سر تیتر خبرها

نامه ی یک روحانی معترض به نوری زاد

سخن من با شما چيز ديگر است. نمي خواهم از دزدان بيت المال و فربگان كشوري و لشگري بگويم. تاريخ، دزدان زيادي به خود ديده، چه با ريش و چه بي ريش. چه در كسوت كشيش و چه در لباس شيخان بي كيش. من از فربگان سپاهي و شيخان جسماني هراسی ندارم؛ ترس من آن نحيف قامتانی است كه از شور مذهبي، توهم شعور برداشتند…

به نام حق

نامه اي به آقاي نوري زاد

نمي دانم در گذشته ات چه كرده اي كه خداوند اينگونه در بزنگاه آزمايش الهي، قوت قلبي نصيبت نموده كه توانسته اي پاي از زنجير هاي خود ساخته وا نهي و بر مدار حق و درستي پا نهي و بدون هيچ هراس، نمايشنامه مذبوحانه اي در رسانه ميلي قرائت ننمايي يا توبه نامه وقيحانه اي در كتمان حقيقت امضا ننمایی.

آقاي نوري زاد

شما آلاف و علوفي در اين حاكميت داشتيد. رابطه و ضابطه اي دست و پا كرده بوديد. اسم و رسمي بهم زده بوديد…البته خيلي ها مثل شما بودند و هستند؛ اما شما بوديد كه نجات يافتيد. نمي دانم چه كرديد كه اين گونه توانستيد بر همه آن مناسبات، پشت پا بزنيد و بر خلاف خيلي از همکیشان، كه در برابر فتنه خواندن ستم ديدگان، سكوت كردند و يا خیل ناكسان كه آلاف و الوف دنيا به زنده باد، مرده باد گفتنشان کشاند، سكوت نكرديد و تشويق ننموديد و ايستاديد و اگر چه تقدير شما حيات دنيا بود؛ اما در روز عاشورايتان، مرگ را انتخاب كرديد و بر ذلت گردن ننهاديد.

اما نوري زاد عزیز

سخن من با شما چيز ديگر است. نمي خواهم از دزدان بيت المال و فربگان كشوري و لشگري بگويم. تاريخ، دزدان زيادي به خود ديده، چه با ريش و چه بي ريش. چه در كسوت كشيش و چه در لباس شيخان بي كيش. من از فربگان سپاهي و شيخان جسماني هراسی ندارم؛ ترس من آن نحيف قامتانی است كه از شور مذهبي، توهم شعور برداشتند و كلام خود را مصداق كلام حق بر خوانند و به تعبير علي (ع) از بین نمی روند چراكه  در صلب مردان و رحم زنان تا روز قیامت وجود دارند .

آقاي نوري زاد

شما خود بهتر مي دانيد كه آنچه در فرق مذاهب، به عنوان اصول عقاید پنداشته مي شود؛ هر كدام از تاريخ و تفكر و اجتهادي شروع شده و رفته رفته در پرتو آبياري عوام و بي تفاوتي خواص، به درختي تنومند، مبدل گشته است تا اينكه ديگر نمي توان بر بزرگيشان سر سري نگريست. درختاني كه هر روز تنومند تر مي شوند و بر تكثر فرق ديني دامن مي زنند.

من و شما در روزگاري بسر مي بريم كه نهال ولايت سياسي فقيه كه تخم آن در 50 سال قبل كاشته شده؛ بزرگتر گشته و امروز مطلقه از مردم، سوداي مطلقه بر همه شئون، در سر می پروراند و وظیفه ما است که تبر انديشه در دست گيريم و در اين بزنگاه تاريخي، جلوي تنومندی فرقه ي مطلقيه بايستيم. فرقه اي كه اگر درختي تنومند گردد؛ همين نامه نگاري ها نيز، حكم شرعي ارتداد، نام خواهد گرفت و آزاد مردان حلاج صفتي چون شما را در هلهله هاي گمراهان، بدرقه چوبه دار خواهد نمود. اگر امروز امثال شما و من زنده ايم؛ براي اين است كه تركه هاي اين درخت، قوت و قدرت لازم براي از پا درآوردن ما را ندارد.

