سر تیتر خبرها

چهره راوی روایت فتح ، سرخ و ملتهب است!

محمد نوری زاد که بدلیل نوشتن نامه های انتقادی به رهبر جمهوری اسلامی ایران ومسئولان نظام به اتهام فعاليت تبليغي و توهین عليه نظام  3 سال و نيم حبس و تحمل 50 ضربه شلاق محکوم شده و هم اکنون در زندان اوین بسر می برد ،اخیرأ دچار عفونت فک و دهان گردیده و در مریضی بسر می برد.اما مسئولان زندان بر خلاف قانون اساسی و انسانیت ، توجهی بدان نکرده اند.
خبرنگار سایت رسمی دکتر محمد نوری زاد “گاه نوشت” با فاطمه ملکی همسر این مستندساز در بند،گفتگویی در این خصوص انجام داده  است که در پی می آید:

خانم ملکی , مدتی ست که از آقای نوری زاد خبری در رسانه ها دیده نمی شود و شایعه ای مبنی بر بیماری ایشان در جریان است که مایه ی نگرانی ست.شما این خبر را تایید می کنید؟

بله.تایید می کنم و شایعه بودن این خبر را تکذیب. طی آخرین ملاقاتی که طبق روال چهارشنبه ها داشتیم ایشان را بسیار رنگ پریده و ناتوان یافتم.البته اخلاق ایشان طوری ست که اصلا به ما چیزی را منتقل نمی کنند و همیشه در پاسخ ما می گویند: شکر خدا.همه چیز عالیست!

اما این دو دفعه ی آخر نتوانستند رنگ پریده گیشان را پنهان کنند و چهارشنبه گذشته از عفونت فک و دهان بسیار بسیار در آزار بودند.

آیا ایشان تحت معاینه یا مداوای پزشکان اوین قرار نگرفته اند؟

چرا.ولی مثل اینکه دندانپزشک اوین تنها کاری که گفته است می تواند در مورد ایشان انجام دهد تجویز مسکن است که خب مشکلی را حل نمی کند.به هر به ایشان گفته اند با امکانات داخل زندان امکان مداوا ندارند و ایشان چندین هفته است که نمی توانند به علت عفونت و لقی دندانها غذا بخورد و در نتیجه بنیه ی ضعیفی پیدا کرده اند . سوالم تنها از آنها که نامشان مسوول است این است که آیا فقط یکشب توانسته اند با درد دندان بخوابند که اینطور راحت از عفونت دهان یک انسان می گذرند؟

من نمی دانم چرا همه ی مسائل را سیاسی می بینیم.ایشان با همه ی جنایت های قلمی!!! که به زعم خودشان مرتکب شده اند یک انسانند.با همان ظرفیت و آستانه تحمل آدمی.کاش آقای رئیس قوه قضائیه صدای من را بشنوند : آقای رئیس قوه قضائیه, همسرم را روزی که بردند به نام شما از ما جدا کردند و به خاطر توهین به شما, نامه اش هم در دفاترتان موجود است.شش ماه به خاطر شما حکم گرفت. بحثی نیست اما من ایشان را با تنی و روحی سالم به داد گاه تان فرستادم و فقط می خواستم ایشان را با بیست کیلو کاهش وزن و تنی ضعیف  وقتی برای مرخصی آمده بودند می دیدید! من برگه های معالجه پزشکی ایشان را فرستادم خدمت دکتر دادستان.تا شاید اگر لازم باشد بررسی کنند و فرصت بدهند ایشان به تیمار بپردازد که متاسفانه برادران صبوری نکردند.

حالا هم دست ما کوتاه است آقای لاریجانی ولی یادتان باشد همسر من شش ماه برای شما حکم گرفت و گذراند ولی شما شش سال از سلامتی او را تراشیدید و حالا حتی اجازه درمان هم نمی دهید.

