سر تیتر خبرها

محمد نوری زاد دچار خونریزی شدید معده و بالا آورد خون شده است.

محمد نوری زاد راوی روایت فتح  پژوهشگر ، که بدلیل نوشتن چند نامه ی انتقادی به رهبری و رئیس قوه ی قضائییه ، در ماه مبارک رمضان به زندان اوین احضار و بازداشت شدند.

این نویسنده ی جهادگر حدود 4 ماه است که به همراه آقای مصطفی تاجزاده در قرنطینه اوین بسر می برند.

محمد نوری زاد بدلیل اعتراض به برگزاری دادگاه های فرمایشی از روز شنبه 20 آذر دست به اعتصاب غذای خشک زده اند که طی اطلاعی که بدست ما رسیده است ایشان در پی همین اعتصاب غذای خشک دچار خونریزی شدید معده و بالا آوردن خون شده اند.

شایان ذکر است که مسئولین ، این راوی روایت فتح و جناب آقای تاجزاده را ممنوع الملاقات اعلام کرده اند.

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

16 نظر

  1. یک ایرانی بی غیرت

    نمی دانم چرا امشب به تنگ آمده ام! از خودم نفرت پیدا کرده ام! نامه نوری زاد به همسرش را خواندم گویی انقلابی در من به پا شد! در جامعه ای که یک سری بی دغدغه این شب ها را برای خوشی انتخاب کردند و عده ای دیگر فقط فریاد حسین حسین را در سر می پرورانند و اصلا به دنبال راه او نیستند یک نفر در زندان دارد با قدرت بدنی کلامش را موثر واقع می کند! در جامعه ای که خفقان باشد و دغدغه کم باشد فردی مثل محمد نوری زاد که به واقع حر زمان است باید از کلام و قلم بگذرد و جسدش را بر سر یزیدیان بکوبد تا شاید ذره ای جامعه بیدار شود! مذهبیون افراطی , غیر مذهبی های بی دغدغه , بی وجدانی و عدم وجود درد جامعه ی ما را متعفن کرده! در همین هنگام است که وقتی عادل فردوسی پور کلامی در صدا و سیمای تزویر به زبان می آورد همه مثل یک گدای تشنه و گشنه کلمات را از دهان او زودتر می دذدند و خوشحال می شوند که حرفی زده شد!!! محمد نوری زاد و مصطفی تاجزاده در این هوای کثیف و متعفن هنوز اکسیژن دارند و من مردمی را می شناسم که زمانی همگی یکپارچه به درد آمده بودند و امثال تاجزاده و نوری زاد در آن فضا ثمره تلاش خود را می دیدند! اما افسوس می خورم! افسوس می خورم از این همه مردانگی و این همه نامردی! چرا من اینقدر بی غیرت شده ام؟ چرا من بی درد شدم؟ چرا من که جوان هستم وطنم را نمی سازم؟ چرا هر چه می گویند را در کمال ذلت می پذیرم؟ چه بر سر ما آمده؟ پس شعار عمر با ذلت و مرگ با عزت چه شد؟ این شعار فقط در مورد محمد نوری زاد صدق نمی کند! چرا ما نباید مرگ با ذلت داشته باشیم تا لااقل نسل بعدی ما عمر با عزت داشته باشد؟ دیگر هر جا که صحبتی از اتفاقات روز می کنم همه به من می گویند : موسوی تمام شد و انتخابات هم گذشت خون خودت را کثیف نکن و به فکر خودت باش! مگر فرق من با نوری زاد چیست؟ با مصطفی تاجزاده چیست؟ چرا نمی فهمند ما درد های بزرگتر از انتخابات داریم چرا این ها درد ندارند؟ چه فرقی میان مردم زمان امام حسین و مردم زمان ما هست؟ آن زمان که سر های بریده شده را جلوی مردم می بردند و مردم هلهله می کردند و می رقصیدند؟! ای خدا یعنی کار جامعه ما به جایی رسیده است که یک نفر باید برای پاسخ سوالاتش جسدش را رونمایی کند؟؟؟ به خدا از حسین مهم تر راه حسین است! ای خدا اگر ما مردم بدی هستیم تو ما را ببخش و کمک کن! ای خدا کمک محمد نوری زاد کن! من تا صبح نمی خوابم! ای خدا کمکش کن!

