سر تیتر خبرها

نامه ی احمد صادقی(برادر سه شهید) به محمد نوری زاد

بله، من با صدای بلند اعلام می دارم که این حکومت، هیچ ربطی به آن اسلامی که ما آرزویش را داشتیم ندارد.

به نام  خدای عزیز

“سلام و درود خدا بر دلیر مردان آزاده ، که در بند ظلم واستبدادند”

جناب آقای نوری زاد، ای همسنگر صبور ووفادار شهیدان هشت سال دفاع مقدس

سلام علیکم

سخنان و رنجنامه های شما را که درد دل میلیون ها ایرانی آزاده است با گوش جان شنیدم. سال هاست که زنان و مردان غیور وشجاع این سرزمین توسط جاهلان وخود کامگانِ حکومتِ به اصطلاح دینی به بند کشیده می شوند وآزار و اذیت وشکنجه می گردند. در راه احقاق حقوق اولیه ی خود از جان می گذرند و خون پاکشان بر سنگ فرش خیابان ها می ریزد. پس از شهادتشان نیز دستگاه های قضایی ، امنیتی و انتظامی  دست از ظلم بر آنان و خانواده هایشان بر نمی دارند. جنازه جوانان ما چنان در غربت به خاک سپرده می شوند که خانواده ها از تشییع وبزرگداشت و برگزاری یک مجلس ختم ساده نیز منع می شوند. تا جایی که تعدادی را شبانه به خاک می سپرند .

ازحمله اوباشان به کوی دانشگاه تهران بگویم که پی گیری حکومت  نهایتاً به دستگیری یک دزد ماشین ریش تراشی ختم شد. راستی مگر این مردم چه می خواسته و چه می خواهند؟ آنان ابتدایی ترین حقوق خود را می خواهند. آزادی وکرامت انسانی.

جناب آقای دکتر نوری زاد،  بر چشم  می گذاریم فرموده شما را، که فرمودید نامه ای برای آقای خامنه ای بنویسید. شاید ایشان به خود آیند وبیدار شوند وبه دامان مردم بر گردند!

سالها پیش بنده به عنوان یک بسیجی جبهه رفته،  و برادر سه شهید ( حکمت الله 1360،جهانگیر1362و محمد 1364) به اتفاق مادرم، نامه ای سرگشاده به آقای خامنه ای نوشتیم در اعتراض به حمله وحشیانه به بیت ودفتر وحسینه  فقیه  عالیقدر ومظلوم، حضرت آیه الله العظمی  منتظری (ره). و همچنین هجوم ظالمانه دستگاه های تحت امر آقای خامنه ای به خوابگاه دانشجویان بی دفاع ومظلوم. و اعتراض کردیم به کشته شدن مردان و زنان دلاور و زندانی شدن آنان وغارت بیت المال به وسیله نهادهای گوش به فرمان آقای خامنه ای  و پاسخگو نبودن ایشان به احدی و این که سخنان خود را وحی مُنزل می دانند.

جواب حضرت آقا فرستادن نماینده و مدیر کل بنیاد شهید به منزل ما بود با  این پیام که« مادر شهید نباید در خانه ای چهل متری مستأجر باشد و این زیبنده نظام جمهوری اسلامی نیست». که مادر در پاسخ گفت: «بهتر است انسان در دنیا مستأ جر باشد اما در آخرت صاحب خانه ای خوب».

جناب دکتر نوری زاد، به جای علاج درد، محترمانه به خانواده شهدا حق السکوت می دهند تا در مقابل ظلم سکوت کنند.

