سر تیتر خبرها
نامه ی صریح یکی از سرداران سپاه به محمد نوری زاد

نامه ی صریح یکی از سرداران سپاه به محمد نوری زاد

این نامه را یکی از سرداران سپاه برای من فرستاده است. سرداری که من شخصاً به فهم و ادب و پاکی و درستی و دانش او اعتماد و ارادت دارم. نامه ی ایشان آکنده از درد است. انگار یک مادر از هدر رفتن زحمت هایش در تربیت فرزندش می گوید. من این نامه را بارها خوانده ام و ذره ای آشوبگری در فحوای نیت نویسنده احساس نکرده ام. این نوشته را سرشار از درد و رنج و البته آمیزه ای از راهکار خروج از بن بست ها یافتم. قبول دارم که  پاسداران ما این روزها روزهای تلخی را گذران می کنند. پاسدارانی که اکنون به نام و نان و درجه متنعمند، تکلیفشان روشن است. اینان تا آخرخط در مقابل مردم می ایستند و اگر لازم باشد دست به کشتار مردم نیز می زنند. اما پاسدارانی که منتقد و معترضند هم از داخل سپاه به شدت به انزوا و حتی به حذف تهدید می شوند هم از ناحیه ی مردمی که آنان را و افکار آنان را نمی شناسند طرد می شوند.

محمد نوری زاد

محضر جهادگر صدیق ومبارزشجاع جناب آقای محمد نوری زاد

با اهدا سلام

نگارنده این نامه گر چه یکی از سرداران مستعفی سپاه است که درکارنامه خود بیش از 40 ماه حضور داوطلبانه در واحدهای عملیاتی در جنگ تحمیلی داشته وپس از آن نیز با ادامه تحصیل و کسب مدرک دکترا از دانشگاه سراسری ودافوس در سپاه تا همین چند سال پیش یکی از اعضا هیات علمی دانشگاه امام حسین بوده که به خاطرآزاد اندیشی و پاسخ صادقانه به پرسشهای فرهنگی اجتماعی وسیاسی دانشجویان مصداق بارز عدم التزام به ولایت فقیه گردیده و مجبور به استعفا (بخوانید:اخراج) شده است.

اینجانب نیز چون شماسالهاست شاهد جهل وجاه حاکمان کشور بوده و از وقایع تلخ سالیان پس از انقلاب به خصوص کودتای انتخاباتی وحشیانه وشرم آورخرداد 88 و جنایت های پس از آن رنج ها برده ام

مهم نیست اسمم چیست.من وصدها سردار آزاده و آزاد اندیش سپاه چون شما وچون میلیونها ایرانی رنجدیده ورنجیده می اندیشیم و گرچه سپاه به لحاظ ساختاری دچارفساد سیاسی اقتصادی ،اخلاقی و… شده است اما این به مفهوم تسری آن به خیل پاسداران نیست با اطمینان کامل به اطلاع شماوملت عزیز ایران می رسانم که اکثریت قریب به اتفاق پاسداران از حاکمیت منزجرند امادر سیستمی گرفتار آمده اند که بسیار بی رحم وخون ریز است ونه تنها تاب دگر اندیشی در حوزه به اصطلاح خودی ها را ندارد که به سهل با دادگاههای نظامی وفرمایشی پاسداران را خائن وجاسوس قلمداد وآنان را به جوخه مرگ می سپارد.

بحران وحشت وخشونتی که شمادر سطح شهر می بینید دهها بار بیشتر آن در پادگانها ومراکز سپاه حاکم است.

پاسداران هم انسانند وآنان هم بر خلاف ظاهر نظامی شان عمدتا نگاهی دموکراتیک دارند و منتظر شرایط مساعد تری برای همگرایی با ملتند.نمونه این همگرایی در انتخابات ریاست جمهوری 76 و80 که سیدمحمد خاتمی با بیش از 20 میلیون رای رییس جمهور شدند با آرا بیش از 70 درصدی سپاهیان در دانشگاه امام حسین وتمام مراکز وپادگانهای سپاه بر ملت آشکار شد.مطمئن باشید این سپاهیان همان سپاهیان هستند وآنچه مردم از خشونت وجنایت سپاه می بینند تنها سناریوی اجرایی توسط 7تا 8 درصد سپاه و استفاده گسترده از نیروهای ناهنجاروخشونت طلب تحت عنوان بسیج ویگان های ویژه وامداد نیروی انتظامی است که توسط قرارگاه ثارالله سپاه سازماندهی می شود.

واقعیت این است که سپاه ملغمه ایست که از بدو پیروزی انقلاب وبه خصوص از آغاز رهبری فعلی بازیچه سیاست بازان انحصار طلب شده است واز او به عنوان شمشیر دموکلوس علیه ملت ،احزاب،تشکلها وروشنفکران استفاده شده است و آگاهانه سران او را گرفتار انواع فسادهای اقتصادی،سیاسی وحتی اخلاقی نموده اند والبته بسیاری از نیروهای فکور وسالم را یاحذف فیزیکی کرده اند ویا به عزلت کشانده اند.اینها را نوشتم تا شما ومردم ایران حساب /// وسرداران جنایتکار وفاسد سپاه را از اکثریت پاسداران جدانمائید و همین جا نیز از همکاران سپاهی ام دعوت می کنم تا با رعایت تمام احتیاطات وارد فضای مجازی شوند وبه بیان اندیشه ها ومنویات خویش بپردازند و با مردمی که آنان را یا جنایتکار ویا همکار جنایتکاران می دانند صادقانه سخن بگویند. بی شک همه ما دانسته وندانسته در پدیداری حاکمیت استبداد نقش داشته ایم و مردم حق دارند تابا نفرت وتردید به ما بنگرند.اما باور کنیم که ملت ایران با گذشت ترین ملت جهان هستند و تنها اعتراف وندامت ما برای آنها کافیست.

