سر تیتر خبرها

استعفا و محاکمه ی رهبر

  شوربختانه خیزشی که در پنجاه شهر کوچک و بزرگِ کشور بهم پیوست، بخون نشست. اکنون، می شود به درشت نامانِ این نظامِ زشتکار نگریست که خانه هایشان همه بر خون شناور است. آنهم نه خون اسلحه بدستان و جنگاوران و محاربان، بل خونِ ستمدیدگان و گرسنگانِ دادخواه. از میان همه ی داعیه دارانِ حقوقِ مردم، این نمایندگان مجلس اند ... ادامه متن »

خواجگانِ عمامه به سر + فایل صوتی + مصاحبه

  یک: جایگاهِ خواجگی، از آن روی که مردانی باید در حرمسرا می لولیدند و به کارِ چاکری داخل می شدند، هماره از نیاز پادشاهان و حاکمان بوده است. پس، پسران و مردانی را از مردانگی تخلیه می فرمودند تا با صورتی صاف و بی ریش، در اندرونی بلولند و سفره بیندازند و چیزهای سنگین جابجا کنند و حتی طاس ... ادامه متن »

مصاحبه

  یک: هموطنانم، فوران خشم شما، بر چشم آنانی که باید بنشیند، نشست. مباد که این خشم، بخاک افتد و دستاوردی نداشته باشد. پس، برای دستیابی به خواسته های قانونی خود، خشم خود را مدیریت می کنیم. همه ی ما، یکپارچه، روح مطالبه گری را در خود زنده نگه می داریم. و با آواری از داخل و خارج، مصرانه می ... ادامه متن »

ما باید جمهوری اسلامی را واژگون کنیم ( بخش دوم) + تحلیل روز

  یک: از نخستین معرکه پردازی های آشکارِ نظام مقدس جمهوری اسلامی، ربودن و خاکمالی کردنِ شعارهای بنیادینِ مردمی بود که به گمانِ عملی شدنِ همان شعارها به این نظام و وعده های خدعه ای اش، روی خوش نشان دادند. مثل استقلال و آزادی. استقلال را از همان بدو پیدایشِ این نظام، عبا و عمامه ی روحانیان از کلیتِ کشور ... ادامه متن »

ما باید جمهوری اسلامی را واژگون کنیم! (بخش نخست به همراه فایل صوتی )

  گنده لات های تسبیح به دست ما را چاره ای جز واژگونیِ این نظام نیست. چرایی و چگونگی اش را گفته ام باز نیز می گویم. پیش از آن اما این بگویم که نگارش و واشکافیِ این “واژگونی” برای من بس دشوار بود. این دشواری، از جنسِ سربریدنِ فرزند است بدست خویش. ما ناگزیریم گنده لاتی را سر ببریم ... ادامه متن »

ای مردمِ بی چشم و رو ! + مصاحبه

  آمریکایی ها گفته اند که تا چندی دیگر، شمارگانی از اسم و دارایی های سران جمهوری اسلامی، همچون شخصِ رهبر و گنده نامان نظام ولایی را منتشر می کنند. انتشار اسم این آدمها و اندازه ی پول هایی که از جیب مردم ایران برداشته اند، در هرکجای جهان می تواند کشوری را به تکان های شدیدی از نفرتِ مردم ... ادامه متن »

ناپیدا + مصاحبه با ایران فردا

  دیشب رفتم دیدن جناب امیرحسین دولت پناه. این مرد، کلید دار گنج های سادگی و پاکی و درستکاری ست. پنجاه سال است که در خانه ای 50 متری زندگی می کند. وای که چقدر خواستنی ست این مرد. گاه که از هیاهوی این روزگارِ درهم پیچ، دلم می گیرد، به تماشای سادگی ها و بزرگی های این مرد بی ... ادامه متن »

رقصِ مردمانِ مست

  یک: روز پایانی نمایشگاه خط خطی های من، برای من باشکوه ترین بود در میان تمامی این سال ها. سربسته بگویم که من در چهره و سخنِ دوستانی که به نمایشگاه می آمدند، جز رقصی از مهربانی و ادب و بزرگواری ندیدم. دوستانِ من، آمده بودند که: مست شوند. و ما – جایتان خالی – مستی ها کردیم در ... ادامه متن »

روز ششم تا هشتم نمایشگاه + تحلیل هفتگی

  روز هشتم نمایشگاه خط خطی های محمد نوری زاد روز هشتم بسیار شلوغ بود. نخستین بازدید کننده ای که به نمایشگاه آمد، بانو رضا خانی بود. مادر آرمان رضا خانی، جوان نابغه ای که من با این جوان مدتی در اوین زندانی بودم. جرم این جوان توهین به احمدی نژاد بود. وقتی آرمان شیرخواره ای بوده، جلال الدین فارسی ... ادامه متن »

نمایشگاه خط خطی های نوری زاد (روزهای اول تا پنجم)

  روز نخست: پنجشنبه نهم آذر نود و شش، روز نخست نمایشگاه بود. در این روز، گرچه دوستانی چون دکتر ملکی و پدر و مادر و خواهر شهید مصطفی کریم بیگی و پدر شهید محمد مختاری و عزیزانی چون بانو معصومه دهقان – همسر جناب عبدالفتاح سلطانی وکیل زندانی – و دکتر قاسم شعله سعدی و همسرشان و جمعی از ... ادامه متن »

251 queries in 33040 seconds.