خانم نوری زاد توانسته اید با ریاست زندان یا مقام مسوولی در این رابطه صحبت کنید؟

مشکل این است که همه فکر می کنند مسولی نشسته است تا به صحبتهای ما گوش کند. رئیس سابق زندان به آقای نوری زاد گفته بودند که  دندانپزشکی را از خارج اوین برای تعیین وضعیت می فرستند که همانطور که گفتم این دو پزشک متخصص عفونت شدید را تایید و در پرونده ایشان در تاریخ 4/8/89 درج کردند.در خبرها هم خواندید که رئیس زندان عوض شد و ما هم درخواست ملاقات دادیم که جوابی نگرفتیم ولی متاسفم که هرچه ما تلاش می کنیم داد و بیداد نکنیم کسی جوابمان را نمی دهد.ما اهل حاشیه نیستیم! تا امروز سکوت کرده ایم.نمونه اش را هم خودشان می دانند.آقای نوری زاد به تشخیص اشتباه پزشک زندان دچار اگزما و عفونت پوستی شدید شدند به طوری که تمام پوستشان لزج و فاسد شده بود.این را امروز از ما می شنوید که بیشتر از دو ماه از ماجرا می گذرد.گرچه به تمهید معالج بعدی وضعیت اورژانسی ایشان حل شد ولی هنوز عارضه ی آن در چهره ی ایشان مشخص است.چهره ای که روزی مردم ما به نام راوی روایت فتح می شناختند, بسیار سرخ و ملتهب است. ایشان بیشتر از سه ماه است در قرنطینه اند.بیشتر از دو ماه هواخوری نداشتند و تنها برای ملاقات از سلول بیرون می آمدند .همه ی این رفتارها غیر قانونی که هیچ ضد بشری است.منظور اینکه ما سکوت کردیم ولی عفونت دهان چیزی نیست که من ساکت بمانم.کجای دنیا که ما ادعای مدیریت آن را داریم با مرد شصت ساله به خاطر نوشتن چنین می کنند؟با کسی که جوانی اش را وقف مردم محروم کرد و هیچ وقت نخواست که پشت میز نشین باشد و عافیت طلب.مرخصی برای درمان حق مسلم ایشان است .

کاش آقای رئیس قوه قضائیه صدای من را بشنوند : آقای رئیس قوه قضائیه, همسرم را روزی که بردند به نام شما از ما جدا کردند و به خاطر توهین به شما, نامه اش هم در دفاترتان موجود است.شش ماه به خاطر شما حکم گرفت. بحثی نیست اما من ایشان را با تنی و روحی سالم به داد گاه تان فرستادم و فقط می خواستم ایشان را با بیست کیلو کاهش وزن و تنی ضعیف  وقتی برای مرخصی آمده بودند می دیدید!

خبر جدیدتری از وضعیت ایشان دارید؟

نه خیر.ملاقات به ملاقات. دسترسی به تلفن نداریم.بیشتر از هفتاد روز است که ملاقات حضوری نداشته ایم.تلفن هم که ندارند .می گویند باید صبر کنید چهارشنبه به چهارشنبه. ولی به خدا قسم اگر کسی بتواند فقط و فقط یک هفته با عفونت دهان سر کند که ایشان طی این یکماه. و اگر پیگیری نشود هم ایشان اعتصاب می کنند و هم ما ساکت نمی نشینیم. تمام دادم این است که آقای نوری زاد بنیه اعتصاب جدید را ندارد و همین وضعیت جسمی شان هم حاصل انفرادی طولانی مدت و فضای نامناسب و اعتصاب قبلی ایشان است.

من نمی دانم طرف مسوول کیست.اطلاعات یا قوه قضائیه؟دادستان یا رئیس زندان؟نمی دانم .ولی تک تک آنها می دانند که آقای نوری زاد فردی متعهد است.با یک احضار تلفنی! خودش را تحویل سیستم قضایی داد.آنها می دانند که اگر در زندان را سالها باز بگذارند ایشان یک قدم آنطرفتر نخواهند رفت! و حالا به خدا قسم برای سلامتی ایشان نگرانیم.بگذارید به درمان ایشان بپردازیم تا تنشان در زندان جمهوری اسلامی! تلف نشود .بگذارید لحظه ای با خودمان به باور برسیم که هنوز کسی برای آدمی برای انسانیت ارزشی قائل است.همین!