اما به عنوان پاسداری که که از همان سالهای اول جنگ به جهت نزدیکی با فرماندهان سپاه بارها از دور ونزدیک شاهدگفتار ورفتار جاه طلبانه وبعضا بزدلانه آقای ///بوده به دلایلی که بر خواهم شمرد از نوشتن نامه سرگشاده به وی امتناع وخطابم حضرتعالی وملت عزبزورنجدیده ایران است که ایام تلخ وناگواری را زیر چکمه نظامیان ونا بخردان عرصه سیاست می گذرانند.

یادم هست سال سوم جنگ یک بار آقای خامنه ای راکنار محسن رضایی در قرارگاه خاتم دیدم نشسته بود وسیگار می کشید از محافظش پرسیدم:آقا چرا سیگار می کشد؟ خندید وگفت:باید بیائید پاستور تهران را ببینید. جرات نکردم بگویم در پاستور چه خبر است؟ اما خودش مطلب را عوض کرد وگفت: هر چقدر غذاوامکانات رفاهی ساختمان ریاست جمهوری بهتر است غذا وامکانات ساختمان نخست وزیری ساده تر است.

محمد عزیز!

نمیدانم از 27 تیر 67(پذیرش قطعنامه 598) تا 13 خرداد68 (رحلت امام) کجا بودی وچقدر از وقایع تلخ وپشت پرده سیاسی این 321 روز مطلعی؟

وقایعی که در اساس مسیرانقلاب را دگرگون وعمده دستاوردهای آن را نقش بر آب کرد.

از کشتار بی رحمانه صدهازندانی سیاسی گرفته تا سناریوی عزل آیت الله حسینعلی منتظری ورویکرد به ترور سران گروههای اپوزسیون سیاسی ودگر اندیشان داخلی وخارجی وبه ویژه بازنگری در قانون اساسی و…

وقایعی که در پس نوش جام زهر قطعنامه 598 و اوج بیماری سرطان معده امام و توسط چند بازیگردان سیاسی //// صورت گرفت.

بی شک بایسته است متغیرهای سیاسی این مقطع دقیقا مورد واکاوی قرار گیرد. چه اینکه کلید گمشده ای است که آشکاری آن به بسیاری از ابهامات پاسخ خواهد داد و شاید به تطهیر امام در خصوص کشتار 67وعزل آیت الله منتظری بیانجامد، زیرا تمام این وقایع در 10 ماهی صورت گرفته است که امام به شدت بیمار بوده است.

در مصاحبه ای که من با چند پزشک متخصص ایمونولوزی (سرطان شناسی)داشته ام عموما به این نکته تاکید کرده اند که تغییر در الکترولیت خون و به خصوص کاهش پروتئین وگلبولهای قرمز به شدت حوزه تصمیم گیری مغز را تحت تاثر قرار می دهد وتصمیمات بیمار تابع میزان پروتئین وگلبول قرمز خون متفاوت وبعضا متعارض است.

توجه به این موضوع ازآن حیث مهم است که دستوراتی منتسب به امام است که بسیار متفاوت با منویات قبل از بیماری ایشان است. همین مساله می تواند مسئولیت را صرفا متوجه بازیگردانان سیاسی آن دوره ///، کند.

چه اینکه دستاورد این دگرگونی ها پس از رحلت امام به شدت منافع همین بازیگردانان سیاسی را تامین کرد. ///

جالب است که در جریان تدوین متن بازنگری قانون اساسی عنوان ولایت مطلقه فقیه به پیشنهاد وتاکید آقای خامنه ای در متن آن گنجانده شد!

از طرفی همه به یاد داریم که خبرگان رهبری چگونه وبا چه سناریویی بلادرنگ وبدون تفکر وشور با قیام چه کسی ازکرسی خود بر خاستند .

آقای خامنه ای خودش بیش ازهمه می دانست که تفکر غالب در سپاه نزدیک به گرایش موسوم به چپ است وبی دلیل نبودکه به سرعت دست به جا به جایی هایی در سپاه زد و بسیاری از فرماندهان فکورهمچون مصطفی ایزدی را به حاشیه راند و افرادی نظیر علیرضا افشار ، محمد باقر ذوالقدر،محمد رضا نقدی و… را در مناصب کلیدی گمارد که اتفاقا در زمان آنان جنگ حتی ازدور هم دستی در آتش نداشتند.

