سر تیتر خبرها

نامه ی رخشان بنی اعتماد,جعفر پناهی و محمد نوری زاد به رییس قوه ی قضاییه

ما امضا کنندگان این نامه، از محضر شما سه تقاضا داریم:…

جناب آیت الله صادق لاریجانی

ریاست محترم قوه ی قضاییه ی جمهوری اسلامی ایران

سلام به شما

چه خوب که دستگاه قضایی کشورما تا کنون هیچ نام و نشانی از متهمان پرونده اختلاس بزرگ سه هزار میلیارد تومانی منتشر نکرده است. این رفتار خوب، حتماً برگرفته از حقوق شهروندی متهمان، وحتماً متأثر از آموزه های دینی است. آموزه هایی که به آبروی یک انسان، چه مسلمان و چه نامسلمان، به قدر خون یک بی گناه بها می دهد. واین که: یک  متهم، تا زمانی که جرمش ثابت نشده – آنهم دریک محکمه منصفانه و قانونی – تنها یک متهم و حتماً یک بی گناه تلقی می شود. این را ما نمی گوییم. بلکه قانونی می گوید که شما اکنون محافظ و مجری مستقیم آنید.

اما ظاهراً در سطح زیرین قوانین مدنی ما، قوانین نانوشته ای جاری است که حتی جمعی از مسئولان طراز اول کشورمان بدانها تمسک می جویند و مطابق آنها رفتار می کنند. شاید به ما سه تن که امضا کنندگان این نامه ایم، خُرده بگیرید که: مستدل سخن بگویید! وحتماً نیز درادامه تأکید می فرمایید: بله، حفظ آبروی متهمان، تا زمانی که جرمشان ثابت نشده، از محکمات قانونی، و از ضروریات اخلاقی و دینی ما است.

می گوییم: پس چگونه است که تعدادی از هنرمندان مستند ساز کشورمان امروز دستگیر می شوند و هنوز پایشان به زندان و انفرادی و مراحل بازجویی و تشکیل پرونده و تفهیم اتهام و داشتن وکیل نرسیده، شخص وزیر محترم اطلاعات، از دستگیری عده ای جاسوس و برانداز و عمله ی استکبار خبر می دهد، وفردای آن روز، روزنامه ی کیهان، علاوه بردرج این خبر، به انتشار اسم و شهرت همان جاسوسان وطن فروش نیز دست می برد؟ اگر تمایل دارید به لمسِ ذره ای از این فاجعه ی اخلاقی و قانونی نائل آیید، با فرزندانِ این متهمان به مدرسه و دانشگاه آنان، وبه اجتماعی پای بگذارید که: پیش از فهمیدن قضاوت می کند.

جناب آیت الله لاریجانی

هنوز که هنوز است، برای این متهمان، دادگاهی تشکیل نشده است. چرا که دوستان هنرمند ما جرم و خطایی مرتکب نشده اند تا برای برپایی یک محکمه ی مطلوب، بهانه ای حاصل آید.  متأسفانه خروجیِ این هیاهوی بی دلیل، این شده است که نظام اطلاعاتی و قضایی ما، آبروی جمعی از پاک ترین و وفادارترین هنرمندان کشورمان را به آب انداخته و برای ترمیم این رفتار نادرست نیز قدمی برنمی دارند.

اکنون مستند سازان ما، همگی به قید وثیقه آزاد شده اند بجز یک نفر. آقای مجتبی میرطهماسب. این هنرمند نام آشنا و غیرت مند ما و خالق اثر شورانگیز “بانوی گل سرخ” ماههاست که برای اعتراف به خطایی که مرتکب نشده، تحت فشار است. پیشنهاد می کنیم اگر علاقه مندید به میزان هنر و تعهد و انسانیت و وطن دوستی آقای مجتبی میرطهماسب وقوف یابید، شرایطی فراهم آورید تا همین فیلم مستند “بانوی گل سرخ” از رسانه ی ملی پخش گردد تا همگان بدانند سازنده این اثر شریف و غرور آفرین، نمی تواند وطنش را و مردم وطنش را دوست نداشته باشد، چه برسد به این که جاسوس اجنبی نیزباشد.

