سر تیتر خبرها

در پاسخ به فراخوان دوم محمد نوری زاد(شکایت از آقای خامنه ای)

بسيجي دهه شصت

آقاي حجت الاسلام صادق آملي لاريجاني قاضي القضات جمهوري اسلامي ايران :

با سلام:

نظر به وظيفه شرعي و قانوني شما بدينوسيله متن شكايت نامه يك بسيجي ٤٢ ساله و جانباز زمان جنگ از لشگر ١٠ سيدالشهداء (عليه السلام) از آقاي سيد علي خامنه اي رهبر جمهوري اسلامي ايران به شرح زير ايفاد مي گردد. بديهي است بر اساس آموزه هاي علوي وسيره عملي اولياي الهي، همه ی آحاد ملت از ضعيف ترين مردمان، فارغ از رنگ پوست، دين و جايگاه اجتماعي با یکدیگر در برابر قانون مساوي بوده و هيچ مقام و مسند و جايگاهي باعث مصونيت افراد در پاسخگويي به شكايت شاكيان نخواهد بود. شما نيز بدون شك در برابر خداوند و مردم مسئول بوده وهرگونه سستي و اهمال و بي توجهي شما به انجام وظيفه شرعي، عرفي و قانوني تان از هيچ توجيهي برخوردارنمی باشد. شما در پيشگاه الهي در روز حسابي كه همين نزديكي هاست بازخواست خواهيد شد، باشد كه وجدان و خداجویی هنوز در وجودتان خاموش نشده باشد و شما را به نجات فراخواند!

خوانده: آقاي سيد علي خامنه اي رهبر جمهوري اسلامي ايران

خواهان: بسيجي دهه ٦٠ وجانباز دفاع مقدس

خواسته: بازگرداندن اخلاق، كرامت انساني وآزادي به عنوان تنها بسترکمالات انسانی، به همه آحاد مردم وجوابگويي خوانده نسبت تبعات نامطلوب مديريت فرهنگي ايشان طي23 سال زمامداري به عنوان رهبر جمهوري اسلامي و فصل الخطابی در همه امور مهمه مملکتی به ویژه تدوین سیاست های فرهنگی کشور .

شرح:

شكي نيست كه انقلاب اسلامي مردم ايران با رهبري امام خمینی به منظور دستيابي به استقلال ، آزادي با هدف بنا نهادن نظامي الهي كه در آن كرامت انسان و اخلاق بزرگترين وجه قالبش باشد، يكي از ژرف ترين حركت هاي اجتماعي تاريخ معاصر بوده است. متأسفانه علي رغم رشادت ها و خون هاي پر بهايي كه براي استقرارش هزينه شده اكنون در اوايل دهه چهارم آن از منظر حصول اهدافش در حوزه اخلاق، ادب، آزادی و كرامت انسانی نه تنها به آن افق های زيبا نزديك نشده ايم بلكه دردمندانه نشانه های متعددي از سقوط ارزش های انسانی و اضمحلال فرهنگ و اخلاق در كشور شاهديم ،

– فاصله گرفتن پر شتاب جوانان از هنجارهاي اسلامي و هويت ملي

– گسترش تند خويي و خشونت

– برمصدر کارنشاندن فرصت طلبان و دروغگویان و اراذل اوباش بر جان و مال وناموس مردم

– افزايش آمار جرم وجنايت در كشور

– رواج فساد اقتصادي ، رشوه خواري، ربا، دروغ و تظاهر

– سست شدن پايه هاي خانواده، افزايش آمار طلاق وروگردان شدن بخش قابل توجهي از جوانان از ازدواج

– افزايش فساد جنسي وكاهش سن فحشاء در كشور

– افزايش آمار اعتياد به مواد افيوني ورواج انواع مختلف مواد مخدر در كشور

– …….

نيازي به ليست كردن بيشتر نيست كه مخاطب اين نامه خود بواسطه تكيه زدن بر مسند قاضي القضاتي و دسترسي به آمار هاي مربوط خود بيش از هر كسي واقف به اين دردهاي خانمان برانداز بوده و مي دانند وضعيت اخلاقي كشور در چه پايه اي است. هم اوست كه مي داند در قم كه قرار بود پايتخت معنوي كشور وهدايت مردم به ديانت و اخلاق باشد آمارهاي محرمانه ي قتل، طلاق، شرب خمر، مواد مخدر، سقط جنين غيرقانوني، لواط، كوري به دليل شرب الكل صنعتي و… چه حرفهايي براي گفتن دارد.