اما کار مهم تر آقای خامنه ای درسپاه تجزیه قدرت و تصمیم گیری بود.او به جای حجت الاسلام عبدالله نوری( با گرایش چپ) نماینده امام در سپاه حجت الاسلام موحدی کرمانی (با گرایش راست) را گماردو به تاسیس سپاه قدس به عنوان یک نیروی اطلاعاتی وتروریستی برون مرزی ونیروی مقاومت بسیج به عنوان یک نیروی شبه نظامی وسرکوبگر داخلی پرداخت واختلالی جدی در تمرکز فرماندهی محسن رضایی ایجاد کرد مشکلی که در نهایت به مصاحبه رضایی با روزنامه سلام ،استعفا ودر اصل تبعید وتحمیل وی به دبیر خانه مجمع تشخیص مصلحت نظام منجر شد.

اما بزرگترین ضربه برساختار سپاه کشانیدن سپاه به فعالیت های اقتصادی وتجاری با دستور صر یح در تاسیس بنیاد های تعاون نیروهای مسلح و قرارگاه بازسازی(قرب) وتشکیل صدها شرکت اقماری وهمچنین تشکیل صندوق ها وشبه بانک ها و رویکرد به پولشویی وهمچنین واگذاری مسئولبت ترور مخالفان ودگراندیشان سیاسی داخل وخارج کشور به نیروی قدس سپاه بود.

بدون شک و بر اساس مستندات و امارات بسیار که به وقت مقتضی ارائه خواهد شد ترور کاظم رجوی، شاپوربختیار، قاسملو، شرفکندی و سو قصد نافرجام علیه بنی صدر و قتل ناجوانمردانه داریوش وپروانه فروهر، دکتر سامی، پوینده و…. یا با محوریت سپاه ومباشرت وزارت اطلاعات در خارج از کشور وبالعکس با محوریت وزارت اطلاعات ومباشرت سپاه در داخل کشور صورت گرفته است که در این میان یکی از سرداران سپاه به نام حسین شریعتمداری (مدیر مسئول ونماینده فعلی رهبری در موسسه کیهان) که سالها با حفظ سمت در سپاه معاون وزیر اطلاعات هم بود نقش ویژه ای در هماهنگی میان سپاه و گروه سعیدامامی داشت.

ای عزیز!

یکی از پیچیده ترین ولاعلاجترین بیماریهای روحی و روانی بشری بیماری شخصیتی صاحبان قدرت است.که اتفاقا اپیدمی و سندرم زورمداران واقتدارگرایان است وآنان را تا آنجا پیش می برد که نه تنهادستشان به خون بی گناهان آغشته که جنایتشان دامن نزدیکترین کسانشان را هم خواهدگرفت وبا کمال تاسف عموما علاجی جز سرنگونی نخواهند داشت.

همه می دانند آقای خامنه ای رهبری اش را تنها مدیون دوست وهمراه دیرینش حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی است. اما همه دیدیم که چگونه وی را هم در انتخابات نهم وهم در انتخابات دهم ریاست جمهوری لجن مال کردو  پست های وی را به دیگران واگذار کردو فامیل بسیار نزدیکش که در سالهای هراس پیش از انقلاب منزل پدر وی مامنش بود یعنی میرحسین موسوی رییس جمهور واقعی کشور را به زندان خانگی وشکنجه روحی کشانده است!؟

با اینکه همیشه از نظریه گفتمان حمایت وبه شدت مخالف خشونت ورادیکالیزه شدن ملت هستم اما بر این باورم که کار ////  از موعظه وپند گذر کرده است.

واقعیت این است که در آن سالها که ما به ایثارگری میهن وملت می اندیشیدیم عده ای اسیر شهوت ثروت-قدرت، به حذف فیزیکی مخالفان ورقیبان خود به هر شکل ممکن می اندیشیدند و اندیشه های خود را عملی می کردند.

عملکرد اینان چهره نامطلوبی از امام به نسل حاضر ارائه کرده است وچنان کرده اند که دیگر جایی برای دفاع از انقلاب نگذاشته اند.

مثل طاعون نه فقط خود که همه را طاعون زده کرده وهمه مجریان دلسوز انقلاب را در مظان اتهام قرار داده تاآنجا که در نگاه عامه هر کس که در حاکمیت نقشی داشته است مجرم است مگر بتواند خلاف آن را ثابت کند.

واما یک سئوال:

-به نظر شما با نظریه گفتمان و نگاه ملایم دموکراسی خواهی آن هم در جامعه ای که مردمانش در کسب اقتصادوفرهنگ فاصله ای از صفر تا صد دارند، ووجودحاکمیتی فاسد، دیکتاتور، نظامی وسرکوبگردر شرایطی که عمده اشخاص سیاسی ،روشنفکران و مردم کوچه وبازار حاضر به پرداخت حداقل هزینه ای نیستند ،می شود در آن “بهار ” دیگری ایجاد کرد؟

می اندیشم مشکل کشور ما فقط سندرم اقتدار گرایی واستبداد نیست ،مشکل روحی یاس واستبداد زدگی اکثریت وعدم اعتقاد به هزینه کرد بالسویه است مساله ای که همواره کار اصلاح در کشور را با چالش مواجه ساخته است.

درونگرایی ، چند شخصیتی و فریب حاکمیت ها که اتفاقا خصلت تاریخی ما بوده است افتخاری برای ایران که سرزمین پیامبران پاکی و صداقت (مانی ، مزدک و زرتشت) بوده وایرانیان مسلمان که عمدتا مقتدایشان علی (ع) است ، نیست.