برادر آزاده

به هوش و به گوش باش كه به چه كسي نامه مي نويسي. شما به كسي نامه مي نويسيد كه خود را مصداق “اوالامر منکم” مي داند. شما به كسي نامه مي نويسيد كه /// مصباح يزدي را مطهري زمان و علامه دوران مي خواند. شما كسي را به عدالت مي خوانيد كه بر رأس انديشه/// مطلقيه قرار دارد. شما صدر نشين مجلسي را خطاب قرار مي دهيد كه بلندگويان منحرفي چون منصور ارضي و پناهيان، عزيز اين بزمند. بر حذر باشيد كه به تعبير مولا علي مانند کسی نشويد که می خواهد با خار، از پا خار درآورد در حالی که می داند میل خار به خار بيشتر است.

آقاي نوري زاد

فربگان بيت المال را وا نهيد كه فرومايگان اهل قيل و قال، خطرشان بيشتر است. از مبتذلان رانت خوار بي مايه در گزريد و بر مترجعين بي جامه بشوريد. جلوي دزدان فكري را بگيريد كه دزدان مالي را مرگ، باز خواهد نشاند.

اين حقير به عنوان طلبه اي كه از كسوت خود شرمگينم و از خداي خويش بيشتر، شما را به اين مهم فرا مي خوانم؛ كه مگر زاده نور و آزاد انديشي چون شما، بار از دوش ما روحانيون خاموش وانهد؛ كه به هزار تأويل و تفسير، سكوتمان را به حجت شرعي آذين مي نمايم. 

 والاسلام

حوزه عليمه قم

5/10/90

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

16 نظر

  1. با سلام و عرض ادب 
    یکی از این ریر نوشتارها مرا کمی بخود آورد ، هرچند پدر مرحومم در اول انقلاب بمن که در آن روز نصیحتی کرد که گاهاً آنرا بیاد میاورم که عاقبت اندیشی روحانیون باعث نکبت و عقب ماندگی خواهد شد و چرا چنین مراجعی !!!!!!!داریم و دم نمبآورند براستی مگر آقایان چند سال میخواهند زندگی کنند که میترسند که قیام کنند و قیامشان به مذلت کشانده شود. این مراجع مثل وحید خراسانی نمیخواهند به بهشت بروند !؟ چرا ایشان فکر میکنند که چنانچه اعتراض کنند و بمیان مردم بیایند اثری نخواهند داشت ؟ ایا تکیف این هست که سخن حقی را بمیان نامحرمان (مردم )نباید کشاند ؟ ایا ضرر این جوانان مسلمانی که هر روز از اسلام روی برگردانده (و جای بسی شکر دارد که به مسیحیت روی میاورند و نه به شیطان پرستی (بی خدائی ) ) ضررش بیشتر هست ؟؟ یا این مراجع نشسته اند تا مردم خونشان بریزند و دوباره انقلاب دیگری شود و آنرا بدست این مراجعی که ترس وجودشان را گرفته تقدیم کنند؟ هر چند هستند از مراجعی که سخن گفتند و عباسیون با آنان برخورد نمودند. ولی این چند تن لازم و کافی نیست . در هر صورت من با این زیر نویسی که یکی از این دوستان که مرقوم نموده بودند که یکی از از روحانیون خودسوزی کنند موافقم و چه بسا براعث حرکت و نجات عده زیادی از مردم مسلمان باشد .

     
  2. با سلام
    حالا که بحث به روحانیت و مرجعیت رسیده خواستم به عنوان یک جوان که از بچگی با کتب دینی و بینش اسلامی حضرات بزرگ شده نظر خود را عنوان نمایم.
    بیاد دارم در آن کتب به ما می گفتند که مرجع باید چند شرط داشته باشد که خوب فعلا در هیچ یک از روحانیون نمی بینم.
    دوما از همان اول هر چه تلاش کردم به خودم ثابت کنم که حضرات درست می گویند و اثبات هایشان درست است نتواستم.
    اما اکنون زمانه راستی آزمایی است. اگر حتی یکی از علما که دایه مرجعیت دارد سینه سپر کند و از حق دفاع کند تا انجایی که جانش به خطر افتد من دربست همه کتابهای بینش اسلامی را قبول خواهم کرد. هر چند که ربط چنانی ندارد و چه غیر مسلمان هایی که حتی در کشورهایی زندگی می کنند که دین ندارند اما به واسطه جایگاه اجتماعی که دارند تا پای جان ایستادگی می کنند. نمونه اش را کم نداریم ، آن خانمی که در برمه است. یا نلسون ماندلا در افریقای جنوبی و…
    اگر واقعا راست می گویید و پیرو انبیا و امامان هستید پس حداقل یک نفرتان دست بکار شوید.
    مگر امام صادق نگفت بزرگترین شجاعت گفتن کلام حق در حضور حاکم جبار است؟
    مگر جز این است که اگر هم کشته شدید شهیدید و به بهشت می روید؟ آیا بهشت و شهادت را فقط برای مردم می خواهید؟

