سر تیتر خبرها

پنجشنبه 22 دیماه نود

 روزنوشت پنجشنبه بیست و دوم دیماه نود

1 – همین اکنون که مردم ایران در هرکجای این سرزمین، مشغول گذران امور جاری زندگی خویش اند، جماعتی از بهترین فرزندان آنان تا دیرگاه شب، به مجاهده ای سیری ناپذیربرای تدارک  انتخاباتی که بنا به فرموده ی رهبر: به ” لطف وفضل الهی” از حضور پرشور مردم نصیب خواهد داشت، مشغولند. ما نباید نگران رد صلاحیت جمعی از داوطلبان و حتی نمایندگان فعلی مجلس باشیم.

 این رد صلاحیت ها اساساً جزیی از شاکله ی انتخابات، و طبعاً از لوازم، وای بسا نمک انتخابات باشد. نمی شود هرکسی را که از راه رسید با سلام و صلوات به جایگاه مطلوب داوطلبی برد و او را به صحنه ی انتخابات راه داد و بعداً که ذات طرف آشکارشد، دست بردست کوفت که این فرد نفوذی، از اساس و پی مشکل دار بوده و بنای همکاری و همراهی ندارد. پس برای دستیابی به مجلس یکدست و سازگار و مطیع و شنوا، چه بهترکه از همین حالا تمهیدات لازم بکارآید و هزینه های بی جهت صرف هیاهوی دلخراش نشود.

2 – یکی از رزمندگان سالهای دفاع مقدس می گفت: داوطلب شدن برای ورود به مجلس و دستگاه قضا، باید مثل داوطلب شدن برای رفتن  به میدان مین باشد. کسی که می خواهد به مجلس برود یا قضاوت کند، باید بخاطر بیاورد که به کجا دارد پا می گذارد. به جایی که به یک خطای مختصر، وبا یک غفلت، وبا یک ندانم کاری، هم به سرخود بلا می بارد و هم برسر اطرافیان و جامعه. می گفت: اگر اینگونه باشد، خیلی ها پا پس می کشند. وتنها زبده ها و ناب ها و کاردانها و از جان گذشته ها داوطلب ورود به مجلس و دستگاه قضا می شوند. اگر با این نگرش به مجلس بروند، حالا دیگر از کسی جز خدا نمی هراسند و جز حق نمی گویند و زیربارزور نیز نمی روند.

3 – رهبرما اخیراً دردیدار با جمعی از مردم قم فرمودند: “…. سال هشتادوهشت یاد آوربهترین و بدترین خاطره هاست. بهترین خاطره ها، حضور عظیم و خیره کننده چهل میلیونی مردم درپای صندوق های رأی بود و بدترین خاطره ها مربوط به جرزنی های سیاسی برخی افراد ناباب، نادان و بعضاً معاند در انتخابات بود…..” با اجازه ی رهبرمان من یک دستی دراین سخن می برم و آن را آنگونه که خود فهم کرده ام اصلاح می کنم. بله، انصافاً یکی از بهترین خاطره های سال هشتاد و هشت، همان انتخابات خیره کننده بود.

من شخصاً با قسمت نخست سخن ایشان موافقم. اما بخش بعدی سخن ایشان کمی به اصلاح محتاج است. وآن این که: جرزنی افراد ناباب اساساً یکی از مواردی است که قانون و عقل وعرف بدان بها داده اند و برایش مفری قائل شده اند. از آن سال تا کنون ما شاید قریب به پنج میلیون ساعت، وپنج میلیون برگ سخن از وابستگی و مزدوری و نادانی مخالفان و معترضان دررسانه های گوناگون ملی و صنفی برزبان آورده ایم و یک دقیقه و یک سطرهم به همان افراد نادان و ناباب و معاند فرصت نداده ایم درملأ عام از خود دفاع کنند. معلوم است که سرانجام از داخل این بارش یکجانبه، هیبت هیولاگونی به اسم ” فتنه” بیرون می زند تا هم دست ما را بگیرد و هم ما را به سمت حاجت هایمان هدایت کند.

