سر تیتر خبرها

گفت و گو با محمد نوری زاد درباره نامه سرگشاده «به خاطر صلح و آزادی» با ۹ امضاء

امیرمصدق کاتوزيان

۱۳۹۱/۰۶/۲۷

«می خواهیم و باید به هر قیمتی، عفریت هستی خوار جنگ را از کشورمان برانیم!»
این بخشی از نامه سرگشاده ای است با امضای ۹ چهره شاخص از حرفه های گوناگون و از طیف های مختلف سیاسی که با عبارت «به خاطر صلح و آزادی»‌ آغاز می شود.
بابک احمدی، مه لقا اردلان، علیرضا جباری، احمد صدر حاج سید جوادی، پیمان عارف، محمد علی عمویی، اسماعیل مفتی زاده، محمد ملکی و محمد نوری زاد در این نامه از حاکمان ایران خواسته اند آنچه را «بهانه برای حمله نظامی به ایران و تحریم علیه ایران» توصیف کرده اند، خنثی کنند.
امضاء کنندگان همچنین ایرانیان را ترغیب کرده اند که با شرکت در این فراخوان ایران را از آنچه که «یک فاجعه جبران ناپذیر» نامیده اند، نجات دهند . رادیو فردا در آغاز گفت و گویی با محمد نوری زاد، یکی از امضاکنندگان این نامه سرگشاده، درباره دلایل مشخص نگرانی آنان پرسیده است.
گفت و گو با محمد نوریزاد فیلمساز درباره نامه سرگشاده «به خاطر صلح و آزادی» با ۹ امضاء
 مصاحبه با نوری زاد را ازاین لینک بشنوید:

http://www.radiofarda.com/audio/Audio/370795.html

محمد نوری زاد، فیلمساز، نویسنده و منتتقد در تهران:
ما به لحاظ امنیتی در داخل، در شرایط بحرانی به سر می‌بریم. به هر حال در یک منگنه‌ای قرار گرفته‌ایم که رسانه‌های داخلی و حکومتی و دولتی اصرار بر این دارند که یک شرایط مطلوبی است و اصلا جای نگرانی نیست و تحریم‌ها کوچکترین تاثیری در اراده مردم، اراده ملت ندارند و از این شعارها. حاکمان برای برون‌رفت از این بحران‌ها، ای بسا التماس کنند یک جنگ را و یک بحران نظامی را. که در داخل به یک حاکمیت مطلق دست پیدا کنند مثلا سر معترضان را زیر آب فرو کنند و در سطح جهانی یک تقاضایی را مطرح کنند، با همه خسارت‌هایی که ممکن است پیش بیاید.
مگر چشم‌انداز امضاکنندگان نامه درباره رویدادهای حال و آینده ایران چیست؟
ما واقعا آینده سوریه را برای سرزمین خودمان پیش‌بینی می‌کنیم.
آقای نوری زاد، به نظر امضا کنندگان این نامه راه حل این وضعیت چیست؟
به عنوان یکی از امضاکنندگان این نامه التماس می‌کنم که حاکمان ما با درایت به مردم خودشان بنگرند مبادا یک جنگ داخلی ناخواسته دامنگیر همه مردمان شود و ما را به سوی یک جنگ فراگیر بیرون از مرزها هدایت کند.
آقای نوریزاد، ۹ نفری که این نامه را امضا کرده‌اند از طیف‌های گوناگون هستند. آیا مد نظر بوده که این ۹ نفر نامه را امضا کنند؟ یکی استاد فلسفه، یکی نویسنده، یکی دانشجوی فارغ‌التحصیل ستاره‌دار، چند نفر از احزاب مختلف. مبنای انتخاب این امضاهای معدود چه بوده است؟
همین شرایط تلخ امنیتی در جامعه ما را نشان می‌دهد. ما شاید دستمان به جمعیت فراوان‌تری نرسید. شاید صلاح ندیدیم و عاقبت تلخی برای امضاکنندگان متصور باشیم. این ۹ نفر کسانی هستند که آینده خودشان را، جان خودشان را در کف دست شان گرفته‌اند و خودشان را مهیای هر عاقبتی دیدند.
با توجه به اینکه می‌گویید شرایط امنیتی است، شهروندان و جامعه مدنی چه کمکی می‌توانند بکنند به گسترش صلح و پرهیز از جنگ که خواست امضاکنندگان نامه است؟
می‌شود یک جمعیتی از اساتید دانشگاه،‌ یک جمعیتی از کارگران، مردم، کشاورزان، دانشجویان در رسانه‌های اینترنتی این فضا را فراخ کنند. الان از این تنگنا یک راهی برای برون‌رفت پیدا کنیم. ابراز نگرانی مردم حداقلش این حسن را دارد که ما صدایی را که هیچگاه ظاهرا مسوولان ما، حاکمان ما نشنیده‌اند به گوش آنها برسانیم.
ما به دنبال ساختن یک تشکیلات سیاسی نیستیم. بلکه نگرانی‌های درون بحران‌های جامعه خودمان را نمایندگی میکنیم. عقلانی برخورد کنند. این مردم آسیب فراوان دیده‌اند. به اندازه کافی در یک جنگ هشت ساله در هر خانواده … داریم. مثلا برادر خود من یک جانباز ۷۰ درصد است. نصف بدنش فلج است و تکلم ندارد. نمی‌تواند صحبت کند. حالا فردا قرار است یک جنگ ناخواسته دیگری هم در بگیرد و بخش وسیعی از مردم ما درگیر این آسیب‌ها شوند. به همین دلیل این نامه ما یک تمناست، تقاضاست از حاکمان از یک طرف و از مردم از طرف دیگر که نکند ما به راهی دربیافتیم که ورودش با ما باشد ولی دیگر بیرون ‌آمدنش با ما نباشد.
آقای نوری زاد، با توجه به اینکه سالها در کنار کسانی بوذه اید که در حاکمیت هستند، آیا فکر می‌کنید که این نامه اثر مطلوبی را که شما می‌خواهید می‌تواند روی آنها بگذارد، با توجه به آن سابقه‌ای که از روانشناسی این افراد دارید؟
من تصور نمی‌کنم که نامه ما تاثیری داشته باشد. اما چه عیبی دارد که ما آزموده‌ها را مجددا بیازماییم در یک شرایطی که دیگر راه چاره دیگری نداریم. در بن‌بست داریم راهی برای خروج ایجاد می‌کنیم. من زیاد ناامید نیستم ولی اگر صمیمانه بخواهم بگویم این است که افرادی که من می‌شناسم به راحتی دست از منافع خودشان نخواهند کشید. ما هم در این نامه تقاضا نکردیم که مثلا رهبر از رهبریت خودش کناره‌گیری کند یا از سپاه، همه دستاوردهایی را که بالا کشیده کنار بگذارد. ولی تقاضا می‌کنیم از آنها که سرزمین ایران را که زخم‌ها بر تن دارد و آرزوها بر دل به یک جنگ دیگری فرو نبرند. از یک طرف از مسوولین خواهش میکنیم خویشتن داری کنند و از طرف دیگر از مردم خواهش میکنیم که آنها هم نگرانی‌های خودشان را به هر طریقی که می‌دانند و می‌توانند ابراز کنند.

