سر تیتر خبرها

پاسخ همسرشهیدباکری

نامه را که دریافت کردم، دانستم مخاطب نامه نه شخص رهبر که خود من است. واین از قرار ما به دور بود. با خود وی تماس گرفتم. که: ای گرامی، قرار ما براین بود که نامه را شما رو به رهبر بنویسید! که وی صمیمانه درآمد: نه، من نامه ای به ایشان نمی نویسم.

اولین فردی که به تقاضای من پاسخ گفت، خانم امیرانی( همسرشهید باکری) بود. واین برای من بسیار مبارک است. هم از این روی که درخواست من بی مخاطب نماند و از میان آن شانزده نفر، سرانجام یکی سربرآورد و گفت: اینک من! وهم از این روی که این نخستین نفر، یک “بانو”ست. بانویی که دراین سالهای پرآسیب، مشعلی از روشنگری بالا گرفته و به اطرافیان خود راه نمایانده است. والبته عملگان تیرگی نیز، مشعلبانیِ او را برنتافته اند و از حنجره ی کریهِ کیهانیِ خود، او را ، و همراه سرخ زبان او را (همسرشهیدهمت را)به تلخی و تندی اسم برده اند تا مگر خیل خانواده های شهدا به تردید و انشقاق در نیفتند. وحال آنکه این تردید و انشقاق که نه، این نفرت غلیظ، دیرزمانی است  از خانه ی شهدا به سمت زشت کاران خیز برداشته است.

نامه را که دریافت کردم، دانستم مخاطب نامه نه شخص رهبر که خود من است. واین از قرار ما به دور بود. با خود وی تماس گرفتم. که: ای گرامی، قرار ما براین بود که نامه را شما رو به رهبر بنویسید! که وی صمیمانه درآمد: نه، من نامه ای به ایشان نمی نویسم.

گفتگوی کوتاهی درگرفت. او را از اوضاع جامعه سخت گله مند یافتم. تاجایی که گفت: من گرچه سخت معترضم اما خواستار انقلابی دیگر نیستم. همان یک انقلابی که ما مرتکب شدیم برای هفت نسلمان بس است. ما خواستار اصلاح و تغییر هستیم. اصلاحاتی اساسی و تغییراتی بنیادین. ما هنوز امیدواریم عقلانیتی بکار آید و آنان که از مردم روی گردانده اند، به سمت مردم رو بگردانند.

اصرار من برای این که عنوان نامه رو به رهبر باشد نه رو به نوری زاد، بجایی نرسید. ازهمان راه دوری که با وی سخن می گفتم، به ارادت سرفرو بردم و گفتم: برسرچشم. من همین نوشته ی شما را منتشر می کنم. واین همان نوشته ی ایشان است:

 

إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ  ( آیه 11 سوره مبارکه رعد)

خدمت برادر بزرگوار جناب آقای نوری زاد :

سلام

با عذر تقصیر از این که در جواب نامه ی  شما وقفه افتاد . این روزها آخرهای آذرماه است و نزدیکی امتحانات ترم دانش آموزان، ومنِ معلم باید جبران مافات کنم تا دانش آموزانم از امتحانات موفق بیرون بیایند . من هر روز با تکرار  معادلات و قواعد ریاضی  اصرار دارم که دانش آموزانم فکر کردن را یاد بگیرند تا بتوانند هر مسئله جدیدی را بدون کمک دیگران حل کنند .

اما شما، که از اهل قلم هستید ودارای استعداد استفاده بهینه از  کلمات و واژه ها  برای رسالتتان  که قلم زدن است، به هر موضوع درستی و هر راه حل صحیحی  که می رسید دست به قلم می شوید و به دیگرا ن تذکر می دهید. و انصافا مثل یک معلم  عالی عمل می کنید . بارها درس را تکرار می کنید تا همه آن را بیاموزند و فرا بگیرند .

در ضمن بنظر اینجانب، برای مخاطبان خود دوست و رفیق خوبی نیزهستید . حتی افرادی را که با آنها اختلاف نظر دارید از این قاعده مستثنی نمی کنید . مرتب مثل آینه به مخاطبان محوری نوشته های خود دقیق می شوید و از تمام زوایا اشکالات آنها را تذکر می دهید تا آنها را از مسیر نزولی ای که درآن افتاده اند برگردانید . راستش را بخواهید یک جورهایی دارید کار ریاضی انجام می دهید.

برای این که یک نموداراز سیر نزولی به صعودی تغییر جهت بدهد، لازم است فاصله اش از نقطه مورد نظر کم شود و مشتق آن صفر گردد. تا زمانی که انسانها از موقعیت بالا به اطراف خود نگاه می کنند این تغییر جهت اتفاق نخواهد افتاد. و حال آنکه شما سعی می کنید فاصله ها را کم کنید .من تلاش شما را در همین راستا تحسین می کنم . ولی متاسفانه من مثل شما نیستم و نامه های اینجانب  هم با نامه های شما متفاوت است .بنده هر گاه در شرایط خاص قرار می گیرم –  چه در جامعه و چه در درون خودم – آنگاه عزم را برای نوشتن جزم می کنم و چیزکی می نویسم.  دراین نوشته ها از خودم و نسل خودم که برای خود آرمان هایی الهی و انسانی داشتیم دفاع  می کنم و یا به اشتباهاتمان اعتراف می کنم. ترس از آن دارم نسل معترض امروز،  اشتباه تاریخی ما را دوباره تکرار کند و همه چیز را سیاه و سفید ببیند .

وقتی به آقای عزیز جعفری – فرمانده فعلی سپاه –  نامه می نویسم، از پاسداری برای او می گویم که یک زمانی همسر او بودم و عاشقانه لباس سبز پاسداری اش را دوست می داشتم. پاسداری که دروغ نمی گفت. غیبت نمی کرد. تهمت نمی زد. او و دوستانش مصداق آیه ی شریفه اشداء علی الکفار رحماء بینهم  بودند .عاقلانه تصمیم می گرفتند و عاشقانه عمل می کردند . به کسی ظلم نمی کردندو تسلیم ظلم هم نمی شدند.  در آن زمان که یک عده از مردم روستای قارنای کردستان خودمان بدست متعصبین بی فکر کشته شدند، آنها برای کمک به مردم ستم دیده آنجا شتافتند و آنقدر عاشقانه در رنج آنان زار زدند و آسیب ها را درحد مقدور خود ترمیم کردند که مردمان کرد، آن پاسداران پاک را باور کردند. و دانستند که می شود پاسدار بود و برای رنج مردم گریست. اینجا چه؟  در روز روشن آن هم روز عاشورا ماشین از روی یک انسان بی گناه و فقط معترض دو بار می گذرد. آقایان نه تنها اعتراض نمی کنند و پوزش نمی خواهند  بلکه چند روز بعد  باید نظاره گر تظاهراتی باشیم که  برای دفاع از ظلم  پایه ریزی شده است.

من زمانی به خانم همت نامه می نویسم که قصد دارم گذشته خودمان را مرور کنم  و بدانم  کجای کار این بنده خدا – خانم همت – با بی بصیرتی همراه بوده است که آماج تهمت ها و افتراها قرار می گیرد؟ ازدواجش با همت؟!  صبر او در سال های بعد از همت ؟! همتِ بلند او در اداره زندگی اش و یادگار های همسرش همت؟! ویا نه، کمک های بی ریای او به خلق خدا و به خانواده های شهدا؟!

نمی دانم، شاید جواب دادن به اتهامات، و ترس از دادگاه عدل الهی است که ما را به سمت سکوت برده است!

گاهی اوقات نامه های من متأثر ازسوژه ای است که به آن برمی خورم. مثل جوابی که می خواهم با اجازه شما این جا به آقای جوانفکر بدهم که گفته اند: میر حسین موسوی را در ترشی نگه داشته بودند تا یک روزی او را از ترشی بیرون بیاورند. درجواب ایشان باید عرض کنم: خاصیت ترشی دراین است که مواد را فاسد نمی کند. اتفاقا وقتی که همه چیز باهم قاطی شده باشد . این ترشی خاصیت درمانی دارد و مواد زاید را از مفید جدا می کند.  حالا بگذریم از بعضی ها که ترشی را دوست ندارند. چون آنها باید کامشان شیرین باشد. حالا به سر بقیه چه بیاید مهم نیست .

اما  آقای جوانفکر،  بهتر است برویم سر بحث شیرین خمره  که از اول انقلاب بار گذاشتید و هر چه دستتان آمد داخل آن ریختید و منتظر شدید تا وقتش سر برسد. یادتان هست برای ترشی خودتان چه تبلیغی راه انداختید؟ این که چه معجونی است، دوای هر درد بی درمان است، هر نشدنی را شدنی می کند، می شود  فرمول آن را  به تمام  دنیا صادر کرد. تاچه شود؟  تا بنا به تبلیغ شما مردم با این ترشی اصل و اعلاعشق و حال کنند.  اما از بخت بد و یا بخاطر نیت های مخرب، وقتی در خمره را بر داشتید معلوم شد زمینه رشد هر باکتریِ  مضری مانند دروغ و تفرقه و تهمت و اختلاس و جعل مدرک با چاشنی رمالی در داخل خمره فراهم آمده است. انسانهای عاقل و متخصص متوجه عمق فاجعه شدند و فریاد کردند ولی خیلی ها مست پیروزی بودند  و گوش نکردند.  تا آنکه فساد به همه جا انتقال پیدا کرد. فسادی که مگر سالها برای از بین بردن آن تلاش کرد . اکنون کسانی که سرِ این خمره  آلوده را باز کرده اند،  مسئولیت بستن آن را هم باید به عهده بگیرند . دعا می کنیم موفق شوند .

اما برادر بزرگوار، شجاعت شما ستودنی است. بخاطر این که مانند “حُر” انتخاب بجایی کردید. سلامتی و موفقیت شما آرزوی ماست .

خداوند شما را در دو دنیا یاری کند . “ان شاءالله”

فاطمه امیرانی  27/9/90

 

 Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

71 نظر

  1. مرضیه نورمحمدی

    بهترین معلم دنیا به بودن با شما افتخار میکنم…

     
  2. علفخوار بی عقل

    سلام من شجاعت شما رو تحسین میکنم کاش من میتونستم مثل شما باشم

     
  3. خطاب به خانم امیرانی…

    از خدا می خواهم اگر هم خودتان را به خواب زده اید، واقعا به خواب بروید تا مگر همسرتان را در خواب ببینید تا شاید شفایی عاجل شود. انشاالله

     
  4. ایرانی کرد مسلمان

    با سلام خدمت آقای نوری زاد عزیز. من قصد عریضه نویسی ندارم فقط با این فکر کوچک خود حس میکنم در مخاطبان شما برای نامه به رهبری جای اقلیتهای این مملکت خالیست. جای ترک و بلوچ و لر و کرد و بقیه قومیتها خالیست. به گمانم طلبیدن آنها برای نامه به رهبر ایران خالی از لطف و درد نباشد. باشد که از این وادی دردی دیگر روی گردد شاید به امید دوایی …. اجرکم عند الله. یک ایرانی کرد مسلمان

    ……………………………

    سلام دوست گرامی ما
    سخن شایسته ای است. دست ما و دامان کبریایی شما خوبان
    با احترام : محمد نوری زاد

    .

     
  5. افتخار میکنم که روزگاری شاگرد این بانوی آزاده بودم..

     
  6. شهروند اسلامخواه @
    هموطن عزیز
    اصلان کل فرمایشتان درست .میدونم هم که با ولایت فقیه از نوعی که الان اعمال میشه توافقی ندارید .
    اما من از شما که اهل مدارا و صلح و انسانیت هستید یک سوال دارم که در مورد آن هم مثل بقیه مورد که مطاله میکنید فکر کنید.
    به نظرا شما اصلا نمیشه بدون ولایت فقیه -حال از هر نوعش زندگی کرد وکشوری آباد و آزاد داشت.
    منتظر پاسخ شما دوست و هموطن عزیز

     
  7. اتحاديه اروپا مانند امريکا و انگليس شهامت بخرج دهد!

    در حاليکه قيمت دلار به 1600 تومان رسيده است اگر اتحاديه اروپا بزودي نه الزاما” پس از سال نو ميلادي و زاپن و کره و چين و هند نيز شهامت بخرج دهند و بدور از انديشه به متافع خودشان نفت ايران را نيز تحريم کنند مردم گرسنه در ايران که شهامت اعتراض نيافته اند شهامت تازه اي کسب خواهند نمود. اين موضوع در سوابق مردم ايران وجود دارد ولي چون جمهوري اسلامي مردم را از ابتداي ورودش به رياضتهاي شديد عادت داده است!!! ترس اين ملت با تحريم هايي که نفت را شامل نشود فرو نخواهد ريخت!!

     
  8. راستش من که به خدا اعتقادی ندارم ،ولی در هر حال خدا من را ببخشه! همیشه فکر میکردم پاسداران دفاع مقدس هم مثل بقیه اینها که نام خوبی بین مردم ندارند از همین قبیله اند خانوده شون هم همینطور .
    بعد یک نفر از همین سبز ها من را با باکری و همت و یاران اینها آشنا کرد و نامه ها ی اینها را خوندم .به ویژه نامه باکری و پیش بینی و ی راجع به بعد از جنگ . بعد دیدم من در چه ا شتباهی بودم و آنها چه رادمردان با شرفی بوده اند که قیاس آنها با بسیجی هاو پاسداران الان مثل قیاس شیرو شغال هست .همینطور از دیدن همراهی خانواده اونها با مردم و مثل همین نامه ی خانم باکری چه انسانهای آگاهی و با شهامت و سرمشقی برای کلیه زنان از مذهبی و سکولار هستند.
    درود به شرفتان که افتخار ایرانید .

     
  9. اعتماد و اتحاد مخالفان ديگر به جنبش سبز عاقلانه نمي تواند باشد!

