سر تیتر خبرها

نامه ی محمد نوری زاد به مهدی خزعلی؛ نیستی ببینی!

مهدی عزیز، نیستی ببینی، جسم شهررا آذین بسته اند، و روحش را با چاقوی نازک انشقاق، شقه شقه کرده اند. شهررا برای انتخابات جمعه ای که درراه است، آراسته اند. با همان شعارها و چهره های تکراری. انتخاباتی که به دورازتمایل وخواست وحضورورضایت میلیونها معترض به سمت همان جایی که باید برود شتاب می کند.

مهدی عزیز، نیستی ببینی حداقل پانزده میلیون معترض، به تماشا ایستاده اند. ومیدانداران عرصه ی شعار، که عرصه را خالی از رقیب یافته اند، چه هیاهوها که نمی کنند. درشعارهای تبلیغاتی، یکی ازشعارگران به افق روشن کشورمان اشاره کرده، دیگری از آینده ای که پیشرفتهای ما رشک دیگران را برانگیزد، وآن یکی ازایجاد شغل، این یکی از صادرات غیرنفتی، این روحانی ازهویت دینی، دیگری از عزت، خلاصه شعارازپس شعار. همان که مرسوم این سالهای ما بوده است. چه بگویم که معرکه ای پرداخته اند ماورایی! بیا وبنگر!

مهدی عزیز، نیستی ببینی تن و بدن کشورمان ایران را چگونه به دندان می کشند. آن یکی به اسم سردار، این یکی به اسم طرفدار، آن یکی به اسم روحانی، این یکی به رسم جسمانی.

مهدی عزیز، نیستی ببینی ما به کاری دست یازیده ایم که هیچ کشوری بدان روی نمی برد. ما با راهی کردن این انتخابات، علناً به آن پانزده میلیون نفردهن کجی می کنیم و روبه آنان می غریم: گورپدرهمه ی شما. چه درانتخابات شرکت بکنید وچه نکنید. والبته ته دلشان می گویند: چه بهتر. عرصه به تمامی دراختیارخودمان است. عرصه که می گویم، توبروبه هرسوراخ فراخی بنگرکه بیخ گوش قانون حفرکرده اند تا ازهمان سوراخ، لاشه ی فرصت های کشوررا به دوش برند و بساط خود بیارایند.

مهدی عزیز، من نمی گویم اعتصابت را بشکن، نه، اما به این بیندیش که برای کرکس ها فرقی نمی کند که این لاشه متعلق به ردپای هزارهزارشهید وهزارهزارانسان آرزو به دل باشد، یا جنازه ی مهدی خزعلی. وقتی جماعتی بلندگو به دست می گیرند و با فریاد شهید وایران وایرانی وآینده، برای خود بساط می آرایند وبه روح هرچه شهید و روان هرچه ایرانی و شهروند این سامان خراش می اندازند، خراش انداختن به جسم تو که برای آنان دشوار نیست. برای جماعتی که ضایعه را درچهارستون این کشور می بینند و آن را آرامش و امن تبلیغ می کنند، دفن خواسته های تو ویک ملت که برایشان سنگین نیست.

مهدی گرامی، بجای فروخفتن و خاموشی، بپای خیزو انرژی ات را برای فرداهای پرحادثه ی این سرزمین فلک زده ذخیره کن. مردن را برای آنانی بگذارکه مستحق مرگ اند. آنانی که خود بخود با اعمال و رفتارشان به سوی مرگی محتوم پیش می دوند. توبمان برای فردایی که به تو چشم دارد.

مهدی عزیز، قبول که با مرگ اینچنینی تو، زندگی بردرِاین ملک خواهد کوفت، اما اگر زنده بمانی، زندگی با همه ی عشوه های فرحبخش خود به پیشباز ما خواهد آمد. درکوفتن کجا و فرحبخشی زندگی کجا؟ تو اگر زنده بمانی، ما با تو یاد خوبان این سرزمین را ویاد همت ها و باکری ها را زنده خواهیم کرد و لقمه های چرب و شیرین را از گلوی مکاران بیرون خواهیم کشید، اما تو اگر بروی، خشم های ما به فرسودگی منجر خواهد شد. تو اگر بمانی ما باهم به ترسیم آینده خواهیم نشست، تو اگر بروی ترسیم آینده دچار خفگی خواهد شد.