جناب قاضي القضات: براستي آيا شما انسان منصفي را مي شناسيد كه آگاهي از پيش از انقلاب داشته باشد و در مقایسه با زمان حکومت ستم شاهی وضعيت اخلاق و ادب روز جامعه مان را بهتر از گذشته بداند؟ آيا كسي را مي شناسيد كه عالمانه روندامروز جمهوري اسلامي و جامعه مان را رو به اخلاقي شدن و استقرارکرامت انسانی وعده داده شده در افق های ارزشی، ارزيابي كند؟

مگر نه اينكه ما براي انقلابمان اسلامی را مي خواستيم که ميوه استقرار آن گسترش نهايت اخلاق در جامعه بايد باشد؟ كه همان هدف بعثت رسول خاتم صلي الله عليه واله وسلم بوده و هست؟ كدام راه را غلط رفتيم؟ كه دين داريمان، اخلاق برايمان نياورده است؟ كدام مسئولی سياست هاي كلان فرهنگي جامعه مان را تدوين كرد كه به اينجا رسيديم؟ آيا بر آنچه بر اخلاق در جمهوري اسلامي آمده كسي مسئول تر رهبر نظام سراغ داريد كه بر اين وانفساي فرهنگي تأثير گذار بوده باشد؟

من از رویه به ظاهراسلامی و در باطن غير اسلامي جاري و ساري در روش وسياست گذاري رهبري فعلي جمهوري اسلامي طي بيست و سه سال گذشته شكايت دارم، رسيدگي به اين شكايت را حق خود مي دانم، جوابگويي به شكايتم وظيفه رهبري نظام بوده و شما هم به عنوان قاضي اسلامي مكلف به پيگيري هستید.

آقاي قاضي القضات؛

حريت بستر كمالات انساني است، آزادمنشي نقطه مقابل رقيت وبندگي است، انسان به هر اندازه كه از غير خدا آزاد شود به مرتبه ای از حريت دست پيدا مي كند و انسان به همان اندازه كه آزاد مي گردد اخلاق حاصل مي كند و هر چه حريت فراگيرتر شود انسان و جامعه صورتی اخلاقي تربه خود ميگيرند. حريت با عقل در ارتباط است و انسان با هر چه رابطه ى پست برقرار كند، نوعي اسارت است. انسان حتي اگر با نماز رابطه اي پست برقرار كند برايش اسارت مي آورد، نماز ريايي و يا اجباري “تنها عن الفحشاء” نيست كه نوعي اسارت است و ثمرش نه دين است نه اخلاق. حجاب اجباري هم مثل نماز اجباري است اخلاق نمي آورد، حيا و عفت نمي آورد، چون به انسان حريت نمي دهد……..

در سياست گذاري آقاي خامنه اي سالهاست كه كرامت انساني و آزادگي جايي ندارد و اين امر علت العلل همه معضلات اخلاقي امروز ماست كه ثمري جز اضمحلال فرهنگ ادب در جامعه مان نداشته است، طبیعی است حريت با عقلانيت همراه است وعقلانیت جايي براي فرمانبرداري مطلقه نمي گذارد لذا تمامیت خواهان مستبد امروز رسما در تريبون هاي حكومتي رندانه آزادى را بي بند باري ترجمه مي كنند و آن را بي ديني تلقي كرده و ميكوبند غافل از اينكه بر سر شاخه نشسته و بن مي برند. و با حریت ستیزی و تحمیل می خواهند به زعم خود اسلام را مستقر سازند نا گفته محرزاست که تجربه این سالهای طولانی شکست سنگینی را برای این قرایت از دین رقم زده و ثمره ای جز اضمحلال ادب و اخلاق ودین گریزی مردم و جوانان را در پی نداشته است.

اميرمؤمنان على(عليه السلام) فرموده اند:

“أيّها الناس؛ إن آدم لم يلد عبداً ولا أمة، وإن الناس كلهم أحرار؛

اى مردم، آدم هرگز كسى را بنده و كنيز نزاد؛ بى ترديد همه مردمان آزادند”

آقاي قاضي القضات:

امروز دامنه تحدید آزادی های قانونی و شرعی که از طرف گروه های فشار وابسته به رهبری آنچنان گسترش یافته که هیچ حد و محدودیتی برای خود قایل نیستند. سرکشی در امور خصوصی خانواده ها ، ممانعت از تحصیل دانشجویان ، شنود های غیر قانونی، زندان و فحاشی وشکنجه وحصررویه جاری شده و دیگرخواب شیرین قاضی القاضات را نمی آشوبد.

