سر تیتر خبرها
هشتمین فیلم کوتاه محمد نوری زاد با نام شعبون بی مخ ها 6 به مدت 13دقیقه

هشتمین فیلم کوتاه محمد نوری زاد با نام شعبون بی مخ ها 6 به مدت 13دقیقه

هشتمین فیلم کوتاه محمد نوری زاد با نام شعبون بی مخ ها قسمت ششم

هشتمین فیلم کوتاه محمد نوری زاد با نام شعبون بی مخ ها قسمت ششم

مقدمه: مجموعه ی “شعبون بی مخ ها” درحقیقت دستی است که بسیار دیر بیرون خزیده و سرپوش سطل زباله ای را که بر سفره ی مردم نهاده اند پس زده است. برای این سطل زباله هم از کیسه ی مردم فراوان برداشته اند و هم بخاطرآن بسیار پُز داده اند. در این سطل مثلاً قرار بوده که فهم باشد عقل باشد ادب باشد انصاف و انسانیت باشد، فداکاری و صبوری و مردم داری و مدارا باشد، اما سال های سال است که بوی تعفن این سطل آنچنان به اشمئزاز گراییده که می بینیم هرچه زشتکاری و دغل بازی و دروغ و فریب و ریاکاری و نفرت و عصبیت و بی سوادی و بی ادبی و فحش و ناسزا از هرکجا یافته اند آورده اند و در این سطل انباشته اند.
من اصرار دارم بر سطلی که خصوصیات جاریِ شعبون بی مخ ها را در خود جای داده، برچسب “زباله” زده شود تا فریبکاران و مدعیان بدانند که بیش از این نمی توانند مردم را بزنند و بفریبند و تحقیر کنند و بابت همه ی اینها دستمزد نیز طلب کنند و طلبکارانه دست به جیب مردم ببرند.
من در این فیلم به زاویه ی دیگری از شکل و شمایل شعبون بی مخ ها پرداخته ام. روی سخن من در این فیلم -نظیر قسمت های پیشین- شخص رهبر است. شعبون بی مخ ها را که از سالهای پس از انقلاب تاکنون با اسم هایی چون: نیروهای خودسر، نیروهای خودجوش، لباس شخصی ها، نیروهای مردمی، گروه های فشار، و بسیجی ها می شناسیم همان هایی هستند که با وجود آسیب های فراوانی که به حیثیت کلی کشور وارد آورده اند، به هیچ دستگاهی نیز پاسخگو نیستند و جز از شخص رهبر، از احدالناسی حرف شنوی ندارند.
بدیهی است مسئولیت همه ی خسارت هایی که اینان بخصوص در این بیست و سه سال اخیر بجای گذارده اند، در درجه ی نخست، با شخص رهبر است و ایشان بجای همه ی آنانی که پاسخگو نیستند، باید به مردم و به تاریخ پاسخ بگویند. این فیلم را ببینید و در تکثیر و انتشار آن ما را یاری فرمایید.

محمد نوری زاد – شهریور ماه سال نود و یک

لینک دانلود نسخه با کیفیت خوب

لینک دانلود نسخه با کیفیت متوسط

لینک دانلود نسخه با کیفیت پایین

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

50 نظر

  1. آقاي نوري زاد،من نميدونم قصد و هدف شما از اين حرفها و مستند ها چيه،خوب يا بد شما ميدوني و خداي خودت،ولي از اينکه افشاگري ميکني تشکر ميکنم و برات آرزوي موفقيت ميکنم

     
  2. سلام نگار من.

    ساده باشیم چه در باجه ی بانک چه در زیر درخت.
    انگار دردهای بسیاری در زندگی دیده ای یا خود را انسانی روشن فکر میدانید یا هر چیز دیگری . برای من سخنانتان قابل احترام هستند گرچه به شخصیتی توهین کرده اید که سنگ من و شما را به سینه میزند. اگر شما سخنان جناب نوری زاد را باور یا قبول ندارید دلیل بر بی احترامیتان نمیشود. برای انکه بدانید من طرف جناب نوری زاد هستم یانه همین بس که بدانید من بسیجیم. و سخنان جناب نوری زاد را تایید می کنم. دنیا میگذرد یا افکار نوری زاد یا بدون افکار ایشان دنیا میگذرد با رهبری اقای خامنه ای یا بدون رهبری ایشان تصویری که از من و شما میماند ماندگار است.
    پس لطفا خوب باشیم.(سخنان این حقیر حمل بر بی ادبی نباشد. حلال کنید)
    بااحترام.

     
  3. با سلام و تشکر از ادب و متانت جناب محمد نوریزاد!
    در پاسخ به آن //// هرزه گو در ابتدای بخش نظرها:
    ” مه بتابد نور و سگ عوعو کند هر کسی بر طینت خود رو کند”

     
  4. نوری زاد تو یک حرامزاده به تمام معنایی نان جمهوری اسلامی میخوری الان هم با برای گذران زندگی و نون به نرخ روز خوری کوس اپوزیسیونی میگیری .. هم از توبره هم از آخر ..یک ادم بی شخصیت تمام عیار که هیچ بویی از انسانیت نبرده و برای نفع شخصی خودش حاضره حتی به ننه و بابای خودش هم انگ روسپی گری بزنه ..برات خیلی متاسفم یا رومی رومی باش یا زنگی زنگی مثل آدم تو یکخط راه برو اینقدر بین خطها لایی نکش با این فیلمهای تخمی تخیلی ت یک سر به اسکار هم بزن شاید یک چیزی بهت دادن ..این بوسه بر پای یک بهایی رو که دیدم فهمیدم خیلی بی شرف تر از اونی که فکر میکردم که واقعا هیچی نمی فهمی که بهاییت چیست و شیعه گری چیست و گمان نکنم که از هیچکدام از این دو مسلک چیزی فهمیده باشی فقط جیب خودت را فهمیده ای نگاه به مخملباف نکن که رفته اسراییل و ازش تحویل میگیرن اون هنر داره تو که هیچی نداری فقط دورویی داری و نون به نرخ روز خوری .. ولی خوشم میاد که هیچ کی محل سگ هم بهت نمیذاره و کاملا از ادبیاتت معلومه که از این بی محلی ها داری افسردگی مزمن میگیری .. امیدوارم فردا روزی یک فیلم سوپر از خودت بیرون ندی برای جلب توجه چون بعضی ها که کمالات دارن با کمالاتشون میشناسنشون بعضیای دیگه که کمالات ندارن میرن تو چاه زمزم میشاشن که شاید بواسطه قبح کارشون تو چشم بخورن ..تو از همین دسته اخری

    برای من ازنظر روانشناسی خیلی جالبن موجوداتی مثل تو چرا که نه به اعتقاداتی که یک عمر با اونها زندگی کردن وفادار مونده نه برای پیوستن به اونهایی که دشمن میدانستی شون هیچ حدو مرزی رو نمیشناسی و به هرقیمت حاضر به لابی با اونها هستی و درکل برای منافع شون حاضرن از همه چیزشون بگذرن .. و هیچ خط قرمز اعتقادی و فکری ندارن و مطمئنن هستم که ادمهایی مثل تو سرانجام شون خیانت به همه اونهایی ست که به اونها دست دوستی میده هرکی که میخاد باشه..

    .. انگل بی خاصیت و ای مردک بی شخصیت

    ..

     
  5. مبارز سیاسی

    نوری زاد عزیز من چطوری می توانم با شما ملاقاتی داشته باشم؟؟؟؟؟؟؟

    ————–

    هروقت که اراده کنی دوست من

     
  6. چاوش روزی رو میبینم که عاقبت غزافی رو با چشمات میبینی اون موقست که از چشمان پاکت خون فوران خواهد مکرد.الهی آمین.

     
  7. با سلام جناب آقای نوریزاد
    من شجاعت شما را تحسین می کنم و برایتان آرزوی سلامت و موفقیت دارم. چگونه می توانم فیلم های شما را دانلود کنم؟ آیا می توانید آنها را برایم از طریق ایمیل ارسال نمایید؟
    با تشکر

    ———————

    سلام آقا رضای گل
    من سواد چندانی دراستفاده ازامکانات اینترنتی ندارم. هرچه هست همین سایت است ولاغیر
    با احترام

    .

     
  8. با سلام و درود به شما آقای نوری زاد
    من واقعاً شجاعت شما را در مقابل //// جمهوری اسلامی تحسین می کنم شما نمونه هستید درود و صد درود
    به امید آزادی
    پاینده ایران

     
  9. جانم فدای رهبر جانم فدای رهبر تا ما هستیم امام زمان هست هیچ غلطی نمیکنید

     
  10. درود
    لینک دانلود نسخه با کیفیت خوب ، نسخه موبایل قسمت قبل است.

     
  11. آقای چاوش حرامزاده نان به نرخ روز خور شما هستید.