    آقاي نوري زاد سلام مي دانم گناه ديگري را نبايد به اسم ديگري نوشت! اما افرادي که بعنوان مخالف در کنار اصلاح طلبان اينک خود را متنبه يافته اند و اعترافاتي مي کنند مانند آقاي پاليزدار (مختاريد اسم را حذف کنيد) که معتقد است سپاه ما را تجهيز مي نمود و ما در دهه 60 هر فرد اطو کشيده و صاف و صوفي را بخصوص اگر سفيد به تن نيز کرده بود رنگ مي کرديم يا موها را قيچي مي کرديم و افراد آستين کوتاه را مي زديم و به زنان بد حجاب فحاشي مي کرديم و انها را کتک مي زديم و مطالب ديگري که احتمالا” شنيده ايد جاي اين سئوال را باقي مي گذارد که اگر فرضا من به شما بگويم خودتان را در چاه بياندازيد در چاه مي اندازيد؟! خداوند به انسان عقلي داده است که هم مي تواند اطاعت کند و هم از چنين اطاعتي سرباز زند! اگر اينان جيره بگيران حکومت روزگاري بوده اند و اگر سرپيچي مي نمودند يا “مهمتر” از سازمان بيرون مي امدند جيره انها قطع مي گرديد اسم اين موضوع را ديگر نمي توان تنبه در لحظه حال گذاشت. به همين دليل است که حتي مشاهده کرديم در طول 8 سال فعاليت اصلاح طلبان در جامعه نيز عمل مهمي انجام نشد. اينکه چشم ها را ببنديم و بر همه اعمالي که کرده ايد بخواهيم سرپوش بگذاريم و بگوئيم اين موضوعات در اينده نيز ناديده گرفته مي شود با توجه به اسباب و لوازمي که همچنان از ان استفاده درست در جلب نظر مناسب مخالفان حقيقي نمي کنيد جاي بحث است. بيشتر اصلاح طلبان به موجوداتي صلح طلب شهرت دارند ولو اينکه ظلمي بر آنها روا شود و اين صلح طلبي تا زماني که اريکه قدرت را از دست رفته نبينند در ميان اصلاح طلبان شهره خاص و عام است!
    بي تعارف بگويم اعتماد به گروه اصلاح طلب و پيوستن ديگر مخالفان به گروه شما با توجه به خاطره تلخي که پس از پيروزي انقلاب از گروه به اصطلاح مذهبي يا مذهبي شده! به ياد داريم و تحت هدايت خميني صورت پذيرفت و منجر به اعدام و کنار زدن تمام گروههاي غير اسلامي و يا اسلامي مخالف و مهاجرت يا زنداني شدن انان گرديد موضوعي است که ا ز خاطر هيچ يک از محالفان ان دوران نمي رود. همين افراد نقش مهمي در پيروزي اين انقلاب داشتند و عده زيادي از انان نيز همچنان در اين کشور بسر مي برند و آيا اگر انها نبودند آقاي خميني و انقلابش به پيروزي ميرسيد و آيا تنها خونهاي ياران ايشان بود که ريخته شد!
    از ابتدا نيز قرار نبود اين افراد تحت هدايت خميني قرار بگيرند اما به انها پيشنهاد همکاري داده شد که رهبران همين افراد پس از انقلاب نيز يا اعدام شدند يا از کشور متواري شدند. اين مخالفان عقد اخوت با کسي نبسته بودند تمام هم و غمشان به ثمر رساندن رفراندومي آزاد بود. اما پس از همين رفراندوم با طرح موضوعاتي که بوي تقلب از همان ابتدا بر روي آن آشکار بود و ادعاهايي دال بر تهديد به راي دادن به جمهوري اسلامي که مورد نظر قرار گرفت آقاي خميني دستور بازداشت همين افراد را که چنين ادعاههاي را مطرح نموده بودند صادر نمود و فرياد را در نطفه خفه نمود!
    فيلم محرمانه اي در اختيار داريم که اعضا ساواما و سپاه در ان حضور دارند و مدعي هستند قادر هستند هرگونه تحرکي را در نطفه خاموش کنند!!!!!! و به حوادث ابنداي انقلاب نيز بر خود باليده اند که در گيريهاي نفر به نفري که مخالفان همگي سلاح نيز در اختيار داشتند کاري از مخالفان بر نيامد چه رسد به اين گروههاي سبز که همگي نيز خودي هستند! مي بينيد اينها نيز شما را خودي خطاب مي کنند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تجربه مخالفان در 3 دهه به تکامل نسبي رسيده است اما همين تجربه نيز بما مي گويد اعتماد به گروه مخالفي که سبز نام گرفته علاقلانه نمي تواند باشد! اين پختگي در آتي نتيجه حقيقي خود را آشکار خواهد نمود!!

     
  10. بایدبه مردانگی!این بانوی بی مدعا تحسین گفت که هم جواب شما را دادوهم غیر مستقیم ولی کاملا واضح به رهبری نامه نوشت که پند واندرز درپیشگاه شما محلی از اعراب نداردوجز زحمت نامه نگاری عایدی ندارد.به برخی از دوستان که با نگاه بدبینی وگاهی افراطی به عزیزانی چون میرحسین/خاتمی/کروبی/بانو همت و……بی احترامی می کنند یاد اور می شوم که حرمت مبارزین وازادیخواهان واجب است و اگر شیوه مبارزه انها را مؤثر نمیدانند خودشان وارد عمل شده و روش مبارزه با دیکتاتور را عملا به ما بیاموزند.!

     
  11. با سلام و درود خدمت مردی که مرام و منش جلال را دارد.شما نامه های زیادی در این دو ساله مرقوم فرموده اید و در مورد مسایل مختلفی بحث نومده اید.اما من یادم نمی آید یا کم تر یادم می آید که راجع به یک موضوع بسیار مهم سخن گفته باشید.آن نیز جوانان کشور ما هستند که در این 30 سال آسیب های زیادی دیده اند؛عده ای مجبور به ترک کشور شده اند.جوانانی که هریک به تنهایی به نخبه یا افتخاری در کشور دیگر تبدیل شده و نام ایران و ایرانی را در دنیا سر افراز نگاه داشته اند.خیلی از این این جوانان بزرگ ترین آرزویشان این است که روزی در کشور و وطنشان شرایطی پیش بیاید که بتواننند آزادانه در کشور خود فعالیت کنند و این افتخارات را در کشور خود و برای کشور خود به وجود بیاورند.اما خب متاسفانه شرایطی فراهم شده که خروج از کشور جزیی از هدف جوانان ما شده و بسیار جای تاسف است.از این جوان ها در کشور ما بسیار زیاد است.گمان کنم یکی از نزدیک ترین وابستگان شما هم جزئی از این جوانان هست.شاید خود من هم اینطور باشم.افسوس که تا بوده همین بوده.در حکومت شاه هم جوانان ما باید در کشوری دیگر استعداد های خود را شکوفا می کردند و نام کشورشان را سرافراز میکردند.برای لحظه ای فکر کنید اگر این همه استعداد روزی زیر آسمان آبی ایران دست در دست هم نهند،ایران چگونه ایرانی می شود؟همیشه دوست داشتم ببینم شما حداقل یک نامه راجع به این مسئله نوشته اید.اما اینطور نشد.همیشه شما از خیلی ها خواهش کرده اید.حال اجازه بدهید جسارتا من هم از شما خواهشی بکنم.اگر روزی توانستید به همه ی جوانانی که علی رغم عشق فراوان به وطن به خاطر شرایط موجود مجبور به ترک آن شده اند نامه ای بنویسید و بگویید آن روز خواهد رسید که همه در کنار هم دست در دست هم زیر آسمان آبی ایران،آن را آباد کنیم. با تشکر

     
  12. خانوم ناشناس (مطمئن هستم خانونم هستيد!) شما هم اگر فکر مي کنيد اسم من جعلي است با يک اسم جعلي نامه بنويسيد!!!!!!!! اما در مورد اسلام نه قرار است اسلامي نابود شود نه ديني و نه ايماني اما موسي به دين خودش و عيسي هم بدين خودش اگر تصور مي کنيد شما نيز مي توانيد مجددا” با روي کار امدن رهبران قبلي! به اموال اين مردم دست درازي کنيد و وفايتان را در تغيير رنگهاي دقيقه اي و لحظه اي ميان اين و آن نمايش دهيدکه نه سيخ بسوزد نه کباب!!! اشتباه کرده ايد کار شما هم جز اين نيست که هم سيخ را بسوزانيد و هم کباب را! خوشبختانه شما فعلا” توسط ياران قديمي خودتون کنار زده شده ايد وما نيز به اصلاحات شما هم اعتقادي نداريم. اما کنار زدن شدن شما به اين معنا نيست کار تمام است ما با حکومت فعلي هم هنوز کارها داريم اما به شما هم اعتقادي نداريم!! دين نبايد در سياست وارد شود و مقصود کلام هم همين است! در دولت اصلاحات هم کم افرادي نبودند که بازداشت شدند و يا مورد آزار قرار گرفتند!! کم روزنامه هايي نبودن که تعطيل شدند!!! يادتان رفته!!! باز هم بگويم!!!

     
  13. سلام من شجاعت شما رو تحسین میکنم کاش من میتونستم مثل شما باشم

     
  14. بنام خدا
    دیروز جلسه انجمن اولیا ء و مربیان مدرسه فرزندم بود.بعدازقرائت قران
    آقایی ازبنیادمهدویت شهرپشت میکروفن قرارگرفت وسخنرانی خود را با جمله ای
    از امام علی علیه السلام شروع کرد.ازقول امام گفت : به من خبرداده اند
    سپاهیان معاویه بعد ازورودبه شهرانباربه زورخلخال از پای زنی یهودی بیرون
    آورده اند.اگر مردی ازشنیدن این خبر ازغصه وناراحتی بمیرد براو حرجی
    نیست.بعد نتیجه گیری کرد که اماما تو نیستی تا ببینی برشیعیانت دربحرین
    چه می گذرد. وقیافه ای ناراحت وچند تا لعنت وناسزا نثارآل خلیفه وآل
    سعود.
    خب آل خلیفه وآل سعود قرارنیست که به فرمایشات امام علی عمل کنند .هیچ
    گاه چنین ادعایی نداشته اند.تنها حکومتی که ادعای علوی بودن را دارد
    حکومت ماست . خب الحمد لله مراجع عظام تقلید و حوزه های علمیه همه ی
    اتفاقات کشوررا رصد می کنند .یعنی باید رصد کنند تا مبادا درحکومتی که به
    اسم علی بر جامعه حکم می راند از مسیر علی (ع) خارج شود.
    حالامن کاری به سپاهیان معاویه ندارم .
    به خلخال پای زن یهودی هم کاری ندارم
    من به سربازان گمراه ( گمنام ؟ ) امام زمان کاردارم که درکشورعلی درروز روشن
    درمراسم تشییع جنازه مرحوم سحابی خلخال دختربی گناهش را نمی دزدند
    بلکه دخترش را می کشند.
    وازحوزه علمیه
    ازمراجع تقلید
    از….
    کسی صدایی درنمی آید
    کسی هم از غصه نمی میرد
    چون خیلی وقت است که درمملکت ما خیلی چیزها مرده است.

    شب یلدایتان مبارک
    یاد اسیران سبز هم
    فراموش نشود.

     
  15. از آقای نوری زاد خواهش میکنم که نامه ای هم به آقای حسین الله کرم بنویسد ،شاید ایشان هم که با تمام سرداران اصیل حشر و نشر داشته به خود آید و شغل دنیایی خود را رها کرده و همانند پدر پیر فقیرش فقط “یاهو”سر دهد و ان الحق شود که لباس حر ابن ریاحی بع ایشان زیبنده تر است.

    …………………………………….
    مصطفای عزیز سلام
    این سایت بناندارد که اسمی از کسی و کسانی را به هرشکل و به هرنیت منتشرکند. چون در نوشته ی شما نیت خیری برای این دوست ما نهفته است ما به انتشار آن اقدام کردیم. از سایر دوستانی که نوشته های آنان حذف یا اصلاح می شود نیز تقاضا داریم به این مهم عنایت داشته باشند.

    پشتیبانی سایت رسمی

    .

     
  16. جواب آقای جواد بهشتی…..نوشتن نام کاری نداره بنویس هزار نام جعلی…..مهم اینه که شما نظرتون اینه که نه سبزها(طرفداران موسوی و…) . نه حکومت فعلی…خب باید بدونیم که ملتی که برای انفلاب و جنگش هزاران شهید داده به جرم چند نفر به این آسانی دست از اسلام بر نمی دارد…..میتونیم بگیم یک حکومت عادلانه بر اساس مساوات  و اسلامی ومتناسب با دنیای امروز …هم دیندار باشیم هم متجدد ….اگر کسی نشسته به این امید که اسلام از این کشور بره  آب در هاون می کوبه…..میتونیم بگیم اسلام رو داشته باشیم ولی در شکل امروزی اش با افکار وقالب جدید….که نه سیخ بسوزه نه کباب….شاد وسربلند باشید

     
  17. آقاي نوري زاد!
    فيلمهاي منتشر شده از شما را ديدم اما چون فردي مذهبي مجسوب نمي شوم به شما هجمه اي ندارم جز اين که شما نيز همچون ديگر ياران حزب اللهي پشت و روي يکساني نداريد! همانهايي که اين فيلمها را نيز منتشر کرده اند از اين قاعده مستثني نيستند و به شما قول مي دهم دير يا زود رسوا مي شوند! از اينرو بعيد ميدانم افرادي چون شما نيز بدنبال عدالت باشيد!

     
  18. پاسخ به “یک بنده خدا” آیا مگر همبن حکومتگران آزاده بودند؟ آیا آنها نه با نام شهید باکری بلکه با نام خدا و نام رسول اکرم و نام مولی علی با مردم بازی کردند و بر اهداف خود سوار شدند. خدا و آزادگان از گناه عظیم شما نخواهند گذشت که چه بر سر ایمان و اعتقاد و اسلام مردم آوردید.

     
  19. اتحاد ميان تمام احزاب عملي نيست!

    با سلام
    آقاي نوري زاد من الان وارد سايت شما شدم و جواب آقاي بهشتي را در سايت ملاحظه کردم اما براي نظر دادن که امدم ديدم جواب ايشان را پاک کرده ايد و از اين رو نسبت به نظري که مي خواستم بدهم تجديد نظر کردم ! قرار مان اين بود که تنها توهين در ميان نباشد (مانند بعضي ها!) قرار بود شعارهاي مرگ بر…. که در هيچ کشوري بجز ايران رواج ندارد در کار نباشد يادتان رفته است! خواستم بگويم اتحاد ميان تمام احزاب مخالف در عمل با موضوعاتي که مشاهده مي شود عملي نيست! شايد تنها فرد سياست مداري که توانست تمام اين احزاب را با سياست کنار هم جمع کند آقاي خميني در ابتداي انقلاب بودند!! که بعد هم پشت پا به تمام قول و قرارهاي خودشان زدنند! ما راه خودمان را مي رويم و شما هم راه خودتان را برويد. شما انتظار ان را داريد که فرضا” حزب ايکس، شما و آرمانهاي شما را بعنوان آرمان برتر تشخيص دهد و بعد دست بسوي شما دراز کند آيا خودتان با رهبران اين احزاب وارد مذاکره شده ايد؟ آيا وقتي در ارتباط با طرح شکايت پهلوي در آمريکا از آقاي خامنه اي در سازمان ملل باخبر شديد (انهم تنها بعنوان يک طرح سمبليک براي شروع) با ايشان گفتگو کرديد؟ آيا در زماني که صحبت از بيرون راندن مجاهدين خلق از اشرف بميان امد بيانيه اي بعنوان دلجويي براي انان تنظيم کرديد؟ آيا وقتي ترکيه کردهاي آواره را به شديد ترين وجه مورد بمباران شيميايي قرار داد ابراز دلسوزي کرديد و براي چريکهاي فدايي خلق بيانيه اي ارسال کرديد؟ آيا تصور مي کنيد اتحاد ميان تمام احزاب مخالف عملي است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من بعيد مي دانم! شايد هم تنها راه حل براي درد بي درمان اين ملت در حمله آمريکا و متحدانش به ايران باشد! من نمي دانم! به نظر ميرسد اين اتحاد ميان تمام احزاب در هر صورت عملي نيست و اين موضوع نيز بيش از هر چيز به خودمحوري که در ايرانيان سراغ داريم مرتبط مي شود تا موضوعي ديگر!

     
  20. آقا يا خانوم ناشناس!! شما هم اگر مثل من شهامت داشتيد خود رو معرفي مي کردين. مگر من موافق کارهايي که اينها کردند هستم معلومه که نيستم ولي موافق اونهايي هم که در کنار اين به اصطلاح سبزها يک عمر شيره اين مردم رو مکيدند نيستم. حتما” بايد اسم ببرم!!! يواش يواش همين اختلافات بين سران نظام باعث شد مردم به درون خيلي موضوعات پي ببرند و اين خودش يک حسن بود. آقازاده هاي فراري هم اگر نمي ترسيدند مي ماندند و از دور نمي کفتند لنگش کن. اما در مورد آقاي نوري زاد بايد بگم آقاي نوري زاد شجاعتهايي دارد که يک سري از مخالفان ديگر ندارند و مخالفان ديگر نيز يک سري شجاعتهايي دارند که آقاي نوري زاد ندارد! آقاي نوري زاد تصور مي کنند به تمام مشکلات وقوف دارند و تمام مسائل را ايشان مي دانند و بعيد مي دونم ايشون نظر مخالفان ديگر را حتي بسادگي تحمل کنند يا اگر هم تحمل کنند بسادگي با ان کنار نخواهند آمد. در مجموع دست بردن به قلم را چون آب در هاون کوفتني مي بينم که بدليل سانسورهاي شديدي که در نظام وقت ديده مي شود راه بجايي نمي برد. به لحاظ نوعي وقتي سايت ايشون فيلتر شده دست بردن به قلمي که مي توانست ميليونها خواننده را بخود جلب کند نهايتا” به چند ده هزار نفر منتهي شده است! شايد بزرگترين سئوال من اين باشه که در آقاي خميني چه چيزي اين سبزها ديده اند که او را برتر از آقاي خامنه اي مي دانند! شايد تنها ويژگي ايشون اين بوده است که همين سبزهاي مخالف در زمان آقاي خميني توانستند بدليل نفوذ بيشتر مردم بيچاره را راحت تر غارت کنند که البته در وضع کنوني نيز همه شاهد موضوعات ديگري هستند که برخي شناخته شده و بر خي هنوز ناشناخته مانده اند اما در اصل موضوع تفاوتي نمي کند چرا که چپاول در هر حال معناي يکساني دارد!!!! اين سبزها نيز کمکي بمردم ما نخواهند کرد و براي من باعث سئوال است چه چيزي را مي خواهند تغيير دهند؟؟! اگر مقصودشان بازسازي ظاهري اين بناي ويران است که بعيد مي دانم فردي حاضر به زندگي طولاني در اين بنا باشد ولي اگر قرار است خشت به خشت از ابتدا گذاشته شود و پله به پله اين بنا از نو ساخته شود بعيد مي دانم لذت زندگي در اين بنا به لذت زندگي در همان بنايي باشد که قرار است سبزها برايمان بسازند! مصداق اصلي کلام اينکه ولايت مطلقه فقيه و يا انتخاب فرد ديگري بطور مجدد بعنوان شاه و يا هرگونه تصميم در انتقال قدرتها به شکلي که در هر دو دوره ديده ايم سرانجامي بدنبال نخواهد داشت.

