سر تیتر خبرها
بیست و پنجمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبری

بیست و پنجمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبری

من در لهیب آتشی که مرا می سوزاند بر سر همه ی نمایندگانی که چربی وشیرینی جلوس بر صندلی نمایندگی را به غارت نشسته اند، فریاد خواهم زد: ای همه ی شمایانی که با تن سپردن به غوغای فریب، بر سر مردم معترض سرزمین خود پای نهادید و بی اعتنا به حاجت های قانونی آنان پای به مجلس گذاردید، سیرازشیراین شتربنوشید که فردا – بسیارزود – خواهید دانست آنچه خورده اید، جز خون نبوده است!


به نام خدایی که همه ی ما آیت اوییم

   خود سوزی آیت الله های ایران

خود سوزی آیت الله های ایران

سلام به محضر رهبرگرامی  حضرت آیت الله خامنه ای

من در این تنگنای فرصتی که همه ی ما گرفتار آنیم، می خواهم دیگرانی ازجنس خودتان را و نه شما را مخاطب قراردهم. درست دراوضاع و احوالی که ما و شماغربال به دست، نمایندگان راستین مردم را پس رانده ایم و نمایندگان دلخواه یا نمایندگان بی روح و بی تپش را برگزیده ایم! و درست در شرایطی که حداقل پانزده میلیون مردم معترض تماشاگراین خیمه شب بازی ملی مایند! شما را بخدایی که دوستدار و بنده ی اویید، این همه انشقاق را بر این مردمِ آرزو به دل مپسندید. شما را بخدایی که همه ی اطوارما  در معرض و منظر اوست، یک نگاه نگران به این تنگنای ملی بیاندازید. شما در دوقدمی نیکبختی، به بخش وسیعی از مردم ایران پشت کرده اید. شما در جوار خود خدا به حقوق حداقل پانزده میلیون صاحب رأی بی اعتنا مانده اید. این جفاکاری، خدای می داند که به فرداهای مطلوبی که مدعی آنید منجر نخواهد شد. سخن از حق است. حق های پایمال مردمی که اراده ی حقوق خود را به امانت به شخص شما سپرده اند.

شما در جایگاه خود جلوس فرمایید و به غوغای من گوش دل بسپرید. باور بفرمایید من در حیرتم که چرا آیت الله های ایران عمامه از سر نمی گیرند و پای برهنه فریاد وا اسلاما سر نمی دهند و پیش چشم مردم دنیا خود را به آتش نمی کشند؟ آیت الله های ایران به کدامین معجزه دل بسته اند تا مگر آن معجزه از آسمان خدا به زیر آید و غبار غلیظی را که در این ملک بر سر اسلام و قرآن و خدا و پیغمبر و معارف دینی نشسته، پاکسازی کند؟

متاسفانه می دانم که آیت الله های ایران به آبروی خود بهای بیشتری قائلند تا آبروی اسلام. چرا که اگر به این مهم باور داشتند، یک تغییری در رفت و آمد معمول خود پدید می آوردند. این روزها آیا آبرویی برای مسلمانی ما مانده است؟ به جرات می توان گفت: نه! ما با چنان کیاستی، و با اتخاذ آنچنان رویه های منحصر بفردی، و با گسیل عربده های کفن پوش به در خانه ی مراجع وعالمان بظاهر کج رفتار،  به جرات و شهامت و زبان و قلم و فتاوای آنان قفل بسته ایم و راه هرگونه تحرک معترضانه را برآنان بسته ایم که مگر خود سوزی آنان به کارآید و کاری بکند.

ما به اسم اسلام در این سالهای پس ازانقلاب آدم کشته ایم و اموال مردمان خود را غارت کرده ایم و زندانهای خود را از مردم معترض پُر کرده ایم و به اسم اسلام برجهل مردمان خیمه افراشته ایم و به اسم اسلام برسراسلام و مردم و تاریخ خاک افشانده ایم. آیت الله های ما به کدام افق خیره مانده اند تا مگر فرصتی پدید آید و این غبار نفرت و انزجار از اسلام روفته گردد؟ من اما یک توفان سراغ دارم که می تواند این نجاسات را از سر و روی اسلام بروبد و چهره ی آلوده اش را خواستنی کند. و آن: خود سوزی آیت الله های ایران است.

آسیب ها و آثار مخوف کلاهبرداری های خارق العاده ی اسلامی ما را، با هیچ توصیه و توجیهی نمی توان روفت مگر این که آیت الله های ایران در اعتراض به خفتی که اسلام در این ملک دچار آن شده است، خود را به آتش بکشند. اگر آیت الله های ما به آن جهان و ایستادن در برابر خدا معتقدند که می دانم معتقدند، و قبول دارند که سکوت آنان در قبال مفسده ها و ظلم های جاری این نظام، قطعا به حساب آنان نیز گذارده می شود، خود سوزی خویش را بهترین و خدایی ترین راه برای برون رفت این سرزمین از آغوش زشتی ها و نفرت ها و بن بست ها خواهند یافت.

آیت الله های ما می توانند یک به یک و یا چند به چند، دوراز چشم کفن پوشان و لباس شخصی ها و طلاب استخدامی و ماموران معذور، خود را به آتش بکشند، و پیش از آن، جلوی دوربین های ساده ای که همه جا یافت می شود، به مردم بگویند که چرا دست به این کار زده اند. گرچه با اولین خودسوزی یک آیت الله، دستگاههای اسلامی اطلاعاتی ما ممکن است همه ی آیت الله ها را در یک جا جمع کنند و کبریت و بنزین را از دسترس آنان دور سازند، اما می شود پیش از اقدام به خود سوزی، درگوشه ای به غیبت و انزوا خزید و ناگهان با انتشار خبر و فیلم خود سوزی به پهنه ی فهم و علاقه و استقبال مردمان پای نهاد.

من با اطمینان می گویم که خود سوزی آیت الله های ما کمترین هزینه ای است که می شود برای خلاصی از بختکی که به اسم اسلام برگلوی اسلام ومردم مسلمان تیغ می کشد، متقبل شد. این خودسوزی ها می توانند موجی از سرزندگی به جان جامعه ی افسرده و روبه موت ما بدوانند و روح تازه ای به جسم این مرده ی متحرک بدمند.

مباد آیت الله های ما و طرفداران آنان، سخن مرا به طنز و مطایبه تفسیرکنند و از ذات این پیشنهادِ بدیع، توهین واسائه ی ادب مستفاد آرند؟ نخیر، اگر آیت الله های ما تن به آتش اختیاری این دنیا نسپارند، آتش آن دنیا چشم به راهشان است. آیت الله های ما بر قتل وغارت وآسیب مردم خویش سکوت کرده اند و با همین سکوت یا با اعتراض های نیم بند و بی ضرر خود، دست حاکمیت را و دست عمله های آنان را در رواج کاری ترین زخم ها بر پیکر دین و دنیای مردم وا گشوده اند. آیت الله های ما اگر خود را به آتش نکشند، باید جنازه ی اسلام را به دوش بکشند. و باید هر روز با تماشای مردمی که پرچم نفرت از اسلام برمی افرازند، هزار بار بمیرند و زنده شوند.

حُسنِ خودسوزی آیت الله های ما به این است که چهار ستون حاکمیت را به لرزه در می آورد و آن را فرو می ریزد و علاوه بر زنده کردن اسلامِ افسرده دراین ملک،  از خسارت ها وکشتارها و شورش ها و هرج و مرج های بعدی جلو می گیرد. من به این مهم باور دارم که تنها چیزی که می تواند جلوی اسلحه ی برادران قاچاقچی را بگیرد و درمیان آنان موجی از تردید و شکاف ایجاد کند، همین خود سوزی آیت الله های ایران است.

هشتاد نه، هشت آیت الله اگر خود را به آتش بکشند، هم از کشته شدن هشتاد هزار نفر مردم معترضی که خواه ناخواه بدان سو خیز برداشته اند، جلوگیری می کنند، و هم نام خود را تا ابد بر تارک مجاهدان راستین اسلام و انسانیت ثبت و ضبط خواهند نمود، و هم چهره ی تازه ای از دین خدا به جهانیان عرضه خواهند کرد. که : در ایران، این تنها مردم نیستند که برای رهایی ازچنبره های ظلم هزینه می پردازند، بل آیت الله های ایران نیز پا به پای مردم معترض، از جان خود در می گذرند و با بذل جان خویش، سنگ ها را از پیش پای کشورشان برمی چینند.

رهبرگرامی

هم شما هم ما می دانیم که آیت الله های ما برای آنکه خود را از خودسوزی معاف کنند، هزار دلیل شرعی متوسل می شوند. باکی نیست. من خود مگر آیت خدا نیستم؟ من بجای همه ی آیت الله ها خودم را به آتش می کشم. شاید پیران و جوانان از جان گذشته ای نیز مرا در این حرکت آتشین همراهی کنند. نهضتی از خودسوزی. وشاید کسی نیز به راهی که من می نمایم، درنیفتد. مرا اما با دیگران کاری نیست. احساس و باورم براین است که برای بیدارکردن خفتگانی که درحاکمیت همه کاره اند، باید آتش افروخت. باهیزم تن خود. بله، من به زودی خود را به آتش خواهم کشید. تا شاید آتشی که عنقریب از دلارهای نفتی و اسلحه ها و فربگی جماعتی از پاسداران ما زبانه می کشد، فرو کشد.

من در لهیب آتشی که مرا می سوزاند بر سر همه ی نمایندگانی که چربی وشیرینی جلوس بر صندلی نمایندگی را به غارت نشسته اند، فریاد خواهم زد: ای همه ی شمایانی که با تن سپردن به غوغای فریب، بر سر مردم معترض سرزمین خود پای نهادید و بی اعتنا به حاجت های قانونی آنان پای به مجلس گذاردید، سیرازشیراین شتربنوشید که فردا – بسیارزود – خواهید دانست آنچه خورده اید، جز خون نبوده است!

رهبرگرامی

نگارش نامه های پیوسته ی من به جناب شما پایان یافت. تا مگر به ضرورتی – و اگر مرا عمری بود – باز با شما سخن بگویم. تمنای من از شما این است که مبادا خیرخواهی های مرا به دشمنی تفسیر فرمایید. من چشم به نیکفرجامی چشم دارم. من برای مردم ایران فرداهایی سرشار از نیکبختی آرزومندم. پس جوهره ی کلام مرا جز به خیرخواهی بر نیاورید. نمی دانم در همین نزدیکی ها خواب جناب حجة الاسلام والمسلمین طائب برای من و خانواده ام چگونه تعبیرخواهد شد. اما چرا به وی نگویم: آن کسانی از شما خوف می ورزند که به جان خود بهایی بدهند. این جان من. از ابزارها و زندانهای مخوف شما چه برمی آید آنجا که من اراده ی مرگ خود را خود به دست گرفته ام؟

هیچ به این اندیشیده اید که من اگر یکی دوبار بر در خانه ای کوفته بودم حتماً یکی سر بدرمی آورد و دربه رویم می گشود؟ اما شما نمی دانم چرا به این همه در کوفتن های من اعتنایی نفرمودید. باکی نیست. گرچه پاسخ شما برای من بسیار مغتنم بود اما بیایید و لااقل این یک تقاضای مرا نادیده مگیرید. کدام تقاضا؟ به وزیراطلاعات و رییس اداره ی اطلاعات سپاه بفرمایید پنج دستگاه کامپیوتر مرا و دوربین های مرا و حافظه های کامپیوتری مرا و اقلام دیگری را که از دوسال ونیم پیش از من ربوده اند به من بازبگردانند. دوست دارم پیش از آنکه خود را به آتش بکشم چشمم به تماشای اموال شخصی ام روشنایی بگیرد. بخداوندی خدا اگر من این شکایت را به پیشگاه یک حاکم نسل اندر نسل کافر می بردم نهایتاً یک پاسخکی به سمت من پرتاب می نمود. در شگفتم که چرا شما به تقاضای مکرر این کمترین بها نمی دهید. دزدان اطلاعات و دزدان سپاه این همه مدت است که ابزار کار مرا برده اند. چه می شد اگر یک تشری بر سر فرومایگان اطلاعات و سپاه فرو بارید وآنان را به خبط و خطای قانونی و شرعی شان متذکر می شدید؟ این که: دزدی، دزدی است. چه از جانب محمد رضا رحیمی و صادق محصولی و احمدی نژاد باشد چه برادران سپاهی و اطلاعاتی.

من اما به نوشتن های خود ادامه می دهم. روبه مردم. روبه نمایندگان نمایشی مجلس. روبه قاضی القضاتی که تجربه ی یک بازپرسی ساده در پرونده ی او نیست. رو به جوانان. رو به سپاهیان و بسیجیان. رو به همه ی آنانی که مظلومند و چشم به راه یک عنایت مختصر سر به آسمان دارند. رو به فردا. فردایی که برای درخشش ما پای می کوبد. رو به بشاراسدی که رفتنی است. رو به خیزشی که به سمت ما خیز برداشته است. والسلام

یازدهم اسفندماه سال نود

با احترام و ادب: محمد نوری زاد

 

بیست و چهارمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبری

بیست و سومین نامه ی محمد نوریزاد به رهبری (آنها به ما حمله خواهند کرد)

بیست و دومین نامه ی محمد نوری زاد به رهبری(سید علی بشنو! ، فایل صوتی)

بیست و یکمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبری(چرا سید محمد خاتمی خواستنی تراز شما است؟)

بیستمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبری(یک خبرخیلی خیلی خوب!)

نوزدهمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبر(اختراع بزرگ)

هجدهمین  نامه ی محمد نوری زاد به رهبری(من یهودی تو علی!)

هفدهمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبر(من در انتخابات شرکت می کنم!)

نامه ی شانزدهم محمد نوری زاد به رهبری(بیداری یا بیماری اسلامی)

نامه ی پانزدهم محمد نوری زاد به رهبری(بارانی در راه است!)

نامه ی چهاردهم محمد نوری زاد به رهبری(مرگ رهبران)

نامه ی سیزدهم محمد نوری زاد به رهبری(اینک روضه!)

دوازدهمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبری(جام زهر رهبری)

نامه یازدهم محمد نوری زاد به رهبری(+هفت پرسش از سید محمد خاتمی)

دهمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبری

نامه ی نهم محمد نوری زاد به رهبر جمهوری اسلامی ایران

پوزش محمد نوری زاد از رهبر انقلاب

هشتمین نامه ی محمد نوری زاد به رهبر

متن استفتائات محمد نوری ­زاد از رهبر جمهوری اسلامی

آخرین نامه ی محمدنوری زاد به رهبر+Translated into English

نامه پنجم محمد نوری زاد از اوین به رهبری

نامه چهارم محمد نوری زاد از زندان اوین به رهبری جمهوری اسلامی

نامه سوم محمد نوری زاد به رهبر انقلاب

نامه دوم محمد نوری زاد به رهبر جمهوری اسلامی ایران

نامه سرگشوده محمد نوری زاد به رهبرجمهوری اسلامی ایران(۱)

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

120 نظر

  1. ؛اگر آیت الله های ما به آن جهان و ایستادن در برابر خدا معتقدند که می دانم معتقدند؛
    (جمله ای از نامه بیست وپنجم شما)
    جناب نوریزاد عزیز شما هم واقعا شخصیت با نمکی هستید!!!!!!!!
    برادرـ عزیزـ بزرگ ـدوست داشتنی ـشریف واقعا معتقدی که ایت الله ها به ان جهان و ایستادن در برابر خدا معتقدند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    واقعا اینطور فکر میکنید؟؟؟؟؟؟؟
    اصلانمی توانم فکر کنم که اینطوری فکرمی کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!

