سر تیتر خبرها
نامه ی عبدالعلی بازرگان به رهبر

نامه ی عبدالعلی بازرگان به رهبر

خدای را شاکرم که مردان و زنان فهیم و پاکنهاد سرزمینم، با همه ی دردها و آسیب هایی که تحمل کرده و می کنند، به آداب ادب ورزی متّصف و مودبند. نامه ی جناب عبدالعلی بازرگان، همچون نامه ی خوبان ما سرکار خانم امیرانی( همسر شهید باکری) و یوسفی اشکوری و سروش، سراسر خیرگویی و خیرخواهی است. دراین نامه، خیرخواهی قلم وی به ساحت پیامبری چون سلیمان نبی  سفر کرده و از دربار آن پیامبر بزرگ، پندها و عبرت هایی را برای رهبر به ارمغان آورده است. باشد که  این نوشته های بی طمع، بردل نشینند و آسیب های درکمین را از سر سرزمین ومردم ما بتارانند.

محمد نوری زاد

.
درآزمون سختِ قدرت!
عبدالعلی بازرگان
نامه ای خطاب به رهبر نظام ولایت مطلقه فقیه : بپرهیز از این که خود را در عظمت با خدا برابر داری …

نامه ای خطاب به رهبر نظام ولایت مطلقه فقیه جناب آقای سیدعلی خامنه ای،
این نامه نامتعارف و غیر رسمی را به دعوت آزاده استوار “محمد نوری زاد”، که در پانزدهمین نامه بی پاسخش به شما همگان را به مشارکت در این مکاتبه ملی فراخوانده بود می نویسم، همانکه سری نامه های مشفقانه و مصلحانه اش، آن هم از داخل کشور و زیر پتک و سندانِ پاسداران بی پروای اوین و اطلاعات، اشک شوق از مشاهده شرف، شهامت و شجاعت این شیرمردان بیشه ایران از گونه ها جاری می سازد و رهائی از جهل و جور و جنایت را با ایمان به زنده ماندن عزت و آزادگی، به رغم ذلت و اسارت دراستبداد دینی نوید می دهد.
من با نام شما از دوران دانشجوئی در نیمه اول دهه چهل، قبل از انقلاب آشنا شدم؛ روحانی جوانی در مشهد که به طیف طرفداران استاد محمدتقی و دکتر علی شریعتی درکانون “نشرحقایق اسلامی” نزدیک شده و قشر جوان و دانشجو را به خود جذب کرده بود. گرایشات متعادل سیاسی و ارتباطات هنری و ادبی با چهره های مطرح در مشهد، به همراه قدرت خطابه و بیان، شهرتی برای شما در آن شهرپدید آورده بود که ذکر خیرش به تهران نیز رسیده بود.
اما با چهره شما، در خانه دکتر عباس شیبانی بود که برای اولین بار آشنا می شدم. تازه پای فعالیت تان به تهران کشیده شده بود و از ایستگاه قطار تهران مشهد مستقیما به جلسه ای وارد شده بودید که قرار بود متن مانیفست مانندی را برای ایدئولوژی اسلامی تهیه کند. پیشنهاد این طرح از آقای طاهر احمدزاده، دست راست استاد محمدتقی شریعتی و محورتشکیلاتی کانون نشر حقایق بود تا خوراکی فکری برای دانشجویان در معرض تبلیغات چپ باشد.
من در همان یک جلسه حضور داشتم ولی بعدها شنیدم در تقسیم کار برحسب موضوعات، شما نقش خود را به خوبی ایفا کرده بودید و این داوری را شخصا از مرحوم پدرشنیدم که درک تئوریک شما را از جایگاه آخرت درجهان بینی اسلامی پسندیده بودند و گویا همین نوشته بود که بعدها تحت عنوان” طرح کلی اندیشه اسلامی” منتشرشد. در آن ایام، نوشته های کوتاه دیگری همچون: “در ژرفای نماز”، “گفتاری در باره صبر” و ترجمه آثار سیاسی انقلابی برخی نویسندگان معروف جهان عرب مثل: سیدقطب و راضی آل یاسین به تدریج از شما چهره یک روحانی مطلع از جهان اسلام ساخته بود.
علاوه برآن، در فضای محافظه کارانه حاکم بر حوزه های مذهبی که در صد بسیار کمی از روحانیون، در مقایسه با خیل روشنفکران چپ و مذهبی، درمیدان سیاست و مبارزه و زندان و شکنجه بودند، دستگیری های هرازگاهی شما، هرچند اغلب موقت و کوتاه مدت،  و تبعیدتان به ایرانشهرسرمایه خوبی برای آینده سیاسی تان فراهم می ساخت و همین سوابق هم بود که در سن ۳۹ سالگی شما را، به گزینش پیروان آقای خمینی، به عضویت در شورای انقلاب درآورد. صرفنظر از آیه الله طالقانی و روحانیون غرب آشنائی همچون: دکتر بهشتی، گلزاده غفوری، محمد مجتهدی شبستری و امثالهم، اگر قرار بود از میان روحانیون مورد قبول نسل نوگرا و مبارز دینی ده نفر برگزیده شوند، انصافا نام سیدعلی آقای خامنه ای حتما درآن جمع بود. این مقدمات را برای این گفتم تا بدانید نسل جوان دین باور چقدربه آینده شما امیدواربود.