    …………………………

    دوست خوبم
    به همدیگرناسزا نگوییم.
    وقتی می توانیم با هم صحبت کنیم ناسزا گفتن نشان ازچه دارد؟
    آنها که به ناسزا گفتن متوسل می شوند، حتما لذت نقد مشفقانه را نچشیده اند. ما می توانیم همدیگررا نقد کنیم وبرای طرف مقابل آرزو کنیم که نقد ما را بخواند وبشنود و خود را اصلاح کند.
    با احترام

     
  12. متشکرم که اینقدر به فکر ما هستی وغم وغصه ما رو می خوری ولی کاش اون روز توی ماکسیما نمی نشستی و با خط واحد ما می اومدی

     
  13. قبلا، حداکثر یک فیلمساز متوسط بودی
    باور نمی کردم اینقدر افتضاح شده باشی
    حروم لقمه جان فرعون صفت: روزی رو میبینم که با ذلت درخواست بخشش می کنی
    و راهی نداری

     
  14. بارها در کامنت های دوستان به این مطلب برمی خورم که چگونه است محمد نوری زاد با انتشار این مطالب جسورانه وبه زعم حاکمیت “هنجار شکن” راست راست راه میره ومورد برخورد حکومت واقع نمی شود؟!
    به نظر من این موضوع چند علت دارد:ا
    ول اینکه حاکمیت تمام راهها را رفته واکنون راه دیگری جز کشتن وی ندارد که این اقدام هزینه بسیار سنگینی برای رژیم دارد وبا توجه به زلالی وصداقت فوق العاده وی ممکن است این اقدام موجب خشم وخیزشی غیر قابل مهارگردد.به خصوص که وی محبوبیت زیادی میان ایثارگران -به عنوان جریانی ذینفوذ ،جسور وغیرقابل انتظار-در قدرت دارد.
    دوم اینکه نوری زاد یک شخص مستقل وغیر وابسته به جریانهای سیاسی است وبه زعم حاکمیت قابلیت سازماندهی وکارکرد حزبی ندارد.
    سوم اینکه اتفاقا یکی از اهداف رژیم از آزاد بودن نوری زاد شبهه آفرینی برای من وشماست تا همین تردید دیوار بی اعتمادی ایجاد کند.البته نباید فراموش کرد که این اقدام می تواند تله ای برای شناسایی همراهان نوری زاد که شاید بخشی از آنان درون حاکمیت اند ،نیز باشد.
    در ضمن علاوه بر شنود مکالمات وتلاش برای نفوذ به فضای مجازی نوری زاد عموما وی توسط عوامل اطلاعات در منزل مسکونی اش تحت نظر وبعضا تحت تعقیب ومراقبت می باشند.

     
  15. با سلام و عرض ادب خدمت دوست عزيزم محمد نوري زاد
    نوري زاد عزيز براستي بدور از هرگونه زياده روي از تعريف و تمجيد، شما را انساني موحد ميدانم كه يك تنه در مقابل //// ايستاده ايد و هر آنچه در توان داريد، و حتي بيشتر از آن، از خانواده ي عزيزتان نيز مايه مي گذاريد.
    /// كافيست در يو تيوب جستجو نمائيد تا فيلمهايي كه هرگز از تلويزيون ميلي ايران پخش نشد چگونه تهديد ميكند و دستور قتل عام صادر مينمايد. //// توبه مي كند چرا تمامي قلمهاي ديگران را نشكسته و در ميادين بزرگ چوبه ي دار برپا نكرده است و انقلابي عمل نكرده است.همو كه دستور قتل عام بيش از 4000 نفر را صادر مي نمايد ///آرزوي عزت و سرافرازي را برايتان دارم

     
  16. من اعتصاب غذاکرده ام

    موضوع: اعتصاب غذا کارمند بازرگانی استن خراسان جنوبی

    متن پیام:
    با سلام
    اینجانب س.ب کارمند بازرگانی سازمان ادغامی صنعت ، معدن و تجارت استان خراسان جنوبی هستم که به دلیل تبعیضات موجود در سازمانی که ریاستش توسط رییس سابق صنایع و معادن استان طی یک سال و نیم هست که اشغال شده و به دلیل عدم پرداخت اضافه کار از ابتدای سال تا کنون 91/7/1 و همچنین حذف ایتمی از حقوق کارمندان بازرگانی این استان که موجب کاهش 100 تا 200 هزار تومانی همکارانم شده است و همچنین عدم پاسخگویی رییس محترم و اقناع همکاران در این خصوص از روز پنجشنبه مورخ 30/6/91 اقدام به اعتصاب غذای تر نموده ام ولیکن امروز که 3 روز از ان ماجرا میگذررد ریاستم محترم هیچ پاسخی به خواسته هایمان نداده اند و تنها به تهدید پرداختند و چون گرایش سیاسی بنده به سمت و سوی اصلاح طلبان است فرموده اند با یک انگ سیاسی تو را به اداره اطلاعات می سپاریم ولی بنده کماکان بر خواسته های بر حقم استوارم (ضمنا در جهت صحت گفتارم اگر در گوگل این جمله را سرچ کنید میبینید در سایت کارمند نیوز درج شده است ((اعتصاب کارمند بازرگانی استان خراسان جنوبی)))لطفا اگر میتوانید من و همکارانم را در جهت احقاق حقوقمان یاری رسانید/ممنون

     
  17. درپاسخ به آقای امامی:
    متنی ساده و عوامانه بیش نبود ، آقای محترم و فهیم کشور ما دولت در دولت اداره می شود بهتر بگویم نظم در بی نظمی .
    با وجود همین قانون اساسی چه نیازی به اینگونه نقد و نظر هاست ، اقای امامی رهبرمعصوند یا بشری مثل تمامی مسئولین ؟!1 به خدا این رهبرو هر رهبر دیگری اشتباهمیکند و چه بسا اشتباهش فاجعه بار باشد لذا بایدنقد و زیر ذره بین باشند والا فاجعه ای غیر بازگشت در انتظارمان خواهد بود .
    اقای امامی در سوریه پدر و پسری به مدت چهل سال تمام یعنی بیش از رضا شاه و پسرش یکه و تنها با دیکتاتوری حکم رانی کرده و طی 17 ماه گذشته نزدیک به سی هزار نفر را به خاک و خون کشیده و رهبری ما آشکارا و علنی و کشور ما در بین 57 کشور مسلمان تنها کشوری است که از این فرد همانند صدام و قذافی با تمام توان حمایت و پشتیبانی میکنند و همین فرد منحوس جزایر ما را متعلق به امارات و خلیج پارس را عربی می داند ؟!! ایا این شیوه قابل نقد و انتقاد نیست …..

     
  18. برادربزرگوارحرزمانه جناب اقای نورزادسلام. به تمام سختی های کشیده شده شما ومهدی خزعلی ، شما بسیجیان واقعی میادین نبرد رودرروی دشمن بعثی ، همان هایی که زخم دشمن مجروحتان نمود . سردار میدان حقیقت گویی برادران بزرگوار محمد و مهدی شما را به خدا حساب بسیجیان دفاع مقدس را باآنانی که برای سرکوب ب مردم مظلوم به خیابانها گسیل کرده ومی کنند جدا کنید. بسیارند از ان شیر مردان خدایی که از اعمال و رفتار بسیجی نمایان سرکوب گر مردم ،همان مردمی که موقع اعزام با اشک چشم بدرقه مان می کردند و در مراجعتمان شاخه ی گل هدیه مان می کردندند بیزارند .
    من مفتخرم بسیجی ام وبهترین دوران جوانی را در سنگر و شبهای دهشت بار فتح المبین ، خرمشهر ، فاو ، … گذرانیدم و امروز انگ سرکوبگری بر پیشانیم خورده و احساس حقارت میکنم درحالیکه هیچگاه ظلم بر مردم رفته را برنمی تابم …
    امروز به بهانه هفته دفاع مقدس پیامکی برایم رسید که در رژه ای شرکت جویم درحالی که ده سالی است ازاعمال و رفتارشان بری و بیزارم ،اینان هفته بسیج و دفاع مقدس را بهانه قرار داده اند تا درخیابانها خود نمایی کرده و قدرت خیالی خود را به رخ مردم کشند در حالی که غافلند قدرت واقعی همان مردمیند که به خاطر یک انتخابات از صحنه بدر کردند. افسوس ، و صد افسوس. بسیجیان واقعی و دلسوز این انقلاب مانند میر حسین موسوی ها، نوری زادها ، خزعلی ها ، سردار علایی ها ….. و فرزندان سرداران شهید …… بی بصیرت و عده ای کاسه لیس به قول شما شعبان بی مخها بسیجی شده اند ؟!!!

     
  19. یکی از دوستان می گفت: تو فرودگاه بودم متوجه شدم که نیروی انتظامی

    به یک خانم که کفش پاشنه بلند پوشیده بود گیر داد که

    صدای تق تق کفشهای شما تحریک کننده است مراعات کنید.

    خانمه بهش گفت : به من بگو چه غذائی میخوری که اینقدر زود تحریک میشی

    تا بدم شوهرم بخوره.

    چون من لخت هم که میشم، شوهرم تحریک نمیشه!!!!