     
  2. نیگا کن با چه احمق هایی شدیم 70میلیون

     
  3. با این همه جنایت باز هم دنبال مدرکی… بدا به حال ما با چنین هم وطنی

     
  4. بر زنان جهاد و جنک واجب نیست

     
  5. اگر نوریزاد نباشد که بگویید چه کسی سکوت را خواهد شکست ما به وجودت بیشتر نیازمندیم تا نبودت مبادا چنین کنی

     
  6. شما از كجا مي دوني كه رهبر فاسده از كجا حرف هاي شما رو باور كنيم

     
  7. آقای نوریزاد امیدوارم هیچوقت این تصمیمتان را عملی نکنید و بدانید با این کار دوستانتان غمگین و دشمنانتان شاد میشوند

     
  8. درود بر شما ای شیر پاک خورده . من به عنوان یک ایرانی منتقد به شرایط موجود از شما تقاضا ئی دارم . شجاعت شما برای بنده و تمامی آنانی که با نامه های شما آشنایی دارند تحسین برانگیزاست خودسوزی گناهی بزرگ بوده و مشکلی را ازاین آب و خاک حل نمیکند پس بمان وبا روشنگری اذهان خفته ما دست دزدان و آنانی که به نام اسلام ریشه آن را از بیخ و بن کندند از مال و جان هم میهنان کوتاه کن . هرچند ما دیگر در پاییز عمر از دست رفته 30ساله خود هستیم اما بمان و میمانیم تا شاید بهاری سبز برای نسلهای آینده رقم زنیم . آری حرفهای شما دقیقا درد دل مردم است ولی کو گوش شنوا امیدوارم آقای رهبر به درد دل مردم رسیدگی کند که فردا شاید خیلی دیر باشد .

     
  9. استاد گرامی جناب آقای نوریزاد
    با سلام و عرض ادب و احترام، امیدوارم این مطلب از سوی شما خوانده شود و باز هم امیدوارم که پاسخی از سوی شما در ایمیلم دریافت کنم .
    پیشنهاد می کنم کمپینی به مدیریتی شما برای ابراز همدردی با زندانیان سیاسی و خانواده های آنها راه اندازی شود در این کمپین با اعلام آدرس این افراد از سوی افراد عادی جامعه ما نامه هایی برای ابراز دلداری و ابراز همدردی با آنها به این آدرس ها ارسال شود چند منفعت این طرح این است که ابتدا افرادی که برای مردم و مملکت خود از همه هستی خود گذشتند احساس تنهایی نمی کنند دوم اعتراضات مردم وارد فاز دیگری می شود و تمرینی برای اعتراض های مدنی می باشد سوم با گسترش این طرح امکان اعتراضات دیگر به شخصیت ها و مقامات و … نیز مهیا می شود . در ضمن در شرایط فعلی تنها کسی که می تواند هدایت و رهبری اعتراضات مردم را به عهده بگیرد شما هستید . ممنون

     
  10. درووود بر شما آقای نوریزاد ، لطفا به پست جدید وبلاگ من که در نقد نامه شما نوشتم نگاهی بیندازید ،
    بدروود

     
  11. نوری زاد عزیز، وقتی رهبری تصمیمات خود را حاصل تهجد شبانه می داند، وقتی هیچ واکنشی به نامه های  به حق شما و دیگران نشان نمی دهد، آیا فکر نمی کنید که ایشان بیمار باشند و باید قبل از هر چیز ایشان را درمان کرد. وگرنه اگر گوش شنوایی نباشد، روان سالمی نباشد، چگونه می شود که نسبت به سخن حق اینگونه بی تفاوت بود. این همه لاشخور و کفتار و کرکس و چاپلوس ثناگو را دور خود جمع کرد و به زندگی در گندزار خو گرفت. کاش می شد حتی اگر شده یک ساعت ایشان دور از جمع گندخواران، با بزرگان می نشست، شاید اثری داشت. بیایید طی فراخوانی از روانشناسان و پزشکان بخواهید که بیماری ایشان و جمع بیماران اطراف وی را تشخیص داده ( هر چند که چندان هم سخت نیست، اما بایستی مسیر آن طی شود) و آنگاه نسخه دهند. البته مشکل یکی دو تا نیست خفتگان رهبری را چه کنیم؟؟؟؟؟   

     
  12. برادر عزیزم سلام .
    تو برای خود نیستی که خود تصمیم بگیری – آنهم کاری نه در خورد انسان اصلاحگر .ما بازنده نیستیم – ما با ایمان به انسانیت و خرد برای فرزندان و نوادگانمان داستان ها داریم که در ساختن آن مشغولیم . تو خود باش . از من و ما نیرو بگیر . با همان ادب و متانت یک هوشمند و خردمند در پی کشف دریاها و پهنه ها و قلل نامکشوفی باش تا داستان ما را بکار آید . ما در دورانی بس خطیر که از همه سو به محاصره در آمده ایم نیازی به شهید نداریم – ما محتاج رزمنده ایم .آمریکایی ها و داران – پس از به ضعف کشاندن این ملت با تحریم ها یورش را می آغازند . در مصرف انرژی مصرف باشید – یاران را بیاری گیرید .
    شیوه های بدیع را کشف کنید . فراموش نمنید ما در کنار شما هستیم . از جوانان مدد بگیرید . قلدران خارجی و داخلی از ضعف ما شادی میکنند . این ملت مظلوم نیست خواب است بیدارش کنید . به کارش بکشید . یک دست صدا ندارد دشمن پشت دیوار است – یاران دیروزتان بیدار کنید تا چاره امروز باشند . بی هیچ تردید بخش مهمی از دولت مردان شما را می فهمند . زمان یار شماست – ایمان به پیروزی یاور ماست . ((حضور بی بدیل سینماگران ایرانی در همه جشنواره ها بخصوص در اسکار نشانه جوهر این ملت و لیلقت تاریخی ایرانی . ))

     
  13. سلام جناب محمد نوری زاد
    جا دارد از طرف خود و تمام هموطنان عزیزم از این اقدام شجاعانه شما تشکر کنم.
    و امیدوارم هر چه زودتر شاهد به اتش کشیده شدن جسم مطهرتان باشیم بلکه از این رهگذر این نظام سلطه گر نیز ادب شود.
    من به نوبه ی خود قول میدهم تا با حضور در مراسم اتش کشان شما با رقص و پایکوبی و تهیه فیلم های مهیج و ارسال ان به سراسر جهان و شبکه های اجتماعی یاد شما را مانند یاد سایر شهدای نهضت زنده نگه دارم.
    البته پیشنهاد میکنم تا چهارشنبه سوری صبر کنید و سپس به این کار شجاعانه مبادرت ورزید.شما با اینکارتان فصل جدیدی در پرونده ی نافرمانی های مدنی باز نموده و راهکاری تازه و نوین پیش پای اپوزیسیون گذاشتید.اکنون تظاهرات ، تهدید به جنگ ، نامه نگاری و حتی هرج و مرج و شلوغی هم برای از بین رفتن این نظام ظالم کافی نیست همه ی احاد اپوزیسیون باید در روز چهارشنبه سوری باید خودسوزی کنند.و شما به عنوان پرچمدار و رهبر این عمل(مانند جنبش نامه نگاری) جاودان خواهید شد.اصلا پیشنهاد میکنم یک کمپین مانند کمپین نامه نویسی به رهبر انقلاب راه بیاندازید به نام کمپین خود سوزی.و یکی یکی خود را به اتش بکشید.تصور کنید که این اقدام حداقل فایده ای که دارد با افزایش گازهای الاینده هوا و الودگی هوای ایران میتواند چه نارضایتی در میان مردم ایجاد کند.ما منتظر این اقدام شجاعانه شما خواهیم ماند و تا ان لحظه ثانیه شماری میکنیم.به امید روزی که همه ی اپوزیسیون برای بیداری و تنویر افکار عمومی خود را به اتش بکشند.
    (چرا کامنت من را پاک کردید؟)

     
  14. ن نیز با خود سوزی مخالفم با دشمن سوزی موافق
    دلیلی ندارد برای آنکه امثال مرتضوی ها بر اریکه قدرت زنجیر بسته اند من خود را بسوزم

    آقای نوریزاد حرکت متین و آرام جنبش اجتماعی اخیر که به جنبش سبز معروف شده به طور واضح و آشکار و با سرعتی باور نکردنی به سوی پیروزیست

    اندکی واقع بین باشید.
    از حماسه حضور 88 تا حماسه تحریم فراگیر 90 فقط 2 سال گذشته فقط 2 سال
    ماندلا برای پیروزی 30 سال در حبس ماند
    آن سان سوچی 25 سال محصور ماند
    ما انتظار داریم یک شبه ره صد ساله برویم
    بعضی ها از اتفاقات بهار عربی سرخورده شده معتقد به بی اثری جنبش شده اند.
    زهی اشتباه
    آنچه در ایران می گذرد مرحله نهایی تکامل یک فرآیند بلوغ اجتماعی برای رهایی از یوغ استبدادیست که بیش از 3000 سال در ایران بوده است.
    انتظار دارید عادت 3000 ساله ملتی که به داشتن خان و شاه و زعیم و خلیفه و رهبر ( در یک کلام چوپان) عادت کرده اند به یک باره تن به دموکراسی حزبی متکثر بدهند خیر عزیز جان چنین تحولی سست و شکننده است

    جامعه ایران در 110 سال گذشته آرام آرام و در طی یک فرآیند قابل قبول از زیر یوغ یک تفکر استبدادی آزاد می گردد.

    به اعتقاد من ما در مرحله نهایی این فرآیند تکاملی قرار داریم
    اینکه اکثریت مردم ایران دیگر پذیرای تفکر زعامت حتی مرجعیت دینی نیستند( چیزی که 30 سال پیش بودند) نشان از تحولی بی همتاست

    پس عزیزان من صبر کنید و خود را که سهل است عکس خود را نیز آتش نزنید .

    بهار سبز ایران شکوفه زده

    خوب بنگرید

    صدای فرو ریختن استبداد دینی را نمی شنوید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

     
  15. به آدرس این سایت یک تروجان خطرناک الساق شده که در صورت بازدید روی سیستم شما نصب وتمام اطلاعات شخصیتون رو به اشخاص نامعلوم!!!! ارسال میکنه . حتما بعد از بازدید سایت کل کوکی هاتون رو پاک کنید و با آنتی ویروس و آنتی اسپایور سیستمتون رو اسکن کنید

     
  16. آقای نوری زاد سلام علیکم اولین کسی که انتقاد به ولایت رهبری داشتند آن کاسه واجبی خور(سعید امامی)بودکه انتظار داشت رهبری بعد از 6 ماه ریاست جمهوری آقای خاتمی را مانند بنی صدر کندو حکم عدم کفایت برای او درست کند.اما چون رهبری این کار رانکردند،بر آشفت و گفت :رهبری چرا با مخالف خود(خاتمی) پالوده میخورد؟و بعد رو افتادن قتلهای زنجیره ای.در انتقادی که از سعید امامی شده بود و این که چرا نظارت خبرگان رهبری باید را ندیده گرفته واز رهبری انتقاد دارد،در پاسخ گفته بود که : این جمع خبرگان رهبری نیستند بلکه نام این مجلس ” مجلس خفتگان رهبری” است زیرا اینها یا خواب و یا بیمار و یا هر سال تعدادی از اینها میمیرند.حال شما از این آیت الله های با عناوین داده شده توسط آن قاتل بیرحم چه انتظاری دارید؟

     
  17. خام بودم، پخته شدم، سوختم

     
  18. منم که ماه هاست آماده ام.
    جانم فدای ایران عزیز

     
  19. بادرود.جناب آقای نوری زاد عزیز.من کار زیبای شما را می پسندم و خوشحال هستم که به آغوش مردم برگشتین.اما آیا این کار باعث می شود که شما وجدانی راحت داشته باشین با وجود اینکه این دیو هزار سر پرورده دست شما و هم فکران شماست؟آیا همین که احساس پشیمانی می کنید جواب گوی مادران داغدیده می شود؟ آیا خون های ریخته شده در این سی سال را جوابگوست؟ می دانید که چه تعداد جوان فقط به جرم اینکه افکاری متفاوت با شما داشته اند اعدام شده اند؟ چرا این نامه ها در سال 68 نوشته نشد؟چرا این حرف ها در 8 سال جنگ فرسایشی گفته نشد؟چرا و چرا و هزاران چرای دیگر. دستان شما هم آلوده است.نه تنها شما بلکه بسیار دیگری که حالا ادعای اصلاح طلبی میکنند.از آیت اله ها تا بسیاری از اساتید دانشگاهها که حالا خطشان را جدا کرده اند.این انقلابی بود که شما به انجامش رساندین؟ اعتیاد به جان جوانان افتاده.فقر و بیکاری باعث فرا گیر شدن دزدی در جامعه شده.سپاهیان به راحتی تجارت مواد ، کالا،اسلحه و هرانچه که شما فکرش را میکنید می کنند.همین سپاهی که قرار بود پاسدار مردم باشد حالا پاسدار سرمایه دیکتاتوران شده.آری از دامن غرب خارج شدیم و به دامن شرق افتادیم.کارمان به جایی رسیده که صحبت از ایرانی بودن جرم است.آزادی اطلاعات جرم است.اصلا خود آزادی جرم است.شما و همفکرانت مقصرین.با این وجود آیا با نوشتن 25 نامه به رهبرتان که هیچکدامش هم جوابی داده نشده وجدانتان را راحت می کند؟آیا فراموش کرده اید که آقای موسوی خوئینی در مجلس وقتی ماده ای از قانون اساسی در مورد اختیارات رهبری را به شورای خبرگان گوشتزد کرد چه اتفاقاتی افتاد؟آن موقع آقای نوری زاد با این قلم توانمندش کجای این خاک بود؟قتل های زنجیره ای چطور؟ تقلب در انتخابات 88 ؟ بستن فله ای روزنامه های آزاد؟فیلترینگ سایتهای مستقل؟رساندن اسلحه به تمامی گروهای تروریستی در سرتاسر این گیتی؟دست داشتن در قتل بختیار و بسیاری دیگر در خارج از ایران؟ و …… ؟ آیا فقط وقتی که پای شما و منافعتان وسط آمد قلمتان گرم شد؟تا می توانید نامه بنویسید.امیدوار هستم که نامه 250 را هم از شما ببینم.اما فراموش نکنید که بذر این هرزه گیاه را شما کاشته اید.جانی که خداوند داده بود شما به نامش ستاندین.به امید بخشش ایزد شما را به او می سپارم.باشد که وجدانی راحت داشته باشیم. 