با علاقه و سابقه ای که در تحقیقات قرآنی دارید، به نظرم رسید که با همین زبان با شما گفتگو کنم، شاید موثرتر واقع شود. شما به خوبی می دانید که آزمون آدمی در دو میدان خیر و شر، فقر و غنا و قدرت و ضعف است که با “صبر” در برابر سختی ها و “شکر”(بهره برداری بهینه) نعمات و امکانات تحقق می یابد و سربلند برآمدن از آزمون شکر بسی سخت تر از پیروزی درآزمون صبر است. من نیز با اشاره به همین آزمون می خواهم با شما سخن بگویم؛ قرآن صبر ایوب و داود را در برابر سختی ها ستوده و از شکر سلیمان نسبت به قدرت حکومتی بی نظیری که داشته بس نشانه ها آورده است. شما در آزمون “صبر”، در دوران سختی، ظاهرا سربلند بیرون آمده اید، اما داوری اکثریت قشر آگاه جامعه از آزمون “شکر” شما، درقدرت مطلقه ای که درانحصار گرفته اید، به خصوص در این دوساله، بسیار متفاوت است.  این را نیز می دانید که در محک عدل و جور، خداوند مردمان صالح را از آنچه برزبان بندگانش جاری می شود می شناساند(منشور حکومتی حضرت علی).
در این داستان نمادین و مثل گونه و عبرت آموز قرآن، سلیمان آنقدر چشم”بصیرت” و گوش شنوا داشت تا ندای مورچگانی را که از له شدن زیرپای سپاهیان نگران بودند بشنود، اما وقتی سپاه سرکوب شما با ماشین از روی جوانان بی گناه رد می شد، رهبر با بصیرتشان نه چیزی دید و نه ناله ای شنید! گویا خس و خاشاکی که رئیس جمهورمنتخب رهبر گفته بود، زیر پا له می شوند!
سلیمان به شکرانه چنین قدرت و نعمتی، جلب رضایت ربوبی و پیوستن به مصلحان را تمنا می کرد، و شما اصلاح طلبان و دو سالار و همسران همسنگرشان را فتنه گر نامیده و در زندان اسیر کرده اید. در نظام سلیمانی، هنر هدهد هم به کار گرفته می شد و شما هنرمندان ملت را به هواداری خودتان، یا به حاشیه عزلت رانده اید. درباریان سلیمان از جمله عالم ترین انسان های عصرخود بودند و شما مشتی مقلد و مداح و مجیزگوی یا فرصت طلب شیفته قدرت و ثروت را میدان داده اید.
سلیمان با سیاست های جذب کننده اش و به مدد علم و اخلاق برتر و بدون جنگ و خونریزی، ملکه و ملت مهرپرستی را به تسلیم آگاهانه و عاشقانه دربرابر آفریدگار جهان جذب کرد و سیاست های دفع کننده شما آمار فرار مغزهای ایران را به بالاترین حد نصاب جهانی رسانده و موجب بدنامی و انزوای بی سابقه این کشورنام آور شده است. او اراذل و اوباش و نیروهای شیطانی را به آبادانی شهرو دیارگماشت و ازحرفه بنائی وغواصی آنان در دشت و دریا استفاده کرد و شما آنها را به جان افاضل و اندیشمندان و اقلیت ها انداختید و میلیون ها نفر را در دنیا آواره و پراکنده ساختید.
تکیه گاه سلیمان “عصای” اقدامات عمرانی عظیم او بود، تکیه گاه شما به چیست؟ به عصای نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و نظامی؟ به آنها که برای همیشه نمی توانید تکیه کنید، موریانه مرگ عصای سلیمان را هم خورد، عصای استبداد و سرکوب که جای خود دارد. موریانه منافع شخصی وعوارض ظلم و ستم و چپاول درآمدهای نفتی مدتهاست آنرا خورده و عنقریب است که بشکند.
مُلک”سبا”، نماد نعمت ورفاه وسبزخرمی سرزمین آزاد و آبادی است که ازسیاست سلیمان پدید آمد، اما نظام ولایت مطلقه فقیه، دستاورد انقلاب برای عدالت، آزادی و حاکمیت ملت را در مسلخ منیت های فردی و طبقاتی جمعی از روحانیون قدرت طلب قربانی کرد و به تعبیر قرآن موجب “هلاکت حرث ونسل” شد. هلاکت حرث، همین نابودی تولیدات کشاورزی و صنعتی و ورود بی رویه انواع میوه ها وکالای های چینی و غیر آن است و هلاکت نسل نیز، علاوه بررشد سرسام آورمرگ و میر تصادفات رانندگی وآلودگی فوق العاده هوا، اوج گرفتن بی سابقه آمارانواع نابسامانی های اجتماعی همچون: اعتیاد، فساد، فحشاء، سرقت، اختلاس های نجومی، نومیدی جوانان و آوارگی ملت است. به این ترتیب در سایه ولایت مطلقه شما وبی لیاقتی مدیرانی که مسئول این مصیبت ها هستند، به سرنوشت قومی گرفتار شده ایم که قرآن در وصفشان گفته است: “آیا به (عملکرد) کسانی که کفران نعمت خدا کردند و قوم خود را به هلاکت و نابودی کشاندند توجه نکرده ای” (ابراهیم۲۸)؟
می دانم که شما و پیروان ولایت تان نظری کاملا متضاد دارید و همچون شاه سابق، که ایران را در آستانه تمدن بزرگ و یکی از پنج قدرت بزرگ جهان می دید، بر این باورید که برای اسلام و ایران آبرو و عزت داخلی و خارجی خریده و قدت بزرگ منطقه شده اید. کاش چنین بود، اما بدنیست این هشدار قرآنی را هم بشنوید: ” بگو آیا شما را به زیانکارترین عملکردها آگاه کنم؟ همان ها که تلاششان در زندگی دنیا به باد رفته، اما خودشان فکر می کنند بهترین کار را انجام می دهند”(کهف۱۰۴)!
جناب آقای خامنه ای،

