سر تیتر خبرها
نامه ای به محمد نوریزاد اما برای همه

نامه ای به محمد نوریزاد اما برای همه

محمد نوریزاد عزیز

دوست نادیده ام

نامه پایانیت را همانند سایر نامه ها خواندم.

“شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع آتشی در دلش افکندم و آبش کردم”

این حسی بود که با استعانت از شاعر آزاده فرخی یزدی پس از خواندن نامه ات داشتم.

وقتی نامه هایت را میخوانم احساس لال زبان از دست داده ای را دارم که از تفهیم کلامش بدیگران عاجز است و به ناگه سخنوری به فریاد در گلو خفته اش کمک میکند و او را در تفهیم کلام به مخاطب یاری می رساند.

حرف تو حرف دل من بود و مطمینا این نظر به من تنها خلاصه نشده جمعی را شامل میشود که میتوانند ما باشند ولی همدیگر را یا پیدا نمیکنند و یا در یافتن هم نا امیدند.

همواره آرزو داشتم جناب دستغیب با این کلام شیوا در نقد حکومت و وقایع پس از انتخابات و ظلم رفته به مردم اعلان مینمود که از میدان شهرداری شیراز تا حرم مطهرحضرت شاهچراغ را در اعتراض به رفتار حاکمیت پیاده طی می کنند و یا همان راهپیمایی سکوت.

یا مثلا حضرات آیات منتقد دیگر در قم و مشهد و اصفهان و حتی تهران چنین حرکتی میکردند ولی افسوس که هرگز چنین نکردند.

این حکومت بسته به جامه روحانیت است . حکومتی که شهره به دادگاههای چند دقیقه ای بدون وکیل مدافع و تیرباران و اعدام گشت در اوان شکل گیری. اگر در گذشته طالقانیها و منتظریها و بروجردیها و …. بر این جامه ارزش افزون میکردند اکنون این جامه است که به اشخاص بی ریشه، هویت بخشیده آنها را عروس قدرت کرده است.

انقلاب اسلامی را به نفع خود مصادره کردند چرا که رهبر فقیدش که نقد بر او نیز واجب است گفت ” آخوند یعنی اسلام” و بیش از 30 سال این کلام را در مغز فرد فرد ایرانیان تپاندند و اراده تصمیم و تفکر را به زشتی تقلید اسیر کردند و دیدیم و دیدید که هر آنچه نباید کردند و شد و ما که دین و ایمانمان به اکتساب از ایشان دم فرو بستیم و لام تا کام چیزی نگفتیم!

روحانی هم که عاملی بود در شکل گیری اتحاد در ابتدای انقلاب، شقه شقه شد. روحانی خوب، روحانی بد، روحانی آزاده روحانی حکومتی، روحانی قاتل، روحانی مقتول! مثالش بماند برای اذهان به تشخیص خود از خود آیت الله خمینی گرفته تا طالقانی و خامنه ای و منتظری و … حاج آقا محلل گلستانی!!!

کوچکتر از آنم که در مقام سرزنش بر آیم ولی همین شیخ شجاع که با عملکرد خود پس از انتخابات حد اقل پیش روی خیل عظیمی از مردم این سرزمین به تاراج رفته محبوب قلبها گشت و جبران مافات و خطاهای گذشته را نمود. او که در مقام ریاست مجلس ششم حکم حکومتی را باب نمود و تن به ذلت پذیرش آن داد پس از انتخابات 88 و مشاهده ظلم مضاعف بر این مردم رنجدیده خود را زودتر از همه آتش زد.

ای بزرگمرد

روز گذشته باتفاق خانواده برای دوری از هیاهوی ساختگی حاصل از باصطلاح شکوه حضور، عصر هنگام راهی خارج شهر شدیم و آتشی و نوری و ذکر خاطراتی در اثنای بادی شدید و استخوان سوز! دوستی گفت: ببین چه بادی می آید و چه سرمایی و من و تو کنار این آتش نشسته از سرما به آن پناه برده ایم. ببین آن رزمندگانی که در سرمای استخوان سوز خوزستان و کردستان و مناطق جنگی بدون آتش در سنگرهای نمور و سرد بدون خواب و خوراک بدور از خانواده و دوستان چه روحیه و ایمانی داشتند که نه تنها سرما از پایشان نمی افکند که دشمنی که قصد جانشان را داشت نیز نمیتوانست.