     
  3. سلام
    آقای نوریزاد این نوشته هم حرف مراتاییدکرد که نبایدشکایت ظالمین به پیش ظالم برد که او فقط به ریش ما می خنددو فرصت از کف می رود. باید بر /// که هر صبح گاه مغزجوانان مار هدف گرفته تا تنومندتر شود، شورید. به نظر این حقیرمرگ سرخ بهتراز زندگی سیاه است.

     
  4. من به این روحانی عزیز پیشنهاد می کنم در مقابل بیت یکی از مراجع تقلید خاموش خود را به آتش بکشد بلکه برق شعله آن مغز مرده و بی تحرک آنرا به جنبش وادارد. آیا عمل آن سبزی فروش تونسی نبود که طومارضحاک تونس را در هم پیچید؟یعنی در ایران چنین ایثارگری وجود ندارد؟ من اگر در این لباس بودم این کار را میکردم بدلیل اینکه این ملت بواسطه حاکمیت روحانیت دچار این همه مصیبت شده است و باید این ننگ و بدبختی توسط همین قشر از دامن این مملکت برداشته شود.

     
  5. همه را با یک چوب نرانیم
    درست است درصد بسیار کمی روحانی و مجتهد مردمی و صالح و شجاع داریم ولی ایت الله منتظری(ره) ,ایت الله دستغیب ,و شیخ عزیزمان کروبی را داریم که الحق آبروی بر باد رفته روحانیت را خریده اند
    و نیز و البته روحانیونی هم مانند بیات زنجانی , صانعی ,طاهری و تعداد انگشت شماری دیگر با درجات پائینتر هستند

     
  6. این جناب عزیز چرا خودشان افشا گری نمیکنند و تبر اندیشه به دست نمیگیرند؟؟ عیب ما ایرانی ها این است که میخواهیم دیگران را جلو بیاندازیم تا جاده صاف کن باشند و سپس خودمان با خیال راحت بگذریم

     
  7. من جوانی هستم که اقرار میکنم از مسلمان بودن خودم پشیمان هستم وقتی یک چنین //// داریم ویک چنین جماعت بنام مرجع تقلید .من از آنها یک سوال دارم ایا آقایان به بهشت وجهنم اعتقاد دارند یا فقط این داستانها برای جوانانی خامی مثل من میباشد

     
  8. آقای روحانی اگر تکلیف شما از روحانیت تبلیغ دین خدا بود شاد باش که تکلیفت را تمام کمال انجام دادی.
    درود بر تو مرجع تقلید باید شجاع باشد که من مرجع شجاعی نمی بینم که از او تقلید کنم

     
  9. akhondha ba in hame bi tafavoti jaygahe khod ra dar bayin mardom az dast dade and ehterami ke zamane shah dashtand be marateb az emrooz bishtar bod ta kay mikhahand khod ra be khab bezanand /

