سر تیتر خبرها

همسر نوری زاد: اجازه ندهید جان افراد در پای مسائل سیاسی قربانی گردد

محمد نوری زاد که بدلیل نوشتن نامه های انتقادی به آقای خامنه ای و مسئولان نظام، به اتهام تبلیغ و توهین علیه نظام، به سه سال ونیم زندان و تحمل پنجاه ضربه شلاق محکوم شده است، هم اکنون در زندان اوین در شرایط بسیار بدی بسر می برد و از ابتدایی ترین حقوق یک زندانی محروم می باشد. وی هم اکنون از عفونت شدید لثه و دندان و بیماری آرتوروز رنج می برد که علی رغم پیگیری های خانواده ایشان برای گرفتن مرخصی جهت مداوا، تاکنون پاسخی به درخواست آنها داده نشده است. خانم فاطمه ملکی همسر دکتر نوری زاد در نامه ای خطاب به دادستان نوشته اند که امیدوارم هنوز وجدان شما بیدار باشد و اجازه ندهد که جان افراد در پای مسائل سیاسی قربانی گردد.

به همین مناسبت برآن شدیم که با خانم ملکی در خصوص وضعیت نامناسب جسمانی آقای نوری زاد و پیگیری هایشان برای رسیدگی به این وضعیت، به گفتگو بنشینیم که متن آن در پی می آید:

خانم ملکی لطفا در خصوص آخرین ملاقات با همسرتان و وضعیت جسمی ایشان بفرمایید.

ناراحتی و عفونت لثه و دهان آقای نوری زاد مربوط به یک ماه قبل می شود که پزشکان اوین هم تایید کردند و در پرونده ایشان درج شده است. در آخرین ملاقات کابینی که با ایشان داشتیم متوجه شدیم که دچار زانو درد شدید هستند و عکس برداری هم شده و به تشخیص پزشک اوین متاسفانه دچار آرتوروز هم هستند. البته خود آقای نوری زاد سومین نامه ای است که به رئیس زندان و یک نامه هم به دادستان نوشته اند که گویا قرار است یک ملاقاتی برای ایشان تنظیم شود. من هم دیروز یک نامه ای خطاب به دادستان نوشتم مبنی بر اینکه همسرم این ناراحتی ها را دارد و خواستار مرخصی فوری ایشان جهت مداوا شده ام. البته در این سه ماه اخیر همسرم یک مشکل پوستی هم داشتند که با تجویز اشتباه پزشک اوین، به اگزمای شدید پوستی دچار می شوند که متخصصینی از بیرون زندان، ایشان را معاینه می کنند که به طور نسبی معالجه می شوند.

در خبرها آمده است که آقای نوری زاد در قرنطینه نگهداری می شود شما اطلاعی در این زمینه دارید؟

بله، در یک سوئیتی با آقای تاج زاده نگهداری می شوند و هیچ ارتباطی هم با افراد ندارند فقط به بهداری و ملاقات کابینی می آیند که البته ایشان تا دوماه هواخوری نداشتند که خوشبختانه به تازگی هواخوری هم برای ایشان منظور کرده اند.

رسیدگی پزشکی به وضعیت جسمانی ایشان چگونه است؟

فقط مسکن داده اند و گفته اند ما اینجا امکانات نداریم و باید دندانها را بکشیم. همسرم زمانی که به مرخصی آمدند مشکل دندان و لثه را داشتند و با پیگیری های که ما انجام دادیم ایشان باید شش ماه مداوا می شدند. در نامه ای هم که من دیروز نوشتم اشاره کردم که عفونت چیزی نیست که بشود براحتی ازکنارش گذشت و با مسکن این وضعیت را تحمل کرد.

این اولین نامه ای است که شما نوشته اید؟

بله و یک مصاحبه ای هم هفت روز پیش تنظیم کردم و منتشر شد. این دو موردی است که بعد از بازگشت مجدد ایشان به اوین منتشر کردیم. البته نامه ای که دیروز خطاب به دادستان نوشتم را هنوز منتشر نکرده ایم اما اگر احیانا پاسخی به آن داده نشود ما مجبوریم که از راهای دیگر اقدام کنیم. من در آن نامه به آقای دادستان هم نوشته ام که امیدوارم هنوز وجدان شما بیدار باشد و اجازه ندهد که جان افراد در پای مسائل سیاسی قربانی گردد. البته امیدواری من نه تنها برای همسرم بلکه برای تمام زندانیانی است که شرایط دشوار زندان را به همراه شکنجه بیماری های جسمی اشان را مجبورند تحمل کنند انگار یک مرگ تدریجی برایشان تدارک دیده شده است. و در حالی که حق مرخصی از حقوق اولیه یک زندانی است، ما تاکنون ملاقات حضوری هم نداشته ایم.