     
  21. سلام.آنان که رفتند کاری حسینی کردند وانان که ماندند بایستی کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی اند. (شهید شریعتی) پس بااین تعبیر تکلیف ما همه معلوم است.

     
  22. لیبرالیسم دیگر در جهان به معنی دیکتاتوری و جنایت و شارلاتان بازی معنی میدهد!! دوران دو رویی گذشته است!
    واقعا جای تاسف دارد که از همسر غافل یک شهید که یکی از بزرگترین سرداران مقاومت ملت ایران در برابر ابرقدرتها و ولیده های آنان میباشد، اینگونه سوء استفاده شود. آن شهید گرانقدر مفقود الاثر و جایش در قلب تک تک آزادگان جهان و بلکه تاریخ بشریت است و خواهد بود و وجود عکس او در سایت کسانی که یارانشان در آمریکا مشغول رقاصی برای ابرقدرت جنایتکار و جهانخوار آمریکا هستند، ظلم بزرگی به او و به همه شهدا و به امام راحل میباشد. اقل کرم اگر دین ندارید آزاده باشید و از تصویر آن مرد و از همسرش برای اهداف خود سوء استفاده ننمایید.
    اگر سر سوزنی از جوانمردی بویی برده اید این نامه را در سایت بگذارید تا به نظر خوانندگان برسد و آنان هم در مورد آن نظر بدهند. که بعید است این کار را بکنید.

     
  23. سلام ودرود بر حر زمانه یادداریم که در خاطرات تاریخ ایران زنانی دریا سالاروسپهبدودلاور بوده اندسلام بر آنان در این زمان.

     
  24. از ارتحال آقاي خميني تا ///

    داستاني واقعي…
    در سال 68 در لشکر … خدمت سربازي خودم را مي گذراندم و اين دوره مصادف بود با از دنيا رفتن آقاي خميني که به ما آماده باش کامل داده شد. مي خواهم به موضوعاتي اشاره کنم که شايد کمتر کسي از اين موضوعات مطلع باشد. اين اماده باش که چند هفته هم بطول انجاميد کاسه صبر همه را لبريز کرده بود بطوريکه حتي اجازه نداشتيم پوتين هايمان را نيز در آوريم و يا به مرخصي برويم و کاملا” ممنوع الملاقات نيز شده بوديم. فرماندهان نيز شب را در پادگان مي ماندند و شرايط برايمان سخت تر شده بود. حال و هواي پادگان و سربازان آنگونه نبود که در خبرها بازگو مي نمودند ///// (لااقل من که نديدم) حتي برخي از سربازان چرتي پادگان که اهل بخيه محسوب مي شدند کارشان به بار کردن استامينوفن در سيگار کشيده بود و در مجموع آنچه که بيش از هر چيز خودنمايي مي کرد عصبي شدن بيش از حد اين سربازان از چنين محيطي بود بود که کار به نزاع و درگيريهايي نيز ميان آنان مي انجاميد و بلافاصله زنداني مي شدند. من نيز به دليل درگيري لفظي با يکي از فرماندهان که /// زبان هم بود بازداشت شدم و راهي زندان شدم. محيط زندان هر چند بسيار خوشگوارتر از محيطي بود که سربازان در ان در اماده باش بودند ولي اين زمان ماندن در زندان چندان طولاني نبود و همان شبش بدليل اينکه به نظر ميرسيد در اختيار داشتن نيروي کافي نيز برايشان حائز اهميت است از زندان آزاد شدم ولي کاش آزاد نمي شدم چرا که بما گفته شد از هرگروهان به تفکيکي که از هنگهاي مختلف بازگو مي نمودند عده اي چند صد نفري بطور دوره اي قرار است براي برقراري امينت فضاي حاکم بر مراسم عزاداري در زمان حمل جسد و دفن اعزام شوند و گفته شد عده اي نيز ممکن است به بهانه عزاداري و ابراز احساسات بخواهند فضا را مخدوش کنند و اجازه داشتيم حتي بهر نحو که صلاح مي دانيم انها را کتک بزنيم. من آن روز را بر سر حضور و غياب حاضر نشدم و مخفي شدم و بعد از اعزام نيرو در زمان نهار به گروهان برگشتم اما اين بار در عوض اينکه زنداني شوم بشدت تنبيه شدم ويکي از اين تنبيهات حمل يک کوله پشتي مملو از سنگي بود که وزن ان از شايد 10 يا 20 کيلو از وزن خود من سبک تر بود که پس از تحمل اين کوله پشتي بعد از نزديک به 2 ساعت کاملا” از هوش رفتم.
    گفته مي شد سربازاني که اعزام شده بودن عده اي از انها در بهداري بستري هستند و برخي نيز به بيمارستان اعزام شده اند چرا که در مراسم عزاداري درگيريهايي بوقوع پيوسته بود که منجر به پرتاب سربازان از بالاي کانتينرها به پايين شده بود. در اينکه عده اي از سربازان نيز عده اي را کتک زده بودند شکي وجود نداشت ولي من تصور مي کنم فرار از فضاي آماده باش زده پادگان و حضور در فضايي باز و دور از پادگان با آنهمه آب ميوه و غذاهايي که در ان محيط سرو مي نمودند و برايشان از محيط و غذاهاي پادگان دلچسب تر بود انچنان برايشان جالب به نظر ميرسيد که حتي حاضر بودن براي دوري از پادگان مردم را نيز کتک بزنند!!!!!! هر چند من اين عده را بخوبي مي شناختم و مي دانستم حتي عده اي انها تا به چه اندازه مخالف هستند و از اينکه چنين خبر مهمي نيز اعلام شده است تا به چه اندازه انتظار حادثه اي خوشايند را مي کشند! اما عده اي نيز با اينکه در اوج مخالفت بودند و امثال ما را به سخره و مزاح مي گرفتند از ترس اينکه کارشان به زندان و اضافه خدمت بکشد حاضر به انجام هر عملي بودند بجز اعتراض!!!
    پس از روي کار امدن آقاي ///// و پايان يافتن آماده باش شرايط بمراتب بدتر شد. چرا که به تفکيک گروهانها از هر هنگ در هر نماز جمعه و يا تظاهرات و يا مراسم توديع يا عزاداري و غيره تعدادي از سربازان به اجبار هميشه اعزام مي شدند که صحنه خالي نماند و اين کار در ميان تمام پادگانها نيز صورت مي گرفت بطوريکه اگر فردي مانند گذشته از شرکت در چنين مراسمي فرار مي نمود و يا حاضر به شرکت نبود تنبيهات شديدتري در انتظارش بود!!!

    ………………………………

    سلام دوست گرامی
    این خاطره شخصی شما ربطی به نوشته اصلی ما ندارد. این قرار ماست که اگر کامنتی به نوشته اصلی مربوط نباشد در ایجاد فضای مناسب در اطراف آن نوشته اصلی نقشی نخواهد داشت و بالعکس خوانندگان را درگیرموضوعی دیگر می کند که شاید پشندیده نباشد. از شما بخاطر ارسال این خاطره تشکر می کنیم اما چه خوب که همین خاطره را به نحوی درست که از قلم شما برمی آید، آن را به اصل نوشته مرتبط می فرمودید. تشکر

    پشتیبانی سایت رسمی

    .

     
  25. برادر جواد بهشتی…….یکبار این متنی را که نوشته اید خودتون بخونید…میشه فهمید چی نوشته ای ؟؟؟اصلا مفهوم داره ؟؟؟؟باز هم مرور کنید….اگر بخواهید من براتون ترجمه میکنم البته بابت این ازتون پول می گیرم…..معلوم هست خدا به کی تو دهنی میزنه ؟ به سبزها  یا رو سیاهان کهریزکی /////  ؟؟؟

     
  26. برادر جواد بهشتی ….یکبار متنی را که نوشته اید مرور کنید …خودتون میفهمید چی نوشتید ؟؟؟اصلا مفهوم نداره  لطفا تصحیح بفرمایید..وگرنه من ترجمه میکنم برای دوستان …اون وقت معترض نباشید….!!!!

     
  27. جناب آقاي نوري زاد عزيز
    همان گونه كه در نامه “رهبران هم مي ميرند” نوشته ايد دو رديف صندلي نه فقط براي رهبري بلكه براي همه ما در افق روشنايي و تيرگي چيده اند و براي هر كدام از ما صندلي در هر رديف. و به قول تان اين انتخاب ما است كه صندلي مان را انتخاب مي كند. تاريخ همواره پر بوده از آزادگاني چون شما و سفاكاني چون فربهان نفتي و اقتصادي سپاه. اما در كجاي تاريخ ان فربهان و سفاكان قرار دارند و آزادگاني چون شما كجا. به همت بلند و علي تان درود مي فرستم و دست تان را به رگمي مي فشارم. اگرچه شيوايي جملات شما چيز ديگري است و نظير ندارد اما ما فرزندان اين خاك نيز وظيفه خود مي دانيم در اين امر مهم شما را تنها نگذاريم.

     
  28. سلام بر زینب کبری (ع)

     
  29. ///// بیسواد کجا لیاقت داره قدر  این شهیدان والا مقام و خانواده هاشون رو بدونه…او باید قدر تجاوزگران کهریزک و سپاه چارپایان فربه از مال حرام و چاقو کشان بیت خود را بداند…..خانم باکری وهمت به این ///// نامه ننویسید درد دل با مردم ایران کنید….آقای نوریزاد هم بهتر است دیگه به این رهبر ///// نامه ننویسه به ملت بنویسه رهبر اگر /// داشت تا حالا یه عکس العملی نشون داده بود…..تا از پای ////// بیرون بیاد مملکت رو آب برده …//////..

     
  30. با سلام
    از ابتداي امر مشخص بود سبزها نيز خواستار انقلاب ديگري نيستند و تنها خواستار قدرتند. بي شک بدونيد خداوند به تمام افرادي که با چنين انگيزه هايي وارد ميدان شوند تو دهني مي زند. ما وقتي مي گوئيم شاه نمي خواهيم در کنارش مي گوئيم ولايت مطلقه فقيه هم نمي خواهيم و کاري هم به اين نداريم اگر به سرنوشت شريعت مداريها دچار شويم با اين تفاوت که قرار نيست و نخواهند توانست ما را مانند عده زيادي ديگر وادار به تغيير ديدگاههاي اجباري مقابل تلويزيون و اجبار به خواندن متني که خودشون نوشته اند بکنند. اين آقايان آقازاده فراري نيز فکر مي کنيد در غرب دارند چيکار مي کنند کارشان تنها شده سرکوب نهضتهاي مرتبط با ايران که حداقل نيمه اميدشان از افاضات رهبري در بازگشت مجدد به ايران از بين نرود و مجددا بتوانند به گوشه اي از اموال اين مردم بيچاره شبيخون بزنند! در تاريکي ماندن و حرف زدن و شعار دادن که کاري ندارد. بايد بخواهيم و متوجه باشيم اگر بخواهيم پيروز مي شويم.

     
  31. منتظر گشایش در کارها هستیم.
    آمین یا رب العالمین.

     
  32. خانم امیرانی عزیز.من از دانش آموزان سابق دبیرستان صابرین هستم.همانجا که شما سالها ریاضیات تدریس میکردید اما متاسفانه توفیق شاگردی شما را نداشتم .
    پیش از انتخابات تعریف شما را بسیار شنیده بودم هم اخلاقتان هم تدریستان مورد ستایش بچه ها بود.سال تحصیلی 88-89 که بچه ها به دو دسته تقسیم شده بودند و عده ای نظر سیاسی شما را نمی پسندیدند، یکی از معلمان بازنشسته دینی که حالا برای خودش تریبون سیاسی هر هفته برگزار میکند علیه شما سخنانی گفت و با واکنش بچه ها -حتی همان هایی که مخالف شما بودند- مواجه شد.
    پس از ماجرای حمله لباس شخصی ها به شما در هفته دفاع مقدس هم به ها متاثر بودند و خلاصه همیشه ذکر خیر شما بود.
    من هم هرگاه یاد شما میافتادم سعی میکردم دینم را به خانواده شهدا ادا کنم و حسابی به یاد شما سبز میشدم ویادم هست که رای معلم دینی مذکور و برخی دیگر چقدر اعلام موضع یک دانش آموز حافظ قرآن که فرزند جانباز و آزاده هم بود سخت و طاقت فرسا بود. اکثر قریب به اتفاق فرزند شهیدانی هم که در مدرسه داشتیم سبزبودند وهمواره مایه امید ما به ادامه رهمان.چنانکه الان امثال شما و همسر شعید همت مایه امید مایید،درود بر شما.

     
  33. یک دانشجوی بابلی

    سلام آقای نوری زاد
    از نامه خانم باکری این را فهمیدم که صیانت از خون شهید به کاری زینبی محتاج است. وایشان به همین کار مشغولند. چه آنجا که در مدرسه به دانش آموزان خود ریاضی درس می دهند و چه به من دانشجو درس استقامت. و این که نگذاریم خون عزیزانمان سکوی پرش حاکمانی شود که در کلام خود مرتب شهید شهید می کنند و به چیزی که توجه نمی کنند و به راهی که نمی روند همان راه شهید است. راهی که از آلودگی تهی است. از دروغ و فریب تهی است.
    درهمین راستا یاد آریا آرام نژاد افتادم. جوانی که اجازه نداد آن آرمان شهدا و مردم مظلوم ایران به فراموشی سپرده شود. هنر این نیست که ما از شهدا فیلم بسازیم و برایشان شعر بسراییم و در نکوداشتهای کلیشه ای از آنان تجلیل کنیم. هنر این است که به یمن خون آنها جامعه را از فساد تهی کنیم.
    حرف از آریای عزیز زدم این خبر هم اکنون به دستم رسید. بد نیست یادی از این هنرمند آزاده ای بکنیم که نخواست هنرش از مردم و از صداقت بی نصیب باشد:
    http://persian.iranhumanrights.org/1390/09/matakala/

    انتقال آریا آرام نژاد و فعالین سیاسی و دانشجویی مازندران به بند سارقین
    زندان متی کلای بابل

    یک منبع موثق محلی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که جمعی از
    فعالین سیاسی و دانشجویی در مازندران به بندسارقین زندان متی کلای بابل
    منتقل شدند. آریا آرام نژاد ( هنرمند، خواننده و آهنگ ساز حامی جنبش
    سبز)، علیرضا فلاحتی دبیر شاخه جوانان جبهه مشارکت استان مازندران، علی
    عباسی و رحمان یعقوبی از فعالین دانشجوئی دانشگاه مازندران به دستور رئیس
    زندان متی کلای بابل به بند سارقین و مجرمین خطرناک منتقل شدند.

