خواری و همجنس بازی و زن فروشی و…نوشته اید؟آیا اینها را حضرت مسیح(ع) فرموده اند؟
    درود بر امام خمینی فریارگر بزرگ قرن و تمام رهروان صادق ایشان و درود بر خلف صالح ایشان اقای خامنه ای و درود بر تمام کسانی که دغدغهء دین و انسانیت دارند.الان هم مردم ایران در مقابل دشمنان خود اولویت اولشان حفظ اسلام و کیان کشور است و در این راه پیرو دین خودند نه اشخاص.حتی آقای خامنه های هم فردی مانند من و شماست و بحشب وظیفه و فهم و شعور هر ایرانی با انصافی باید قدرشناس این انسان مومن و منیر باشد که اینگونه است.خداوند یار و یاور خوبان باد.یا حق
    ————————–
    At 2012.10.06 21:16, ناشناس said:

    به سخنان محمد مرسی در تلویزیون الچزیره به مناسبت جنگ سیناء ششم اکتبر گوش میدادم . دلم گرفت گفتم بیایم نظری را داده باشم . از سالها پیش به همکارم همیشه میگقتم که راه ازادی فلسطین ازادی انسان عرب و کشورهای محیط اسرائیل است و این امر روزی حتما فرا میرسد و معتقدم هنوز انروز به صورت کامل فر انرسیده و تا تثبیت حکومتهای جدید و دمکرات شدن مردم منطقه زمان بسیار لازم داریم در زمانی که مردم خاورمیانه خوی دمکرات پیدا کنند انروز اسرائیل تحت هیچ شرایطی قابل تحمل نخواهد بود یک رزیم نزادپرست یک رزیم متکبر و متفرعن و یک رزیم اواره ساز .نه هرگز نخواهد ماند و از این بابت اطمینان واثق دارم اما در این بین ایران میتوانست بهترین کمک برای رسیدن خاورمیانه به انروزها باشد اما با کمال تاسف باید گفت استبداد و دیکتاتوری و توهم اقای خامنه ای این فرصت طلایی را از مردم زجر کشیده خاورمیانه گرفت.او به جایاینکه از مردم سوریه در مقابل دیکتاتور بشار حمایت کند و همراه با مردم سوریه نیروی قویتری در مقابل اسرائیل بسازد عملاراه عکس را انتخاب نمود .ادیکتاتور ایران مردم مصر و لیبی و تونس و اردن متظر بهار عرب و یمن و پاکستان را از دست داد او تمام تخم مرغهای خود را در سبد بشار گذاشت و نصر اله را هم مجبور به دفاع از بشار نمود و از ایران و حزب اله نیرویی تنها و ناتوان و غعیر تاثیر گزار ایجاد نمود قبلا هم طی کامنتی که حدود ۱۵ روز پیش گذاشتم گفتم اگر از رهبری اسرائیل سوال شود بهترین رهبر حاکم در ایران از نظر شما چه کسی است خواهند گفت علی خامنه ای . والحق که اگر این بگویند درست گته اند
    ————————–
    At 2012.10.06 21:26, ناشناس said:

    سالها پیش طی چند نوبت کامنت بصراحت گفتم که احمدی نزاد اقای خامنه ای را بار دار کرده است به همان شیوه ای که مشایی در زمان شهرداری تهران احمدی نزاد را بار دار کرده است اما نمی دانستم یکی از موارد بار دار شدن اقای خامنه ای کلاشی فرزندشان سیف الاسلام خامنه ای است اگر چه اعتقاد دارم که سیف الاسلام ذره ای شجاعت داشت ولی به فرزند رهبر باید گفت عدی خامنه ای
    ————————–
    At 2012.10.06 21:39, ناشناس said:

    آقای نوری داروی نظافت بخورد میدن یا آم÷ول هوا نوش جان میکنی با دم شیر بی یال شوخی نکن
    ————————–
    At 2012.10.06 22:10, ططط said:

    ایول به شیر مرد ایرانی ایران و ایرانی هنوز زنده است ای نامرده های خون خوار که به اسم اسلام دارید ایران رو غارت میکنید و همه چیز رو از مردم و جوان ها گرفتید . امام علی گفت بابا قران ناطق منم اونا که سر نیزه کردن کاغذه ولی گوش ندادند الان هم با اسم اسلام دارن فرهنگ ایرانی ها رو و ثروت این کشور رو غارت میکنند و به مزدورانشون میدن
    ————————–
    At 2012.10.07 02:58, ققنوس said:

    اقای نوریزاد عزیز سلام. نمی دانم می توانی از اینترنت استفاده کنی یا نه؟ در هر صورت از شما می خوام بعنوان راوی تاریخ انقلاب دو نکته ای که همیشه فکرمو مشغول نموده برایمان روشن کنید. ۱- اختلافات خامنه ای با آقای موسوی از دوران جنگ و دهه شصت بوده علتش چی بود ؟ ۲- جریان قتلهای زنجیره ای به دستور و فتوای کدوم جانی بوده؟ خواهشاً جواب دهید یا هرکس می تونه روشنگری کن
    ————————–
    At 2012.10.07 09:46, محمدجوادِسبز-فرزندجانبازوبرادرزاده ی1شهید said:

    همه ی اونچه که دکتر*** محمدنوری زاد*** گفتند عین حقیقته
    ————————–
    At 2012.10.07 10:04, jumpcut said:

    بسیار تفکر برانگیز بود .
    بسیار هراس انگیز بود .
    گویی ما درونه کابوسی دحشت ناک گرفتار شده باشیم و هیچ راهی و کاری جز ترسیدن نداشته باشیم .
    ای وای ای وای ای وای
    ————————–
    At 2012.10.07 12:22, شاهین said:

    اگر دو نفر عابر معمولی,وقتی تنه اشان به هم خورد و از هم عذر خواهی کر دند,پس مسئولین هم میتوانند!!!!!!
    ————————–
    At 2012.10.07 20:42, ناشناس said:

    درود بر نوری زاد که با شها مت پرده از این جنایت های رهبر و مزدورانش بر می دارد
    ————————–
    At 2012.10.07 20:46, ناشناس said:

    دست درد نکند نوری زاد.کاش در ما مردم ایران یک مقدار شها مت شما دیده می شد .انگاه دیکتا تور ها رانت خواران و اخوند های درباری و سر داران رانت خور و شکنجه گران همه در ۲۴ ساعت از بالا به پائین کشیده می شدند
    ————————–
    At 2012.10.07 20:54, ناشناس said:

    من فکر نمی کنم رهبر با بصیرت ! این نامه های نوری زاد را بخواند . اگر بخواند از خودش بدش می اید و اگر صداقت داشته باشد و رو راست باشد
    دادمی زند نوری زاد دست مرا بگیر و از این منجلاب و این چاه فا ضلابی که برای خودم و مردم ایران درست کرده ام مرا بیرون بکش بیرون بکش
    ————————–
    At 2012.10.08 00:53, یک دوست هستم said:

    آقای نوری زاد سلام
    آیا آن حجت الاسلام پت وپهن آقای محمدی گلپایگانی نیست؟ که همسرش انگلیسی است؟ ایشان برای درمان به لندن رفته بودند و دل به پرستارشان بستند وهمانجا صیغه را جاری کردند و آوردنش ایران. کجا؟ ور دل بیت؟ شما را به ابوالفضل اگریک چنین کاری توسط یکی ازمعترضین انجام می شد همین شعبون بی مخ ها چکارها که نمی کردند. ماها چه آبروداریم که می گوییم: حلال خداست ونوش جانت. اما بقول آقای نوری زاد یه کم مراقب باشید ور دل بیت نکنه سازمان ام آی شش براتون تله گذاشته باشه.
    ————————–
    At 2012.10.08 00:58, ناشناس said:

    خطاب به انان که به اقای نوریزاد خرده میگیرند….اگه جرات و…..دارید شما هم با اسم ومشخصات کامل به خامنه ای درهمین سایت کلمه نامه بنویسید واشکالاتش را به ایشان گوشزد کنید
    ————————–
    At 2012.10.08 00:59, ناشناس said:

    یاشاسین نوری زاد
    ————————–
    At 2012.10.08 01:00, ناشناس said:

    سلام به استاد عزیز آقای نوری زاد
    وسلام به غروب آزادی وادب و فهم دراین سرزمین بلادیده. دوستان، منظورآقای نوری زاد ازآن باغبان زیرک ، که علاوه برنابخردی حاکمان این سی وسه سال دست وپای فکری آقای خامنه ای را ازکارانداخته چرا نمی تواند اسراییل باشد؟ کشورما سالها درمشت اسراییل بود. پیش ازانقلاب را می گویم. زیروبالای کشورما را خبرداشت. با انقلاب نه تنها این لقمه چرب را ازگلوی او بیرون کشیدند بلکه گفتند : اسراییل باید ازروی زمین محو شود. خب اسراییلی که دروسط کشورهای عربی راست راست زندگی می کند وبلحاظ نظامی به همه آنها فخر می فروشد اجازه می دهد ما ازاین وردنیا به آن وردنیا لشکربکشیم وپشت مرزهای او خاکریزبزنیم؟ این را قبول کنیم که اگربی کفایتی های مدیریتی وورشکستگی های انسانی و اقتصادی با خودمان باشد ، کشته شدن معترضان وحذف رقبا وزندانی کردن منتقدان و بیرون راندن دیگرانی که با حاکمیت نیستند حتما می تواند یک نقشه باشد که دیگران کشیده اند و این ابلهان اجرایش کرده اند. چرا اسراییل ازساخت بمب اتمی توسط ایران نگران نباشد؟ ما بابت یک قلم جابجایی قیمت دلار به تپش قلب دچارمی شویم واسراییل سی وسه سال دست روی دست بگذارد و زیرسایه این شعارکه: اسراییل باید ازصفحه روزگارمحو شود ، به راحتی زندگی کند وبی خیال باشد؟ هم اسراییل هم آمریکا اینجا منافعی داشته اند و دوست نداشته وندارند این لقمه هم ازدستشان برود وهم برایشان گردن فرازی کند. حتما آدمهای خودشان را به ارکان این کشورنفوذمی دهند. حتما . منتها همانگونه که آقای نوری زاد گفته اند فلاکت ما به این است که ما مثل عمله های اسراییل وآمریکا با ندانم کاری ها و برکشیدن روضه خوانها به این فروپاشی سرعت داده ایم. روضه خوانهایی که بازبقول آقای نوری زاد درفیلم “ما آدم کشته ایم” هم دهانشان به خوردن دنیا مزه کرده وهم دستشان به خون بی گناهان. ممنون آقای نوری زاد
    ————————–
    At 2012.10.08 01:01, یه حبه اورانیوم said:

    ازاین تیکه ش خیلی خوشم اومد. زده به خال

    روزی که میلیاردها پول بی زبان مردم را بدون اجازه ی مردم به کیسه ی این و آن ریختیم، روزی که نهضتی از ریاکاری و چاپلوسی را در اطراف خود رواج دادیم تا امام جمعه ها حتی از راز یاعلی گفتن ما به هنگام تولد پرده بردارند و همچنان به امام جمعگیِ خویش ادامه دهند، روزی که امام جمعه ها از پشت تریبون نماز جمعه دروغ گفتند و همچنان عادل باقی ماندند، روزی که از خدا پیش افتادیم و مردم را به خودی و غیرخودی تقسیم بستیم، آری از زمانی که ما دانستیم می شود با اسلام به اسم اسلام مزاح فرمود، آن جماعت پشت پرده باد در آستین ما و شما کردند که: خوش باشید. اگر از همه ی دنیا طالب همین اید، دنیا از آنِ شما. ما خود مقدماتش را فراهم می کنیم. و درست اینجا بود که زیرکانه بشقاب مطلایی را پیش شما آوردند و با رعایت غلیظ ترین آداب ادب ورزی به شما گفتند: حضرت آقا آیا یک حبه اورانیوم غنی شده میل دارند؟
    ————————–
    At 2012.10.08 01:01, ناشناس said:

    دوستی بهترازتو برای آقای خامنه ای سراغ ندارم. قسم می خورم.
    ————————–
    At 2012.10.08 06:20, مجاهدت said:

    سلام به نوری زاد
    خیلی دلم می خواد بدونم ضربان قلب آقای خامنه ای وقتی این نامه رو می خونه میره رو چند؟ همینجا به آقای خامنه ای میگم: این نامه های نوری زاد تقاص سی وسه سال بستن زبان وقلم مردمه. وهمون لکنتی که حضرت علی درنامه ش به ماکل اشترازش نهی می کنه.
    ————————–
    At 2012.10.08 07:11, محبوبه said:

    من اگه جای آقای خامنه ای بودم یه نگاهی به اطراف خودم می کردم وسعی می کردم علاوه برآدمای همیشگی یکی دوتا آدم جدید پیدا کنم. وبعدش ازخودم بپرسم چی شد اونهمه دوستان ومدیران همراهان قدیم من؟ همه شون برانداز و ضد انقلاب و هرزه بودن؟ یا نه تنگ نظری های خودم و فتنه باغبان زیرک منو به این وضعیت دچارکرده. من به آقای خامنه ای میگم : قدراین نوشته رو بدون. این نوشته هم حجت را برتو تمام کرده وهم تکلیف آینده تو معین کرده.. آقا خجالت می کشی جام زهرو بنوشی و تکلیف انرژی هسته رو یکسره کنی؟ بسپرش به مجلس. خودتم گوشی را بردار وبه آدم خودت لاریجانی بگو من این مسئولیت رو می ندازم رو دوش شما وشما یه کم باهاش ور برید وسرآخر هرچی که غربی ها خواستند بهشون بدید سروته قضیه رو هم بیارید. اینجوری هم آقا ی خامنه ای از عتاب مردم ایران وجهان خلاص میشه هم مردم یه نفس راحت می کشند. پولهایی هم که تو این مدت ریختید به گلوی روسها بمونه بحساب این مردم فلک زده. باز میگم آقای خامنه ای قدراین نامه رو بدون . مخصوصا حکایت او باغبان زیرک و پیشنهاد آخرشو.
    ————————–
    At 2012.10.08 07:12, hasna said:

    salam aghaye nourizad va ba tashakor az shojaatetun.faghat ehsas mikonam darid baraye aghaye rafsanjani kar mikonid.ehtemalan ishun supportetun mikonan. or
    ————————–
    At 2012.10.08 11:08, هموطن said:

    و مکرو و مکرالله والله خیر الماکرین
    جناب آقای نوری زاد . سخنان شما به دل همه دلسوختگان نشست و چه زیبا بعضی مسائل پشت پرده را بصورت مختصر بیان کردید که صد البته برای همه آنهایی که اندک مطالعه ای دارند مثل روز روشن است . راستش من به شما هم اطمینان ندارم و برای این گفته ام دلیل دارم . اولادر حکومتی که به دلیل دیکتاتوری به ظاهر مذهبی و وحشتناکش حتی اجازه نفس کشیدن را هم به کسی نمی دهد و تا با یک انتقاد کوچک آنهم نه به گنده بکهایش بلکه حتی به همان جیره خواران بی ارزش و گدایان دیروز و متمولین امروز و به سردارها و زیر دارهایش حکمش به خطر انداختن اسلام تلقی شده و مرگ کمترین عقوبتش می باشد شما چگونه زنده مانده اید .
    ثانیا شما که مدتها با این جماعت بوده اید و سر در آخور بیت المال این ملت بدبخت داشته اید پس خصلت این جماعت را خوب می دانید پس چگونه انتظار دارید که دست از قدرت بی حد و حصر خود بردارند .
    راستش به نظر من چاره در عذر خواهی و اصلاح نیست چون به قول معروف توبه گرگ مرگ است و متاسفانه خود کرده را تدبیر نیست و آنزمانی که جهالت آنقدر بر ما چیره گشته بود که یکی را در ماه می دیدیم و موی دیگری را در قران و یکی را نایب امام زمان و دیگری را رهبر کل مسلمین جهان و یکی را امید مستضعفان و صاحب اختیار بر جان و مال و ناموس خود قرار دادیم پس چگونه انتظار داری که عمالش قهقه مستانه سر ندهند و از این خریت محض استفاده نکنند . مگر نه این است که خلایق را هرچه لایق .
    آنچه من از سخنان شما استنباط کردم این بود که شما با اصل قضیه مشکلی ندارید بلکه می خواهید که آخور باز باشد و مردم برده و کنیز و فقط روش چپاول تغییر کند . آقای محترم آزموده را آزمودن خطاست . وقتی با یک اصل و تفسیر به رای آن حتی اختیار ی که خداوند به شما داده را از شما می گیرند و و با استفاده از آن حتی نمایندگان و منتخبین مردم (که البته با این واژه خود من مشکل دارم) قدرت کوچکترین واکنشی را نسبت به هیچ موردی ندارند و فقط به آنجا می روند تا چند صباحی بخورند و بیاشامند و اسراف بکنند و سر آخر هم بر طبل فصل الخطاب بودن رای بکوبند آیا تو امید به بهبودی داری و اینکه عاقل شویم و خان گسترده روسیه و چین را برچینیم و به فکر مردم باشیم . حتما شما بهتر از من میدانید که زمانی مغولان مرکز خلافت مسلمین در بغداد را تصرف کردند با اینکه سربازان مسلمان چندین ماه مواجب نگرفته بودند از کاخ خلیفه آنقدر طلا پیدا شد که تعجب مغولان بیسواد و وحشی را هم در آورد
    ————————–
    At 2012.10.08 13:44, سمانه said:

    آفرین به این همه غیرت. به این همه هنر. به وطن دوستی ومردم دوستی. نوری زاد خودش را برای وزنش ومردم وزنش آب می کنداو ذوب درمردم است. ذوب درادب. ذوب دروطن. ذوب درمردم.
    ————————–
    At 2012.10.08 13:45, ناشناس said:

    من این نوشته را نخواندم. بلکه خوردمش. بعضی نوشته هارو باید خورد. نوش جان کرد.
    ————————–
    At 2012.10.08 13:55, ناشناس said:

    وقتی این نامه را خواندم به کف دستم نگاه کردم. واقعا جمهوری اسلامی درکف دست من بعنوان یک جوان چه گذاشتبه؟ پدرم بعد از بیست سال تدریس دردانشگاه ناگهان بخاطریک صحبت ساده درکلاس درس ازکاربیکارشد. من جالا بجاز این که نان آورخانه باشم پول توجیبی ام را هم ازپدرم باید بگیرم. من فکر می کنم آجراین نظام با دروغ است وکل این نظام با دروغ بالا رفته. حیف اون همه شهید که اینا دارن ازش به نفع خودشون سود می برند.
    ————————–
    At 2012.10.08 13:57, ناشناس said:

    واااااااااو. داغ کردم . گریه کردم آتیش گرفتم. حضرت معظم اگه مرده یه جواب مختصربه این نامه بده. می خوام ببینم آیا آقای نوری زاد می تونه نامه ۲۷ راهم بنویسه؟ یا نه یه راست می برندش پیش آقا مجتبا؟ پیش طائب؟
    ————————–
    At 2012.10.08 14:03, ناشناس said:

    دوستت داریم نوری زاد عزیز
    ما نشسته ایم وتو یک تنه داری می نویسی وفیلم می سازی. موندم تو آرامش نداری؟ زن وبچه نداری؟ بچه هایت چی؟ آرامش نمی خوان؟
    ————————–
    At 2012.10.08 14:26, ناشناس said:

    دلم گرفته بود با خوندن این نامه دلم واشد. الهی دلت همیشه وابشه آقای نوری زاد که اگه نوشته های تو نبود من چه غمگین بودم
    ————————–
    At 2012.10.08 20:30, بادام said:

    آقای خامنه ای خواهش می کنیم خواهش می کنیم خواهش می کنیم خواهش می کنیم این پیشنهاد آقای نوری زاد را جدی بگیرید. شما چه بخواهید وچه نخواهید باید این جام زهررا سربکشید. پس برای حفظ ظاهر چه بهترکه آن را بعهده نمایندگان محلس بگذارید. تشکر
    ————————–
    At 2012.10.08 20:33, ناشناس said:

    خیلی دلم گرفته. این نامه منو برد توحال وهوای عاقبتی که برا من دهن بازکرده. آقای نوری زاد ممنون که حال منو گرففتی . داشتم دق م یکردم. حال بدم را گرفتی وحال خوشی بهم دادی
    ————————–
    At 2012.10.08 23:05, ناشناس said:

    ماهم حکومت ۲۵۰۰ساله شاه رو دیدیم هم حکومت دوستان شما رو در راس دولت ایران.من حاضرم همه مردم دنیا بهم بگن تروریست از گرسنگی بمیرم حاضرم یه ایرانی تو مملکتم اختلاس کنه اما دیگه زیر بار استعمار انگلیس وآمریکا نمیرم.
    ————————–
    At 2012.10.09 05:26, ناشناس said:

    جواب شما ……………………………………………………………………………ست
    ————————–
    At 2012.10.09 11:48, noone said:

    جناب نوریزاد حرف های شما کاملا به جاست ولی لطفاً بفرمایید که چطوره که شما هر چی میخواید میگید و کسی سرتون رو زیر آب نمیکنه. و از اون مهمتر چطوریه که از عالم و آدم اسم می برید ولی نامی از جناب مصباح در میون نیست؟
    ————————–
    At 2012.10.09 15:08, ناشناس said:

    دوستانی که به آقای نوری زاد اعتراض دارند که چرا تومی نویسی و با توکاری ندارند باید عرض کنم که شما هم بنویسید. با اسم خودتان. یک سال ونیم که زندان بودید ودرزندان هم نوشتید وبیرون که آمدید باز نوشتید وبه زن وبچه تان فحش دادند وخودتان را تهدید به پودرشدن کردند وباز نوشتید ونوشتید ونوشتید آنوقت خواهید دانست که با شما نیزکاری نخواهند کرد. بویژه این که مثل آقای نوری زاد ازداخل سیستم وازپشت دوربین روایت فتح وبیت وپشتیبانی ازرهبرآمده باشید به میدان.
    ————————–
    At 2012.10.09 16:17, م.س said:

    فعلا که پای این مرغ بی عقل و بصیرت، یک پا دارد
    ————————–
    At 2012.10.09 22:18, ناشناس said:

    من امروز درنمایشگاه (مصلای تهران) بودم که دیدم آقای نوری زاد با پسرش(احتمالا) مشغول گشت زدن هستند. دورادور با آنها بودم. آقای نوری زاد بیشتربه سقف مصلا نگاه می کرد. شاید به این فکرمی کرد که اینهمه هزینه چرا به نتیجه نرسیده ونمازی دراین جا خوانده نمی شود. بقول یکی ایران تنها کشوری است که درمصلایش نمایشگاه برپا می کنن ودردانشگاهش نماز می خوانند. یکی ازبسیجی ها رفت وجلوی آقای نوری زاد را گرفت وگفت شما که امتقاد می کنی چرا الان آزادانه داری گشت می زنی؟ من یک بسیجی ام . شما توی فیلمهایت به ما توهین می کنی می گویی بسیجی چماق بدست. من الان با چماق آمدم سراغ شما؟ آقای نوری زاد جواب داد: هرچی که باعقل سازگارنباشد حتی اگراززبان پیغمبروخود خدا گفته شده باشد جاهلانه است. درکشوری که مدعی قانون است مثلا یک مرجع انتقادی می کند. چرا بجای برخورد قانونی وپیش ازآمدن مجریان قانون چماق بسیجیان وارد صحنه می شود؟ کیف کردم بسیجیه کف کرد یکی دیگه اومد دستشو کشید وبردش.
    ————————–
    At 2012.10.09 22:59, mohsen said:

    عزیزانم
    اکثر مردم ایران,به خصوص متعصبین به مذهب و اشخاص تندرو,ودنباله روهای انان از تحلیل فردی و تصمیم برای اینده سیاسی, اب وخاک ومنافعشان عاجز مینمایند?
    و فقط مستمع و دنباله روی تریبونهای مذهبی و رسانه ها هستند_این در مواضع و اعمال انها مشهود است!
    بی اطلاع از اینده خطیری که در انتظارشان است ,بر طبل استقامت در برابر دشمنان , امریکا و اسرائیل میکوبند,بااین توهم تلقینی که انها زورشان به ایران نمیرسد ,با این استدلال ساده لوحانه که اکر میتوانستند تا حالا به ما حمله کرده بودند??
    بدون این که واقع بین باشند! که
    تعصب بیجا باعث منزوی شدن,یا نابودی میشود!
    و اینکه در نظر داشته باشند که تاریخ جنک جهانی ثابت کرد, که کشوری مانند امریکا اصولأ از به کار بردن هر سلاحی ,من جمله بمب اتم ,در مقابل کشورهای متخاصمی که استقامت زیادی را با استفاده از عقاید ملی,مذهبی,در مردمشان ایجاد کرده اند, تردیدی ندارند!حال اینکه ار قبل ان کشور را به تلاش برای دستیابی به بمب اتم در اذهان جهانیان متهم کرده, باشند !
    تا این جنایت را طبیعی و دفاع ازامنیت جهانی خود نشان بدهند?
    قصد تضعیف روحیه ندارم,دلم برای حال و اینده کشور ومردمم میسوزد,!
    دلایل و تحلیل شخصی زیادی برای اثبات منطق خود دارم ,یکی را در جواب کسانیکه در زمره معتقدین به استقامت تا اخرین قطره خون ,هستند,بیان میکنم,باشد که روزنه ای رو به واقع بینی برایشان باز شده و با عقل خود بیندیشند:
    اصولأ قبل از انقلاب ایران, حضور نظامی امریکا بصورت فیزیکی, با این سطح , در میانه کشورهای منطقه نفت خیز خاور میانه ,و در حیطه قلمرو رقبای سنتی مانند روسیه,با کدام توجیح و ابزاری امکان داشت??
    زیرا این حضور در جهت حفظ منافع اسرائیل و محدود کردن وتحت فشار قرار دادن اعراب منطقه,تفسیر شده , با مخالفت و عدم همراهی اعراب منطقه روبرو میشد, حتی شاه ایران با تهدید قدرت برتر خودروبرو شده و مخالفتهایی مینمود,
    و این در صورتی امکان یافت که یک حکومتی دینی در منطقه, که از نظر اعتقادی با اعراب در تضاد بود ,بوجود امد , با ایجاد حکومت شیعی در ایران,که تلاش برای توانمندتر شدن جنبه نظامی, از الزامات رهبران ان بود, به مرور زمان این حضور ممکن شد!!
    به تعبیر من ,این تغیر حکومت در ایران با مردمی که از نظر تاریخی هم به دید دشمن به اعراب نکاه میکردند,با منافع بسیاری برای امریکا همراه بود!
    ۱_تمرکزدشمنی واصطکاک اعراب نسبت به اسرائیل به حاشیه رفته و توان سیاسی واقتصادی و نظامی انها به سمت ایران منحرف شد,ودر امد سرشار خرید سلاح توسط شیخ نشینهای بر نفت لمیده به امریکا سرازیر شد(در صورت فقدان ایران شیعی فروش این سلاحها به اعراب با توجه به خصومتشان با اسرائیل امکان نداشت ,و منفعتی هم درکار نبود)
    ۲_هزینه حضور مقتدرانه امریکا در منطقه نفت خیز خاورمیانه,به حداقل رسید,و توجیح فکری ان, با تثبیت قدرت ایران,ایرانی که رهبران ان از اغاز بر عدم مشروعیت اعتقادی اهل سنت, و تکفیرخلفای مورد احترام اعراب اصرار داشتند و هدفشان را صدور انقلاب به کشورها,به خصوص مسلمان منطقه ابراز کردند, فراهم شد!!
    خلاصه اینکه با ایجاد حکومت تندروی شیعه در ایران حضور نظامی امریکا در خاور میانه وخلیج فارس ,بصورت وسیع ,و با مجوز و اغوش باز کشورهای عرب وبا توجیح محافظت از انها, وحتی باکمک مالی انها انجام شد,
    و ألا ممکن نبود_
    ۳_ ایرانی اکنون رهبرانی داشت, با عقاید تند ضد صهیونیستی,وشعارهای تندتر از ان ,باید به تواناییهای نظامی قابل توجهی (ولی کنترل شده)دست بیابد,تا با تجمیع ان با جمعیب قابل توجه و وسعت زیاد ,به قدرتی تبدیل شود,(به خصوص که نفوذش در شبه نظامیان معاند,که در مرزهای اسرائیل حضور دارند دسترسی به اسرائیل را برایش اسانتر مینمود) که تحدیدی (نه در حد اتمی)برای اسرائیل مهیا کند !! تا در طول زمان از وابستکی نظامی و امنیتی واقتصادی اسرائیل به امریکا کاسته نشود!!و سر دمداران و سرمایه داران یهودی, امریکا را به عنوان قدرت بالادست ,که کشورشان را ایجاد نموده,به عنوان محافظی که بدون او در برابر اتحاد دشمنان, به رهبری ایران بی دفاع خواهند ماند,تا ابد محترم شمرده ,و فکر استقلال و سرکشی از امریکا به ذهنشان خطور نکند!!
    دلایل منطقی و فراوان ,در ذهنم کم نیستند که ایجاد حکومت شیعی ایران و حفاظت غیر مستقیم از انرا در شرایط کنونی با حفظ منافع امریکا در منطقه هم جهت میبینم, و تازمانیکه حادثه ای جدید که سیاستهای جدیدی را طلب کند اتفاق نیفتد ,امریکاحمله به ایران و یا تغیر حکومت فعلی را در دستور کار ندارد, این مصلحت امریکا را با ترسیدن از جنک با ما اشتباه نکنیم,!! بیایم عمیق بیندیشیم_
    ————————–
    At 2012.10.09 23:57, mohsen said:

    عزیزانم
    سخنان اقای نوریزاد قبل از هر قضاوتی نشانه عمق افکار و برخورداری از قدرت تعقل در واشکافی علتها و معلولهاست, استفاده نویسنده از الهامات عقلانی نه القائات اکتسابی ارزشمند بوده و شیوه ای که برای طرح افکار خود بامخاطب دارند اغشته با لطافتی تأمل زاست!
    با خواندن این نامی بنده مجالی یافتم تا در محضر اساتید قلمی بفرسایم:
    نمود بیرونی جامعه کنونی اینست,که
    اکثر مردم ایران,به خصوص متعصبین به مذهب و اشخاص تندرو,ودنباله روهای انان از تحلیل فردی برای اینده سیاسی, اب وخاک ومنافعشان عاجز مینمایند?
    و فقط مستمع و دنباله روی تریبونهای مذهبی و رسانه ها هستند_این در مواضع و اعمال انها مشهود است!
    بی اطلاع از اینده خطیری که در انتظارشان است ,بر طبل استقامت در برابر دشمنان , امریکا و اسرائیل میکوبند,بااین توهم عوامانه و تلقینی, که انها زورشان به ایران نمیرسد ,با این استدلال ساده لوحانه که اکر میتوانستند تا حال به ما حمله و غلبه کرده بودند??
    بدون این که واقع بین باشند!
    تعصب بیجا باعث منزوی شدن,یا نابودی میشود!
    و اینکه در نظر داشته باشند که تاریخ جنک جهانی ثابت کرد, که کشوری مانند امریکا اصولأ از به کار بردن هر سلاحی ,من جمله بمب اتم ,در مقابل کشورهای متخاصمی که استقامت زیادی را با استفاده از عقاید ملی,مذهبی,در مردمشان ایجاد کرده اند, تردیدی ندارند!حال اینکه ار قبل ان کشور را به تلاش برای دستیابی به بمب اتم در اذهان جهانیان متهم کرده, باشند !
    تا این جنایت را طبیعی و دفاع ازامنیت جهانی خود نشان بدهند?
    قصد تضعیف روحیه ندارم,دلم برای حال و اینده کشور ومردمم میسوزد,!
    دلایل و تحلیل شخصی زیادی برای اثبات منطق خود دارم ,یکی را در جواب کسانیکه در زمره معتقدین به استقامت تا اخرین قطره خون ,هستند,بیان میکنم,باشد که روزنه ای رو به واقع بینی برایشان باز شده و با عقل خود بیندیشند:
    اصولأ قبل از انقلاب ایران, حضور نظامی امریکا بصورت فیزیکی, با این سطح , در میانه کشورهای منطقه نفت خیز خاور میانه ,و در حیطه قلمرو رقبای سنتی مانند روسیه,با کدام توجیح و ابزاری امکان داشت??
    زیرا این حضور در جهت حفظ منافع اسرائیل و محدود کردن وتحت فشار قرار دادن اعراب منطقه,تفسیر شده , با مخالفت و عدم همراهی اعراب منطقه روبرو میشد, حتی شاه ایران با تهدید قدرت برتر خودروبرو شده و مخالفتهایی مینمود,
    و این در صورتی امکان یافت که یک حکومتی دینی در منطقه, که از نظر اعتقادی با اعراب در تضاد بود ,بوجود امد , با ایجاد حکومت شیعی در ایران,که تلاش برای توانمندتر شدن جنبه نظامی, از الزامات رهبران ان بود, به مرور زمان این حضور ممکن شد!!
    به تعبیر من ,این تغیر حکومت در ایران با مردمی که از نظر تاریخی هم به دید دشمن به اعراب نکاه میکردند,با منافع بسیاری برای امریکا همراه بود!
    ۱_تمرکزدشمنی واصطکاک اعراب نسبت به اسرائیل به حاشیه رفته و توان سیاسی واقتصادی و نظامی انها به سمت ایران منحرف شد,ودر امد سرشار خرید سلاح توسط شیخ نشینهای بر نفت لمیده به امریکا سرازیر شد(در صورت فقدان ایران شیعی فروش این سلاحها به اعراب با توجه به خصومتشان با اسرائیل امکان نداشت ,و منفعتی هم درکار نبود)
    ۲_هزینه حضور مقتدرانه امریکا در منطقه نفت خیز خاورمیانه,به حداقل رسید,و توجیح فکری ان, با تثبیت قدرت ایران,ایرانی که رهبران ان از اغاز بر عدم مشروعیت اعتقادی اهل سنت, و تکفیرخلفای مورد احترام اعراب اصرار داشتند و هدفشان را صدور انقلاب به کشورها,به خصوص مسلمان منطقه ابراز کردند, فراهم شد!!
    خلاصه اینکه با ایجاد حکومت تندروی شیعه در ایران حضور نظامی امریکا در خاور میانه وخلیج فارس ,بصورت وسیع ,و با مجوز و اغوش باز کشورهای عرب وبا توجیح محافظت از انها, وحتی باکمک مالی انها انجام شد,
    و ألا ممکن نبود_
    ۳_ ایرانی اکنون رهبرانی داشت, با عقاید تند ضد صهیونیستی,وشعارهای تندتر از ان ,باید به تواناییهای نظامی قابل توجهی (ولی کنترل شده)دست بیابد,تا با تجمیع ان با جمعیب قابل توجه و وسعت زیاد ,به قدرتی تبدیل شود,(به خصوص که نفوذش در شبه نظامیان معاند,که در مرزهای اسرائیل حضور دارند دسترسی به اسرائیل را برایش اسانتر مینمود) که تحدیدی (نه در حد اتمی)برای اسرائیل مهیا کند !! تا در طول زمان از وابستکی نظامی و امنیتی واقتصادی اسرائیل به امریکا کاسته نشود!!و سر دمداران و سرمایه داران یهودی, امریکا را به عنوان قدرت بالادست ,که کشورشان را ایجاد نموده,به عنوان محافظی که بدون او در برابر اتحاد دشمنان, به رهبری ایران بی دفاع خواهند ماند,تا ابد محترم شمرده ,و فکر استقلال و سرکشی از امریکا به ذهنشان خطور نکند!!
    دلایل منطقی و فراوان ,در ذهنم کم نیستند که ایجاد حکومت شیعی ایران و حفاظت غیر مستقیم از انرا در شرایط کنونی با حفظ منافع امریکا در منطقه هم جهت میبینم, و تازمانیکه حادثه ای جدید که سیاستهای جدیدی را طلب کند اتفاق نیفتد ,امریکاحمله به ایران و یا تغیر حکومت فعلی را در دستور کار ندارد, این مصلحت امریکا را با ترسیدن از جنک با ما اشتباه نکنیم,!! بیایم عمیق بیندیشیم_
    ————————–