     
  20. چه ترس و چه باك براي ايراني به بلنداي شكوه و عظمت تاريخ و مردمان دربند و لايقش خود را به آتش ميكشيم

     
  21. من نمیدانم چرا شما به این پیشنهاد فجیع دست یازیده اید؟
    یعنی ازاین همه آیت الله فقط خود سوزی برمیاید؟ یا آنها رادست کم فرض میکنید؟
    این همان روحانیتی نیست که اگرحکم جهاد دهد ؟!!!!
    یعنی اینقدر دست وپا بسته شده اند؟
    شاید پیشنهاد گرد هم آیی وصحبت وبررسی شرایط توسط روحانیون مسبقل بهترباشد!
    عزیزجان! مگرشماها متعلق به خودتان هستید که سرخود تصمیم میگیرید؟؟؟؟ خود تو، آیا ساده به این اعتقادات رسیدی؟؟؟ اگر راست باشد وواقعا رسیده باشی….شماها که ازحان مایه گذاشتید باید بمانید وبمانیدو…..کاش خزعلی هم سالم وبهروز شود…..کاش

     
  22. ‏نامه مرا به پدر مبارزم (محمد نوری زاد) برسانید.
    پدر جان چون خوف اقدامی عجولانه، از سوی تو، دارم، برآن شدم، که این نامه را به تو ، حال که نگاهت به نگاهم نزدیک گشته، بنویسم. اما پیش از آن این آیات را بخوان
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنكُمْ وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً ‏
    ‏ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ! اموال همديگر را به ناحق نخوريد مگر اين كه ( تصرّف شما در اموال ديگران از طريق ) داد و ستدي باشد كه از رضايت ( باطني دو طرف ) سرچشمه بگيرد ، و خودكشي مكنيد و خون همديگر را نريزيد . بيگمان خداوند ( پيوسته ) نسبت به شما مهربان بوده ( و خواهد بود ) . ‏
    ‏ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ عُدْوَاناً وَظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَاراً وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللّهِ يَسِيراً ‏
    ‏ و كسي كه چنين كاري ( يعني خودكشي يا خوردن به ناحق اموال ديگران ) را تجاوزگرانه و ستمگرانه مرتكب شود ، او را با آتش دوزخ مي‌سوزانيم ، و اين ( عمل هم ) براي خدا آسان است . ‏

    اما تو نباید دست بدین کار زنی ، چون قدم بر رهی می نهی که همانا خراب کردن حال نیک تو است. حالا وقت ماندن است نه رفتن. رفتن سزوار کسانی است که دستانشان از گناه پاک نگشته. تو باید بمانی ،پدر من .
    پدر جان ، دنیا به همین ، آخر نمی شود. ضعف ما در ندانستن معنای توحید است. ضعف ما از دفاع از توجیه است. ما باید بدانیم که تکلیف بر طاعت حق داریم و ترس و امید هم از او. هیچ جای این معرکه فضایی بر ظالمان نیست. همانا آنان بسی نادانند و نمی دانند که شاید بتوانند ظاهر و جسممان را به بند کشند اما نمی توانند روح و قلبمان را به تسخیر خود در آورند.
    آری جفا بیش گشته و بیداد وسیع، اما من و تو باید بر رهی گام نهیم که به اندیشه ختم گردد نه به اشک. تا به حال از تاریخ فقط به قصد کینه و توهین به عده ایی و صحه بر عقیده ایی که از پدر و مادر خود ارث برده ایم، بهره جسته ایم، اما باید دانست، تاریخ برای عبرت است.
    عثمان، خود بر خون خود تلاش ننمود که از قدرت بر حفظ جان خویش نباید بهره جست، لیک ، خون او بهانه ایی بر خطایی بزرگ از جانب مسلمانانی دیگر شد. و این عبرت نشد، تا به امام حسین رسید، او نیز بر خون و ادا ، قیام ننمود. اما از همه اندیشه اش، جز اشک و ماتم و بر خود کوفتن چیزی منتقل نساختند. از آن همه اسلامش، زخم جانش مهم گشت و آمالش به امامت مورثی ترجمه.
    حال اگر اصل و روح دین که همانا توجه به عمل خویش و نداشتن قیمی جز خدا و تقدیم هرچه داری برای خدا نه غیر خدا- حال اسمش ولی باشد یا که امام- می شد، حال ما هم صورتی دیگر داشت. ما تن دادیم به واژگانی که برایمان معنا کردن و به داستانهایی که تعریف کردن اما یکبار هم نیاندیشیدیم که آیا به قرآن هم، همین است کلام؟
    پدر جان تو باید بمانی، اما خود را به نیروی حق استمداد ده، از بند تن دادن به خیال ولایت، برهان و آنوقت خواهی دانست که می شود ماند، و او می داند که کنون باید آهنگ رفتن داشت. وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
    سالها به دروغ به ما گفتند که امامان عزیزمان معصومند، چرا؟
    که بر گناه خود علتی باشد، چرا که بشر معصوم نیست پس گناه هر آنچه باشد بر ما، باکی نیست.
    سالها وعده موعود دادند و گفتند هر که بگوید فلان نیست، کافر است چرا؟
    تا خود نایبش باشند و بر عجایب گفتارشان رمزی از غیب نهند. حال هر نفر ما باید به عمل هادی باشد . آنان عمل را به انتظار دگر گون ساختند ، که شما را لیاقت از نشتن باشد نه از اندیشیدن و پاک زیستن.
    سالها وعده بهشت رفتن همه شیعه به بهانه گریه ولو ظاهری بر هر امامی یا که امام زاده ایی دادند، چرا؟
    تا که بر بی شرمی های خود، دلیلی از در بخشش نهند، و فساد را باشد توجیهی. و این به حالیست که خود به اندک مخالفت همین اشک ریزان، سربه تیغ نهند.
    ‏ وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ ‏
    و این همان دروغی بود که من تو در قران برایش این آیه را جستجو نکردیم که مثقالی از عمل سزا دارد ،پس گفتند وخام ساختند برادر و خواهرانم.
    این همه لاف گزاف را چرا به امامان بستند؟ حال که رسول خود بر مانندی خودش به ما ،اقرار داشت!!!
    ‏ قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً ‏
    ‏ ( اي پيغمبر ! ) بگو : من فقط انساني همچون شما هستم ( و امتياز من اين است كه من پيغمبر خدايم و آنچه گفت : بگو ؛ مي‌گويم ) و به من وحي مي‌شود كه معبود شما يكي است و بس . پس هركس كه خواهان ديدار خداي خويش است ، بايد كه كار شايسته كند ، و در پرستش پروردگارش كسي را شريك نسازد . ‏
    آری – ما همه پنداشتیم پرستش نماز و روزه است و… . نه پدر، خداوند به ما گفته احدی ، یعنی هیچ کس. به تعبیری دگر، مقام تولی از آن اوست و کلام فقط از سوی اوست مطلق. اما به مقابلش گذاشتند ولایت مطلق . آری این همان رقابت با خداست که آنان به راه انداخته اند.
    گفتند شما بسان… که باید فقط از ما تقلید کنید، یعنی گفتار و پندارمان را تایید کنید. چرا؟
    تا که فکر من وتو آرامش زمستانیشان را بر هم نزند. اما خداوند چیزی دگر گوید:
    ‏ وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً ‏
    ‏ از چيزي دنباله‌روي مكن كه از آن ناآگاهي . بي‌گمان ( انسان در برابر كارهائي كه ) چشم و گوش و دل همه ( و ساير اعضاء ديگر انجام مي‌دهند ) مورد پرس و جوي از آن قرار مي‌گيرد .

    یعنی به هر آنچه خواهی عمل کنی، اندیشه بر. اما آنان می گویند تواندیشه نداری تقلید کن!!
    خداوند چشم و گوش و.. همه را مسول چه ساخته؟ چرا مورد پرس و جو قرار می دهد؟ آری از همان کار نکرده، که اندیشه باشد.
    حال دانستی که امامه داران چرا سکوت کرده اند؟ خوب این آیه را هم ببین تا روشن گردد حقیقت حال چیست:
    ‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّ كَثِيراً مِّنَ الأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ‏
    ‏ اي مؤمنان ! بسياري از علماء دينيِ يهودي و مسيحي ، اموال مردم را به ناحق مي‌خورند ، و ديگران را از راه خدا بازمي‌دارند ( و از اطمينان مردمان به خود سوءاستفاده مي‌كنند و از پذيرش اسلام ممانعت مي‌نمايند . اي مؤمنان ! شما همچون ايشان نشويد و مواظب علماء بدكردار و عرفاء ناپرهيزگار خود باشيد و بدانيد اسم و رسمْ دنياپرستان مال‌اندوز را تغيير نمي‌دهد ) و كساني كه طلا و نقره را اندوخته مي‌كنند و آن را در راه خدا خرج نمي‌نمايند ، آنان را به عذاب بس بزرگ و بسيار دردناكي مژده بده .

    آری خداوند 1400سال قبل نسبت به زر اندوزی و مال به حرام خوری عده ایی هشدار داده بود اما نشنیدم و بجایش :
    ‏ اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِّن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِيَعْبُدُواْ إِلَهاً وَاحِداً لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ ‏
    ‏ ، علماء ديني و پارسايان خود را هم به خدائي پذيرفته‌اند ( چرا كه علماء و پارسايان ، حلال خدا را حرام ، و حرام خدا را حلال مي‌كنند ، و خودسرانه قانونگذاري مي‌نمايند ، و ديگران هم از ايشان فرمان مي‌برند و سخنان آنان را دين مي‌دانند و كوركورانه به دنبالشان روان مي‌گردند . ترسايان افزون بر آن ) مسيح پسر مريم را نيز خدا مي‌شمارند . ( در صورتي كه در همه كتابهاي آسماني و از سوي همه پيغمبران الهي )
    بديشان جز اين دستور داده نشده است كه : تنها خداي يگانه را بپرستند و بس . جز خدا معبودي نيست و او پاك و منزّه از شرك‌ورزي و چيزهائي است كه ايشان آنها را انباز قرار مي‌دهند .

    سالها از ما خمس گرفتند بی آنکه بگوییم به کدام دلیل!! حال که قران به صراحت به جنگ اشاره داردوآیه خمس را در میان آیات جنگ آورده:
    وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
    ‏ ( اي مسلمانان ! ) بدانيد كه همه غنائمي را كه فراچنگ مي‌آوريد ، يك پنجم آن متعلّق به خدا و پيغمبر و خويشاوندان ( پيغمبر ) و يتيمان و مستمندان و واماندگان در راه است . (اگر به خدا و بدانچه بر بنده خود در روز جدائي ( كفر از ايمان ، يعني در جنگ بدر ، روز هفدهم ماه رمضان سال دوم هجري ) نازل كرديم ايمان داريد . روزي كه دو گروه ( مؤمنان و كافران ) روياروي شدند ( و با هم جنگيدند ، و گروه اندك مؤمنان ، بر جمع كثير كافران ، در پرتو مدد الهي پيروز شدند ) و خدا بر هر چيزي توانا است . ‏

    خداوند این ضعف ادیان گذشته را گفت که بدانیم . و عبرت بگیریم اما نگرفتیم و گفتیم ما که مسلمانیم!!

    تو بیا و بر این ضعف ها خرده بگیر پدر، تو بیا و این دروغ ها را بسوزان نه خود را. که سوزاندن خود به ظرفی کوچک و نفتی اندک، ممکن است و بر کودکی ممکن. اما سوزاندن دلیلِ گمراهی و قدم بر مکتب قرآنی بر امتی مشکل. در اولی اندک شبی اشک و بر دومی ملتی از شهامتت برند رشک.
    پدر جان تامل بر این قران پاک ببر و خود و مارا تنها نگذار و ما به شهامت بودنت مفتخریم نه جرات سوزاندنت.
    ‏ الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيباً
    كساني كه ( برنامه‌ها و ) رسالتهاي خدا را ( به مردم ) مي‌رساندند ، و از او مي‌ترسيدند و از كسي جز خدا نمي‌ترسيدند ، و همين بس كه خدا حسابگر ( زحمات و پاداش دهنده اعمال آنان ) باشد . ‏

    تو را به قران قسم می دهم که بازا به قران و استوار باش بر این راه که کنون به پیروزی نزدیکی. و چون دگر شوی، شعله فکرت همه آنها را بی هیزم ،می سوزاند.
    پدر جان،دوستت داریم، بمان

     
  23. ‏نامه مرا به پدر مبارزم (محمد نوری زاد) برسانید.
    پدر جان چون خوف اقدامی عجولانه، از سوی تو، دارم، برآن شدم، که این نامه را به تو ، حال که نگاهت به نگاهم نزدیک گشته، بنویسم. اما پیش از آن این آیات را بخوان
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنكُمْ وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً ‏
    ‏ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ! اموال همديگر را به ناحق نخوريد مگر اين كه ( تصرّف شما در اموال ديگران از طريق ) داد و ستدي باشد كه از رضايت ( باطني دو طرف ) سرچشمه بگيرد ، و خودكشي مكنيد و خون همديگر را نريزيد . بيگمان خداوند ( پيوسته ) نسبت به شما مهربان بوده ( و خواهد بود ) . ‏
    ‏ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ عُدْوَاناً وَظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَاراً وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللّهِ يَسِيراً ‏
    ‏ و كسي كه چنين كاري ( يعني خودكشي يا خوردن به ناحق اموال ديگران ) را تجاوزگرانه و ستمگرانه مرتكب شود ، او را با آتش دوزخ مي‌سوزانيم ، و اين ( عمل هم ) براي خدا آسان است . ‏

    اما تو نباید دست بدین کار زنی ، چون قدم بر رهی می نهی که همانا خراب کردن حال نیک تو است. حالا وقت ماندن است نه رفتن. رفتن سزوار کسانی است که دستانشان از گناه پاک نگشته. تو باید بمانی ،پدر من .
    پدر جان ، دنیا به همین ، آخر نمی شود. ضعف ما در ندانستن معنای توحید است. ضعف ما از دفاع از توجیه است. ما باید بدانیم که تکلیف بر طاعت حق داریم و ترس و امید هم از او. هیچ جای این معرکه فضایی بر ظالمان نیست. همانا آنان بسی نادانند و نمی دانند که شاید بتوانند ظاهر و جسممان را به بند کشند اما نمی توانند روح و قلبمان را به تسخیر خود در آورند.
    آری جفا بیش گشته و بیداد وسیع، اما من و تو باید بر رهی گام نهیم که به اندیشه ختم گردد نه به اشک. تا به حال از تاریخ فقط به قصد کینه و توهین به عده ایی و صحه بر عقیده ایی که از پدر و مادر خود ارث برده ایم، بهره جسته ایم، اما باید دانست، تاریخ برای عبرت است.
    عثمان، خود بر خون خود تلاش ننمود که از قدرت بر حفظ جان خویش نباید بهره جست، لیک ، خون او بهانه ایی بر خطایی بزرگ از جانب مسلمانانی دیگر شد. و این عبرت نشد، تا به امام حسین رسید، او نیز بر خون و ادا ، قیام ننمود. اما از همه اندیشه اش، جز اشک و ماتم و بر خود کوفتن چیزی منتقل نساختند. از آن همه اسلامش، زخم جانش مهم گشت و آمالش به امامت مورثی ترجمه.
    حال اگر اصل و روح دین که همانا توجه به عمل خویش و نداشتن قیمی جز خدا و تقدیم هرچه داری برای خدا نه غیر خدا- حال اسمش ولی باشد یا که امام- می شد، حال ما هم صورتی دیگر داشت. ما تن دادیم به واژگانی که برایمان معنا کردن و به داستانهایی که تعریف کردن اما یکبار هم نیاندیشیدیم که آیا به قرآن هم، همین است کلام؟
    پدر جان تو باید بمانی، اما خود را به نیروی حق استمداد ده، از بند تن دادن به خیال ولایت، برهان و آنوقت خواهی دانست که می شود ماند، و او می داند که کنون باید آهنگ رفتن داشت. وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
    سالها به دروغ به ما گفتند که امامان عزیزمان معصومند، چرا؟
    که بر گناه خود علتی باشد، چرا که بشر معصوم نیست پس گناه هر آنچه باشد بر ما، باکی نیست.
    سالها وعده موعود دادند و گفتند هر که بگوید فلان نیست، کافر است چرا؟
    تا خود نایبش باشند و بر عجایب گفتارشان رمزی از غیب نهند. حال هر نفر ما باید به عمل هادی باشد . آنان عمل را به انتظار دگر گون ساختند ، که شما را لیاقت از نشتن باشد نه از اندیشیدن و پاک زیستن.
    سالها وعده بهشت رفتن همه شیعه به بهانه گریه ولو ظاهری بر هر امامی یا که امام زاده ایی دادند، چرا؟
    تا که بر بی شرمی های خود، دلیلی از در بخشش نهند، و فساد را باشد توجیهی. و این به حالیست که خود به اندک مخالفت همین اشک ریزان، سربه تیغ نهند.
    ‏ وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ ‏
    و این همان دروغی بود که من تو در قران برایش این آیه را جستجو نکردیم که مثقالی از عمل سزا دارد ،پس گفتند وخام ساختند برادر و خواهرانم.
    این همه لاف گزاف را چرا به امامان بستند؟ حال که رسول خود بر مانندی خودش به ما ،اقرار داشت!!!
    ‏ قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً ‏
    ‏ ( اي پيغمبر ! ) بگو : من فقط انساني همچون شما هستم ( و امتياز من اين است كه من پيغمبر خدايم و آنچه گفت : بگو ؛ مي‌گويم ) و به من وحي مي‌شود كه معبود شما يكي است و بس . پس هركس كه خواهان ديدار خداي خويش است ، بايد كه كار شايسته كند ، و در پرستش پروردگارش كسي را شريك نسازد . ‏
    آری – ما همه پنداشتیم پرستش نماز و روزه است و… . نه پدر، خداوند به ما گفته احدی ، یعنی هیچ کس. به تعبیری دگر، مقام تولی از آن اوست و کلام فقط از سوی اوست مطلق. اما به مقابلش گذاشتند ولایت مطلق . آری این همان رقابت با خداست که آنان به راه انداخته اند.
    گفتند شما بسان… که باید فقط از ما تقلید کنید، یعنی گفتار و پندارمان را تایید کنید. چرا؟
    تا که فکر من وتو آرامش زمستانیشان را بر هم نزند. اما خداوند چیزی دگر گوید:
    ‏ وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً ‏
    ‏ از چيزي دنباله‌روي مكن كه از آن ناآگاهي . بي‌گمان ( انسان در برابر كارهائي كه ) چشم و گوش و دل همه ( و ساير اعضاء ديگر انجام مي‌دهند ) مورد پرس و جوي از آن قرار مي‌گيرد .