     
  20. بقلم محمد رهبر

    updated his status: “روزنامه‌ای به نام دلار ۲۴ شهریور ۱۳۹۱ | چاپ محمد رهبر: وقتی طالبان بر سر کار آمده بود و افغانستان همسایه شرقی ما در نزاعی خانگی افتاده و چهره زرد و غمگین افغانها از روزگار حمله ی ارتشِ سرخ، تکیده تر بود، نزدیک چهارراه مولوی و سید اسماعیل ،پول افغانی را مچاله می کردند و مثل کاغذ پاره، کیسه کیسه می دادند و چند تایی هزار تومانی می گرفتند. دیر نیست با مدیریت جهانی که دولتِ ضد ملی احمدی نژاد در این چاردیواری ایران برپا کرده ، ریالِ ایران را به میدان فردوسی ببریم و شرمگین از نگاه مجسمه ی شرافتی که هنوز ایستاده، گونی گونی بدهیم و چند دلاری بگیریم. افغانها را حرجی نبود. به جز رنج و جنگ سرمایه ای نداشتند، نه فوران نفت دیده بودند و نه زمین شان دست گشاده ای داشته و معدنی بخشیده اما ریال ایران اگر به کار و تولید مردم ایران پشت گرم نبوده، دریایی ازدرآمد نفتی را پشتیبان داشته است. با همه ی این امدادهای غیبی، چنان ناکارآمدی و سرقتِ ناجوانمردانه ای در حکومت برپاست که اگر ایران، ثروت سلیمان هم داشت جز موری نمانده بود. ایرانی ها نسبت به پول ملی، کاملا مظنون و مشکوک و بی اعتمادند، از این لحاظ واقعا پول چرک کف دست است. آب رفتنِ ارزشِ ریال در سالهای پس از انقلاب، برای خودش یک رکورد است و حالا از دلار هفت تومانی، خاطره ای برای پیر مردها مانده و افسانه ای برای جوانان. سعی آنها که عقل معاش داشته اند، در تمام سالهای حاکمیتِ جمهوری اسلامی بر این بوده که ریال بیشتر به دست آوردند و به سرعت تبدیلش کنند به سرمایه ای ماندگار. از همین است که هر کالایی حتی اگر تعریفش مصرفی باشد، سرمایه ای است. می توان یک پراید صفر خرید به قیمت شش میلیون تومان و چند سالی سواری کرد و بعد فروخت به قیمت هشت میلیون تومان، این معجزه در کمتر جایی از دنیا اتفاق می افتد. این وسط دلارآمریکا به عنوان نمادِ شیطان بزرگ که از قضا پول پایه ی دنیاست، شاخص احوالات اقتصادی نظام ولایی است. دماسنج دلار نشان می دهد که میزان تورم و نقدینگی در ایران چه قدر است و آقای جورج واشینگتن به عنوانِ تنها آمریکایی همیشه حاضر در ایران، راستگوترین کارشناس اقتصادی است که نرخ تورم و نقدینگی و حتی فساد مالی دربار و دولت را شجاعانه افشا می کند. دلار آمریکا برای ایرانی ها هزار حرف دارد که درسِ مبانی اقتصاد یکی از آنهاست. دلار می گوید که حکومت در چه مذاکره ای شکست خورده و یا احیانا امتیازی داده و زمانی خریده است. دلار می تواند دستاورد اجلاس عدم تعهد را برای مردم کوچه و بازار پس از تعطیلات یک هفته ای شرح دهد و نسبت به بیماری های روانی که در سخنرانی های رهبری و احمدی نژاد، بروز می کند مواضعی فعالانه نشان دهد. دلار با همان چند سانت قد وقواره اش یک روزنامه ی بدون سانسور است که اتفاقا هر روز هم بی توقیف منتشر می شود و سرمقاله و مشتری هم دارد. نقشی که دلار در تهران بازی می کند در تگزاس و کالیفرنیا ندارد، دلار در ایران کالای سرمایه ای است و سقفِ امن سرمایه های سرگردان شده در این گرگم به هوایی که نظام با انرژی هسته ای به پا کرده و البته از طرفی مثل موریانه عصاره اقتصاد ایران را می نوشد و زهر تحریم ها را اثر بخش می کند. دلار فروشِ بزرگ در ایران کسی نیست جز دولت جمهوری اسلامی که هر روز نفت را به هرضرب و زوری است به حراج گذاشته و می فروشد و خزانه را پر می کند. در واقع مدیر مسوول روزنامه ی پر فروش دلار، دولت است. حالا اگر احمدی نزاد رییس دولت باشد باید حتم کنیم که یا کلاهمان را بر می دارد و یا کلاهی به سرمان می گذارد. دلالان دولتی که بسته های ۱۰ میلیون دلاری با نرخ ارز ۱۲۰۰تومانی تحویل می گیرند، در بازار به مردم از همه جا بی خبر به همان قیمت روز و آزاد می فروشند و ریال گرفته و به زخم کسری بودجه می زنند و دوباره کاغذ پاره های مزین به عکس امام را روانه کوچه و خیابان می کنند. در این کش و قوس، سودِ مفتی نصیب دولت آخر الزمان می شود که می تواند سر بزنگاه به عنوان چماقی بر سر بدخواهان دولت ابدی احمدی نژاد بکوبد. تبدیل سرمایه ریالی به دلاری در ظاهر یک کار عاقلانه است اما در باطن، بر باد دادن ارزش قابل توجه ای از پول ایرانی است که اگر اُفت ارزش دلار در بازار جهانی را هم بر آن بیفزاییم ، عین ضرر و زیان است. هراس بزرگ مردم ایران از سوخت شدن سرمایه، این امکان را به کلاهبرداران دولت داده تا هم مخارجشان را تامین کنند و هم جیب مردم بینوای ایران رابزنند. با این حساب، بهتر نیست در دفعات بعدی که دلار قصد صعود داشت ما نیت خرید و فروش نکنیم. این کاسبی قماری است که در آینده خیلی نزدیک بازنده اش همه ی ما مردم هستیم، “روزنامه ی دلار” را نخریم

     
  21. جناب اقای نوریزاد درود بر شما احتراما در زیر مختصری از رنجهایی که بردهام اگر چه با ادبیات الکن خود بیان مینمایم: من محمود امامی که درسال1363 فارغالتحصیل مکانیک دانشگاه شریف هستم در دوران دانشگاه هوادار گروههای چپ بودم پس از خاتمه سربازی تا سال1375 در شرکتهای مهندسین مشاور خصوصی مشغول بکار بودم که از ان تاریخ تا کنون به علتهای واهی مورد ازار واذیت وزارت اطلاعات هستم به علت عکسالعمل مختصر در مقابل تحقیر وازارهای انها از سال 1378 کار را نیز ازمن گرفتندودرهیچ بخش خصوصی هم در این14 سال کار نتوانستهام انجام دهم و3 سال است بکار مسافرکشی بناچار در تهران مشغولم. در این مدت 16-17 سال روزخوش توسط این وزارت خانه نداشتهام.بیکاری14سالهام فقط اندکی از ازاروشکنجههای انهاست در جوار این بیکاری مادامالعمری ازارهای وحشتناکی اعمال نموده ومینمایند.مثلا در اثر ازارهای خاصی از طرف این شکنجهگران مدت 9سال است ازهمسرم جدا شده ودارای یک فرزند پسر17 ساله هستم که بامادرش زندگی مینماید.در تمام این مدت با اگاهی که به قربانی میدهند میفهمد در همه جا تحت نظر وتعقیب است و در منزل نیز همین طوراست .مثلا در نامه ای اقای تاجزاده نوشته بود در اطاق خواب دختران من شنود (دوربین) کار گذاشتهاند .اقای حسینیان که معاون وزارت اطلاعات سابق میباشد روزی در روزنامه صبح امروز گفته بود ما با بردن ابروی افراد انها راوادار به خودکشی می کردیم اگر هم نمی کردند حداقل ابروی انها رفته بود(منظورش این است تا اخر عمر دچارعوارض روحی می شدند).مثلا بعضی مواقع مسایل خیلی خصوصی ام از زبان اطرافیان به کنایه بیان می شود . در شخص بدبینی نسبت به دیگران یا بی اعتمادی ایجاد مینمایندشخص را عمدا (بادادن اگاهی)در دنیای اسکیزوفرنیازندگی می نماید.بقول فرج سرکوهی اسکیزوفرنیای سیاسی.این حالت خود یک شکنجه بزرگ است وبرای سلامت روحی انسان بسیار مضر است. یکی دیگر از ازارها کوبیدن درهای اپارتمانهای دیگر است که شدید وناغافل اتفاق میافتدکه باعثدرد وخشم شدیدی در من میگرددوبعلت فشارهای زیادی که باعث تخریب اعصاب فرد شده دردش نسبت به دیگران بیشتراست. دراین مدت که مسافرکشی مینمایم تقریبا هر چند روزی یک جنگ اعصاب وکتک کاری برایم توسط مسافران اطلاعاتی که با برنامه سوار میشوندایجاد می شودو گاهی به علت ضرب وجرح شدیدمجبور به کلانتری وپزشکی قانونی مراجعه می نمایم. مثلا در چند مورد که فقط انها بمن صدمه زدند ناگهان در دادسرا مشاهده مینمایم که نامه دیه او چند برابر من نوشته شده؟ومن میدانم که اصلا او مورد صدمه قرار نگرفته ومجبور می شوم رضایت دهم .این همه ظلم وستم این وزارت روحم را به شدت ازار میدهد.مخصوصا گاهی مقامات ارشد نظام در تلویزیون می گویند هدف ما سعادت بشر است؟وبرای این امدهایم؟ اقای نوریزاد یک منزل ارثی داشتیم بیش از 10 سال نمی گذاشتند فروش رود هر بار ازار واذیت در جلسات قلابی فروش می گذاشتند در نهایت در یک جلسه فروش که بیش از دفعات قبل وانمود می کردند الکی وقلابی مثل 10سال گذشته است از دست ما دراوردند در سال90 حدود 250 میلیون زیر قیمت روز.بعد از معامله متوجه این دزدی شدم چند بار با وزارت اطلاعات ودفتر رهبری تماس گرفتم وتمام جزییات موضوع را گفتم و گفتم این دزدی اشکار است .ولی کسی با من تماس نگرفت؟گویا این مامورین از 7دولت ازادند وجان.مال. ناموس.ما کاملا در اختیار انهاست. در جوانی با انرجی زیاد وخلاقیت در خانه به بطالت . ذشت تا پیری ایا این فقط این که نگذاریم کسی در تخصصاش کار نماید جنایت علیه من نبوده بیش از این صحبتی نیست شاید تاوقتی دیگر بدرود

     
  22. مرداب به رود گفت: چه کردی که زلالی….؟

    جواب داد: گذشتم ……….!