     
  56. At 2012.10.06 03:14, adeb said:

    نرود میخ اهنین بر سنگ
    ————————–
    At 2012.10.06 03:59, ناشناس said:

    عالی بود
    واقعا خیلی مرده
    ————————–
    At 2012.10.06 04:05, ناشناس said:

    واقعا مو به تن ادم سیخ میشه …..
    ————————–
    At 2012.10.06 04:45, ناشناس said:

    جناب نوری زاد سپاس,برادر من هرچند میدانم تنها اثر عملی مطالب زیبای شما,برخورد نازیبا باشماست,
    مگر قذافی باور میکرد سقوط و مرگ خویش را…
    همان قطره های خون جاری شده بر برف زمستانی مدرسه رفاه, تا کشتار روز عاشورای حسینی و ریختن خون فرزندان ایران,
    دیگر دلی باقی نگذاشته که امیدی به خوردن جام زهر داشته باشد,
    و کسانی جام زهر می‌نوشند که ملت در باور آنان نقشی داشته,
    و متاسفانه ایران و ملت ایران جز آن چند نفر گزینش شده ی ذوب شده نیست
    ————————–
    At 2012.10.06 05:25, ناشناس said:

    یه ضرب المثل که میگه میخ اهنی نرود در سنگ ………..!!!!!!!!!!!!
    ————————–
    At 2012.10.06 06:36, سلام said:

    شاهکار بود. خدا حفظش کند که حقایق را بدون لکنت زبان گفت. دیگر اگر در آن اتاق بالا کسی باشد، باید این صدا را بشنود. و اگر نیست هم که منتظر جنگ داخلی باید باشیم.
    ————————–
    At 2012.10.06 07:00, ناشناس said:

    ول کن آقاى نورى زاد. این نظام اگر اصلاح شدنى بود تا حالا شده بود.
    نطفه این سیستم که با جهل بسته شده بود با آشوب به دنیا آمد و با تعصب و شلختگى
    رشد کرد و چنان شد که بعدها گفتند نظام با نتیجه سیاستهایش کار ندارد
    و تنها به تکلیف عمل میکند و در پى آن صاحبان عقول به تدریج فاصله گرفتند و چاپلوسان تقرب
    درگاه یافتند و بختک خرافه خرد و سلیقه مردم مستضعف را ضعیفتر کرد و هندسه فقر
    جامعه را از هر سو محیط شد. جامعه اندک اندک از جهل خود هم بی خبر شد و پیگیرى
    فوتبال را به پیگیرى سرنوشت خود ترجیح داد و سفره و روضه و مولودى و زیارت و
    نذر و اعتکاف و گریه و زارى و انواع ادا و اصول جاى پژوهش و واکاوى و دانش و پرهیزکارى را تنگ
    کرد و ایران بزرگترین مصرف کننده لوازم آرایش جهان شد و چه خبرى بهتر از این براى
    برادرى که در کار قاچاق است؟ آنها که دست شان به دهان شان رسید دماغ شان
    را عمل کردند تا سر به زیر بودن اجباریشان را جبران کرده باشند. در این میان چه جاى
    تعجب اگر ده نمکى فیلم ساز شد خامنه اى رهبر و مصباح یزدى مطهرى زمانه ولى چه سود
    که هیچکدام کمکى به بهبود وضعیت اجتماع نکرد حتى تهدید خونریزى احمد
    خاتمى و تهدید زلزله صدیقى هم از شورى آشى که تاریخ براى ملت ایران
    پخته کم نکرد و نخواهد کرد. حالا احمدى نزاد رئیس دولت نباشد کى باشد؟ برادران
    لاریجانى و مهندس باهنر و پدر زن آقا مجتبى لیاقت بهتر ازاحمدى نزاد را
    ندارند و گرنه قدر آقاى خاتمى و دولتى که براى اصلاح امور آمده بود میدانستند.
    شما فکر میکنید خامنه اى نگران بعد از خودش میباشد؟! دلبستگى ایشان به صندلى
    ولایت اجازه تامل در این گونه مسائل را نمیدهد از این گذشته ایشان دید که خلخالى آرامگاه
    رضا شاه را منهدم کرد و صدائى از صاحب قبر بر نخواست بنابراین جائى براى
    نگرانى از فرداى پس از مرگ نیست. با استخوان هاى پوسیده کارى نمیشود
    کرد همانطور که با اندیشه و روان پوسیده نشد که کارى بکنید ولو صد نامه دیگر
    هم بنویسید. تاثیر ندارد – کسی در این خانه زندگى نمیکند.
    ————————–
    At 2012.10.06 07:46, ایرانی said:

    خداوند نگهدارت باشد، من هم از شنیدن و هم از گفتن این سخنان مو بر تنم سیخ می شود.نوری زاد عزیز نمی دانم چه تحولی در شما پدید آمده است که در این اوضاع به هم ریخته اقتصادی و با این حریف نامرد که به هیچ چیز پایبند نمی باشد در افتاده اید و خود و مهمتر از آن خانواده اتان را در معرض خطر و کینه توزی اینان قرار داده اید. اما از خداوند عزت و بهروزی برای تو و خانواده ات خواستارم و از او می خواهم به همه ما جسارت و توفیق مبارزه با جهل و ظلم را بدهد.
    امیدوارم خداوند عاقبت همه ما را به خیر گرداند.
    به امید ایرانی آباد و آزاد
    یا حسین میرحسین
    ————————–
    At 2012.10.06 07:55, ناشناس said:

    جناب اقای نوریزاد بزرگ نمایی اسراییل همچون بزر گنمایی انگلیس وان هم کار خود انگلیس سالها قبل از انقلاب که هنوز اخوندها در این مملکت کاره ایی نبودند پدر بی سوادی داشتم که همیشه به همه توصیه می کرد از دو کس بسیار بترسید اول از اخوند وبعد از دکتر من به او خرده می گرفتم واو در جواب من گفت نگاه به ظاهر اخوندها نکن اینها از خدا نمی ترسند …….
    ————————–
    At 2012.10.06 08:22, janam said:

    اینجا را قشنگ گفتی باغبان
    دیدی حلری کلینتون چه زود بعد از یه خورده عترضات مردم در بازار زود به کمکش آمد و گفت ما میتوانیم تحریمها را زود برداریم
    باغبان ترسید محمود بره یا سد علی بره
    این برای باغبان کابوس است که ی کسی مسله موسوی به سرکار بیاد
    ————————–
    At 2012.10.06 08:33, ناشناس said:

    ششاید روزی برسد که امید اصلاح زنده شود از نو شاید
    ————————–
    At 2012.10.06 08:41, ابراهیم said:

    سلام
    آقای نوریزاد ببین چه سریشی به دیوار ایران مالیده ای که با هیچ تینر و بنزینی پاک نمیشود!
    ————————–
    At 2012.10.06 08:48, امیر said:

    آقای نوری زاد قلم خوبی داری اما من یقین دارم پیمانه این نظام در حال پر شدن است.آیا تاکنون در طول تاریخ حکومتی با افراط گرایی دوام آورده است؟ تنها پنج سال از عمر این حکومت باقیست.بعد از سال ۱۳۹۶ نه ملا و روحانی در این مرز و بوم خواهی دید و نه کسی را متمایل به این طائفه مفت خور. همه سردار خواهند شد و بر بالای دار به تماشای اعمال خویش خواهند پرداخت.خدا همه ما را ببخشد و عاقبت همه ما را ختم به خیر کند.لعنت بر این جماعت که هم آسایش دنیای ما را بردند و هم اخلاق و دینمان را از دستمان بیرون
    ————————–
    At 2012.10.06 09:11, ناشناس said:

    آفرین جانم
    اینجا را قشنگ گفتی باغبان
    دیدی هیلاری کلینتون چه زود بعد از یه خورده اعترضات مردم در بازار زود به کمک جمهوری اسلامی آمد و گفت ما میتوانیم تحریمها را زود برداریم
    باغبان ترسیده سد علی بره
    این برای باغبان کابوس است که یه کسی مثل موسوی به سرکار بیاد
    ————————–
    At 2012.10.06 09:15, ناشناس said:

    دولت امریکا دو سال پیش هم به مردم ایران کمک که نکرد هیچ ، گفت مساله داخلیه و حتی حمایت کلامی هم نکرد. امریکا اگه به ایران حمله هم بکنه یکی بدتر از این اخوندای لجن رو میاره.
    مردم به گوش باشید
    زودتر تصمیم بگیرین
    امریکا و این اخوندا دلشون به حال من و شما نسوخته.
    یا اینکه فکر میکنین بعد از احمدی نژاد همه چیز دزست میشه
    زهی خیال باطل
    مردم زودتر به خود بیاین
    ————————–
    At 2012.10.06 09:23, irani said:

    درود همه ایرانیان وازادی خواهان بر شیرمرد با غیرت و شجاعی که فرزند خلف ایران زمین است.هزاران چون من فدای یک تار موی شما.
    ————————–
    At 2012.10.06 09:25, mani said:

    choon bovad asle gohari ghabel .tarbiyat ra dar oou asar bashad . hich seyghal nekoo nadanad kard . ahani ra ke badgohar bashad
    ————————–
    At 2012.10.06 09:30, mani said:

    khode aghaye khamenehee hamehchiz ra midanand eeshan asheghe in noa zendegiyand
    ————————–
    At 2012.10.06 09:31, ناشناس said:

    انتظار عذر خواهی از مردم ؟؟ بابا بی خیال .
    تا حالا تو این ۳۳ سال اگر دیدید وکیلی ، وزیری ،استانداری، سپاهی، شهرداری.آخوندی، اصلا دهدار یک روستایی با همه این کثافت کاریهاشون از ملت بدبخت عذر خواهی کرده باشند از این بابا هم انتظار داشته باشید.
    اونوقت اون بهشتی میگفت “ما بندگان خدمتیم نه شیفتگان قدرت ”
    ————————–
    At 2012.10.06 09:49, نا شناس said:

    بارها از طرفداران اشخاصی مانند احمدی نژاد همین مسئله را که آقای نوری زاد مطرح کرده پرسیده ام که اگر بنا باشد دشمن خارجی به ما صدمه بزند چه کارمیکند؟ اقتصادمان را نابود میکند؟ ایمانمان را توسط خودمان لگد مال میکند؟ پیش دوست و دشمن سکه یک پولمان میکند؟ چه کا رمیکند که یعضی ها تا به حال نکرده اند؟
    ————————–
    At 2012.10.06 10:11, خرد said:

    من از فردای رفتن خامنه ای هیچ هراسی ندارم. اگر مردم طرفدار حکومت نباشند، سرداران با تانک هم نمیتوانند مردم را راضی به حکومت نظامی کند. دلیل طرف داری مردم ساده دل از حکومت این است که خیال میکنند این حکومت، حکومت اسلامی است وگزینه ی غیر از آن حکومت آمریکا واسرائیل است! ولی با رفتن خامنه ای همان مردم ساده دل هم می فهمند که نه از حکومت اسلامی خبری هست، نه قرار است حکومت آمریکا واسرائیل طرف باشند. آن روز میمون همه مردم می فهمند این سرداران موجوداتی خون آشام بیشتر نیستند. بارو کنید این همه بسیجی که روزهای سبز بیرون میامدند، ۹۵ درصدشون گول خورده بودن. گول همین حرف های ……ایدئولوژیک. حالا تصور کنید این ۹۵ درصد طرفدار حکومت نباشند، بلکه سرخورده از فریب حکومت باشند یا به قصد انتقام برآشوبند. کدام نیروی سرکوب برای حکومت میمونه؟
    ————————–
    At 2012.10.06 10:26, آرمین said:

    جالبه !
    آدمی که سالها با شریعتمداری هم کاسه بوده الان لاف از جاسوس بودن اون می زنه ! نه داداش حنای امثال تو برای ما رنگی نداره والسلام !
    ————————–
    At 2012.10.06 10:27, گمنام said:

    نرود میخ آهنی در سنگ! آقا اگر به این حرفا گوش میداد که الآن وضعمون این نبود
    ————————–
    At 2012.10.06 10:32, امیدسبز said:

    نامه ی تکان دهنده ای بود
    هر چند که خوب می دانیم صاحبان قدرت دچار کری و کوری مفرط شده اند بسان تمام جلادان و مفسدان تاریخ
    و چون کبک سرشان را زیر برف کرده گمان می کنند مردم چیزی نمی دانند و می پندارند قدرت پوشالی شان دائمی است
    اما چه خیال خامی!

    ایوالله به دل شیر و سر نترست نوری زاد عزیز
    خدای قهار نگهدارت باشه و حفظت کنه
    ————————–
    At 2012.10.06 10:43, محمد said:

    شیر مادرت حلالت. مردانه نوشتی. اما افسوس که کسی را که خودش را به خواب زده نمیتوان بیدار کرد.
    ————————–
    At 2012.10.06 10:46, ناشناس said:

    خدا شما را برای ایران حفظ کند!
    ————————–
    At 2012.10.06 11:01, بهاران said:

    تو رو خدا هرچی از اینها میدونید رو کنید
    ————————–
    At 2012.10.06 11:10, یار سبز said:

    کاش آقای خامنه ای بدونه که راه برون رفت از این وضع رو کردن به ملته نه پیغام فرستادن به آمریکا برای تعلیق….کاش به راه راست هدایت بشه…
    ————————–
    At 2012.10.06 11:11, ناشناس said:

    با درود به هم میهنانم و بوِیژه نوریزاد شریف

    یک ضرب المثل نه چندان قدیمی داریم که میگه دیکتاتورها شبیه ترین موجودات به قاطر ها هستند . با وجود اینکه در خط سیر حرکت کوهستانی می بیند که قاطر جلوتر چگونه به دره سقوط می کند به حرکت خود در همان مسیر ادامه می دهد و همان سرنوشت و تکرار و تکرار و تکرار ….

    زنداه و پایدار باشید
    ————————–
    At 2012.10.06 11:23, عمار said:

    اگر رییس هم عامل باغبان باشه چه خاکی باید تو سر ریخت
    ————————–
    At 2012.10.06 11:26, رامین said:

    اقای نوری زاد عزیز .
    اول از خودت شروع و بگو در این ۳۰ سال که از خودی ها بودی چه کارهایی بر خلاف مصالح مملکت کردی تا بعد ببینیم کسان دیگر چه کار کردند.بالاخره شما در این ۳۰ سال که همپالکی آقایان بودی کارهایی مرتکب شده ای یا از آنها اطلاع داشته ای البته با جزییات و خواهشا مثل الان کلی گویی نکن. ارادتمند انسانهای پاک.
    ————————–
    At 2012.10.06 11:28, Arjang said:

    آقای نوریزاد درود بر شما که در ۲۶ نامه هر کدام از دیگری کامل تر و منطقی‌ تر درد ها،رنج ها،خواسته‌ها و آرزوی ملتی که شهامت و امکان سخن گفتن را ندارد بیان کرده و می‌‌کنید ،ادامه دهید که نیستند چون شما بسیار، در این به ماتم و خون نشسته کهن سرزمین بی‌ همیار.تندرست و پایدار باشید
    ————————–
    At 2012.10.06 11:44, ناشناس said:

    آهنی را که موریانه بخورد/ نتوان برد از او به صیقل زنگ
    با سیه دل چه سود گفتن وعظ/ نرود میخ آهنین در سنگ
    ————————–
    At 2012.10.06 11:49, ناشناس said:

    آقای نوریزاد! من از سیاست چیزی نمی دانم ولی چه زمینه فکری باعث شده که شما پیشنهاد تفویض بخشی از اختیارات رهبری را به مجلسی بدهید که به قول شما لاریجانی سپاهی بر صدرش نشسته و نمایندگان بی اختیاری دارد که به قول خودشان تابع رهبری هستند اما همه می دانیم در فکر پایین کشیدن رهبری و سقوط ایشان می باشند . وقتی از صندوقهای رای آنچه برمی آید که گروه کودتا می خواهد چه امیدی به مجلس؟؟!! ما هیچکدام نمی خواهیم که در کشور انقلابی شود یا براندازی یا کودتا چون همین نزدیک گوشمان یک انقلاب را تجربه کرده ایم ولی بهترین راه برای خروج از این بن بستی که گروه نظامی- امنیتی ساخته پناه بردن به همین گروه است؟ نمی دانم. من که واقعا گیج شده ام.
    ————————–
    At 2012.10.06 12:01, علی said:

    خیلی یک طرفه به قاضی رفتی، تهمت پشت تهمت، به فرض که همه حرف هایت درست، شما چرا از آقازاده های هاشمی نمیگی؟ وگرنه کیه که آن ها را نشناسه، آنوقت شما به آقا مجتبی می تازی؟ آقا مجتبی هم اگه مثل پسران هاشمی آقازادگی کرده بود که
    امثال شما نمی توانستید این ………را درباره اش ببافید.
    ————————–
    At 2012.10.06 12:34, علی said:

    همه چیزبرای ریاست جمهوری قالیباف آماده میشه دفتربیت تصمیم گرفته مطمئن باشید

    قابل توجه اصلاح طلبان حکومتی وجناب خاتمی وخزعلی که میگویند بایدهمه مشارکت کنند
    ————————–
    At 2012.10.06 12:34, ناشناس said:

    نعیم ابادی امام جمعه بندرعباسه ! قریب به بیست و ساله امام جمعه اونجاست! تاکنون تمام اصلاح طلبان نیروهای محلی را سرکوب و از میدان بدر کرده! مردم جنوب به شدت از او نفرت دارند! در استان هرمزگان در سال ۸۴ اقای کروبی نفر اول و اقای معین نفر دوم بعنوان بیشترین رای را حائز شدند! این استان با اینکه از انواع منابع برخوردار است اما از فقر مفرط در رنج است!
    ————————–
    At 2012.10.06 12:36, ناشناس said:

    نعیم ابادی امام جمعه بندرعباسه ! قریب به بیست و ساله امام جمعه اونجاست! تاکنون تمام اصلاح طلبان نیروهای محلی را سرکوب و از میدان بدر کرده! مردم جنوب به شدت از او نفرت دارند! در استان هرمزگان در سال ۸۴ اقای کروبی نفر اول و اقای معین نفر دوم بیشترین رای را حائز شدند! این استان با اینکه از انواع منابع برخوردار است اما از فقر مفرط در رنج است!
    ————————–
    At 2012.10.06 12:42, ابراهیم said:

    آمریکا هرگز بدون “عصا”ی ایران نمی تواند در خاورمیانه “گدا”ی کند .هر مرگ بر آمریکای حکومت ایران از صدها درود و زنده باد برای واشنگتن مفیدتر و عزیز تر است.
    ————————–
    At 2012.10.06 13:00, ناشناس said:

    “سلام به رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران”؟
    هنوز رهبرش میدانی؟؟
    ————————–
    At 2012.10.06 13:11, sina said:

    اقای نوریزاد عزیز سلام

    سال ۵۷ من در بندرعباس خدمت میکردم جهت مرخصی به شهرستان اومده بودم خدا رفتگان شما را بیامرد مادر بزرگم که سید و مورد احترام

    اهالی

    هم بود از من پرسید چی خبر پسرم میگن شلوغ شده چر ا ؟

    گفتم مادر مردم دارن تظاهرات میکنن میگن شاه باید بره/ گفت کی را میخوان شاه کنن / گفتم دیگه شاهی نیست یک روحانی بنام ایت الله خمینی که به عراق تبعید شده میاد و جمهوری میکنه حکومتو / گفت ننه جمهوری چی هست من بهش توضیح دادم

    گفت ننه از اخوند هر کسی که باشه شاه در نمیاد اخوند باید فقط مردم را به دین الهی دعوت کنه و مردم ر ا موعظه کنه

    بعد از ۳۴ سال تازه فهمیدم اون پیرزن بیسواد چی میگفته

    فرزندم نخبه است حتی امام جمعه که یک اخوند یه لا قباست به این جوان تبریک نگفت استاندار تو مسجد جامع به فرماندار گفت

    از پسر فلانی حمایت کنید فقط شنیدم اما عملی نیدیدم لم تقولون ما لا تفعلون

    مملکتی که سیاستش مثل دیانت که نه مثل قدرت طلبی اخوندا باشه / اخوند جوان بیست و چند ساله ای که خودش را ارباب مردم

    میدونه تو مجالس بدون تعارف بالا میشینه بدون تعارف از در و جلوتر از همه بیرو میره وضع بدتر از این هم خواهد شد

    زبخت خویش نالانم نمیدانم

    از این اوضاع حیرانم نمیدانم

    فقیه و قاضی و ملا

    شدن راضی به این اوضاع

    زایرانم هراسانم نمیدانم

    چه شد جمشید چه شد بهرام کو کوروش

    چه شد توران ابادم نمیدانم

    ززر خالی بود جیبم

    نه سردارم نه معاون نه مشاور نه وکیل الدوله

    فقیر ابن فقیرم من

    گدای لقمه ای نانم نمیدانم

    اگر خواهی مرام من

    اگر خواهی نشان من

    غلام استان اهل ولایم من
    ————————–
    At 2012.10.06 13:20, ناشناس said:

    نعیم ابادی از همدستان احمدی خاتمی در بندر عباس است! او یکی از حامیان و از منابع مالی این باند مخوف است! نعیم ابادی با تغلب گسترده نماینده ی خبرگان در هرمزگان شد! اقای نوریزاد او را به دقت میشناسد! اقای نوریزاد در معرفی منطقه ی محروم بشاگرد در استان هرمزگان به مسئولان نقش به سزایی داشته اند! نوری زاد عزیز قدر دانت هستیم!
    ————————–
    At 2012.10.06 13:37, ناشناس said:

    درود بر تو مرد بزرگ

    تو بهتر می‌دانی که این رهبر خیال دارد حکومت سلطانی برای مجتبی‌ به ارث بگذارد!

    در نتیجه راهی‌ جز مبارزه پی‌ گیر موجود نیست!

    درود بر سبز ها

    به سوی آزادی زندانیان سیاسی و انتخابات آزاد؟نیست!؟
    ————————–
    At 2012.10.06 13:38, حمید said:

    برادر دردکشم نوریزاد عزیز

    با خواندن هر نامه اعتراضی و افشاگرانه شما بیشتر و بهتر درک میکنم که روشنفکران مسلمان ادامه دهندگان راه انبیا و اولیای خداوند هستند. بنویس و باز هم بنویس تا پرده های ضخیم و چرکین جهل وخرافه پاره گردد و خواب فرصت طلبان و قدرطلبان از خدا بیخبر آشفته تر گردد. براستی که جوهر قلم شما افضل تر از خون شهداست.تاریخ گواهی خواهد داد که خلق بزرگ ایران چه گوهرهای تابناکی در آستین مهرپرور خود عرضه داشته است و در هر فصلی از حیات بشری به وجود امثال شما افتخار خواهد نمود.
    درود خدا و مردم آزاده ایران زمین بر شما باد
    ————————–
    At 2012.10.06 13:53, جواد said:

    واقعا بدنم لرزید. وای به حال ما و فرزندان ما, تمامی این نوشته واقعیتیست دردناک.
    اقای خامنه ای نگذارید انقلاب و جمهوری و ایران به لجنزار سوریه دچار شود, برای ما خوابهای اشفته دیده اند به خود بیائید, ایران , اسلام و انلاب را نجات دهید.
    قدر این ابوزر زمانه را بدانید, سلام و درود بر او باد
    ————————–
    At 2012.10.06 14:02, ghobad said:

    باسلام.نوشته هایتان زیباست و آرمانی ولی تحقق نیافتنی!!به دلایلی که برای هم من و هم شما روشن است.برخلاف شما من خواسته ام چیز دیگریست.به اعتقاد من این کشور باید دستخوش نا آرامی گردد و مردممان تاوان اینهمه تعلل و تنبلی وناآگاهی را بدهند.باید پا برهنگان پوست از تن بازاریان تن آسوده بر کنند.باید زخم خوردگان مجالی برای تسویه حساب پیدا کنند.باید آن جامعه جراحی عمیقی شود.لطفا مسکن تجویز نکنید.آیا یکبار برای همیشه بهتر نیست؟با این تجویز شما آیا غارتگران وچپاولگران مال و ناموس مملکت بشکنی دیگر و دوباره نخواهند زد؟شخصا با آنارشیست مخالفم ولی در این برهه زمانی نیازش را بشدت حس میکنم.بستن این زخم بشدت وخیم پیام آور از دست دادن زمان است چون مطمئنا در زمانی دیگر سر باز خواهد کرد.سرخوردگیها عمیقتر از آنیست که من و شما حتی فکرش را میتوانیم بکنیم.تراکم و فشردگیشان در این سالیان به حدیست که بمثابه انبار باروتی منتظر جرقه ایست.اجازه دهید این انفجار صورت بگیرد چون توانایی تخلیه این انبار باروت را نداریم و خرید زمان فقط متراکمترش خواهد کردو فقط مطالبات بیشتر و بیشتر خواهد شد.از تجزیه هم نترسیم.نه خواست ملت بزرگ ایران است و نه جهان آمادگیش را دارد.تجویز کردن افراد امتحان پس داده و منفور هم دردی دوا نخواهد کرد.پایه گذار تمام سرخوردگیها و ناکامیهای این ملت بزرگ همین اشخاصی هستند که شما دوباره تجویزشان میکنید.آیا بواسطه تجدید نظر ظاهری و دروغین در افکارشان که فقط حفظ نظام موجود است باز باید مردم تحقق امیال و آرزوهایشان به زمانی دیگر موکول گردد؟تا چه زمانی؟ما را به خیرتان امیدی نیست شر مرسان! پاینده باشید.
    ————————–
    At 2012.10.06 14:13, سامان said:

    ملت یهود با ۸ میلیون نفر جمعیت در جهان از پتانسیل بالائی در دانش, اقتصاد, سیاست برخوردار است.
    تا کنون بیش از ۷۰ جایزه علمی نوبل را از آن خود کردهاند.
    سیاست خارجی آمریکا و برخی کشوهای بزرگ اروپائی را به نحوی عجیب به مسیر دلخواه خود می اندازند.
    گویا در ایران نیز در قالب تازه مسمانان نیز بسیار فعالند.
    شاید اگر ۳۳ سال بجای دشمنی و دستور قلع و قمع آنان به رشد کشور همت می گماشتیم اکنو ن می توانستیم با آنان در افتیم.
    افسوس که این مبارزه انرزی ملت ما را بدجوری در قالب جنگ و تحریم از بین برد!!!!
    آه از باغبان
    ————————–
    At 2012.10.06 15:01, ناشناس said:

    احسنت اقای نوری زاد شجاع تر از تو ندیدم هرگز

     
  57. ای کاش که گوش شنوایی باشه. نمیدونم چی پشت پرده هست اما امیدوارم که اگر حسن نیتی در هر کسی هست زودتر ظاهر بشه نه پنهان چون زمان به سرعت در حال تمام شدن است.

     
  58. سلام آقای نوری زاد
    من نسل سوخته ای امیدوارم متحمل ضرر های بیشتر تصمیم گیری های مسؤلین نشم هر چند که بازم دارم میشم.
    اما شما که پاک باخته ای !
    بفرض که قاب شما درست و دشمنی هم هست .اما چه دشمنی بزرگتر از جهل و کوته بینی ؟منظورم شخص خاصی نیست در مجموع عرض میکنم .
    اما در تفسیرتون از انقلاب شاید شما دنبال وجه اشتراک میگردین ولی قرار بود همه چی منقلب بشه دیگه.
    داستان که تعریف کردین یاد داستان اون سه نفر افتادم تو کتابای قدیمی که یه گنج پیدا میکنن اونی که بظاهر از همه با هوش تر بود به دومی میگه اون یکی رو بفرستیم شهر به هوایی غذا گنج رو با هم تقسیم کنیم .
    اون که میره با دومی گلاویز میشه ترتیبشو میده سومی که رفته بود شهر تصمیم میگیره تو غذا سم بریزه تا اونا رو بکشه وقتی بر میگرده اونم کشته میشه یارو هم با خیال راحت سفره باز میکنه و غذاشو میخوره و… .
    از انقلابیون پا برهنه یه چند تایی اسم آوردین خطر کردین خیلی رو هم نیاوردین چند تا هم بعنوان خیر خواه آوردین !
    اما علی گفت:بزرگترین عامل دزدی و خیانت در حکومت ها عدم اطمینان و سستی ا عتماد بر بنای حکومتهاست
    حالا هر چی دارن زور میزنن سر اینه که ما رو هم حساب کنید .
    البته حاضریم کمک کنیم !
    حالا شما میخوای از کیش چطور مات شدن احمد رو تعریف کنه برامون !
    به محمود میرسه راحت تر گیر میدی طفلک شانس نداشته با احمد هم بازی باشه با هم برن کونگ فو بازی کنن ولی خدایی اسمشو آورد حالا با هر پشتوانه ای رای بهش دادن !باور کن یکی دیگه پیدا بشه اسم اون هر دو رو با هم بیاره رکورد محمود رو هم میزنه .
    حالا بنظر شما اینا که میدونن چقدر محبوب هستن چه کار میکنن.
    خلاصه آقای نوری زاد چرا اسم خدا تو نامه های شما کم هستش خدا میگه وقتی ی کشتی غرق میشه با خلو ص منو صدا میزنین ما هم همین حالت رو داریم حالا .
    چرا ی چند تا نامه به خدا نمینویسی از اشتباهات و گناه ها ی خودمون بنویس تا اونجا که راه داره نمیشه که صد سال دنبال آزادی و عدالت بوده باشیم بهش نرسیده باشیم و اشتباه نکرده باشیم از اینکه همدیگر رو پایین میکشیم صداقت نداریم و……. بنظر من نامه به خدا راحتتر جواب میگیری شب بخیر

     
  59. استاد چرا نامه ایرج مصداقی را در سایت خود قرار نمیدهید ؟

     
  60. سلام ، خسته نباشيد از نوشتن ، من از خواندن نامه طولاني شما و بعد اين همه نظر كه چند برابر نامه حجم پيدا كرده خسته شدم ،اگر خلاصه تر بنگاريد بهتر است استاد ، حتي رهبري كه مخاطب شماست هم ناچار است بدهد برايش خلاصه كنند و همان ميشود كه تا كنون شده ، يعني هر چه مصلحت بدانند برايش مينويسند ، البته من بكلي اعتقادم را به رهبر و دينش و همه چيز از دست داده ام . با احترام به شما

     
  61. سلام . دوستان گرامی لطفا این نامه را به زبانهای خارجی ترجمه کنید . با سپاس

    ……………………….

    قابل توجه دوستانی که به زبان انگلیسی یا هرزبان دیگرمسلط اند. اگرفرصت کنند واین نامه را یا هرمطلبی که می پسندند ترجمه کنند وبرای من ارسال فرمایند، دراین حرکت مارا یاری فرموده اند.
    سپاس

    نوری زاد.

     
  62. جناب نوری زاد

    شهامت و بزرگواریتان را می ستایم

    چرا نامه ایرج مصداقی که خطاب به شما در ستایش دوران طلایی امام نوشته شده در سایت خود منتشر نمی کنید

    ………………………………..

    سلام آقا مهدی گرامی
    نوشته ی جناب مصداقی با همه ی ظرفیت هایی که با اوست درایران قابل انتشارنیست. حتی اگربرای یک یک مصداق هایی که برمی شمرند سند صددرصد ارائه کنند. اینجا ایران است. جمهوری اسلامی ایران.

    با احترام: نوری زاد.