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

5 نظر

  1. سلام
    اصل مطلب را بطور خلاصه می گویم:
    1.اگر بقای اسلام وایران وعزت کشور را خواهانید،کوتاه بیایید (از نظر مذهب ما تقیه کنید)
    2.اگر پروژه خاص خودتان را دنبال می کنید(استحاله مردم از دین وایمان مذهبی ودوری آنان از خدا وپیروزی شیطان بر
    سرتاسر کره زمینو…)با این بهانه های خیالی ووهمی(انرژی هسته ای ومحو اسراییل و…)همچنان شعار داده وآتش جنگ را برافروزیید ،شاید موفق شوید
    3.توصیه می شود برای برون رفت ازخوردن جام زهر دیگر وخارج شدن از این بحرانهای رنگارنگ ساخت خودتان (تورم،اعتیاد ،فسادهای افسانه ای،تناقض وتضادهای بسیار در قول وفعل واعتقاد و…) بر طبل جنگ کوبیده ملت را بپای حماقت های خود سوزانده وایران را محو کنید.
    4…

     
  2. نگرانی از به وجود آمدن وضعیتی همچون سوریه در ایران ، با واقعیات جامعه ما سازگار نیست . عصبیت قومی و مذهبی موجود در سوریه در مردم ما نیست ، حتی در آن دسته از مزدم ایران که زبان و گویشی غیر از فارسی صحبت میکنند و به مذهبی غیر از تشیع باور دارند و بعضی به غلط تحت عنوان اقلیت از آنان نام میبرند . توده مردم ما قرنها با هم زیسته اند به مسالمت و در اینده هم خواهند زیست ، بی اعتنا به آنان که بر تفاوتها انگشت تاکید می نهند با انگیزه هایی غیز آنچه بر زبان دارند .
    بشار اسد را همین عصبیت تا کنون حفظ کرده است ، عصبیی که در اطرافیان قدرت در ایران وجود ندارد و اگر باشد هم بسیار اندک است و کم شمار . چگونه ممکن است کسی که تا دیروز منتظری را امید امت و امام میخواند امروز بیتش را لانه جاسوسی می نامد یا کسی که روزی مخالف هاشمی را مخالف پیغمبر می نامد و فردای ان روز بد ترین اهانت ها را به او خانواده اش نثار میکند به چیزی یا کسی اعتقاد داشته باشد و در راه ان تا پای جان بایستد ، چنان که پای بشار اسد ایستاده اند . عصبیت ناشی از جهلی است که در مردم ما نیست امروز .