    یعنی به هر آنچه خواهی عمل کنی، اندیشه بر. اما آنان می گویند تواندیشه نداری تقلید کن!!
    خداوند چشم و گوش و.. همه را مسول چه ساخته؟ چرا مورد پرس و جو قرار می دهد؟ آری از همان کار نکرده، که اندیشه باشد.
    حال دانستی که امامه داران چرا سکوت کرده اند؟ خوب این آیه را هم ببین تا روشن گردد حقیقت حال چیست:
    ‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّ كَثِيراً مِّنَ الأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ‏
    ‏ اي مؤمنان ! بسياري از علماء دينيِ يهودي و مسيحي ، اموال مردم را به ناحق مي‌خورند ، و ديگران را از راه خدا بازمي‌دارند ( و از اطمينان مردمان به خود سوءاستفاده مي‌كنند و از پذيرش اسلام ممانعت مي‌نمايند . اي مؤمنان ! شما همچون ايشان نشويد و مواظب علماء بدكردار و عرفاء ناپرهيزگار خود باشيد و بدانيد اسم و رسمْ دنياپرستان مال‌اندوز را تغيير نمي‌دهد ) و كساني كه طلا و نقره را اندوخته مي‌كنند و آن را در راه خدا خرج نمي‌نمايند ، آنان را به عذاب بس بزرگ و بسيار دردناكي مژده بده .

    آری خداوند 1400سال قبل نسبت به زذ اندوزی و مال به حرام خوری عده ایی هشدار داده بود اما نشنیدم و بجایش :
    ‏ اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِّن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِيَعْبُدُواْ إِلَهاً وَاحِداً لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ ‏
    ‏ ، علماء ديني و پارسايان خود را هم به خدائي پذيرفته‌اند ( چرا كه علماء و پارسايان ، حلال خدا را حرام ، و حرام خدا را حلال مي‌كنند ، و خودسرانه قانونگذاري مي‌نمايند ، و ديگران هم از ايشان فرمان مي‌برند و سخنان آنان را دين مي‌دانند و كوركورانه به دنبالشان روان مي‌گردند . ترسايان افزون بر آن ) مسيح پسر مريم را نيز خدا مي‌شمارند . ( در صورتي كه در همه كتابهاي آسماني و از سوي همه پيغمبران الهي )
    بديشان جز اين دستور داده نشده است كه : تنها خداي يگانه را بپرستند و بس . جز خدا معبودي نيست و او پاك و منزّه از شرك‌ورزي و چيزهائي است كه ايشان آنها را انباز قرار مي‌دهند .

    سالها از ما خمس گرفتند بی آنکه بگوییم به کدام دلیل!! حال که قران به صراحت به جنگ اشاره داردوآیه خمس را در میان آیات جنگ آورده:
    وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
    ‏ ( اي مسلمانان ! ) بدانيد كه همه غنائمي را كه فراچنگ مي‌آوريد ، يك پنجم آن متعلّق به خدا و پيغمبر و خويشاوندان ( پيغمبر ) و يتيمان و مستمندان و واماندگان در راه است . (اگر به خدا و بدانچه بر بنده خود در روز جدائي ( كفر از ايمان ، يعني در جنگ بدر ، روز هفدهم ماه رمضان سال دوم هجري ) نازل كرديم ايمان داريد . روزي كه دو گروه ( مؤمنان و كافران ) روياروي شدند ( و با هم جنگيدند ، و گروه اندك مؤمنان ، بر جمع كثير كافران ، در پرتو مدد الهي پيروز شدند ) و خدا بر هر چيزي توانا است . ‏

    خداوند این ضعف ادیان گذشته را گفت که بدانیم . و عبرت بگیریم اما نگرفتیم و گفتیم ما که مسلمانیم!!

    تو بیا و بر این ضعف ها خرده بگیر پدر، تو بیا و این دروغ ها را بسوزان نه خود را. که سوزاندن خود به ظرفی کوچک و نفتی اندک، ممکن است و بر کودکی ممکن. اما سوزاندن دلیلِ گمراهی و قدم بر مکتب قرآنی بر امتی مشکل. در اولی اندک شبی اشک و بر دومی ملتی از شهامتت برند رشک.
    پدر جان تامل بر این قران پاک ببر و خود و مارا تنها نگذار و ما به شهامت بودنت مفتخریم نه جرات سوزاندنت.
    ‏ الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيباً
    كساني كه ( برنامه‌ها و ) رسالتهاي خدا را ( به مردم ) مي‌رساندند ، و از او مي‌ترسيدند و از كسي جز خدا نمي‌ترسيدند ، و همين بس كه خدا حسابگر ( زحمات و پاداش دهنده اعمال آنان ) باشد . ‏

    تو را به قران قسم می دهم که بازا به قران و استوار باش بر این راه که کنون به پیروزی نزدیکی. و چون دگر شوی، شعله فکرت همه آنها را بی هیزم ،می سوزاند.
    پدر جان،دوستت داریم، بمان

     
  24. ههههههه….این که میخواد خودشو ببسوزونه پس چرا میگه بازم نامه مینویسم!!!!

     
  25. نوری زاد عزیز سلام .
    تو برای خودت نیستی که خود تصمیم بگیری . آنهم کاری نه در خورد انسان مبارز اصلاحگر . ما بازنده نیستیم – ما با ایمان به انسانیت و خرد برای فرزندان و نوادگانمان داستان ها داریم که در ساختن آن مشغولیم .با همان ادب و متانت یک هوشمند خردمند در پی کشف پهنه ها و قلل نا مکشوفی باش تا داستان ما را بکار آید . آمریکا و یارانش پس از تحریم ها و به ضعف کشیدن این ملت حمله را می آغازند . ما به شهید نیازی نداریم – مبارز میخواهیم . تو ما را داری – یاران دیروزت را بیدار کن . جوانان را مدد بگیر . بی هیچ تردیدی دولت مردان شما را می فهمند – نا امید نشوید – شیوه های بدیع را کشف کنید . بسلامت باشید .

     
  26. نوري زاد عزيز براي اين تصميمت شتاب مكن ايران به قلم شما بيشتر نياز دارد تا به پيكر سوخته تان

     
  27. زهرا ابراهیمی

    جناب فیاض . همگی باید جناب نوری زاد خسته و گرامی را از قسم حرام و باطلی که خورده اند .. باز بداریم …

     
  28. زهرا ابراهیمی

    دست نگه دار … هموطن …

    خود سوزی چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    باید بمانی …

    تا … اگر خدای نکرده … جنگ شد …

    به اتفاق به جبهه برویم …

    من …

    پایم را روی …مین … بگذارم …

    و

    تو …

    فیلم بگیری … و مستند بسازی …

    تا

    شهید آوینی … افتخار کند …

    که

    ایران … می ماند …

    در صلح

    نصيحتي کنمت بشنو و بهانه مگير …. هر آن چه ناصح مشفق بگويدت بپذير

    چو قسمت ازلي بي حضور ما کردند … گر اندکي نه به وفق رضاست خرده مگير

     
  29. شهاب جان درود بر شرافتت.از فونت نوشته ات احساس کردم جوان باشی و اشک در چشمانم جاری شد از این که32 سال پیش در اوج نادانی با رای آری خود در انتخاباتی که در آن تعیین نوع حکومت وجود نداشت چنین سرنوشتی را برایت رقم زدم عذر می خواهم ,نادان بودم و بر جهل خود معترفم ,اما من خود نیز فدا شدم حتی دین خدا هم فنا شد. انسانیت ,جوانمردی ,راستی و درستکاری فنا شد. اگر کسی باید خود سوزی کند ابتدا مدعیان دین یعنی آیت اله ها باید پیش قدم باشند آنان در بوجود آمدن چنین اوضاعی نقش اصلی را داشته اند و در طی این سالها بر کلیه مناصب و پست های دولتی بیواسته یا با واسطه تکیه زده و تایید و تمجید کرده اند ونیز دیوارهای مقدس بیتشان آنقدر ها بلند و سر به فلک کشیده نیست که نامه محمد نوری زاد عزیر از آن عبور نکند. شهاب جان حسی به من میگوید نسیم آزادی در راه است , بوی آزادی را حس می کنم حتی اگر آزادی از جسم باشد.

     
  30. ببخشید کی این آتش بازی شروع میشه؟؟؟

     
  31. من با اطمینان می گویم که خود سوزی آیت الله های ما کمترین هزینه ای است که می شود برای خلاصی از بختکی که به اسم اسلام برگلوی اسلام ومردم مسلمان تیغ می کشد، متقبل شد. این خودسوزی ها می توانند موجی از سرزندگی به جان جامعه ی افسرده و روبه موت ما بدوانند و روح تازه ای به جسم این مرده ی متحرک بدمند.

    if you dont do it, be sur the iranian People will soon be able to it on his own way. the day will come, be patient my friend

     
  32. لرادر عزیز سلام
    تو برای خود نیسنی که حود تصمیم بگیری. آنهم کاری نه در خورد انسان مبارز . ما بازنده نیستیم . ما با ایمان به انسانیت و خرد برای فرزندان و نوادگانمان داستان ها داریم که در ساختن آن مشغولیم.
    تو خودت باش – از من و ما نیرو بگیر . با همان ادب ومتانت یک هوشمند خردمند در پی کشف دریاها و پهنه ها و قلل نا مکشوفی باش تا داستان ما را بکار آید .
    ما در دورانی بس خطیر که از همه سو به مخاطره در آمده ایم نیازی به شهید نداریم – ما محتاج جنگاوریم.
    آمریکا و یارانش پس از به ضعف کشاندن ملت با تحریم ها یورش را می آغازند. در مصرف انرژی صرفه جو باشید .یاران را بیاری گیرید .شیوه های بدیع را دنبال کنید .فراموش نکنید ما در کنار شما هستیم – تاریخ را نمیتوان رها کرد – از جوانان مدد بگیرید .
    قلدران خارجی و داخلی از ضعف ما شادی میکنند . این ملت مظلوم نیست – تن پرور است – خواب است – بیدارش کنید – بکارش بگیرید . یک دست صدا ندارد . دشمن پشت دیوار است . یاران دیروزتان را بیدار کنید تا چاره امروز باشند .
    بی هیچ تردید بخش مهمی از دولت مردان شما را می فهمند . زمان یار شماست – مبارزه را بآخر نکشید . ایمان به پیروزی باور ماست .
    ((حضور بی بدیل و شکوهمند سینمای ایران در همه جشنواره ها و بخصوص اسکار نشانه بزرگی و توانایی های این ملت است . ))

     
  33. جناب نوری زاد:
    شما نوری هستید زاده شده در شب تاریک ما، با سوزاتدن خود این نور را از دل ما نگیرید. چطور فکر می کنید با این کار کسانی را که مهر خدا بر دلهایشان زده شده، به خود می آورید؟ مگر نخوانده اید “والله لا یهدی القوم الظالمین”.
    با خود سوزی خود فقط قلب ما را می سوزانید.
    همین حالا از خدا برای شما آیه ای خواستم باشد که شما را منصرف کند، آمد:
    یریدون ان یطفئو نورالله بافواههم و یابی الله الا ان یتم نوره ، و لو کره الکافرون ( توبه 32)

     
  34. از شما بعید بود این
    مگه داستان قرآن نخوندی قوم موسی، قوم لو ط،قوم صالح.
    اگرتمام اونایی که گفتی اینکار رو هم بکنن باز هم کمه،هر چند اشتباه ولی فکرنمیکنم اونی هم که ستونی فکری چیزی بلرزه حد اقل توایران.اون چیزیکه لرزه میندازه  ظلمه،وقتش هم با خودشه .ماهم قومی هستیم با خصوصیاتی مخصوص به خودمون خداوند هدایت  رو شامل همه ما هم بکنه.

     
  35. مگر در این ملک به فساد کشیده شده چند نفر علم شرافت و اخلاق را بلند نگه داشته اند که یکی از بهترینها شان را رایگان از دست بدهیم. تو ممکن است راه وجدان خود را هموار ببینی اما قدرتمندان را از این آتش گزندی نمیرسد که هیچ شادمان هم میشوند و برای مردم سوگی دیگر میماند و بس. تدبیر دیگر باید ای عزیزترین که آخرین داشته را  در طبق اخلاص گذاشته ای

     
  36. آقای نوری زاد خودت به دکتر مهدی میگی زنده بمان و مقاومت کنی وی خودت میخوای عکسش رو انجام بدی

     
  37. من دارم میرم کومله دانشجوی دانشگاه ملی

     
  38. علی جعفرپور

    سلام
    من آمادم برای خود سوزی برای حفظ اسلام حضرت محمد و حضرت علی که مقتدای منند اینم شمارم منتظر تماست هستم /////

     
  39. سلام من علی و چند بار برات پیام گداشتم جواب ندادی
    من آماده ام که هر جا بگی 2 تایی بریم برای حفظ اسلام خود سوزی کنم
    پدر من سال 66 که من 9 ساله بودم شهید شد و من کمتر از اون نیستم و دلم خونه از این اسلام حکومتی حاضرم برای حضرت علی ع و اینکه مقتدای من پیامبر و حضرت علی خودسوزی کنم تا اینان بفهمند که دین خدارا خراب نکنند من امادم و هیچ تعلقی به دنیا ندارم اینم شمارم برای هماهنگی برای زنده سازی اسلام با فدا کردن جان خودم اقای نوری زاد اینم شماره من///// و منتظر تماست هستم که بیایی به میدام و 2 تایی تا ته هدفمون که مبارزه با دیکتاتوری دینی است ÷یش برویم
    قربانت علی

     
  40. سلام بر محمد نوری زاد عزیز
    شما اگر بسوزی نه تنها دلهامان که روح و روانمان هم می سوزد . آتش کلام شما آنقدر شعله خیز است و نور می پراکند که نیازی به سوزاندن جسم شما نیست . زنده بمانید و این شعله ی افروخته را زنده نگه دارید . برای سلامتی ات دعا می کنم آیت الله محمد !

     
  41. جناب نوریزاد٬
    حتی اگر برای نجات اسلام که بنامش یا مطابق ذاتش بر ایرانیان ستم ها رفته٬ تمام معمین٬ نه بطور
    سمبلیک که به حقیقت خود را در معابر شهرها پیش چشم مردمان به آتش بکشند آینده ای برای اسلام در این ملک وجود نخواهد داشت
    زمان به سرعت درگذر و رویدادهای ناگوار اما اینبار برای اسلامیون در راه است
    به تماشا بنشینیم…

     
  42. سوزاندن جنگلي براي زدودن خسي چرا آخر.