     
  63. درک شما یا ناقص است و نصف است و حقیقت را نمیبیند یا اینکه موذی هستی و به عمد ابنگونه فکر میکنی و حرف میزنی.
    کسی که //// به ناحق مردم و جوانان بیگناه را اعدام میکند ؛ هر کس که باشد دیگر انسان وارسته نیست ///. نمیتوان از او به هر بهانه ای سلب مسئولیت کرد و او را وارسته و جدا از این همه اعدام فرض کرد.
    به هرحال آقای نوری زا د امام شما //// است و شایسته نیست که به او لقب امام را بدهید بهتر است با اسم فامیل او را صدا بزندی نه با اسم امام. متوجه شدی چی گفتم ؟ در یک کلام بگو خمینی

     
  64. آقای نوری زاد ، این قدر قلم تان را خسته نکنید،
    کار شما همانند یاسین خواندن ///می ماند. شاید هم برای خواندن این یاسین از طرف /// دستمزدی دارید که هدفش تنظیم سوپاپ اطمینان ملت است.
    شاید بجای خواندن یاسین در گوش … یه چند تایی نامه هم برای ملت بنویسید تا شاید گلی بشکفد و یک بهار ایرانی هم اینجا اتفاق بافتد؛ شاید هم باید ملت ایران برای شما نامه بنویسند.

    …………………………….
    سلام دوست گرامی
    شما هم بنویسید. ازجنس غیرسوپاپش را.
    با احترام: نوری زاد

    .

     
  65. قلم فرسایی که میگن یعنی این، قلم رو فرسوده کرده آقای نوریزاد. بله، بقای جمهوری اسلامی به نفع آمریکا و اسرائیل هست ولی اینجور که آقای نوریزاد گفتند دخالت مستقیم دارن شاید نباشه، اونها تو محاسباتشون و دو دو تا چهارتا هاشون به این نتیجه می رسند که وجود این دشمن هم می تونه منافع ما رو تأمین کنه. با نگاه تحلیلی می تونیم بگیم که اسرائیل و آمریکا بواسطه جمهوری اسلامی دشمن، سلاحهاشون فروش می ره، میان تو منطقه اطراف این دشمن پایگاه می زنن، نفت کل منطقه رو می کشن می برن تو مخزنها و انبارای خودشون ذخیره می کنن و خلاصه منافعشون با این دشمن دشمن کردنها تأمین می شه؛ البته تا موقعی که ایران بمب اتم نداشته باشه، با بمب اتم ممکنه موازنه قدرت در منطقه به نفع ایران بهم بخوره. از طرفی منافع جمهوری اسلامی که خوبه بقای جمهوری اسلامی هم با این دشمنی ها تضمین می شه: ما دشمنهای قسم خورده ای داریم که نمی خوان سر به تنمون باشه پس باید با چنگ و دندون با بذل مال و جان این نظام رو حفظ کنیم! از قدیم هم تو تاریخ همینطوربوده، حکومتها با دشمنی و جنگ سالها سرپا بودند و از مردم بدین منظور خرج می کردند، از مال و از جانشون.
    حالا شمابگین چیکار کنیم این وسط؟ تو بگو اگه یه روزی این دشمنی ها از بین بره و روابط دوستانه بین کشورها برقرار بشه، دیگه من آمریکا چه لزومی هست که در فلان کشور پایگاه بزنم؟ برای کی؟ برای چی؟ تو بگو جمهوری اسلامی و اسرائیل بهانه ای برای بقا دارند؟ البته این از خوش خیالی منه. ریشه همه مشکلات، در خاتمه عرض می کنم آقای نوریزاد! ریشه همه مشکلات در نفس تمامیت خواه آدمیزاده، نفس اماره ای که هم در جزء جزء جمهوری اسلامی رخنه کرده و هم در ممالک غربی و شرقی و نمی دونم شبکه های صهیونیستی و کوفت و زهرمار. این حرف منو دینی تلقی نکنین، من چند ساله که اعتمادم به دین سلب شده.

     
  66. آقای نوری زاد سلام
    این نامه را خواندم وفهمیدم که زر زده ای بخاطراین همه اراجیف گویی به خود لرزیدم و تعمق کردم که چه تخیل قوی داری؟

     
  67. GAMAN KONAM SHEKAMET SIRE.

     
  68. سلام بر آقای نوری زاد عزیز . من یک زندانی سیاسی بوده ام که پس از سالها به حقیقت رسیده ام که زندان من فریب بوده است و من توسط همین قدرت پشت پرده یا بقول شما باغبان زیرک شکار شدم .
    من بدلایل متععدی بر این باورم که تعداد زیادی از زندانیان سیاسی چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب توسط نیروهای این باغبان زیرک شکار شده اند و احتمالا خود از آن بیخبرند . به باور من شناخت از این قدرت پشت پرده باید به یک مسئله ملی تبدیل شود . این باغبان زیرک هم در بین حاکمیت است و هم دربین مخالفین . ابعاد این باغبان زیرک بحدی گسترده است که می توان گفت چند دولت خارجی است که از همه نهادهای اجتماعی و سیاسی بعنوان ابزار جنگی استفاده می کند . من از شما خواهش می کنم در مورد این باغبان زیرک بیشتر بنویسد . (چگونه من شکار شدم davat be hamkary facebook )

     
  69. ناهمراه با جنایتکاران

    درود بر شما هادی که حقایقی را که سالها پیش دیده اید، جناب نوری زاد پس از سی و یک سال همراه بودن با جنایتکاران درک کرده اند
    ورود آقای نوری زاد را به جرگه آزادگان تبریک میگویم
    امیدوارم به زودی از چنبره دینکاری و دینمالی و دینخوری به جرگه رها شدگان از دین بپیوندند

     
  70. ناهمراه با جنایتکاران

    جناب آقای نوری زاد خواهشمندم این مقاله را بخوانید

    http://www.irajmesdaghi.com/maghaleh-429.html

     
  71. به حق بپوندید؟ حق یعنی خدا. آیا نشانه ای از خدا در این حکومت یافته اید عباس عزیز؟ چه بسیار زندگیهایی که به خاطر لجبازی این حق پرستان به باد فنا رفته است. اگر سیاست را مانند قیچی فرض کنی که دست نظام حق نما هست و تیغه های ان را به درازای چندین کیلومتر فرض نمایی، انگاه یک سانتی متر جابه جایی ان از سوی نظام، نوک ان را که بر گلوی میلیونها انسان بیگناه قرار دارد چند صد متر بر گردن انها خواهد کشید. حکومت حق؟ این همه اعدام این همه معتاد این همه دزدی و دروغگویی، این همه فحشا، این همه بی اخلاقی ها، این همه بی عدالتی ها. بس است یا میخواهی بگویی حکومت حق؟ فکر می کنی خدا از بشر چه انتظاری دارد؟ راستی؟ درستی؟ عقلانیت؟ اخلاقیات؟ عدالت؟ ایا میتوانی مصداقی از اینها در جامعه ی حکومت حق به ما بگویی؟ شاید ما هم ایمان اوردیم به مکتب شما. درهای رحمت خدا همیشه باز است پس این خواسته من را اجابت کن تا در نزد خدایت سرافکنده نباشی.

     
  72. ظلمی که ما با نیش و کنایه بر شما روا میداریم به مراتب جانکاه تر از ان ظلمی است که دشمنان نادانتان بر سر شما و خانواده گرامیتان روا میدارند. نمیدانم چگونه است که انسانی با این صبر و تحمل میتواند چنین دلسوزانه بنویسد، منتشر کند و در اخر نیش و کنایه ی به ظاهر دوستان و خشم و غضب دشمنان را با متانت پاسخ دهد. نزدیک است روزی که در پیشگاه خدایمان سر به زیر بیاندازیم و شرمنده شما شویم. این صبر و تحمل و متانت شما همیشه الگوی من خواهد بود. پس نوریزاد عزیز اگر در آن دنیا خدایت پرسید که از این همه عمر چه کردی آنگاه من شهادت خواهم داد که این عزیز، منه گمراه را درس آموخت. مطمئن باش خدایی که من از ان اندک فهمی در حد خود حاصل کردم ، بخاطر نیت پاکت و اعمال انسانیت تو را عزیز خواهد شمرد. پس از این انسانهای کژخیال و سطحی نگر و از آن انسانهای انسان نما واهمه ای نداشته باش که زندگی بعد از مرگت، ارزوی همه ی انسانهایی خواهد شد که دم بر نیاوردن. ازشما سپاسگزارم.

     
  73. با درود

    شتر سواری دولا دولا نمی شود!

    چرا از دزد و کفتاری بنام ///// انتقاد نمی کنید!

    او بود که سازنده ی بتی //// بنام خامنه ای شد!

    خود را سانسور مکنید!

    بدرود

     
  74. جناب آقای نوری زاد عزیز شما را چه میشود؟شما که خود از بی عدالتی و خفقان،از شکستن صدا در حنجره داد آزادگی بر آورده اید،چرا تاب شنیدن نظر مخالف را ندارید،مطمینا شما بیش از من از سوابق کروبی اطلاع دارید.اما من به اندازه خودم دلیل دارم تا این فرد را در گروه آزادی خواهان ایران عزیز قرار ندهم.از شما عذر خواهی میکنم اگر در سایت شما از کلماتی استفاده کردم که نباید….سرتان سلامت،وجودتان سرافراز،راهتان پاینده

     
  75. لطفا در صورت امکان پاسخی به بنده در مورد نظرم ارائه دهید.
    موفق و سربلند باشید.

     
  76. آقای نوری‌زاد سلام،

    من سجاد هستم دانشجو دکترا در کشور آلمان محیط زیست اکو سیستمهای آبی.اینجانب فردی هستم علاقمند به تاریخ ایران از جمله به شما و آقای شهبازی.من در این مدت که حجم جنگ روانی‌ دشمن بر علیه موجودیت ایران از طریق جنگ و تجزیه ایران شروع شد نتوانستم خود را کنترل کرده و با بین موارد تاریخی‌ در فیس‌بوک صدای آمریکا به صورت کامنت سعی‌ کردم از هجمه تبلیغاتی آنها بکاهم.

    آقای نوری‌زاد حال باغبان نادرست همه ما فرزندان انقلاب را از باغ بیرون کرده است.آیا باید باغ را دودستی تقدیم کنیم.به خون شهید باکری قسم هرگز ما اجازه نمیدهیم.لطفا در هر زمان به کمک بنده حقیر احتیاج داشتید بگویید.آقای نوری‌زاد در سایه تشکیل یک دولت آشتی‌ با حضور آقایان موسوی و کروبی ما میتونیم این بحران را هم پشت سر بگذاریم.امیدوارم این ایمیل زمینه دوستی‌ باشد بین ما و شما و امیدوارم در آینده نزدیک فیلمی مستند با موضوع رودخانه‌های ایران و دریاچه‌های ایران و تاثیر آن بر زندگی‌ مردم بومی با کمک شما در سایه کشوری اسلامی و ملی‌ با ثبات بسازم.

    خدا با ماست!

    پیروز و موفق،

    سجاد فراهانی،

    مونستر آلمان،

     
  77. مرتضی نگاهی

    Turn off for: Persian

    با سلامی دوباره با بوی خوش آشنائی،

    من مرتضی نگاهی هستم. ساکن سانفرانسیسکو. سایتی دارم به نام یولداش که بیشتر به مسائل سیاسی ایران به ویژه پیرامون ملیت ها و اقوام می پردازد. هرچند با ورود فیس بوک به دنیای مجازی سایت من هم از آن حال و هوای پر جوش و خروش خالی شده است.

    من حقیقتا نوشته ها و آن فیلمی که ساخته بودید تحسین می کنم. متوجه هستم که دل سوخته ای دارد و برای نظام و انقلابی که می توانست ملت ما را به جهان معاصر بیاورد و موجب شادمانی و رفاه و آزادی مردم شود، دل تان می سوزد و این چنین گیرا و موثر می نویسید.

    من می دانم که خوانندگان بسیاری دارید و نیز بسیاری از هموطنان نامه های شما را پخش اینترنتی می کنند و شاید هزاران برابر بیشتر خوانده می شود. برای همین بود به خودم جرات و جسارت دادم تا آن پیشنهاد کوتاه و خلاصه نویسی را بکنم. چون با انفجار اطلاعات و بیشتر شدن مقالات و مقولات فرصت ها اندک شده و وقت برای خواندن کم. با این همه حالا که مسافرت هستم و دیشب در مونترال کانادا اصلا نخوابیدم و به شما فکر کردم متوجه نکته ای مهم شدم که به هنگام نوشتن آن یادداشت توجه نکرده بودم. آن نکته این است که هر نامه ای ممکن است آخرین نامه به این سبک و سیاق باشد یا شاید به خاطر عبور برخی از خط قرمزها بازهم خدای نکرده به سلول زندان بازگردید.

    نیز این نکته را هم بنویسم کسانی که بیشتر از ده سال در قدرت می مانند به کلی عوض می شوند و دچار نوعی بیماری می شوند که دیوید اوئن، وزیر خارجه انگلیس که خود یک پزشک هست، کتابی نغز در این باب نوشته است. مثال های استالین و صدام و شاه و قذافی و این بشار و غیره هم دم دستمان هست. این دیگر یک بیماری واقعی است که نامش را فراموش کرده ام. علائم بالینی اش عدم اعتماد شدید به اطرافیان، خود محوری و دیدن و شنیدن فقط بعضی از چیزها و تنهائی و انزوای درونی وحشتناک که دست آخر به نوعی دیپرسیون حاد تبدیل می شود.

    شاید معجزه ای رخ بدهد و شما شمس وار که مولوی را از پوسته خشک مذهب بیرون آورد و اقیانوسی را در درون او کشف کرد و بیرون ریخت، شما هم با نامه هاتان چنین کنید. البته او را نباید با مولوی مقایسه کرد ولی حشم و مقام مولوی در قونیه اصلا اندک نبود.

    ببخشید که خودم روده درازی کردم.

    با اخلاص و ارادت و آرزوی روزهای بهتر و سلامتی شما…

    مرتضی نگاهی

    http://www.negahi.com

     
  78. جناب آقای نوری زاد با عرض سلام

    چند وقت پیش به دنبال سرچ مطالب بودم که ناگهان چشمم به نامه زیر افتاد با خود گفتتم بهتر است برای شما ارسال کنم

    شاید شما بتوانید کلید رمز این نامه را پیدا کنیدچون برای من اصلا قابل هضم نبود

    هو
    ۱۲۱
    با سلام. من مادر بیژن بیداباد هستم. می خواهم به شما بگویم که شما از جان یک انسانی که تمام زندگی خود را وقف بشریت کرده است و تا سن ۵۰ سالگی بیشتر از ۳۰۰ کتاب و مقاله علمی بدون دریافت مزد و حقوقی از شما نوشته است چه می خواهید؟ تمام عمر برای پیدا کردن راه حلی برای اینکه گرسنه ای در روی کره زمین نماند و صلح و دوستی جای جنگ را بگیرد تلاش میکند. دانشمند است، با هوش است. تلاش میکند. فکر میکند و از نتیجه فکر او همه استفاده میکنند.بیژن از بیماری رنج میبرد ولی شبانه روز ۴ ساعت بیشتر نمی خوابد و هرچه به او اصرار میکنیم که به مسافرت و خارج برود برای چند سال و درمان و استراحت کند میگوید عمر کوتاه است و توان و وقت کم و باید هر چه سریعتر هر کاری که میتوانم برای بشریت انجام دهم. او راه حل مشکلات اقتصادی را کشف کرده و مجانی در اختیار شما گذاشته. ولی شما از حسادت سالهاست که به او حقوق نمی دهید و او را مرتبا از هر جا که کار میکند اخراج میکنید. او به شما و خلق خدا سخاوتمندانه و بدون چشمداشت خدمت می کند. وقتی هم رسانه ها از او سوال میکنند برای راهنمائی شما بی
    عرضه هائی که کشور را ویران کردید نظر درست و صادقانه را برای بهتر کردن وضع همه مردم میدهد. به شما چه مربوطه که برای کسی که از همه امکانات و حقوق اجنماعی محرومش کردید و اخراجش میکنید تعیین تکلیف می کنید که با این حرف بزن با اون نزن؟ مگر شما در این ۲۰ سال گذشته کاری برای او کردید؟ بجز اخراج کردنش؟ اگر او در خارج بود تا الان چند بار جایزه نوبل گرفته بود و همه او را بر سرشان میگذاشتند. اما شما حسودان حتی اجازه نمی دهید او جائی کار کند و حتی مصاحبه هم که میکنید و از حرفهایش استفاده میکنید عکس او را نمی گذارید. به شما فرزندان نادانم می گویم: بیژن حاصل عمر من است و من از خداوند بخاطر اجابت این دعا که فرزندانم انسان شوند و به بشریت خیر برسانند و به مردم خدمت کنند و بخاطر این فرزند درویش که به من داده و به راه راست هدایت فرموده سپاسگزارم. شما هم که حاصل عمر مادرانتان و پدرانتان هستید کاری کنید که آنها هم مانند من به شما افتخار کنند وگرنه .عمر آنها هم بخاطر اعمال شما بی حاصلان، مایه لعن و نفرین خواهد ماند از طرف ملیحه رابطی. مادر دکتر بیژن بیداباد

     
  79. خدا قوت مرد مردان حر زمان محمد نوری زاد عزیز

     
  80. جناب نوری زاد باسلام نامه آخری شما دارای نکاتی است که پاسخ دارد.یکطرفه به قاضی رفتن دلیل اثبات حقانیت شما نیست..بنظر میرسد جنابعالی نیز دچار توهم وخیالبافی گشته اید.همه را لولو ودشمن متصورید.عجبا آن یکی خود را مامور امام زمان میپندارد این یکی جانشین امام زمان .پناه برخدا.آن یکی قانون رابا عقیده خودقانون میداند این یکی خود را قانون مینامد ..وشما نقاد بابصیرت وسر دان اشکار کننده سره از ناسره جل الخالق.امام خمینی کوخ نشین را بهتر ازکاخ نشین میپندارد وشما آنرا فقر گستری میخوانید لابد قران کریم رانوشته های بیسوادی چون محمد میدانید چرا که پیروانش بلال ها وسمیه ها هستند یک مشت پاپتی فقیر..اما اگر قارون ها وهامان ها پیرو بودند خوب؟توهمات خود را اگردرمانی نمیکنید لااقل پراکنده نفرماییدشرم و حیاوسکوت اختیار نمایید وبدانید چراغ اسلام وانقلاب اسلامی وگروندگان به آن با فوت های امثال شما وگنجی ها وفلان سردار فربه خاموش شدنی نیست.به حق بپیوندیدکه این دنیای فانی گذاراست وهمه در محضر خداییم..عزت زیاد

     
  81. حرٌ زمانه پیروز مستدام باشی

     
  82. حسینی عزیز
    تا زمانیکه صاحبان قلم به بهانه های گوناگون به ستایش امیرکبیر و مصدق میپردازند و نام رضا شاه کبیر را فراموش میکنند یادآور میشویم که هنوز مردم بی انصاف و قدر ناشناسی هستیم

     
  83. شرمنده ندیدم که چاپ شده دوباره فرستادم.

     
  84. سلام آقای نوری زاد
    هر آدم عاقلی موقعی سیاست خودش رو عوض میکنه که بدونه طرفداری نداره.
    میخواین بدونین ریشه ی این جانب داری بی فکر از کجا آب میخورد.اینکه عموم مردم بدون تعقل راهی رو پیش میگیرن که نمیدونن درسته یا غلط بگذارید بهتر بگویم یا بعضی خوابند مثل من که بیدار شدم یا مانند شما خود را به خواب زدند و گوشهاشون رو محکم گرفتند که خیالات قشنگشون از بین نره یا خاطرات شیرین کودکیشون.
    میخواین بدونین این آزادی بیانی که واسش بیقرارین چطور شد که از ماها گرفته شد.
    میخواین بدونین چگونه برای رسیدن به یک آرمان عالی انسانی کارهای پست حیوانی انجام میشه.
    میخواین بدونین چطور بعضی ها به بقیه برتری یافتند و از نا پاکی در امان ماندند.
    میخواین بدونین چی شد که برای درک خوبی و بدی عقل آخر از همه قرار گرفت.
    میخواین بدونین چطور بهترین تفسیر ممکنه از یک فلسفه پوچ به کجا میرسه.
    میخواین بدونین ملاک اصلی برتری آدما چیه.
    جناب نوری زاد
    من به پاکی و درستکاری امثال شما باور دارم ولی باید بدونید اعتقادات شما بدنه ی اصلی جامه رو به چه سمتی هدایت میکند و اینکه با هر فکری به صورت غیر منطقی برخورد کردن چه بلایی به سر مردم می آورد.من این روند فعلی جامعه را از چشم کسانی مثل خامنه ای نمیدونم شما و امثال شما مقصرند چه دراین زمان چه در 100 سال اخیر. شما و امثال دکتر سروش و دکتر شریعتی همیشه یک ماسک زیبا بدست داشتید و بروی دین گذاشتید و هیچ وقت اجازه درک حقیقت و واقعیت را به مردم ندادید. ادامه این راه به ماله کشی به جایی نمیرسد و روزی میشود که این بافته های شما پای خودتان و ما را میگیرد که اکنون میبینیم که گرفته.
    این حرفهای که من نوشتم شما شاید بارها و بارها شنیدید و پاسخی نیز برای آن دارید که خود و مریدانتان را راضی میکند که اتفاقا من هم بارها و بارها از این پاسخ ها شنیدم پس بهتر است به جا بازی با مفاهیم به حقیقتی که در جامعه قابل مشاهده است بنگری و صد البته به تاریخ.
    میدانم حرفهای من بروی شما تاثیری ندارد و اعتقادات محکم شما با این نوشته تغییری نمیکند فلذا تیری بود در تاریکی.
    یک کرم شبتاب درتاریکی میدرخشد ولی در روشنایی ارزشی ندارد.آرتور شوپنهاور
    با تشکر البته اگه خوندید و اجازه چاپ دادید.

     
  85. آقا محمد عزیز با سلام
    از پیام و محبت شما ممنونم . عزیزم ، کسی که خدا را دارد تنها نیست .
    می خواهم خاطره ای برای شما تعریف کنم که برای من بسیار درس آموز و پر عبرت بود چند سال پیش -1386 – در همایشی که به همت نشر آثار امام خمینی (ره) برگزار شده بود با عنوان همایش بین المللی امام خمینی و قلمرو دین با محوریت کرامت انسان شرکت کردم . به خاطر شرایطی که داشتم نتوانستم در همه جلسات و روزهای همایش شرکت کنم و روز آخر همایش حضور یافتم. آقای خاتمی به عنوان دبیر جلسه داشت گزارشی از برگزاری جلسه ارائه می کرد و با افتخار از هزینه های گزافی که برای اجرای همایش صرف شده بود داد سخن می داد . همایش در سالن همایشهای صدا و سیما اجرا می شد . من در حالی که نشسته بودم و سرم سوت می کشید از گزارش هزینه هایی که به عقیده من صرف فقط مقاله نگاریهای غیر کاربردی و جلسات سخنرانی بی فایده شده بود در حال نوشتن نامه ای بودم و شرح حال وضعیت نامناسب اقتصادی و سختیهای مالی زندگیم را مطرح می کردم تا به دست ایشان برسانم . به یکی از آقایانی که فکر می کنم از محافظین ایشان بود سپردم و بعد از جلسه خارج شدم . تا به سمت شهر خودم برگردم . در خیابانی که منتهی به صدا و سیما میشد حرکت می کردم که در بین مسیر دیدم دختر خانمی که شاید 15 با 16 سال داشت کنار پیاده رو ایستاده بود. مقنعه رنگ و رو رفته و مانتو مندرس اما بلندی به تن داشت و خبر دار پشت سفره ای که روی آن چند دست جوراب و روسری قرار داشت ایستاده بود. از شرم و حیا سرش را بلند نمی کرد و فقط منتظر بود تا رهگذری از او جوراب و یا روسری بخرد . با خود گفتم این دختر با حیا ،شاید پدری دارد در بستر بیماری که برای تامین هزینه درمانش راهی جز این کار نیافته است . از خودم بدم آمد که چرا در همایشی با عنوان کرامت انسان شرکت کرده ام که در کنار دیوارهای سالن همایش دختری باید برای حفظ کرامت خود و خانواده اش و تامین هزینه زندگیش دست فروشی کند. چند وقت بعد هم از دفتر مثلا گفتگوی تمدنها با من تماس گرفتند و گفتند آقای خاتمی گفتند فقط متاسفند وگفتند که نمی توانند کاری برای شما بکنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    بله برادر عزیز نکته اصلی اینجاست که پیامبر اکرم(ص) فرمودند از دری که فقر وارد شود از در دیگر ایمان می رود و وقتی ایمان نباشد کرامت انسانی معنا ندارد .پیامبر اکرم سه سال خود و اصحابش در شعب ابیطالب در حصر اقتصادی و سیاسی بودند اما پیامبر با درایت خود و کمک همسر بزرگوارش اجازه نداد مسلمانان طعم فقر و گرسنگی را بچشند و الا به چه دلیل باید تحمل می کردند ؟ یوسف (ع) ابتدا سطح اقتصادی و رفاهی مردم را به وضع مطلوب می رساند و بعد از خدا و معنویت و معاد و… سخن می گوید . سخن اصلی امروز از حفظ کرامت ایرانی مسلمان است . و این حاصل نمی شود با تدبیر و مدیریت . راست گفت سید جمال الدین اسد آبادی که من در شرق مسلمان دیدم ولی اسلام ندیدم و در غرب مسلمان ندیدم ولی اسلام را دیدم .
    برادر عزیز به قول شهید مطهری ایراد اساسی در نگاه و تعریف غلط ما از دین ، عدالت ، معنویت ، اصول گرایی ، اصلاح طلبی و …. است . سیستم مدیریتی ما متاسفانه به گونه ایست که نمی داند و یا نمی خواهد بفهمدمحورهای اصلی خدمت رسانی کجاست . در نامه امام علی به مالک اشتر محورهای کاربردی خدمت رسانی چه خوب توصیف شده است .در دوران دانشجویی به همراه دانشجویان فعال سیاسی و فرهنگی دانشگاه به مشهد و زیارت امام رضا (ع) رفتیم . برخی دوستان جوگیر و جوزده شروع به تعریف و تمجید کردند که اینجا بهتر از مکه می شود و …
    به دوستان گفتم ما متاسفانه در کشورمان به دنبال (ترین های ) فانتزی هستیم مثلا بلندترین برج ایران ، بزرگترین مرکز تجاری ، بزرگترین حرم ، بهترین ضریح ، و…. اما آیا تا به حال فکر کرده اید به هزینه ای که ما صرف ساخت مثلا بست امام خمینی می کنیم تا سالی یکبار رهبر محترم بیایند و سخنرانی کنند :
    هزینه ازدواج چند زوج فراهم می شود
    چند واحد مسکونی ساخته می شود
    مشکلات چند کارخانه حل می شود که کارگرش را اخراج نکند
    هزینه تحصیل چند دانش آموز و دانشجو تامین می شود و….
    متاسفانه ما به جای افزایش علاقه مندی مردم خودمان به انقلاب و نظام رفتیم به دنبال کسب رضایت عده ای خاص از قشر حاکم که با ایجاد ازدواجهای سیاسی همچون عنکبوت حصاری بین خود و مردم تنیده اند و یا جذب نگاههای جهانی با انجام کارهای فانتزی و ناکارآمد . مثل ما مثل بازیکن فوتبالیست که وقتی می تواند توپ را با حرکتی فنی و حساب شده گل کند و تیم را ارتقا داده و طرفدار تیم را خوشحال کند برای خودنمایی و به خاطر خود خواهی برگردان بی ثمری می زند که خودش باسر به زمین می خورد توپش به خطا می رود و طرفدار تیم را هم عصبانی می کند .
    العاقبه للمتقین

     
  86. سلام جناب نوریزاد:
    برادر گرامی شما که استادی ولذا تایید می فرمایید که در خانه اگر کس هست یک حرف بس است . امیدوارم نصیحت شمادر مورد واگذاری حل وفصل مسئله هسته ای به مجلس مورد توجه واجرا قرار گیرد تا این مرزوبوم باستانی کماکان بر تارک جهان بدرخشد.
    سلامت و موفق باشید.

     
  87. جاسوس اندرونی که محمد نوری زاد در نامه اخیر خود از آن نام می برد، همسر رییس دفتر رهبری است.

    محمدی گلپایگانی رییس دفتر رهبری، روحانی شصت و نه ساله ای است که از سال ۱۳۶۸ ریاست دفتر آیت الله خامنه ای را برعهده دارد.

    محمدنوری زاد در نامه اخیر خود به رهبری از جاسوسان اندرونی خبر می دهد و این سوال به ذهن می آید که منظور این نویسنده دفاع مقدس از جاسوس ها چه کسی است.

    بر اساس اخبار رسیده به ندای سبز آزادی، محمدی گلپایگانی رییس دفتر رهبری چند سال قبل در سفری به انگلستان با دختری جوان و انگلیسی ازدواج کرده است و منظور محمد نوری زاد در نامه اخیر خود که از نفوذ جاسوسان در بیت رهبری خبر داده ، این همسر رییس دفتر رهبری است.

    نوری زاد در بیست و ششمین نامه خود به رهبری آورده است: من مؤدب تر از آن هستم که به اندرونی کسی متعرض شوم. اما شما هم باید مثل آن باغبان زیرک باشید و این احتمال را بدهید که دخترکان موبور و چشم آبیِ بلاد کفر، که امنای شما را نشانه رفته اند، ای بسا گماردگانِ همان باغبان باشند. چرا؟ چون خبربرندگان و خبرآورندگانِ آن باغبان زیرک، باید متنوع باشند. جوری که اگر یکی از آنها لو رفت، دیگری باشد. و اگر دیگری ورپرید، آن که در اندرونی است و از هر گمانِ بد مبرّا، بکار بایسته ی خویش ادامه دهد.

    یکی از نزدیکان به بیت رهبری که نخواست نامش فاش شود، به خبرنگار ندای سبز آزادی گفت:حاج آقا محمدی گلپایگانی که برای یک سفر درمانی به انگلستان رفته بود با یکی از پرستاران انگلیسی ازدواج کرد و او را به ایران آورد.

    وی ادامه داد که این دختر جوان انگلیسی هم اکنون در بیت ایشان سکونت دارند.

    هر چند روایت محمد نوری زاد به گونه ای دیگر است و او می نویسد: تجسم کنید عده ای از دخترکان موبور و چشم آبی در بلاد کفر اسلام آورده اند. و سفارت ایران در فلان کشور غربی بر ایشان کلاس اسلام شناسی دایر کرده است. حضرت حجة الاسلام والمسلمین به سفر خارج تشریف می برند. حتماً برای گسترش بنیه و صلابت اسلام. جناب سفیر دستهایش را بهم می مالد و سر به زیر می گوید: حاج آقا یک تعدادی از دختر خانم های اینجا به دین مبین اسلام و تشیع مشرف شده اند و حاضرند به ایران بروند و با هرکسی که صلاح باشد وصلت کنند. شما چه می فرمایید؟ حاج آقا گل از گلش می شکفد و می پرسد کجا هستند این اسلام آورندگان؟ همینجا، دراتاق مجاور. حاج آقا که اتفاقاً خیلی هم پت و پهن است و اشتهای سیری ناپذیرشان شهره ی خاص و عام، به اتاق مجاور تشریف می برند. جل الخالق، حضرت پروردگار مگر زیباتر از اینها هم می تواند خلق کند؟ عجالتاً همانجا یکی از بهترین ها را برای خود نشان می کند و همانجا صیغه ی محرمیت را با رعایت حروف حلقی اش جاری می کند. وکیلم؟ چرا که نه؟ شما سرور من هستید‬.

    اما اخبار رسیده به ندای سبز آزادی حکایت از آن دارد که منظور از این جاسوسان اندرونی کسی به جز همسر دوم محمدی گلپایگانی رییس دفتر رهبری نیست.

     
  88. خیلی ساده است . اگر نوریزاد را با این همه شهرت بکشند محبوبیتش چند برابر میشود .

     
  89. دردناکترین حقیقتی بود که تاکنون آرزو داشتم واقعیت نداشته باشد.

     
  90. آيا شما شجاع هستيد يا خدايي نكرده يك مهره؟

    حالا كه شجاع و دلير هستيد به ما بگوييد چگونه فرزندمان را مثل شما تربيت كنيم .. لقمه حلال را از كجا بياوريم؟

    من به مشاوره افراد چنين شجاعي نياز دارم .. از كجا به شما دسترسي داشته باشم ؟

     
  91. سلام اقای نوریزاد
    به نظر من شما باید یه بلایی سرخودتان بیاورید تا این آدما خوشحال بشن. اصلا میتونید برید شمال و یه ویلا دربستی بگیرید و دو ماهی اونجا بمونید. بعدش دستتونو گج بگیرید و یه کم هم اگه دلتون میاد با چاقو رو صورتتون خط بندازید و کله مبارکتون رو بزنید به دیوار تا کبود بشه، بعدشم میتونید رو قستمتهایی از بدنتون با سیگار داغ بزارید بعدش عکساتون رو منتشر کنید تا همه اینا بگن وای بمیرم واست نوریزاد. البته به حرف ماها زیاد اعتنایی نکن. اکثر ما چرت میگیم. مثلا الان من؛ دراز کشیدم رو زمین و کامپیوترم رو رو زمین پهن کردم، چهار تا بالشو اشغال کردم و یه دونه پتو هم رومه. سیگار هم میکشم و دودشو حلقه ای میدم بیرون. باور کن الان قضای حاجت دارم ولی حالش نیست برم رفعش کنم. آخه برادر من از ما چه انتظاری داری جز اینکه بگیم نوریزاد دستش با حکومت تو یه کاسه هستش البته میدونم که از سر دلسوزی و برا مملکتت این کارا رو میکنی. ما رو ول کن بزار هرچی میخواییم بلغور کنیم. به اعتقاد من ایندگان در مورد کار شما و هدفی که داشتید به نیکی یاد خواهند کرد. خدا قوت. ادامه بده. آینده نزدیکه.