    این منبع محلی که خواست نامش فاش نشود به کمپین بین المللی حقوق بشر گفت
    که آریا آرام نژاد که در روز ۱۷ آبان ماه سال جاری به دست مامورین اداره
    کل اطلاعات استان مازندران بازداشت شده بود پس از تحمل ۳۴ روز بازجوئی و
    انفرادی برای گذراندن ۶ ماه حبس تعزیری ابتدا به بند قرنطینه زندان متی
    کلا منتقل شده بود، روز گذشته به بند سارقین منتقل شد. همچنین ،علیرضا
    فلاحتی دبیر شاخه جوانان جبهه مشارکت مازندران که در روز ۲۱ آذر برای
    گذراندن ۶ ماه حبس تعزیری، خود را به زندان متی کلا معرفی کرده بود ابتدا
    به بند قرنطینه زندان( محل نگهداری معتادین) منتقل شد و روز گذشته به
    دستور رئیس اداره زندان شهرستان بابل به بند سارقین انتقال یافته است.

    این منبع محلی در ادامه به کمپین گفت که رحمان یعقوبی و علی عباسی نیز به
    همراه علیرضا فلاحتی و آریا آرام نژاد به بند سارقین زندان متی کلا منتقل
    شدند. رحمان یعقوبی و علی عباسی در تاریخ ۱۲ آذر پس از مراجعه به
    دادستانی شهرستان بابلسر بازداشت شدند. وی افزود: « این فعالین دانشگاه
    مازندران که برای پیگیری پرونده ی خود به دادستانی بابلسر مراجعه کرده
    بودند به دستور مطهری نیا دادستان شهرستان بابلسر بازداشت شدند.»

    منبع موثق یاد شده به کمپین گفت که مسئولین زندان متی کلای بابل با
    درخواست علی تاری، آریا آرام نژاد، علیرضا فلاحتی، علی عباسی، رحمان
    یعقوبی و مازیار یزدانی نیا زندانیان سیاسی زندان شهرستان بابل مبنی بر
    انتقال ایشان به بندی جداگانه مخالفت کردند: « با وجود درخواست های مکرر
    ۶ تن از فعالین سیاسی و دانشجوئی استان مازندران که برای سپری کردن دوران
    محکومیت خود هم اکنون در زندان هستند، بارها از وضعیت اسفناک نگهداری و
    بهداشتی شکایت کرده و به مسئولین زندان متی کلا اعلام کرده اند که امنیت
    جانی نداشته و خواستار رسیدگی فوری به وضعیتشان می باشند.»

    رئیس اداره زندان شهرستان بابل ( ناصر بابازاده ) تحت حمایت نیروهای
    امنیتی و اطلاعاتی و قضائی به ویژه محمد اکبرزاده ( معاون دادستان بابل )
    با این درخواست مخالفت ورزیده اند.

    آریا آرام نژاد در بهمن ۸۸ به اتهام خواندن ترانه ” علی برخیز” توسط
    نیروهای امنیتی و اطلاعاتی استان مازندران دستگیر شد و ۴۴ روز را در بند
    انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات ساری و زندان متی کلای بابل گذراند.
    علیرضا فلاحتی دبیر جبهه مشارکت استان مازندران در بهمن ماه سال ۸۸ به
    اتهام تبانی علیه امنیت کشور توسط اداره اطلاعات استان مازندران بازداشت
    شد و وی نیز به مدت یک ماه مشابه با وضعیت آرام نژاد در بازداشتگاه اداره
    اطلاعات ساری و زندان متی کلای بابل بازداشت شده بود. این دو در شعبه یک
    دادگاه انقلاب شهرستان بابل به ۱۰ ماه حبس تعزیری محکوم شده بودند که
    حکمشان در شعبه سه دادگاه تجدید نظر استان مازندران به ۶ ماه حبس تعزیری
    کاهش یافته است.

    علی عباسی و رحمان یعقوبی از فعالین دانشجوئی استان مازندران در ۲۶ خرداد
    ۸۸ در جریان تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه مازندران نسبت به نتایج
    انتخابات ریاست جمهوری، توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد و به مدت ۱۵ روز
    در زندان متی کلای بابل بازداشت بودند. این دو فعال دانشجوئی از سوی شعبه
    ی ۱۰۱ دادگاه بابلسر به شش ماه حبس تعلیقی و چهارده ضربه شلاق محکوم شده
    بودند، اما پس از دو سال در روزهای گذشته به آنها اعلام شد که حکمشان از
    تعلیفی به تعزیری تغییر یافته است

     
  34. با سلام

    ، لطفا” نامه هایتان را با صدای بلند ننویسید که مباد خواب علمای شجاع……؟!

     
  35. خانم امیرانی عزیز
    من بعنوان یک پیشمرگ کرد که شاید با همسر شهیدتان تفاوت عقیده داشتم به شما معلم شرافتمند درود و به روان همسرتان رحمت می فرستم. افرین بر ازاده گیتان.

     
  36. سلام بر برادر عزیز و شجاع جناب آقای محمد نوری زاد. دست مریزاد .

    در لبیک به طرح بسیار کارا و شجاعانه شما، این حقبر به عنوان یکی از بسیجیان جان بر کف زمان جنگ، یک منتقد دلسوخته و کسی که تمام آرمانهای انقلابی خود را بر باد رفته می بیند ، از سر دلدادگی به چشم انداز بلند زندگی عادلانه و منصفانه ی مبتنی بر موازین بلند اسلام راستین، نامه ای خطاب به رهبر که روزی مرادم بود و معتقد بودم فرمانش حتی اگر ذبح من باشد بدون چون و چرا باید بپذیرم ، در دست تهیه دارم که در روزهای آتی تقدیم خواهم کرد.
    قطعه شعری که در تاریخ 30/3/1388 به نام “خردادی حزین” با چشمانی گریان سروده ام تقدیم آن دلاور مرد میکنم.

    امشب از شبهاي خردادي حزين
    اشك چشمان جاري و دلها غمين
    جستجويم در خيال ، آن انقلاب
    دوره اي كان حاكمان در منجلاب
    خاطرات روز و شبهاي جفا
    آن شقاوت ها كه ديديم از عدا
    خاطراتي كز دو چشمان خون چكيد
    ناله ها بر آسمان ها مي رسيد
    مرد و زن پير وجوان در پشته ها
    هر كجا در كوي و برزن ، كشته ها
    بهر آزادي و استقلال ما
    جان به كف امواج مردم يك صدا
    پير دوران ، رهبر آزادگان
    شد خميني ناجيِ ايرانيان
    متحد از جور و ظلم ظالمان
    تخت و تاجش سرنگون شاهنشهان
    عاقبت جمهوري ما را به حق
    راي مردم شد همين را مستحق
    انقلاب ما كنون سي ساله شد
    هر فراز و هر نشيبي چاره شد
    ليكن اندر انتخاباتي عجيب
    راي مردم بوده است مردي نجيب
    يار ديرين خميني ، موسوي
    مير حسين آن نافي هر كجروي
    وا اسف آراء مردم در خفا
    پايمال اندر روندي پر جفا
    جايگذينش كاذبي قدرت طلب
    سر ز صندق ها درآورد آن جلب
    مردمي كان راي خود را بي ثمر
    در نجات كشور از اهل سقر
    سر زد از مردم شكايت ها به جا
    پس چرا آراء ما شد جا به جا
    خيل نيرو آمد و نهضت شكست
    ياكه كشتي ياكه دستان را ببست
    عاقبت در حق مردم شد جفا
    آتش اندر زير خاكستر ، خفا
    30/3/1388

     
  37. سلام آقای نوری‌زاد

    فکر کردم حالا که/// احتمالا دسترسی کمتری به اینترنت دارید ممکن است بعضی چیزهای دیدنی از چشمتان دور بماند.

    آهنگ «ای میدان» را دو خواننده مصری حدود سه هفته پیش خوانده‌اند و چند روز پیش با زیرنویس فارسی در اینترنت منتشر شد.

    شعر بسیار زیبایی دارد و خوب هم خوانده شده. اگر فرصت کردید، ببینید.

    اردتمند

    بهمن دارالشفایی

    کلیپ در یوتیوب:

    http://www.youtube.com/watch?v=dyaWLSCgo6c&feature=youtu.be

    فایل صوتی:

    http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://bahmansh.persiangig.com/audio/Meydan.mp3

    فایل تصویری:

    http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://bahmansh.persiangig.com/video/Meydan%20-%20Persian%20subtitle.mp4

    ترجمه فارسی متن ترانه:

    آهای، آی «میدان» (میدان التحریر)
    این همه وقت کجا بودی؟

    در تو سرودیم، در تو فرسودیم
    با هراسمان جنگیدیم، و نیایش کردیم
    متحد می‌مانیم، شب و روز
    و با تو هیچ چیز غیرممکن نیست
    ندای آزادی، ما را به هم می‌پیوندد
    زندگی‌مان سرانجام معنایی پیدا کرده است
    بازگشتی نیست: صدای ما شنیده شده است
    و رویا دیگر ممنوع نیست.

    آهای، آی «میدان»
    این همه وقت کجا بودی؟

    دیوار را فرو ریختی و روشنایی آوردی
    و ملتی از هم گسسته را در خود جمع کردی

    از نو زاده شده‌ایم، و رویایی سرکش هم زاده شده

    برخاستیم به اعتراض، با نیت‌هایی پاک
    گرچه گاهی کژی‌هایی هم بود
    میهن و فرزندانمان راحفظ می‌کنیم
    و جوانان بر خاک افتاده‌مان را هرگز از یاد نمی‌بریم

    آهای، آی «میدان»
    این همه وقت کجا بودی؟

    با تو «حس» کردیم، و با تو «آغاز» شدیم
    دیگر فاصله‌ای نیست، منعی نیست
    با این دست‌ها زندگیمان را دگرگون می‌کنیم
    تو راه را نشان دادی، و بقیه‌اش بر عهده خود ماست
    گاه می‌ترسم که رنگ ببازی
    که ترکت کنیم، و رویایمان بمیرد
    بار دیگر تاریخمان را گم کنیم
    و تو بشوی قصه‌ای از قصه‌هایمان

    آهای، آی «میدان»
    این همه وقت کجا بودی؟

    میدانی از مردم، از هر گروه
    برخی بی‌تفاوت، و برخی دلاور
    برخی عاشق، و برخی پر جنب و جوش
    برخی شلوغ، و برخی ساکت
    دور هم جمع می‌شویم و چای می‌نوشیم،
    حال که طعم آزادی را چشیده‌ایم
    دنیا را به شنیدن صدایمان وا داشتی
    و همسایه‌ها را متحد کردی

    آهای، آی «میدان»
    این همه وقت کجا بودی؟

    رویای ما، قدرت ماست

    همبستگی ما، سلاح ما
    میدانی که حق را می‌گوید
    و همواره به ظالم، «نه» می‌گوید
    میدانی مانند موج
    بعضی تن به آن می‌زنند، و بعضی کشیده می‌شوند
    آنان که بیرون بودند، می‌گفتند «هرج و مرج»
    اما کار ما در تاریخ ثبت شد

    آهای، آی «میدان»
    این همه وقت کجا بودی؟

    متن عربی:

    يا يالميدان.. كنت فين من زمان..

    معاك غنينا ومعاك شقينا وحاربنا خوفنا ودعينا..
    ايد واحدة نهار وليل.. ومفيش معاك شيء مستحيل..
    صوت الحرية بيجمعنا.. خلاص حياتنا بقى ليها معنى..
    مفيش رجوع.. صوتنا مسموع والحلم خلاص مبقاش ممنوع..

    يا يالميدان.. كنت فين من زمان..

    هديت السور.. نورت النور.. لميت حواليك شعب مكسور..
    اتولدنا من جديد واتولد الحلم العنيد..
    بنختلف والنية صافية.. أوقات الصورة مكانتش واضحة..
    هنصون بلدنا وولاد ولادنا.. حق اللي راحوا من شبابنا..

    يا يالميدان.. كنت فين من زمان..

    معاك حسينا وابتدينا بعد ما بعدنا وانتهينا..
    لازم بإيدينا نغير نفسينا.. اديتنا كتير والباقي علينا..
    ساعات باخاف تبقى ذكرى نبعد عنك تموت الفكرة..
    نرجع تاني ننسى اللي فات.. نحكي عنك في الحكايات..

    يا يالميدان.. كنت فين من زمان..

    ميدان مليان أنواع.. اللي بايع والشجاع..
    فيه اللي حابب واللي راكب.. واللي بيزعق واللي ساكت..
    نتجمع نشرب الشاي.. والحق عرفنا بنجيبه إزاي..
    خليت العالم يسمعوا.. والجيران يتجمعوا..

    يا يالميدان.. كنت فين من زمان..

    فكرتنا هي قوتنا وسلاحنا في وحدتنا..
    ميدان بيقول الحق.. بيقول للظالم دايما لأ..
    ميدان زي الموجة.. ناس راكبة وناس مشدودة..
    ناس برة بيقولوا دي هوجة.. والأعمال مكتوبة

     
  38. برادر دلاور محمد نوری زاد عزیز

    سلام بر شما
    من یقینا درخواست شما را اجابت خواهم کرد

    نوشتن مطلب مناسب زمان می گیرد

    من متاسفانه تا کنون درگیر تصحیح اوراق دانشجویانم بودم که تا سه روز بعد ازامتحان باید نمره را تحویل می دادم

    تازه دیروز تمام کردم

    به مناسبت سالگرد رحلت استادم وظیفه داشتم چیزی بنویسم که دیشب با عجله تمام کردم

    از امروز صبح مشغول پاسخ به آیت الله زاده فاضل لنکرانی درباره فتوای ترور شدم که کمی یعنی دو سه روز طول می کشد

    بعدش هم نوبت امتثال امر شما خواهد بود

    تا حالا هفت هشت ایمیل برایم رسیده که زودتر نظر محمد اقا را تامین کن

    ای به چشم!

    اما باید چیزی مناسب شأن شما و مطابق انتظارات مردم مظلوم باشد

    عجله نکنیم

    می توانید روی جواب من حساب باز کنید، حتی به ان اشاره هم بکنید

    من قدر فریاد شما را می دانم و براستی برایتان دعا می کنم

    فقط توصیه می کنم کمی صبورانه تر تا حقوق خانواده بسیار عزیزتان هم مراعات شود

    نمی دانم نوه دار شدید یا نه؟ پیشاپیش تبریک به شما و دخترتان

    ارادتمند جوانمردی و آزادگی و صفا

    محسن

     
  39. کامنت های سایت کلمه

    ۴۳ دیدگاه

    دیدگاه تان را بنویسید

    علی

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۲:۴۹ ق.ظ | پاسخ

    باسلام ودرود به روح پاک باکری عزیزوشما بانوی گرامی که الحق لبافت شما همان باکری است وما به امثال باکری افتخار میکنیم خدا روحش را قرین رحمت نماید

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۳:۰۵ ق.ظ | پاسخ

    نیازی به نامه نوشتن نیست. رهبر اگر رهبر باشد باید از جزئیات امور و آنچه بر مردم میرود آگاه باشد. اگر نیست پس در انجام وظیفه اش قصور کرده و باید پاسخگو باشد. این نامه ها قدری باد خشم و غضب ما را خالی می کند وگرنه رهبر بهتر از همه کس میداند که در این مملکت چه میگذرد. در زمان شاه هم رسم بود که میگفتند شاه آدم خوبی است اطرافیانش فاسدند. من هم همیشه می گفتم کسی که اطرافیانش را نتواند کنترل کند به درد اداره مملکت نمی خورد و فاقد صلاحیت است.

    shima

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۳:۱۸ ق.ظ | پاسخ

    be khoda in bande khoda mitarse hagh dare az zendegi mindazanesh badam bachehash na pedar daran na madar dashte bashan
    in haramiha velesh nemikonan

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۶:۳۳ ق.ظ | پاسخ

    شرم بر ان سرداران سپاه که بعد از جنگ به خاطر منافع خود نه تنها به جان این ملت افتادن بلکه چه ظلم هایی بر ضد همسران سرداران شهید همچون باکری و همت کردن….. نامردی را به کجا رساندن؟…. بیشرمی را به کجا رساندن….

    ایرانی

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۷:۱۶ ق.ظ | پاسخ

    نامه ای به جا و خواندنی

    بانوی بزرگوار پایدار باشید.