شما امروز همه امورملک و ملت را در ید قدرت خود گرفته و تسلط مطلقه بر همه شئون کشوری و لشکری پیداکرده اید، می دانید که اتحاد جماهیر شوروی هم با همه قدرت و شوکتش نتوانست به شیوه استبدادی ادامه حیات دهد و بدون حمله خارجی درهم پاشیده شد و امروز درست۲۰ سال از آن عبرت تاریخی می گذرد، موجبات چنین سرانجامی، به اضافه خطر تهاجم خارجی، درانتظارایران است که ممکن است مملکت ما را هم به سرنوشت عراق و افغانستان تبدیل کند و صدها هزار قربانی بجای گذارد. دراین صورت آیندگان خون آنان را به پای شماخواهند نوشت. آیا به چنین عاقبتی اندیشیده و پاسخ خود را در برابر خدا و خلق او آماده کرده اید ؟
شما با توجیه این که: “من از قبل تذکر داده بودم، ولی عمل نمی کنند”! خود را مبرای از مفاسد اداری و اقتصادی در ندانم کاری و اختلاس عظیم مدیران وعملکرد نیروهای سرکوب در قساوت و جنایت می دانید، اما نیک می دانید که امام علی(ع) خود را در عملکرد استانداران و سپاهش مستقیما مسئول می دانست وعلاوه بر مراقبت ویژه و تنبیه خطاکاران، هرگاه سپاهی به سرزمینی گسیل می داشت، به مردمانی که سپاه از دیارشان می گذشت، مسئولیت خود را برای جبران خسارت های احتمالی از ناحیه سربازان به اراضی و اموال آنها صریحا اعلام می کرد(نامه ۶۰ نهج البلاغه). اما شما پس ازسرکوب های خونین پس از انتخابات، به جای دلجوئی ازمادران داغدیده، طلبکار هم شدید که با این کار” نظام را تضعیف کردید”!!
جناب آقای خامنه ای، این روزها عکس عبرت انگیزی، که درآرشیو پلیس نظامی برزیل پیداشده، مردم آن کشور و سایرآزادی خواهان دنیا را مجذوب کرده است. این عکس دختری ۲۲ ساله را پس از شکنجه های طولانی، مقابل قضات نظامی در سال ۱۹۷۰ نشان می دهد. او استوار و سربلند نگاهی به جلو دارد، اما قضات چهره خود را با دست از نگاه دوربین پنهان کرده اند. این دختر کسی نیست جز “جیوما هوسف” رئیس جمهور فعلی برزیل!… این عبرت ها را نباید ندیده گرفت، هاله و هدا را که هوادارانتان کشتند، اما اوین واسارتگاه های دیگر آزادگان اسیری ازدختران و پسران جوان دارد که امیدهای آینده اداره این کشورهستند. هرچند بازجویان شما با چشم بندی که برآنها می بندند، چشم سرهای خود را مثل کبک در برف بی بصیرتی کرده باشند!
می دانید که حکومت میدان آزمون مردان سیاست است(الولایات مضامیرالرجال)، ای کاش همچون آزمون “صبر” در سختی، در آزمون”شکر” قدرت نیز، در خدمت به ملت، تا خیلی دیر نشده و فرصت از دست نرفته، با بازگشت به خدا و حقوق و حاکمیت خلق او موفق شوید. نامه را با کلامی از آن که به نام همنام اوئید، ختم می کنم، ایکاش به عدالت نیز همراه او می شدید.
“بپرهیز از این که خود را در عظمت با خدا برابر داری یا در کبریاء و جبروت، خود را به او همانند سازی، که خدا هرجباری را خوار کند و هرخودکامه ای را پست و بی مقدار سازد. با خدا و مردم انصاف داشته باش، هم از جانب خودت و هم از جانب وابستگان و دوستدارانت، که اگر چنین نکنی ستم کرده ای و هرکس به بندگان خدا ستم کند، علاوه برخلق، خدا هم خصم او خواهد بود…. هیچ عاملی در تغییر شرایط نیکو و تبدیل آن به نابسامانی، موثر تر از تکیه حاکمان بر ظلم نیست، زیرا خداوند  ندای نجات و ناله ستم کشیدگان را می شنود و در کمین ستمکاران است(عهدنامه مالک اشتر).
عبدالعلی بازرگان، پنجم دیماه۱۳۹۰، ۲۷ دسامبر۲۰۱۱