     
  92. غمی که در سخنت داری همان غمیست که من دارم

    همان غمی که به تفسیرش به هر بهانه سخن دارم

    من و تو زخمی یک تیغیم تفاوت آنکه در این مسلخ

    تو زخم تازه و من با خود هنوز زخم کهن دارم

    پیروز باشید آقای نوری زاد عزیز…

     
  93. با سلام
    این نامه و نامه های دیگر شما را باید کسانی بخوانند که با استناد به وجود احزاب و قوای سه گاه و دیگر ظواهر امر، می گویند این نظام توتالیتر نیست. اگر ما نگاه عمیقی به این سنخ نظام ها داشتیم و پذیرفتیم که این نظام توتالیتر است (دست کم با نوع تفسیری که هاناه آرنت از این دست نظام ها دارد)، تکلیف خیلی چیزها معلوم می شود.
    آقای نوری زاد عزیز، بنده فکر می کنم این حرف ها از زبان شما یک جور بیرون می آید و ذهن سالم آن را یک جور می فهمد و وقتی از گوش یک بیمار میگذرد و وارد مغزش میشود؛ یک جور دیگر تفسیر می شود که اصلا با منطق من و شما سازگار نیست. در نهایت این حرف ها باعث آن کاری نمی شود که شما انتظارش را دارید. در بهترین حالت باعث تشدید دعواهای درونی بین خودشان می شود. البته من تنها این احتمال را که شما بخواهید او را هوشیار کنید؛ مد نظر ندارم و متوجه پیچیدگی و چندجانبه بودن اثرات این نامه ها هستم ولی اگر این نیت شماست که خامنه ای تغییر کند؛ این محال اندر محال است.
    من همسایه همان جوان دانشجویی هستم که در زندان و حتی بند انفردای با شما بود و باعث هوشیاری شما نسبت به ماهیت این نظام و جنایت هایش شد و خودم هم مثل هزاران جوان دانشجوی منتقد، آواره خارج از کشور شده ام.

     
  94. ملت یهود با ۸ میلیون نفر جمعیت در جهان از پتانسیل بالائی در دانش, اقتصاد, سیاست برخوردار است.
    تا کنون بیش از ۷۰ جایزه علمی نوبل را از آن خود کردهاند.
    سیاست خارجی آمریکا و برخی کشوهای بزرگ اروپائی را به نحوی عجیب به مسیر دلخواه خود می اندازند.
    گویا در ایران نیز در قالب تازه مسمانان نیز بسیار فعالند.
    شاید اگر ۳۳ سال بجای دشمنی و دستور قلع و قمع آنان به رشد کشور همت می گماشتیم اکنو ن می توانستیم با آنان در افتیم.
    افسوس که این مبارزه انرزی ملت ما را بدجوری در قالب جنگ و تحریم از بین برد!!!!
    آه از باغبان

     
  95. سلام آقای نوریزاد

    یک نکنه مهم که بسیاری از بزرگان از یاد برده اند این است که لا یکلف الله نفسً الا وسعها . با پیروزی انقلاب بسیاری از مردم از خرد و کلان درگیر آرمانی شدند که اصولاً در وسعشان نبود . و امروز حاضرند بمیرند و ملت را به فنا دهند تا از این آرمان تخطی نکنند . اگر به یاد بیاوریم که ما حقیقتاً وظیفه ای فرای تواناییمان نداریم ، شاید بتوانیم شجاعت اعتراف به اشتباهاتنمان را پیدا بکنیم . کشور ما ، ملت ما توان تشکیل یک آرمانشهر را نداشت . کاش شما بتوانید به این آقایان بقبولانید بجای درافتادن با جهان و مجبور کردن ملت ایران به پذیرفتن قوانین و شرایطی که اعتقاد و علاقه ای به آن ندارند عزم خود را جزم کنند تا حداقل در قواره ترکیه یا مالزی مظاهر ابتدایی آزادگی و انسانیت را در این مملکت پاس بدارند . پاسداری از اسلام را بگذاریم برای نسلهای بعدیی که حداقل فضایل انسانی در ایشان نهادینه شده باشد .

     
  96. جتاب نوری زاد باسلام..براستی اینها که فرمودی ازجانب ان باغبان نکنه باشه .شما هم شریتمداری دیگر والبته نیالوده تر.ومکرواومکرالله والله خیرالماکرین..عزت زیاد

     
  97. درود برشما وارزوی عمر باعزت

     
  98. آفرين بر بصيرت شما
    دقيقا نكته كليدي همين اين است كه ايشان اخلاق، فقه و اصول بلد نيست و ////

     
  99. آقای بردیا بروید تاریخ سرکوب انقلاب مشروطیت و بلاهای ناشی از جنگ جهانی اول و دوم و چگونگی بر کشیدن رضا خان میر پنج به قدرت و نقش استعمار بخصوص انگلیس را مطالعه کنید تا عمق تو طئه ها بر علیه این کشور را بدانید . چگونه در دوره های مختلف با برگهای مختلف با نشان دیکتاتوری بازی شده اگر در عرصه سیاسی ساده لوحانه پیچیدگیها را نبینید عملا نقشتان برق انداختن چکمه های استعمار و عواملش خواهد شد

     
  100. سخن چون ازدل براید لاجرم بر دل نشیند عزت زیاد

     
  101. سلام
    این را هم اضافه کنید که هلهله به سیخ کشیدن و حذف منتقدین و دگر اندیشان در اول انقلاب بستر را برای رشد قارچ کونه و قدرت گیری این ارازل امروزی فراهم کرد چون در غیاب فضای آزاد و نقد آشکار بود که سیب سرخ قدرت انقلاب را می شد به دست این ناقص عقلها تلف کرد و دروغگویان و رمالان سیاس و مزدوران را فرارویاند . کسانی که در جایگاه قدسی متوهمشان نشسته و خود را مالک جان و مال و ناموس انقلاب و مردم می دانند کسانی که مثل رضا خان میرپنج بی سواد مشق گستاخی و بی شرمی را در نوکری بیگانه کامل خواهند کرد . کسانی که الان نه پستان که تن مام وطن را به دندان درندگان استعمار گر واگذاشته اند. کفتارهایی که در زمان خمینی هم جرات ابراز وجود نداشتند و حال اتحادیه فساد و غارت بر اموال عمومی را بدست دارند . راستی اگر صداقتی هست ایا چه مصلحتی می تواند خفقان گرفتن بزرگان را توجیح کند .

     
  102. واقعااااا

     
  103. متاسفم متاسفم متاسفم متاسفم متاسفم نا امید شدم نا امید شدم شما چرا اقای نوریزاد از شما انتظار نداشتم اخه چرااااااااااااااااااااااااااااااا چرا می خواهید با بزرگ سازی دشمن خامنه ای رو بیگناه و فریب خورده جلوه بدین؟از قدیم گفتن از ماست که بر ماست چرا همیشه تقصیر رو میندازید گردن یکی دیگه بله ما هم میدونیم قدرتمند هستن اما نه اینقدر چرا حرص و ولع قدرت در خامنه ای رو نمی بینید و ترسی که از کم شدن این قدرت داره و برای حفظش ما مردم رو به هر پرتگاه و ناکجا اباد و بیابانی می کشونه (یکیش مسعله هسته ای)چرا یکه تازی و تحمل نکردن دیگری در قدرت رو و همه را بله قربان گوی خواستن خامنه ای رو نمی بینید چرا //// او در استفاده از دین رو نمی بینید چرا ////هاش رو نمی بینید/// اینکه انقلاب ایران کار کشورهای دیگر بود که کشور را از پیشرفت سریع باز دارند من هم موافقم اما باور کنید انها میدانستند چه کسانی دارند می ایند چون تجربه حکومت کشیشها را داشتند بعد فقط حماقت همان ها که آمدند کشور ما را به اینجا رسانده از ادم ابله کار عاقلانه خواستن ایا ابلهی نیست ایا ابلهی نیست شما مردم را فراموش کردید و فکر می کنید می گذارند گرگان بعد پاره کردن میراث به حکومت برسند؟هرگز ایا می خواهید مارا به حکومت //// خامنه ای دلخوش کنید و از اینده بعد او بهراسانید عجبا عجبا

     
  104. بادرودبرشما.جناب نوری زادمحض اطلاع شمالازم دیدم چندکلامی بنویسم.درسال 63 هنگامی که ایت الله مروارید ازطرف رهبروقت انقلاب مرحوم اقای خمینی برای صحبت بااقای بنی صدراولین رئیس جمهورکشورمان درپاریس نزدایشان میرودوازایشان دعوت به بازگشت میکنند.باتوجه به رداین دعوت ازطرف اقای بنی صدراقای مروارید ازاقای بنی صدردرخواست میکنندحداقل نامه ای باقای خمینی بنویسندونقطه نظرات خودرامطرح کنند.اقای بنی صدرهم نامه ای مینگارندکه توسط اقای مرواریددراختیاراقای خمینی قرارمیگیرد.اقای بنی صدردرابتدای نامه نوشته اند(وضع بیش ازانچه بایدوخیم شده است.ویرانی وکشتاروبی اعتباری دورازحداسلام وروحانیت درافکارمردم ایران ومردم جهان اندازه نمی شناسد.وشماهمچنان اصراردارید تااخربروید؟خرابی وفسادتابجائی است که دیگرکسی باورنمی کندشماباین همه تباهی رضاباشید.میگویند مطالب به شمانمی رسند. به سخن دیگرشماهم درزندانی که ازایران ساخته ایدزندانی شده اید.عجب انتقامی شاه ازشماگرفت.شمارابحال وروزخوددراورد).درپایان مینویسند.((اینک باین امیدکه نامه به شمابرسدوازراه هشدارازنوبه شمانامه مینویسم.ازشمادعوت می کنم.1=این دستگاه ظلمیه ضداسلامی( دادگاههای انقلاب و….)رامنحل کنید2=جنگ راموقوف کنید3=بگذاریدیک دولت لایق ازمردم دلسوزبرسرکارایدواموررابه جریان عادی بازگرداندیعنی مجلس جدیدی باانتخابات براستی ازادتشکیل دهدتاوضعیت سیاسی کشورعادی بگردد.4=ازادیهارابرقرارکنید5/=ازاموریکسرکناربگیرید6=اگرگمان میکنیداینهمه بخاطرانست که بقدرت بازگردم.تعهدمیکنم که هرگزبگردسیاست نگردم به شرط انکه کارهای بالا انجام بگیرند.7=ازازادیهانترسید.به مردم ایران ومردم مسلمان کشورهای مسلمان اعتمادکنید.امروزمردم همه راازموده اندوهمه رامی شناسندورزیمی که درازادی متصدی امورمی شودرزیمی ضداسلام نخواهدشد.ازخداوارواح پاک اولیاء دین مدد بخواهیدوشانه هارااززیرباراینهمه فسادوقتل و…ازادکنیدنترسیدپشیمان نخواهیدشد))تاثیراین نامه برروی مرحوم اقای خمینی ان شدکه دراواخرسال 63تصمیم به کناره گیری میگیرندولی بنابه اعتراف اقای هاشمی درکتاب خاطراتشان مربوط به سال 63ایشان اقای خمینی رامنصرف میکنندیعنی همین اقای هاشمی که امروز برای نجات خوداصلاح طلب شده بدون اینکه ازمردم پوزش بخواهدوناگفته هارابگویدهمین اقای رفسنجانی که برای کسب اقتدارتوسط حزب جمهوری اسلامی موجبات عزل اولین منتخب مردم رافراهم کرنوان مقدمه فجایعی شدکه بتعبیرشما شعبان بی مخ هابرسرمردم اوردند.بنابراین شماچندان امیدوار به تغییر اقای خامنه ای نباش چون عقل قدرت مدار قادربه دیدن اوضاع واقعی نیست .صدام قذافی امروز اسد نمونه بارز هستند.ولی درناامیدی هم شاید بسی امیدباشد.

     
  105. ظاهرا” سرنوشت خیلی ها با سرنوشت این رژیم گره خورده و هر گونه تزلزل در ارکان قدرت را تهدیدی برای جاه و جان و مال خود می بینند که اینگونه به سفسطه و مغالطه روی می آورند. کدام وجدان بیدار ، تایید میکند که ما با این حکومت مثلا” دینمدار ، به عدالت رسیده ایم ؟
    اینان همه حقوق انسانی مان را به نام اسلام به یغما بردند. البته جایی برای گله گذاری نیست ! خودمان با راءی دادن به یک حکومت ایدئولوژیک ، موجودیتمان را تقدیمشان کردیم و آنها بی محابا تاختند. شاید این تجربه برای مردمی که از نادانی خود را به خواب زده بودند لازم بود . بهر تقدیر ، شک نکنیم که سیب گندیده ، هرگز بر شاخ نخواهد ماند و امثال آقای وکیل با دست و پا زدنشان فقط تلاطم گرداب را می افزایند و در نتیجه زودتر و عمیق تر در باتلاقی که حاکمیت دین برایشان تدارک دیده ، فرو خواهند رفت و مجال شادکامی در کنار مردم را از دست خواهند داد . اندکی صبر . . .

     
  106. جناب آقای نوری زاد ما ایرانیها که نه ، همه اقوام برای خودشان مثل هائی دارند. نرود میخ آهنی درسنگ.
    درضمن این یارو سلطان محمود هم مطمئن با شین سال دیگه این موقع توی اسرائیل با یه دونه از این کلاههای یهودی ، داره به ریش ما ایرانیها میخنده یا به عنوان نماینده اسرائیل میره توی سازمان ملل سخنرانی میکنه.اسمشم عوض میکنه میذاره محمادیم احمادی هو (مثلا) این که گفت منم سیدم .دیگه چه ابائی از کارای دیگش می شه داشت.بدبخت اونائی که دانسته یا نادانسته قبولش کردند.

     
  107. سلام
    چند نکته !
    شما هنوز هم که هنوزه به برخی اشتباهاتتان پی نبردید.
    1.هنوز از آقای خمینی دفاع می کنید!
    2.به جدایی نهاد دین از سیاست پی نبردید.
    3.به اقای هاشمی متوسل شدید گویا او حلال همه مشکلات است در صورتی که حتی کاری هم از دست موسوی و کروبی بر نمی آید.
    4.به دلیل رشد فکری جامعه و جنبش دموکراسی خواهی امکان استحاله ی ایران به سمت مکانیزم سوریه ای شدن بعید به نظر می رسد.
    5.رفراندوم تنها راه حل موجود.
    موفق و سربلند باشید.

     
  108. ساعتی است که نشسته ام و دارم فیلم های شما را می بینم و در این لحظه هجوم شعبان بی مخها به جماران در حین سخنرانی آقای خاتمی و حیدر حیدر گفتن به گوش می رسد و فریاد مرگ بر خاتمی و موسوی و کروبی گفتن نماینده های بی شرف و بی دین مجلس خامنه ای را می شنوم. چون آن مجنون دیوانه که بر صندلی ریاست مجلس تکیه زده است خود می گوید این مجلس خامنه ای است. بلی مجلس خامنه ای ! و لذا از چنین مجلسی انتظار خدمتگزاری به ملت امری محال است وتنها در مسیر حفظ و بقای حاکمیت جور و ستم و تزویر است.
    جناب نوریزاد عزیز! برادر بزرگ و عزیز من ! نرود میخ آهنین بر سنگ
    ////

     
  109. Dorud bar shoma , man kari be gozashteh shoma nadaram , ba tamame vojud baraie shoma ehteram ghaelam vaz khoda mikhaham shoma ro hefz koneh va ino bedanid ruzi nist ke baraie shoma doa nakonam , irane ma be asmsale shoma ehtiaj dare , omidvaram serahate lahje khodetun ro hefz konid . khoda ba mardome iran bashad

     
  110. vaghean khejalat dare in jomleie shoma be aghaie nurizad ,

     
  111. دوست عزیز کاش بعد از خواندن اتفاقی این نامه، یک تحقیق سرسری و کوتاه درباره ی نویسنده این نامه جناب نوری زاد می کردین بعد این کامنت های محکم و به زعم خود کوبنده رو می فرمودید

     
  112. نامه های شما مرا به یاد برنامه اقای مربوطه در زمان شاه می اندازد که حتما شما میدانید با هدف کاستن از تنش های موجود در جامعه با اشاعه این تفکر که چون این برناه مشکلات موجود را از تلوزیون بخش میکند حتما مسئولان از ان اطلاع دارند بس ما (مردم) داد اضافه نزنیم . البته امیدوارم واقعیت این نباشد

     
  113. اربابات گفتن

     
  114. با سلام خدمت جناب آقای نوریزاد
    به نظر من تحلیل بسیار درستی از اوضاع کنونی جامعه ارائه دادید و آن باغبان زیرک پیش از این محمدرضا پهلوی را نیز بدین سان به ورطه نابودی کشاند و اصولا تمام کشورهایی که مردم آن از آگاهی کافی جهت اتخاذ موضع درست در شرایط حال خود برخوردار نباشند بصورت اتوماتیک به این سمت کشیده می شوند و به نظر من این عدم آگاهی با وجود یک حکومت دینی (هر دینی) تشدید می شود. تنها راه برون رفت از بحران در این کشورها افزایش آگاهی و بالا رفتن قدرت تحلیل شرایط موجود و شجاعت و اصرار در اصلاح شرایط (حتی به قیمت از دست دادن جان) توسط تک تک افراد جامعه می باشد. دست آخر به آن دسته از دوستانی که می گویند این حرفها نتیجه ای نداره یا اینکه سوپاپ اطمینان حکومته عرض کنم که بله تا زمانی که ما اصل سخن را رها کنیم و به حواشی بپردازیم ، دقیقا این سخنان همان نوشته های بی نتیجه خواهند بود. آقای خامنه ای که تکلیفش معلومه ، به گردابی در افتاده که پایانش نمی بیند، و تنها ما مردم ایران هستیم که می توانیم با پایان دادن به این وضع کشورمان را از این گرداب نجات دهیم.

     
  115. باغبان صبور به این نتیجه رسیده که بهتر است حالا دیگر همه از وجودش با خبر باشند . همه ما بازیچه ایم.

     
  116. با اینکه با خیلی از عقاید آقای نوری زاد مشکل دارم اما ایشان را هرچه که باشند انسانی با شهامت می دانم، کلی مطلب نوشتند با ادب و احترام، شما دو جمله گفتید سه غلط املائی داشتید! بهتر نیست به جای توهین به ایشون به کلاس های سواد آموزی رجوع کنید؟ و کمی تعقل کنید نسبت گفتار خودتان، شما هم اگر توان و شهامتش را دارید نامه ای همچون ایشان البته با طرز تفکر خودتان بنویسید! البته بدون غلط املائی!!!!!

     
  117. آقای نوری زاد شما پاسخ سوالهای مهم (مهدی 15 مهر ماه) رو ندادید منتظر هستیم

     
  118. من از زاویه دید آقای نوری زاد نیز تقدیر می کنم ، اما نکته ای را فراموش نکنیم ، بیایید انقلاب را در منظر جهانی بنگیرم و زاویه دیدمان را عوض کنیم،
    آنچه مسلم است سیستم حاکم جهانی هر گونه ترفند و برنامه ای را که در توان دارد برای مصادره انتقلابهای آزادی بخش در جهان انجام می دهد همانگونه که تا به حال کرده و انقلاب ایران نیز نه از گزند آن ترفندها مصون است ونه ازاین قائله مستثنا
    شکی در این نیست که آنها هرچه در توان دارند از نفوذ ، پیاده کردن تز و آنتی تز ، جنگ سخت ، جنگ نرم ، جنگ اقتصادی ، جنگ ایدئولوزیک و عقیدتی ، جنگ اقتصادی و0000 تا به امروز به کار بسته ، می بندند و خواهند بست . اما نکته ای که نباید فراموش کرد که همین انقلاب حق خواهی مردم تا به امروز معادلات سیاسی جهان را به هم زده است ، تا به امروز که من و شما می بینیم سرپا ایستاده است ، چقدر باید ببینیم و بشنویم از افراد همین سیستم جهانی که ذکر کرده اند که قضیه انقلاب ایران تفاوت اساسی دارد ، چقدر باید چشمانمان بسته باشد که نبینیم در تنها جنگ تاریخ که دوابرقدرت شرق و غرب به یک جبهه در آن کمک میکردند ملت ما سربلند و پیروز بیرون آمد ، کجای تاریخ نوشته اند یک گروه چریکی همانند حزب الله لبنان یک ارتش تمام قد مسلح را با تمام پشتیبانی های سیاسی ، رسانه ای ، مالی و …. سرجای خود نشاند،
    جناب نوری زاد عزیز می دانم که دغدغه تو نیز همانند بسیاری ، مردم عزیزمان هستند اما نکته ایمان و توسل به ائمه اطهار و شخص صاحب الامر را از قلم نیندازیم
    امروز سیستم لیبرال دموکراسی و سرمایه داری در همه دنیا توسط مردم بیدار دیگر یک سیستم شکست خورده و غیر قابل اعتماد است ، جهان در حال تغییر است و حکومتها دیگر معتمد مردم نیستند ، سیستم سرمایه سالار حکومت ما نیز مستثنا از آن نیست
    جهان در حال عبور از یک گلوگاه سخت است ، و دو تفکر مهم و محکم آخر الزمانی بیشتر در جهان وجود ندارد ، تفکر فراماسونها به سرکردگی اکثریت یهود و تفکر اسلام با مشخصه مهم نشیع . شما خود قضاوت کنید .

     
  119. آقای پاچه خوار لطفا دست بردارید و وقت خود را طلف نکنید!!
    از پاراگراف آخر معلون است که جیره شنا از کجا میآید!!

     
  120. جناب آقای نوریزاد
    از تحلیل منطقی ای که ارائه کردید سپاسگذارم. مطالب این نامه برای من خیلی تاثیر گذار بود. فکر میکنم که در خوشبینانه ترین حالتها اگر هم همه دست اندرکاران در کارهایشان خالص باشند بسیار فریب خورده هستند و به قول شما “دشمن” در کارش بسیار موفق بوده است. البته وقتی افرادی بی سواد و بی دانش در راس کار باشند اوضاع از این بهتر نخواهد بود و کمترین تقصیر آنها که خود بسی بسیار بزرگ و نا بخشودنی است و باعث همه این بدبختیها و فلاکتهای ما ایرانیان است غصب قدرت است.
    امیدوارم روزی این حاکمان بی خرد و اندیشه دست از لجبازی و قدرت طلبی بی حد و حصرشان بردارند و حکومت را به اهل آن بسپارند و بیش از این مایه نگون بختی و فلاکت ایرانیان و تلف کردن سرمایه های مادی و معنوی کشور نشوند.
    باز هم ممنون از شما به خاطر روشنگریهایتان. امیدوارم دیگرانی هم که داخل حکومت هستند و حرفشان شنیده میشود اندکی از شما جسارت بیاموزند و به میدان بیایند تا بلکه مردم بیشتر بدانند.
    سپاس

     
  121. ممنون آقای نوریزاد
    مطالب نامه برایم جالب و در نوع خود تحلیل جالب و منطقی ای بود. سپاس از تلاشتان برای فردایی بهتر برای ا یران و ایرانیان

     
  122. جناب نوری زاد سلام
    یک سوال کوتاه و مختصر
    جرا شما با وجود این نامه ها، فیلم ها و افشاگری ها آزادید؟ البنه من میدانم که فشار های بسیار وجود دارد ولی چرا مثلا آقای تاج زاده در زندان است و شما خارج زندان؟ شاید قبلاپاسخ این سوال را داده اید ولی متاسفانه من ندیده ام.

    ممنون از پاسختان

    …………………………..

    سلام محمدآقای گرامی
    من یک وردی بلدم که آقای تاج زاده بلد نیست. هرروز صبح وهرشب آن را می خوانم وبه خود فوت می کنم. اثرهمه ی نقشه های بدکاران را نقش برآب می کند. ازشوخی گذشته این نکته ای که برای شما پرسیدنی شده نکته ای است که بارها بدان پاسخ گفته شده. کمی بگردید پیدا می کنید.

    با احترام: نوری زاد

    .

     
  123. با این ادا ها تو را جزو رجال سیاسی نخواهند گمارد. در آرزوی قدرت و شهرت خواهی ماند. خدا رو شاکرم که سالها پیش به حروم لقمه گیت واقف شدم. همون وقتی که از پشت تلفن به پرویز کرمی بیت تعظیم میکردی و دستمال می کشیدیش که سریال چهل سرباز بسازی! این وقاحت نتیجه حق خوری های مکرر شماست از عواملی که سالها برایت کار میکردند: محمد قوامی و امیر حجت و امین قدمی و… این وقاحت نتیجه ی حروم لقمه گی شماست. شرم بر اینهمه وقاحت!

     
  124. سلام آقای نوری زاد
    هر آدم عاقلی موقعی سیاست خودش رو عوض میکنه که بدونه طرفداری نداره.
    میخواین بدونین ریشه ی این جانب داری بی فکر از کجا آب میخورد.اینکه عموم مردم بدون تعقل راهی رو پیش میگیرن که نمیدونن درسته یا غلط بگذارید بهتر بگویم یا بعضی خوابند مثل من که بیدار شدم یا مانند شما خود را به خواب زدند و گوشهاشون رو محکم گرفتند که خیالات قشنگشون از بین نره یا خاطرات شیرین کودکیشون.
    میخواین بدونین این آزادی بیانی که واسش بیقرارین چطور شد که از ماها گرفته شد.
    میخواین بدونین چگونه برای رسیدن به یک آرمان عالی انسانی کارهای پست حیوانی انجام میشه.
    میخواین بدونین چطور بعضی ها به بقیه برتری یافتند و از نا پاکی در امان ماندند.
    میخواین بدونین چی شد که برای درک خوبی و بدی عقل آخر از همه قرار گرفت.
    میخواین بدونین چطور بهترین تفسیر ممکنه از یک فلسفه پوچ به کجا میرسه.
    میخواین بدونین ملاک اصلی برتری آدما چیه.
    جناب نوری زاد
    من به پاکی و درستکاری امثال شما باور دارم ولی باید بدونید اعتقادات شما بدنه ی اصلی جامه رو به چه سمتی هدایت میکند و اینکه با هر فکری به صورت غیر منطقی برخورد کردن چه بلایی به سر مردم می آورد.من این روند فعلی جامعه را از چشم کسانی مثل خامنه ای نمیدونم شما و امثال شما مقصرند چه دراین زمان چه در 100 سال اخیر. شما و امثال دکتر سروش و دکتر شریعتی همیشه یک ماسک زیبا بدست داشتید و بروی دین گذاشتید و هیچ وقت اجازه درک حقیقت و واقعیت را به مردم ندادید. ادامه این راه به ماله کشی به جایی نمیرسد و روزی میشود که این بافته های شما پای خودتان و ما را میگیرد که اکنون میبینیم که گرفته.
    این حرفهای که من نوشتم شما شاید بارها و بارها شنیدید و پاسخی نیز برای آن دارید که خود و مریدانتان را راضی میکند که اتفاقا من هم بارها و بارها از این پاسخ ها شنیدم پس بهتر است به جا بازی با مفاهیم به حقیقتی که در جامعه قابل مشاهده است بنگری و صد البته به تاریخ.
    میدانم حرفهای من بروی شما تاثیری ندارد و اعتقادات محکم شما با این نوشته تغییری نمیکند فلذا تیری بود در تاریکی.
    یک کرم شبتاب درتاریکی میدرخشد ولی در روشنایی ارزشی ندارد.آرتور شوپنهاور
    با تشکر البته اگه خوندید.

     
  125. سلام استاد گرامی، قلمتان مثل همیشه در و گوهر فرو باریده. باخواندن نامه های شما همیشه یک سوال برایم مطرح میشود، آیا حضرت رهبر اصلا این نامه ها را میخواند؟ اگر پاسخ منفی است که پس نوشتن این نامه ها به مخاطبی که آنها را نمیخواند چه ثمری دارد؟ و اگر پاسخ مثبت است پس چرا ۲۶ نامه یا بهتر بگویم ۲۶ نصیحت نامه هیچ اثری بر ایشان نگذاشته؟ فکر میکنید چند تا نامه دیگر باید بنویسید تا میخ آهنین در سنگ فرو برود؟

     
  126. به جان اقای نوریزاد راست میگم باور کن که ////و در اخر هم بگم نامه نگاری و نامه نوشتن چیز خوبیه به شرط اینکه تاثیرگذار باشه. 
    روزی که هیتلر خودکشی کرد همه با انگشت اشاره نفر قبلی رو نشونه رفتند و گفتند تقصیر اون بود تا رسید به اخرین نفر که رو کرد به تابوت هیتلر وگفت اون بود!!!

     
  127. ايمان اردكانيان

    درود بر شهامت شما

     
  128. shayad tamam in nameh haman mafhomi bashad ke hamsenan ma khob midanand ke
    ;
    AGAR MIKHAHID JAMEAHI RA ZIRO RO KONID NIYAZI BE BOLDOZER NEMIBASHAD BALKEH BISAVADAN RA BAR BASAVADAN BARTARI DAHID SEPAS KHAHID DID AN AHMAGHAN ANCHENAN MAMLEKATESHAN RA ZIRO RO MIKONAND KE KHOD TASAVORASH RA HAM NEMITAVANESTID BEKONID
    BAGHEBANAN ZIRAK DAR IN GITI PAHNAVAR HAM TAHSIL KARDE VA HAM BESIYAR MOTEKHASES VA DOREH DIDEH HASTAND KE NAH AKHONDHA YA AMSALAHOM VA YA ANANI KE MOTEAHED SIRATAND BETAVANAND BA ANAN MOGHABELEH KONAND. MAN YEK GHANON RA AZ INTARAF AAB BARYE SHOMA MIFERESTAM OMIDVARAM ANRA BE AGHAYAN GOOSHZAD KONID;

    AGAR MIKHAHI BA BARADARAN BOZORGTAR BAZI KONI AVAL BORO GHANON BAZI ANHA RA YAD BEGIR BAAD VARED ZAMIN BAZIYE ANHA BESHO
    YEK IRANIYE ASIL KE HANOOZ DELASH BARAYEIRAN MITAPAD VALI NEMITAVANAD JOZ NEVESHTAN KARE DIGARI ANJAM DAHAD..

     
  129. جوان ایرانی عزیز
    این شعر سعدی را همیشه بخوان
    اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی
    برآورند غلامان او درخت از بیخ
    الناس علی دین ملوکهم این هم سخنی از امام معصوم است که مردم به روش و مرام حاکمان می نگرند و یاد می گیرند روش زندگی را . در اروپا و غرب دروغگویی و دزدی و نداشتن وجدان کاری و …. جرم بزرگ تلقی می شود برای این است که هر گاه مسئولی مرتکب خطا می شود سریعا مورد بازخواست و برخورد شدید قانونی می شود. ولی در کشور ما چطور عمل می شود؟عده ای اصولا ماورا قانوند و خود معیار حق و باطلند.و هر گونه عمل کنند کسی قدرت چون و چرا ندارد.مانند روحانیون . عده ای بواسطه نزدیکی و چاپلوسی همان دسته اول هاله ای از نور پیدا می کنند و به اینها هم نمی شود گفت بالای چشمتان ابروست.مانند سرداران سپاه و اوباشان بسیجی نما.در این وضعیت دیگر چه انتظاری از مردم باید داشت که به بیراهه نروند؟

     
  130. درود بر شما
    اقاي نوري زاد احسنت به شما
    ولي ايكاش نامه كوتاهتر بود ولي با همين مغز كه شايد ايشان به خواندن ان مبادرت مينمودند
    ممنون

     
  131. سلام جنا ب اقاي نوريزاد:
    خدمت جنابعالي عرض كنم كه نامه خيلي عالي بود ولي ايكاش كوتاهتر ولي با همين مغز بود كه شايد ايشان مبادرت به خواندن ان ميكرد،
    متشكر
    پاينده باشيد

     
  132. آقا یا خانم نام
    خرمگس هایی مانند تو باعث و بانی این وضعیت دلخراش مملکتید. مثل اینکه یادتون رفته که خمینی در اولین سخنرانی خود در بهشت زهرا چه وعده هایی به ملت داد.او گفت آب و برق واتوبوس و مسکن مجانی می شود و گفت اینها که چیزی نیست در برابر ان چیز مهمتر که ما می خواهیم انسانیت شما ملت را ارتقا ببخشیم و کرامت انسانی شما ملت را بالا ببریم. حالا کمی فکر کنید بعد 34 سال از آن روز ملت ایران در کجای تاریخ ایستاده است؟ بجز فلاکت و بدبختی و بیکاری جوانان و تحصیلکردگان و فرار مغزها و فساد و اختلاس و نابودی همه زیر ساختهای کشور ارمغان دیگری می توان از این نظام منحوس مشاهده کرد/حالا هی ولایت ولایت کنید تا به جهنم وارد شوید.ساده لوحانی مانند شما که جز مجیز گویی و تقدس گرایی و مقدس پروری کاری دیگر نمی دانید از انسان سبک مغز علیل و ذلیلی مثل خامنه ای بت ساخته اید و هاله نور و یا علی گفتن به هنگام فرو افتادن از رحم مادر را ساخته اید . اگر اندیشه علوی و نبوی داشتید امروز مملکت در حال سقوط آزاد در منجلاب فساد و تباهی نبود.

     
  133. با صمیمانه ترین درودها و آرزوی سلامتی و امنیت برا ی شما ، کیست که نفهمد جان کلامتان حکایت از تنها و آخرین راه برای ماندگاری اینان بر سر حکومت و قدرت دارد ، اما صد افسوس که این نسخه هم یقینا” کارگر نخواهد افتاد چرا که اینان با بحران آمده اند ، در بحران زیسته اند و با بحران هم خواهند رفت .اینان دیگر در ساحل آرام جایی ندارند و همه فرصت ها را سوزانده اند . سالهاست که مردم از اساس از حکومت اسلامی عبور کرده اند و این انبار باروت بالاخره با جرقه ای شعله ور شده وهمه شان را به کام خود خواهد کشید . شوربختی ما همه از سر نادانی خودمان بوده. حال که به یاری شما و دیگر جان بر کفان و نیز زندگی در عصر اطلاعات ، بذر آگاهی جوانه زده و در حال بالندگیست ، دیری نخواهد پائید که شاهد به بار نشستن آن خواهیم بودو آن روز خواهد رسید که مردم دست در دست هم و با جان و دل هزینه برچیدن بساط همه این خون آشامان و فاسدان را خواهند پرداخت و آنان را به زباله دان تاریخ ، نزد همپالگی هایشان در قرون وسطی خواهند سپرد .

