سر تیتر خبرها

نامه ی دوم احمد صادقی(برادر سه شهید)به نوری زاد

چند ثانيه به شروع مراسم نمانده بود که حدود ده نفر از بین جمعیت و همین تعداد از بیرون شروع به فریاد و شعار دادن کردند! «مرگ بر منافق» «مرگ بر منافق»، فضای آرام جلسه را بر هم زدند حاضرین به هم نگاه می کردند و متحیّر شده بودند که منظور از این رفتارهای غیر اسلامی، غیر انسانی و خشن چیست؟ زیرا در حالی که جز عزاداری برنامه ای اجرا نمی شد و حال و هوای جلسه اصلا سیاسی نبود.

به نام خدای عزیز

سلام و صلوات بر شهیدان مظلوم جنبش سبز.

سلام و صلوات بر زنان و مردان شجاع و آزاده که در بند ظلم و استبدادند.

جناب آقای نوری زاد: همسنگر صبور و وفادار شهیدان دفاع مقدس.

سلام علیکم

ده شب بود که در مراسم عزاداری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام،محرم 1388 مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم شرکت می کردم. مراسم با تلاوت قرآن مجید شروع و با قرائت زیارت وارث و سخنرانی یکی از اساتید حوزه و دانشگاه و مداحی و روضه خوانی به پایان میرسید.

شب یازدهم بود مانند شب قبل فضای برگزاری مراسم پر بود از عاشقان سید الشهدا علیه السلام بنا بود برای یتیمان اباعبد الله علیه السلام و شهدای کربلا عزاداری کنند. چند ثانيه به شروع مراسم نمانده بود که حدود ده نفر از بین جمعیت و همین تعداد از بیرون شروع به فریاد و شعار دادن کردند! «مرگ بر منافق» «مرگ بر منافق»، فضای آرام جلسه را بر هم زدند حاضرین به هم نگاه می کردند و متحیّر شده بودند که منظور از این رفتارهای غیر اسلامی، غیر انسانی و خشن چیست؟ زیرا در حالی که جز عزاداری برنامه ای اجرا نمی شد و حال و هوای جلسه اصلا سیاسی نبود.

مهاجمین پیراهن مشکی و چفیه بر گردن می گفتند: «امام خامنه­ای فرموده اند: نباید لانه منافقین درست شود و هر جا مشاهده کردید خرابش کنید» عزاداران با دیدن این وضعیت آرام آرام مراسم را ترک کردند و مهاجمین با حرکات غیر انسانی با شعار «مرگ بر منافق» شروع به تخریب میز و تریبون و امکانات موجود کردند پرچم های عزاداری که به نام مقدس امام حسین علیه السلام و علمدار کربلا مزین بود از دیوار کندند و هر کس اعتراض می کرد مورد ضرب و شتم قرار می گرفت.

پناه بر خدا شروع کردند به پاره کردن قرآن کریم ، با دیدن این صحنه زشت من همراه دوستان محل را ترک کردیم بیرون هم سربازان گمنام و بدنام ولی فقیه جلوی خروجی بانوان ایستاده و شعار می دادند یکی از مهاجمین شروع به فحاشی نمود و کلمات بسیار رکیک به بانوان محترمه عزادار گفت بلافاصله با صدای بلند به ایشان اعتراض کردم و گفتم: شما مراسم سید الشهدا علیه السلام را برهم زدید؛ وسائل عزاداری را تخریت نمودید؛ قرآن مجید را پاره و زیر پا ریختید و حالا هم به نوامیس بی ادبی و فحاشی می کنید؟!! به قول امام حسین علیه السلام: «اگر دین ندارید، لااقل آزاد مرد باشید» حرکات شما غیر انسانی است.

چند لحظه­ای نگذشت که فریاد کشیدند «مرگ بر منافق» و بر من هجوم آوردند و مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند و همزمان شعار می­دادند: «وای اگر خامنه­ای حکم جهادم دهد» و «مرگ بر منافق» من همچنان در زیر مشت ها و لگدها متحیر مانده بودم که مگر می­شود کسی مسلمان باشد و چنین اعمالی داشته باشد؟! و مرا تا سر کوچه می­زدند و می کشاندند.

سرگوچه تعدادی خودروی نیروی انتظامی یک مینی­بوس پر از مأمور به همراه نیروهای امنیتی برای حفاظت از اراذل و اوباش سربازان فدای رهبر ایستاده بوده ماموران انتظامی؛ مهاجمین مرا و تعدادی دیگر از عزاداران امام حسین علیه السلام و دو روحانی دستگیر شده را به اداره اماکن بردند و بعد هم سردار؟! آمد و گفت: «اینان را به حفاظت ببرید»، ما بازجویی و روانه زندان شدیم به اتهام اقدام علیه امنیت ملی. 

ببینید آقای خامنه ای چه بر سر مملکت و اعتقادات این مردم مظلوم آورده است؟!!