مهدی گرامی، من هم اگر جای تو بودم به همین راهی می رفتم که تو می روی، اما بمان و فراتر از خودت وافقی که متصورآنی، به مردمی بیندیش که آن سوتراز تمایل واراده ی تو، خواستارحیات وسرزندگی تواند. بویژه خانواده ات. که همچنان تو را درکنار خود می خواهند. تا بمانی و بنویسی و اعتراض کنی. خانواده ای که پا به پای تو این راه را پیموده و همچنان مهیای پیمودن است. شاید بگویی حیات و سرزندگی من همین است. که بمیرم پیش از آنکه مرا بکشند. می گویم: گرامی، میوه ی نارس را مچین. بگذاراین ثمربرسد. که اگر وقتش رسید، خودش به یک نسیم فرو می افتد. شتاب مکن. شتاب، گاه آسیب زا نیزهست.

و یک کلام: به کوری چشم آنانی که مرگ تو را خواهانند، بمان و بنویس و اعتراض کن!

محمد نوری زاد   هشتم اسفندماه سال نود

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

24 نظر

  1. ﻋﺮﻓﺎﻧﻴﻴﺎﻥ

    ﺩﺳﺖ اﺯ ﺳﺮ ﻣﺎ ﺑﺮﺩاﺭﻳﺪ اﻳﻦ ﭼﻪ ﺩاﺳﺘﺎﻧﻴﺳﺖ . اﮔﺮ ﺣﺮﻓﻬﺎﻱ ﺷﻤﺎ ﺭا ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻛﻨﻢ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﻱ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﻙ اﺳﺖ ﻛﻪ اﮔﺮ ﺣﺘﻲ ﻳﻚ ﺻﺪﻡ اﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺗﻮ و ﻫﻤﻔﻜﺮاﻧﺖ ﻣﻴﮕﻮﻳﻴﺪ ﺻﺤﺖ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭاﻱ ﺑﺮ ﻣﺎ و ﺷﻤﺎ ﻛﻪ ﻫﻴﭽﻜﺪاﻡ ﺭاﻩ ﺑﺎﺯﮔﺸﺘﻲ ﻧﺪاﺭﻳﻢ . اﺯ ﻧﻮﺷﺘﻪﻫﺎﻱ ﺷﻤﺎ اﻳﻨﻂﻮﺭ ﻓﻬﻤﻴﺪﻩاﻡ ﻛﻪ اﻳﻦ اﻧﻘﻼﺏ اﺯ ﺑﻴﺦ و ﺑﻦ اﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ اﻋﺪاﻣﻬﺎ ﺿﺎﻟﻤﺎﻧﻪ ﻣﺼﺎﺩﺭاﺕ ﻃﻤﻋﻜﺎﺭاﻧﻪ و اﺳﻼﻣﻲ ﻛﻪ ﻋﺮﺿﻪ ﺷﺪﻩ ﻧﻪ ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻴﻪ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺑﻠﻜﻪ ﻏﺮﻭﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺟﻨﮓ اﻳﺮاﻥ و ﻋﺮاﻕ ﻫﻢ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﻲﺳﻴﺎﺳﺘﻲﻫﺎﻱ ﻛﻮﺩﻛﺎﻧﻪ و ﻣﺮﺗﺒﻄ ﺑﺎ اﺷﻐﺎﻝ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﺑﻮﺩﻩ و ﺷﻌﺎﺭ ﻛﺮﺑﻼ ﻣﺎ ﺩاﺭﻳﻢ ﻣﻴﺎﻳﻢ ﻫﻢ ﻣﺜﻞ اﻳﻨﻜﻪ ﻓﻘﻄ ﺷﻌﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ اﺳﺘﻘﻼﻝ ﻫﻢ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺑﺎﺩ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺿﻴﺤﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻃﻼﻋﺎﺗﻲ ﺩاﺩﻳﺪ . اﻗﺘﺼﺎﺩ ﻫﻢ ﻛﻪ ﻣﻌﻠﻮﻡ اﺳﺖ. ﻭﺿﻌﻴﺖ ﺩﻳﻦ و اﻳﻤﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺭا ﻫﻢ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺑﺎﺩ ﺭﻓﺘﻪ ﻣﻴﺒﻴﻨﻴﺪ. اﮔﺮ ﭼﻴﺰﻱ اﺯ ﻗﻠﻢ ﺟﺎ اﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﮕﻮﻳﺪ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻧﻜﺸﻴﺪ . ﺧﻮﺏ ﺣﺎﻻ ﻣﻴﺮﻭﻳﻢ ﺳﺮ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻋﻌﻨﻮاﻥ اﻧﺘﻘﺎﺩ ﻣﻂﺮﺡ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ . ﻣﻦ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮاﺩﻩاﻱ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻩاﻡ ﻛﻪ ﺩﻭ ﺷﻬﻴﺪ ﺩاﺩﻩاﻧﺪ ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻢ اﻛﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﻋﺪﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻋﻴﺶ و ﻧﻮﺷﻨﺪ اﻳﻦ ﺗﻔﻜﺮ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺁﺭاﻣﺶ ﻣﻴﺪﻫﺪ و ﻧﺒﻮﺩ ﺁﻧﻬﺎ ﺭا ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﺣﺎﻝ ﺗﺼﻮﺭ ﻛﻨﻴﺪ ﻫﺰاﺭاﻥ ﻫﺰاﺭ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺭاﻩ اﻳﻦ اﻧﻘﻼﺏ ﺷﻬﻴﺪ ﺷﺪﻩاﻧﺪ و اﻣﺮﻭﺯ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ اﺯ ﺧﺎﻧﻮاﺩﻩﻫﺎﻱ ﺁﻧﻬﺎ ﺩاﺭاﻱ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺩﻭﻟﺘﻲ ﺑﺎﻻ ي ﻣﻴﺒﺎﺷﻨﺪﻭ ﺧﻮﺩ ﺭا ﻻﻳﻖ ﺁﻥ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻣﻴﺪاﻧﻨﺪ ﺁﻧﻬا ﺑﺎ ﻣﻌﻴﺎﺭﻫﺎﻱ ﺭا ﻛﻪ ﺁﻳﺎﺕ اﻋﻆﻢ ﺩﺭ اﺧﺘﻴﺎﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﻗﺮاﺭ ﺩاﺩﻩاﻧﺪ ﻧﻮﺩ ﺩﺭﺻﺪ ﻣﺮﺩﻡ اﻳﺮاﻥ ﺭا اﺻﻼ ﺁﺩﻡ ﻧﻤﻲﺩاﻧﻨﺪ ﭼﻪ ﺭﺳﺪ ﺑﻪ ﻣﻮﻣﻦ . اﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﺩاﻳﺮﻩ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ ﺭا ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺗﻨﮓ ﮔﺮﻓﺘﻪاﻧﺪ ﻓﻘﻄ ﺩﺭﺻﺪﻱ ﻧﺎﭼﻴﺰ ﺟﺰﻭ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﺁﻧﻬﺎ اﻛﺜﺮﻳﺖ ﺭا ﺩاﺭا ﻣﻴﺒﺎﺷﻨﺪ و اﻳﻦ ﻣﺸﺮﻭﻋﻴﺖ ﺯﻣﻴﻨﻲ ﺁﻧﻬﺎ ﺭا ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻣﻴﻜﻨﺪ. ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻱ ﺯاﺩ اﮔﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ﺻﺤﺖ ﺩاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ اﺯ ﻓﺮﺩا ﻣﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮاﺷﻮﺑﻴﻢ و ﺣﺎﻛﻤﺎﻧﻤﺎﻥ ﺭا ﺑﻪ ﺩاﺩﮔﺎﻩ ﻋﺪﻝ ﻓﺮا ﺑﺨﻮاﻧﻴﻢ و ﻣﻨﺗﻆﺮ ﻋﻮاﻗﺐ ﺁﻥ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﺧﺪاﻭﻛﻴﻠﻲ اﻳﻦ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻴﺨﻮاﻫﻴﺪ ﻣﺜﻞ اﻳﻦ ﻣﻲﻣﺎﻧﺪ ﻛﻪ اﺯ ﺧﺪا ﺑﺨﻮاﻫﻴﺪ اﺯ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻳﺪ و ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﻭاﺭﺩ ﺷﻮﺩ ﻣﻦ ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﺴﺎﻳﻞ ﻣﻴﺎﻧﺪﻳﺸﻢ و ﻋﻮاﻗﺐ اﻳﻦ اﻧﺪﻳﺸﻪ ﻣﻮ ﺑﺮ ﺑﺪﻧﻢ ﺭاﺳﺖ ﻣﻴﻜﻨﺪ. اﻭاﻳﻞ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ ﻓﺮﻗﻲ ﻧﻤﻴﻜﻨﺪ ﭼﻪ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﺣﺎﻛﻢ ﺷﺪﻧﺪ و