     
  134. پیشنهاد میکنم یه بار ذیگه نامه رو بخونید ظاهرا متوجه نشدید موضوع نامه رو

     
  135. سلام جناب نوری زاد.نمی دانم بعد از نگارش نامه در چه حالی هستید.خواهشی دارم از شما:تمنا میکنم //// پول پرست و /// را با امثال موسوی و خاتمی یکی نکنید.مطمینا شما از ماهیت کثیف و آلوده این فرد بیش از من آگاهی دارید.حیف از کسانی که با این فرد شیطانی همتراز شوند.

    …………………

    رامین گرامی

    فحش ممنوع!
    .

     
  136. جناب نوری زاد اگه شما از جان خود سیر شده اید و قصد خودکشی دارید چرا بیجهت دیگران را وامیدارید که با رعایت سیره حضرت امام علی (ع) به سرنوشتی دچار شوند که او شد . آیا درست است که از (خاک پای قنبر ) هم همان انتظار را داشت که از علی میداشتیم ! .

     
  137. نصیحتهای شما و تاکید مکرر به اینکه رهبران ما بایستی از سیره امامان ما پیروی کنند بی فایده است چون تقریبا تمام آنان با رعایت احکام الهی و عدم خروج از عدل وانصاف شهید شدند . بنابرین اگر کسی خواست همجون علی (ع) حکمرانی کند باید آماده شهادت باشد . آیا شما از (کمتر از خاک پاک قنبر او )هم انتظار وآمادگی شهادت دارید. اگه شما دیوانه اید و از جان خودتان سیر شده اید به دیگران چکار دارید .

     
  138. ولی آخرش همتون سروته یه کرباسین. ته مغز شمارو هم نمی شه خوند! خدا بهمون رحم کنه.

     
  139. با سلام خدمت آقای نوریزاد
    مدتی است که پیگیر نامه های سرگشاده شما هستم، نامه هایی گاه برند گاه تلخ و گاه از سر خیرخواهی که مخاطبش شخص رهبری میباشد، چیزی که نظرم را جلب میکند دیدگاههای دوستان است که وجه مشترکشان در تمام نامه های شما این است که چرا آقای نوریزاد با توجه به جو امنیتی حاکم بر کشور چنین بی واهمه دست به قلم میبرد مگر نه اینکه بزرگتر از شما بخاطر تیزی قلمش سر از زندان در می اورد؟ اری درست است شما هم در زندان بوده اید اما ایا فکر میکنید حکومتی که موسوی ها و کربی ها را با آن سابقه درخشانشان در خوش خدمتی به انقلاب خانه نشین کرده است به نوریزادها امان میدهد تا اینگونه سخن بگوید؟ توهین به رهبری، تشویش اذهان عمومی، افترا و تهمت به بزرگان نظام، توهین به سپاه و بسیج و بدنام کردن این نهادهای انقلابی نزد مردم؛ اینها حداقل انگهایی هستند که میتوانند به راحتی بر نوریزادها بزنند، چرا که بر بزرگان این کشور زده اند : بنی صدر خائن، موسوی و کروبی فتنه گر، رفسنجانی بی بصیرت و دزد، خاتمی فتنه گر و غرب پرست، احمدی نژاد منحرف و بی کفایت( که در این مورد بخصوص موافقم).
    ختم کلام
    جان هر کسی که دوست داری بیا لب بگشا و ما را از این شک و دودلی برهان. ایا حکومت میخواهد نامه های نوریزاد را مظهر ازاد اندیشی در نظام جلوه دهد؟ که مخالفم زیرا ازادی بیان وقتی ارزش پیدا میکند که گوش شنوایی برای آن باشد.
    آیا و آیا و باز آیا؟؟؟
    نمیدانم شاید کم لطفی کنم و ضلمی که ممکن است بر شما و خانوادیتان روا می دارند را درک نکنم اما برای بستن دهان نوریزادها همیشه خشونت و حذف گام اول نظام بوده است. نترسید از شما قهرمان درست نمی شود، ما همه فراموشتان خواهیم کرد، امیدوارم در نزد خدایتان عزیز باشید. منتظر جواب شما خواهم ماند.

     
  140. موفق باشید جالب بود و بسیار آگاهی دهنده

     
  141. فکر کنم یا غسل شهادت را کرده اید یا دیوانه اید و یا به نوعی در توطئه ای که ما از آن خبر نداریم دست دارید . اگر اتفاق خاصی در چند روز آینده برایتان نیفتد به دلایلی که خودتان در نامه تان اشاره فرموده اید احتمال شق سوم تقویت میشود

     
  142. یک متخصص زبان های ... - بیکار

    نوریزاد گرامی سوال را از بردیا پرسیدید اما من بی ادبی کردم و پاسخ دادم:
    بله همانطور که اشاره کردید در زبان فارسی نو، به بچه و زنده و مرده و برده و خسته و “واژه” و واژگانی ازاین دست هنگامی که یای “حاصل مصدر” ساز یا “ان” جمع یا هر پسوند دیگری اضافه کنیم، بجای “ه” غیر ملفوظ (که فقط کسره تلفظ می شود و نه “ه”) میانوند “گ” را لحاظ می کنیم اما “فربه” از آن دست لغات مورد نظر شما نیست چون “ه” در آن اصلی و ملفوظ است و غیر اصیل و نماینده ی کسره نیست!
    شاید برای شما جالب باشد که بدانید این “گ” میانوند در لغات فارسی فوق از کجا آمده و چرا به جای “ه” غیر ملفوظ قرار می گیرد! زبان فارسی نو به نوعی دنباله ی زبان فارسی میانه یا پهلوی ساسانی است و آن هم حاصل تحول پارسی باستان است! مثلا کلمه ای که امروزه “بنده” تلفظ می شود حالت فاعلی مفرد مذکر آن در فارسی باستان بوده “بندَکَ ” “band-a-ka” که خود از اجزایی چون ریشه، پسوند ماده ساز a و پسوند نام ساز ka تشکیل می شده که با خط تیره مشخص شده. این “کَ” در گذار از دوره ی باستان به دوره ی میانه (اشکانی و ساسانی) با حذف هجای پایانی ساده شده و تبدیل به “ک” و سپس “گ” شده (بندک و سپس بندگ)که تا بعد از دوره ی ساسانی این “گ” در جایگاه پایانی کلمات باز هم تخفیف یافته و بکلی فاقد تلفظ شده به گونه ای که فتحه ی مافبل آن ( تقریبا تا قرن ششم هجری) خود را به صورت آوای پایانی کلمه نشان داده و در متون ادبی از آن زمان به صورت “ه” غیر ملفوظ و غیر اصیل پایانی ظهور یافته،( یعنی تا قرن ششم تلفظ می شده بندَه، بچهَ، که تا امروز هم خمینی و برخی آخوندهای دیگرهم همین گونه تلفظ می کردند) در حالی که همان “گ” زمانی که در جایگاه میانی قرار داشته (بندَگان، بندَگیه، …) از دوره ی ساسانی همانگونه به فارسی نو انتقال یافته، باقی مانده و حذف نشده، فقط فتحه آن در تلفظ امروزین به کسره بدل شده یعنی بندَگان شده بندِگان. اینجاست که ما می گویم “بنده” اما در جمع می گوییم “بندگان” و به غلط گمان می کنیم که این گ را خودمان اضافه کرده ایم!
    اما “فربه” چنین نیست بازسازی آن لغت در فارسی باستان “فِرَ-پیثوُه” بوده است
    “fra-pithva”
    که اولی پیشوند است که در فارسی نو “فرا” بازمانده ی آن است و لغت “پیثوه” هم همان است که در پهلوی ساسانی و فارسی نو به شکل “پیه” بازمانده است ترکیب این دو در فارسی نو به صورت “فربه” تلفظ شده و باقی مانده یعنی کسی که “فرا-پیه” است یعنی چاق یا دارای چربی و پیه بسیار! (خود چر-بی هم جزء دومش ساده شده ی همان پیه است)
    آقای نوری زاد! من در دوره ی در فوق لیسانس شاگرد اول بودم با معدل کل 19نه فقط مدرک که لیاقت داشتم و سواد داشتم و کارایی و ایمان را باهم! جای من در سازمان میراث فرهنگی بود، جای من در فرهنگستان زبان فارسی بود! اما آقازاده نبودم و پارتی نداشتم! با ماهی 150 تا 200 هزار تومن راضی بودم من حق داشتم که بیکار نباشم! حق داشتم که زن داشته باشم و بعد از این همه سال درس خواندن واقعی، عزت و آبرو و شغل داشته باشم! جرا آن جوانک 19 بیست ساله که کرک پشت لبش هم درنیامده بود با دیپلم باید پشت میز رییس دفتری فلان مدیر مسئول میراث فرهنگی می نشست و من در به در خیابان ها دنبال کار؟ و سهمیه ی استخدام نخبگان و شاگرد اول ها را هم که دولت ظاهرا برای امثال من اختصاص داده بود، برای نور چشمی ها و فرزندان کارمندان کارگزینی با رشته های نامربط خرج کنند و دست من را کوتاه؟ اما حالا خوشحالم که کار ندادند! خوشحالم که آن جامعه ی فاسد را رها کردم! هنوز هم نه تنها لیاقت و کارایی و سواد گذشته را دارم که بر آن بسیار هم افزوده ام و به همین خاطر هم هست که خوشبختانه دیگر ایمان ندارم!
    اگر رشته ی مسلمانی مردم ایران را تا انتها بگیری به آن فئودال بی شرفی می رسی که برای حفظ اموال و زمین هایش لااله الا الله گفت یا به آن دهاتی مفلوکی که شمشیر عرب دزد غنیمتبر متجاوز جهادگر را پشت گردنش دید و اگر نمی گفت لااله الا الله خودش را می کشتند و زنش را می بردند و فرزندانش را برده می کردند و چهار پنجم اموالش را غارت کرده یک پنجمش را هم به مدینه می فرستاندند!
    نوریزاد عزیز ایرانیان برای اسلام و عرب قالی قرمز پهن نکرده بودند مطهری دروغ می گفت! کافی است سیره ها و تاریخ های صدر اسلام را بخوانی! کافی است دو قرن مقاومت مردم (نه سپاه) ایران را در تک تک شهرهای ایران برای اعاده ی استقلال خود و جنایات امرا و چهار خلیفه ی عرب را در کشتار و خونریزی و سرکوب مردم این شهرها بخوانی! آن علی و محمد مقدسی که تو و امثال تو ساختید فقط در ذهن توست و وجود خارجی نداشته! همان محمد نبود که در بدر و در بیابان سوزان بستن آب را بر روی تشنگان باب کرد؟ همان محمد نبود که بجای محاکمه ی سران و شیوخ خاطی، یک قبیله اسیر دست بسته را به دست جلادش علی و زبیر گردن زد و حتی شلوار از پای نوجوانان فرو کشیدند که بیبنند موی زهار بر آلت دارند یانه که اگر دارند نوجوان بی گناه را هم گردن بزنند؟ نه نوریزاد! این حکومت عین اسلام است و پیاده کننده ی مو به موی آن!

     
  143. آقای نوری زاد . حداقل تبعات نوشتن این نامه و زیر سوال بردن تقریبا تمام کسانکه نشانه قدرت مطلق در این کشور فلاکت زده هستند قاعدتا بنا بر آنچه خود شما تا حالا گفته اید روشن است . (حذف فوری شما به صورت خودجوش )! ولی چرا این اتفاق تا حالا نیفتاده است سه صورت میتواند داشته باشد 1- طبق تئوری توطئه نوشتن چنین نامه های تحریک آمیزی که هر کدام آن میتواند مجوزی برای صدور فتوای مهدورالدم باشد ( با توجه به زنده بودن شما طبق آخرین اطلاعات) این تصور را ایجاد میکند که شما هم حساب شده و با هماهنگی با نظام این مطالب را با هدفی که برای ملت روشن نیست به رشته تحریر در می آورید 2- خیلی شجاع هستید 3- یا یک دیوانه به تمام معنی با افکار خودکشی

    ………………………..

    حالا حتما ما را باید بکشند تا صداقت سخن من برشما آشکارشود. فرض کنید من: جاسوس. بنگرید این جاسوس”چه” می گوید.

    با احترام.

     
  144. ملت ايران تاوان حماقت و نافهمى امثال شما را ميدهد، ايكاش بجاى وطنفروشى در مقابل جيره و مواجب وجدانى بيدار پيدا ميكرديد و اين مرزو بوم را اينچنين ارزان نميفروختيد، زمستان ميگذرد و روسياهى به زغال ميماند دستمال بدستان بيت رهبرى

     
  145. ///۰برخلاف نظر اقای نوریزاد که سعی در برائت خمینی ٬بنیانگذاراین نظام تبهکار و دشمن ایران و ایرانی دارند ٬مردم ستمکشیده ایران باشعار های ۳سال قبل به جهانیان نشان دادند که از کلیت این رژیم قتل وغارت بیزارند وتا سرنگونی کامل ان با تمام جناح هایش وتسلیم انها بدادگاههای صالحه از پای نخواهند نشست.من به آغای نوریزاد توصیه میکنم که در عالم چرت و خماری به نوشتن نامه ها به خامنه یی یار غاردیرینه اش ادامه دهد۰بمصداق مثل معروف:” هرگزنمیتوان کسی را که خود را بخواب زده است بیدار کرد”۰از کسانیکه ۳۳سال به کارسانسور اشتغال داشتند انتظار نمیرود که نظرات مخالف را منتشرکنند۰بهروز

     
  146. آقای نوریزاد اگراندک آبروئی برای اسلام باقی مانده باشد توسط امثال شما و مرحوم منتظری مانده است . هرچند عدالت جوئی ارتباطی به باورهای دینی ندارد. درود بر شرافتتان – نامه هاتان در تاریخ میماند

     
  147. آقای نوریزاد اجرتون با خدا. فکر می کنم با این نامه خطرات زیادی رو برای خودتون خریدید. من یاد مسلمانان صدر اسلام افتادم که سنگ روی سینه شون می گذاشتند و اونها جز حق چیزی نمی گفتند. خدا خودش پشت و پناه شما باشه. ما فقط می تونیم قدردانتون باشیم و براتون دعا کنیم.

     
  148. ختم الله علی قلوبهم وابصارهم لما سمع الذکر
    کجایی جناب که به فرموده کتاب اب در هاون میکوبی

     
  149. سلام و خسته نباشید
    اقای خامنه ای شخصیتی قدرت طلب و لجوج دارند . پیش از این که مشکلات این مملکت را به اطرافیان ایشان نسبت دهید کمی هم به شخصیت خود ایشان توجه فرمایید

     
  150. من هم مثل شما به دست هایی که ما را وادار میکنند که خود گور خود را بکنیم معتقدم ولی آیا تا این اندازه ؟ میدانم که برنامه تنفر از اسلام برنامه دراز مدتی است که بدست حاکمان مدعی ام القری اسلام و با هدایت دست هایی پنهان در حال اجراست. ولی هرگز نمیتوانم نفوذ را اینچنین مستقیم بیانگارم. بنظرم ریسمان هدایت ایشان جهل ایشان است.

     
  151. امام گفت : من تو دهن این دولت میزنم !
    اما انگار دولت جا خالی داد صاف خورد تو دهن ملت !
    ////
    خوب دقت کن 😐

     
  152. نوری زاد، ای زاده نور (: ……زمان التماس کردن گذشت.حال باید خشم گرفت باید خروشید باید نفرت را علنی کرد. مگر آیا نمیدانید که در روایات است (البته ما که مذهبی نیستیم اما…) زمانی که امام زمان قیام کند بعد از اتمام حجت هیچ بخششی نخواهد بود هیچ توبه ای پذیرفته نخواهد شد. ستاننده آه مظلوم است. خشم او حق است. شمشیر او حق است. ضربات شمشیر او، خشم او،حتی کلام او همچون آتشی بر ظالمان و همچون آبی بر قلوب مظلومین است.هیچ اراده ای قالب بر اراده او نیست. لطفا بیش از این خود را برای حرامیان خار نکنید چرا که اظهار عجز پیش ستمپیشگان خطاست, اشک کباب باعث طغیان آتش است

     
  153. اون دوست درست گفته جناب نوري‌زاد
    هاي آخر فربه ملفوظ است و موقع ياي نكره گفتن نيازي به جدانويسي نيست (فربهي و نه فربه‌اي)
    بر همين سياق مانند فرمانده كه به فرماندهان جمع بسته و خوانده مي‌شود فربهان درست است

    ………………….

    سپاس
    چشم.

     
  154. سید حسین سادات

    با عرض پوزوش در بالا”درباره” را به”درباره قاجاریه” اصلاح می کنم.

     
  155. سلام آقای نوری زاد. شما حر زمان هستید و خیلی افتخار میکنم هنوز در ایران انسان های آزاد و خداپرستی مانند شما وجود دارند که از هیچ موجود فانی نمی ترسند و حقیقت را فریاد میزنند. امیداوارم یک روز آزادی و شادی به این مملکت برگردد.
    با احترام و آرزوی سلامتی شما،
    حسین

     
  156. در این فکر م که تاریخ این سال ها را چه گونه قضاوت خواهد کرد ؟ از ما که گذشت ، اما می دانم کم ترین قضاوتش این خواهد بود که در سال 1357 ، قومی نادان اما طمع کار روی شانه های مردمی ساده و نجیب برآمدند و از همان نخستین روز زدند، کشتند، شکستند، زمین و زمان را از بیخ کندند، خوردند و بردند و تا ابد لکه ننگی برپیشانی هر که نام اسلام و مذهب را در این کشور ببرد زدند.
    اقای نوری زاد، چه ساده اید شما که هنوز به طناب پوسیده دخیل بسته اید تا یک بار دیگر ملتی را با این طناب به چاه ویل بفرستید .این طناب پوسیده است اقا جان! توفان خشم مردم ا، چیزی نخواهد گذاشت آن روز که براید

    …………………….

    سلام ایرانی خوب
    قصد من با هرگرایشی که اتخاذ کرده ام، تنها پرهیزاز اوضاع واحوالی است که امروزه سوریه گرفتارآن است. برای این پرهیزحاضرم به هرکسی که شما بفرمایید التماس کنم.

    با احترام: نوری زاد.

     
  157. با سلام
    خیلی مسخره است که از کسی به نام جناب رفسنجانی که در کشتار جوانان این کشور دست داشته خواهان گفتن حقایق را داشته باشیم.ایشان نگران تمامیت ارضی ایران و حقوق پایمال شده ملت نیست، ایشان فقط نگران آن است که بعد از خامنه ای چه بر سر ثروت خود و آقازاده هایشان خواهد آمد و به همین خاطر عقیده دارند که “برداشت من از وضع کلی کشور این است که نباید کاری کرد که وزنِ آقای خامنه ای پایین بیاید. اگر وزن آقای خامنه ای پایین بیاید معلوم نیست بعدش چه می شود. من هیچ گزینه ای بهتر از آقای خامنه ای برای وضعیت فعلی کشور سراغ ندارم.”

     
  158. عبدالله شريعتي

    یک وکیل said:

    بنام خدای مهربان
    نامه های قبلی شما رو نخوندم ولی این نامه بسیار مغرضانه و سطحی و شایدم باغبانپرورانه است!!!
    بعنوان یک مسلمان و همنوع خواهش میکنمهم شما و هم نظر دهندگان بدون تعصب و صرفا علمی بازنگری فرمایند.اگرچه قطعا بین این نویسندگان مزدوران سیا و موساد و خائنینی از پهلوی ملعون نیز هستند!
    بخشی از فرمایشات شما درست ولی این خصائص ذاتی هر انقلاب مردمیست و باید امور را پیش برد .درست مانند رهبری که هم پوزهء امریکا را در خاک دارد و هم سعی در کنترل طغیان آخوندیسم و نظامیها و…دارد.واقعا راست میگویم کمی دقیق بنگرید.
    میخواهم قالبی برای شما بدهم!:حکومت دست بنده و هر مسلمانی و حتی رهبری امانت است و هیچکس حق ندارد بجز دسنور اسلام عمل کند.اسلام هم رفتار امام حسنی دارد و هم رفتار حسینی(ع).نتیجهء امر هم دست خداست.مهم این است که ما بر مبنای داشته های خود از تشخیص درست تکلیف و انجام آن کوتاهی نکنیم .بهدش ما صاحب داریم و ب صاحبمان میبالیم.و یقین داریم که علیرغم کاستیها و گناهها و کوتاهیهایمن بشدت بفکر ماست و دعایمان میکند.اقای نوری زاد واقعا ارتباط شما با امام زمان(عج)چگونه است؟ ایا فکر نمیکنید که اگر این نوشته های شما مورد رضای ایشان شود حتما نسیمی روح افزا در دل و جان شما میوزد؟آیا واقعا به این نسیمها وعالم خارج از ماده و توجه غیر طبیعی ائمه و…اعتقاد دارید؟بندهئ ذلیل و حقیر درگاه اهل بیت(ع) بارها و بارها این عنایات را دیده ام و اگر تمام دنیا سرزنشم کنند که نمیفهمی یقین دارم که دنیا نمیفهمد!
    به شما و تمام همنوعان عزیزم که نظر داده اند توصیه میکنم با علم و با در نظر گرفتن تمام شرایط حاکم بر یک موضوع و رفتار نظر دهند.
    امروز باعتبار انقلاب اسلامی اکثر صاحبان عقل و تدبیر میدانند که جمهوری اسلامی ایران استکبار را آنچنان سرگردان کرده که در تاریخ سابقه نداشته است…پیشنهاد میکنم شما هم وارد این جهاد شوید .بیائید به استکبار که دشمن تمام خوبیها و اخلاق و خدا و هویت انسان است حمله کنیم!.تابحال چند مقاله در مورد رفتارهای شنیع این مرداران مانند جنین خواری و همجنس بازی و زن فروشی و…نوشته اید؟آیا اینها را حضرت مسیح(ع) فرموده اند؟
    درود بر امام خمینی فریارگر بزرگ قرن و تمام رهروان صادق ایشان و درود بر خلف صالح ایشان اقای خامنه ای و درود بر تمام کسانی که دغدغهء دین و انسانیت دارند.الان هم مردم ایران در مقابل دشمنان خود اولویت اولشان حفظ اسلام و کیان کشور است و در این راه پیرو دین خودند نه اشخاص.حتی آقای خامنه های هم فردی مانند من و شماست و بحشب وظیفه و فهم و شعور هر ایرانی با انصافی باید قدرشناس این انسان مومن و منیر باشد که اینگونه است.خداوند یار و یاور خوبان باد.یا حق

     
  159. جناب نوریزاد گرامی درود بر تو. حقا و انصافا که خوب گفتی اما چه حیف که اینها دگر اثر ندارد. اینکارها بایستی زودتر صورت می گرفت و بجای پس زدن مردم به اسم خودی و نخودی و… باید از مشارکتشان بهره می بردند که نبردند. بنده می گویم که این نامه نیز اثری بر عظما نخواهد گذاشت، چه بسا او خود می داند و سالهاست که می داند اما از ترس و عافیت طلبی و نیز حب قدرت لام به کام نگه داشته است. بهرحال شما گفتی و دین خود را ادا کردی اما کار این حکومت ناب اسلامی از این کارها گذشته می باشد. بنابرین مرحله بعد را مردم ایران به مرحله اجرا خواهند گذاشت، طوری که تمام این سردار بادکنکی ها و امثالهم به فوتی بند نباشند در مقابل خشم مردم.
    سپاسگزارم

     
  160. با سلام و خدا قوت
    با اجازه در صفحه فیس بوک گذاشتیم
    در صورت امکان به ما سر بزنید

     
  161. جناب اقاي دكتر به نظر شما اين نامه ها به دست اقاي خامنه اي مي رسند؟ ايشان بطور كامل انها رو مطالعه مي كنند؟

    ………………………….

    اگرمطالعه نکنند که ضعفی دیگربرضعفهای ایشان افزوده می شود.

    نوری زاد.

     
  162. آقای نوری زاد از اینکه نامه های شما هر از چندی ناگفته هایی را برای هموطنان افشا میکند شکی نیست ام باید دید شما میتوانید با آنها خواب زده ای را هم بیدار کنید. گمان نمیکنم چنین باشد. آش سال 57 دیگر آنقدر شور شده است که حتی هیچ آشپز تازه کاری هم نمیتواند برای آن چاره ای بیندیشد. در انتظار تغییر نباشید و خود را با نوشتن این نامه ها خسته نکنید. خسته هم نباشید

     
  163. جناب آقای نوریزاد
    نامه سراسر مهر وادب وانصاف شما که نشان شخصیت و ادب شماست و آخرین سوسوزدنهای امید را در این اجاق سرد با تمامی تاروپود جانم احساس میکنم و همچنین دیدگاه های ضمیمه راو تحلیل شخصیتی رهبر را ، که با قسمتی از آن موافقم ، خواندم . نمیدانم همان فربگان و حریصانیکه همواره اطراف قدرت جمع میشوند اجازه رسیدن این هوای آزاد را به محیط //// پیرامون رهبر میدهند و یا هنگامی این ندای مرغ حق به گوش صاحب حرف میرسد که باید به شنیدن صدای انقلاب اعتراف و دریوزه زمانی برای جبران مافات بکند .
    خدا کند که هنگامی بشنود که نامی از ایران واسلام و…. باقیمانده باشد.

     
  164. آقای نوری زاد ممنون بخاطر کلیت عالی این نامه، ولی در مورد مصداق آن باغبان زیرک با شما موافق نیستم.
    همه اینها بیشتر نتیجه جهل است. حتی سیاسیون و روشنفکران ما نیز به اندازه خود از این جهل بی نصیب نیستند.
    اگر آگاهی و آزادی بر این کشور نور بتاباند مطمئنا تصمیمات ما نیز در همه قشرها و زمانهای ما شایسته تر خواهد بود.
    خیلی از مردمان ما از تاریخ جهان و ایران، قانون، دین، جامعه مدنی و حقوق شهروندی و زنان و …. درک درستی ندارند و این ناآگاهی خیلی ریشه دار است.
    البته اینکه امثال اسراییل و … نیز جاسوسانی دارند و به نوعی تصمیمات خود را در جهت منافع خود دیکته می کنند قابل کتمان نیست اما اینکه همه این امور را به آنان نسبت دهیم بسیار ساده انگاری و بر اساس همان توهم توطئه است.
    در کل با بسیاری از مطالب شما موافق بوده و آنرا برای قشر بسیاری از مردم خویش آگاهی بخش می دانم.
    موفق و موید باشید.

     
  165. اقای نوریزاد جانا سخن از دل ما میگویی . یه سوال همیشه تو ذهن منه که جوابش برام مهمه و اون اینه که ایا این نامه ها بدست ایشون میرسه یا نه؟

     
  166. ” آقایان هاشمی و خاتمی و موسوی و کروبی و جمعی دیگر از این دست، تازه ترین همراهانی هستند که آن “دشمن” با آستینی که شخص شما بالا زدید، از باغ انقلاب بیرون انداخت.”
    همین یک جمله ات نشان میدهد که از باغ خیلی بیرونی!! انقلاب 57 درخت کرم خورده ای است که سراپایش آفت زده میوه هایش مسموم و گندیده است تنها راه چاره بیرون کشیدن آن از ریشه //// آن است.///

     
  167. با سلام و درود به استاد گرامی و مجاهد نستوه جناب نوریزاد
    جناب استاد بعنوان یکی از طرفداران شما فقط یک خواهش ازجنابعالی دارم وآن اینکه لااقل از شما توقع ندارم از مفسدینی که امروز در راس مدیریت کشور هستند و در امانت الهی خیانت میکنند، بعنوان عاملین بیگانگان یاد کنید که این عین ظلم در حق خرد امروز ملت ایرانست. در طول تاریخ تعاملات بشر کمتر ملتی بوده است که از پیشرفت و ثروت ملت دیگری خرسند بوده باشد. اگر در لایه های زیرین مردم در اروپا ، آمریکا و سایر نقاط دنیا دقت بفرمایید این مساله را بروشنی خواهید دید. در واقع این خود ملتها هستند که در سعادت و ضلالت خود نقش اصلی را بازی میکنند نمونه بارز این قضیه مردم ژاپن و آلمان هستند با کمی مرور تاریخ متوجه میشویم که سعادت و پیشرفت نه چیزیست که بتوان ملتی ، ملت دیگر را از بیرون مرزها ازآن محروم کند و نه چیزیست که بتوان آنرا از خارج به ملتی تزریق کرد. همانطور که میدانیم پس از جنگ جهانی از آلمان و ژاپن بجز مخروبه ای چیز دیگری نمانده بود، آمریکاییها و متحدانش برایه متوقف کردن نظام فاشیستی ، به هر دو کشورلطمات سنگینی را وارد کردند. اما بعد گذشت سه دهه از جنگ جهانی همان کشورهایی که دیروز در عرصه نظامی از آمریکا و متحدانش شکست خورده بودند توانستند در عرصه اقتصادی آمریکا را شکست دهند بعنوان مثال در دهه 90 صنایع خوروسازی ژاپن عملا صنعت خودرو سازی آمریکا را به ورطه ورشکستگی کشاند! هیچکس در این دنیا چراغ جادو به هیچ کس نمیدهد و پیشرفت و سربلندی جز با همدلی و امانتداری و زحمت بدست نمی آید. جناب استاد ما اگر باختیم به خودمان باختیم… به غرور و تکبر مان………. چون فراموش کردیم که ما هم بنده خداییم و در معرض فریب شیطان…. خواه مهتر باشیم خواه کهتر، خواه امیر خواه مامور، خواه ارباب و خواه رعیت، و خواه امامزاده و خواه دهقانزاده…..

     
  168. جناب نوریزاد عزیز،
    با درود وسپاس بخاطر شهامت و از خودگذاشتگی بی نظیرتان.
    حکومت اسلامی لازم است که برای اثبات حقانیتش، تحت مدیریت ناظران بین المللی، تن به همه پرسی عمومی بدهد، تا با فشار برق سه فاز آشنا گردد.
    از این همه دروغ، تظاهر، خیانت و جنایت، ما مردم ایران دیگر جان مان به لب رسیده است.
    نا سلامتی در قرن بیست و یکم هستیم.

     
  169. آقای نوری زاد سلام
    به نظر من آقای محمد مجتهد شبستری به نهایت از آقایان خاتمی و مطهری و بهشتی جلو تر هستند

     
  170. سلام من موندم معطل در این کشور که کوچکترین اقدامات توسط اطلاعات رصد میشه چطوری این آقا از درون زندان اطلاعات این جور نامه ها رو بیرون میده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بع بع مع مع مع بع بع بع!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

     
  171. به نظر میرسد اقای نوری زاد برخوردی دو گتنه به خامنه ای دارد.یکم اینکه مشکلات افتصادی و تورم و گرانی ،فقر،کشتار،دستگیری ،اعدامها و تمام بدبختی ها را به دوش احمدی نژاد گذاشته وایشان را از زیر ضرب خارج کند و ار طدفی دیگر خامنه ای را بعنوان قردی که سیاست و خط مشی قکری او در همه غرصه های اقتصادی و سیاشی و بویزه انژری هسته ای تغیین کننده ارزیایبی کند.خامنه ای در29 خرداد ماه 88 دستور سرکوب تظاهرات مسالمت امیز را صادر کرد.چگونه امکان دارد کسی خود را رهبر و ولی فقیه کشوری اسلامی دانسته و دستگاه عریض و طویل اطلاعاتی و امنیتیش را چشم و چراغ نظام معرفی کند، ولی از چنین سبوعیت هایی بی اطلاع باشد؟ مردم ایران به طومار 2500 ساله شاهنساهی و نظام استبدادی ان خاتمه داند.باید ایمان داشت و بدون تردید به1500 سال ایدیولوژی اسلانی تحمیل شده واجباری به مردم ایران هم خاتمه خواهند داد.و به رواج خرافات و جهل و جنایت پایان داده و زیر و رو و درهم خواهند شکست. و بر روی ویرانه های این نظام و ایدیولوژی اسلامی دنیای نوینی بر پا خواهند کرد.نوری زاد قادر نیست که این نظام را از ورطه سقوط نجات دهد.ایشان به دنبال حفظ این نظام اسلامی است به تغییراتی جزیی ،در خالیکه مردم ابتدا بدنبال خلاصی از شر این اسلام و احکام قرون وسطایی و متحجر ان هستند که باید به زباله دان تاریخ انداخته شود.با سپاس و مهر

     
  172. سپاه انقدر بزرگ شده که دیگر به اقا بالاسر نیاز ندارد و لی در شرایط عادی نمیتواند گام نهایی را بردارد و نیازبه جنگ دارد تا نقشه خود را عملی کند و بعد از سکته!!یا شهادت!! رهبر همزمان با جنگ با غرب معامله کند و خود حکومت را بدست بگیرد

     
  173. مشت قربونعلی

    آقای نوری زاد جمهوری اسلامی پروژه خدا برای خوار کردن آخوند بود.حتی آخوندهایی که با این رژیم نبودند خوار شدند میگی چه جوری؟توسط خود جمهوری اسلامی.خودشون رو یه عمر آیت الله و حجت الاسلام و آیت الله االعظمی نامیدندکه خدا همچنین عناوین جعلی و موهونی رو حتی برای پیامبرانش در قرآن بکار نمی بره و با با هیکلهایی درشت و شکم هایی فربه و زنهای متعدد و حسابهایی پر شده با دسترنج مردم زحمتکش به نام سهم امام و خمس و… حال میکردند شما فکر کن آیا راهی غیر از این بود که خدا اینجوری دستشونو رو کنه و به اونها حکومت بده و اونها ذات خرابشونو اینجوری نشون بدن.تاریخ همیشه داره دست رو میکنه برادر.