ما امضا کنندگان این نامه، از محضر شما سه تقاضا داریم:

یک: دستور فرمایید با اشخاص و دستگاهها و رسانه هایی که پیش از احراز جرم، آبروی هنرمندان مستند ساز ما را برسر محافل و کوچه و بازار فرو ریختند، برخورد قانونی صورت پذیرد.

دو: زمینه استخلاص دوست هنرمند ما آقای مجتبی میرطهماسب را فراهم آورید. وی دیر یا زود آزاد خواهد شد. اما چه خوب که حضرتعالی شخصاً درآزادی این هنرمند غیرت مند و بی گناه دخیل باشید.

سه: دستور فرمایید به هرشکل ممکن، درمحو آن بی آبرویی مطرح شده، و دلجویی از مستند سازان و خانواده های آنان، اقدام قانونی و انسانی به عمل آید.

شما نیک تر از همه ی ما می دانید که زیبایی عدالت در لفظ آن متوقف نیست. این زیبایی، آنجا به دل می نشیند، وآنجا به انتشار برکات خود می پردازد که دریک جامعه، مظلومان و گمنامان و بی پناهان از همان حقوقی برخوردار باشند که: مسئولان و صاحب منصبان.

با امید فراوان، وبا آرزوی سرفرازی ایران عزیز، چشم به راه آزادی همه زندانیان سیاسی، و آزادی دوست هنرمندمان آقای مجتبی میرطهماسب، و چشم به راه استیفای حقوق از دست رفته همه ی زندانیان این دوسال اخیرهستیم.

با احترام و ادب:

رخشان بنی اعتماد – جعفر پناهی – محمد نوری زاد

نهم آذرماه سال نود

.

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

21 نظر

  1. mardome ma bot parast hastand be khatere inke ba ketab ghariband va tanbal , dar keshvarhaye dige mahde kodak majani hast va az bachegi ba ketab ashena mishavand , na inke hanooz khili az shahrestanha hanooz dabestan nist .

     
  2. خانم محترم علیرغم این که با شما از بابت سکوت مردم موافقم ام موافق با توهین به مردم نیستم وقتی مردم رو گرسنه و فقیر کردی اونوقت مردم به قول شما دنبال نذری می دوند

     
  3. این مردم ارزش این چیز ها را ندارند به این مردم بگو کجا نذری میدن

     
  4. این مردم لیاقت همین حکومت را دارند سر خودتون را درد نیارید

     
  5. با سلام و درود به شرافت هنرمندانی که هنوز به دستان نانوایان شهرشان فکر میکنند و مومنند به آنچه می گویند . درود خدا برشما که خوب میدانید جاء الحق و ذهق الباطل . هرچند دوروزی این باطل آتش بر جانمان زند . دستان توانا و خدومتان را میفشاریم و برایتان سلامتی و برای خانواده شما عزت روزافزون آرزو می کنیم .

     
  6. نظرات سایت کلمه

    دیدگاه تان را بنویسید

    ارش

    ۱۳۹۰/۰۹/۱۰ ۶:۲۰ ق.ظ | پاسخ

    شما عزیزان از چه کسى انتظار دارید این اقا که کاره اى نیست

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۱۰ ۷:۵۳ ق.ظ | پاسخ

    مردم همصدا درخواست ازادی تمام زندانیان سیاسی و رفع حصر از اقایان موسوی و کروبی و مستند سازان را دارند

