سر تیتر خبرها
طرح واره ای برای رهایی (بقلم امیررضا صیاد)

طرح واره ای برای رهایی (بقلم امیررضا صیاد)

 یک اشاره: من شخصا این نوشته را بسیارخیرخواهانه ومدبرانه یافتم. نویسنده ی محترمِ این مطلب را بخاطرادبش، وعلمش، وخیرخواهی اش سپاس می گویم.          محمد نوری زاد  دوم مهرماه سال نودویک
واما اصل نوشته:

جناب آقای دکتر محمد نوری زاد

با سلام و احترام بسیار

مطلبی را که ذیلاٌباستحضار میرساند پیشنهادی است برای اتّحاد همه ایرانیان درخارج از کشور .استفاده از امکانات ارتباطی گسترده تری که مهاجرین در اختیار دارند ، توسعه جنبش صلح طلبی ومخالفت با جنگ طلبی را بیشتر میسر مینماید.   ضمن اینکه این امر خیر میتواند  قدمی در راه اتحاد و دوستی همگان مبتنی بر مشترکات ملّی و فارغ از اختلاف سلیقه و مشرب فکری آنان برای مراحل بعدی باشد. چون حضرتعالی علاوه بر اینکه قبلاً اصل موضوع ذیل را با اغماض نسبت  به کاستی ها،  منصفانه و محققانه  خوانده‌اید و  امکان طرح جدی  آن نزد سایر فراخوانان جنبش صلح و علیه جنگ طلبی  دارید این ایمیل خدمتتان ارسال میگردد تا در صورت تمایل با دوستان و سایرین مطرح فرمایید. خوشبختانه برنامه های شما در فضای ارتباطات ،بیشترین اقبالها را دارند.

اگر  تصمیم گیری با قدرت اجتماعی باشد نهاد سیاسی هر اندازه  هم که تمامیّت خواه و خشن باشد نهایتاً در مقابل آن  توان مقابله را نخواهد داشت.  لزومی به تکرار مصادیق  فراوان این امر در دهه ها و سالهای اخیر نیست .   لازمه تصمیم گیری و اجماع بر سر یک خط مشی سیاسی در سطح کشور ، انسجام نیروهای پیشرو  و قبول نتایج تجربه‌های آنان از سوی  بدنه جامعه است .

  این تفکّر که از خارج برای داخل رهبر تراشی نکنند و نسخه نپیچند ،  اندیشه‌ای است ملّی که در ضرورت و اعتبار آن شکّی نیست.  از سوی دیگر ملّتی که در گردباد حوادث و سیطره استبداد در داخل کشور گرفتار آمده‌اند میتوانند از تجارب موفق دیگران استفاده کنند . چه بهتر که چنین تجربه هایی به لحاظ فرهنگی بومی باشند  حتی اگر در خارج از کشور آزموده شده و منتجّ به نتیجه شوند.

ایرانیان مهاجر بدلیل تعلّق زمانی به دو نظام متفاوت و نحله های مختلف فکری و عقیدتی ابن دو نظام ،  و بعضاً دلبستگی و پای بندی به مکاتب سیاسی دیگر ، بجای اینکه بر وجوه اشتراک خود که ملیّت و کشور است ، تکیه کنند و به اتحاد و یکپارچگی بیاندیشند،  با عمده کردن تفاوتهای قومی و مرامی و یا ریشه دار در تحزّب ، گروههایی بیگانه با هم  تشکیل داد ه اند که هر از گاهی هم  نفوذ عواملی در آنها و بازی دادنشان باعث سرخوردگی بیشتر اعضا و کم توجهی مردم نسبت به آنان میشود. بعنوان یک معضل بزرگ، انتقاد بی موقع گروههای ایرانی از یکدیگر و عیان نمودن برچسب های حق و ناحق در این برهۀ خطیر جز کمک به دشمنان این مرز و بوم اثری ندارد.  این تفاوتها و منیّت حتی در گرد همایی هایی که بقصد تقریب گروههای سیاسی  انجام میشود  بیش از هرچیز  خود را بروز میدهد و هر کدام با برچسب سیاسی و وابستگی  حزبی و احیاناً سوابقی خود را معرفی میکنند که با اتحاد همۀ ایرانیان لااقل در جناح منتقد نظام فاصله دارد .به همین دلائل  تا این زمان تجربه‌ای موفّق در زمینه  اتحاد و اتفاق ایرانیان خارج از کشور کمتر وجود داشته است.