     
  174. جوان ایرانی

    آقای نوریزاد یک دلیل منطقی بیاورید که چرا نباید شما را سردسته خادمان همین دشمن فرضی بدانم؟ در یک نگاه اجمالی شما اولاً بازهم آدرس غلط میدهید و فرافکنی میکنید و هفتاد میلیون را بی اراده و آلت دست پنداشته و هرچه بر ما میرود را نتیجه دشمنی “باغبان” معرفی میکنید. “باغبان” شما را چه کسی به این روز انداخته که در مجمع عمومی سازمان ملل چشم چشم دو ابرو میکشد؟ دوماً بزرگترین اعتبار این نوشتارتان به زیرکی همان “باغبان”داده شده و راه پیشنهادی شما هم همان است که او شبها خوابش را میبیند. خوانندگان بیطرف قضاوت کنند از خواندن این متن جزترس و یأس په هدیه ای به مردم ما داده اید؟ سوماً شما در یک اقدام انتهاری و از دم هرکسی را که اسمش را به یاد آوردید متهم کردید و هیچ روزنه امیدی را هم باقی نگذاشتید. اگر زبانم لال شما بر مصدر کار بودید کدام یک از این اسامی از دست شما جان سالم در میبردند با این نفرتی که در متنتان نسبت به آنها پنهان است؟
    آقای نوریزاد فرافکنی نکنیم. حقیقت را صادقانه ببینیم و بپذیریم. قبل از هرچیز اصلاح را از خود شروع کنیم. بزرگی کار بزرگان است. ایرادات فردی جمعی و فرهنگی ما ملت تا هست یک روز آقا محمدخان بر گرده ما سواری میکند یک روز پهلوی یک روز آخوند… دزدی کردن ما از هم نیز کار “باغبان” است؟ دروغ گوئی هر روز ما کار “باغبان” است؟ در آن غرب و ژاپن شما هم اینقدر بی پروا دروغ میگویند؟ در حق هم ظلم میکنند؟ به هم تهمت میزنند؟ در پایان یک کلام و ختم کلام، ایرانی عزیز خراب کردن آسان است ساختن دشوار است. خراب کردن ها چیزی به ما اضافه نمیکند ساختن ارزشمند و ارزش آفرین است.

     
  175. درود بر كاوه آهنگر زمانه نورى زاد عزيز ، اى شيرمرد ، قلم آتشينت را بدون حراس برروى كاغذ بلغزان و آگاهى بده ملتى را كه به خواب خرگوشى فرو رفته ، صدها سال از زمان كاوه ميگذرد ولى او هميشه در قلب ايرانيان نيكو سرشت خانه دارد و تو هم اى عزيز بدان و آگاه باش كه جاودانه تاريخ اين مرزوبوم خواهى شد

     
  176. هیچ فایده ای ندارد……خداوند آخر و عاقبت همه ما را به خیر کند.

     
  177. khoda konad ke khameneie betavanad in name ra khoob bekhanad
    va delash anchenan siaah nabashad ke sokhane hagh ra nashnavad.

     
  178. سید حسین سادات

    جناب آقای نوری زاد؛سلام علیکم!
    اولا بنده به شما انتقاد دارم که چرا هماره ایشان را”آیة الله خامنه ای” خطاب می کنید؟!
    رهبری ایشان را آیة الله کرده یا عرف به ایشان این سمت را اعطاء نموده اند؟مگر القاب درباره قاجاریه است که شان “آیة الله”ـی را پایین بیاورید؟ برای کسی که تشیع را به ابتذال کشیده و یک رساله ندارد و از روی تحریر آیة العظمی خمینی جواب می دهد! از شما بعید و عجیب است…
    ثانیا:
    این چه خلوصی بود که /// با دیدن جنازه آن سه افسر لبخند زد؟ این چه خلوصی بود که ////کردستانات را به خاک و خون کشید؟ آیا “تجهد های خالصانه و گریه های شبانه در نمازشان و طلب استغفار از درگاره پروردگار” ایشان را چنان /// ساخته بود که اعدام ـهای 67 را رقم بزند و با آن لحن تند مرحوم امام منتظری(ره) را از کار برکنار کند؟
    آیة الله خمینی ـتان چه توفیری با حجت الاسلام سید علی خامنه ای ـتان دارد که اینقدر این دو را متمایز می کنید؟
    امام منتظری(ره) تفاوت بسیار زیادی دارد با تمام روحانیون انقلابی بعد از 57،و یکی از آنها نیز آیة الله خمینی است.
    اما دو روحانی مانند آیة الله خمینی و حجة الاسلام خامنه ای که تقوا ندارند و مرتکب متوحشانه ترین اعمال و رفتار شده اند هیچ توفیری ندارند و تا زمانی که شما و امثال شما آن دو را منفک از هم بدانید،شما هم یاور ظلم و جور و جنایت آنها هستید.
    منتظر پاسختان هستم.
    والسلام

     
  179. با درود به جناب نوري زاد
    برايتان آرزوي توفيق و سلامتي دارم

     
  180. موفق باشی برادر
    به نظر احمدی نزاد اصلا یهودیست
    به زودی زود که در پایان تاریخ مصرفش کنار گذاشته شد وناپدید شد
    ونه چندان دور بهار پایدار سبز رسیدو ماتنها نظاره گران امروزدر ان فردا شما راکه باغبان دیگری هستید دانه سبز ی که کاشتید باهم به د رختی تنومند همیشه سبز را بر ان اوجی که باید برسانیم امید که رسانیم
    بادرود فراوان به شما برادر بزرگم

     
  181. واقعا مستحق “حر زمان” بودن هستي مرحبا مرد مرحبا آفرين بر اين اراده و شرفت مرحبا

     
  182. سلام آنچه گفته ونوشته ایدوازجمله بیست وپنج نامه قبلی رامو به مو واکاوی ومطالعه کردم،حقاواقعیتهای است که وجود دارد واغلب دلسوزان و رانده شدگان دستگاه رهبری میدانند و لی جرات گفتنو نوشتنش را ندارن ولی شما با جسارت و شجاعتتان گفتیدو خواهیدگفت و بدانید این نوشتار برگ زرینی است که درحافظه ی دلسوزان و تاریخ انقلاب خواهدماند.

    یک توصیه برادانه دیگر افتابی نشوید تا از دیدگاههایتان بی نصیب نمانیم خدا یار ونگهدارتان باد.

     
  183. ولی با همه این بحث ها یادمون نره که شخصیت روحانی داستان ما نیز جز مفت خوران و //// باغ بود

     
  184. استاد نوریزاد گرامی
    زیبایی لفظی و معنوی وشجاعت و حریت بی نظیر تان بر آنم داشت تا سپاس واره ای فروتنانه تقدیمتان کنم.
    استاد عزیز حرف ه در واژگانی مثل زنده و بچه مکتوب و ناملفوط است اما در فربه مکتوب و ملفوظ.در واژگانی از این دست نیازی به میانوند گ نیست چه اینکه فربهی و فربهان در متون کلاسیک وافرند.
    نا گفته پیداست این وجیزه قلمی شد تا شکر لطفی باشد. متنی از مهر گرانبار که آه از دل دردمندان این دیار دردمند برآورد و آب لطفی بر زخم ناسور تن رنجور داغ دیده شان نشاند.

    سالها باش و بدین عیش بناز

     
  185. متاسفانه این نوشتار ترویج دهنده تئوری توطئه می باشد که نزد ما ایرانیان بسیار پذیرفته می باشد. ما به راحتی مطلبی را که در آن از دستهای پشت پرده سخن رفته باشد را بدون هیچ مدارک و شواهد و قراینی، با اشتیاق می پذیریم. کاش کمی هم از روشهای علمی در تحلیل شرایط موجود استفاده کنیم. کانون تصمیم گیری در ایران شامل حلقه ای از مقربان درگاه رهبری است که در ایشان نفوذ بیشتری دارند و این حلقه توسط خود رهبری تنظیم می شود. این یک مدل کلاسیک هست که در طول تاریخ موارد مشابه آن بسیار وجود دارد. احتمال ایجاد فساد و دسیسه و رقابت در چنین سیستم هایی بسیار زیاد است و این سیستم ها به گواه تاریخ محکوم به زوال می باشند.
    وضع فعلی حاصل کارکرد این سیستم است و هیچ عامل خارجی در درون سیستم نفوذ ندارد.
    در ضمن تمثیل باغبان خوشایند نبود، چرا که تنها صاحبان و باغبانان این ملک خود مردم هستند.

     
  186. یک جانباز و بسیجی ای که در کنار مردم ماند

    بنظرم دوستان و مخاطبان عام نامه ی 26 جناب نوریزاد نباید خیلی خود را درگیر و سرگرم اسم باغبان زرنگ داستان نامه کنند ،فرض کنید بجای اسرائیل بگذارید آمریکا ،می گویید آمریکا نه ، باشد بگذاریم م،الف ق دی ،اصلاً اسمش برابر تمام حرفهای فارسی و انگلیسی و لاتین ! خوب شد؟
    مهم آن است که گفتار ،کردار و رفتار رهبری دارای آن نقایصی است که جناب نوری زاد به آن اشاره کرده و نتیجه عملی آن ، بدبختی ملت و به نابودی رفتن ایران است.
    جناب نوری زاد برای آنکه حساسیت رهبری را برانگیزاند تا ایشان کمی فقط کمی شک نماید و اندکی تفکر نموده به نتیجه اعمالش بیندیشد ، اسم باغبان زرنگ را اسرائیل نهاد تا رهبری که به این اسم حساس است اندیشه کندتا بفهمد کارها و اعمالش مطابق پسند کسی است که در تمامی سخنرانی ها دشمن دشمن می کند و….
    تا شاید برگردد تا شایدو بجای خدمت به دشمن به کشور و ملت و اسلام خدمت کند

     
  187. بر محمد نوریزاد گرامی سلام
    همین الان خوندن نامه 26 رو به پایان بردم.بسیار زیبا نگارش کرده بودید.
    کاش گوش شنوا یا چشم بینایی یا دل دلسوزی باشد در میان اطرافیان آفا!!!
    با مقداری از تخلیلاتون مخالفم هر چند در اصل موضوع تفاوتی نمیکند و نتیجه همان ویرانی این مرز و بوم است.
    به امید آزادی

     
  188. بر محمد نوریزاد عزیز سلام
    همین الان خوندن نامه 26 رو به پایان بردم.بسیار زیبا نگارش کرده بودید.
    کاش گوش شنوا یا چشم بینایی یا دل دلسوزی باشد در میان اطرافیان آفا!!!
    با مقداری از تخلیلاتون مخالفم هر چند در اصل موضوع تفاوتی نمیکند و نتیجه همان ویرانی این مرز و بوم است.
    به امید آزادی

     
  189. وقتی شجاعت و ایستادگی شما در بیان حقایق و حمایت از ایران میبینم ناخوداگاه به یاد بابک خرمدین و اسطوره های شاهنامه می افتم. به هر حال تشکر میکنم و امیدوارم کسانی که باید بشنوند و بفهمند، بشنوند و بفهمند.

     
  190. بر محمد نوریزاد عزیز سلام
    همین الان خوندن نامه 26 رو به پایان بردم.بسیار زیبا نگارش کرده بودید.
    کاش گوش شنوا یا چشم بینایی یا دل دلسوزی باشد در میان اطرافیان آفا!!!
    با مقداری از تخلیلاتون مخالفم هر چند در اصل موضوع تفاوتی نمیکند و نتیجه همان ویرانی این مرز و بوم است.
    به امید آزادی

     
  191. جناب نوری زاد عزیز.با عرض سلام و ادب.سپاسگزارم که پاسخ بنده را دادید و از اینکه نزد شما اظهار لحیه کردم پوزش می طلبم.نخست اینکه واژه هایی که به هاء غیر ملفوظ منتهی میشوند مانند بنده،بچه، خانه،و امثال آن که حرف هاء آخر به شکل إ (حرکت کسره)تلفظ میشود “ای” و ” ان “افزوده به آخرشان به “گی” و “گان”تبدیل میشود، مثل خانگی ،بچگی، بندگان و غیره.اما کلماتی که آخر آنها به ها ملفوظ ختم میشود و دقیقا هاء تلفظ میشود مثل واله،فربه ،فرمانده و امثال آن به والهی و فربهان و فرماندهان تبدیل میشود.مثلا ما هیچوقت نمیگوییم فرماندگی و فرماندگان یا نمیگوییم بنده هی یا بنده هان.این مطلب را با جستجویی ساده در اینترنت یا فرهنگ لغت میتوان یافت.
    نکته ی دوم اینکه بنده شجاعت و ازجان گذشتگی بزرگمردی چون شما رابسیار تحسین میکنم و با آنکه خود چندسال زندانی این رژیم بوده ام به شجاعتتان غبطه میخورم .اما دوست تر داشتم این شجاعت و بی پروایی شما همراه با تحلیلی درست و واقعی و عینی از شرایط اسفبار فعلی ما همراه می بود.هیچ نشانه و اماره ای بر درستی آنچه شما در مورد توطءه ی باغبان فرضی برشمردید در دست نیست و بسیار هم دور از ذهن مینماید.آیا اسراییل و امریکا 33 سال است که دم و دستگاهی راه انداخته اند و مرتبا در حال پمپاژ جاسوس به درون سیستم حکومتی ایرانند و حکومت ما را مجبور میکنند اصلاح طلبان و چپها و لیبرال ها و دراویش و پیروان نحله های عرفانی و غیره و غیره را که تنها برشمردنشان مثنوی هفتاد من کاغذ میشود سرکوب کند تا مثلا دوروبرش خالی شود و بتوان شکستش داد؟آیا آنها با حکومت استالین و هیتلر و موسولینی و چاءوشسکو وکیم ایل سونگ و بشار اسدو اینهمه دیکتاتور در دنیا همین کردند؟ شما خود بهتر میدانید که چنین نیست .همه ی دیکتاتورهای دنیا راه و روشی کم و بیش یکسان دارند و بیماری دشمن پنداری و پارانویا مسیر محتوم همگی آنان است.
    شما مختارید هرچه میخواهید دیکتاتور را به توبه و بازگشت بخوانید اما نباید او را فریب خورده بدانید و گناه این همه جنایت را به گردن کشورهای دیگر بیندازید .زنده و پایدار باشید .

     
  192. جناب نوری زاد عزیز این که سالیان سال با بیت نشینان محشور بوده اید و ادبیات آنان را می شناسید شکی ندارم اما تو گویی طوری نوشته اید که آنها بفهمند این که این و آن خط از اسراییل می گیرندو دشمن! در میان همه شان نفوذ کرده آخر چه جای نشر دارد این که شد همانی که آنان می گویند خوب برادر حسین هم می گوید حضرت نوری زاد از باغبان خط می گیرد! چرا؟ این چه ادبیات توطیه ناکی است؟ چرا همه برما توطیه کرده اند؟ مالزی و چین و سنگاپور ملت ندارند؟دایم در حال توطیه شدن هستند؟ بس است حضرت آقا بیایید نگاه خود را به روابط بین الملل تغییر دهیم پیچیدگی دنیای امروز تحلیل های دایجان ناپلیون وار برنمی دارد. وقتی نامه را به دید عموم می گذارید باید شعور عمومی را در نظر بگیرید نه یک فرد خاص با ادبیات منحصر به فردش را؟!!!! یا آن که خود نیز این گونه می اندیشید …که راه درازی دارید

     
  193. شما ادم منصف و خیر خواهی هستید ولی به نظرم در حق نیروهای سپاه و سرداران سپاه بی انصافی کرده اید .کدام یک از گروهای سیاسی در ایران اشتباه نکرده است ، ما در میدان مین گیر افتاده ایم ، حرکت تند و حساب نشده خطر ناک است ، فقط می توان دعا کرد .باید به اینده امیدوار بود .

     
  194. محمود ماهری

    خسته نباشید اگر یک مثقال از این نکته بینی صادقانه شما در مخیله مدعیان به اصطلاح اپوزیسیون رژیم می بود این همه سال مصیبت و سیه روزی نداشتیم. نامه شما از هزار تانک و توپی که صدام و یا هر قدرت دیگری به اپوزیسیون گمراه و مکمل دیکتاتوری اسلامی اعطا کند، برنده تر و آگاهی دهنده تر است و مردم را مجهز، هشیار و مسلح می کند تا قدرت جادویی خود را برای تامین آینده روشن و بهتر بکار بگیرد. ستمدیدگان ماهی مدعیان را لازم ندارند بلکه فن ماهیگیری اگر بیاموزند دیگر گرسنگی مفهومی نخواهد داشت.

     
  195. احسنت بسیار فکورانه وفروتنانه ودلپذیر هست
    حقایق تلخ اما بسیار مفیدی دارد که میتوان با عنوان چراغ راه استفاده کرد
    به امید پذیرش این نسخه درمان ازطرف بیت رهبری وطی الطریق کردن

     
  196. آقای نوری‌زاد ما بچه‌های بعد انقلاب، همیشه در کتاب‌های درسی‌مان به نقل از مرتضی مطهری خوانده‌ایم که جامعه‌ی غربی به زنان به دیده‌ی ابزار می‌نگرد. اما بعدتر که بزرگ شدیم دانستیم که اتفاقاً در فرهنگ سنتی ما این نگاه بیشتر است. نوشته‌های شما در بند ۱۴ هم من را یاد این نگاه انداخت.

     
  197. جناب آقای نوریزاد
    بسیار شیوا و زیبا نوشته بودید.
    دعا میکنم آقای خامنه ای آن را خط به خط بخواند و متاثر شود و گشایشی در گره کور مشکلات کشور بشود
    آمین

     
  198. سلام نوریزاد عزیز
    نامه شما را را خواندم، و بیش از پیش به خیر خواهی شما برای مردم ایران اطمینان پیدا کردم، و علاوه بر آن خیر خواهی شما برای آقای خامنه ای.

     
  199. ای کاش گوش شنوایی بود. ولی حیف. گویی نابودی و با خاک یکسان شدن ایران سرنوشت محتوم آن خواهد بود.
    ای کاش گوش شنوایی بود و ما میتوانستیم به کشورمان برگردیم و در خاک خود بمیریم.

     
  200. این لینک را هم بخوانید:
    alibabascave.blogfa.com

     
  201. عال بود مثل همیشه

     
  202. با سلام. خسته نباشید و بینهایت سپاس که گوشه ای از واقعیتها را بیان میکنید. باشد روزی که همه پرده ها برافتد. هرچند بی انصافی هست اما دلگرم کننده هست که با یک لغت «ایرانی» یا هموطن در کنار فرد باوجدان و مسئولی مثل شما قرار میگیرم. همیشه شاد و پیروز باشید.

     
  203. جناب نورى زاد محترم،
    با چشمى پر از اشك اين چند سطر را براى شما مى نويسم . سالهاست اين راز را درد دل داشتم . ولى دريغ از سندو مدرك. مثال باغبان شما متاسفانه صحيح هست ولى نه انهاى كه ادرس داديد. استدلالهاى شما صحيح هستند كارنامه اعمال خيلى از اين افراد سند نوشتار شماست. نمى دانم فرصت خواهيد كرد اين كامنت رو بخونيد ولى اجازه بديد با افتخار اعلام كنم : شما ايرانى شريفى هستيد كه قربانى روح پاك و قلب عاشقتان شديد. اشكهايم را روى شانه هاى شما ميريزم. امير گرگين

     
  204. جریان شهرام جزایری در سال 1381 اتفاق افتاد.
    سوال من اینه که : این آقای نوریزاد چرا در همان دهه 80 حرفی نزد؟
    مثل جریان هواپیمایی که توسط آمریکا در خلیج فارس منفجر شد و بعد از این همه سال حدود 2-3 ماه پیش افشا کرده بود.
    نامه هاش و افشاگریهاش خنده داره که بعد از گذشت این همه سال افشا کنه.
    اگه واقع واسه مردم میگه باید همون سالها میگفت که اگر هم زندانی میشد مردم میگفتن واسه ما این کار رو کرد ولی حالا بعد از کاندیدای خودشون (موسوی)که نشد میگن افشا گری!!!!!!!!

     
  205. آقای نوری زاد این نامه شما پرا از تناقض بود..یعنی بدرد یک سریال پلیسی بیشتر میخوره تا واقعیت..از همون ابتدای نامه شروع کنیم که شما سعی دارین یک شخصیت روحانی از خمینی به تصویر بکشین که مبرا از هر جنایت و دستور اعدام بود..حالا اعدامهای پشت بام رفاهی رو بقول عامیانه اینطور ماله بکشین اعدامهای سال 67 رو چی میگین؟دهها سخنرانی خمینی رو که میگفت ما باید بیشتر بکشیم و یا قلمها را باید شکست و یا اقتصاد مال خر است! رو چی میگین؟مگر ///مگر شما نمیگین که لاریجانی یک سپاهی هست که البته که همینطوره و بسیاری از نمایندگان مجلس هم همینطور..پس چطور برون رفت از بن بست هسته ای را به اختیار مجلس مطیع رهبرموکول کند؟مگر این مجلس به زعم شما همان کاری رو نمیکنه که همان باغبان زیرک میخاد؟؟!!

    راستی در این داستان شما اون فرد مزاحم روحانی هم که یک مفت خور بیشتر نیست کی هست؟همونی که الان دورش خالی شده؟

     
  206. جناب نوری زاد آیا کتاب “پول خون” نوشته آری بن مناشه
    را خوانده اید؟
    نام اصلی کتاب
    War Profit یا همان منافع جنگ است که به فارسی به نام پول خون ترجمه شده است
    نام مترجم دکتر مسعود انصاری است. جالب است و تاییدی است بر نظر شما در مورد باغبان- منتها باغبان جنگ هشت ساله (دفاع به ظاهر مقدس) را می شناساند

     
  207. سلام و با آرزوی سلامتی نوریزاد عزیز. افرادی مثل شما یند که اثبات میشود که دنیا هیچوقت از حجت خالی نیست.

     
  208. آقای نوریزاد :اینکه سعی کرده اید حتما این نقل آقای هاشمی را بگنجانید که روزگار پس از خامنه ای بحرانی خواهد بود و کسی نیست که زمام امور را بدست گیرد توهین به ملت بزرگ ایران خصوصا نخبگان در بند این مملکت است .یعنی در مملکت ما حتی یک نفر در حد و اندازه او یافت نمی شود.

     
  209. عالی بود. همیشه فکر می کردم بالاتر از سیاهی رنگی نیست. ولی حالا می بینیم که بدتر از این هم ممکن است. کشور را دست یه عده بی عرضه روانی داده اند که نتایجش الان مشخص هست. تورم وحشتناک- گرانی مسکن- نایاب شدن کالاهای اساسی- ورشکستگی کارخانه ها از جمله کارخانه های سایپا- ایران خودرو- شیرین عسل و ….

     
  210. با درود ، برادر گرامی این نامه زبان حال همه امت است که فعلاً خفقان گرفته اند ! البته همه که نه اما اکثریت ملت ! حداقل همه آنهایی که من می شناسم و با آنها سرو کار دارم ! لیکن تعجب من در این است که چرا با جنابعالی بعد از گفتن این مطالب برخورد نمی شود ! من تردید دارم که . . . . . . .

     
  211. در نظر بازی ما بیخبران حیرانند
    من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند
    وصف رخساره خورشید ز خفاش مپرس
    که در این آینه صاحب نظران حیرانند.

    نازی خیلی خیر خواه هستی ؟

    اگه تو در جایگاه یک رهبر بودی چیکار می کرد. با اولین نون لواش این مملکت اسطوره ها رو به آدم خوارهای انگلیسی فروخته بودی کاری که ماسبق تو نیز کردند . مملکت رستم و گرشاسب کورش زرتشت و الان اسلام عزیز خار چشم تو و اربابای تو مملکت همت و خرازی و باقری زین الدین مملکت شیر بچه های حزب الهی اصلا تو برای چی داری دل می سوزونی – تو بیل زدی – درو کردی – اوساکار بودی – گچکار بودی تو چیکاره ای باید به گفته سردار سعید قاسمی یک چیز بهت بگم از شعرای حافظ
    ای مگس (مگس) عرصه سیمرغ نه جولانگه تست
    که عرض خود میبری و زحمت ما میداری

    تفاله هایی مثل تو که غرق مارکس هگل و فوکویاماست چه می دونه فشار – تلخی – سختی – بیچارگی -چیه
    بیچارگی زمانیه – بی غیرت هایی مثل تو داخل این مملکت جولون بدن و ادای متفکر با غیرت در بیاورند .
    آخرین کلام
    آمریکا عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر
    توری زاده و … عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر

     
  212. درود به نوزی زاد عزیز

     
  213. درود استاد
    اگر به گفته ی شما خامنه ای ///هست و بازی خورده باغبان قصه شما چه لزومی به حفظش داریم ما؟
    اگر خامنه ای سیاست مداری تا این حد ضعیف هست که سیستم تحت اداره اش اینقدر داره ضعیف و منفعل عمل میکنه چرا باید حفظش کنیم؟
    من فکر میکنم اینقدر تو این 20 ساله بت سازی کردیم خود شما هم از اعماق وجودتون به این بت اعتقاد و باور دارین و برای اداره کشور دچار توهم شدین که اگه بت بزرگ و از دست بدیم دیگه کی میتونه بیاد بجاش که ما سجده کنیم؟
    من مثل شما توان ادبی صحبت کردن ندارم ولی سعی کردم با احترام باشه
    بدرود استاد

     
  214. مانند همیشه، بی نظیر می نگارید. بار اول خواندم و لذت بردم. بار دوم بلند برای خانواده خواندم و بار سوم نکات مهم تر آن را (البته به سختی) رنگ بندی نموده و برای دوستان و آشنایان فرستادم. باید این نامه به همگان منتقل شود. آفرین به این همه شجاعت و درایت شما. ایمان دارم که شما مانند ندارید.
    آنها که می فهمند شرایط شما را و درک می کنند نوشته های شما را، از طرف همه از شما سپاس گزارم.
    پایدار باشید و هماره قلمتان پاینده باد.

     
  215. زنده باشید عالی بود.
    کاش شرایطی فراهم آید و مردان لایقی بر سریر قدرت نشینند که قدر اندیشمندانی چون شما را بدانند.
    افشوس که این نالایقان فقط به فکر خویشند.

     
  216. ogle it to you said gardener, there is a master gardener . Please check http://www.imranhosein.org and go

     
  217. ممنون آقای نوریزاد، اینکه همه این اتفاقات رو به اسرائیل نسبت بدیم و بگیم که اون بوده که این جماعت رو بازی داده تا کار رو به اینجا برسونه و انقلاب رو ساقط کنه میتونه به عنوان یکی از تفسیرها مطرح باشه.

    به نظر من راه صحیح اینه که ملت به خیابون ها بیان و کار این جماعت رو یکسره کنن. خامنه ای و احمدی و فلان سردار مفت خور و … رو هم در یک دادگاه عادل به حسابشون خواهیم رسید. اسرائیل یا هر قدرت پشت پرده دیگری هم نخواهند توانست کاری بکنه. ابراز ندامت هاشمی و خامنه ای و عوامل دیگه ای که در طول این سی و سه سال حقوق ملت رو ضایع کردن به شکلگیری این حرکت مردمی کمک خواهد کرد و سایه جنگ رو از سر کشور خواهد زدود.

    این رو هم اضافه کنم که با خوندن متن نامتون یاد فیلم “هفت se7en” افتادم.

     
  218. آقای نوریزاد عزیز
    به عنوان کسی که بی تقصیر در میان این قافله چشم به جهان گشودم و تا کنون در آن زیسته ام، بی اطلاع از هرچه شما کرده اید، پیش از من، اکنون از خواندن نوشته شما، احساس سبکی پس از عبادت می کنم.
    افسوس که به چشم افسون شدگان قدرت شما مجنون جلوه می کنید، ای کاش آنها نیز این سبکی را می طلبیدند.

     
  219. جناب آقای نوری زاد سلام
    با تمام احترامی که برای شما قائل هستم پرداختن به این موضوع که آن باغبان مورد نظر توانسته کار این انقلاب را به اینجا بکشاند صحیح نیست. پیدایش این انقلاب ماحصل سالها بحث و مبارزه و هزینه های سنگین همه نیروهای موجود در جامعه بود. چون همگی ما می دانیم که عموم مردم ایران دین مدار بودند و هستند مسئولیت امور جامعه را به دست آقای خمینی دادند چون فکر میکردند این شخص صداقت مورد نظر آنها را دارد. ایشان نیز با صحبتهای به روز خود در رسانه های غربی توجه همه را به خود جلب کرد. اما چون از ریشه به حرفهایی که میزد اعتقاد نداشت از جمله در باب دموکراسی و حضور نیروهای مختلف در اداره کشور و تنها داشتن نقش هدایتگری خود در مملکت ، بلافاصله بعد از حضور خود تمامی صحبتهای خود را به کناری گذارده و دست یک عده خاص را در انجام هر کاری باز گذاشت و حوادث تلخ یکی پس از دیگری اتفاق افتاد. خود شما میگویید ایشان در طبقه اول فلان مدرسه نماز میخواند و در طبقه بالای همان مدرسه آقای خلخالی شروع به اعدام افراد میکرد. چگونه میتوان باور کرد که شخصی مثل خلخالی بدون اذن بالاتر دست به این اعمال بزند و آقای خمینی خبر نداشته باشد. بنده جماعت آخوند را میشناسم. جامعه شناسی این قشر را خوب بنگرید. کدامشان را دیده اید که صبح زود برای معاش خانواده از خانه به درآیند و همپای بقیه مردم برای اعتلای خود و دیگران زحمت بکشند. اکثراً از دنیای فعلی بی خبر هستند حتا نسلهای جدیدشان چه برسد به آن قدیمیها. 33 سال میتوان از این جماعت کتابها نوشت و خسارتهای بی حد و حصری که به دین ، اخلاق ، فرهنگ ، اقتصاد و بقیه ارکان جامعه وارد آورده اند. مطلب طولانی شد اما آینده ایران برقراری دموکراسی در جامعه خواهد بود و اقتصاد کشور نیز به سوی فضای آزاد رقابتی خواهد رفت. البته امیدوارم این گذار با هزینه کم هر چه سریعتر اتفاق بیفتد.

     
  220. سلام جانان. به خدای یگانه قسم به خاطر اعمال ناشایست رهبر و علما و مراجع تقلید و اقا زاده های دزدشان همه مردم از خدا و پیغمبر و قرانش متنفر شدند

     
  221. گفت: «آن یار، کز او گشت سر دار بلند، جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد»
    من اما برایت سربلندی آرزو مبکنم
    گفتی آنچه گفتنی بود
    و می بینم که خوانندگانت
    ا- اندیشمندان تشنه دانستن هستند
    2- کسانینند که آنقدر به اسارت شان خو کرده اند که اززنجیر شان بیشتر را باور ندارند
    3- واماندگان فکری هستند که به داشتن آقایی بر بالای سر شان عادت دارند و جزاین را برنمتابند
    5 جیره خاران خرده پایی هستند که بزرگ ترین شان امثال حسین کیهان هست
    رستگار شدی ، پیروزی هم برای همه مان آرزو می کنم

     
  222. سلام آقای نوری زاد
    خدا را شکر که هنوز می نویسید و جامعه دردمند و متحیر را آگاهی می بخشید. جسارتا در بسیاری از نوشته ها عبارت سرداران فربه تکرار که بصورت ناخودآگاه تصویر سردار فیروز آبادی به ذهن متبادر می شود! و حال آنکه منظور شما سردارانی است که به مال و پول های باد آورده رسیده اند. ما در بین دوستان سردار خود جز فقر و بدبختی و نداری ندیده ایم. اگر ممکن است نام چند نفر از این ها که برای زندگی شخصی خود مالی اندوخته اند را بیاورید تا سخنانتان مستند و قابل ارجاع گردد. با آرزوی سلامتی و سربلندی برای شما عزیز که دغدغه ای جز احترام به انسان و آزادی های خدادادی اش ندارید. با احترام

     
  223. آقای خامنه ای تا انتخابات ریاست جمهوری سقوط خواهد کرد

     
  224. آقای نوریزاد عزیزتر از جان،
    نوشته شما بسیار تلخ بود. بهیچوجه مانند شما آینده تاریکی برای کشورم نمیبینم. من معتقدم که انتخابات ریاست جمهوری پبش رو تغییرات گسترده ای را در سیطره سیاسی ایران عزیز بوجود می آورد. مقاله ای در مورد نقش این انتخابات دارم مینویسم که حتما شما هم خواهید دیدش.
    چکار کنم من آدم مثبتی همیشه بودم و هستم در زندگیم.
    یا علی

     
  225. با عرض پوزش می خواهند در زندانی کردن و کشتن سرداران پاک می خواهند دیگران را بترسانند و فضا را برای چپاول خود باز کنند.
    چراکه هستند سردارانی مانند پدر من که هرچند هنوز هم سینه چاک و جانباخته نظامی هستند که عاشقانه جانشان را برایش در طبق اخلاص گذاشته اند ولی مدتی است که درگیر تهمت شده اند و پروند سازی:
    آری سرداران پاک و خالط در هجمه پرونده سازی ها و دروغ هایی که سیستم اطلاعاتی و حفاظتی برایشان ساخته دست شان به هیچ کجا بند نیست و قاضیان ترسیده نیز که…

     
  226. Ein rooz roshane k Ahmadinezhad va Shariatmadari az Esrael dastor migirand…azharol menal shamse….

     
  227. با سلام خدمت جناب آقای نوریزاد،
    تمام نامه های شما را خوانده ام . طی این نامه ها تلاش کرده اید کسی را بیدار کنید که هنوز توان اصلاح امور را دارد. هرچند باور دارم این سخنان به آن گوش نمیرسد و اگر هم برسد تاثیری نمیکند اما تلاش شما و خطری که به جا ن میخرید را ارج مینهم. اگر هر ایرانی وضیفه ای کوجک در قبال وطنش احساس میکرد و در حد توان خردمندانه عمل میکرد، امروز ما چنین نبود.