ﭼﻪ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﻣﻬﻢ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﻬﻴﺪاﻥ ﻣﺎ ﻧﻴﻴﺖ ﭘﺎﻛﻲ ﺩاﺷﺘﻨﺪ و ﺧﺪا ﻋﺠﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺭا ﺧﻮاﻫﺪ ﺩاﺩ ﺗﺎ اﻳﻨﻜﻪ ﺭﻭﺯﻱ ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﭘﺎﻱ ﺳﺨﻦ ﻳﻜﻲ اﺯ ﺁﻗﺎﻳﺎﻥ ﻳﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﺧﺪاﻳﺎﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ و اﻭ ﺩاﺳﺖ اﺯ اﺣﺎﺩﻳﺚ ﻣﻌﺼﻮﻣﻴﻦ ﺣﻜﺎﻳﺖ ﺧﻮاﺭﺝ ﺭا ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻴﻜﺮﺩ و ﺧﻼﺻﻪ اﻳﻨﻜﻪ ﻧﻴﻴﺖ ﺧﻮاﺭﺝ ﻫﻴﭻ ﻛﻤﻜﻲ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﻛﺮﺩ و ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺩﺭﻙ ﻭاﺻﻞ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺷﺪ ﻣﻲﮔﻔﺖ اﮔﺮ ﻗﺮاﺭ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻓﻘﻄ ﻧﻴﻴﺖ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ و ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻋﻤﻞ ﺗﺎﺛﻴﺮﻱ ﺩﺭ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺧﺪا ﻧﺪاﺳﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﭘﺲ اﺑﻦ ﻣﻠﺠﻢ ﺑﺎ ﻋﻠﻲ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﺤﺸﻮﺭ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻡ ﺑﺮ اﻱ اﻭﻟﻴﻦ ﺑﺎﺭ ﻋﺠﺐ ﮔﻴﺮﻱ اﻓﺘﺎﺩﻳﻢ . ﻳﺎﺩﻡ ﻣﻲﻳﺎﺩ اﻳﻦ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺭﻭ ﺑﺎ ﻳﻜﻲ اﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻲﻳﺎﻥ ﮔﺬاﺷﺘﻢ اﻭ ﻣﺮا ﻧﺰﺩ ﻳﻜﻲ اﺯ ﺁﻗﺎﻳﺎﻥ ﺁﻳﺎﺕ ﻋﻆﻢ ﺑﺮﺩ ﻛﻪ ﻣﺜﻼ ﻣﺮا ﻗﺎﻧﻊ ﻛﻨﺪ اﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺣﺎﻟﻢ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺪﺗﺮ و ﺑﺪﺗﺮ ﺷﺪ ﺟﻮاﺑﻬﺎ و ﺩاﺳﺘﻨﻬﺎﻱ ﻛﻪ اﻭ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﺮﺩ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﺩاﺩ ﻛﻪ ﻫﺮ ﭼﻴﺰﻱ ﺭا ﻣﻴﺘﻮاﻥ ﺗﻮﺟﻴﺢ ﻛﺮﺩ و ﻗﺎﻧﻊ ﺷﺪﻥ و ﻳﺎ ﻧﺸﺪﻥ ﺷﻨﻮﻧﺪﻩ ﺑﺴﺘﮕﻲ ﺑﻪ ﺷﻌﻮﺭ ﻭﺳﻮاﺩ اﻭ ﺩاﺭﺩ و ﺷﺎﻳﺪ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻣﻦ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻲﺷﻌﻮﺭ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﻛﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﻱ اﻭ ﻣﺮا ﻗﺎﻧﻊ ﻛﻨﺪ ﺧﻼﺻﻪ ﻛﻪ ﺑﺪ ﺟﻮﺭﻱ ﮔﻴﺮ اﻓﺘﺎﺩﻳﻢ ﺁﻗﺎﻱ ﻧﻮﺭﻱ ﺯاﺩ ﻣﻦ ﻣﻂﻤﻴﻨﻢ اﮔﺮ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﻢ ﺷﻬﻴﺪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺷﺎﻳﺪ ﻫﻨﻮﺯ ﺩاﺷﺘﻲ ﺳﻨﮓ ﻭﻻﻳﺖ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺳﻴﻨﻪ ﻣﻴﺰﺩﻱ. ﺧﺪا ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺻﺒﺮ ﺑﺪﻩ

