سر تیتر خبرها
غزلواره های شیدایی برای زوج های زندانیان سیاسی با صدای محمد نوریزاد

غزلواره های شیدایی برای زوج های زندانیان سیاسی با صدای محمد نوریزاد

نماهنگ “عاشقان دربند” با صدای محمدنوریزاد، جهادگر و مستند ساز منتقد که مدت زیادی از سه سال گذشته را در زندان اوین گذرانده و سروده ی مریم شربتدار قدس همسر فیض الله عرب سرخی، فعال سیاسی دربند تهیه شده است.

این نماهنگ تقدی می شود به زوج هایی که میله های سلول فاصله شان نینداخته، زوج هایی که دیوارهای زندان دورشان نکرده و به آن ها که شیشه های جرم گرفته ی سالن ملاقات نزدیکترشان کرده است.

برای دریافت فایل اینجا کلیک کنید.

غـــزلــم شـــــــور عاشـــقی دارد غزلی سرخوش از ترنم باران

نـغـمـه هـاشـان چه سـوزهـا دارد عاشــــقان دلداده در هجـــران

*

دل مـریـم در این فضــای غریـب بی قــــــرار لحظـه هایی شـاد

کـز ورای شــیــشـــه هـایی ســرد عشـق می بارد از نگاه عمـاد(۱)

*

عاطـفـه خود تجســمی پاک اسـت از طلوع مــــــــطلعی روشـن

قلـب و روح و جسـم و هم جانـش شــده آمیختــــــه با نام حســن(۲)

*

نغمــۀ بلبـــلان چه غمگیـــن است از فراق دلدادگان در هجـران

دل مهدیه به شــــوق اســـماعیـــل می طپد هر دوشنبه در زندان(۳)

*

از سـیــامــک تـــــرانــــه ها دارد عـنــــدلـیـب نگـــاه فــــرزانه

کـــز حـدیث مهـــرشـان باقـیســت داســـتـان شــــمع و پـــروانه(۴)

*

آرش امـا صبـــور و پـا بـر جــــا نگــــران و غـــمین و دلــداده

که چـه رنـج ها کشــیده دلبنـــدش همـــــــره و امینــــــش، آزاده(۵)

*

آریــا از نـــــــــوای زیبـــــــایـش سبـــزه های امیــــد می روید

بـر دل عـــــادلــه بـه هــر نجــوا ضربه های غـــرور می کوبد(۶)

*

مـرغ دلـتـنــگ عشــــق فـــروغ بال و پـــر گشـــوده تا افـلاک

خستــگی، خستـه از صبـوری او بابک از ظلمت ستـم، بی باک(۷)

*

به طپـش های قلب امیـن سـوگند در شبانگه که جـغــــد می نالد

غصـه و هجـر و فـراق، خواهد شد و سحــــر با بهـــــــاره می آید(۸)

*

دلم غمیـن طفـل نگـار که هنــوز به این سـرا نیامده ظلم ها بیند

گل محبت و مهــر نگاه بهمـن را از آنسوی دیوار و میله ها چیند(۹)

*

موج آرامش از صدای فــــــرید زده آســـایـش ستــــم بر هـــــم

چه صبـــورانه می نهـــد ســارا به دلِ زخـم خوردگان، مـرهــم(۱۰)

*

آن دگـر ســو سـمیـــــــرا چـون مرغ عشقی بلا کشـــیده، ولی

از قـفـس رهـیـــده بـا نیـــــکـان پر کشـیــــده تا نگــــاه عـــلی(۱۱)

*

پــونه بـا عــطـر یـاس بـارانــی دیده بر ره که کـی رسد یارش

نـغـمــه خـوان نــویـد روزی که ز ره آید امیـد و غمخـــوار(۱۲)

*

مهــدیه خود، حکایتی دگر است از فــــراق و آوازۀ هـجـــران

که بــه ســـوز خـوانـد و سـرود دل بیقــرار وحیــــد از زندان(۱۳)

*

بـس تـرانه ز فــائـزه می خواند به خــلوت خـود عـلیــرضا اما

قصـه هایــش پـر از شـکیبـایی نغمـه هایش پر است از غوغا(۱۴)

*

و من اندوهگیـــن قلب پروینــم چون ستـاره در شبـی بس تار

که فراق حمیدرضای صبورش به آسمـــان ستـم فکنده شـرار(۱۵)

*

لب نادیــا شکـفتــه با خـنـــــده دلــــش امـا دفینـــــــۀ محــنت

که امیــــــر قلــــب او هـر دم می درخشـــد از دل ظـلمــــت(۱۶)

*

این بهــاران شکـوفه ها گـریند از فــــراق بهـمــــن و ژیــــلا(۱۷)

و نسیـــم با ستــــاره ها گـــوید قصـۀ هجـــر مسعـود با مهسا(۱۸)

*

غــزلـم بـوی ســــبـزه را دارد سبزه هایی به بنـد و در زندان

از حصارش چه باک، کروبی به رهش فاطمه است هم پیمان

*

از اسـارت، ســــرودهـا دارند پایـمــردی را تـرانه ها دارند

قلب رهنـورد و میر مظلومش غــزل از عاشـــقانـه ها دارند

*

باز میـله ها ک

Share This Post

درباره پشتیبان

امکان درج نظر میسر نمیباشد.

81 queries in 2170 seconds.