     
  228. آقای نوری زاد. خدا پشت و پناهتان باشد. انگار خداوند شما را به مقام شجاعترین و بزرگترین مردان تاریخ رسانده که اینقدر بی باک می نویسید. هر جا هستید خداوند با شماست و از شما حمایت می کند. خوش به حالتان بهتان افتخار می کنم با تمام وجودم

     
  229. آقای نوریزاد عزیز با تشکر از زحمات و البته نثر زیباتون فکر می کنم حق با بردیاست در مورد مرده زنده و غیره, ه آخر در واقع( اٍ ) هست که چون آخر کلمه آمده به شکل ه نوشته می شه ولی وقتی صدای آخر هه باشه مثل فربه یا مرفه که صدای هه شنیده بشه دز جمع گ استفاده نمیشه به هر صورت نه این مساله نه اینکه داستان شما یه جورایی تئوری توطعه هست و من بازم با آقای بردیا موافقم چندان مهم نیست همینکه کسی در اندازه شما با شجاعت زشتی این جماعت و درد و رنج مردم رو بازگو می کنه و بهشون گوشزد می کنه به نظرم بک دنبا ارزش داره و من شخصا دست شما رو می بوسم

     
  230. سلام آقای نوریزاد. نامه شما را خواندم و باید اعتراف کنم که خونم یخ کرد. هر جند که در این سال ها کم و بیش از پلیدی و ناکارآمدی این حکومت مطلع بودم اما وقتی از جزئیات با این دقت روبرو میشوی باز هم تنت میلرزد. من میدانم که این نامه ها خطاب به قدرتمندان است تا شاید از زاویه ای دیگر هم به مسایل نگاه کنند که بسیار هم خوب است و من شهروند عادی زخم خورده از آنها, دلم خنک میشود وقتی که بلاخره یکی حرف دل من را با ادبیات خودش به گوش آقایان می رساند. اما باید بگم که برای من یک جای در این نامه نگاری ها خالی است و بدون آن یک بخشی از این چرخه تولید دیکتاتورها کامل نمی شود. از نظر من این بخش چیزی نیست جز ما مردم. ما در این سی سال و سال های قبل از آن چگونه بوده ایم که این آدم ها آمدند و قدرت بلامنازع را به دست گرفتند و هر چه خواستند کردند. ما به چه خواب نازی بودیم که آمدند و کشتند و عارت کردند و افسار سرنوشت ما را به دست گرفتند. آقای نوریزاد تا اینگونه که ما به سرنوشت خود و مملکت نگاه می کنیم و منتظریم که آن مرد بیاید و ما بدون زحمت به شرایط دلخواه خود برسیم. مطمئنم که آقای رهبر هم که برود, فردی دیگر, احتمالا در لباسی متفاوت از لباس روحانیت ,می تواند سال ها ما را با بازی دیگری ,حتی با اسم های فریبنده ای مانند دمکراسی و سکولاریسم و یا …, به بازی گیرد. من میدانم که در یک نامه نمی شود همه مسایل را بررسی کرد اما نمیدانم چرا با خواندن نامه شما این مطلب خیلی برام حضور پیدا کرد که افراد شریک در تولید یک دیکتاتور در جنایت های او شریک هستند. البته میدانم شما در این سال های اخیر در تلاش هستید که در این فرایند سهیم نباشید.

     
  231. ـشکر از تلاش شما برای روشنگری

     
  232. آقای نوری زاد علیرغم این که موافقم دست های بسیاری پشت صحنه سیاست ایران است که به نفع صهیونیست ها کار می کند اما به شدت مخالف این هستم که آقای خامنه ای فقط صرفا مجری این دستورات است . این مساله نقش ایشان را در تولید شرایط فعلی کشور را کاهش نمی دهد. این که بپذیریم ایشان عروسک خیمه شب بازی است که از دور کنترل می شود در واقع کمک به تبرئه او کرده ایم درحالی که آقای خامنه ای یکی از مقصران اصلی در تولید شرایط فعلی کشور هستند.///

     
  233. یکی از مقامات ارشد قوه قضادیه ، پس از 5 سال رتق و فتق قضای اسلامی ، وقتی رای تایپ شده ای را به دستش دادند ، نگاهی به آن انداخت وگفت ، این خط چه کسی است که نمیشود خواند . کارتابل و پاراف که جای خود دارد . او در همان سالها عطای سمت حکومتی را به لقایش بخشید و رفت .

     
  234. حاجی جان … حرفات تا بیست و پنج نامه قبلی درست بود همه … ولی انگار مصاحبه با صدای آمریکا عوضت کرده …. مراقب باش اوت نزنی

     
  235. نوری زاد عزیز خسته نباشی تیر خلاصو به پیکر استبداد زدی . درست مثل امام که کودتای نظامی ازتش زا در سال 57 خنثی کرد . این نامه قوی ترین و موثرترین سلاحی است که ارکان اصلی مثلث شیطانی (… … ….) را هدف قراز گرفته

    غیرممکن است دستگیر نشوی ولی این نامه به رویت بدنه سپاه و ازتش خواهد رسید و مانع اجرای نقشه شوم تبه کاران خواهد شد.

     
  236. هنوز این سوال برای من بی پاسخ مونده :”واقعا چرا نوری زاد اجازه نوشتن داره؟ “

     
  237. آقای نوریزاد خود مخاطب شما یعنی‌ آقا سد علی‌ کاشتهٔ باغبان مورد نظر شماست و خود شما غلام این کاشته ، چه به خواهید و چه نخواهید. کجائی عمو؟

     
  238. اینکه احمدی نژاد و بقیه دوستانش از صهیونیست ها خط میگیرن کاملا محتمله، با هیچ عقله سلیمی در نمیاد که هر کاری اینا میکنن به نفه اونا و به ضرر مملکت تموم میشه. این همه خسارت که اینا وارد کردن حتا یه دیوونه با تصمیم های تصادفی نمیتونست وارد بکنه، پس اینها عامدانه این همه خسارت زدن. البت عجیبه از رهبر که تو چیز های جزیی دخالت میکنه، اما این همه گند کاری آقایون رو جلوگیری نمیکنه!!!

     
  239. اینکه احمدی نژاد و بقیه دوستانش از صهیونیست ها خط میگیرن کاملا محتمله، با هیچ عقله سلیمی در نمیاد که هر کاری اینا میکنن به نفه اونا و به ضرر مملکت تموم میشه. این همه خسارت که اینا وارد کردن حتا یه دیوونه با تصمیم های تصادفی نمیتونست وارد بکنه، پس اینها عامدانه این همه خسارت زدن. البت عجیبه از رهبر که تو چیز های جزیی دخالت میکنه، اما این همه گند کاری آقایون رو جلوگیری نمیکنه!!!

     
  240. دست مريزاد
    انشالله در اين واپسين دقايق ملت بزرگ ايران را فرجي برسد

     
  241. نوریزاد عزیز بسیار صادقانه نوشته اید بنده خود یکی از انقلابیون 57 هستم که اکنون در خارج از ایرانم از شهری کوچک در فارس میایم سرنوشت فرزندان انقلاب همین است که نوشتید در شهرهای کوجک مردم بهتر یکدیگر را میشناسند هفت پشت هم را نیز اگر لازم باشد میگویند یادم نمیرود که در دوران انقلاب همه کسانیکه با ما وانقلاب مخالف بودند آرام آرام با کمک همان روحانیون دون پایه علمی بر سرکار آمدند ریش گذاشتند تسبیح بدست گرفتند یقه شان را محکم بستند لباس کثیف پوشیدند در حالیکه در قبل از انقلاب موقعی که ما مذهبیون میگفتیم مرد باید بوی باروت بدهد بوی ادکلنشان تا ده متری میرسید روضه خوانان در روزهای انقلاب حتا تا یکی دوسال بعد از آن با انقلاب غریبه بودند از همه روحانیون شهر ما شاید به تعداد انگشتان با انقلاب بودند تعداشان کم نبود اما همین تعداد با ما بودند در زمان خاتمی به علت حادثه تلخی که برای یکی از کسانم پیش آمد به ایران رفتم با کمال تعجب دیدم کسانیکه در روزهای انقلاب مرا به علت شعار دادن میخواستند بزنند همه کاره شهر شده اند دیگرانی را نیز با همین ضدیت ها میشناختم که یا در دادگاه انقلاب بودند یا در این ارگان وآن ارگان بجه های انقلاب اکثریت خانه نشین شده بودند یا بقول معروف ریششان را که از قبل غاز انقلاب داشتند تراشیده بودند راستش شما درست نوشتید آن باغبان زیرک کارش را درست انجام داده است زندگی همه ما ویران شد آرزوها وآرمانهایمان دود شد شکم بر آمده ها میلیاردر وتریالدر شدند در حالیکه قدمی در انقلاب بر نداشته بودند بنای ما انقلابیون بر قسط بود بر عدالت بود بر آتش علی بر کف برادر بود بر برابری بود بر نترسیدن وگنگ نشدن از سید علی بود بر به عدالت سپردن پاسدار واطلاعاتی پا از حریم قانونی خود فرتر گذاشتن بود بدون لرزه وترس بدون باختن مال و.جان وتهدید کسان آری برادر اینچنین شد که اهرام قصاوت ونابرابری وخونریزی وزندان وشکنجه وفرار وخفه خون گرفتن وترس ولرز بر گرده انقلابیون انقلاب 57 وهمه مردم که آنان نیز همه بودند بر پا شد راستش در همان سفرم به ایران کتابهایم را که همه موریانه خورده بود بیرون ریختم از جمله کتابی از آقای خامنه ای بنام نماز اگر یادم باشد زیرا دیگر آن باور در من مرده بود که ایشان همانی هستند که فکر میکردم زیرا مشت شهرم نمونه خروار بود که چه کسانی چه کاره بودند وجه کاره هستند برادر عزیز گمان نمیکنم ایشان اهمیتی به گفتارهای شما بدهند دوران علی گذشت که گفت اگر کج رفتم راستم کنید امروز دیگر نه اخلاقی است نه دینی است نه حتا انسانیتی در جامعه نقشبازی میکند همه جیز را پول تعیین میکند این سیری ناپذیری برادران تازه بدوران رسیده این میراث خواران انقلاب این ریاکارانند که چشم وگوش نظامند نه دردمندان نه صادقان نه عاق4لان نه مدیران نه مدبران ترس من این است که اینان تا ایران را ویران نکنند دست بر ندارند زیرا با ثروتهایشان گمان میکنند که تا آخرین لحظه میچاپند وبعد هم در زمان مناسب میگریزند وقتی به کسانی نظیر محصولی فکر میکنم دلم بدرد میاید که 500 میلیون وظیفه شرعی اش را ادعا میکند میدهد اگر اینگونه است این تن فروشان چه میگویند که برای نان باید چنین کنند عسکر اولادی ها به تنهایی میتوانند همه را جمع کنند وثوابش را هم خود ببرند اما دیندارشان بازی است میلیارد ها درآمدشان دینشان است بهشت وجهنمی را در باور ندارند این افرراد یکی دوتا نیستند جون سرطان همه جا ریشه دوانده اند بخدا اگر که میدانستم ایران به این روز میرسید اگر یک قدم در راه انقلاب بر میداشتم زیدی که مخالف انقلاب بود در چند ماهی بعد از انقلاب با من حرفی در گیر شد در حین در گیری گفت هرکس تا حالا سوار بوده از این به بعد هم سوار است جند سالی گذشت تا حرف این آدم لمپن ومخالف انقلاب به کرسی نشست انقلاب دیگر امروز جیزی ندارد که بخواهیم برایش دل بسوزانیم تنها افسوس میخورم که آن آرمانهای زیبا جرا جنین بازیجه دست امثال همین کسانیکه شما اندکی را نام بردید شد واگر نمیشد آیا ما نمیتوانستیم یک سرزمین الگو برای دیگران بسازیم با صداقتی که در بجه های انقلاب داشتم میدانم که چرا میشد

     
  242. سلام جناب نوری زاد عزیز

    به نظرم نوشته های شما حکایت از هوش بالای شما دارد نه تنها به خاطر اینکه درک مناسبی از اوضاع کشور دارید بلکه به خاطر اینکه میدانید چگونه بنویسید که ان بچه لجوج هم که حاضر نیست به هیچ سخنی فکر کند، به فکر فرو رود. در مورد تاثیرش اما بر مردم بسیار و بر حاکمان …

     
  243. آقای نوری زاد عزیز سوالاتی برایم پیش آمده اما هرگز انتظار پاسخ به سوالات خودم رو از شما ندارم .
    1- آیا شما با نوشتن این نامه قصد تغییری در شخص رهبر دارید ؟ به نظر شما ممکن است ؟
    2- چرا زود تر از این سالها از این نامه های قشنگ نمینوشتید مثلا 15 سال پیش ؟ !!
    3- آیا شما قصد ندارید نقش یک زندانی که در این روز ها ی آخر رژیم نقش قهرمان از خو بجا بگذارید ؟

    …………………………..

    سلام آقا جواد گرامی
    1 – قصدم تنها این است که سرنوشت فعلی سوریه که شخم زده شده برای ایران عزیز رخ ندهد.
    2 – قبلا می ترسیدم. وسایل ارتباط جمعی امروز مثل همین سایت ها آن روزها نبود.وبه راحتی صداهای مخالف درپشت درهای بسته خاموش می شدند. وشاید هم منافعی داشتم. اما اکنون نمی ترسم. هیچ. ومنافعی که ندارم، حتی نگران داروندارخود نیز نیستم.
    3 – ازکجا معلوم این روزها روزهای پایانی رژیم است؟ البته هوای نفس با همه ی ما هست. درمن نیزهست. چرا نباشد؟ اما فکرنمی کنی برای قهرمان شدن راههای کم خطرتر و کم هزینه ترمی شود پیدا کرد؟
    با احترام: نوری زاد
    .

     
  244. جناب آقای نوری زاد سلام علیکم
    برادر من ، این داستان باغبان رو که گفتید دقیقاً همون کاری بود که آقای خمینی انجام دادن با نیروهایی که در انقلاب حضور داشتن یک به یک همه رو حذف کردن حتی همین آقایان کروبی ، هاشمی ، موسوی و … رو که نام بردید در آن زمان همراه آقای خمینی بودن ،
    به نظر شما برادر گرامی بهتر نبود داستان اشاره ای هم به او قسمت تاریخ انقلاب می فرمودید
    برادر گرامی ، کاری که خامنه ای سر هاشمی ، کروبی ، موسوی آورد همون کاری بود که یک زمانی دست جمعی در کنار آقای خمینی سر بقیه گروههای حاضر در انقلاب آوردن
    شما مطمین باش همین سرداران سپاه هم همین برنامه رو سر خامنه ای پیاده می کنن ! و این برنامه تا سقوط کامل جمهوری اسلامی ادامه داره
    پاینده و پیروز باشید ، خوشحال می شم نظر شما رو این باره در پایین این کامنت ببینم
    با ارادت
    عباس

    …………………
    سلام عباس آقای گرامی

    من دراین نامه به یک “قاب” اشاره کرده ام. یک باردیگر آن قسمت نامه را مطالعه کنید.
    با احترام: نوری زاد
    .

     
  245. ويراست شده
    با سلام
    جناب آقاي نوريزاد!
    پس از كودتاي خرداد 88 من همواره پيگير مواضع و سخنان و نامه هاي شما و حتي اوضاع و احوالتان بوده ام. ضمن اينكه بيشتر آشنايي من با شما به بعد از كودتاي 88 باز ميگردد و تا قبل از آن ، شما در نظر من يكي از بي شمار گماشتگان آقاي خامنه اي بودي و همانقدر پيگير احوالتان بودم كه پيگير احوالات آقاي شريعتمداري و چه بسا بسيار كمتر. اما پس از كودتاي سال 88 بيشتر مردم از شما به عنوان يك حر ياد مي كنند كه به لشكر آزادگان پيوسته ايد و به سيم و زرها پشت كرديد و راه مردم را انتخاب كرديد. اما پس از انتشار چندين نامه از سوي شما به خصوص نامه هايي كه در اين اواخر نوشته ايد و نيز با ديدن فيلم هاي شعبون بي مخ شما ، مي خواستم چند مطلب را به شما بگويم. حتي تصميم داشتم تا مقاله اي را براي سايت جرس ارسال كنم اما تنبلي و يا …. مانع از آن شد تا به الان.
    البته اينجا هم جاي كامنت گذاري است و نه مقاله نويسي! براي همين سعي مي كنم مطالبم را فشرده به عرضتان برسانم:
    1- اولا نفس اينكه امثال حضرت عالي به مردم پيوستيد و تاوان آن را نيز پس ديد پسنديده و ستودنيست و اگر انگيزه هاي الهي هم در ميان بوده است، اجركم عندالله.
    2- بازگشت كساني مثل حضرتعالي در هر سطحي كه هستيد (مي دانيم كه آقاي خامنه اي چقدر ريزش طرفدار در تمامي سطوح داشته اند) مرهون حضور مير حسين موسوي در انتخابات است. كسي كه انگ ضد انقلابي بودن ، دزد بودن خودش و اطرافيانش و برچسب هايي از اين دست به او نمي چسبيد و نمي چسبد. از آن مهمتر اينكه مير حسين به مانند يك عيار سنج بود كه ميزان خلوص و ميزان صداقت افرادي مثل طائب و امثالهم با عيار او براي بسياري از جمله شما بر ملا شد. ميرحسين كسي است كه امثال شما نمي توانستيد نسبتهايي مانند مرعوب بودن، وادادگي، عامل بنياد سوروس و … را كه به خاتمي عزيز داديد به او بدهيد. امروز ارزش حضور او بيشتر معلوم شده و من امروز سر از راز كنار رفتن آقاي خاتمي و حضور مير حسين در مي آورم و برايم معلوم نيست كه اگر آقاي خاتمي نامزد مي شد، آيا بازهم در برابر اين كودتا اينچنين موضع مي گرفتيد يا همچنان اسير توهمات كيهاني اي بوديد كه خودتان در ساختنش در آن هشت سال كم زحمت نكشيديد!!! و اينكه آيا اگر پس از اين كودتا به بازداشتگاه نمي رفتيد و اسير بازجوهاي به قول خودتان هيولاگون اطلاعات و سپاه نمي شديد آيا باز هم همينطور موضع گيري مي كرديد يا نه؟ يا همچنان كما في السابق مي گفتيد كه خبر شكنجه ها و …. كار دشمنان انقلاب است؟ (دوست دارم جواب بدهيد)
    3- تا به اينجا يكسري جملات خبري و چند پرسش برايتان نقل كردم اما آنچه مي خواهم بگويم اين است كه:
    الف – برادرم! پدر من سالها منتقد رويه ي كساني مثل آقاي خامنه اي بود و هست. هميشه ادب را رعايت مي كرد و مي كند. هميشه از اين برچسب زدنها ابا داشت و آن را مانع بهروزي مي دانست و مي داند.هميشه بين راه امام و مشي او و جماعت مفت خوري كه با تغيير ظاهرشان خودشان را بر انقلاب تحميل كردند و كاسه ي داغتر از آش شدند تميز و نفاوت مي گذاشت و مي گذارد. پدرم از معدود كساني است كه شهادت مي دهم در تمام عمرش هم علاقمند ( وبه نوعي مريد) امام بود و هست و هم در عين حال نسبت به برخي از كارهاي آن بزرگوار نقد داشت. شهادت مي دهم كه نه تنها پس از كودتاي 88 كه حتي پيش از آن، در حضور ما از پاره اي از كردارهاي خودش در ابتداي انقلاب انتقاد مي كرد و ما را از تكرار آن اشتباهات (از جمله :جوزدگي ها، تندروي ها و دوري از عقلانيت و روي آوردن به احساسات، چشم بستن بر واقعيتها و منتسب كردن متقدان به ضد انقلابي گري، قشري نگري، گوش نكردن به انتقادات افراد مختلف و به جايش توجه كردن به ظاهر آنها و وابستگي تشكيلاتيشان و ….) زنهار مي داد. بسياري از پيش بيني هايش معمولا درست از آب در مي آيد. پيش از انقلاب زنداني سياسي بوده و هرگز از كرده ي خود (بابت مبارزه ي با شاه) پيشمان نيست. شهادت مي دهم كه در طول زمامداري آقاي خامنه اي، هم قبل از كودتا و هم به خصوص بعد از كودتا، بارها و بارها براي آرمانهاي از دست رفته ي نسل خودش گريه كرده است. هميشه و از كودكي به خاطر دارم كه سعي مي كرد ما را با اهداف و آرمانهاي انقلاب آشنا كند و معمولا بدون سند حرف نمي زند.
    اينها را براي چه گفتم؟ اينها را براي اين گفتم كه به تو برادر عزيز بگويم: برادر عزيز! تند مي روي. چرا؟ از آنجايي كه منتقدين منصف و علاقمند به انقلاب مثل پدر من بسيار بودند كه از اول انقلاب با بسياري از رويه ها موافق نبودند و افراد فرصت طلبي مثل (فقط به عنوان يك نمونه) آقاي عسگر اولادي را مي شناختند و به شما و امثال شما درباره ي آنها زنهار و پرهيز مي دادند ولي امثال شما گوش نمي كرديد. درباره ي جناح راست فاسد هشدار دادند و شما گوش نداديد. درباره ي مخفي كاري ها و روابط پشت پرده اي كه به خصوص پس از مرگ امام شكل گرفت به شما هشدار و زنهار دادند و شما گوش نكرديد.
    برادر! انصاف نيست كه همه را به يك چوب براني! نگو كارهايي كه كرديم اشتباه بود. بگو كارهاي كه كردم اشتباه بود. در مقاله هايت و در فيلمهايت و در نوشته هايت به آرمانهاي بلند يك نسل طعنه نزن. مثال مي خواهي؟ در همين مقاله ي اخيرت نوشته اي :« … این غلط کردیم، دگرگونی همان شعاری است که ما سال های سال سردادیم و مردم بی نوا را به جهالت تکرار آن ترغیب فرمودیم. که:آمريکا هيچ غلطی نمی تواند بکند.». برادر عزيز! من و امثال من و امثال پدر من هنوز هم ايمان داريم كه آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند اما!!!! :به شرطها و شروطها. ممكن شما تا سال 88 فكر مي كردي كه منظور از اينكه آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند اين است كه ما اگر اراده بكنيم مي توانيم تمام آمريكايي ها را بريزيم توي دريا و كل آمريكا را تبديل به مسجد و حوزه ي علميه بكنيم اما منظور پدر من اين نبود. منظورش چه بود؟ نمونه مي خواهي؟ آيا دوره ي خاتمي عزيز را به ياد داري كه به برجهاي دوقلو حمله شد؟ يادت هست كه آن بوش ديوانه ايران را يكي از محورهاي شرارت خواند؟ آيا كسي او را تحويل گرفت؟ آيا قبول داري كه به خاطر سياست هاي خارجي درست آقاي خاتمي آمريكا نتوانست هيچ غلطي بكند؟ شك ندارم كه حداقل امروز، شما هم مثل ما آقاي خاتمي را نه يك مرعوب و نه يك واداده مي داني. آري! ممكن است آن روز پيرو آقاي خامنه اي بوده باشي و اگر دنيا با ما تعامل مي كرد بدون آنكه بتواند بر ما سوار شود، آن را حمل بر وادادگي ما كرده باشي و اگر بوش، ايران را محور شرارت خواند، نشانه ي شكست سياست خارجي آقاي خاتمي دانسته باشي ولي ما اينطور نبوديم و نيستيم. اينها روحيات آقاي خامنه ايست كه وقتي از يك چيزي خوشش نيايد به هر نحو ممكن آن را به لجن مي كشد و مع الاسف، شما هم كم او را در اين راه ياري نكرديد!
    برادرم! در يكي از مقاله هايت به اشغال سفارت آمريكا و اشغال كنندگانش طعنه زدي و آن را كار ناپسند و به دور از خردي خواندي. اشتباه مي كني. ممكن است شما جزو كساني بوده باشي كه آن روز به كمتر از بازگرداندن شاه به ايران و در قفس كردنش راضي نبوده باشي و چون آن آرزو ( ونه آرمان) محقق نشده، در يك چرخش 180 درجه اي آن را قبيح و نشانه ي بي خردي بداني ولي، پدر من و امثال پدر من اينگونه فكر نمي كردند و نمي كنند. امثال آنان اشغال سفارت آمريكا را كار درستي مي دانستند كه توانست هيمنه ي آمريكا را بشكند و اعتماد به نفس يك ملت ذليل شده را به آنها بازگرداند اما شما و امثال شما با تندروي هايتان، كار را به سرانجام نادرستي كشانديد. وگرنه آنچه امروز بر سر ملت آمده، نه بخاطر اشغال سفارت آمريكا در آن روز است. شما شكست خوردي نه پدر من. پدر من و امثال او خون دل خوردند اما افراط گري شما راه درايت را بر شما بست. يك مثال ديگر؛ خبر آمد كه در زندان با آسيد مصطفي تاج زاده هم سلولي شده اي. خيلي مشتاق بودم كه ببينم پس از آزاديتان چه چيزي از او نقل مي كنيد! ديدم جز آنكه از سجاياي اخلاقي او بگوييد چيز ديگري ننوشتيد. مي دانم كه لابد اختلافاتي هم داريد و به دليل شرايط فعلي فقط از خوبي هاي او گفته ايد ولي بعيد مي دانم كه در خوبي هايي كه از او نوشته ايد اغراق كرده باشيد. خب. كه چه؟ كه اينكه برادر من! ما آسيد مصطفي را مي شناختيم و خوبيهايش و آزادگيش و اهل گفتگو بودنش را مي دانستيم. ما مي دانستيم كه جنتي دروغ مي گويد و تاجزاده نه تنها اهل راي دزدي و تقلب نيست كه حتي از او امانت دار تر هم كمتر يافت مي شود اما اين شما و امثال شما بوديد كه او را به لجن كشيديد و يا در برابر به لجن كشيده شدنش سكوت كرديد و عمله و يا شريك ظلم و دزدي آقاي جنتي شديد. مثالي ديگر؛ پس از كودتا روزي از پدرم نظرش را راجع به زندانيان دهه ي شصت و شكنج هاي درون زندان جويا شدم. پرسيدم آيا خبر اينكارها نرسيد؟ پاسخ داد :بخدا خبر رسيد ولي ما باور نمي كرديم بچه هاي سپاه مرتكب چنين جنايتي بشوند و مي گفتيم اينها حرف ضدانقلاب است. خدا را شاهد مي گيرم كه هميشه مساله ي اعدامهاي سال 67 براي پدرم سوال بوده و هست و تحليلش اين است كه يا امام مرتكب جنايت شده كه ديگر امام نيست! يا امام را دوره و يا به عبارتي كاناليزه كرده اند! و يا اساسا امام نقشي در اين ماجرا نداشته و كلا بي خبر بوده است. خودش مي گويد خبري كه به ما رسيد اين بود كه همزمان با حمله ي منافقين به ايران، منافقين زنداني نيز شورش مسلحانه كرده اند و آن خشم عمومي ناشي از حمله ي منافقين و غلبه ي احساسات ما را از كنكاش بيشتر برحذر داشت در حالي كه امروز اذعان مي كند راه علي اين نيست و اتفاقا راه علي اين است كه در چنان لحظه اي پايبندي خودت به قانون را نشان دهي. آقاي نوريزاد! پدر من كه در سپاه نبود اما شما بودي! امروز تقريبا مي دانيم كه كدام فرقه و گروه مرتكب آن جنايتها شده اند. امروز كمي نور حقيقت بر تاريكخانه ها تابيده است. شما كه در سپاه بودي و با اركان بالا درتماس، شما چرا اعتراض نكردي؟ شما چرا در برابر اعتراض مرحوم منتظري سكوت كردي و يا حتي بدتر از آن، با هتاكان به او همراه شدي.
    برادر! آرامتر. چوب حراج به آرمانهاي واقعي يك ملت نزن! حرمت امام را نگهدار. آقاي خامنه اي به اندازهي كافي چهره ي امام كه هيچ، چهره ي پيامبر و اهل بيتش (صلوات الله عليهم) را ملكوك كرده است. اشتباهات خودت را و برداشت هاي غلطت از آرمانهاي انقلاب را و اسير شدنت در دست شعارهاي مجعول و مجهول آقاي خامنه اي و مريدان و نوكران و چاپلوسان بارگاهش را و تندروي هايت و همراهي با حمله كنندگان به اهالي فكر و انديشه و بر هم زنندگان سخنراني ها را به پاي يك ملت ننويس. شما خودت مقصري و سهم عمده اي در رساندن آقاي خامنه اي به اين نقطه داري. حرمت ما و آرمانهايمان را نگهدار.
    ب- با توجه به بند الف گفته هايم كه در بالا آمد ( كه شما با ذكاوتتان مي توانيد منظور نهفته در اين قلم و زبان الكن را دريابيد) از شما مي پرسم:اولا آيا از كساني كه يك روز در تخريب آنان با شريعتمداري مسابقه گذاشته بوديد عذر خواهي كرده ايد؟ آيا خود شما از كرده هايت ابراز پشيماني كرده اي؟ آيا مثلا از آقاي خاتمي، ميردامادي، صفايي فراهاني، تاجزاده و… عذرخواهي كرده اي؟ و ثانيا اينكه شخصا مي خواهم بدانم كه نقطه ي تحول فكري شما از كجاست؟ از زندان؟ از بازجويي ها؟ از كجا؟ و ثالثا اينكه دوست دارم بدانم در آن هنگام كه هنوز چرخشي در مواضعتان نبود و از همراهان و بلكه مريدان آقاي خامنه اي بوديد، طرز تفكر و نوع نگاهتان به رفتارهاي آقاي خامنه اي چگونه بود؟ مثالي بزنم: مثلا وقتي خبر قتلهاي زنجيره اي به شما رسيد، آيا شما را به فكر فرو نبرد؟ قتل سعيد امامي چطور؟ شكنجه هاي همسرش چطور؟ قتل حاج احمد چطور؟ توطئه هاي هر روزه ي سپاه و بسيج در زمان آقاي خاتمي چطور؟ اين سوال آخر از اين جهت برايم اهميت دارد كه به ما در تعيين روش مواجهه با افرادي كه هنوز خالصانه معتقدند مي توان با آقاي خامنه اي به بهشت رفت كمك مي كند.
    انتهاي سخن:از صبوريتان متشكرم. ما شما را فرزند انقلاب مي دانيم. والله قسم ( كه قسم جلاله است) هيچگونه قصد طعنه زدن به شما در ميان نبود و اگر اساعه ي ادبي رخ داد شما به بزرگواري خودتان ببخشيد و به حساب قلم تازه كار من و كنجكاوي و همدردي من بگذاريد.
    سلامت باشيد و از گزند گماشته هاي آقاي خامنه اي در امان
    و ما اريد الا الاصلاح – برادر كوچكتان – يك وفادار به آرمانهاي انقلاب اسلامي

     
  246. نه آقای نوریزاد اسراییل خنگ تر و ضعیف تر از این حرف هاست که شما می گید. من در خارج زندگی می کنم و دوستان اسراییلی خوبی دارم که انصافا بر خلاف عقایدشان در مورد اسراییل که من کار به درستی و غلطی آن ندارم انسانهای خوب هستند و از بسیاری از مسلمانان انسان ترند. برایتان بگویم که این دوستان ما که ساکن یک کشور اروپایی هستند هیچ رقمه حاضر به رفتن به اسراییل و زندگی در آن نیستن! مگر برای تفریح! وقتی می پرسم چرا, برای من قصه ادب و فرهنگ مردمشان را می گویند. قصه ایی که من نتنها شنیده ام که با چشمانم دیده ام. شاید بپرسید من هم به اسراییل رفتم شاید و دیده ام از نزدیک. نه من هرگز به آنجا نرفتم. اما قصه ی آنها برایم آشناست چون در سرزمین خودم این قصه را زندگی کرده ام! در یک کلام عدم احترام به قانون!
    یقین دارم با این وضع اسراییل هم به ورطه ی فروپاشی خواهد رسید اگر مردمش خودشان را اصلاح نکنند و برای قانون احترام قایل نباشند. مصیبتی که در تمام کشور های خاور میانه دیده می شود که در آن مردم برای قانون احترام قایل نیستند و اتفاقا تمام کشور های خاورمیانه دیکتاتوری هستند! چه قرابت غریبی!
    می دانید چرا این دوستان من حاضر به برگشت به اسراییل نیستند؟ چون متولد و بزرگ شده ی یک کشور اروپایی هستند که از بچگی بایشان احترام به قانون را یاد می دهند و اسراییل یک کشور در خاور میانه با مردم خاورمیانه ایی است! در یک کلام با مردمی بی فرهنگ!
    بر خلاف شما فکر می کنم این باغبان پشت پرده همان لقمه ی حرامی است که خداوند در سوره ی گاو می فرمایید بر چشمان گوشها و دلهای ایشان مهری زده است تا صدای حق را نشنوند. باغبان همان پول نفت است.