     
  2. زهرا ابراهیمی

    به خدا قسم … همه تان از دم لجبازید …فکر کرده اید اینجا سوئیس است ؟؟؟؟که دست به اعتصاب غذا می زنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟آخر اعتصاب غذایی که نتیجه اش از قبل معلوم است . … چه اسمی غیر از خودکشی دارد ؟؟؟؟؟ خودکشی هم که در اسلام حرام است . لطفا به جناب خزعلی بفرمایید : این روزها به اندازه کافی شهید و قهرمان داشته ایم … دیگر بس مان است … بشکنید … این غرور های لعنتی را … بشکنید این بازی های بچه گانه را … بشکنید این دیوار های دشمنی و سیاه بینی را … خودکشی یعنی قتل نفس خود … لذا شهید هم که محسوب نمی شوید … خدایا ما چه کنیم ؟؟؟ از دست این خردمندان قوم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    عزیزان مطمئن اید حال تان خوب است ؟ آرامبخش لازم ندارید ؟؟؟؟ والله ما که نه سیاسی هستیم و نه هنوز زندان رفته ایم … با قرص اعصاب زندگی می کنیم … خداوند همه ما را شفا بدهد … مخصوصا لجبازی ایرانی بودن مان را … با احترام و تاسف در ضمن آخرش تا شما و جناب نوری زاد و سایر امیر کبیر های 88 به این طرف … پروندۀ ایران عزیزمان را راهی شورای امنیت نکنند و حکم ناتو را خدای نکرده برایمان نگیرند … دست بردار نیستند … مگر شما یان اصلاح طلب نیستید ؟؟؟؟ پس چرا از جناب سید محمد خاتمی جلوتر می روید ؟؟؟؟؟ افراط در هر چیزی باطل و فاجعه است … قرآن حکیم ما را به تعادل و میانه روی در همه امور ، دعوت کرده … حتی در خوردن و آشامیدن … سید را ببینید … همیشه یک روند متعادل و میانه رو و خردمندانه داشته و دارند و خواهند داشت … جسارتا ما نفهمیدیم خودسوزی و خودکشی غذایی … کجاش با خردورزی و مسلمانی … قابل جمع است ؟؟؟؟؟ لطفا توضیح دهید …