    افشاری

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۷:۲۶ ق.ظ | پاسخ

    من دورود میفرستم به این بانوی دلیر و شجاع و حقا که همسر شهید باکری باید تو باشی این چنین شیرزنی کم پیدا میشه
    عجب جوابی به جوانفکر و دارودسته اش دادی

    فرهاد

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۷:۲۸ ق.ظ | پاسخ

    جالب بود

    سلام

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۷:۴۷ ق.ظ | پاسخ

    خانواده معظم شهدا هم مانند شهیدان منبع نور هستند….خاصیت نور این است که راه را نشان میدهد و شب پرستان از آن واهمه دارند….سلام و درود خدا بر این بانوی بزرگوار که مردانگی را باید از ایشان و امثال ایشان آموخت

    سرباز گمنام جنبش سبز

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۸:۲۱ ق.ظ | پاسخ

    با درود به ارواح شهیدان مظلوم این آب وخاک واسوه های وظیفه شناسی و ایثار وشجاعت وگذشت ومسئولیت ، سرداران مظلوم و سرافرازمیهن عزیز ایران ،شهیدان باکری وشهید همت وبوسه برخاک پای خانواده های محترم وعزیزشان که میراثدارمظلومیت وخصلتهای ناب این شهیدانند. ممنون ازشما خانم باکری که به ندای هل من ناصر حر شریف جناب نوریزاد عزیز پاسخ گفتید باشد که مردانگی شما به دیگران نیز سرایت کند

    احمد

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۸:۲۵ ق.ظ | پاسخ

    درود به سرکار خانم امیرانی همسر گرامی شهید باکری پاسدار وبسیجی به معنای واقعی کلمه .نه باتزویر وریاخودراپاسدارنامیدن
    امری که امروزه به استثنای آنان که ذاتشان پاک است فراگیرشده.

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۸:۳۱ ق.ظ | پاسخ

    احسنت بر این شیر زن. خدا پشت و پناهت.

    حامی

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۹:۱۹ ق.ظ | پاسخ

    زنده باد خانم امیرانی

    جانباز جنگ وبسیجی امام

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۹:۳۲ ق.ظ | پاسخ

    خدمت خانم امیرانی سلام دارم.
    منهم با بسیاری از سخنان شما موافقم و همچنین با بیشتر سخنان نوری زاد عزیز!!.
    فقط میماند این نکته که، چه دلیل منطقی و بقول شما ریاضی داریم که نباید در برابر ظلم بشوریم وحال اینکه، موثرترین ابزار این دوره قلم است وگفتار !؟.
    این استدلال را هم که عده ای میگویند، ما اهل قلم نیستیم و شانه خالی میکنند پسندیده نیست!. کسی انتظار ندارد رمانی نوشته شود و یا کتابی علمی و یا مقاله ای تحلیلی در مورد جنگ سرد و گرم و….!؟. بحث همین حرف های روزمره و ظلم وجور و دروغ و تهمت و رجاله بازی است که هر روز این کمترین ها در روزنامه و مجالس و خطاب ها مینویسند و میخوانند!؟. آنگاه ما دریغ ورزیم از پاسخ وتشریح حرف حق وبدور از دروغ و سالوس گری و لمپنیسم بازی!؟.
    خانم امیرانی، شاید مسئولیت هایی که گردن شما باشد، بعهده خیلی ها نباشد!؟.
    اگر پذیرفته ایم که راه آنان را( امام وشهدا)را برویم، باید به این پرسش هم پاسخگو باشیم که اگر آنها بودند ، چگونه مشق سیاست میکردند!؟.
    شاید نکته ای در این میان باشد که ما هنوز درک نکرده ایم( در باب ملاحظه و صبر و انتظار فرجی و…)!؟.
    فقط عاجزانه در خواست میکنم که اگر به جمعبندی ای رسیدهاید که راه همان پذیرفتن شرایط تا و عده الهی و…است ما را نیز با این اندیشه و استدلال منطقی که عذر شرعی و اخلاقی و عرفی را از ما بر دارد آگاه فرمایید.
    خانم امیرانی و خانم همت.
    شما عزیزان نگین درخشش این راه خدایی هستید، و البته که نیاورد آنروزی را که خشنود باشیم که بر شما گزندی رسد. اما باید فکری هم برای این عزیزان در بند، این دلسوزان انقلاب، این نجیبان عرصعه سیاست و اجتماع کرد!.
    سلامت و سعادت و نیکبختی برایتان آرزو مندم.
    برادرتان ،جانباز جنگ و بسیجی امام

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۹:۳۷ ق.ظ | پاسخ

    امروزها وقتی از اتوبان … رد می شوم با حسرت و دقت به عکس باکری نگاه می کنم و خوشحالم که همسر ایشان رسالت زینبی را به خوبی انجام می دهند. ضمنا” شرح خاصیت ترشی و خمره خیلی جالب بود.
    آذربایجان دیاریمیز باکری افتخاریمیز

    Rasoul

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۱۰:۲۳ ق.ظ | پاسخ

    درود خدا بر شهیدانی همچون همت و باکری و … و لطف و رحمت خدا بر شیر زنی همچون فاطمه امیرانی من که یک مرد هستم حقیقتا درسها از ایشان میگیرم خداوند نگهدارشان باشد . ان شاالله.

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۱۰:۴۰ ق.ظ | پاسخ

    خدا یا به حرمت خون شهدا زمینه سقوط ظالم و فرعون زمان را فراهم بفرما !

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۱۰:۴۰ ق.ظ | پاسخ

    باسلام حال میفهمیم ان فریادونعرههای شیر مرد خدا محور را درچاه که برای خود نبود برای کج فهمهای جامعه اش بود واینکه چرا خیلی از ما نمیخواهیم از قدرت فهم وشعور خدادادی بهره بگیریم وسعی داریم با علم به دانستن حقیقت بر طبل جهالت بکوبیم واین جهالت رمانیکه با پول وقدرت توام میگردد بر میزان جهالت و نفهمی اش می افزاید ای کاش ته ان چاه راهی داشت بگوش نافهمهای جامعه اگر چه انچیز که بجایی نرسد همان فریاد است والسلام

    محمد حسین

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۱۰:۵۹ ق.ظ | پاسخ

    فرماندهان و سپاهیان زمان امام کجا و این تازه به دوران رسیده های دنیا طلب که مشخصه بارزشان ظلم ،جنایت ، شکنجه ، دزدی و قاچاق است کجا ؟

    شهید همت، شهید باکری و شهدای سپاه و بسیج در زمان جنگ کجا و بسیجیان دنیا زده که بخاطر قبولی در کنکور و یافتن کار و کسب و در آمد مقابل مردم خود می ایستندکجا ؟!

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۱۱:۲۳ ق.ظ | پاسخ

    خداوند شما خواهر بسیار عزیز و آقای نوریزاده را که درد دل مردم رنجدیده و و ظلم کشیده که به زیبا ئی و از درون دل مان می نویسید از جمیع بلاها حفظ کند .که مردم امیدشان اول به خدا و بعد به شما زیبا قلمان است. خیر ببینید . انشاالله

    فاطمه

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۱۱:۳۰ ق.ظ | پاسخ

    زمانی که نامه شما را می خواندم احساس غرور به من دست داد که ایرانی هستم و میتوانم بگویم در کشور من شیر زنانی فاطمه گونه می باشند که چنین شجاع و محکم قلم را روی کاغذ می اورد و پایه های موریانه خورده کاخ ولی وفقیه را می لرزلند .درود بر شما

    i

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۱۲:۱۰ ب.ظ | پاسخ

    نامه به کی؟

    ماهستیم

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۱۲:۱۱ ب.ظ | پاسخ

    سربلند باشی شیر زن
    ماهستیم

    علی

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۱۲:۱۳ ب.ظ | پاسخ

    با درود بر همه شهدا و ازادگان .انها که رفتند کاری حسینی کردند و انها که ماندند باید کاری زینبی کنند و گر نه یزیدی اند

    سبز

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۱۲:۲۱ ب.ظ | پاسخ

    با سلام خدمت بانو گرامی
    ما در این دنیا چی می توانیم بگیم وقتی یک کارگر که پانزده ماه حقوق نگرفته و جلوی زن وبچه اش سرش خم هست و لقب ارازل اوباش می دن چی میشه گفت مشکلات ما خیلی بیش تر از اینهاست که با نامه نگاری بشه بیان کرد خداوند به ما صبر بده

    محمد سپاهی سابق و برادر شهید

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۱۲:۳۷ ب.ظ | پاسخ

    داستان هم سن های من و نوری زاد و خانم همت و همه شرکت کنند گان و بر پا کندگان انقلاب .همان ضرب المثل معروف است .که چه فکر می کردیم چه شد !ما فکر می کردیم که شاه مستبد و ظالم و ضد ازادی و ساواک شکنجه گر و سرکوب گر و پلیس تا دندان مسلح او را اگر نابود کنیم یک جامعه ارمانی اسلامی درست می کنیم که بیشتر تئورسین های انقلاب مانند شریعتی و مطهری و طالقانی و بهشتی و بازرگان ها و… برای جوانان ان زمان مانند ما درست کرده بودند جامعه ای که هیچکس در گفتن عقیده اش لکنت زبان نداشته باشد اما امروز استبداد و تحجر چنان جامعه و کشور را به
    انحراف کشانده که شکنجه سر کوب و عوام فریبی و کیش شخصیت درست کردن و دروغ بزرگ نمائی وهدف وسیله را توجیه کردن .. صدها بار از زمان شاه بد تر شده است و کار به جائی رسیده که بسیاری از مردم در مقام مقایسه به شاه خدا پدر بیا مرزی می دهند امروز هم ان اندیشه تئورسین های اول انقلاب که نام بردم سر کج کرده از تاریک خانه مصباح ها جنتی و احمد خاتمی و اعلم الهدی های بی سواد و متحجر و واپسگرا و چند فر مانده رانت خور و چاپلوس و کیش شخصیت ساز سپاه و بسیج و.. در اورده است نتیجه هم درست بر خلاف زمان اول انقلاب جوان ها همه کشور وانقلاب و اسلام را به عطایش بخشیده و به غرب فرار می کنند و یا ارزوی فرار از این کشور ماتم زده و غم زده و بی سر انجام و سر کوب گر هستند .کار به جائی رسیده
    که فر زندان خود مسئولین هم به بهانه های مختلف با پول های باد اورده پدرانشان از کشور در حال فرار و گرفتن گرین کارت از همان کشور هائی که پدرانشان به انها از تلوزیون جهل از صبح تا شب نا سزا میگویند هستند اکنون از سر بی خردی این جماعت کشور در محاصره نظامی اقتصادی سیاسی
    و خو ابیدن پروزه های ملی یکی پس از دیگری هستیم و میرویم تا بدون شک به سر نوشت عراق یا لیبی یا افغانستان و اسد و.. گرفتار شویم

    سبزه قبا

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۱۲:۴۳ ب.ظ | پاسخ

    درود بر تمام قلم به دستان این مرز و بوم که جوهر قلمشان چون گلوله های سلاح شهیدانی همچون همت و باکری بر قلب دشمنان دین و دنیای مردم ایران فرو میرود و درود به تمام کسانی که قلمی به دست نمیگیرند اما دلشان از این همه ظلم و ستم به درد آمده اما بر قلم به دستان دعا میکنند.
    و درود به تمام بانوان غیور این مرز و بوم که در طول تاریخ، طلایه داران مبارزات ضد ستم در ایران بوده و هستند

    ما هستیم( یک لرسبز)

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۱:۲۱ ب.ظ | پاسخ

    درود خدا بر شیر زنانی چون همسر شهید باکری و همسر شهید همت که خیل مردان باید غیرت رااز آنان بیاموزند
    بهشت ماوایتان باد

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۱:۴۷ ب.ظ | پاسخ

    بلاخره یک نفر و آنهم بانوی شجاعی مانند فاطمه امیرانی به صدای هل من ناصر “حر” در میان رزم پاسخ گفت.

    حسن

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۱:۵۰ ب.ظ | پاسخ

    با درود به روح پر فتوح بسیجیان واقعی همت و باکری و همسران فداکارشان
    نوریزاد عزیز نامه به چه کسی بنویسند مگر تو برادر گرامیمان حرفها را نزده اید؟
    برادر جان در خانه اگر کس است یک حرف بس است
    افسوس که در خانه ما آن کس نیست که نیست

    مریم

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۲:۰۰ ب.ظ | پاسخ

    ان الله مع صابرین

    کشاورز

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۲:۰۱ ب.ظ | پاسخ

    خیلی از حقایق به برکت این رسانه های کفار روشن شده است مردم آگاه شده اند اما خیلی از ما ها نمیدانیمن چه باید بکنیم اگر اصلاحاطلبان شجاعت داشته باشند باید توبه نامه بنویسند و در این سی سال که به کمک ظالم(هرکدام) به دیگران ظلم کرده اند به مردم بگویند تا شاید خدا و مردم آنها را بپذیرند سرکار خانم امیرانی از اول انقلاب به انحنا مختلف بدست حکومت به مردم ظلم شده است حتی به شما و امروز باید همه این ظلمها به جوانان گفته شود تاشاید راه آینده را روشنتر بیابند

    دادخواه

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۲:۱۸ ب.ظ | پاسخ

    سلام ودرود برشیر زنی که به حق لایق همسری سردار واقعی اسلام، شهید بزرگوار باکری بود ،من بسیجی زمان جنگ با آن روحیه ای که از آن دلیر مرد صحنه های عشق وشجاعت وتقوا سراغ دارم مطمئنم که او در آن بالا ایستاده ونظاره گر شماست که چه زیبا با دلیری ،مردانگی جوانمردی از حق وحقیقت دفاع میکنید! وآنگاه سر بلند میکند وخدا را شکر گفته و نزد ملائک بر خود میبالد !! کاش یک جو غیرتی که در وجود توست در ما مردان هم بود کاش سردارانی چون رحیم صفوی! فیروزآبادی! اسدی! رودکی! و دهها گردن کلفت دیگر به خود آمده وکمی تنها کمی خجالت می کشیدند کاش…

    سید

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۲:۵۸ ب.ظ | پاسخ

    بسیجی واقعی همت بود و باکری

    ترانه سبز

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۳:۳۱ ب.ظ | پاسخ

    عنوان نامه خطاب به رهبر نبود. ولی متنش به قدر کافی گویا بود.
    درود بر زنان نجیب و فهیم ایران

    معلم

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۵:۱۵ ب.ظ | پاسخ

    ما باانکه حتی با کج اندیشی مان ان زمان اول انقلاب هم موی باکری هارا سفیدکردیم ولی باکری باانتخاب راه درست به انجا رسید که بایدمی رسید واوروی مارا سفید وبانوشتن ان وصیت نامه تاریخی ثابت کردکه فرق او با بقیه و…..چیست ان وصیت نامه درتاریخ به به افتخار وبه عنوان یکی ازسندهای افتخارامیز ثبت خواهدشدواگرباکری ها با خانمی غیرازاین خواهرمان ازدواج می کردند کارباکری ها بدون پاسداری زینب گونه به فراموشی سپرده می شد شما دربین ملت نفوذکلام دارید وبه همان نسبت نیز مسئولیت سکوت جایزنیست مملکت دارد ازدست می رود هوار هوار هوار کشورداردازدست می رود مسلمانان ازادگان فریادی کمکی و……

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۶:۰۱ ب.ظ | پاسخ

    آن ترشی و آن خمره با حال بود

    یکی از همسران شهدا

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۶:۰۹ ب.ظ | پاسخ

    در زمان انتخابات تعداد زیادی از همسران شهدا در ستاد میر حسین بودند/ در ستاد مرکزی نیز تعدادی از همسران شهدای مطرح سخنرانان ستاد میرحسن بودند که به سراسر کشور اعزام می شدند از جمله خانم چهل امیرانی/ یک روز من با ایشان تماس گرفتم و گفتم به منطقه ما (غرب مازندران بیایید و سخنرانی کنید اما ایشان در ارومیه بودند و نتوانستند بعد از انتخابات و پس از سلام و صلوات هایی که جناب رهبر برای احمدی نژاد فرستاد و ایشان بر تخت استبداد نشاند من با ایشان تماس گرفتم و گفتم چه کارکنیم با این گندی که به کشور زده شد؟ ایشان با عصبانیت به من گفتند بروید به رهبر بگویید که از این پس من نیز ضد ولایت فقیه شده ام / و من فهمیدم که ایشان دلاوری هستند دلاورتر از همسرشان شهید باکری . زیرا در جایی ولایت فقیه را خدای روی زمین معرفی کرده بودند و قبا و عبای او مقدس شد آیا می توان چنین حرفی را به زبان آورد/ و او به من فهماند که اگر ولایت فقیه این است ما این ولایت فقیه را نخواستیم

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۶:۲۲ ب.ظ | پاسخ

    بادرود بر بانوی زینب گونه ملت بزرگ ایران که همسرش فخر شهدای خیبر سرزمین ایران نفس کلا م هایش هر بدن بی روح را جان میبخشد وهر انسانی را به یاد خدا وپیغمبر خدا میاندازد ودرون هر مستبدی را از فریاد یک ملت در جانش فرو مینشاند جانباز نخاعی بهمن ت در ازاد سازی خرمشهر

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۶:۴۰ ب.ظ | پاسخ

    دمت گرم،زنده باشی،

    ماریا

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۶:۵۸ ب.ظ | پاسخ

    سلام بر بانوی سبز و سلام بر میرحسینی که با تمام وجود دوستش دارم

    اذربایجان

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۷:۰۰ ب.ظ | پاسخ

    سلام ودرود ورحمت خدا بر شهیدان عزیز باکری وهمت

    رسول

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۷:۰۷ ب.ظ | پاسخ

    بدرود خانم باکری عزیز ماشمارا فرشتگان زمین و یادگار شهیدباکری میدانیم چه باک یاوه های خناسان را.