اين درد را كجا بايد برد كه در جمهوري اسلامي آزادي براي خواندن دعاي كميل و عزاداري سيداشهداء واحياي شب قدر وجود ندارد؟

تعطيلي اجباري شب هاي قدر حسينيه ارشاد وعزاداري محرم و صفر بيت الزهراء، هيات احياي فضيلت و… ايا شايسته نظام است؟

آيا ميليون ها نفر زاير امام غريبی كه الان در ايام شهادتش به سر مي بريم فقط و فقط مجبورند نمازشان را به امامت كسي كه ايشان را گاو و بزغاله مي خوانند يا مريدان او اقتداء كنند؟ عزيزي مي گفت در حرم امام رضا علیه السلام از خادم باصفای کفشداری پرسيدم كدام يك از امامان جماعت حرم حكومتي نيستند و مي شود به ايشان اقتدا كرد آن خادم امام غريب گفت هیچ کدام نمازت را فرادا بخوان!!!

اجبار هيات هاي حسيني به نصب عكس آقاي خامنه اي چه معني دارد؟

الزام دعا كردن امر و زيد به وعاظ و مداحان در مجالس عزای حسینی چه محمل شرعي دارد؟

از راندن اجباري بيش از ٨٠ درصد جوانان مملكت كه به آقاي خامنه اي انتقاد دارند، از مجالس مذهبي چه سودي عايد اسلام و نظام مي شود؟

از شبيه سازي سردار علايي محبوب به شمر و احمدي نژاد به مالك اشتر چه هدفي دنبال ميشود؟! جز تطهير شمر و تخريب مالك اشتر؟

……

تا زماني كه دين داري نظام و رهبريش بر اين پاشنه بچرخد و مریدان ایشان برداشت خود از دین را عین اسلام بدانند و چونان خوارج زمان مولای متقیان هر قرایتی جز برداشت خود را منکوب کنند و هر مخالفی را تکفیر، اميدي به بازگشت ادب و اخلاق و كرامت انساني به جامعه نخواهد بود و شما جناب قاضي القضات دراین ظلم بزرگ شريك خواهي بود مگراينكه به وظيفه ات عمل كني و …..

ای کاش شما به این حریت رسیده باشید و به جبران مافات و جرایمی که مهر تایید شما در بر دارد تا فرصتی برایتان باقی است به خود آیید و چشم طمع از دنیا برکشید و کمی به آخرت خود بیاندیشید.

عَلِيّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ عَنِ الْمِنْقَرِيّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ إِذَا رَأَيْتُمُ الْعَالِمَ مُحِبّاً لِدُنْيَاهُ فَاتّهِمُوهُ عَلَى دِينِكُمْ فَإِنّ كُلّ مُحِبّ‏ٍ لِشَيْ‏ءٍ يَحُوطُ مَا أَحَبّ

اصول كافى جلد 1 صفحه: ٥٨

امام صادق فرمودند: چون عالم را دنيا دوست ديديد او را نسبت بدينتان متهم دانيد (بدانيد دينداريش حقيقى نيست) زيرا دوست هر چيزى گرد محبوبش مى‏گردد،

والسلام

بسيجي دهه ٦٠ وجانباز دفاع مقدس

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

10 نظر

  1. سلام جناب نوری زاد
    این متن شکایت اینجانب است از رهبری که آنرا دوم اسفند برای قاضی القضات و نمایندگان مجلس و خبرگان ارسال کرده ام :
    بسم الله الرحمن الرحیم

    پیامبر مکرم اسلام فرمود : پیشوایانی بر شما منصوب خواهند شد که روزی های شما را بخورند و با شما سخن کنند و دروغ گویند، و عمل کنند و بد کنند ، از شما راضی نشوند تا کار زشتشان را نیکو شمارید و دروغشان را راست به حساب آرید ، اگر به حق رضا دادند مطابق حق با ایشان رفتار کنید و اگر از حق تجاوز کردند هر که در این را ه کشته شود ” شهید ” است.