    …………………………

    سلام متین گرامی
    قصدمن ازمشابهت آنچه که درسوریه می گذرد نه ازباب کیفیت وعلت درگیری های داخلی درآن کشوراست. بل مراد من ازسرداران فربه وبسیجیان جاهلی است که با پشتوانه ای ازدلارهای نفتی وپولهای بادآورده و اسلحه ای که درهرکجا انبارکرده اند می توانند رو درروی مردم قراربگیرند. وقتی به یک سرداربگویید اسلحه ات را زمین بگذار وپولهایی را که بالا کشیده ای تحویل بده وبه پادگانت برگرد، او مطلقا تمکین نخواهد کرد وترجیح می دهد بمیرد وهمه را به کشتن بدهد اما از موقعیت فعلی اش دست نشوید. سردارانی که ازهمین امروز برای فردای ایران وفردای کشور خوابهایی داغ دیده اند.

    با احترام: نوری زاد.

     
  3. آقای نوریزاد عزیز ضمن تقدیروتشکر از دل نگرانیهای شما ودیگر عزیزان وبزرگواران باید بعرضتان برسانم که حاکمان دریک توهم جنون آمیزگرفتارند .میدانید کدام توهم را میگویم؟همان توهمی که وقتی به شاه سلطان حسین صفوی گفتند افغانیها پشت درب حصار اصفهان هستند وهرلحظه ممکن است به داخل اصفهان (پایتخت )وارد شوند ؛گفت بریکهزار دانه نخود قول هو والله بخوانید وبریزید دردیگ آبگوشت ،بلافاصله امام زمان تمام این لشکر محمود افغان را قلع وقمع میکند ودرتاریخ خواندیم که سرداران قزلباش چگونه شاه را به حال خود گذاشتندو افغانها سر شاه را بریدند .حالا برادر بزرگوارم اینها از همان قماشندو درانتظار همان امام زمانی که منتظرینش این دزدان وچپاولگران واز خدا بیخبرانند .درکلیله ودمنه خواندم گروهی از بوزینگان درشب سردی کرم شب تابی را درکنار درختی دیدندو پنداشتند آتش است ومرتب هیزم برروی آن میریختند وتلاش داشتند تا شعله ور شود وآنها را گرم کند ؛مرغی بربالای درخت نظاره میکرد .گفت تلاش بیهوده نکنید که این بارقه آتش نیست گوش به حرفش ندادند ،باز فریاد کرد که این آتش نیست ،وبوزینگان توجه نکردند وسرانجام بعوض زحمت بیهوده بردرخت شدندو کله مرغ را از تنش جدا کردند واینها همان بوزینگان هستند وولاغیر.

     
  4. درود جناب نوریزاد
    من هم با شما هم عقیده ام در حال حاضر ایران دو قطب مختلف دارد. یک گروه افرادی هستند که رهبر را دوست دارند و حاضرند بخاطر رهبر هر کاری بکنند. یک گروه دیگر هم افرادی هستند که خواهان از بین رفتن مقام رهبری در نظام و قانون اساسی کشور هستند. عده اندکی هم موضع خاصی ندارند و به قول معروف از حذب بادند!
    در کل شرایط مطلوبی نیست ولی من فکر میکنم گرایش به نظریه گروه دوم بیشتر از گروه اول میباشند و حکومت به سمت تحول بزرگی (از بین رفتن مقام رهبر) پیش میرود. این را میشود از سخنان برخی علما مبنی بر هشدار اینکه مردم در کنار نطام نیستند پی برد و هم از وضع جامعه مخصوصا با گرانی های افسار گسیخته عده از طرفداری از نطام فعلی دلسرد شده اند کافیت سر صحبت رو با مردم باز کنید و یک انتقاد از نظام بکنید میبینید که اکثر مردم یا تایید میکتتد یا سکوت…
    در کل نظر من این است که هرچه جمعیت جوان تر میشود با پایان حکومت به شیوه فعلی نزدیک تر خواهیم شد. ولی در کل باید در نظر گرفته شود که شرایط سوریه در اینده ایران اتفاق نیفتد و نگرانی بجاییست.
    موفق و پیروز باشید

     
  5. متاسفم که کار را به جائی رسانیده اند که برای احقاق حق مسلم خودمان باید التماس کنیم ولی با اینهمه برای پاسداشت از سه هزارسال فرهنگ و کشور وتمدن ایران وایرانی و بجای ماندن آخرین بارقه های اسلامی که دین محبت وعدل و مدارا بود، به حاکمان معظم التماس میکنیم که دست از لجبازی بردارندو اگر ایران و جان میلونها پیرو جوان در این مملکت برایشان هیچ اهمیتی ندارد لااقل برای خاطر اسلام هم که شده این کشور را به کام جنگی دیگر نیندازند.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

83 queries in 1680 seconds.