د

Share This Post

درباره محمد نوری زاد

با کمی فاصله از تهران، در روستای یوسف آباد صیرفی شهریار به دنیا آمدم. در تهران به تحصیل ادامه دادم. ابتدایی، دبیرستان، دانشگاه. انقلاب فرهنگی که دانشگاهها را به تعطیلی کشاند، ابتدا به آموزش و پرورش رفتم و سپس در سال 1359 به جهاد سازندگی پیوستم. آشنایی من با شهید آوینی از همین سال شروع شد. علاوه بر فعالیت های اصلی ام در جهاد وزارت نیرو، شدم مجری برنامه های تلویزیونی جهاد سازندگی. که به مناطق محروم کشور سفر می کردم و برنامه های تلویزیونی تهیه می کردم. طوری که شدم متخصص استانهای سیستان و بلوچستان و هرمزگان. در تابستان سال 1361 تهران را رها کردم و با خانواده ی کوچکم کوچیدم به منطقه ی محروم بشاگرد. به کوهستانی درهم فشرده و داغ و بی آب و علف در آنسوی بندرعباس و میناب. سال 1364 به تهران بازآمدم. درحالی که مجری برنامه های روایت فتح بودم به مناطق جنگی می رفتم و از مناطق عملیاتی گزارش تهیه می کردم. بعد از جنگ به مستند سازی روی بردم. و بعد به داستانی و سینمایی. از میان مستندهای متنوع آن سالهای دور، مجموعه ی “روی خط مرز” و از سریالهای داستانی: پروانه ها می نویسند، چهل سرباز، و از فیلمهای سینمایی: انتظار، شاهزاده ی ایرانی، پرچم های قلعه ی کاوه را می شود نام برد. پانزده جلدی نیز کتاب نوشته ام. عمدتاً داستان و نقد و مقاله های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی. حوادث خونین سال 88 بساط فکری مرا درهم کوفت. در آذرماه همان سال بخاطر سه نامه ی انتقادی به رهبر و یک نامه ی انتقادی به رییس قوه ی قضاییه زندانی شدم. یک سال و نیم بعد از زندان آزاد شدم. اکنون ممنوع الخروجم. و نانوشته: برکنار از فعالیت حرفه ای ام.

40 نظر

  1. مگر اصحاب ده نمکی نبودند که با موتور هزار در کوی دانشگاه با قمه ویراژ میدادند و هر که دم دستشان می آمد را میزدند ؟؟!! حالا این مرتیکه الدنگ تشویق و تقدیر شود به خاطر فیلمی که رزمندگان رو مشتی بی ادب و ارازل اوباش معرفی کند که تفریحشان باد شکم و بنگ بوده ! و افرادی مثل جناب نوری زاد در این سن و سال با کارنامه درخشان روایت فتح و بعد پروانه ها مینویسند .. به خاطر نوشتن حقیقت محض با این روشهای غیر انسانی شکنجه بشند ؟ پروا بانو میگوید که دیگر پدر را شکنجه نمیکنند ! ای وااای !!! عدم رسیدگی به وضعیت دهان و دندان و تحمل این درد کم شکنجه ایی نیست خواهرم …

     
  2. خواهش میکنم همه برای سلامتی این راوی حق یک سوره ی حمد بخوانیم و از او بخواهیم با قلمش نهال سبزمان را ابیاری کند.

     
  3. ازاده مرد هم میتوانست چلبی بزند و سردار بشود ادم بکشد غربده بکشد دروغ بگوید اما شریف ماند انسان ماند خود را به ضحاک نفروخت و بزرگ ماند البته این بزرگی هزینه هم دارد وای بر چوانای که گم نام هستند و صدایی ندارند

     
  4. چرا خبری از احوال آقای نوری زاد نمی دید؟من نگرانم

     
    • پشتیبانی وب سایت

      دوست عزیزم سلام
      آخرین خبری که از احوال جناب نوری زاد داریم،همان عفونت فک و دهانی است که ایشان بنا به تشخیص نادرست عمدی پزشک اوین دچار آن شده اند.