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ ۷:۵۱ ب.ظ | پاسخ

    درودبراین شیرزن خداحفظش کند /

     
  40. آفرین به غیرت این شیر زن همسر شیر مرد . قابل توجه ////// ترسو و نون به نرخ روز خور ولی بسیار بسیار با ایمان و با خدا.جمع کنید بساط کاسبی احمقانه تون رو . حیف اسلام که شما مبلغش هستید.

     
  41. حقا که همسر آن سرداری شیر زن ترا و قلمت را می ستاییم.

     
  42. قسمتي از نامه اي براي معلمان دنيا 
    شما به فرزندانتان چه مي آموزيد   من به فرزندان مردمم خواهم اموخت كه عزيزان حق را با نشانه هاي ان بشناسيد واز ان براي كسي لباسي ندوزيد وآن را هي تنگ وكوتاه نكنيد براي شخصي .فرزندانم به سكه هاي مكر وفريب دل نبنديد زير در پس اهنگ اين سكه ها آه واشك وناله ي يتيمان وبيوه زنان وسوخته دلان نهفته است واگر اين سكه را به سرنوشت خويش دعوت كرديد آن ناله ها واشكهارا هم دعوت كرده ايد واگر بركتي در آن بود قارون را با خود به اعماق رمين فرو نمي برد . فرزندانم با مردمان جهان صداقت هايتان را ادب وامانتداري راي تقسيم كنيد كه سرمايه اي جاودان است وابروي نسل ملتي فرهنگي را وارث پس ميراث خود را پاسداري كنيد تاپدران در آن دنيا نيز به وجود شما ببالند . فرزندانم بهترين سلاح جهان زبان خوش وبيان شيرين خواهد بود هيچ سلاحي به اين خوبي خدا نيافريده است به احترام خلقت ان هرگز كلمه زشتي به كارنبريد  اين حداقل شكر گذاري است براي خالق جهان زيبايي ها  فرزندانم در گلدان صداقت يك بوته ي دروغ نكاريد زيرا مانند پيچك به دور صداقت مي پيچد وان را خفه مي كند ومراقب باشيد كه به بوته ي صداقت هم بايد اب بدهيد ومراقبت كنيد تا زيبا بماند مانند يك باغبان ان را به موقع حرس كنيد ومنتظر ميوه صداقت باشيد ولي تنهايي ان را نخوريد با ديگران قسمت كنيد تا طعم شيرين ان در دل دوستانتان هم بنشيند  راستي شما به فرزندانتان بعداز عمري صداقت چه مي آموزيد 

     
  43. مگه ///// شعورم داره اينا رو بفهمه؟دريغ از سر سوزني!!

     
  44. شاه بیت این مطلب که به ما گوشزد می کند که تند نرویم و عقلانی و مسوولانه تصمیم بگیریم: من گرچه سخت معترضم اما خواستار انقلابی دیگر نیستم. همان یک انقلابی که ما مرتکب شدیم برای هفت نسلمان بس است. ما خواستار اصلاح و تغییر هستیم. اصلاحاتی اساسی و تغییراتی بنیادین. ما هنوز امیدواریم عقلانیتی بکار آید و آنان که از مردم روی گردانده اند، به سمت مردم رو بگردانند.

     
  45. مردي خانه دار!

    سلام
    چند سالي ميشه خانه دار شديم يعني بدبخت شديم يعني اصلا زن نداريم که مثل اون خانه دار بشيم اينا (…) خانه دارمون کردن! امروز تو خيابون ديدم مردم جلو بانک براي خريد سکه چه تلاشي که نمي کنندو از دلار فروشهاي سر محل هم خبري نبود به نظر ميرسيد دلار هم در شهر ناياب شده. يادم افتاد با اين همه تحريم اونها که هنوز مثل ما خانه دار نشدند! و مختصر پس اندازي دارند به فکر خريد دلار و سکه افتادند که وقتي ريال مثل الان ديگه ارزشي نداره حداقل پولي در بساطشان در آينده باشه اما ما که خانه دار شديم چي کار کرديم هيچي مختصر پس اندازي رو که داشتيم گذاشتيم تو بانک سه نقظه (کار سانسور چي رو راحت کردم) و گفتند سودش را علي الحساب فلان قدر هم بهت مي ديم. هر چند پول قابل داري نبود ولي مشعوف شديم که سر سال هم يه علي الحسابي علاوه بر چندر قاز سود ماهيانه رقمي ته جيبمان مي ماند سالها گذشت و از علي الحساب ساليانه خبري نبود. به رئيس آنجا به اسم آقاي چيز سه نقطه مراجعه کرديم اول از ترسش چيز شد و قول داد و گفت يه جا يه پول قلمبه با ديرکرد بهتون مي ديم و ما بسيار خوشحالتر شديم اما بعد ديديم اينجا اونقدر چيز به چيز است که باز سر کارمون گذاشتند. به بازرسي و ديوان محاسبات سري زديم و به آقاي چيز گفتيم آقاي چيز اينا اينجوري کردن و مي گن ما چون بدون ربا کار مي کنيم سر سال هم يه پولي اضافه بهتون مي ديم و آقاي ديوان محاسبات گفتند ما فقط با چيزهاي دولتي طرف هستيم و چون بانک چيز دولتي است مي دهيم چيزش کنند و ما حوشحال شديم!!! 2 ماه بعد ديديم نه فقط بانک چيز را چيز نکردند بلکه ما را چيز کردند و گفتند بما سود بيشتري دادند وبايد از ما پول کم کنند.
    نتيجه گيري احلاقي: داستان بالا کاملا واقعي است و تصور نکنيد چون به طنز آمده دروغ است. ما که خيري نديديم ولي اميدواريم آنها که پولش را داشتند و دلار و سکه خريدند و به اين بانکها اعتماد نکردند جاي مطمئني براي نگهداري اونها غير از بانکهاي فعلي در نظر بگيرند!

     
  46. خواهرگرامی باحودمان صادق باشیم این مصیبت مال این زما ن نیست این مذهب نه دین ساخته وپرداخته اخوندهای جبل عامل هست تورا به خدا زودقضاوت نکنید تاریخ رابدون تعصب مرورکنید ازمجلسی تاشیخ فضل الله خلخالی ///// تامصباح وووو انهابراساس شیعه عمل میکنند من ازعاشورای 88مطالعه کرذم وباین نتیجه ر سیدم تورابخداقضاوت نکنیدمن جوان نیستم بالای 60 سال دارم راست گفتی مامرتکب انقلاب شدیم بزیان اسلام محمدی بهوطن بخت برگشته واینده ایران

     
  47. درود بر زنان شجاع که نشان میدهند که زنان می توانند با الگو گیری از عمه سادات  زینب کبری به رسوایی اقدام نمایند

     
  48. salam bar sangar saze be sangar agar che motaley maghomeat aseman tofany delam ra tofanytar kardayandeh roshan ast labkhand bezan delavar

     
  49. این اونی نبود که ما میخواستیم! 
    توقع زیادی هم نمیشه داشت. 
    بازم به حمیت خانم امیرانی 
    ممممممممممممممممممممرررررررررررررررررررددددددددددد نبوووووووووووود؟!

     
  50. سایت دکتر نوری زاد محل مناسبی است که اگر بر همسر شهید بزرگوار همت ظلمی رفته است ،از خود دفاع نماید.

     
  51. من اپتدا به این خواهر گرانقدر و روح بلند باکری ها از علی تا حمید درود میفرستم و از انجایی که تصمیم و عقیده باید در کمال ازادی باشد این بانوی بزرگوار انچه گفته است همان نه به اصل ولایت فقیه و افشای مجموعه باندهای اطراف ان بوده اما به گونه ای دیگر و فکر میکنم برادر گرامی اقای نوریزاد متوجه نظر این بزرگوار شده باشد که خمره حکومت انقدر فاسد شده که برهمگان اشکار است و نیازی به نوشتن نامه نیست و کارش از ان گذشته.احسنت بر تو معلم حسابگر و معلم اخلاق.

     
  52. فقط گره میکنم!

     
  53. نوری زاد عزیز درود بر شمانمی دانم آیا این خبر را شنیده اید یا نه؟ دولت خدمتگذار! با کمک دلالان و واسطه های خود در بازار ارز و سکه، عملاً دست در جیب مردم فرو برده و مشغول خالی کردن آن است. این را اغلب کارشناسان اقتصادی غیر وابسته به دولت که از دور دستی بر آتش دارند کاملاً احساس کرده اند. میلیارد میلیارد تومان از نوساناتی که خود بانک مرکزی عامل اصلی بوجود آمدن آن است، به جیب حضرات سرازیر شده است. ملت بینوا هم از ترس اینکه هزار تومان امروزشان فردا به نصف تقلیل نیابد، بی خبر  و مستأصل، هیزم در آتش این آشفته بازارمی ریزند. کیست که جلوی این کلاه برداری های عظیم را بگیرد؟ رهبر گرامی شما که روزی تمام قد در برابر همه ی منتقدین احمدی نژاد ایستاد و از او دفاع کرد، کجاست تا پاسخگوی این همه دزدی و کثافت کاری وی و دار و دسته اش باشد؟بدرود  

     
  54. دست . فکر و قلم هر دوتان پاینده باد که ایرانی آباد و آزاد را برای ایرانیان می خواهید.

     
  55. باسلام ،
    رنجنامهء خانم باکری بسیار مرا تحت تآثیر قرار داد. من بنوبهء خود از ایشان برای انجام این عمل شایسته قدردانی میکنم. با وجود مشغلهء کاری و گرفتاریهای روزانه ای که دارند ولی جناب نوری زاد را در این نهضت بیداری و پایداری تنها نگذاشتند. واقعیت این است که زنان در عرصهء سیاست و اخلاق بی نظیرند. مؤید باشید.

     
  56. درود بر شیر مردان و شیرزنان ایرانی که زندگی خوش را فدای فریاد آزادیخواهی برای مردم کردند

     
  57. آقای نوری زاد در قسمت نظرات باکس ایمیل نوشته اید که نمایش داده نخواهد شد ولی مثلا من الان آدرس ایمیل آخرین نفر که کامنت نوشته میبینم!!

     
  58. طاقت بيار ، طاقت بيار ، تو اين روزاي انتظار
    طاقت بيار ، طاقت بيار ، تو سرديه شباي تار
    طاقت بيار و قلبت رو به دست تنهائي نده
    فانوس چشمات رو ببند ، به اين شبهاي غم زده
    روزهاي خوب رو جا نذار ، تو سختيهاي روزگار
    زمزمه رسيدنت ، پشت سكوت جاده ها
    چند تا قدم مونده فقط به خاطر خدا بيا
    خسته اي كوله بارت رو ، رو شونه هاي ما بذار
    راه زيادي اومديم طاقت بيار طاقت بيار
    نگو شكستي ، نگو بريدي ، منم مثل تو دلم گرفته
    بايد بمونيم ، طاقت بياريم ، تو روزگاري كه غم گرفته

     
  59. اولین باری بود که من نوشته ای از ایشان را می خواندم. و چه احساسی از آزادی در این نوشتار موج می زند و عبور، عبور از میدان مینی که به دور انسانیت مان کشیده اند. اینکه هر یک از ما از همان زاویه تخصص خود و دریچه فهم و ادراک مخصوص به خودمان اصول این نظام تک صدایی تک فهمی منجمد را نقد نمائیم. و این یعنی بارش افکار. بارشی که نه از جنس اسید است اما، بیشتر می سوزاند و البته، می سازد. انسانی را که در قید و بند هیچ مرام و مسلکی نمی گنجد.