     
  10. خوشحالم که بالاخره یکی از جمع روحانیون پاسخ گفت. هر روز اولین سایتی که چک می کنم همین سایته و منتظرم ببینم آیا افرادی مثل آقای جوادی آملی که روزی به ایشان ایمان داشتم و به طور خاص ازشون دعوت شده, چیزی خواهند گفت یا هنوز از نظر انها وضع به اندازه کندن خلخال از پای زن یهودی نگران کننده نیست. ظاهرا روحانیون اینطور توجیه می کنند که می دانیم اثری ندارد. اما بدانید این اثر نباید فقط بر روی کسی باشد که سالهاست گوشهای خود را بسته. بلکه صحبت شما برای نمایان کردن اسلام راستین بر روی من و امثال من که سالها اعتقاد داشته ایم و خیلی ها که به واسطه دیدن این همه دروغ و تزویر در آستانه ترک اعتقادهای خود هستند اثر خواهد داشت …. منتظر نامه سایر روحانیون فرهیخته و با وجدان دیگر نیز هستیم. بدانید که خیلی ها سکوت شما را به عنوان تایید وضعیت جامعه به عنوان یک کشور اسلامی از نظر اسلام می دانند! پس صرفا به خاطر در خطر بودن اسلام بنویسید و نه به خاطر اثر گذاری بر روی رهبر!

     
  11. خوشحالم که از اخوند بودنت شرمگینی .// اقای وحید خراسانی شما مرجع ما بودی ..بله بودی و دیگر نیستی ..اخر از گزینه شجاعت که لازمه مراجع است در شما و دیگر مراجع اثری نمیبینم…….اسلام را ابرو برده اید ..امروز من مرجعی ندارم و از خدا و پیامبر و امامن میخواهم که بزودی ریشه ترس را برکند مگر ما مسلمانان شیعه مرجعی در بین مراجع بیابیم…. کجاست مرجعی که لباس در وسط بازار بر زمین زند و بست در جایی بنشیند تا زندانیان ازاد شوند و مردم از دستان این حرامیان دزد که پول ایران را در کانادا خرج میکنند رها شوند… شما اقای وحید با این سن از چه میترسید . یعنی بدتر از روبی که نمیشوید …میترسید مبادا حبس خانگی شوید؟؟ بخدا من اگر در جایگاه شماها بودم جانم را فدا میکردم…روزانه در سوریه 50 جوان خدادوست بر ظلم اسد میشورند و جایگاه بهشت را با باور به ان در دست میگیرند و حال انکه من شک دارم شما ها خودتان به ان بهشت و رحمت الهی و  اصلت شهادت معتقد باشید.

     
  12. ملانصیرالدین

    آخوند باشی و حرف حق بگی.نمردیم و این رو هم دیدیم.آدم شاخ در میاره.یعنی واقعا بین این جماعت طلبه و ملا هم کسانی پیدا میشوند که مثل مردم فکر کنند و دردهایشان را احساس کنند؟ درود بر چنین انسانهایی.

     
  13. با سلام. دوست طلبه اي كه درك مي كند: ” آنچه در فرق مذاهب، به عنوان اصول عقاید پنداشته مي شود؛ هر كدام از تاريخ و تفكر و اجتهادي شروع شده و رفته رفته در پرتو آبياري عوام و بي تفاوتي خواص، به درختي تنومند، مبدل گشته است…” نبايد از شغل و جامه اش شرمسار باشد. شما تنها نيستيد و دانايان جامعه نيز نياز به امثال شما را به خوبي درك مي كنند. اما شما را به خدا بيشتر بجنبيد. آقاي نوري زاد هم كه سرفصلها و فرصتهاي زيادي براي بازگشت به خط صحيح از دست داده، نبايد به افشاگريهاي قطره اي راضي شود. كار نظري و همكاري سياسي را نبايد دست كم گرفت
    موفق باشيد

     
  14. جناب نوري زاد من نامه اي با نام عميدرضا خطاب به خامنه اي را به ادرس شما ارسال كردم ولي خبري از آن نيست
    ………….
    سلام بر شما
    در صورتیکه نامه شما بدور از هرگونه توهین و ناسزایی باشد ، با توجه به اینکه دارای محدودیت انتشار فقط 3 نامه در روز را داریم و حجم نامه های رسید بسیار زیاد است ، برای انتشار نامه باید کمی صبور باشید.
    سپاس
    پشتیبانی سایت کمپین نامه نویسی به رهبری

    …………………………………

    اگر از شما بخواهیم مجددا برای ما ارسال فرمایید از ما دلگیر می شوید؟
    با تشکر: پشتیبانی سایت نوری زاد

     
  15. هموطن گرامی هر آنچه که گفتید واقعیت مسلم جامعه ماست مشکل اصلی همان نقاط مهمی است که گفتی

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

85 queries in 0933 seconds.