شکی نیست که عصر حکومتهای دیکتاتور وچکمه پوش به پایان رسیده است اما تجربه ثابت کرده است که این حکومت ها هرگز با راهپیمایی سکوت ولبخندملت سقوط نکرده اند که نمونه های بارز آن قذافی در لیبی ،مبارک در مصر ، بن علی درتونس است.

نوع دیگر سرنگونی تهاجم خارجی با هزینه بسیار سنگین مادی ومعنوی است که نمونه اش هم در غرب وهم درشرق کشورعلیه صدام ،طالبان وبن لادن صورت گرفته است ، اما شکل متفاوتی هم ممکن است . همان اتفاقی که در انقلاب روسیه با روی کار آمدن استالین بروز کرد ،سرکوب خونین همرزمان منشویک ،آزمایش سلاح هسته ای و سرکوب شدید مردم در سایه جنگ سرد.

با این حال رویکرد به اصلاحات تنها و آخرین شانس برای مفاهمه آشتی ملی با کمترین هزینه است. موضوعی که مردم وبه خصوص طبقه متوسط آن رادرک کرده است اما با کمال تاسف //// سرنوشت تلخی را برای خود وهمراهانش رقم زده است.

 Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

45 نظر

  1. من متعجب هستم که چرا هنوز در جامعه ای که از دروغ،ریا،دزدی، خیانت، قحطی، چاپلوسی، خود فروشی، ناشایسته سالاری وهمه رذالت های انسانی پر شده است وهمه این اوصاف از شخص خمینی نشات گرفته است هنوز روشنفکرانی پیدا میشوند و او را به عنوان امام معرفی میکنند.دروغ هایش،کشتارهایش واستبدادش را هرگز فراموش نکنید .جناب نوریزاد اگر خامنه ای باید مورد نقد قرار گیرد خمینی بیشتر.اگر خامنه ای جامعه ایران را به قهقرا برده خمینی بیشتر.پس بیاییم با هم خمینی را نقد و بررسی کنیم تا به مرور زمان این تابوی هولناک شکسته شود.امیدوارم که جنابعالی به عنوان یک روشنفکر از او به عنوان یک شخصیت برجسته یاد نکنی و اگر زمانی خواستی اورا صدا کنی فقط از لفظ آقا استفاده کنی.با تشکر از روشنگری های شما.

     
  2. عباس انعامی

    دقیقا همین طوراست.من خودم دبیرم ودر بین فرهنگیان.مشغله واوج تفکر یک فردکارشناس ارشدبا20سال سابقه میدونی چیه؟فیش حقوقی.این یکی ازخیل باسوادان وفرهیختگان این مملکت است که عیدش با زیارت بارگاه ملکوتی اقا عیدمیشودوبی صبرانه هرسال منتظر ماه محرم است تابا عشق اباعبدالله حال کن وسینه وزنجیری بزند.اینها البته هیچکدام کار بدی نیست ویک رفتارشخصی ست.اما مشکل اینجاست اینگونه تفکر درتمامی شئون زندگی این افراد حاکم است وبه زندگی با این دیدگاه نگاه میکنن.درنتیجه یکی از رفتارهای اجتماعی اینگونه ست که تا فردی سخن از ازادی ونقدنظام داردفوری سر از حراست درمیاوردو…

     
  3. نان را از هر طرف که بخوانی نان است. تا دیروز از اون طرف می خوندی امروز از این طرف. حنای امثال شما برای ملت رنگی نداره. اگه راست می گی برو خیابون فلسطین یا پاستور نزدیک گیت خودت رو آتیش بزن. اونوقت شاید به صداقت تو ایمان بیاوریم

     
    • اسم این قبیل افاضات رو نمیدونم چی میشه گذاشت. حرفی که شما میزنی نه تنها اصل و عیانش غلطه، بلکه معانی ضمنی ش هم غلطه. بشمارم؟

      ۱. پرروئی: بعنوان یک کاربر با هویت مخفی در دنیای مجازی از یک آدم میخوای در دنیای واقعی دست به عملی بزنه. این کمال پر روئی ه.
      ۲. پرروئی: کاری که از اون آدم میخوای اینه که «خودش رو آتیش بزنه».
      ۳. پرروئی: نفعی که برای این کار اعلام میکنی اینه که به صداقتش ایمان بیاری.
      ۴. پرروئی: تازه همین انتفاع رو هم مقید به «شاید» میکنی.
      ۵. بی‌مایگی: استدلال ت خیلی بند تمبونیه: «نان رو از هر طرف بخوانی نان است».
      ۶. بی‌مایگی: آدم‌های دارای استقلال شخصیت نیازی نمی‌بینند صاحب گفته‌ای را صد در صد موجه بدانند تا به گفته‌هایش گوش کنند و احتمال وجود حقیقت و واقعیت در آن گفته‌ها بدهند. کسانی این را الزامی می‌دانند که دنبال یک مقتدا باشند — یعنی بیمایگانی که به عقل و قدرت استدلال خود باوری ندارند.