حمله به مراسم امام حسین علیه السلام که در دوران طاغوت هم سابقه نداشته است؛ در نظام مقدس؟! جمهوری اسلامی با توجیهات غیرشرعی و عقلانی جهت حفظ نظام «حفظ آقای خامنه ای در قدرت» واجب است!؟

اگر در این کشور کسی یا کسانی به ساحت مقدس قرآن بی ادبی کنند و آن را پاره کنند و زیر پا نهند آب از آب تکان نمی­خورد ولی یک بت پرست  مسیحی در فلان شهر امریکا قصد توهین به قرآن را دارد با هزینه بیت المال در بوق و کرنا می­کنند و راهپیمایی راه می اندازند و عده­ای کفن می­پوشند.

آقای نوری زاد! ببینید دستگاه ظلمیه  قضائیه تحت امر رهبری را چه بر سرش آورده اند!!

دادستان انقلاب قم آقای گنجی بنده را بازجویی می کرد و و بیان می داشت: «شما می دانید متهم به اقدام علیه امنیت ملی هستید». ناراحت شدم و به ایشان گفتم: شما از خدا نمی ترسید به قول خودتان در کشور شیعه حکومت علی!! ام القرای اسلام و در شهر مقدس قم آن هم در شب شام غریبان امام حسین علیه السلام یک عده از خدا بیخبر و اوباش اجیر شده به عزاداری سید الشهدا علیه السلام حمله می کنند و مجلس امام حسین علیه السلام را بر هم می زنند و هر آنچه را که در محل عزاداری است تخریب می کنند و قرآن مجید را با بی شرمی تمام و امنیت کامل پاره پاره می کنند. عزاداران پسر رسول خدا صلی الله علیه را مورد ضرت و شتم قرار می دهند و به نوامیس آنان فحاشی می کنند و پس از پایان مأموریت شان با کمال آرامش محل را ترک می کنند! بعد کسانی که مورد حمله آنان قرار گرفته اند را بازداشت و با اتهام خنده دار اقدام علیه امنیت ملی بازجویی و روانه زندان می کنند.

بنده به مدت هفت روز به خاطر اعتراض به بی حرمتی به ساحت مقدس امام حسین علیه السلام و جسارت به قرآن مجید اعتصاب غذای خشک کردم.

حکومت به اصطلاح اسلامی در عکس العمل بعد از کشتار قبل و روز عاشورای مردم بی دفاع در تهران و شهرستان ها برای فریب مردم متدین شهرها و روستاها چند روز در صدا و سیما و تمامی روزنامه ها و در بالای منبرها و نماز جمعه تبلیغات می کنند مبنی بر اینکه عده ای به ساحت امام حسین علیه السلام و روز عاشورا بی حرمتی و شروع به پای کوبی کردند و سپس برای سرپوش گذاشتن بر جنایات شان و تحریک مردم، راهپیمایی مهندسی شده حکومتی 9 دی را درست کردند با بی شرمی اعلام کردند «9 دی حماسه بزرگ حضور مردم».

حکومت و نهادهای تحت امر آقای خامنه ای با صرف بودجه زیاد می خواستند با برپایی 9 دی خون شهیدان مظلوم جنبش سبز را پای مال کنند.

بنابراین زر و زور و تزویر را در حد اعلا برای فریب مردم به کار بستند. امّا مگر خون بناحق ریخته شده به سادگی از دامان این حاکمان خودکامه پاک می شود؟؟!

برادر عزیزم: برای افشای چهره واقعی حکومت های معاویه ای به گفتار گوهر بار امیرالمؤمنین (خطبه 109،98) گوش می دهیم:

چنان به ستمگری و حکومت ادامه دهند که حرامی باقی نماند، جز آن که حلال شمارند و پیمانی نمی­ماند جز آنکه همه را بکشنند و هیچ خیمه و خانه­ای وجود ندارد جز آنکه ستمکاری آنان در آنجا راه یابد، ظلم و فسادشان مردم را از خانه­ها کوچ دهد تا آن که در حکومتشان دو دسته بگریند، دسته­ای برای دین خود که آن را از دست داده­اند، و دسته ای برای دنیای خود که به آن نرسیده اند. در حکومت بنی­امیّه هرکس به خدا امیدوارتر باشد، بیش از همه رنج و مصیبت بیند. (خطبه 109)

پس در آن هنگام که امویان بر شما تسلط یابند، باطل بر جای خود استوار شود و جهل و نادانی بر مرکب­ها سوار و طاغوت زمان عظمت یافته و دعوت کنندگان به حق اندک و بی مشتری خواهند شد، مردم در دروغ پردازی با هم دوست و در راستگویی دشمن یکدیگرند، پست فطرتان همه جا را پر می کنند، نیکان و بزرگواران کمیاب می شوند، حاکمان چون درندگان، تهی دستان طعمه آنان و مستمندان چونان مردگان خواهند بود، راستی از میانشان رخت بر می بندد و دروغ فراوان، و اسلام را چون پوستینی واژگونه می­ پوشند.