بی اختیار یاد شما و دکتر مهدی خزعلی افتادم وقتی از خیبریها میگوید. در زمان جنگ من یک دانش آموز بودم و بیزار از رفتار بسیجیان و پاسدارانی که در شهرها بودند و همان موقع هم مردم آزار ولی حالا می فهمم که آنها و شما چه کرده اید و چه تفاوتها با هم دارید و داشته اید. الان میفهمم که جانباز یعنی چه. الان میفهمم که شهادت، مرگ در راه ایمان و هدف یعنی چه . الان میفهمم که 100 ماه سابقه حضور در جبهه یعنی چه الان میفهم که چه دردی به دل شما و مهدی خزعلی و سردار علایی و امثال او و همه آن سرورانی که جبهه دیدند میشود.

آری جان عزیز است ولی به چه قیمت

بگذارید جان جنتی و احمد خاتمی و مهدوی کنی و خفتگان رهبری و مراجع تحقیر تفکر که یادشان رفته پای لب گور دارند عزیز باشد. جان عزیز است ولی ما باور داریم که جان تسلیم جان آفرین است و اگر کلام شما باعث شود که جانتان بگیرند شما حلاجان تاریخ معاصر ما خواهید بود.

نوری زاد عزیز این نامه خطاب به شما بود ولی چهره مظلوم و معصوم مهدی خزعلی از جلو چشمانم دور نمیشود . او به من آموخت که در عین احترام به پدرکه او را معظم له خطاب میکرد، در عین احترام به والدین میتوان مسیر زندگی خود را از ایشان جدا کرد و تفکر تقلیدی و فرهنگ “بزرگتر سنی بهتر میفهمد و میداند” را که سد خروش جوانان این مرزو بوم بر علیه ظلم شده را فرو ریخت.

آری پدران و مادران گرامی که مانع خروش فرزندانتان بر ظلم ظالم میشویدباور کنیدکه شما برای ما معظم له هستید، عزیزید و گرامی ولی اگر خود خوف مبارزه دارید و تن به ذلت زندگی در زیر یوق ظالم میدهید ما را وادار به تحمل این ظلم نکنید.

پدر و مادر عزیزم میدانم که از پس هر فراخوان و تجمع مرا شرمسارمیکردید با التماس و حتی تحکم بر عدم حضور و میدانستید باز میروم . در جهت زدن رایم و تغییر عقیده ام بیشتر از خود خامنه ای به اقتدارش باور داشتید و دارید و با بیان اینکه آنها به خودشان هم رحم نمیکنند در صدد زدن راهم بودید ولی باور کنید که این حکومت پوشالیست . “کافیست گرگ بد گنده فوت کنه و پوف کنه تا خونش و ویرون کنه”* حکومتی پوشالی که نه شما بر استواریش ایمان دارید و نه خودشان. همه چشم دوخته اند که قلبش( مردم) کی از حرکت باز می ایستد و سایر اندامش به کار که خواهد آمد. آنچه مسلم است دفن جسد ایران است پس از پیوند اعضایش برای منتظرانی که حیاتشان به ممات ایران وابسته است.

اگر وضعیت بر همین منوال بماند روزی نه چندان دور اگر فرزندم نتوانست آینده ای روشن را در این دیار برای خود متصور شود هرگز تحمل آنرا نخواهم داشت که شرمسارانه بگویم چون مرا میزدند، زندانی میکردند یا حتی ممکن بوذ بکشند، نظاره گر بدبختی خود ، تو و آیندگان شدم. من هم خود را آتش خواهم زد اگر از نگاه و کلام پرسشگر فرزندم آتش نگرفته باشم.