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۱۰ ۸:۲۰ ق.ظ | پاسخ

    به این می گند فرصت شناسی دقیق.
    بهتر از این نمی شد به سیستم رکب رد. درست در هیاهویی که بابت اشغال سفارت انگلیس و باغ قلهک و اخراج سفرا بالا گرفته این نامه توسط سه نفر از هنرمندان ما منتشرمی شود. این سه نفر شاید به صورت ظاهر بدترین زمان را برای انتشار نامه شون انتخاب کردند. که من می گویم نه برعکس . بهتراز این نمیشه. چرا؟ اگه گفتید چرا؟ به این خاطر که معمولا تو شلوغی بین المللی کسی دیگه سراغی از یک ظلم داخلی نمی گیره . حکومتهایی که در گل موندند یه هیاهوی بین المللی ایجاد می کنند تا بتونند برمشکلات داخلی سرپوش بذارند و بی سروصدا سر آدمای معترضو زیر آب کنند. من این نامه رو خیلی هوشمندانه می دونم. اینا می تونستند این نامه رو یه هفته ی دیگه بذارن رو سایت . اما چرا حالا؟ به این خاطر که به دستگاه ظالم بگند این غوغاها باعث نمی شه ما از حق مون بگذریم. و حرفی از ظلمی که به ما رفته نزنیم.
    تشکر خانم بنی اعتماد
    تشکر آقای پناهی
    تشکر آقای نوری زاد
    دوستتان داریم

    ارشیا

    ۱۳۹۰/۰۹/۱۰ ۹:۰۱ ق.ظ | پاسخ

    ای آقا کو گوش شنوا

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۱۰ ۹:۱۴ ق.ظ | پاسخ

    همچنین باید خواست که حسین کیهان نشین را نیز از صدارت مسند دروغ و ریا و فریب برکنار و به هتل کهریزک منتقل فرمایند. به واسطه اینهمه جنایت و خیانت و خباثت که در کارنامه دارد.

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۱۰ ۱۱:۲۴ ق.ظ | پاسخ

    راستی چرا این سه نفر این نامه رو نوشتن؟ بقیه هنرمندا کجان؟
    من به سهم خودم که یک استاد دانشگاه هستم از این سه هنرمند نامی تشکر می کنم.

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۱۰ ۱۱:۲۵ ق.ظ | پاسخ

    دوستان کلمه
    تعجب می کنم این نامه را چرا در جای اصلی سایت نگذاشتید. خبری از این مهم تر؟

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۱۰ ۲:۰۲ ب.ظ | پاسخ

    سلام ای هنرمندان
    هنر متعهد یعنی همین کاری که شما می کنید.
    ما به داشتن هنرمندانی چون شما افتخار می کنیم.
    این نامه را مقایسه کنید با نامه یا بیانیه خانه سینما
    رشادت اینها را ببینید و سرهای فرو افتاده آنها را
    به امید روزی که هنرمندان ما پیشتاز ما باشند.
    بازهم تشکر خانم بنی اعتماد آقای پناهی آقای نوری زاد

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۱۰ ۸:۴۵ ب.ظ | پاسخ

    دوستان کدام قانون، کدام انسان، کدام قاضی، چرا بیهوده حرف می زنید،

    شمالی

    ۱۳۹۰/۰۹/۱۰ ۱۰:۱۳ ب.ظ | پاسخ

    ای کاش آنهایی که ادعای مردی و مردانگی شون گوش فلک رو پر کرده یک ذره از شجاعت و جسارت شیر زنی بنام رخشان بنی اعتماد نصیب اونها میشد.
    به امید آزادی همه زندانیان عقیدتی

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۱۰ ۱۱:۴۳ ب.ظ | پاسخ

    خیلی تند تند دیدگاه‌تان را می‌نویسید، کمی آرام‌تر…منظور از این مسج چیست؟
    کلمه: این عبارت به صورت اتوماتیک توسط سیستم کامنت کلمه بعضا ظاهر می شود.

