سر تیتر خبرها
بیست و چهارمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبری

بیست و چهارمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبری

مجلس خبرگان اگر شأن بایستهٔ خویش را به کار می‌بست، شما خیلی زود کنار گذارده می‌شدید. با یک قلم،‌‌ همان قتل های زنجیره‌ای. چرا که دستگاه مخوف اطلاعاتیِ قاتل و شکنجه گرِ ما، به هیچ دستگاه جز شخص جناب شما پاسخگو نبوده و نیست.


به نام خدایی که آغوش آفرید

نخبگان خاموش، پخمگان مدهوش

سلام به رهبرگرامی حضرت آیت الله خامنه‌ای

من صمیمانه و صادقانه اعتراف می‌کنم که شما از توانمندی‌های بسیاری برخوردارید که این توانمندی تنها و تنها مختص خود جناب شماست. مثلاً آقای رجب طیب اردوغان که در جهش همه جانبهٔ کشورش ترکیه به توفیق‌های بزرگ ملی و جهانی دست یافته، بهره‌ای از این توانمندی ندارد. یا اوباما و صد پشتِ اروپایی‌اش حتی. «چرا» یش را خواهم گفت. اما چه خوب اگرکه سخن مرا همچنان سخن یک دوست بدانید و ازاحالهٔ پایان کارمن به حضرت طائب – رییس ادارهٔ اطلاعات سپاه، یا همکاران اطلاعاتی‌اش – پرهیزفرمایید.
آقای طائب گفته بود بعدِ انتخابات برای ما خواب‌هایی دیده است. اما صبوری‌اش به سررسید و نرسیده به انتخابات– همین هفتهٔ گذشته – جوانک دیپلمه‌ای را که در کارهای ابتدایی سایت به من کمک می‌کرد، بازداشت کرد و به جای نامعلومی برد. تا شاید با تکاندن او، چیزکی عایدش بشود. به حضرت ایشان بفرمایید: هرچه باشد من رهبرم و دیگران؛ مردم. و یکی از اولین شرط‌های رهبری صبوری است. و اینکه رهبر باید سخن تند مشفقان و منتقدان خویش را نوش جان کند و روی ترش نکند و دست به انتقام نبرد.
یک: ما و شما نخبگان را فرا خواندیم. نخبگانی با عمرهای کهن. با نعلین‌ها و عبا‌ها و عمامه‌هایی که به گمان خود از پیامبر بر پای و بر تن و بر سر داشتند. و بحث‌ها و درس‌های فراوان پشت سر. که بیایند و مجلس آرایی کنند. و طبق قانون، به کار رهبری نظارت کنند. و یا اگر رهبر به کسالتی و مرگی ناگهانی در افتاد، دیگری را بجویند و بر سریر رهبری بنشانند. و این البته عین قانون بود و هست. قانونی که گویا برای خاک خوردن نوشته شده بود و برای خود جایی درسخنان همارهٔ ما و شما می‌جست.
دو: هزینه‌های فراوانی برای انتخاب نخبگان صورت پذیرفت. هم به لحاظ مالی و هم هزینه‌هایی که از گوشت تن ما و تن خدا واسلام و پیامبرکند و بجایش زخم تازه نهاد. این زخم هنوز هست. البته تا شما هستید. مگرکه در این چند نفس بجای مانده به ترمیم و مداوای این زخم مهلک همت کنید. آیا صدای سخن مرا و التماس مرا می‌شنوید؟
سه: توانمندی منحصربفرد شما از همینجا رخ نمود. طوری که نخبگان ازه‌مان ابتدا برای این گزینش می‌شدند تا به تأیید مکررشما اجتماع کنند. گویا سرلوحهٔ کارشان ازروزنخست همین بود. که تنها و تنها به بقای شما بیندیشند. و به خطاهای شما وآسیب‌هایی که از کانون رهبری شما به جان جامعه سرازیرمی شد کاری نداشته باشند. شما برای نخبگان دایره‌ای ترسیم کردید که جز بر آن قرار نگیرند. نخبه‌ای اگر از دایرهٔ حتمی‌اش گریز می‌کرد، ناسزاهای کمین کرده بکار می افتاد، همو که تا دیروز آیت الله مجاهد و نستوه و اهل مراقبه و مراتبِ بلندِ معنوی تبلیغ می‌شد، یک شبه منافق و مزدور و سر سپرده می‌شد، شیشه‌های خانه‌اش می‌شکست، و دیلم‌های مهیا به زیر مسجد ودفترش می‌رفت. اوباشان مذهبی را ما برای همین روز‌ها و برای همین آدم‌ها تربیت کرده بودیم.
چهار: قانون به انتخاب و حق نخبگان تأکید ورزیده بود. باید جای خالی بند بند آن پرمی شد. و شما با گزینش مکرر نخبگان خاموش، که هر از گاهی از هر کجا فرا بیایند و قیل و قال محتضرانه‌ای سر بدهند و همچنان از شما سپاس بگویند و بنای موجودیت خویش را در همین تأیید و تکریم تمام نشدنی شما بدانند، اجرای قانون را به ما و به جهانیان نشان دادید. که بله، می‌ببینید که ما انتخابات داریم و مردم نخبگان مورد اعتماد خویش را برمی گزینند تا مجلس خبرگان طبق قانون به وظایف محوله‌اش عمل کند! چه وظایفی؟ معلوم است. اینکه پرسیدن ندارد. پیش از داوطلب شدن این وظایف مو به مو به همهٔ نخبگان تفهیم شده است.
پنج: من بنای توهین به نخبگان این سالهای سپری شده ندارم. بل که می‌گویم بجای نخبگانی که در این سال‌ها به مجلس خبرگان راه یافته‌اند و صباحی بعد جای به دیگران سپرده‌اند، با اعتنا به عمر‌ها و تخصص‌ها وکتاب‌هایی که شیرازه‌اش ازهم دریده‌اند، اگر قصابان و جوشکاران و گله داران بر صندلی‌های مجلس خبرگان می‌نشستند، نتیجه آیا همین نمی‌شد که شده است؟ تأیید مکرر یک رهبر که نیاز به خبرگی ندارد. و به این همه هیاهوی علم و معرفت و تخصص دینی و شیعی.
شش: نخبگان هر از چندی از کنار آشفتگی‌های شهر‌ها و استان‌های خود و تماشای تأثیرخطاهای جناب شما می‌آمدند ومی نشستند و مثل یک موجود رام و یک ابزار بی ارادهٔ کوکی زبان به تقدیر و سپاس شما می‌گشودند و جای خالی‌‌ همان بندهای فلک زده قانونی را پرمی کردند و به صندلی نخبگی شهرخویش باز می رفتند. ‌ای دریغ و درد که این ستایش مکرری که نخبگان شما در این سال‌ها به اسم نخبگی برآورده‌اند، از باربران محترم صنف مسگران نیز بر می آمده است. ما و شما در این ملک نخبگی را فرو کشتیم آقا. و تعریف تازه‌ای از نخبگی آراستیم.
هفت: اخیراً خبری از جناب شما منتشر شد که فرموده بودید به خبرگان اجازهٔ ورود به جزییات کارهای خویش نمی‌دهید. و راهنمایی فرموده بودید که خبرگان باید به کلیات وظایف رهبری بپردازند. من کاری به درستی یا نادرستی این خبر ندارم. بل می‌گویم نخبگانِ این سال‌ها – بنا به‌‌ همان تفهیم روز نخست – دره‌مان کلیات هم مجاز به دخالت نبوده‌اند.
هشت: بله، من نیز چون شما قبول دارم که نباید به جزییات کار رهبری ورود کرد. مثل دزدیدن وسایل کار نوری زاد که بیش از دو سال ونیم از زمان دزدیدنشان توسط مأموران وزارت اطلاعات و سپاه می‌گذرد و هیچ دستگاهی نیز پاسخگوی مراجعات مکرر او نیست. من خود می‌پذیرم که شأن رهبری نه در اندازه‌ای است که به یک چنین قضایای پیش پا افتاده دخول کند.
نه: اما مثلاً قتلهای زنجیره‌ای آیا یک کار جزیی است یا کلی؟ که رهبری یک پوزش مختصر از مردم نخواست. که ‌ای مردم، من رهبر بودم و در زمان رهبری من یک چنین فاجعه‌هایی رخ داد. بیایید و مرا ببخشایید. یا برآوردن پدیدهٔ لرزانی چون احمدی‌نژاد؟ و اصرار بر بقای او با وجود دزدی‌های فراوان او و همراهانش؟ یا رعبی که بر چهارستون مجلس شورا و یا رعبی که بر همین مجلس خبرگان نشسته؟ این آیا یک امرجزیی است یا کلی؟ یا برآوردن دستگاه فشل قضایی که به یک تلفن بیت شریف، بشود جوان ماجراجو و فاجعه آفرینی چون مرتضوی را بر مسند دادستانی نشاند و با‌‌ همان تلفن، مسیر قانون را در دستگاه قانونگذار برگرداند؟
رهبرگرامی،
ده: فشردن خبرگان در یک تُنگِ تَنگ، و تخلیهٔ ارادهٔ آنان، تنها و تن‌ها در تخصص ما و شما بوده است. و بدیهی است که اگر نیک به این «آکواریم» منحصربفرد بنگریم، جز زخم بر تن قانون و خدا و پیغمبر و قرآن و البته: مردم، نمی‌بینیم. شما با تخلیهٔ اراده از نمایندگان مجلس خبرگان، ارثیهٔ ناجوری برای مردم و برای رهبری بعد از خویش بجای می‌نهید. مگر که به سخن خدا گوش دل بسپارید و بجای سخن نمامان و سخن چینان و هیولایان، سخن خوبان خدا را شنود کنید.
یازده: مجلس خبرگان اگر شأن بایستهٔ خویش را به کار می‌بست، شما خیلی زود کنار گذارده می‌شدید. با یک قلم،‌‌ همان قتل های زنجیره‌ای. چرا که دستگاه مخوف اطلاعاتیِ قاتل و شکنجه گرِ ما، به هیچ دستگاه جز شخص جناب شما پاسخگو نبوده و نیست. و سال‌ها این فاجعه‌ها در بطن این دستگاه مخوف دست به دست می‌شده است. امروز نیز کار به‌‌ همان منوال است. امروز نیز فرزندان پاک ما اسیر این دستگاه بی‌حساب و کتاب‌اند و قانون خاک آلود ما شهامت پرسیدن یک «چرا» از او را ندارد.
دوازده: نمایندگان مجلس خبرگان می‌توانستند به حساب های پولی پنهان شما و هدردادن سرمایه‌های همه جانبهٔ آحاد مردم در افغانستان وعراق و سوریه و لبنان و فلسطین اعتراض کنند که نکردند. ما خود مگر کم نیاز داشتیم که باید از جیبمان بدر برده می‌شد و به جیب دیگران ریخته می‌آمد؟ آن هم بدون رضایت ما! خبرگان می‌توانستند به دخالت‌های پرخسارت جزیی و کلی شما در کار‌ها اعتراض کنند که نکردند. می‌توانستند به حمایت شما از پدیدهٔ شرم آوری چون احمدی‌نژاد اعتراض کنند که نکردند. می‌توانستند به فاجعه‌های دوسال پیش و زندانی کردن‌های بی‌دلیلی که به دستور مستقیم جناب شما صورت پذیرفته و می پذیرد اعتراض کنند که نکردند. اگر بنا بر دیدن این همه فاجعه است و بنا بر اعتراض نکردن، خوب مادربزرگ‌های روستایی ما نیز می توانستند برصندلی‌های مجلس خبرگان بنشینند و از آوازهٔ خبرگی به‌‌ همان تأیید مکررش بسنده کنند.
سیزده: نمایندگان مجلس خبرگان اگر نمایندگان واقعی ما بودند، می‌توانستند به از ریخت افتادن شأن جهانی کشورمان ایران در حوزه‌های وسیع اقتصادی و سیاسی و نظامی و نقش شما در این به خاک افتادگی دخالت کنند. می‌توانستند به ریخت و قیافه‌ای که شما از سپاه پرداخته‌اید اعتراض کنند. دزدان فربه را مگر جز درسپاه می‌توان یافت؟ کجایند نمایندگان و خبرگان واقعی؟ این کهنسالان خموش، فردا پاسخ خدا و این مردم را چه خواهند داد؟ نماینده شدند که سکوت کنند؟ و جز سپاس نگویند؟ پخمگان و هالوهای مدهوش مگر از این استعداد بی‌بهره‌اند؟ ما را که فریاد رسی نیست. پس چرا فریاد نزنیم‌ ای خدا و‌ ای علی مرتضا شما شاهد باشید که ما بعنوان شهروندان این نظامی که مدعی مسلمانی است، از رهبر و خبرگانی که باید بر کارهای رهبری نظارت کنند و نمی‌کنند شکایت داریم. دستگاه های مخوف اطلاعاتی و امنیتی و قضایی راه بر ما بسته‌اند و ریسمان اوباشان مذهبی را برای آسیب ما و ساکت کردنِ ما واگشوده‌اند.
چهارده: من این نوشته را در چهارده بند به پایان می‌رسانم. به نیت چهارده معصومی که شما بدان‌ها سخت مشتاق و پای بندید. تنها یک پرسش و: تمام. آیا اگر همین کارهای شما را شاه پهلوی می‌کرد، او را تأیید می‌کردید؟ یا نه، بر او بر می آشفتید و گریبان چاک می‌زدید و دنیا را خبرمی کردید؟ نمی‌دانم این روز‌ها آیا دلتنگ آغوش خدا شده‌اید یا نه؟ می‌خواهید نشانی‌اش را بدهم؟ آغوش مردم!