    نهج الفصاحه – سخن 1737

    قاضی القضات اسلامی

    جناب شیخ صادق لاریجانی سلام

    در فرهنگ آسمانی ما منصب شما منصبی ست که ریشه در شانی از شئون پیامبری دارد . در فرهنگی که در آن پیامبران مبعوث نشده اند مگربرای اینکه مردم به قسط وعدالت قیام کنند ، جایگاه حاکم شرع و قضاوت جایگاهی حساس و کلیدی ست . شما باید تکیه گاهی مطمئن و امن برای ستم دیدگان و ضعفا باشید و بدانید که صراط عدالت از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است و شما حق ندارید – در بهترین وجه – به دلیل رعایت بعضی مصالحی که تصور می کنید، خدای ناکرده حقی را ناحق و یا ناحقی را حق کنید ، چرا که اگر مدعی اسلام علوی هستید پس هرگز مصلحتی بالاتر از خود عدالت و حقیقت نخواهید شناخت . اینهمه گفته شد که ذکری باشد برای شما که مومنید ونه از آن رو که شما را نا آگاه به این مسئولیت حساس و خطیر بدانم که شما خود عالمید و از بیت عالمی بزرگ و متقی. عالم پرهیزگاری که قدرش به یقین نزد اهل آسمان بیش از زمین شناخته شده. خداوند روح آن مرد الهی را به همنشینی اولیا و انبیا شاد فرماید. پیش از نوشتن این نامه دو رکعت نماز گزارده و برکتش را به روح بزرگوار پدر شما نثار کرده و از ایشان خواستم در حق شما شفاعت و دعا کند تا در آزمایش بزرگی که با آن روبرو شده اید در پیشگاه عدل الهی سربلند باشید و بتوانید مصمم و راسخ به حق عمل کنید .

    جناب قاضی القضات

    خود بهتر می دانید که ما مردم ایران مردمی ستمدیده و رنج برده ایم . بگذارید خود را بهتر معرفی کنیم ؛ در حقیقت وضعیت ما اینست : ما خود را مردمی می بینیم که با نثار همه چیز خود به پای آرمان های بلند اسلام و انقلاب با همه ی سختی ها و رنج ها ساخته ایم و دم بر نیاورده ایم. کوه مشکلات و مصائب ، کمبودها و ناراحتی ها ، بی عدالتی ها و ستم ها و تبعیض ها و مفاسد و … بار گرانی بوده و هست که سی وسه سال تمام بر دوش ما حمل شده و ما اینهمه را فقط وفقط به آن امید تحمل کرده ایم که مطمئن بودیم حاکمان و مسئولان انقلاب اسلامی ما انسان هایی شریف و پاکدامن ، متعهد و دلسوز مردم و زحمتکش و جهادگرند . ما می پنداشتیم که آنان شب و روز در اندیشه ی اعتلای کلمه ی الهی و توحید و وحدت و خدمتند و البته در جهت رسیدن به عدالتی راستین پیوسته در تلاش و تقلا. ما می پنداشتیم که با لاخره پس از 14 قرن ، شیعیان به حکومتی مستقل دست یافته اند و ما با مسلمانان راستینی مواجهیم که پیامبر و امیرمومنان نیز آرزوی دیدار آنان را داشته اند، مردانی استوار ، امین ، مومن ، عادل ، …

    اما چه می پنداشتیم … و چه شد !!!

    در تمام این سالها شایعات و زمزمه هایی گاه به زبان طنز و در قالب لطیفه ای و گاه گفت و گو ها در سوراخ ها و اتاق های در بسته بین مردم رواج داشت که فحوای آن خیانت مسئولان و باند بازی ها و فساد مالی و زمین خواری فلان شیخ و عامی و رانت خواری و چپاول و حیف و میل بیت المال و … بود . ما این همه را هم اغلب باور نکرده شایعاتی می پنداشتیم که دشمنان خارجی و ایادی داخلی آنان برای بدنام کردن پاکمردان انقلابی ما رواج داده اند و طبعا به آنها بهایی نمی دادیم. اما در کمال ناباوری دیدیم که تمام آن شایعات در سال 1388 و در انتخابات ریاست جمهوری اینبار نه بر زبان مردم عادی و عامی که از زبان یک رئیس جمهور و نه در اتاق در بسته و سوراخ ها که در رسانه ی ملی و در منظر و مرئای 70 میلیون ایرانی و غریبگان به بیان آمد و ما تازه دانستیم تا چیزهایی نباشد مردم چیزکی نمی گویند.