       
  4. نوری زاد عزیز…..
    گفته ها زیباست…ولی برای چند درصد مردم.؟.درصدی که می دانند فضای مجازی چیست…. ایننان چند درصد هستند….از این چند درصد جند در صد آزادی خواهند .. از این چند درصد آزادی خواه چند درصد می دانند آزادی چیست برای چه می خواهند……
    نوری زاد عزیز
    مردمی که در غرور غرق شده..و هیچکس دیگری برایش مهم نیست ..شاید غیراز 2درصد…..من هر روز هر لحضه می بینم..و خسته از این مردم که جهل از همه چیز (فرهنگ,شعور) دارند.و نمی دانیم به کجا فرار کنیم………….
    ایرانی که وجودش جو گیری فراوان می آزارد..قبل از هر عملی فکر نکردن که به دنبال چیست از این عمل….نمونه مردمی که نمی دانستند چرا انقلاب کردند..آیا راه دیگری نبود جز انقلاب ..ایرانی با آن جایگاه ولی با مقداری مشکلات حال کجاست………
    ای عزیز متولد شده 88
    من.تو.ما باید بدانیم اطراف چه خبر است…….
    روشنفکر ما مهندس الکترونیکی است که فقر, گرسنگی را خواست خدا و بی حجابی را خواست اسراییل می داند…جالب اینجاست که از طرفداران حکومت نیست…………………….ای وای ما در جایی هسستیم که چرا می گوییم حکومت

    نوری زاد بزرگ

    تا زمانی که مردم ما خود جل را به زیر پا نگذارند و بزرگ منش نشوند و حکومتی ها ببینند که آنچه ارائه می دهند خواهانی ندارد..می دانند که بازار چیز دیگری می تلبد…ولی تا زمانی که مردم همین باشند..حکومت می داند بازار چه می تلبد و آنگاه آنان مردم را با اجناسی که ارائه می دهند به دنبال خود می کشند………

    بیاییم خودمان را عوض کنیم..تا ایران عوض شود..

     
  5. خیلی کسافت وآشغال تشریف داری نوری خیلی ازت تنفر دارم دو روی نجس

     
  6. چقدر ادعاهاي اين نامه شبيه ادعاهاي برخي در صدر اسلام درباره (نعوذ بالله) بيماري و هزيان گويي پيامبر (ص) در سال آخر عمر مبارکشان است.

     
  7. هموطن:
    به خدا قسم همش دروغه باور نمی کنم.

     
  8. اونقدرام راست راست نمیگردن همین آقای نوری زاد الان زندانه

     
  9. آیا او می داند ما از مردم کره شمالی هم گرفتار تریم بابا جان دست بردار بیشتر از این خودت رو تو گناه غرق نکن خون به گردن خود ننداز آخرتی هست عاقبتی هست ؟ شاید نیست و گرنه چرا خون میریزند در همه درگیریهای فرانسه که این همه ماشین رو آتیش زدن چند نفر کشته شدن در درگیریهای آمریکا چطور ؟ چند نفر کشته شدن آنجا برای انسانیت ارزش قائلند ما نه امرور میگیریم فردا مرده و جسدشو تحویل میدیم .اگه بچه های خودتون بود چی میشد الان کربلا بر پا شده بود ولی ما …آدم نیستیم ؟ موش هستیم ؟ مار و عقرب میشیم یه روزا بترسید

     
  10. محمدرضادرویش خراسانی

    فقط تاپاراگراف دوم خواندم وادامه ندادم یه چیزبهت بگم اگه ولی ماجهل وجاه داشت نمی ذاشت راست راست بگردی وبهش توهین کنی خسرالدنیاوالاخره

     
    • آقای خراسانی متاسفانه شما یا تو جهل مطاق هستی یا خودتو به خواب زدی ولی مطمئن باش ولی شما از این حرفها هم قصی القلب تر و سفاک و خونریز تر هست

       
  11. اقاهمه اینها دروغهای بی شرمانه ای است که ازاول انقلاب منافقان ومزدوران جیره حواربرسرزبانهامی انداختندوشایعه درست می کردندواین آقا همونهاراالبته این باربه اسم یک سرداراخراج شده بصورت یک نامه نوشته است من ازایشان یک سوال دارم وان اینکه اگرشمااینهارامی دانستیدچراخودتان راکنارنکشیدیدتابه قول خودتان به خاطردگراندیشی شماراازدانشگاه اخراج کنند؟

     
  12. درود بر سردار…وقتی امثال شما به اگاهی مردم میپردازند امیدواری انها به زندگی بیشتر وببشتر میشود هر چند مردم شریف وصبور ایران خود شاهد خیلب از زدو بند های غیر قانونی سران اصلی این حکومت بی درو پیکر هستند .به خدا قسم وقتی اسم مستضعفین میاورند دلم اتش میگیرد .حکومت ما حکومت سردمداران کور و کر ولال هستند هیچ چیز را نمیبنند .راستی سردار عزیز .استاد نوریزاد واقعا اسلام اینست که این بی همه چیزان نشانمان داده اند.

     
  13. ایمونولوژی یعنی ایمنی شناسی منظورشون انکولوژی بوده که یعنی سرطان شناسی لطفا تصحیح کنید.
    ضمنا حتمن پزشکان ایشون اختلالات الکترولیتی امام رو کنترل و درمان میکردند و فوت ایشون بخاطر پیشرفت و متاستاز بوده که البته اختلالات شناختی در هفته های آخر در صورت عدم درمان کافی بروز میکند بنابراین در مورد اینکه تصمیماتشون بخاطر عدم داشتن حال عمومی خوب بوده قابل شبه ست

     
  14. این قلم رو من میشناسم. همون لحظه که نامه رو خواندم؛ شناختم. نویسندش مرد بزرگیه. سرداری است که از رفتن بر سر دار هیچ هراسی ندارد. 