     
  3. ای عزیز بسیاری از نگاه ها! نه ، هرگز! بمان و از نورت تا دیگران نور و انرژی دریافت کنند. نه به آتش زدن خود و نه به آتش زدن دیگران هرگز میلی نشان مده! از طرف یکی از اعضای انجمن AFA

     
  4. زهرا ابراهیمی

    ببخشید … بازم سلام … میگم حالا که دارید زحمت می کشید کامنت مرا کامل کنید لطفا این جمله را هم در آخر آخرش بیاورید که : آخرش تا شما و جناب نوری زاد و سایر امیر کبیر های 88 به این طرف … پروندۀ ایران عزیزمان را راهی شورای امنیت نکنند و حکم ناتو را خدای نکرده برایمان نگیرند … دست بردار نیستند … مگر شما یان اصلاح طلب نیستید ؟؟؟؟ پس چرا از جناب سید محمد خاتمی جلوتر می روید ؟؟؟؟؟ افراط در هر چیزی باطل و فاجعه است … قرآن حکیم ما را به تعادل و میانه روی در همه امور ، دعوت کرده … حتی در خوردن و آشامیدن … سید را ببینید … همیشه یک روند متعادل و میانه رو و خردمندانه داشته و دارند و خواهند داشت … جسارتا ما نفهمیدیم خودسوزی و خودکشی غذایی … کجاش با خردورزی و مسلمانی … قابل جمع است ؟؟؟؟؟ لطفا توضیح دهید …

     
  5. زهرا ابراهیمی

    سلام . لطفا به کامنت قبلی بنده این جمله را هم بیفزایید: بعد از به خدا قسم همه تان از دم لجبازید … بیفزایید : فکر کرده اید اینجا سوئیس است ؟؟؟؟که دست به اعتصاب غذا می زنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

     
  6. زهرا ابراهیمی

    به خدا قسم … همه تان از دم لجبازید …

    آخر اعتصاب غذایی که نتیجه اش از قبل معلوم است . … چه اسمی غیر از خودکشی دارد ؟؟؟؟؟ خودکشی هم که در اسلام حرام است . لطفا به جناب خزعلی بفرمایید : این روزها به اندازه کافی شهید و قهرمان داشته ایم … دیگر بس مان است … بشکنید … این غرور های لعنتی را … بشکنید این بازی های بچه گانه را … بشکنید این دیوار های دشمنی و سیاه بینی را … خودکشی یعنی قتل نفس خود … لذا شهید هم که محسوب نمی شوید … خدایا ما چه کنیم ؟؟؟ از دست این خردمندان قوم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    عزیزان مطمئن اید حال تان خوب است ؟ آرامبخش لازم ندارید ؟؟؟؟ والله ما که نه سیاسی هستیم و نه هنوز زندان رفته ایم … با قرص اعصاب زندگی می کنیم … خداوند همه ما را شفا بدهد … مخصوصا لجبازی ایرانی بودن مان را … با احترام و تاسف

     
  7. علی اکبر ابراهیمی

    آقای نوری زاد, جنبش سبز (حقیقت جنبش سبز) از تو و از آقای مهدی خزعلی می خواه د به هر شکلی که مناسب و ممکن است هر چه سریعتر از کشور خارج شوید. خزعلی که زندان است. لااقل تو برو. لطفا برو. متشکرم.

     
  8. نميدانم خدا كي خواهد آمد
    كه بند از پاي ملت وا گشايد

     
  9. محمد عبدخدا

    و چه قدر بی بی سی فارسی ناراحت شد که تو دیگر نمی نویسی
    ای سرباز سرفراز مملکت ملکه الیزابت!