    کشتن چراغ اميدي چرا آخر. خانه تاريکتر ميشود نه روشنتر. به اخلاق بزرگت رشک مي برم بمان با ما

     
  43. ان شاء الله کی می خواید خودتون رو آتش بزنید ؟ زودتر خبر بدید بیایم کف بزنیم و هورا بکشیم

     
  44. سخن از خودسوزی گفتن بیشتریک عمل احساسی است تا عقلانی. آقای نوری زاد شما را به خدا بیش از این برای این ملت غم و درد نسازید. کمی هم امید و صبر و حوصله در کالبد جامعه بدمید. از شما بعید است که این قدر عجول باشید و زود بخواهید جواب نامه هایتان را بگیرید.

     
  45. عزیز خود را نسوزان بمان و ظلم را بسوزان

     
  46. سعیدی سیرجانی

    بگذارید تا آیندگان بدانند در این سرزمین انسانهای دلیری بودند که سر به زیر قدرت خم نکردند
    درود بر نوریزاد گرامی

     
  47. اگر آیت اله های ما شهامت داشتند ,اگر رفتارشان درست بود اگر با مردم صادق بودند , هیچ عربده کشی کفن پوش جرات پیدا نمی کرد که مانند دزدان سر گردنه به بیت آنان حمله ور شود. شاید اینان سخنان پیامبر را و فلسفه خون حسین را فراموش کردند.

     
  48. چرا نظرات منتشر نمی شود

    ……………………….

    متاسفانه چند ماهی بود که سایت از دسترس ما خارج شده بود
    پشتیبانی سایت نوری زاد

     
  49. با سلام به نوري زاد عزيز
    بايد عرض كنم كه اين گونه سخن گفتن باانسانهاي ديكتاتور هيچ وقت پاسخي براي شما ندارد چرا كه آنان صداو ناله هاي شما را نميشنوند هرگز در رفتارآنان تغييري به وجود نمي آورد
    اما محمد جان تو بايد بماني و به راحت ادامه دهي چون هنوز اين مردم(البته نه همه) لياقت اين از خود گذشتگي را ندارند و هنوز متوجه نشده اند كه در چه جامعه اي زندگي ميكنند و دوست و دشمن كيست
    ما هنوز به تو نياز داريم نه براي بيداري ديكتاتور بل براي بيداري خودمان
    خود سوزي تو هيچ تغييري در رفتار اينان ندارد و فقط ما تو را از دست ميدهيم چراكه خيلي ها در طول تاريخ خود را براي اين مردم كشتند و هيچ تاثيري در رفتار آنان نداشت
    اميدوارم كه در هفته آينده باز نامه شمارا بخوانم تا براي زخم وجودم مرحمي باشد
    والسلام

     
  50. محمد عزیز
    هر نامه ات ترا که در حال پرواز هستی ترا که از همه وابستگیها رها شده و اکنون دستی در دست خدای بزرگت و دستی در حلقه ما زمینیان داری از من دور می سازد. نمیدا بزدلی ام با ستایش شجاعتت جبران نمایم و یا از حقد و حسادت ازت خرده بگیرم. امیدوارم بجای اینکه ناگزیر باشی ابراهیم وار پای در آتش بگذاری مردم توانسته باشند بت ها را بشکنند. بدون تردید بسیاری راهی را خواهند گزید که تو اختیار کرده ای حتی اگر در اشتعال عشف به نظام هستی بسوزی شاید که روشنایی این سوختن ها چراغی برای آینده باشد

     
  51. سلام
    برادرنوری زاد
    درصداقت و ایمان شما شکی نیست. اما مشکل جامعه ما با خود سازی شما حل نمی شود. همانطور که خودتان به آقای خزعلی نوشته اید باید بمانید و به مبارزه عقلانی و صبورانه و منطقی خود ادامه دهید. این بیشتر اثرگذار است. خسته و مأیوس نشوید. مشکل فقط این نیست که به نامه شما پاسخ دهند. خودسوزی شما و امثال شما عواطف واحساسات برخی را جریحه دار می کند ولی به زودی آب از آسیاب می خوابد. علاوه براحساسات امروز مشکل فکری، مشکل آلترناتیو، مشکل تضادهای درونی فکری، مذهبی، قومی و … و…مسائلی که حل آنها نیاز به تلاش بی وقفه و صبوری و زمان دارد. فقط احساسات خودتان را ملاک قرارندهید. برای کارهای این چنین با برخی پیشکسوتان مشورت کنید. امرهم شوری بینهم…

     
  52. جناب اقای نوریزاد .نامه اخیرتان همچون همیشه سیله محکمی به گوش ناشنوای این خصم کور و کر .
    همچون همیشه بمبی بود از حقایق که حقیقت تلخ دیگری را در باره بخش بزرگی از این جامعه که برای منافع خود چشم بر حکومت خولی و شمر و بوسفیانهای زمان ما بسته اند و کار عمده شان شده حساب و کتاب دینارو درهم مواجب از بیت المال یا کسب رانت شرکت لاستیک و واردات شکر .
    اما انچه از این نامه در محافل مختلف تلقی گشت انی نبود که همیشه و در تمام شرایط از شما دیدیم و شنیدیم .
    مگر نه انکه به برادر همرزمتان مهدی خزعلی نوشتید که امروز امثال ایشان نه به خود که به ملتی تعلق دارند و بیش از هر چیز وظیفه دارند که بمانند و داد مظلومیت این ملت را رساتر بر سر این دژخیمان فریاد زنند .مگر حسین به امید پیروزی بر سپاه تا دندان مسلح یزید پا در ره کربلا گذاشت وان گونه تا ابد نامش جاودانه شد . انچه امروز از او استوره جاودانه ساخته است چیزی نیست جز مردانگی و صلابت و شجاعت بی مثالش.همه خوب میدانیم که شما در این راه چه ناملایمات و مصابع را به جان خریده اید وهمچنان زیر بار چه فشار فزاینده ای قرار دارید . اما یادتان باشد مردانی چون شما اگر قرار باشد ارامش درجوار معبود متعال را برگذینند به چیزی جز شهادت نباید قانع شوند . که انشاء الله خداوند بعد از پیروزی بر خصم به همه ما عطا فرمایند .
    نصر من الله و فتح قریب . انشاء الله…

     
  53. سلام و درود بر همه ی ازادگان تاریخ

    جناب نوری زاد درد شما درد مشترک درصد عمده ی نخبگان و انسان های فهیم این عصر مملکت ماست ولی متاسفاه با خودسوزی شما مشکلی حل نخواهد شد. مطمئن باشید تاثیر قلم و نوشته های شما بر روح و جان انسان ها بسیار بیشتر از اثر خودسوزی شما خواهد بود. بمانید و بنویسید و بگویید. حتی اگر صد سال شما را به زندان و بند هم بکشند بردباری کنید و تحمل بورزید که:
    “ان الله مع الصابرین” و “ان مع العسر یسرا”

     
  54. منهم موافقم براي ايرانم و براي هميهنان لايق و مظلومم خودم را به آتش ميكشم

     
  55. برادر ارجمند جناب نوری زاد
    شما از دیر وقت است که خود را به آتش فکنده اید و ققنوس وار می سوزید نه شما بلکه بسیاری از فرزندان باغیرت و آگاه ایران عزیز اما دوستمان پیام ارزنده گذارده اند که: با پختگان گو این سخن سوزش نباشد خام را 
    شرایط جدید و یا نه چندان قدیم در پس از انقلاب بویژه دوسه سال اخیر ، نامه استمداد گرفتاران و فریاد نخبگان از جمله سید ارجمند میرحسین به مراجع ، تکلیف را روشن کرده و آنان که در آن لباس بیدارند که از سایرین محبوس تر و مهجورتراند و آنان که خود را به خواب زده اند قصد بیداری ندارند شما و همه فرزندان این ملت باید بمانید و با فکرها و دستهای خویش این سرزمین را به آزادی و آبادانی برسانیم مراقب باشیم دم پا به سن گذاشتن هیجانات در تنگناها غلبه نکند اما باید ستمگران را در آتش ستم خویش سوزاند که این وعده لایتغیر خداوند رحمان است بیایید ناصحانه و گام به گام در مسیر اصلح هم قدم شویم که هیجانات راه به پیروزی ندارد
    سالم و سرفراز باشید

     
  56. در آرشیو نامه ها لطفا یک بازنگری بکنید ، نامه های یک و دو سه … همه یک نامه هستند ، متشکرم

     
  57. آقای نوریزاد عزیز ظاهرا بجای خامنه ایی باید برای خاتمی نامه بنویسید.
    آقای نوریزاد عزیز ترا خدا تر به محمد قسم ی خبری از محمد خاتمی به ما بدین. من مات و مبهوت موندم احساس می کنم به تمام باور هام و اشک هایی که برای شهدا و زندانیان ریختم تجاوز شده. شما حتما شماره ی تماسی از ایشان دارید لطفا بپرسید فقط ی کلمه از طرف من چرا؟

     
  58. سفله در کویر

    درود
    دوستت دارم

     
  59. نهمین نامه پیسک دل به رهبری

    ‫نامه ناصر عبداللهی به رهبر جمهوری اسلامی

    ‫باسلام خدمت رهبرفرزانه و هنر دوست

    ‫من ناصرعبداللهی هنرمند هرمزگانی میخواهم با رهبر مملکتم درد دل کنم و انچیزی که درحیات خودم نتواستم باصراحت بیان کنم اینک از جهان برزخ با تو سخن می گویم ، اگر خود را معرفی کردم ،نه ان است که مرا نمی شناسند ،بلکه بهر انست که از اولین روز به قدرت رسیدن شما دروازه ورود به دنیای هنر رابستید و هرانکس که از قبل درون این منزل جا خوش کرده بود با بی رحمی تمام دق مرگ و عزلت نشین کردید. ناصر عبداللهی را نه تنها در ایران بلکه همه جهان اورا می شناسند ، اما در حیرتم حضرتعالی که همه خوانندگان زمان شاه از گوگوش و مرضیه تا گلپا و اغاسی را بخوبی می شناسی چرا در روزگار ولایتت مرا نمی شناسی و برای یکبار ترانه ای با صدای ناصر را مزین بیت خویش نکرده ای؟ البته نیک میدانم که هر اواز و شعر و غزلی که در مدح خودت باشد فضای بیت شما را عطراگین خواهد کرد و اشعاری که احمد معلم از سر ترس و طمع می سراید در دل حضرت شما جا دارد.پس ملالی نیست ، با من همراه شو تا سخن خویش را به پایان برسانم.

    ‫رهبر فرزانه

    ‫هر هنرمندی از کودکی الگوهایی دارد، من نیز چون سایرهنرمندان اهل شرجی آواهای جنوبی در خون و وجودم بود ،الگوی من حسن کرمی ،جعفر اوج هرمزی ،ارسلان عطایی و ابراهیم منصفی بودند، کسانی که پس از انقلاب در ممنوع خانه شما عزلتی ابدی نصیبشان شد و با گاز خردل فتواهای ابکی بیرحمانه مسموم و مرحوم شدند، و شما ندانستید که هنرمند کارگر کارخانه و کارمند اداره نیست که اگر اخراج شود پیشه دگری را دنبال خواهد کرد، بلکه هنرمند با هنرش نفس می کشد و شما راه تنفس هزاران هنرمند در سراسر ایران را مسدود کردید و هر انکس که توانایی جلای وطن را داشت نیم نفسی می کشد.، هنرمندان دیار شرجی بس ناجوانمردانه تباه شدند ، خون دلهای هنرمندانی چون فردین و بیک و ابرهیم منصفی و سنگبر را خداوند هنر،زیبایی و عشق می تواند حس کند و افسوس که خداوند جبار و خونریز در این سرزمین خدایی می کند .

    ‫رهبر عزیز

    مدارس در هفته دو تا چهار ساعت در هفته درسی بنام هنر دارند و دانش اموزان از ابتدا می توانند با الفبای هنر اشنا شوند و استعدادهای خود را کشف کنند، اما من ناصر عبداللهی سوالی در دلم مانده است که اکنون از شما می پرسم امیدوارم جوابم را دریافت کنم.

    ‫علما و مجتهدین حوزه در همه امورات ما مسئله و فتوا و نظر دارند ، اما من میخواهم بدانم علمای بزرگ حوزه از ابتدای ورود به ان مکان بزرگ از ابتدا تا انتهای کسب علوم حوزوی چند ساعت یا چند واحد دروس هنری را پاس می کنند؟امیدوارم پاسخم این نباشد که دروس حرام در حوزه تدریس نمی شوند چون بنده قانع نمی شوم ،چون دانشمندان و صاحب نظران علوم مادی مانند یک پروفسور علوم ازمایشگاهی برای دستیابی به مبهمات خویش بول و غایط را انالیز کرده تا پاسخ خویش را بیابد و با همان پاسخ سلامتی را به همه ما ارزانی کند.پزشکان قانونی و جرم شناس برای شناسایی قاتل هر جسد گندیده و نجسی را انالیز می کنند تا مجرم شناسایی شود،با این حساب بر چه استدلال و منطقی موسیقی حرام است ، کسی که هیچ از هنر نمی داند و در طول عمرش به یک ساز دست نزده است چگونه می تواند ان را از بیخ و بن مردود و حرام بنامد. هنر جهانی لایتنهاهیست ،پس بنده در حیرتم شخصی که هیچ اطلاعی از دنیای هنر ندارد ،ببخشید اسم هنر ندارد چرا باید در این بحث تخصصی دخول کند و مهمتر درش را تخته نماید.

    ‫رهبر فرزانه

    ‫کسی که در طول عمرش یک ثانیه هم نرقصیده است چگونه می فهمد رقص حرام است، چرا علمای تحت امر شما همه این موارد را یک زن بزک کرده ولخت می بینند؟چرا هنر یک زن لخت و پتیاره نام دارد؟چرا همین لخت و پتیارگی گاها برای استفاده در ایام دهه فجر و انتخابات حلال است؟در این ایام سی که بسی رنج نیز کشیدیم این سوالات هرگز جواب داده نشده اند؟البته جواب در منطق حوزوی ها محلی از اعراب ندارد و تنها باید بی منطق بپذیریم که این چیز حرام است و بدنبال پاسخ نباش چون نشانه شرک است. و باز هم در حیرتم که دشمنی حوزه با هنر به موسیقی و رقص خلاصه نمی شود بلکه گلوی سینما را نیز فشرده است ، جعفر پناهی و مرضیه وفامهر و دهها بازیگر و سینماگر اسیر دخول علوم حوزوی اند که دامنه اش هر روز گسترده تر می شود.

    ‫اصغر فرهادی جایزه اسکار گرفت ،سینمای ایران نخستین جایزه را از بزرگترین رویدادهنری جهان دریافت کرد، و خبرگزاری فارس با جعل و دستکاری سخنرانی متن درخواستی شما را چاپ کرد.ودر واقع میتوان ان را چاپ دروغ نامید ولی نمی دانم چرا علمای عزیز نسبت به این دروغها حساس نیستند؟

    ‫رهبر عزیز باز می پرسم

    ‫چرا علمای حوزه و علوم حوزوی از ورزش، هنر،فیزیک،شیمی،پزشکی ، متافیزیک و اخترشناسی و سایر علوم هیچ نمی دانند ولی در کمال ناباوری در این موارد ورود کرده و حتی حلال و حرام نیز پیرامونش اراسته اند.؟تیمهای ورزشی برای ایران و ملت ایران افتخار می افرینند ولی دریغ از یک پیام تبریک از مراجع و علما.،!!!!! ولی تا دلت بخواهد بازبینی فیلمهای ورزشی برای کشف مثلا سلام کردن و دست دادن یک ورزشکار با یک داور زن و محکومیت و مجرمیت سازی ………… شجریان استاد اواز ایران را مجرم خواندند و مناجاتش را حرام !!!! موسیقی وهنر را مظلومانه منع کردید و استفاده از اواهای هایده و مهستی در مداحی توسط مداحان مدرن بیت حلال !!!!!!