    در انتخابات 1388 آقای احمدی نژاد علنا و به صراحت مسئولان بیست سال گذشته را به دزدی و دست اندازی به بیت المال و ایجاد حلقه های در بسته ی مدیریتی و فساد مالی متهم کرد . در مقابل رقبای او نیز وی را به دروغ گویی و رمالی و عوامفریبی و بی کفایتی در اداره ی امور متهم کردند. و در این میانه ما مردم بودیم که متحیر و ناباور میوه های گندیده ی فساد و دروغ و ریا را در بالاترین سطح مسئولانمان به طور زنده تماشا می کردیم ! می توانید حال ما را درک کنید آقای لاریجانی ؟

    آری ؛ حال ما در آن میانه حال کسی بود که همه ی عمر ،هویت ، آرزو ، آبرو ، جان و مال و عزیزان خود را در راه خداوند و به نام نامی او به پای کسانی گذاشته بود که حال خود متهمان درجه ی اول فساد و خیانت و دروغ اند .

    در این میانه اما فقط یک نقطه بود که امیدوارمان می کرد و آن اینکه هر لحظه منتظر ومتوقع بودیم که ولی فقیه به عنوان جانشین رسول خداوند و ضامن منافع عیال خداوند وارد عمل شده و با دیدن این انحراف و ظلم بزرگ در حق همه ی مردم ، به صحنه بیاید و ابتدا؛ جلوی برگزاری آن انتخابات شیطانزده ، کثیف ، ظالمانه ، غیر عقلی و غیر شرعی را بگیرد، سپس شورای نگهبان را مواخذه کند که چگونه به خود اجازه داد که چنین افراد متهم به گناهان بزرگی چون دزدی و دروغ ، خیانت ، بی لیاقتی ، بی کفایتی و ناپاکی را به عنوان رجال سیاسی متعهد و ملتزم به اسلام و ولایت و قانون به مردم معرفی کند، و پس از آن نیز دستور تشکیل سریع محکمه ای صالحه را – برای رسیدگی به دعاوی و اتهامات رد و بدل شده توسط نامزدها و متهمان و محاکمه ی علنی و عادلانه آنها – صادر کند تا ذهن مغشوش ومتحیر مردم با پی بردن به حقیقت دوباره مطمئن و آرام شود و آنگاه در شرایطی عقلانی ، شفاف ، مساعد و مناسب ، و با نامزدهایی مبرا و پاک از هر کژی و اتهام و بدی ، انتخاباتی سالم ، عقلانی و اسلامی برگزار کند.

    اما باز هم چه می پنداشتیم و چه شد !!!

    جناب آقای خامنه ای به جای آنکه پیش از انتخابات به میدان بیاید و خطاب به امام زمان بگوید که جسم وجان و آبروی خویش را به کف گرفته و خواهد داد ولی هرگز نخواهد گذاشت که چنین انتخابات غیر اسلامی در کشور اسلام و امام زمان برگزار شود ، با سکوتی معنا دار به تایید صورت و نتیجه ی آن انتخابات کثیف آمریکایی پرداخت و آنجا که لب به سخن گشود چشم بر حقیقت بست و همچون یک ماشین فتوا شرکت در چنان انتخاباتی را هم چون سایر انتخابات های دیگر بر مردم واجب شرعی و عقلی دانست !!! و پس از انتخابات هم که به صحنه آمد از نام امام مظلوم زمان برای پوشاندن خطاهای خویش خرج کرد !

    در چنین وضعی بیشتر ما مردم ساده دل هم گمان کردیم حتما آقای خامنه ای عقل و شرع را بهتر از ما می داند و بر ماست که وارد عرصه ی انتخابات شویم و به عنوان تکلیف عقلی و شرعی به یکدیگر ناسزا بگوئیم ، افترا بزنیم و خلاصه به جان هم بیفتیم و یکدیگر را بکشیم و اموال خود را به آتش بکشیم . ومگر رهبر ما چنین رفتاری را پیش از روز رای گیری در خود نامزدها و طرفداران سرمست آنها نسبت به هم ندید ؟ چرا ، او دید و بسیار دقیقتر و بهتر از ما هم دید ولی آنرا کاملا عقلانی و اسلامی دانست ! و در ادامه نیز به جای آنکه درباره ی آن سخنان مطرح شده توسط نامزدها و ابهامات به وجود آمده در ذهن مردم به عنوان مسئول اصلی به آنها توضیح شفاف دهد و بابت این وقاحت و بی ادبی مسئولان به ساحت مردم از آنها عذر بخواهد تنها از دیگران شفافیت طلبید وخود حتی شفاف به مردم نگفت که از چه کس یا کسانی شفافیت می طلبد !