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۱۱ ۱۲:۱۶ ب.ظ | پاسخ

    من از این هنرمندان که واژه تعهد را معنا کردند تشکر می کنم

    ekhtiari

    ۱۳۹۰/۰۹/۱۱ ۳:۴۵ ب.ظ | پاسخ

    با درود،

    اخه این با این قد و قواره حریف اون بالایی ها میشه ؟اینو محض خنده سر اینکار گذاشتن.دیگه شما چرا؟

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۱۱ ۸:۴۷ ب.ظ | پاسخ

    سلام
    به اینها می گویند هنرمند
    خانه سینما یاد بگیرد.
    وقتی منافعت را در نظر نگیری و پای در رکاب نهی، کسی نمی تواند جلودارت شود.
    باریک الله به شما
    ما شما را دوست داریم. هرسه شما را

    سامان 12

    ۱۳۹۰/۰۹/۱۱ ۱۰:۲۸ ب.ظ | پاسخ

    خداوند در قران میفرماید:از هرکس به اندازه توانش تکلیف میخواهد”. کسی که دین وایمان واخرت خود را برای مقام فروخته والان مانند یک شبح بی اختیار و گوش به فرمان سلطان جائر میباشد نمیتوان انتظار کاری داشت.لعنت خدا بر یزید قدیم و جدید !

    حالا هر کی

    ۱۳۹۰/۰۹/۱۲ ۹:۰۷ ق.ظ | پاسخ

    من بازم میگم …. یه موقعی بود که بیانیه و نامه و کمپین چند میلیون امضا جواب میداد. همه اینا مال زمانی بود که قبح رهبری نریخته بود . الان باید دنبال یه راه دیگه گشت . این راهش نیست!

    ناشناس

    ۱۳۹۰/۰۹/۱۲ ۱:۱۰ ب.ظ | پاسخ

    اگر به سخنان گهربار قاضی آملی لاریجانی قاضی القضات حال حاضر ایران توجه داشته اید تشابه بی بدیل مواضع این قاضی القضات را با مواضع شخصیت داستانی فیلم سربدان یعنی قاضی شارح قاضی القضات باشتین در مقابل مغولان را در می یابید ، که او در فیلم چنین گفت :
    ” قضاوت خیلی آسان است ، حکم آن آست که شه بخواهد.”

     
  7. مجمع دیوانگان

    برای سینما، برای رخشان بنی‌اعتماد، برای آنکه یادمان نرود پای نامه درخواست‌ آزادی و اعاده حیثیت مستندسازان بازداشت شده فقط سه امضا وجود داشت. (+) محمدنوری‌زاد که همه چیز را زمین گذاشته و قلم به دست گرفته است برای نامه‌نگاری‌های ماندگارش. جعفر پناهی، کارگردانی که محکوم شد تا فیلم نسازد، (هرچند می‌گویند که می‌سازد+) و «رخشان بنی‌اعتماد»؛ نامی که هنوز سینمایی محسوب می‌شود و تکرارش در فضای سیاسی غریب می‌نماید.

    خانم بنی‌اعتماد به تازگی نامه دیگری هم نوشته (+) و این بار در قامت «مادر ناصالحان خانواده سینما» در برابر هتاکی و پرده‌دری فرج‌الله سلحشور قد برافراشته است. حالا که مرور می‌کنم به یاد می‌آورم که این نام در تمام دو سال گذشته در کنار ما بوده است. «رخشان بنی‌اعتماد»، کارگردانی با شال سبز که جایزه‌هایش را به «تمام مادران عزادار میهن» تقدیم کرد(+) و میزبان درد دل‌هایشان بود(+) هنوز ایستاده است، آن هم در روزهایی که خیلی‌های دیگر خسته شدند و نشستند.

    حرف خاصی ندارم. فقط گفتم که یادمان نرود سینمایی که شمقدری و سلحشور و شریفی‌نیا و پروانه معصومی و حامدکلاهداری داشت، «رخشان بنی‌اعتماد» هم داشت. این سینما هنوز هم قابل احترام است و این نخبگان هنوز هم می‌توانند در روزهای یاس و ناامیدی به یاری جامعه سرخورده خود بیایند.