    ‫رهبر عزیز من ناصر عبداللهی از این دیار رخت بر بستم وکسی نفهمید که من چرا و چگونه مرحوم شدم ،این بماند اما برای ختم کلامم نامی می برم از آن لوطی ساز زن بنام غلام جعفر که اوایل انقلاب تنها به جرم نواختن سرنای محلی در روستای چاه فعله بندرعباس هدف گلوله یکی از پاسداران قرارگرفت جان خویش را در راه هنرش فدا کرد ، و باز یادی می کنم از همه هنرمندان دیارشرجی بندرعباس که مظلومانه طعمه حریق ممنوع خانه شما شدند. ولی این را بیاد داشته باش که شاید بتوان هنرمند را به غل و زنجیر بست و نابودش کرد ولی هنر هرگز نمی میرد.

    ‫والسلام ۰۱/۰۳/۲۰۱۲

     
  60. سلام…ببینم شما همه پتسخ ها ونظرات را میخوانید وجواب میدهید که اررهبر! انتظاردارید؟ این را به راستی سوال میکنم نه به کنایه بگویم…واینکه اینهمه التماس ودرخواست فقط برای 4دستگاه کامپیوتر؟؟؟!!!! واقعا خیال میکنید رهبریک مملکت میاید به 4دستگاه کامپیوترشما بپردازد؟؟؟؟یعنی شما اینقدردست تنگید؟ یا رهبر اینقدربیکار؟!!! زنده باشید…..

     
  61. سلام،
    برای اینکه اینکار تاثیر بیشتری داشته باشد باید در یک مکان عمومی و دسته جمعی انجام شود. من هم حاضرم همراهی کنم.

     
  62. آقای نوری زاد به قول سروش اخلاق قدرت اخلاق دیکریست . خوب شد نامه نگاریتان را به آقای خامنه ای پایان دادید. چرا که نه آنچنان افشا گرانه بود که نقاط تاریک جنایت های رژیم و او فاش شود ونه آقای خامنه ای توان گذشتن از لذت قدرت نامشروع را دارد.اما برای یک تحول سه شاخه مهم است 
    1. افرادی که همچون شما ایجاد شهامت کنند
    2. افرادی تئوریک که بتوان سطح آگاهی مردم را از آنجایی که می دانند چه نمی خواهند به انجایی برسانند که بدانند چه می خواهند 
    3. افرادی که بدون چشم داشت وزارت و مدیر کلی ساپورت مالی بکنند
    متاسفانه شهامت از این سرزمین رخت بربسته وبجای آن دو رویی و فرصت طلبی جای آن را گرفته 
    دهه پنجاه با وجودآن همه افراد تئوریک انقلاب به اینجا رسید و وای به حال که در قحط الرجال سیر می کنیم
     واگر پشتوانه افتصادی و حمایتی نباشد خانواده مبارزین فنا خواهند شد در زمان 57 اگر مرکزی 6 ماه هم اعتصاب می کرد آنقدر پس انداز داشت که بتواند خانواده اش را تامین کند ولی الان اگر کسی از کارش چشم پوشی کند با از خانواده اش بگذرد که فقر بیداد می کند.
    اما برای حداقل آگاه کردن مردم عادی که دسترسی به اینترنت و ماهواره ندارند باید همچون 57 نهضتی از اعلامیه و بیانیه پلی کپی راه انداخت که حداقل مردم عادی و حتی اعتقادی های جان فدا کمی از جنایتهای رژیم آگاهی پیدا کنند وگرنه در اینترنت باید به امید معجزه بود  
    به امید  ایرانی آزاد و آگاه

     
  63. سید جان میدونم دلت گرفته و راهی جز خود سوزی نمی بینی ولی شرعا شما حق چنین کاری نداری

    شما می تونی بسوزانی چرا بسوزی؟ این یاغیها از اینکه تو رو در تب و تاب ببینند خوشحال می شوند و فکر می کنند نامه های تو بی اثر است
    اما دریغ که نمی فهمند خداوند منافذ شعورشان رو قفل کرده تا نفهمند اما خسته نشو و کم طاقت نباش
    خدا با توست تا جایی که تو با خدایی پس دست به خود سوزی نزن
    قلم تو سلاح توست و آبروی ما
    با خود سوزی هر دو را می بری
    خدا دشمنت را بکشد
    ، از این به بعد حرف حقت را متمرکز کن و پریشان ننویس ، از حق بگو آنچنان که می گفتی ، تنها عروه الوثقای ما حق رعیت بر حاکم است که نادیده می گیرند، در مدح موسوی بنویس ، نگذار مردم او را فراموش کنند، مردی او چهره ظالم را آشکار کرد، برای او نامه بنویس و بگو اگر عافیت می گزید چه می شد، در مدح شهدای این دو سال بنویس، آنهایی که رفتند کاری حسینی کردند بر ماست که کاری زینبی کنیم،
    برادرت علی

     
  64. دلم گرفت!…. 

     
  65. آقای نوری زاد سلام… از فردا منتظر تعریف و تمجید های آن ور آبی ها، بهایی ها،سلطنت طلبها و… باش. ما شما را با پروانه ها می نویسند شناختیم اما ظاهرا شما خودتان را فراموش کرده اید. آوینی همان بهتر که در این جمع پراکنده ی روایت فتحی ها نیستی….
    … آقای نوری زاد خداحافظ!!! خداحافظ برای همیشه!

     
  66. آقای نوری زاد درود. چه خوب با مراجع اتمام حجت کردی , چه خوب مرز ها را مشخص کردی , اما فکر می کنی این جماعتی که خود را به خواب زده اند با یک خود سوزی بیدار شوند , در تونس خودسوزی یک. سبزی فروش بساط ظلم را در هم پیچید, آیا در اینجا جان یک آیت اله به اندازه جان یک سبزی فروش ارزش دارد ازنوشته اتان چنین استنباط میشد که خود سوزی یک آیت اله کافی نیست و چند نفرشان باید چنین کاری کنند, و من شرمگین میشوم که در چنین زمانی و چنین مکانی زندگی می کنم , جناب نوریزاد باز هم بنویسید به تمامی مراجع تقلید به آنانی که ادای دین را در می آوذند و فقط از دین پیشانی داغ کرده دارند. باز هم بنویس عزیز, زنده باش و بنویس تا ثبت تاریخ شود ,قله ای را که فتح کرده ای ترک نکن, کمان بر زمین مگذار, قلم برکش و بنویس همانگونه که تا کنون نوشته ای داغ وسوزنده, تلخ و گزنده, باز هم بکوب بر این در بسته و درهای های دیگر و بخواه از تمامی مدعیان دین تا مردم بفهمند که چه بیراهه رفتند. موفق و پایدار باشید.

     
  67. سید محمود رضا

    سباس خدای را که به ما نمونه یک انسان و بنده واقعی و خوب را به ما نشان داد . به ما یوسف را نشان داد تا کسی بهانه هرزه گی نداشته باشد . به ما تو را داد تا کسی به بهانه زن و فرزند خان مان توجیه لال شدن را نداشته باشد و لو از خطه و دیار یزد باشد. دستانت را می بوسم 

     
  68. کارشناسی از انرِزی اتمی

    برادرعزیزم جناب آقای نوری زاد
    در این مملکت که علمای ما بسان مردگان متحرک و بی روح زندگی می کنند مانند شما مردان شجاع و وطن پرست انگشت شمار ند پس حداقل خود سوزی را به وجدان خواب آلود علمایی بسپارید که خود را مدعی دفاع از اسلام و شعارهای رهایی بخش آن از یوغ بندگی هر ظالمی می دانند چه در لباس ولایت فقیه باشد چه در هر لباس دیگری و باشد که صدای امثال شما که ندای آزادی وآزادگی است در گوش خفتگان این سرزمین فرو رود وروزی با بیداری مردم زجر کشیده این سرزمین به یغما رفته باز عطر یک حکومت مردمی مشام همه ایرانیان دلسوز را بنوازد دور نیست روز ی که خائنان به خون شهدا چهره پلیدشان برای این مردم کاملا آشکار خواهد شد به امید آن روز

     
  69. مردی آقا … دوستت دارم

     
  70. نوریزاد عزیز مئتهاست انتظار این آخرین نامه را میگشیدم کهخوشبختانه از راه رسید وباهمه قدرت اعلام میدارم برای سوختن آماده ام شاید دود وخاکستر ما بتواند دستگاه جبار را اندکی کور کند وجوانان عزیزما بتوانند درآن چند لحظه هر چه میخواهند بپوشند وبنوشند شادی کنند ….

     
  71. ایران فردا به امثال شما نیاز داره.
    لطفا مواظب سلامتی تون باشید!

     
  72. eslam ba hamleh arab amad, behtar az in nemishe. aghaye norizad in dovomin commente, avalio keh delet kardi

     
  73. تو را به خدا حرف از خودسوزی نزنید که این حکومت برای جان هیچ کس ارزش قائل نیست مردم هم از بس که کشتن دیده اند بی تفاوت شده اند . فقط بنویسید

     
  74. سلام جناب محمد نوری زاد
    جا دارد از طرف خود و تمام هموطنان عزیزم از این اقدام شجاعانه شما تشکر کنم.
    و امیدوارم هر چه زودتر شاهد به اتش کشیده شدن جسم مطهرتان باشیم بلکه از این رهگذر این نظام سلطه گر نیز ادب شود.
    من به نوبه ی خود قول میدهم تا با حضور در مراسم اتش کشان شما با رقص و پایکوبی و تهیه فیلم های مهیج و ارسال ان به سراسر جهان و شبکه های اجتماعی یاد شما را مانند یاد سایر شهدای نهضت زنده نگه دارم.
    البته پیشنهاد میکنم تا چهارشنبه سوری صبر کنید و سپس به این کار شجاعانه مبادرت ورزید.شما با اینکارتان فصل جدیدی در پرونده ی نافرمانی های مدنی باز نموده و راهکاری تازه و نوین پیش پای اپوزیسیون گذاشتید.اکنون تظاهرات ، تهدید به جنگ ، نامه نگاری و حتی هرج و مرج و شلوغی هم برای از بین رفتن این نظام ظالم کافی نیست همه ی احاد اپوزیسیون باید در روز چهارشنبه سوری باید خودسوزی کنند.و شما به عنوان پرچمدار و رهبر این عمل(مانند جنبش نامه نگاری) جاودان خواهید شد.اصلا پیشنهاد میکنم یک کمپین مانند کمپین نامه نویسی به رهبر انقلاب راه بیاندازید به نام کمپین خود سوزی.و یکی یکی خود را به اتش بکشید.تصور کنید که این اقدام حداقل فایده ای که دارد با افزایش گازهای الاینده هوا و الودگی هوای ایران میتواند چه نارضایتی در میان مردم ایجاد کند.ما منتظر این اقدام شجاعانه شما خواهیم ماند و تا ان لحظه ثانیه شماری میکنیم.به امید روزی که همه ی اپوزیسیون برای بیداری و تنویر افکار عمومی خود را به اتش بکشند.

     
  75. احمد فرهادی

    گرچه شب تاریک است،
    دل قوی دار،
    سحر نزدیک است!

    نوری زادِ گرامی!
    خواندن نامه ی بیست و پنجم شما مرا ترساند.
    نامه های شما شعرهای بلند زیبایی هستند که دردهای جانسوز میهن مشترکمان، خانه ی مشترکمان، مادرمان ایران را فریاد می کنند، چنان فریادی که هیچ گوش کری را نیز توان نشنیدن آن نیست. این فریاد، فریاد عجز و درماندگی نیست، فریادی است انسانی که «تباهی درد را / به چشم جهانیان / پدیدار می کند»، نفرت از زور و ستم و جهل و سوء استفاده از جهل را در دل ها می گستراند، بسیار مهمتر اینکه، در عین حال ایستادگی را و مقاومت را و مبارزه را با هرچه پلشتی و ناپاکی است برمی انگیزد. درود بر شما.
    هر نامه ی شما را که خوانده ام تحسین تان کرده ام و به شما به خاطر قدرت بیانی که دارید حسادت ورزیده ام. ولی نامه ی بیست و پنجم تان من و همسرم را ترساند. دیشب که همسرم، مانند بسیاری از شب های پس از کودتای ۲۲ خرداد، در فضای مجازی پرسه می زد با شگفتی گفت نوریزاد نامه ی بیست و پنجم را یک شب زودتر منتشر کرده است. گفتم در نامه ی بیست و چهارم وعده ی پنجشنبه را داده بود. رفتیم سراغ نامه. بسیاری از نامه های شما را باهم می خوانیم، یکی با صدای بلند می خواند و دیگری می شنود، همراه با چاشنی ابراز احساسات مان و تفسیرهای مان و اظهارنظرهای مان. آری رفتیم سراغ نامه و با تحسین همیشگی خواندیمش تا رسیدیم به « من بجای همه ی آیت الله ها خودم را به آتش می کشم» هر دو ترسیدیم و ناباورانه به هم نگاه کردیم. گفتیم تا آخر بخوانیم و ببینیم موضوع چیست، ولی به آخر نرسیده خواندن را به صورت جدی قطع کردیم آنجا که نوشته بودید.«بله، من به زودی خود را به آتش خواهم کشید» و ناباورانه به بحث پرداختیم. البته بعد نامه را تا آخر خواندیم و بعد مفصل بحث کردیم.
    ماحصل سخنان همسرم و من همان بود که ۴ اسفند خطاب به آقای مهدی خزعلی نوشتم: «در شرایطی که شما درگیر پیکار مرگ و زندگی هستید به خودم اجازه نمی دهم توصیه ای به شما بکنم، ولی به خودم اجازه می دهم برداشتم را در مورد این پیکار قهرمانانه از زبان آرش کمانگیر بیان کنم.
    دلم از مرگ بیزار است؛
    که مرگِ اهرمنخو آدمیخوار است.
    ولی آندم که ز اندوهان روانِ زندگی تار است؛
    ولی، آندم که نیکی و بدی را گاهِ پیکار است،
    فرو رفتن به کامِ مرگ شیرین است.
    همان بایستۀ آزادگی این است.
    گرچه صادقانه نمی دانم در شرایط کنونی خودم این شجاعت را دارم یا نه ولی بر این باورم «فرو رفتن به کامِ مرگ» آنگاه «شیرین است» که نتیجه اش در پیکار به خاطر آن هدف انسانی، که آدمی حاضر است جانش را در راه آن فدا کند، بیشتر از زنده ماندن باشد. اکنون پرسش این است که آیا مرگ شما در این شرایط بیشتر از زنده ماندن تان به رسیدن به هدف انسانی تان خدمت می کند؟ برداشت من این است که زنده ماندن شما بسیار بسیار بیشتر از مرگ شما در راستای هدف بزرگ و انسانی پیکار ملی ما اثر می گذارد. در گذر از این شرایط بسیار وخیم، وجود زنده و سالم و شاداب شما نه تنها مفید که ضروری است و بسیار هم ضروری است. امروز ملت ایران میان دو سنگ آسیاب خشن و زمخت تحریم و تحقیر و تحدید منافع و تهدید جنگ و خطر تکه پاره شدن وطن از سوی بیگانگان و استبداد و غارت و چپاول و زورگویی و تحقیر از سوی به ظاهر هم میهنان خود قرار گرفته است. برای رهایی از خرد شدن در لابلای سنگ های پلید و مرگ آفرین این آسیاب مهلک و برای گذر از این گذرگاه صعب العبور، اردوی ملت به تک تک افرادش، به تک تک مبارزانش نیازمند است.
    دو جبهه ی مرگ و زندگی در نبردند. البته که راه سخت و بسیار ناهموار و پرخطر است. هیولاهای فراوانی سر راه دهان شوم خود را برای بلعیدن فرزندان ملت گشوده اند. ولی در پس همه ی این سختی ها سپیده در حال دمیدن است و سحر در حال شدن. در کنار پلشتی های فراوان، دگرگونی های شگفت انگیز و زیبایی در حال رخ دادنند. و این همه درد، درد زایش دنیایی نو و زیبا است. آرزو می کنم زنده بمانید و با هم و در کنار هم دمیدن سپیده ی آزادی را شاهد باشیم.».
    حال همسرم و من شما را مورد خطاب قرار می دهیم که «گرچه شب تاریک است، / دل قوی دار، / سحر نزدیک است» و از شما می خواهیم
    به خاطر ادامه ی مبارزه زنده بمانید!