       
  5. باعث تاسف است در کشور ما کسانی مثل اقای نوریزاد در زندان است و چماقداری مثل ده نمکی به عنوان کارگردان و هنرمند ازاد و راحت در جامعه می گردد.

     
  6. سلام و درود بر بزرک مرد راه آزادی . همان گونه که حر عاقبت به خیر شد و نامش جاوذانه ماند حر زمانه ما نیزنام نیکش همواره بر بلندای قامت ایران زمین خود نمایی خواهد کرد و مردمان رها از شر ظلم و جور در آینده این سرزمین پاک نام پاکش را با اوای بلند با افتخار ندا در خواهند داد.درود بر او که خودش و قلمش را با هزاران سیم وزر جابران زمانه عوض نکرد و کنج زندان ستمگر را به پست و مقام و میز و مدال اهدایی … تر جیح داد

     
  7. حفظ نظام از اهم واجبات است . امام خمینی (ره) . اگر به امام پایبندید در جهت تضعیف نطام برنیایید . البته انتقاد باید باشد .ولی بصورت رسانه ای وعلنی به رهبری .نمونه واقعی تضعیف نظام میباشد. عملی که باعث خوشحالی دشمن میشود. ودرجهت اهداف استکبار گام برداشتن است.

     
  8. آنچه از پدران مان یا از کتابها یا … یاد گرفته ایم این دین جمهوری اسلامی اصلا وابدا اسلام نیست وحتی هزاران بار از دوران اموی بدتراست

     
  9. سلام

    خانم ملکی مطمئن باشید که حق پیروز است.برنامه های ساخته شده توسط ایشون ماندگار است.هنوز عزاداری های ظهر عاشورای خیابان شالی از یاد ما نرفته هنوز تلاش ها ایشان برای ساخت مسجد تو بلوار اشرفی از یاد ما نرفته و تا زمانی که اذان از مناره آن مسجذ شنیده میشه آقا نوریزاد هست و ظلم ظالم گور اوست

     
  10. راوی روایت فتح در بند ستم اسیر و خانواده اش حیران از دوگانگی ها!!!

     
  11. پس مي خواستيد به نام كه به زندان ببرند

     
  12. این صدای روایت فتح برای ایشونه یا اقای اوینی؟

     
  13. نگران نباش مادر جان
    خدا با اوست و هیچگاه او را تنها نمی گذارد
    امروز محمد نوری زاد روایتگر فتحی دیگر است.

     
  14. این همون روایت فتحه.
    فتح نفس سرکشی که دیگران ازش باز موندند و اجازه دادند زیاده خواهیش ملتی را دردمند کند.فتح بزرگ اینست.پایدار باش “مرد”

     
  15. الا لعنت الله علی قوم الظالمین من الاولین الی الآخرین

     
  16. باید کسانی مثل ده نمکی ازاد باشند و مردانی مثل نوریزاد در زندان . چون نخواسته دین به دنیا بفروشد .

     
  17. نام مرا بگو به درختان
    تا سبزتردوباره برویند
    حر زمان…..

     
  18. آن که بیدار است، عاشق است…آن که عاشق است، دعا می کند….آن که دعا می کند، تنها نیست

     
  19. درود بر شما خانواده مبارز

     
  20. زمستان تمام می شود و رو سیاهی به ذغال می ماند.
    این روزها هم می گذرد و آیندگان از شکنجه های قرون وسطایی در سرزمینی خواهند گفت که سردمدارانش داعیه عدل دارند، همانگونه که ما از گذشتگان گفتیم. امید دارم آنروز دیر نباشد و ما به همراه نوری زاد عزیز و دیگر آزادگان در بند آزادانه به ساختن کشورعزیزمان بپردازیم.