    ****************************

    نردبان این جهان ما وُ منی ست عاقبـت ایـن نردبـان افتــادنـی ست

    لاجرم هرکس که بالاتـر نشـست استخوانش سخت تر خواهد شکست

     
  23. آقای نوری زادسلام
    ازشوخی گذشته بااین مزاح چه می کنید؟ جوابی دارید؟

    زن : ای بابا این چه دینی هستش که میگه دیه من از دیه بیضه ی چپ یک مرد هم کمتره ؟
    آخوند: یادت رفته قبل اسلام شما رو زنده به گور می کردن ؟
    زن: چه معنی میده که شهادت من نصف شهادت مرد ارزش داره ؟
    آخوند: یادت رفته قبل اسلام شما رو زنده به گور می کردن ؟
    زن : چرا تو سوره نساء به شوهرم اجازه داده منو کتک بزنه ؟
    آخوند:یادت رفته قبل اسلام شما رو زنده به گور می کردن ؟
    زن: واسه چی حق ارث من نصف حق ارث مردهاست ؟
    آخوند: یادت رفته قبل اسلام شما رو زنده به گور می کردن ؟
    زن : واسه چی امام اول تو نهج البلاغه گفته زنها ناقص العقل اند ؟
    آخوند: معلوم میشه یادت رفته قبل اسلام شما رو زنده به گور میکردن ؟
    زن: خوب واسه چی امام اول گفته با زنها مشورت نکنید ؟
    آخوند: شما واقعا یادت رفته قبل اسلام شما رو زنده به گور می کردن ؟
    زن : ای بابا این دین شما اصلا واسه زنها ارزش قائل نیست !
    آخوند: یادت رفته بهشت زیر پای مادرانه ؟
    زن: برو بابا بهشت ارزونی خودت ، من احترام می خوام!
    آخوند: پس معلوم میشه یادت رفته قبل اسلام شما رو زنده به گور می کردن.
    زن : اگه زنده به گور می کردن پس خدیجه و آمنه و حلیمه وسمیه و صدتا زن دیگه که داستاناشون در صدر اسلام اومده از کجا اومدن ؟
    آخوند : همین سوالا رو می پرسی که اسلام میگه شما ناقص العقلی.
    زن : خوب اگه زنده به گور می کردن نسلشون چطوری گسترش پیدا میکرده ؟
    آخوند : پس معلوم میشه تو احترام به مقدسات حالیت نیست.
    زن : مگه من بی احترامی کردم ؟ دارم از حق خودم دفاع می کنم
    آخوند : ای زن کافر می خوای منم از حقی که اسلام به من داده برای غنیمت گرفتن تو استفاده کنم ؟
    زن : 😐

    و این گونه بود که اسلام پیروز شد

     
  24. سلام آقای نوری زاد

    این شعر را یکی از پاسداران شجاع سروده است ایشان چنین میگویند که : ای مردم من یک پاسدارم ولی وقتی شکنجه گاهها و سلولهای انفرادی سازمان حفاظت اطلاعات سپاه را در سه راه تختی و زندان 66 و زندان 59 و زندان عشرت آباد و….. دیدم بشدت از این سازمان که بدتر از ساواک شاه میباشد متنفر شدم و این شعر را برای آگاهی مردم و به یاد جوانان در بند سرودم . آنان که ناله هاشان در نیمه شبها از سلولهای انفرادی سازمان حفاظت اطلاعات سپاه بلند است و جواب آنها شکنجه و شلاق و شوکهای الکتریکی است. البته باید بدانید که پاسداران و بسیجیان خودشان هم از سازمان اطلاعات سپاه میترسند و حساب مزدوران بی رحم سازمان حفاظت اطلاعات از پاسداران غیر حفاظتی و اطلاعاتی جداست مطمئن باشید پاسداران و بسیجیان اصیل با مردم هستند و با سازمان حفاظت اطلاعات سپاه همکاری نخواهند کرد و اما شعر:

    حفاظت سازمانی در سپاه است
    یقینا بدتر از ساواک شاه است

    اگر چه من خودم یک پاسدارم
    ولی از دست این مجموعه خوارم

    دروغ و تهمت از ابزار آنهاست
    ندارند در شکم یک روده راست

    بسی زندان وحشتناک دارند
    برای مملکت چون زهر مارند

    فقط دارند مشکل با جوانان
    چه بسیارند در زندان آنان

    تجارت میکنند با اطلاعات
    زنند راحت به مردم اتهامات

    تهی از مهر و تقوای الهی
    حکومت میکنند چون پادشاهی

    شکنجه میدهند در انفرادی
    نمی آید برون فریاد و دادی

    ترحم نیست در مابین آنها
    فقط گویند چرا هستی تو گمراه ؟؟!!!

    به سلولی که یک متر است چون قبر
    نداری راه دیگر جز غم و صبر

    بدون هیچ مدرک بازجوها
    زنند شلاق بر گردن سر و پا

    سپس گیرند به سختی اعترافات
    که گردد استناد رای قضات !!!

    هرآنچه اعتراف با زور گیرند
    قضات مستقل ایراد نگیرند!!!

    اگر چه پاسدار است نام آنان
    ولی ما چون گدا آنان چو شاهان

    غرض این است راز مشکل ما
    نباید اشتباهی رفت بیراه

    به امید خالی شدن همه سلولهای انفرادی و شکنجه گاههای سازمان حفاظت اطلاعات سپاه

     
  25. امامی

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم
    این نامه را برای جناب آقای نوریزاد می نویسم تا شاید ایشان کمی از تفکرات کودکانه خویش دست بردارند و کمی به عمق مسائلی که اخیرا پیش آمده و ایشان در فیلم هایشان و حزب نوپایشان ابهاماتی را برای بینندگان به وجود آورده فکر کنند .
    جناب آقای نوریزاد ، به رسم ادب اول از همه جویای احوالات شما خواهم شد که شاید در نا خوش احوالی اینگونه نوشته اید و گفته اید .
    جناب نوریزاد ، شما در این اواخر دست به ساخت فیلمها و تشکیل حزبی نوپا به کمک آقای خزعلی نموده اید که اخیرا در این فیلمها از برخی بازیگرانی که در گذشته نیز از جنبش سبز ماسونی حمایت می کردند استفاده نموده اید و برای جذب افراد در تشکیل این حزب متوسل به پارتی های شبانه و قرارو مدار در کافی شاپ ها و درحال حاضر استفاده از مکان مقدس دانشگاه شده اید .
    جناب نوریزاد با احترامی که برای سن شما قائل می شوم ولی از لحاظ فکری شما را در درجه ای نمی بینم که بخواهید در مسائل روز کشور دخالت کنید ، زیرا شما نیز از کسانی برای تشکیل حزب خود استفاده نموده اید که با شرع مقدس اسلام از لحاظ عقیدتی اختلاف دارند و می توان با اندکی تفکر گفت اینان شاید همان کسانی باشند که در روز عاشورا به مقدسات ملت و مردم توهین نمودند .
    از اینان بگذریم ، این مسائل ، مسائل پیش پا افتاده ای است که اکثر اوقات باعث آن شده است که ما از هدفمان به وسیله طرح این نوع مسائل فاصله بگیرم .
    از امام علی (ع) گفته اید ، آن امامی که در امور حتی پیش پا افتاده در کنار مردم بود ، آن امامی که در نخلستان ها مثل مردم عادی کار می کرد و زحمت می کشید تا خود را با دیگران یکسان بداند ، اما جناب نوریزاد شما با این طرز تفکر کودکانه تان فکر نمی کنید کمی وجهه خود را پیش مردم خراب کرده باشید زیرا در سخنی از شما مقام و جایگاه حضرت علی (ع) را با رهبر معظم انقلاب مقایسه نموده اید و گفته اید که باید رهبر بایک فرد عادی روستایی در یک سطح زندگی کنند .
    طرز تفکر شما این است که رهبر حقوق شهروندی اش مانند یک روستایی باشد ؟ من سوالی از جنابعالی دارم ، آن هم این است که اگر شما خود در این پست خطیر قرار می گرفتید می توانستید که به همه امور رسیدگی کنید ؟
    جناب نوریزاد شما درباره سخنانی که میفرمایید فکر هم می کنید یا اینکه تا به زبانتان می آید … ؟
    در کجای دنیا دیده اید که رهبری یا حتی رییس جمهوری بتواند با تمام مردم کشور خود صحبت کند یا دیدار خصوصی داشته باشد ؟
    جناب نوریزاد در هفته در مکانهای از پیش تعیین شده ملاقات عمومی برای دیدار رهبری گذاشته اند !!!!
    خب این مشکل شماست که کم توجهی می کنید نه رهبری …!!!
    درباره انتقادات و مسائل نظیر آن هم مقاماتی در دفتر ایشان گزارده شده که شما می توانید از طریق نامه یا پست الکترونیکی با ایشان در ارتباط باشید که اگر ضرورتی داشته باشد ، سخنانتان در فرمایشات رهبری از رسانه ملی پخش خواهد شد ، مانند اقتصاد مقاومتی که یکی از دکترین کشور آن را مطرح نمودند و رهبری به صلاح دید آن را چندین بار بازگو نمودند .
    درباره وضع ظاهری هواداران شما در حزب نوپایتان هم این نکته را خاطر نشان شوم که با تشکیل این حزب کاری جز تخریب شخصیت خود نکرده اید و دیگر هیچ .
    فی المجموع هدف از این بحث اندک ، تحقیر شخصیت کسی نبوده و فقط قصد آگاهی شما را داشته ایم تا شاید اینگونه بتوانیم به شما اندک کمکی کرده باشیم تا بدون توهین و جسارت به کسی حرف خود را بزنید .
    و من الله التوفیق
    در پناه حق