بدرود تا پنجشنبهٔ آینده

پنجم اسفند ماه سال نود
با احترام و ادب محمد نوری زاد

مطالب مرتبط:

بیست و سومین نامه ی محمد نوریزاد به رهبری (آنها به ما حمله خواهند کرد)

بیست و دومین نامه ی محمد نوری زاد به رهبری(سید علی بشنو! ، فایل صوتی)

بیست و یکمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبری(چرا سید محمد خاتمی خواستنی تراز شما است؟)

بیستمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبری(یک خبرخیلی خیلی خوب!)

نوزدهمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبر(اختراع بزرگ)

هجدهمین  نامه ی محمد نوری زاد به رهبری(من یهودی تو علی!)

هفدهمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبر(من در انتخابات شرکت می کنم!)

نامه ی شانزدهم محمد نوری زاد به رهبری(بیداری یا بیماری اسلامی)

نامه ی پانزدهم محمد نوری زاد به رهبری(بارانی در راه است!)

نامه ی چهاردهم محمد نوری زاد به رهبری(مرگ رهبران)

نامه ی سیزدهم محمد نوری زاد به رهبری(اینک روضه!)

دوازدهمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبری(جام زهر رهبری)

نامه یازدهم محمد نوری زاد به رهبری(+هفت پرسش از سید محمد خاتمی)

دهمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبری

نامه ی نهم محمد نوری زاد به رهبر جمهوری اسلامی ایران

پوزش محمد نوری زاد از رهبر انقلاب

هشتمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبر

متن استفتائات محمد نوری ­زاد از رهبر جمهوری اسلامی

آخرین نامه ی محمدنوری زاد به رهبر+Translated into English

نامه پنجم محمد نوری زاد از اوین به رهبری

نامه چهارم محمد نوری زاد از زندان اوین به رهبری جمهوری اسلامی

نامه سوم محمد نوری زاد به رهبر انقلاب

نامه دوم محمد نوری زاد به رهبر جمهوری اسلامی ایران

نامه سرگشوده محمد نوری زاد به رهبرجمهوری اسلامی ایران(۱)

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

56 نظر

  1. سلام اقای نوریزاد عزیز .شما یکی از محدود ادمهای خوب این زمین سوخته این اما یه چیز از من به شما نصیحت تنها چیزی که ما ایرانیها رو به این روز انداخته اسلامو علی و حسین هستند !!!!!!!!!!!!

     
  2. ماندگار تاریخی عزیز

     
  3. البته بر خود جناب شما هم بسیار چرا وارد است ولی این هم هست که ادمیزاد میتواند تفکر کرده و راه عوض کند شاید راه پیشین درست نبوده و تشخیص راه دیگر دهد به هر حال ببین چه میگوید نه که میگوید. زمانی فقط میگفتی در حالیکه خیلی از آنچه الان میگویی آنموقع بسیار گفتنی تر بود ولی نگفتی و صلاح دیدی اکنون بگویی، فعلن که خوب میگویی از اکنونت گفتنت ممنونم.