     
  8. نامه شماره یک سینا به آقای خامنه ایی :

    سلام ! تصور من و بسیاری چنین است که شما پیر شده ایید و بهتر است بازنشسته شوید تا کشور دچار مشکلات بیشتری نشود

     
  9. دومین نامه پیسک دل به رهبری
    رهبربزرگوارسلام

    ‫گرچه میدانم نامه اولم را نخوانده اید ولی من باز می نویسم شاید امواج خروشان دریا نوشته حقیر را برحسب اتفاق بسویت روانه کند.امروز میخواهم روایت تلخی را از افرادی درسپاه بنویسم که بی شباهت با دلنوشته های نوری زاد نیست.افرادی که درلوای حب و ذوب در ولایت جگرهای بسیاری را خون کردند و لکه ننگی را در کارنامه جمهوری اسلامی به یادگار نهادند.

    ‫رهبر عزیز

    ‫قبلا نام بندرجاسک و بشاگرد را برایت یادآوری کردم، آن روز از آب گفتم ولی امروز میخواهم بدانی غارت و چپاول از مردمی که فرسنگها از تو دورند و هیچ پشت و پناهی غیر از خدا نداشته و ندارند یعنی چه؟فقط میخواهم بدانی که شخصیت اصلی ماجرا شخص حقیر بوده و بخاطر انعکاس این دزدی ها به حفاظت سپاه تهمت ها و ناملایماتی چون دستگیری درخیابان ، حبس در انبار و بازداشتگاه توسط فرمانده سپاه تحفه خدمت صادقانه من در مسئولیت سیاسی و انتظامی فرمانداری آن منطقه شد.پس بدان که این روایت شاهد زنده ای دارد که هنوز طوفان ناملایمات ان روزها را بدوش می کشد.

    ‫بدستور سرهنگ فرمانده سپاه مقداری مواد مخدر بلاصاحب توسط معاون ایشان در منزل بلوچی که وضع مالی نسبتا خوبی داشت و مرحمتهایی از انطرف اب توسط فامیل نصیبش میشد جا سازی کرده و بعد از چند ساعت هجوم وحشیانه ای را جهت کشف موادمخدر به منزل این شخص که ساکن روستایی بنام نگر بود اغاز می کنند.نتیجه را میتوانید حدس بزنید ،با ارعاب و تهدید بیچاره از خدا بیخبر را بازداشت و پس از ساعاتی واسطه دیگری را به درون بازداشتگاه میفرستند تا مبلغ رهایی از این مخمصه را مشخص کند و نهایتا برای اینکه خلاصی یابد مبلغ پیشنهادی سرهنگ را می پذیرد …..

    ‫باری رهبر عزیز بیاد دارم که همین شخص بعنوان سخنران قبل از خطبه های نماز جمعه چنین فرمودند: من از کسی فرمان نمی برم وتنها از ولی امر مسلمین فرمان می گیرم من سرباز وتابع ولایتم نه فرماندار و هیچ کس دیگری نمی تواند برای ما دستوری صادرکند.

    ‫در صید بعدی به سراغ مرحوم مراد بتو در روستای کوئیک می روند و با هجوم به منزل ایشان …….پرودگارا نمی دانم گفتن این ناگفته ها درست است یا نه ولی من میخواهم رهبرم از ماجرا با خبر باشد ، چون ماها را نزد ایشان نخواهند پذیرفت.

    ‫باری پس از بازرسی از منزلش همه چمدانهای لباس عروسی که مادر برای فرزندش مهیا کرده بود را به غارت برده و ساعت رادو صاحبخانه را از دستش بدر اورده و تهدید کرده بودند اگر حرفی بزنید روزگار سیاهی را منتظرش باشید.رهبر گرامی وقتی حقیر جهت تحقیق در صحت و سقم به منزل انان رفتم همه از ترس لال شده بودند و پس از اینکه واسطه مطمئنی را نزدشان آوردم لب به سخن گشودند و داستان ان شب غارت را با چشمانی پر اشک زمزمه کردند.به گفته اقای نوری زاد کربلا امروز در ایران اتفاق افتاده و غارتگرانی بنام اسلام به خیام بی پناهان هجوم می برند و بر محمل اسیری سوارشان می کنند و درشهر جار می زنند اینان وابسته اجانبد و از صف ولایت مطلقه خروج کرده اند.