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

28 نظر

  1. بسم الله
    سلام
    پس از رحلت رسول الله اطاعت از “اولی الامر” – فرماندهان و مدیران و نخبه گان جامعه اسلامی – مشروط است.مشروط به این است که با رسالات الله مخالف نباشد.رفع اختلاف با قرآن کامل شده میباشد.اختلاف و رفع اختلاف از جانب هر صاحب نظری میتواند رخ دهد.قرآنی که گزینشی خوانده نشود پیوستگی عبارات و آیات در هر سوره و ترتیب سور و کلیت قرآن رعایت شود و این که چینش و جمع آوری قرآن به تایید الهی میباشد قبول شود.همان مطلبی که راسخون در علم در میان صاحب نظران بدان پایبند هستند و قبول دارند..آداب ثابت و مناسک (مثل تعداد رکعات نماز) که جزئیات آنها در قرآن نیست نباید بهانه عدم رجوع به قرآن گردد.قرآن مسیر اصلی را تعیین میکند.تعیین کننده مسیر مسائلی است که در طول رشد جامعه و جمعیت تغییر خواهند کرد…
    والسلام
    quranmizan.com

     
  2. سلام هموطن گرامی جناب نوری زاد.خوشحالم که حالتان خوب است وهمچنان درغربت کارهای شما رادنبال می کنم.جناب نوری زاد چرافکرمی کنید مقابله ملت بااین آدمخوران تنهاازراه مخملی موثراست؟؟چراوقتی ملت را بابی رحمی تمام می کشند تنها روشنفکری می تواند قاتل را ازپای درآورد؟کجای دنیا این چنین پیروزی رادیدید؟بعدازجنگ دوم جهانی اگرآلمانها جلوی نازیها رانمی گرفتند امروزه باتمام پیشگیری که شده این خود بینها دماازروزگارمردم درمی آوردند.درست مثل آدمخوران ////.به هرجال بااینکه براتون احترام قایلم خداکند سدی نباشید برخروش به جای مردم.چون می خوام بهتون اعتماد کنم حسی که خیلی کمرنگ شده .به امیدایرانی آزاد وآباد.عیدبرشما وتمام هموطنانم مبارک

