سر تیتر خبرها

با دلخوري و اعتراض امثال من آبي براي بيگانگان گرم نمي‌شود(رضا رییسی)

من يك منتقدم. يك معترض. برويد ببينيد و بخوانيد. معترض به كساني كه انقلاب را تعطيلات زندگي‌شان فرض كردند و با سرباز‌زدن از انضباط انقلابي آرامش ديگران را بهم ريختند…

به قلم: رضا رییسی 

من آوازي كه شعرش را ديگري ساخته باشد نمي‌خوانم. من نويسنده‌ام. اگر زندگي‌ام محنت بار و سخت باشد، خانه‌ام را بدون در به دوش مي‌كشم اما ترجيح مي‌دهم بي‌منت بنويسم. اگر در آرامش باشم خدا را سپاس مي‌گويم و بر شمار پنجره‌ها، باغ‌ها، درياها، آسمان‌ها و گل‌ها مي‌افزايم و باز مي‌نويسم. تنها اضطرابم افتادن به چنگال بيگانه و سوء‌استفاده از قلمم به نفع جماعتي با سوداهاي متفاوت و اغلب متخاصم خوش‌نشين اروپا و آمريكاست كه چشم اميد به نوشته‌ها و گفتار ديگران دارند تا از قِبَل آن‌ها گامي به سوي فروپاشي كشور و تسكين عقده‌هاي شخصي و گروهي خود بردارند. علاوه بر آن  از كج‌فهمي دوستان نادان و كم‌سوادي كه اسير دست دشمنان دانا مي‌شوند يا فرصت‌طلبان سودجويي كه مثل پيچك‌هاي خزنده دور از ديوار به هر سمت رشد مي‌كنند و به بهانه پاسداري از خون شهدا و ارزش‌هاي انقلاب راهم را سد مي‌كنند و قلم امثال مرا مي‌شكنند، رنج مي‌برم.

من يك منتقدم. يك معترض. برويد ببينيد و بخوانيد. معترض به كساني كه انقلاب را تعطيلات زندگي‌شان فرض كردند و با سرباز‌زدن از انضباط انقلابي آرامش ديگران را بهم ريختند. تندروي كردند و تندي را اساس كارشان قرار دادند. معترض به كساني كه خون شهدا را پايمال كردند. همان‌ها كه در جنگ پشت امثال شهيد همت را خالي مي‌كنند. او را به تمسخر مي‌گيرند. در ميان او و يارانش تفرقه مي‌اندازند. به صورتش سيلي مي‌نوازند و بعد از جنگ مي‌شوند يكه‌سوار و راوي صحنه‌هايي كه در آن‌ها حضور نداشته‌اند. معترضم به آن‌ها كه دروغ گفتند. توهم آفريدند. رأي ملت را ناديده گرفتند و با داستان‌هاي ضد‌ و نقيض اجازه دادند حرمت‌ها شكسته شود. خودسرها يكه‌تازي كنند و در ملت خدايان متفاوت و قلب‌هاي جدا از هم بوجود بيايد. معترضم به آن‌ها كه با دنائت، فرصت‌طلبي و بي صداقتي مال مردم را از بانك‌ها به تاراج  بردند. همچنين معترضم به افراد بيماري كه به بهانه نامه‌اي كه به آقاي محمد نوري‌زاد نوشتم با تيترهاي آتشين و هدف‌مند و  كنايه‌هاي منافقانه در اخبارشان مرا به صنف، دسته، گروه خاص و دولت و دستگاه وصل و پينه مي‌كنند تا شايد از اين رهگذر داغ دلي را كه نسبت به بچه‌هاي صادق و صميمي انقلاب و جنگ دارند فرو بنشانند. من مفتخرم كه بخشي از نوشته‌هايم به انقلاب و جنگ مي‌پردازد. زيرا به خودم حق مي‌دهم از انقلاب و حركتي كه در آن جواني‌ام را بي هيچ چشمداشتي نثار كردم يا از جنگي كه به دفاع از ميهنم انجام پذيرفت و دست اجانب را از خاك ميهنم كوتاه كرد بنويسم و آن را به نقد بكشم. اكنون چه كسي مي‌تواند مدعي شود در اين نوشته‌ها جانبدارانه قلم زده‌ام، قهرمان پروري كرده‌ام يا بر موضوعيت جنگ، ويراني و تباهي صحه گذاشته‌ام؟ من نه خانه‌اي در بهشت دارم نه خاله‌اي در دستگاه دولت. نه در استخدام جايي هستم، نه زير چتر كسي. وضعيت معيشتي، وام‌ها و قرض‌هايي كه دارم نشان مي‌دهد كه هيچ پاداش، رانت و جايزه‌اي نبرده‌ام. از اين رو آن‌ها كه از نامه من به برادرم محمد نوري‌زاد پي فرصت‌ طلبي‌اند بدانند از  نويسنده‌اي كه جز قلم استثمار هيچ‌كس نيست براي بيگانگان و دشمنان دانا و ديرينه آبي گرم نمي‌شود. 