    ‫رهبر عزیز

    ‫موارد بسیار است و میدانم فرصت خواندن کم و مداحان مزدبگیری جهت خواندن مصیبت کربلا نزدت امده اند تا اشک های شما را جهت شفاعت به اخرتتان هدیه کنند ولی اگر روضه و مصیبت مارا شنیدی بدان که کربلای دیگری هست که مظلومش ملت بی پناه ایرانند ، فقط بدان که عده ای در لباس سپاه (باحترام به خوبان سپاه)چطور جامه می درند و بنام شخص شما دست به غارت می زنند.قاجاق کالا با ماشین سپاه و پرداخت هفتگی وجه توسط فرماندهان بسیج مناطق از محل درامد ایست و بازرسی و زد و بند با اشرار و اخاذی از شناورهایی که بارقاجاق داشتند و به خشکی ورود می کردند از نمونه هایی است که در نامه بعدی به استحضار خواهم رساند.

     
  10. ba salam . nameie ziba va por mohtavaei bud . vali vaghean che chiz baes shod ta in name ra be an…… benevisid ?

     
  11. امیدوارم گوش شنوایی برای شنیدن سخن حق خود بیابید .

     
  12. خبربی بی سی در باره این نامه

    نامه مشترک رخشان بنی اعتماد، جعفر پناهی و محمد نوری‌زاد به رئیس قوه قضاییه
    به روز شده: 18:52 گرينويچ – پنج شنبه 01 دسامبر 2011 – 10 آذر 1390
    :
    این سه سینماگر ایرانی از آقای لاریجانی خواسته اند ترتیبی دهد که آقای میرطهماسب آزاد شود و از مستند سازان دلجویی شود
    رخشان بنی اعتماد، جعفر پناهی و محمد نوری زاد، سینماگران ایرانی در نامه ای به رئیس قوه قضاییه از او خواستند موجبات آزادی مجتبی میر طهماسب، مستند ساز دربند را فراهم کند.

    در این نامه به پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی و اینکه تا کنون هیچ نام و نشانی از متهمان منتشر نشده، اشاره شده و با تایید این رفتار، به این که این روال در مورد ۶ مستندسازی که به اتهام همکاری با بی بی سی فارسی اواخر شهریور امسال بازداشت شده بودند، رعایت نشده به شدت انتقاد شده است.

    موضوعات مرتبطگزیده ها، فیلم و سینما، حقوق بشر در این نامه که در وبسایت رسمی آقای نوری زاد منتشر شده، سه خواسته از آقای لاریجانی مطرح شده که اولین آنها “برخورد قانونی با اشخاص دستگاهها و رسانه هایی” است که “پیش از احراز جرم، آبروی هنرمندان مستند ساز را برسر محافل و کوچه و بازار فرو ریختند.”

    دومین خواسته این افراد، آزادی مجتبی میر طهماسب است و سومین خواسته آنها این است که رئیس قوه قضاییه دستور بدهد که “به هرشکل ممکن، در محو آن بی آبرویی”، و “دلجویی از مستند سازان و خانواده های آنان، اقدام قانونی و انسانی به عمل آید.”

    خانم بنی اعتماد و آقایان پناهی و نوری زاد در این نامه ضمن تاکید بر بی گناهی آقای میر طهماسب، پیشنهاد کرده اند که فیلم “بانوی گل سرخ” او در تلویزیون ایران نمایش داده شود تا معلوم شود “سازنده این اثر شریف و غرور آفرین، نمی تواند وطنش را و مردم وطنش را دوست نداشته باشد، چه برسد به این که جاسوس اجنبی نیز باشد.”