من برخلاف رهبرمان خاطره ی تلخ آن سال را در جرزنی معاندان نمی بینم. چرا که این جرزنی ها درهرکجای جهان هست و رهبران و حاکمان هوشمند به نیکی آن را مدیریت می کنند. بلکه به نظرمن خاطره ی تلخ آن سال، کشتن مردم، بله کشتن مردم، بله کشتن مردم،  و ضرب و شتم وحشیانه ی معترضان و تخریب اموال مردم و پدید آمدن چهره ی مخوفی از بسیج و سپاه و ترسیم چهره ی مخوف تری از جمهوری اسلامی ایران بود. بله، این است خاطره ی تلخ آن سال. ونه جرزنی افراد نادان.

4 – با این حال وقتی ایشان معتقدند : به لطف و فضل الهی انتخابات پیش رو اعجاب همگان را برخواهد انگیخت، حتماً برآمدن این شگفتی به مقدماتی محتاج است که بخشی از آن به عهده ی وزارت کشوراست و بخش محوری آن به سپاه و بخش جانبی آن به اطلاعات و بخش نمایشی آن هم به آقای جنتی مربوط است. اگر مشتاق رویت چهره دیگر این شگفتی هستید، یک ذره بین بزرگ بردارید و اسم یک نماینده ی مستقل و داوطلب ورود به میدان مین را درمیان تأیید شدگان پیدا کنید. 

Share This Post

 

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

6 نظر

  1. بسيج : فراموش كرديد بخش تداركات و پشتيباني و تبليغاتش با ماست

     
  2. سلام به حر زمانه آقای نوری زاد بسیار عزیز . جز تشکر قلبی و تایید نوشته شما . و ارزوی سلامت برای خودتان و خانواده محترم و سرافرازتان چیزی ندارم . فقط امیدوارم زنده باشی و سلامت که روزی که ظلم از این مملکت گریخت به انتخاباتی ازاد و بی گزینش لبیک بگوییم . مردانه باش ای دلاور. دست حق نگهبان تو باد

     
  3. اوج افتخار در اعتراضات انتخابی برای نظام و نظامیان فاجعه کهریزک است که تاابد این لکه ازدامان انها پاک نمیگردد.!نمیدانم جناب رهبر2ماه قبل ازاینکه انتخابات برگزار بشود چگونه از حضور اعجاب اور صحبت میکنند؟؟از2حال خارج نیست یا ایشان وصل به وحی وباحضرت اسرافیل مصاحب هستند!!ویااینکه جناب جنتی قبل از برگزاری انتخابات لیست نمایندگان منتخب!وتعداد ارا ماخوذه وارا نمایندگان وارا باطله را مانندسال88 تقدیم می نمایند.!!

     
  4. baghiye ham shayad haghi dashte bashkash rahbari faghat az yek did be hame majeraha negah nakonand va fek konan keand

     
  5. کشتن مردم بله کشتن مردم بله کشتن مردم

    من برخلاف رهبرمان خاطره ی تلخ آن سال را در جرزنی معاندان نمی بینم… بلکه به نظرمن خاطره ی تلخ آن سال، کشتن مردم، بله کشتن مردم، بله کشتن مردم،  و ضرب و شتم وحشیانه ی معترضان و تخریب اموال مردم و … بله، این است خاطره ی تلخ آن سال. ونه جرزنی افراد نادان.

    آفرین آفرین آفرین آفرین آفرین آفرین آفرین آفرین آفرین آفرین آفرین آفرین آفرین آفرین آفرین آفرین آفرین آفرین آفرین آفرین آفرین آفرین آفرین آفرین

     
  6. ahay sepahe pasdarane enghlab aya del va gosh va aghl darid ghadri fekr konid shoma varesine hemmat va bakeri va jahanaraeed chera mellat ra raha kardeid va be shakhs motevassel shodeid emam barha nezamiyan ra az siasat nahy kardand be emem ham ahammiyat nadadid hanoz forsat hast fekr konid va be khoda va mellat bepayvandid

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

78 queries in 1459 seconds.