     
  4. طفا” نامه ها را بصورت صوتی پخش کنید ماندگارتر و قابل دسترستر خواهد بود

     
  5. یکی از بیشماران

    درود بر تو عزیز دل

     
  6. تعدادی از کامنت های سایت کلمه

    قتلهای زنجیره ای به کنار مقام معظم رهبری مسئول قتل دستگاه قضائی هم میباشد – آن موقع که فرد فرمانبری مثل اژه ای را مامور برخورد با کرباسچی و نوری کردند. به چه جرمی؟ جرم آنها بیشتر از جرم کسانی بود که میلیارد میلیارد میدزدند و ایشان به ” کش” ندادن فرمان میدهند؟ چرا اردوکشی احمدی نزاد و خس و خاشاک و ویروس خوانده شدن مردم مجاز است ولی معترضین حق یک گردهم آئی ساده را هم نمیتوانند داشته باشند؟ آخر این درست است؟ چرا خودمان را فریب بدهیم؟ مقام معظم رهبری از موقعیت عالی قانونی خود برای پیش برد مقاصد حقیر سیاسی اش بهره میبرد و این کار درستی نیست و تیشه به ریشه انقلاب و اسلام و ایران میزند؟ خیلی بهتر بود ایشان دست از این کارها بر میداشت و به آغوش ملت باز میگشت و افراد “مطیع و نالایق” را به افراد “لایق و مستقل” ترجیح نمیداد و انسانهای آزاد را به حبس نمیکشید و جواب حرف منطقی را با گلوله و مشت و باتوم نمیداد و میدانست که ممکن است یک عده خام خاخول پخمه را بتوان فریب داد ولی هر که با خدا مکر کند کارش با خیرالماکرین است. البته مردم سبز ایران فریب خارجی ها را نخواهند خورد و همچنان به مبارزه سیاسی و آرام و مدنی خود ادامه خواهند داد تا خدا برای آنها فرجی قرار بدهد. ان شاء الله.
    []

    At 2012.02.25 06:13, یک جانباز said:

    ای نوریزاد عزیز خدایاوارتان باشد…. نمیدانم چه خوابی آقای طائب برای شما دیدند امیدوارم که خیر باشد…. خدا مردم ایران و جهان را از شر این ظالمان نجات دهد،
    []

    At 2012.02.25 06:17, امان said:

    چرب و شیرین دنیا و قدرت مطلقه آنچنان بر این قوم شیرین آمده که تا جان در بدن (ضعیف) خود دارند دست از آن بر نمیدارند! حتی اگر میلیونها ایرانی را گروگان گرفته و چون زندانی با آنها رفتار کنند! حتی اگر با رفتار های غیر عقلایی خود پای موشکهای آمریکایی و اسرائیلی را (با تائید جهانیان) بخاک کشور باز کرده و صد ها هزار جان شیرین افراد این ملت را فدای خود کنند! حتی اگر لازم باشد به کشورهای درجه دو و سه جهان باجهای کلانی بدهند که شاه سابق به آمریکا نمی داد! نام همه اینها هم گذاشته اند “” بصیرت””
    []

    At 2012.02.25 09:24, ناشناس said:

    سپاس گزارم آقای نوری زاد عزیز
    []

    At 2012.02.25 10:45, bichareh25 said:

    شبانه روز دست پایت را می بوسم وبه آن افتخار می کنم
    []

    At 2012.02.25 10:49, ناشناس said:

    نوری زاد عزیز جالب است یکی مثل احمد توکلی و نادران میگویند که اطرافیان احمدی دزد هستند از این بگذریم که خود نیز به این حرفه مشغولند ولی انگار نه انگار این ادم که میگویند اطرافیانش دزد هستند البته از قریم گفته اند بگو با که دوستی تا بگویم کیستی اما الان این احمد توکلی و انها که بصیرت زیادشان چشم ملت را کم سو کرد از بس نور بصیرتشان زیاد بود اما همینها بودند که این ادم را به ملت تحمیل کردند انگار ما اورا به انها تحمیل کردیم ما به کس دیگر رای دادیم و این انها بودند که شعور و عقلانیت را تعطیل و بصیرت را به کار گرفتند و این ادم که البته من اختلاس را همه اش را کار او نمیدانم اما انها بودند که او را به ملت تحمیل کردند حالا از شدت وقاحت رویشان میشود زنده بمانند تازه به ملت منت هم بگذارند که این که ما به شما تحمیل کردیم دزد از کار درامد اگر این اخر کاری سکوت میکردند ابرو مند تر بود البته برای دزد ها ابرو کجای دنیا قرار دارد
    []

    At 2012.02.25 10:52, ناشناس said:

    سلام به دستغیب عزیز که بیدار دل مجلس خفتگان است
    []

    At 2012.02.25 11:06, ب said:

    امیدوارم باآگاهی وتلاش و پافشاری دراین راه به اهدافمان برسیم
    []

    At 2012.02.25 12:23, یک هموطن said:

    با سلام آقای نوری زاد به مجلس سر سپرده هم چیزی بگید که سر سپرده دستورات غیر مسئولانه رهبری هستند و اراده ایی از خود ندارند از انسان می ترسند ولی از خدا هراسی ندارند گاها به همه چیز حتی خدا هم اعتقادم از دست می دم چرا که کسانی که خدا خدا می کنند و خودشونو تافته جدا بافته میدونند و خودشونو از همه به خدا نزدیکتر میدانند هیچ اعتقادی به خدا ندارند
    []

    At 2012.02.25 12:24, امین said:

    درود وسلام بر محمد نوری زاد که هر هفته با خواندن نامه ات شارژمی شویم تا هفته دیگر
    بر سادگی خویش نظر کرد و دو صد لعن به خود کرد گفتا ز که نا لیم که از ماست که بر ماست!!!
    همه با هم در انتخابات ذلت بار شرکت میکنیم!!!
    []

    At 2012.02.25 13:10, محیا said:

    درود بر نوری زاد عزیز و شهامت وصف ناشدنی او. مگر نمی دانیم در این دستگاه ظاهر فریاد برآوردن همان و جان کندن همان؟ نوری زاد از جان دست شسته است وگرنه هیچگاه کلامش قدرتی چنین نمی یافت. درود بر همه مردان آن سرزمین پاک باد
    []

    At 2012.02.25 13:14, ناشناس said:

    امیدوارم که رهبر این نامه ها را بخواند و بداند که دارد با مردم چه می کند
    []

    At 2012.02.25 13:21, Mehran said:

    نوریزاد عزیز واقعا دراین دیار غربت و دلتنگی به امید خطبه های جمعه ها یت می نشینیم
    و هر هفته که می گذرد خطبه هایت به دلها بهتر می شیند. داشتن ایرانی سربلند و آزاد آرزوی
    هر ایرانی است. اما پس از خواندن هر نامه ات می ترسیم شاید این آخرین خطبه جمعه مان باشد
    عزیز دل همه مردان دلیر ایرانی سربلند و پاینده باشی
    []

    At 2012.02.25 13:45, sabz piroz said:

    vvvvvvvvvvvvvvvvvv man rae nemidaham vvvvvvvvvvvvvvvvvvvv
    []

    At 2012.02.25 14:03, ناشناس said:

    این نوری زاده خیلی خود درگیری داره .
    برو میمون . به جای نوشتن این نامه ها یی که ۱ ریال ارزش نداره بیا چشماتو باز کن و ببین عشق به رهبری را – عشق مردمی که در ۲۲ بهمن آمده بودن و عکسهای امام خامنه ای را به همراه داشته اند . و با عشق ٰ محبوب دلشان را فریاد می زدند .
    تو وامثال تو باید برای ندیدن این عشقها بایدم سرت را در آخور کرده تا هیچ چیز به غیر از خودیها را نبینی !!!!!!!!!!
    []

    At 2012.02.25 14:20, تنها منتقد خبرگان said:

    سلام خدمت اقای نوری زاد شجاع
    البته باید حساب ایت الله دستغیب را از بقیه اعضا جدا کرد زیرا ایشان بخاطر مخالفت با رهبری جند مجلس اخیر خبرگان را ترک کرده و انتقاد های بجا ایشان باعث حمله به مسجد ایشان و بیت و دفتر شان و اخراج ۲۰۰ طلبه ایشان از مساجد و مدارس و مراگز فرهنگی شده است صحبت های ایت الله دستغیب در مورد خود مجلسخبرگان هم خواندنیست ” سایت حدیث سرو”
    []

    At 2012.02.25 15:08, ناشناس said:

    اقای نوری زاد با تشکر از شما , خوب بود از حصرهای غیر قانونی مهندس موسوی و اقای کروبی و ۱۲ میلیارد دلاری که دیوان محاسبات گفته از درامد نفتی سال ۸۹ معقود الاثر شده است هم مطلبی قلمی کیکردید
    []

    At 2012.02.25 15:08, دریادل said:

