سر تیتر خبرها

اطلاعیه محمد نوری زاد درباره امنیت جانی خود و خانواده

حمد نوری زاد نزدیک به شش ماه است که در زندان به سر می برد. او بیش از دوماه از آن را در سلول انفرادی گذرانده است. مسوولان قلم صریح وی را برنتافته اند. نامه های انتقادی او و هشدارهایش نسبت به اتفاقاتی که در کشور افتاده است برای او حکم شلاق و زندان و نیز ضرب و شتم و هتک حرمت در مدت بازداشت را به همراه داشته است. وی در اطلاعیه ای که در اختیار کلمه قرار داده نسبت به تعرض جانی به خود هشدار داده است.

بسمه تعالی

من، محمد نوری‌زاد، زندانی اوین، اعلام می‌دارم که برای خود امنیت جانی و اجتماعی متصور نیستم. چه، در طول این چندماه، به چشم خود از بازجوهای وزارت اطلاعات، صحنه‌هایی دیده‌ام و از دیگر زندانیان سیاسی مواردی را شنیده‌ام که هر حادثه‌ی ناخواسته و ناگهانی را برای خود و خانواده‌ی خویش محتمل می‌دانم. اگر روزی شنیدید که چه در زندان و چه بعدها به تیرغیبی ازپادرآمده‌ام، بدانید و آگاه باشید که کار سربازان گمنام است. سربازان گمنامی که خود را به امام زمان(عج) تحمیل کرده‌اند.

محمد نوری‌زاد- زندان اوین- اندرزگاه۷

۱۱/۳/۸۹Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

79 queries in 1694 seconds.