    ما که دیگر از رهبر هم نا امید شده بودیم تنها نقطه ی اتکایمان را برای احقاق حقوق بر باد رفته ی خود دستگاه قضا می دیدیم . ما براستی متوقع بودیم قاضی القضات وقت یا مدعی العموم به صحنه بیایند و حقوق ما مردم را استیفا کنند . اما آنها نیز نیامدند و ما را با این بار سرخوردگی و کوه درد و ستم و بی عدالتی وا گذاشتند …

    من به عنوان یکی از آحاد ملت و ولی نعمتان نظام تا زمانی که شما مسئول قوه ی قضا شدید سکوت کردم و تماشا ، چرا که می پنداشتم از آن دستگاه قضا عدالتی را نمی توان امید داشت . اما با آمدن جنابتان به قوه ی قضائیه احساس کردم که حالا دیگر فرصت فرصت احقاق حق و حقیقت است و می پنداشتم شما با شنیدن سخنم و دیدن ظلمی که بر ما مردم بیخبر رفته و می رود برخواهید خواست و حقوق مان را استیفا و عدالت را در حق همه حتی رهبر اجرا خواهید کرد .

    و این شد که چون شعر می سرودم و البته می دانستم که طبع علما غالبا با زبان نظم مانوس است شکایتنامه ای منظوم و البته رسا و مبسوط علیه آقای خامنه ای خطاب به شما نوشتم و در تاریخ 12 بهمن ماه 1388 به طور محرمانه برای شما فرستادم . اما در نهایت پاسخی جز تهدید و توصیه ی صریح و وقیحانه به عدم پیگیری خواسته ی خود و وارد نکردن خود در درگیری از دستگاه شما دریافت نکردم . حتی مدیر کل دبیرخانه ی محرمانه ی شما – که مدعی بود شما او را مامور کرده اید تا ببیند خواسته ی من چیست و به شما گزارش دهد – مرا از عاقبت چنین شکایتی ترساند !

    با اینهمه با خود گفتم که شاید شما قصد کرده اید بعدها و در فرصتی مقتضی به آن شکایتنامه رسیدگی کنید و صلاح دانسته اید که در آن روزهای آشوب مسئله را پیگیری نکنید که به من هم توصیه ی عدم پیگیری کرده اید. و الا مطمئن بودم که شما به خوبی می دانید که در پیشگاه خداوند سبحان مسئولید و وظیفه دارید که به هر شکایتی و به خصوص به چنین شکایت حساسی که می توانست ومی تواند مایه ی فرج وگشایش باشد رسیدگی عادلانه کنید .

    اما اینبار هم چه فکر می کردیم و چه شد !

    امروز بیش از دو سال از آن ننگین ترین ، کثیف ترین ، شیطانی ترین و خائنانه ترین انتخابات و دو سال و بیست و یک روز از طرح و ارائه ی آن شکایتنامه با شما می گذرد و هنوز تکلیف آن مصیبت را روشن نکرده اید که با مصیبتی دیگر مواجهیم ! به پایان سال 1390 رسیده ایم و در آستانه ی برگزاری یک انتخابات دیگریم اما شما هنوز به وظیفه ی خود عمل نکرده و به شکایتم رسیدگی نفرموده اید. اگر نه امروز پس دیگر کی آقای آملی لاریجانی؟

    دقت کنید به اینکه انتخابات مجلس نهم در حالی قرار است چند روز دیگر برگزار شود که در ذهن من و بسیار مردم هنوز صلاحیت برگزار کنندگان آن ( اعم از قوای اجرایی و نظارتی ) زیر سوال است . باز هم همان شورای نگهبان که در انتخابات قبل نامزدهایی متهم را به عنوان صالح به ما معرفی کرد و روند و نتیجه ی آن انتخابات ننگین را مطابق موازین شرع و عقل تشخیص داد و تایید کرد و باز هم وزارت کشور همان دولت متهمی که هنوز در محکمه ای عادل و شفاف اتهاماتش درباره ی تقلب ، دروغ گویی ، عوامفریبی ، رمالی و … رسیدگی نشده ، دست به دست هم داده اند و اینبار معلوم نیست چه متهمان تازه ای را به عنوان رجال متعهد و صالح به ما معرفی کرده و مشخص نیست این صالحان چگونه رقابتی را رقم خواهند زد و نتیجه ی آن چه فاجعه ی دیگری برای کشور و مردم خواهد بود . خداوند به ما مردم بی نوا رحم کند که بوی انتخاباتی مفتضح تر و خونین تر از قبل به مشام می رسد .