    جمله ای معروف است و اینکه در جامعه استبدادی تنها مقصر را نباید حاکم دانیست بلکه ملتی که ظلم می پذیرند نیز مقصرند.
    روحانیت بعد انقلاب مشروطیت برای خود یک طلب تاریخی متصور بودند و در انقلاب ۵۷ توانست این مطالبه را وصول کند اما سوال اینستکه حال که قدرت را گرفتید چه رهیافتی داشتید . اگر همین امروز رفراندم برگزار شود چند درصد به جمهوری اسلامی ایران رای خواهند داد. فرصتی که به دستشان رسید به خوبی بهره نبردند. آقای خامنه ای مانند نلسون ماندلا و یا ماهاتیر محمد می توانست نام نیک در تاریخ ایران از خود به جای بگذارد و منشاء حکومتی رحمانی به همراه مردم سالاری باشد و در این میان بزرگترین اشتباه تاریخی ایشان به بندکشیدن اندیشمندان و فرزندان انقلاب بود. مجلس خبرگان به جای اینکه به وظیفه قانونی خود عمل کند که در این سالها چیزی ندیدیم جز بررسی تحولات لبنان و منطقه را بررسی و اظهارنظر می کنند.
    مجلس خبرگان داستان جالبی دارد در پایان هر نشست خود نزد رهبری رفته و رهنمود می گیرند در حالیکه در دوره پهلوی محمدرضا سالی یکباره به مجلس می رفتند
    []

    At 2012.02.25 16:51, ناشناس said:

    جناب نوری زاد رحمت خدابرشما باد ولی انتظار افشاگری بیشتر از شماهست تا آقای طائب به سراغتان نیامده است این کار را لطفا” به سرانجام برسانید
    []

    At 2012.02.25 17:47, saeed sepahbod said:

    با سلام بر آقای محمد نوری زاد، امیدوارم هماره پایدار و موفق باشید و امیدوارم که روشنگری های جنابعالی مستدام بماند، هرچند که از عاقبت کار شما شدیدا بیمناکم، که این گرگها بسیار وحشی اند
    []

    At 2012.02.25 18:55, ناشناس said:

    خداوند شماراحفظ کند _ باارزوی استقرارقانون دراین جامعه قانون کریز که نه رهبر ونه رىیس دولت ونه مجالس ان نه قضائیه ان به قانون بایبند نیستند .
    []

    At 2012.02.25 19:15, سبز said:

    نرود بر سر این رهبر میخ اهنین . قدرت چشم و گوش این مرد را کر کرده .مجلس خبرگان هم مجلسی بی خاصیت و بی ابرو است که فقط پول بیت المال را می گیرد و کاسه لیس است
    []

    At 2012.02.25 19:15, nashenas said:

    اقای نوریزاد شجاعت شما مرا خجالت زده میکند کاش انها که ایشان را به رهبری رساندند مثل شما که نمیتوانند لااقل یکمی از شجاعت شما را داشتند و حداقل یک نامه به ایشان مینوشتند
    []

    At 2012.02.25 19:57, نهضت نامه نویسی said:

    همه آماده باشید اگر نامه های نوری زاد قطع شود همه هر هفته به آدرس بیت رهبری در خیابان فلسطین جنوبی نامه بنویسیم .حتی از همین الان می توان شروع کرد. بیت رهبری را نامه باران کنیم……. این یک کار که ازمان بر می آید!
    []

    At 2012.02.25 20:50, ناشناس said:

    سلام و درود و دست علی مرتضی به همراهت …..
    []

    At 2012.02.25 21:51, ناشناس said:

    من هم به اقای خامنه ای میگویم گه دوربین فیلمبرداری پسر عمویم را دزدان حقیر سپاه در زندان کهریزک پس از بازی سپاهان پرسپولیس دزدیدند از اقای خامنه ا ی می خواهم به نیروهای دزدش در کهریزک در ان زمان دستور دهد دوربین پسر عمویم را را به او مسترد کنند ممنون میشوم
    []

    At 2012.02.25 22:50, محمد said:

    ای انسان شریف به تو خداقوت میگویم وتبریک فراوان که توفیق امر به معروف ونهی از منکر را داری! مگر نه انکه مانند نماز وروزه و حج و جهادو.. این نیز باید توسط ما که داعیه مسلمانی داریم انجام پذیرد اما بسیاری از ما چنان بی خبریم که مثلا در نوبت حج ابراهامی چند سال حاضریم بمانیم وبا پول سپرده مان دولت ناپاک امورات خود را بگذراند انوقت تصور میکنیم فریضه بجای اوردیم!…
    []

    At 2012.02.25 23:15, سامان12 said:

    جناب نوریزادشجاع!ایکاش از رهبر مادام العمر سئوال میکردی دکترمهدی دلاور بغیرازفعالیت در سایتش ایا بمب یا اسلحه کشتار جمعی داشت که اینجور وحشیانه به شکنجه او مشغولید؟اکثریت مجلس خبرگان افراد پیر و فرتوتی هستندکه در استان های خودشان کارمند ومزد بگیر رهبری میباشند واگر از انان بپرسی همسایه ایران چند کشور هست اکثرا نمیدانند!این رهبر بدلیل عشق زیادش به قدرت بازبان خوش بسوی ملت برنمیگردد وفرجام کار اوچون قذافی درلیبی میباشد.
    []

    At 2012.02.26 01:13, رسول said:

    تو أ یتی از خدایی نوریزاد عزیز مطمن باش در این راه به توفیقات بزرگی دست پیدا خواهی کرد خداوند توفیق شما را درایستادگی وصبر وکوشش وتلاشهای فراوان وشجاعت وسماحت قرارداده انشالله که سحر نزدیک است با توایم ای عزیز
    []

    At 2012.02.26 01:54, Arash said:

    درود و رحمت خداوند بر تو نوریزاد عزیز خداوند پشت و پناه تو باد.
    []

    At 2012.02.26 06:41, kamran said:

    اول به سراغ کمونیست ها رفتند، من اعتراضی نکردم – چون کمونیست نبودم. سپس به سراغ سوسیالیست ها رفتند، من اعتراضی نکردم – چون سوسیالیست نبودم. به سراغ سندیکاها رفتند، من اعتراضی نکردم – چون سندیکالیست نبودم. به سراغ یهودی ها رفتند، من اعتراضی نکردم – چون یهودی هم نبودم. در آخر به سراغ من آمدند – اما دیگر کسی باقی نمانده بود که بخاطر من اعتراضی بکند./شعری از مارتین نیمولر، سروده شده در هنگام جنگ جهانی دوم
    []

    At 2012.02.26 13:34, Unknown said:

    قسم به قلم که سیاه مینویسدولی چشمه نوراست.خداوندازعمرمابکاهدبربقای غیرتمندمسلمانی چون شمابیافزاید.
    []

    At 2012.02.26 14:24, Mohammad said:

    افرین بر تو نوری زاد عزیز و نستوه امیدوارم که این نصایح تو موثر باشد
    []

    At 2012.02.26 21:19, محمد said:

    نوری زاد عزیز دراین برهه از زمان نه تنها فقهای خاموش بلکه آنان که به این آقایان بله قربان گو خمس و ذکات میپردازند در همه این جنایات شریکند. شاید لازم است به این دینداران گوشزد شود که با عدم پرداخت وجوهات به این آقایان کمی ایشان را متنبه کنند.
    []

    At 2012.02.26 23:48, سبز استوار said:

    آقای نوری زاد بی شک تو از تبار بزرگان این سرزمین هستی. بی شک نامت به عنوان همچون ستارخان و باقر خان برای همیشه در تاریخ ایران عزیز پابرجا خواهد بود. درود و هزاران درود بر شرفت. درود بر مادری که تو را دردامان خود پرورش داد. به خدا خیلی مردی. خیلی با شرف هستی. در این زمانه ای که عده ای سکوت کرده اند تو مرد و مردانه ایستاده ای و از هیچ چیز نمی هراسی. هیچ چیز مانع حقیقت گویی تو نمی شود.
    به خدا نمی دانم چه بگویم. زبان از بیان بزرگی تو قاصر است. فقط می توانم به احترام و از راه دور دستت را ببوسم. چون قلمت در راه خق و حقیقت می نویسد و به حق درد مردم را بیان می کنی. بیان تو صدای فرو خفته و به بند کشیده ملتی دردمند است
    []

     
  7. دمت گرم و سرت خوش باد

     
  8. سفله در کویر

    درود
    هموطنان عزیز
    دیدم برخی از شما اصرار دارید که به بعضی ار اقشار جامعه در نامه آقای نوریزاد اهانتی شده…
    شما را به خدا به جای بولد کردن این موضوعات
    وقت شناس و درد شناس باشید .
    این انرژی رو بگزاری برای نوشتن یک خط شکایت از رهبر جمهوری اسلامی !!

     
  9. درود بر شرف و انسانیتت . درود بر شهامت و جسارتت . که شهامت ستودنی مرحوم شهید سعیدی سیرجانی را به یاد می آورد

     
  10. تا روزی که این جوان همکار آقای نوریزاد آزاد نشود
    سایت گرداب را از دسترس خارج خواهم کرد.

    ای ارتش سایبری ما از امروز به دنبالتان خواهیم آمد،
    بچرخ تا بچرخیم.