     
  10. مهدی جان به اعتصاب غذای خود ادامه بده و با شهید شدنت سعادت را برای خود و ازادی را برای ما به ارمغان بیار

     
  11. مهدی عزیز
    نیستی ببینی که چطور مردم پای صندوقهای رای حاضر شدند و به ما “نه” گفتند
    نیستی ببینی که چطور دماغ ما سوخت
    حلا چیکار کنیم؟

     
  12. سلام
    زنده باد ایران

     
  13. کاش هیچ انسانی که خدا را و مبارزه و عزت و سربلندی را قبول دارد برای مبارزه با دشمنان عزت و سربلندی به جای تضعیف جسم خود به تقویت آن میپرداخت.

     
  14. شما به دکتر خزعلی نصیخت زنده ماندن کردیدو خودتان از خود سوزی سخن می گویید . شما هردو باید زنده باشید تا دشمنان این مردم را سوخته و مرده ببینیم

     
  15. اشک تو چشمام جمع شد
    مهدی غزیز میدانم که روزی جنازه ات بر سر این نامردمان معاویه صفت کوبیده خواهد شد

    گیرم که در باورشان به خاک نشسته ایم
    با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنند؟

     
  16. پاينده بمانيد وسرافراز

     
  17. منفجر شدم از بس زیبا بود !!!!!!!!

     
  18. دکتر جان خوهش میکنیم اعتصابت را بشکن وتکه های آنرا برسر دشمنان کوردلت بکوب وفقط کمی صبرکن ببین اینها بدست خودشان دارند خود را تباه میکنند وبزودی این تباهی در چشم جهانیان مشاهده خواهد شد اینها از خدا برگشته اند وخداوند از اینها روی برگردانیده است واینها بخودشان واگذار شده اند ، آنچنان دواسبه بسوی نابودی پیش میروند که کوچکترین فرصت ها را نیز ازدست میدهند مهدی جان بمان که تو بخشی از جان مایی .

     
  19. بمان، بنویس، بخروش، بشوران و برآشوب!

     
  20. جناب نوری زاد عزیز. یک سئوال داشتم از جناب عالی.
    گزینه ایمیل( در قسمت ارسال نظر) که نوشته اید نمایش داده نمیشود. آیا واقعا برای کسی نمایش داده نمیشود؟ شما که سابقه بردن دستگاههایتان را داشته اید، اگر دوباره دستگاههایتان را ببرند، آیا جان دیگران که با صداقت به شما اطمینان کرده اند و ایمیل خودشان را گذاشته اند… به خطر نمی افتد. این پیام مرا از زاویه مومن زرنگ ببنید ممنونم و دوستتان دارم….

     
  21. سلام
    اولا باید به این دستان هنرمند شما که امروز تبدیل شده به یکی از استوارترین پایه های ازادیخواهی در این مملکت تحت ظلم وستم بوسه زد و با تمام وجود ادای احترام نمود.
    اما اقای خزعلی که الحق امروز تبدیل به استوره مردانگی و صلابت در مقابل این خصم بی حیا شده قطعا در پناه امام شهیدش حضرت سید اشهدا قرار دارد.انشا الله به زودی با تاییدات حضرت سید الشهدا و به یاری روشنگریها و اگاهی رسانی شما و دیگر ازاد مردان این مرز و بوم بار دیگر به اغوش ملت باز خواهد گشت و باز هم با همان اقتدار گذشته بر تارک دست نوشته هایش خواهد نوشت ….. الهم فک کل الاسیر.
    ان شاء الله
    و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

     
  22. درودبرتو
    اما چگونه با رفتن او خشم های ما به فرسودگی منجر خواهدشد این را باور نداریم عزیز بدرود

     
  23. 15 میلیون؟؟؟ مثل اینکه شما هم آمار وزارت کشور احمینژاد را پذیرفته اید

     
  24. Be koorie cheshmeshan …

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

80 queries in 1732 seconds.