برادر عزیزم، فکر می کنید  آقای خامنه ای با صدور فرمان حمله از تربیون نماز جمعه  و سرکوب وحشیانه مردم و به خاک وخون کشیدن معترضان توسط اوباشان تحت امرش، آن هم پس از مشاهده راهپیمایی چهار میلیون نفر در تهران ودیگر شهرها جایی برای برگشت به دامان ملت باقی گذاشته است؟

و آیا ایشان با به بند کشیدن وشکنجه واعتراف گیری از بهترین دانشجویان، روزنامه نگاران وشخصیتهای سیاسی و احزاب و هر کس که مخالف نظر ایشان است ودزدیدن رأی مردم در  انتخابات، وبا رفتار زشت غیر اسلامی وانسانی مثل زندان خانگی آقایان موسوی وکروبی وهمسرانشان بدون محاکمه در دادگاه صالحه وبرای چندمین بارهجوم وحشیان به بیت  مرحوم آیت الله  العظمی منتظری و بیت  و دفترآیت الله العظمی صانعی و بیت ومسجد آیت الله العظمی دستغیب، راهی برای بر گشت خود باقی گذارده است؟ اگر شما نا امید نیستید من لااقل تردید دارم.

 شاید تعجب کنید که من، برادر سه شهید، رزمنده، بسیجی، یک چنین سخنانی را برزبان می آورم. بله، من با صدای بلند اعلام می دارم که این حکومت، هیچ ربطی به آن اسلامی که ما آرزویش را داشتیم ندارد. من معتقدم ملت  باید به راه خود ادامه دهند تا از دست این حکومت غیر اسلامی وانسانی نجات پیدا کنند؟ جنابعالی چند حاکم خود محور سراغ دارید که از کرده خود پشیمان شده باشد؟

در آخربه دعای خیر ملت بزرگ ایران اشاره کنم که پشت سر شما وخانواده شجاع ومحترمتان خواهد بود. با آرزوی پیروزی وسربلندی مردم فهیم وغیور ایران. والسلام

بسیجی و برادر سه شهید دفاع مقدس: احمد صادقی

 لینک مرتبط:

نامه ی دوم احمد صادقی (برادر سه شهید) به نوری زاد

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

13 نظر

  1. خوارج اکثرا خانواده شهید بودند. اینها معیار نیست. بازی خوردن از منافقی چون نوریزاد نشان این است که در مسیر شهدا نیستی!

     
  2. درود براین مادر و برادر دلیر و پاکباخته با که خودرا از الودگی مادی چپاولگران دور نگهداشته اند و یقینا روح فرزندانش از او خشنود است اما براستی یکی از بزرگترین و بدنامترین جنایتکاران تاریخ معاصر با چه پشتوانه ای میخواهد به سمت ملت درد کشیده ایران برگردد جناب نوریزاد ضمن احترام به شما سخن این مادر گرانقدر را بشنو و بیشتر میخ در سندان مکوب که کار/// تمام است همچنان که دردل تاریخ سرنوشت انانی که به ملت های خود ظلم روا داشته اند امده اکنون برگ دیگری اماده ثبت یکی دیگر از انان است.

     
  3. ما نيز همگام با اكثر خانوادهء شهدا ازين حكومت و ازين وضعيت به تنگ آمده ايم و خواهان تغييرات اساسي در ساختار حكومت مي باشيم

     
  4. اقای صادقی از پاسخ مادرتان به نمایندگان بنیادشهیدلذت بردم و افتخارمیکنم در ایران چنین مادرانی هستند لطفا از قول من از مادر تشکر کنید

     
  5. درود خدا بر شما و بر شهيدانتان درست است هيچيك از شهيدان ما براي ايجاد حكومتي مستبد و خودكامه جان خود را از دست ندادند و امروز اگر آنان سر از خاك در آورند همه در پشت سر جناب نوري زاد خواهند ايستاد و بر سر حاكميت فرياد بر خواهند آورد افسوس كه دستشان از دنيا كوتاه گشته و شده اند اسباب سوء استفادهء حسین شريعتمداري كه جنايت كند و از شهيدان دم بزند.
    باميد نابودي حكومت زر و زور و تزوير

     
  6. جناب ولایت خدا کند سینه چاکان شما این مطلب را بشما برساند که سید محمود شما که خود حضرت ساخت و پرداخت با پولی که به جیب زده قصد دارد //// بشکند. او خود را مصدق میداند و شما را شاه و حق هم دارد او هم دکتر هست هم مهندس و در همنشینی باشما فهمیده که چقدر شما شکننده هستید و پرونده های بیشمار از شما دارد پس اینده ایی تیره وتار برای شما و اقا مجتبا رقم خواهد زد زیاد هم خیال خود از عزیز جعفری مطمین نباشد اگر سید محمود سید محمود هست بلد هست چطور او را بخرد پس بفکر خود باشید ///بعد هم همین سید محمود با امریکا میسازد و چه شود با این مشنگ های محترمی که برای خود در کاخ های خود ساخته اید /// جواب این همه خون را باید شما بدهید این هم در این اخر عمری