     
  21. هربار که نوری زاد به بند کشیده شد, بندی دیگر از چهره کریه قدرتمداران دریده شد.
    در این مدت کوتاه بعد از انتخابات , او به فاتح قلبها بدل شد ورهبر قلبها شد , و قدرتمدارن از محبوبیت به منفوریت گرائیدن و مشروعیت نیم بندی که یدک میکشیدند همچون برف در مقابل آفتاب بخار شد و رفت.
    خدایش خیر دهاد .
    حمید

     
  22. مدتی است که شیطان فریاد میزند:آدم پیدا کنید میخواهم سجده کنم. وای بر شما که خودتان رامسلمان خطاب میکنید. نمیبینید که بنده خدا دارد زجر و سختی را تحمل مبیکند؟؟؟به کدامین گناه؟؟؟؟؟؟؟ انسانیت و مسلمان بودنتان کجا رفته؟؟؟؟؟؟ خداوند خودش جوابتان را بدهد

     
  23. اصلا ممکن این بنده خدا سبز هم نباشه فقط دهان بی موقع باز کرده و در بد شرایطی حرف حق زده ….. فقط میترسم شرایط همین جوری بماند و حالا حالا ها نتوان حرف حق زد که خدای نکرده به کسی بر بخورد شرمنده ام از گفتن این جمله ولی وای به مملکتی که نتوان در آن حرف زد آزادانه زیرا بوی تزویر و ریا و چاپلوسی دارد بیداد میکند به چشم میبینم کسانی که به هیچ کس و هیچ چیز پایبند نبودند ( حتی اسلام) حالا چه جوری دارن مانور میدن وما هم بخاطر احتیاج به نفر چگونه ساکتیم و دم نمیزنیم

     
  24. درود بر تو نوری زاد عزیز
    شرمنده ام که برای آزادی و رهایی ات، فعلا کاری جز دعا از دستم بر نمی آید…
    اما کسانی که می توانند کاری کنند چرا ساکت نشسته اند؟ جامعه ی بین المللی، حقوق بشری، جامعه ی هنرمندان و نویسندگان، چرا ساکت نشسته اید؟ چرا برای چنین ظلم آشکاری که به این عزیزان آزاده می رود کاری نمی کنید؟ این شیر مرد ، دیگر چقدر باید هزینه بدهد؟ او به خاطر همه ی ما امروز در زندان است و چنین شکنجه می شود…او که هیچ گاه ساکت ننشست و هر بار به هر طریق به دادخواهی مردم بی گناه به پاخاست؛ دور از انصاف و شرف است که چنین ساکت بنشینیم باید کاری کنیم.
    نفرین و ننگ بر حاکمان مستبد و ظالم…
    الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم……
    الهم فک کل اسیر

     
  25. برای سلامتی این مرد فرهیخته دعا میکنم. ای کاش سالها پیش آقای نوری زاد این قوم اشقیا و نا اهل را میشناخت تا با زبان و قلم خیر خواهانه اش شاید میتوانست از سرعت جنایات آنها بکاهد..

     
  26. خواهرم من نیز سبز سبزم و همیشه برای سلامتی زندانیان سبزمان دعا می کنم دوستمان گفته که اندکی صبر سحر نزدیک است ولی من متاسفم که با رنج و اندوه بگویم صبر بیشتر پیشه کنیم که به این زودی ها سحری در کار نیست و باید انتظار طولانی بکشیم شاید ۱۵ سال شاید ۲۰ سال شاید هم ۳۰ و یا حتی بیشتر چون با خفقان و محکم کاری های حاکمیت به این زودی ها سحری در کار نیست خدا اجر جزیل برای شما و همسرتان عطا فرماید
    یا حسین میر حسین

     
  27. به خدا قسم شب و روز برای رهایی این ازاد مردان دعا می کنیم.

     
  28. man vaghan negaranam

    ishon daran be jaye hame ma tahamol mikonan

    sokote ma che mani dare?

     
  29. این شکنجه گران انسانهای بزرگ در تاریخ این سرزمین مانند ضحاک ماردوش نفرین ابدی را برای خود خریده اند .نوری زاد رو خدایا به خودت سپردیم .او و همه زندانیان آزاده این سرزمین رو .