پدر نسل جوان ما نوریزادها و خزعلی ها هستند. خسرو شیرین ما تاجزاده ها و محتشمی پور ها هستند موسوی ها و رهنوردها هستند

همتتان استوار و غیرتتان سرلوحه ما بادShare This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

14 نظر

  1. Salaam
    Since we are far away from the Quran, , and not a true believer , thats why we get NO help from Allah. We should stay and strive in his way, remember the only religion accepted by Allah is Islam, Not Sunni / Shiea …etc. Only Islam. That is what Allah says. May Allah lead us to the truth path….. Ameeen

     
  2. این بخش را هم چک کردم اما هیچ یک ازنوشته های خود راخطاب به شما ندیدم…حتما باید ازشما تعریف کرد تا نمایشش مجازباشد؟ یعنی شما هم انتقاد پذیرنیستید؟؟؟ پس وای به روزی که بگندد نمک!!! کاش اینقدرصداقت رواج داشت که همه چیز چه مثبت چه منفی نمایش داده میشد….

     
  3. اینهاهمه دعوای کفتارها برسرلاشه است! وقتی که سرکارند بت میسازند ووقتی کنار گذاشته شدند سعی در شکستن بت خودساخته مسکنند که هیهات دیرشده هست

     
  4. خانم محترم واقعا که چه دلخوشی دارید شما!!! فکرکردید نویسنده میاید خودسوزی کند؟ اگرقراربود راستکی خودش رابسوزاند دیگرچرا کامپیوترش را ازرهبرتقاضا میکرد؟ لابد اینترنت وفیس بوک آن دنیا هم راه افتاده!!!!!

     
  5. جناب محمد عزیز! اجازه می خواهم شما را با نام کوچک خطاب کنم که بهتر تصورتان کنم…کاش ازنزدیک شانس اشنایی با شما راداشتم1! نه به این دلیل که شما را مدح وثیا گویم بلکه به خاطراینکه بهتان بگویم دوست عزیز چقدردیر فهمیدید که برخی ازهمراهان انقلا ب ” به مرگ مشکوک!!” مردند!!!!
    کاش آن دوستانی که به ضرب چاقوهای این کثافت ها شرحه شرحه شدند را به یاد بیاورید.امثال زال زاده ها کم نبودند که بی هیچ گناهی کشته شدند….همه مقتولان زنجیره ای…باورکنید آنها هم بی گناه بودند وهم اینکه دشتشان به هیچ جا نمیرسید….خیال میکنید برادرخانم قرخندده حاج زاده که یک دبیر شویا ودانا بیشترنبود، چه اقدامی علیه امنیت ملی یا…کرده بود که پسر12 ساله اش راهم به همراه خودش با چاقو کشتند؟؟؟؟ …خوش به حال شماها که حالا هم زندانی می کشید وهم عروسی میروید!!!! بقیه افراد این جامعه حق نفس کشیدن هم ندارند…شما هنوز هم باورندارید که همین مسولان زندان که برای شماها ماست آورده اند،که شما ازفویلش استفاده کردید و بر دیوارنوشته اید، همین ها برای جوانان زندانی ما …نشان را هدیه دادند…ببخشید که اکراه ازبی ادبی اجازه نمیدهد بقیه وقایع رابرایتان به وضوح بگویم….کاش میدانستید که هنوزهم وضع شما ها ازما ملت معمولی ایران خیلی بهتر است….یا علی!

     
  6. بانوی ایرانی

    خانم ابراهیمی تا بوده هر کسی حرف حق را بیان کند انگهایی مثل فتنه گر و آتش افروز و… لقب خواهد گرفت.علی(ع) امام حسن وامام حسین هم بدلیل فتنه گر قلمداد شدنش توسط سران حکومت به اصطلاح اسلامی دورانش متحمل مصائب فراوان شد.من آقای نوریزاد را با حضرت علی یا امام حسین و امام حسن یکی نمی دانم ولی هدفم از بیان این موضوع تذکر به شماست که سکوت در برابر ظلم وتن آسایی را در مقابل حاکم ظالم جبار توصیه می کنید و بجای ارائه پیشنهاد درباره نحوه جلوگیری از بعضی رفتارهای تکانشی حاصل از احساسات جوانان اصل موضوع حق و باطل را زیر سوال می برید. امیدوارم همه ما واقعا الگوی رفتاریمان را ائمه معصومین قرار دهیم

     
  7. بجاي خودسوزي بايد آتش به جان كساني زد كه مردم و سرزمين مان را به اين روز انداخته اند