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

11 نظر

  1. چرا ما همیشه انتظار داریم همه مثل ما فکر کنند ونظرشون عین نظر ما باشه و با این دیدگاه ادعای دموکراسی و آزاد اندیشی هم داریم

     
  2. با سلام به آقای نوریزاد و همه احرار مملکتم ایران – من فعال سیاسی نیستم چون متاسفانه علمش را ندارم ولی همیشه اخبار ایران رو پیگیری میکنم – برای همسرم که خواهر یک شهید هستند نامه های آقای نوریزاد رو میخونم و ایشون پرسید نوریزاد نمیترسه که بکشنش یا بلایی سر خانواده اش بیارن؟ گفتم به بنظر من ایشون داره راه همرزماشو میره، از قافله شهادت عقب افتاده و چون میدونه و مطمئنه در راه حق داره قدم برمیداره اگه کشته بشه شهید شده و انشالله با مولایش امام حسین(ع) محشور میشه- اگه ما که اسممون رو مسلمون گذاشتیم کمی اعتقاداتمون به یقین نزدیک میشد دچار این همه خفت و خواری در جهان و مملکت خودمون نمیشدیم – اگر آقای رئیسی هم اعتراض کرده میدونه پاشو تو میدون مین گذاشته – اما در این کور سو بدنبال معبری برای جلو بردن پرچم انقلابش هست – خدا حافظ و پشت و پناه همه دینداران و حق دوستان باشه و امیدوارم که شهادت رو نصیب همه دوستدارانش کنه که بقول سالار آزادگاه امام حسین(ع): ان الحیات عقیده والجهاد

     
  3. واقعا این آقا مث اینکه هنوز از خواب مستی پانشده
    جنایت آسمونو سیاه کرده ایشون دنبال دشمن تو بلاد غرب میگرده
    چه مغز متفکری…!

     
  4. درست است بنظرم ايشان( آقاي ریيسي ) هنوز از لاك گذشته خود بيرون نيامده و خيلي حداقل خيلي از وقايع حال حاضر را درك نكرده پس انتظار ي بيش از اين از اونيست .

     
  5. در کامنتی که منتشرش نکردید یه چیزی رو یادم رفته بود بگم. درسته این دشمن و بیگانه ای که میگن فرضی نیست و واقعیه .اما بلاهایی که ما سر خودمون میاریم بخاطر ترس از گرم شدن آبی برای این بیگانه بدتر از بلاهای خود این بیگانه ست. آقای رئیسی درسته که شما از خیلی ها بهترید اما خیلی هم میتونستید بهتر از این باشید.اگر در این مدت زودتر موضع میگرفتید وصریح تر به نفع مردم بود یا بیگانگان؟

     
  6. این نگرانی را هر که دلسوخته ی اسلام است دارد البته که نظام اسلامی اگر صحیح اداره شود بهترین شکل حکومت است فکر کنم تبیین جناب رییسی بسیار روشن است که هر کس با دنبال کردن تفکر حاضر به دنبال منفعت شخصی، تغییر ماهیت نظام اسلامی و پیاده کردن الگوهایی است که سنخیتی با اسلام ندارد، از همینجا راهش را جدا کند. من فکر می کنم مسیر آقای نوری زاد متفاوت از اسلام و نظام نیست و انتقاد ایشان بر شیوه ی حکومتداری است. انتقاد و نقد عملکرد حاکمان هم حق و هم وظیفه ی انسانهاست و این لزوما به معنی اقدام علیه امنیت یک کشور نیست بلکه بر عکس در صورتی که این انتقادات مشفقانه با سعه ی صدر پذیرفته شود اثر ان ثبات حکومت است. حال در این میان عده ای با اشاره ی دشمنان دانا دانسته یا نادانسته در پی مقاصد خاص خود بر این طبل می کوبند. من فکر می کنم اگر جناب نوری زاد این را مکررا روشن کنند اثار بسیار خوبی خواهد داشت. چون ماهیت تلاش ایشان علیرغم همه ی نوشتارها و گفتارهای مشفقانه و منصفانه یشان هنوز برای بسیاری از مردم مبهم است و دستگاه حاکم ازین ابهام در مسموم کردن اذهان مردم استفاده می کند. لازم است تا جناب اقای نوری زاد مکرر این مساله را تبیین کند.   با احترام

     
  7. به شجاعت وپاکی رییسی و نوری زاد درود باد

     
  8. از ترس چه چیز و چه کس وکدامین گناه مجبورید یکی به نعل بزنید یکی به میخ.اگر شما قلم به دست نگیرید به بهانه های مختلفی چون خوشحالی دشمن فرضی یا واقعی پس باید گور همه مان کنده شود.به خود بیایید و مرگ را باور کنید نه اینکه …..