     
  26. سلام

    لطفا لینک دانلود با “کیفیت خوب” را اصلاح کنید، ممنون.

     
  27. سلام بر نوریزاد بت شکن

     
  28. دکتر عزیز سلام .با آرزوی سلامتی و سربلندی برای شما و توفیق در راه و مبارزه ای که آغاز نموده ایید.مستند های شما را می ببینم و بسیار از آن متاثر می شوم که در این ملک چه کج فهم ها و چه بی عقلی هایی اتفاق می افتد . دکتر عزیز بیائید حال که در حال تصویر سازی از حرکتهای شوم و نامبارک صحابه رهبری هستید ریشه یابی این حرکات را هم داشته باشید اینکه رفتارهای شعبان بی مخونی با نام هر جریانی نامبارک است و به اسم هر منطقی زشت و بد و تنفر آور است بیائید به گذشته و تاریخ هم بر گردید اینکه در دهه گذشته هم این حرکات بود اینکه در اوایل انقلاب هم از این دست رفتارها اتفاق می افتاد اینکه با همین شعبان بی مخ بازی ها مخالفین در اول انقلاب حذف و طرد شدند و کلا این رفتار ها باید مذموم دانسته شود .به امید روزی که در جامعه ما هیچ شعبان بی مخی تربیت نشود و هیچ شعبان بی مخی آموزش نبیند و هیچ شعبان بی مخی ابزار دست حاکمان نشود.دوستتان داریم .یک مخاطب شما.

     
  29. درود بر شرف ت نوری زاد
    دیدم که خیلی از کامنت هایی که کاملا بی منطق بودند رو می ذارید و حتی پاسخ هم بهشون می دید ، ولی نزدیک به 140 هزار جفگ رو دیدن خیلی رو اعصابه ، خدا بهتون صبر بده .
    واقعا ببینید، اول طرف رو حرومزاده خطاب می کنند! و بعد حرف از تقریب می زنند … هر کسی باشه آرزوی مرگ می کنه از این همه دروغ ، واقعا ظلم هم حد داره ، با تفرقه ای که بین مردم میندازن ، ایران رو نابود کردند

    چقد می خوان کینه درست کنند ، چقدر مرگ بر همه چیز و همه کس !
    من که اصلا آرزوی خوب براشون نمی کنم ، هزار راه داشتند و بی راهه رفتند پس بگذار ببیند سزای خویش

     
  30. سلام .چی بگم بقول معروف حرفی که از دل برآید لاجرم بر دل هم خواهد نشست .این حرف خیلی از آزادگان آزاد اندیشه و بسیجیان جان بر کف زمان جنگ هستش واقعاً همینی که اقای نوری زاد فرمودند انقدر دکمه تقوا رو تآنقدر نگ بستن که یه کمی اکسژن به مغزشون نمیرسه تا بتونن یه کم توی هوا آزاد تفکر و اندیشه داشته باشن و با یه نکته دیگه هم با آقای نوری زاد موافقم که میگه بسیجیان (بسیجیان کیک و ساندیسی )رو بوجود آوردن تا دزدی آقایون رو نزارن ببینن.

     
  31. با سلام و خسته نباشید خدمت محمد نوری زاد عزیز
    امیدوارم در پناه خداوند رحمان و رحیم همچنان عزتمند و سرفراز باشید

    ظاهرا در دادن لینکها اشتباهی رخ داده است چون لینک
    لینک دانلود نسخه با کیفیت خوب در اینجا قسمت پنجم شعبون بی مخها قرار گرفته

    لینک دانلود نسخه با کیفیت متوسط در اینجا قسمت ششم با کیفیت متوسط

    لینک دانلود نسخه با کیفیت پایین و در اینجا قسمت پنجم

    لطفا اصلاح بفرمائید
    ارادتمند همیشگی شما تا زمانی که با حق باشید

     
  32. سلام آقای نوری زاد.من از خوانندگان دایمی اثارتان هستم.در کیهان و حالا سایت .ولی تغییر مواضع 360 درجه ای شما را نمیتوانم قبول کنم. حکایت دم خروس و قسم معروف نیست.

     
  33. تکه ای که از اهل سنت کرد قرار دادید واقعا دردناک بود، واقعا به برادران ما ظلم میشه و امری بدیهیه، این رو هم بگم اینها شیعه و سنی نمیشناسن هرکی مخالفت کنه باید از صفحه روزگار محو بشه تا دل تاریکشون آروم بگیره…

     
  34. لینک کیفیت بالا اشتباهی به فایل 3gp لینک داده می شود. لطفا اصلاح نمایید.
    در صورت امکان فایلها را با اسامی مانند اعداد نامگذاری و آپلود کنید. تا با مانع فیلترینگ مواجه نشود.

     
  35. فیلم هشتم رو نتونستم دانلود کنم.لطفا مثل قبلی ها لینک مستقیم بزارید

     
  36. جناب نوری زاد من پیامی در این جا گذاشتم اما ثبت نفرمودید . مشکل موضوعی بود؟

    ………………………

    سلام مرتضای گرامی
    نخیر، مشکل مدت زمانی است که من به سایت دسترسی نداشتم.

    با احترام: نوری زاد.

     
  37. برادر نوریزاد سلام و خسته نباشید
    لینک دانلود با کیفیت خوب که در بالا ارائه دادید همون قسمت پنجم شعبون بی مخ ها میباشد نه قسمت ششم

     
  38. با سلام . من به این فکر افتادم که واقعا قلاده های طلا بر گردن کیست

     
  39. آقای نوریزاد..دوست دارم بدانم هدف شما از ساخت این فیلمها چیست؟از نطر من3 حالت میتواند داشته باشد
    1- با رفتار آقای خامنه ای مخالفید و فکر میکنید با این فیلمها آقای خامنه ای به راه راست هدایت خواهد شد و گوشه ای از وجدان نداشته اش تحت تاثیر قرار میگیرد(در اینجا شما شخصیت خوب داستان هستید)
    2- شما از گذشته خودتان پشیمان هستید و خودتان عذاب وجدان دارید و میخواهید با این کار به نوعی از مردم عذرخواهی کنید بابت تمام ظلم و ستمهایی که تو این چند سال به آنها شده است (در اینجا شخصیت بد داستان هستید )
    3- شما و ایشان دستتان در یک کاسه است و این فیلمسازی شما کاملا هدفدار و برنامه ریزی شده است و فقط سوپاپ اطمینانی هست برای اینکه مردم رو منحرف کنید(در اینجا شخصیت زشت داستان هستید)
    اگر گزینه 1 است که مطمئن باشید جواب نخواهد داد.
    اگر گزینه 2 است بدانید تا حدی موفق شده اید از دلرحمی و فراموشکاری عمده مردم سوء استفاده کنید و شاید به این منوال پیش برود موفقتر هم بشید. اما کار شما هیج دستاوردی برای مردم نخواهد داشت و فقط شاید لحظاتی دلشان را خنک کند که یک نفر حرفهای آنهاا را زد.
    در این دو حالت پیشنهاد میکنم از طریق بهتری به مردم کمک کنید.با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشود. شما که خودتان روزی دستی در اداره حکومت داشته اید احتمالا دستتان برای تغییر دادن بازتر است. بالاخره دوستانی دارید و آنها هم دوستانی دارند و …
    اما گزینه سوم اگر هست شما نه تنها در این 34 سال خون به جگر مردم کردید بلکه حالا میخواهید با فریبکاری افکار انها را منحرف کنید و مفداری از تشنج ایجاد شده در جو را اکاهش بدهید. اینجا شما واقعا همان شخصیت زشت داستان هستید. کلمه ای جز زشت نمیتواند گویای ویژگی شما در این حالت باشد.
    حالا سوال من این است..من فیلمهای شما را تا بحال نگاه کرده ام. شما اگر این فیلمها را به دلایل اول و دوم میسازید، پس فهمیده اید رفتار آقای خامنه ای غلط است و ایشان آدم مقدسی نیست. پس چرا مخاطب خودتان(باصطلاح رهبر) را آقا صدا میکنید و اینقدر با احتیاط صحبت میکنید؟!!! انگار که نعوذ بالله پیامبری جلو شما ایستاده است. من نمیگم بی ادبی و بی احترامی کنید…ولی مثل یک آدم معمولی یا هم میشود با ایشان صحبت کرد. لحن شما کاملا متملقانه و چاپلوسانه است و به بیننده القا میکند مخاطب آدم مقدسی است و رفتارش اصلاح پذیر است
    من دوست ندارم اینطور فکر کنم. ولی احساس میکنم یک جای کار میلنگد… احساس میکنم که پشت این پرده دستی نهفته است. دستی که میخواهد مقداری از خشم مردم را توسط مهره ای کم کند و به همین دلیل آن مهره به شکایت از او میپردازد ولی در عین حال این مهره پایش را از گلیمش درازتر نمیکند و حرمتها را به هیچ عنوان نمیشکند تا مبادا ذره ای از تقدس اربابش بین مردم کم شود.
    من نمیتوانم باور کنم که جمهوری اسلامی شما را آزاد میگذارد تا این حرفها را بزنید. آنهم در مملکتی که وبلاگنویس مخفی را پیدا میکنند و به بند میکشند. نمیتوانم باور کنم که کسی جای شما را نمیداند. ممیخواهم باور کنم هاااا…ولی هر وقت حرف جدیدی از دستگیری و اعدام مخالفین میشنوم میمانم که قسم روباه را باور کنم یا دم خروس را !!!!
    خواهش میکنم اگر واقعا با مردم هستید رویه مبارزه را عوض کنید و در غیر این صورت این بازی کثیف را تمام کنید.
    منتظر جوابتان هم هستم