     
  3. آقای نوریزاد مرحبا به این شجاعت اما باز یک موضوع و آن اینکه آیا وقت قیام نرسیده؟…آیا وقت آن نرسیده که سلاح بر گیریم و پاسداران شب و آخوندهای شکم چران را به درک واصل کنیم؟آیا هنوز وقت انتقام خدا از ظالمین و مستبدین نرسیده؟
    اینطور که من می بینم جناب رهبر///// اصلا نامه ها را نمی خواند و خود را بی نیازاز این سخنان می داند.

    ——————————-
    سلام جناب علوی عزیز
    ما هرگز دست به اسلحه نمی بریم. هرگز. ما آگاهی رابقدری که توان داریم می گسترانیم. فوران آگاهی باعث فروریختن دیوارهای جهل می شود. یک فروپاشی مخملی. که ما سخت مشتاق آن هستیم. آگاهی که باشد، جاهلان گریزمی کنند. باورندارید؟ باشید وتماشا کنید.

    با احترام

    .

     
  4. روح پدرتان شاد. جناب آقای بازرگان ما غفلت زده ها کم کم داریم از خواب بیدار می شویم. البته سال ها طول می کشد تا کسی که به غلط از این نظام پشتیبانی می کند بتواند واقعیت راببیند و پشت حق بایستد. چون سخت است که انسان چیزی را که سال ها به آن معتقد بوده حالا بفهمد دروغ است و باید ترکش کند. تقریبا هر 10 سال یک بار که این نظام دسته گلی را جلوی چشم مردم به آب می دهد عده ای بیدار می شوند.
    به قول برهان : اندک اندک جمع مستان می رسند

     
  5. با سلام و درود فراوان بر شما اهل خرد …
    جناب نوری زاد جدیدا با شما بیشتر دارم اشنا می شوم….واقعا خیلی خوب است که اینچنین به سمت راه حق تلاش کرده اید بر گردید….ارزوی موفقیت دارم….
    ستمگر بس عبث پنداشت کشتن هست درمانش ولیکن تاریخ فردایی فرو گیرد گریبانش را به سختی فرود ارد از تخت بیدادش.سخن در آن نمی رانم که این دم دیر و زود ارد ولی شکی نیست که چز ان رایی و فرمانی نیست….

     
  6. لطفا نسخه pdf نامه ها ی دیگران را هم در سایت قرار دهید. با تشکر فراوان

     
  7. اندک اندک جمع مستان می رسد…

     
  8. ایرانی ازاده

    حیف که گذشته گذشته است ..ولی تمام این ها که الان نامه مینگارند خودشان پله های صعود ایشان به رهبری هستند…… وقتی هاشمی خودش با قدرت حال میکرد باید میدانست که روزی در چاله قدرت گرفتار میشود ….. کاش کسانی که الان در قدرتند بدانند که خودشان در همین گودال خواهند افتاد ….مثل احمدی ن که بزودی خواهیم دید که چطور خس و خاشاکش میکنند.

     
  9. درود به آقای بازرگان. اما چرا همه تحصیلکردگان و روشنفران ما گذاشتند که کار به اینجا کشده شود؟ همه ما میدانیم که این بنای ساخته شده معمار خوبی نداشت چون خشت ولایت از روز اول کج نهاده شد و تا ثریا/// کج رفت!! به امید پیروزی

     
  10. خداوند روح مهندس بازرگان را قرین رحمت خود قرار دهد و شما فرزند آن بزرگوار را عزت بخشد.

     
  11. خامنه اي چگونه در ين مقام نشست كه حالا همه بايد دست به دامان او شوند و از او بخواهند كه كشور را ازين وضعيت بيرون بياورد

     
  12. به امید نشر این نامه ها در هزاران هزار وب لاگ

    مردم باید به پا خیزند و در جنبش بیداری شرکت نمایند.