ولی با این همه ، تمامی این گروهها و اکثریت مردم  بشرحی که ذیلاً به آن اشاره خواهد شد در یک چیز مشترک‌اند و آنهم انتظار بیهوده از روشهای رایج دموکراسی و دلبستگی به کارآمد بودن آنها است . اولین نتیجه از این انتظار، تکرار تجربه های شکست  خورده در طول یکصد و پنجاه سال گذشته میباشد . سالها و بلکه قرنها است که به جای حلول روح دموکراسی در جامعه بشری   و تأمین عدالت اجتماعی  و رعایت حقوق و کرامت انسانی که در آن جنگ و خونریزی محلی از اعراب نداشته باشند، تنها شبحی از دموکراسی در بعضی از جوامع  در حال خود نمایی است .  دور نما، آوازه و جلوه های توهم دموکراسی بخصوص در کشورهای فرادست ، مانند رنگین کمان  بی آنکه واقعیت داشته باشد و بتوان آن را پذیرفت کرد و در کنار آن گنج آزادی و فرصت انسان بودن را بدست آورد،  تماشائیان و بخصوص جوانانی را که نمیتوانند باور کنند در غرب خبری نیست  مجذوب و مسحور خود کرده است.

نقص  ساختاری دموکراسی در روشهای اجرایی، از سویی  بدلیل لحاظ نکردن غرائز و خلق و خوی انسانی نظیر تکاثر و تمامیت خواهی اوست  که به پشتوانه قدرت و احساس بی‌نیازی و  خودسری مانند یک اپیدمی دامنگیر طیف حاکمه میگردد،  و از سوی دیگر عدم اشراف و صلاحیّت شاکله رأی دهندگان نسبت به  اموری است که به آن رأی میدهند . پیروی و تقلید عامه مردم از سیاست بازان و عدم امکان مسئولیت پذیری آنان در قبال  رأی (امضای) خود مکمل این فاجعه است.  غفلت از چنین نقص بزرگی تا کنون به ابتر ماندن ایده انسانی دموکراسی  و تبدیل شدن آن به ابزار سلطه گری توسط فرادستان منجرّ شده است . این نقض غرض البته  مربوط به جایی است که انتخابات در آن طبق قانون و شرافتمندانه بر گزار شود . حاکمیت ما، علی رغم اصول صریحی که مبنی بر اعراض از تصمیم و دخالت نا آگاهانه در امور  وجود دارند، با نادیده گرفتن آنها ، در این خصوص نسبت به طیف خود و سایر اقشار ملت  هم قاصر است و هم مقصّر.  از این بابت بیش از این مصدع شما نمیشوم چون این موضوع فعلاً ربط چندانی به در خواست اصلی این نامه را ندارد ولی یاد آوری آن برای آینده جنبش ضروری مینمود ،توضیحات بیشتر در این مورد، و در مورد دموکراسی نوین و ارگانیک که رفع نقایص فوق در آن مد نظر بوده است  را میتوانید در این لینک(http://mardomrayy.blogspot.ca/)ملاحظه فرمایید.

بحث بر سر  ایجاد یک تشکل سازمان یافته و اتفاق ایرانیان در جوامع برون مرزی در تمام نقاط بعنوان یک شروع  میباشد

با تکیه بر مشترکات ملّی و اولویت دادن به همیاری و یگانگی جوامع برون مرزی؛ میتوان جدل مکاتب و گروههای سیاسی مختلف و مخالف با یکدگر را  فراموش کرده و با قدر دانی از فرصت و موقعیت  شبکه های اجتماعی به یاری مردم نهادها که برترین تجربه های علمی – تخصصی را دارند ، هر دیدگاهی را که در راستای منافع کلان مردم یافتیم به سهم خود در جامعه رواج دهیم و بر آن بیافزاییم. در دوران گذار چنین رویکرد و اتفّاقی،  میتواند از سوی  کانونهای تخصّصی  مانند اساتید دانشگاه ، حقوق دانان ، جامعه شناسان ، مهندسین،  پزشکان، و فعالین افتصادی که این ایده را بپسندند  محقّق شود و از طریق انجمنها و  شورای هماهنگی ایرانیان در خارج از کشور در  شهرها یی که چنین نهادی برپا است یا ظرفیت تأسیس آن وجود دارد پیش قدم شوند. در شهرهایی که چنین انجمنی وجود ندارد ، داوطلبان با استفاده از امکانات قانونی، در هر کشور و ثبت آن بصورت مؤسّسه غیر انتفاعی برای جذب کمکهای مالی از بودجه دولت  و همیاری مردم  و اعتلای جامعه ایرانی از لحاظ فرهنگی و، معیشت وسیله ساز شده و گامی اساسی بردارند  .

