سر تیتر خبرها

هشدار همسران تاج زاده و نوری زاد به مقامات

در هفته های اخیر دستگیریهای فله ای روزنامه نگاران، دانشجویان و فعالان سیاسی بار دیگر در دستور کار حاکمیت قرار گرفته است. به دنبال این دستگیری ها فشار بر زندانیان سیاسی نیز افزایش یافت، به گونه ای که مصطفی تاجزاده و محمد نوری زاد دو تن از دستگیرشدگان حوادث پس از انتخابات مخدوش دهمین دوره ریاست جمهوری ایران، ممنوع الملاقات شده و سپس بنا به گفته خانواده محمد نوری زاد، طی یک دادگاه سه دقیقه ای برای این مستند ساز دربند، دو سال حکم زندان صادر می شود که علاوه بر سه سال و نیم حکم پیشین در نهایت نوری زاد به پنج سال و نیم زندان محکوم شده است…
محمد نوری زاد و مصطفی تاجزاده دو تن از معترضان به جریان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران هستند که نزدیک چهار ماه در قرنطینه و به دور از سایر زندانیان سیاسی نگهداری می شوند. این دو منتقد حاکمیت در زندان نیز اعتراضات خود را با ارسال نامه به رهبری جمهوری اسلامی و یا بیان گفته های اعتراضی از طریق ملاقات های کابینی با خانواده های خود پی گرفته اند.

به نظر می رسد ایستادگی و پافشاری این دو فعال سیاسی در بند، بر مواضع اعتراضی خود، روند رسیدگی به پرونده قضایی آنها و همچنین ملاقات های این دو زندانی با خانواده هایشان را با فشارهای « مضاعف» رو بروه کرده است.

محمد نوری زاد در اعتراض به این فشارها و همچنین برگزاری دادگاه سه دقیقه ای و صدور حکم بدون حضور وکیل ، دست به اعتصاب غذای خشک زده است و همسر وی نسبت به وضعیت وخیم جسمانی این زندانی به مقامات کشور هشدار داده است. همسر مصطفی تاجزاده نیز اعلام کرده است که اگر روند ممنوع الملاقات بودن آقای تاجزاده تا هفته آینده همچنان ادامه یابد ، آنها این روند را تحمل نخواهند کرد و تصمیمات جدی تری را به اجرا خواهند گذاست.

خبرنگار جرس با فخرالسادات محتشمی پور همسر مصطفی تاجزاده و فاطمه ملکی همسر محمد نوری زاد در مورد وضعیت این دو زندانی و پیگری های بعدی آنها پیرامون روند قضایی پرونده دو زندانی ممنوع الملاقاتی که در قرنطینه نگهداری می شوند، گفتگوی تلفنی انجام داده است که در پی می آید:

فاطمه ملکی: همسرم را گرفتار مرگ تدریجی کرده اند
فاطمه ملکی ضمن تایید خبر برگزاری دادگاه سه دقیقه ای برای محمد نوری زاد، گفت: فردا روز میلاد همسرم است و جای تاسف است که جشن پنجاه و نه سالگی آقای نوری زاد که همه عمرش را برای سربلندی کشور گذاشته است اینک باید در زندان همین کشور و با اعتصاب غذای خشک آغاز شود.

خانم ملکی تصریح کرد: تاکنون من و همسرم چندین نامه به دادستانی نوشته ایم و نسبت به وضعیت جسمی و بیماری هایی که آقای نوری زاد در زندان به آن گرفتار شده است اعتراض کرده ایم و لذا منتظر مرخصی ایشان بوده ایم اما متاسفانه نه تنها هیچ پاسخی نگرفته ایم بلکه به ما خبر رسیده است که دادگاهی سه دقیقه ای برای بررسی شکایت وزارت اطلاعات از آقای نوری زاد تشکیل داده اند و در همان دادگاه برای همسرم دو سال حکم زندان صادر کرده اند. لذا با توجه به حکمی که پیش از این به اتهام توهین به رهبری برایش صادر کرده بودند، آقای نوری زاد را به پنج سال و نیم زندان محکوم کرده اند بدون آنکه پاسخ بدهند که در کجای قانون نوشتن یک نامه اعتراضی و یا افشاگری در مورد برخورد با زندانیان جرم است.