    ………………………..

    سلام دوست گرامی

    صادقانه نوشته اید که فیلم های مرا ندیده اید. ونوشته تان هم نشان می دهد که نوشته های مرا نیز نخوانده اید. بهترنبود ابتدا فیلمها را می دیدید و نوشته های مرا می خواندید وسپس شخصیت سه گانه ی مرا تحلیل می کردید؟ با این همه به این سه گانه ی تحلیل شما احترام می گذارم. ممکن است من یکی ازاین سه باشم. وچه خوب که اولی باشم.

    با احترام: نوری زاد.

     
  40. این یادداشت دوباره من است و سخن همان است که آن مرد گفت
    خدا رحمت کند کسی را که برخیزد و گامی پیش بگذارد!!!!!!

     
  41. درود به شرف شما نوری زاد گرامی! همه گفتنی ها و نگفتنی ها رو به اعلثحضرت، والامقام، نماینده ائمه اطهار، نماینده پیامبر، نماینده خدا، اصلا خود خود خود خدا، گفتی. حجت برای مقام عظمای بصیرت خیلی وقته که تموم شده، سرنوشت ایشون رو هم نشون دادی. سرنوشت قذافی! به خدای احد و واحد (البته الان دیگه واقعا نمی دونم که خدایی وجود داره یا این هم از توهمات و دروغ های لباس عربی پوشان دکان دار دین فروش است یا ….؟!) من هم سرنوشت قذافی رو /////می بینم!
    به یه چیز یقین دارم و اون هم اینکه: ظلم، پایدار نمی مونه. همین!

     
  42. مثل همیشه عالی. تشکر از زحماتت عزیز. صحبت این هموطن کرد خیلی تکان دهنده بود… ولی متاسفانه واقعیتی است تلخ و جالب… کلا داستان عجیبیه ها دقت کردین؟ از یه طرف میگن شیعه و سنی برادر اما از طرف دیگر…
    البته محتوای این قسمت از قسمت های دیگه کمتر بود هر چند کیفیت خوبی داشت اما بهتر است کمیت و کیفیت در کنار هم رعایت شوند. فقط یه نکته دیگه الان شهریور ماهه اما اخر فیلم مینویسه تیر ماه!
    درکل حکایت جالب و تلخیه! دستت درد نکنه اقای نوریزاد. منتظر اثار بعدی شما هستیم…

     
  43. مثل همیشه قشنگ بود

     
  44. دیدگاه
    نوری زاد عزیز
    ناقلا چه گزکی ازحضرت آقا داری که دزدان سپاه و اطلاعات دیگه جرات چپ نگاه کردن به تو را ندارند. این فیلمات مثل خنجرهای زهر آگینی است که نوش جان میکنند و ناچارا صداشان هم در نمیآید. خداوند به شما طول عمر دهد تا همچنان به روشن گری های بی نظیرت ادامه دهی.