    آقای لاریجانی

    از خدا بترسید و حق را پایمال مکنید . حالا که اعلام کرده اید به طور ویژه و سریع به مسائل و جرائم انتخاباتی رسیدگی می کنید سخنم را بشنوید و به شکایتم رسیدگی کنید .

    من با هر که مشورت کرده ام به پاسخی نرسیدم که راهنمائیم کند که چگونه و در کدام دادگاه می توانم خواسته ام را پیگیری کنم . از این رو این نامه را به عنوان شکایتنامه ای رسمی به شما نوشته ام و منتظر آغاز فوری رسیدگی به شکایتم از سوی شخص شما به عنوان قاضی القضات کشور اسلام علوی هستم که نه من کم از آن مرد یهودیم و نه آقای خامنه ای بیش از امیر مومنان .

    خواسته ی من به طور شفاف دو چیز است :

    1- صدور دستور جلوگیری از برگزاری انتخابات پیش رو و تعویق زمان آن تا پس از رسیدگی کامل به وضعیت ناظران ، مجریان و نامزدهای انتخابات قبل و پیگیری قضایی و روشن شدن صحت و سقم مطالب حساس و مهم مطرح شده درباره ی سالهای گذشته در دادگاهی عادلانه و علنی

    2- رسیدگی عادلانه ، علنی و دقیق به شکایت اینجانب سید سعید شجاعی کیاسری فرزند سید حسن به شماره ی ملی 2090259930 به عنوان یکی از ولی نعمتان نظام جمهوری اسلامی علیه آقای سید علی حسینی خامنه ای به عنوان اولین خدمتگزار و مسئول مستقیم وضعیت موجود کشور

    آقای خامنه ای به عنوان رهبر با بصیرت و شفافیت طلب باید برای ولی نعمتان خود شفاف کند که بر اساس کدام عقل و کدام شرع وجوب شرکت در آن انتخابات کذایی را احراز و اعلام کرده است ؟ وقوع آن انتخابات با توصیه و تایید ایشان فجایع جانی و مالی و روحی و روانی بسیاری در جامعه خلق کرده است که ایشان را مجبور می کند تا مسئولیت تصمیم خود را بپذیرد و درباره ی آن شفاف سازی کند..

    و از دیگر سو :

    اگر سخنان و اتهامات رد و بدل شده توسط نامزدها نسبت به یکدیگر درست بوده باشد- که به نظر می رسد آنجا که عیبهای دیگران را می گفتند صادق بودند و آنجا که از محاسن خود می بافتند دروغگو- این دقیقا به آن معناست که تمام دوران زمامداری و رهبری آقای خامنه ای دوران فساد و افساد مسئولان مورد تایید و حمایت او بوده است. در این صورت نه تنها این آقای خامنه ای نیست که باید مدعی ماجرا و قاضی رسیدگی کننده باشد بلکه مدعی حقیقی این مسئله ما مردمیم و اولین کسی که باید صادقانه و شفاف پاسخ بیست و چند سال مورد مناقشه را بدهد شخص رهبری ست و در مرتبه ی بعد تمام کسانی که زیر پرچم ولایت و حمایت او و با گذشتن از فیلترهای مدیریت شده ی او گزینش،عرضه و سپس بواسطه ی اعتمادی که به ایشان داشته ایم توسط ما مردم انتخاب شده اند.

    مسئولیت مستقیم نابسامانی های کشور در طول دوران رهبری آقای خامنه ای طبیعتا با شخص ایشانست و او چنین حقی ندارد که از پاسخگویی و پذیرش مسئولیت شانه خالی کند و طفره برود. از این رو بایسته ی نظام مدعی ولایت آنست که به جای آنکه مثل دزدهای واقعی با سر و صدا براه انداختن و تبلیغات و هوچیگری و دزد دزد گفتن بازار را به هم بریزد و خود آرام و بی سر و صدا جان سالم بدر ببرد، شجاعانه همچون یک “ولی” راستین در برابر دادگاه عدل با خضوع حاضر شود و با شفافیت تمام داستان سالهای زمامداری و مسئولیتش را به مردم که ولی نعمتان اویند گزارش دهد تا آنها آنچه بر ایشان در این سالها رفته را به درستی بدانند و درباره ی رهبر و تک تک مسئولان جمهوری اسلامی و آینده ی خود تصمیم شایسته بگیرند. آقای خامنه ای باید مطمئن باشد اگر گناهی نکرده باشد مردم شریف و با گذشت ایران اشتباهات او را خواهند بخشید و دوستش خواهند داشت .