     
  60. ازیه بازمانده مجروح جنگ به رهبر ایران
    سلام آقا
    یادمه خودتون تو یه جلسه سالها پیش تاکید داشتین، مستمعین به مجلس عرفا واولیاء، اونم نه اونایی که دکان زده اند، بل ازنوع حقیقیش برن ،خوب یکی از اونا، مرحوم دولابی بود که میگفت: سلام باید از بزرگتر به کوچکتر باشه ،چون سلام ،یعنی از من به شما شروبدی نمی رسه ،فقط خیر میرسه،وچون کوچکتر نمیتونه به بزرگترشر برسونه، پس این بزرگتره که باید به کوچکتر سلام کنه،وبعد زد به صحرای کربلا که بعد شهادت سیدالشهدا بچه های حسین واهل بیت، به سپاهیان یزید که بزرگتر بودن ،از ترس میگفتند سلام یا شیخ، سلام آقا!فقط این جور جاها باید کوچکتر سلام کنه،راستی مگه اسلام نگفته جزو کسانی که مردم بخاطرترس بهشون احترام میکنن نباشیم؟؟مگه خودتون به مهاجرانی نگفتید :حکومت باید در دلها هیبت!(بجای محبت) ایجاد کنه ووقتی سوال کرد که منظورتون همون رعبه!!تایید کردین؟مگه با برخوردهایی که با کسانی که شما را مخاطب قرار داده وانتقاد کردند،راستی ودرستی همین روایت تلخو نشون نمیده؟مگه نامه های زیدابادی وسحرغیزحمزه کرمی ومومنی وتاج زاده وسروش وخیلی عزیزای دیگه نشون نداده چه بر سراوناییکه سری نترس دارن میاد؟وقتی نامه اول نوریزادو میخوندم، پس از مرور چند خط اول وشدت احترام وتعاریف ازشماو با تعجب از انتشار اون در سایتهای منتقد،نامه را دلیت نموده ،اماوقتی پس از چند روز شنیدم، بخاطر همون نامه بازداشت شده ،دوباره نامه را دانلودنموده وخوندم ،خوب وقتی همه اینا را کنار هم میذارم، بصیرتم میگه چی؟میگه بگم سلام آقا!،سلام وصد سلام آقا!واین در حالیه که بازم از ذکر مشخصاتم میترسم؟!
    شمابگین این معنی ولایته ؟علی اینجوری حکومت میکرد یا یزید؟منظورراه وروشوومشی حکومته نه مشابهت شخصیتی؟همین که حکومت علی این هیبت ورعبوتو دلها ننداخته بود،نادرستی این راهو نشون نمیده؟اگه حکومت علی رعب داشت، اونهمه توی مسجد وهمه جا، مخالفاش باش بحث وجدل میکردن؟ کسی جرات داشت درست موقع پیروزی مولا رو مجبور کنه ،پیشنهاد دروغین صلح معاویه رو بپذیره؟یه یهودی جرات میکرد ازش شکایت کنه ؟وقاضی جرات میکرد حکم برعلیه مولا بده؟؟ نه آقا ،نادرستی وغلط بودن حکومت با رعب وهیبت اونقدر برام عین الیقینه که با هیچ منطقی خلافشو نمیتونم بپذیرم،ولی دوست داشتم شما پاسخ میدادین!مگه الان موسوی خویینیها تو سایتش همین کارو نمیکنه؟ فکر میکنین نسبت به قبل این اقدام، احترام وهواداراش کمتر شدن یا بیشتر؟اگه شما با یه نامه بتونید جوابی مستدل ومنطقی ومحکم به همه نامه های نوریزاد بدین بهتره یا با این برخوردهایی که ماموراتون باهاش میکنن وبا هیچ مرام دینی که هیچ، با هیچ مرام انسانیم سازگار نیست؟مگه قرآن نمیگه سخنان مختلفو بشنویم وبهترینشو پیروی کنیم؟؟خوب سخن نوریزادوبقیه منتقدینتونوشنیدیم، چرا جوابشونو نمیدی تا بطلان نظر اونا را بفهمیم ودرستی حرفای شمارو؟
    مرحوم دولابی میگفت یه روز یکی به پیامبر خبر دادتو یه چادری زن ومردی در حال گناهن،پیامبر به علی گفت :علی جان برو ببین چه خبره،علی رفت ودستشو روی چادر گذاشت وچشماشو روی پشت دستش،بعد برگشت ،پیامبر گفت چی دیدی؟علی گفت :من چیزی ندیدم!!!حالا این روایتو بذار کنار کارای از جنایت بدتری که مامورات با نوری زاد وخیلی های دیگر میکنن وبعد بگو کجای این نحوه حکومت با حکومت مولا میخونه؟؟
    خودتون در دوران اصلاحات گفتین ادعای ما اینه که روز به روز به سیستم حکومت علی نزدیکتر بشیم،حالا خودتون بگین نزدیکتر شدین یا دورتر؟؟
    الان تومحرمیم اگه دنبال کل یوم وکل عرضیم،مگه نباید به تفاوتهای حکومت علی ویزیدومعاویه نگاه کنیم واوناروالگویی برای شناسایی حکومت حق وباطل وحمایت ومخالفت با اونا قرار بدیم؟؟مگه حکومت یزید روز عاشورا جلوی صحبت حسینونگرفت ؟مگه به حسین نمیگفت فتنه جووفتنه طلب ؟مگه نمیگفتن حسین برعلیه حکومت دینی خروج (قیام )کرده ؟مگه برا همین بهش نمیگفتن خارجی؟مگه حکومت یزید مخالفاشوزندانی نمیکرد ؟مگه مختارومسلم وهانیو زندانی نکرد؟مگه بازرو زور وتزویر دعوت کننده های حسینو به دشمناش تبدیل نکرد؟مگه مامورای یزید به زنان وبچه ها حمله نکردن؟مگه مامورای یزیدزنهارو نمی زدن؟مگه توکوفه وشام جشن وشوی پیروزی برحسینو نگرفتن؟حالا روبرو،مگه علی حقوق یه مخالفشو قطع کرد؟مگه علی جواب هر انتقادوحرفو با حرف نداد؟مگه علی جنگی بود که شروع کننده ش باشه؟مگه علی نبود برا رعایت یه نکته اخلاقی کوچک ندیدن لختی عمروعاص پیروزی جنگ صفینو با شکست وبه تبعش حفظ نظامشم به خطرانداختو خودشم به شهادت رسید؟اگه علی اون نکته اخلاقیو رعایت نکرده بودوعمروعاصو میکشت پیروز نمیشد؟اگه تو صفین پیروز میشدحمیتی وخوارجی پیدامیشد؟اگه پیروز میشد نظامش حفظ نمیشد؟مگه بعد صفین اومد اونایی رو که مجبورش کردن حکمیتو بپذیره دستگیر وزندانی کنه؟مگه فرمانداری که براکوفه انتخاب کردمردم کوفه ردش نکردن؟با اون مردم برخوردی کرد؟مگه براربودن یه خلخال از یه یهودی مرگو سزاوار ندونست؟حالا خودت بگو قتلای زنجیره ای،بنیاد نبوتها،اختلاسای 123و3000000000میلیاردی وصدها اختلاس دیگه،قتل تو زندانا،شکنجه ها،سر تو توالت کردنا!! ، سر تو توالت کردنا!! تو زندونا،سرکوب شدید وغیر انسانی مردم بی سلاح بی سلاح مخصوصا زنها،سانسوروفیلتروعدم اجازه برای روزنامه منتقد وحضورمنتقدین در صداوسیما وهزارون کار خلاف دین وانسانیت دیگه مطابق کدوم روشه؟نه خداییشو بگو؟؟مطابق مشی علیه یا مطابق مشی یزید ومعاویه؟؟
    پس آقا تا دیرنشده خودت یه کاری بکن الان خوندم رهبر دیکتاتور کره شمالیم رفت اون دنیا،یه نیگا به شاه ایرانووصدام وقذافیووهم مسلکاشون بکن یه نیگا به علی ،مهم اون دنیاته وتاریخ انسانیت که چه تصمیمی بگیری!!فکرکن!شاید الان با استفاده از ابزارات مردمو فتنه جوومیکربوبیمار بدونی وبخونی اما تاریخ موقعی که قانون خدا جاری شد معلوم میکنه داستان چی بوده وکی حق بوده ،حسینوبعد شهادتش قاتلاش میرفتن از پرده کعبه آویزون میشدن که چی؟؟که خدایا با کشتن حسین شرفمونو بهت ثابت کردیم!!!یا نعل اسبایی که باش بدن مبارک رو وسایر شهدا رومورد جسارت قرار داده بودنوبه عنوان نعلهای تبرک میفروختن وتازه تقلبیشم درست میکردن ومیفروختن!!!اما تاریخ ثابت کرد کی حق بود کی باطل!
    آیا اگه همین الان موسوی وکروبیوبیاری تو تلویزیون خودتم بشینی روبرشون وبگی جرم واشتباهشون چی بوده واونا هم جوابی منطقی نتونن بهت بدن بهتره یا روش غیر شرعی وغیرقانونی وغیرانسانی الان؟؟
    آقا من از ابن ملجم آموختم دست به خون کسی که فکر میکنم اشتباه میکنه آغشته نکنم!وبر همین اساس حرفامو بهت زدم پس تو هم از علی بیاموز که حتی با معاویه وعمروعاص هم نامه نگاری میکردوجواب منتقداتو بده واونا ومنووهمه را از اشتباه بیرون بیاورواز این روش حکومتتو حفظ کن.
    بجنب تادیرنشده آقا!!

     
  61. خواهر بزرگوارم

    ,گاه حرفی برای گفتن نیست و یا هست و زبان موجود ِ بی مصرفی میشود برای بیان. صبر و فریاد زینبی شماست که ما به ظاهر مردان را خجل میکند. شما عملدار این روزهای نهضت سبز این روزهای حسینید و ما سربازان شما

     
  62. زیبا بود ولی همسر شهید باکری چرا کسی از دوران سیاه ده60 حرف نمیزنه چرا بعضی ها نمیان بگن که ده 60 کشتار انجام شده چرا فقط باید به رهبر نامه نوشت یک بار فقط یک بار برای خودتون و ماها ما نسل ده 60 که نسل سوخته هستیم نامه بنویسید و از روزهای سیاه ده 60 و کشتار اون زمان برامون بگید تا به صداقتون ایمان بیاریم بیایید بگید که به آیت الله شریعتمداری ظلم شده بیایید بگید ده 60ده اعدام بوده بدون قضوات

     
  63. احسنت بر تو شیر زن، خدا پشت و پناهتان.

     
  64. خانم فاطمه امیرانی 
    شما همسرتون را برای دفاع از ناموس ما دادید . حالا هم که دیدید مردی باقی نمانده خودتان وارد کارزار شدید . من دلم روشنه . نوری زاد مرد بزرگیه حتما موفق میشویم . نوری زاد آزمون سختی برای مخاطابناش قرار داده . نمیخواهیم فردای پیروزی ترسو ها و بزدلان دوباره ظاهر شوند

     
  65. آشکار است که دیگران نیز نامه نمی نویسند . باز به این مردم که دست به قلم می برند و دوستان شما بنویسید به جای یکی دوتا بنویسید شما به جای همسر شهید باکری بنویسید.

     
  66. Ba salam,
    Jenabe Noorizad, bedun ke tanha nisti va aatishe zire khakestar ro roshan negah dashti. Be vaghtesh favaran mikone inshallah.

     
  67. خواهر گرامی ام بزرگ بانوی روشن اندیش ؛ شما مردانگی وآزادگی را نه به دانش آموزان خردسال خود که به علم کشان محله دین که خود را نایب التولیه اسلام می دانند واز ترس جان در حجره های کاخ نمای خزیده اند آموخته اید . براستی که از روی شما شرمنده ایم.

     
  68. من زنم............خواهرت بدان مرا

    هنوز این ماییم مردمان فراموشکار حادثه سازان بزرگ….مردمان خسته از دویدن های بی حاصل…..دلمان شجاعت میخواهد برای فریاد ……………………بانو برای نسل من دعا کن…………………….خوبیها را خوب ببینیم و اگر بدی دیدیم برای اصلاحش آماده………………دعا کن شرمنده ایران وایرانی نباشیم

     
  69. گویا در این کشور یک مرد هست آن هم فاطمه امیرانی است

     
  70. پروردگارم را عاجزانه شاكرم كه شجاعت و انسانيت و آزادگي دركشورم نمرده است،زيرا هنوز هستند از تبار نيكان كه ابوذر وار نداي حق سر ميدهند.

     
  71. شهروند اسلامخواه

    دریکی از سایت های متعلق به سپاه، نویسنده ای پانزده پرسش از محمد نوری زاد کرده است. این نوشته که با الفاظ زشت همراه است، مورد توجه دوستی قرار گرفته که درنوشته ی زیر خواسته اند نه از جانب آقای نوری زاد که از ناحیه ی خودشان به آن پانزده پرسش پاسخ بگویند. آنچه در زیر مطالعه می فرمایید نظر و عقیده ی شخص نویسنده ی این مطلب است و نه پاسخ های آقای نوری زاد. تا آنجا که ما متوجه شده ایم آقای نوری زاد بناندارند به اینگونه زرد نویسی ها توجه کنند(پشتیبانی سایت محمد نوری زاد)

    به نام خدا
    یستمعون القول فیتبعون احسنه
    سلام و درود به آقا و یا خانم م.د و تمامی عزیزانی که خود را مسلمانی رهیافته و شیعه ولایی و… خاص دانسته و با این اتکاء به خود اجازه می دهند، شروط اخلاق و مفاد اصیل دین حنیف اسلام را لوس و بی معنا کنند.
    اینجانب نه آقای نوری زاد را می شناسم و نه فرد محترمی را که دوست سابق و پرسش کننده کنونی ایشان است.
    البته لازم به یاد آوری است که اینجانب تنها از خود پرسیدم که اگر این سوال ها از من به عنوان یک شهروند اسلامخواه ایرانی می شد، چه پاسخ منطقی و قابل فهم عمومی می توانستم به سوال کننده محترم که به نظر می رسد دلسوزانه تا این اندازه خشمگین از پرسش شخصی از رهبر معظم انقلاب شده اند، بدهم .
    با این نگرش و با بینش اندک خود نسبت به وقایع 33 ساله انقلاب اسلامی ایران و جهان، نکاتی به شرح زیر به نظر رسید که بدور از هر گونه شجاعت مد نظر سوال کننده محترم تقدیم می گردد. امید که شاید برخی از آن نکات مهم، پاسخی مناسب برای 15 سوال مطرح شده این عزیز باشد./ انشاالله
    البته حق پاسخ آقای نوری زاد و اثبات شجاعت و یا عدم شجاعت ابشان در پاسخگویی در جای خود محفوظ و محترم باید باشد.