انسجام همه این کمیونیتی ها و تشکیل ساختاری خوشه ای برای همه شوراها بعنوان وسیلۀ اتحاد و همکاری ایرانیان در خارج از کشور بخصوص در شرایط بحرانی کنونی که سایه شوم جنگ بر سر ملت ایران سنگینی میکند  خواسته ای منطقی، و انجام آن از هرلحاظ  برای جنبش صلح طلبی مفید و دلگرم کننده است .  تحقق این امر موکول به این است که سیاسی کاری را فراموش کرده و در این مورد همه قومیتها،  مرامها و باورهای مختلف در جبهۀ ایران باشند.  شفافیت وضع مالی و گزارش همگرایی این کمیونیتی ها  از طریق اینترنت از ابزار و شرایط لازم برای موفقیت میباشد.

برای پیشگیری از اینکه چنین بنیادهایی مورد حمله ، گروهی سیاسی و تملک آن از طریق هجمه انتخاباتی واقع گردند و یا عواملی بقصد اخلال در تشکل و روند کاری آنها مداخله نمایند آنستکه در اساسنامه  پیش بینی و یا  آن را اصلاح فرمایند به اینکه اعضای مجمع عمومی و از آن طریق اعضای هیئتهای اجرایی تنها با معرفی کانونها و سازمانهای تخصصی و صنفی، و همچنین انجمنهای غیر انتفاعی ثبت شده و قانونی  در محل، با شرایط جدید به عضویّت شورا در آیند و بعبارتی دیگر  تمام  مردم نهادهای رسمی ایرانی  در ناحیۀ فعالیت هر شورا ، به نسبت تعداد اعضای خود در این مرکز، سهم  عضویت  داشته باشند و هر کدام از اعضا به هر دلیل از این تشکّل خارج شوند، تعیین جایگزین آنها بعهده نهادی باشد که او را منصوب کرده است. با این ترتیب علاوه بر مهاجرین عادی که به کمیونیتی می پیوندند و از خدمات آن استفاده می نمایند ، اعضای مردم نهادهای صنفی و تخصصی  نیز از طریق صنف یا اتحادیه خود عضو آن خواهند بود. شوراهای معتبر و فعال برون مرزی برای  گسترش و عمومی کردن فعالیت خود  لطفاً به این امر بیشتر توجه فرمایند.

بنا براین، همین امروز میتوان  با تسلیم پیشنهادی در این مورد  به این گونه مراکز و انجمن ها در نفاط مختلف و پیگیری آن کمک شایانی به ایرانیان و ایران نمود. شما و دوستانتان با ملاحظه ساختار  و ساز و کار درونی دموکراسی جایگزین در لینک فوق  در راه تأسیس یا ارتقای سطح کمیونیتی موجود در این را ه پیشقدم شوید. با مراجعه به کمیونیتی خود و یا از طریق نشریات محل اقامت خود ،  از آنان بخواهید تا با اقشار ی که امکانات و توان  بیشتری در مورد طرحهای اجتماعی دارند از طریق تشکلهای فوق   تعامل خود را افزایش دهند تا بتوانند با پیوستن به مخالفین جنگ و جنبش صلح طلبی  بیش از پیش به هموطنان خود خدمت نمایند. انتشار نتیجۀ تماس یا مراجعات خود به انجمنهای موجود باعث افزایش دقت و تلاش آنان در وظایفی که قانوناً بعهده دارند میگردد. از تجربیات خود در این مورد بعنوان یک کنشگر اجتماعی دیگران را نیز آگاه و راهنمایی نمایید.

برای این منظور علاوه بر اینکه بنیه معنوی جنابعالی و همراهان ارجمندتان بنظر بنده توان این فراخوان را دارد اگر  سایتی را بعنوان کانال خبر رسانی پیشنهاد و یا ایجاد  فرمایید مرکز ثقل نیروهای ملی خواهد بود . از آنجا که هرگونه ساده نگری و نا رسایی در این پیشنهاد ممکن است وجود داشته باشد راهنمایی و اصلاح آن موجب سپاسگزاری است.

   از جا برخیزیم که فردا خیلی نزدیک  است

این در خواست برمبنای طرح(مردمرایی) یا دموکراسی در ایران فردا، نوشته شد  .

با سپاس و معذرت از تصدیع

امیر رضا صیاد

cyyaad@gmail.com

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

85 queries in 1467 seconds.