     
  45. دومین نامه ی سردار اخراجی سپاه به محمد نوری زاد
    سلام ای نوری زاد برادرجهادگر ای روایتگروراوی فتح سالهای جنگ
    نامه اولم خیلی کلی بود. درحقیقت یک درد دل بود. درد دلی که نتوانستی تحمل کنی وجاهای زیادی از آن را سانسورکردی. البته من به تو حق می دهم. توکه نباید جورآدم ناشناسی چون مرا بکشی. اما من درنامه های دوم وسوم وچهارم وپنجمی که برایت فرستاده ام به جزییات بیشتری تأکید کرده ام. درنامه دوم به شرح مختصری از نقش سردارمحمد جوادی (رییس دفترآقای لاریجانی رییس مجلس) دربرخی ازتحولات برون مرزی ودرون مرزی سپاه متمرکزشده ام – نامه سومم به تشریح گذشته وحال سردارنقدی مربوط است- نامه چهارمم به گذشته وحال سردارذوالقدر- ونامه پنجمم به گذشته وحال سردارحسین شریعتمداری کیهان اختصاص دارد. درنامه های بعدی به بالا دستی های دیگر پرداخته ام که درفرصت مقتضی برایت ارسال می کنم. فعلا همین ها را که برایت فرستاده ام در اینترنت وسایت خودت جاسازی کن که اگر تو را به زندان بردند به صورت خودکار یکی بعدازدیگری منتشرشوند. می دانم که انتشاراین نامه ها برای تو هزینه های زیادی خواهد داشت. قبول می کنی که این راهی است که تا طی نشود دست مفسدان سپاه رو نخواهد شد.
    من این نامه ها را برای تو فرستاده ام تا به مردم بفهمانم که اگر درسپاه آلودگی می بینند، این آلودگی را به همه ارکان سپاه تعمیم ندهند. درسپاه یک “طایفه” هست که آلوده است. این طایفه ربطی به کلیت سپاه ندارد. من با این نامه ها تلاش می کنم نگاه مردم را به پاسداران زشتخویی متوجه کنم که با دزدی ها و قتل وغارتشان حیثیت سپاه را لکه دارکرده اند. این روزها حتما خوانده ای که دارند دست به تسویه وتصفیه وسیعی درسپاه می زنند. برای چی؟ برای این که نگران همان پاسداران درستکارند. پاسدارانی که به بالادستی ها “نه” گفته اند و نخواسته اند مثل آنها دستشان به خون وبه دلارهای نفتی و قاچاق و دزدی آلوده شود. این را هم بگویم که هرچه دراین نامه ونامه های دیگر آمده نه اسمش افشاگری است نه مچ گیری. دم درهرپادگان سپاه که بروی، ازسربازش تا درجه دارش همه اینها را می دانند. چه برسد به آدمی مثل من که هرچه باشد سالهای سال درزیروبالای سپاه خدمت کرده ام و به سالهای خدمتم هم افتخارمی کنم.
    واما نامه دوم من با عنوان:
    ” زخم گردن آقای رییس دفتر”
    برادرم نوری زاد، اگریک روز بفرض محال گذرت به دفتر سردارپاسداردکترعلی لاریجانی – رییس مجلس – افتاد حتما به گردن رییس دفترش خوب نگاه کن. ردی ازیک زخم برگردن او پیداست. این رد زخم را ” دکترقاسلمو” رهبرحزب دموکرات کردهای ایران چند ثانیه پیش ازکشته شدنش برگردن او جا نهاده است. داستانش را می گویم:
    درآخرین سال جنگ در شرایطی که عملیاتهای جنوب نه تنها به انسداد رسیده بود که طرح دفاع متحرک عراق نتایج متعددی را در باز پس گیری خاک عراق واسارت کثیری از نیروهای ایرانی داشت، بخشی از فرماندهان سپاه که در باند محسن رضایی نبودند واز قبل نیز جنگ در کوهستانهای آرام غرب کشور را به جنگ مخوف جنوب در هور ورمل واروند ترجیح میدادند با اصرار به اردوکشی نیروها به غرب وشمالغرب وطرح های عملیاتی؛ موفق شدند تا از حاشیه به متن آیند وبا کمک اتحادیه میهنی کردستان عراق به رهبری جلال طالبانی وحزب دموکرات عراق ، هم تاکتیک وهم استراتژی جنگ راتغییر دهند.
    صورت مساله تلاش برای سرنگونی صدام بوداما در پس آن امیال واهداف امنیتی وحتی تجاری واقتصاد هم قرارداشت. قرارگاه آرام حمزه با فرماندهی هدایت الله لطفیان -فردی که دردوره اول ریاست جمهوری خاتمی فرمانده نیروی انتطامی شده بودوسرکوب ۱۸ تیر۷۸ در زمان وی صورت گرفت- واحمدی مقدم (فرمانده کنونی نیروی انتظامی)بدوا محور امور شد اما چون پتانسیل لازم را نداشت قرارگاه دیگری تحت نام قرارگاه رمضان نیز با عناصری امنیتی وسیاسی که اتفاقا معارضه ای با محسن رضایی داشتند با تعیین علی آقا محمدی (نماینده پیشین همدان ویار غار اصغر حجازی بیت)به عنوان نماینده امام کار خود را آغاز کرد.
    این قرارگاه هم سپاه بدر را هدایت میکرد وهم ارتباطی منسجم با جلال طالبانی ومعاونش کاک نوشیروان داشت.”محمد جوادی” که بعدها با نام مستعار محمد جعفری در اطلاعات سپاه که پس از رهبری خامنه ای به نیروی قدس تغییر نام داد از این قرارگاه اولین اقدامات تروریستی وامنیتی خویش را آغاز کرد. قرابتش با محمد باقر ذوالقدر، محمود رهنما وحجت الاسلام بشردوست که هر سه از استان فارس بودند ودر سپاه تهران سری در سرا داشتند به وی جایگاه ویژه ای بخشیده بود وهمین موجب خصومت همکارانش با وی شده بود اما او با این ویژگی به رابط رازدار قرارگاه با کاک نوشیروان مبدل شده بود.
    نیروها گرچه گرفتار جنگی فرسایشی در ماوت ،پیرانشهر ، مریوان وحمله گسترده شیمیایی عراق در حلبچه شده بودند اما او در پی ماموریتی دیگر بود. رفسنجانی به عنوان نماینده تام الاختیار امام نیک پی برده بود که بن بست
    جنگ عنقریب ایران را وادار به پذیرش راه حل سیاسی خواهد کرد واو بیش از این نگران نضج جریانها ورهبران مخالف جمهوری اسلامی بود ومی اندیشید بزرگترین معضل و عامل براندازی پس از جنگ گروههای معارض ورهبران مخالف خواهند بود پس اتاق فکری تشکیل داده بود که در آن اتاق رهبرفعلی، ری شهری،حسین شریعتمداری ،علی اکبر ولایتی، منوچهر متکی ،علی آقامحمدی واز سپاه رضایی، ذوالقدرولطفیان نیز عضویت داشتند.
    دستور کار شناسایی سران مخالف نظام وترورآنان در داخل وخارج کشور بود.لیستی حدود۱۰۰ نفره تهیه شده بود که در صدر آن لیست مسعود رجوی وقاسملو قرار داشت. در این راستا سر تیم ترور قاسملو کسی جز محمد جوادی نبود.او وظیفه داشت تا علاوه بر کسب اطلاعات از طریق طالبانی وکاک نوشیروان به شکل مقتضی امکان دیدار وملاقات با قاسملو را به بهانه مذاکره آشتی واعطای امتیازات به حزب دموکرات کردستان ایران را فراهم کند عملیاتی فریب که انصافا جلال وکاک نوشیروان برای این مقصود سنگ تمام گذاشتند وپس از آن نیز از مساعدت مالی وهمچنین سکنی درکاخ کوچکی دردروس تهران خیابان یارمحمدی بن بست طاهر- جایی که اکنون علی شمخانی با تخریب آن کاخ قدیمی عمارت۴ طبقه ای بنا کرده است- پاداش خیانت خود را دریافت کرد.
    قاسملو چون فردی باهوش بود از گفتگو با سپاه امتناع ورزید وخواستار گفتگوی دیپلماتیک در وین پایتخت اتریش با دیپلماتهای ایران شد.موضوعی که نهایتا مورد توافق طرف ایرانی قرار گرفت ومحمد جوادی ودوتن از نیروهای اطلاعات سپاه ودوتن از نیروهای وزارت اطلاعات با فرا خوانده شدن چهاردیپلمات ایرانی از اتریش با نام مستعار ودیپلماتیک محمد صحرارودی وپذیرش آنان از سوی وزارت خارجه اتریش سر از سفارت ایران در وین در آوردند.
    صحرارودی یا همان محمد جوادی به محض ورود به اتریش با برخورداری از حکم ویژه ازعلی اکبر ولایتی کوشید تا ملاقات با قاسملو را به شکل انفرادی ودر ویلایی در حومه وین شکل دهد اما قاسملواین پیشنهاد را نپذیرفت و مکان ملاقات را درآپارتمان دفترکار خود و با حضور دستیارانش تعیین کرد.
    با این پیشنهاد طرح ترور ریخته شد. وی به همراه نفر دوم با نام بزرگیان و نفر سوم با نام شاه مهری در بعد ازظهر ۲۳ تیر ۶۸ ( ۱۳ژوئیه ۱۹۸۹)با خودرو تشریفات سفارت و لباس فرم وزارت خارجه وارد دفتر قاسملو شدند. راننده پس از ورود آنان با خودرو به سفارت بازگشت. این در حالی بود که هر سه دیپلمات یک کلت ۶۵/۷ میلیمتری را ماهرانه در گودی ستون فقرات خود جا سازی کرده بودند.
    صحرارودی خواستار آن بود تا گفتگو با قاسملو توسط خود وهمکارانش خصوصی و بدون حضور همکاران قاسملو
    باشد .وی به قاسملو می گوید حامل دیدگاههایی طبقه بندی شده است روی صحبت خصوصی و دونفره اصرار می ورزد. در نهایت قاسملو می پذیرد تا صرفا با صحرارودی در اتاق دیگری ملاقات خصوصی داشته باشدو دو دیپلمات در کنار دستیاران قاسملو منتظر بمانند.
    مستقیم از خود جوادی شنیدم که گفت: “هر دو به اتاق دیگری رفتیم. گفتگوها کوتاه بود. کاررا به جاهای باریک کشاندم. جوری که صحبت کوتاه ما به سرعت به مشاجره لفظی کشیده شد. من(صحرا رودی) بلافاصله دست به کمر بردم وکلتم را بیرون کشیدم وشلیک کردم. بدبختانه گلوله ام کاراورا نساخت وبه مغز او نخورد. زخمی اش کرد و به زمینش انداخت. هول شدم. گلوله های بعدی را نتوانستم درست شلیک کنم. قاسملوهم کلت داشت. حالا نوبت او بود که اولین ودومین گلوله را به زیر بغل وناحیه گردن من شلیک کند. بالاخره یکی از گلوله های من به مغز قاسملو خورد وکارش را ساخت.”
    همزمان در سالن انتظار دو دیپلمات ایرانی نیزدر اقدامی مشابه به سوی دستیاران قاسملو شلیک می کنند. در این در گیری “شاه مهری” هم گلوله می خورد ودستیاران قاسملو نیز غرق خون به زمین می افتند. “بزرگیان” وحشت زده وارد اتاق قاسملو می شود ومی بیند قاسملو وصحرارودی هر دو کشته شده اند. دست شاه مهری را می گیرد و از آپارتمان خارج می شود. هنوز چند صد متری از محل نگریخته اند که صدای آژیر پلیس به گوش می رسد. بزرگیان، دست شاه مهری را رها می کند وخود را به خانه امن می رساند.
    اماروایت دیگری می گوید:همزمان با مشاجره لفظی میان صحرارودی و قاسملو، که خودش یکجور سیگنال برای شروع درگیری بوده، بزرگیان وشاه مهری ابتدا دستیاران قاسملو را ترور می کنند. شاه مهری با گلوله قاسملو مجروح می شودوصحرارودی قاسملو را ترور می کنندوبزرگیان با دستپاچگی وبه اشتباه ه صحرارودی را هدف قرار می دهد وبه همراه شاه مهری با هراس وعجله آپارتمان را ترک می کند.
    وابسته اطلاعاتی ایران در سفارت درحالی که عادی جلوه می داده با رعایت سکوت رادیویی ،مضطرابانه از طریق واسطه ها پیگیر عملیات بوده اما اولین خبرها حکایت از کشته شدن صحرارودی ومفقود شدن شاه مهری می داده اند. گزارش واقعه عصر آن روز با کد رمز به دست منوچهر متکی می رسد. ساعاتی بعد یکی از شبکه های تلویزیونی اتریش خبرو گزارشی ازتیراندازی وترور درآپارتمان قاسملو را که توسط همسایگان به اطلاع پلیس رسیده بود را پخش می کند که در آن گزارش، تصویری از صحرارودی بی هوش در بیمارستانهای اتریش نیز دیده می شود.
    اتاق فکردر ایران قبل از هر واکنشی، خبری را از سوی وزارت خارجه دراخبارشب شبکه یک ایران با این فحوا که مذاکرات مهمی فیمابین دیپلماتهای ایرانی و عبدالرحمن قاسملو با هدف حل وفصل اختلافات در جریان بوده است که سازمان مجاهدین (منافقین) که از این توافق نا خشنود بوده اند با حمله مسلحانه به دفتر قاسملو وی وهمکاران و دیپلماتهای ایرانی را ترور کرده اندو وزارت خارجه حفظ جان دیپلماتهای خود را از دولت اتریش می خواهد.
    در همان ساعات اولیه شاه مهری مجروح نیزتوسط پلیس اتریش بازداشت وهویت دیپلماتیکش بر ملا می شود.فردای آن روز هیاتی از وزارت خارجه ایران راهی اتریش می شود وعلاوه بر پیگیری وضعیت دیپلماتهای مجروح ایرانی، با کورت والدهایم صدراعظم وقت اتریش ملاقات وخواستار انتقال سریع دیپلماتهای مجروح برای مداوا به تهران می شود. یازده روز بعد صحرارودی وشاه مهری با برانکارد ازبیمارستان به هواپیمای ایران ایر منتقل وبه ایران بازگشته ودر اتاقی اختصاصی در بیمارستان بقیه الله سپاه بستری می شوند.مداوای آنان حدود دوماه به درازا کشیده می شود.
    گرچه دادستانی اتریش در پی شکایت بیوه قاسملو کیفرخواستی را برای استرداد این دو دیپلمات صادر می کند اما روابط پر سود فیمابین ایران واتریش وبخصوص شخص کورت والد هایم که پیش تر نیز در مقام دبیرکل سازمان ملل رسوایی های مالی داشته تا کنون مانع از استرداد وصدور حکم شده واین پرونده همچنان درحالت تعلیق قرار دارد.
    چند ماه بعد محمد صحرارودی با حکم رهبری با درجه سرتیپی ونام جدید شششش”محمد جعفری” به ریاست اداره اطلاعات سپاه که به موازات نیروی قدس از یک سو مرتبط با اداره وابستگان نظامی ستاد کل واز دیگر سوی مسئول گردآوری اخباروبولتن سازی برای فرمانده کل سپاه ورؤسای ادارات بود گزیده می شود. کاظمی قمی- سفیر سابق ایران در عراق- یکی از معاونین وی بوده است.
    در سال ۷۶ با روی کار آمدن خاتمی وی به یکی از مهره های ثابت اتاق فکرذوالقدرمبدل می شود. بلاشک وی درشکل گیری جریان موازی اطلاعات درسپاه نقش ویژه ای داشته است. از سال ۷۹ به عنوان یکی از تحلیلگران سیاسی، سخنرانی های متعددی را در شهرهای مختلف برای سپاهیان برگزارمی کند که محور اصلی سخنرانی هایش تبیین نظریه توطئه وتقسیم بندی جهان ونقش ویژه لابی صهیونیسم در امریکا وپرداخت به نظریه صهیونیسم مسیحی ، کلیسای انجیلی وآرماگدون بوده است.
    جعفری در سرکوب جنبش دانشجویی ۱۸ تیر نقش ویژه ای داشته است ودر محافل خصوصی به حضورش به صورت لباس شخصی در سرکوب ودستگیری دانشجویان اشاره داشته وگفته است(نقل قول مستقیم): زمانی که دانشجویان به سمت بیت رهبری وبازارتهران سرازیر شدند شیرازه قرارگاه ثارالله از هم پاشیده شده بود وبیم شکسته شدن دروازه های بیت او را بر آن داشته بود تا با موتور دانشجویان را زیر بگیرد.
    وی گفته که به محافظان بیت دستور داده شده بود که به محض رسیدن دانشجویان به اطراف بیت به آنان شلیک مستقیم شود واین هشدار را در جلسه امنیتی وزارت کشور به اطلاع مصطفی تاج زاده و موسوی لاری رسانده بود. وی همچنین مدعیست که تاج زاده در رکاب موتورسیکلتی این موضوع را به اطلاع رهبران جنبش دانشجویی رسانده ومانع از حرکت آنان شده است.
    سردار جعفری در سال ۸۰ به سمت معاونت هماهنگ کننده نمایندگی ولی فقیه درسپاه برگزیده شد تا دامنه نفوذ فرماندهی وستاد سپاه بر نمایندگی کامل شود.پیش از او بشر دوست که از بستگان ذوالقدر است عهده دار این سمت بود.او در این سمت از یک سو عهده دار پاکسازی حوزه از عناصر فکری ودگراندیش شد واز دیگرسوی بر اساس تفکرآرمانگرایانه اش کوشید تا سرداران ذی نفوذ وسیاسی را به لحاظ قدرت، مدیریت ومحدود کند و اراده ذوالقدر را برآنان تحمیل کند.
    با روی کار آمدن احمدی نژاد وی نیز به یکی از عناصر کلیدی در حوزه امنیتی دولت مبدل شد وبه سمت جانشین دبیر شورای عالی امنیت ملی برگزیده شد ونقشی کلیدی در سازماندهی سپاه بدرداشت که اکنون حدود پانزده هزار نفرند واکثریت آنها جذب ارتش وپلیس عراق شده اند. همچنین نقش کلیدی او درسپاه المهدی وبخصوص همکاران قدیمی اش دراتحادیه میهنی، از جلال گرفته تا کاک نوشیروان. معاون قدیمی وتحت امرش کاظمی قمی هم به عنوان سفیر نقش هماهنگ کننده وارتباط با حزب الدعوه جعفری ومالکی ومراجع نجف وکربلا با پوشش بازسازی عتبات را عهده دارشد.
    او در این مسئولیت بودکه در یازدهم ژانویه۲۰۰۷ به محاصره نیروهای امریکایی در اربیل عراق افتاد اما با نفوذ ومداخله مستقیم جلال طالبانی آزاد وسریعا به ایران بازگشت اما نیروهای تحت امرش ماهها در اسارت امریکایها ماندند. بعداز این حادثه وی مدتی از انظار پنهان بود اما اکنون بیش از یک سال است که به شکل صوری رییس دفتر علی لاریجانی رییس مجلس شده است اما بدون شک دارای مسئولیت های امنیتی است واین عنوان مسئولیتی پوششی است. بخصوص نقش اورا درکنترل وهدایت نمایندگان مجلس واخته کردن آنان را نمی توان نادیده گرفت.
    او همچنین در اجلاس شرم الشیخ مصر در سال ۲۰۰۷ یکی از طرف های رسمی مذاکره کننده ایرانی با مقامات امریکایی با محوریت رایس در خصوص بحران عراق بوده است.
    نوری زاد عزیز، بازمی گویم: اگریک روز بفرض محال به دفتر سردار پاسداردکترعلی لاریجانی – رییس مجلس- راه یافتی به زخم گردن رییس دفترش دقت کن. این یک سندی است که با مرگ اونیز پاک نمی شود.