    1- اسلام مساوی است با دین الله و این دین همان دین کاملی است که اساس آن را حضرت ابراهیم علیه السلام بر مبنای ایمان و تسلیم به خدای یکتا و با تحقیق و پژوهش فردی در اصول دین(توحید، معاد، نبوت، عدالت و امامت) بنا نهاد و فرزندان عادل و خلف ایشان در دو شاخه جمالی و کمالی یکی تا عیسی علیه السلام و دیگری تا محمد صل الله علیه و آله شریعت این دین حنیف(پاک) را به خاتمیت و اتمام اخلاقی رسانیدند.
    – حکومت دینی بر مردم به آن مفهومی که حاکمان مادی(حاکمان اقتصادی، سیاسی و نظامی) در نظر دارند، هیچ مفهوم الهی ندارد، و لذا امام خمینی رحمت الله علیه فرمودند “جمهموری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه کلمه کمتر ” و این یعنی هر کس که فکر حاکمیتی در این خصوص دارد می بایست به اصلاح دیدگاه خود و ارتقاء بینش اسلامی خود بپردازد.
    – و اما ولایت فقیه، به هیچوجه نقش یک حاکم را ندارد بلکه تا زمانی که ارکان جمهوریت(مردمی) نظام او را قبول دارد، امر رهبری و ولایت و فقاهت مطلق او مورد پذیرش جامعه اسلام خواه می باشد.
    2- امام خمینی رهبر و فقیهی عالم و در حد خود عادل بودند، که هیچگاه فکر حکومت بر مسلمانان جهان را نداشته و نه تنها هیچگاه برای موروثی کردن ولایت مطلقه فقیه در خانواده خود اقدام نفرمودند بلکه هر کس این پیشنهاد را به ایشان مطرح کرد بشدت با آن برخورد قاطع و مطلق نمودند. امام خمینی هیچگاه مصلحت و چشم پوشی در تخلفات آشکار و انحرافات صریح از اصول نظام و دین مبین اسلام را جایز نشمردند و در وصیتنامه خود نیز بجای فرقه سازی و جنگ پروری و تشدید اختلافات ناشی از افکار حکومتی، همه مسئولان نظام از راس تا زیر را به عدم تسامح و تساهل و ساده زیستی و تخصص و تعهد با تاسی به عمل صالح و خدمت گذاری بی شائبه و اعتماد سازی و رواج احکام ارتقاء دهنده بینش اسلامی در بین عموم مردم دعوت فرمودند. ایشان برای پایداری و تثبیت حکومت خود و تحمیل نظرات حاکمانه خود بر مردم ساختارهای سیاسی و امنیتی پیچیده و رعب آور داخلی ایجاد نکردند. امام خمینی هیچگاه با جو سازی و هوادار پروری سازمان یافته در ساختارهای مامور و معذور خود را به مردم تحمیل نکردند بلکه مردم با درک صداقت و تسلیم ایشان در برابر خواست جمهور مردم، با اختیار کامل و رای عموم مردم رهبریت و زعامت مطلق فقه و نظام را بعهده گرفتند. ایشان هیچگاه بخش عمده ای از مردم خود را صریحا فتنه گر و فریب خورده خطاب نکردند و هیچگاه تلافی محدویت های دوران تبعید و سکوت خود را با قلع و قمع مردمی با عنوان های مقدس بسیج و سربازان گمنام امام زمان عجل الله فرجه الشریف جبران نفرمودند.
    امام خمینی رحمت الله علیه هیچگاه ارتباطات مخفیانه اقتصادی و سهم خواهی از پروژه های سنگین و سبک و… را در ساختار بیت و دفتر و امور اقتصادی پنهان اوامر مطلق خود، ایجاد و اداره و رهبری نفرمودند.
    امام خمینی هیچگاه مردم را فریب ندادند و دو سوم اقتصاد کشور را پنهان نکردند. امام خمینی همزمانی که هواداران خود را به رعایت عدالت و ادب و دوری از تهمت و افتراء و برتری طلبی و بصیرت همراه با عمل صالح دعوت می نمودند، خود نیز با تمام وجود در ظاهر و پنهان عامل به بیانات خود بودند و همین امر تاثیر سخنان معظم له را دو چندان می کرد.
    و ….
    3- هیچ شکی نیست که همه کشورهای غربی و شرقی به دنبال کسب و حفظ و حراست از حداکثر منافع و نفوذ خود در کشور طرف مقابل و یا کشورهای هدف هستند. و شک نیست که این کشورها بمنظور رسیدن به اهداف مد نظر نیز از اعمال هیچ لابی و سیاستی حتی فجیع ترین جنایات بین الملل پسندانه نیز خود داری نمی کنند،از این جمله ماهر ترین و سیاستمند ترین و ثروتمند ترین و قدرتمند ترین این مدعیان(سیاسی، اقتصادی و نظامی) حاکمان کشورهای انگلیس و آمریکا و چین و روسیه و اسرائیل و… هستند.
    البته جای تامل دارد که کشورهای برتری طلب و سودجو و جنایت کار با آن همه علم و تجربه و سابقه و پیشرفت های ظاهرا چشمگیر زمینی، هیچ یک از اقدامات و ترفندها و مکرها و برنامه ریزی های پیچیده اقتصادی، سیاسی و امنیتی نظامی خود را به پای دین الله و اسلام حنیف و اوامر مطلق ولایت پیامبران و امامان معصوم الهی نمی گذارند! و دین اسلام و آبروی پیامبران و معصومین و صالحین را بهانه و دستمایه بقای حکومت زمینی گروه و فرقه خود نمی نمایند.
    آنان دشمنی خود را با هرکسی که گوشه ای از منافع آنان را بخطر بیاندازد، صریحا اعلام و با تمام هوش، استعداد، توان، علم، تجربه ، سابقه و… زمینی خود با آنان مقابله و مقاتله می کنند.
    آنان این اعمال ننگین را نه به خاطر حفظ و حراست از ظواهر تشریفات اسلامی و نه بخاطر زیارت و حج رفتن و نه بخاطر نماز و عبادت خواندن و نه بخاطر هواداری کور کورانه از ولایت مطلق و نه بخاطر سربازی گمنام امام زمان عج الله تعالی فرجه، نامیده شدن انجام می دهند.
    4- بدون شک بر پایه وعده حق الهی و با استناد به آیه شریفه” ومکروا و مکرالله والله خیر الماکرین” ، بیداری اسلامی در همه جهان هستی با تحقق مکرالله در حال وقوع است. ولی این بیداری و ارتقاء بینش عموم انسان های در بند سلطه طلبان و برتری جویان، آن گونه که هر فرقه و گروه و کشوری با طراحی و مکر مکاران خود سعی در مصادره آن به منفع منافع حاکمیتی خود دارد، نیست.
    بیداری اسلامی با تابش حلقه های رحمت عام الهی در روح جمعی هر روز فراگیرتر و دامنه دار تر می شود بطوری که هیچ یک از انسان های روری زمین نیست که از این رحمت برخوردار نگردد و در اثر آن از اسارت و کفر زمینی خلاص نشود. این مکر الهی بزودی چشم همه مدعیان و سلطه گران غرب و شرق حتی سلطه گران معنویت های متنوع و متظاهرین به ادیان مختلف و متفرق را خیره و متعجب و حیران خواهد کرد.
    بله این بیداری اتفاق افتاده و جنس آن نیز از جنس مکرالله است ولی هنوز اسلامی نشده و تا اسلامی شدن هنوز آزمایشات بسیار سخت و بعضا طاقت فرسا و سرنوشت ساز درونی را بزای نفس تک به تک مدعیان دین و مذهب و معرفت و… هواداران رها شده از سلطه رهبران و حاکمان مطلق جهان، بدنبال دارد.
    بله بیداری اسلامی و مکرالله به هیچوجه قابل نفوذ، مصادره و بازیچه قرار گرفتن در مکر هیچ یک از متبهر ترین مکاران (اقتصادی، سیاسی، نظامی، امنیتی و حتی معنویت های متفرق) زمینی نیست.
    5- بهائیت نیز فرقه ایست شبیه به همه فرقه های دیگر مدعی در دست گیری حاکمیت و مدیریت همه جهان، فرقه ای برتری طلب مانند فرقه های دیگر که سلطه مکارانه بر انسان ها و منابع زمینی را برای فریب و اغواگری بیشتر و وسیع تر، در پشت صحنه اهداف رهبران مطلق خود دارد.
    6- اگر نهاد انقلابی سپاه پاسداران نظام جمهوری اسلامی ایران که فرماندهی آن زیر نظر مستقیم ولایت مطلق فقیه قرار دارد، با فردی برای ساختن فیلم ضعیفی قرارداد می بندد، و بجای تامین خسارت از طریق مجاری قضایی و حقوقی، آن را با شایعه پراکنی و قضاوت یکسویه (یک دوست سابق) و از طریق رسانه های خود منتصب به نظام اسلامی به عموم منتقل می کند، بطور طبیعی باید یکی از این عبارت های فوق، در جای خودش بکار نرفته باشد:
    الف: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دفتر حقوقی برای پیگیری قانونی این قرار داد ندارد!
    ب: اطلاعات مربوط به سپاه پاسداران به راحتی توسط افرادی خاص به بیرون از این نهاد نشت می کند!
    ج: رهبر معظم انقلاب از نوع زد و بند های اقتصادی و تبلیغاتی در سپاه بی اطلاع هستند و با در این خصوص مصلحت اندیشی می فرمایند!
    د: قوه قضائیه توان و شجاعت کنترل و نظارت بر ادعاهای رسانه ای و پرونده های متخلفین و … در این خصوص را بر اساس موازین شرعی، اخلاقی و قانونی دارا نمی باشد.
    هـ : و یا….
    7- ای کاش این گونه سوال های مهم اقتصادی را اکنون رهبریت قاطع نظام از همه مسئولان و سران و مدعیان ریز و درشت مسئول در تحقق اسلام ناب محمدی(ص) که در طول 33 سال عمر با برکت نظام اسلامی اداره و هدایت سرمایه ها و نیروهای هنگفت ایران انقلابی را بعهده داشته اند، می فرمودند. و پیرو آن بدون مصلحت اندیشی و ملاحظات حاکمانه برای بازگرداندن حتی یک ریال از اموال بیت المال مسلمین دستوری بطور قاطعانه و مطلق صادر و به روز پیگیری می فرمودند! و نتیجه روزانه ی آن را به اطلاع عموم می رساندند تا خیال سوال کننده محترم و میلیون ها نفر اسلام خواهی که به ایشان و دستگاه های ذیربط تحت رهبریت مطلق ایشان اعتماد نموده اند نیز راحت و آسوده گردد.
    8- باز هم ایکاش بدون تبعیض و بدور از انحصار و نشت هدفمند خبر که بر اساس سابقه به نظر می رسد بخاطر بد نامی، تخریب و حذف افراد معترض مد نظر صورت می گیرد، دستگاه های قانونی و مراجع قضایی رسمی از همه افرادی که از محل بیت المال مسلمین به کشورهای شرق و غرب سفر می کنند و در زیر نظر با نفوذ و هوشیار رهبریت قاطع و مطلق و با مدیریت مسئولان متخصص و متعهد سازمان و گروه های وابسته، نمدی نیز برای خود تهیه می نمایند، این موضوعات را بطور روشن و عادلانه پیگیری می فرمودند، تا خیال میلیون ها نفر امثال سوال کننده هم راحت و ایمن باشد!
    9- طبق آمار غیر رسمی (شبیه به همین نوع خبر رسانی سوال کننده محترم) حدود سه هزار نفر از فرزندان مدیران و مسئولان رده بالای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تنها در کشور انگلستان مشغول به تحصیل و تجارت و… هستند، دیگر کشورهای شرق و غرب جنایتکار هم کم و بیش از این عزیزان خالی نیست، اگر با حسن ظن امر را بر صحت همه شایعات بگداریم آیا همه این بزرگواران با دستور مطلق رهبر معظم انقلاب اسلامی به این کشورها اعزام و وظیفه مند شده اند و تنها فرزند سوال شونده از این قائده مستثنی بوده است و پدرش باید پاسخگو باشد و بخاطر طرح سوال از رهبر معظم انقلاب، اکنون بجای فرزندش مجازات شود؟!
    10- نکته مهم و سوال مطرح شده برای مورد 9- پاسخ به این سوال نیز می تواند بتلقی شود.
    11- هشت سال دفاع مقدس به رهبری امام خمینی رحمت الله علیه، یک دانشگاه تمام عیار انسان سازی با بینش اسلام ناب محمدی(ص) و تحقق عملی بخشی از آیه شریفه ” و مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین” بود. کسانی که از این دانشگاه فارغ التحصیل شدند، به شاهدینی که نزد پروردگارشان روزی می خورند مبدل شدند که در هر دوره دو جبهه ظاهر و باطن دین الله را می بایست شهادت دهند.
    – جبهه ی باطن دین الله را افرادی شهادت می دهند که در ظاهر جسمشان در میان انسان های دیگر نیست ولی شاهدند و راه خطا را از صواب در نزد پروردگار عالم شهادت می دهند و همواره الگویی هستند از صداقت و راستی و ایثار و عدم سوء ظن به قوانین کاملا عادلانه حاکم بر جهان هستی.
    – و جبهه ی ظاهر دین الله را کسانی نگاهبانی و شهادت می دهند که در بی نامی کامل و فقط به اذن پروردگار عالم توزیع کننده و تفویض کننده حلقه های رحمت عام الهی به همه جهانیان هستند. ایشان این تکلیف و عبادت قایم و حافظت شده را تا زمانی که کفر و شرک و نفاق حاصل از سلطه جهل و ناآگاهی از بین ضعیف نگاه داشته شدگان بکلی ریشه کن گردد، تداوم می دهند. و ایشان نیز شاهد خواهند بود که انسان آزاد شده از بند اسارت سلطه سحر و جادوی آباء و اجدای با اختیار کامل برای راستی سنجی ادعاها مورد آزمایش های کاملا عادلانه پروردگار عالم قرار می گیرد.
    البته در آن زمان حجت بر همه تمام می گردد و همه بهانه ها و اعمال من دون الله کسانی که تصور عبادت طلبکارانه از اقدامات خود داشتند یکجا هبط و از میان خواهد رفت.
    12- امام خمینی فرمودند:” آمريکا از انگليس بدتر، انگليس از آمريکا بدتر، شوروى از هر دو بدتر، همه از هم بدتر و همه از هم پليدترند،” ، طبق فرمایش امام اگر اینها بد و پلید هستند، که هستند، پس بطور مسلم سفارت خانه های آنان هم تنها می تواند حکم لانه جاسوسی را برای اسلامخواهان حقیقی داشته باشد و لذا محل های استقرار ماموران آنها نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست.
    13- فعلا اجرای اهم فقه آل محمد(ص) در اختیار و در حیطه ی انحصاری کسانی قرار گرفته است، که با ادعای مشایعت از معصومین علیهم السلام تنها از بخشی از آن برای تقویت و استحکام قدرت حکومتی خود و پرورش افرادی خاص بهره می گیرند. با این وصف و با اعمال نفوذ ها و محدودیت های حکومتی و امنیتی بر روی اکثر حوزه های علمیه، این مراکز آموزشی به ظاهر دینی و مذهبی نیز به کارخانه هایی مبدل گردیده است که محصول کمی یکسانی را تنها با لباسی متمایز (منسوب به پیامبر) به جامعه اسلامخواه عرضه می نمایند. بدون اغراق بر روی اکثریت این محصولات دردانه، خواهی نخواهی نرم افزار و غیر ارگانیک هایی سوار نموده اند که در باطن خود، اکثریت مردم لباس شخصی را نادان و جاهل و عوام و مستحق تقلید(حتی در اصول دین) متصور شده و خود را با ظاهر الصلاحی در ادای آداب و رسوم عبادی، وجیهه ترین، عالم ترین و دین شناس ترین، با معرفت ترین و مستحق ترین انسان ها برای دفاع از اسلام و مسلمین بخصوص مذهب تشیع، قلمداد می نمایند.
    مراجع تقلید نیز در همین راستا انواع و اقسام متنوعی یافته اند، مرجع تقلید حکومتی، مرجع تقلید تشریفاتی، مرجع تقلید سیاسی، مرجع تقلید اقتصادی، مرجع تقلید کتاب نویس، مرجع تقلید معارض، مرجع تقلید بی تفاوت، مرجع تقلید … و در این میان شاید فعلا به ندرت مرجع تقلید حقیقی را مردم بتوانند تشخیص دهند.
    البته روحانیت حقیقی معظم (با لباس و یا بدون لباس خاص) در نقش سرپرست و محافظت کننده از اسلامخواهان علیرغم همه فراز و نشیب های تاریخی در مجموع تا کنون بخوبی وظیفه و نقش خود را ایفا نموده اند. ایشان مانند کشاورزی دلسوز که بذر را در اعماق مناسب خاک پنهان و مراقبت می نماید عمل نموده اند، بطور مسلم اینکار شایسته، بذر و دانه ارزشمند را از گزند و آسیب حوادث، اتفاقات و دشمنان گرسنه تا رسیدن زمان بارش باران رحمت و شروع فصل رویش حفظ می نماید، لیکن کشاوز دلسوز باید بداند که این کفر و پوشانندگی بذر تا مدت معلومی باید تداوم یابد، و چنانچه در اثر فراموشی، دلسوزی افراطی، احتیاط و مصلحت اندیشی خود باور و یا برتری طلبانه در پوشاندن بذر تداوم داده و یا از رسیدن باران به موقع به خاک و دانه ها ممانعت و سماجت بخرج دهد، چه بسا فصل باران رحمت را از دست خواهد داد و در اثر آن قوه نامیه بذر مستعد قبل از رویش از میان خواهد رفت، و لذا مسئولیت عواقب و خسارت ناشی، به عهده او خواهد بود. همین مثال برای حفاظت، حراست، تغذیه، تربیت و تعلیم کودک توسط والدین و یا متولیان وی در سطوح مختلط سنی نیز مصداق عینی دارد.

    14- و اما عصمت ائمه اطهار علیهم السلام، بطور مسلم فردی که از سوی حضرت حق به امامت و رهبری امت مسلمان برگزیده می شود به طور خودکار به مقام عصمت و دوری از خطا و گناه های معمول در نزد انسان های معمولی رسیده است. این فرد به امامت و عصمت رسیده هیچگاه خود را معصوم از خطا و گناه تصور نمی کند که اگر چنین کند، همین امر نشان دهنده برتری طلبی و عدم معصومیت وی تلقی خواهد شد. خداوند متعال به پیامبر اولوالعظم خود حضرت محمد(ص) به این مضمون می فرماید، “نزدیک بود تو را با فتنه انگیزی از آنچه به تو وحی نمودیم بفریبند و… ولی اگر ما تو را ثابت قدم نمی نمودیم نزدیک بود به فریب آنان تمایل کنی” ، همین مختصر نشاندهنده این حقیقت است که معصومیت به ادعا فرد و یا هواداران فرد نیست، بلکه به عمل صالح و تائید، برگزیدگی و نصرت الهی است.
    15- امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف، محصول نهایی رسالت و وظیفه خطیر حضرت آدم علیه السلام در زمین است. محصولی که لقب “اباصالح المهدی” را دارد، بعنی پدر صالح، و پدر صالح تا فرزند موحد و صالح از نسل صالحین موحد به دنیا نیامده از نظرها مستور و محفوظ است. از اینرو هرگاه همه مدعیان صلح با ارتقاء بینش اسلامی در عمل و در وحدت، صلح با خود، صلح با خدا، صلح با جهان هستی و در نهایت صلح با دیگران را تحقق بخشند، فرزند موحد صالح نیز بدنیا خواهد آمد. و این فرزند موحد و منحصر بفرد حضور خود را در ظهور پدر که همان “ابا صالح” است به جهان بشارت و به حقیقت وجود نازنین و هدایت گر او شهادت خواهد داد./ انشالله

    با آرزوی توفیق الهی در ارتقاء بینش اسلامی

    28/ آذر/1390

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

85 queries in 1534 seconds.