     
  15. خواهش میکنم از این معرکه گل آلود ماهی برای پاسداران نگیرید و ادعا نکنید که پاسداران رژیم آخوندی با اینهمه خونریزی که بر همگان آشکار است، با مردم همدلند

    ………………………………….

    سلام دوست گرامی
    پاسداران ما مثل همه ی گروه ها و صنف ها و گرایش ها هستند. در دل این تشکیلات انسانهای فهیم و زحمت کش و مردمی فراوانند. اینها گنج های مایند و در آینده ای نزدیک با تخصصی که دارند و با نفوذی که دارند، درکنار مردم روی در روی پاسداران فربه از مال حرام خواهند ایستاد. حتماً

    نوری زاد

    .

     
  16. ضد ولایت فقیه

    امام حسین ( ع) : بترس از ظلم به کسی که پناهی جز خدای یکتا ندارد سردار اعتراف به اشتباه نشانه موارد زیادی است. شجاعت،حق طلبی ،رویگردانی از ظلم . سردار امیدوارم اگر خواسته یا نا خواسته از جانب شما یا امثال شما به کسی ظلمی روا شده آنان شما را ببخشند من نیز با آغوش باز می بخشم. خداوندا تو نیز تواب و رحیمی،خدایا تو نیز ببخش

     
  17. سلام دوست گرامی بهتر بوداول از جناب آقای نوریزاد می پرسیدید آیا نگارنده نامه را می شناسد یا نه بعد اظهار نظر می فرمودید شاید از لحاظ امنیتی صلاح نبوده نامشان فاش شود

     
  18. ما در ماه محرم همیشه از “حر بن ریاحی” سردار سپاه ابن سعد که حقوق بگیر او بود که در آخرین لحظه به سپاهیان امام حسین پ
    یوست و در رکاب امام حسین شهید شد به نیکی یاد میکنیم.در این جامعه خیلی ها هستند که در مناسب دولتی و حقوق بگیری امثال ابن سعد هستند.ولی باید از روضه های حر ابن ریاحی به این نتیجه برسیم که الان هم می شود از سپاه ابن سعد به لشکر امام حسین پیوست .همانطور که داریم :کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا .

     
  19. دوستان را بیم می دهم از کسانی که شبهه وارد می کنند در هویت نگارنده نامه.. آنان که وی را سپاهی یا فرمانده نمی دانند…. به احتمال زیاد این افراد که چنین پیام هایی می گذارند از جانب دشمنان جنبش سبز سازماندهی می گردند

     
  20. سرباز کمنام جنبش سبز

    با عرض سلاام و ادب خدمت شما
    جناب نوریزاد عزیز حتی آگرنگارنده نامه فوق ، ارشدترین مقام سپاه در کشورمیبود بود مطالب مطروحه در نامه اش فاقد ارزش سیاسی و بار معنوی لازم در اجابت دعوت مقدس هل من ناصراز جانب شما بود ونقطه مقابل نامه نگاشته شده توسط فرزند آقای موسوی لاری که بدون پرده دری وشعارگونگی ، صریح و ساده و توأم با دقت نظرو با ظرافت ، دعوت شما را لبیک گفته و جنبه های بسیار مهم از رویه و رفتار رهبری و نیروهای منتسب به ایشانرا مورد نقد قرار داده است ، باشد که این نوع نگارشها الگوی تحریر نامه های انتقادی از رهبری قرار گیرد انشاءالله

     
  21. نوری زاد عزیزم امیدوار می شویم که پشتیبانهای قوی ومردمی دربدنه سپاه داریم که یکبار هم دردوم خرداد 76 ودرانتخابات ریاست جمهوری در شهرک شهید محلاتی تهران تجربه کرده بودیم که بالغ بر 76درصد آرا به نفع خاتمی رئیس جمهور واقعی ومحبوب بود گرچه آن فربگان سیاسی ازقدرت اسلحه وپول نفت به خود مغرورند اما خوب است که اخیرا سرنوشت قذافی مغرورتر ازخود را دیده اند

     
  22. دروووود…..
    نمیدونم چرا حامد و دارودستش فکر میکنن همه چیزمأموریته….خیلی جالبه واسم….از این دست زیاد میبینم تو فضای مجازی که فکر میکنن تصمیمات و اعمال همه تابعی از یه دستوره که از بالا صادر شده….