وی ادامه داد: در روزهای پانزدهم و شانزدهم آذر همسرم را به دادگاه برده اند اما حتی نگفته اند مصداق توهین ایشان به وزارت اطلاعات دقیقا چیست. حتی باید ذکر می کردند که بر اساس کدام ماده قانونی چنین حکمی را برای همسرم صادر کرد اند.

وی ادامه داد: بر این اساس ناچارم این بار از مقاماتی که قدرت اصلی در اختیار آنهاست بخواهم تا نسبت به روند غیرقانونی در پیش گرفته شده که همسرم را با مشکلات و بیماری جدی در زندان مواجه کرده است پاسخی به ما به عنوان خانواده یک زندانی بدهند. چرا که از هم اکنون نسبت به اعلام اعتصاب غذای خشک توسط همسرم نگرانی های ما به عنوان خانواده ای که هیچ کسی پاسخگوی مان نیست افزایش یافته است و تردید ندارم که آقای نوری زاد هیچ چاره ای جز این ندید تا بار دیگر صدای اعتراض خود نسبت به نگهداری در قرنطینه به مدت چهار ماه، ممنوع الملاقات شدن و در نهایت روند برگزاری یک دادگاه غیرقانونی را به گوش مسوولان برساند تا شاید کسی پاسخگو باشد.

خانم ملکی در خصوص دادگاه اخیر آقای نوری زاد گفت: یکی از کسانی که شاهد دادگاه آقای نوری زاد بوده است به ما خبر داد که آقای نوری زاد با صدای بلند به روند غیر قانونی دادگاه اعتراض می کرد و به آقای قاضی مقیسه گفت که این دادگاه را هرگز به رسمیت نمی شناسد، چون نه به او اطلاع داده بودند که قرار است دادگاهی برایش تشکیل شود و نه حتی به ایشان اجازه داده شد تا وکیلی اختیار کند، لذا پس از آنکه قاضی از ایشان می خواهد تا از خودش دفاع کند، آقای نوری زاد می گوید من این دادگاه و شما را به عنوان قاضی عادل قبول ندارم تا از خودم در برابر شما دفاع کنم قاضی عصبانی می شود و می گوید چون شما به دادگاه توهین کرده اید و من می توانم حکم شلاق هم برای شما صادر کنم . این خبری است که به ما در مورد دادگاه آقای نوری زاد گفته اند و هر خانواده ای با شنیدن این اخبار ناراحت می شود.

خانم ملکی تصریح کرد: به همسرم گفته شد وزارت اطلاعات از ایشان شکایت کرده، اما وزارت اطلاعات که یک شخص حقیقی نیست و باید می گفتند کدام نماینده از طرف وزارت اطلاعات از ایشان شکایت کرده است، ظاهرا وقتی همسرم روند دادگاه را غیر قانونی اعلام می کند به ایشان گفته می شود ؛ شما سی روز فرصت دارید که در خواست تجدید نظر کنید. اما آقای نوری زاد می گوید اگر به من سی سال هم فرصت تجدید نظر بدهید در مورد یک حکم و دادگاهی که از اساس غیر قانونی است هرگز درخواست تجدید نظر نخواهم داد ، قاضی عصبانی می شود و به ایشان می گوید: گم شو بیرون مزدور اجنبی .

همسر این مستند ساز دربند ضمن ابراز نگرانی نسبت به وضیعت نوری زاد می گوید: همسرم از زانو درد شدید رنج می برد و برای همین بعد از معطلی بسیار در راهروهای دادگاه و اینکه هی تذکر می دادند قاضی باید برای نماز برود و دادگاه باید زودتر تشکیل شود، همسرم درخواست می کند که بنشیند اما به ایشان حتی اجازه نشستن داده نمی شود این دادگاه فرمایشی به سرعت برگزار می شود.