    TANGO DOWN http://www.gerdab.ir

     
  11. آقای نوریزاد این قضیه تحصیل آقای خامنه ای رو لطفا روشن کنید. لطفا با سوال از نزدیکان و هم سن و سالانش که دسترسی دارید. مثلا آقای هادی خامنه ای برادرشون حتما اطلاعی دارن. یا مستند بشه و یا اگه شایعه است تموم بشه چون اگه پخش بشه بعد مستند تکذیب بشه به جنبش ضربه می زنه. لطفا تا دیر نشده اقدام نمایید. باسپاس

     
  12. سلام
    فقط خواستم خدا قوت بگم. خدای خودت نگهدارت . ما بی بصیرتان را خدایی نیست متاسفانه

     
  13. در پاسخ به پرسش Катя :
    (البته با کسب اجازه از نوری زاد عزیز)
    همونطور که آقای نوری زاد در پاراگراف دوم این نامه توضیح دادند گویا جناب آقای طائب خوابهایی برای آقای نوری زاد برای بعد از انتخابات دیده اند و زبونم لال ممکن است نگذارند کار حتی به ساعت یازده جمعه شب بکشه و ایشون رو بازداشت کنند . لذا نامه بعدی رو پنجشنبه منتشر می کنند.

     
  14. آقای نوری زاد، درود بر شما و شجاعتتان در برملا کردن رفتار شنیع و جنایات این دزدان سیاهرو، اگر چه با لحن بسیار ادب آمیز !!

    از عنوانهای که شما برای مخاطب قرار دادن //// استفاده میکنید من متعجبم! با در نظر گرفتن این حقیقت که شخص شما در موارد متعدد در زندانهای مخوف این رژیم تحت شکنجه و آزار روحی‌ و جسمی‌ قرار داشته‌اید////////////////////

     
  15. دیدگاههای سایت کلمه تا امشب

    ۲۲ دیدگاه

    At 2012.02.25 00:23, mani said:

    nameh az in gooyatar nemisheh
    []
    At 2012.02.25 00:26, mani said:

    agar bana basheh ke vasaeltoono behetoon pas bedand ke nemidozdidanesh
    []
    At 2012.02.25 00:59, ناشناس said:

    رحمت به شیری که خوردی و لعنت به آنانی که مرکب استبداد را زین کردند.
    []
    At 2012.02.25 01:18, استاددانشگاه said:

    سپاس گزارم آقای نوری زاد عزیز
    از روشنگری ای که می کنید. از رنجی که می برید. و از آگاهی هایی که می پراکنید
    []
    At 2012.02.25 01:19, احمد said:

    نخبگان خاموش و خارج از گود. پخمگان، بر سر قدرت و مشغول خرابکاری و جزو “خودی “های بابصیرت و …. اما نخبگان جزو “نخودی” ها
    []
    At 2012.02.25 01:37, آرامش said:

    من این نامه را شاید سه بار با دقت خواندم و از خودم پرسیدم آیا نکته ای هست که ناگفته مانده باشد؟ شما همه حرفها را زده اید آقای نوری زاد
    []
    At 2012.02.25 02:10, ali said:

    be ente khabat naravid……………………………………………………………………………………………………..
    []
    At 2012.02.25 02:43, Arjang gharbi said:

    آقای نوریزاد،شما شریفترین،شجاترین وپاکترین انسانی‌ هستید که من در عمر ۳۳ ساله رژیم اسلامی دیده و خواهم دید.عمرتان بیش و جانتان بی‌ بلا.

    مجلس، مجلس خبرگان نیست مجلس خمرگان است،از خمره همان تراود که در اوست.
    []
    At 2012.02.25 03:16, ناشناس said:

    نمیدانم خدا چرا ما را نمی کشد و خلاصمان نمیکند تا دزدان آبرو – ثروت این ملت – و راهزنان ایمان مردم راحت به کار خود ادامه دهند .
    اگر شهامت نوریزاد را کنار بگذاریم میلیونها انسان در این کشور از فلاکتها مطلع هستند و در حال زجر و آب شدن هستند .
    خدایا لطفت را شامل حال همه کسانی بکن که می فهمند و زجر میکشند و عاجزند از هر اقدامی و یا مرگی بده تا بیش از این با غم نابود نشوند و یا کمکی و امداد غیبی عنایت فرما و یک ملت و دین خودت را نجات بده.
    []
    At 2012.02.25 03:31, shida said:

    bouse bar dsaty ke ghalm ra gerft va in gone nevesht.
    []
    At 2012.02.25 03:32, حسین said:

    آورین، آورین، آورین،

    “حضرت طائب” حالا برو سر وقتش تا بفهمد پخمه را با چه “پ” باید نوشت.
    آورین، آورین، آورین….
    []
    At 2012.02.25 04:16, علی said:

    احسنت ، احسنت و صد بار احسنت
    برتو ای شیعه واقعی علی(ع).
    []
    At 2012.02.25 04:36, زنگبار دامغانی said:

    قتلهای زنجیره ای به کنار مقام معظم رهبری مسئول قتل دستگاه قضائی هم میباشد – آن موقع که فرد فرمانبری مثل اژه ای را مامور برخورد با کرباسچی و نوری کردند. به چه جرمی؟ جرم آنها بیشتر از جرم کسانی بود که میلیارد میلیارد میدزدند و ایشان به ” کش” ندادن فرمان میدهند؟ چرا اردوکشی احمدی نزاد و خس و خاشاک و ویروس خوانده شدن مردم مجاز است ولی معترضین حق یک گردهم آئی ساده را هم نمیتوانند داشته باشند؟ آخر این درست است؟ چرا خودمان را فریب بدهیم؟ مقام معظم رهبری از موقعیت عالی قانونی خود برای پیش برد مقاصد حقیر سیاسی اش بهره میبرد و این کار درستی نیست و تیشه به ریشه انقلاب و اسلام و ایران میزند؟ خیلی بهتر بود ایشان دست از این کارها بر میداشت و به آغوش ملت باز میگشت و افراد “مطیع و نالایق” را به افراد “لایق و مستقل” ترجیح نمیداد و انسانهای آزاد را به حبس نمیکشید و جواب حرف منطقی را با گلوله و مشت و باتوم نمیداد و میدانست که ممکن است یک عده خام خاخول پخمه را بتوان فریب داد ولی هر که با خدا مکر کند کارش با خیرالماکرین است. البته مردم سبز ایران فریب خارجی ها را نخواهند خورد و همچنان به مبارزه سیاسی و آرام و مدنی خود ادامه خواهند داد تا خدا برای آنها فرجی قرار بدهد. ان شاء الله.
    []
    At 2012.02.25 06:13, یک جانباز said:

    ای نوریزاد عزیز خدایاوارتان باشد…. نمیدانم چه خوابی آقای طائب برای شما دیدند امیدوارم که خیر باشد…. خدا مردم ایران و جهان را از شر این ظالمان نجات دهد،
    []
    At 2012.02.25 06:17, امان said:

    چرب و شیرین دنیا و قدرت مطلقه آنچنان بر این قوم شیرین آمده که تا جان در بدن (ضعیف) خود دارند دست از آن بر نمیدارند! حتی اگر میلیونها ایرانی را گروگان گرفته و چون زندانی با آنها رفتار کنند! حتی اگر با رفتار های غیر عقلایی خود پای موشکهای آمریکایی و اسرائیلی را (با تائید جهانیان) بخاک کشور باز کرده و صد ها هزار جان شیرین افراد این ملت را فدای خود کنند! حتی اگر لازم باشد به کشورهای درجه دو و سه جهان باجهای کلانی بدهند که شاه سابق به آمریکا نمی داد! نام همه اینها هم گذاشته اند “” بصیرت””
    []
    At 2012.02.25 09:24, ناشناس said:

    سپاس گزارم آقای نوری زاد عزیز
    []
    At 2012.02.25 10:45, bichareh25 said:

    شبانه روز دست پایت را می بوسم وبه آن افتخار می کنم
    []
    At 2012.02.25 10:49, ناشناس said:

    نوری زاد عزیز جالب است یکی مثل احمد توکلی و نادران میگویند که اطرافیان احمدی دزد هستند از این بگذریم که خود نیز به این حرفه مشغولند ولی انگار نه انگار این ادم که میگویند اطرافیانش دزد هستند البته از قریم گفته اند بگو با که دوستی تا بگویم کیستی اما الان این احمد توکلی و انها که بصیرت زیادشان چشم ملت را کم سو کرد از بس نور بصیرتشان زیاد بود اما همینها بودند که این ادم را به ملت تحمیل کردند انگار ما اورا به انها تحمیل کردیم ما به کس دیگر رای دادیم و این انها بودند که شعور و عقلانیت را تعطیل و بصیرت را به کار گرفتند و این ادم که البته من اختلاس را همه اش را کار او نمیدانم اما انها بودند که او را به ملت تحمیل کردند حالا از شدت وقاحت رویشان میشود زنده بمانند تازه به ملت منت هم بگذارند که این که ما به شما تحمیل کردیم دزد از کار درامد اگر این اخر کاری سکوت میکردند ابرو مند تر بود البته برای دزد ها ابرو کجای دنیا قرار دارد
    []
    At 2012.02.25 10:52, ناشناس said:

    سلام به دستغیب عزیز که بیدار دل مجلس خفتگان است
    []
    At 2012.02.25 11:06, ب said:

    امیدوارم باآگاهی وتلاش و پافشاری دراین راه به اهدافمان برسیم
    []
    At 2012.02.25 12:23, یک هموطن said:

    با سلام آقای نوری زاد به مجلس سر سپرده هم چیزی بگید که سر سپرده دستورات غیر مسئولانه رهبری هستند و اراده ایی از خود ندارند از انسان می ترسند ولی از خدا هراسی ندارند گاها به همه چیز حتی خدا هم اعتقادم از دست می دم چرا که کسانی که خدا خدا می کنند و خودشونو تافته جدا بافته میدونند و خودشونو از همه به خدا نزدیکتر میدانند هیچ اعتقادی به خدا ندارند
    []
    At 2012.02.25 12:24, امین said:

    درود وسلام بر محمد نوری زاد که هر هفته با خواندن نامه ات شارژمی شویم تا هفته دیگر
    بر سادگی خویش نظر کرد و دو صد لعن به خود کرد گفتا ز که نا لیم که از ماست که بر ماست!!!
    همه با هم در انتخابات ذلت بار شرکت میکنیم!!!

     
  16. جناب آقای نوری زاد از شما انتظار نداشتم به جوشکار و قصاب و گله دار توهین کنید. این انسانها با زحمت و عرق جبین نان خود و خانواده شان را تامین می کنند. هیچ وقت آنها را با عده ای که بدون هیچ زحمتی شکمها از پول بیت المال به ناحق پر کرده اند مقایسه نکنید که جوشکار و قصاب و گله دار و سایر کسانی که برای یک لقمه نان زحمت می کشند نزد خداوند هزاران بار از این شکمبارگان به اصطلاح خبرگان عزیزترند

     
  17. استاد بزرگوار جناب آقای دکتر نوری زاد سلام

    اینجانب به عنوان یک شهروند ایرانی افتخار می کنم که بگویم

    شما ابوذر زمان ما هستید. اولین نامۀ شما به رهبر را با گریه می خواندم

    زیرا که “جانا سخن از زبان ما می گویی”. احساس می کردم تمام وجودم

    را درک کرده و به روی کاغذ آورده اید واین احساس کماکان ادامه دارد

    و تا آخرین نامۀ شما یعنی نامۀ بیست و دوم را که خواندم هم همین احساس را داشتم. من زندان اوین را

    در سال 52- 1351 درک کرده ام و رفتارها، کردارها، فحاشی ها و شکنجه های

    هیولایی چون حسینی، رسولی و تهرانی را هرگز نمی توانم فراموش کنم. آثار آن شکنجه ها هنوز در

    روح و جسمم باقی مانده است ولی هرگز تصور نمی کردم که زندان اوین بعد از انقلاب تفاوتی

    با قبل از آن نکرده باشد، که البته با نوشته های شما معلوم می شود که بدتر هم شده است. در تمام این سال ها هم وقتی از

    دیگران می شنیدم که در سالهای پس از انقلاب هم در زندان های جمهوری اسلامی انواع شکنجه رایج بوده هرگز باورنمی کردم،

    همچنان که می دانم قبل از رفتن به اوین شما هم باور نمی کردید. مگر می شود در نظام جمهوری اسلامی ایران شکنجه وجود داشته باشد؟ تا این که به اقضای حرفۀ خود که روانشناس و روان درمانگر هستم با مراجعانی روبرو شدم که در اثر تحمل زندان این نظام دچار اختلال روانی شده

    و برای درمان به اینجانب مراجعه می نمودند. نمی توانم بگویم که چه بلایی بر سر بعضی از آنها آورده

    بودند! ولی باز هم باور نمی کردم که شکنجه در زندانهای ما نهادینه شده باشد و با خود می گفتم حتما این

    یک مورد استثناء است. ولی بعدها این استثناها زیاد و زیادتر شد تا اینکه نامه های شما

    را خواندم و همچنین باز هم استثنا های دیگری پیش آمد و برایم مشخص شد که چه بلایی

    برسر این مملکت آمده است. این نامه را صرفا به قصد تشکر از شما نوشتم، و تصمیم دارم در اولین فرصت برای رهبر نامه ای بنویسم.

    در هرصورت مطمئن باشید کاری که شما می کنید و روشی را که انتخاب کرده اید

    در تاریخ ایران ماندگار و تاثیر گذار خواهد بود.

    موفق باشید

    خدایاری

     
  18. جناب آقای نوریزاد
    – با سلام. قبل از هر چیز میخواهم از شما یک سوال نمایم : آیا شما به آنچه نگارش مینماید ، ایمان دارید یا خیر؟ این سوال را بنده جهت فهمیدن این مهم مطرح نمودم تا متوجه گردم که شما برای این رژیم بعنوان سوپاپ اطمینان و شناسایی مخالفین عمل مینمایید یا برای مبارزه با ظلم و دفاع از مظلومین؟ در صورتی که نقش اول را به عهده گرفته اید ، حساب شما نیز معلوم میباشد و نیازی به توضیح عواقب را چه در دنیا و چه در آخرت را ندارد. چنانچه نقش دوم را بعهده دارید ، جزای شما را به ام الحسین وا میگذارم. ضمنا در خاتمه نامه خود، نه مانند همیشه که مینوشتید ( بدرود تا جمعه آینده ) نوشته اید ( بدرود تا پنجشنبه آینده ). علت این امر را خواستم جویا شوم. آیا به خاطر روز قبل از انتخابات میباشد و یا میلاد حضرت امام حسن عسگری علیه السلام؟

     
  19. با سلام. چه سخت است تحمل این روزها. خدا و علی مرنضا به فریاد برسد که جز خدا فریادرس شایسته ای نیست. زیرا اوست که پناه بی پناهان است اگرچه این روزها دردمندیم ولی امید فراوان داریم.

     
  20. جناب نوریزاد درودبر شما . حقیقت اینه که جوشکار و قصاب و گله دار و باربر بازار مسگرها مفت خور نیستند و می دانند که : به دست آهن سخت تفته کردن خمیر به از دست به سینه پیش امیر . این جماعت و بسیاری دیگر همه چیزشان را به لقمه نانی نفروخته اند

     
  21. نوريزاد عزيز! در بند پنج نوشته‌تان به بسياري از قصابان و جوشكاران و گله‌داران توهين شده است!!!

     
  22. دوباره می نویسم
    دیروز پیرمردی شجاع در دورترین روستای کشور می گفت /////////
    چرا شما با این همه تجربه فکر می کنید پیرزن های نجیب ما در روستاهای کشور همچون خبرگان رهبری عمل می کردند واقعن حیرت انگیز است که حتی شما از حال و روز پیرزن های روستاهای ما خبر ندارید اگر باورتان نمی شود همین مجلس خبرگان را به پیرمرد ها و پیرزنهای روستایی بدهید ببینید معنی وافعی شرف و انسانیت و آزادگی را
    !!!

     
  23. جناب نوریزاد
    با تمام احترامی که برایتان قایلم اما بدلیل توهین به قصابان و گله داران که از شریفترین انسانها هستند از شما گله مندم و مصرانه از شما می خواهم نوشته خود را تصحیح کنید
    کسانی که پاچه خواری قدرت می کنند تا زندگی کنند از هر حیوانی پست تر هستند

    بدرود تا جمعه آینده
    در جهانی که نمی توان مردانه زیست مردانه مردن خود زندگیست

     
  24. آقای نوریزاد عزیز، نظر شما درباره این خبر که رهبر ما در دانشگاهی در شوروی تحصیل کردهاند چیست. آیا این خبر با توجه به مخفی بودن ان قبل تامل است؟ 
    آیا با توجه به اینکه تمام یاران اولیه انقلاب به جز رهبر کنونی یا اعدام ،کشته و حذف فیزیکی  شدهاند. این یکنسان را به فکر وادار میکند که چگونه است ؟ آیا تفکری پشت تمام این قضایا بوده؟ و ما کورکورانه دنبال رو این تفکر بوده ایم.یک نگاهی  به پلکان هواپیمایی که امام از ان پایین آمدند بکنید. به چهره هایی که ان  روز بودند بکنید. و امروز که حتا عکس ان روز را فوتوشاپ میکنند و همه حذف شدگان رو یکبار دیگه حذف میکنند. چرا ما (ایرانیها) اینقدر بازی میخوریم.و این روند هنوز هم ادمه دارد.              
      