    “بانوی گل سرخ” ساخته مجتبی میر طهماسب، درباره “شهین دخت صنعتی”، بانویی که قبل از انقلاب به منطقه لاله زار کرمان رفت و کشت گُل را جایگزین کشت خشخاش و گُلاب را جایگزین تریاک کرد و وضعیت را به جایی رساند که “گلاب زهرا” سرنوشت کشاورزی این منطقه را دگرگون کرد.

    سه ماه پیش نهادهای امنیتی ایران، ۶ مستندساز را به اتهام “همکاری با بی بی سی فارسی” بازداشت کردند. با وجود اینکه پنج نفر از آنهابه تدریج آزاد شدند، مجتبی میرطهماسب هنوز در بازداشت به سر می برد. بی بی سی فارسی اتهامات وارده را رد و اعلام کرده که این افراد با بی بی سی همکاری نداشته اند.

    “دومین خواسته این افراد آزادی مجتبی میر طهماسب است و سومین خواسته آنها این است که رئیس قوه قضاییه دستور بدهد که “به هرشکل ممکن، در محو آن بی آبرویی”، و دلجویی از مستند سازان و خانواده های آنان، اقدام قانونی و انسانی به عمل آید”
    رخشان بنی اعتماد که از معترضان به نتایج انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری ایران دو سال پیش بود، مستند “ما نیمی از جمعیت ایران هستیم” را درباره مطالبات زنان در انتخابات ریاست جمهوری با همکاری مهناز محمدی ساخت.

    جعفر پناهی، فیلمساز ایرانی پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران بازداشت شد، به اتهام “اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام” به ۶ سال حبس تعزیری و ۲۰ سال محرومیت از فیلمسازی، فیلمنامه نویسی، سفر به خارج از ایران و گفتگو با رسانه های داخل و خارج ایران محکوم شده است.

    محمد نوری زاد، روزنامه نگار و مستندساز منتقد دولت ایران که به تازگی از زندان آزاد شده و تاکنون چند نامه خطاب به رهبر ایران نوشته است، به اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” و “توهین به مسئولان نظام” به تحمل سه سال و نیم زندان و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شده است.

     
  13. اون بخش زیبای دعایی رو که اون بالا نصب شده در خودش همه ی کلمات این نامه رو فریاد می کنه…. اون الهم فک کل اسیر فریاد حزن آلود انسان مستاصلیه که جز خدای عزیز هیچ مستمسکی نداره ولی شنیدن اون فریاد، یک وجدان بیدار می خواد که بندگان خدا رو از بالا نگاه نکنه و بر انسانیت ادما تبصره ی مسلمان بودن و التزام به ولایت مطلقه داشتن و خناق گرفتن و…. وارد نکنه. اون الهم فک کل اسیر دعای خالص یه انسان برای همه ی آدمهاست فارغ از نوع و جنس و ملیت و طرز تفکرشون و این یعنی در اسلام به بند کشیدن آدما قبیحه… پیش از مطالعه ی این نامه این آقایان تقریبا هرروز و شب همین دعا را خوانده اند و اگر نخوانده اند شنیده اند و با غلظت تمام بر ان آمین گفته اند ولی افسوس… کلامی که بند بند سایر آدمها رو می لرزاند برای این آقایان مثل کوبیدن میخ در سنگه… امیدوارم دست گشاینده ی خداوند همه ی درهای بسته را بگشاید و هم آقای میرطهماسب و هم سایر انسانهای آزاده و گمنامی که در انزوای محبس ها و انفرادی ها در گمنامی به مرگ تدریجی می میرند – و انقدر اقبال ندارند تا کسی برایشان نامه نگاری کند و تنها ملجاشان خدا و تنها ذکرشان الهم فک کل اسیر است- رنگ آبی آزادی را ببینند. 