وی با بیان اینکه پنج سال و نیم زندان برای کسی که همه عمرش را برای جاری شدن عدالت در کشور گذاشته است جای تاسف دارد، تاکید کرد: قرار بود همسرم را با دستبند به دادگاه بیاورند که ایشان مقاومت می کنند . دلم می خواهد از دادستان، قاضی و همه مقامات قضایی تشکر کنم که دستمزد یک عمر زحمت صادقانه برای سربلندی کشور را ایگونه داده اند که همسرم ناچار می شود از من ، فرزندانم و جوانان کشور عذرخواهی کند به خاطر اینگونه رفتارهایی که امید یک ملت را نشانه می رود.

وی افزود: همسرم در زندان دچار بیماری پوستی وحشتناکی شده بود که دکتر اوین نیز به اشتباه دارویی برای ایشان تجویز می کند که وضعیت شان را وخیم تر می کند و در نهایت خودشان نگران می شوند و یک دکتر از بیرون زندان برای معالجه ایشان می برند، اما آقای نوری زاد ما تا مدت ها در این مورد چیزی به ما نگفته بود وقتی حالشان بهبود یافت ما را مطلع کردند. با این همه الان هم از عفونت دندان رنج می کشد و چون تحمل درد بسیار شدید بود و ایشان دیگر تجمل درد را نداشتند درخواست مرخصی از دادستانی کرده و برایشان هم نوشته اند که ؛ من مغرور تر از آن هستم که خودم را به تمارض بزنم.اما به جای مرخصی برایش دادگاه سه دقیقه ای برگزار کرده اند.

خانم ملکی در پایان ضمن آنکه از مقامات مسولی که قدرت را دست دارند می خواهد تا صدایشان را بشنود می گوید: همسرم فردی سخت کوش، پر تلاش و پر انرژی است، با آنکه در قرنطینه او را نگه داشته اند، باز هم از تکاپو برای نوشتن و مطالعه و پرداختن به کارهای هنری دست بر نداشته است اما از اعتصاب غذای خشک او نگران هستم. به نظر می رسد به حصار کشیدن چنین انسانی جز این نیست که او را به مرگ تدریجی گرفتار کرده اند.

فخرالسادات محتشمی پور: بی کفایتی در اداره کشور را با فشار بر زندانیان توجیه می کنند
همسر مصطفی تاجزاده دستگیری ها و فشارهای اخیر بر زندانیان سیاسی را نوعی واکنش به « بی کفایتی های مدیران در اداره کشور» تعبیر می کند و می گوید: کسانی که در موضع باطل قرار دارند همواره از سایه خودشان هم می ترسند. لذا دولت برخاسته از کودتا که کاملا نسبت به اداره کشور عاجز است، چاره ای ندارد جز آنکه با دستگیری ها و بگیر و ببندها و فشار بر زندانیان، توجه مردم را از مشکلات روز افزون جامعه به سمت دیگری جلب کند.

وی افزود: مدیران در همین روزها ثابت کردند که نسبت به مشکل آلودگی هوا هیچ راهکاری نداشته اند و هر کاری که می کنند اوضاع بدتر می شود و حتی «شایعه» و خبرهای بسیار تلخی نسبت به خبر مرگ و میر مردم در اثر آلودگی هوا منتشر شده است که طبیعی است در چنین شرایطی دولت ناکار آمد باید در صدد توجیه و یا انحراف توجه افکار عمومی به سمت مسائل دیگر بر آید. در نابسامانی هایی که برای کشور به وجود آورده اند دارند دست و پا می زنند لذا مجبور هستند حاشیه هایی درست کنند تا شاید ذهن مردم ازاین بی کفایتی ها مشغول خبرهای دیگری شود.