     
  2. jan ensanhayi dar zendan dar khatare shoma be jan ham oftadib v mesle sag v gorbe ba ham kalkal mikonid ma hame ensanim v bayad be feker ham bashim aghamostafa v digar azizan

     
  3. آقای خامنه ای! روزی مرجع من بودی و امروز … نمی دانم چه بگویم . برای تمام سالهای عمرم متاسفم

     
  4. خدایا نمی دانم از دست ما چه کاری بر می آید تا نشان دهنده همراهی و همنفسی ما با این مرد بزرگ باشد.

     
  5. خدايا! اينان که در زندان دژخيمان اسيرند، آبروي دين تواند، نجاتشان ده. به حق اين شب که يادآور مبارزه حق عليه باطل است.

     
  6. اقای خامنه ای .الله وکیلی یه نفر مثل نوریزاد برات مونده؟!تو همان احمد خاتمی وجنتی وطائب ونقدی و…را لایقی .!من واقعا از ته دل برای شما وخودمان متاسفم !فقط همین

     
  7. امروز صدای آزادی خواهی‌ میلیون‌ها ایرانی‌ از گلوی پر از خون تو خارج میشود‌ای اسطوره مقاومت. امروز سرزمین مادریم ایران به خود میبالد که هنوز هم این خاک جوانمردانی دارد که یک تنه و با دست خالی‌ جلوی استبداد ایستاده اند و جان خود را در کف دست گرفته تا آن را برای آزادی مردم به این خاک و مردمش تقدیم کنند.. نامت همیشه جاویدان است‌ای محمد نوریزاد… همه مردم ایران ارزومندند با شهامت تو و هم سلولی‌هایت بتوانند آزادی را در این خاک تجربه کنند و چه خوش خواهد بود که تو نیز با مردم آعن روز را جشن بگیری.. با آرزوی سلامتی‌ و آزادی تو و همهٔ زندانیان سیاسی …

     
  8. Yani marg bar in Dictator ke behtarin ensanhaye khoda ro in chenin morede zolmo setam ghaarrar mide!!! Khodaye Share in zaleman ro as sare mardome Iran kotah kooon

     
  9. مصطفی میدونی روزی چند نفر به قرنطینه رفت و آمد دارند?
    قرنطینه خودش چند خط تلفن داره

     
    • خط تلفنهاشون مگر قطع نبود؟
      قرنطینه اسمش روشه، قرنطینه اند، یعنی خبر به این راحتیا داخل و خارج نمیشه، حالا چه سریع دوستان متوجه شدند، خودش جای بسی سواله!!!!
      کمی فکر کنید، خیلی ساده است، از قبل برنامه ریزی میشه که ایشون جنازشون رو روز عاشورا بزنن تو سر حکومت، روز قبل از عاشارو طبق برنامه ریزی قبلی خون بالا میارن و فردا هم احیاناً خبر فوت ایشان را تیتر خواهند کرد!
      بازی سیاسی و خبر سازی نشنیدید تا حالا؟

       
  10. نام من محمد نوري زاد است.
    زنده باد عالت، آزادي، برابري

     
  11. درود بر میثم تمار.

     
  12. مرگ بر ديكتاتور

     
  13. درود به شرفت که در زندان یزید زمان حسینی عمل می کنی

     
  14. از قرنطینه زندان اوین چه اخبار سریع بهتون میرسه، خوب با سابقه دروغ گویی که از شماها سراغ داریم بعید نیست این هم خالی بندی باشه، چه هم دقیق طبق پیش بینی قبلی خون بالا آورده، فکر کنم تنظیم کرده خودشو اقای نوری زاد که سر ساعت مشخصی خون بالا بیاره…! کسی که تندرو باشه آخر و عاقبتش همین میشه…

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

84 queries in 1611 seconds.