     
  247. خانه از پای بست ویران ست

     
  248. با سلام
    جناب آقاي نوريزاد!
    پس از كودتاي خرداد 88 من همواره پيگير مواضع و سخنان و نامه هاي شما و حتي اوضاع و احوالتان بوده ام. ضمن اينكه بيشتر آشنايي من با شما به بعد از كودتاي 88 باز ميگردد و تا قبل از آن ، شما در نظر من يكي از بي شمار گماشتگان آقاي خامنه اي بودي و همانقدر پيگير احوالتان بودم كه پيگير احوالات آقاي شريعتمداري و چه بسا بسيار كمتر. اما پس از كودتاي سال 88 بيشتر مردم از شما به عنوان يك حر ياد مي كنند كه به لشكر آزادگان پيوسته ايد و به سيم و زرها پشت كرديد و راه مردم را انتخاب كرديد. اما پس از انتشار چندين نامه از سوي شما به خصوص نامه هايي كه در اين اواخر نوشته ايد و نيز با ديدن فيلم هاي شعبون بي مخ شما ، مي خواستم چند مطلب را به شما بگويم. حتي تصميم داشتم تا مقاله اي را براي سايت جرس ارسال كنم اما تنبلي و يا …. مانع از آن شد تا به الان.
    البته اينجا هم جاي كامنت گذاري است و نه مقاله نويسي! براي همين سعي مي كنم مطالبم را فشرده به عرضتان برسانم:
    1- اولا نفس اينكه امثال حضرت عالي به مردم پيوستيد و تاوان آن را نيز پس ديد پسنديده و ستودنيست و اگر انگيزه هاي الهي هم در ميان بوده است، اجركم عندالله.
    2- بازگشت كساني مثل حضرتعالي در هر سطحي كه هستيد (مي دانيم كه آقاي خامنه اي چقدر ريزش طرفدار در تمامي سطوح داشته اند) مرهون حضور مير حسين موسوي در انتخابات است. كسي كه انگ ضد انقلابي بودن ، دزد بودن خودش و اطرافيانش و برچسب هايي از اين دست به او نمي چسبيد و نمي چسبد. از آن مهمتر اينكه مير حسين به مانند يك عيار سنج بود كه ميزان خلوص و ميزان صداقت افرادي مثل طائب و امثالهم با عيار او براي بسياري از جمله شما بر ملا شد. ميرحسين كسي است كه امثال شما نمي توانستيد نسبتهايي مانند مرعوب بودن، وادادگي، عامل بنياد سوروس و … را كه به خاتمي عزيز داديد به او بدهيد. امروز ارزش حضور او بيشتر معلوم شده و من امروز سر از راز كنار رفتن آقاي خاتمي و حضور مير حسين در مي آورم و برايم معلوم نيست كه اگر آقاي خاتمي نامزد مي شد، آيا بازهم در برابر اين كودتا اينچنين موضع مي گرفتيد يا همچنان اسير توهمات كيهاني اي بوديد كه خودتان در ساختنش در آن هشت سال كم زحمت نكشيديد!!! و اينكه آيا اگر پس از اين كودتا به بازداشتگاه نمي رفتيد و اسير بازجوهاي به قول خودتان هيولاگون اطلاعات و سپاه نمي شديد آيا باز هم همينطور موضع گيري مي كرديد يا نه؟ يا همچنان كما في السابق مي گفتيد كه خبر شكنجه ها و …. كار دشمنان انقلاب است؟ (دوست دارم جواب بدهيد)
    3- تا به اينجا يكسري جملات خبري و چند پرسش برايتان نقل كردم اما آنچه مي خواهم بگويم اين است كه:
    الف – برادرم! پدر من سالها منتقد رويه ي كساني مثل آقاي خامنه اي بود و هست. هميشه ادب را رعايت مي كرد و مي كند. هميشه از اين برچسب زدنها ابا داشت و آن را مانع بهروزي مي دانست و مي داند.هميشه بين راه امام و مشي او و جماعت مفت خوري كه با تغيير ظاهرشان خودشان را بر انقلاب تحميل كردند و كاسه ي داغتر از آش شدند تميز و نفاوت مي گذاشت و مي گذارد. پدرم از معدود كساني است كه شهادت مي دهم در تمام عمرش هم علاقمند ( وبه نوعي مريد) امام بود و هست و هم در عين حال نسبت به برخي از كارهاي آن بزرگوار نقد داشت. شهادت مي دهم كه نه تنها پس از كودتاي 88 كه حتي پيش از آن، در حضور ما از پاره اي از كردارهاي خودش در ابتداي انقلاب انتقاد مي كرد و ما را از تكرار آن اشتباهات (از جمله : جوزدگي ها، تندروي ها و دوري از عقلانيت و روي آوردن به احساسات، چشم بستن بر واقعيتها و منتسب كردن متقدان به ضد انقلابي گري، قشري نگري، گوش نكردن به انتقادات افراد مختلف و به جايش توجه كردن به ظاهر آنها و وابستگي تشكيلاتيشان و ….) زنهار مي داد. بسياري از پيش بيني هايش معمولا درست از آب در مي آيد. پيش از انقلاب زنداني سياسي بوده و هرگز از كرده ي خود (بابت مبارزه ي با شاه) پيشمان نيست. شهادت مي دهم كه در طول زمامداري آقاي خامنه اي هم قبل از كودتا و به خصوص بعد از كودتا، بارها و بارها براي آرمانهاي از دست رفته ي نسل خودش گريه كرده است. هميشه و از كودكي به خاطر دارم كه سعي مي كرد ما را با اهداف و آرمانهاي انقلاب آشنا كند و معمولا بدون سند حرف نمي زند.
    اينها را براي چه گفتم؟ اينها را براي اين گفتم كه به تو برادر عزيز بگويم : برادر عزيز! تند مي روي. چرا؟ از آنجايي كه منتقدين منصف و علاقمند به انقلاب مثل پدر من بسيار بودند كه از اول انقلاب با بسياري از رويه ها موافق نبودند و افراد فرصت طلبي مثل (فقط به عنوان يك نمونه) آقاي عسگر اولادي را مي شناختند و به شما و امثال شما درباره ي آنها زنهار و پرهيز مي دادند ولي امثال شما گوش نمي كرديد. درباره ي جناح راست فاسد هشدار دادند و شما گوش نداديد. درباره ي مخفي كاري ها و روابط پشت پرده اي كه به خصوص پس از مرگ امام شكل گرفت به شما هشدار و زنهار دادند و شما گوش نكرديد.
    برادر! انصاف نيست كه همه را به يك چوب براني! نگو كارهايي كه كرديم اشتباه بود. بگو كارهاي كه كردم اشتباه بود. در مقاله هايت و در فيلمهايت و در نوشته هايت به آرمانهاي بلند يك نسل طعنه نزن. مثال مي خواهي؟ در همين مقاله ي اخيرت نوشته اي : « … این غلط کردیم، دگرگونی همان شعاری است که ما سال های سال سردادیم و مردم بی نوا را به جهالت تکرار آن ترغیب فرمودیم. که: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.». برادر عزيز! من و امثال من و امثال پدر من هنوز هم ايمان داريم كه آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند اما!!!! : به شرطها و شروطها. ممكن شما تا سال 88 فكر مي كردي كه منظور از اينكه آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند اين است كه ما اگر اراده بكنيم مي توانيم تمام آمريكايي ها را بريزيم توي دريا و كل آمريكا را تبديل به مسجد و حوزه ي علميه بكنيم اما منظور پدر من اين نبود. منظورش چه بود؟ نمونه مي خواهي؟ آيا دوره ي خاتمي عزيز را به ياد داري كه به برجهاي دوقلو حمله شد؟ يادت هست كه آن بوش ديوانه ايران را يكي از محورهاي شرارت خواند؟ آيا كسي او را تحويل گرفت؟ آيا قبول داري كه به خاطر سياست هاي خارجي درست آقاي خاتمي آمريكا نتوانست هيچ غلطي بكند؟ شك ندارم كه حداقل امروز، شما هم مثل ما آقاي خاتمي را نه يك مرعوب و نه يك واداده مي داني. آري! ممكن است آن روز پيرو آقاي خامنه اي بوده باشي و اگر دنيا با تعامل مي كرد بدون آنكه بتواند بر ما سوار شود، آن را حمل بر وادادگي ما كرده باشي و اگر بوش، ايران را محور شرارت خواند، نشانه ي شكست سياست خارجي آقاي خاتمي دانسته باشي ولي ما اينطور نبوديم و نيستيم. اينها روحيات آقاي خامنه ايست كه وقتي از يك چيزي خوشش نيايد به هر نحو ممكن آن را به لجن مي كشد و مع الاسف، شما هم كم او را در اين راه ياري نكرديد!
    برادرم! در يكي از مقاله هايت به اشغال سفارت آمريكا و اشغال كنندگانش طعنه زدي و آن را كار ناپسند و به دور از خردي خواندي. اشتباه مي كني. ممكن است شما جزو كساني بوده باشي كه آن روز به كمتر از بازگرداندن شاه به ايران و در قفس كردن راضي نبوده باشي و چون آن آرزو ( ونه آرمان) محقق نشده، در يك چرخش 180 درجه اي آن را قبيح و نشانه ي بي خردي بداني ولي، پدر من و امثال من اينگونه فكر نمي كردند و نمي كنند. امثال اشغال سفارت آمريكا را كار درستي مي دانستند كه توانست هيمنه ي آمريكا را بشكند و اعتماد به نفس يك ملت ذليل شده را به آنها بازگرداند اما شما و امثال شما با تندروي هايتان، كار را به سرانجام نادرستي كشانديد. وگرنه آنچه امروز بر سر ملت آمده، نه بخاطر اشغال سفارت آمريكا در آن روز است. شما شكست خوردي نه پدر من. پدر من و امثال او خون دل خوردند اما افراط گري شما راه درايت را بر شما بست. يك مثال ديگر؛ خبر آمد كه در زندان با آسيد مصطفي تاج زاده هم سلولي شده اي. خيلي مشتاق بودم كه پس از آزاديتان چه چيزي از او نقل مي كنيد! ديدم جز آنكه از سجاياي اخلاقي او بگوييد چيز ديگري ننوشتيد. مي دانم كه لابد اختلافاتي هم داريد و به دليل شرايط فعلي فقط از خوبي هاي او گفته ايد ولي بعيد مي دانم كه در خوبي هايي كه از او نوشته ايد اغراق كرده باشيد. خب. كه چه؟ كه اينكه برادر من! ما آسد مصطفي را مي شناختيم و مي خوبيهايش و آزادگيش و اهل گفتگو بودنش را مي دانستيم. ما مي دانستيم كه جنتي دروغ مي گويد و تاجزاده نه تنها هل راي دزدي و تقلب نيست كه حتي از او امانت دار تر هم كمتر يافت مي شود اما اين شما و امثال شما بوديد كه او را به لجن كشيديد و يا در برابر به لجن كشيده شدنش سكوت كرديد و عمله و يا شريك ظلم و دزدي آقاي جنتي شديد. مثالي ديگر؛ پس از كودتا روزي از پدرم نظرش را راجع به زندانيان دهه ي شصت و شكنج هاي درون زندان جويا شدم. پرسيدم آيا خبر اينكارها نرسيد؟ پاسخ داد : بخدا خبر رسيد ولي ما باور نمي كرديم بچه هاي سپاه مرتكب چنين جنايتي بشوند و مي گفتيم اينها حرف ضدانقلاب است. خدا را شاهد مي گيرم كه هميشه مساله ي اعدامهاي سال 67 براي پدرم سوال بوده و هست و تحليلش اين است كه يا امام مرتكب جنايت شده كه ديگر امام نيست! يا امام را دوره و يا به عبارتي كاناليزه كرده اند! و يا اساسا امام نقشي در اين ماجرا نداشته و كلا بي خبر بوده است. خودش مي گويد خبري كه به ما رسيد اين بود كه همزمان با حمله ي منافقين به ايران، منافقين زنداني نيز شورش مسلحانه كرده اند و آن خشم عمومي ناشي از حمله ي منافقين ما را از كنكاش بيشتر برحذر داشت.آقاي نوريزاد! پدر من كه در سپاه نبود اما شما بودي! امروز تقريبا مي دانيم كه كدام فرقه و گروه مرتكب آن جنايتها شده اند. امروز كمي نور حقيقت بر تاريكخانه ها تابيده است. شما كه در سپاه بودي و با اركان بالا درتماس، شما چرا اعتراض نكردي؟ شما چرا در برابر اعتراض مرحوم منتظري سكوت كردي و يا حتي بدتر از آن، با هتاكان به او همراه شدي.
    برادر! آرامتر. چوب حراج به آرمانهاي واقعي يك ملت نزن! حرمت امام را نگهدار. آقاي خامنه اي به اندازهي كافي چهره ي امام كه هيچ، چهره ي پيامبر و اهل بيتش (صلوات الله عليهم) را ملكوك كرده است. اشتباهات خودت را و برداشت هاي غلطت از آرمانهاي انقلاب را و اسير شدنت در دست شعارهاي مجعول و مجهول آقاي خامنه اي و مريدان و نوكران و چاپلوسان بارگاهش را و تندروي هايت و همراهي با حمله كنندگان به اهالي فكر و انديشه و بر همزنندگان سخنراني ها را به پاي يك ملت ننويس. شما خودت مقصري و سهم عمده اي در رساندن آقاي خامنه اي به اين نقطه داري. حرمت ما و آرمانهايمان را نگهدار.
    ب- با توجه به بند الف گفته هايم كه در بالا آمد ( كه شما با ذكاوتتان مي توانيد منظور نهفته در اين قلم و زبان الكن را دريابيد) از شما مي پرسم: اولا آيا از كساني كه يك روز در تخريب آنان با شريعتمداري مسابقه گذاشته بوديد عذر خواهي كرده ايد؟ آيا خود شما از كرده هايت ابراز پشيماني كرده اي؟ آيا مثلا از آقاي خاتمي، ميردامادي، صفايي فراهاني، تاجزاده و… عذرخواهي كرده اي؟ و ثانيا اينكه شخصا بدانم كه نقطه ي تحول فكري شما از كجاست؟ از زندان؟ از بازجويي؟ از كجا؟ و ثالثا اينكه دوست دارم بدانم در آن هنگام كه هنوز چرخشي در مواضعتان نبود و همراه آقاي خامنه اي بوديد، طرز تفكر و نوع نگاهتان به رفتارهاي آقاي خامنه اي چگونه بود؟ مثالي بزنم: مثلا وقتي خبر قتلهاي زنجيره اي به شما رسيد، آيا شما را به فكر فرو نبرد؟ قتل سعيد امامي چطور؟ شكنجه هاي همسرش چطور؟ قتل حاج احمد چطور؟ توطئه هاي هر روزه ي سپاه و بسيج در زمان آقاي خاتمي چطور؟
    انتهاي سخن: از صبوريتان متشكرم. ما شما را فرزند انقلاب مي دانيم. والله قسم ( كه قسم جلاله است) هيچگونه قصد طعنه زدن به شما در ميان نبود و اگر اساعه ي ادبي رخ داد شما به بزرگواري خودتان ببخشيد و به حساب قلم تازه كار من و كنجكاوي و همدردي من بگذاريد.
    سلامت باشيد و از گزند گماشته هاي آقاي خامنه اي در امان
    و ما اريد الا الاصلاح
    برادر كوچكتان – يك وفادار به آرمانهاي انقلاب اسلامي

     
  249. یادم است در کودکی روحانی مسجد محلمان حاج آقا عاصمی (مسجد امام حسن ع) در باب پذیرش توبه میفرمودنند توبه قبل از مرگ ودر حیات آدمی قبل از ظهور حضرت حجت ابن الحسن امام زمان مقبول می افتد . پرسیدم قبل از مرگ که معلوم است اما قبل از ظهور یعنی چه فرمودنند اینطور نیست که تا قبل از ظهور دنبال رو هرکس و هر کار نامربوط را بخواهی انجام دهی اما بعد که آقا ظهور فرمودنند بیایی بگوئی که من نفهم بودم .ناهه هایت ای محمد عزیز دیگر بهانه ای بر کسی باقی نمی گذارد چه رسد به مخاطب اصلی آن اینطور نیست که در آینده نچندان دور که حکومت دست مصلحان افتاد کسی حق داشته باشد کاسه چه کنم چه کنم در دست بگیرد.والسلام بابی انت و امی

     
  250. در تحلیل وقایع سیاسی یکی از راهها این است که بررسی کنیم ببینیم از یک عمل سیاسی چه کسی سود می برد بادر نظر گرفتن این روش
    و تحلیل پرونده هسته ای و مشی نظام در قبال این پرونده و از مقطعی که قطعنامه ها
    علیه ما صادر شده اسراییل بیشترین سود رو برده و این روش تحلیل آزاده شجاع محمد نوریزاد رو موجه میکنه و نمیتوانیم اون رو از سنخ توهم توطءه تلقی کنیم

     
  251. سلام
    نامه ی بیست و ششم شما با موضوع یه روز خوب میاد در تاریخ 19 اسفند نود !!! بود

    …………….

    سلام علی آقا
    آن نوشته درامتداد نامه به رهبری نبود واشتباها نامه ی بیست وششم جاگرفته بود. آن نوشته مستقل بود. بی آنکه مخاطبش رهبرباشد.

    تشکر.

     
  252. ُسیروس اردلان

    با درود بر شما جناب نوریزاد،

    فرصت را مغتنم شمرده و درود میفرستم بر روح شادروان سپهبد مهدی رحیمی، سپهبد نادر جهانبانی ، سرتیپ نعمت الله معتمدی و تمام ارتشیان آزاده و بیگناهی که در ماههای پس از انقلاب ایران بدون محاکمه عادلانه به مرگ محکوم و در خون خود غلتیدند.

     
  253. ای کاش فایل صوتی رو هم قرار می داد نامه خیلی طولانی و حوصله می خواد خوندنش. یا اگر نمی شود ی چکیده اول نامه بگذارید. درود بر شما که از خدا می ترسید و نه بنده ی خدا

     
  254. Thanks dear Nourizad…just wanted wish you the best in future for you, our people, and Iran. Always I enjoyed reading your articles. I admire your bravery and courage.

    Best regards,

     
  255. به نظر شما اين نامه را آقاى خامنه اى مى خوانند؟

     
  256. سلام بر جناب نوری زاد . واقعا بسیار عالی نوشتید و خواندم و گریه کردم . پر از حرف بود و پر از ریزه کاریهایی که فقط باید خواند و فکر کرد . عجیب است . این گرداب به نظر من به مراحل آخر رسیده . انقدر بزرگ شده که دیگر به گرفتار کردن شخص خود رهبری هم در می انجامد . واقعا ما نیاز به یک تصمیم گیرنده داریم که مردانگی داشته باشد . مثل مصدق یا امیرکبیر یا … . این راه دیگر به جسارت نیاز دارد . که انقدر در رده تصمیم گیری جامعه فربگی ایجاد شده که تصمیم گیرنده ای نمانده . امیدوارم قبل از دیر شدن این مجلس که فقط مجلس ملی اسمش است و مجلس خامنه ای نام دارد از این گرداب خود و جامعه را نجات دهد . که بعید می دانم . متاسفانه هم فرهنگ ایرانی هم اصالت ایرانی و هم اسلام این مردم را از بین بردند . برای همین جامعه به یک نقطه تهی رسیده است . سقراط هم گفته که اگر می خواهید جامعه ای را از بین ببرید فرهنگ و اصالت آن جامعه را نابود کنید تا خود جامعه از بین برود . و ما به همین نقطه رسیده ایم . امیدوارم که اتفاقات بزرگی در پیش باشد . اما این راه یک طرفه ای که گفتید واقعا همه مردم را درگیر کرده و همه به روزمرگی دچار شده اند . یعنی کسی در این جامعه زندگی نمی کند و فقط روز خود را شب می کند . واقعا بزرگترین خیانت ها در این مملکت رخ داده است و کسی خود را به مردم جوابگو نمی داند . مثل نابودی پول ملی و و و و و . به امید روزهای موفقیت و بهروزی برای همه ملت ایران .
    از شما کمال تشکر را دارم . امیدوارم زنده باشید و به این روشنگری ها ادامه دهید .

     
  257. آقای نوری زاد! واقعا دست مریزاد!
    ولی از طرفی به آقای خامنه ای هم حق بدهید!!! ایشان که بجز سخنرانی و دادن خطوط کلی برای دشمنی با آمریکا و اسراییل که کار دیگری بلد نیستند! اگر بازی دشمنی با آمریکا و اسراییل تمام شود بعدش چیکار کنند؟ ایشان که اخلاق، فقه و یا اصول بلد نیستند بلد هم باشند به جذابیت دشمنی و کوبیدن ظالمان و متکبران و جاسوس بازی و شنود صحبتهای خلوت این و آن که حال نمی دهد !!! پول مفت نفت، ملت قدرنشناس از دید ایشان و همسرشان حقشان همین است که من خامنه ای بازیشان بدهم تا بگذرد! خودشان هم بدشان نمی آید اصلا در همین قرآن بارها تاکید شده است که اسراییلیها رو قتل و عام کنید! یک اسمی از ما هم در تاریخ بماند که بله! خامنه ای از 1368 تا 1410 بر ایران حکومت کرد یکبار هم مقابل آمریکا قدرت اول دنیا کوتاه نیامد….خوب این هم شاید واسه خودش مرامی شد خدا رو چه دیدی یک عده شدن پیروان ما! مثل حسن بنا و نواب صفوی که ما ازون پیروی کردیم و به اینجا رسیدیم.

     
  258. جناب آقای نوری زاد
    شما را از دورانی که مستندهایی شعاری در حمایت از جمهوری اسلامی می ساختید، می شناسم. ولی امروز به شجاعت شما آفرین می گویم. هدیه من به شما این است که از خودتان شروع کنید و بنویسید از روزهایی که بی عدالتی را دیدید و همچنان از این حکومت حمایت کردید.

     
  259. آقای نوریزاد . درتایید نوشته های شما حتما” لینک شوید به :freemasonsecret.wordpress.com

     
  260. با سلام خدمت جناب آقای نوریزاد
    عالی بود.اما عالی تر خواهد بود که گوشی شنوا این واقعیت ها را بشنود.ولی باید با کمال تاسف اضافه نمایم که
    گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من/ آن که جایی نرسد فریاد است.
    والسلام

     
  261. آقای نوریزاد عزیز سلام : شاید حدود 48 ساعت منتظر رسیدن نامه ات بودم تا بدستم رسید ،وقتی مهراز آن برگشودم گویی ازدکه عطار ،درب گشودم وفضای اطرافم معطرگشت وچون وارد شدم همچون طبله عطار پراز مشک وریاحین بود .دستتان درد نکند والحق خانه تان آبادان ،دست مریضاد.گفتنی ها را بی کم وکاست گفتید وآگاهانه از درون مردم سربدرآوردید وسفره دل میلیونها ایرانی گشتید ؛اگربفهمند که اینها گفتار نوریزاد نیست بلکه زبان مردم است که از حلقوم نوریزاد بدر آمده .آهای کسانیکه میگویید نوریزاد اینچنین گفته ،گفته ،منهم همینها را میگویم .فرزندم برادرم وپدرومادرم ،همسایه ام ،دورم ونزدیکم همه همین میگوییم .امن تمام نامه های شما را خوانده ام ودیگران هم خوانده اند آیا مخاطب شما میفهمد چه میگویید؟براین باورم که ایشان ازدرک موضوع عاجزاست وبه همین دلیل از کنار آنها میگذرد .جناب رهبر دربین روضه خوانهای با عمامه وبدون عمامه قرار گرفته وسعی میکند اداره کشوررا با مجلس روضه خوانی مطابقت داده وداد فهم ودانش به رخ بکشد وهرکس حرفی غیر اوزد اورا به باد فحش وناسزاگویی به پیچد وباکمی تقلید از آقای خمینی ادای اورا درآورد .درحالیکه جایگاه خمینی به حق ویا ناحق چیزی بود که ایشان نه درابتدا ونه درانتها بدان نخواهند رسید ..بقول دوستی این گروه که دراطراف رهبرقرارگرفته اند اگر تب مریض را میگرندو می بینند بالاست بجای مداوا ،تبگیررا خرد میکنند .ویا به نقل از کلیله ودمنه میگویند هوا سرد بود وگروهی از بوزینگان از سرما بخود میلرزیدند ،ناگهان چشمشان به کرم شب تابی افتاد که در زیردرختی میدرخشید ،به طمع اینکه آتش است برآن هیزم می افزودند وانتظارشعله داشتند ولی معلوم بود که شعله ورنمیشود .مرغی بربالای درخت شاهد این منظره بود وفریا د میزد که این آتش نیست ولی بوزینگان هیزم برآن می افزودند وبه فریاد مرغ اعتنایی نمیکردند وچون به نتیجه نرسیدند بردرخت شدندو کله مرغ را از تنش جداکردند ..امیدوارم شمای عزیز آن مرغ نشوید .

     
  262. محمد نوری زاد

    سلام بردیای گرامی
    هرآنچه که من دراین نوشته آورده ام، یافته های شخصی خودم است. گزینه ای است درکنارسایرگزینه ها. ونه اینکه لزوما برترین آنها.
    درمورد فربگی وفربگان که فرموده اید باید به فربهی وفربهان تغییرکند، راهنمایی کنید که آیا بچه و زنده ومرده و برده و خسته و واژگانی ازاین دست را نه مگر: بچگی وبچگانه و زندگی وزندگان و مردگی ومردگان و خستگی وخستگان می نویسیم؟ مگراین که معنای دیگری ازفربه برآوریم. بهرروی سپاس ازشما دوست گرامی

    با احترام وادب: محمد نوری زاد.

     
  263. مو بر تن انسان راست میشود
    شما بهترین دوست عظما هستید و چه خوب شرخ دادید
    و چقدر خوب که با شیخ بهرمان شرح دادید راه همین هست به شیخ هم بگوید که ادم فحطی نیست تا دیر نشده دست بکار شود از شما که کمتر نیست

     
  264. آقای نوریزاد: من سالیان دراز است که به سرنوشت این نظام فلک زده می اندیشم که از کجا و با چه تصوراتی به کجا و چه سرانجامی رسید. باعث بسی افسوس است که من هم به همان نتایجی رسیده ام که شما در این نامه به زیبایی نگاشته اید. تنها نکته ای که من به این مطلب شما ، با توجه به تخصص خودم ،اضافه میکنم خصوصیات شخصیتی علی خامنه ای است که در دو نکته خلاصه میکنم: هوش پایینتر از متوسط و درک این مسئله از طرف خود ایشان. که در این حالت چنین شخصی به عنوان یک مکانیزم دفاعی روانی در صدد جبران برخواهد آمد که نتیجه آنرا در دوره رهبری ایشان میشود در یک کلام خلاصه کرد: تلاش برای ماندگاری در تاریخ به هر قیمت و با هر شرایطی. که بدلیل همان مشکل “هوش” و بی کفایتی فکری و شخصیتی ناشی از آن به “مصیبت” ختم شده است.

    …………………………..

    سلام دوست من
    چه خوب می شد اگراین سخنان شایسته را با الفاظی شایسته تر زینت می بخشودید.
    با احترام: نوری زاد
    .

     
  265. سلام آقای نوری زاد
    خیرخواهی شما را به شخص رهبردراین پاراگراف دیدم:

    می دانم که روزهای بسیار سختی را گذران می کنید. تار و پود قمار هسته ای دست و پای فکر شما را از کار انداخته. پس پیشنهاد هماره ی خود را مجدداً تکرار می کنم: اگر نوشیدنِ جام زهرِ همقدم شدن با خواست های جهانی کام شما را برمی آشوبد، بیایید و بخشی از اختیارات تمام نشدنی خود را به مجلس تفویض فرمایید. بگذارید اگر جام زهری باید نوشیده شود، اجازه بدهید مجلسیان مطیع و بی اراده و مرعوب و حرف گوش کن به نیابت از شما بنوشند. تکلیف رهایی از بن بست هسته ای را به همین مجلس محتضر واگذارید. این بهترین هدیه ای است که من به شما تقدیم می دارم. قدرش را بدانید. اگر دلتان نمی آید که همه ی اختیارات گسترده ی رهبری را به مجلس واگذارید، لااقل برون رفت از بن بست هسته ای را به اختیار مجلس مطیع خود موکول فرمایید.

    کاش قدرخیرخواهی شما دانسته می شد. تشکرازشما که بجای ما نیز می نویسید.

     
  266. آقای نوری زاد عزیز.خواهش میکنم شما هم اندکی اندیشیده تر و معقول تر بنویسید.این داستان سراسر پلیسی -جنایی که شما ترسیم فرموده اید هیچ انسان فهمیده ای را مجاب نمیکند و از سنخ همان افسانه های مبتنی بر تئوری توطئه است . همان جمله ی قدیمی که خودش خوب است اما دوروبری هایش خبیثند و توطئه گر و کارکار انگلیسیها و صهیونیست هاست.نه آقا!اینها که شما برشمردید عارضه ی همه ی دیکتاتورهاست و ربطی به توطئه ی اجانب ندارد.این جماعت برای انجام کارهای ابلهانه و ویرانگر مملکت به هیچ روی نیازی به تلقین و توطئه از جانب اجانب ندارند و خودشان اوستای کارند.یک نکته ی املایی هم بگویم.فربهی و فربهان صحیح است نه فربگی و فربگان.از این جهت گفتم که شما زیبا مینویسید وحیف است که این لکه ی کوچک بر چهره ی زیبای نثرتان بنشیند.

    ………………..

    پاسخ مستقل داده شد

    .

     
  267. با سلام خدمت شما آقای نوریزاد محترم. نامه را خواندم و تنم لرزید از اینکه مردم بدبخت ایران کی باید از این همه گرفتاری نجات پیدا کنند. تنم لرزید از این که سرداران باز چه نقشه هایی کشیدن که مردم ناآگاه خبر ندارند و اگر هم بدانند نمیدانند چکار کنند که از این همه بدبختی نجات پیدا کنند. دعا کنیم خدا به داد مردم ایران برسه. دیگه از شدت ناراحتی و نگرانی نمیدانم چه باید بگویم. خدا به داد هممون برسه.

     
  268. درود بر شما جناب نوری‌زاد عزیز و بزرگ‌وار

    با تقدیم مهر و سپاس فراوان از روشنگری‌ها و شجاعت روزافزون شما

    و با آرزوی طول عمر و سلامتی برای شما یاور مردم رنج‌کشیده و آزادی‌خواه ایران

    امیدوارم پروردگار ایران شما را از گزند اهریمنان مصون بدارد

    درود به شرفتان

    زنده باد آزادی

    نهادینه باد حقوق بشر

    برقرار باد دموکراسی

    جاوید ایران‌زمین

     
  269. مدتها بود به این سایت دسترسی نداشتم تا همین امشب که شانس با من یار بود و موفق شدم نامه 26 را بخوانم. بسیار عالی بود و ای کاش من هم قلمی به این شیوایی داشتم تا رگبار درد و رنج این ملت را بر سر حکومت تزویر و جور و ستم ببارم. پیشنهاد می کنم هر کس این نامه را میخواند بهر شکل ممکن در شبکه های اجتماعی و یا با گرفتن پرینت بدست همه دوستان و آشنایان خود برساند.بامید رهایی کشور از ظلم و استبداد مخوف دینی.

     
  270. جناب بابک کسی که جان خود را بر کف دست گرفته و فریاد می زند که مرا بکشید و قطعه قطعه کنید، دیگر دلیلی ندارد که ننویسد. سرداران فربه و اطلاعاتی های جنایت پیشه هم بخوبی می دانند که نوریزاد در همه مراحل شکنجه و بازجویی سر خم نکرده است . بنابراین مجبورند مانند خار درچشم و استخوان در گلو او را تحمل کنند. در غیر اینصورت نمی توانند ادعا کنند که ایران آزادترین کشور جهان است.

     
  271. حقا که جناب نوری زاد ، بخوبی زبان گویای یک ملت به تنگ آمده هستید

     
  272. سلام به آقای نوری زاد گرامی وعزیز
    این نامه توفانی شما را خواندم. اولش خیلی برایم سخت بود که اینهمه نوشته را بخوانم. اما وقتی شروع کردم دیدم تمام کرده ام. این نامه شما علاوه برمخاطبش که رهبراست راستش را بخواهید یقه خواننده را هم می گیرد و او را رها نمی کند. من هم با شما موافقم که آن “باغبان زیرک” خیلی ها را درکشورما دارد بازی می دهد. حتی اطرافیان رهبررا . این درست نیست که ما فکرکنیم اسراییلی که کل کشورما پیش ازانقلاب دستش بوده حالا دست روی دست بگذارد و منتظربماند که ما درمرز لبنان به او ضربه بزنیم و با ساخت بمب اتمی ازروز زمین محوش کنیم. این نگاه شما وتحلیل شما خیلی درست است. اسراییل درداخل همین ایران کارش را می کند. جایی که ما هرروز داد می زنیم : مرگ براسراییل!

     
  273. آقای نوریزاد مثل همیشه عالی بود . من با این مطلب که با پیروزی انقلاب کسانی در راس کشور قرار گرفتند که هیچ از کشورداری در هیچ یک از امور ان اعم ازسیاسی اقتصادی داخلی خارجی نمیدانستند و در جهل خود هم پای فشردند و هنوز هم میفشارند و جای بسی تاسف که بعد از 34 سال هم یاد نگرفتند زیرا بسیار سطحی و خودخواه هستند روزی که آقای خمینی گفت اقتصاد مال خر و گاو است دانستم که انقلاب به کجا خواهد کشید و همین بس که با وجود اینکه در تمام مراحل انقلاب بودم در هیچ رای گیری (حتی آری یا نه ) شرکت نکردم . و این را بدانید که روحانیت بخاطر جبن ذاتی و ترس از انکه بگویند عالم نادان . شجاعت ابراز اشتباه را ندارد و بدتر از ان اینست که بخاطر ان تکبر وغرور ذاتی در هیچ شرایطی حاضر به عذر خواهی نیست . تعجب بنده از ان است که شما با این درایت و همچنین همنشینی با این قشر چگونه توقع دارید شخص متکبر و پر مدعائی که خود را نماینده امام زمان و کسی که با او ارتباط مستقیم دارد بیاید و از مردم پوزش بخواهد . این موضوع اینقدر برای من جای تعجب دارد که نمیتوانم احساسم را بیان کنم . و در آخر اینکه میخ آهنی نرود در سنگ . و هشدار و پند دادن به آخوند ها آب در هاون کوبیدن است . مگر شما خود در اول کلام نمینویسی که اگر انقلاب نمیشد خیلی از آخوندها حتی روضه خوان خوبی هم نمیشدند . هیهات هیهات

     
  274. این نوری زاد یا دیوونه است یاسوپاپ فشار رژیم/حتی به دیوونه ها هم اجازه گفتن چنین حرفهایی نمی دهند

     
  275. سلام به استاد گرامی آقای نوری زاد
    بخاطر روشنگری هایی که می دانم برای شما وخانواده محترمتان کم هزینه نیست تشکرصمیمانه مرا بپذیرید. این تشکرشاید تنها کاری است که ازمن برمی آید. چه کنم من شجاعت شما را ندارم. بپذیرید

     
  276. آقای نوری زاد سلام
    این نامه را خواندم وداد زدم. خواندم لرزیدم. خواندم لذت بردم. خواندم وفهمیدم. بخاطراین همه هیجان وآگاهی ازشما ممنونم

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

83 queries in 3208 seconds.