    در پایان بار دیگر شما را به رعایت جایگاه قضاوت متذکر شده و از شما می خواهم که به خداوند توکل کرده و از عواقب رسیدگی به چنین شکایتی نهراسید که عاقبت امور به دست توانای خداوند است و توفیق از جانب اوست .

    منتظر اجرای عدالت

    سید سعید شجاعی

    2 اسفند 1390
    ———————————————————————–

    رو نوشت :

    همه ی ولی نعمتان نظام اسلامی جهت اطلاع و هر گونه اقدام مقتضی.

    مراجع محترم تقلید شیعه جهت اطلاع و توصیه به رسیدگی .

    رئیس و وکلای مردم در مجلس شورای اسلامی جهت اطلاع و پیگیری خواسته .

    رئیس و وکلای مردم در مجلس خبرگان رهبری جهت اطلاع و پیگیری خواسته .

     
  2. من به عنوان یک ایرانی مقیم بیرون به دلیل تحقیرهایی که روزانه فقط به خاطر اینکه متاسفانه ایرانی هستم وعامل این رنج فقط بی لیاقتی یک شاه غیر ایرانی (سید)یعنی خامنه ای میباشد فقط میتوانم به خدا شکایت کنم

     
  3. درود بر شما استاد عزیزم.حرف هاتان از دل بر می آید و بر دل می نشیند.با افتخار بر دستانتان بوسه می زنم وقلم رساتان.

     
  4. http://www.tabnak.ir/fa/news/221877/%D8%A7%D8%AD%D8%B6%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D8%A8%D8%A7%D9%85%D8%A7
    با مراجعه به لینک بالا مشاهده می کنید که یک امریکایی میتواند بدون ترس از شخص اول مملکتش شکایت کند. اونوقت ما اسم کشورمون شده اسلامی و دم از تبعیت از علی (ع) می کنیم.

     
  5. بریده از نظام درهرکشوری یافت می شود وازآقای نوری زاد هم توقعی بیش از این نمی رود اللهم کل عاقبت امورنا خیرا را بجای تیتراول بنویسد بهتراست

     
  6. یا علی مدد.

     
  7. (…شكي نيست كه انقلاب اسلامي مردم ايران با رهبري امام خمینی به منظور دستيابي به استقلال ، آزادي با هدف بنا نهادن نظامي الهي كه در آن كرامت انسان و اخلاق بزرگترين وجه قالبش باشد، يكي از ژرف ترين حركت هاي اجتماعي تاريخ معاصر بوده است) و …(…نه تنها به آن افق های زيبا نزديك نشده ايم بلكه دردمندانه نشانه های متعددي از سقوط ارزش های انسانی و اضمحلال فرهنگ و اخلاق در كشور شاهديم ) برااااادر بسیجی کدام حرفت را باور کنیم اولی یا دومی لابد تو این نظام … همه خوب بودند فقط خامنه ای بد بود!؟

     
  8. شکایت یکی دیگر از دوستانم هم یک جمله کوتاه است : زحمت و رنج و خون دادن و عمر وقف کردن میلیونها انسان ایرانی و مصادره و استفاده این رنج و زحمت میلیونها انسان و مردم یک کشور توسط یکنفر ! برای خود و چند فرزندش !  اگر به عمق این جمله فکر کنیم دیوانه وار ناامید و عصبی میشویم.

     
  9. شکایت من یک جمله است : به انحراف کشیدن انقلاب و بد نام کردن اسلام و روسفید کردن نامسلمانهای دیکتاتور و زیر پا گذاردن خون دهها هزار شهید و ناامید کردن مردم از انقلابشان که برایش جان و مال خود را و عمر خود را تقدیم کردند و در مقابل اینهمه فداکاری دزدی و چپاول و تکبر و خود بزرگ بینی و خدا فراموشی و  تخریب اسلام و تحقیر انسانها و ناامیدی را جایگزین کردن !

     
  10. نوريزاد وطن فروشي بيش نيست

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

88 queries in 2315 seconds.