     
  8. سلام جناب نوري زاد عزيز من هم تمام نوشته هايتان را خواندم ، همراهتان بودم و درد كشيدم . به خدا سوختم . اما روزهاي سخت و مظلوميت دكتر خزعلي ، اسير عزيزمان نمي داني كه چه آتشي به خرمنم افكنده . حاكمان را چه مي شود كه به قلوب مردم رجوع كنند و در اين بهار پر بغض ، بغضها را به دور ريزيم و عيدانه شيريني دهند و عزيزانمان را آزاد نمايند و با هم جشني گرفته و پايكوبي نماييم . اما دكتر عزيز اگر چنين نشود من هم به جشن خود سوزي لبيك مي گويم .شايد فرزندان فردا طعم آزادي چشند و به جاي جشن خود سوزي جشن خودسازي ترتيب دهند . بگذار آيت الله هاي ما همانان كه آيت خدايند بر زمين زنده بمانند و از شيريني هاي اين دنياي بي پايان لذت برند.

     
  9. به امید آزادی

     
  10. خواهر گلم، زهرا ابراهیمی.
    شما خودشو ناراحت نکن!
    غصه خون دیگران را هم نخور. اگر منظورتان امر به معروف و نهی از منکر است!!! یک سئوال اساسی مطرح میشود.
    امر به معروف و نهی از منکر وسیله ایست در دست باصطلاح مذهبیون برای کوبیدن مخالفان خود؟ یا هر مسلمانی حق استفاده از آن را دارد؟
    اگر اولی باشد که حرفی نیست و نیازی به تعقل و تفکر ندارد. و همانطور که کسب کردن آن برای قشر خاص است، همانطور هم هر قشری که دلش بخواهد میتواند به آن گوش فرا ندهد.
    اما خواهرم، اگر امر به معروف و نهی از منکر برای تمام بندگان خدا است… پس آقای نوری زاد و شما جنگی ندارید و بحثی نمیاند!!!
    آقای نوری زاد به رهبر انقلاب امر به معرو ف میکند و رهبر گوش نمیدهد! شما چگونه وقتی مقتدایتان گوش نمیدهد به خود اجازه امر به معروف به دیگران را میدهید؟
    وقتی رهبری نسبت به امری بی تفاوت است… اقتدا کننده ها به ایشان هم بتید از آن دوری نمایند!!!!

     
  11. خانم زهرا ابراهیمی .بالاخره خودتان دست خودتان را رو کردید .این خود سوزی تمثیل بود .وگر نه کیست نداند که نوری زاد عزیز با نوشتن نامه به خامنه ای از نخستین کسانی بود که دست به خودسوزی زد..بیشتر بیاندیش .وسطحی فکر نکن ….. یا علی

     
  12. آقای نوری زاد عزیز
    شما گفتید خود را به آتش می زنید و دل ما را به آتش زدید این اصلا درست نیست در جایی که به آقای مهدی خزعلی مگویید مردن را برای کسانی بگذار که مستحق مردن هستند خود از خودسوزی بگویید. شما مردان مرد این روزگارید حیف است که بمیرید و دنیا را برای نامردان باقی بگذارید. بمانید و مردانگی را به نامردان یاد دهید. شما و امثال شما همیشه الگوی ما خواهید ماند و روشنگری های شما راه بسیاری از جوانان را روشن خواهد ساخت. دوستتان داریم تا ابد.

     
  13. زهرا ابراهیمی

    یا یا رحمان و یا حکیم .جناب نوری زاد عزیز

    و گرامی ؛ می بینید چه آتشی به پا کرده اید ؟ به خدا خون تمام کسانی که دست به خود سوزی بزنند ؛ به گردن شما نیز هست . شما با استناد به کدام حمک قرآنی ؛ چنین پیشنهاد فاجعه آمیزی به مردم و جوانان احساساتی داده اید ؟ مگر شما نامۀ جناب دکتر محسن کدیور را به خودتان در مورد خودسوزی نخوانده اید ؟ لطفا مرد و مردانه و شجاعانه به مخاطبان خود بگویید که اشتباه کرده اید و اصلا قسم تان نیز قسم باطل و حرامی ست . لطفا این آتش را خاموش کنید . . با احترام .

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

86 queries in 1225 seconds.