     
  46. دیدگاه حرف دل را به کجا برد به که گفت

     
  47. با سلام و خسته نباشيد خدمت محمد نوري زاد عزيز
    اميدوارم در پناه خداوند رحمان و رحيم همچنان عزتمند و سرفراز باشيد

    ظاهرا در دادن لينكها اشتباهي رخ داده است چون لينك
    لینک دانلود نسخه با کیفیت خوب در اينجا قسمت پنجم شعبون بي مخها قرار گرفته

    لینک دانلود نسخه با کیفیت متوسط در اينجا قسمت ششم با كيفيت متوسط

    لینک دانلود نسخه با کیفیت پایین و در اينجا قسمت پنجم

    لطفا اصلاح بفرمائيد
    ارادتمند هميشگي شما تا زماني كه با حق باشيد

     
  48. لینک مطلب شما در بالاترین
    https://balatarin.com/permlink/2012/9/3/3136549

     
  49. نام مرتضا تبعیدی

    دیدگاه ترحم برپلنگ تیز دندان ستمکاری بود بر گوشفندان
    نوری زاد عزیزتر از جان
    ای کاش خدایی بود ،خدایی اندیشمند و فهمیده
    ای کاش پیامبری بود ، پیامبری راستین ، توانمند وزنده
    ای کاش اسلامی بود ، اسلامی راستین در حد یک دین خدایی و نه فرقه ای کوچک و بدنام در جهان
    و همه اینها زوری داشتند ، گوشی داشتند، و جشمی داشتند تا همه اینها که میگویی و
    سالی از گفته هایت گذشت و روزگار بدتر شد که بهتر نشد را ببینند و بشنوند و کاری بکنند
    ای کاش خدایی بود و این روزگار سخت تر از سخت را برای تو فراهم نمیکرد و یا دستکم
    به پایان میبرد …… ایکاش خدایی بود
    خودت مواظب خودت باش، تن به اوهام نسپر . تو ارزشمندترین انسان مسلمان شده هستی که
    قدر تورا نه خدایی ،نه پیامبری ، نه امامی و نه مسلمانی میفهمد و میداند .فرزندان و همسر بی گناهت هم در
    آتش عشق توبه این مردم سوختند و کسی فریادرسشان نیست اگر چه مانند شمشاد در کنارت ایستاده اند
    زنده بمانی تا روی سعادت ببینی . این یک آرزوی قلبی است

     
  50. دیدگاه
    سلام
    فکر کنم که لینک با کیفیت خوب را اشتباه گذاشته اید. لطفا درستش کنید
    ممنون

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

86 queries in 2347 seconds.