     
  25. آقای نوری زاد براستی که زاده نور هستید دست مریزاد که صدای ما شدید در این وانفسای تاریکی و پلشتی و زشتی
    در مورد دوستی که با شما همکاری میکرده البته شما خیلی بهتر از من میدانید که این بنده خدا بی شک
    زیر شکنجه و آزار برای اعتراف به فریب خوردن از جانب شما میباشد(البته حدس میزنم با توجه به رویه سیاهی که حاکم
    بر دستگاه به اصطلاح امنیتی بوده و هست) آقای نوری زاد به طائب بگویید که به خواست خدای بزرگ
    خوابهای شیطانیش برای خود او تعبیر خواهد شد
    از خداوند بزرگ برای شما،همفکران شما و خانواده شجاع شما سلامتی خواستارم امیدوارم در پناه خدای بزرگ از مکر و حیله ددمنشان سیاهی پرست در امان باشید

     
  26. جناب نوری زاد درود بر شما. من از شهر گلپایگان برای شما می نویسم از شهری که به زادگاه علما بودن افتخار می کند ,اما من نه در رژیم شاه و نه اکنون که عنان حکومت را در دست دارند از این جماعت خیری ندیده ام . شاید جوان ها یادشان نیاید اما شما باید بیاد داشته باشید حمام های عمومی و خزینه ها را که مرکز آلودگی بود و شاه می خواست خزینه ها را خراب کند و دوشهای آب به سبک امروزی بسازد و این علما چنان مخالفتی کردند که دولت دستور داد در محله هایی که مخالفت علما زیاد است خزینه ها را خراب نکنند و فقط دوش در کنار آن بسازند .یا وقتی کود شیمیایی را مجانی بین کشاورزان توزیع می کرد همین حضرات می گفتند شاه می خواهد کشاورزی را نابود کند اما حال خودشان با کود کیسه ای30 هزار تومان کشاورزی را آباد کردند.شاه هر کودکی که بضاعت مالی نداشت تمام مخارح تحصیلش را و لباس را متقبل می شد حال به برکات این حکومت بیش از 70% هزینه های مدارس توسط مردم پرداخت می شود.و اگر مردم مدرسه نسازند و هزینه ها را نپردازند عملا”مدارس تعطیل میشود جناب نوریزاد اگر کاری که فقط در کهریزک کردند در زمان شاه صورت گرفته بود اینان گریبان میدریدند و فریاد وا اسلاما سر می دادند و طومارش در هم میدریدند اما اکنون نمی بینند و نمی شنوند. شاید علتش همان هاله قدسی است که ما به دور آنان کشیده ایم.من دیگر به شهرم افتخار نمی کنم بلکه شرمنده ام که علمایش این چنینند. وقتی در خبرها خواندم که از ملاقات فرزند 4 ساله و 12 ساله خانم نسرین ستوده جلوگیری کردند و حتی از دیدن مادر از پشت شیشه ممانعت می کنند اشک مجالم نداد و فریاد زدم خدایا اگر ما ناسپاس بودیم. توبه خاطر دل کوچک این کودک4 ساله و محروم از آغوش مادر به ما رحم کن. آری جناب نوریزاد اینجا حکومت اسلامی است سراسر درد و رنج است .در کجای دنیا انسانیت تا این حد تنزل کرده که از ملاقات طفل 4 ساله با مادردر بند خود داری کنند در کدام قانون قرون وسطایی چنین چیزی نوشته شده است? این است حکومت عدل علی ? این است فرشته ای که به جای دیو در سال57 نشاندیم. باز هم از شما تشکر میکنم که دریوزگی را حتی با جان شیرین معامله نکردید .

     
  27. وای اگر در پس امروز بود فردایی !

     
  28. سلام
    .هرگز فکر نمیکردم روزی برسد که من نیز پشت بیرق یکی از نویسندگان کیهان سینه بزنم ولی امروز با افتخار میگم که شما عزیز مردم شدید.

     
  29. گفتند آن یهودان چندان دروغ و بهتان بر عیسی بن مریم بر مریم و حواری
    من کیستم که بر من نتوان دروغ بستن؟ نه قرص آفتابم نه ماه ده چهاری
    ولايت مطلقه رهبري از خود خدا هم بالاتره چه رسد بر پيامبران و امامان و تا زمانيكه اين گره باز نشود او قديس بلامنازع بري از كوچكترين اشتباه بر مردمان بدبخت سرزمين سوخته ايران حكمراني خواهد كرد .

     
  30. آقای نوری زاد عزیز 
    من گمان می کنم این نامه های شما اگر بر مخاطب شما که ظاهرا رهبری است اثری نداشته باشد برای او فایده بسیار دارد چرا که با خروج این بغض فرو خورده از گلوی میلیونها ایرانی  خروج این ملت را بر او به تاخیر می اندازد چرا که همه آنچه را من و ما نمی توانیم یا شجاعت آنرا نداریم که بگوییم شما می نویسید و انرژی ما را ازاد می کنید و بدین ترتیب عمر حکومت وی را دراز تر 
    پاینده و پرتوان باشید و باشد قلم شیوای تان 

     
  31. تنها صداي گوياي ملت ايران
    نوريزاد عزيز دوستت دارم و با نامه هايت زندگي ميكنم. سرافرازمان كردي مرد /

     
  32. درباره نظارت بر رهبر معمولا فقط به خبرگان ارجاع مي‌كنند ولي در قانون اساسي چند نوع نظارت بر رهبر وجود دارد:
    http://imayan.blogspot.com/2012/02/blog-post_25.html
    در مورد مقايسه زمان ما با زمان شاه هم بازخواني اين نامه از آقايان خامنه اي، رفسنجاني و… به هويدا بسيار مايه عبرت است:
    http://www.chamrannews.com/1390/11/17/%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B9%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D9%84%D9%82%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%DA%A9/

     
  33. مرد بزرگ. همه نامه هایت را خوانده و با آنها زندگی کرده ام. جمله آخر این نامه ات اما آتش به دلم زد و اشک به چشمانم … نمی‌دانم این روز‌ها آیا دلتنگ آغوش خدا شده‌اید یا نه؟ می‌خواهید نشانی‌اش را بدهم؟ آغوش مردم! … همه ۲۴ نامه ات را خلاصه کرده و اصل کلام را گفتی. ایکاش همو فقط همین را بخواند و دیگر هیچ… کاش…

     
  34. درود، توفیری که گذاشته اید و قصاب و جوشکار و گله دار را فرعی عالم دانسته اید در شأن نقد و نظرهایی که ابراز میفرمایید نیست. امید گه اصلاح فرمایید.

     
  35. احمد صادق زاده

    تقدیم به آبروی نسل فراموشان
    برادرم دکتر محمد نوری زاد که
    آیینه ای شده است روبروی همه ما