    باید به مقامی برسیم که خداوند را خوش آید:
    انی اعلم ما لا تعلمون

     
  13. جناب آقای بازرگان عزیز سلام
    هر موضعی از جانب شما که از سلاله پاکترین های ایران زمینید را بر روی چشم می گیریم. اما نکاتی را از دید خود بیان می کنم . اینکه ما و بخصوص پیشتازانی مانند شما باور داررند که با خروج دین از روی صندلی قدرت هم قداست بیهوده به قدرت ندهیم هم قداست از دین نگیریم را باید در نقد قدرت هم لحاظ مردو بهتر نیست در گفتمان نقد آنقدر از دین هزینه نکنیم . بهر حال شما دغدغه جامعه ای را دارید که بسیار متنوع هستند و در آسیبی که برای آنها هست تفاوتی بین دین داران و ظاهرا مخالفان دین نیست. دیگر آنکه مخاطب شما پایبند به اصلی است که برای حفظ کیان اسلام می توان از دین گذشت و از ابتدا که بخواهید از دین مستند بیاورید خرجش را از شما جدا می کند.

     
  14. درود فراوان به مردان بزرگ سرزمینم

     
  15. ايول الله
    اندك اندك جمع مردان مي رسند.اندك اندك مي پرستان مي رسند
    بنويسيد تا ببينيم بالاخره //// زمان چه وا كنشي نشان مي دهد

     
  16. خدا رحمت کند مرحوم مهندس بازرگان و حفظ کند آقای عبدالعلی بازرگان که در قلب مردم آزاداندیش ایران جا دارند

     
  17. مردي از ديار نااميدي

    آقاي نوري زاد عزيز سلام
    بي شک شايد خودتان نيز متوجه شده ايد با توجه به فضاي سانسور و اختناق حاکم اين نامه ها بخصوص در سايت شما که فيلتر هم شده است از نظر اينان! آنچنان هم خطر آفرين به نظر نمي آيد. اما! نامه سرگشاده ي يک شهروند که در وبلاگ معمولي آن را منتشر ميکند صدها برابر اثر گذارتر و صدالبته جان سوزتر براي اينان است! (بدلايلي!) اينان بيش از شما و دوستاني چون اقاي بازرگان که بخاطر اين جمله که: «جناب آقای خامنه‌ای اینک متاسفانه میان شما و بخش عظیمی از ملت فاصله‌ای عمیق افتاده که در صورت لجاجت و بی اعتنایی به حقوق مردم، می‌رود خدای ناکرده به جنگی داخلی و برادر کشی بدل شود. آثار چنین فتنه‌ای که تا ابد برپیشانی عاملان آن باقی می‌ماند نام نیکویی از شما باقی نمی‌گذارد.» و در سال 88 ابراز مي کنند و متعاقبش بدليل 2 سال محکوميت ايشان به زندان در دادگاه انقلاب در سالهای ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۰ چندان بحساب نيز اورده نمي شود گوياي موضوعاتي است که ما را به فکر بر مي انگيزد و چرا هاي متعددي پيش روي ما قرار مي دهد که چرا اينان بر چنين طريقي مي روند! با کمي فکر در مي بابيم بدين دليل که اينان با خانه نشين نمودن شما يا افرادي چون شماو مجازاتهايي چون شلاق و زندان براي اينان در دوره هايي، از اين نظر بخود مي بالند که شما ياران قديمي بدليل دارا بودن سابقه قضايي نزد مردم ديگر وجهه عامه پسندي نداريد و همان محکوميتهاي قبلي نيز همين بس که مردم نيز به شما و امثال شما همچون يک مجرم نگاه کنند و بدين طريق رژيم مي تواند با نشانه روي سايتها و افکار شما که بدليل خانه نشيني تنها در فضاي وبي که تمام مطالب ان را از صافي هاي اطلاعاتي نيزمي گذارنند اثر گذاري هاي نسبي چنين اعمالي را نيز از ميان ببرند؟ خامنه اي فرد زيرکي است و گذشت او نيز در پاره اي موراد نه از روي محبت که بل از روي زيرکي خاصي است که در وي وجود دارد و ايمان داشته باشيد که چه بسا و بيش از بساهاي بسيار حتي زحمت مطالعه مطالبي که شما يا امثال شما مي نويسيد را نيز ندهد!