در ملاقاتی که داشتید وضعیت روحی آقای نوری زاد چطور بود؟

الحمدالله، وضعیت روحی ایشان بسیار”عالی” است. در دوهفته قبل که ما با ایشان ملاقات داشتیم حالشان بسیار بد و رنگ چهره اشان پریده بود و وضعیت بسیار نامناسبی داشتند اما این هفته شکر خدا وضعیتشان بهتر بود.

در پایان هر صحبتی که دارید بفرمایید؟

من فقط خواستار مرخصی فوری ایشان هستم چون عفونت و بیماری دندان و دهان ایشان مسئله ای نیست که مورد سهل انگاری قرار گیرد و باید هر چه سریعتر تحت درمان قرار گیرند. پیش از این هم در مورد اگزمای پوستی ایشان و یا مسائل دیگری که بوده ما تا الان سکوت کردیم و سعی کردیم که به قول خود آنها جوسازی نکنیم اما یک زمانی نمی توانیم سکوت کنیم. خود من شخصا به عنوان یک انسان نمی توانیم نسبت به این قضیه بی اعتنا باشم و سهل انگاری کنم و با سکوت ما خدای ناکرده اتفاقی بیافتد که پشیمانی برای ما بهمراه داشته باشد. به همین علت من تا رسیدن به نتیجه پیگیری خواهم کرد و اگر پاسخ این نامه هم داده نشود بطور قطع به مراجع بالاتر مراجعه می کنم تا انشالله به نتیجه ای برسیم.

این مشکلی که الان است عدم درک درست از شرایط زندانی است، بخصوص زندانی هایی که به این شکل زندانی شده اند. این افراد کسانی نیستند که جایشان در زندان باشد اما خوب آقایان تصمیم گرفته اند که اینکار را انجام دهند، اما دیگر اجازه ندهند که این افراد بیشتر از این آسیب ببینند. مگر اینکه این برخوردها یک سیاست کلی باشد.

این سیاست کلی که می فرمایید چه پیامدهای می تواند به همراه داشته باشد؟

پیامدهای ناگواری بهمراه دارد حالا ما باز با آقای نوری زاد ملاقات کابینی داریم و می توانیم حرفها و خواسته هایمان را منعکس کنیم اما خیلی از افراد هستند که زندانی هستند و شرایط نامناسب را تحمل کنند و نمیی توانند نارحتی هایشان را ابراز کنند و مجبورند کوتاه بیایند و مجبور به پذیرش خیلی از شرط و شروطها می شوند که این شرایط بسیار دردناک است. و این شرایطی نیست که شایسته اخلاق انسانی باشد تا چه برسد به اسلامی که یک چیز ایده آل است.

با تشکر از فرصتی که در اختیار جرس قرار دادید.

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

یک نظر

  1. kسلام من این رو می نویسم ولی نمی دونم شما اجازه ثبت شدن در سایت رو می دید یا نه؟ اصلا کی می گه که خامنه ای سید هستش ؟ والله در علم ژنتیک ما تا حالا ندیده بودیم که کسی که باباش کچل هست و ژن کچلی را دارد ، بچه اش کچل نشود. چون یک ژن غالب است. حضرت علی کچل بود از ناحیه جلوی سر. مثل امام خمینی و آیت الله طباطبایی و خیلی های دیگه. مثل پسر امام خمینی که همشون از جلو کچل بودن. حالا اگه هر نسلی 25 سال باشه پس 1400 سال می شه، 56 نسل که این امکان نداره که کسی که باباش کچله خودش مو دار باشه کامل. در ضمن با علم ژنتیک امکان ثابت کردن آن وجود دارد چون کروموزوم ایگرگ آن در سید ها شباهت دارند.k

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

82 queries in 2006 seconds.