    پیر ما گوهر نمی داند که چیست

    پیر ما گوهر نمی داند که چیست
    خاک را از زر نمی داند که چیست

    آتشی خاموش می بیند ولی
    زیر خاکستر نمی داند که چیست

    تلخ و شیرین دیده ایام دهر
    زهراز شکر نمی داند که چیست

    داغ زخم دست طوفان دیده، باز
    لاله پرپر نمی داند که چیست

    حافظ دیوان یک تاریخ عشق
    نکته را ازبرنمی داند که چیست

    راوی اسطوره های فصل جنگ
    درد همسنگر نمی داند که چیست

    شارح منظومه نطق وسخن
    شرح این دفتر نمی داند که چیست

    دشمنانی دیده در آفاق دور
    پشت پرده در نمی داند که چیست

    هیزمی خشک از ستم انباشته
    صاعقه داورنمی داند که چیست

    کودکان محروم از آغوش پدر
    ناله مادر نمی داند که چیست

    دشمنانش شاد و یارانش به بند
    معنی یاور نمی داند که چیست

    یوسف و زندان و گرگ و چاه را
    نفس بی باور نمی داند که چیست

    جنتی را می دهد بر جنتی
    خیررا از شر نمی داند که چیست

    ظلم را دیدست و مرگ شاه را
    پرده آخر نمی داند که چیست

    الذین یعملون السیئات
    وادی محشر نمی داند که چیست

    آیه ها خواندست از قران و باز
    لَیلِ اِذ اَدبَر نمی داند که چیست

    ما جَعلنا عِدّتٌ اِلّا فِتَن
    صُبحِ اِذ اَسفَر نمی داند که چیست

    انّه فکّر و قدّر و بَسَر
    ثمّ اِستَکبَر نمی داند که چیست

    از رسول عشق می گوید ولی
    وَاتّبِع فَاصِبر نمی داند که چیست

    دشمنی را می سراید صبح و شام
    فاعفُ وَ استَغِفر نمی داند که چیست

    ای رفیقان طریقت پیر ما
    ساقی و ساغر نمی داند که چیست

    خواجه را دریاب کاین شیدای مست
    ساق را از سر نمی داند که چیست

    قاتل از مقتول می گیرد قصاص
    خنجر از حنجر نمی داند که چیست

    مورها هم مجلس پیلان فحل
    اصغر از اکبر نمی داند که چیست

    شیر در شیر است و خر در خر عجب
    شیر را از خر نمی داند که چیست

    آنکه ما را منتر محمود کرد
    منتر و عنتر نمی داند که چیست

    کاروان در گیرودار هفت و هشت
    رهزن از رهبر نمی داند که چیست

    آتش این فتنه گر سر بر کشد
    خشک را از تر نمی داند که چیست

    آن که ابتر خواهد این اقلیم را
    سوره کوثر نمی داند که چیست

    هر که نوری زاد را تکذیب کرد
    ذَنبِ لا یَغفَر نمی داند که چیست

    صادقا بس کن سخن بسیار شد
    پیر ما گوهرنمی داند که چیست

    دکتر احمد صادق زاده (صبح صادق)

    آیات قرآنی:
    ا. “آنان که کارهای ناشایست می کنند” اشاره به آیه 4 سوره عنکبوت
    ب. (قسم به )” شب تار چون بر گردد” اشاره به ایه 33 سوره مدثر
    ج. ” وعدد آنان (خازنان دوزخ ) را جز برای آزمایش قرار ندادیم” اشاره به آیه 31 سوره مدثر
    د. (قسم به) “صبح چون جهان را روشن سازد” اشاره به آیه 34 سوره مدثر
    ه. (آن دشمن حقیقت) “اندیشید و سنجید و …. چهره در هم کشید ….سپس تکبر کرد” اشاره
    به ایات 18 و 22 و 23 سوره مدثر
    و. (خطاب به پیامبر رحمت ص ) “از آنچه به تو وحی می شود پیروی کن و صابر باش” اشاره به ایه 109 سوره یونس
    ز.” از آنان درگذر و برایشان طلب آمرزش کن” اشاره به ایه 159 سوره آل عمران

     
  36. اگر گوش شنوايي باشد نامه هايتان

     
  37. بانوی ایرانی

    با تشکر از جناب آقای نوریزاد، کسی که با شهامت از مرام حسین (ع) دفاع می کند.وبا آرزوی بهروزی بری تمام ایرانیان. سوءاستفاده از نام علی(ع) و عقاید مذهبی و اخلاقی شنیع ترین رفتاری است که یک حکومت بظاهر اسلامی می تواند انجام دهد. در زمان کمی قبل از رحلت امام خمینی  و تغییر جانشینی آیت الله منتظری، در سرصف صبحگاهی دبستان خاتم الانبیا قم هر روز بچه ها این دعا را باید می خواندند: خدایا رهبر مارا تا انقلاب مهدیت نگهدار، رییس جمهور چهرهء پرنور!!! سیدعلی خامنه ای را تو نگهدار! و تا سال 1388 نفهمیدم که چرا به یک مقام دولتی چنین لقبی داده شده بود. حتی زمانی که پس از روی کار آمدن جانشین فعلی امام (ره) سرکلاس درس جلوی من و تمام بچه های دیگر معلم دینی و امور تربیتی به شهیده نوهء آیت الله منتظری زشت ترین توهین ها را کرد و وقتی من برای دلداری او که به شدت گریه میکرد جلو رفتم با عتاب وقیحانه آن به اصطلاح معلم مواجه شدم.و بعد از آن روز دیگر همکلاسیم را ندیدم.

     
  38. http://www.youtube.com/watch?v=SL-kKj1HX7U&feature=player_embedded

    آقای نوریزاد این ویدئو را ببینید. میخواهم دقیقا به سبک خودتان جگرتان را بسوزانم. واقعا هنوز باور دارید خدایی هست؟ من مسلمان زاده ای هستم و مسلمانی بودم تا همین چند شال پیش. اگر خدایی هست من فقط پنج سال نماز و واجبات به او که حساب و کتاب اعمال مرا می نویسد بدهکارم ولی بدانید اگر هم چنین خدای سفاکی هست که از فرط بی کاری و بی درایتی دفتر اعمال مرا روزی پنج بار ورق میزند ولی چشمهایش را بر این جنایات بسته است من از او بیزارم. من از چنین خدایی متنفرم. این خدا اگر چنان که شما گفته اید زیبایی و لبخند و آغوش و مهربانی آفریده بود نمی توانست از آن تربت پاک ، خمینی و خامنه ای را برآورد. خود دانید با این ویدئو چه کنید. من که بند بند وجودم لرزید و خدایتان را نفرین کردم.

     
  39. این نامه ها نام تندترین و صریح ترین نامه تون به نظر من بود تو رو خدا مواظب خودتان باشید گرچه اگر حتی صدای شما رو هم خاموش کنند به نظر من شما واقعا یک شهیدید بالاتر از شهدای عاشورا انان در کنار هم بودن اما شما تنها

     
  40. Ruzaye akhare omre in hokumate …

     
  41. خوشحالم که همچنان پرانرژی هستید و هیچ کسالتی و کهولتی و تزلزلی درقدمها و نوشته هایتان دیده نمی شود.
    من یک مسیحی هستم. اغلب نوشته های شما را می خوانم. باورمی کنید احساس می کنم درکنار شما بودن چه امنیتی برای من و هم کیشان من به ارمغان می آورد. من از خیلی ها می ترسم. اما از شما و ازقلم شما ادب و احترام به خویش استنباط می کنم. ممنونم از شما

     
  42. دعا گوی نوریزاد

    اجر عظیم جهاد اکبر گوارایت باد

     
  43. بسمه تعالی

    به شما اعتماد ندارم چون در جایی خواندن ام که انجمن حجتیه ای بوده اید لذا لازم است که انجمن مطلب بنویسید زیرا همه این مشکلاتی که مینویسید عاملش انجمن حجتیه است.

     
  44. سید علی خامنه ای

    سلام
    فایل صوتی رو که می ذاشتین بسیار عالی بود؛ خواهشاً برای تمام نامه ها بذارید که واقعاً گوش دادن خیلی هم بهتره هم مفهوم رو بیشتر می رسونه و هم لذت بخش تره!

     
  45. نامه های شما ریباست اما من دوست دارم نظر شما را دررابطه با نامه اقای مصداقی بدانم.

     
  46. فقط ميگم درود بر شرف وازادگيت اقاي نوريزاد كه از دل مردم ميگوئي

     
  47. خدا قوت دلاور
    ايكاش يه ذره از مردانگي شما در وجود ما بود
    و ايكاش همه ما براي يك روز به خويشتن خودمان برميگشتيم

     
  48. من از بلژیک با شما تماس می گیرم

    سلام و درود به شما اقای نوری زاد

     
  49. سامان (آمریکا)

    جناب نوری زاد
    من سلام عرض می کنم خدمت شما. وبه شما مدیونم بخاطر اخلاق خوبتان و ادبتان و اسلامی که دراین دیار دور به شما مدیونم

     
  50. سلام آقای نوری زاد
    خوشحالم که هم شما سالمید و هم سایت تان. من نمی توانم روزی را تحمل کنم که هم شما نباشید و هم سایت تان. هم برای شما دعا می کنم هم برای سایت تان. شما هم مراقب خودتان باشید و هم مراقب سایت تان.
    دوستتان داریم. من شخصا بسیاری از آگاهی های خود را مدیون شما هستم. برقرار باشید

     
  51. عجبا که قدرت چه با قواي شنوايي و حس انسانيت ميکند.تلاشتان گرامي و قلمتان ماندگارباد.تجربه نشان داده است که ديکتاتورها اصلاح پذير نيستند چون آنها اولين قربانيان ديکته خويشند. خامنه اي محکوم به سرنوشتيست که دلسوزان سالها پيش به ادبيات مختلف تورا از آن پرهيز نمودندو اونشنيد چون ويروس قدرت تمام وجود او را بيمار نموده بود.

     
  52. این نامه را با فونت خوانا در کتابلاگ جنبش سبز بخوانید:
    http://ketablog.blogspot.com/2012/02/24th-letter-nurizad-to-khamenehee.html

     
  53. درود بر شما، به امید ایرانی آزاد

     
  54. دوستت دارم

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

88 queries in 2676 seconds.