    اين دولت بدليل تحريمهاي شديدي که بسياري از مردم در فضاي سانسور زده حاکم و بخصوص پس از جمع اوري ماهواره ها از چند و چون آن کاملا” بي خبر مانده اند براي گذران وضع حال چاره اي جز فشار مضاعف و چه بسا چند برابر بر روي اين مردم را ندارد و صحبت از حذف رايانه نقدي 3 ميليون ايراني و متعاقبش 10 ميليون ايراني و نزاعهاي ساختگي در صحن علني مجلس که به زد و خورد هم بر سر اين موضوعات انجاميد و غلامرضا مصباحی مقدم، رییس کمیسیون ویژه طرح تحول اقتصادی مجلس، پیش از این از «حذف ۲۰ میلیون نفر» از چرخه دریافت یارانه نقدی نيزخبر داده بود!! همه و همه به اين مي ماند که اين دولت پس از هدفمندي يارانه ها (تنها تيري که مي توانست براي بقاي خود بيازمايد) اينک چاره اي جز فشار مضاعف بر پيکره مردمي که چه بسا درامد 400 يا 500 هزار تومان انان در ماه آنان را در رده قشر پولدار جامعه قرار داده است!! و اين بيچارگان در گذران زندگي خود دست و پا ميزنند نداشته است!!! چه ايرادي دارد همين آقايان مسئول از احمدي نژاد گرفته تا … همگي در ماه به چنين حقوقهايي بسنده کنند و ببينند آيا با بيشتر از اين ارقام نيز حتي مي توانيم گذاران زندگي بدون دغدغه اي داشته باشيم!

     
  18. نامه ی عبدالعلی بازرگان به رهبر youtube
    ونامه ی آقای سروش http://www.youtube.com/watch?v=wd1s7IVmVGA&feature=related

     
  19. شما فرزند مرحوم مهندس مهدی بازرگان هستید؟از زاویه دیگری  که بسیار عبرت آمیز است به قضیه نگریسته اید.خداوند به همه ما قدرت اطاعت از فرامینش را عطا فرماید.آمین یارب العالمین.

     
  20. با سلام، دیروز پنجم دیماه مصادف با هشتمین سالروز زلزله بم یا بهتر بگویم فاجعه ی بم بود. آقای بازرگان از اغلب بلاهایی که بر سر این کشور و ملت آمده سخن گفتند، اما از خطری بالقوه که در کمین نشسته و بی تدبیری مقامات و مسئولین مملکتی هر آن ممکن است فاجعه ای بس مهیب تر و سترگ تر از زلزله بم و رودبار را بر این مردم تحمیل کند سخنی به میان نیاوردند. زلزله ها و بلایای مشابه که در جای جای این کره ی خاکی رخ می دهند نهیب ها و هشدارهایی هستند که می بایست توسط حکومت های خرد ورز و مردم دوست جدی گرفته شوند، تا از وقوع فجایعی مشابه پیشگیری به عمل آید. اما گویی هر چیزی در این مملکت جدی گرفته و یا توصیه به جدی گرفتن می شود به جز خطرات زلزله! از زمان وقوع فاجعه ی بم تا کنون چند سال می گذرد؟ آقایان مسئول چقدر در نوسازی بافت های فرسوده در سراسر کشور کوشیده اند؟ اگر خدای ناکرده فردا روزی زلزله ای به شدت زلزله ی بم در شهر تهران روی دهد، آقایان چه کار خواهند کرد؟ آیا سر سوزن آبرویی (اگر داشته باشند!) برایشان باقی خواهد ماند؟ تعداد کشته ها و مصدومان حادثه (به زعم متخصصین شهرسازی) به قدری زیاد خواهد بود که با آمار کشته ها و مجروحان هیچ فاجعه و جنایتی قابل قیاس نخواهد بود. ازین پس مقامات بهتر است به جای توصیه به امورات تکراری و فرمایشی به فکر پیشگیری از خطرات جدی تر و ملموس تر باشند. به ایشان توصیه می کنم با نگاهی بدبینانه به موضوع که استثنائاً آن را به خوبی شگرد دارند، در نظر بگیرند که با وقوع چنان حادثه ای ممکن است همزمان طومار حکمرانی و ای بسا زندگی آنان نیز توسط همین ملت حادثه دیده در هم پیچیده شود.