    احمد فرهادی
    ۱۲ اسفند ۱۳۹۰

     
  76. سلام آقای نوری زاده
    من را هم همراه خود بدانید من نیز آیتی هستم از طرف خدا،تمام انسانها هم آیاتی از طرف خدا هستم
    اگر با آتش گرفتن ۸ آیت خدا ایرانی آزاد به وجود می آید دوست دارم من هم یک از این ۸ نفر باشم
    روز و تاریخ بگویید تا شعله های آتش نه تنها تهران را که تمام ایران را پاک کند

     
  77. کشور ما قرنهاست دچار خفت اسلام است. آقای نوریزاد آدرس عوظی ندین.

     
  78. در اعتراض به خفتی که اسلام در این ملک دچار آن شده است

     بهتره بگید مملکتی که قرنهاست دچار خفت اسلام شده . باز میخاین چند ساله دیگه یک اسلام راستین برای مردم راست کنین.

     
  79. آقای نوریزاد. پدر بزرگوارم! روح ما را با این نوشته ات به آتش کشیدی. اگر نوریزاد و خزعلی و دیگران این چنین ما را از برکت وجود خود محروم کنند دیگر مگر صدایی برای این مردم مظلوم می ماند؟ شما صدای ملتید و باید بمانید تا به همراهی یکدیگر به آتش کشیده شدن بساط ظلم را به نظاره بنشینیم.

     
  80. سلام محمد جان من هم محمد از دیار کردستان ولی الان به برکت انقلابتان دوازده ساله در دیار غربت.تمام نامه هات به خامنه ای را خوانده ام و روز شماری میکردم تا جمعه و نامه جدیدت خیلی بر حق بودن و کلی با هات هم نظر بودم.ولی که گفتی اخرین نامم هست کلی دلم گرفت تا اینکه باور کن امشب تو خوابم امدی
    خیلی معصوم و دوست داشتنی چند تا عکس با هم گرفتیم خیلی ازت خواهش کردم به نامه هات ادامه بده.
    باور کن خیلی مخاطب داری حرف نود درصد مردم و میگی.خیلی وقت بود میخواستم یه چیزی در جواب درخواستت جهت نامه نویسی بنویسم تا اینکه نه تنها در بیداری در خواب هم موثری.
    محمد جان از چی میخوای بگم از برکت انقلاب گوشم با صدای توپ و خمپاره باز شد با حکم جهاد امامت
    در اوایل انقلاب علیه ملت کرد مدتها اواره و بی خانه مان بودیم.هشت سال جنگ ایران و عراق زیر بمباران
    بودیم چه ها کشته و زخمی که دادیم چه جنایتهایی که اطلاعات در کردستان نکرد چه فقر و بدبختی که بر
    مردم نبارید چه جوانهای که اواره غربت نشدند به خاطر بیکاری فقر گزینش نشدن که خودم یکی از انان
    بودم.از چی بگم نوریزاد این یک از هزاره که میگم.انقلاب ما انفجار نور نبود انفجار زور بود انفجار
    فساد خیانت ظلم فحشا دزدی فقر و…بود.۰۲/۰۳/۲۰۱۲
    محمد اروپا

     
  81. محمد جان زنده بمان

     
  82. هيچگاه خود را به اتش نكش اين عمل خشونت را در سطح جامعه افزايشً ميدهد

     
  83. اقای نوری زاد،
    همیشه نامه های شما را به رهبری خواندم و خواستم تا بنویسم که این ره که تو میروی به ترکستان است و تو بیهوده آب در هاونگ می کوبی. تو به من بگو که آیا جواب تفرعن گرائی، قربان صدقه رفتن و خواهش و التماس است؟ اما به حق که تیزی حرف حق هم در لابلای کلماتت گنجادی. به هرحال، با تو موافقم که از ای پس روی سخنت به مردم باشد که صاحب حق اصلی آنان هستند. سخن حق گفتن به غاصب حق مردم کاری عبث و نکوهیده است. اما با تو مخالفم نسبت به این پیشنهاد نسنجیده و نکو هیده که خود را بسوزانی یا چنین نسخه نابخردانه ای برای دیگران بپیچی. آیا می خواهی که نوریزادی که امید در دل برخی مردم کاشت، فردی کم جنبه و دیوانه لقب بگیرد؟ تو که خودت به مهدی نصیحت کردی که بمان و حرف بزن، چرا به نصیحت خودت عمل نمیکنی؟ اینجا اگر میدان جنگ است، میدان جنگ تفکر و اندیشه است. همه ما تو را صاحب تجربه از جان گذشتگی میدانیم و خواه ناخواه تورا می ستائیم، اما خودسوزی تو را من نه نشان از شجاعتی که در تو سراغ دارم که نشان از ضعفی که در تو سراغ ندارم می بینم. امیدوارم که خدا ما را به راه راست هدایت کند.

     
  84. تو بايد زنده بماني و شاهد نابودي اين ها باشي و نه برًعكس

     
  85. سلام
    مبادا اندیشه چنین عملی از سر شما بگذرد.
    چرا که شما آتش انداز سپاه ما در خرمن دشمنید. کسی خود را آتش میزند که نتواند دیگران را به آتش کشد. شما که با هر سخن خود آتشی می افروزید را به خود سوزی چه حاجت است؟
    بمان و بسوزان
    یا علی

     
  86. آزادی ایران

    برادر عزیز و گرامی محمد نوریزاد

    در عجبم از این تصمیمی که گرفته ای. صدای تو ، کلام تو و حضورت به جانهای نیمه زنده ما زندگی میبخشد. صبر ایوب پیشه کن و ببین که چگونه خداوند ، ظالمین را به دست خود آنها از میان میبرد. من به شجاعت روحی و علمی تو ایمان دارم.

    دوستدار و برادر کوچک شما

     
  87. سلام نوري زادعزيزوممنون ازنامه وقلم زيبايتان،اگه يه كم فونت نوشته هاروبزرگ كنيدماهم چشم دردنميگيريم ويانميريم توسايتاي ديگه نامه هاروبخونيم وازسايت خودتون كه كامل ترهم هست ميخونيم…ممنون

     
  88. سلام آقای نوری زاد خداوند در قرآن صبر را نیز قرار داده ما سعی و تلاش خود را می کنیم و قائل به نتیجه نیستیم
    کمی فکر کنید انقدر زود تصمیم نگیرید بگذارید مردم بی تفاوت بر سرنوشت خود در قحطی فکر بمانند .بگذارید مردم همه به نتیجه خود سوزی برسند بگذارید آگاه تر شوند

     
  89. عین همون حرفی‌ که خودت به خزعلی زدی!!! بمونو مبارزه کن، قلم تو خطرناک تر از آتش تن توست !!!
    و خوب حالا که از مرگ راسی نداری و خطر‌های راهی‌ که برگزیدی رو به جون خریدی هر لحظه هم آماده باش که با به شهادت رسوندنت باز هم دست‌های خودشونو کثیف تر کنند!!! 

    دستگاه حاکم ما وقیح تر از اون که با خود سوزیه یه آدم حتا با میلیون‌ها آدم بخودش بیاد!

     
  90. جناب نوریزاد گرامی
    پند و اندرز بر کسانی اثر می گذارد که روشنایی چشمِ دلشان را طمع قدرت و پول و خداپنداری پُر نکرده باشد. اینک و در واپسین روزهای سال 1390 هجری خورشیدی (2570 شاهنشاهی) همه ایرانیان پاکنهاد خواسته یا ناخواسته چشم به راه رویدادی بزرگ هستند که برای همیشه آنان را از شر حکومت دینی رها نماید. با توجه به سخنانی که شما و امثال شما گفتند و حاکمیت نشنید، با افسوس بسیار اگر همچنان چرخ روزگار بر همین پایه بچرخد رویه ای جز جنگی خونین از سوی غرب علیه خطرات تروریستی این رژیم که سودای دست یازیدن به اسلحه اتمی را نیز دارد، باقی نمی ماند. ولی این بها را بایستی ملت ایران که در شورشی بی خردانه در سال 57 علیه حکومتی که بسیار جای اصلاح و تغییر داشت ولی همه چیز خود را در پای ملایانی دنیاپرست و خودخواه بر زمین ریخت بپردازد و گریزی از آن نیست. مگر آنکه معجزه ای بزرگتر از طوفان نوح روی بدهد و خامنه ای و درباریانش را از کردارشان پشیمان سازد!!! حال که مردمان کشور از پرداخت هزینه های کمتر و کوچکتر برای آزادسازی میهن شان از چنگال اهریمنان و هیولاهای سپاهی و اطلاعاتی عاجز مانده اند، باید که هزینه های بزرگی را پرداخت کنند تا شاید روزی در سالیان نه چندان نزدیک، از خاکستر ویرانی ها و بدبختی هایی که در راه است، نسل های آینده ما در راه آبادانی ایران و آزادی و دموکراسی در میهن به معنای واقعی بکوشند و ایرانی بسازند در حد آرزوهای نسل ما.
    مرا ببخشید که از سالشمار شاهنشاهی استفاده کردم ولی در فردای ایران چه حکومت آینده یک جمهوری تمام عیار باشد چه پادشاهی پارلمانی از گونه هلند و سوئد و دانمارک، باید که سالشمار هجری خورشیدی که نمادی از اسلام است به احترام همه ایرانیان دیندار و بی دین و به بزرگی تاریخ سرزمین مان به سالشمار پادشاهی کورش هخامنشی دگرگونی یابد.
    امید که کامیاب و پایدار باشید.

     
  91. ای بابا! نامه هات تموم شد؟ چرا؟؟؟؟؟؟ می خندیدیم خوب بود!!!

     
  92. درود بر شرفت – خواستم به آیت الله ها بگم بعد از خیزش مردم حرکتی کنید در غیر اینصورت سیل شما را هم خواهد برد

     
  93. احسنت! خامنه ای رفتنی است دل به فردا بسپار عزیز جان محمد!

     
  94. پرنده مهاجر

    آيت‌الله‌هاي ايران سالها در منابر و در سوگ حسين در مورد اهميت فداكاري و جانفشاني براي مردم گفتند!
    آنها همواره به نقش 72 يار فداكار حسين كه جان خويش را بر سر حقيقت حسين نثار كردند، داد سخن مي‌دادند و مردم هماره مي‌پنداشتند اگر اينان موقعيت مشابهي پيش آيد حتما همان راه را انتخاب مي‌نمايند … اما در اولين تجربه ثابت كردند كه همه اين حرفها و ادعاها پوچ و توخالي و يا شايد براي سرگرم كردن مردم بوده است!

     
  95. امیدوارم که این خودسوزی واقعی نباشه و فقط نمادی از تغییر رفتار و روح شما نسبت به خامنه‌ای باشه, حتا فکر کردن به اینکه شما چنین کاری انجام بدین بدن‌ام رو به رعشه میندازه, به قول خودتون “بزرگوار” ازتون خواهش می‌کنم کاری نکنید که ما شما رو نداشته باشیم, دوست دارم وقتی تو روزهای خوب خودم و مردم رو می‌بینم شما هم باشید و همه با هم خوشحال باشیم, خواهش می‌کنم کاری نکنید……. التماس می‌کنم

     
  96. دیوث عالم و آدمی اگه این کارو نکنی

     
  97. آقای نوریزاد عزیز در اسلام تشکیلاتی مثل حوزه قم و سلسله مراتبی همچون مرجع تقلید و آیت الله العظمی و آیت الله و حجت الاسلام و امثالهم وجود نداشته بلکه از بدعتهای ورود تشیع صفوی است که ایران مسلمان را به نابودی کشاند. لطفاً در این زمینه تحقیق کنید و مذهب موروثی خود را بر حق مدانید و به آن دلخوش نباشید و من به شما اطمینان میدهم که اگر در این زمینه بر اساس قرآن تحقیق کنید خواهید دید که تشیع ایرانی حاوی شرک خالص به خدا و کینه نسبت به شاگردان رسول اکرم است. من صریحاً این سخنان را از باب دلسوزی و نصیحت به شما گفتم و از شما می خواهم در این باب تحقیق کنید. بعد از انقلاب بیشتر از یکهزار جلد کتاب فارسی توسط مسلمانان اهل سنت ایران تالیف و ترجمه شده است که فروش آنها در ایران غیر مجاز است اما در سایت عقیده برای دانلود مجانی گذاشته شده اند. اگر تعصب را برای چند ثانیه کنار بگذارید خواهید دانست که تمام آنچه یک ایرانی معاصر میتواند به آن ببالد و افتخار کند مربوط به فاصله‌ی زمانی بعد از ورود اسلام به ایران و قبل از ورود تشیع به ایران است. فردوسی در سر آغاز شاهنانه اش در گفتار هفتم میگوید «عمر کرد اسلام را آشکار / بیاراست گیتی چو باغ بهار». کتاب تاریخ شاه اسماعیل صفوی را مطالعه بفرمائید تا بدانید چه تفکری و چگونه وارد ایران شد و تا بدانید که حکومت آیت الله های فعلی همان حکومت شاه اسماعیل صفوی با همان طرز تفکر علامه مجلسی وزیر دربار و مروج خرافات است. امیدوارم نصایح این ناصح مشفق و رک گو را جدی بگیرید. تقلید و خمس و ازدواج موقت و ولایت غیر خدا و توسل به غیر خدا و لعنت فرستادن بر مهاجرین و انصار همگی مخالف صریح آیات الهی هستند. درود بر شما مرد شجاع، دلیر و راستین.

     
  98. اقاي نوري زاد عزيز مشكل شما اينست كه ز انسانهايي كه در سابقه مطالعاتي خوديك فرمول در مورد علل و عوامل و رابطه هاي جهان هستي نخوانده ان انتظار درك داريد
    اين ايت الله ها كه شما ميگوييد علت هر چيز را خدا دانسته و به ان راضيند حتي اگر كسي مثل علي خامناي در حال تيشه به ريشه اسلام زدن است را درك نمي كنند انان جز چند سطر احاديث و قران نخوانده اند قراني كه در ان روابط جنس

     
  99. آقای نوری زاد عزیز
    اینان مثل بسیاری مردم خود را به خواب زده اند
    خون و خودسوزی بیدارشان نخواهد کرد

     
  100. دوست و برادرم جناب نوريزاد , من قبلا هم با اين نام مستعار برايتان کامنت گذاشته ام ( در خصوص نامه آقاي اشکوري ) . حقير با ارادتي که در اين مدت نسبت به شما پيدا کرده ام مي دانم که تهديد به خودسوزي شما صرفا يک تهديد و بولف سياسي جهت نيل به خواسته هاي مشروع خود و مردم نيست مي دانم هر آن ممکن است دست به اين اقدام بزنيد, به همين جهت است که نيمي از طول شب را به تبعات خود سوزي تان فکر کرده ام. من از شما عاجزانه مي خواهم که عجولانه تصميم نگيريد. اين درخواستم صرفا به خاطرعلاقه ام به حضرت عالي نيست مطمئن باشيد به جهت نقش مهمتريست که در آينده براي افرادي چون شما و دکتر خزعلي قائلم. برادرم ايران شرايط کشور تونس را ندارد . کمي به تبعات شهادت هدا صابر , هاله سحابي و صدها شهيد بعد از خرداد 88 بيانديشيد. متاسفانه بخش عظيمي از مردم به علت مشکلات معيشتي هنوز براي انتخايات شناسنامه خود را به بهايي اندک مي فروشند يا هنوز نگران درج مهر انتخابات در آنند . اطمينان داشته باشيد شما نيز مانند هاله سحابي به فراموشي سپرده خواهيد شد فقط شايد بيداراني چون بهاره هدايت در مرخصي از زندان روي خاک شما فاتحه بخوانند. نوريزاد عزيز ما فعلا به شهادت و شهامت قلم تان محتاجيم , آن را از ملت مان دريغ نداريد.