     
    • با عرض سلام و ادب و احترام به سردار سپاه و اقاى نوريزاد….
      اين بنده حقيقر تازه اين مطالب رو خوندم….سال ٩٣…..
      برادر گرامى بى شك از دلاورى شما عزيزان در دوران جنگ كه براى خاك و ناموس جوانى و جان خود را فدا كرديد بحثى نيست….اما اى سردار همين شما در روز روشن براى گرفتن حق مدنى خود كه ناموس اين خاك هستم تعرض كرده و به باد كتك گرفته….وقتى سخن از برچيدن جوقه ى دار ميشود تنها براى همفكران خود نيست بل براى كل بشريت است حتى على خامنه ايى اما سرباز سرزمين ايران اى دلاور من از نسل ده شصت هستم كه نه ارامش و نه جوانى بر خود ديديم و همچنان رخت عزا بر تن دارم چطور و چگونه بر كلامت صحه صدق بگذارم چنانكه همچنان از خمينى به نيكى ياد ميكنى و چگونه ميتوانى جنايتهاى عظيم دوران شصت تا شصت و هشت را كه به دستور شخص خمينى بود را ناديده بگريد…ايا از فرزندان شهداى خاوران خبر داريد؟ايا اعدام هاى ان دوران را به صلاح ميدانيد؟نخير اقا همانطور كه مرحوم احمد قابل گفتند (الحجر الغضب فى الدار رهن على خرابها) ببخشيدن اسان شده چون ديگر چيزى در اين دنيا نداريم براى بخشيدن فقط اميدوارام ايران روزى نه به اجبار چادر از سر بكند و نه به زور چادر بر سر كند…..

       
  23. آقای نوری زاد. اگر اندکی با ساختار سپاه و روند پیشرفت در اون و مقداری هم مطلع از وقایع اون دوره باشید متوجه و مطمئن خواهید شد که این شخص نه تنها سردار نبوده که سپاهی هم نبوده…
    موارد زیادی در نامه هست که تکذیب اون رو آسون میکنه، مشابه نامه هجو و سراسر نادرستی که مخملباف به اسم یکی از کارکنان دفتر رهبری منتشر کرد. شما که زمانی نزدیک بودید. بازی نخورید…
    راه واقعی جنبش سبز از ناراستی ها نمیگذرد و هدف هر وسیله ای رو، ولو دروغ، براشون توجیه نمیکنه…

     
  24. با درود به آقای نوریزاد
    در مورد این آقای پاسداری که به ندای شما پاسخ داده اند ،میخواستم به ایشان و سایر کسانی که از جنایات این رژیم خبر دارند ،هر چه زودتر افشا کنند .تا در مقابل وجدان خود و مردم رنج دیده این سرزمین سرافراز باشند . مردم همیشه پشتیبان آنها خواهند بود تا زمانی که با آنها هستند .

     
  25. دوست عزیز، انسان جایز الخطاست. رهبر جمهوری اسلامی هم یک انسان است. سعی کن در زندگی از کسی برای خودت بت نسازی که بعد وقتی در مورد او چنین حرفهایی رو شنیدی برات قابل هضم نباشه و نتونی درکش کنی.
    کم کم خودت رو آماده کن برای اون روزی که این بت با اراده ی خداوند و در مقابل چشمانت خرد شود.
    آماده باش که خودت خرد نشوی و نشکنی.

     
  26. به نظرم درمان همه این دردها اینه که قانون اجازه نده هیچ فردی در یک منسب بیش از 5 سال باقی بمونه. امیدوارم نسل های آینده از این قانون بهره مند بشند.

     
  27. ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﯾﮑ ﭘﺎﺳﺪﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﯾﺎ ﺍﮔﺮ ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺍﺯ ﻓﻀﺎﯼ ﺳﭙﺎﻫﺎﻥ ﺩﻭﺭﻩ ﺑﻮﺩﻩ 

     
  28. ای کاش توضیح می دادید آقای نوری زاد چگونه به اینترنت آزاد دسترسی دارند !!!! درود بر نوری زاد و مخالفان /// بزرگ

     
  29. من فکرمیکنم این آقای حامد ازهمین افرادی که توسط سپاه استخدام شده که کارشان رفتن درسایتها ودادن نظر مخالف حق وموافق باطل است اشکال نداره این بدبخت بخاطر امرار معاش وبدست آوردن روزی این نوشته ها را مرقوم میکند ولی درباطن میداند که دارد راه کج میرود.

     
  30. ایرانیان زاده

    بهر حال رهبری تا سال 67 هر چه بود گذشت .. ایشان البته داستان عزل شریتمداری و سخنرانی خونها را بریزید را هم دارند… ولی تمامی ضعف ما ایرانیان کنونی از وجود چیزیست به نام اصلاحات در کشور …. الان کشور و حکومت اپوزسیونش کیست ؟ خاتمی و حتی موسوی و کروبی .. انها در همه حال گفتند که برانداز نیستند ..یعنی ما زندانبانان مان را میخواهیم … خب معلوم است اگر زندانبان را بر نیندازید او شما را بر می اندازد …. مخالف شاه یک خمینی محکم با یک کلام انهم سقوط شاه بود .. ولی الان کجاست اپوزسیون مقتدر ؟؟ کجاست فردی ک بایستد و تمام این سیستم را از هم بپاشد و یک کشور همه گیر و همه دین و همه خواه درست کند… کاش ما هم مثل واتسلاو هابل میشد ولی متاسفانه شبیه رهبر کره شمالی میشود ..گریه ان هم از نوع بزور گریه کنید..