     
  9. آقای نوریزاد عزیز، خواهش می کنم سخنان کسی را که خودش هم هنوز نمی داند چه می خواهد و یا چه باید بخواهد رو تو سایت خودتون نگذارید. کسانی که نمی توانند به درستی حق و باطل را بشناسند و یا در آن مردد هستند،  همیشه یکی به نعل می زنند و یکی به میخ. همان حس پدرانه و قیم مابانه که خدایان ایران زمین نسبت به مردم  دارند را احساس می کنند که مردم احمق و بچه های کوچکی هستند که سر شکلات دعوا می کنند و من آدم بزرگ و فهیم باید نقش پدری خوبی بازی کنم و هر دو طرف را حمایت کنم. ایشان کم کم باید به این نتیجه برسند که آن طفل های نفهم  بزرگ شده اند و نیازی به پدر بازی ندارند. البته شاید تا زمانی  که خونی ریخته نمی شد و یا به زن و مرد تجاوز نمی شد و و بعد جنازه رو آتش نمی زدند و یا با چماق مانع از عزاداری عزیزانشان  نمی شدند و یا دختری را در زیر تابوت پدرش غریبانه به شهادت نمی رساندند و بعد بگویند ماموری زیاده روی کرد همین و شما را بخیر و ما را به سلامت، امثال حرفهای ایشان زیاد زجر آور نبود ویا تشخیص راه درست و غلط مشکل می نمود، ولی  کسی که شاهد فجایع باشد و خودش را به بیراه بزند دیگر بر او حرجی نیست. آقای نوریزاد، ایشان هم هنوز دنبال دشمن  فرضی می گردند و یکی نیست بگوید تو این کره خاکی، چرا همه مثل انسان زندگی می کنند الا ما و کشورهای دوست، خدا پرست ، برادر، کمونیست: برادر کره شمالی، برادرچین، برادرروسیه ،  موحدین کوبا ونزویلا عزیز ؟؟!! می شود اسمی از یک کشور بی خدا را نام برد که نقش برادر ما را بازی نکرده باشد؟ اصولا چه نیازی به دشمنی هست ؟ یا ایشان حداقل تاریخی تعیین کنند که از آن به بعد دشمنی وجود ندارد و ما از آن تاریخ مسولین خود را مسول بد بختی های خود بدانیم و بتوانیم از آن به بعد اعتراض کنیم بدون آن که جان و مال و ناموس و شرف ما مورد تعرض پدارن فهیم قرار گیرد؟ آقای نوریزاد لطفا مطالب ایشان رو نگذارید تا خود ایشان تصمیم نهایی را بگیرند که چی می خواهند. ایشان حالا حالاها به زمان نیاز دارند. مردم ایران و به قول ایشان دشمن های خوش نشین نیازی به پدر ندارند و خودشون می توانند فکر کنند. یکی نیست بپرسد مرد حسابی چرا همانها که تو اسم می بری، دشمن هستند؟ دلیل آن چیست؟ آن دشمنان که تو می نامی چه می گویند؟ چه می خواهند؟ برای شما و عزت و سربلندی ایران و ایرانی   از خداوند بزرگ آرزوی توفیق روزافزون دارم.خداوند بزرگ، یار و نگهدار شما و خانواده محترمتان باشد.

     
  10. جناب اقای رئیسی من دست شما را بعنوان یک همرزم ویک همسفر قدیمی میبوسم وبه خاطر شجاعتتان شما راتحسین میکنم همینکه با شناسنامه اعتراض میکنید برای مردم امیدهای زیادی ببار میاورید از تهمت وافترا نهراسید امروز در ایران ما هر کس که حکومت او را حبس یا حصر یا به باد تهمت بگیرد بس افتخار بزرگی است از اینکه شما را هم مفتخر میکند به خود ببالید . پاینده وسلامت باشید.

     
  11. شما نه معترضید نه منتقد بلکه یه ترسویید که جرات نداره حرفاشو رک و راست بزنه . مرد حسابی اینقدر دو پهلو حرف نزن 

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

84 queries in 1634 seconds.