آقای نوری­ زاد شما و خانواده محترمتان را به خداوند عزیز می سپارم.

به امید پیروزی ملت عزیز ایران و نجات از دست حکومت مستبد و خودکامه

بسیجی هشت سال دفاع مقدس و برادر سه شهید حکمت­ الله، جهانگیر و محمد صادقی

دی ماه 1390

احمد صادقی

لینک مرتبط:

نامه ی اول برادر سه شهید به محمد نوری زاد

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

8 نظر

  1. به قول خودتان آنها 20 نفر بودند.آیا شمار عزاداران از این بیشتر نبود؟اگر نبود که هیچ اما اگر بود و صدایی از کسی بیرون نیامد این بدان معناست که ما”ظلم پذیریم”.پذیرفتن ظلم هم گناهش کمتر از ظالم نیست.

     
  2. واقعا آدم مي ماند چه بگويد تمام آرمانهاي اسلام و انقلاب را به لجن كشيده اند و باز براي امام حسين به قصد عوام فريبي اشك تمساح مي ريزند خدايا خانهء ظلمشان را ويران كن

     
  3. اون 10 نفر که نیستند مامور ها بیرون آماده پذیرایی از عزداران هستند آزادی بهای سنگینی دارد و آزادی محصول شهامت است . سیاه پوستان یک روز در اعتراض به تبعیض نژادی و ممنوعیت غذا خوردن برای آنان در رستوران مبارزه جالبی را شروع کردند ابندا 50 نفر داخل رستوران رفتند و درخواست غذا کردند و با اعتراض فروشنده از رستوران خارج نشدند و از پلیس کمک خواست پلیس اقدام به بازداشت 50 نفر کرد با خارج شدن پلیس بار دیگر 50 نفر وارد رستوران شدند و این کار را آنقدر تکرار کردند تا به خواسته خود رسیدند .

     
  4. آخه بابا جون اونا ده نفر بودن همراه و اینها صد نفر بودن تنها بخاطر این که کار ها پیش نمیره

     
  5. با سلام
    خیلی جای امیدواری است کم کم دارد ترسها می ریزد و نامه ها با اسامی واقعی ارسال می گردد.

    دیروز در بازار کابینت بودم در مورد ورق ام دی اف گفتند کسی فروش ندارد چون کارخانه ها با ارسال فاکسی با این مضمون که بدلیل اقتصاد بیمار حاکم تا اطلاع بعدی از فروش تولیدات معذوریم بجای بهانه های جاری از قبیل خرابی یا تعمییرات
    به امید اینده ای بهتر

     
  6. برادرعزیزم !میدانم رنج شماخیلی ازمابیشتراست زیرا شما 3 جوان برومندوخالص را فدانمودیدتا عدالت وتقوی درجامعه حاکم شودولی می بینید اوضاع خیلی وخیم ترازگذشته شده است.برادرم!این10یا20نفرنماد حکومت فاشیستی ودیکتاتوری تمام عیار است که درالمان نازی جناب هیتلر پیراهن قهوه ای داشتندودر لهستان لباس مشکی می پوشیدندوباپشتیبانی حکومت به قلع وقمع مخالفین وازادیخواهان می پرداختنداین گروه به مزدوران حکومت مشهور بودند.برادرم!اشتباه شمادراین است این حکومت را بر مبنای دیانت وفقه اسلامی تصور مینمایی واز این جهت از حرکات ورفتاراین مزدوران رنجیده خاطرمی شوی.ولی این حکومت همانند سایر حکومت های دیکتاتوری(استالین/موسولینی/صدام/قذافی و….)برای حفظ قدرت نامشروع خودش زشت ترین وکثیف ترین رفتارها را مرتکب میشود.اری برادر!اگر از این منظر بنگری اینقدر رنج نمی بری.

     
  7. با اين اسلام اعتقادات نصف و نيمه جوانان بر باد رفته مگر اسلام و اديان ديگر انسانها را به راستي ، صداقت ، پاكي و امانتداري و عدل و انصاف و.. سفارش ننموده آيا نشاني از اينها در حكومت اسلامي كشورمان يافت مي شود ؟

     
  8. نمونه هاي از اين دست زياد است. سوالي كه در ذهن من نقش بسته اين است كه چگونه ١٠ نفر ميتوانند جمعيت چند صد نفري را كه براي يك ارمان(عزاداري امام حسين) به هم بريزند. به نظر من كه ايرانيان در مقابل ظلم يك پارچه نيستند و حكومت از اين موضوع حداكثر استفاده را ميكند. جمعيت چند صد نفري به راحتي ميتواند ١٠ يا ٢٠ نفر را حريف شود حتي بدون اينكه خشونت اعمال شود.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

85 queries in 1603 seconds.