     
  30. درود بر ایشان

     
  31. خانم ملکی‌

    ضمن تبریک به شما و بچه‌هایتان برای داشتن چنین همسر و پدر خیلی‌ متاسف هستم و با شما و فامیل همدردی می‌کنم که چنین مرد بزرگوار و تاج زاده، مومنی و صد‌ها وطن پرست و مبارز دیگر در دست کسانی‌ گرفتار شده اند که بویی از انسانیت نبرده اند . جنابعالی در نامه تان چنین مرقوم فرموده اید: “”ایشان با همه ی جنایت‌های قلمی!!! که به زعم خودشان مرتکب شده اند “” حضورتان عرض کنم که ایشان هیچ جنایتی حتی قلمی نکرده اند منتهی حکومت گران زبان نفهم هستند. حقیقتاً من شانس دیدن فیلمهای ایشان نداشتم ولی‌ چند تا نامه ای که ایشان مرقوم فرموند سعادت خواندن آنهارا داشتم، ایشان که جز خیر خواهی این دنیا دوستان چیزی نگفته که جنایت تلقی‌ به شود جنایت را آقایان میکنند که انسانهای با ارزشی مثل زندانیان موجود در اوین و گو هر دشت گرو گان گرفته اند.

     
  32. برادران من
    برادران شجاع و آزاده ام
    تاجزاده و نوری زاد و آزام نژاد
    برادران قهرمان و سمبل عشق و هنر و مقاومت ایران
    سمبل کوفتن بر تن استبداد پیر که تو رفتنی هستی و ما ماندنی
    آهااااااای مستبد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    ننگت باد
    بزودی شیرینی مرگت را با مردم و سرزمین مان جشن خواهیم گرفت!!!
    یاحسین میرحسین

     
  33. بهشت را به بها می دهند نه بهانه.راوی فتح دیروز ما خود امروز فتحی بزرگتر از فتح اول را بیان میکنند . این بار فتح قلوب مومنین و انسانها ی خدا جویی است که تحت هیچ شرایطی به تاسی از مولایشان سید الشهدا ظلم را تائید نمی کنند.
    آیا قلب سلیمی را می شناسید که به شناخت ومعرفت علی بن ابیطالب (ع) رسیده باشد و در اوج خفقان معاویه به او دشنام دهد میل به پاکیها و خوبیها در فطرت انسانها نهادینه شده و این تفسیر نابودی ظلم و ظالم است

     
  34. روز و شب لعنت می فرستیم مسبب اصلی همه این بدبختی ها را ، به حق مظلومیت اهل بیت. ان شاء اله خدا در همین دنیا هم، خار و ذلیل کندشان که این مردم را و نوری زاد هایمان را این چنین ستم می کنند. الهی آمین
    خدایا این عزیزمان را کمک کن از دست این ظالمان.

     
  35. دل وبدن شکسته واستخوان لای زخم
    خدایا ما هم به این مرد بزرگ افتخار میکنیم ودعا میکنیم خدا به او اجر و سلامتی وخلاصی از دست قوم ظالم بده و مارا هم از دست تمام ظلم وتفرقه نجات بده.
    نیک باش وبه امید روزگار نیک

     
  36. با سلام خدمت خواهر بزرگوارم
    خیلی سخت است که این را بگویم و لی مجبورم :
    اندکی صبر سحر نزدیک است

     
  37. مشکل نوری زاد این است که پاسپورت خارجی ندارد پس و الی اله المشتکی

     
  38. این یک نوع شکنجه است که شکنجهگری ندارد.و زندانی را در وضعیت بیماری بدون درمان قرار می دهند تا روز و شب بوسیله بیماریش شکنجه شود.خداوند پناه این بی پناهان باشد . امین

     
  39. بی شک این سایت یکی از آزادترین سایت هایی است که تاکنون دیده ام

     

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نمیشود.

 سقف 5000 کاراکتر

Optionally add an image (JPEG only)

85 queries in 1507 seconds.