     
  7. اولین،بزرگترین و برترین نعمت پروردگار به انسان راه برگشت بود و دومین نعمتش امید . پس امید داشته باش که لحظه ای فرا خواهد رسید که سید در خلوت خود ما را نیز اندیشه کند

     
  8. با سلام. خدمت خانواده هاي معزز و معظم شهداي بزرگوار. بنده هم بعنوان بسيجي و رزمند و جانباز از شما که حرف دل ميليون ها انسان مومن وآزاده و ايراني را مي زنيد تشکر مي کنم . براي شما و خانواده هاي شهاي عزيز سلامتي و سربلندي آرزو دارم. خدابه آقاي نوري زاد خير دو دنيا را عطا نمايد و خانوادهمحترم ايشان را از شر انسانهاي پليد و ظالم محفوظ نگهدارد. انشااله.(جعفري- از لشگر ويژه 25 کربلاي مازندران)

     
  9. جناب صادقي درود بر شرفتان خداوند روح شهدايتان را شاد فرمايد .بله هيچيك از شهداي ما براي ايجاد چنين وضعيتي جان خود را نباختند كه حكومتي صد مراتب بدتر از حكومت پيشين بر اين مملكت مسلط شود جايگاه شهداي شما و همهء شهدا در پيشگاه خدا و در قلب مردم ايران محفوظ و عزيز است.
    باميد نابودي حكومت زر و زور و تزوير

     
  10. جناب آقای صادقی
    خداوند برادران شما را رحمت کند که همه ملت به آنها مدیون هستیم . ولی باور بفرمایید از اول انقلاب همینطور بوده جناب آقای نوری زاد در نامه های خود این موارد رو به خوبی یاد آور شدن اما اون مشکلی که الان در این ۲ساله نمایان شد اینه که اون روشهای که در حذف مخالفان خودشون و یا خارج ازدایره گروهی خودشون اجرا میکردن الان در بین خودشون دارن اجرا میکنن البته طبعآتش هم زیاد تر  شاید هزینش هم به پای  مردم هم بیشتر نوشته بشه ولی هر چی باشه فکر میکنم دیگه پرده آخر  امیدوارم دعای خالصانه شما وشهیدان گره گشای وضع ملت شود

     
  11. من هم برادر شهیدم

    سلام برادر گرامی جناب آقای صادقی. من هم برادر شهیدم. خودم با دست خودم در جایگاه ابدی نهادم و خودم بر او خاک ریختم. چون چیزی از او باقی نبود. هرچه بود تکه های ذغال بود. برادری که از گل پاک تر بود. برادری که می گفت: ما می رویم تا اسلام زنده بماند. می گفت زنده ماندن اسلام یعنی زنده ماندن عدل زنده ماندن ادب زنده ماندن خوبی ها و مرگ پلیدی ها و نکبت ها و دروغ ها. اکنون که به اطراف خود نگاه می کنم می بینم از آرزوی برادرم و آرزوی من و شما و دیگران چه باقی مانده؟ هیچ. نامه مادر دو شهید را بخوان برادرم ببین چه آشوبی میان ما افتاده؟ می بینی برادر؟ ما را سالها در سکوت نگهداشتند مبادا اعتراض کنیم. می گفتند مبادا خون فرزندتان هدر بشود. درصورتی که خودشان خون بچه های ما را به بازی گرفتند. اگر چه بچه های ما شهدای ما بخاطر اینها به مقابله با دشمن نرفتند. رفتند تا دشمن را از سرزمینشان بیرون کنند. تا بلکه پلیدی ها بروند و درستی ها و ادب ها و خوبی ها جایگزین شوند. بیا برادر سر در آغوش هم بگذاریم و زار زار بگرییم.

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

85 queries in 1930 seconds.