سر تیتر خبرها

در گفتگو با العربیة:نوری زاد درخواست تاج زاده برای پایان اعتصاب غذا را نپذیرفته است

همسر کارگردان و روزنامه نگار زندانی در گفتگو با العربیه تاکید کرد

نوری زاد درخواست تاج زاده برای پایان اعتصاب غذا را نپذیرفته است.

پنج روز از اعتصاب غذای خشک محمد نوری زاد کارگردان و روزنامه نگار ایرانی که به اتهام نوشتن نامه های انتقادی به آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی در زندان اوین تهران به سر می برد می گذرد. خانواده او می گویند تاکنون نه تنها نتوانسته اند ارتباطی با او برقرار کنند، بلکه خبرهای ضد و نقیضی درباره وضعیت سلامت او درز کرده که آنها را بسیار نگران کرده است.

فاطمه ملکی همسر محمد نوری زاد در گفت و گو با العربیه اظهار داشت آخرین خبر موثقی که از این کارگردان ایرانی در دست دارند این است که او روز یکشنبه درخواست مصطفی تاج زاده فعال ارشد اصلاح طلب را که هم سلولی اش است، برای پایان دادن به اعتصاب غذا رد کرده است.

اما خبرهای دیگری نیز از وضعیت سلامتی این زندانی سیاسی ایرانی به گوش می رسد از جمله این که او دچار خونریزی معده شده است.

اعتصاب غذا

محمد نوری زاد از روز شنبه 20-12-2010 در اعتراض به عدم رسیدگی به شکایت خود از ماموران وزارت اطلاعات ایران و محکومیت خود او به خاطر این شکایت، آن هم در یک دادگاه سه‌دقیقه‌ای که گفته شده پر از توهین و تهدید بوده، دست به اعتصاب غذای خشک زد.

از آن روز تا کنون درخواست شخصیت های سیاسی ایران از محمد نوری زاد برای پایان دادن به اعتصاب غذایش ادامه دارد. از جمله این شخصیت ها می توان از زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی نامزد معترض به نتایج انتخابات سال گذشته ایران و همچنین محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران نام برد. چند کارگردان ایرانی نیز با امضای نامه ای ضمن ابراز نگرانی از وضعیت این زندانی سیاسی ایرانی، خواستار پایان اعتصاب غذای او شدند.

بی خبری

فاطمه ملکی همسر محمد نوری زاد چهارشنبه 15-12-2010 در گفت و گو با “العربیه.نت”، نسبت به وضعیت جسمانی همسر خود در پایان پنجمین روز اعتصاب غذای خشک وی اظهار بی اطلاعی کرد. او در این باره گفت: “هیچ تماسی برقرار نشده و ما هیچ خبر موثقی نداریم. تنها همین خبر که ایشان خونریزی معده کرده است را شنیده ایم و راهی برای مطمئن شدن از ایشان نداریم.”

محمد نوری زاد از چهار ماه پیش به همراه مصطفی تاج‌زاده در قرنطینه زندان اوین به سر می‌برد. این دو زندانی سیاسی در هفته‌های اخیر ممنوع‌الملاقات بوده‌اند و بدین ترتیب خبر چندانی از وضعیت نوری‌زاد در دست نیست.

خانم ملکی در پاسخ به این سوال که آیا برای اطلاع از وضعیت جسمی همسرشان به مسئولان مراجعه کرده اند یا نه گفت: “ما به دیدار علما رفتیم و وضعیت را با آن ها در میان گذاشتیم اما تا کنون برای دیدار با مسئولان موفق نشده ایم.” او در این خصوص خاطرنشان کرد: “دو روز پیش به زندان اوین رفتیم اما آنجا هم کسی پاسخگوی ما نبود.”

فاطمه ملکی درباره آخرین خبر موثقی که درباره محمد نوری زاد به دست آورده به “العربیه.نت” گفت: “از دیدارهایی که خانواده های زندانیان سیاسی با فرزندان و همسران خو دارند مطلع شدیم روز یکشنبه آقای نوری زاد درخواست آقای تاج زاده را برای پایان دادن به اعتصاب غذا نپذیرفته است.” او ادامه داد: “اکنون روز پنجم پایان یافته و ما همچنان نگران هستیم ولی متاسفانه هیچ کس خبری به ما نمی دهد.”

او خواستار شد چنانچه زندانی سیاسی به هر شکل از دیدار با خانواده اش منع می شود، خانواده ها به طریقی در جریان وضعیت “عزیزان دربندشان” قرار بگیرند. خانم ملکی ابراز امیدواری کرد که روزی تمام زندانیان سیاسی آزاد شوند.

همزمان، خانواده نوری زاد که در زندان اوین تهران دست به اعتصاب غذای خشک زده است، از ایرانیان درخواست کرده‌اند تا با امضای طوماری، حمایت خود را از آزادی سریع و بی‌قید و شرط این هنرمند زندانی اعلام کنند.

در این طومار که خطاب به “سازمان عفو بین الملل” تهیه شده، با اشاره به شکنجه‌ها و برخوردهای غیر‌ انسانی صورت گرفته با نوری‌زاد و دیگر منتقدان حکومت، از این سازمان درخواست شده است تا با همراهی جامعه بین‌الملل نسبت به اعمال فشار به حکومت ایران جهت آزادی “محمد نوری‌زاد” و متوقف نمودن روند آزار و اذیت منتقدان حکومت اقدام کنند.

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

2 نظر

  1. جل الخالق … امروز 16 ام دسامبر 2010 هست اون وقت ایشون 20 دسامبر اعتصاب رو شروع کردن؟ زشته واقعا همچین اشتباهاتی

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

80 queries in 1858 seconds.