     
  21. جناب اقای بازرگان سلام شما که از سلاله پاکترین های جامعه هستید هر چه بنویسید بر روی چشم می گیریم. آنچه از شما می تراود بدون تردید از چشمه زلال پرهیز کاری و ایمان است . اما نکاتی در نامه تان بود که با ان موافق نیستیم. تا دیر نشده است چه مفهومی دارد . به چه دلیل می گویید دیر نشده است. اگر دیر هنگام الان نیست چه زمانی است؟ نشانه های دیر بودن کدام است که از نظر شما مشاهده نشده است؟
    گرچه من خود یک مسلمانم اما ترا بخدا بیایید در گفتمان نقد از منابع دینی دیگر هزینه نکنتیم . شما دارید برای مردمی اینگونه مایه می گذارید که از منکران نظری آنچه که من و شما باور داریم تا دیگرانی که پایبند تر از ما هستند غرش شیر مانند تان را نیازی نیست که به ادبیات دینی که فراگیر ناس نیست مزین کنید. مگر ما باور نداریم که در عطش قدرت به غلط جایگاه دین را تغییر داده و بر تخت قدرت نشاندیمش . و به قول زنده یاد علامه طباطبایی اسلام بزرگترین شهید النقلاب اسلامی بود . آیا بهتر نیست از همین حال تصمیم بگیرم باز از ابزار دین برای نقد و افشاگری بیش از مایه نگذاریم. شاید در گذشته جامعه تشنه کام در دگرگونی بر هر نگاه واپس گرایانه ظاهرا دینی لباس رزم ستم ستیز می پوشاند اما اکنون بسیاری پذیرفته اند که جتی بر اندیشه پویای اعتقادی هم نباید خلعت سیاست پوشاند. و آخر آنکه نشستگان بر سریر قدرت را اکنون این باور است که برای حفظ شرایط موجود از هر چارچوب و حصار اعتقادی باید که گذشت. برای چنین نگاهی چه جای بهره گرفتن از مدیریت سلیمان و علی(ع )

     
  22. برای شنيدن فايل صوتی اين نامه در يوتيوپ روی نام من در اينجا کليک کنيد.

     
  23. درودبرشمااقای بازرگان  اول اینکه به درخواست اقای نوریزاد آزاده پاسخ در شأن دادید دوم ایتکه نکات بسیار ارزشمندی را بیان داشتید

     
  24. سلام آقای نوری زاد
    به عنوان یک جوان مملکت انتظار داشتم به سوالم پاسخ دهید چگونه شما از آقای خاتمی پاسخ می خواستید؟
    سوالم را گسترده تر از قبل میپرسم:اما قسمت اول مهمتر است!

    اولا:چرا آقای موسوی و کروبی به خصوص موسوی آنچه را میدانند آشکارا به مردم نمیگویند؟آیا به این علت است که خود جزو همین سیستم بوده اند؟یا شاید هنوز هم به گونه ای دیگر هستند؟

    دوما:از کجا معلوم که همین آقایان هم اگر روزی به قدرت برسند به همین بی لیاقتی نرسند؟از کجا معلوم؟

    سوما:ما جوانان برنامه مدونی نه از جانب آقای خاتمی نه موسوی نه کروبی نه شما و نه ….. نمی بینییدیم که حاضر باشیم بابتش بها بپردازیم.ما حاضر به حماقت نیستیم ما بر اساس تفکر تدبر و عقلانیت تصمیم میگیریم.

    در ضمن یک نکته قابل توجه فرزند آقای موسوی لاری:شماها (منظور پدرتان و آقای خاتمی و…) مسئولترید چرا که آنزمان با مردم صداقت نداشتید رای میلیون ها انسان پشت سرتان بود به آنها اعتنا نکردید.پدرتان می بایست صادقانه این موضوع را با مردم در میان می گذاشت نه اینکه به خاطر مصلحت ها تنها رضایت میداد که مسئولیتش با من نیست؟

    فعلا والسلام

     
  25. آقای بازرگان نکاتی که از سلیمان پیامبر و علی مورد اشاره شما بود عالی بودند ولی انصافا از عکس خانم ریس جمهور برزیل در بهترین زمان و مکان ممکن استفاده کردید چه بسا محکومینی که جایگاهی مثل این خانم پیدا کنند.

    با تشکر

     
  26. جناب آقاي بازرگان خدا پدرت را بيامرزد به پاس نوشتن اين نامه بنده هفت بار سوره حمد و چهار قل را نثار شادي روح آن مرحوم هميشه بياد ماندني قرائت كردم. تا به حال كه آقاي خامنه اي جواب هيچكدام از نامه ها را نداده است گويي ايشان نه مي بينند، نه مي شنوند ، نه حرف مي زنند و نه مي دانند. عجيب است.

     
  27. دختران سرزمین من فرشتگان اسمانی اند که به اسارت دیو در امده اند … با تشکرفراوان

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

85 queries in 2316 seconds.