     
  14. ممنون از تلاش هر سه عزیز،ممنون از اینکه هنوز هستین، متاسفانه تنها کاری از دست ما برمیاد آرزوی های خوب، آرزوی سلامتی و شادی برای تمام آنهاست که شرافتمندانه زندگی کردند … همیشه سلامت و آزاد باشید،

     
  15. جوان امیدوار

    سلام بر سه هنرمند بزرگوار وخصوصا” جناب آزاده سرافراز سبزمان نوریزاد قهرمان ودلسوز. از خدا میخواهم که ما را زنده بدارد تا به چشم خود خواری این حاکمان بظاهر مسلط بر سرنوشت میلیونها انسان آزاده رو ببینیم وملاحظه کنیم که همین نوریزاد عزیز در جلسات بازجویی اونها در یک فضای مناسب ورعایت کامل حقوق فردی اونها حضور داشته باشه وهمین نامه ها ودرد دلها ودرخواستها رو نشونشون بده وبعد بگه ما مثل شما نبوده ونیستیم واز الان انگار که شماها رو اولین بار دیده ایم! وکیل انتخاب کنید ودر فرصتی که داده میشود از خود دفاع کنید وبدانید که انفرادی وجود نداره و زندانی ما تا اثبات جرم همچون یک شهروند محترم و بدون جرم فرض میشید! قاضی وبازجو و هیچکس حق توهین وحتی مسخره لفظی شما رو نداره واز کابل وکشیده ولگد ودار ودرفش خبری نیستش و…! حالا هم لذت ببرید از عدالتی که از آن با شما بوسیله پندها واندرزها ونامه ها وتقاضاهای صادقانه سخن میگفتیم! نوریزاد عزیز! چقدر زیبا خواهد بود که فرزندان مفتخورشان را هم محاکمه کرده وبدون تند روی هرچه تا کنون رانت ودزدی وجنایت وهتک حرمت و… کرده اند رو به یادشان اوردو محاکمه کرداونها رو! تا برسیم به مقامات بالا که اگه عاقل باشند مثل قذافی وصدام دست به خودکشی نزنند تا اونموقع، که دادگاهشان از تلویزیون پخش بشه ومردم در حالیکه خشمشان رو نشان میدن، ولی به احترام قانون جدید، منتظر رای دادگاه خواهند بود! دلشان میخواد تکه تکه شان کنند ولی نوریزاد بیادشان میاره که ما مثل اونها نیستیم و حکمشان هر چه باشد، بدون زور واعترافات زوری و… همانقدر ونه بیشتر جزا میبینند!خدایا یعنی ممکنه؟

     
  16. به دربسته می کوبید .به جایی که خطا از آن جا صورت گرفته .وای بر ما ملت ایران با این حاکمان به اصطلاح دینی

     
  17. نوری زاد بزرگ و عزیز
    روزهایی هست که می آید و تو و کسانی که با این شجاعت پایداری نمودید به اسطوره هایی ابدی این ملت مبدل می شود که به حق سزاوارید …
    تو فرزند آرشی غیرت از آرش گرفته ای زنده باد مرد بزرگ

     
  18. خوب که انسانهای شریفی چون شما هستند . شما باعث دلگرمی مایید

     
  19. آقای نوری زاد عزیز؛ با حمله ی سپاه ساندیس جویان به سفارت انگلیس و پیامدهای بعدیش ؛ کشور در معرض خطر جنگ است
    لطفا در این مورد مطلبی بنویسید و به عنوان یکی از پرچم داران جنبش سبز مخالفت مردم سبز ایران با این وحشی گری را اعلام کنید. این مردم اگر می خواهند حسینی رفتار کنند و واقعا پیرو او هستند باید روز عاشورا نشان دهند حسینی بودن شان را. افسوس که حسینی نیستند.

     
  20. سلام.
    عالی بود! لطفاض بیشتر و بیشتر از این نامه ها بنویسید. درود بر شرف شما که زندانیان و مظلومانی که در گوشه ای افتاده اند را فراموش نمی کنید….

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

84 queries in 1911 seconds.