     
  31. چرا این سردار عزیز قدم به قدم آگاهی ذهنی پیدا می کند؟ چقدر دیگر باید بگذرد تا ببنید که خانه از پای بست ویران است؟ همو که /// با شریعتمداری و بازرگان و .. همان کرد که خلفش با هاشمی و منتظری کردند. اگر ظلم بد است که بد است، در همه زمانها و مکانها بد است و اگر رهبری توانایی افتا به علت بیماری ندارد باید کناره گیری کند و چه تفاوتی میان شاهان قدیم که در ضلال عقل و مستی دست به کشتار می زدند و او که بر فرض در بیماری چنین فرمان می دهد. جناب نوریزاد عزیز، پدرم و همراه من، می دانم که آلان وقت جراحی غده عفونی گذشته نیست ولی اگر می خواهید که نظر جوانانی مثل من را به راهی که می روید جلب کنبد و ما اطمینان کنیم که مشکل شما با ظلم و کجی است و نه با فرد و زید و عمرو، چاره ای از باز نگری بر گذشته نداربم. /// این دروغ و جلب دیگران به هر بهانه دیروز گذاشته شد و بسیار بی انصافی است که کسی را به میز محاکمه بکشانیم و اعمال و رفتار او را چنان مداقه کنیم در حالیکه او بی هیچ کاستی پبرو و رهرو همان اندیشه و باغبان همان درخت است.

     
  32. حامد می‌گه تو جبهه ها دنبال چی بوده! و معلوم نیست تو چهل ماه جبهه اش از جانب کی مأموریت داشته و چه اطلاعاتی مثل اکبر گنجی در اختیار دشمنان گذاشته است و دستش به خون چند ولی خدا آغشته است!میگم حامد شاید بهتره از قهرمان تون آقای احمدی نژاد  سوال کنید  تو جبهه ها   چه خبر بوده. ایشون براتون مفصل توضیح خواهند داد.

     
  33. تا زمانی که افرادی مثل حامد که نمی توانند بدون تعصب آزادانه تفکر کنند در ایران وجود دارد، تلاش شیرمردی همچون نوری زاد بی ثمر است. از خداوند می خواهم که قدرت اندیشه را به مردمان ایرن باز گرداند.

     
  34. سلام
    آيا شما هنوز به رهبر اميدوار هستيد؟
    آيا شما رهبري را مستحق محاكمه براي اعمالي كه انجام شده در طول رهبري وقبل از آن ميدانيد؟(از جمله اشاره اين سردار درمورد بركناري آيت الله منتظري وكشتار67 و…)

     
  35. امیدوارم پس از درج این نامه در وبسایتتان برای شما مشکلی پیش نیاید جناب نوریزاد بزرگ / 
    شما را دوست دارم و از خدا متعال بهروزی و پیروزی برایتان آرزومندم ، به امید روزی که همه در کنار هم سرود آزادی سر دهیم 

     
  36. برادر عزيز ومردمي گرچه برگشتن در اغوش مردم كار بسياري از ان به ظاهر دلاوراني كه ديده ايد نيست وكساني مثل شما وحر رياحي مي خواهد اما به نظر مي رسد در جايي زمين گير شده ا يد وحتي تصور تر دامني يار ديرين را نداريد.تصميمات تمام ابنا بشر به حالات روحي وجسمي انان وابسته است كسان زيادي را ديدهام كه بمجرد ضعف وسستي پيري اقدام به تقسيم مايملك خود گرفته تا مبادا پيري والزايمر و…. كار دستشان بدهد متاسفانه اشكال كار سالها پيش رخ داده همان زمانيكه هي به قدرت خود اضافه مي كرده وبه انتهايش هم كه همان مطلقه(واقعا يعني خدا را طلاق داده)…. وعدم جلو گيري از عكسش در ماه بوده است. ارزوي هر روز جلوتر رفتن بسمت نور وخدا كه تجليش همين بندگان اويند را دارم.

     
  37. با نظرات پایانی ایشان موافقم از درون می سوزم و ارزو دارم خود امام زمان ع اسباب فروپاشی این دیکتاتوری را فراهم کند

     
  38. آقاي خامنه اي کاشکي حلالمون کنين اگه نخورديم غمتون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ما غمهاي بيشتري غير از شما داريم! مگه شما گذاشتين با اين همه مشکلات جايي براي فکر به ديگران هم برامون باقي بمونه!

     
  39. با سلام چرا اسم اين سردار را ننوشته ايد؟ همان فردي نيستند که خواسته بوديد ايشان نيز نامه ي خود را بنويسند؟! من فکر مي کنم ايشون همون شخص هستند و خب با مطالعه ي نامه هاي قبلي نيز اسم ايشون را که همه مي دونن! من بخاطر دارم //// از ابتلا به سرطان در شاه بسيار خوشنود بود ولي نمي دانستم //// نيز آخر عمر ، خودش هم مبتلا به سرطان شده بود. بقول دکتر سروش:
    باغبانا ز خزان بی‌خبرت می‌بینم…..به تعبير ساده تر: چوب خدا صدا نداره!!!!

     
  40. این آدم دیگه خیلی رذله! از سر تا پای حرفهایش شیطنت و رذالت میبارد!
    مثل نوریزاد … هست! کله اش مثل کله شیاطینه و کلامش حنظل وار تلخ است. معلوم نیست از کدام لجنزار بیرون اومده و تو جبهه ها دنبال چی بوده! و معلوم نیست تو چهل ماه جبهه اش از جانب کی مأموریت داشته و چه اطلاعاتی مثل اکبر گنجی در اختیار دشمنان گذاشته است و دستش به خون چند ولی خدا آغشته است!

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

91 queries in 2637 seconds.