خانم محتشمی پور ممنوع الملاقات شدن همسر خود را در را نیز همانند بازداشت، ضرب و شتم و نگهداری او در قرنطینه به مدت چهار ماه، غیر قانونی می داند و تاکید می کند: با پیگیری هایی که تا کنون انجام داده ایم هیچ پاسخ روشنی به ما نداده اند، و حتی مطلع هستیم که در زندان نیز از دیدار آقای تاجزاده با سایر زندانیان جلوگیری می شود، علت این نگرانی ها هم واضح است آقایانی که در موضع باطل قرار دارند از کنار هم قرار گرفتن انسان های آزاده حتی در زندان هم احساس نگرانی می کنند.

همسر مصطفی تاجزاده در مورد دلایل ممنوع الملاقات شدن آقای تاجزاده یادآور شد: طبق آیین نامه اجرایی زندان ها بر اساس ماده ۱۷۴ اگر زندانی شرارتی را در زندان انجام داده باشد، یک شورای انضباطی باید تشکیل شود تا در نهایت بر اساس تصمیم اعضای این شورا در مورد ممنوع الملاقات شدن زندانی رای صادر شود و هر زندانی هم تا سه جلسه می تواند ممنوع الملاقات باشد، اگر در جلسه بعد به ما اجازه ملاقات ندهند این روند را تحمل نخواهیم کرد و حتما تصمیمات جدیدی را از طریق وکیل اتخاذ خواهیم کرد.

وی ارزیابی خودش از دلایل ممنوع الملاقات بودن آقای تاجزاده را اینگونه بازگو می کند: آقای تاجزاده برای بازجویان، مسوولان زندان و مقامات قضایی کاملا فرد شناخته شده ای است و علی رغم اینکه ایشان معتقد بود که بازداشت، ضرب و شتم و نحوه نگهداری شان در قرنطینه از اساس غیر قانونی بوده اما در همان چهارچوب غیر قانونی آنها خود آقای تاجزاده هرگز تخلفی انجام نداده است لذا دلیل اصلی ممنوع الملاقات شدن ایشان به حرف ها و سخنانی مربوط است که آقای تاجزاده در زندان مطرح کرده است.

وی ادامه داد: به تازگی وقتی به ملاقات رفته بودم اطلاعیه ای بر دیوار بود که در آن نوشته شده زندانی حق رد و بدل کردن نامه، چک . پول را ندارد، در تمامی مواردی که آقای تاج زاده سخنان و مواضع خود را مطرح کرد هرگز نامه ای رد و بدل نشد بلکه در همان ملاقات های کابینی بود که ایشان سخنان خود را قرایت می کرد و خود ماموران هم آنجا شاهد بودند.

خانم محتشمی پور گفت: بنابراین واضح است که صحبت های آقای تاجزاده به مذاق آقایان خوش نیامده است حتی اگر به صحبت های ایشان اعتراضی دارند باید طی یک دادگاه این شکایت را مطرح کنند. آقا ی تاجزاده در مورد مسئله ای اگر اطمینان نداشته باشد هرگز آن را بیان نمی کند، لذا برای همه صحبت های خودشان توضیح دارد و آقایان نباید در یک اقدام غیر قانونی و بدون هیچ توضیحی ایشان را ممنوع الملاقات کنند.

وی افزود این رفتارهای غیر قانونی هرگز برای ما عادی نخواهد شد، از آنجایی که در دادستانی کسی پاسخگو نیست و بی احترامی می کنند، بنده نیز به آنجا مراجعه نمی کنم بلکه عریضه های سرگشاده می نویسم تا اگر آنها این نامه ها را نمی خوانند من حداقل از مردم تظلم خواهی کنم. در مورد ممنوع الملاقات بودن هم تا هفته آینده صبر می کنم اگر این روند غیر قانونی را متوقف نکنند تصمیمات دیگری باید گرفته شود.Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

2 نظر

  1. آمین…یا رب العالمین

     
  2. درود بر شما

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

82 queries in 1073 seconds.