     
  101. آقای نوری زاد خود سوزی کار همون روحانیت بی خاصیتی هست که کاری انجام نداده ,ولی شما با نامه هاتون خیلی ها رو امیدوار میکنید
    این کار نکنید ,هیچ وقت

     
  102. بسیجی دفاع مقدس

    در خانه اگر کس است..
    یک حرف بس است..
    هم رزم دیروز،محمد عزیز! کسی که خود را بخواب زده نمیشه بیدارش کرد…

     
  103. نه بزرگوار
    این درست نیست
    مهدی که اونجوری شما هم که اینجوری
    خیلی تنها میشیم
    به ما جوان های ایران زمین که سالهاست فقط از اسلام این حکومت بوی تعفن شنیده ایم و تشنه عطر حقیقی زندگی هستیم رحم کن
    نه بزرگوار
    بمان و برای روزهای شاد پیروزی و آزادی کنارمان باش
    خودسوزی شما دردهای ما افزون میکند
    عممان را فراوان

     
  104. دکتر نوری زاد عزیز، با کلی امید نامه های شما را هر هفته می خوانم ولی امشب با خواندن این نامه و در بخش پایانی آن چنان از حرفی که زدید شوکه شدم که دنیا پیش چشمم تیره و تار شد،‌شما را به همان خدایی که می پرستید اگر چنین فکری واقعا به ذهنتان خطور کرده به آن عمل نکنید،‌رحم کنید به جوانانی که تمام امیدشان به شما بزرگان است و باید راه چاره را اینگونه به آنها بنمایید(خود سوزی!) باز هم قسم تان میدهم که چنین کاری نکنید و به یک دنیا آرزو و آمال ما جوانان اینگونه پاسخ نگویید، این کار یعنی تسلیم شدن و هیچ معنای دیگری از آن استنباط نخواهد شد، شما را به همه مقدساتتان رحم کنید، بخدا تاثیر منفی چنین عملی بر ما بسیار بیشتر از تاثیرش بر دزدان نابکار و غاصبان حقوق مردم است، همین الان و فقط با بیان این موضوع از طرف شما بغض و نا امیدی تمام وجودم را گرفته، قرار بود چراغ فراروی مان باشید و امید روزهای روشن… نه هرگز… هنوز امیدوارم زمانی بگذرد و متوجه شوم که همه این حرفهای آخری شما را در خواب دیدم و این مصیبت در بیداری هرگز بر سرمان نازل نخواهد شد…

     
  105. آقای نوری زاد بر شرفت آفرین. اما این طور که من می فهمم شما واقعا می خواهی خودت را آتش بزنی! خواهش می کنم این کار را نکن در وجود حاکمان ایران ذره ای انسانیت نمانده و همه به حیواناتی غریزی بدل شده اند. انها انسان نیستند که از دیدن سوختن انسانی دست به آبی برند تا آتش را فرو بنشانند یا لااقل اخگری از ان آتش در مغزشان بیفتد و بیدارشان کند. اینان کفتاری را می مانند که از سئختن آدمی تنها چیزی که می فهمد این است که خوراکش در حال پختن است. لاشخور به انتظار مرگ شیر است، ای شیر خودت را نسوزان.

     
  106. سلام جناب آقاي نوري زاد من بعد از خواندن نامه شما خيلي نگران شدم خواهشا از تصميمتان صرف نظر كنيد، انشاالله شما در مقابل خداوند با همين نامه نگاري ها كه تا امروز انجام داديد مأجور خواهيد بود و دين خود را نسبت به كشور انجام داديد، اين حقير از اعمالي كه نسبت به شما و آقاي خزعلي مي‌شود واقعا متأسفم، لطفا از اين به بعد اينها را به خدا بسپاريد و به زندگي عادي خود بپردازيد روزي كه شما اولين نامه را نوشتيد دين خود را ادا كرديد.
    با احترام و خواهش مجدد

     
  107. دکتر عزیز از تر جان خواهشا ما رو نترسونین شما که خود بهتر میدونین از این آیت الله های جیره خوار دنیا پرست(بجز تعداد اشت شمار) که با هم، هم کاسه اند دودی بلند نمیشود.اما چون به اراده جناب شما وجناب آقای دکتر خزعلی ایمان داریم،وقتی این صحبت ها رو میشنویم واقعا از ته قلب دلمون میلرزد.ما بیست و پنج هفته است که اشکهایمان را به پای قلم شما ریختیم و عقده های دل را با صدای شما گشودیم بلکه امیدی باشد.این طنین حق را در این سنگ سرای یخ بسته از ما نگیرین تنها شماها برایمان مانده اید

     
  108. محمد جان
    با پختگان گوی این سخن سوزش نباشد خام را

     
  109. اینهمه شجاعت واینهمه شهامت والله که مقدس وستودنیست
    اما ای بزرگوار من ملت سخت محتاج وتشنه توایم تا آزادی در سرزمینمان جاری وساری شود مرا هرچند قطره ای بی آب مگذار
    بیشتر از همیشه دوستت دارم وبیشتر از همیشه دلتنگ توام
    اما ای مراد من اگر دیدی که آیت اللهی حاضر نبود که در راه اسلام ودین وظلم جانکاهی که این روزها تشدد نموده
    دعوت شما را بپذیرد یقین بدان که آخرت برایشان مفهومی ندارد و برای همسایه فقط چاره ساز است

     
  110. درود جناب نوریزاد میهندوست،
    خواشمندم برای سربلندی و رهایی ایران از این تنگنا شما بمان و به نبرد دلاوران ای که پیش میبری ما را یاری رسان. خود سوزی شما به سود دشمنان مردم ایران است. خود سوزی شما بیش از هر کسی همان رهبرت را شادمان میکند. بمان و و همراه با دیگران با شکیبایی مبارزه را تا پایان پیش بران. ما به شما نیازمندیم. شما را سوگند به همان باور های بی غل و غش خودتان ، بمان چون زنده ی شما کارساز تر است، مخاطبین شما در لایه هایی از وابستگان به نظام هستند که دیگران اصلآ بر آنها کمترین اثر گذاری را ندارند. تنها این نوشتار های زیبا ، روان و سرشار از ایمان شماست که میتواند جلو بسیاری از آنها را ، از رفتن بسوی کشتار مردم در هر برآمدی بگیرد. یکبار دیگر خواشمندم بمان و در این نبرد سرنوشت ساز جنبش را تنها مگذار. احساس میهنی، انسانی و دینی شما قابل احترام است ولی مرگ شما نه تنها راهگشا نیست بلکه آسیبی جبران ناپذیر است به جنبش در زمانی که بسیاری از یاران در بندند و برادران قاچاقچی با سرکوب بی رحمانه ، نفس های مردم را در سینه فرو خوابانده است. در این تلخ هنگام هر نوشته کوتاه شما آذرخشی است در این تیرگی جانسوز! از ته دل آرزوی تندرستی و ماندگاری شما و خانواده بزرگوارتان را دارم.
    هم میهن شما: اردوان

     
  111. احمد صادق زاده

    تقدیم به برادرم نوری زاد:
    چراغی که از خدای عشق گرمی و نور می گیرد

    چراغ یاد تو زینت فزای محفل ماست
    “که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست”

    *****
    ای خداوندان تقوی ای نگهبانان دین!

    تا کی ای سنگین دلان با ما گرانجانی کنید
    با اسیران کمند خویش آسانی کنید

    ای خداوندان تقوی ای نگهبانان دین!
    بر فرازملک جم عمامه گردانی کنید

    این وطن تاریخی از بیداد با خود دیده است
    چند روزی را شما هم مشق سلطانی کنید

    عرض دین را می برید و نان دین را می خورید
    تا شکم بر اشکم آرید و سخنرانی کنید

    یا ببندید این زبان یاوه فرما از گزاف
    یا عمل را نسخه از الگوی رحمانی کنید

    یا زتن بیرون کنید این جامه تقدیس را
    یا که جان را لایق شولای روحانی کنید

    یا به آیین خدا طغرای دولت بر کشید
    یا چو ارباب خرد قانون انسانی کنید

    یا دل از مهر بت قدرت بپردازید یا
    سجده برارژنگ حیرت خانه مانی کنید

    یا چو سلمان مسلمان راه رحمان بسپرید
    یا چو رشدی نغمه آیات شیطانی کنید

    یا ملک باشید و بر تکریم آدم سر نهید
    یا چو ابلیس لعین تا حشر انانی کنید

    یا علی باشید و دیوان عدالت گسترید
    یا بنام دین چو بوسفیان ستمرانی کنید

    یا به آبادی بکوشید ازبرای سود ملک
    یا چو چنگیز مغول سودای ویرانی کنید

    مهربانی را چه بد دیدید و رسم عشق را
    کین چنین آیینه ها را سنگ پرانی کنید

    از چه اسماعیل ما را سوی قربان می برید
    نفس خودرا گر براهیمید قربانی کنید

    از چه نوری زاد را در خان ظلمت می نهید
    رستم ما را به خان نور مهمانی کنید

    اینهمه یوسف به زندان شما اندر چراست
    گرگ بداندیش نفس خویش زندانی کنید

    اینهمه داماد و میر و محسن و احمد به بند
    شام غم را با چراغ خود چراغانی کنید

    پای سرو و لاله را بستید تا این باغ را
    بر تبرداران خون آشام ارزانی کنید

    هیچ دانید این علالا از دیار غرب چیست
    تا بکام جنگ خواهان گربه رقصانی کنید

    تا که صبح صادق این شام محنت بردمد
    نیزه داران سحر آگاهی افشانی کنید

    دکتر احمد صادق زاده (صبح صادق)

     
  112. احمد صادق زاده

    تقدیم به برادرم نوری زاد:
    چراغی که از خدای عشق گرمی و نور می گیرد

    چراغ یاد تو زینت فزای محفل ماست
    “که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست”

    *****
    ای خداوندان تقوی ای نگهبانان دین!

    تا کی ای سنگین دلان با ما گرانجانی کنید
    با اسیران کمند خویش آسانی کنید

    ای خداوندان تقوی ای نگهبانان دین!
    بر فرازملک جم عمامه گردانی کنید

    این وطن تاریخی از بیداد با خود دیده است
    چند روزی را شما هم مشق سلطانی کنید

    عرض دین را می برید و نان دین را می خورید
    تا شکم بر اشکم آرید و سخنرانی کنید

    یا ببندید این زبان یاوه فرما از گزاف
    یا عمل را نسخه از الگوی رحمانی کنید

    یا زتن بیرون کنید این جامه تقدیس را
    یا که جان را لایق شولای روحانی کنید

    یا به آیین خدا طغرای دولت بر کشید
    یا چو ارباب خرد قانون انسانی کنید

    یا دل از مهر بت قدرت بپردازید یا
    سجده برارژنگ حیرت خانه مانی کنید

    یا چو سلمان مسلمان راه رحمان بسپرید
    یا چو رشدی نغمه آیات شیطانی کنید

    یا ملک باشید و بر تکریم آدم سر نهید
    یا چو ابلیس لعین تا حشر انانی کنید

    یا علی باشید و دیوان عدالت گسترید
    یا بنام دین چو بوسفیان ستمرانی کنید

    یا به آبادی بکوشید ازبرای سود ملک
    یا چو چنگیز مغول سودای ویرانی کنید

    مهربانی را چه بد دیدید و رسم عشق را
    کین چنین آیینه ها را سنگ پرانی کنید

    از چه اسماعیل ما را سوی قربان می برید
    نفس خودرا گر براهیمید قربانی کنید

    از چه نوری زاد را در خان ظلمت می نهید
    رستم ما را به خان نور مهمانی کنید

    اینهمه یوسف به زندان شما اندر چراست
    گرگ بداندیش نفس خویش زندانی کنید

    اینهمه داماد و میر و محسن و احمد به بند
    شام غم را با چراغ خود چراغانی کنید

    پای سرو و لاله را بستید تا این باغ را
    بر تبرداران خون آشام ارزانی کنید

    هیچ دانید این علالا از دیار غرب چیست
    تا بکام جنگ خواهان گربه رقصانی کنید

    تا که صبح صادق این شام محنت بردمد
    نیزه داران سحر آگاهی افشانی کنید

    دکتر احمد صادق زاده (صبح صادق)

     
  113. امیدوارم نوشته ام را حمل بر خیرخواهی کنیدولاغیر که خودسوزی پیشنهاد بسیار نادرستی است.مگر ما شیعه علی علیه السلام نیستیم. مگر ظلمیکه بر علی و خاندان او علیهم السلام رفت از این ظلم ها کمتر بود؟!آیا او برای بقای اسلام خود را به اتش کشید؟
    آیت الله های ایران اگر بتوانند کاری کنند و بخواهند نیازی به آتش سوزی و خودسوزی نیست.اما خودسوزی شما حرف غریبی است ونامانوس وناگوار ومایه تاسف که از خود سازی به خودسوزی رسیده اید.مگر شما نبودید که به خزعلی توصیه کردید اعتصاب غذایش را بشکند و…حال خود آتش به جسم خود می زنید؟!! این وسوسه شیطانی را به کناری نهید که حتی در صورت موفقیت کسانی بر آرمان های شما مسلط خواهند شد که به ریش اقدامتان بخندند.این وسوسه های شیطانی را به کناری نهید که نه خدارا خوش آید ونه خلق خدا را به کار آید.

     
  114. درود بر بزرگمرد آزاده ایران آقای نوری زاد خواهش میکنم شما جان عزیزتون رو به خطر نندازید اون رهبر بی لیاقت فاسد و مثلا آیت الله ها که بیشتر آیت شیطان هستن باید خود سوزی کنند نه شما،فردای آزادی شما رو هم در کنارمون لازم داریم

     
  115. آقای نوریزاد ،روحانیون سه دسته هستند دسته اول که 98% هستند آنهایی هستند که تمامی این درسهای حوزه را خوانده اند و عقل و شعورشان به ایشان میگوید که این مطالب همه مزخرف است و لذا به هیچ چیزی اعتقاد ندارند اما سرشان را که بلند میکنند در میابند که 20 سال است با این لباس هستند با این لباس شغل گرفته اند زن گرفته اند در اجتماع هویت پیدا کرده اند و نمی توانند از این لباس دست بکشند و نتیجه کسی که هیچ چیزی را قبول ندارد و اعتقاد راسخ دارد عمرش به هدر رفته چیست ؟ اینها همان امثال طائب هستند که به جیبشان فکر میکنند و قاتل اند.
    گروه دوم آنهایی هستند که مانند گروه اول تمامی دروس حوزه را خوانده اند و همچنین عقل و شعورشان گواهی به غلت بودن تمامی مطالب خوانده شده میدهد با این تفاوت که اینان لباسشان را درمی آورند و آرام آرام شروع به قلم زدن و افشا گری میکنند که توسط گروه اول معمولا به قتل میرستد مثل علی دشتی و احمد کسروی .

    اما گروه سوم همانهایی هستند که عقل و شعور خود را تعطیل کرده و خود را موظف به اطاعت میدانند ! بد و خوبش را هم میگذارند به گردن خدا اینان همان آیت الله های عظما میشوند که در موقع خودش از کشتن حتی دختر بجه های 12 و 13 ساله هم ابایی ندارند البته بعد از اضاله بکارت . آقا جون اهریمن آمده در این کشور لانه کرده متوجه نیستی این نامه های شما به رهبر نامه هایی بوده به افراد گروه اول . مثلا فکر میکنید اگر رفسنجانی به جای خامنه ای رهبر شده بود چه میشد ؟ هیچ واقغا هیچ فقط جای این ها با هم عوض میشد اینیکی میشد انقلابی و آن یکی میشد جنایت کار. خودت رو هم آتش نزن بی فایده است لااقل طائب را به درک واصل کن بعد خودت رو آتش بزن.

     
  116. Man amadam baraye khod soozi …

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

88 queries in 2707 seconds.